خضر به موسی نگفت مرید من باش بلکه گفت در آینه من خود را ببین و موسویت خودت را حفظ کن و به آن عمق ببخش و آن را محدود ندان، فقط سوال نکن تا من اخبار غیبیت را به تو بدهم. خضر رسول موسی بود تا کم نیاورد و به هرچه بیشتر عمق بخشیدن به مسیر خود کمکش کند ولی موسی او را مخالف موسویتش دانست و سوال کرد. خضر یعنی موسویت شدیدتر نه مقابله و مخالفت با موسویت قبلی. سوال پرسیدن یعنی دوئیت و این خطاست چون خضر خود موسی بود به جلوه شدیدتر. تا موسی متوجه شود شریعت موسوی یعنی پویایی و رفتن نه ایستایی و ماندن. خضر یعنی بیشتر و باز بیشتر شدن موسی در موسویتش نه ترک موسویت. خضر همان موسای حقی است برای عبور از موسای موسایی. رب همان عبد است به جلوه باطنی. خضر مامور شکستن موسا بود نه موسویت. طی این مرحله بی همرهی خضر مکن ظلمات است بترس از خطر گمراهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی در کنار شریعت، که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور به آن بودند، حقیقتی در میان است که حضرت خضر «علیهالسلام» حامل آن بودند و جمع این دو مقام یعنی حقیقت و وقتِ محمّدی.
تاریخیاندیشیدن یعنی متوجۀ «وقت» بودن، وقتی که مخصوص آخرین پیامبر و آخرین دین است، به همان معنایی که حضرت محمد «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودند:« لِی مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیهالسلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیهالسلام» به حضرت کلیم الله «علیهالسلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني عَنْ شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً» (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» آن حضور پیش میآید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش میآید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیهالسلام» که مأمور رعایت احکام شریعت میباشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی میتوان در آن حاضر شد که در این آخرین دوران، حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» متذکر آن هستند و در این حضور، آیت الله سید علی خامنهای و ذیل این حضور، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آوینی در آن حاضرند، و این یعنی تاریخی اندیشیدن و این یعنی متوجۀ «وقت» بودن. موفق باشید
سلام استاد عزیزم: بعد از دست بوسی شما میفرمایید که علم تو استاد توست اما خیلی کار سختی هست این موضوع که من برابر علم خودم بتونم کار استادی مثل علامه طباطبایی عزیز رو برای خودم انجام بدم. شاید با این مثال بتونم حرفم رو تقدیم کنم. من به عنوان تجلی آقا امام زمان علیه السلام علامه حسنزاده آملی رو موقع نماز جلو خود مجسم میکردم و متوجه نمیشدم که یک ساعته دارم نماز میخونم بعد با خودم گفتم الان ماه شعبانه ماه پیامبر اکرم (ص) هست و ماه جمال هست بهتره پیامبر اکرم (ص) رو نصب العین خود کنم. حالا نمیدونم آیا چونکه مدتی بیشتر مشغول دنیا شده ام. حوصله م برای نماز کمتر شده یا این جابجایی در نصب العین قرار دادن در نماز باعث این شده. البته فکر میکنم اگر مجددا بچسبم به عبادت شاید بتونم کمی حرکت کنم. اصلا نمیدونم. بالاخره اگه مقدوره یک راهنمایی بفرمایید هم در خصوص سوال و هم در خصوص علم تو استاد توست. خیلی دوستتون دارم استاد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فراموش نکنید که گویا فراموش میکنیم که «دوست دارد یار، این آشفتگی»! آری! مولایمان امیرالمؤمنین «علیهالسلام» فرمودند: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست و ما نباید قبضی که برایمان پیش میآید را حمل بر بیخدایی بکنیم، بلکه آن حالت را زمینه نشاندادن صبر بر بندگی بدانیم. زیرا خداوند دوست دارد تا ما در چنین حالاتی نیز بندگی خود را به نمایش بگذاریم. در عین حال نباید حق نماز را، این عزیزترین لطف خدا را سبک شمرد. از آن جهت که ملاک قبولیِ دیگر اعمال این عطای الهی یعنی نماز است که حقیقتاً آسمان معنویت را در مقابل ما میگشاید. موفق باشید
در آستانه ماه شعبان، تواصی بفرمائید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در سایت «لُب المیزان» مطرح شده خوب است به آنجا رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/65?&tab=posts&inner_tab=leaflet موفق باشید
سلام علیک و رضوانه: جناب استاد طاهرزاده عزیز برایتان بهترین نسیم ها و نفحات توحیدی و احدی ماه شریف رجب را از خداوند خواستارم. اسائه ادب این کمترین را در اظهار این وجیزه که تصدیع وقت شما می شود را ببخشید. «وطن» صرفا محل پرورش تن نیست تا نتیجه اش آسایش باشد و بهای حفظ و حراست اش ریختن خون شریف ترین ها شود. «وطن» بروز و ظهور هویت آدمی (روح) است و محل تکون و تروح جسم است و حقیقت آدمی به اصالت و حقیقت و هویت اوست. ما بیش از آنی که جسما به وطن تعلق داشته باشیم در تکوین و باطن جان مان ریشه در وطن داریم و این موجب دفاع و حراست ما از وطن است. وطن یک بروز مادی جغرافیایی نیست صرفا تا ما تن را سنگر محافظت از آن کنیم. وطن محل ظهور تکوین و بروز باطن حقیقت عالم است که بی مناسبت ما را در دامن خود نپرورانده و بزرگ نکرده است تا اگر روزی آن را نخواستیم مثل