سلام استاد: در زیارت اباعبدالله و حضرت عباس بعضی میگویند اول خدمت حضرت عباس برسید برای کسب اجازه بعد خدمت ارباب نظر شما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این ذوق نوعی ادب به حساب میآید ولی به این معنا نیست که حتماً باید اینطور عمل کرد ممکن است کسی جان خود و در طلب روحانیاش بخواهد با نظر به صفای مقدس حضرت اباعبدالله علیه السلام کار را شروع کند، طوبی له. موفق باشید
سلام بر امّ البنین، راستی چرا نمیگوییم امّ الحسین؟! مگر دیگر باید چه میکردی؟ مگر دیگر قرار بود برای فرزندان حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» چگونه باشی؟ تو همسر مهربان علی شدی و مادر فداکار فرزندان زهرا «سلاماللهعلیها»، همین کافی بود. تو چه احساسی به فرزندان زهرا داشتی که بعد از گذر هزار و اندکی سال ما آن را نفهمیدیم آخر چرا تمام فرزندانت را با حسین همراه کردی؟ چرا بعد از غوغای عاشورا در دیدار با بشیر سراغی از فرزندانت نگرفتی مگر فقط مادر حسین بودی که مدام سراغ حسین را میگرفتی و گفت بشیر از حسینم بگو از حسینم...... و چندین بار این را تکرار کردی چند نفر از ما میدانیم نام واقعی شما فاطمه است تو حتی از صدا زدن نام خود هم گذشتی وگفتی تو را امّ البنین صدا بزنیم مبادا با بردن اسم فاطمه فرزندان علی اندوهگین مادر شوند. کاش اینقدرها مهربان نبودی بین خودمان میماند چه احساسی داشتی وقتی فهمیدی تیر به دو چشمان عباست زدند وقتی فهمیدی دودست عباست را از بدن جدا کردن چرا ناله نکردی این صبر تو ما را آزار میدهد. کاش اندکی برای عباست اشک میریختی و از آن بدتر بر تو چه گذشت وقتی شنیدی تیر به مشک عباس زدند وقتی قرار بود با آن آب برای علی اصغر حسینت ببرد. فکر میکنم آن موقع اشک از چشمان تو سرازیر شد و آرام و قرار نداشتی نه برای چشمان عباس نه برای دستانش برای تیری که به مشک خورد چون قرار بود آب برای طفل شش ماهه حسینت ببرد مادر آرام باش... مادر کمتر بی قرار حسینت باش او علمداری چون فرزند تو دارد که از اهل خیمه و زینبت مراقبت میکند. چرا بعد از عاشورا همه گفتند امان از دل زینب، گفتند مادری دارم خون میگرید (حضرت زهرا «سلاماللهعلیها»)، ولی مادر! چرا نامی از تو نیاوردیم؟ تو بعد از گذر هزار و اندی سال با قلبهای زنان و مادران چه کردی که اینان شما را الگو قرار دادند و فرزندان و همسران خود را به جبهه ها اعزام کردند برای اینکه مبدا کسی به اسلام حسینی تو تعرض کند. ما آزادی و آزادگی و امنیت را مدیون شما و الگو قراردادن شما در زندگی هستيم. مادر! چرا هیچگاه از دلتنگی خود نگفتی؟! چرا هیچ وقتی ادعایی نداشتی؟! راستی میگویند حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» شبها بر بالین قبر شهدای گمنام حاضر میشود، یقیناً شما هم در کنار ایشان هستی. میگویند در غوغای محشر چشمان و نگاه عباس تو شفاعت میکند. مادر میشود در غوغای محشر برای ما هم مادری کنی؟ ای بهترین مادر ما را ببخش که عمری تو را نامادری خوانیدم. سلام ما را به خواهرت زهرا «سلاماللهعلیها» برسان. از این پس از آوردن اسم حضرت ام البنین در کنار اسم حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» غافل نشویم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام بر امّ البنین «السَّلامُ عَلَیکِ یَا زَوجَةَ وَصِیِّ رَسَولِ الله» سلام بر عاشوراییترین زن، بدونِ حضور در کربلا. مادرِ شیرمردانی که فرمود: تمام پسرانم فدای یک تار موی حسین «علیهالسلام». سلام بر بانویی است که فریاد حسین جان گفتنش را در میدان مدینه و صحن کربلا هنوز میتوان شنید.
راستی را! این بصیرت در درک تاریخیِ کربلا را چگونه او به دست آورد؟ آیا عظمت او میهمانیِ خانۀ مادران شهید ما نبود که اینچنین اسطورهوار فرزندانشان را در انقلاب بزرگ اسلامی بدرقه کردند؟ بصیرت جناب امّ البنین بانویی که در بستر تاریخ اسلام پروریده شد تا آنجایی که با عباسِ «علیهالسلام» خود یگانگی را با حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» تجربه کرد.
