بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: برای آزاد شدن از توهم استقلال بینی، میشه روی ذکر لا اله الا الله مداومت داشت؟ ماندن روی این ذکر در تمام اوقات آسیب و عوارضی نداره؟ چه راه های دیگری توصیه می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که ذکر «لا اله الاّ الله» سید الکلام است، استمرار بر این ذکر مبارک چنانچه با توجه به معنای آن باشد؛ هیچ‌گونه عوارضی ندارد. در مورد تدبّر در قرآن نیز جهت عبور از توهّمات می‌توان ورود کرد. موفق باشید

40123

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر باشه: من دختری ۱۵ ساله دارم که آن حدود ۳ سال میشه که نماز خوندن را ترک کرده دخترم از ابتدای تکلیف نمازهاش رو می‌خوند و با تشویق من به نماز خوندن ادامه می‌داد تا اینکه یک مدتی دچار افسردگی شد و حتی افکار ناامیدی مطلق از زندگی و گوشه گیری که با مشاور مذهبی و حتی حرفه ای درمانی صحبت کردم گفتن ایراد نگیرید سلامتی جسم و روحش مهمتره بعد از اون کلاً نماز خوندن رو کنار گذاشت بعد از آن سوالاتی از من داشت که چون نمی‌تونستم قانعش کنم اون هم گفت که دیگه نماز نمی‌خونه از جمله سوالاتی که داشت این بود که می‌گفت خدا چرا ما را آفریده و حالا که ما را آفریده نمی‌تونه ما رو زور کنه که نماز بخونیم. بنده واقعا ناراحتم چون می‌بینم برای دخترم و رفع شبهه اون کاری نتونستم بکنم دنبال کسی می‌گردم که بتونه با دلیل متقاعدش کنه دختری هست بسسیار باهوش و سوالاتش فلسفی و سطح بالا که اگه متقاعد بشه نمازش رو میخونه می‌خواستم من رو راهنمایی کنید چیکار کنم و کی می‌تونم دخترم رو بیارم که استاد باهاش صحبت کنن. ممنون میشم ازتون. خدا خیرتون بده. جسارتا من هر هزینه ای باشه میدم که دخترم شبهاتش پاسخ داده بشه. هر موقعی که بفرماین من خدمتتون می‌رسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روش ما اینطور نیست که بتوانیم به طور حضوری خدمت رفقا باشیم عیناً جواب این سوالات در کتاب آشتی با خدا مطرح شده است خوب است که همان سوال و جواب‌ها را با ایشان در میان بگذارید و برایشان بخوانید. نظر به سیره شهدا و توصیه آنها به نماز و حجاب ان شاالله می‌تواند مفید باشد. البته پس از مطالعه آن کتاب و کتاب جوان و انتخاب بزرگ که هر دو روی سایت هست می‌توانید سوالات ایشان را از طریق خود ایشان و یا جناب عالی در سایت مطرح فرمائید. موفق باشید.  https://lobolmizan.ir/book/69?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C
https://www.aparat.com/v/etq8xug
https://lobolmizan.ir/book/70?mark=%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86
 

40997
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه: جناب استاد طاهرزاده عزیز برایتان بهترین نسیم ها و نفحات توحیدی و احدی ماه شریف رجب را از خداوند خواستارم. اسائه ادب این کمترین را در اظهار این وجیزه که تصدیع وقت شما می شود را ببخشید. «وطن» صرفا محل پرورش تن نیست تا نتیجه اش آسایش باشد و بهای حفظ و حراست اش ریختن خون شریف ترین ها شود. «وطن» بروز و ظهور هویت آدمی (روح) است و محل تکون و تروح جسم است و حقیقت آدمی به اصالت و حقیقت و هویت اوست. ما بیش از آنی که جسما به وطن تعلق داشته باشیم در تکوین و باطن جان مان ریشه در وطن داریم و این موجب دفاع و حراست ما از وطن است. وطن یک بروز مادی جغرافیایی نیست صرفا تا ما تن را سنگر محافظت از آن کنیم. وطن محل ظهور تکوین و بروز باطن حقیقت عالم است که بی مناسبت ما را در دامن خود نپرورانده و بزرگ نکرده است تا اگر روزی آن را نخواستیم مثل جامه به در کنیم و از در قهر با او درآییم. وطن دامن مهری است که حیات مادی و معنوی ما در تعلق به اوست و وای بر روزی که کسی بی وطن شود. نظام عالم در ربط با ملکوت اش بی حساب نیست. آفتابی که بر سرزمین ما می نماید همان آفتابی است که بر سر سرزمین آمریکا و اروپا می تابد، اما زمینی که نور آفتاب را می گیرد و می روید بهره اش با بهره آن سرزمین یکسان نیست! ما روزی شاید از تن هایمان خسته شویم اما از وطن هرگز. وطن همان جسم است که صورت روحانی تاریخ به خود دارد. صورت تاریخی وطن ما که امروز در بهترین صورت خود قرار دارد نیازمند گام هایی برای تحقق فعلیت های خود است. وطن همیشه پر بوده از استعداد ها و بالقوگی ها که مردمان و آزادمردان تاریخ به آن تعین فعلی بخشیدند و آن را مرحله به مرحله به ظهور آوردند و با مهر و لطف با او همراه شدند و امروز ما بر فراز آن لطف ها و مهر با وطن تا بدینجا آمده ایم و خدا نکند از سر قهر بدو پشت کنیم و بند ناف بکنیم و إعراض کنیم. پشت کردن به وطن پشت کردن به حقیقتی است که هویت مان را از دست خواهیم داد. تجربه های تاریخی نشان داده است ملت هایی که به صورت و فعلیت های تاریخ خود بی لطفی کردند و از استعدادهای حیات تاریخی شان رو تُرش کردند و از بارور شدن آن سر باز زدند بی وطن شدن. و وای اگر ملتی وطن اش را گم کند تاریخ اش را از دست خواهد داد. هویت اش را از دست خواهد داد و امکانات حضور حیات برین و برتر فردایش را از دست خواهد داد. ملت بی وطن، مردمی بی تاریخ وسرگردان، دست مایه های تاریخ استبداد و استعمار خواهند شد. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که فرمودید. عجیب است که در تاریخی قرار گرفته‌ایم که حتی وطن مادی یعنی ایران عزیز هم نماد آن وطن معنوی ما شده است تا آن‌جایی که با نظر به چنین شرایط و تاریخی رهبر معظم انقلاب می‌فرمایند: «سخن از بحث هسته‌ای و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانه‌ی ملّی و بین‌المللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.» 
این‌جا است که بی‌وطنی در این تاریخ یعنی بی‌تاریخی و غفلت از تاریخی که با ایران شروع شده است تا بشریت، معنای حضور در خود بیکرانه‌اش را تجربه کند آن هم با نظر به شخصیت مردی که حقیقتاً در این زمانه روح الله بود.
اگر جناب مولوی فرمود: «این وطن، مصر و عراق و شام نیست /  این وطن، شهری‌ست کان را نام نیست»؛ می‌خواست تا ما از حضوری که می‌توانیم در خود به عنوان مرکز اسماء الهی حاضر شویم، غفلت نکنیم و این امری است که امروز در ایران به میان آمده که ایرانِ جناب سلمان فارسی است و چشم امید رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از همان ابتدا به آن بود. تقدیر الهی را بنگرید که چگونه خداوند باید در منظر آخرین پیامبر، وطنی را مدّ نظر آورد که جمع بین ماده و معنا شده است و خود آن سرزمین، اشاره به معنویت بشر آخرالزمانی پیدا کرده است! آیا نباید برای سکنی‌گزیدن بشر آخرالزمانی که به یک معنا بشر جدید است، به این وطن که آن ایران است و در عین حال وطن معنوی همۀ انسان‌ها دل سپرد؟ موفق باشید          
 

