بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40796

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

برای کتاب جامع السعادات‌ دو تا ترجمه هست: یکی ترجمه مجتبوی و یکی ترجمه کریم فیضی؛ من ترجمه کریم فیضی رو خریدم که دو جلده به نظرتون ترجمه کریم فیضی هم خوبه و ترجمه ها فرقی با هم ندارن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: بنده ترجمه استاد  مجتبوی را داشتم که ترجمه خوبی بود ولی از آن ترجمه اطلاع ندارم مهم اصل کتاب است و محتوای ارزشمند آن. موفق باشد

40506

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا ختم سوره ی واقعه که از دوشنبه اول ماه قمری شروع میشه تا ۱۵ ماه تموم میشه سند روایی صحیح دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم. موفق باشید

41114
متن پرسش

سلام و احترام: حضرت آقا خیلی سعی داشتند که کشور در شرایط نه جنگ و نه صلح قرار نگیره. در طول بعد از جنگ ۱۲ روزه، کشور علیرغم خواست ایشان به دلایلی از جمله عملکرد و موضع گیری های خود مسئولین، شیطنت های بیگانگان و اخیرا هم که فتنه و اغتشاشات دی ماه، کشور و مردم مرتبا زیر سایه این تعلیق و بلاتکلیفی قرار داشتند تا رسیدیم به اینجا که امروز آمریکا و شیاطین عالم لشکرکشی کرده و انتخابی جز جنگ برای ما نگذاشته اند. با گفتن این مقدمه یه سوال خیلی مهم پیش میاد. اینکه در این شرایط جنگی تکلیف من معلم، من کارمند، من صنعتگر، من تولید کننده، من پژوهشگر، من ... چیست؟ ما متناسب با این شرایط جنگی چطور می‌توانیم به مسیر عادی و قبلی خود ادامه بدیم کان خبری نیست؟ بالاخره همه در هر صنف و جایگاه و کسوتی تحت تأثیر شرایط بوجود آمده قرار گرفته ایم. آیا ما مردم غیر نظامی هم باید آرایش جنگی بگیریم؟ اگر آری چگونه؟ چه کاری از دست ما بر می آید؟ دیگر مثل قبل نیست که نفرات آماده جبهه رفتن شوند و شرایط و نحوه جنگیدن عوض شده، نظامیان و سیاسیون و تریبون داران هم که کار خودشان را بلدند و ان شاءالله به درستی انجام می دهند. اما تکلیف ما مردم عادی چیست؟ به عنوان مثال محققی که در مورد قنات های فعال در ایران مشغول تحقیق و پژوهش بوده یا طلبه ای که در حال خواندن فلسفه یا دانشجویی که در حال شناسایی آثار باستانی که نیاز به مرمت دارند بوده و ده ها مثال دیگر از این دست، چطور میتوانیم پروژه خود را جلو ببریم گویی اتفاقی نیفتاده و شرایط جدیدی حاکم نشده. ما در حساس ترین لحظات تاریخ انقلاب قرار گرفته ایم و دلمان می‌خواهد کاری کنیم اما گیج و گم هستیم و نمی‌دانیم چکار کنیم. نه می‌توانیم کار و پروژه خود را بی نسبت با زمان و شرایط جدید همچون گذشته پیش ببریم و نه می توانیم بشینیم و فقط خبر بخوانیم و نظاره کنیم که خداوند چه تقدیری را مقرر کرده. آیا راه سومی هست؟ یا باید همه چیز را نیمه تعطیل رها کرده و دست به دعا و تضرع داشته باشیم. ببخشید از طولانی شدن پرسش، منتها فکر می‌کنم اولا این سوال خیلی‌ها باشه و ثانیا شرایط تعلیق و سایه نه جنگ نه صلحی که آقا ازش پرهیز داشتند - چرا که کارها را می‌خواباند و انگیزه ها و اراده ها را مستهلک و روان افراد را فرسوده می کند - به سمت جنگ کشانده شده و شرایط جدیدی پیش آمده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت بفرمایید که این مائیم و سنت مقابله با استکبار و به میدان‌آمدنِ جبهۀ کفر و نفاق در مقابل راهی که انقلاب اسلامی به میان آورده است و معلوم است که این سنت خداوند می‌باشد که در این میدان، یقیناً جبهۀ استکبار هر روز بیشتر از روز قبل رسوا و رسواتر می‌شود. و در این رابطه در دوشنبۀ گذشته عرایضی در رابطه با «نظر به سنت‌های الهی در دفاع از جبهۀ حق» شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21547  که خوب است  به آن رجوع فرمایید. و این ما هستیم و حضور نرم مقابله با جبهۀ کفر و استکبار، که همان طمأنینه‌ای می‌باشد که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان «عبور از نه جنگ و نه صلح» با ما در میان گذاشته‌اند. کاربر محترم سؤال شمارۀ 41115 نکاتی را متذکر شده‌اند که خوب است نظری به آن نکات و آیات مربوطه انداخته شود. موفق باشید

