بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
40821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: مقام واحدي پایین تر از مقام احدی است. آیا این نتیجه نمی‌دهد که مقام واحدي ناقص است؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: واحد را با صفت خاص مانند قهّار می‌آورند که به تعبیر علامه طباطبایی واحدِ قهار همان احد است. در رابطه با رجوع به حق باید از این نوع مفاهیم آزاد شد. در این مورد اخیراً عرایضی شده است که می‌توانید بدان رجوع فرمایید.https://eitaa.com/matalebevijeh/20849 موفق باشید

40558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد گرامی: وقت شما به خیر. خیلی ممنون از مطالب ارزشمندی که بیان می‌کنید. ببخشید مطلبی را در مورد شهر انقلاب اسلامی ارسال می‌کنم. خیلی ممنون می‌شوم اگر به تفصیل راهنمایی بفرمایید. به نام خدا در تاریخ انقلاب اسلامی، «شهر» سرآغاز کار۷ هنری است؛ آن موقع که مردم به خیابان آمده اند و تظاهرات کرده اند، در صفِ طولانی رای دادن به جمهوری اسلامی ایستادند، شهدا را تشییع کرده اند و بارها آمده اند و راهپیمایی کرده اند. در شهرهای ایران، مردم در «خیابان ها» تجربه های زیستِ حقیقی داشته اند. این یگانگی محقق شده در خیابان ها، سرآغاز کار هنری است. و شهر انقلاب اسلامی را در نسبت با قبله هنری حقیقی، جهت دهی می کند. اینجاست که جهت مسیرها و راه های ارتباطی و بدنه ی خیابان ها و ویترین مغاره ها همگی باید در یگانگی باشند؛ زیرا قبله کار هنری را نشان می دهند. و می توانند ظهور هنر معماری انقلاب اسلامی را در مجاورت خود رقم بزنند. و الگوها و سنت های حقیقی را کشف کنند. از آنجایی که راه ها، نوعی امتداد هستند و امتداد فرهنگی شهر را می سازند. و فضاهای پر و خالی شهر بر مبنای حضور و عبور آن ها شکل می گیرند. در مورد شهر اصفهان؛ مکانِ گلستان شهدا و مصلی می تواند در شبکه هندسه ایی دیگری از خیابان ها و راه سازی، در نسبت با چهارباغ بالا و سی و سه پل قرار بگیرد. و هندسه ایی نو در مسیر شهر ایجاد کند. در این صورت، حتی پل خواجو و سی و سه پل نیز در نسبتی دیگر با هم قرار می گیرند. مسجد جامع عتیق که در تاریخی نو، قبله شهر را به سمت میدان امام (میدان مسجد کاخ بازار) چرخاند و در شبکه هندسی نو، خیابانِ چهارباغ، رودخانه زاینده رود را در مرکزیت قرار داد. اینک در تاریخ انقلاب اسلامی انتظار می رود، شهر قبله هنر حقیقی تری بیابد. و اگر این قبله هنری ظهور نکند عالم هنر انقلاب اسلامی از سرگردانی خارج نمی شود. شاید؛ خیابانی از جنس نور انقلاب اسلامی از وسط چهارباغ بالا به طرف گلستان شهدا مورد نیاز است. شبکه هندسه نویی می تواند گلستان شهدا و مصلیِ را، مرکزیت بخشد و میدانی مردمی، و خیابانی پر از معنای راه و صراط را برای حضور مردم ایجاد کند. شاید اگر چنین هندسه ایی از مسیرها ایجاد شده بود. مقلب القلوب بود و ساختمان مصلی اینچنین ساخته نمی شد و مرکز تجاری سرمایه داری هایپرمی در مجاورت آن نمی نشست. و آن هندسه ی شهرسازانه غلبه داشت و چنین شکل گرفتن هایی را مغلوب می‌کرد. از آنجایی که خیابان های شهر انقلاب اسلامی در طلب هویت هنری خود هستند، نامگذاری های عجیبی را می‌بینیم، مثلاً اتوبان شهید خرازی، سه راه میناکاری. به یعنی به غیر از ابتدا و انتهای مسیر، در خود امتداد مسیرها، فرمِ خیابان ها؛ با این جدول های رنگی سفید و آبی، نماهای ناهماهنگ ساختمان ها و ویترین های غربی، روحی از انقلاب اسلامی را ندارد. زیرا خیابان ها قبله ایی از هنر ندارند. خیابان هایی که به گفته ی رهبر انقلاب باید انبساط خاطر ایجاد کنند، انحنادار باشند. از طرفی این مورد از صحبت های ایشان هم در نگاهم مهم آمد، ما در دل یک پیچ تاریخی قرار داریم. این پیچ تاریخی در وجود انسانی احساس می شود. و در کار هنر آشکار می گردد. و هستی انکشاف می یابد. با تشکر. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ مهمی می‌باشد و در این رابطه و با توجه به ظرفیت امروز، خوب است طرح‌هایی را پیشنهاد کنید تا آرام‌آرام فرهنگ پذیرش آن فراهم گردد. موفق باشید

40488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

مدت زیادی است قریب به هفت یا هشت سال که احساس رشد در زندگی ندارم. رشد در جمیع امور مادی و معنوی و علمی. مدام زمین می خورم و جلو نمی روم. متحیرم که علت چیست و از کجا می خورم. چه چیز را درمان کنم و چگونه جلوی این رکود و شیب رو به پایین را بگیرم. احساس خستگی و کسالت و یاس هم دامنگیر می شود. عزمی انگار در من نیست برای حرکت. چگونه جرقه و شعله‌ای مهیا کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان بر اساس شریعت الهی که راهی است به سوی پروردگار، باید وظایف خود را در علم و عمل انجام دهد و صبر بر طاعت به همین معنا می‌باشد. از این جهت نباید انتظارهای زود و قابل حس داشت. امیدوار باشد به صبری که در دینداری پیشه کرده است. موفق باشید

40460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: با توجه به دغدغه ای که در نوشتن کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود داشته اید، آیا فکر می‌کنید که این مسئله همچنان در این تاریخ نیز وجو دارد یا خیر، چرا که بنده احساس می کنم این مسئله در تاریخ امروز و نوجوان امروز حل شده است چرا که می‌بینم جوان و نوجوان امروزی چنان چه با مسئله ای ارتباط وجودی و حضوری برقرار نکند آن را دنبال نمی‌کند بخلاف نسل ما. آیا تصور بنده را درست می دانید یا اشتباه می‌کنم. از این جهت می‌پرسم که ببینم همچنان طرح مباحث کتاب ذکر شده در جمع مربیان و تذکر به این مسئله جا دارد یا زمان آن گذشته یا لااقل دیگر مثل سابق مطرح نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعیت آن است که هر اندازه با مفاهیم، هرچند آن مفاهیم مهم باشند نمی‌توان زندگی کرد و در این زمانه این نکته بسیار جدی شده به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند نگران تبلیغ هستند. موفق باشید

