بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40438

ما و اربعینبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ببخشید منظورم به خودم هست کار به هیچ کسی ندارم و زیارت اربعین را منکر نیستم. من امسال هرکاری کردم که اربعین کربلا باشم راضی نشدم که برم، پیش خودم فکر کردم گفتم که چند بار رفتی کربلا و عهد بستی آدم خوبی بشی و مورد رضایت خدا و اهل بیت قرار بگیری ولی بدون هیچ تغییری که کرده باشی بازم همون گناه ها را تکرار کردی، هیچ معرفتی، هیچ پیشرفت معنوی نکردی، خوب چه فایده داره وقتی زیارت به قلب ما وارد نشده فقط خودمو خسته کردم. به کمیت نیست بلکه به کیفیت است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که ما در نسبت با حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» بخصوص در اربعین، خود را هرچه بیشتر بیابیم که چه باید بشویم. و معلوم است که شیطان در این راه بی‌کار و بی‌تلاش نیست. در رخداد اربعینیِ این سال‌ها بحث در حضوری است که ما را در جهانی دیگر حاضر می‌کند، جهانِ درک انسانیت انسان‌ها در جمع زائر و خادم؛ و این یعنی عبور از جهان خودبنیاد و نژادپرستانۀ غرب و غرب‌زدگان. این‌جا است که چنانچه بتوانیم در چنین میدانی که اربعین برایمان گشوده است وارد شویم، ارزش خود را دارد. عرایضی تحت عنوان «حضور در رخداد اربعینی اخیر و جابجایی قدرت جهانی» شده است، امید است مفید افتد. https://eitaa.com/matalebevijeh/20038  موفق باشید        https://eitaa.com/esharat/848

40300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: بنده چند سالی است که سعی کرده ام پرهیزکاری پیشه کنم و در مقابل نفس خود جهاد پایداری انجام دهم. در این مسیر لحظات نابی را در مقابل خدا و اهل بیت حس کردم. اما در زمان های که نزدیکی زیادی را نسبت به خدا حس می‌کردم در یک سری آزمایش ها به گناه متمایل شدم. با اینکه آن گناه را انجام ندادم اما حس دور شدن از خدا در خود احساس کردم و به قول استاد طاهرزاده حس کردم درونم کدر شده است. می‌خواستم از استاد بخواهم کمک کنند در این لحظات برای دوری از گناه چه کاری انجام دهم و برای رفع این کدری چه کاری انجام دهم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که قرآن از قول شیطان به ما متذکر می‌شود که شیطان گفت: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» بدین معنا که هرکس در صراط مستقیم به سوی پروردگارش رهسپار باشد بدون وسوسۀ شیطان نیست و این جا است که انسان امیدوار می‌شود که گویا در مسیر به سوی خدا می‌باشد که این احوالات و وسوسه‌ها به سراغش می‌آید و در نتیجه با جدیّت بیشتر و صبر و پایداری راه را ادامه می‌دهد. موفق باشید

40258

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در رابطه با سوال 40255 می‌خواستم بدونم که چگونه میشه که هم توجه ما به کسی که نصب العین قرار دادیم باشد و هم تمام توجه ما به خدا باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر سلوک، این حالت پیش می‌آید به همان معنایی که فرموده‌اند: «دیده آن باشد که باشد شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس» از آن جهت که همه چیز آینۀ به ظهورآمدن انوار و اسماء حضرت محبوب است. موفق باشید

40141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: در آستانه عرفه التماس دعا. استاد جان، با توجه به اینکه در تفاسیر و روایات آمده که خداوند مقام امامت را بعد از خلت و نبوت به حضرت ابراهیم عطا فرمود، جایگاه حدیث زیر چیست که می فرماید بعد از آدم (ع) هرگز زمین بدون امام نبوده؟ امام باقر عليه السلام: وَاللَّهِ، ما تَرَكَ اللَّهُ أرضاً مُنذُ قُبِضَ آدَمُ عليه السلام إلّا وفيها إمامٌ يُهتَدى‏ بِهِ إلَى اللَّهِ، وهُوَ حُجَّتُهُ عَلى‏ عِبادِهِ، ولا تَبقَى الأَرضُ بِغَيرِ إمامٍ حُجَّةٍ للَّهِ‏ِ عَلى‏ عِبادِهِ. به خدا سوگند، خداوند از هنگامى كه آدم عليه السلام را قبض روح كرد، زمين را بدون امامى كه با او به خدا ره جويند، رها نكرد و او حجّت بر بندگان خداست و زمين، بدون امامى كه حجّت خدا بر بندگانش باشد، باقى نمى‏‌ماند. الكافی جلد۱ صفحه ۱۷۹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری وقتی هدف خلقت به حکم «لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأَفْلاكَ،»؛ خطاب به حضرت پیامبر می‌فرماید اگر تو نبودى، جهان را نمى ‏آفريدم،  می‌فهمیم که همواره باید انسان کاملی در زمین باشد که او مقصد خلقت است و در هر زمان با جلوه و شخصیت خاصی به میان می‌آید فرمود:  «لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها.» اگر حجت در روي زمين نباشد، زمين، مردم را به كام خود فرو مي‌‌كشد. موفق باشید

