بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40552

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید یک سؤال دیگر، آیا جنگ دوازده روزه علاوه بر بازدارندگی که برای کشورمان داشته است، توانسته است برای منطقه مخصوصاً غزه و لبنان هم داشته باشد؟ چرا حملات اسرائیل و آمریکا روی آنها زیادتر شده است؟!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با طوفان الاقصی، جهادِ بزرگی در مقابل استکبار شروع شد و همچنان ادامه دارد. جنگی که همۀ موجودیت رژیم صهیونی و پیرو آن حضور استکبار در منطقه را هر روز با تهدید بیشتر روبه‌رو می‌کند و این است که آن‌ها هرچه از دست‌شان برآید انجام می‌دهند و دفاع مقدس ۱۲ روزۀ ما، امید پیروزی بر رژیم صهیونی را در مردم فلسطین صد چندان کرد به آن معنا که می‌توان با آن رژیم مقابله کرد و مجبورش نمود که تقاضای آتش بس کند. و معلوم است که «الغریق یتشبث بکل حشیش» زیرا احساس می‌کند همه چیزش را از دست داده است. موفق باشید

40534

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سروده ای تازه از دلی کهنه: راهرو دیدیم امّا راه کو؟ شب رسید امّا فروغ ماه کو؟ حضرت غم! من مریدت نیستم؟ ناله کو؟ شکوایه‌ام کو؟ آه کو؟ (دیده‌ای خواهم که باشد شه‌شناس) دیده کو؟ خواهنده‌اش کو؟ شاه کو؟ این‌ حوالی از خدایان پر شدست بت شکن! معبودک دلخواه کو؟ یوسفی از مصر خود فریاد زد: خسته‌ام از شهر رنگی، چاه کو؟ زندگی در جست و جوی مرگ مُرد مرگ کو؟ آن لحظه‌ی جانکاه کو؟ وقت عصیان، وقت خونریزی، جنون یک نفر می‌گفت: پس الله کو؟ ناردیفی‌های من تقصیر کیست؟ آنکه می‌سازد از این یک کاه کوه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  فرمودید: «راهرو دیدیم امّا راه کو؟» آری! وقتی انسان تا این‌جاها قد بکشد و آن کس را که به عنوان «راهرو» می‌یابد، کافی است کمی بیشتر بنگرد و خودِ او را «راه» ببیند، به همان معنایی که خاتم الرسل «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: « قُلْ هذِهِ سَبيلي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني‏ وَ سُبْحانَ اللَّهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ (۱۰۸)/ یوسف) در واقع او، خودش با شخصیتش میدان اشاره به حضرت معبود است با بصیرتی که دارد. موفق باشید

40467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: آقای محمد شجاعی مباحثی در خصوص انسان شناسی دارن کتاب ها و مباحث ایشون رو برای جوانان مناسب می‌بینید؟ کتابی تحت عنوان من کیستم تالیف کردند که مباحث جالبی در خصوص معرفت نفس مطرح کردند ایشون رو تایید می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استاد شجاعی استادی زحمت کشیده و انقلابی و دلسوز هستند و چه خوب است از آثار ایشان استفاده شود. موفق باشید 

41228
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: طاعات قبول حق. در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب»؛ از ایمانِ رهبر معظم انقلاب سخن گفتید که بسیار مسئلۀ مهمی است. سؤال بنده آن است که راز این «ایمان» چیست که بعضی مانند ایشان و امثال حاج قاسم عزیز در آن حاضرند؟ و بعضی دیگر که در انقلاب همراه ایشان بوده اند و برای انقلاب تلاشها کردند، مانند آقای هاشمی رفسنجانی با اینکه دغدغه انقلاب داشتند ولی این نوع ایمان در ایشان نبود به طوری که بعضی مواقع سخنانی می فرمودند حاکی از آنکه باید به نحوی با آمریکا کنار آمد https://www.aparat.com/v/a34337h و یا دیگر مواردی که حتماً در جریان هستید. سؤال بنده آن است که راز این تفاوت کجاست؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شناخت ناقص زمانه و عدم شناخت درست انسان، ریشه در غفلت انسان نسبت به سنت‌های لایتغیّر الهی دارد، به طوری که توجه به فضای رسانه‌ای جهان مدرن برای انسان برجسته می‌گردد و قدرت جهان مدرن به چشم می‌آید. تفاوت نگاه رهبر معظم انقلاب و توجه ایشان به اصالت سنت‌های لایتغیّر الهی، با نگاه آقای مرحوم هاشمی رفسنجانی و پیرو ایشان آقای شیخ حسن روحانی و جریان‌های لیبرالِ وطنی، در این است که فردی مانند رهبر معظم انقلاب با نظر به حضور لایتغیّر سنت‌های الهی، با آرامش تمام همانند کوه در مقابل جبهۀ استکبار و تهدیدهای آن ایستاده‌اند بدون هر اضطرابی. و جریان‌های مرعوب از غرب، برعکسِ مقام معظم رهبری، دائماً در اضطراب به سر می‌برند و به اصطلاح «از ترسِ مرگ، خودکشی می‌کنند» و عملاً خود را همواره شکست‌خورده و مرعوب در تقابل ما با جبهۀ استکبار احساس می‌کنند. آیا تجربۀ این سال‌ها نشان نداد آنگاه که با ایمانِ رهبر انقلاب و توصیه‌های ایشان جلو نرفتیم، چوب آن را خوردیم؟! به عنوان مثال، آن‌گاه که ایشان سال‌های قبل فضای مجازی را به عنوان قتلگاه نوجوانان و جوانان یاد کردند و ملاحظه کردید که در فتنۀ اخیر چگونه با جوانانی روبه‌رو بودیم که به عنوان نسل مضطرب گرفتار فضای مجازی، بخصوص اینستاگرام بودند. این است راز تفاوت نگاهی که متوجۀ سنت‌های الهی و امیدواری به رحمت الهی در مقابله با سرکوبی جبهۀ استکبار است و نگاهی که با فضای رسانه‌ای غرب افکار خود را تغذیه می‌کند. موفق باشید.        