بنده حقیقتاً با شما موافقم که میفرمایید: از این پس از آوردن اسم حضرت امّ البنین در کنار نام حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» نباید غافل شد از آن جهت که با نظر به جایگاه تاریخی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» مییابیم که نگاه زنان اسلام چگونه به آن افقهای دور نظر دارند و در راه تحقق آن افقها از فداکردن فرزندان خود کوچکترین سستی به خود راه نمیدهند. آری! در دیدن این بانوی بزرگ در این شرایط تاریخی «چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد». موفق باشید
سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی: با دختری برای ازدواج آشنا شدم که همه معیار های ایمان، اخلاق خوب، قناعت و ولایتی بودن و ... را دارد ولی از نظر زیبایی، به هیچ عنوان زشت نیستند ولی من دوست داشتم زیبا تر از این می بود چه کار کنم؟ لطفاً راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وقت به قول جناب حجت الاسلام قرائتی در آن صورت اگر با زیباتر از آن روبهرو شدیم، از آن زیبای قبلی منصرف میشویم. در حالیکه همینکه مورد پسند باشد کافی است و خداوند است که فرمود: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» و از نشانه های [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ یقیناً در این [کار شگفت انگیز] نشانه هایی است برای مردمی که می اندیشند. موفق باشید
با سلام بر استاد عزیز: خواستم چنانچه برایتان ممکن است کمی در رابطه با سخنان دیشب رهبر معظم انقلاب و راز انتخاب این زمان برای آن سخنان، برایمان بگویید. بخصوص با نظر به فرازهای حساسی که در آن سخنان بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیانات تاریخساز و راهگشای دیشب رهبر معظم انقلاب. توهمات دشمنان را از یک طرف، و توهّمات غفلتزدگان داخلی را از طرف دیگر، مشخص کرد. به خصوص در آن فرازهایی که فرمودند: «مذاکره با آمریکا بنبست محض است... هیچ کمکی به ما نمیکند، هیچ سودی ندارد، ضررهای جبران ناپذیر هم دارد... ما تسلیم نشدیم و تسلیم نخواهیم شد، در این قضیه و در هر قضیه دیگری تسلیم فشار نخواهیم شد... بنا نداریم که از سلاح هستهای استفاده کنیم اما غنیسازی را داریم... ملت ایران بر دهان کسانی میزند که میگویند نباید غنیسازی اورانیوم داشته باشیم... باید در همه زمینهها قوی شویم... دشمن میخواست فتنههای خیابانی درست کند، مردم به خیابانها آمدند اما علیه دشمن نه علیه نظام اسلامی... » زمان ایراد بیانات ایشان نیز حکیمانه و هوشمندانه انتخاب شده بود. رهنمودهای ایشان میتواند برای سخنرانی امروز رئیسجمهور کشورمان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، راهگشا و نقشه راه باشد، و میتوان گفت احتمالاً رهبر معظم انقلاب با نظر به این امر، زمان سخنرانی خود را تعیین کردهاند. باید سطر به سطر سخنان رهبر انقلاب تبیین شود. ملاحظه میکنید که چگونه ایشان هنوز بار تبیین افکار عمومی را به دوش می کشند. و این است معنای فناوری نرم ولایت فقیه که مقابل پروژههای جدید در حالِ تدارکِ دشمن، عقلها را شکوفا میکند؛ به خوبی روشن فرمودند این مذاکره نیست. این دیکته است. این تهدید است. آمریکا تهدید میکند که اگر مذاکره نکنید چنین وچنان میشود، اگر یکبار عقب نشینی کنیم تا انتها باید عقب نشینی کنیم. ملت ایران هیچگاه تسلیم نخواهد شد. رهبر انقلاب فرمودند: قبول مذاکره با تهدید را هیچ ملت باشرف و سیاستمدار خردمندی قبول نمیکند. با کسی مذاکره کنیم که مدام تهدید میکند؟ آنها اصلا قابل اطمینان نیستند، مذاکره با آمریکا بن بست محض است. چنین مذاکره ای جز افتخار برای ترامپ چیزی ندارد که بنشیند و بگوید من اینها را تسلیم کردم! بنابراین مذاکره نمیکنیم. آیا این نوع ورود به مسائل از طریق ولایت فقیه، به همان معنایی نیست که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد». موفق باشید
سلام استاد: شما از چه سنی کار فکری رو آغاز کردید؟ به نظر شما کسی که بخواهد به مباحث شما مسلط بشه چند سال زمان نیاز داره و چه توصیه های در این خصوص دارید؟ من پس از دیدن مستند جنابعالی علاقه مند به حضور دیگری در تاریخ پیش رو شده ام بخصوص که همچون شما که در شرکتی با در آمد بالا بر اساس توصیه شهید بهشتی وارد تاریخ دیگری شدید من هم به جبر زمانه در راه دیگری پا نهاده ام و اکنون به دنبال زندگی حقیقی و حد اکثری هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به لطف الهی از دبیرستان به کمک بعضی از معلمان به این فکرها افتادم. ولی مهم نیست. مهم آن است که در هر موقعیتی که هستیم «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت». موفق باشید
سلام استاد عزیز: وقت بخیر، ممنونم از کتاب آشتی با خدا. این کتاب حقیقتا در فطرت و حقیقت انسان اثر عمیقی می گذارد. سوالی که دارم در مورد صفحه ۲۳۶ کتاب هست. اونجا شما فرمودید که «کسی که می خواهد به مقامی برسد که در آن مقام، عالم کثرت را نمایش جمال حق ببیند ابتدا باید عقل خود را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کند و سپس با انصراف از عالم کثرت، قلب را متوجه حق نماید.» میخواستم بدانم که چگونه می توانم قلب را نسبت به حضور و ظهور خداوند مطمئن کنم؟ مثلا الآن رو به روی من یک میز چوبی قرار دارد. چگونه به حضور و ظهور خداوند در این میز می توان پی برد؟ آیا جزوه و کتاب خاصی هم هست که در این زمینه خود را تقویت کنم؟ یک دنیا از شما و مطالب نابتون متشکرم🌹🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله آرامآرام انسان در این مسیر به جایی میرسد که متوجۀ انوار و اسمای الهی در مخلوقات خداوند میشود مانند آن که در درختان، نور حیات حضرت حق را مدّ نظر میآورد از آن جهت که درخت، موجودی است که مخلوق خداوند است و این با میز فرق میکند که افراد در رابطه با حوائجشان ساختهاند. در رابطه با راهی که انسان متوجۀ انوار و اسمای الهی بشود؛ «برهان صدیقین» که روی سایت هست و شرح صوتی آن، ان شاءالله کمک میکند. موفق باشید