40766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اخیرا فیلم یوسف پیامبر سلام الله علیه در حال پخش است منتها مسئله ای که به نظر می آید انطباق این فیلم با واقعیت است. در این فیلم حضرت به زیبایی بر بت پرستان فائق می آیند منتها آن طور که آمده است بعد از آخناتون باز بنای بت پرستی از سر گرفته می شود و اگر واقعا چنین پیروزی ای به دست آمده بود آن بت پرستی بعدی به چه معناست و نیز گفته شده «به‌طور کلی نظر محققان این است که داستان یوسف هیچ مبنای تاریخی ندارد یا مبنای تاریخی کمی دارد. هیچ منبعی (غیر از خود کتاب مقدس) وجود ندارد که به حضور بنی اسرائیل در مصر اشاره کرده باشد و در متون باستانی یا یافته‌های باستان‌شناسان نیز هیچ مدرکی دربارهٔ افراد و وقایع داستان‌هایی که در مصر جریان دارد (از یوسف تا موسی) پیدا نشده است. همچنین، هیچ مورد مشابهی در متون مصر باستان دربارهٔ فردی که از چنین جایگاه پایینی به رده‌های بالای قدرت برسد، یافت نشده است.» همچنین در مورد حضرت سلیمان گفته شده «هیچ اثری از سلیمان در یافته‌های باستان‌شناسی نیست.» شاید اگر ما باشیم و تاریخ فقط حضرت محمد را بتوان اثبات تاریخی نمود حال سوال است حضور پیامبران در تاریخ کجاست؟ نقش های سیاسی و حکومتی آنها کجاست به خوبی در فیلم حضرت یوسف می توان شاهد بود نبی با توجه به تایید الهی اگر وارد سیاست شود چه زیبا و مدبرانه به تدبیر امور می پردازد حضور در سیاست و حکومت شاید از منظر تاریخ فقط بتوان در پیامبر و امام علی و امام حسن دید که خود می دانید چه مدت بسیار کوتاهی بوده است و این مسئله ای است که چرا عمر پیامبر بیشتر نبود که پایه های حکومت آن چنان مستحکم شود که تعدادی معدود در سقیفه نتوانند حکومت را از آن خود کنند شاهان فرزندان خود را با تدابیری جانشین خود می کنند چگونه در مورد حضرت شاهد این جانشینی نبودیم و دیگری خلیفه شد. ده یازده سال حکومت آیا کم نیست مثلا چه اشکالی داشت پیامبر صد دویست سال عمر می کردند و ایمان مردم کامل محکم می شد و امام جانشین می شدند و حکومت امام علی نیز با آن همه جنگ ها که وقت و مجال حضرت را بسیار گرفت و امام حسن نیز که حکومت کوتاهی داشتند و بعد بقیه ی ائمه نیز تقریبا دور از حکومت و امام مهدی نیز در غیبت و بعد انقلاب اسلامی را اگر تداوم راه انبیا بدانیم دچار جنگ و دولت های فترت و اقتصاد این چنینی و ... بنابرین عملا می بینیم که ظهور و بروز سیاست و حکومت قدسی و الهی در طول تاریخ چقدر در محاق بوده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است به جایگاه پیامبران و اولیای الهی نظر شود که هرکدام آغازگرِ تاریخی بوده‌اند و از آن به بعد این مردم هستند که باید خود را در دل آن تاریخی که در مقابل آن‌ها گشوده شده است، جلو و جلوتر ببرند. 
حضور مردم در تاریخی که با پیامبران شروع شده، بدون تنگنا و دلبستگی و عادت نسبت به تاریخ قبلی نبوده. ولی در هر حال، همچنان‌که در دعای ندبه ملاحظه می‌فرمایید و عرایضی در این رابطه در کتاب «دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی» شده؛ آن حضور، همچنان جلو و جلوتر آمده تا به نهایی‌ترین حضور که حضور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» است برسد. موفق باشید
 