40117

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در زیارت اباعبدالله و حضرت عباس بعضی می‌گویند اول خدمت حضرت عباس برسید برای کسب اجازه بعد خدمت ارباب نظر شما چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  این ذوق نوعی ادب به حساب می‌آید ولی به این معنا نیست که حتماً باید اینطور عمل کرد ممکن است کسی جان خود و در طلب روحانی‌اش بخواهد با نظر به صفای مقدس حضرت اباعبدالله علیه السلام کار را شروع کند، طوبی له. موفق باشید

40101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد آیا تابه‌حال در مسیر فعالیت خود با افرادی مواجه شدید که در زندگی تحت‌تأثیر عوامل مختلف دچار حیرت و سرگردانی شده باشند یا در مسیر درست باشند؛ اما به‌یقین نرسیده باشند یا اصلاً راه ندانند اگر این چنین بوده چه مواجهه و راهکاری داشتید برای این مسئله؟ استاد بنده خود فرد با استعدادی بودم که خود را استاد فرصت‌سوزی می‌دانم و در مسیر زندگی خود معنا را با شخصیت‌هایی مثل شهید مطهری و...دریافتم و مشکلم چند موضوع بوده تا جایی یکی این که می‌دانم یک این مبانی را عمیق در نیافتم بعداً راهکار پیدا کردم که زمان‌بر در دست اجراست، بعد مشکلم عدم مهارت در بخش‌های گسترده زندگی و روش‌های فراوان غلط بوده که به بخشی رسیدم و تا حدی اصلاح شد؛ اما سرعت به‌شدت پایین هست از مسائل مهمی که غصه شده برایم مسئله تحصیل هست که هم در بعد عمق وهم در بعد عمل و نمره و علی‌رغم استعدادم ملامت‌ها شدم بخشی از مسیر هنوز باتوجه‌به سنم به نظرم قابل‌جبران هست، هدفم را ورود به عرصه علوم‌انسانی اسلامی قرار دادم بعداً از فرایند آشناشدن و تغییر جهت داده در عرصه حکمرانی دغدغه دارم و مسئله عدالت در عرصه اجرا و اجتماع، همیشه به خدا توکل کردم تا حد زیادی به مسیرم ایمان دارم؛ اما به علت بدعملی گاهی سست می‌شوم دوست می‌داشتم با نگاه درست جستی زنم و برای همیشه مسیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم و جراحت‌های این اشتباهات را... امیدم به خداست. گاهی هم از نرسیدن و یا شرمنده شدن و سرافکندگی در بین نامردان و نا اهلان می‌ترسم و از خدا می‌خواهم من را در مسیر درست موفق کند اما خوب نقشه دقیق راه ندارم دوست می‌داشتم اسلام‌شناس برجسته‌ای باشم تا نیازهای خود و مردمان را از این مبانی ناب استخراج کنم؛ اما افسوس که عمر کوتاه هست و ما اندر خم کوچه و نابلد و بیم نرسیدن و اسیر ضعف‌ها و هواها، حال باید چه‌کار کرد استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همان موقعیتی که هستیم با تعمق در معارف توحیدی در هر آنچه برایمان امکان انجام آن را دارد حاضر شویم. در آن حال خداوند به حکم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» خودش راه را می‌گشاید. البته اگر انسانی که از نظر شما انسان شایسته‌ای است را مدّ نظر قرار دهید، مؤثر خواهد بود. موفق باشید

40094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: من متوجه زمانه و درگیری تمدنی بین انقلاب مرحوم امام و غرب هستم. روحم انگار در شور و حرارت وجودی این درگیری قرار گرفته اما نمیتونم رسالتم رو پیدا کنم که من چه نقشی باید داشته باشم؟ وقتی ظرفیت حاج قاسم را می‌بینم که رسالت ایشان قطع بازوی اسلام آمریکایی در منطقه بود و ظرفیت کم خودم را می‌بینم حسرت می‌خورم به کم کاری ها. استاد چه کنم خدمت گذار امام عصر باشم در این نظم جدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روحیۀ بشر جدید و جهان جدید را همان‌طور که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌ علیه» درک کردند؛ بشناسیم. پیشنهاد می شود سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» که حاج آقا حسینی در حال شرح آن هستند؛ https://eitaa.com/c/31126495/511 بزنید بخصوص به قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن». موفق باشید