با عرض سلام: کلیپی دیدم از حجت الاسلام رمضانی که میگویند شرط قبول شهادت نیت است و یه شهیدی رو میارن تو صحرای محشر خدا ازش میپرسه که تو چیکار کردی برای من؟ میگه من جون دادم خداوند میفرماید تو شهید نشدی چون برای خودنمایی آمده بودی. نظر شما در مورد اینگونه شهادت ها چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این طور است. به هر حال هرکس میهمان انگیزه ها و نیت اش می باشد. می ماند که بعضاً در شخصیت و نیّتِ کلی خود طالب چنین مقامی بوده اند هرچند که ممکن است در شرایطی نباشند که آن نیّت را به طور مشخص مدّ نظر داشته باشند. کودکانِ شهید شده عموماً شهادتشان در این راستا معنا میشود و ارزش خود را دارد. موفق باشید
سلام علیکم استاد: من متوجه زمانه و درگیری تمدنی بین انقلاب مرحوم امام و غرب هستم. روحم انگار در شور و حرارت وجودی این درگیری قرار گرفته اما نمیتونم رسالتم رو پیدا کنم که من چه نقشی باید داشته باشم؟ وقتی ظرفیت حاج قاسم را میبینم که رسالت ایشان قطع بازوی اسلام آمریکایی در منطقه بود و ظرفیت کم خودم را میبینم حسرت میخورم به کم کاری ها. استاد چه کنم خدمت گذار امام عصر باشم در این نظم جدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روحیۀ بشر جدید و جهان جدید را همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالی علیه» درک کردند؛ بشناسیم. پیشنهاد می شود سری به کتاب «ما و بشر جدید و آیندۀ قدسی پیش رو» که حاج آقا حسینی در حال شرح آن هستند؛ https://eitaa.com/c/31126495/511 بزنید بخصوص به قسمت آخر کتاب تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمينی از انسان و جهان مدرن». موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: مطالب ماه رجب و ماه شعبان را هر سال مروری می کنم و تلاش می کنم مطالب جدید را پیگیر باشم. کتاب اسما الحسنی را هم بارها خوانده ام. سوالی برایم مطرح است. چه رویکردی با اسما الهی در ماه رجب باید ایجاد شود ؟ چه افقی مد نظر ما باشد برای ماه رجب؟ آیا این است که چون ماهی است که دیگر کثرات به میان نیستند پس باید تقاضای مستقیم اسما را داشت؟ مثلا دیگر در نان و آب و غذا رزاق ندیدن و این ماه رجب باید مستقیم خود رزاق را یافت. خود نور رزاق را خواهان شد و همینطور سایر اسامی الهی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به اینکه رسولخدا «صلّیاللهعلیهوآله» میفرمایند: «إِنَّ رَجَبَ شَهْرُ اللَّهِ.» است میتوان گفت در این ماه نور جلال الهی در میان میباشد و به همین جهت ماه حرام میباشد تا این ماه تنها ماه حضور او برای ما گردد به همان معنای «ماه رجب، ماه یگانگی با خدا» آنطور که جناب اباذر در دعای خود از خدا شروع کرد و در راستای درک حضور خدا به حضور پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهواله» نظر نمود.
عرضه می دارد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْأَمْنَ وَ الْإِیمَانَ بِکَ وَ التَّصْدِیقَ بِنَبِیِّکَ وَ الْعَافِیَهَ مِنْ جَمِیعِ الْبَلَاءِ وَ الشُّکْرَ عَلَی الْعَافِیَهِ وَ الْغِنَی عَنْ شِرَارِ النَّاسِ» بار خدایا ! از تو امان و ایمان به خودت را درخواست میکنم، توفیق تصدیق و دنبالهروی از پیامبرت را آرزومندم. عافیت از جمیع بلایای دنیوی و اخروی را از پیشگاهت طلب میکنم. روحیه شکر و سپاسگزاری از عنایاتت را خواهانم. پروردگارا! مرا از مردم بد و آزاررسان بینیاز کن. موفق باشید
سلام الله عليكم: سالگرد ولادت بانوي دو عالم حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را تبريك مي گويم. چگونه براي سلوك به عبوديت حقيقي از «مظهر تام عبوديت الهي» حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها بهرهمند شويم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه متوجۀ نسبت خود با حضرت زهرای مرضیه«سلاماللهعلیها» در عبادات و وظایف اجتماعی باشیم، نوعی از حضور آن حضرت را در خود مییابیم. خانم دکتر مرضیه پیراوی شب گذشته در برنامۀ «دُردانه» که از شبکۀ اصفهان پخش شد، در این رابطه نکات دقیقی را مطرح فرمودند. خوب است که با دقت به نکات ایشان و نظری که به حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» داشتند؛ توجه شود https://eitaa.com/arshiv3133/2 . موفق باشید
سلام علیکم و رحمة الله: عرض ادب. پیرو پاسخی که نسبت به سوال ۴۰۷۶۹ داشتید؛ ابتدا تشکر میکنم از راهنمایی حضرتعالی، ماجور باشید انشاءالله موردی که برای بنده ابهام ایجاد کرده بود پاسخی بود که نسبت به سوال دیگری در خصوص قوه واهمه داشتید، بدین صورت که فرموده بودید: «اجتناب از جلسات و شرایطی که موجب تحریک احساسات و قوه واهمه میشود، حتی برای چنین افرادی (وسواس) جلسات مذهبی که دارای شرایط مذکور باشد تا زمانی که بهبود نیافتهاند قابل اجتناب است.» لذا سوال شد که ارتباط عاطفی با اهل بیت علیهم السلام در فضای روضه یا مجالس شادی حضرت معصومین برای افراد مذکور منع ضروری دارد؟ یا محیط خاصی مد نظرتان هست؟ به شخصه احساس میکنم این رابطهی عاطفی و احساسی مفید و با برکت است. لطف بفرمایید این مورد را تشریح بفرمایید، سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر به سیره و سخنان اولیای معصوم که حکایت فطرت انسانها هستند، همواره مفید و ضروری است و جلساتی که به نحوی ذکر آن عزیزان در میان آید انسان را به تعادل میرساند و انسان عملاً خودِ گمشدۀ خود را در شخصیت آن انسانهای کامل مییابد. موفق باشید