41051
متن پرسش

سلام علیکم: با عرض و ادب احترام محضر استاد طاهرزاده، قبل از این فتنه اخیر مطلبی فرمودید که: «افکار عمومی غالبا دست رسانه هاست ولی وجدان عمومی دست امامین انقلاب اسلامی است.» ما در حوادث اخیر و بعد از آن راهپیمایی کم نظیر ۲۲ دی ماه تجلی این فرمایش حکیمانه حضرتعالی را دیدیم مطلب دیگر اینکه هر فتنه ای که بر انقلاب اسلامی ما واقع می‌شود در وافع باعث رشد انقلاب اسلامی ما می‌شود و به نظر بنده یکی از ثمرات مهم این فتنه اخیر این بود که بخش عظیمی از افکار عمومی که متاثر از رسانه ها بودند، اثر گیری آنها به حداقل رسید و متوجه ماهیت واقعی جبهه استکباری شدند امروز روز مبعث پیامبر اکرم می‌باشد مقام‌ معظم رهبری درباره عید مبعث فرمودند: «هر انسان مسلمانى وظیفه دارد که بعثت نبوى را در زندگى شخصى خود و در دنیاى خود تحقّق ببخشد.» با توجه به این مطلب مقام معظم رهبری از حضرتعالی درخواست دارم امروز که در عید مبعث قرار داریم برای ما تببین بفرمایید که این حوادث اخیر چگونه باعث بعثتی دیگر در زندگی شخصی و اجتماعی ملت شد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در این مورد فکر کرده‌اید که وقتی ایمان به سنت‌های الهی برود، استکبار با امید به صنعت و تکنولوژی و رسانه، نه تنها انسان را حتی خدا را به مبارزه می‌طلبد و راهپیمایی ۲۲ دی ماه حضوری از مردم بود تا روشن شود در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، امری ماورای صنعت و تکنولوژی در میان است و آن مردم می‌باشند. امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متوجۀ آن بودند و به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آن زمان که ما متوجۀ نقش مردم نبودیم، امام متوجۀ مردم به معنای حضور قدسی آن در این تاریخ بودند و در این رابطه باید ۲۲۲ دی‌ماه را الهام الهی دانست که به مرور نقشِ فوق‌العادۀ آن روشن و روشن‌تر می‌شود. باز به سخن رهبر معظم انقلاب بیندیشید که فرمودند: امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. موفق باشید  

41009
متن پرسش

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی. با توجه به مراسم جلیل القدر اعتکاف و آرزوی توفیق برای همه عزیزان در هر جایی ، به هر گونه‌ای که هستند ، تا انتهای مراسم اعتکاف از جوابگویی به سوالات کاربران محترم معذور هستیم. التماس دعا.

40930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام محضر استاد عزیز و همکاران گرامی: سوالی در مورد حرکت جوهری داشتم در نگاه اول اینطور به ذهن می‌رسد که حرکت جوهری و تبدیل قوه به فعل در جهت کمال است پس چگونه کسی که در مسیر حیوانیت حرکت می‌کند نفس او به تجرد می‌رسد؟ چگونه قوه های او به فعلیت می‌رسد ولی مسیر سقوط را طی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث «حرکت جوهری» عرض شد که آن کسی هم که در مسیر حیوانیت خود را تعریف کرده است، در همان وجه حیوانیتش به فعلیت می‌رسد زیرا نفس ناطقه در ذات خود به جهت تعلق به بدن، حکم حرکت جوهری بدن را در خود دارد ولی جهت‌دادن به آن مربوط به خود انسان است. موفق باشید

40802

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: بر اساس مطلبی که در فص محمدی آورده اید که در حقیقت این خداست که لذیذ است منظورم هنگام عمل نکاح است. حال اگر کسی نیت کند که می‌خواهد به شهود خدا برسد. و اینطور فکر کند که آن حالت ارگاسم که بوجود می‌آید چشیدن خداست آیا اشکال دارد؟ چون در آنجا آمده که آنکسی که لذیذ است در این عمل خداست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده، نظر به «حضور» - و نه ظهور- خداوند در همۀ امور است حتی تا آن‌جایی که به گفتۀ جناب مولوی: «در بلا هم می‌چشم لذات او/ مات اویم مات اویم مات او». موفق باشید

40763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: به نظر شما آیا نظریه رویاهای پیامبر (ص) که دکتر سروش قرآن را نتیجه رویاهای پیامبر (ص) می‌داند بر گرفته شده از نظریات ابن عربی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً چنین نیست. جناب ابن عربی در «فصوص الحکم» خود افق درک وَحی الهی را که در قرآن به ظهور آمده، تبیین می‌کنند. در حالی‌که اساساً در بحث «رؤیای رسولان» آقای سروش به نحوی نفی وَحی و نقش ربوبیت حضرت حق می‌شوند. موفق باشید

