با سلام و احترام خدمت استاد محترم: با توجه به پرسش ۴۰۹۶۶ آیا اینکه ماه رجب ماه جلال الهی است از آن جهت افق ما توجه به عظمت و اعلی و کبریایی الهی باشد یا از این جهت که جلال الهی تجلی می کند تا منیت سالک را نفی کند و به گفته کتاب اسما الحسنی هرچه منیت نفی شود شدت تجلی اسم بیشتر می شود. پس هرچه منیت نفی شود ارتباط با نور رازقیت الهی هم بیشتر خواهد بود. حالا آیا این موضوع که شدت تجلی نور اسما مثل رازقیت حضرت حق بیشتر خواهد شد مربوط به انوار ولایت ماه رجب است یا دیگر مربوط به ماه شعبان می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از آن جهت که بالاخره جلال او از جمالش جدا نیست، همانطور که جمالش از جلالش جدا نمیباشد؛ بنابراین در جلال او در عین احساس کبریائیاش باید امیدواربه جمال و الطاف او بود و در ماه مبارک رجب چنین احساسی برای افرادی که آن ماه را را پاس میدارند، پیش میآید و ادعیۀ آن ماه نیز به هر دو وجه نظر دارد. موفق باشید
سلام خدا قوت طبق تذکرات در رابطه با کتاب معرفت نفس و حشر در لینک زیر: https://lobolmizan.ir/leaflet/205 منظورتون از شرایطی که روح آمادگی کامل دارد وارد بحث شوید. را بفرمایید. . در حین مطالعه کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه بودم که با این کتاب و این نوع نگاه مجددا و مکررا روبرو شدم. و احساس کردم یا طلب کردم که بدان بپردازم. از طرفی با مباحث شما در این چند ساله مانوس بودهام و اما هنوز به طور جدی به معرفت نفس و حشر نپرداخته بودم. از طرفی غرض مراجعه جدیام_ با درد و رنجی جانکاه_ به کتاب تقدیر توحیدی، فکر در مورد چگونگی طی مسیر و طی کردن راه آینده است پس از شهادت حضرت آقا . با توجه به وجود افرادی در کنارم که پروای آینده ندارند بدین معنا که در عمیق ترین لایهها متذکر این رخداد و چگونگی ادامه آینده انقلاب نیستند و شاید خودم هم نباشم. همان طور که در مباحث آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق به خصوص این مطلب را حس کردم. از طرفی ضعف وجودی خودم و به هم ریختگیها نیز مد نظرم میآید. همانگونه که حاج قاسم نیر در آخرین سخرانی خود با س.پ.ا.ه در سال ۹۸ نیز متذکر این امر بود و خوب متذکر شده بود که به چه وضعی افتادهایم و چه چیز را از دست دادهایم و بنده نیز در چنین وضعی قرار دارم. اما تفاوتش در ضعف وجودی و زمینگیر بودنم است، گرچه به حکم "هر چقدر ای دل که توانی بکوش" نَنِشتهام، اما سخت برایم پیش میرود. از طرفی با خودم میگویم تحول وجودی با کلام معجزهآسا و پیامبرگونه آوینی از یک طرف و درد و رنج حقیقی دکتر داوری از طرف دیگر ممکن است. آری با شهادت آقا بیچاره شدم اما نمیدانم چرا ماندهام و از طرفی اگر شهادت بخواهد نصیبم شود خود را آماده نمیابم و شهادت را موثر نمیدانم و از طرفی ماندن اینگونه و در بین افرادی که شاید نسبتی با آقا ندارند_در عین پر تلاش و انقلابی بودن_ و عقلانیت لازم و ایمان لازم را ندارند سخت فکری و مستاصل و درماندهام میکند. ولی میدانم که تمام اینها از ضعف وجودی خودم است چرا که اگر در خودآگاهی تاریخی زمانه مستقر بودم خود را در ایمانی از جنس ایمان رهبر شهیدم مییافتم. القصه اینکه حدود سه الی چهار سال است در جایی مشغول خدمت هستم و حتی حدود سه سال پیش بود که در عین تلاش شبانه روزی و گرفتاریها مشغول مطالعه خرد سیاس دکتر داوری همراه صوتهای شما بودم و بدین قصه میاندیشیدم. و در تلاش برای یافتن راه و یافت درکی دیگر. هم اکنون نیز هم رنج بیوجودی خود را دارم و هم رنج این بروکراسی بیمعنا کننده آدمها و از طرفی غصه ماندن. با حاج قاسم و ابومهدی و سید حسنها و عماد و به خصوص حسن تهرانی مقدم چه گریهها که نکردم و چه طلبها. حال بعد از آقا چه کنم. میدانم که اهل اشارهایم و از پراکنده گوبی ام عذر میخواهم. اینها غر زدن نیست و درد دل است و طلب راه. اگر امکانش هست پاسخ را خصوصی برایم ارسال کنید. متن پیام گویای این مطلب هست. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، بیتفاوتنبودن به حساسیتی است که در این دوران خاص و در این مرحله از تاریخ انقلاب، سراغ ما آمده است که نیاز به اندیشۀ خاصی دارد تا به گفتۀ استاد حمید رضا محمدی https://eitaa.com/varastegi_ir/2193 با حرکات و سکنات و گفتار خود میتوانیم بیمعنابودنِ زندگی غربی را بیش از پیش نشان دهیم و روشن نماییم با مقابلهای که ایران عزیز در این مرحله از تاریخ با آمریکا نمود؛ آخرین میخ به تابوت قرنِ آمریکایی زد و از این حضور، آری! از این حضور غافل نباشیم.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کردهایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاببودنِ آنها نسبت به آن اسماء، میتوانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرباند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما میباشد و میتوان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر شهید انقلاب در حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» بیابیم که در بصیرت تاریخی خود اظهار نمودند: «این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است»؛ با نظر به چنین حضوری ما با معنای دیگری به خداوند رجوع میکنیم. موفق باشید