40879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: بنده به مطالعه در زمینه های علوم پایه به ویژه فیزیک و ریاضی علاقمند هستم اما وقتی به سراغ اینها می روم یک حالت درونی مثل وجدان درد به من دست می‌دهد که چرا با وجود منابع اسلامی و کلام اهل بیت سراغ این علوم می‌خواهی بروی؟! به خودم می‌گویم ببین کسانی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایرین مثل علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و بسیاری دیگر، با وجود اینکه استعداد بالایی هم داشتند و حتی در علومی مثل ریاضیات هم ورود کرده اند ولی در نهایت، عمر و وقت خود را صرف علوم اهل بیت علیهم السلام کرده اند. پس اگر من بخواهم دنبال این علوم پایه بروم دارم اشتباه می‌کنم. حتی شهید چمران و فخری زاده را هم که نگاه می‌کنم می‌بینم با آنکه در رشته خود به بالاترین تخصص ها رسیده بودند ولی حرف هایشان عرفانی و اسلامی بود، پس چه بهتر که پیگیری علوم پایه را رها کنم و فقط روی علوم اهل بیت علیهم السلام متمرکز شوم. از طرفی می بینم که با همه این حرف ها، کشش درونی به علوم پایه هم رهایم نمی کند و خلاصه یک حالت دوگانگی درمانده کننده برایم ایجاد کرده است. جناب استاد می‌دانم که در بین شاگردان و شیعیان اهل بیت، شیمی دان و ریاضی دان و مهندس و ... هم داشته ایم، اما باز این حالت ها آزار دهنده است و مانع از خروج من از این وضعیت تحیر می شود. لطفاً راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمان و زمانه که بشر در نسبت با استعدادهای طبیعت به دنبال وسعت خود می‌باشد، باید به فکر جمع بین نگاه فیزیکی به طبیعت و نگاه الهیاتی به هستی بود به همان معنای دانش‌بنیانِ حقیقی. عرایضی تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  شده است خوب است به آن مطالب رجوع فرمایید. موفق باشید

40875
متن پرسش

مشرفی بر حال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ نیستی دنبال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ / ای کمال محض ای زیباترین رویای من / منتهی الآمال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ هیچکس مانند تو نشناخت حالات مرا / عارف احوال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ چند سالی می‌شود تنها خیالت با من است / غصّۀ‌ هر سال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ رحمت اللهی که بر این قلب وسعت می‌دهی / کاش بودی مال من! حالم نمی‌پرسی چرا؟ از قضای حتمی آیا جُسته کَس راه فرار؟ حک شدی در فال من، حالم نمی‌پرسی چرا؟ «بر دو چشم من نشین ای آن‌که از من، من تری» آینه! تمثال من حالم نمی‌پرسی چرا؟ ۱۳ آذر ۱۴۰۴  

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که ما را به یاد خود می‌اندازد تا زبان به گِله بگشاییم، نوعی احوالپرسی از ما می‌باشد تا متوجه شویم چه اندازه او شیوۀ عاشق‌کُشی دارد برای نزدیکیِ ما به خودش. از این جهت دلم نیامد این سروردۀ فوق العادۀ جناب عمان سامانی در رابطه با کاری که حضرت حق با اصحاب کربلا کرد را با شما در میان نگذارم که می‌گوید:
باز گوید رسم عاشق این بود
بلکه این معشوق را آیین بود
چون دل عشاق را در قید کرد
خودنمایی کرد و دلها صید کرد
امتحانشان را ز روی سر خوشی
پیش گیرد شیوۀ عاشق کشی
در بیابان جنونشان سر دهد
ره بکوی عقلشان کمتر دهد
دوست میدارد دل پر دردشان
اشکهای سرخ و روی زردشان
چهره و موی غبار آلودشان
مغز پر آتش، دل پردودشان
دل پریشانشان کند چون زلف خویش
زآنکه عاشق را دلی باید پریش
خم کند شان قامت مانند تیر
روی چون گلشان کند همچون زریر
یعنی این قامت کمانی خوشترست
رنگ عاشق زعفرانی خوشترست
جمعیتشان در پریشانی خوش‌ست
قوت، جوع و جامه، عریانی خوش‌ست
خود کند ویران، دهد خود تمشیت
خودکشد شان باز خود گردد دیت
تا گریزد هر که او نالایق‌ست
دردرامنکر، طرب را شایق‌ست
تا گریزد هرکه او ناقابل‌ست
عشق را مکره هوس را مایل‌ست
و آنکه را ثابت قدم بیند براه
از شفقت می‌کند بروی نگاه
اندک اندک می کشاند سوی خویش
میدهد راهش بسوی کوی خویش
بدهدش ره در شبستان وصال
بخشد او را هر صفات و هر خصال
متحد گردند با هم این و آن
هر دو را مویی نگنجد در میان
می‌نیارد کس به وحدتشان شکی
عاشق و معشوق می‌گردد یکی
موفق باشید
 

40752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: این سوال را از طلبه ها سوال کردم. برخی گفتند حدیث و روایت داریم. ولی دنبال دلیل عقلی هستم. تا عقلم اذیتم نکند. چرا خداوند دین کامل که اسلام است را عربی گفته. مگه راز و نیاز کردن با خدا باید با زبان دیگر صورت پذیرد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان شناسان و یا به اصطلاح اتیمولوگ‌ها می‌فرمایند زبان عربی برای ارائه حقایق قدسی قوی‌ترین زبان است و بعد از آن زبان فرانسه و زبان فارسی می‌باشد.

