بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: شما در دروس معرفت نفس «حس حضور خداوند» را به ما آموختهاید. آیا منظور حضرتعالی در پاسخ به سوال 40898 ، حس حضور حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها در وجودمان هنگام انجام عبادات و وظایف اجتماعی است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت عبادت که در واقع نظر به حضرت حق است تا او را در همۀ میدانها مدّ نظر داشته باشیم، میتوان متوجۀ شخصیت عرشی حضرت زهرا «سلاماللهعلیها» شد و در این رابطه در وظایف اجتماعی به عنوان حضور عبادی ورود کرد چیزی که در شخصیت شهید رجایی و شهید رئیسی ملاحظه کردیم و همچنان امیدوار حضور چنین شخصیتهایی هستیم و شما نیز در همین رابطه میتوانید در خود چنین حضوری را مدّ نظر داشته باشید. موفق باشید
به نام خدا سلام علیکم: تقابل ما با آمریکا و اسرائیل امری ذاتی است. ما هدفی از جنگ با آنها نداریم که برای دست یافتن به آن، برنامه ریزی های حقوقی کنیم. هدف ما «خود بودن توحیدی است» این است که برای بیشتر خود شدن مان متجاوزان را از سرزمینهایمان عقب میرانیم. دشمنان ما هر سیاستی را سربریده اند هیچ احدی نتوانسته از آنها پیروز شود مگر انقلاب اسلامی که متوجه جنگ نرم ایمانی در تاریخ توحیدی است. این جهان زیبا، زاییدهی دردِ نبودن است، شهدا سوختند تا ریشه بدوانند و ما به ثمر نشینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» و این است راز زندگی توحیدی و شکست هر روزینِ شیطان. به این جملۀ امیرالمؤمنین «علیهالسلام» بیندیشید که میفرمایند: «من نور وحى و رسالت را مى ديدم و شميم نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه بر پيامبر وحى نازل شد، فرياد شيطان را شنيدم. گفتم: اى رسول خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: اين شيطان بود كه از عبادت خويش [از سوى مردم] نوميد شد. همانا آنچه را من مى شنوم، تو نيز مى شنوى و آنچه را من مى بينم تو هم مى بينى جز اين كه تو پيامبر نيستى، اما البته وزير [و دستيار] هستى. راستى كه تو در راه خير و صلاح هستى.» و حکایت امروز ما نیز همین است که مردم مجاهدی ذیل نور امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به صحنه آمدهاند و شیطان همچنان شیون میزند، و خداوند را شاکریم که مردمی اینچنین بزرگ داریم که از حیلههای شیطان به خوبی گسستهاند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: چرا برخی از ما با وجود اینکه دغدغههایی نسبت به انقلاب اسلامی داریم و به دنبال جایگاه خود در نسبت با انقلاب اسلامی و تاریخمان هستیم و درد لحظهای ما را رها نمیکند اما همچنان دست روی دست میگذاریم و کاری نمیکنیم؟ چرا اکنون که درد فراق و از دست دادن رهبر شهیدمان قلبمان را تکهتکه کرده و تمنا داریم همچون ایشان لحظهای از پای ننشینیم و مدام برای اسلام و انقلاب در تلاش باشیم اما گویی کسی پاهایمان را محکم بر زمین فشار میدهد و مانع حرکتمان میشود؟ مشکل و مانع از کجاست؟ چه کنیم که از این رکود و حسرت خارج شویم و سرباز انقلاب باشیم و بتوانیم از میراثی که رهبر شهیدمان برجای گذاشت محافطت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شده است مهم آن است که متوجه باشیم در تاریخی که قرار داریم تاریخ مقابله با فرهنگ استکباری میباشد و در این راه، ما هستیم و عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. حال به هر صورتی که این حضور در مقابل ما گشوده شود. مهم سبکی میباشد که باید پیشه کنیم. آری و صدآری مهم سبکی میباشد که باید پیشه کنیم، با نظر به افقی که