امشب بعد از شبها که گویی عمری گذشته است و این جان در این لحظات را که گویی عمرهای عمر گذراندهاست و چیزهایی با این جانِ ناقابل گویی نشانده شده است؛ شاید اگر بخواهم زود به آخرش برسم میگویم که هر چه میروی جلوتر هیچ است و هیچ و باز به همان هیچی میرسی، اما باید اینگونه بگویم که در جانم حداقل امشب را نمیخواهم به آخَرَش برسم بلکه امشب میخواهم بهانههایم را کنار بزنم و خود را با تمامِ جان فرسایی به میدان بکشم. میدانی از جنس نور و رَحمَتِ عزیزکم؛ امشب میخواهم به تویی که نقدی، نقدی بزنم؛ میخواهم امشب با تو سخن بگویم؛: چند وقتی است ندیدمت استاد، دلتنگتم؛ ماتمی که زنده کننده اینگونه است که هر لحظه با آن غم مجدد و مجدد مواجه میشم؟ هر لحظهاش شوکی بر جانَست؛ هر لحظه گویی لحظهی تجدید و مواجهایست. بر من بگو چه آغوشی را محتاجم؟ این روزها با خودمان زمزمههای بسیاری داریم. با خود فکر میکنم و میگویم تسکین نمیخواهم، تسکین نمیخوام. بر من بگو، بر منی که به او میگویم ما بیشتر از هر چیز دعاهای تو را هم از دست دادیم. من کم شعر میگویم اما گاهی زبانم پر میشود از شعر؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم فقط میدانم شما کسی بودید که دلم میخواست چشمهایم را بشویم و غزلی ناب بسرایم و آن غزل را در خدمت شما باری دیگر بسرایم؛ بر من بگو از چیزی که برای حرکت و زندگی کردن کم دارم؛ بر من بگو از خودِ این بندهام؛ این چه سفرهایست؛ بر من بگو، بر منی که به او میگویم در آغوشم بگیر، این جانِ زخمی این جانِ پر از رگههای درد؛ آخر که میداند؟ من مدتهاست که او را مینوشَم، من با دیدنش، او گویی در دلم در آغوشم میجوشد و هست؛ من این آغوش را چگونه بگویم که بر زبانم جاری کردنشبسیار دشوار است؛
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قامت بلندی که بلندتر از بلندیهای انسانی است، نظر کنید. قامت بلندی که از تاریخ خود بسیار جلوتر و جلوتر بود و با آرامش فوقالعادۀ خود به فردایی اشاره میکرد که فردایِ انسانیت انسانها بود تا ما در امروزِ خود امیدوارانه متوجۀ حکایتی باشیم از ریزهکاریها و ظرائف پروردگار عالم، که چگونه ضعف حیلههای شیطان را به نمایش آورده. بیچاره شیطان که با هزار امید در توهّمات خود گمان میکند با برنامههایی که ریخته است پیروز میدان است و ناگهان متوجه میشود چه بلایی بر سر خود آورده، زیرا گرفتار لحظههای ذهنی خود میباشد و نه متوجۀ سنتهای الهی و نه متوجۀ فطرتهای پاک مردمی که با تمام وجود، خود را در شخصیت امامِ شهیدشان حضرت آیت الله خامنهای «رضواناللهتعالیعلیه» جستجو میکنند. و از این جهت راز حضور هر شب آنها در میدانهای شهر را حکایت بعثتی باید دانست که این مردم اراده کردهاند تا همه چیزرا با حضور مردمیِ خود به ظهور آورند، حضوری که امامِ شهیدمان یک ماه قبل از شهادتشان، فرمودند: « «این فتنهها ادامه خواهد داشت... اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابلهی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» آیا این حکایت تاریخی نیست که ذیل شهادت آن مرد الهی آغاز شده؟!
از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسانها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنتهای الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستادهایم؟
به آیات ۲۴ تا ۲۷ سورۀ ابراهیم «علیهالسلام» بیندیشید که میفرماید:
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (۲۴) تُؤْتي أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (۲۵) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (۲۶) يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (۲۷)»
به شجرۀ طیبۀ انقلاب اسلامی و به ریشۀ پایدار آن که در جان انسانها ریشه دوانده و شاخههای آن سراسر عالم را به اذن الهی پر کرده، بیندیشید که هر روز جلوهای از خود را به نمایش میگذارد و این است رازِ سراسیمگی جبهۀ استکبار و صهیونیسم که نمیداند با این شجرۀ طیبه چه کند؛ در مقابل شجرۀ خبیثهای که بدون ریشهای پایدار از جا کنده شده بدون هر آیندهای. و اینجا است که فرمود: « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ » آری! خداوند آنانی که در عهد خود با او پایدار باشند را در منطقی بزرگ، ثابت قدم میدارد و جبهۀ مقابل آنان را در گمراهی و بیهدفی سرگردان میکند زیرا آنچه در صحنه است خواست و ارادۀ خداوند است و نه خواست و اردۀ جبهۀ استکبار.