40615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: خدا قوت و استدعای توفیقات و برکات بیش از پیش برای شما استاد گرامی و همه برادران عزیز سالیان درازی است که حیران و سرگردانم. سالیان درازی است که نمی‌توانم با خودم کنار بیایم. حقیقتا دیگر آن صفای باطنی که در کودکی و قبل تر ها داشتم را ندارم. از اعماق وجودم خلأای را حس می‌کنم که قدرت بیانش را ندارم و تشنگی عمیقی که سیراب نمی‌شود. دیگر مدت زیادی است که همه جهان برایم رنگ باخته است. حتی معصومیت شیرین کودکان هم مرا نمی‌تواند تکان بدهد. حیاتی بدون لذت و خوشی... بله، نسیم هایی می‌وزد، حال ها عوض می‌شود اما باز هم پس از چندی با آن خلأ عمیق رو به رو می‌شوم. زبانم بیانی ندارد، به سختی می‌توانم کلامی بگویم و با دوستان گرم بگیرم. گویا گمشده ای دارم که تا نیابمش در این دنیا معیوبم. دوستان کمتر می‌شوند و من هم کمتر و کمتر می‌توانم انسی بگیرم. و در نهایت روز خود را تنها میابم با قلبی اغلب سرد و خالی... و تمام حیاتم را در خسرانی عمیق می‌بینم. راه معلوم نیست و رمقی هم نمانده... و هر چه هم بیشتر گشتم کمتر انیس و مونسی یافتم. همگان را در دنیایی خود ساخته می‌بینم. دنیایی که کمتر جایی برای غیر دارد. و این قلبی که بدون عشق و شوق نمی‌تواند ادامه دهد و از این حیات بی نشاط بیزار است. قلبی که برای خود به سختی چیزی می‌طلبد و تمام خوشی ها را برای اطرافیان و دوستانش می‌خواهد اما بی انیس و مطرود مانده... آری. آیا راهی هست؟ آیا می‌توان بدون غیر ادامه داد با اینکه این قلب همه را خود می‌داند و با اتصال و خیر رساندن زنده می‌‌ماند؟ کجا می‌توان آن عشق عمیق را یافت و آتشکده خاموش دل را دوباره به گداختن و نور افشانی واداشت؟ برای کسی که در خود؛ خود را نمی‌بیند و دیگر با بقیه هم ارتباط عمیقی ندارد چگونه راهی هست که هویتی بیابد با آنکه این عشق به برادران است که با شعله هایش جان او را شکل داده و راه دیگری نگذاشته است. آیا خورشیدی که ندرخشد و نور ندهد باز می‌تواند خود را بپذیرد؟ این حال دلی است سرگشته و حیران که دیگر سخنان خالی ثمری برایش ندارد و هر جا سراغ از خود گم شده اش می‌گیرد و کمتر و کمتر میابد. لطفا اشارتی بنمایید. موفق و در پناه حق باشید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! قصۀ بشر امروز چنین است که به گفتۀ شما همگان در دنیای خودساختۀ خود مشغولند بدون وسعتی که در دریای انسانیت انسان‌ها قابل درک است. راهکار رفع از این مشکل را در شعری می‌دانم که حضرت آیت الحق آیت الله حسن‌زاده «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مکرر می‌خواندند که: 
بُوَد مرد تمامی آن‌که از تن‌ها نشد تنها / ولکن به تنهایی بُوَد تن‌ها و با تن‌ها بُوَد تنها
در نسبتی که باید با رهبر معظم انقلاب و شهدا داشت، می‌توان به چنین حضوری فکر کرد. در ضمن نظری به سؤال و جواب شمارۀ 40556  بیندازید خوب است. موفق باشید
 

40607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: یه حدیث که داخلش راجع به به چیزایی که سبب سستی و غمگین شدن و در نهایت کاهلی تو کارها میشه ما رو مهمان می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه سخنی و حدیثی بالاتر از «رهنمودهای حضرت امام باقر علیه السلام به جابر بن یزید جعفی» که از عظمت سخنان و رهنمودهای آن حضرت حقیقتاً انسان مدتها می‌تواند خود را در میدان حضور با محبوب حقیقی‌اش یعنی حضرت حق احساس کند. https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C  موفق باشید

40590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: من فایل صوتی مصباح الهدایه امام خمینی رو که شما شرح دادید رو گوش می‌دادم در قسمتی که مربوط به اعیان ثابته بود شما فرمودید مرد و زن بودن یا فرزند نامشروع بودن رو خودمون انتخاب کردیم و اینها در علم خدا بوده است و خداوند فقط موجود بودن رو بر اساس انتخاب خودمون بما داده و خلق کرده سوالم اینه که بر چه اساسی ما زن بودن یا مرد بودن یا طبق مثال خودتون صدام بودن رو انتخاب کردیم؟ با تشکر از زحمات شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر همین اساس در دنیا هم انسان با همان انتخاب ذاتی اش کارهای خود را انجام می دهد و تصوری که از خود و از آیندۀ خود دارد. زیرا انتخاب‌گری ذاتیِ انسان است و مبتنی بر خود اوست، حال چه صدام‌بودن را برای خود انتخاب کند و چه حاج قاسم‌بودن را. موفق باشید

40461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

این دنیا دنیای ماده‌ست. هر قدری، قضایی داره. اگه مسواک نزنی، دندونات خراب میشه. اگه ابزار جسمت مریضه، کم توان میشی. پس تا چه اندازه میتونم مسئله بیماری و ترس از عوارض و تاثیراتش رو به امام حسین علیه السلام بسپارم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روح است که جسم را تدبیر می‌کند و لذا هر اندازه روح وسعت داشته باشد و از تفکرات زائد آزاد باشد؛ امکان تدبیر بدن برایش بهتر فراهم می‌شود. موفق باشید