41604
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش که در حال کلنجار با مبحثی بودم که به ذهنم رسیده بود، مطلبی در پایان برایم روشن شد که ربط زیادی به بحث اصلی نداشت. درحال کار روی قضیهٔ « نظر به گلاسنهایت و تفکر به امکان معاصرت بخشی به سنت ها» بودم که نوشتاری را در عنوان «بوتهٔ آتَر» نرد خود یافتم. خواستم قبل از هرچیز آنرا با جنابعالی درمیان بگذارم تا ببینیم که آیا زاویه دید مناسبی برای تفکر در این تاریخ می‌تواند باشد؟! ................................................................. «بوتهٔ آتَر¹» بسم الله الرحمن الرحیم [عصر تکنیک؛ پایانِ عشق² یا محک خلوصِ آن؟] روزگار تکنیک جهانی می‌سازد که در آن هر چیز باید قابل استفاده باشد؛ انسان، روابط و حتی معنویات. وقتی همه‌چیز به کارآیی تقلیل پیدا کند، عشق نمی‌تواند پشتِ عرف، سنت یا ساختار‌های تثبیت شده پنهان شود. اگر هست باید خودش را در عریان ترین شکلش نشان دهد. در گذشته عشق و ایثار و تعهد تاحدودی توسط ساختار مردمان حمایت میشد اما امروز اگر کسی بخواهد ایثار کند غالبا باید در جریان ضدمحاسبه حرکت کند. این یعنی ایثار و عشق دیگر عادت نیستند بلکه انتخابهایی آگاهانه اند و این همان جایی‌ست که آزمون آغاز می‌شود. در این روزگار عشق می‌بایست از سه آزمون بگذرد: ۱. محاسبه: آیا هنوز می‌توان انتخابی کرد که صرفه مادی نداشته باشد؟ ۲. سرعت: جهان شتاب‌زده است ولی عشق باتدریج؛ آیا هنوز می‌توان ماند، گوش سپرد و درنگ کرد؟ ۳. اختیار: اگر ایثار و عهدی وجود داشته باشد، آن از سرِ جبر است یا اختیار و آگاهی؟ خطر این آزمونها این است که جهان بالاخره تهدید می‌کند و برنمی‌تابد که چیزی در سیطره امکان های آن نباشد. پس خطر این است که عشق به احساسات زودگذر و هوس تقلیل یافته و معنای اصیل آن به حجاب رود. با این حال شاید این خطر و دشواری امکانِ خلوص را فراهم می‌کند. عشقی که در شرایط آسان زاده شود با اولین بحران فرو می‌ریزد ولی عشقی که در برابر محاسبه دوام آورد، چیزی بسیار عمیق‌تر است. برای تجربه زیستن عاشقانه نباید از در معرض قرار گرفتن بهراسیم. زیرا عشق تجربه ناارادگی و بی‌کنترلی هم هست و ما در این زمانه با کنترل کردن خو گرفته‌ایم. تجربه عشق مارا در معرضِ خطر قرار می‌دهد؛ خطر بی‌کنترلی در عصر کنترل؛ و این قسمتِ دشوار ماجراست. اگر عصرِ تکنیک را سراسر کژی بدانیم آنگاه هرآنچه درآن است از مهر تهی خواهد بود. در این نگاه تکنیک پایانِ عشق است؛ زیرا هر پیوندی به سود سنجیده می‌شود و هر پیمانی تا وقتی می‌پاید که کارا باشد. در گیتی آسان و بی‌فشار، مهر چندان محک نمی‌خورد. پیمان وقتی معنا می‌یابد که گسستن آسان باشد و تعهد در هنگامه آشوب خود را آشکار می‌کند. شاید این زمانه نه پایان عشق بلکه بوته آتر باشد. در این آتر، آنچه از سر عادت است می‌سوزد، آنچه از سر ترس است فرو می‌ریزد و آنچه از سود است دوام نمی‌آورد. اگر عشق از این آتش بگذرد و بماند، دیگر احساسی ناپایدار نیست. عقل محاسبه‌گر رخنه‌ای پدید آورده است، همه‌چیز را عریان کرده که اگر کسی بی‌حساب دوست بدارد، آن مهر آشکارتر از هر زمان می‌درخشد. اگر بنیاد های مهر در کنه گیتی پاینده است و کیهان بامهر در قرار است آنگاه تکنیک هرچند سترگ، توانایی خفه کردن آنرا ندارد بلکه آن‌را عاری از تعلقات و بیرون از عادات به‌ما تحویل می‌دهد. (گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو دیوت اندر نظر افرشته‌وش و حور لقاست؛ وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست³) .................................................................. [1. آتَر: آتش در زبان اوستایی] [2. عشق در اینجا به معنای کلی‌ترِ خیر، خوبی، مهر و... نظر دارد] [3. ملک الشعرای بهار] . .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش می‌دانستیم با روحیۀ حساب‌گریِ فرهنگ مدرنیته چه حضور و چه حقیقتی را از دست دادیم! و چه اندازه متنی که از «بوتۀ آتر» به میان آوردید دقیق و عمیق و شورانگیز بود وقتی با ما از عشقی سخن گفت که عطایی است الهی، تا آن‌جایی که اگر آنچه در آن متن به میان آمده است «فهم» شود تازه، آری! تازه متوجه می‌شویم چگونه جناب مولانا فرمود: «جمله بی قراری ات از طلب قرار توست / طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت». راستی! چه شد که ما در فضای تکنیک از مِهر، تهی شدیم و ندانستیم تا آن‌جا می‌توان با عشق زندگی کرد که خداوند در وصف آن کسی که او را به پیامبری برگزید، فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا يَكُونُوا مُوْمِنِينَ» زیرا آن مرد الهی آنچنان غم انسان‌ها را نسبت به غفلت‌شان از حضور در آستانۀ خدا غمگین می‌شد که خداوند فرمود نزدیک است قالب تهی کند. سخن، بسیار و بسیار زیاد است در «فهم» و درکِ متنی که تحت عنوان «بوتۀ آتر» به میان آورده‌اید. امید است جمعی در کنار همدیگر بنشینند و به سطرسطرِ کلامی که معنای خلوص را در مقابل ما می‌گشاید، بیندیشند. بنده «امّی‌بودن» را که شرط بعثت است؛ از این نوع می‌دانم تا آن‌جایی که مدعیان تفکر، گمان می‌کردند چون مانند آنان فکر نمی‌کند، آن مرد الهی تحت تأثیر افراد است و متوجۀ روحانیت خاص آن حضرت نبودند. و در همین رابطه حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَکُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(توبه/61) که به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «برخی از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومی گویند او گوش است (یعنی دهن بین و حرف شنو)بگو برای شما دهن بین خوبی است که بخدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای افراد با ایمان شما مایه رحمت است و کسانی که پیامبر را آزار دهند برایشان عذابی دردناک خواهد بود)، بعضی از منافقان پیامبررا آزار می دهند و می گویند: او مثل گوش است ، یعنی به حرف همه گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد، می فرماید: به آنها بگو که او گوش بسیار خوبی است ، یعنی آنچه را خیر شما در آنست می شنود، مثلا وحی خدا را می شنود و خیر خواهی مؤمنان را می شنود و در هرصورت استماع آن جناب استماع خیری است و سخنان خوب شما را می شنود وسخنانی را هم که صحیح نیست گوش می دهد و هتک حرمت شما را نمی کند وبه خدا ایمان دارد و مؤمنان را شخصا تصدیق می نماید و خدا را در وحیی که به او می شود تصدیق می کند، اعم از اینکه سخن آنان را هم تصدیق کند یا خیر واین امر باعث خیر برای مؤمنان است ، همچنین او رحمتی برای مؤمنان است ،چون آنها را از شقاوت و هلاک نجات داده و راه فطرت را به آنها نمایانده است ودینی را برایشان آورده که هم از فرد حمایت می کند و هم از جامعه ، پس مراد ازرحمت در این آیه رحمت فعلی است ، یعنی مؤمنان عملا از رحمت وجودپیامبر(ص ) برخوردارند، امادر سوره انبیاء که می فرماید:(وما ارسلناک الا رحمه للعالمین ) ، مراد رحمت شأنی است ، یعنی وجود پیامبر چنان است که همه عالم می توانند از رحمت وجودش برخوردار شوند. و در نهایت خداوند کسانی راکه پیامبرش را آزارنمایند به عذابی دردناک تهدید می نماید.»
آری! ای رفیق! حکایت مردم عزیز ما در این شب‌ها نیز چنین است که آن‌ها را متهم به عوام می‌کنند. در حالی‌که بابعثتی به میان آمده‌اند که بنا است از تاریخ محاسبه‌گریِ عقل تکنیکی عبور کنند. و این است که باید بدانیم: 
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید/ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور           موفق باشید              
 