چه اندازه زندگی زیبا خواهد شد آنگاه که ذیل ارادۀ الهی و با نظر به سنتهای ثابت عالم، خود را همچون امامِ شهیدمان پایدار و با استحکام احساس کنیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سال قبل از رييس جمهور شدن حضرت آقا آقایی فرمودند من ۵۰ سال از زمان جلوام و حضرت آقا از زمان ۱۰۰ سال جلواند و این واقعا از حرفهایشان و کردارهایشان پیداست و اين از راهپیمایی ۲۲ بهمن هرساله ی مردم ایران هم پیداست. استاد من امروز که راهپیمایی بودم خیلی از این خانم ها رو که میدیدم می دیدم که با حجاب ناقص که نه با حجاب کامل میومدن شعار مرگ بر آمریکا می گفتن. واقعا این راهپیمایی و ماأدراک ما هذا الراهپیمایی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه آن عرایض در جواب کاربر محترمی که سوال 41162 را فرمودند عرض شد که باید نظر به وجدان تاریخی مردم داشت؛ امری که جبهه استکبار با امید به رسانه هایش متوجه وجدان تاریخی مردم نیست. موفق باشید
سلام خدا قوت: من تو یه حالت سرگیجه و گم گیر کردم و نمیدونم چی خوبه چی بده. از وقتی که با امام خامنه ای و امام خمینی و علامه حسن زاده آملی و بزرگان دیگه آشنا شدم و راه و رسمشون رو مطالعه کردم عاشق علم شدم اما نمیدونم از کجا و چه طور شروع کنم عاشق عرفان و فلسفه، ریاضیات، علوم طبیعی دیگه، خلاصه اینکه عاشق این شدم سراغ همه ی علوم برم و الان گیج گیجم از طرفی اتفاقات اخیر، خبرهای جنگ و این چیزا باعث شده ثانیه به ثانیه ناامیدتر بشم از این که چرا تو این مدت خودم رو قوی نکردم که الان برای امام زمان و ولی فقیه به درد یه چیزی بوخورم. چیکار کنم از کجا شروع کنم؟ من یه سری کارها رو دست زدم و تموم نکردم به نظر شما ادامشون بدم به درد میخورن به درد آخرت و امام زمان و جامعه میخورن؟ کارهایی که دست زدم ایناست: خوندن کتاب های معرفت نفس علامه حسن زاده، صرف عربی، منطق مقدماتی، زبان عبری، زبان فرانسوی، زبان انگلیسی، برنامه نویسی و الان مدت یک ماهی هست که عاشق این شدم تمام دروس پایه راهنمایی و دبیرستان رو بخونم بعدش بیام مثل علامه حسن زاده تو تمام علوم یه حالت جمع داشته باشم و مثل علامه خودم رو قوی کنم. مثلا موسیقی میخوندم، ریاضیات و علوم، زبان کلاس هفتم میخونم، کتاب هایی در باره نجوم و گیاهان و ... ولی ناامیدی از این که زود شروع نکردم و به درد نمیخورم باعث شده هی رها کنم هی دوبار شروع کنم. ببخشید سرتون رو درد آوردم. واقعا نمیدونم چمه. به نظر شما چیکار کنم که مثل علامه حسن زاده و امام خامنه ای و ... بشم بیست و نه سالمه. متاهلم و یه فرزند پسر دارم به نظر شما دیر نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ استادان ما در دوران طلبگی، «الا یا ایهاالطلاب ناشی/ علیکم بالمتون لا بالحواشی». ابتدا خوب است که پایههای علمی و معرفتیِ خود را محکم کنیم و سپس به سایر علوم و فنون، مطابق ذوق خود بپردازیم. از این جهت پیشنهاد میشود در سیر مطالعاتی سایت، مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و سپس بحث شرح کتاب «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» را به کمک صوتهای مربوطه دنبال بفرمایید و سپس به سوی قرآن عزیز، این گشودهترین میدان حقیقت، سفری داشته باشید. پیشنهاد میشود با سوره عنکبوت و آلعمران که صوت شرح آنها روی سایت هست، شروع بفرمایید تا بحمدالله آمادۀ حضور در دیگر میدانها که فعالیتهای مناسب استعدادتان را شکل میدهد؛ بگردید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده روزی از شما سوال کردم که از معرفت النفس و سیر و سلوک اطلاعاتی کلی به دستم آمده و به صورت کامل وارد نشدم و مطالب را فرا نگرفتم و بعد حالت فرسایشی برایم پیدا کرد و نکات برایم بی اهمیت شد در عمل و در زندگی منیتم رو بالا برد. و جوری شد که زده شدم کمی. شما گفتید برو در ایتا کانال معرفت النفس رو بزن و بین ده تا نظر بگرد ببین کدومش با ذوق تو میخونه. راستش من آدرس دقیق کانال رو ندارم چون چندین کانال به این اسم بود. و بعد هم اون ده تا نظر که گفتید ببین کدومش با ذوقت سازگاره رو نمیدونم از کجا جست و جو کنم که پیداش کنم ممنون میشم راهنمایی کنید بنده رو.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال از مباحث «معرفت نفس» به زبان ساده نباید غفلت کرد. گروههایی متعددی در این رابطه فعّال هستند میتوانید به کمک فعالیتهای آنها کار را جلو ببرید. موفق باشید
https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 و https://eitaa.com/Radiohayat_ir/6806 و https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh . موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. در یک نگاه کلی و کلان و تمدنی، جایگاه این جنگ کجاست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلسله عرایضی تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» طی چند شماره شده است به این امید که متوجه باشیم در آیندۀ تاریخی، چه نوع حضوری باید داشت و چه نظمی در مقابل نظم جهان استکباری باید به میان آید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22159 . موفق باشید
یک جایی خارج از هیاهوی شهر هست که اونجا آدما به هم نزدیکترن. آدما آدم ترن. بی شیله پیله ترن. میشه بدون اینکه فکرت مشغول کلمه و جملهٔ بعدی و نتیجه و ... باشه، فقط بشنوی و ببینی و حرف بزنی. اونم نه هر حرفی؛ حرفایی که تو شهر نمیشه زد. اونجا آدما شاعر ترن. اصلا از شهر دور میشن که شاعر باشن. که بتونن ببینن و حرف بزنن. وگرنه اصلا کی دیگه حرف میزنه؟ تو هیاهوی شهر که نمیشه حرف زد. میدانی؟ برای رسیدن به آن نقطه خارج از شهر، باید از شهر گذر کنی. باید بگذری از شهر. حاج قاسم از شهر گذشته بود و رفته بود در بیابانها. که ببیند. که همچنان شاعر باشد. که بتواند حرف بزند. بهای دیدن، گذشتن از شهر است. شهر کجاست؟ هیاهوی انسانها و تمام مناسباتش. از تکنیک گرفته تا اراده به قدرت و نئولیبرالیسم و همهٔ بدبختیهایش. آنجا که میگویم، آن جزیرهٔ نور آشامان و نورخواران، ساکنانی دارد. احمدی روشن و فخری زاده که علم را یک راه برای سلوک میدیدند، آن جزیرهٔ نورِ نور را پای راکتورها و میان مقالهها و کتابها میدیدند. حتما شنیدهای آنکه فخری زاده از حافظ غزلی میخواند که دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند. عماد مغنیه و ابراهیم عقیل و سید حسن نصرالله که نقشه کشیدند و تونل زدند و فکر کردند و فکر کردند و فکر کردند و پرچمی علم کردند به نام حزب الله لبنان، آن جزیره را در همان تپههای جنوب لبنان به چشم دیده بودند. آنجا که شهیدی شهید قبلی را تشییع میکرد، آنجا که نور بود و نور بود و نور. حتما شنیدهای که آن مداح لبنانی میخواند هذا الجنوب کربلاء و صوت الشهدائنا متی ترانا و نراک.. و حتما آن شهید مدافع امنیت را دیدهای که چند ساعت قبل از شهادت زمزمه میکند به یمن تلخی هجران، وصال شیرین است.. اینها ساکنان آن جزیرهاند. آوینی و همت و باکری. ابو مهدی المهندس و شهریاری و طهرانچی... در شهر ماندن که چیز خاصی ندارد. مگر شهر به کسی هم وفا کرده؟ باید بار و بندیل را جمع کرد و از شهر رفت. به سمت آن جزیرهٔ نورآشامان و نورخواران. که نور میتابد و میشود دید و شنید. و حتما شنیدهای که سید حسن نصرالله آن کلام معروف حضرت امیر را نقل میکند که آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت المسیر. آه از کم بودن توشه و دوری سفر و وحشت راه. آه... آشفتگیه؛ باید ببخشید...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این یعنی توجه به مردی که در کنار مردم بود و با شخصیت همه جانبۀ خود به افقهای بلندی اشاره میکرد که این شبها مردم با نظر به آن افقها در خیابانها ایستادهاند.