42094
متن پرسش

سلام و عرض ادب: با توجه به ریزش و حضور کم رنگ تر مردم در خیابان که این روزها محسوس است که یک علت آن حضور در پیاده روی اربعین است تکلیف حضور در خیابان از یک طرف و شرکت در راهپیمائی اربعین از طرف دیگر چه می شود؟ _البته رهبری عزیز در پیام ۴/۲۶ به مردم ایران صریحا فرمودند: __ملت عزیز ؛ همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی هوشیار و فعال در میدان خواهد بود. _ و در همان تاریخ در ضمن پیام به مردم عراق فرمودند: «آغوش گشوده ملت کریم عراق ... ازجمله انبوهی که به نیابت از آقای شهید ایران زیارت می کنند.» _که ظاهر این کلام اشاره به زیارت اربعین دارد. _سوال: باتوجه به اینکه کشور در شرائط جنگی است و هر ساعت امکان اتفاق غیرمنتظره می باشد و حفظ نظام از اوجب واجبات است بفرمائید: جمع حضور در میدان و حضور در اربعین چگونه خواهد بود؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23308 با توجه به نظر مسئولان مربوطه می‌توان این دو حضور را جمع کرد بدین معنا که عده‌ای زودتر بروند و برگردند و عده‌ای پس از آن تشریف ببرند تا نه میدان خالی شود و نه آن حضور که به نحوی در جای خود حماسه‌ای برای امّت اسلامی است، رقیق گردد. با این‌همه هرکس خودش متوجه می‌شود که کدام نحوه از حضور، جان او را در میدان مقابله با استکبار تغذیه می‌کند و از عظمت این حضور، عالی‌ترین بهره را می‌برد. ان شاءالله. موفق باشید            

41215
متن پرسش

با نام و یاد خدا سلام علیکم: توجه انسان به ملاقات های ملت با رهبری جلب این موضوع می‌شود که زبان حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان حاکم دینی ملی، بگونه ای گشوده می‌شود که نه تنها تزلزلی در آن زبان رخ نمی‌دهد بل‌که آنقدر این ارتباط در قله ها حادث است که شاداب ترین و بقول رهبری: «ملت ایران زنده است» ما مردم نیز با خودی روبروییم که خود نهایت ها و خود هویتی و وجودی است! خودی که بارها صبر به ظهورش را کشیده و وصالش را تجربه کردیم. بلی بحث خود ما هست نه صرفاً رهبری. زنده فقط خداست و زندگی نیز در آغوش زنده پایدار جاویدان رخ می‌دهد. ما خلق شدیم که زندگی کنیم و زندگی عبارت است از تجربه از حضور در وجود و پرورش نفس در آغوشش؛ زیستنی ورای ماهیت ها و جایگاه نهایی. بعضی ها حاضرند همه ماهیت ها را فدای حضور در زندگی کنند و بعضی برای از دست رفتن ماهیت ها می‌ترسند و خود را روی آنها بنا کردند! جدا آدم‌ها چقدر متفاوتند با این حال شخصیتی مثل شما جناب استاد بنده را به فکر فرو می‌برد! که چطور هویت و وجود در تجربه زندگی کردنتان اجماع شده؟! هویت هم زمینی است هم آسمانی هم ماهیت هایی را دارد هم اصالتش بر وجود است! در مورد این از جنابعالی سئوال دارم که اشاره بفرمایید لطفاً. زیرا بنده بزرگترین مشکلم این هست که چیزی از زندگی زمینی سردر نمی آورم حتی عواطف بین انسانی یا زندگی زمینی هیچ هیچ. گویا هرگز فرصتش را نداشتم تا بشناسمش متشکرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری زندگی به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «ملت ایران زنده است». چیزی نیست که با محاسبه‌های دنیایی به دست آید. حکایت ملتی است که با نور ایمان خود از مرگ نمی‌هراسد و حقیقتاً شکست‌ناپذیر می‌شود، زیرا از مرگ نمی‌ترسد و هرگز با چنین روحیه‌ای نه شکست می‌خورد و نه تسلیم می‌شود و نه کوتاه می‌آید. و این یعنی «زندگی» و این یعنی «ملت ایران زنده است». حقیقتی که رهبر معظم انقلاب با بصیرت وصف‌ناشدنی‌شان متوجۀ این امر می‌باشند. آیا این نوع «بودن» در این ملت، قابل مقایسه است با وجود اوباشی که با امیدهای واهی که دشمنان انسانیت در خیال آن‌ها شکل دادند به میدان آمدند؟ به سرنوشت این جریان بیندیشید، جریانی که مقابل نظام مقدس انقلاب اسلامی ایستاده‌اند. آیا سرنوشتی شبیه سرنوشت جریانی که در جزیزۀ اپستین بودند، نمی‌باشد؟! https://eitaa.com/matalebevijeh/21809 موفق باشید

41188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار و با آرزوی سلامتی و علو درجات برای شما به لطف و عنایت و نظر ویژه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد من شنیدم که در روز ۲۲ بهمن شاگردان مؤسسه مصاف بتی که نماد شیطان پرستان بود رو در میدان انقلاب آتش زدند با تلافی قرآن سوزی رژیم صهیونسیتی. بعد از چند نفر مخالف و معاند شنیدم که این کار باعث خشم بیشتر اجنه و شیاطین میشه چون اونها از جنس آتشند و کسانی که این کار را کردند ممکن است دچار خیلی گره ها در زندگی شخصی یا روح و روان شون بشند. آیا صرف تلافی و احمق جلوه دادن یا مقابله با آیین های فراماسونری و رژیم صهیونسیتی این کار درست بوده در میدان انقلاب ؟ آیا واقعا اثرات سوء در زندگی آن افراد مجری خواهد داشت؟ ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای پاسخ به سؤالات من گذاشتید. اجرتون با صاحب الزمان (عج)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وظایف ما در مقابله با دشمن این نوع کارها نباشد. ولی فکر نمی‌کنم اگر با روحیۀ توحیدی زندگی را ادامه دهند، از شیطان و شیطان‌ها کاری برآید. به حکم آنکه فرمود: «انّ کید شیطان کان ضعیفا». موفق باشید