40604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: تا حدودی با مباحث معرفت النفس آشنا هستم. مباحث ده نکته، خویشتن پنهان، حرکت جوهری، برهان صدیقین، معاد، ادب عقل و خیال و بخشی از حشر رو کار کردم و به طور کلی با مسیر معرفت النفس انسی دارم تمام سوالات مربوط به افراد ترنس رو در سایت مطالعه کردم و از آنجایی که فرمودین در دوران جنینی نفس بدن متناسب خودش را طراحی می‌کند و در این دنیا با یه نوع توهم شدید مواجه میشه که خواهان جنسیت مخالف خودش هست از آنجایی که با مباحث شناخت نفس و روح و گستردگی این بحث بسیار گسترده هست از این زاویه به نفس این ترنس ها نگاه کنیم حالا یه سوالی پیش میاد استاد آیا امکان داره رد پای شیطان یا اجنه در احوالات این افراد وجود داشته باشه مثلاً در همان بحث توهم شیطان یا اجنه دخالت و تسلط بر جان داشته باشند آیا امکان چنین چیزی میشه یا اصلا این جریان ربطی به شیطان و اجنه نداره.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته نمی‌توان ورود شیطان را در امور حتی در چنین امری منتفی دانست، ولی همچنان‌که در آیۀ ۱۰۲ سوره بقره می‌فرماید: «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ» آن‌طور نیست که شیاطین بدون اذن الهی و بدون قواعد و سنن جاری در هستی هر میل و انتخابی که داشته باشند را، بتوانند عمل کنند. و از این جهت در هر صورت باید ریشۀ چنین مشکلاتی را یا در عوامل دورۀ جنینی و یا در عوامل بیرونی بعد از تولد دانست، به طوری که نفس آن شخص نسبت کامل و طبیعی و صحیحی با بدن خود نمی‌تواند برقرار کند. یا از آن جهت که بدن، به طور کلی آن‌طور که باید در دورۀ جنینی مطابق آن روح شکل نگرفته است به همان معنایی که بعضی‌ها با تغییر شکل بدن آن‌طور که مثلاً بدن را اگر مرد است، تغییر دهند به شکل بدن زن و یا برعکس؛ مقداری هماهنگی بین بدن و نفس پیش آید و یا در بعضی موارد، نفس و روح را باید طوری به نتیجه‌ای رساند که با همان بدن خود، خود را بپذیرد. موفق باشید

40593

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب طاهرزاده: از شما راهنمایی می‌خواستم. چند وقتی هست یک حسی سراغ بنده آمده؛ اینکه گاهی به شدت احساس دلتنگی نسبت به خدا می‌کنم یعنی قبلا اینگونه نبود یعنی وقتی صدای قران می‌شنوم یا درباره خدا مطالبی را می‌خوانم یا گوش می‌دهم انقدراین دلتنگی زیاد می‌شود که دوست دارم همان لحظه جناب عزرائیل بیایند قبض روح کنند و بنده به وصال دوست برسم. یعنی جوری می‌شود که آرام و قرارندارم و از شدت دلتنگی گاهی گریه می‌کنم. استاد برای رفع دلتنگی چه کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع دلتنگی در جای خود خوب است و با صبری که انسان نسبت به آن برای خود شکل می‌دهد، گشایشی در راستای نظر به حقیقت برایش پیش می‌آید و البته باز دلتنگی و باز صبر و باز گشایش. موفق باشید

40523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: زمان موضوعی بود که بنده حاضر شدم بخاطرش همه عمرم رو زجر کشیدن را بپذیرم. زمان فقط مال خداست خدایی که خلق کرد تا شناخته شود. رنج با زجر فرق میکند ! زجر نه یعنی فقط سر بریده شدن در کربلا، زجر یعنی اسارت اهل بیت امام حسین علیه‌السلام، زجر یعنی کشته شدن به نا متعارف ترین شکل در غزه، زجر یعنی صبر ابالفضل العباس در کربلا. زجر برای دین نیست زجر رنجی خاص و نامتعارفی است که فقط برای خدا کسانی آن‌را متقبل می‌شوند. وگرنه ما در دین رنج و صبر داریم اما زجر برای دینداری یا بهشت رفتن یا عملی ثواب ندارم. امام خمینی با زمان اینقدر محکم و به نهایی ترین نتیجه از خود رسید. زمان یا چیزی که شما آن را تاریخ می‌خوانید سیری است که منتسب به خدا و آن را به عشق خدا می‌پذیرند. زمان را حتی با دین داری هم نباید تقلیل داد زیرا دین حقایق سعادت بشری است که خداوند با پیامبرش به ما داد تا بشریت به سعادت برسد اما زمان امری بود که خداوند از پیامبرش خواست تا خداوند سیر هستی اش را که خواسته ای منحصرا به اوست اتفاق بیفتد. زمان آن چیزیست که تمام هستی را زیر و رو می‌کند و آنیست که کاملا مال خداست. در هیچ کجا ندیدم خداوند اینقدر منحصر بفرد چیزی را مال خود بدانند، زمانی که مسئولیتش را امام زمان بعهده گرفتند و صاحب این مسئولیت بزرگ برای خدا شدند. سخنان امام را بشنوید آیا با دین صرف می‌شود این سخنان را پذیرفت یا دینی این گفته ها را دارد که زمان را اصل قرار داده؟ https://uploadkon.ir/uploads/cf5303_25VID-20250903-155017-368.mp4