آری! امت دارد خود را پیدا میکند با شهادتی که سرنوشت منطقه را تغییر میدهد، زیرا شهادتی بود در بستر مقاومت. و این است که باید از خود پرسید: چگونه در رُخداد شهادت رهبرمان باید حاضر شد؟ آیا حقیقتاً میتوان به این نکته فکر کرد که آن مرد بزرگ، خودش با نظر به نتایجی که شهادت او پیش میآورد؛ شهادت خود را رقم زد؟ زیرا همه میدانیم شهادت در جایی حاضر میشود که تفکری در میان باشد و عملاً با شهادت، آن تفکر بیشتر روشن میگردد. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز و گرامی ام: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرشان فراموش نفرمایید. شما که n نفر را دعا میکنید، لطفاً n+1 را هم دعا بفرمایید. استاد طاهرزاده آیا مطالب زیر درباره حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها صحیح میباشند ؟ الف) کوثر، حقیقت زهرایی · در عرفان شیعی، حضرت زهرا (س) نه تنها مظهر یک اسم، که مظهر کوثر و جامع جمیع اسماء جمالی و جلالی است. · برخی عرفای بزرگ (چون قیصری، امام خمینی، حسنزاده آملی) از مقام «لیلة القدر»ی حضرت زهرا سخن گفتهاند؛ مقامی که در آن قلب قرآن نازل میشود. ب) نسبت با احدیت و واحدیت. · حضرت زهرا (س) مظهر اسم «الصمد» است در عالیترین درجه. · صمد یعنی مقصد کل، بیحفوه، بیتجزیه، نورِ صرف. · ایشان در عین ظهور در مقام واحدیت، رهیافت به بطون احدیت دارند. · اگر انسان کامل، مظهر واحدیت است، حضرت زهرا (س) مقام «باطن انسان کامل» و سرّ لیلة القدری ولایت را داراست. ج) حدیث قدسی «لولا فاطمة لما خلقتکما»· این حدیث نشان میدهد که غایت خلقت، ظهور حقیقت فاطمی است. · او حلقهٔ اتصال بین نبوّت و امامت، بین واحدیت و احدیت، بین ظاهر و باطن است. · در عرفان شیعی، فاطمه (س) «کلمة الله التامة» و «مظهر اسم مبارک «هو» و «هی» در مقام جامعیت و صلصال وجودی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ضمن دعاگویی باید عرض شود همه چیز حکایت از آن دارد که جنابعالی فرمودید. وگرنه چگونه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» آن احترام خاص را برای حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» به میان آوردند و یا فرمودند «فاطمة بضعة منی» و یا لقب «امّ ابیها» به آن حضرت دادند؟ آری! مهم، توجه قلبی میباشد که هرکس با نور لیلة القدریِ آن حضرت، در جان خود مأنوس شود تا جهانی که حضرت زهرای مرضیه «سلاماللهعلیها» در آن حاضرند، برای او گشوده شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: در تلاطم آشوبهای روز پنج شنبه ی خونین سرزمینم، برای چندمین روز فرزندم را راهی دفاع از جبهه حق کردم لحظه ای که راهی کردم ذره ای شک نداشتم ولی موقع خداحافظي لحظه ای شیرینی اش به جانم مزه کرد حتی نگاهش نکردم که پاگیرش نباشم آرام بودم شب زنگ زد که در محاصره ایم دعایم کن خدا میداند دل آشوبیم آنقدر گذرا بود که خود به مهر مادری ام شک میکردم تویی که اینقدر آرامی؟ فقط و فقط گفتم امام زمان حواسش به شما هست مطمئن باش نمیدانم چرا حتی منتظرش نبودم این جنس خودم را نمیشناختم تو مادری و اینقدر آسوده خیال آشوب به اتمام رسید فرزندم را خدا به آغوشم برگرداند جمله ای گفت که هم خودش را تا به امروز زیر و رو کرده هم جان من را گفت خدا را در قلب آتش دیدم مثل روزی که دریا برای موسی شکافته شد مسیر برایمان باز شد در لحظاتی که هیچ امیدی نبود و مثل درندگان بچه ها را تکه پاره میکردند بعد از نزدیک دو هفته امروز کسی در جانم گفت آنروز خدا موسای تو را به نیل انداخت آرامشت از تو نیست از آغوش گرمی است که موسای تو را در برگرفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا میداند قضیه از همین قرار است و همانطور که رهبر معظم انقلاب متوجه شدهاند و اظهار فرمودهاند؛ خداوند اراده کرده است تا به نور این انقلاب، راه هدایت و ایمان را بر روی مردم جهان بگشاید. خدا را شکر کنید که همچون دیگر مادران این انقلاب، متوجۀ چنین حضوری هستید. این حکایت نور توحید است هرچند بعضی از سیاسیون متوجۀ این امر نیستند و امثال آقای علی علیزاده اخیراً با عدم درک ایمان رهبری از درک حضور تاریخی و تمدنیِ انقلاب اسلامی عقب افتادهاند. زیرا برای ادامۀ این انقلاب، نوری از انوار توحید باید در میان باشد.