40991

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی آقای طاهر زاده: ببخشید مزاحم وقتتون شدم. در دعای امان رمان در هر روز رجب آمده است. «اللهم انی اسئلک بالمولدین فی رجب محمد ابن علی الثانی وابنه علی بن محمد المنجب» سوالم این است اولا چرا اسم حضرت علی علیه السلام نیامده است و ابن دو بزرگوار که نامشان برده شده چه کسانی هستند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برخی به استناد این دعا و نقل ابن‌عیّاش -که خواهیم گفت سندش ضعیف است- قائل شده‌اند که امام محمّد تقی(ع) در دهم ماه رجب و امام علی نقی(ع) در دوم یا پنجم ماه رجب به دنیا آمده‌اند! محمّد بن على دوّم (امام جواد ع) ، و فرزندش على بن محمّد برگزيده (امام هادى ع). در هر صورت خیلی مشخص نیست که به گفتۀ جنابعالی در این دعا چرا نظر به مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» نشده است. موفق باشید

40923

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطفاً راهنمایی بفرمایید: ده سال است که مبتلا به بیماری صعب العلاج شدم. هیچ دارویی نمی توانم استفاده کنم و بیماری در حال پیشرفت است. فقط با ورزش و تغذیه پیش می روم. هر کار پزشکی که لازم بوده انجام دادیم. چندین قربانی، ختم قرآن و صلوات و نذر... هیچ تغییر در بیماری بوجود نیامد. تقریباً با پیشرفت بیماری، تمام زمان من صرف ورزش و استراحت می‌شود. پایان کار و مدت باقی مانده فرصت هم پزشکان اعلام کرده اند. در این مدت که بیماری سبک زندگی و حتی تفکرم را عوض کرد با شما آشنا شدم. تقریباً همه ی کتابهایتان را مطالعه کرده ام. ولی شرایط جسمی طوری پیش می رود که شاید در روز یک ساعت در اختیار خودم باشم. الان چیزی که فکرم را مشغول کرده این است که در این شرایط حاصل عمرم چه می شود و من چگونه می شوم؟ دست خالی خالی. فقط بیماری و بیماری.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین رعایت دستورات پزشک و همان ورزش و تمرکز روی مباحث معنوی از طریق «معرفت نفس»، بقیه را به خدا واگذارید و به تقدیر او راضی باشید که این در جای خود نوعی بندگی و عبادت به حساب می‌آید. موفق باشید 

40768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنام خدای انقلاب فاطمی و فرزندان پیروز انقلاب: حقیقتا فاطمیه خاص ترین جهانه تاریخه که نظیر نداره و از اصالات و حتمیات حضور انسان آخرالزمانی برای ظهورات و استقرار انسانهاست که بهترین روزهای زندگیم می‌باشد. دو نکته ای که در سخنان حضرت آقا مدتهاست بهش توجه کردم و شما هم بسیار اشاره می‌فرمایید اولاً سخنانی است که جنگ نرم و تاریخ و جهان را متذکر می‌شود مثلاً فرمودند: «اگر آمریکاییها تعاملی می‌خواهند باید پایگاه های خود را در منطقه جمع کنند و از اسرائیل پشتیبانی نکنند» این رو بنده اینطور فهم می‌کنم در مثال که هر شخصیتی بعنوان پایگاه خواسته های آمریکاییه نباید عامل و پایگاه اعمال اراده های آمریکا باشه برای مثالی روشن آقای دکتر زیبا کلام که هرچه ترامپ می‌گوید را اصل قرار داده و از آنها طرفداری و اعمال قدرت هایی می‌کند. دوماً دقت کردم رهبری در جنگ براحتی می‌توانستند اسرائیل را تمام کنند اما! جنگ نرم را اصل قرار می‌دادند و صبری از روی حکمت را پیشه کردند در حالیست که سخنان ایشان اینطور شده که امکان ظهور انسان آخرالزمانی در میدانی را می‌بینند و شروع می‌کنند به گفتن و چند ماه بعد به واقعیت می‌رسد! گویا می‌گویند و کن فیکون می‌شود (این نیز نشانه ای است که حرکت نرم و جهانی برای معنا و حضور زندگی انسانها در جهان مورد اراده خداوند را اولویت می‌دانند). بنده به این مسائل فکر می‌کنم و خود را در این مرتع از فهم قرار می‌دهم و حس می‌کنم نوعی ترقی از سطحی نگری به اصالت اندیشی هاست. هرچند راهی خاص است و نیاز به زمان دارد ولی چاره چیست حد اقل های فهم کردن از شرایط تاریخی است تا زندگی را متحول کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. چه اندازه جای تأسف است که امثال آقای صادق زیباکلام متوجۀ نورانیت انقلاب نیستند و به بهانۀ حضور جریان‌های منفی که حقیقتاً حجاب انقلاب می‌باشد، از حضور تاریخی انقلاب اسلامی که حضوری جهانی شده، در غفلت‌اند. حضوری که مردم جهان متوجه آن شده‌اند که با نظر با انقلاب اسلامی می‌توانند به آیندۀ دیگری فکر کنند. به نظر بنده آقای دکتر محمد مرندی که بیشتر متوجه جریان‌های حاضر در جهان می‌باشند به خوبی متوجۀ آن حضور هستند و در مناظره‌ای که با آقای علیزاده داشتند نکاتی در این رابطه متذکر شدند. https://eitaa.com/jedaaltv/4900 موفق باشید