جامه به در کنیم و از در قهر با او درآییم. وطن دامن مهری است که حیات مادی و معنوی ما در تعلق به اوست و وای بر روزی که کسی بی وطن شود. نظام عالم در ربط با ملکوت اش بی حساب نیست. آفتابی که بر سرزمین ما می نماید همان آفتابی است که بر سر سرزمین آمریکا و اروپا می تابد، اما زمینی که نور آفتاب را می گیرد و می روید بهره اش با بهره آن سرزمین یکسان نیست! ما روزی شاید از تن هایمان خسته شویم اما از وطن هرگز. وطن همان جسم است که صورت روحانی تاریخ به خود دارد. صورت تاریخی وطن ما که امروز در بهترین صورت خود قرار دارد نیازمند گام هایی برای تحقق فعلیت های خود است. وطن همیشه پر بوده از استعداد ها و بالقوگی ها که مردمان و آزادمردان تاریخ به آن تعین فعلی بخشیدند و آن را مرحله به مرحله به ظهور آوردند و با مهر و لطف با او همراه شدند و امروز ما بر فراز آن لطف ها و مهر با وطن تا بدینجا آمده ایم و خدا نکند از سر قهر بدو پشت کنیم و بند ناف بکنیم و إعراض کنیم. پشت کردن به وطن پشت کردن به حقیقتی است که هویت مان را از دست خواهیم داد. تجربه های تاریخی نشان داده است ملت هایی که به صورت و فعلیت های تاریخ خود بی لطفی کردند و از استعدادهای حیات تاریخی شان رو تُرش کردند و از بارور شدن آن سر باز زدند بی وطن شدن. و وای اگر ملتی وطن اش را گم کند تاریخ اش را از دست خواهد داد. هویت اش را از دست خواهد داد و امکانات حضور حیات برین و برتر فردایش را از دست خواهد داد. ملت بی وطن، مردمی بی تاریخ وسرگردان، دست مایه های تاریخ استبداد و استعمار خواهند شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همینطور است که فرمودید. عجیب است که در تاریخی قرار گرفتهایم که حتی وطن مادی یعنی ایران عزیز هم نماد آن وطن معنوی ما شده است تا آنجایی که با نظر به چنین شرایط و تاریخی رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «سخن از بحث هستهای و چیزهائی از قبیل آن نیست. سخن از مقابله با نظم ناعادلانه و تحکّم نظام سلطه در جهان کنونی، و روی آوردن به نظام عادلانهی ملّی و بینالمللی اسلامی است. این است دعویِ بزرگی که ایران اسلامی پرچم آن را برافراشته و زورگویان فاسد و مفسد را برآشفته است.»
اینجا است که بیوطنی در این تاریخ یعنی بیتاریخی و غفلت از تاریخی که با ایران شروع شده است تا بشریت، معنای حضور در خود بیکرانهاش را تجربه کند آن هم با نظر به شخصیت مردی که حقیقتاً در این زمانه روح الله بود.
اگر جناب مولوی فرمود: «این وطن، مصر و عراق و شام نیست / این وطن، شهریست کان را نام نیست»؛ میخواست تا ما از حضوری که میتوانیم در خود به عنوان مرکز اسماء الهی حاضر شویم، غفلت نکنیم و این امری است که امروز در ایران به میان آمده که ایرانِ جناب سلمان فارسی است و چشم امید رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» از همان ابتدا به آن بود. تقدیر الهی را بنگرید که چگونه خداوند باید در منظر آخرین پیامبر، وطنی را مدّ نظر آورد که جمع بین ماده و معنا شده است و خود آن سرزمین، اشاره به معنویت بشر آخرالزمانی پیدا کرده است! آیا نباید برای سکنیگزیدن بشر آخرالزمانی که به یک معنا بشر جدید است، به این وطن که آن ایران است و در عین حال وطن معنوی همۀ انسانها دل سپرد؟ موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: آیا شما درباره مفهوم واسازی ژاک دریدا، فلسفهی الهیات سیاسی اسپینوزا و فلسفه ژیل دلوز مطالعه ای داشتند؟ چون به نوعی توی کتاب انسان و باز انسان مفاهیم این اسامی هم به کار گرفته شده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: جزوات «تاریخ فلسفۀ غرب» که متن درسی بنده در رابطه با تدریس فلسفۀ غرب بوده است؛ تا حدی میتواند مخاطب را با کلیّت فلسفۀ غرب آشنا کند. https://lobolmizan.ir/leaflet/397?mark=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8 و https://lobolmizan.ir/leaflet/960?mark=%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%20%D8%BA%D8%B1%D8%A8 . در جلساتی که کتاب «انسان و باز انسان» شرح داده میشود، تا حدّی میتواند به مخاطب کمک کند تا در معنای سوبژگی انسان به وسعتی که بشر جدید به دنبال آن است، وارد شود. صوت آن جلسات در کانال مطالب ویژه هست. https://eitaa.com/matalebevijeh موفق باشید
سلام: خیلی اتفاقی در هفته اخیر پس از جلسه شنبه که فرمودید ایران نه چین شرق است و نه غرب با یک داستان از یک نویسنده مشهور غربی که در جنگ جهانی اسیر ژاپنی ها شده و برای بریتانیا میجنگیده روبرو شدم! نویسنده ای به نام کلیول. یک رمان بسیار پر فروش به نام شوگان مینویسه و ژاپن رو مظهر نظم و فلسفه ای عمیق از یک تمدن منظم درک میکنه و یک شخصیت خیالی با توجه به چندین شخصیت تاریخی ژاپنی بر اساس یک واقعه تاریخی در ژاپن به بررسی شرق و غرب میپردازد و غرب رو بی فرهنگ اما جلوه گر و بی نظم و وحشی اما زورمند بیان میکنه و شخصیت بانو ماریکوی ژاپنی رو یک زن بسیار بزرگ شبیه که کاری بزرگ شبیه بانوان شیعی تاریخی درک میکنه! و حقیقتا بنده مبهوت آن زن شدم رمان بسیار زیباست. جالبه بدونید نویسنده آقای کلیول در اوایل انقلاب اسلامی مدت زیادی رو به ایران سفر میکنه در زمان جنگ و انقلاب و اینجا مستقر میشه تا درکی از