آیا به موقفِ تاریخی خود فکر کردهایم؟ موقفی که خداوند ظهوری از اسماء الهی را اراده کرده است که ترامپ و غرب، حجاب آن ظهور هستند و ما با درک درست غرب و حجاببودنِ آنها نسبت به آن اسماء میتوانیم آن اسماء را که اسماء عبور از غرباند بشناسیم. آن اسماء، موقف تاریخی ما میباشد و میتوان در آن موقف حضور پیدا کنیم و خود را همچون رهبر معظم انقلاب در حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» که به حکم اظهار «این قرن، قرن نابودی ابرقدرتها است»؛ منشأ آن اسماء است بیابیم و معنا کنیم.
موفق باشید
سلام علیکم استاد: عرض ادب و وقت بخیر، بنده پسر ۲۶ ساله ای هستم که توسلات بسیار بسیار بسیارطولانی در امر ازدواج داشته ام و مکرر هم خواستگاری رفته ام اما به جایی نرسیده، از طرفی هم طوفان شهوت امانم بریده، با اینکه الحمدلله رشد و سلامت جسمی، عقلی و توان خوب مالی هم دارم و مانعی از این بابت الحمدلله رب العالمین وجود ندارد این را هم عرض کنم که تک فرزند هستم و سال گذشته پدر را از دست دادم و با مادر زندگی میکنم ممنون میشم دستورالعملی، توسلی، راهکاری پیش پایم بگذارید. التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا همان اولین خواستگاری، کار را تمام نمیکنید؟! به آن سخن رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» توجه کنید که فرمودند هر آنچه در نزد دیگر زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. مکرر خدمت رفقا عرض شده است که خودِ خداوند به حکم آیۀ: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» میفرماید: مودت و رحمت را خودش در بین زوجین به میان میآورد، پس چرا خود را معطل کنیم؟ البته و صد البته باید طرفین، بنا داشته باشند زندگی خود را با سادگی شروع کنند و ادامه دهند. موفق باشید
آیا به نظر حضرتعالی در سیر و سلوک باید تبعیت محض آنهم از یک استاد داشته باشیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این تاریخ چنین امری چندان لازم نیست. در این رابطه به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله علیه)» رجوع شود.
https://lobolmizan.ir/leaflet/231?mark=%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA . موفق باشید
سلام استاد عزیزم: ۱. برای اولین بار به زیارت علامه حسنزاده آملی رفتم در جلسه اول مرا در آغوش گرفت در حدی که تا یک ساعت و نیم حدودا نمیتوانستم حرف بزنم و جلسه دوم علو خود را به من نشان داد و به من راه ورود ندادند خیلی خیلی تجربه ی شیرینی بود شخصی را که از نوجوانی دوست داشتم را دیدمش. استاد تا حالا که چند روز میگذرد فکر من پر از علامه شده، خیلی بیشتر شده. در این خصوص یک نکته ای بفرمایید. ۲. استاد من بلدم به بقیه محبت کنم ولی نمیدانم وقتی دیگران من رو اذیت میکنند و به من ظلم میکنند و... تا کی ببخشم تا کی اغماض کنم و کی اقدام مقابله به مثل کنم و کی کاملا تمام قد فرد مقابل را نابود کنم. خیلی اعصابم را خورد میکنند ولی میترسم اقدامی بکنم و گناه کنم طرف مقابل خیلی گستاخی میکند و من میترسم حرفی بزنم و جهنمی شوم. خیلی نیازمند راهنمایی و داشتن قدرت تمییز هستم. دست بوستان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود با تأمّل و پیگیری توصیههای حضرت علی «علیهالسلام» به فرزندشان امام حسن «علیهالسلام»، راه را به آن صورتی که نیاز امروز ما میباشد بیابید؛ و ادامه دهید تا به لطف الهی از همۀ این گردنهها بتوانید عبور کنید. موفق باشید https://lobolmizan.ir/sound/706 و یا https://lobolmizan.ir/book/294?mark=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85
استاد در تشخیص اینکه یک نفر استاد عرفان مناسب ما هست. یا نه ملاک چیست؟ مثلا اگر بین دو استاد مردد شدیم که یکی خیلی در دسترس و دیگری کمتر کدام بهتر است و اینکه مقام معرفتی کدام بالاتر است نمی دانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید ابتدا باید در این زمانه متوجۀ جملۀ مشهور آیت الله بهجت شد که فرمودهاند: « علم تو استاد توست». و در این رابطه خوب است به جزوۀ «شرح مختصر دستورالعمل آیت الله بهجت (رحمة الله )» که روی سایت هست رجوع فرمایید. ۲. بعد از مطالعۀ کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» بهتر میتوانید با همۀ این افراد در راستای تحقق چشماندازِ توحیدی که نیاز دارید، ارتباط داشته و بهره ببرید. موفق باشید
با سلام و ادب خدمت استاد محترم: ۱. در کتاب های آداب نماز و سر الصلاه حضرت امام خمینی، تفاوت بین تشهد و سلام را درست متوجه نشدم. تشهد را می فرمایند توجه به وجه یمینی عالم. (همون حقیقت محمدیه ( ص.) و.....) سلام را توجه به مقام اسمیت در عالم فرموده اند. که فرد متوجه این بعد در خودش و عالم شود. و نظر سلم و صفا به تمام موجودات داشته باشد. و بیابد که برحمتک وسعت کلی شی.... الان تفاوت سلام و تشهد چیست؟ تفاوت وجه یمینی... با مقام اسمیت چیست؟ ۲. اگر از ابعاد اخلاقی و تزکیه ای موضوع را نگاه کنیم آیا می شود گفت که مقام تشهد یعنی توجه به تمام صفات خوب در انسان ها و سلام یعنی آن صفات را هم از خدا دیدن یا نه این اصلا موضوع دیگری است و کاربردش جایی دیگر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در تشهد، این ما هستیم و زیباترین و عالیترین حضور نسبت به خود در بقای توحیدیِ حضرت حقّ و نهایت عبودیتِ خود در جمال حضرت پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله». و این است وجهِ یمینی ما به اعتبار گشودگی به ابعاد روحانی باطنیِمان. و در سلام، حال این مائیم و رجعت از حقّ به خلق و نظر سلم و صفا به تمام موجودات، تا در نسبت خود به جامعیتی نایل شویم که نه با حقّ از خلق غافل باشیم و نه در خلق از حق غفلت کنیم. اینجا است که چون از نماز با سلامی که میدهیم فارغ شدیم، عملاً در جامعیتی خاص که جمع خلق و حقّ است قرار خواهیم داشت. موفق باشید
سلام استاد وقت به خیر: استاد این روزها من و خیلی از دوستان همسن احساس این رو داریم که باید یه کاری بکنیم در ابن دوره تاریخی برای انقلاب. نسلی که حتی حاضره جونش رو بده اما نمیدونیم در زندگی های شخصی و اجتماعی چه نقشی باید داشته باشیم چه وظیفه ای داریم. انگاری دوست داریم مسئولیتی داشته باشیم و در حرکت انقلاب نقش آفرینی کنیم. اما نمیدونیم چه کاری. لطفا راهنمایی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به راهی فکر کنید که اسلام در این زمانه مقابل شما گذارده تا خوب فکر کردن برای فهم قرآن و تاریخی که در آن قرار دارید «خود راه بگویدت که چون باید رفت». البته حضور ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب و تأمل بر نظرات ایشان خود به خود افقی را برای سخن گفتن میگشاید. موفق باشید.