40788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سوال زیر را فقط از منظر ابن عربی پاسخ بدید نه ملاصدرا. این جملاتی که میگم آیا درست است یا نه؟ الله عین علیم است و علیم عین الله است. این جمله درباره تمام صفات با ذات می‌باشد. جمله بعدی، علیم عین قدیر است و قدیر عین سمیع هست و این جمله در رابطه همه اسما با هم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور، اموری است که هرکس باید خودش در آن حاضر شود و شرطش آن است که: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» و خود به خود راه، ما را به جایی می‌برد که «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». به گفتۀ اساتید این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی، تعلیمی نیست باید به میدان حضور حاضر شد و جلو رفت. موفق باشید

40760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در جلسه شنبه گفتید عربها خیلی نادان و جاهل بودند و مثالهایی هم زدید، ولی قبلا گفته بودید جاهلیت عربها به معنای نادانی نبوده و اهل فکر و تمدن بودند و می‌گفتید ابوسفیان به رم رفته بود و دنبال گسترش تمدن بوده و... علت این دوگانگی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو موضوع در میان است. یکی آن‌که جریان جاهلیت در جای خود، تمدنی به حساب می آمد و خود را طوری تعریف کرده بود که برای خود برنامه و انضباطی داشت و دیگر آن‌که در آن تعریف و انضباط به جهت غفلت از معارف توحیدی نوعی خودبنیادی و خودسری در آن میدان حاکم بود تا آن‌جایی که به کوچک‌ترین بهانه جنگ‌های ۴۰ ساله راه می‌انداختند خیلی شبیه جاهلیت مدرن و جنگ جهانی اول و دوم که بین خود بیش از ۶۰ میلیون را به قتل رساندند. موفق باشید 

40578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در روایات آمده یکی از عوامل استجابت دعا پافشاری و تکرار و اصرار بر دعاست. آیا منظور از تکرار و پافشاری و اصرار بر دعا اینست که هر روز دقایق طولانی یا ساعت ها دعا کنیم تا حاجتمان برآورده شود یا منظور اینست که هر روز بعد از نمازهای یومیه دعا کنیم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به آن معنا است که از اجابت آن دعا مأیوس نباشیم وگرنه از طرف دیگر هم داریم الحاحِ در دعا با اصرار همراه نباشدکه در واقع گمان کنیم خداوند باید با اصرارِ ما آنچه ما می‌خواهیم را عمل کند. موفق باشید

40571

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: آیا در نهایت، انسان با گناهانی که قبلا انجام داده و توبه کرده و محال است به سمت اون نزدیک هم بشه، روبرو خواهد شد؟ خدا چنین گناهانی رو به روی بندگانش میاره؟ اگر روبرو شد بهترین کار چیه؟ بیشتر از جنس‌ حق الله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرگز چنین نیست از آن جهت که از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: «من تاب لذنب کمن لا ذنب له» هر آن‌کس که از گناهی توبه کند در آن حدّ است که گویا آن گناه را انجام نداده است. موفق باشید

40539
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. اسلام با عشقی جانسوز به انسانها آغاز شده و حضرت نبی اکرم یگانه ای در خلقت پروردگارند که تنها ایشان در کل هستی، از خاطر عظمت ذاتیه بینظرشان توانست همه انسانهای خلقت را در خود پیدا و جمع کنند و بسوی خداوند سیر ایجاد فرمایند. بخدای یگانه پیامبر نهایی عالم هستی قسم، که ایشان از همه مخلوقات شدیدتر حاضرند و کامل ترینند و ایشان از شدت علاقه به ما مردم در عشقی جانسوز و قوی انتظار تک تک ما را می‌شکند تا هر کدام از ما در نهایت استقرار وجودیه خود حاضر شویم. گریه ها و اشتیاق شاد و کامل ایشان به سوی ما همه هستی را به شوری انداخته که والله قسم انسان تا ابد چنین ایمان خاصه عاشقانه ای را نخواهد یافت هرچند تمام هستی را زیروکند. ای نبی خدا به امر خدا ما تشنگان از دست رفته را نجات ده. ای خدای عالم اگر ما را از ایشان جدا کنی به همه هستیه مقدست قسم هرگز با خود کنار نمی آییم و اگر رحم فرمایی بر ما خدایی کرده ای‌. پروردگارا بفرمایید آیا برآورده کردن این خواسته از شما در شأن خداییت نیست؟! یا رب ما را آفریدی سپس پرورش دادی، ما را به نتیجه نهایی یعنی عشق ایمانی وجودی نبی برگزیده ات که نتیجه نهایی ما از خودمان است برسان. خدایا ان‌شاءالله نبینم لحظه ای را که مرا از او واگرفته باشی زیرا وجودم دیگر تاب چنین چیزی را ندارد من خود را به او سپردم مباد جفا از چنین عشق نبیانه اش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. ما با نظر به آخرین پیامبر که عالی‌ترین حضور را به ما عطا می‌فرماید؛ آن‌چنان وسعت می‌یابیم که چنانچه کوتاهی کنیم، آن کوتاهی در ابدیت ما آنچنان دردناک و جانکاه است که قرآن در بارۀ آن می‌فرماید: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» (فرقان/ (۲۷) ملاحظه کنید که حتی انسان در آن شرایط آنچنان در فشار و پشیمانی است که دو دست خود را در دهان خود می‌برد و فشار می‌دهد و می‌گوید ای کاش در کنار آن پیامبر، راهی را که او در مقابل ما گشوده بود را انتخاب می‌کردم. و این همۀ حرف است در نسبتی که ما باید با پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داشته باشیم و او را راهی بدانیم برای آن‌که در جان خود گشوده و گشوده‌تر گردیم. موفق باشید