سلام علیکم: هرچه آمدم از سید حسن نصرالله بنویسم زیرا قلبم را فرا گرفته دیدم نمیشود زیرا عظمت ایشان همواره نیاز به ظهور آمدن دارد. اگر همه از او بگویند باز کم است و هرکسی از ایشان در اندازه ظهورات قلبی اش بنویسد بیشتر در اصالت قلبی خود نیز حاضر و دیگران را نیز متذکر شده. مرا که باشم از آن برگزیده خداوند که عین آیه «إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ» است بگویم. تسلیم خدای او میشوم بلکه عظمت ایشان در لاله ها و سبزه زارهای تاریخ قابل فهم شود زیرا آنچه که خیلی بزرگ است را باید در لحظه لحظه های زمان و در زیباترین شکوفه های غنچه زده بهارهای پیش رو یافت. نصرالله ما را از حاج قاسم بزرگ، بیشتر به خدا رساندند و این راستی است که زبانم را بی اختیار به صداقت باز کرده. حال این جهان و این نصرالله که حقا حقیقت است. در تمام عمرم او را دوست داشتم و حال بیشتر دوستش دارم حسرت ایشان همیشه بر بنده هست. یاد ایشان تنها چیزی بود که از بنده ناتوان گرفتار بر می آمد ولی ایشان دستشان باز است و نباید رجوع به ایشان را ترک کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه میفرمایید سید حسن نصرالله حقیقتاً آینۀ تمام قدِ نمایش انسانیت بود در همۀ ابعاد انسانی در کنار روحیۀ سلحشوری و مقاومت، بنده از روحیۀ لطیف او حیرانم که چه اندازه انسانها و حتی کسانی که او را اذیت میکردند، دوست میداشت. عرایضی در https://eitaa.com/matalebevijeh/20333 شد ولی هنوز نه، هنوز باید از شهید سید حسن نصرالله گفت و باز، گفت. موفق باشید
با سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: می خواستم بدانم تفاوت و شباهت دیدگاه استادطاهرزاده در کتاب خویشتن پنهان با دیدگاه استاد شجاعی در کتاب من کیستم؟ چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله استاد شجاعی بر همان مبنای معرفت نفس حکمت متعالیه نکات خود را با مخاطبان در میان میگذارند، نکاتی که قابل استفاده است. موفق باشید
سلام وخدا قوت: میخواستم نظر استاد را راجع به این مطلب دکتر داوری بدونم. https://www.khabaronline.ir/news/2113921
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سخن نیز مانند همۀ سخنان حکیمانه و اندیشه برانگیز، نیاز به تفکر و بحث دارد. امری که امکان شرح آن در میدان سؤال و جواب فراهم نیست. امید است رفیقان با اندیشۀ خود، اندیشمندانه به سخنان اهل تفکر بیندیشند و همچنان سخن جناب هایدگر را مدّ نظر داشته باشند که میفرماید اندیشیدنیترین اندیشه آن است که ما متوجه باشیم نمیاندیشیم! موفق باشید
سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما: من یک پرسش ضروری داشتم خدمتتان (به خاطر زمان کم انتخاب رشته) در مورد انتخاب رشته آینده. به جهت اینکه شما با تفکر فلسفه اسلامی و غربی آشنا هستید، پیشنهاد شما جهت وصول به حقیقت از چه راهی است؟ و چون آزاد اندیشی شرط عقل در این باره هست، میخواهم در هر دو تخصص زیاد داشته باشم. به نظر شما از کدام سنت فلسفی شروع کنم؟ و به نظر شما در دانشگاه در دوره کارشناسی فلسفه و کلام اسلامی بخوانم یا فلسفه محض؟ لطف کنید و راهنمایی مفصلی در این باره کنید. در مورد تحصیل معرفت شناسی هم راهنمایی ام کنید چون اکثر شبهات و سوالات و مسائل حل نشده من در این جهت هست. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه ابتدا با فلسفۀ اسلامی با روحِ تفکری که میتوانیم در فرهنگ و فکر خود حاضر شویم؛ بحثی نیست. مهم آن است که بعد از چشیدن فلسفۀ اسلامی با اسلوب صدرایی، آری! بعد از چشیدن آن، که قدمی بالاتر از فهم آن است، باید نظر به فلسفۀ غرب و متفکران آلمانی از کانت گرفته تا هایدگر و گادامر، داشته باشیم. و در رابطه با مباحث «معرفت نفس» در دل فلسفۀ اسلامی اشارات بسیار ارزشمندی در میان است. نهایتاً میتوانید در ابتدا رجوعی به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن داشته باشید. موفق باشید
سلام استاد: زیارتتون قبول. استاد برای رقیق شدن قلب و جاری شدن اشک چه راهکاری میتونم پیش بگیرم؟ از شدت بغض خیلی اوقات گلودرد میگیرم ولی جاری شدن اشکام و خالی شدن دلم هیهاته.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه قلب متوجه حقایق عرشی شود جان در طلب حضور در آن حقایق در مقام عرشی اشک را وسیله چنین حضوری میکند و از این جهت نظر به شهدای عزیز و سیره آنانی که راه را به سوی حقیقت طی کردند در این مورد نقش آفرین است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عدهای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا میکشد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: در دین فقه چه جایگاهی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. علم فقه، علمِ تشخیص احکام الهی است برای قرارگرفتن انسان در مسیری که مسیر قرب الهی است زیرا که هیچ مقصدی بدون مسیر نمیباشد و مسیر انس با خداوند، شریعت الهی است که علم شریف فقه به عهده دارد ۲. مهم امیدواری به رحمت واسعۀ الهی است. و در همین رابطه از حضرت امام حسین «علیهالسلام» داریم: الهی! «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» خدای من، چه دارد آنکه تو را ندارد؟ و چه ندارد آنکه تو را دارد؟ موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: تر ک فعل، بی تحرکی و خونسردی دستگاه قضایی باعث آزردگی بسیاری از مردم مومن و متدین و انقلابی است که باتوجه به آسیبهای جدی که بعضی سیاستمداران غرب گرا و ساده لوح و شاید بعضا خائن به کشور میزنند و شکایاتی که از آقایان میشود ولی هیچ تحرکی از دستگاه قضایی دیده نمیشود مثلا نمایندگان مجلس طبق بعضی شنیده های موثق هشت مورد شکایت در مورد آقای روحانی از سالها پیش به دستگاه قضایی ارایه کردهاند ولی یک احضاریه هم در مورد ایشان اعمال نشده و همچنان با افکار سطحی خود که انسجام و وحدت ملی را به هم میزند یا در مورد آقای ظریف که در تبلیغات انتخاباتی دروغ کشتن مهسا امینی را با باتوم تکرار میکند ولی بابت شایعه پراکنی و تشویش اذهان عمومی بازخواست نمیشود با اینکه چندین پزشک متخصص خلاف آن را اثبات و اعلام کرده اند و الی مشا الله از این موارد زیاد است نظر جنابعالی چیست اگر حکمتی هست ما را هم مطلع کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عزم کلی دستگاه قضایی به خصوص جناب حجت الاسلام و مسلمین آقای اژهای مثبت است. مشکل، نظام قضایی کشور ما و دیگر کشورهای جهان است که قاضی آنچنان استقلال دارد که به راحتی پروندۀ آقای انصاری را مختومه میکند. امید است که جوانان عدالتخواه با مطالبهگریهای خود نگذارند کواکبیانها با آن تهمتهایی که به نظام میزنند، از حکم قضایی فرار کنند. موفق باشید
بسم هو: چه بگوید دلی که هنوز بیرون از گود است؛ چه بگوید جانی که سوختن را میفهمد، سوختن را دیده است، با سوختن سوختگان بیچاره شده است، اما به خویش که میآید جز هوسی نمییابد؛ چه بگوید قلبی که تنها، فقط و فقط طلب کرده، یا نه طلب کردن دیگران را دیده و تنها هوسش را کرده؛ همان که سالهاست سخنِ زهرا (س) و جایگاه تاریخیاش و ایستادگیاش را شنیده و به حضور رفته و اما هنوز نه تنها در اکنونش متفکر نیست که اکنون زدگیِ خویش را مییابد. نمیدانم، شاید هم میدانم: راه تفکر سخت است. آری برای امثال من سخت است. عاقل به کنار جوی پی پل میگشت / دیوانه پا برهنه از جوی گذشت. داشتم به نیست انگاری_نیهیلیسم_ نیچه، سید مرتضی آوینی و غروب فکه، اُنسم با دکتر داوری و رمان و خصوصا مطالبی که دو سه سال پیش خود شما در تاکید به نیستانگاری داشتید و همچنین رمان بینوایان، فکر میکردم. نکند به جای عبور_ که گویا باید صبح و شب شیره جانم را بکشد و فکری و کاری_ بیخیالی و بیهودگی سراغم آمده. نمیدانم. نکند گناهکاری و بیهودهکاری همین را هم گرفته باشد. هر چه به خویش مینگرم گویا بیمایهتر از قبلم، گویا دستاویز کمتری برای نجات دارم. اعتراضی نیست، پشیمانیای هم از آمدن تا اینجا ندارم. شاید این طلب و نشدن همان ایمان باشد و شاید باید لحظه به لحظه سکراتی را چشید. اما هر چه در خود میگردم اینگونه بودنی برایم نیست، تقوایی نیست، پروایی نیست، دلتنگی و دلداگیای نیست، نماز و انس و عشقی نیست. تنها گاهی با دیدن حاجقاسم و سید حسن و دیگر شهدا است که میتوانم جانم را سیراب کنم. پر حرفی نکنم، به قول یکی از دوستان در جلسات «انسان و باز انسان» عجب راهی است این راهی که با ما در میان میگذارید اما این حرمان و نشدنمان را چه کنیم. نه میتوان به راهی سطحی دلبست نه میتوان به آن راه با این ظرف کوچک پای نهاد. آری! تو پا به راه در نِه و هیچ مپرس / خود راه گویدت چون باید کرد؛ آری اما هنوز در خم یک کوچه ماندهایم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا این خاصیت وجود نیست که با ذات مشککِ خود که عین شدت و ضعف است در هر مرتبهای از آنکه حاضر شویم اجمالی است به سوی تفصیل و قصۀ «هنوز نه» را پیش میآورد؟ گویا باید در چنین قبض و بسطی در میدان وجود، همچنان سرگردان بمانیم به حکم آنکه «دیروز» کافی نیست، «فردایی» هم که چون «فردا» است، پیش نیامده. به جناب حافظ فکر می کنم و حکایت اینکه میفرماید: «سالها دل طلبِ جام جم از ما میکرد / آنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد». راستی! چه چیزی را تمنّا میکرد که نزد او بود و با ابژهکردن آن و در بیرون در جستجویِ یافتن آن؛ در خارج از حضورش به دنبال آن بود؟ تازه حضوری که فقط حضور است و بودن، بودنی که ذات مشکک است و در هر جایی از مراتب آنکه باشی اجمالی است به سوی تفصیلی، یعنی «بودن» و «نبودن» و «صبر» در این میدان، یعنی «انتظار» و «وارستگی». موفق باشید
سلام استاد: نظرتون در مورد این نکته آقای فیاض بخش چیه ایشون قریب به مضمون میفرمایند تنها راه چاره برون رفت از تلبیسهای شیطانی و مشکلاتی که ابالسه نه فقط برای انقلاب بلکه برای اصل اسلام در سراسر عالم چیدند توجه به اصل مسئله ولایت از منظری هست که علامه طباطبایی و امام امت (ره) برای ما چیدند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند جناب آقای فیاضبخش را حفظ کند که سخن بسیار درستی فرمودهاند و در راستای حضور ذیل ولایت الهی باید در انقلاب اسلامی هم به عنوان حضور ذیل اراده و ولایت الهی حاضر شد وگرنه حتی اگر طرفدار انقلاب هم باشیم، بیشتر با انگیزههای سیاسی وارد شدهایم و نه انگیزههای الهی. موفق باشید