تمدن نوین اسلامی در مقابل ما میگشاید و این همان راهی میباشد که باید در آن قدم بگذاریم : «تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» در این رابطه امید است عرایض ۸۸ گونه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» اشارههایی باشند به آنچه باید مدنظر قرار گیرند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم میگردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال میکنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبتهای آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414 چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آوردهاند؛ بر نفی نمیگذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمیبردند. آری! این کار شایستهای میباشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنهزدن است. به نظر میآید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمیآید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین میبرد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، اینگونه همدیگر را نفی میکنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش میآوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنهای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر میاندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کردهاید که میفرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخلها را قطع میکردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ میکردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن میفرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید
سلام استاد: من هم مثل شما قبول دارم که با شهادت رهبری تاریخ جدیدی شروع شده اما نه به صورتی که شما مذاکره و آتش بس را تقدیس کردید و از آن حماسه ترسیم کردید. به برکت خون رهبرشهید در تاریخ جدید خود جریان سازش کار غرب لیس عاشق مذاکره حذف خواهند شد. به زودی زود انشااءلله. طرف مورد مذاکره غیرعاقلانه، غیرشرافتمدانه به لیست سیاه جنایاتش قتل رهبری را افزود و لذاست که قبح مذاکره بیشتر هم شد نه اینکه با شروع تاریخ جدید مذاکره ای که تا پارسال شر بود، خیر شده باشد. قبلا گفتید شما تعصب دارید. بله ما تعصب داریم. قاب مذاکره با قاتل پدر شهیدمون بسیار آزار دهنده هست. مثل اینست که روز عاشورا با قاتل اباعبدالله مذاکره انجام شود! اگر برعکس بود ما رئیس جمهور آمریکا را کشته بودیم آمریکا روز چهلم قتل رییس جمهورش آتش بس را قبول میکرد؟ یا تا چند ماه فقط ما کوبیده میشدیم؟ بگذریم که مسئولین واداده ما وقتی آمریکا رهبر را تهدید میکرد، حتی حاضر نبودند عبارت مرگ بر آمریکا به مرگ بر رییس جمهور آمریکا تعبیر شود، چه رسد به اینکه رییس جمهور آمریکا را تهدید کنند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این نوع نگاه به مسئولان کشور با شما همراه نیستم. و این نگاه را جدای نگاهی میدانم که رهبر عزیزمان با ما در میان گذاردهاند. باز پیشنهاد میشود سخنان جناب حجة الاسلام مهدی طائب را بخصوص در آن قسمتهای قرآنیِ آن سخن؛ با دقت دنبال کنید. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 . چه اندازه آیت الله حائری شیرازی «رضواناللهتعالی علیه» آن مرد اخلاق، زیبا متذکر میشوند که چرا اهل ایمان با تفاوت نظر باید «همدیگر» را تحمل کنند. https://eitaa.com/jahad_tabein/68467 . فدای عالمانی بشویم که این چنین با بصیرت با ما سخن میگویند که چرا باید ما «همدیگر» را، آری! ما «همدیگر» را تحمل کنیم. موفق باشید