40405

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در روایت داریم که هرگاه از چیزی ترسیدی، خود را در آن بیفکن. از طرفی در روانشناسی نیز هرگاه فردی از چیزی می‌ترسد، با رعایت ظرفیت فرد و نوع ترسش، در قالب یک فرآیند، فرد با آنچه می‌ترسیده روبرو می‌شود. مکاتب مختلف روانشناسی روش ها و دیدگاه های مختلفی برای این رویارویی دارند و مثالی که عرض کردم تنها یکی از این موارد است و موارد دیگری هم وجود دارد که روایات به انجام کاری برای خود توصیه کرده اند که مشابه آن در فرآیندهای روان درمانی نیز وجود دارد. سوالم این است که چه تغییری در بشر جدید رخ داده که او دیگر نمی‌تواند خودش چنین درمانگری را نسبت به خودش داشته باشد و نیاز دارد که آنچه قبلا خودش می‌توانسته در مورد خودش انجام دهد، در قالب یک فرآیند و یک رابطه تخصصی انجام شود؟ و این بشر جدید، چه حالی دارد که باید بخشی از آنچه خودش قبلا بوده را در قالب علوم انسانی و مثلا امری تخصصی مانند روان درمانی جستجو کند؟ نسبت روان درمانگر و بیمار، جای چه نسبتی از فرد نسبت به خودش یا دیگری را گرفته؟ قبلا بشر در چه وضعیتی بوده است که چنین توصیه هایی از دیگری می‌توانسته او را کمک کند ولی اکنون این توصیه باید در یک فرآیند و در رابطه روان درمانگر و بیمار جاری شود تا تاثیر بگذارد؟ تعجب بیشتر اینجا پیش می آید که وقتی این موضوعات در قالب فرآیند روان درمانی قرار می‌گیرند، بسیار پیچیده می شوند که حتی رعایت نکردن دستور العمل های روان درمانی، موجب آسیب به بیمار می‌شود و برای مثال، اضطراب او بیشتر می‌شود در حالی که وقتی فرد خودش بخواهد چنین کاری انجام دهد، ظاهرا فاقد این پیچیدگی هاست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که موضوع، بسیار پیچیده و دقیق است و نظر صاحب‌نظرانی مانند هایدگر و گادامر که نسبت به انسان، بخصوص انسان جدید اندیشیده‌اند، موضوع نیهیلیسم و نیست‌انگاری است و راه عبور از آن در راستای حضور انسان است در سوبژگی خود و در عین حضور در جهان نسبت به انسان. عرایضی تحت عنوان «نیست‌انگاری» شده است امید است در این رابطه برای اندیشیدن هرچه بیشتر کمک‌کار باشد. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C&tab=sounds موفق باشید

40178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا. تاریخ، مشمول و محکوم تکرار کفر و الحاد نیست؛ ما مرحله مدرن را پشت سر گذاشته‌ایم. مسئولیت تحقق هستی خود، قابل واگذاری نیست و تنها در ولایت مطلق تماماً معنا می‌یابد - این یکتا مسیر آزادی و کمال انسان است. آزادی بزرگ در پذیرش ولایت محقق است، که در الگوی پوچ تحمیلی غرب که آزادی را به ابزاری برای سلطه تبدیل کرده، ممکن نبود زیرا به جای اجازه بلند قامتی انسان او را می‌شکست تا آدم نداند کیست. هرگونه انکار این اصل، به معنای خروج از دایره آزادی انسانی است، خصوصاً در این برهه متکامل تاریخی که همه چیز در بهترین شرایط و آخرین تاریخ از سیر هستی می‌باشد. خداوند، یگانه با کسانی است که در مسیر حقیقت به ولایت متمسکند، و مخالفت با این کمال، مستوجب خشم سخت الهی است - این دوگانگی (مهر و قهر) از اصول تغییرناپذیر اراده خداوند از ولایت در نظام هستی محسوب می‌شود که در این زمان نهایتش را مظهور می‌یابیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. مگر می‌توان با نگاه خود و بر مبنای افکار جزئی و شخصیِ خود زندگی را ادامه داد؟ در حالی‌که بازندگی ذیل ولایت الهی که تعیّنِ آن، زندگی ذیل ولایت فقیه است؛ انسان معنی متعالی خود را می‌یابد از آن جهت که درک می‌کند وسعت او وسعت ولیّ الهی او است که خود را ذیل او احساس می‌کند. موفق باشید