سلام استاد عزیزم: احساس میکنم دیگر کاری در این دنیا ندارم، صبح که بیدار میشوم و میبینم دوباره زندهام میگویم چرا دوباره برگشتم! هیچ چیزی دیگر سر حالم نمیآورد چه مثنوی چه نماز چه هرچه فکرش را بکنید. فقط مرگ را میخواهم البته در اوج بی توشگی! شاید آن طرف هم زیادی باشم، نه این طرف نه آن طرف هیچ کس مرا گردن نمیگیرد! نه اینکه خسته و افسرده باشم و برای خلاصی از رنج، طلب مرگ کنم بلکه هرچه میاندیشم با خود میگویم واقعا هیچ چیزی برای دنبال کردن نیست! عشق هم که هزار ناز و استکبار دارد و حالا حالاها رخ نشان نمیدهد! شما مرهمی از برای این درد که نمیدانم چیست بفرستید که خیالمان از مشربتان مشعوف است. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت زندگی برای افرادی چون جنابعالی که نمیتوانید در پوست خود بگنجید، همین است که انسان در چنین بنبستی، متوجه جهانی میشود که باید به آن تعلّق میداشت تا هرچه میخواهد بشود. بنا بر آن نیست تا ما خودمان جهان خود را تعریف کنیم و به دنبال آن بگردیم. بنا بر آن است تا بگذاریم در دل چنین شرایطی جهانی که جهان ما میباشد، گشوده شود و آن است حکایت جهانهای فراخ که به سوی ما میآید. و در این رابطه اُنس طولانی با قرآن، راهگشا خواهد بود. بیابید آنچه یافتنی است و باز بگویید که گفتنیها دارید؛ حال چه با زبان شعر و چه با زبان اشارات قدسی. موفق باشید
به نام خداوند. از فکر خطور هم نمیکرد پس از جنگ ایران و اسرائیل هنوزم هم اصلا احمقی باقی مانده باشد که در مملکت مان دشمن جمهوری اسلامی باشد! زیرا حق بشدت ظهور کرد. از همین روی خداوند با اغتشاشات و در مقابلش تضاهرات دی ماه ملت ایران را غربال نهایی کرد زیرا میخواهد ملت ایران در میدان های بسی برتر از همه دنیا حاضر شوند و به نتیجه جانفشانی هایشان برسند و مادری تمام آزادگان و دلباختگان انسانیت و توحید را بکنند. ۲۲ بهمن ماه اراده خداوند در غربال حق و باطل و تحقق «ملت جمهوری اسلامی ایران برای بهشت قرب خداوند و استقرار در آینده هست» و به نتیجه انتخاب امتحان های اعلای آخرالزمان خویش نایل میشوند. آیا زبان فارسی صرفاً کسی را ملیت ایرانی میبخشد یا برای ایرانی بودن که معنی نام ایران یعنی «سرزمین نجیبزادگان و شرافتمندان» است، جایی برای نانجیب ها و بی شرف ها می ماند؛ این اراده ای بوده که روح های خسروانی و موحد بنیانگذاران ایران باستان برای ایران داشتند زیرا همانطور که بدترین افراد از سر ریز اروپای وحشی یهودی، که حتی اروپا هم از شدت جنایاتش آنها را نمیتوانست بپذیرد و دنبال ساختن مملکتی بودند که قاره سرخ پوستان را پیدا و آنها را سلاخی، سرزمین ها را سرقت کرده و بنای استبداد جهانی را نهادند همانطور که پیداست روح بنیانگذاران آن شیطان ها خود را معرفی کردند: (کریستوف کلمب در نامه خود مینویسد: مردم سرخ پوست «بسیار مهربان، صلحطلب و سادهلوح» هستند! به راحتی هرچه میخواهی به آنها دیکته کنی، اطاعت میکنند. آنها خدمتگزاران خوبی خواهند شد. به راحتی میتوانیم آنها را مسیحی (عهد جدید یهود) کنیم. از آنجایی که آنها ساده و مطیع هستند، میتوان به راحتی آنها را وادار به کار در مزارع و استخراج طلا کرد. من میتوانم به اعلیحضرت ها تمام طلایی که نیاز دارند، برده و ادویه به هر مقداری که بخواهند، بدهم. این سرزمین برای استقرار شهرها و قلعهها و تبدیل آن به قلمرو پادشاهی بسیار مناسب است). این روح غرب وحشی روحی یهودی که امروز در غزه هم اوج گرفته مثل اپستین یهودی که آمریکا را محل نهایت یهودی بودنش یافت و روح های یهودی را در خود جای و برای نشان برتری و سلطه یهود از آنها مدارک برای باج گیری جمع کرد یک نمونه نهایی یهودیست. یهودی گری مرز ندارد چنان که ایرانی بودن بی مرز است چه اغتشاشگران مسلح یا سیاستمداری با ایده های مغربی یا سعودی هایی در کنار کعبه نیز یهودی هستند هرچند یک یهودی بی اصالت اما سرباز و برده ای برای یهودیان اصیلند. یهودیها هر ساله تعداد مردم دنیا را تقسیم بر تعداد مردم خود میکنند تا بدانند چند برده دارند! بله! این غربال بزرگ در ۲۲ بهمن ماه در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از شریف ترین ایرانی مسلمان عالم حضرت امام خمینی رضوان الله که علیه امروز جهانی شده و قول ایشان که فرمود «دلخوش به حداقل های مادی نباشید ما شما را به مقام انسانیت میرسانیم» و حقیقتا با مقاومت اقوام انقلاب او مثل فلسطینـ لبنان و ملت ایران در تمام دنیا مقام انسانیت