خدمت استاد گرامی حاج آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمه الله . گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها، با توجه به شرایط «جنگ تحمیلی سوم»، در نظر دارد خدمت رسانی خود را به اقشار مختلف مردم گسترش دهد. محورهای اصلی فعالیت عبارت است از: ۱. خدمات پزشکی و توانبخشی · تأمین کپسول اکسیژن · تهیه ویلچر و تجهیزات کمکحرکتی · تأمین داروهای ضروری ۲. لوازم منزل · لوازم آشپرخانه · پتو و سایر ملزومات گرمایشی ۳. اقلام ضروری و مواد غذایی برای اثربخشی بیشتر، نیازمند همراهی مردم در این مسیر هستیم. لذا خواهشمند است نکات و راهنمایی های خود را درباره اعتلای مشارکت مردمی در چنین شرایط حساسی، بیان بفرمایید بفرمایید. با تشکر از توجه جنابعالی گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها شماره کارت واریز کمک های مردمی ۶۱۰۴۳۳۷۸۶۷۸۵۸۷۱۲ علی نوجوکی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با حضور درمیدان مقابله با استکبار و صهیون، خداوند عنایت خاص خود را به ملت ایران کرد تا در همۀ صحنه ها، آری! در همۀ صحنه ها به میدان بیایند اعم از مقابلۀ مستقیم با آن جبهۀ ضد انسانی تا حضور در میدان های دیپلماسی و حضور در میادین و حضور در انواع ایثارها که در این رابطه عزیزانمان سر از پا نمی شناسند و گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها از آنگونه هستند و شایسته است عزیزان هرکس در حدّ امکان خود، آن گروه محترم را که سابقۀ خوبی در کمک رسانی به اهلش دارند؛ یاری کنیم. و جناب آقای علی نوجوکی از افراد بسیار مطمئن و دلسوز هستند. موفق باشید
سلام و خسته نباشید گاهی وقت ها ه تو ذهنم میاد که چرا باید به حرف گوش کنم و عبادت و بندگی کنم؟ بندگی کنم که چی بشه؟ مثلا آخرش میخواد که چی بشه؟ بندگی کنیم که به خدا برسیم؟ واسه چی باید به خدا برسیم؟ خب ما وجود داریم دیگه، حالا بود و نبود خدا چه فرقی به حالمون میکنه؟ اگه خدا هم باشه چرا باید به حرفش گوش کنیم؟ گوش کنیم که چی بشه؟ نماز بخونیم که چی بشه؟ روزه بگیریم که چی بشه؟ خمس بدیم که چی بشه مثلا؟ گناه نکنیم که چی بشه؟ چرا نباید خودمون هرجوری که دوست داریم زندگی کنیم؟ چرا هرکی به حرف خدا گوش نکنه عذاب میشه و میره جهنم ؟ چرا بهشت؟ چرا جهنم؟ به نظرتون این کارها مسخره نیست؟ چرا باید دین داشته باشیم؟ دین داشته باشیم یا نداشته باشیم، چه فرقی میکنه؟ داریم زندگیمون رو مثل بقیه میگذرونیم دیگه چه فرقی میکنه؟ پرا خدا گناهان رو خلق کرد؟ چرا خدا اسم بعضی از کارها رو گناه گذاشت؟ بعضی ازگناهان هستند که با عقل جور درنمیاد مثل نگاه به نامحرم؛ الان اگه من به زن دایی و زن عمو و دختر عمه و دختر خالم نگاه کنم، هیچ فرقی با نگاه نکردنش نداره الآن این چه فرقی میکنه؛ تازه اگه به مخاطب نگاه نکنیم، اوضاع بدتر هم میشه و فکر میکنه مخاطب رو آدم فرض نمی کنیم؛ مثلا موقع صحبت با نامحرم چرا باید سرمون رو پایین بندازیم؟ اون موقع که خیلی بدتر میشه؛ میخوان راجع به موضوعاتی از قبیل فلسفه عبادات و فلسفه انجام واجبات و ترک محرمات بدونم؟ حرف خدا رو گوش کنیم که چی بشه؟ چرا کسی که به حرف خدا گوش نده، میره جهنم؟ مگه خدا مهربون نیست؟ مگه خدا بنده هاشو دوست نداره؟ مگه نمیگه اگه انسان میدونست چقدر مشتاقشم ، بند بند وجودش از بین میرفت؟و... لطفا من رو راهنمایی کنید و منابعی هم راجع به این موضوع برام معرفی کنین؛ برای اینکه به همه سوالاتم جوا بدم باید چه کتابایی رو بخونم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به جای دنبالِ جواب بودن برای تک تک سؤالات، باید با مطالعه در موضوعات معرفتی بخصوص معرفت نفس متوجۀ جایگاه انسان و نسبت انسان با خدا بشوید، تا خود به خود آن سؤالات جواب داده شود. به نظر می آید بحث «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C بتواند به عنوان شروع، خوب باشد. موفق باشید