40168

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد‌ محترم: درست است که بگوییم در تاریخی که عقل تکنیک تقدیر بشر امروز شده، دستیابی به انرژی اتمی لازم است که البته می توان با این انرژی هم دوبرخورد متفاوت گشتل یا غیر آن را داشت، اما در تاریخی که تکنیک تقدیر بشر نبود نیازی به این انرژی نداشتیم و تعامل ابتدایی و بسیط با طبیعت چاره ساز بشر بوده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. تعامل با طبیعت و حضور در آغوش طبیعتی که برای آن نوع زندگی فراهم شده است که غیر از این نوع زندگی‌ها است که ما مجبور شویم انرژی‌های نهفته در طبیعت را از حلق آن بیرون بکشیم. این شبیهِ بیرون‌کشیدن آب‌های عمیق زمین است که برای حفظ زمین بوده تا از نشست‌های آن جلوگیری شود. موفق باشید

40116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: بنده و چند نفر از دوستان اعضای اصلی شورای کانون فرهنگی هستیم که در خصوص ادامه روندمان از محضر شما راهنمایی می خواستیم. کانون مان از سال ۸۳ شروع به کار کرده که در مقاطع مختلف روندهای مختلفی را تا کنون آزموده، حدود ۸ سال پیش یک روند تربیتی با توجه به تجربیات قبلی انتخاب و شروع کردیم در زمان شروع روند از روحانی کانون درخصوص ادامه حضورشان روند کلی کانون سوال پرسیدیم و ایشان گفتند روی بنده حساب نکنید و دنبال فرد جایگزین باشید چون قصد رفتن به قم را دارم، ولی ما اهتمام داشتیم که ایشان در راس حضور داشته باشند، حدود سه سال پیش و با رفتن امام جماعت شب مسجد، ایشان جایگزین ایشان شدند و گفتند هستم، ولی در عمل اتفاقی نیفتاد و مسائل معطل ایشان شد و تا کنون هم همین روند ادامه دار بوده، در کلام می گویند بنده محکم هستم ولی در عمل این طور نیست. این اتفاق نه تنها در روند کانون بلکه در روند مسجد هم وارد شده و کم کم یکی یکی نفرات مسجد و کانون به خاطر رخوت و مشخص نبودن مسائل در کلان مسجد و کانون یا رفته اند یا درحال رفتن به مجموعه های دیگر هستند. درمورد وظیفه ما که از دغدغه مندان و مسولان مسجد و روند تربیتی هستیم در مورد ایشان که جایگاه مسئول کانون و امام جماعت مسجد را دارند درخواست مشورت داریم و به چه نحوی مسیر خود را با ایشان مشخص کنیم که از یک طرف فرمایش امام خمینی عزیزمان است که مرکزیت امر باید روحانی باشد و از طرف دیگر عدم مشارکت جدی ایشان در امورات مجموعه. و العاقبة للمتقین. با تشکر از حسن توجه شما استاد گرامی. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به هر حال با احترام به شخصیت ایشان و بدون تقابل که مطمئناً به ضرر مسجد و فضای معنوی آن خواهد شد سعی بفرمایید با همراهی هیئت امنای مسجد به همان روش نرم و ظریف اهداف رهبر معظم انقلاب را متذکر جوانان عزیز بشوید و حقیقتاً باید نگذارید به راحتی مردم ما از رهنمودهای ارزشمند رهبری غفلت کنند و معلوم است که آن روحانی محترم در این رابطه اگر فرصت همراهی نداشته باشند مسلماً مخالفت نخواهند کرد. موفق  باشید.