40657

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باعرض سلام: استاد عزیز آیا می توانیم بگوییم که یکی از مهمترین مباحثی که امروز ما باید به آن بپردازیم این است که ما باید حاصل هر عمل خوب و بد خود را حس کنیم و اینکه هر کس که وقتی گناهی می کند حالش بد می شود و یا کار نیکی و دینی می کند حس خوبی دارد تقریبا حضوری برزخی و قیامتی پیدا کرده است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ مهمی است ولی در هر حال ملاک انسان سیرۀ امامان است لذا ممکن است عملی را مطابق وظیفۀ الهی با نظر به سیرۀ ائمه «علیهم‌السلام» انجام دهیم ولی به زودی به حضوری که در إزای آن باید حاضر شویم، حاصل نشود. موفق باشید

40642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خستم ازین تکرار روز تکرار شب. چرا یه اتفاق نمی افته. خنده غمگینم پلک های سنگینم خونه زندونم خونه ی متروکم گلای گلدونم بار رو دوشم شونه داغونم گلای ایوونم چشمای بارونم پاهای بی جونم، فندک تب دارم؛ دوست دارم برگردی. تو آن عهدی که با من بسته بودی مگر بهر شکستن بسته بودی؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً به این نکته اندیشیده‌اید که زمانی که روز خود را آغاز می‌کنید، به این فکر کنید که چه موهبت با ارزشیست که زنده‌اید که نفس می‌کشید، تفکر می‌کنید، لذت می‌برید، که به انسان‌ها عشق می‌ورزید. آری! شادی زندگی به کیفیت افکارمان بستگی دارد و نه به مال و مقامی که داشته باشیم و یا بخواهیم که داشته باشیم. موفق باشید

40605
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض احترام و تقدیم ارادت خدمت استاد گرامی. استاد عزیز تضاد و تناقضی برای حقیر پیش آمده و آن اینکه هر چقدر مطالب استاد داوری اردکانی را پیگیری می‌کنم بر یاس و ناامیدی بنده نسبت به آینده افزوده می‌شود اما هر چقدر با قرآن و مطالب حضرت آقا مانوس می‌شوم نسبت به آینده بسیار امیدوار می‌شوم. خدای رحمان و رحیمی هست که درهم شکننده کفر و نفاق است و رحمت و نصرت را برای خود واجب کرده و کفر و نفاق و شیطان را ذلیل و ضعیف و از بین رفتنی معرفی کرده، حال استاد عزیز شما که تفکر استاد داوری را قبول می‌کنید چگونه می‌توانید این تفاوت‌ها را با هم جمع کنید؟ آیا برداشت‌های حقیر را از کلام استاد داوری درست تلقی می‌کنید؟ اگر درست نمی‌دانید روش فهم صحیح گفتارهای استاد داوری چیست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که مکرر عرض شده است نسبت ما با آقای دکتر داوری نسبتی است که با هر متفکری مانند هایدگر و یا هگل داریم از آن جهت که حقیقتاً این مرد، نسبت با مسائل، متفکرانه برخورد می‌کند. ولی موضوعِ ایمان، فوق العاده متفاوت است و آن نسبتی است که بودن هرکس با بنیانِ بودن خود می‌تواند پیدا کند و از آن‌جایی که چنین حضوری نهایت آرزوی هرکس می‌باشد، مواجهه با متفکران در بستر حضور ایمانی، می‌تواند از جهاتی، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری بدهد به همان صورتی که ما با نظر به اصالت وجود جناب صدرالمتألهین نوعی از آنچه هستیم را تعقل می‌کنیم و از این جهت عرض می‌شود مواجهه با متفکران، ایمان انسان را معنای وسیع‌تری می‌دهد. موفق باشید                

40428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. استاد اصغر طاهرزاده سلام علیکم: احتراما به عرض می‌رسانم که قرآن کریم عباراتی دارد برای عوام اشاراتی دارد برای خواص لطائفی دارد برای اولیاء حق و حقایقی دارد برای انبیاء الهی مستدعی است در صورت امکان و صلاحدید شما لطف بفرمائید برای هر کدام مثالی مرحمت فرمائید قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل می‌آورم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان مثال به آیۀ «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» که عموماً رفقا با آن مأنوس هستند توجه فرمایید که چگونه برای عوام اهل ایمان متذکر رعایت ظاهر دستورات شرع و انجام واجبات و دوری از محرمات است و خواص با آن نوع هوشیاری که دارا هستند در خودنگهبانیِ خود به عنوان تقوا به ظرایف معرفتی می‌پردازند تا آن‌جایی که می‌یابند شرط تقوا آن است که به خیال خود نیز اجازه ندهند جز نظر به حضور حق، توهّماتی قدرت بگیرد. حال در نظر بگیرید در نسبت همین نکتۀ تقوا، اولیای الهی و انبیاء چه ظرائفی را در مدّ نظر می‌آوردند که درک آن از محدودۀ فهم ما بیرون است. موفق باشید  