باسلام و احترام خدمت استاد گرامی شرمنده مشورتی میخواهم: بنده دانشجویی هستم که سالیانیست به دین و قرآن علاقه شدید دارم. ادبیات عرب را مقداری بیش از سطح دبیرستان خواندهام و آموزش قرآن را تا انتهای دوره تجوید گذراندهام و یکسالی هم هست که با تفسیر عزیز المیزان کمی انس گرفتهام. سیر کتب جنابعالی را هم تا عرفان نظری پیش بردهام. کتاب های امام شهید(رحمةاللهعلیه) را نیز کم و بیش کار کردهام. حال دو نیاز اساسی گریبانگیر بنده شده است: ۱) اول اینکه علاقه به دین باعث شده که کشش بیشتری به سمت قرآن و روایات داشته باشم و تپش برای انس هرچه بیشتر با آنها دارم. یک کلام بگویم دیگر انگار چیزی جز اینها تشنگیام را رفع نمیکند. رمان و اندیشه های هایدگری و امثال اینهارا هم کار کردهام که امید میرود گشایشاتی برایم رقم بزنند. الان میخواهم در قرآن و روایات عمیق بشوم. گویی از چندسال پیش هم میدانستم که عاقبت من به دروس حوزوی گره خورده است. میخواهم به لطف خدا در ادبیات عرب قویتر گردم و منطق و اصول فقه و فقه بخوانم. گویی شریعت و احکام شرعی مسئلهای شده که به سویش بروم. من خود را محتاج عملی میدانم که از جانب حق است و طلب اینرا دارم که اعمالم همه و همه در تصرف حق باشد. این جا بود که ضرورت فقه را چندی پیش متوجه شدم. از طرفی امام شهید(ره) توصیه به این داشتند که دروس حوزوی در اوج فایده، تدریس و تحصیل شوند و اضافات نداشته باشند و به زبان امروزی باشند. خواستم از جنابعالی که این آگاه به این مسیر هستید مشاورهای بگیرم که سیر بنده را اجمالا در این مسیر بفرمایید. باتوجه به روحیه ای که در خود میشناسم برایم راحت تر است که ابتدا تمام ادبیات را جمع کرده و به سراغ منطق رفته و بعد اصول و فقه. از آن جهت که تدریس اکثر کتب حوزوی در اینترنت موجود است؛ خواستم بدانم که در دوره خواندن ادبیات چه کتبی را پیشنهاد میفرمایید. پس از آن در منطق چه را؟ و بعد در اصول فقه و فقه چه سیر کتبی میبایست کار شود؟ ۲) دوم اینکه هرچه در تئوری جلو رفتم در عمل جلو نرفتم. یعنی خودم را محتاج به عملی بیشتر و بیشتر میبینم. گناهانی هست و اعمالی سر میزند که برای خودم تعجب آور است. به پلید بودن یکسری اعمال آگاهم ولی چون قلب بنده بدان آگاه نیست باز نیز این اعمال سر میزنند. در برابر هوای نفس و شیطان نفوذپذیری زیادی دارم که این در شأن یک انسان نیست؛ ورای اینکه روحانی باشد یا نباشد. خواستم راهچارهای نشانم دهید تا بلکه در عمل کوشاتر شوم. باتشکر از جناب تان
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به گفته اهل نظر در جواب سوال جنابعالی : در ادبیات، همین کتب صرف و نحو که در سال اول حوزه خوانده میشود مناسب است و اگر همراه تمرین و پیاده سازی تجزیه و ترکیب بر متون عربی باشد شما را با قواعد مورد نیاز آشنا میکند و با تمرین زیاد وقتی توانستید متن عربی را به شکل روان خوانده، کلمات را تجزیه کرده و نقش ترکیبی آنها را بیابید، برای ادبیات کفایت میکند. در مورد منطق و اصول فقه نیز همین کتابهایی که فعلا در حوزه در دوره مقدمات خوانده میشود و همچنین برای آشنایی با فقه، کتاب فقه استدلالی آیت الله ایروانی مناسب است. برای تحصیلات تکمیلی فقه و اصول، پس از این کتب، با اساتید مربوطه مشورت کنید تا راهنمایی کنند. موفق باشید.