40104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: امشب که آغاز ماه مبارک ذی الحجه هست با خود مداوم حدیث می‌کنم از حکمت خداوند و جریانی که حضرت موسی در این روز و شب ها و خلوت ها و انس ها داشته و افزوده شدن ده شب و در نهایت مواجه با امری که قوم او در غیاب او کردند و البته حق به همه ی اینها آگاه و ... و ... و اما جالب برایم این بود که در خلع نعلین که به تعبیری شاید دنیا و تعلقات آن باشد، فرمان است و تذکر و حضرت موسی خود اراده خلع نمود اما در خلع انیت خود، تجلی است و به اراده او آیا قاعده این گونه است؟ و چون اسماعیل وجودت که در واقع خودیت توست حتی به نورانیت بخواهی قربانی کنی، خود نمی توانی و باید ابراهیمی باشد که تو را از خود ذبح کند. و چه دلتنگ این حضور هستم. کجاست طور سینای عاشقان و عارفان؟ چگونه به این کوه باید صعود کرد؟ و این چه خیالی است که سودای رها کردن ندارد و جان را می سوزاند و خاکسترش خاموشی ندارد؟ کدام جهنم سخت تر و سوزاننده تر از نرسیدن! ندیدن! نگفتن و نشنیدن! استاد آیا درست است این فهم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا است که پس از نظر به انسان‌هایی تا این اندازه بزرگ و فرهیخته از یک طرف اوج انسانیت را مدّ نظر می‌آوریم و از طرف دیگر، خطرِ ماندن در راه را. و در این رابطه همت حضور در آن فضا به میان می‌آید که چگونه حضرت کلیم الله در میدان میقات با پروردگارشان حاضر شدند تا معلوم شود انسان‌ها تا کجا امکان حضور دارند. لذا در دهۀ ماه مبارک ذی‌الحجه در بین نماز مغرب و عشاء متذکر این امر می‌شویم: «وَوَٰعَدنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيلَة وَأَتمَمنَٰهَا بِعَشرفَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦأَربَعِينَ لَيلَةوَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخلُفنِي فِي قَومِي وَأَصلِح وَلَا تَتَّبِع سَبِيلَ ٱلمُفسِدِينَ» تا در خود نیز جستجوی چنین حضوری را داشته باشیم.

https://eitaa.com/mahdavi_arfae/23623

موفق باشید

40097

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

میگن روزی دست خداست و خدا مومنین را بیشتر دوست دارد پس چرا وضع کشورهای غیر مسلمان بهتر است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نمی‌توان در این رابطه یک قاعده‌ای را شکل داد. آیا آنچه در کشورهای استعماری به چشم می‌خورد، رزقی است که خداوند برای آنها رقم زده؟ و از آن طرف آیا استدراجی در میان نیست؟ که البته بحث آن مفصل است. خوب است در رابطه با رزق، سری به کتاب «جایگاه رزق در هستی» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

40090

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی که همیشه در مواقع دودلی و پر از پرسش نجات دهنده ما هستین. خدا خیرتان دهد. سوالی که داشتم استاد قطعا شما صحبت های رهبر را در رابطه با افزایش جمعیت و اینکه تنشان می‌لرزد وقتی راجع به آینده و پیری جمعیت و کمی جمعیت فکر می‌کنند، شنیده اید. سوالی که هست این است که برای هر خانوار دقیقا چه تعداد فرزند مناسب هست تا به درخواست رهبری لبیک گفته باشیم؟ یعنی برای مثال من نوعی چه تعداد باید فرزند به دنیا بیاورم تا به امر رهبری عمل کرده باشم؟ باز هم ممنون از راهنمایی های شفابخش شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این امر محدودیتی در کار نیست. هر کودکی برای خود نورانیتی را به همراه می‌آورد. فراموش نکنید که روایات اولیای الهی برای زنانِ وَلود که توفیق تولد فرزندانِ زیاد را دارا هستند، ارزش خاص قائل هستند. موفق باشید