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است سری به جزوۀ «زمان شناسی و نظر به فطرت تاریخیِ ما در انقلاب اسلامی» https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1865  بزنید به امید گشوده شدن میدان تفکر که به گفتۀ جناب گادامر، تفکر، تاریخی است و باید نسبتی بین حضور تاریخی و تفکر پیش آید. موفق باشید

40451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض ادب، و خدا قوت. کلا آیا در دین راهی هست انسان بتونه بفهمه مرگ عزیزانش اجل حتمی بوده یا اجل معلق؟ پدر بنده یک ماهه پیش کسالت گرفتند و خودشون و ما فکر کردیم از معدشونه و اصلا یک درصد هم فکر نکردیم سکته باشه چون سابقه بیماری معده داشتند ولی در حقیقت سکته کرده بودن و ما زمان طلایی سکته برای درمان را از دست دادیم متاسفانه و روز سوم که حالشون بد تر شد بردیمشون با اورژانس بیمارستان و آنژیو و سپس به هوش نیامدن یعنی قلبشون دیگه خیلی ضعیف شده بود و در حالت بیهوشی، دعوت حق را لبیک گفتند. آیا تشخیص اشتباه خودشون و ما و دیر رفتن به بیمارستان باعث وفات ایشون شده یا تمام این اتفاقات بنا بر اراده الهی باید میوفتاده، تا اجل حتمی ایشون برسه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن می‌فرماید: «نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقينَ (۶۰ / واقعه) بنابراین تنها و تنها آن وقتی که مرگ افراد فرا رسد آن مرگ به بهانه‌های مختلف پیش می‌آید. موفق باشید 

41204
متن پرسش

سلام: داشتم خطبه آخر شعبان حضرت رسول را می‌خواندم. چرا اینقدر سردم؟ از امیدهای هر ساله‌ام ناامیدم. توان عبادت_که افضل الناس من عشق العباده_ توانم نیست. نباید که زور بزنیم و عبادت بکنیم ولی آرزوی چندین ساله نماز شب خواندن و حضور قلب و معنا و معنویت در دلم را چه کنم. آری باید در حضور تاریخی حاضر بود و به گذشته کافر و هر آن خدای دیگری، اما از گذشته دل کندن و حاضر نشدن در آینده و میان زمین و هوا ماندن را چه کنیم. گویا در گذشته دیگر نمی‌توانم باشم، اما برای حضوری دیگر، بی‌وجودم. دست و پایم و قول و فعلم متناقض است. حاج قاسم آتشم می‌زند اما پوچی و بی‌تاریخی استخوانم را می‌سوزاند. عمرم رفت. نه رفتنی، نه شوری، نه بی‌خوابی و بی‌تابی. جمعه‌‌ای نیست که از بودنم خسته نباشم. اینها را غر زدن و ناله کردن نبینید، این شاید همان بی‌وجودیِ تاریخی است و خوب هم می‌‌دانم که جواب و راه حلی برایش نیست و باید «این وجود آن وجود شدنی» پیش بیاید. ولی چه کنم که هی دلم می‌گوید «آخر چه باید کرد؟ چه می‌توان کرد؟» این چه وضعی است که عده‌ای از جوانی و نوجوانی تا آخر عمر _مثل حاج قاسم و دیگر شهدا_ اینقدر مانوس و پر شور و بی‌‌تاب و عاشق هستند و من اینگونه‌ وضعی دارم. این تفاوت تقدیر چگونه است؟ این‌ها تفاوت در استعداد و لطفی است که خدا به هر کسی به اندازه خودش داده و به یک معنا شخصی است؟ از طرفی این حرف را هم نمی‌توان نادیده گرفت که انقلاب اسلامی میدان کمالی را برای آدم‌ها پیش می‌آورد که شکوفایی آدم‌‌ها برایشان پیش می‌آید. ناگفته‌هایم را بیشتر از این گفته‌ها مد نظر آورید. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نه می‌توان همچون فرشتگان در عصمت خاص آنان حاضر بود و در آن ساحت ماند و انتخابی در مقابل انواع راه‌ها و گذرگاه‌ها که «ما» را، «ما» می‌کند نداشت و نه می‌توان مانند پیامبرانِ مرسل گذشته در صفای وظایف شرعی و تکالیف دینی حاضر بود و به زندگی معمولی و با صفای آنان دل سپرد. کجاست وقتِ محمّدی که در پاسخ به سؤال شمارۀ  41194 از آن گفتیم که حضوری است غیر از این حضورها، مانند نسبت انسان با «وجود» که پایان دوگانگیِ ابژه و سوبژه می‌باشد که نه، تو می‌مانی و نه خدا؛ همه چیز گُم می‌شود. به همان معنایی که آن سالک رَه رفته فرمود: «گُم شدن در گُم شدن دینِ منست / نیستی در هست آیینِ منست» حضوری که همه چیز را باید در آن حضور معنا کرد برای بیشتر با خودبودن با حضرت مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» این نهایی‌ترین حضور هر انسان در هستی و در خود. در شریعتِ آن حضرت حاضربودن، حکایت دیگری است غیر از حکایت حضور در مشی و شریعت دیگر انبیاء. در حالی‌که در شریعت آخرین پیامبر، همه چیز می‌رود و تنها یک انتظارِ بزرگ می‌ماند و مائیم و مشیِ آن حضرت و آن انتظار و آن ایمان که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41201 بدان اشاره شد. موفق باشید        