40104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: امشب که آغاز ماه مبارک ذی الحجه هست با خود مداوم حدیث می‌کنم از حکمت خداوند و جریانی که حضرت موسی در این روز و شب ها و خلوت ها و انس ها داشته و افزوده شدن ده شب و در نهایت مواجه با امری که قوم او در غیاب او کردند و البته حق به همه ی اینها آگاه و ... و ... و اما جالب برایم این بود که در خلع نعلین که به تعبیری شاید دنیا و تعلقات آن باشد، فرمان است و تذکر و حضرت موسی خود اراده خلع نمود اما در خلع انیت خود، تجلی است و به اراده او آیا قاعده این گونه است؟ و چون اسماعیل وجودت که در واقع خودیت توست حتی به نورانیت بخواهی قربانی کنی، خود نمی توانی و باید ابراهیمی باشد که تو را از خود ذبح کند. و چه دلتنگ این حضور هستم. کجاست طور سینای عاشقان و عارفان؟ چگونه به این کوه باید صعود کرد؟ و این چه خیالی است که سودای رها کردن ندارد و جان را می سوزاند و خاکسترش خاموشی ندارد؟ کدام جهنم سخت تر و سوزاننده تر از نرسیدن! ندیدن! نگفتن و نشنیدن! استاد آیا درست است این فهم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌جا است که پس از نظر به انسان‌هایی تا این اندازه بزرگ و فرهیخته از یک طرف اوج انسانیت را مدّ نظر می‌آوریم و از طرف دیگر، خطرِ ماندن در راه را. و در این رابطه همت حضور در آن فضا به میان می‌آید که چگونه حضرت کلیم الله در میدان میقات با پروردگارشان حاضر شدند تا معلوم شود انسان‌ها تا کجا امکان حضور دارند. لذا در دهۀ ماه مبارک ذی‌الحجه در بین نماز مغرب و عشاء متذکر این امر می‌شویم: «وَوَٰعَدنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيلَة وَأَتمَمنَٰهَا بِعَشرفَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦأَربَعِينَ لَيلَةوَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخلُفنِي فِي قَومِي وَأَصلِح وَلَا تَتَّبِع سَبِيلَ ٱلمُفسِدِينَ» تا در خود نیز جستجوی چنین حضوری را داشته باشیم.

https://eitaa.com/mahdavi_arfae/23623

موفق باشید

40878

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد محترم: با توجه به احکام و امکانات متفاوت عوالم مجرد با عالم دنیا، منظور از اینکه در روایت گفته شده زبان اهل بهشت عربی است، چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید در جواب سؤال فردی که تنها زبان عربی را فهم می‌کرده، چنین سخنی گفته شده. در حالی‌که اساساً در بهشت، خارج از اعتباریات زبانی، جان‌ها نسبت به همدیگر گفتگو می‌کنند. موفق باشید 

40762
متن پرسش

سلام علیکم: استاد یه افراطی برام‌پیش اومده که براتون توضیح‌میدم تا راه برون رفتی برام‌ بفرمایید؛ بنده از شدت غرق بودن در لغو و سرگرمی ها وقتی مواجه شدم با مباحث دینی خود را غرق در معنویات کردم، و عملا باز هم غرق شدم. بقدری از دنیا بدی در ذهن برام شکل گرفت که دیگه نتونستم ازش استفاده کنم و تعبیر امیر المومنین از دنیا که فرمود دنیا نردبان خاکیست برام به حاشیه رفت و تمام میل هایم سرکوب ماند و نتوانستم اون هارو برای حرکت خودم بکار بگیرم. تا جایی که هیچ لذتی در هیچ بعدی از طبیعیات برام معنا نداشت. غذا خوردنم، خوابیدنم، ارتباط دوستانه ام و ... کلا بی لذت و حس حال خوب شد و تنها برای رفع و دفع نیاز بود. و اکنون شدم یک آدم بسیار گوشه گیر و از همه چیز زده شده که هیچ چیزی نمیتونه حرکتی درش بوجود بیاره و میل شدید به معنویات دارم اما پایی برای حرکت بسمتشون برام نمونده. از طرف دیگه هم میل های شدید به گناه برام شکل گرفته که مقابله باهاش برام بسیار سخته و زمانی که فکر می‌کنم می‌بینم این میل همان میل حلال بوده که الان سمت و سوی حرام گرفته. چکار کنم امیالم رو زنده کنم؟‌ چکار کنم بتونم به نیاز های زندگی طبیعیم پاسخ بدم؟ الان وقتی بخام جوابگو باشم نفسم پس میزنه و انزجار شدیدی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این قاعدۀ حضور در مسیر دینداری است مسیری که هرگز بدون شیطان نیست و اساساً شیطان قسم خورده است در راهی که به سوی خداوند است به عنوان صراط مستقیم به حکم آن‌که گفت: «لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» و از این جهت آری! «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» به این معنا که همواره ما با انواع هوس‌ها و میل‌های گناه‌آلود روبرو می‌شویم و همواره به حکم تقوا و خودنگهداری و پاسداری از ایمانی که بدان دل‌بسته‌ایم، وسوسه‌های شیطان را خنثی می‌کنیم و البته و باز شیطان و باز تقوا برای شکست او. و این است معنای زیباییِ زندگی. موفق باشید 

40750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: وقت به خیر. در پاسخی که به سوال ۴۰۷۴۶ فرمودید؛ مطالعه و درک فلسفه غرب و همچنین اسلامی، عمیقاً دغدغه بنده هست و چندسال است که فکرم را مشغول کرده. نمی‌خواهم بیش از این معطل بمانم چون راهنمایی برای مطالعه‌ام نداشته ام. شیوه مطالعه به صورت شخصی؛ چون به استادی که غرب را خوب فهمیده باشد دسترسی ندارم که یک در یک سیر مطالعاتی با ایشان همراه شوم. ممنون می‌شوم مسیری که حضرتعالی پیموده‌اید اگر قابل می‌دانید در اختیار بنده نیز بگذارید که به آن نوع حضوری که می‌فرمایید از هر دو فلسفه اسلامی و غرب معاصر دست یابم. منتظر مجموعه رهنمودهای شما در این خصوص هستم؛ هر آنچه که مناسب است از کتب و صوت ها و آثار متفکرانه متعدد و... همچنین اگر حضرتعالی به این مباحث مبسوط و مفصل پرداخته‌اید که صوتها و کتب هم موجود هستند بسیار بسیار خوشحال می‌شوم استفاده کنم. بسیار سپاسگزارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید برای شروع بعد از آنکه تا حدی با فلسفه صدرایی آشنا شدید جزوات فلسفه غرب که روی سایت هست خوب باشد https://lobolmizan.ir/leaflet/397?mark=%D8%BA%D8%B1%D8%A8   و https://lobolmizan.ir/leaflet/960?mark=%D8%BA%D8%B1%D8%A8    موفق باشید