41353
متن پرسش

باسلام خدمت استاد و عرض تسلیت شهادت رهبر انقلاب . استاد عزیز خوشحالم و کمی حیران کمی نگران و پر از سوال و حیرت از اتفاقات این چند روز بگذریم. من نسبتم با رهبرشهید حالت پناه بود حالت تکیه گاه محکم یقینی ،حالت یک دست آسمانی که چنگ میزدم به او . اصلاً انقلاب با ایشان برایم انقلاب بود ،بوی نیابت امام را از او می چشیدم، حتی در تحلیل سیاسی هم او را راستگوترین میدیدم و بقیه حرفها بقیه سیاسیون بقیه نظرات را با او میسنجیدم و میزانم بود ، و نمیدانم چرا و چگونه اما با تمام وجود حس میکردم او درست ترین و صادق ترین را میگوید و دقیق ترین و در تجربه هم این حس برایم مسجل شده بود. قبل از جنگ اخیر گفت یقینا این نظام جلو میرود گفت به ترامپ توهم نمیتوانی جمهوری اسلامی را برداری و گفت خدا با مبعوث کردن مردم کار را جلو خواهد برد اینها قلبم را به آرامش سنگین رساند. و ترامپ و ناوگانش برایم هیچ شد. بعد شهادت ایشان کمی نگران شدم چون تصور این را نداشتم بعد دوباره دلم محکم شد که این مرد و خدای مرد دروغ نگفته اند . کمی از حرفها بهم ریختم که نکند حسن روحانی به رهبری برسد باز گفتم خود رهبری گفته بود کار دست خداست و نگرانی من بی مورد و دیدیم که حقیقتا دست خدا عیان شد. استاد پیام سید مجتبی را از تلویزیون شنیدم وجودم را سیراب کرد و حکمت را از آن چشیدم و بوی رهبری را از ایشان استشمام کردم. سوالم این است، من روی کلمات رهبر شهید و جملات ایشان زوم میکردم و جمله به جمله را محل تامل و میگفتم رهبری این جمله رو مخصوص گفته و با فکز گفته وبا تحلیل گفته و با تجربه و حکمت گفته خب همه چنین بودند. استاد آیا دقت در کلام سید مجتبی هم لازم است؟ آیا چون سبد مجتبی جوان است همان دقت در کلامشان نیاز است یا ایشان جوان است و هنوز باید بگذرد تا کلامشان را محک بزنیم؟ خیلی دارم بد سوال میپرسم بلد نیستم قشنگ بپرسم. آیا نور نیابت امام وعنایت امام در همین پیام اول ایشان هم جلوه میکند؟ من رهبر شهید را باور میکردم و مستحکم بود، آیا نکاتی که سیدمجتبی در مورد جنگ گفتند کلمه به کلمه اش را باور دارد و یقین پشت آن است و تدبر؟ مثلا آنجا که گفت ضربات نظامیان دشمن را از توهم تسلط و تجزیه ایران خارج کرد این جمله را اینگونه برداشت کنیم که واقعا ایشان اطلاع دقیق دارند که هدف تجزیه بود و الان از این هدف عقب کشیده اند؟ همه ی سخنم و پرسشم این است که پرسبدم و کلمه نداشتم برای پرسیدن ولی حسم را گفتم. دنبال آن استحکام رهبر شهید میگردم آن پناه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خدا را شکر کنید که شما را متوجۀ جایگاه قدسی و متعالی آن رهبر شهید کرده بود. و حقیقتاً آن مرد، عنایت خاصی بود به این تاریخ و این بود که به دست شقی‌ترین اشقیاء به شهادت رسید. ولی از این نکته هم نباید غافل شد که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و آن رهبر شهید یک «راه» بودند که در این تاریخ در مقابل ملت ما گشوده شد تا بشریت از جبهۀ استکبار عبور کند و بحمدالله همین راه است که مقابل آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای گشوده شده است و یقیناً با اخلاصی که در ایشان هست حتماً مورد عنایت و مددهای خاص حضرت صاحب الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» هستند و باید با تمام امید به حضور ایشان در مقام رهبریِ انقلاب دلگرم بود. نکاتی را رفقا در نشست خود در رابطه با جایگاه تاریخی‌مان مطرح فرموده‌اند که خوب است نسبت به آن فکر شود https://eitaa.com/soha_sima/5628 موفق باشید

41183

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه. استاد چرا بعضی از افراد هستند که به هیچ وجه مقام نورانیت اهل بیت علیهم السلام رو نمیخوان بپذیرند وقتی احادیث رو مباحثه می‌کنیم میگن که اینها مسایل ذوقی و اشراقی هست و اصلا نباید در این وادی ها وارد شد و باید بسنده کنیم به نماز و اعمال ظاهری دین و وارد این مسایل نشیم به کفر و هپروت و توهم می‌رسم اگه قدم در وادی نورانیت اهل بیت علیهم السلام بگذاریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از آن افراد پرسید جایگاه قدسی اهل البیت را که قرآن متذکر می‌شود، چگونه نادیده بگیریم تا آن‌جایی که در سوره‌ احزاب، آيه‌ ۳۳ با ما سخن‌ها دارد. در این مورد پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» بخصوص در صفحات ۹۹ به بعد زده شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