41188

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و ارادت و احترام خدمت استاد بزرگوار و با آرزوی سلامتی و علو درجات برای شما به لطف و عنایت و نظر ویژه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد من شنیدم که در روز ۲۲ بهمن شاگردان مؤسسه مصاف بتی که نماد شیطان پرستان بود رو در میدان انقلاب آتش زدند با تلافی قرآن سوزی رژیم صهیونسیتی. بعد از چند نفر مخالف و معاند شنیدم که این کار باعث خشم بیشتر اجنه و شیاطین میشه چون اونها از جنس آتشند و کسانی که این کار را کردند ممکن است دچار خیلی گره ها در زندگی شخصی یا روح و روان شون بشند. آیا صرف تلافی و احمق جلوه دادن یا مقابله با آیین های فراماسونری و رژیم صهیونسیتی این کار درست بوده در میدان انقلاب ؟ آیا واقعا اثرات سوء در زندگی آن افراد مجری خواهد داشت؟ ممنونم از اینکه وقت گرانبهاتون رو برای پاسخ به سؤالات من گذاشتید. اجرتون با صاحب الزمان (عج)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید وظایف ما در مقابله با دشمن این نوع کارها نباشد. ولی فکر نمی‌کنم اگر با روحیۀ توحیدی زندگی را ادامه دهند، از شیطان و شیطان‌ها کاری برآید. به حکم آنکه فرمود: «انّ کید شیطان کان ضعیفا». موفق باشید

41179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. با آرزوی توفیق روز افزون. استاد آیا این جمله درست است که از باب تشبیه معقول به محسوس خداوند به مانند نوری است که جامع همه رنگها بوده و وقتی او را بر اساس مشکلات می‌خوانیم یکی از آن رنگها یا اسمها به سمت ما توجه می‌کند یعنی خداوند به تمامه با ما و در همه جا هست ولی وقتی او را به اسم شافی می‌خوانیم به اسم شافی به ما توجه کرده و ظهور می‌کند مثل اینکه خورشید به جامعیت هفت رنگ در همه جا هست ولی وقتی به نور سبز او توجه کردیم به همان رنگ بر ما ظاهر می‌شود اما در شرایط عدم دعا و توجه ما فقط هست ولی ما به منزله کوری هستیم که از این نور در عین حضور او نمی‌توانیم استفاده کنیم و توجه ما به او همان بینا شدن ما نسبت به اوست و انسان کامل با اسم جامع او را می‌بیند نه فقط به ظهور یک اسم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ی دقیقی است. خوب است که همچنان مد نظرتان باشد. موفق باشید. 

41029

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقتتون به خیر. استاد با توجه به مطالب مربوط به معرفت نفس راه حل عملی برای اینکه انسان بتونه به هست خودش توجه کنه گرفتار گذشته یا آینده نباشه چیه؟ (چون خودم با دریافت مفاهیم به صورت تئوری می‌فهمم که باید فقط متوجه هست خودم باشم ولی درعمل تو ذهنم گرفتارم‌ و نمیتونم یسری نگرانی های آینده و حسرت های گذشتم رو رها کنم)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نظر به شخصیت اولیای معصوم بسیار مهم است. عرایضی در این رابطه در جواب سؤال 41021 شده است. ان شاءالله می‌تواند مفید افتد. موفق باشید