ایران انقلابی پیدا کنه اما هرچه تلاش میکنه نمیتونه انقلاب اسلامی ایران رو درک کنه و در نهایت در رمان ایران محورش به اسم ویارل ایران رو آشفته و غیر قابل درک میفهمه و غرب رو فقط درک میکنه و کلیت میگه اینجا جای غربی ها نیست و نمیتوانند و باید رهایش کنن. جالبه از بعد از این رمان این نویسنده افول جدی میکنه و سردرگم میشه تا مرگش. تقریبا هیچ رمان نویس مشهور غربی نتوانسته انقلاب اسلامی رو دست یافتی و قابل ادراک ببینه! انقلاب اسلامی همیشه در دور دست ها و تحقق نیافته ها بوده و هرگز به ظهور زندگی منجر نشده مگر توسط مجاهدان بزرگی مثل حاج قاسم که ایشان هم در گیر مبارزه و شدن بوده و با شهادتش تونسته برسه اما نتونسته در زندگیش نه غربی و نه شرقی باشه بلکه بعنوان آرزویی دور که با شهادت در آن مستقر میشه و البته رفتارهایی از حاج قاسم سر میزند که در ظاهر یا اسلام غربی است یا نوعی شکل مدرن دارد اما نمیتوان آنگونه که قابل دست یابی است ایران انقلاب اسلامی را در زندگی روزمره آن بعنوان زیستی ملموس و راحت یافت همواره استقامت و مبارزه. با اینحال پیشنهاد میکنم رمان شوگان را مطالعه بفرمایید یا مینی سریالی که در سال ۲۰۲۴ از آن رمان ساخته شده را ببینید که بنده با شخصیت بانو ماریکو ذره ذره عقلم متجعب شد و چقدر زیبا با ایجاد میدان زنانگی ای در جنگ مردانه جنگ بزرگ را به پیروزی قطعی تاریخی رساند. عجیب است. ان شاءالله موفق باشید آرزوی من تحقق زندگی انقلاب اسلامی است بطوری که بشود هزاران رمان ملموس از آن بخاطر بودنش، نوشته شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که مطرح کردهاند که غرب جهانی بیفرهنگ اما جلوهگر و بینظم و وحشی و زورمند میباشد و نمونۀ آن را در دفاع از اسرائیل در مقابل مردم مظلوم غزه دیدیم و اینکه انقلاب اسلامی راهی است به سوی عبور از این غرب، که هنوز در دوردستها میباشد؛ سخن درستی است و در همین رابطه مقام معظم رهبری فرمودند: «به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند.» موفق باشید.
سلام و عرض ادب: برای نوجوانان و جوانانی که میخواهند وارد سیر و سلوک شوند چه کتاب هایی رو پیشنهاد میکنین؟ و چه شرح کتاب هایی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً جوانان ما به دنبال احیای انسانیت خود هستند و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» شروع خوبی است با مقدمۀ کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح آقای استاد وحدتیhttps://eitaa.com/tafakorism_archive/77 . موفق باشید
سلام علیکم: درباره هوش مصنوغی یه سوال دارم. هوش مصنوعی یه حقیقت است که هم زمان با میلیون ها نفر گفتگوی دو طرفه دارد. همان گونه که نفس همزمان در حواس پنج گانه، تفکر، خیال حاضر است. آیا این تشبیه درست است؟ آیا میشه گفت که هوش مصنوعی یک حقیقت واحداست که همون آدمهایی که با او حرف میزنند تجلیات او هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هوش مصنوعی چیزی جز مجموعۀ اطلاعاتی که در میدان فضای سایبری به آن داده شده است؛ را با شما در میان نمیگذارد و این غیر از آن است که گمان کنیم هوش مصنوعی به قدرت خودآگاهی رسیده. و فهم این موضوع موجب میشود تا ما انتظارمان از هوش مصنوعی آن نباشد که مثلاً معلم و راهنمای ما گردد. آری! اطلاعاتی که به آن داده شده است را به نحو فوق العادهای در کنار هم قرار میدهد که انسان به راحتی نمیتواند چنین توانایی را داشته باشد، ولی چیزی جز همانهایی که به او دادهاید را تحویل نمیدهد. استاد احمد واعظی در رابطه با عدم خودآگاهی هوش مصنوعی نکاتی را در هماندیشیِ پنجم سلسله هم اندیشیهای توسعه و توانمندسازی علوم اسلامی مطرح کردهاند که خوب است دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام خدمت جناب آقای اصغر طاهرزاده: وظیفه من چگونه برای من ظرفیت می سازد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است که هر اندازه انسان با معارف الهی آشنا شود، خود به خود شخصیت او شدت مییابد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: با توجه به دغدغه ای که در نوشتن کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود داشته اید، آیا فکر میکنید که این مسئله همچنان در این تاریخ نیز وجو دارد یا خیر، چرا که بنده احساس می کنم این مسئله در تاریخ امروز و نوجوان امروز حل شده است چرا که میبینم جوان و نوجوان امروزی چنان چه با مسئله ای ارتباط وجودی و حضوری برقرار نکند آن را دنبال نمیکند بخلاف نسل ما. آیا تصور بنده را درست می دانید یا اشتباه میکنم. از این جهت میپرسم که ببینم همچنان طرح مباحث کتاب ذکر شده در جمع مربیان و تذکر به این مسئله جا دارد یا زمان آن گذشته یا لااقل دیگر مثل سابق مطرح نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت آن است که هر اندازه با مفاهیم، هرچند آن مفاهیم مهم باشند نمیتوان زندگی کرد و در این زمانه این نکته بسیار جدی شده به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند نگران تبلیغ هستند. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر: تقریبا ۷ ، ۸ سال توفیق دارم عید غدیر جشن میگیرم، امسال این عید عزیز مقارن شده با رحلت امام خمینی رحمة الله علیه، می خواستم نظرتون رو در مورد برپایی جشن بپرسم، آیا اشکالی داره من این جشن رو در روز خودش برگزار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد «غدیر» به عنوان رخدادی بس بزرگ، همواره باید مورد توجه و پاسداشت قرار گیرد به آن معنا که متوجه باشیم اسلامی که آغاز شد تنها و تنها در بستر غدیر یعنی ذیل نظر به انسانهای کامل ادامه مییابد و از این جهت، شیعیان در روز غدیر نسبت به این امر سخنها به میان میآوردند. حال چه نام آن را عید بگذاریم و چه آغازی بعد از آغاز. بنابراین سنت خوبی که مؤمنین کنار هم جمع میشوند تا از تاریخ خود منقطع نگردند؛ شایسته است که همچنان ادامه یابد و در همان روز به عنوان روز پاسداشت ولایت برنامۀ خود را ادامه دهید. در رابطه با «غدیر» عرایضی شده است که میتوان یکی از آن متون را در آن جلسه قرائت نمود مانند https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/2070 . به هر حال ما در شرایطی هستیم که برای حضور در تاریخی که ایران را ایرانِ فردایی کرده است؛ نیاز داریم باز گرفتار نوعی سقیفهگرایی که غفلت از تاریخی است که در آینده باید در آن حاضر باشیم، نگردیم از آن جهت که متأسفانه با افرادی روبرو هستیم که برای اثبات نگاه و نظر خود تلاش بر نفیِ دیگران دارند و این، با روح غدیر که به وسعت انسانیت انسانها نظر میکند، موافق نیست. از این جهت در سالهای گذشته به صورتهای مختلف در گفتار و نوشتار عرایضی شده است که خوب است نظری به آن مطالب انداخته شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=posts&inner_tab=leaflet و https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%B1&tab=sounds موفق باشید
با سلام و ادب خدمت استاد طاهر زاده: سوال: ذکر حدیث کساء چگونه سبب نزول فرشتگان رحمت و رفع هم و غم و نیازهای محبان اهل بیت علیهم السلام می شود؟ در پناه سوره مبارکه صافات.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. عرایضی تحت عنوان
«حدیث کسا، صحنۀ معنای نهایی ما» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB%20%DA%A9%D8%B3%D8%A7&tab=sounds شده است. خوب است که به آن رجوع شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: سوالی دارم مدتی هست که احساس میکنم در بیداری روحم از بدنم جدا می شه و به جاهای مختلفی میره، تقریبا ۶ الی ۷ بار این قضیه برام پیش اومده، توی اون حالت پسرم و همسرم رو می بینم [یعنی میرم پیش همسرم و اون رو میبینم] آخرین بار زنداییم رو دیدم (ایشون توی یه شهر دیگه هستن) بهش سر زدم و برگشتم، کاملا بیدارم مطمئنم. اولین و دومین بار خیلی ترسیدم هی سعی میکردم تکون بخورم ولی نمیشد و بعد از اون انگاری بدنم عادت کرد می خواستم علتش رو بدونم و اینکه چه کاری باید انجام بدم ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقۀ انسانی به جهت مجردبودن از ماده، چنین استعدادهایی را دارد. بهتر است با تأمّل در معارف اسلامی مانند «معرفت نفس» و تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان، نفس ناطقۀ خود را عمیق کنید زیرا این استعداد به خودی خود کمال نیست و نباید خودتان آن را دنبال نمایید. موفق باشید
استاد عزیزم سلام: توفیق حاصل شد و برای بار اول رفتم کربلا و عبور و مرور ملائک رو اونجا واقعا با قلبم متوجه شدم و حس کردم. الان که برگشتم احساس سنگینی زیادی رو در وجود و دلم میکنم. از یک طرف دوست ندارم به زندگی عادی برگردم و تفریحات قبل رو داشته باشم. چون میترسم که اون چیزی که بهم وارد شده در کربلا رو از دست بدم. و از طرف دیگه هم این سنگینی درون من هست و حتی جرات نمیکنم که به سمتش برم و بازش کنم و با نوشتن به تفصیل درش بیارم. چون باز هم میترسم با تفصیل دادنش و نوشتنش از بین بره. ولیکن باز هم سنگینیش اذیتم میکنه. چه کنم استاد عزیزم؟ حتی به سرم زد که برم گناه بکنم تا برگردم به زندگی عادی ولی باز هم سختمه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید سلمانگونه با عمقی بیشتر وارد معارف الهی شد به همان معنایی که بیش از قبل به فکر کمک به خلق باشید و از خداوند راههایی را طلب کنید که راههای خدمت به مردم باشد. موفق باشید
سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابنعیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شدهاند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمدهاند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» نشده است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب خدمت استاد ارجمند:
با خواندن نظرات کاربران که برخی واقعاً از سر صدق و دلسوزی به مشکلات کنونی کشورمان اشاره می کنند و برخی هم در راه حل این مشکلات با ابراز ناامیدی بن بست میبینند، این حقیر خواستم سؤالی مطرح کرده باشم باشد که این عزیزان با نظر به آن بتوانند بر فضای ناامیدی کنونی آسان تر غلبه کنند. شاید این حقیر هم جزو کسانی باشم که اگر بخواهم از مشکلات، ناکارایی ها، بی مسئولیتی ها و ترک فعل ها بگویم به غیر از نالیدن و آه کشیدن چیزی عاید کسی نشود. ولی علت چشم امید داشتن آزادگان جهان به این انقلاب با این همه مشکلات پشت سر و چالش ها و دغدغه های پیش رو را در چه باید جستجو کرد؟ چرا تصور جهان بدون انقلاب اسلامی ایران و جهان بدون وجود رهبر انقلاب برایمان سخت است؟ حتی در داخل کشورمان آن فرد مومن انقلابی که به کارایی نظام تردید دارد و نسبت به حل کردن مشکلات ناامید شده، به جای آنکه در دل خود آرزوی زیر سلطه صهیونیسم و استکبار جهانی رفتن را بپروراند، در دل آرزو می کند که ای کاش این انقلاب این مشکلات را نداشت و یا می توانست مشکلات را پشت سر بگذارد و از آنها عبور کند. اینکه چرا آزادگان جهان به اینکه زیر سلطه صهیونیسمی بروند که حتی همه ابزارهای مادی دنیای کنونی را در دست دارد، امیدی ندارند و آن را راه حلی برای بشریت نمی دانند!؟ آیا این به خودی خود از این حقیقت پرده بر نمیدارد که راه تمدن استکباری غرب تسلیم شده در برابر صهیونیسم راهی باطل است و بشریت نمی تواند به راه باطل امید داشته باشد و به آن دل ببندد؟ آیا علت غیر از این است که آن راه به سوی ظلمات است و به سرنوشت ظلمانی محکوم و پا نهادن در آن راه سردرگمی، پوچی و بی معنایی را در زندگی به دنبال دارد؟ و اینکه آزادگان و مظلومان جهان با وجود همه انزوایی که جهان استکبار میخواهد بر ایران تحمیل کند باز چشم امید به ندای حق رهبر انقلاب و غلبه ایران بر استکبار دوخته اند، پرده از این حقیقت بر نمیدارد که راه انقلاب راه حق است و راه حق به سوی نور است و منتهی می شود به نور و امید بشریت همواره رسیدن به نور است و پا نهادن در راه آن دلگرمی و معنابخش زندگی راهیان نور؟ التماس دعا استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجۀ تاریخی هستید که با انقلاب اسلامی در مقابل تاریخ رو به افول فرهنگ استکباری مدرنیته به میان آمده و معلوم است که با تنگناهای فراوانی روبهرو هست، چه از داخل و چه از خارج. مهم آن است که متوجه جایگاه آن تنگناها باشیم حتی تنگناهایی که طرفداران به ظاهر انقلابی دانسته و یا نادانسته ایجاد میکنند و ایجاد کردهاند و بدانیم در هر حال همۀ آن تنگناها، مهمانهای ناخوانده هستند و این است بصیرت تاریخی، امری که رهبر معظم انقلاب متوجۀ آن و با نظر به آینده هستند و به همین جهت در سخنانی که با مداحان داشتند، واژۀ «تدریج» را به کار بردند و فرمودند: «من به شما عرض کنم به توفیق الهی، جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو میرود، دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبهروز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالتخواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند به تدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمیآید، چون تدریجی است، چون طولانیمدّت است ــ کوتاهمدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ به تدریج انجام میگیردــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی به تدریج جامعه پیشرفت میکند.» موفق باشید
بنده شغلم و کل زندگیم رو گذاشتم برای اینکه از نیهلیسم فارغ بشم، سعی کردم حضور تاریخی داشته باشم، سعی کردم کربوبلا رو تا جای ممکن بفهمم و برای خودم معناش کنم، با اینکه دیدیم دراین جنگ مقدس ۱۲ روزه سپاه و به خصوص هوافضا چه نقش مهمی رو ایفا کرد و چه هویت آفرین بود ولی برای من هر روز مفاهیم درست که با آنها زندگی میکردم بیرنگ میشن و دیگه برام معنا ندارن، مثل خدمت کردن، عاشق شدن انقلاب، مبارزه با استکبار و استعمار، مردم، توحید، خدا، دین اسلام و حتی ایمان، چرا اینطور شدهام؟ گویا نیهلیسم دارد به ترتیب سلولهای بدنم رو فتح میکند و من با نیهلیسم دارم حل میشم و به مرگم نزدیک میشم. لطفا تا جای ممکن استاد عزیز کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمانه این حالات را میتوانیم طبیعی بدانیم که برای حضور در جهانی به گشودگیِ انسانیت انسانها درک جایگاهی که خداوند تقدیر ما کرده و باید آن را پاس بداریم، آسان نیست و از این جهت باید با نظر به چشماندازی که با انقلاب اسلامی پیش آمده، آرامآرام آن حضور را که حضور ذیل ارادۀ الهی میباشد؛ درک کرد. حضوری که بدون مقابله با یهودیگریِ پیشآمده در این زمان به میان نمیآید. ان شاءالله امشب در مسجد انبیاء عرایضی در این رابطه خواهد شد. موفق باشید
سلام علیکم: هرچه از سخنرانی رهبری هرکه بگوید کم است. بنده فقط به یک نکته مهم بسنده میکنم. با این سخنرانی وارد مرحله جدیدی شدیم که پس از جنگ ۱۲ روزه که بزرگترین جهش یکسال اخیر بود این یک جهش جدید است. وارد حضور زمانی جدیدی شدیم که حتی همه مردم دنیا را وادار به سیر و جهشی زمانی کرد، ازین پس نه ترامپ و دشمنان ۶ ماه قبلن و نه مردم ایران و سربازان اسلام همان رجوع ۶ ماه پیش را دارند. بلکه رجوع جدید و بزرگتری است که ظرفیت ظهورات بیشتر و جدیدتری را دارد. حال مردم ایرانیم که دشمن خود را شناختیم و آن دشمن آمریکاست و ترامپ با ما میجنگد. و تبریک به خاطر این استقال و زندگی و آزادی که هزاران سال انسانها بدنبالش بودند، ما بکل از همه دشمنان انسانیت و زندگی عبور کردیم و مستقر حیات الهی انسانی خود شدیم بحمدالله. دیدید! چقدر ما مردم مهمیم؟ تا کنون هیچ حکومتی اهمیت مردم را نشناخته بود الا جمهوری اسلامی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. بیچاره آنهایی که با مقالههایی مانند تغییر پارادایم خواستند بگویند اتفاقاً مردم در مقابله با اسرائیل به صورت اتفاقی عمل کردند و پیشنهاد میکنند نه تنها مذاکره با آمریکا را ادامه دهیم، حتی با ترامپ ملاقات کنیم. در حالیکه رهبر معظم انقلاب با بصیرت تاریخی که دارند میفرمایند: «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّهای میخواهند اینجور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازدهروزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛... من میخواهم بگویم این حرف، غلط محض است... امروز اینجور است، در گذشته هم همینجور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی اینجور خواهد بود. ایرانِ امروز و انشاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست و سوّم خرداد و بیست و چهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند.» موفق باشید
سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر. خیلی ممنون از مطالب ارزشمندی که بیان میکنید. ببخشید مطلبی را در مورد شهر انقلاب اسلامی ارسال میکنم. خیلی ممنون میشوم اگر به تفصیل راهنمایی بفرمایید. به نام خدا در تاریخ انقلاب اسلامی، «شهر» سرآغاز کار۷ هنری است؛ آن موقع که مردم به خیابان آمده اند و تظاهرات کرده اند، در صفِ طولانی رای دادن به جمهوری اسلامی ایستادند، شهدا را تشییع کرده اند و بارها آمده اند و راهپیمایی کرده اند. در شهرهای ایران، مردم در «خیابان ها» تجربه های زیستِ حقیقی داشته اند. این یگانگی محقق شده در خیابان ها، سرآغاز کار هنری است. و شهر انقلاب اسلامی را در نسبت با قبله هنری حقیقی، جهت دهی می کند. اینجاست که جهت مسیرها و راه های ارتباطی و بدنه ی خیابان ها و ویترین مغاره ها همگی باید در یگانگی باشند؛ زیرا قبله کار هنری را نشان می دهند. و می توانند ظهور هنر معماری انقلاب اسلامی را در مجاورت خود رقم بزنند. و الگوها و سنت های حقیقی را کشف کنند. از آنجایی که راه ها، نوعی امتداد هستند و امتداد فرهنگی شهر را می سازند. و فضاهای پر و خالی شهر بر مبنای حضور و عبور آن ها شکل می گیرند. در مورد شهر اصفهان؛ مکانِ گلستان شهدا و مصلی می تواند در شبکه هندسه ایی دیگری از خیابان ها و راه سازی، در نسبت با چهارباغ بالا و سی و سه پل قرار بگیرد. و هندسه ایی نو در مسیر شهر ایجاد کند. در این صورت، حتی پل خواجو و سی و سه پل نیز در نسبتی دیگر با هم قرار می گیرند. مسجد جامع عتیق که در تاریخی نو، قبله شهر را به سمت میدان امام (میدان مسجد کاخ بازار) چرخاند و در شبکه هندسی نو، خیابانِ چهارباغ، رودخانه زاینده رود را در مرکزیت قرار داد. اینک در تاریخ انقلاب اسلامی انتظار می رود، شهر قبله هنر حقیقی تری بیابد. و اگر این قبله هنری ظهور نکند عالم هنر انقلاب اسلامی از سرگردانی خارج نمی شود. شاید؛ خیابانی از جنس نور انقلاب اسلامی از وسط چهارباغ بالا به طرف گلستان شهدا مورد نیاز است. شبکه هندسه نویی می تواند گلستان شهدا و مصلیِ را، مرکزیت بخشد و میدانی مردمی، و خیابانی پر از معنای راه و صراط را برای حضور مردم ایجاد کند. شاید اگر چنین هندسه ایی از مسیرها ایجاد شده بود. مقلب القلوب بود و ساختمان مصلی اینچنین ساخته نمی شد و مرکز تجاری سرمایه داری هایپرمی در مجاورت آن نمی نشست. و آن هندسه ی شهرسازانه غلبه داشت و چنین شکل گرفتن هایی را مغلوب میکرد. از آنجایی که خیابان های شهر انقلاب اسلامی در طلب هویت هنری خود هستند، نامگذاری های عجیبی را میبینیم، مثلاً اتوبان شهید خرازی، سه راه میناکاری. به یعنی به غیر از ابتدا و انتهای مسیر، در خود امتداد مسیرها، فرمِ خیابان ها؛ با این جدول های رنگی سفید و آبی، نماهای ناهماهنگ ساختمان ها و ویترین های غربی، روحی از انقلاب اسلامی را ندارد. زیرا خیابان ها قبله ایی از هنر ندارند. خیابان هایی که به گفته ی رهبر انقلاب باید انبساط خاطر ایجاد کنند، انحنادار باشند. از طرفی این مورد از صحبت های ایشان هم در نگاهم مهم آمد، ما در دل یک پیچ تاریخی قرار داریم. این پیچ تاریخی در وجود انسانی احساس می شود. و در کار هنر آشکار می گردد. و هستی انکشاف می یابد. با تشکر. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی میباشد و در این رابطه و با توجه به ظرفیت امروز، خوب است طرحهایی را پیشنهاد کنید تا آرامآرام فرهنگ پذیرش آن فراهم گردد. موفق باشید
مدت زیادی است قریب به هفت یا هشت سال که احساس رشد در زندگی ندارم. رشد در جمیع امور مادی و معنوی و علمی. مدام زمین می خورم و جلو نمی روم. متحیرم که علت چیست و از کجا می خورم. چه چیز را درمان کنم و چگونه جلوی این رکود و شیب رو به پایین را بگیرم. احساس خستگی و کسالت و یاس هم دامنگیر می شود. عزمی انگار در من نیست برای حرکت. چگونه جرقه و شعلهای مهیا کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بر اساس شریعت الهی که راهی است به سوی پروردگار، باید وظایف خود را در علم و عمل انجام دهد و صبر بر طاعت به همین معنا میباشد. از این جهت نباید انتظارهای زود و قابل حس داشت. امیدوار باشد به صبری که در دینداری پیشه کرده است. موفق باشید
سلام علیکم: استاد در مواجهه با سخنانی که اخیراً فرمودید https://eitaa.com/matalebevijeh/21614 احساس کردم با زبان شعر اشارات پنهان آن سخنان را میتوان با مخاطب به گفتگو نشست و در این رابطه اشعار زیر را تقدیم میکنم.