41110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز: راهنمایی بفرمایید در زمینه عرفان و علوم غریبه از چه سیری و‌ از چه کتابی شروع کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عرفان توجه جنابعالی را به کتاب «مبانی نظری عرفان» از استاد یزدان‌پناه و پس از آن به کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی جلب می‌کنم. در مورد علوم غریبه چیزی نمی‌دانم. موفق باشید

40968
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و ادب خدمت استاد ارجمند:

با خواندن نظرات کاربران که برخی واقعاً از سر صدق و دلسوزی به مشکلات کنونی کشورمان اشاره می کنند و برخی هم در راه حل این مشکلات با ابراز ناامیدی بن بست می‌بینند، این حقیر خواستم سؤالی مطرح کرده باشم باشد که این عزیزان با نظر به آن بتوانند بر فضای ناامیدی کنونی آسان تر غلبه کنند.‌ شاید این حقیر هم جزو کسانی باشم که اگر بخواهم از مشکلات، ناکارایی ها، بی مسئولیتی ها و ترک فعل ها بگویم به غیر از نالیدن و آه کشیدن چیزی عاید کسی نشود.‌ ولی علت چشم امید داشتن آزادگان جهان به این انقلاب با این همه مشکلات پشت سر و چالش ها و دغدغه های پیش رو را در چه باید جستجو کرد؟ چرا تصور جهان بدون انقلاب اسلامی ایران و جهان بدون وجود رهبر انقلاب برایمان سخت است؟ حتی در داخل کشورمان آن فرد مومن انقلابی که به کارایی نظام تردید دارد و نسبت به حل کردن مشکلات ناامید شده، به جای آنکه در دل خود آرزوی زیر سلطه صهیونیسم و استکبار جهانی رفتن را بپروراند، در دل آرزو می کند که ای کاش این انقلاب این مشکلات را نداشت و یا می توانست مشکلات را پشت سر بگذارد و از آنها عبور کند‌. اینکه چرا آزادگان جهان به اینکه زیر سلطه صهیونیسمی بروند که حتی همه ابزارهای مادی دنیای کنونی را در دست دارد، امیدی ندارند و آن را راه حلی برای بشریت نمی دانند!؟ آیا این به خودی خود از این حقیقت پرده بر نمی‌دارد که راه تمدن استکباری غرب تسلیم شده در برابر صهیونیسم راهی باطل است و بشریت نمی تواند به راه باطل امید داشته باشد و به آن دل ببندد؟ آیا علت غیر از این است که آن راه به سوی ظلمات است و به سرنوشت ظلمانی محکوم و پا نهادن در آن راه سردرگمی، پوچی و بی معنایی را در زندگی به دنبال دارد؟ و اینکه آزادگان و مظلومان جهان با وجود همه انزوایی که جهان استکبار می‌خواهد بر ایران تحمیل کند باز چشم امید به ندای حق رهبر انقلاب و غلبه ایران بر استکبار دوخته اند، پرده از این حقیقت بر نمی‌دارد که راه انقلاب راه حق است و راه حق به سوی نور است و منتهی می شود به نور ‌و امید بشریت همواره رسیدن به نور است و پا نهادن در راه آن دلگرمی و معنابخش زندگی راهیان نور؟ التماس دعا استاد گرامی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه خوب متوجۀ تاریخی هستید که با انقلاب اسلامی در مقابل تاریخ رو به افول فرهنگ استکباری مدرنیته به میان آمده و معلوم است که با تنگناهای فراوانی روبه‌رو هست، چه از داخل و چه از خارج. مهم آن است که متوجه جایگاه آن تنگناها باشیم حتی تنگناهایی که طرفداران به ظاهر انقلابی دانسته و یا نادانسته ایجاد می‌کنند و ایجاد کرده‌اند و بدانیم در هر حال همۀ آن تنگناها، مهمان‌های ناخوانده هستند و این است بصیرت تاریخی، امری که رهبر معظم انقلاب متوجۀ آن و با نظر به آینده هستند و به همین جهت در سخنانی که با مداحان داشتند، واژۀ «تدریج» را به کار بردند و فرمودند: «من به شما عرض کنم به توفیق الهی، جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو می‌رود، ‌دارد پیش می‌رود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست می‌کنند، نشان می‌دهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ این‌ها را ملّت ایران دارند به تدریج نشان می‌دهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمی‌گیرد تا انسان ببیند؛ به تدریج انجام می‌گیردــ امّا من می‌خواهم عرض بکنم به توفیق الهی به تدریج جامعه پیشرفت می‌کند.» موفق باشید

40960

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد عزیزم سلام: توفیق حاصل شد و برای بار اول رفتم کربلا و عبور و مرور ملائک رو اونجا واقعا با قلبم متوجه شدم و حس کردم. الان که برگشتم احساس سنگینی زیادی رو در وجود و دلم می‌کنم. از یک طرف دوست ندارم به زندگی عادی برگردم و تفریحات قبل رو داشته باشم. چون می‌ترسم که اون چیزی که بهم وارد شده در کربلا رو از دست بدم. و از طرف دیگه هم این سنگینی درون من هست و حتی جرات نمی‌کنم که به سمتش برم و بازش کنم و با نوشتن به تفصیل درش بیارم. چون باز هم می‌ترسم با تفصیل دادنش و نوشتنش از بین بره. ولیکن باز هم سنگینیش اذیتم میکنه. چه کنم استاد عزیزم؟ حتی به سرم زد که برم گناه بکنم تا برگردم به زندگی عادی ولی باز هم سختمه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید سلمان‌گونه با عمقی بیشتر وارد معارف الهی شد به همان معنایی که بیش از قبل به فکر کمک به خلق باشید و از خداوند راه‌هایی را طلب کنید که راه‌های خدمت به مردم باشد. موفق باشید

40927
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: نزدیک به دو سالیست که یک بیت شعر فکر من را کاملا مشغول کرده. این بیت شعر این است هر چه گفتند حقیقت، تو به انكارش كوش / تا یقینی به كف آری ز یقین بالاتر. تا در جایی از شما شنیدم هنوز نه ... گویا این قصه بی پایان است. چنانچه در جایی شعری هست که می گوید چه خواهد کرد با ما عشق؟ پرسیدیم و خندیدی فقط با پاسخت پیچیده تر کردی معما را. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اتفاق زیبایی است که آنچه فرمودید نزدیک است به آنچه در سؤال و جواب شمارۀ 40926 پیش آمده. زیرا اساساً حقیقت، تعریف‌بردار نیست، تنها می‌توان در نسبت با حقیقت، اظهار داشت: «آن‌قدر هست که بانک جرسی می‌آید». و این یعنی: در راه بودن https://eitaa.com/matalebevijeh/21009  موفق باشید