سلام خوبید استاد: یه سوالی خیلی ذهنم را درگیر کرده ۱. بعد از ماجرای غزه خیلی دین و ایمانم ضعیف شده همیشه میگم پس خدا چرا هیچ کمکی نمی کنند؟ چرا امداد الهی نمیرسد؟ یعنی آیا برای ما هم اگر این مسئله اتفاق بیفته، خدا هیچ کمکی نمی کنه؟ یا بنای خدا بر این است که زندگی بر اسباب و مسببات خود اداره بشه لذا پس اگر در زندگی ما هم به مشکلی خوردیم امیدی به خدا نداشته باشیم و البته با نظر خدا یا بدون نظر خدا از طریق اسباب و مسببات باید پیگیر حل آن مشکل باشیم ؟ ۲. به عبارتی در قضا و قدر الهی احساس می کنم دچار جلوهی دیگری از معرفتی شدم که اشتباه است و بیشتر شبیه نظریه جهان بود که شبیه یک ساعت بود که ساعت ساز آنرا ساخته با قوانین و علل خودش آن را رها کرده ۳. ولی از طرفی ایمانم هنوز بر خداست و میگم نه آن کسی که در این زندگی تا اینجا کمک کرد و مشکلات حل شد چه کسی بود؟ آنکه در مواقع بحرانی کمک کرد چه کسی بود؟ از طرفی میگم خب اگر تو کافرمبودی و این اسباب و مسببات رخ میداد مثلا اون مشکل حل میشد. ۴. مثل بحث رزق که همین شبهه در ذهنم ایجاد شده که خب اگه کار گیرد اومد و پولدار میشی وگرنه اگر علل پیدا شدن کار پیدا نشد بیکار میشی یا یه کار ضعیف و مثل آدمای بدون پول باید زندگی کنی. اگر اینطوری فکر کنم خیلی چیزا میره زیر سوال مثلا تا دیروز میگفتم خدا باید کار برایم جور کنه و به قول امام علی نباید خودم را جلوی کسی کوچک کنم و بدونم امید باید به خدا باشه و اگر امید به غیر خدا داشت باشم ناامید میشم ولی الان باید بگیم نه خود خدا گفته هرچیزی از باب اسباب و مسببات آن انجام می شود پس باید بری از بقیه درخواست کنی یه کاری برات جور کنند مگر این نیست که با توجه به همین قانون کفار در علوم پیشرفت کردند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئلۀ بزرگ روح زمانهای است که ما در آن قرار گرفتهایم تا خداوند اقدام بزرگی را به میان آورد و از این جهت برای جوابگویی به این سؤالها باید جدّیتر وارد تأمّل در معارف ایمانی و تاریخی شد. پیشنهاد میشود عرایضی که اخیراً تحت عنوان «کربلا و عبور از دوگانگی بین زندگی و مقاومت» شده است ان شاءالله در اندیشیدن نسبت به نکاتی که در ذهن دارید، کمککار خواهد بود. https://lobolmizan.ir/search?search=%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%20%D9%88%20%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%B1&tab=sounds موفق باشید
سلام استاد عزیزم: شما را برای خداوند متعال دوست دارم و این دوست داشتن را خداوند منان روزیم کرده، پس مطالبی که در زیر بیان میشه تصورات ذهنی بنده است که جنبه انتقادی پیدا نموده و خدمت شما عرض میکنم و هیچ قصدی هم ندارم جز این جنبه دوستی بیان شده. سه کانال از شما بزرگوار در پیام رسان ایتا مشاهده کردم که از مطالب مختلف آموزنده و معنوی، سیاسی، اخلاقی، معرفتی، ولایی و ... وجود دارد، در مواقع حساس کشور مثل حادثه شب قبل عید سعید غدیر خم - شهادت عزیزان و گستاخی جبهه کفر و نفاق و متناسب آن مواضع ولی فقیه حفظه الله تعالی-، این خلا وجود داشت که در کانالهای منتسب به شما مطالبی در خصوص چگونگی برخورد با این مسأله از جمله تبعیت از ولی فقیه، اتحاد و...، استفاده از ظرفیتهای موجود و راهکارهایی از این قبیل درج میشد تا برخی از مومنین که از این کانالهای ایتا بهره میبرند به بقیه منتقل کنند که البته بخشی از مطالب مذکور با تعویق در سخنرانی شنبه شما مطرح شد، خلأ به درج برخی مطالب در وقت مقرر خود یافتم، در پناه حق تعالی باشید و دعای حضرت بقیه الله الاعظم روزی شما باشد، قربان شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از نگاهِ دلسوزانۀ جنابعالی؛ عنایت داشته باشید که کانال مطالب ویژه همانطور که بر ویژهبودنِ خود تأکید دارد، خود را در جایی تعریف کرده که به مباحث معرفتی بپردازد و نه آنکه مانند رسانۀ خبری عمل نماید و به همین جهت تنها پیام رهبر معظم انقلاب در رابطه با تجاوز رژیم صهیون در کانال قرار داده شد، مگر آنکه یا در سخنرانیها و یا در مصاحبهها و یا در جواب سؤالاتی که از طریق سایت پیش میآید، کاربران محترم را در معرض آن نگاه قرار دهد. موفق باشید
«إِلَهِی کَیْفَ تَکِلُنِی وَ قَدْ تَکَفَّلتَ لِی وَ کَیْفَ أُضَامُ وَ أَنْتَ النَّاصِرُ لِی». سلام و عرض ادب خدمت استاد: گاهی انسان دلش میخواهد برای دفاع از اسلام و انقلاب خیلی محکم و جانانه به میدان بیاید. ولی خطاهای گذشته و ضعف هایی که دارد دست و پای انسان را می بندد. و نگران است که نکند آن خطاها و ضعف ها روزی آشکار شده و موجب ملامت و سرزنش شدیدی شود. در چنین شرایطی چه اندازه باید با ملاحظه رفتار کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان در مسیر عبودیت قدم گذارد مسلّماً با الطاف حضرت معبود روبهرو خواهد شد که یکی از آن الطاف، ستارالعیوبی اوست تا بدون هرگونه یأسی راهش را ادامه دهد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و جمیع مغفرته و رضوانه. جناب استاد عزیز پرسش و پاسخی را در کانال مشاهده کردم شمارۀ 42120 https://lobolmizan.ir/quest/42120 که عزیزی از بی حاصلی و بیهودگی از زمانه و تاریخ و عبادات در آن سخن گفت و این کمترین به عنوان شاگرد در محضرتان مطلبی را خدمتتان برای عرض ارادت و گفت و گو ارسال کردم امیدوارم مقبول رضایت الهی باشد. هان ای برادر عزیز چه خوب گفتی فریادهای خفته در درون آدمیت را! این