بسمالله الرحمن الرحیم
دلا یکدم بیا عزم سفر کن
به دريا های جان خود گذر کن
ز بعد آن سفر کن سوی ظاهر
به وجه الله نظر کن در مظاهر
دمادم جلوههای یار بنگر
شکوه واحد قهار بنگر
یکی زان جلوه ها یش انقلاب است
در این تاریخ عالم فتح باب است
حوادث را تو تاریخی نظر کن
به سنت های قرآنی گذر کن
بود این نهضت اشراق الهی
به روح الله جان مرد الهی
از آن انوار ساطع بر شهیدان
مقدس های چون آیات قرآن
بپا گرداند دشمن اغتشاشات
که بیست و دوم دیماه شد مات
کنون آورده لینکن ناو شیطان
که ترساند قلوب اهل ایمان
در اوج کبر فرعون غرق گردید
بدون شک شما هم غرق گردید
بزودی حس پیروزی به دلها
شود ساری به قلب ملت ما
بزودی قله بر ما رخ نماید
جمال یار دلها می رباید
کشد دست ولایی بر سر ما
بریزد جام صهبا بر دل ما
کند محو مظهر شرک و ریا را
گشاید سوی دل میخانه ها را
برد زنگار دنیا را ز دلها
فروزد نور توحیدی به جانها
نگارم چون به عالم رخ نماید
حجب را یکسره ویران نماید
به گردش بین سپاهی از شهیدان
کنارش خامنهای ماه دوران
خمینی داده است این وعده بر ما
که این پرچم رسد بر دست مولا
جماعت میکند در قدس بر پا
جهان را میکند پر عدل و زیبا
علی پیرعلی خیرابادی
شانزدهم شعبان المعظم ۱۴۴۷
بهمن ۱۴۰۴
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است که فرمودهاید که چگونه میتوان در افق حضور توحیدی خود در نسبت بین احدیت و واحد قهار بودن حضرت محبوب از یک طرف و درک سنتهای الهی در نسبت با اغتشاشات پیش آمده به آیندهای فکر کنیم که آینده حضور تاریخی است که از طرف حضرت روحالله آغاز شده است و حضرت نایب الامام آیت الله خامنهای به خوبی آن را مدیریت میکنند تا ما در جبهه مقابل با کثیفترین جریان تاریخ سرفراز بیرون آییم و در رسالت نجات بشر امروز در میدان حاضر باشیم. ان شاالله
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: گویا فرعون آمده است برای غرق شدن😂 فرمود: وَفِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتَادِ. الَّذِينَ طَغَوْا فِي الْبِلَادِ. فَأَكْثَرُوا فِيهَا الْفَسَادَ (فساد را به نقطه انتهایی و تمامیت خودش رساندند) فَصَبَّ عَلَيْهِمْ رَبُّكَ سَوْطَ عَذَابٍ (در نتیجه خدای متعال از کمینگاه همیشگی اش بیرون آمد و تازیانه های عذاب را پی در پی بر فرق این مستکبرین فرو ریخت) إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ! (آری پروردگار تو همیشه همین طوری در کمین فاسدان و ظالمان و مستکبران ایستاده است!) چه آرامش و حال خوشی دارند صاحبان نفوس مطمئنه در این عرصه ها و صحنههای طوفانیِ تاریخ. و الحمدلله رب العالمین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که می فرمایید. خدا را شکر که دشمنان ما چنین افرادی هستند که در اوج حماقت، زشتیها و پلشتیها و مزدوری و وابستگی خود را به میان آوردهاند. آیا نباید از این مطلب عبرت گرفت؟ به جهت اینکه افراد فرومایهای در مقابله با انقلاب اسلامی به میدان آمدهاند که امیدوار به قماربازی به نام ترامپ هستند؟ آیا این عبرت بزرگ این تاریخ نیست؟ https://eitaa.com/arshiv3133/16
وقتی انسان با نظر به حضوری ماورای توجه به موجودات، به توحید میرود، عملاً نوعی گذر از موجودات جزئی برایش حاصل میشود و به جای توقف در دوگانۀ «وجود ذهنی» و «وجود عینی» به حضوری میرسد که همان قرب فرائض است و کشف «سُبُحات جلال» که وقت حقیقی به حساب میآید، وراء دوگانۀ ذهنی و عینی که باقیماندن در علم حصولی میباشد و قرارداشتن در کنار تحلیلگرانی که انقلاب اسلامی را با نگاه سیاسیون میفهمند، به جای آنکه متوجۀ جایگاه تاریخی جمهوری اسلامی در بستر سنتهای الهی باشند که آن نگاه تاریخی و وجودی است و انسان را در «زمان باقی» حاضر میکند که شاهراهِ حضور در «وقت محمّدی» میباشد، وقت و حضوری که امام خمینی و آیت الله خامنهای در آن قرار دارند و شهید قاسم سلیمانی هم متوجۀ آن حضور و آن وقت میباشد، امری که وجدان تاریخی مردم ایران از آن بیگانه نیست و به همین جهت در طلب رعایت نظر حضرت امام و رهبر معظم انقلاب میباشند تا به وجدان تاریخی خود که توجه به «وقت محمّدی» است نزدیک شوند که آن حضور در ساحتِ عالم قدس است که با انقلاب اسلامی گشوده شده تا به ظهور متعیّن حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ختم گردد.