2- در مورد عبور از گناهان به آیاتی فکر کنید که میفرماید: از طریق تقوا و پارسایی حتی «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ» و از این جهت به عبور از آن گناهان با از بینرفتنِ آثار آن امیدوار باشید. موفق باشید
استاد 😭😭😭
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایتی است. جهان پس از شهادت آن مرد، بسی بزرگ و بزرگتر شد تا گوشهای شنوا، حساستر از پیش، شنیدنیهایی را که جهان استکبار نمیخواست تا مردم بشنوند؛ بشنوند. استکبار جهانی که ۴۰۰ سال است خود را در علم و به اصطلاح رسانه تا این اندازه بزرگ کرده بود تا بدون هر گونه رقیبی آینده را از آنِ خود کند؛ چگونه در مقابل آن پیرمرد الهی این اندازه خود را ناتوان دید که مجبور شد به گمان خود، با شهادت او، خود را از بیآبروییِ دوران نجات دهد؟! و بلکه آبروی از دسترفتهاش را باز یابد؟ در حالیکه در فردای جهان استکبار با شهادت آن مرد، چه فردای پوچی را تجربه خواهد کرد؟ وقتی خود را پیروز میدانی میداند که پیرمرد ۸۶ سالهای را در کنار فرزندانش با هزاران تجهیزات مدرن شهید کرده است؟ چه چیزی برای بشریت این دوران دارد با اینهمه سرافکندگی؟ استکبار در این صحنه پیروزِ کدام میدان است؟! موفق باشید
سلام خدمت استاد محترم و گرامی: اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امامخمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت میتوانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفتهها دارد. موفق باشید
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی استاد عزیز: در این روزگاری که زندگی میکنیم، بارها بعضی ذهنیات ما راجع به مسائل تغییر کرده. مثلاً در باب مسئله شهادت. در جنگ دوازده روزه، شهدای عزیزی داریم که شاید با معیارهای ذهن ما همخوانی نداشته باشند؛ همه اهل نماز شب یا حافظ قرآن نبودند. همه دانشمند نبودند، و .... خیلی فکر میکنم به این موضوع این روزها. لطفا بفرمایید چه خصوصیتی و سبک زندگیای انسان رو این طور عاقبت به خیر میکنه؟ علاوه بر واجبات و محرمات، باید چطور زندگی کرد که لایق شهادت شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب قبل از خلقت آنها بوده که میخواستهاند با شهادت خود وسیله رسوایی دشمنان حقیقت باشند به همان معنایی که جناب عطار میفرماید «صد هزاران طفل سر ببریده گشت / تا کلیم الله صاحب دیده گشت». موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت بی منتهای الهی تقدیم به پیشگاه حضرت مهدی ارواحنافداه. استاد طاهرزاده. چه حس جدیدی نسبت به ماه شعبان عزیز دارم! چقدر خداوند بی منت و بی استحقاق این سفره رحمت رو برای همه باز کرده، اصلا چیزی فراتر سفره و امثال اینها، انگار برایم ماه مبارک شعبان رفیقی فراتر از یک ماه هست، در جنس یک انسان بسیار مهربان و با محبت و مونس و کسی که خیلی من رو بسوی خودش میکشه. و اما چقدر مدیون شما هستم. یکی از بزرگان در یکی از منبرهاشون فرمودند که حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند برای انس با من سوره واقعه بخوانید به همین راحتی، این روایت رو خیلیا میشنویم و تعجب میکنیم که مگه به همین راحتی میشه با حضرت علی علیه السلام ارتباط گرفت، و بخاطر راحتیش اقدام به خواندن سوره واقعه نمیکنیم، منتظر راه های عجیب غریب و سخت و پدردرآر هستیم. از طرفی در حدیث نورانیت آقا امیرالمؤمنین میفرمایند «امرنا صعب مستصعب» پس به این راحتی هم نمیشه وارد دنیای نورانیت شد. یکی دم در ایستاده و هر کسی رو راه نمیدن. نظر حضرتعالی در این رابطه چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای ماه شعبان که در آن حقیقتاً حکایتش حکایت نکتهای است که جناب مولوی از آن خبر داده و فرموده:
ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
درهای گلستان ز پی تو گشادهایم در خارزار چند دوی ای برهنه پا
جان را من آفریدم و دردیش دادهام آن کس که درد داده همو سازدش دوا
و این یعنی ماه شعبان و به خصوص در افقی که در شب و روز ۱۵ شعبان در مقابل نسانها گشوده شده است.