41001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: ما با نفی تمدن غرب می‌دونیم چی نمی‌خوایم و آیا واقعا می‌دونیم چه چیزی می‌خواهیم؟ چون نفی تمدن غرب و از آن طرف نبود طرح روشنی از آینده ای که می‌خواهیم نوعی تحیر ایجاد می‌کند برای تحقق عملی تمدن اسلامی باید به چه دانش هایی مسلط بود؟ بر اساس دیدگاه های چه کسانی باید نظام های اجتماعی را طراحی کرد فی المثل با حکمت صدرایی می‌توان نظام های اجتماعی طراحی کرد یا باید به هر حال آن چه غرب در مواجهه با پیشامد ها بدان رسیده را هم مد نظر قرار داد؟ در کتاب تمدن شناسی جناب عطاءلله بیگدلی یک شمای خیلی خیلی کلی از آن چه در منابع اسلامی آمده پیرامون تمدن اسلامی آورده شده اما خیلی کلی است. لطفاً راهنمای کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله، مسئلۀ حساس و مهمی است. در جواب همین سؤالات ، ۴ جلد کتاب «جهان بین دو جهان» نوشته شد و اتفاقاً تا معلوم نشود در ازای عبور از غرب چه می‌خواهیم؛ همواره گرفتار همین مشکلاتی هستیم که عده‌ای از سیاسیون بدون این‌که نیّت بدی داشته باشند، گرفتار آن شده‌اند. اتفاقاً بنده تفاوت آقای پزشکیان و آقای جلیلی را در همین نکته می‌دانم وگرنه هرگز معتقد نیستم که نیّت و قصد آقای پزشکیان منفی است. مهم آن است که بدانیم چه نوع حضوری در این تاریخ باید داشت که مناسب روح بشر جدید است در عین قدسی بودن. عرایضی در این رابطه در قسمت سوم کتاب «بشر جدید....» شده است تا فهمیده شود در منظر حضرت امام در ازای انقلاب اسلامی چه آینده‌ای بوده است که رهبر معظم انقلاب نیز به خوبی متوجۀ آن هستند. البته حتماً لازم است که نکاتی که جناب آقای عطاءالله بیگدلی می‌فرمایند را مدّ نظر قرار دهید. موفق باشید

40959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی: پسر جوانی را تصور بفرمایید که از لحاظ عاطفی به‌شدت تحت فشار قرار دارد. به گونه ای که از کودکی در یک خلأ رشد کرده و تا این سن رسیده است. در محیط دانشگاه دخترها و پسرها با یکدیگر روابط خارج عرفی دارند که برای این فرد تعریف نشده است و نمی‌خواهد وارد این عرصه شود. از طرفی پدر و مادرش حاضر نیستند قدمی در راه ازدواج این جوان بردارند و معتقد هستند که باید به سن ۳۰ سالگی حداقل برسد تا توانایی مالی این امر را داشته باشد. با اینحال که او سرکار می‌رفت و درآمد داشت در کنارش هم تحصیل می‌کرد و عملا فشار بالایی را تحمل می‌کرد، او را جدی نگرفتند و برایش اقدامی نکردند. این پسر جوان رفقایی داشت که آنها نیز ازدواج کردند و الان واقعا هیچکس را ندارد. حتی خواهر یا برادری که با آنها گفتگو کند و حتی والدینش از صحبت امتناع می کنند. انسان دینداری است و واقعا می‌خواهد که در مسیر بماند. با این وجود این خلأ روز افزون است و جوان دیندار قصه هر روز به سمت افسردگی شدیدتری پیش می‌رود. ضمن اینکه می‌خواهد این قضایای بیست و چند ساله در مسیرش بسوی خدا برایش مشکل‌ساز نشود (چون نداشتن عواطف و نرسیدن احساسات موجب قسی القلب شدن شخص می‌شود و روز به روز سنگدل تر از قبل می‌شود بطوری که نقاشی و خطاطی ای که کار می‌کرد را دیگر نمی‌تواند اجرا کند و او که شاعر خوبی هم بود دیگر نمی تواند حتی یک بیت شعر بگوید). از منظر دیگر هم که خب نمی‌داند برای ازدواجش باید چه کند چون خانواده ای بشدت ناامید دارد که همه چیز را در پول می‌بینند؛ طوری که اگر دختری قبول کند با این شرایط، خانواده خود پسر قبول نخواهند کرد. و حالا با این دو مشکل اساسی دست و پنجه نرم می‌کند و دینش واقعا در خطر است زیرا خود را مبرای از گناه نمی‌داند. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این شرایط حساس نیز متوجۀ سخن خداوند در قرآن شویم که می‌فرماید: «وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و البته باید مردان بی‌زن و زنان بی‌شوهر و کنیزان و بندگان شایسته خود را به نکاح یکدیگر درآورید، اگر آن مردان و زنان امکان ازدواج برایشان نبود؛ خدا به لطف و فضل خود آنان را نسبت به این امر از فضل خود به نحوی بی‌نیاز و مستغنی می‌نماید.  توجه به این آیه حکایت از روحانیتی است که برای انسان پیش می‌آید که آن، بالاتر از آن چیزی است که آن جوان گمان می‌کرد و در این بستر، آرام‌آرام راه‌های لازم گشوده می‌شود که آن، به جهت عفافی است که آن جوانان پاس داشته‌اند. موفق باشید

40918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

کاش آن یار گرامی به برم برگردد/  آنکه در قافله شد همسفرم برگردد / پشت من گرم از آن تاج‌گذاریست هنوز / کاش آن تاج خدا روی سرم برگردد / اشتباه است که دل خانه مردم بشود / کاش آن مردم فوق بشرم برگردد / چند وقتیست که ساکن شده احوال دلم / کاش آن فتنه‌ی پر شور و شرم برگردد / در خرابات مرا حال مناجات ببخش / دلبرم باش که ذکر سحرم برگردد / مرغ آمین! ببر این شعر مرا تا ملکوت / عشق را وسوسه کن تا به حرم برگردد / ۲۳ آذر ۱۴۰۴