40589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: هرچه از سخنرانی رهبری هرکه بگوید کم است. بنده فقط به یک نکته مهم بسنده می‌کنم. با این سخنرانی وارد مرحله جدیدی شدیم که پس از جنگ ۱۲ روزه که بزرگترین جهش یکسال اخیر بود این یک جهش جدید است. وارد حضور زمانی جدیدی شدیم که حتی همه مردم دنیا را وادار به سیر و جهشی زمانی کرد، ازین پس نه ترامپ و دشمنان ۶ ماه قبلن و نه مردم ایران و سربازان اسلام همان رجوع ۶ ماه پیش را دارند. بلکه رجوع جدید و بزرگ‌تری است که ظرفیت ظهورات بیشتر و جدیدتری را دارد. حال مردم ایرانیم که دشمن خود را شناختیم و آن دشمن آمریکاست و ترامپ با ما می‌جنگد. و تبریک به خاطر این استقال و زندگی و آزادی که هزاران سال انسانها بدنبالش بودند، ما بکل از همه دشمنان انسانیت و زندگی عبور کردیم و مستقر حیات الهی انسانی خود شدیم بحمدالله. دیدید! چقدر ما مردم مهمیم؟ تا کنون هیچ حکومتی اهمیت مردم را نشناخته بود الا جمهوری اسلامی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. بیچاره آن‌هایی که با مقاله‌هایی مانند تغییر پارادایم خواستند بگویند اتفاقاً مردم در مقابله با اسرائیل به صورت اتفاقی عمل کردند و پیشنهاد می‌کنند نه تنها مذاکره با آمریکا را ادامه دهیم، حتی با ترامپ ملاقات کنیم. در حالی‌که رهبر معظم انقلاب با بصیرت تاریخی که دارند می‌فرمایند: «عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّه‌ای می‌خواهند این‌جور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازده‌روزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛... من می‌خواهم بگویم این حرف، غلط محض است... امروز این‌جور است، در گذشته هم همین‌جور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی این‌جور خواهد بود. ایرانِ امروز و ان‌شاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست‌ و سوّم خرداد و بیست‌ و چهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند.» موفق باشید

40586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد گرامی: آیا در استان گیلان فردی مورد تایید شما هستند تا در مباحث معرفت النفس و سیر و سلوک به ایشان رجوع نماییم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که با آقای توکلی به شمارۀ  09138780869  و حاج آقا نظری به شمارۀ   09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

 

40487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد طاهرزاده: به نظر شما مطالعه روانشناسی اگزیستانسیالیسم و hثار روانشناسان تاثیر گرفته از هایدگر با دیگر روانشناسی ها فرق دارد و می تواند مسائل را روشن تر کند و در فهم دین به ما کمک کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی اهل نظر می‌فرمایند از آن زمانی که آقای فروید با نگاه به آثار هایدگر، روان‌شناسی را شکل داد جهشی در روان‌شناسی ایجاد شده که ظاهراً متأسفانه ما در ایران، آقای فروید را از این زاویه نمی‌نگریم. موفق باشید 

41226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمت الله: با آرزوی توفیق رو افزون و قبولی طاعات. در داستان هابیل و قابیل سیاق و ظاهر آیه نشان دهنده پشیمانی قابیل از کار خود است اما علامه طباطبایی (ره) تفسیر دیگری را بر گزیده اند که با ظاهر آیه جور در نمیاید و شما هم در تفاسیر همین را برگزیده اید. نکته دیگر اینکه هابیل می‌کوید من تو را نمی‌کشم اگر تو برای کشتن من دست دراز کنی ظاهر معنی این است که دفاع نمی‌کنم!!! نه اینکه پیش دستی در کشتن نمی‌کنم) (همان قصاص قبل از جنایت) و در پایان قابیل یک نفر را کشت چرا گناه آیندگانی که به همین نحو می‌کشتند که امروزه به آن حمله پیش دستانه می‌گویند به گردن قابیل است اگر بگوییم او پایه گذار یک سنت اشتباه بود درست است اما این سنت چگونه به نسلهای بعد منتقل شد آیا در ژنتیک نسلهای بعد منتقل شد؟!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست مطرح‌کردنِ آن اولین نزاع در قرآن، حکایت سنتی است که در بین جناب هابیل با قابیل پیش آمد تا معلوم شود چرا خداوند به آدم فرمود به زمین فرود آیید و در متن زندگیِ زمینی دشمنی‌ها در پیش است و هدایت الهی در مقابل این دشمنی‌ها، راه‌گشاست. در این مورد خوب است به آیات 36 تا 38 سورۀ بقره بیندیشید که می‌فرماید: «فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (37) قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (38) فرمود: «قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ» که حکایت دشمنی‌های انسان‌ها در زندگیِ زمینی می‌باشد و سپس فرمود: «فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» که حکایت نقش شریعت است برای عبور از آن دشمنی‌ها. و این‌جا است که داستان جناب هابیل با قابیل معنای خاصی پیدا می‌کند. موفق باشید