را حاضر و معرفی کرد و ایران را مأمن و خانه توحیدـ شرافتـانسانیت و نجیب زادگی و قله آمال پیامبران و معصومین کرد زیرا امکان این تعالی را داشتیم و البته زیرا خداوند برای ظهور خود، برترین امکانات را برمیگزیند و ایران محل ظهور خدا شده است. جان و همه وجودمان فدای تمام و کمال تک تک انسانهای برتر زمان یعنی افراد حاضر در ۲۲بهمن ماه. این ملت ایران برگزیدگان و شرافتمندان و نجیب زادگان عالم هستی هستند. غبطه به یکایک ملت ۲۲ بهمن جمهوری اسلامی ایران و شاد باش به تعالی مبارکشان باد. خدا را شکر که یهودیها نتوانستند مثل دیگر کشور ها ایران را هم از آن خود کنند، بیچاره کره جنوبی یا ترکیه یا عربستان که امروز بی هویت ترین و احمق ترین و البته بی فرهنگ ترین اقوام دنیا شدند از پی آنکه اراده کردند غربی بشوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید شرایط، شرایطی است که ما در تقابل یهودیگری در اوج بیتاریخیِ آن و هویت خسروانیِ ایرانیِ شیعی در اوج درخشش آن قرار گرفتهایم و معلوم است که در چنین طوفانی انتخاب بزرگ، انسانیتی بزرگ را در پی دارد و اینجا است که اگر شخصیت رهبر معظم انقلاب را که خدا برای این دوران پرورانده است؛ مدّ نظر قرار ندهیم حتماً سقوط خواهیم کرد، هرکه میخواهد باشد با هر سابقهای. https://eitaa.com/zaghsefid/171157 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: شما در دروس معرفت نفس «حس حضور خداوند» را به ما آموختهاید. آیا منظور حضرتعالی در پاسخ به سوال 40898 ، حس حضور حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در وجودمان هنگام انجام عبادات و وظایف اجتماعی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت عبادت که در واقع نظر به حضرت حق است تا او را در همۀ میدانها مدّ نظر داشته باشیم، میتوان متوجۀ شخصیت عرشی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» شد و در این رابطه در وظایف اجتماعی به عنوان حضور عبادی ورود کرد چیزی که در شخصیت شهید رجایی و شهید رئیسی ملاحظه کردیم و همچنان امیدوار حضور چنین شخصیتهایی هستیم و شما نیز در همین رابطه میتوانید در خود چنین حضوری را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_خداوند چگونه انسان ها را مبعوث می کند؟ 2_در این عالم چه انسانهایی چه در ظاهر و چه در باطن وارد زندگی انسان می شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعثت، امری نیست که انسانها بتوانند خودشان در آن مورد اراده کنند و چگونگی آن را بیابند، نوعی حضور است که خداوند در جان انسانها ماورای ارادۀ آنها ایجاد میکند 2- نمیدانم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/special-post/1771
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله بابت نعمت رهبری خداوند بخشی از حضور ملت ایران را دادند که به فرموده قائد شهیدمان در مورد رهبری بعد از خودشان فرمودند: خداوند رهبر بهتر از منی را قرار میدهند. آنچه به ذهن بنده رسید که بپرسم این است که رهبری حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظه الله منافاتی با ظهور امام عصر در زمان رهبری ایشان بر ایران نخواهد داشت و نباید انتظار ظهور را دور شده یا دوگانگی بدانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همین افرادِ عزیزالقدر که عملاً به نور نیابت آن حضرت به صحنه میآیند، آن حضور به حضورات خود ادامه میدهد تا ان شاءالله به تعیّن نهایی در شخصیت مولایمان منتهی شود. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این حضرت علی علیه السلام کیست که پیش زاهد ها که می رویم گویند زهد علی، پیش فقها که می رویم گویند فقه علی، پیش صراف ها که می رویم گویند تصوف علی، پیش ورزشکار ها که می رویم آن ها هم نام حضرت علی علیه السلام را می آورند و در انسانیت انسان کامل بوده و با صدای حضرت علی علیه السلام خداوند با پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صحبت کرد و اگر به خاطر او نبود نور پیغمبر اکرم ص آفریده نمی شد؟ این حضرت علی علیه السلام کیست که فرمود أنا عبد مِن عبيد محمّد؟ گویند ماهیچه ی یکی از دستانش مثل آهن بوده. و با نظر به این انسان است که انسانیت انسان کامل و کامل و کاملتر میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در یک کلمه میتوان گفت مولایمان فرزند واقعی اسلام بود تا هرکس در آینۀ شخصیت آن حضرت، نهاییترین حضور اسلامی خود را تجربه کند.