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این است آن طلبی که تازه وقتی راه گشوده شد، پیش می‌آید تا صراط، به گشودگیِ هرچه بیشتر ما را از فردایی که بیگانه از دیروز نیست، آگاه و در آن حاضر کند به همان معنایی که حضرت حق برای رهروان راه توحید وعده و مژده داد: «سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ  أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ» به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است. آیا کافی نیست که پروردگارت بر همه چیز آشکار است. موفق باشید

40880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آیه ۲۴ سوره ابراهیم مبحث کلمه طیبه را به درخت تشبیه می کند و در آیه بعد میوه دهی و ثمر دهی آن را مطرح می کند. می دانم که حضرت آدم در بهشت موعود نبود چون آن بهشت آزادی در همه چیز هست و منکرات و ناپاکی در آن راه ندارد. آیا با توجه به آیه ۲۴ ابراهیم و آیات بعد می توان نتیجه گیری کرد که خداوند آدمی را از نزدیکی به اندیشه های (کلمات) خبیثه بر حذر داشته و شیطان اقدام به ترغیب او به نزدیکی به اندیشه های غلط نمود و همین عامل سقوط او از پاکی شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نگاه تأویلی، تطبیق خوبی است به اعتبار آن‌که حقیقت همواره همچون درختی ریشه در توحید دارد که پایدارترین و مبنایی‌ترین مبناها می‌باشد و جلوات آن، حرکات و گفتار اولیای الهی هست. و معلوم است که شیطان مقابل چنین ظهورات می‌باشد. موفق باشید 

40879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: بنده به مطالعه در زمینه های علوم پایه به ویژه فیزیک و ریاضی علاقمند هستم اما وقتی به سراغ اینها می روم یک حالت درونی مثل وجدان درد به من دست می‌دهد که چرا با وجود منابع اسلامی و کلام اهل بیت سراغ این علوم می‌خواهی بروی؟! به خودم می‌گویم ببین کسانی مثل حضرت امام و مقام معظم رهبری و سایرین مثل علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و بسیاری دیگر، با وجود اینکه استعداد بالایی هم داشتند و حتی در علومی مثل ریاضیات هم ورود کرده اند ولی در نهایت، عمر و وقت خود را صرف علوم اهل بیت علیهم السلام کرده اند. پس اگر من بخواهم دنبال این علوم پایه بروم دارم اشتباه می‌کنم. حتی شهید چمران و فخری زاده را هم که نگاه می‌کنم می‌بینم با آنکه در رشته خود به بالاترین تخصص ها رسیده بودند ولی حرف هایشان عرفانی و اسلامی بود، پس چه بهتر که پیگیری علوم پایه را رها کنم و فقط روی علوم اهل بیت علیهم السلام متمرکز شوم. از طرفی می بینم که با همه این حرف ها، کشش درونی به علوم پایه هم رهایم نمی کند و خلاصه یک حالت دوگانگی درمانده کننده برایم ایجاد کرده است. جناب استاد می‌دانم که در بین شاگردان و شیعیان اهل بیت، شیمی دان و ریاضی دان و مهندس و ... هم داشته ایم، اما باز این حالت ها آزار دهنده است و مانع از خروج من از این وضعیت تحیر می شود. لطفاً راهنمایی بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این زمان و زمانه که بشر در نسبت با استعدادهای طبیعت به دنبال وسعت خود می‌باشد، باید به فکر جمع بین نگاه فیزیکی به طبیعت و نگاه الهیاتی به هستی بود به همان معنای دانش‌بنیانِ حقیقی. عرایضی تحت عنوان «پانزده نکته در جایگاه تاریخی "عقل تکنیک" و جايگاه "انقلاب اسلامی"https://lobolmizan.ir/sound/885?mark=%D9%BE%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%AF%D9%87  شده است خوب است به آن مطالب رجوع فرمایید. موفق باشید

40856

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چرا با وجود اینکه انصار با حضرت علی (ع) دشمنی نداشتند و پیام غدیر را فهمیده بودند و دیده بودند بعد از رحلت پیامبر در سقیفه برای جانشینی جلسه گذاشتند و شد آنچه نباید می شد؟ کتاب بیت الاحزان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به فضای رعبی می‌توان فکر کرد که برنامه‌ریزانِ سقیفه در صحیفه توسط آن ۳۰۰ رجالۀ خشن ایجاد کردند و لذا ابتکار را از انصار گرفتند به همان معنایی که حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» به زنان آن‌ها فرمودند: «چقدر زشت است فرسودگی و سستی بعد از جدیّت و تلاش و تیزی!». استادرجبی دوانی نکاتی فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شودhttps://eitaa.com/ahmadmodaraeiir/4535   موفق باشید