40598
متن پرسش

سلام با توجه به سخنرانی اخیر رهبری و جهش همه جانبه سعود کیفی و زمانی جهان هستی و البته ایران اسلامی، در موقعیتی بی سابقه و اعلی بهمراه حضور وسیع همه شهدا و البته برپایی جهان موعود و پیش قدم گزارده در ظهور، بنده حتی یک قدم از این مرتبه پایین یا برگشت نخواهم کرد حتی اگر به قیمت خون خودم و همه عزیزانم تمام شود البته که منتظر قدم از سوی پروردگار نیز هستم. منتظرم تا اتفاقی رقم بخورد زیرا یقینا بدون اتفاقی برای ظهور این ایمان کامله و حیات پایدار آرزو شده، به استقرار پایدار نخواهیم رسید. متاسفم برای آنهایی که جا ماندند زیرا همه تلاش و دلسوزی ها برای سعادتشان انجام گرفت و یقیناً آنهایی که همراهی کردند رها نخواهند شد همه مان را به خدا سپرده ایم. از خداوند تقاضا میکنم هم او که حاضر و ناظر و رب العالمین است، که هرچیزی از کاستی های راه را بر ما ببخشند بحق پروردگاری خودشان انشاءالله. والله قسم منتظر منتظر خدایم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً وقتی حقیقت، به عالی‌ترین شکل در آن سخنان رهبری به ظهور آمد و به زیباییِ تمام و حکمت متعالی جایگاه هر تصمیمی را در نسبت با جهانی که در آن هستیم، روشن نمودند، مقابله و یا بی‌تفاوتی نسبت به آن رهنمودها مطمئناً عقوبت بزرگ دنیایی و آخرتی را به همراه دارد که نمونۀ آن سرگردانی و سردی زندگی افرادی است که نسبت به شرایط تاریخی و حضوری که در دل انقلاب باید داشته باشند، در غفلت‌اند. آیا فکر کرده‌ایم بر سرِ آنانی که از ریشه‌ خود فاصله گرفتند و تفکر معنویِ این دوران را به چیزی نگرفتند، چه آمده است؟ در زمانه‌ای که خطرِ کنده‌شدن از بیخ و بن‌های تاریخی سخت همه را تهدید می‌کند، باید بیندیشیم در زمانه‌ ما چه حادثه‌ای می‌خواهد رُخ دهد، وقتی دانشِ بشر به سعادت او منجر نشد و رابطه‌‌ انسان با طبیعت هرچه بیشتر به هم خورد، نشانه‌ آن است که خواندن و دانستن برای سعادتمندی کافی نیست، بلکه توجه متفکرانه به آن‌چه در شُرفِ پیدایی است، نیاز است. در حالی‌که هیچ متفکری نمی‌تواند آن‌چه در پیش است را متوقف کند، ولی می‌تواند با برخورد متفکرانه و تفکر معنوی آن را از آنِ خود نماید و اگر دست از تفکر معنوی بشوییم، یقیناً قربانیِ پیش‌آمدها خواهیم شد. در حالی‌که تفکر معنوی از ما می‌خواهد که فعالیت‌های خود را در بستر ریشه‌های تاریخی خود شکل دهیم تا به بار بنشینیم زیرا در آن صورت، در رجوع به عالَم و آدم از رازگونگیِ آن‌ها غفلت نخواهیم کرد.موفق باشید 

40581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: از استاد طاهرزاده می‌خواستم بپرسم آیا در منطقه تیران از شاگردانتان و یا افرادی که بحث‌های شما را می‌شناسند هستند که ما به ایشان رجوع کنیم و از ایشان استفاده نماییم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً یکی از برادران خوب و اهل علم و فکر از اهل تیران که در همان شهر هم ساکن هستند به نام حجت الاسلام حاج آقا مهدی کثیری تشریف دارند که در مباحث معرفت نفس و مباحث تربیتی زحمت کشیده‌اند و می‌توانند برای عزیزان مفید باشند. موفق باشید

40562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر. بنده چند وقتی هست نه حال معنوی دارم نه حوصله اینکه سخنرانی ها رو گوش بدم. نزدیک یکسال درحال مراقبه بودم، حال خوش معنوی داشتم، مدام مراقب اعمالم بودم، قلبم رقیق شده بود، به هردری زدم که استادی خدا سر راهم قرارب ده نشد که نشد، منم رفته رفته دلسرد شدم، شیطان البته که بیکارنبود مدام درگوشم می‌گفت اگه خدا دوستت داشت، اگه بهت مشتاق بود اینجوری ولت نمی‌کرد، منم خیلی مشتاق بودم بالاخره با وجود محدودیت هایی که برای ما خانمها هست خدا هم باید هوای ما رو می‌داشت رفته رفته نماز شبام ترک شد، مستحباتم رها شد، واجبات رو هم شاید از سر تکلیف انجام میدم، خیلی اوضاع بدی هست، دلم برای سابق خودم تنگ شده، با چه زحمتی جلوی نفسم می ایستادم و مقابله می‌کردم اما استاد من هنوز نور خدا رو تو قلبم حس می‌کنم که سوسو میزنه، اما کسی نیست روشنش کنه تنها موندم خواهش می‌کنم راهنمایی کنید از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 40556 عرض شد این تقدیر زمانه است برای حضوری بیشتر، ماورای محدودیت‌ها و محرومیت‌های عادی، بلکه حضور در جهان گشوده و گستردۀ خودتان که باید در آن حاضر شوید. موفق باشید

40540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: نوع پوشش رهبر معظم انقلاب _از نخ کش بودن آستین لباسشان و مندرس بودن عبایشان _ در دیدار دولت حکایت از چه دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موقعیت و این سنّ، او راست و هر آنچه ملاحظه می‌فرمایید، وگرنه در جای خود و در آن دوران‌های گذشته، ظاهری داشتند چشمگیر. موفق باشید

40240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: در آیه نهم و دهم سوره مبارکه قیامه می‌فرمایند: « و خسف القمر _ و جمع الشمس و القمر» استاد آیا می‌توان گفت اشاره ای است به معاد حضرت الله در حضرت احدیت؟ خدا حفظ تون کنه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید اشارۀ آیات مذکور، اشاره به مقام عبور عالَم است از کثرت و برگشت به مقام وحدانی‌اش. موفق باشید