40656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب استاد گرامی: چطور می‌شود انسان خود را در «علم به مبدأ اعلی و وجودی که عالم به جمیع اشیاء است» محک بزند؟ چطور باید آن را کسب و یا شدت داد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به خلوص. اخیراً عرایضی در جلسۀ دوم بحث «در موضوع توحید و ایمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/20441 شده است. خوب است نظری به آن بحث بیندازید. موفق باشید

40638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیز سلام علیکم: استاد نظر شما را در مورد این جملات خواستم بدانم. خداوند در ذات خود عین علم است. بطور مثال درخت یا جسم من را وقتی با دقت می نگریم.علمی است که به این شکل آمده. مثلا به سر انگشت دست که نگاه می کنیم دراصل علمی است که به این شکل ظهور کرده. استاد عزیز چه راهی هست که بتوان از این اوهام شکل ها وتعین ها درآمد و به باور قلبی حضور خدا رسید؟ یعنی قلبم باور کنه؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» به عنوان مقدمه لازم است برای انس بیشتر با قرآن، بخصوص با نظر به سورۀ مبارکه آل عمران که عرایضی در رابطه با جایگاه تأویل آیات مطرح شده است. موفق باشید

40496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از بس همیشه اومدم غر زدم، این بار اومدم بگم حالم خیلی خوبه. حالم خیلی خیلی خیلی خوبه. چون دیگه نمی‌ترسم. چراییش رو هم به طور دقیق نمی‌دونم فقط باور کردم که همه عالم تحت مدیریت خداست و این برام کافیه. حضور حاضر خداوند برگشته و از تاریکی جنون آمیز نجات پیدا کردم، فعلا. تا ببینیم در ادامه سفر چی پیش میاد. فقط یه سوال کوچیک، من نماز رو در مسجد سنی ها یاد گرفتم و به همین علت از اول در ۵ نوبت میخوندم، اما کمی مشقت باره. آیا شما هم همین کارو می‌کنید؟ اگه ۳ نوبت بخونم چیزی از فضیلتش کم میکنه؟ البته من در کل روز به یاد خدا هستم. وقتی بیدار میشم، وقتی وسط شب از خواب می‌پرم، وقتی گریه می‌کنم و حتی وقتی دچار تردید در هستی میشم.... و جز این هیچ چیزی از دنیا نمیخوام. سجاده فقط ظاهرشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سیرۀ پیامبر «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نیز آن بوده که نماز را در ۵ نوبت می‌خواندند، ولی در بعضی شرایط، بدون آن‌که محذوری در کار باشد آن را در ۳ نوبت جمع می‌کردند و بدین لحاظ اکثر شیعیان به صورت جمع می‌خوانند و به نظر می‌آید هر دو روش مورد رضایت خداوند است. ۲. آری! قصۀ انسان چنین است که اگر به نور توحید، آری! به نور توحید منوّر شود؛ به ایمانی مفتخر می‌گردد که همه چیز اوست. در آخر جلسۀ اول: «پیامبر خدا و ائمه «علیهم‌السلام» و بازگشت به ایمانِ گمشده» از ایمانی که در نسبت با اولیای معصوم باید مدّ نظر آورد، سخن گفته شده. خوب است به آن نکته توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/20136 . موفق باشید

40300

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب: بنده چند سالی است که سعی کرده ام پرهیزکاری پیشه کنم و در مقابل نفس خود جهاد پایداری انجام دهم. در این مسیر لحظات نابی را در مقابل خدا و اهل بیت حس کردم. اما در زمان های که نزدیکی زیادی را نسبت به خدا حس می‌کردم در یک سری آزمایش ها به گناه متمایل شدم. با اینکه آن گناه را انجام ندادم اما حس دور شدن از خدا در خود احساس کردم و به قول استاد طاهرزاده حس کردم درونم کدر شده است. می‌خواستم از استاد بخواهم کمک کنند در این لحظات برای دوری از گناه چه کاری انجام دهم و برای رفع این کدری چه کاری انجام دهم؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک قاعده است که قرآن از قول شیطان به ما متذکر می‌شود که شیطان گفت: «قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ» بدین معنا که هرکس در صراط مستقیم به سوی پروردگارش رهسپار باشد بدون وسوسۀ شیطان نیست و این جا است که انسان امیدوار می‌شود که گویا در مسیر به سوی خدا می‌باشد که این احوالات و وسوسه‌ها به سراغش می‌آید و در نتیجه با جدیّت بیشتر و صبر و پایداری راه را ادامه می‌دهد. موفق باشید