40825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم خدا قوت. نظرتون در مورد زهران ممدانی شهردار مسلمان و طاهرا شیعه نیویورک چی هست؟ عده ای اون را خروجی مقاومت و نماینده انقلاب می‌دانند و معتقدن علت رای آوردنش صرفا حمایت از فلسطینه (درحالی که شعارهای اصلی او عدالت اجتماعی برای مهاجرین و مسائل داخلی آمریکا بوده و دفاعش از فلسطین در مجلس ایالتی بوده نه شهرداری)... . عده ای هم میگن او پوسته اسلامی داره برای بدنام کردن شیعه یا فریب افکار عمومی و شاهد مثال هم حمایت علنی و جدی این آقا از همجنس گرایی. به هر حال ممدانی مسول آمریکاییه و هدفش منافع خودشون و قوانین اونجاست. اصلا این انتخاب باید برای ما مهم باشه یا نه؟ و اینکه اگر کسی صرفا ادعای شیعه بودن و حمایت از مقاومت داشته باشه کافیه یا باید در عمل نشون بده؟ ممنون میشم نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صحبت‌های آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4929 و مقالۀ آقای سعدالله زارعی https://eitaa.com/matalebevijeh/20828 رجوع شود. موفق باشید

40813

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «كلّ يدخل الجنة إلّا من اَبا» اين روايت چی میخواد بگه استاد؟ این روایت مصداق فقط و فقط شیعیانه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ أَطَاعَنِي دَخَلَ الْجَنَّةَ، وَمَنْ عَصَانِي فَقَدْ أَبَى»: «هرکس از من اطاعت كند، وارد بهشت می شود و هرکس از من نافرمانی کند، درحقيقت امتناع ورزيده است». و این منحصر به شیعه و یا سنی نیست.

40632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

طاهرزاده سلام استاد خوبم: حس می‌کنم روز به روز و لحظه به لحظه در مردابی فرو می‌روم. در مردابی که با اسم قشنگ راه سوم یا الگوی سوم زن سر راهم سبز شد و بنا بود دستم را بگیرد و بالا بکشد. بنا بود از زن شرقی عبورم دهد و به زن غربی نرسد و زن سومی بسازد با سه بعد. بنا بود سه بعدی که انسان ۲۵۰ ساله در زندگینامه حضرت زهرا (س) آورده بود را در الگوی سوم زن احیا کند. بنا بود بال شود و پرواز دهد. نه دست و پاگیر شود و فرو ببرد و غرق کند، استاد خوبم چه فرقی است بین کودکی که مادرش به سبک زن غربی به مهد سپرده می‌شود با کودکی که با اهداف خیر زن الگوی سوم از مهدِ آغوش مادر دور می شود؟ چه فرقی است بین نوجوان زن غربی که بعد از ظهر خسته و کوفته مشتاق نگاه و آغوش گرم مادر است و مادر ساعتها بعد خسته و کوفته تر از او به منزل می رسد با مادر الگوی سومی که پی حضور فعال اجتماعی زن در جامعه است و جلسه پشت جلسه و نوجوانش بعد از مدرسه بارها انگشت روی دکمه ی زنگ فشار می دهد و دست آخر مجبور باشد کلید بچرخاند و تنهایی اش را با خودش قسمت کند؟ چه فرقی است بین زن غربی که همسر و فرزند را دست و پاگیر زنانگی اش می‌داند و زن الگوی سومی که مجبور است فرزندانش را تابلوی زنانگی اش کند و شیشه شیر به دست و جغجفه در هوا از انجمنی به انجمن بعدی طی طریق کند. استاد چه بلایی بر سر زنانگی مان آمده؟ چه حضوری است که جای قرار و طمأنینه، در قلب زن اضطراب چپانده و پریشانی؟! چه مرزی است بین زن خانه گریز و الگوی سوم زن؟! اگر فرق و مرز در نیت و در قلب این دو زن است پس قرارمان کو؟! انگار گول زنک دستمان داده اند. کجای کار غلط است و کدام کار می‌لنگد نمی‌دانم. اما به ستوه آمده ایم از دویدن ها و نرسیدن ها از این طرف و آن طرف بوم افتادنها از لحظه هایی که می‌گذرد و ما پی خلق لحظه های بعد از کنارشان می‌دویم. ای کاش پاسخ روان تان آبی باشد روی آتش درون مان. آتشی که شعله ور شده بود تا از من زنی برای تاریخ حاضر بسازد اما زنانگی ام را سوزانده.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر جز این است که انسان در مسیر تعالی انسانی خود و این‌که سبکی باشد برای تعالی دیگران؛ قصۀ او باید قصۀ کسی باشد که در موردش فرموده‌اند: «رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». آری! در بستر شریعت اسلامی کانون گرم خانواده حقیقتاً سکوی معراج زنان می‌باشد تا در عین حضور در تاریخی که با اسلام پیش آمده، کانون زندگی را با ایثارهای‌شان گرم کنند هرچند آن ایثارها دیده نشود، ولی روح دلسوزی‌ها و ایثارهای‌شان به خانه جان می دهد تا زندگی ادامه یابد. موفق باشید

نمایش چاپی