41137

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: وقتتون بخیر. امیدوارم که فرصت پاسخگویی به این سوال را داشته باشید. حقیقت بعد از انتخابات سال پیش سوالات زیادی برای من پیش آمده که تا الآن پاسخ مناسبی برای این پرسش‌ها پیدا نکرده‌ام. بنده خودم به شدت طرفدار آقای جلیلی بودم و هستم، ولی این حب و بغضی که نسبت به ایشون به وجود آمده را درک نمی‌کنم و حتی بعضی از رفقای حزب اللهی، ایشان را مقصر و دچار خطای محاسباتی می‌دانند. برای مثال با فرد مطمئن و محترمی در این‌باره صحبت می‌کردم، ایشون استدلال می‌کردند که جامعه تغییر کرده و برای مثال استفاده از تیبا که آقای جلیلی استفاده می‌کنند باعث تمسخر ایشان هست در این زمانه، یا اینکه گفتن از ایشون به اصطلاح یک «لولو» ساخته‌اند تا به این واسطه رای سلبی بدست بیاورند و (‌‌واقعا این موضوع را بنده در خانواده خود دیدم، کسی که سال‌ها بود رای نداده بود برای اینکه آقای جلیلی رای نیاورد به آقای پزشکیان رای داد)، و می‌گفتند که ایشون همین حضورشون پاس گل به جریان مقابل است تا رای جمع می‌کنند و نباید اصلا ایشان در انتخابات شرکت کنند در سال‌ها بعد هم این یک نکته. نکته دیگر می‌گفتند که ایشون اگر کارآمد هستند چرا هیچ مسئولیت اجرایی به ایشان داده نمی‌شود؟ اگر به درد می‌خورد رهبری چرا به ایشان مسئولیت اجرایی نمی‌دهند؟ ممنون میشم اگر راهنمایی کنید، چون شما در هنگام انتخابات فرمودید که دیدگاه ایشان بیشتر به روح انقلاب اسلامی نزدیک است، ولی این نکات رو من براشون جوابی نداشتم. با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته سخن در این رابطه بسیار است و خوب است به این فکر کنیم که در زمان و زمانه ای که بشر بیش از همیشه باید با تفکر حقیقی که شناخت باطلِ زمانه است؛ خود را بیابد، انسان می‌تواند باطل را در هر جریانی که با مسیر آخرین پیامبر مقابله می‌کند، بشناسد. و در این راستا راه خدا، به عنوان راهی که راه باطل نیست، خود را می‌نمایاند. این یعنی حضور در میدان «تولّی» و «تبرّی» که حضور در اُنسِ نهایی با حضرت حق است در مقابله با میدانی که در نهایت خشونت با انسانیت است و این است راز حقّانیت اسلام و ذیل اسلام، راز حقّانیت انقلاب اسلامی است که با خشن ترین جبهۀ استکبار روبه رو شده، به معنای پایان تاریخ غربِ استکباری که تاریخ فرار از حق و حقیقت است در نهایی ترین شکل. و با توجه به اینکه انسان در مسیر توحید و شریعت اسلامی از «آگاهی» به سوی «خودآگاهی» می رود و از «خودآگاهی» به «دل آگاهی» نایل می‌گردد که همان تفکر حضوری است که منجر به درک موقعیت تاریخی می شود که در آن تاریخ حاضر است. می توان گفت آن مادر شهید و آن خانم خانه داری که در راهپیمایی ۲۲ دیماه شرکت می کنند؛ متفکرتر از بسیاری از تحصیل کرده های غربزده می باشند زیرا تفکر، همواره با «تقوی» و ورع همراه است تا به حکم: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (نحل/۴۴) انسانها متوجۀ تفکری می شوند که در دل شریعت محمّدی پیش می آید و جریان غربزدۀ بی تقوا و بی ورع هرگز نمی تواند از آن شریعت بهره مند شود و به تفکری که آیۀ مذکور متذکر آن است برسد. در این رابطه نمی‌خواهم تصور شود هر کس به جناب آقای دکتر پزشکیان رای داده‌ بی‌تقوا قلمداد شود ولی اینکه با بی‌تقوایی تمام نفی شخصیت آقای دکتر جلیلی را  می‌کنند جای خود دارد. همین اندازه می‌توانم بگویم خداوند برای ادامه تاریخ انقلاب اسلامی در میدان اجرا جناب آقای دکتر سعید جلیلی را پرورانده است، حال این مردم هستند که با نظر به اهداف عالیه انقلاب بنگرند چه کسی می‌تواند آن اهداف را با جدیتِ عمیق و انقلابی و قرآنی به ظهور آورد.
در مورد کار اجرایی فراموش نکنید که ایشان به طور فوق العاده و ابتکاری جریان دولت در سایه را پیش آورده است و در این مورد چه خدماتی به جناب شهید رئیسی کردند و در این روزها  نیز راهکارهای بسیار دقیقی را مطرح می‌کنند که متاسفانه عقل اقتصادی و سیاسی هیئت دولت تا اینجاها رشد نکرده‌اند، هرچند که قصد منفی ندارند ولی این انقلاب با روح و روحیه دیگری می‌تواند جلو برود که در شخصیت‌هایی مانند آقای دکتر جلیلی حاضر است و از این جهت باید امیدوار بود به خودآگاهی مردمی که پای کار انقلاب با تمام وجود ایستاده‌اند. موفق باشید
 

41103

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام حاج آقا‌ وقتتون بخیر. متاسفانه دکتر گفته روزه نگیر و نمیتونم در این ماه روزه بگیرم. و باردار هستم. و با اینکه صبح تا شب قرآن میخونم ولی باز سحرها قبل اذان از خواب بیدار میشم و احساس مرگ بهم دست میده و حال روحی و جسمی خیلی بدی دارم. هم می خواستم ازتون خواهش کنم برای بچه دعا کنید و برای اینکه منِ کمترین، وظایفم رو بتونم در قبالش انجام بدم؛ دعا کنید خدا ما رو بپذیره، با اینکه لایق نیستیم و توانش رو نداریم. و هر دعایی برای بچه صلاح می دونید. و دعا کنید آلودگی های من روی اون اثر نذاره. هم اینکه چه کار کنم؟ از وقتی باردارم حس می‌کنم از خدا دور شدم. قبلش پشت سر هم روزه می گرفتم. ولی الان احساس آوارگی عجیبی دارم و روزه هم نمیتونم بگیرم. قرآن خوندن هم بهم آرامش نداده با اینکه خیلی برکت داره در حدی که دوست دارم تا آخر عمر فقط قرآن بخونم. ولی آرامش قبل رو ندارم و این ایام به سختی می گذره و سختی ها نگرانم می کنه در قبال بچه. با اینکه می دونم همه چیز دست خداست و من هیچ کاره ام، ولی ته دلم شرکی هست که خیلی نگران بچه می شم. التماس دعای فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تمام امید خوشحال باشید که در چنین شرایطی قرار دارید. در بستر تولید نسل و شوهرداری و رونق دادن به زندگی و اُنس با ارحام و عشق به رهبر معظم انقلاب و تدبّر در قرآن از طریق گوش دادن به صوت‌هایی که از قرآن سخن می‌گوید مانند نکاتی که استاد فیاض‌بخش مطرح می‌کنند. https://eitaa.com/Jelvehnooralavi . موفق باشید

41005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: من و خیلی از کسانی که باهاشون در سن و سال های خودم صحبت می‌کنم یه نوع درگیری های مشترکی دارند. یکی از اونها تنهاییه. این درد جدید تا حدی هست که آگهی و نیازمندی هایی در سایت ها منتشر میشه با عنوان همدردی و درک کردن. یعنی یکی اگهی کرده به یک همدم و صرفا صحبت یا درک کردن هم دیگه نیازمنده. از طرفی من حس می‌کنم این تنهایی با آدم ها پر نمیشه. یعنی این نوع تنهایی اینطوری حل نمیشه من رفیقم خانوادم یا حتی همسرم کنارم باشه. برای همین خیلی از ازدواج ها به مشکل روحی میخوره. این یک وضعیت بود وضعیت بعدی که مرتبط میتونه باشه به تاثیر فضای مجازی بر زندگی و نقشش در این تنهاییه. گویی این فضای مجازی فضاییه برای فرار از این تنهایی و جدای از تاثیرش به عنوان جنگ نرم و محتوایی تاثیرات دیگه ای داشته مثلا عادت کردن انسان به متن های کوتاه و عدم تفکر. هوش مصنوعی با این رویکرد گویی وارد میدون شده. لذا من دیدم خیلی از کسایی که با هوش مصنوعی درد و دل میکنن. از طرفی تنهایی پر میشه هرچند به صورت غیر واقعی. و از طرفی این انسان تنها اسیر هوش مصنوعی است و در نتیجه قدرت تفکرش هم از دست میده و گویی رباتی تبدیل میشه. این موضوع تحلیل بنده است از وضعیت فعلی در همسن و سالام در دوره ۲۰ تا ۳۰ سالگی این رو شما چگونه می‌بینید؟ درست است؟ راه حل چیست؟ لطفا منابعی معرفی کنید جهت مطالعه در آثارتان با این موضوع