41036
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: خاطرم هست حضرتعالی بعد از ماجرای فتنه ۸۸ یادداشتی تحت عنوان «بازخوانی انقلاب اسلامی بعد از ۲۲ خرداد 1388» منتشر کردید https://lobolmizan.ir/leaflet/213?mark=1388 . در آن یادداشت به بازخوانی و آسیب شناسی حادثه سال ۸۸ پرداختید و علت اصلی وقوع چنین رخدادهایی را کالبد شکافی کردید. به عنوان نمونه در شماره ۷ همان یادداشت فرمودید: « محتوای نظام آموزشی موجود در آموزش و پرورش و آموزش عالی در مجموع فضایی از تفکر است که بیشتر می‌توان آن را سکولار و بعضاً لائیک دانست، تا الهی و دینی. درنتیجه زبانِ تفکر نظام آموزشی موجود با زبان تفکر دینی نامأنوس است و آنقدر که با زبان غرب و ارزش‌های غربی احساس قرابت می‌کند، با زبان دین چنین قرابتی را ندارد و لذا اگر سرمایه‌های دینی افراد را که به طور شخصی به‌دست آورده‌اند، در نظر نگیریم، بر اساس نگاهی که نظام آموزشیِ موجود، به عالَم و آدم، در اختیار نسل تحصیل‌کرده‌ی ما قرار می‌دهد، آن نسل نمی‌توانند جایگاه انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی را که انقلاب دنبال می‌کند بفهمند، تا در حفظ و نگه‌داری آن در مقابل دسیسه‌های غرب مقاومت کنند - البته این غیر از نگاه دانشجویان متدینی است که بر اساس اعتقادات خود جانانه از انقلاب و ارزش‌های آن دفاع کردند و می‌کنند- بحث بر سر نگاه نسلی است که در نظام آموزشی ما در حال پرورش‌یافتن است. همین مشکل را نیز در موضوع اقتصاد و سیاست داریم، به طوری که سکولاریسم اقتصادیِ حاکم، اجازه‌ی هیچ حرکتی را به سوی عدالت و معنویت نمی‌دهد، و سیاست قدرت‌پرست، مانع حضور سیاستمدارانی است که مسئولیت‌های سیاسی را خدمت‌گذاری می‌دانند. همین‌جا لازم است تأکید شود که اگر دولت دهم با همان روحیه‌ی انقلابی و حماسه‌ساز خود و با تعاریفی که مبتنی بر اهداف انقلاب اسلامی است، تحولی در نظام اقتصادی و فرهنگی و آموزشی و سیاسی کشور، به کمک دلسوزان کشور پدید نیاورد، و تنگناهای کشور در امور فوق همچنان ادامه یابد، امید توجه به کشور اسلامی و تمدن اسلامی سال‌ها به عقب می‌افتد، و اقتصاد سرمایه‌داریِ شبه مدرن با نفوذ هرچه بیشتر در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری، برای انقلاب مشکلاتی را به‌وجود خواهد آورد.» آن زمان که این مطلب را منتشر کردید، بسیاری از کسانی که امروز( دی ماه ۱۴۰۴) در مقابل نظام اسلامی قرار گرفتند یا هنوز به دنیا نیامده بودند و یا در سنین طفولیت به سر می بردند. بعد هم فرمودید اگر «جایگاه توحیدی و تاریخی انقلاب اسلامی» از یک طرف و «جایگاه فرهنگ مدرنیته» از طرف دیگر درست روشن نشود، «باید در آینده منتظر تعارضات شدیدتری بود که مسئولیت آن به عهده‌ی جریانی است که نسبت به ارزش‌های الهی بی‌تفاوت گشته است» و در اینجا از آینده ای که محل ظهور تعارضات شدیدتر هست گزارش دادید. امروز آن آینده، درست همین لحظه حال و اکنون و مقابل چشم ماست. پرسش حقیر این هست که در طول این سال ها، این تذکرات در محافل علمی و در میان نخبگان و مسئولان فرهنگی چقدر شنیده شد و تا چه اندازه مورد توجه جدی قرار گرفت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که اتفاقات تاریخی آسیب‌شناسی شود تا مرز حق از مرز باطل جدا گردد و این موجب می‌شود تا این‌که امروز ملاحظه می‌کنید مردم ما به جای آن‌که مأیوس شوند، با امیدواری تمام به میدان می‌آیند و «۲۲ دی‌ماه» سالِ ۱۴۰۴ را شکل می دهند و از این جهت باید متوجۀ آینده‌ای بود که نه‌تنها دشمن بیرونی مأیوس و احساس بی‌تاریخی می‌کند، حتی غافلان داخلی نیز یا به خود می‌آیند و اصلاح می‌شوند و یا مأیوس می‌گردند و به نحوی حتی ممکن است از این کشور صاحب الزمانی مهاجرت کنند و کار به اهلش که فرزندان اصیل انقلاب هستند، برمی‌گردد. و معنای مبارزۀ منفی با جریان‌های مقابل نظام به همین معنا است. و آنچه در حماسۀ مردمیِ ۲۲ دی‌ماه ملاحظه کردید همان جنگ نرمی است که بحمدالله با بلوغ تاریخیِ مردم ما که شامل همان مادر شهید به ظاهر عامی هم می‌شود؛ به صحنه آمد و مطمئن باشید در بستر حضور چنین مردمی وعدۀ رهبر معظم انقلاب محقق می‌شود که فرمودند: «ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همۀ مردم ایران رواج بدهد.»
به پیام رهبر معظم انقلاب بعد از راهپیمایی ۲۲ دی‌ماه بیندیشید که فرمودند: 
«ملّت عظیم‌الشأن ایران!  امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد. خداوند رحمت خود را بر همۀ شما نازل کند.»  موفق باشید              
 