صدای تو نبود که بلند شد این بغض فروخفتۀ بسیاری از آدمیان بود که شما به زبان آوردی! فریاد پوچی ها و سردرگمیها، فریاد از بی حاصلی و روزمرگی دوران، فریاد حیرانی و حیرت تاریخ از بن بستهای حاصل از هیچی و پوچی از عبادتها و زیارتهایی که در محاصره و سیطرۀ تاریخ نهیلیسم هر چه فشار می آوری گویی راه به جایی نمی برد و حاصلی برایت ندارد. آری! این صدای تاریخ بود که شما آن را فریاد کردی و برون ریختی. مسئلۀ انسان است نه شما و نه دیگری، همۀ ما در این کلاف سردرگم مکر لیل و نهار حجاب ظلمانی تاریخ غرب، بدان دچاریم، با آن زیارت می کنیم، دعا می خوانیم و مسجد می رویم و روزه می گیریم امّا کلافه از بی حاصلی و فروماندگی هستیم. دیگر سخنان معنوی و انسان های اخلاقی، گره از بغضمان نمی گشاید و جلسات اخلاق و منبر، مستِ معنویتمان نمی کند! نگران نباشید! این نوید جانت، هبه ای است برای به تنگ آمدن از دست راهی که باید از سیطره اش رهایی یافت و این همان بشارتی است که خداوند بر سر تاریخ به ما روی آورده است تا ما را به فتوحات دیگری رهنمون کند. به خدا که آن مداح و سخنران هم که برایت از معنویت و تقدس و اخلاق سخن میگوید در خوشبینانه ترین حالت اگر متوجه این فروبستگی نشده باشد حداقل متوجه تیغِ کُند سخنانی شده است که دیگر گره قلبی مخاطبش را نمی گشاید و گویی آدمیان در میان سخنان و منبرها درجا می زنند و تازه این را هم بگویم خود او هم اگر متوجه وضعیت ظلمت تاریخ امروزین نباشد در چنگال سیطرۀ این پوچی، سخن خواهد گفت و برای همین او هم با ما هم درد خواهد بود و این چیز عجیبی نیست. او مجبور است با زور، تیغ کندش را تیز نشان دهد و اما تو در کربلا و در محضر قدسی حسین بن علی علیه السلام متوجه آنچه که بر تو می گذرد شدی و آن را فریاد کردی! آفرین بر تو و آن نفحهای که تو را در برگرفت تا بفهمیم راه دیگری در راه است و آدمی دیگر در حال تولد است. به خدا قسم امروز نبرد و جهاد با نفس جز این نیست که در برابر نهیلیسم و ابزوردیسم بجنگیم و بدانیم ریاضت تاریخی ما و سلوک توحیدی ما امروز، رهیدن از دست این ظلمت دوران است. امروز سلوک در تاریخ، قاضی نیست تا من و تو بتوانیم ظلمتهای پیرامونی آدمی را با خلوت و ذکر و عبادت و زیارت کنار بزنیم و حضور مان را شدت ببخشیم نه! امروز اگر از حجاب و ظلمت پوچ انگاری و هیچستان غرب گذر نکنیم هر چه هم عبادت کنیم باز در سیطرۀ آن عالم است و حضوری را برایمان به ارمغان نمی آورد و پوچی، حاصلِ همۀ آن معنویت را از دستمان می گیرد و شما را در عبادت ها و زیارت ها خسته می کند و شما بجای آنکه راه را پیدا کنید عبادت ها و زیارت ها را متهم می کنید و میدانم هیچ گاه تاریخ اینقدر سردرگم و کلافه نبوده و پیچیده نشده. و همین است راز ظهور مردان عمیق و بزرگ که با روح های سرزنده در این تاریخ عَلَم داری می کنند و در برابر این ظلمت ایستاده می میرند. حال با اینهمه حرف چه میخواستم بگویم؟ میخواستم عرض کنم راهی به جز آن طریق تاریخی اشراقی که خداوند برای گذر بشر در دل تاریخ فروبستۀ غرب و شرق پیش روی بشر نهاد نیست و آن حضور در دل انقلاب اسلامی است اما و صد البته به شرط آنکه در آن حاضر شویم و إلا با ظاهر انقلابیگری هم، آن راه باز نمیشود. چگونه؟ اگر تو هم خسته ای و به دنبال رهایی از این سیطره به دنبال گذشتن از این هزارتوی پوچ اندر پوچ می گردی ابتدا باید خود را از بند نکبت و ننگین این وابستگی و همراهی جدا کنی ! خودت را در تاریخ خمینی حاضر کن و تمام همت خودت را در گشودگی تاریخ پیش روی بشر قرار بده و عبادتت را عبادت حضور از گذر از پوچی ها قرار بده و زیارات را زیارت و لقاء امامی قرار بده که نمایش حضور یگانگی و توحید هستی است و جهت قلبت را به او ببخش تا حضور در چنین وضعیتی تو را از دام ظلمت برهاند و گرنه محال می دانم امروز طریقی راهگشا پیش روی ما قرار داشته باشد. به یقین می گویم امروز دست بسیاری از فیلسوفان و متکلمان عصر بسته است. آنان نیز به بن بست روزگار فلسفی و کلامی خود واقفند اما اقرار به آن کمی دشوار به نظر می رسد. آدمی به آن سفره ای که بر سر آن نشسته سخت منکر می شود اما حقیقت چیز دیگری است. به هرحال ماییم و رخدادی جدید در زمانه ای که در برابر زمان شدائد قرار داریم، همان زمانه «تظاهر الزمان علینا» که در دعای افتتاح میخوانیم. ببینید امروز حتی صدرا و محی الدین هم اگر در عصر خمینی به میان نیایند و در تاریخ حضور انقلاب اسلامی قدم نگذارند و به «گفت» نیایند، به خداوند قسم که ذره ای سخن نو و ارزشمند برای معنویت بخشی و حیات دینی و سرزندۀ بشر امروزین که گرفتار کفر ظلمانی حیات مدرنیته شده است ندارند. به این سخن رهبر شهید و فرزانه و حکیمِ زماندانِ تاریخمان یکبار از این منظر نگاه کنید که فرمودند: «فلسفهی اسلامی، بهویژه در اسلوب و محتوای حکمت صدرایی، جای خالی خویش را در اندیشهی انسان این روزگار میجوید و سرانجام آن را خواهد یافت و در آن پابرجا خواهد گشت.» به خداوند قسم که امروز حاضر شدن جز آن حضور شهدایی نیست که خود را فقط در مسیر سلوکی تاریخی دوران (خمینی کبیر) قرار دادند آنگاه خود راه بگویدت که چون باید کرد. بعید میدانم به جز این حضور تاریخی برای معنا بخشی به حیات از دست رفته زندگی هایمان بتوانیم کاری بکنیم یا کاری از دستمان برآید! بیچاره آن بیماری که دل به سخنان تراپیستی میدهد که از بلندگوی عالم هیچی ها بلند می شود. رنج اکنون دچار شده امروزین را باید از فراز معنایی حقیقی از