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید و کتاب «آشتی با خدا» در همین رابطه برای همان مخاطبانی که می‌فرمایید نوشته شده. به هر حال نسلی را که از آن نام برده‌اید، دارای ظرفیت بسیاری است به وسعت ظرفیت و حضور حاج قاسم سلیمانی. و از این جهت احساس خلأ می‌کند. راه حل آن را باید در اُنس با شخصیت و سخن‌های حاج قاسم سلیمانی بدانیم و بر آن تأکید کنیم. در این مورد اخیراً عرایضی تحت عنوان « شهید حاج قاسم سلیمانی و معنای تاریخی ما» شده است. خوب است بدان رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21329   2- البته عزیزانی که با هوش مصنوعی مأنوس هستند متوجه باشند هوش مصنوعی فکر نمی‌کند و تنها به داده‌های زیادی که در فضای مجازی است دسترسی سریع دارد. موفق باشید 

40905

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خیلی اتفاقی در هفته اخیر پس از جلسه شنبه که فرمودید ایران نه چین شرق است و نه غرب با یک داستان از یک نویسنده مشهور غربی که در جنگ جهانی اسیر ژاپنی ها شده و برای بریتانیا می‌جنگیده روبرو شدم! نویسنده ای به نام کلیول. یک رمان بسیار پر فروش به نام شوگان مینویسه و ژاپن رو مظهر نظم و فلسفه ای عمیق از یک تمدن منظم درک میکنه و یک شخصیت خیالی با توجه به چندین شخصیت تاریخی ژاپنی بر اساس یک واقعه تاریخی در ژاپن به بررسی شرق و غرب می‌پردازد و غرب رو بی فرهنگ اما جلوه گر و بی نظم و وحشی اما زورمند بیان میکنه و شخصیت بانو ماریکوی ژاپنی رو یک زن بسیار بزرگ شبیه که کاری بزرگ شبیه بانوان شیعی تاریخی درک میکنه! و حقیقتا بنده مبهوت آن زن شدم رمان بسیار زیباست. جالبه بدونید نویسنده آقای کلیول در اوایل انقلاب اسلامی مدت زیادی رو به ایران سفر می‌کنه در زمان جنگ و انقلاب و اینجا مستقر میشه تا درکی از ایران انقلابی پیدا کنه اما هرچه تلاش می‌کنه نمیتونه انقلاب اسلامی ایران رو درک کنه و در نهایت در رمان ایران محورش به اسم ویارل ایران رو آشفته و غیر قابل درک می‌فهمه و غرب رو فقط درک می‌کنه و کلیت میگه اینجا جای غربی ها نیست و نمی‌توانند و باید رهایش کنن. جالبه از بعد از این رمان این نویسنده افول جدی میکنه و سردرگم میشه تا مرگش. تقریبا هیچ رمان نویس مشهور غربی نتوانسته انقلاب اسلامی رو دست یافتی و قابل ادراک ببینه! انقلاب اسلامی همیشه در دور دست ها و تحقق نیافته ها بوده و هرگز به ظهور زندگی منجر نشده مگر توسط مجاهدان بزرگی مثل حاج قاسم که ایشان هم در گیر مبارزه و شدن بوده و با شهادتش تونسته برسه اما نتونسته در زندگیش نه غربی و نه شرقی باشه بلکه بعنوان آرزویی دور که با شهادت در آن مستقر میشه و البته رفتارهایی از حاج قاسم سر می‌زند که در ظاهر یا اسلام غربی است یا نوعی شکل مدرن دارد اما نمی‌توان آنگونه که قابل دست یابی است ایران انقلاب اسلامی را در زندگی روزمره آن بعنوان زیستی ملموس و راحت یافت همواره استقامت و مبارزه. با اینحال پیشنهاد می‌کنم رمان شوگان را مطالعه بفرمایید یا مینی سریالی که در سال ۲۰۲۴ از آن رمان ساخته شده را ببینید که بنده با شخصیت بانو ماریکو ذره ذره عقلم متجعب شد و چقدر زیبا با ایجاد میدان زنانگی ای در جنگ مردانه جنگ بزرگ را به پیروزی قطعی تاریخی رساند. عجیب است. ان شاءالله موفق باشید آرزوی من تحقق زندگی انقلاب اسلامی است بطوری که بشود هزاران رمان ملموس از آن بخاطر بودنش، نوشته شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که مطرح کرده‌اند که غرب جهانی بی‌فرهنگ اما جلوه‌گر و بی‌نظم و وحشی و زورمند می‌باشد و نمونۀ آن را در دفاع از اسرائیل در مقابل مردم مظلوم غزه دیدیم و این‌که انقلاب اسلامی راهی است به سوی عبور از این غرب، که هنوز در دوردست‌ها می‌باشد؛ سخن درستی است و در همین رابطه مقام معظم رهبری فرمودند: «به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ ... امّا کشور دارد جلو می‌رود، ‌دارد پیش می‌رود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست می‌کنند، نشان می‌دهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان می‌دهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمی‌گیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام می‌گیرد ــ امّا من می‌خواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت می‌کند.» موفق باشید. 

40895

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ارادت؛ به اینجا رسیده‌ام که با این همه وسعتی که در این منِ خود و در جهان می‌بینم من چه کار باید بکنم؟ الان دانشجو هستم ولی خب چه باید بکنم؟ باید برای زندگیم چه برنامه‌ای داشته باشم؟ چه برنامه ای برای زندگی‌ام بایستی بچینم؟ دلم در تلاطم است حضوری ناب می‌خواهد در دِلِ حق‌ترین‌ها؛ در جایی که هستم درمانده‌تر از همه جا هستم؛ پر از چیزها هستم اما برای حرکت گویی پاهایم بر زمین چسبان است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری، ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و رهنمودهای رهبر انقلاب عملا انسان در موقعیتی قرار می‌گیرد که نوعی راه در مقابلش گشوده می‌شود. راهی که دنیا و آخرت در آن جمع می‌گردد تا نه با حرص نسبت به  دنیا عمر خود را ضایع کند و نه با فرار از دنیا از زندگی محروم شود. موفق باشید