40881

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: راستش من همیشه فکر می‌کردم کسی باید باشه راه رو چاه زندگی رو نشونم بده اصلا خودم رو بشناسم و بدونم کجا و چگونه باید برم بیاموزم استعداد هام رو پیدا کنم و اگر صبوری کردم چون حس می‌کردم اگه به کار دیگه ای مشغول شم از وظایفم میمونم و دوگانگی پیش میومده ولی خیلی تشنه شناختنم، شناختن خودم همه چیز و هر مسئله ای. جگرم کبابه از واماندن، نمیدونم الانم اگه نباید به چیز دیگه ای مشغول نمیشم و حاضرم رنج وسعت نیافتن رو کشف نکردن رو بکشم اگر که دوگانگی به بار بیاد.‌ فقط احساس لاغری نفس می‌کنم و از طرفی بدن خاکیم افتضاح چاق و ول شده است. همیشه فکر می‌کردم یه زمانی بالاخره میتونم خودم رو جمع و جور کنم و بشناسم و وسعت بدم. اگر حرفام باعث ناراحتی شما میشه معذرت میخوام من هرگز دوست نداشتم شما ذره ای جور من رو بکشید یا بخاطر من کم ترین بزحمت بیفتید خدایی نکرده. من از هرکسی که جوری از من کشیده معذرت میخوام و حاضرم خودم رو فداش کنم چون عمیقاً خجالت زده ام از جوانمردیش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال نباید از همت‌کردن در زندگی غفلت کرد و از پای‌گذاردن در باریکه راهی که مقابل ما گشوده شده است، منصرف شد. زیرا که «مرغ را پَر می‌برد تا آشیان / پرِ مردم همّت است آن را بدان». موفق باشید

40834
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: استاد در جلسات توحید و ایمان فرمودند (از قول معصوم) هرگاه خواستید نماز بخوانید ما را بخاطر آورید و یک نفر هم موقع نماز آیت الله شاه آبادی را یاد می‌کرد و به مقامات عالیه رسید. منظور استاد از این جمله چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح صوتی کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» عرایضی در این مورد شده است به اعتبار روایتی که از حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم که می‌فرمایند: «وَ انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاهِ ذِکْرَ اللَّهِ وَ ذِکْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّهِ نُصْبَ عَیْنَیْک‏.» یعنی در هنگام شروع نماز یاد خدا و یاد رسول خدا باش و یکی از ائمه علیهم السلام را مد نظر قرار بده. و این به همان معنای مدّ نظرقراردادن شخصیت توحیدی آن عزیزان است که افق نهاییِ انسانیتِ هر انسانی می‌باشد و در این راستا فرمودند اساتیدی که متذکر چنین حضور و افقی هستند را می‌توانید مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ممکن است بفرمایید آرای هایدگر و فردید چه تاثیراتی در جلسات تفسیر قرآن شما داشته است؟ چه آیاتی در این زمینه با تفسیر متفاوتی روبرو شده‌اند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که علامۀ طباطبایی با ارتباط با جناب کربن متوجه شده بودند می‌توانند حقیقت قرآن را برای بشر جدید که امثال کربن به جهت حضور در غرب، خوب‌تر می‌شناختند؛ ایشان نیز آشنا شوند و در نتیجه نگاه و هدایت قرآنی را با نظر به ظرفیت انسان‌ها در همۀ عالم به میان آورند، مواجهه با افکار جناب هایدگر و دکتر فردید که مدتی از عمر خود را در آلمان سپری کرده بود؛ موجب می‌شود تا به زوایای کتاب مقدس قرآن طوری پی ببریم که در واقع جواب همۀ انسان‌ها در همۀ روحیات باشیم. موفق باشید

40121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: زیارتتون قبول. استاد برای رقیق شدن قلب و جاری شدن اشک چه راهکاری میتونم پیش بگیرم؟ از شدت بغض خیلی اوقات گلودرد می‌گیرم ولی جاری شدن اشکام و خالی شدن دلم هیهاته.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قلب متوجه حقایق عرشی شود جان در طلب حضور در آن حقایق در مقام عرشی اشک را وسیله چنین حضوری می‌کند و از این جهت نظر به شهدای عزیز و سیره آنانی که راه را به سوی حقیقت طی کردند در این مورد نقش آفرین است. موفق باشید 

40087

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«إِلَهِی کَیْفَ تَکِلُنِی وَ قَدْ تَکَفَّلتَ لِی وَ کَیْفَ أُضَامُ وَ أَنْتَ النَّاصِرُ لِی». سلام و عرض ادب خدمت استاد: گاهی انسان دلش می‌خواهد برای دفاع از اسلام و انقلاب خیلی محکم و جانانه به میدان بیاید. ولی خطاهای گذشته و ضعف هایی که دارد دست و پای انسان را می بندد. و نگران است که نکند آن خطاها و ضعف ها روزی آشکار شده و موجب ملامت و سرزنش شدیدی شود. در چنین شرایطی چه اندازه باید با ملاحظه رفتار کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مسیر عبودیت قدم گذارد مسلّماً با الطاف حضرت معبود روبه‌رو خواهد شد که یکی از آن الطاف، ستارالعیوبی اوست تا بدون هرگونه یأسی راهش را ادامه دهد. موفق باشید

نمایش چاپی