41127
متن پرسش

بسمه‌ تعالی. خدا را شکر دنیا در شرایط تقابل بزرگ میان دو گروه یعنی تیم خداوند یا همان مومنین با تیم شیطان یا همون نظام آمریکایی‌ـ‌ یهودی به اسم تیم کفار قرار گرفته و جنگ در چنین تقابلی یک جنگ مقدس و مبارکه. قلب مومنین محل خداست پس دشمن به خانه خدا حمله می‌کنه! وقتی کسی با تجهیزات تکنولوژیک به خداوند حمله کنه خدا کسی نیست که با تفنگ باهاش بجنگه، سلاح خداوند همه مخلوقات عالمه پس اگر از قدرت و برتری این تقابل رو بنگری با هزار هزار تجهیزات، دشمن پشیزی قدرت نداره. دشمن می‌خواهد ما خود را در شخصیتی که آنها طراحی می‌کنند که ما باشیم تعریف کنند و داستانی نوشتند که در این داستان نقشی که به ما دادند نقش شکست خورده باشه. بار دیگر دنیایی که پشت سر گذاشتیم اما هنوز در آنیم را بازخوانی می‌کنیم تا از نقشه داستان کودکانه و دستوری دشمن، به امید خدا آزاد شویم. دنیایی که در آن گرفتاریم این بود: کافران یک نوع آفت منحصربه‌فردند که تکثیر میشن، دنیامون رو مسموم می‌کنند تشکیلات خودگردان خودشون رو به دنیا تحمیل می کنند، تشکیلاتی عمیقاً غیر طبیعی و یک کابوس دردناک. در نظم آنها جایی که بقیه در این خواب نظم می‌دیدند انسان های آزاده دیوانگی می‌دیدند، یه دنیای ظالم و بی رحم که مورد امر و نهی قوانین من درآوردی قرار گرفته! ثانیه ها دقیقه ها سالها دهه ها، هر حیات آدم یک نسخه ناچیز تر و کم رنگ تر از حیات اصیل انسان؛ بیدار شو بخور کار کن تولید مثل کن و بمیر و همه عمر مرده و خواب باش. همه آدما در حال انتظارند!منتظرند که همه چیز تموم بشه در حالی که در یک نمایش احمقانه مزخرف ایفای نقش می‌کنند هر روز و هر روز. آزادگان که به آزادی رسیده هاشون شهدا هستند نمی‌تونستند این کار رو بکنند، نمی‌تونستند قلبشون رو خاموش کنن و به این جنون ملحق بشن نمی‌توانستند تظاهر کنند؛ با پیدا کردن امام خمینی متوجه شدند ناچار نیستند! می‌تونستند راه کربلا را زنده کنند، می‌تونستند تعادل یک دنیای خراب رو احیا کنند، پس با شهادت یه رزمنده ابدی خلق کردند. در طول مسیر فهمیدند کارهایی ازشون ساخته است که بیشتر از تصوراتشونه می‌تونستند نترس و قدرتمند به آزادی که در اسلام امام رسیدند کار آزاد سازی خودشون رو در دنیا ادامه بدند. در این بین آدمایی هستند که یک به یک شهید شدن دوستاشون رو دیدند اما وظایف متفاوتی دارند امثال علماـ جوانان آزاده یا خوده ما مقاومین، کم کم ما موفق به کشف شدیم و ماهیت واقعی آدمای خواب زده را دیدیم، آدمایی که در برابر همه خودشون رو آدمای خوب و عادی معرفی می‌کنند ولی اونا هم مثل‌ کفار سراسر دروغ بودند یه دروغ وحشتناک. اونها کارهای بدی می‌کردند و خواهند کرد! کارهای وحشتنکاک. ما ذات واقعیشون رو بهشون نشون دادیم یه آینه مقابلشون شدیم؛ تسلیم شده های ساده لوح غرب زده فکر می‌کردند یک شیطان بخاطر گناهشون نفرینشون کرده ولی غول بچه های همخو شده با طاغوتیهای کافر متوجه شدند این مایییم که این آینه رو مقابلشون گرفتیم، به همین دلیل از ما بیزار شدند و نقشه می‌کشیدند تا حبس و بزور تسلیممون کنن. ولی اونها بودند که مشکل داشتند نه ما، اونها چاره دیگه ای برامون نذاشتند! جنگ... ما میتونیم در راهی که در حهان یکی است و آن انقلاب اسلامی است با قلب تسلیم و مومنمون به حق و معصوم علیه السلام دست خدا بشیم و به این جهان شکلی دوباره بدیم و هر طور که پیغمبر برای ما آورده که شایسته این دنیاست از نو بسازیمش. برای دشمن ما چیزی بیشتر از یه حیوون نیستیم یه موش آزمایشگاهی که باید رام شه ولی حقیقت دوستان دقیقاً عکس این ماجراست «ما از اونها بهتریم و والا تریم» برای همین میترسونیمشون اگه ما با شهدا و رهبری و مومنین با انسانهای موحد بریم برای اولین بار تو زندگیمون آزادی رو حس و زندگی می‌کنیم ما می‌تونیم به این دنیا شکلی دوباره بدیم. ولی دوست من! آدمی که تسلیم آمریکا شدن رو قبول کنه مرده و آدمی که حتی با شهادت کشته شده و تسلیم نشده زنده است ما مرگ رو میخوایم چکار کنیم؟! امام خامنه ای : «قرار است آیت خدا ظاهر شود ای سربازان خدا، قرار است به سراغ فتح منطقه ابر قدرتها برویم این جنگ جهانی برای ما یک جنگ مقدس و مبارک است که فتوحات جهانی را بدنبال دارد.» والسلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه باید به جایگاه خود و جایگاه دشمنان فکر کرد. اگر در نسبت با دشمنان در جایگاه حقی ایستاده باشیم، آن درگیری، درگیریِ مقدس و حیات‌بخشی خواهد بود، به هر شکل که باشد آینده، آیندۀ جبهه‌ای است که بر آموزه‌های توحیدی و ایمانی و حقّانی تکیه می‌کند.
ملاحظه کرده‌اید که غرب در جایی قرار گرفته که تنها با دروغ و در نهایت با بمباران می‌خواهد کاری بکند و خود را در این تاریخ نگه دارد، غافل از آن‌که انسان‌های اصیل و اندیشمند نمی‌توانند در جایی باشند که غرب برای آن‌ها معنا کرده بود و در وجدان تاریخی خود به انسان نهایی می‌اندیشند و به هر انسانی که به نحوی با شخصیت و سبک خود اشاره‌ای باشد به آن انسانِ نهایی. و از این جهت است که مردم ما نسبتی بین خود و رهبر معظم انقلاب احساس می‌کنند، احساس می‌کنند در نسبت با رهبر معظم انقلاب شوری در جان خودشان به میان می‌آید که همان وجدان تاریخی آنان است و برای هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به خود در ۲۲ دی‌ماه حاضر شدند که حکایتی است از ندایی که در سرِّ سُویدای آن‌ها به صدا در آمده. این‌جا است که این انسان‌ها حق و باطل و شدنی و نشدنی را تشخیص می‌دهند. بر عکسِ عقل غربی که هرگز نمی‌تواند بگوید حق چیست و باطل کدام است. و این‌جا است که دیگر محال است به جهانی و نظامی برگردیم که جدای از حضور تاریخی انقلاب اسلامی باشد. آن حضوری که انقلاب اسلامی برای انسان‌های اصیل در این تاریخ آورده، آن برهانی است که در درون جان هر انسانی و به‌خصوص هر مسلمانی حاضر است که به یک معنا فتوای باطن هرکسی می‌باشد. در این رابطه رهبر معظم انقلاب  می‌فرمایند: اگر استقبال عظیم مردمی در ۱۲ بهمن نبود، ۲۲ بهمن که سقوط نظام شاهنشاهی است، اتفاق نمی‌افتاد. و در مورد فتنۀ اخیر هم فرمودند مسئولین انتظامی و بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیت داشتند، به مسئولیت خود عمل کردند، اما آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، مردم بودند. آیا این نحوۀ حضور مردم به جهت ایمان به توحیدی نیست که نظر به نهایی‌ترین توحید دارند با نظر به فرهنگ مهدوی و توجه به سخن رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌واله» که فرمودند: «اَفْضَلُ الْعِبادَةِ، اِنتظارُ الْفَرَجِ»؛ برترین عبادت، انتظار فرج است. انتظار فرج یعنی انتظار نهایی‌ترین توحید در جمال انسان کامل که آینۀ نهایی‌ترین افق انسانیت انسان می‌باشد و رهبر معظم انقلاب با شخصیت خود متذکر آن می‌باشند. و این است آینده‌ای که باید در این میدان مدّ نظر داشت. موفق باشید    
 