40880

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

آیه ۲۴ سوره ابراهیم مبحث کلمه طیبه را به درخت تشبیه می کند و در آیه بعد میوه دهی و ثمر دهی آن را مطرح می کند. می دانم که حضرت آدم در بهشت موعود نبود چون آن بهشت آزادی در همه چیز هست و منکرات و ناپاکی در آن راه ندارد. آیا با توجه به آیه ۲۴ ابراهیم و آیات بعد می توان نتیجه گیری کرد که خداوند آدمی را از نزدیکی به اندیشه های (کلمات) خبیثه بر حذر داشته و شیطان اقدام به ترغیب او به نزدیکی به اندیشه های غلط نمود و همین عامل سقوط او از پاکی شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در نگاه تأویلی، تطبیق خوبی است به اعتبار آن‌که حقیقت همواره همچون درختی ریشه در توحید دارد که پایدارترین و مبنایی‌ترین مبناها می‌باشد و جلوات آن، حرکات و گفتار اولیای الهی هست. و معلوم است که شیطان مقابل چنین ظهورات می‌باشد. موفق باشید 

40868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: من یه دختر۱۷ساله عم که میخوام برم حرم امام رضا. شما چه دعایی رو پیشنهاد می‌کنید که من بخونم تا دعام برآورده بشه؟ نظرتون راجب زیارت عاشورا با ۱۰۰ لعن و سلام چیه؟ و چه دعای دیگه ای پیشنهاد میکنین که ردخور نداشته باشه؟

متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر اندازه انسان با معرفت هرچه بیشتر توحیدی به سراغ اولیاء معصوم به قصد زیارت رود، بیشتر نتیجه می‌گیرد و از این جهت خوب است در زیارت آن عزیزان به مفاد آن زیارت‌ها نظر شود. پیشنهاد ما آن است که به جزوۀ «زیارت امام رضا علیه السلام در مشهد» که در سایت هست رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/624?mark=%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA   2- مداومت در زیارت عاشورا، کار خوبی است بخصوص که نظر به جایگاه و اشارات آن زیارت باشد https://lobolmizan.ir/book/85?mark=%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7 . موفق باشید

40838

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: من یه مطلبی دیدم که نشان می‌دهد ابن عربی به معاد ی که شما میگید اعتقاد ندارد: ابن عربی در الفتوحات المکیه، به صراحت، به حدیثی از پیامبر (ص) درباره چگونگی آغاز نشئهٔ جدید و حشر اجساد اشاره می‌کند و آن را با نزول آب حیات الهی توضیح می‌دهد: ​متن ابن عربی دربارهٔ نحوهٔ زنده شدن از عجب الذنب ​این متن در ضمن بحث از نحوهٔ حشر اجساد و چگونگی به وجود آمدن اعضا از عجب الذنب (در نشئهٔ آخرت) آمده است: ​متن عربی (منبع دقیق) ​«وَ قَدْ أَخْبَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ أَنَّ النَّشْأَةَ تَقُومُ عَلَى عَجْبِ الذَّنَبِ، فَيَنْزِلُ مِنْ سَمَاءِ الْحَيَاةِ مَاءٌ يُسَمَّى مَاءَ الْحَيَوَانِ فَتَنْبُتُ الْأَجْسَادُ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ، كَمَا يَنْبُتُ الشَّجَرُ وَ الْخَضِرُ مِنْ مَائِهَا، فَيَظْهَرُ الرَّجُلُ وَ السَّاقُ وَ الْفَخْذُ وَ الْمَقْعَدَةُ فَعَنْ حَرَكَةٍ مَنْكُوسَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ مِنْ عَجْبِ الذَّنَبِ إِلَى وُجُودِ الرَّأْسِ فَعَنْ حَرَكَةٍ مُسْتَقِيمَةٍ، وَ مَا ظَهَرَ فِي الِاتِّسَاعِ عَنْ جِهَةِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ وَ الْخَلْفِ وَ الْأَمَامِ فَعَنْ حَرَكَةٍ أُفُقِيَّةٍ...» ​ترجمه فارسی ​«پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم خبر داده است که نشئه [جدید] بر عَجْبُ الذَّنَب استوار می‌شود، پس آبی از آسمانِ حیات نازل می‌شود که آبِ حیوان نامیده می‌شود، آنگاه اجساد از عَجْبُ الذَّنَب می‌رویند، همان‌گونه که درخت و گیاه از آبشان می‌رویند. پس [اعضایی مانند] ساق، ران و نشیمنگاه با یک حرکت معکوس آشکار می‌شوند، و آنچه از عَجْبُ الذَّنَب تا رسیدن به سر آشکار می‌شود، با یک حرکت مستقیم است، و آنچه در توسعه و گسترش [بدن] به سمت راست و چپ و عقب و جلو پدیدار می‌شود، با یک حرکت افقی است...» ​منبع دقیق ​کتاب: الفتوحات المکیة ​جلد و صفحه (در یکی از نسخه‌های رایج): جلد ۲، صفحه ۴۶۴ (در باب حرکت‌های نبات و انسان). ​موضوع اصلی: بیان استمرار حیات (معاد) و آغاز نشئهٔ دوم بر اساس حدیث نبوی، با استفاده از تمثیل حرکت در نباتات.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این موارد ابداً مواردی نیست که کسی بدون استاد و آن هم با ترجمه متوجه شود!!!! و تازه انتظار داشته باشید که در میدان سؤال و جواب این سایت از آن گفتگو شود! موفق باشید

40825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم خدا قوت. نظرتون در مورد زهران ممدانی شهردار مسلمان و طاهرا شیعه نیویورک چی هست؟ عده ای اون را خروجی مقاومت و نماینده انقلاب می‌دانند و معتقدن علت رای آوردنش صرفا حمایت از فلسطینه (درحالی که شعارهای اصلی او عدالت اجتماعی برای مهاجرین و مسائل داخلی آمریکا بوده و دفاعش از فلسطین در مجلس ایالتی بوده نه شهرداری)... . عده ای هم میگن او پوسته اسلامی داره برای بدنام کردن شیعه یا فریب افکار عمومی و شاهد مثال هم حمایت علنی و جدی این آقا از همجنس گرایی. به هر حال ممدانی مسول آمریکاییه و هدفش منافع خودشون و قوانین اونجاست. اصلا این انتخاب باید برای ما مهم باشه یا نه؟ و اینکه اگر کسی صرفا ادعای شیعه بودن و حمایت از مقاومت داشته باشه کافیه یا باید در عمل نشون بده؟ ممنون میشم نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صحبت‌های آقای دکتر فؤاد ایزدی https://eitaa.com/jedaaltv/4929 و مقالۀ آقای سعدالله زارعی https://eitaa.com/matalebevijeh/20828 رجوع شود. موفق باشید

40801

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: برای نوجوانان و جوانانی که می‌خواهند وارد سیر و سلوک شوند چه کتاب هایی رو پیشنهاد میکنین؟ و چه شرح کتاب هایی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً جوانان ما به دنبال احیای انسانیت خود هستند و در این رابطه مباحث «معرفت نفس» شروع خوبی است با مقدمۀ کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و شرح آقای استاد وحدتیhttps://eitaa.com/tafakorism_archive/77 . موفق باشید

نمایش چاپی