40169

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: خدا قوت به شما. انقلاب ما ظهور اراده الهی در این زمانه هست و قاعدتاً تا وقتی که مردم پشت انقلاب رو خالی نکردن نباید انتظار داشت شکست بخوره. اما یک نگرانی که وجود داره در مورد ادامه رهبری انقلاب بعد از رهبر معظم انقلاب (حفظه الله) هست. ان شاء الله سایه ایشون تا ظهور حضرت حجت (عج) مستدام باشه، اما اگر تقدیر الهی بر این قرار گرفت که ایشون پیش از ظهور حضرت رحلت کنند، با این اوضاعی که ما می‌بینیم (هیچ شخصیتی در کشور ما در تراز رهبری انقلاب شناخته شده نیست) آیا «سنت الهی» بر این هست که خداوند مرحمت می‌کنه و یک نفر رو در قواره رهبری انقلاب روی کار میاره و ما رو از بحران رهبری نجات میده؟ هر وقت به این قضیه فکر می‌کنم دچار دلهره میشم، چراکه هر چه نگاه می‌کنم کسی رو که بتونه جای خالی ایشون رو پر کنه نمی‌بینم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به این امر مطمئن بود، مسیری که با هویت توحیدی و با شهادت آن انسان‌های متعالی شکل گرفته، محال است در آینده بیش از پیش حاضر و حاضرتر نباشد و مسلّم این مسیر، بدون رهبری بزرگ ادامه نمی‌یابد و از این جهت ایمان داریم همان خدایی که رهبر معظم انقلاب را در چنین سنی این‌گونه یاری و توانا می‌کند؛ خودش در ادامۀ این راه به شکلی که ما نمی دانیم، در میان است. موفق باشید

40116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: بنده و چند نفر از دوستان اعضای اصلی شورای کانون فرهنگی هستیم که در خصوص ادامه روندمان از محضر شما راهنمایی می خواستیم. کانون مان از سال ۸۳ شروع به کار کرده که در مقاطع مختلف روندهای مختلفی را تا کنون آزموده، حدود ۸ سال پیش یک روند تربیتی با توجه به تجربیات قبلی انتخاب و شروع کردیم در زمان شروع روند از روحانی کانون درخصوص ادامه حضورشان روند کلی کانون سوال پرسیدیم و ایشان گفتند روی بنده حساب نکنید و دنبال فرد جایگزین باشید چون قصد رفتن به قم را دارم، ولی ما اهتمام داشتیم که ایشان در راس حضور داشته باشند، حدود سه سال پیش و با رفتن امام جماعت شب مسجد، ایشان جایگزین ایشان شدند و گفتند هستم، ولی در عمل اتفاقی نیفتاد و مسائل معطل ایشان شد و تا کنون هم همین روند ادامه دار بوده، در کلام می گویند بنده محکم هستم ولی در عمل این طور نیست. این اتفاق نه تنها در روند کانون بلکه در روند مسجد هم وارد شده و کم کم یکی یکی نفرات مسجد و کانون به خاطر رخوت و مشخص نبودن مسائل در کلان مسجد و کانون یا رفته اند یا درحال رفتن به مجموعه های دیگر هستند. درمورد وظیفه ما که از دغدغه مندان و مسولان مسجد و روند تربیتی هستیم در مورد ایشان که جایگاه مسئول کانون و امام جماعت مسجد را دارند درخواست مشورت داریم و به چه نحوی مسیر خود را با ایشان مشخص کنیم که از یک طرف فرمایش امام خمینی عزیزمان است که مرکزیت امر باید روحانی باشد و از طرف دیگر عدم مشارکت جدی ایشان در امورات مجموعه. و العاقبة للمتقین. با تشکر از حسن توجه شما استاد گرامی. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به هر حال با احترام به شخصیت ایشان و بدون تقابل که مطمئناً به ضرر مسجد و فضای معنوی آن خواهد شد سعی بفرمایید با همراهی هیئت امنای مسجد به همان روش نرم و ظریف اهداف رهبر معظم انقلاب را متذکر جوانان عزیز بشوید و حقیقتاً باید نگذارید به راحتی مردم ما از رهنمودهای ارزشمند رهبری غفلت کنند و معلوم است که آن روحانی محترم در این رابطه اگر فرصت همراهی نداشته باشند مسلماً مخالفت نخواهند کرد. موفق  باشید.