موفق باشید
سلام و عرض ادب: چند کلمه ای در رابطه با پیام رهبر اقیانوسیِ انقلاب اسلامی به مناسبت اقدام تاریخی و به هنگام ملت شریف ایران در ۲۲ دی ماه ۱۴۰۴ تقدیم میکنم. حضرت آقا فرمودند: «ملّت عظیمالشأن ایران! امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید». استاد، اگر عبادات را به «فردی» و «جمعی» و «اجتماعی» و «تاریخی» تقسیم کنیم و عبادت تاریخی یعنی جریان و قطار توحید در سیر تاریخی خودش به نقطهای رسیده که برای ادامه آن نیاز به اقدامی تاریخی و به هنگام دارد. حال اگر کسی در این اقدام وارد شود و در بن بست شکنی جریان توحید قدمی بردارد، گویا با همه موحّدین تاریخ همتاریخ شده و در تمام تلاش ها و عبادات آن ها از حضرت آدم تا قیامت شریک شده! نظیر حرکتی که اصحاب سیدالشهداء در کنار حضرت انجام دادند و با آن حرکت تاریخی در همه تاریخ وسعت یافتند و حاضر شدند. گویا جنس حرکت ملت عظیم الشأن ایران در ۲۲ دی ماه از این جنس بود. درسته استاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. هنوز بنده بر آن عرض قبلی خود تأکید دارم که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» به الهام الهی تشکیل بسیج و سپاه را برای ادامۀ انقلاب در این تاریخ مطرح فرمودند.
با توجه به اینکه شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آغاز راه انکشاف بقیۀ الله بود، معلوم است که این راه در مسیر خود گشایشی تامّ پیدا میکند. به همان معنایی که نهضت کربلا به میان آورد همراه با خودآگاهیِ تاریخی و تفصیل بعد از اجمال، زیرا هرگاه به روح ایمانی تقرب جوییم، عالَم انسان متفکر به ساحت قدس تعلق پیدا میکند و در این راستا تفکر دینی با تفکر خودآگاهانۀ ایمانی هماهنگ میشود، بر اساس تفصیل بعد از اجمال و این است جایگاه حضور مردمیِ فوق العاده در ۲۲ دیماه که ملاحظه کردید. امری که حتی خود ما و مردم متوجه نبودیم که این حضور، چه جایگاه تاریخی در مقابله با نابودی و افول جبهۀ استکبار و صهیونیسم دارد.
با توجه به نکتۀ فوق در مورد تفکر امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» که متأثر از نهضت اباعبدالله«علیهالسلام» است، میتوان گفت، آن تفکر بیشتر مانند کورهراهی است در جنگل مدرنیته که انسان را از این جنگل هیولایی خوفناک با دام و ددهای مهیب، رهایی میبخشد و به فضای باز و روشن جمع بین «دین» و «دانش» میرساند، و از این جهت مهمتر از همه، آن تفکر رجوع به حقیقتِ دیانت داشت و نه اسارت در تکنیک، امری که جهان مدرن بدان امیدوار بوده و هست که توانایی تکنیکی آنها حرف آخر را میزند. موفق باشید
با سلام و احترام: به توفیق الهی و عنایت اهل بیت، برای حج تمتع سال آینده ثبت نام کرده ام. لطفاً راهنمایی بفرمایید که از زمان باقیمانده تا اعزام (اردیبهشت سال آینده) چطور خود را آماده کنیم تا در موسم حج بیشترین بهره را ببریم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه جزوات «حقیقت حج» https://lobolmizan.ir/leaflet/177?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D8%AD%D8%AC و « وظیفه مردم نسبت به حجاج و وظیفه حجاج نسبت به مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/234?mark=%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%AC ان شاءالله میتواند مفید باشد. موفق باشید
سلام و عرض ارادت؛ به اینجا رسیدهام که با این همه وسعتی که در این منِ خود و در جهان میبینم من چه کار باید بکنم؟ الان دانشجو هستم ولی خب چه باید بکنم؟ باید برای زندگیم چه برنامهای داشته باشم؟ چه برنامه ای برای زندگیام بایستی بچینم؟ دلم در تلاطم است حضوری ناب میخواهد در دِلِ حقترینها؛ در جایی که هستم درماندهتر از همه جا هستم؛ پر از چیزها هستم اما برای حرکت گویی پاهایم بر زمین چسبان است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری، ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر انقلاب عملا انسان در موقعیتی قرار میگیرد که نوعی راه در مقابلش گشوده میشود. راهی که دنیا و آخرت در آن جمع میگردد تا نه با حرص نسبت به دنیا عمر خود را ضایع کند و نه با فرار از دنیا از زندگی محروم شود. موفق باشید