41001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ما با نفی تمدن غرب می‌دونیم چی نمی‌خوایم و آیا واقعا می‌دونیم چه چیزی می‌خواهیم؟ چون نفی تمدن غرب و از آن طرف نبود طرح روشنی از آینده ای که می‌خواهیم نوعی تحیر ایجاد می‌کند برای تحقق عملی تمدن اسلامی باید به چه دانش هایی مسلط بود؟ بر اساس دیدگاه های چه کسانی باید نظام های اجتماعی را طراحی کرد فی المثل با حکمت صدرایی می‌توان نظام های اجتماعی طراحی کرد یا باید به هر حال آن چه غرب در مواجهه با پیشامد ها بدان رسیده را هم مد نظر قرار داد؟ در کتاب تمدن شناسی جناب عطاءلله بیگدلی یک شمای خیلی خیلی کلی از آن چه در منابع اسلامی آمده پیرامون تمدن اسلامی آورده شده اما خیلی کلی است. لطفاً راهنمای کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئلۀ حساس و مهمی است. در جواب همین سؤالات ، ۴ جلد کتاب «جهان بین دو جهان» نوشته شد و اتفاقاً تا معلوم نشود در ازای عبور از غرب چه می‌خواهیم؛ همواره گرفتار همین مشکلاتی هستیم که عده‌ای از سیاسیون بدون این‌که نیّت بدی داشته باشند، گرفتار آن شده‌اند. اتفاقاً بنده تفاوت آقای پزشکیان و آقای جلیلی را در همین نکته می‌دانم وگرنه هرگز معتقد نیستم که نیّت و قصد آقای پزشکیان منفی است. مهم آن است که بدانیم چه نوع حضوری در این تاریخ باید داشت که مناسب روح بشر جدید است در عین قدسی بودن. عرایضی در این رابطه در قسمت سوم کتاب «بشر جدید....» شده است تا فهمیده شود در منظر حضرت امام در ازای انقلاب اسلامی چه آینده‌ای بوده است که رهبر معظم انقلاب نیز به خوبی متوجۀ آن هستند. البته حتماً لازم است که نکاتی که جناب آقای عطاءالله بیگدلی می‌فرمایند را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد عزیز و همکاران گرامی: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم در نگاه اول اینطور به ذهن می‌رسد که حرکت جوهری و تبدیل قوه به فعل در جهت کمال است پس چگونه کسی که در مسیر حیوانیت حرکت می‌کند نفس او به تجرد می‌رسد؟ چگونه قوه های او به فعلیت می‌رسد ولی مسیر سقوط را طی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شد که آن کسی هم که در مسیر حیوانیت خود را تعریف کرده است، در همان وجه حیوانیتش به فعلیت می‌رسد زیرا نفس ناطقه در ذات خود به جهت تعلق به بدن، حکم حرکت جوهری بدن را در خود دارد ولی جهت‌دادن به آن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

نمایش چاپی