40114

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: سزاوار است که خداوند را به پاس آفرینش وجود پربرکت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ وآله‌ وسلم شکرگزار باشیم؛ آن رسول آخرالزمانی که چنان کافی و حاضرند که پس از ایشان هیچ پیامبری نیاز نبود، چرا که خود آن حضرت (روحی فداه) تا قیامت نزد هر انسانی که باید هدایت یابد، حاضرند. راستش را بخواهید، ما هرگز آن‌قدر پاک و شایستهٔ این موهبت‌های الهی نبودیم، و این کمبود را خداوند با وجود مقدس رسول‌الله جبران فرمود و بنده حقیر اینها را لطف محمدی صلوات الله علیهم از جانب خداوند متعال میابم. و بیایید یاد عزیزان ازدست‌رفته‌مان را گرامی بداریم؛ شهیدان بزرگواری چون جلال افشار و حججی، و همهٔ آن‌هایی که دلمان برای دیدارشان بی‌تاب است. گاهی نمی‌فهمیم شوق رسیدنشان به ما بیشتر است، یا اشتیاق ما به ایشان. حقیقتا اینان سربازان خالص و مطیع آن حضرتند. حال با این معجزه‌های الهی که جز لطف خدا نیست، اگر مولانای بزرگ در میان ما بود، شاید این شعر را می‌سرود و متذکر یاران انقلاب الالخصوص مقام معظم رهبری حفظه الله تعالی می‌شد، رهبری که تحیر می‌کنم از این همه دقت عزم بزرگ که خداوند به ایشان عطا فرموده: هَله هُش دار که در شهرْ دو سه طَرّارند / که به تدبیرْ کُلَهْ از سَرِ مَه بردارند / دو سه رندند که، هُشیارْ دل و، سَرمستند / که فَلَک را به یکی عربده، در چرخ آرند / سَر دِهانند که تا سَر نَدِهی، سِرّ نَدِهند / ساقیانند که انگور نمی‌افشارند / یارِ آن صورتِ غیبند که جانْ، طالب اوست / همچو چشم خوش او خیره کُش و بیمارند / صورتی‌اند ولی، دشمن صورت‌هایند / در جهانند ولی، از دو جهان، بیزارند / همچو شیران، بِدَرانند و به لب، می‌خندند / دشمن همدگرند و، به حقیقتْ، یارند / خَرفروشانه یکی با دگری در جنگند / لیک چون وانگری، مُتَّفقِ یک کارند / همچو خورشیدْ همه روزْ نظر می‌بخشند / مَثَلِ ماه و ستارهْ همه شب سَیّارند / گر به کفْ خاک بگیرند زَرِ سرخ شود / روزْ گندم دَرَوَند اَر چه به شبْ، جو کارند / دلبرانند که دلْ بَر ندهد بی‌ بَرِشان / سَروَرانند که بیرونْ ز سَر و دستارند / شَکَّرانند که در معده، نگردند تُرُش / شاکرانند و از آن یارْ، چه برخوردارند / مَردُمی کن، برو از خدمتشان، مَردُم شو / زان‌که این مَردُمِ دیگرْ، همه، مَردُمخوارند / بَس کن و، بیش مگو، گرچه دهانْ پُر سُخَنَست / زان‌که این حرف و دَم و قافیه، هم اَغیارند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر رابطه‌ای بین مسئله داشتن و مسئولیت داشتن هست، که هست. مسئله ما در این تاریخ چیست و مسئولیت ما کدام است؟ آیا می‌توان با ظهور انقلاب اسلامی به امکانی فکر کرد که مقابل ما گشوده شده به عنوان افق تازه‌ای که مدّ نظر ما آمده تا به زندگی دیگری ما را راهنمایی کند، ورای زندگی غرب‌زدگی کنونی؟ چه چیزی در تاریخ ما با انقلاب اسلامی رخ داده است که نه زندگی گذشته می‌تواند کفاف بودن ما را به ما بدهد و نه زیست جهان مدرن چنین توانایی را دارد؟ آیا نوعی آمادگی در راستای اتحاد ظاهر و باطن و تحولی در جان‌ها در حال وقوع نیست تا انسان شأن حقیقی خود را باز یابد و انسانی شود که سیاست او عین دیانت او گردد؟ 
همه چیز حکایت از آن دارد که مسئله ما گشوده‌شدن به آینده‌ای است که در حال تولد انسان جدیدی است، برای عبور از بی‌اخلاقی‌ها که ما را فرا گرفته، باید به انسانی فکر کرد که با انقلاب اسلامی در حال به ظهورآمدن است و همچنان که متذکر شدید شهید حججی و حاج قاسم سلیمانی نماد چنین انسانی است.  موفق باشید
 

40101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد آیا تابه‌حال در مسیر فعالیت خود با افرادی مواجه شدید که در زندگی تحت‌تأثیر عوامل مختلف دچار حیرت و سرگردانی شده باشند یا در مسیر درست باشند؛ اما به‌یقین نرسیده باشند یا اصلاً راه ندانند اگر این چنین بوده چه مواجهه و راهکاری داشتید برای این مسئله؟ استاد بنده خود فرد با استعدادی بودم که خود را استاد فرصت‌سوزی می‌دانم و در مسیر زندگی خود معنا را با شخصیت‌هایی مثل شهید مطهری و...دریافتم و مشکلم چند موضوع بوده تا جایی یکی این که می‌دانم یک این مبانی را عمیق در نیافتم بعداً راهکار پیدا کردم که زمان‌بر در دست اجراست، بعد مشکلم عدم مهارت در بخش‌های گسترده زندگی و روش‌های فراوان غلط بوده که به بخشی رسیدم و تا حدی اصلاح شد؛ اما سرعت به‌شدت پایین هست از مسائل مهمی که غصه شده برایم مسئله تحصیل هست که هم در بعد عمق وهم در بعد عمل و نمره و علی‌رغم استعدادم ملامت‌ها شدم بخشی از مسیر هنوز باتوجه‌به سنم به نظرم قابل‌جبران هست، هدفم را ورود به عرصه علوم‌انسانی اسلامی قرار دادم بعداً از فرایند آشناشدن و تغییر جهت داده در عرصه حکمرانی دغدغه دارم و مسئله عدالت در عرصه اجرا و اجتماع، همیشه به خدا توکل کردم تا حد زیادی به مسیرم ایمان دارم؛ اما به علت بدعملی گاهی سست می‌شوم دوست می‌داشتم با نگاه درست جستی زنم و برای همیشه مسیرم و اشتباهاتم را اصلاح کنم و جراحت‌های این اشتباهات را... امیدم به خداست. گاهی هم از نرسیدن و یا شرمنده شدن و سرافکندگی در بین نامردان و نا اهلان می‌ترسم و از خدا می‌خواهم من را در مسیر درست موفق کند اما خوب نقشه دقیق راه ندارم دوست می‌داشتم اسلام‌شناس برجسته‌ای باشم تا نیازهای خود و مردمان را از این مبانی ناب استخراج کنم؛ اما افسوس که عمر کوتاه هست و ما اندر خم کوچه و نابلد و بیم نرسیدن و اسیر ضعف‌ها و هواها، حال باید چه‌کار کرد استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در همان موقعیتی که هستیم با تعمق در معارف توحیدی در هر آنچه برایمان امکان انجام آن را دارد حاضر شویم. در آن حال خداوند به حکم: «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» خودش راه را می‌گشاید. البته اگر انسانی که از نظر شما انسان شایسته‌ای است را مدّ نظر قرار دهید، مؤثر خواهد بود. موفق باشید