صدای حقیقت دوران شنید تا تصدیق کرد و آرام جان کرد نه از فراز سخنوری و سخندانی. به خداوندی خدا که دیگر نه روان شناسان و نه فیلسوفان هیچ کدام امروز سخنی جدی برای برون رفت آدمی ندارند آنان فقط دارند این رنج را تسهیل گری میکنند. آهای جهان بشنو این صدای قدسی تاریخی است که خداوند با انقلاب اسلامی پا به کرسی تاریخ گذاشت. امروز تنها کرسی متصل به عرش همان انقلاب اسلامی است و تو اگر به مثابه شهدا فقط خود را در آن حاضر کنی در تمامی قصه معنا بخشی آن حاضر خواهی بود و هر کجای این خیمه که جان بدهی شهید خواهی بود. امروز زبان رسانه و رمان و سینما و فلسفه و هنر دنیا الکن از بازگرداندن معنایی است که از دست بشر رفته است و هر چه هست اینجاست. آری به فرمودهٔ سید ما آوینی که عشق اینجاست، حقیقت اینجاست......به یقین و حقیقت که دیگر هیچ کتاب فلسفی و اخلاقی و عرفانی طلب تشنگی جانمان نخواهد بود و ما را زندۀ بیدار نخواهد کرد اگر از آبشخور حیات تاریخ انقلاب نگذرد. مگر توصیه های مکرر آن پیر شهید و مرشد مجاهد و نستوه را بارها نشنیدی که خود در رمان خوانی ید طولایی داشت ما را به کتاب های شهیدان سرافراز این تاریخ رهنمون می کرد. باید از خود پرسید که او در این کتاب ها چه یافته است که اصرار بر فهم و درک ما از این روایت ها دارد؟ آری، او هم یافته است حیات انسان آلوده به دنیای امروزین جز با حضور در زنده ترین تاریخ که همان انقلاب اسلامی است جان نمی گیرد. تقریظ اش را بر کتاب سرباز کوچک امام ببینید. سخن بیش از آنی است که بشود در این سطور بیان کرد این تازه شروع گفت فلسفه ای جدید است که می شود با آن با انسان این عصر سخن گفت کاری که امثال استاد طاهرزاده عزیز در طلب گشودۀ جانشان با مخاطب در میان می گدارند. یادم است چند سال پیش این کمترین پر تقصیر و حقیر مکتب خمینی نوشته ای را که جناب استاد تحت عنوان«من امروز دارم از پوچی فریاد می زنم» را به گفت و گو گذراندیم و استاد فرمودند سخن در این مطلب زیاد است و آنجا سخنانی رد و بدل شد که امروز را تفصیل همان اجمال می بینم. قصدم تطویل کلام نبود سخن این بود که مخاطبی شجاع در این بستر لب به سخنی گشود که سخن بسیازی بود اما گویا زبان گفتنش را نداشتند یا هنوز جرات رویارویی و مقابله با آن را پیدا نکردند یا هنوز از سکر و مستی و غفلت تاریخی به هوش نیامده اند. برای همین است که به نظر می رسد ما با فردایی شلوغ از رجوع انسان هایی مواجهیم که در طلب گمشده جان شان با ما سخن خواهند گفت و ما اگر گرفتار روزمرگی ها باشیم و دچار سیاسی بازی ها بشویم فردا رنجورتر از امروزمان خواهیم بود. عزیزان این صدای پوچی امروز بشر را خداوند در تاریخ بی پاسخ نمی گذارد و این بی معنایی امروزین را خداوند بی جواب نگذاشته است ما بر سر لطف سفرۀ سرورمان ولیعصر(ارواحنا فداه) در تاریخ پر رمزو راز و پر معنای خمینی حاضریم مثل شهدایی که از نظام درسی در بی سوادی به سر می بردند اما جزو متفکران تاریخ امروز ما هستند. دوست داشتم مجال سخن بیش از این بود اما می دانم آرام آرام سخنانی پیش خواهد آمد در تاریخ تا ما از این رنج پوچی برهیم. خداوند را در تاریخ خمینی صدا بزنیم و الا با خدای مردۀ تاریخ غرب مواجه خواهیم شد که قطعا طلب جان شما نخواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف، آری! همۀ حرف همین سخنانی است که جنابعالی در جواب سؤال شمارۀ 42120 https://lobolmizan.ir/quest/42120 فرمودید به همان معنایی که آن کاربر محترم فریاد تاریخی را سر داد که انسانها در آن گرفتار ظلمات تاریخِ غرب هستند و نمیدانند! و در دل همان تاریخ به مسجد و زیارت میروند و نتیجه نمیگیرند و از بیحاصلیِ آن کلافه میشوند. حقیقتاً آری! اگر با رجوع به فتوحات مکیّۀ ابن عربی و حکمتِ صدرایی نظر به تاریخ امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» نداشته باشند، باز نمیتوانند جواب جان تشنۀ این جوانان را در این جهان بدهند، جهانی که انسانها، خود را در وسعت انسانیِشان در نسبت با انسانیت دیگر انسانها جستجو میکنند.
همچنانکه فرمودید تاریخِ اشراقیِ امام خمینی در بستر انقلاب اسلامی طُرفه معجونی است بسی کمیاب و تنها آنانی که به عنوان تاریخ در آن حاضر میشوند، میتوانند از آن بهره ببرند و در آن صورت، زیارت آنان و اربعین آنان، راهی خواهد شد بسی بزرگ برای عبور از پوچیِ دوران تا لقای امام. آری! حقیقتاً خدا میداند ما را زیارتی فراهم کردهاند که جان انسانیِمان تا لقای انسانیت حقیقی یعنی جانِ امام جلو و جلوتر میرود، امری بسی بالاتر از آنچه که فیلسوفان و متکلّمان از آن سخن گفتند. ولی مردمی که در راه حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» قدم گذاشتند و شهداء را درک کردند، از آن لقاء محروم نبودند. زیرا به گفتۀ جنابعالی در زندهترین تاریخ که همان تاریخِ انقلاب اسلامی است، قدم گذاردند.
همانطور که فرمودید سؤالکنندۀ سؤال شمارۀ 42120 مخاطبی شجاع بود که با کلماتش فریادی را به میان آورد هرچند که آن کلمات، رسا نباشد ولی گفت آنچه باید میگفت، و ای کاش! ما میشنیدیم آنچه را باید میشنیدیم و گرفتار سیاستبازیهای رنجور نمیشدیم و سخنان وَحیگونۀ رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای را تقلیل نمیدادیم، سخنانی که پاسخ طلب و نیاز بزرگ بشر امروز است تا به جای گرفتارشدن در اختلافات جزئی، به آیندهای بزرگ بیندیشیم. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/186 موفق باشید