حضرت علی «علیهالسلام» با سیره خود نشان دادند که اسلام، میدان جدّیت و رعایت افراد و تعاملها، یعنی میدانِ حکمت است و شجاعت و نه میدان میانمایگیها و گستاخی و تهوّر، و از این جهت میتوان گفت آن حضرت آینه حضور اسلام در جهانی هستند که با اسلام گشوده شده است و در این رابطه رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نهتنها در وصف علی «علیهالسلام» فرمودند: «الْحَقُ مَعَ عَليّ وَ عَليٌّ مَعَ الْحَقّ»، بلکه تا آنجا ما را متوجه عمق حضور آن حضرت در عالم کردند که فرمودند: «عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَار» (بحار الأنوار، ج ۱۰، ص ۴۳۲.) على با حق است و حق گِرد علی میگردد، هر كجا كه او برود. این یعنی آن حضرت آینه نمایاندن حق در شخصیت خود شدهاند.
مواجهه علی «علیهالسلام» با آن شخصی که مدعی بود محبِّ آن حضرت است-که ظاهراً ابنملجم بوده- و حضرت او را تکذیب کردند؛ (کافی، ج ۱، ص ۴۳۸) نشان میدهد که علی «علیهالسلام» محبتِ پیشاخلقتِ شیعیان را به خوبی میشناسند و نسبت به جریانهای دیگر که در وادی آن محبّت نبودند آگاهی دارند، چه جریان خوارج باشد و چه جریان خلفا و میدانستند که با جریان خوارج با همه مقدسمآبیِشان نباید همراهی کرد و چرا باید با خلفا برای ادامه اسلام همراهی نمود، تا ما نیز در ادامه راه علی «علیهالسلام» در انقلاب اسلامی از سیره آن حضرت غفلت نکنیم. در همین رابطه حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» متوجه میشوند پذیرفتن جریان مک فارلین نوعی رنگزدنِ آمریکا به نهضت اسلامی بود و بدین لحاظ او را نپذیرفتند. همانطور اگر مذاکره با آمریکا در بستر جریانهای لیبرال انجام شود نوعی تقسیمکردن اسلام و انقلاب اسلامی است با جاهلیت مدرن، و این غیر از حضور تاریخی انقلاب اسلامی است در جهان و تعامل با جهان، به جهت وسعتی که در خود اسلام نهفته است؛ لذا همان خدایی که میفرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياء...»(ممتحنه/۱) در تعامل با کفارِ غیر معاند میفرماید: «لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» (ممتحنه/۸). خداوند شما را از نیکیکردن و عدالت با کسانی که با شما جنگ نکردهاند و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، نهی نمیکند، خداوند اهل عدالت را دوست دارد. بنابراین حرکات گام به گام ولی به سوی هدف، غیر از حرکات به ظاهر مسالمتآمیز است که نوعی انصراف از اهداف و انصراف از جبهه مقاومت در آن نهفته است که به جای قرارداشتن ذیل رهبری، خود را در عرض رهبری بدانند مانند خوارج که خود را در عرض حضرت علی «علیهالسلام» میپنداشتند.
در رابطه با اسراری که در شخصیت حضرت علي «علیهالسلام» هست، رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در خطاب به آن حضرت بعد از فتح خیبر میفرمایند: «لَو لاَ أن تَقُولَ فِيكَ طَائِفَةٌ مِن اُمَّتِي ما قَالَتِ النَّصَارَي فِي المَسِيحِ ابنِ مَرْيَمَ؛ لَقُلْتُ فيكَ اليَوْمَ مَقالاً لا تَمُرُّ بِمَلاء إلاّ أخَذُوا التُّرابَ مِن تَحتِ قَدَمَيكَ وَ مِن فَضْلِ طَهُورِكَ فَاستَشفَوا بِهِ؛ وَلكِنْ حَسبُكَ أن تَكُونَ مِنِّي وَ أنَا مِنكَ!». «اگر درباره تو گروهي از امّت من نميگفتند آنچه را كه نصاري در باره عيسيبنمريم گفتند؛ من امروز درباره تو گفتاري ميآوردم، كه پيرو آن گفتار بر هيچ جماعتي عبور نمينمودي؛ مگر آنكه خاك را از زير دو قدمت بر ميداشتند؛ و زيادي و غُساله آب وضوی تو را ميگرفتند؛ و آنها را وسيله شفاي خود قرار ميدادند؛ وليكن همينقدر كافي است كه من درباره تو بگويم كه: تو از من هستي؛ و من از تو هستم»
راستی را! ما در این زمانه چه نسبتی باید با حضرت علی «علیهالسلام» پیدا کنیم که جوابگوی حضور آخرالزمانی ما باشد و راهی گردد در فهم هر چه بیشتر شخصیت رازگونه آن حضرت، در تاریخی که با سیطره افکار مدرنیته، «راز» مورد غفلت قرار گرفته و بشریت گرفتار پوچی شده؟ آیا موضوع حبّ علی «علیهالسلام» با آنهمه تأکیدی که از طریق رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» بر آن شد و ماجراهایی که تحت عنوان محبّین علی «علیهالسلام» در تاریخ نقل شده، راهی به سوی رجوع به شخصیت رازگونه آن حضرت نیست، تا ما در امروزِ خود از سیطره پوچیِ دوران رهایی یابیم و در مأوای آخرالزمانی خود حاضر شویم؟ موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد برای یادگیری تاریخ برای سيرش از چه کتابی باید شروع کنم؟ آیا کتابی در این مورد سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد تاریخ اسلام برای شروع، کتاب آیت الله سبحانی خوب است و در مورد تاریخ معاصر، آثار آقای دکتر موسی حقانی و آقای دکتر موسی نجفی مفید میباشد. موفق باشید
سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آنرا توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگیها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابیها دامن میزنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت میدانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیهالسلام» و کربلا نشنیدهاید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم که ائمه «علیهمالسلام» تلاش کردند این دوگانگیها در جهان اسلام از بین برود تا آنجایی که حضرت صادق «علیهالسلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم؟! موفق باشید
با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمیکند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق میشود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربهای که در مسئولیتهای اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیتها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانیها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمیباشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهلاند و گمان میکنند میتوانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037 بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمیتوان با اطلاع از فردای افراد آنها را از موقعیت امروزینشان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آنها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشاندادن خود حجّتی میشوند برای ما. موفق باشید