40068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: چند موضوع مبهم واسم وجود داره. تو مسیر حرکت به سمت خداوند طبق کتاب سلوک بانو امین اول مسیر حضور قلب و بعد مسیر شهود قلب. اگر مسیر حضور قلب طی شد وبه دلایلی مثل فرزند آوری عوامل غفلت زیاد شد ممکن است که مسیر به سوی شهود ادامه یابد. وقتی که مثل قبل دیگر حضور قلب و همواره در محضر بودن اتفاق نمی افتد. ولی به نظر مسیر به سوی شناخت اسما ادامه دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، ادامۀ «حضور» است و حاضربودن در آن حضور، بقیۀ آن را باید به خدا واگذار کرد تا چه چیزی را مصلحت می‌داند. موفق باشید 

40788

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: سوال زیر را فقط از منظر ابن عربی پاسخ بدید نه ملاصدرا. این جملاتی که میگم آیا درست است یا نه؟ الله عین علیم است و علیم عین الله است. این جمله درباره تمام صفات با ذات می‌باشد. جمله بعدی، علیم عین قدیر است و قدیر عین سمیع هست و این جمله در رابطه همه اسما با هم است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور، اموری است که هرکس باید خودش در آن حاضر شود و شرطش آن است که: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» و خود به خود راه، ما را به جایی می‌برد که «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». به گفتۀ اساتید این امور، چشیدنی است و نه شنیدنی، تعلیمی نیست باید به میدان حضور حاضر شد و جلو رفت. موفق باشید

40760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در جلسه شنبه گفتید عربها خیلی نادان و جاهل بودند و مثالهایی هم زدید، ولی قبلا گفته بودید جاهلیت عربها به معنای نادانی نبوده و اهل فکر و تمدن بودند و می‌گفتید ابوسفیان به رم رفته بود و دنبال گسترش تمدن بوده و... علت این دوگانگی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دو موضوع در میان است. یکی آن‌که جریان جاهلیت در جای خود، تمدنی به حساب می آمد و خود را طوری تعریف کرده بود که برای خود برنامه و انضباطی داشت و دیگر آن‌که در آن تعریف و انضباط به جهت غفلت از معارف توحیدی نوعی خودبنیادی و خودسری در آن میدان حاکم بود تا آن‌جایی که به کوچک‌ترین بهانه جنگ‌های ۴۰ ساله راه می‌انداختند خیلی شبیه جاهلیت مدرن و جنگ جهانی اول و دوم که بین خود بیش از ۶۰ میلیون را به قتل رساندند. موفق باشید 

40578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: در روایات آمده یکی از عوامل استجابت دعا پافشاری و تکرار و اصرار بر دعاست. آیا منظور از تکرار و پافشاری و اصرار بر دعا اینست که هر روز دقایق طولانی یا ساعت ها دعا کنیم تا حاجتمان برآورده شود یا منظور اینست که هر روز بعد از نمازهای یومیه دعا کنیم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به آن معنا است که از اجابت آن دعا مأیوس نباشیم وگرنه از طرف دیگر هم داریم الحاحِ در دعا با اصرار همراه نباشدکه در واقع گمان کنیم خداوند باید با اصرارِ ما آنچه ما می‌خواهیم را عمل کند. موفق باشید

40549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: من عاشق مرحوم امام و انقلاب اسلامی ام و پیامم از جهت نگرانی و دلسوزیه و اونم اینکه ما تا کی قراره با این صحبت که همین دختران کم حجاب هم دختران ما هستند و این موارد صحبت ها که تا حدودی درست است چشم ببندیم در مقابل اتفاقاتی که در شهرها به خصوص تهران در حال رخ دادنه. استاد من در تهران هستم و احساسم اینه بزرگانی چون شما از وضعیت به صورت میدانی با خبر نیستید. چند وقت پیش آقای جمشیدی یادداشتی منتشر کردند در همین موارد و انقلابیون به ایشان حمله کردند که نه اینطوری نیست و نباید نگران استحاله فرهنگی جمهوری اسلامی شد. وضعیت خیابان ها پوشش حتی آقایان، سگ گردانی، مشروبات، روابط آزاد واقعا جای نگرانی داره. من ذهنیتم این است اطلاع میدانی نسبت به این موضوع برای بزرگان وجود نداره. وقتی مسیر مراجع از بیت تا مسجد باشه آنچه در خیابان های تهران رخ میده قطعا بی اطلاع هستند. خواستم نظر خودتان را بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال جبهۀ استکبار بی‌کار ننشسته است و عملاً با به میدان‌آوردن بی‌حیایی در جامعه تلاش دارد به اهداف خود که مقابله با نظام و انقلابی است که همۀ موجودیت آن را به خطر انداخته است و به همین جهت متفکران جامعه هر کدام باید از زاویه‌ای متوجۀ این امر باشند تا از یک طرف موجب تقابل افراد جامعه با یکدیگر نشوند و از طرف دیگر جامعه، بسترِ فرهنگ غربی نگردد. که سعی اهل نظر در این رابطه، سعی خوبی است و با همان متانت و حکمت رهبری، مسلّماً این نقشه مانند دیگر نقشه‌های دشمن خنثی خواهد شد وقتی ما بتوانیم ارزش انسان‌ها را با آن‌ها در میان بگذاریم و متوجه شویم زیرِپا قراردادنِ دستورات شریعت الهی آنان را از ابعاد فاخر و متعالی‌شان ساقط می‌کند. هنوز زمینۀ چنین گفتگوهایی فراهم نشده است بخصوص در مدارس و دانشگاه‌ها. و البته در مقابل آنانی که مأمور ایجاد فساد در جامعه می‌باشند موضوع فرق می‌کند. موفق باشید 
https://lobolmizan.ir/special-post/1050
https://lobolmizan.ir/sound/666#sound-row-4397
 

نمایش چاپی