در مورد سوره واقعه حتی روایت داریم «فیّ علی» یعنی به حکم «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿۱۰﴾ أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿۱۱﴾» این مولای ما حضرت علی علیه السلام میباشند که در مقام سابقون و مقربون به معنای اصلی و اصیل هستند. تاما در انس با سوره مبارکه واقعه راه خود را در نظر به مولایمان گم نکنیم. موفق باشید
استاد جان سلام: بنده با نیت های خیر از جمله متذکر شدن و جهاد تبیین گاها در خانواده که مهمانی و یا دور همی داریم شروع میکنم از جنس مباحث شما را به میان آوردن که بعضا دیگران به بنده می گویند که ما متوجه نمی شویم ولی خب در این جنس مباحث مقصد صرفا فهم ما از موضوع نمی باشد و آنها نیز خود را در این مسائل زیاد درگیر نمی کنند حال با این وجود نه فقط در خانواده بلکه در جامعه تکلیف در این موارد چیست آیا باید به تبیین و این جنس مباحث عمیق پرداخته شود هر چند که ما مامور به تکلیف هستیم نه نتیجه یا اینکه سکوت پیشه کرد و درگیر مباحث روزمرگی که آنها می گویند شد و یا اینکه کار دیگری باید انجام داد؟ ویا اگر نکته ای در این موارد می باشد بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. در اینکه نباید کار به جدال کشیده شود؛ تذکر و اشاره به نکاتی که افقی در مقابل مخاطبان میگشاید، قصه و حکایت امروز ما میباشد. زیرا دوره، دورهای نیست که افراد بتوانند مباحث طولانی را دنبال کنند و به همین جهت چنانچه ملاحظه فرموده باشید مباحث در چند شماره و به صورت اشاره با مخاطبان در میان گذاشته میشود. همین اندازه در عین محبت به اطرافیانتان، آنها را در نزد خود به فکر فرو میبرد. موفق باشید
سلام جناب طاهر زاده: تفسیر دیشب شما را گوش کردم. در اواسط می فرمایید یحیی سنوار و سید حسن نصرالله، در نور توحیدی باید این دو عزیز را ببینیم و نمی توانیم یکی را از خودمان بدانیم و آن دیگری را نه! در صورتیکه همه می دانیم از بعد تاریخ اسلام و تشیع، بزرگترین دشمن حضرات ائمه ما خلفا بودند آنانیکه به ناحق به جایگاه معصوم تکیه زدند. قران نیز در تایید می فرماید «ان المنافقون فی الدرک السفل»، قران نمی فرماید کفار مقابل اسلام در پایین ترین درجه جهنم هستند می فرماید منافقین در پایین ترین درجه جهنم هستن کاملا خلاف شعار «شیطان بزرگ آمریکاست». چگونه با تمرکز به ظلم امریکا و اسرائیل آنها را دشمن بزرگ می دانید اما از ظلم و گناهان درون جامعه براحتی می گذرید و یا آنرا توجیه می کنید؟ قران می فرماید «لن یتقبل منکم انکم کنتم قوما فسقین»، چطور می شود با ابتلا به فسق و گناه خود را برحق دانست؟ مگر می شود با گناه به خدا رسید؟ جالب اینجاست که در آخر جلسه را با آیه «لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ» ختم می کنید که باز گوشزد می کند «الیکم انفسکم» و نمی گوید بر شما باد استکبار ستیزی! بر شما باد مبازره با دشمن خارج و رها کردن دشمن درون، منافق درون جامعه و هوای نفس درون! حقیقتا عجیبه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر کنید که این نوع دوگانگیها در بین ما و اهل سنت وجود ندارد مگر آنچه وهّابیها دامن میزنند. به گفتۀ جناب علامۀ امینی، اکثر اهل سنت همان فضائلی که ما برای مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» قائل هستیم، اهل سنت برای خلفا بخصوص برای خلیفۀ دوم قائلند. و از آن طرف شدیداً خود را محبّ اهل البیت میدانند. سخنان شهید یحیی سنوار را در مورد حضرت علی «علیهالسلام» و کربلا نشنیدهاید؟ و با آن ارادتی که به ایران و رهبر معظم انقلاب دارد؟ مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم که ائمه «علیهمالسلام» تلاش کردند این دوگانگیها در جهان اسلام از بین برود تا آنجایی که حضرت صادق «علیهالسلام» توانستند امامان اهل سنت را جذب مکتب خود نمایند که در جای خود بسیار کار مهم و ارزشمندی است. آری! باید متوجه باشیم در چه تاریخی به سر میبریم؟! موفق باشید
با سلام و خسته نباشید: سوال اول. وقتی فساد خیلی زیادی توی مسئولين جامعه هست چرا نباید مردم آنها را دشمن خود بدانند و چرا حکومت در این زمینه به وظایف خود اونطور که باید عمل نمیکند. یه اغتشاشگر را زود شناسایی و اعدام میکنن ولی اختلاسگر راحت میچرخه برای خودش. چرا بزرگانی مثل شما نباید در ملأعام اعتراض بکنند علیه این موارد؟ مگه جزیی از امر بمعروف و نهی از منکر نیست؟ اینکه مصلحت نیست و باعث از بین رفتن وفاق میشود فکر کنم قانع کننده نیست. سوال دوم. حتما که امام علی چشم بصیرت شان باز بوده، پس چرا بعضا مسئولینی انتخاب کرده اند که بعدا مشخص شده خائن هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! بنده با تجربهای که در مسئولیتهای اجرایی داشتم؛ پس از مدتی به این نتیجه رسیدم ما برای ادامۀ انقلاب نیازمند به معارف عمیق قرآنی هستیم. به همین جهت از آن مسئولیتها استعفا داده شد ولی بالاخره ما باید متوجه باشیم «برای آبادکردن دهی نباید شهری را خراب کرد» و این روش رهبر معظم انقلاب است که در راستای تحقق تمدن اسلامی و راه عبور از امثال آقای رفسنجانیها که مسلّم خائن نیستند، ولی متوجۀ اهداف متعالی انقلاب اسلامی نیز نمیباشند، که باید مستقیماً درگیر نشد، زیرا به هر حال خائن نیستند ولی جاهلاند و گمان میکنند میتوانند با مذاکره، آمریکا را نرم کرد. تذکری که در جواب سؤال شمارۀ 41037 بدان اشاره شد. ۲. ملاک، همواره وضع فعلی افراد بوده و نمیتوان با اطلاع از فردای افراد آنها را از موقعیت امروزینشان محروم نمود وگرنه حجّتی برای آنها خواهد شد در مقابل ما و حال با نشاندادن خود حجّتی میشوند برای ما. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز: با توجه به متن آقای یامین پور https://eitaa.com/matalebevijeh/23009 نکتهای به ذهنم رسید از جهت قواعد کلام به شرح زیر: علی الاصول رهبری نظر دیگری داشتند. خوب این نظر دیگر یا در جزئیات است یا در کلیت. اتفاقی که افتاده اگر نظر دیگر در جزئیات به کلیت نظر ایشان سرایت کرده باشد باز می شود نظر دیگر در کلیت. حال امام آمدند مطرح کردند که نظر دیگری داشتند آیا جا دارد وقتی داریم از کلیت چیزی حرف می زنیم نظر خود در مورد جزئیات را بیاییم مطرح کنیم؟ در حالی که می دانیم کلیت از آن جزء اثر نگرفته؟ پس قطعا نظر دیگر در مورد جزء مباحث نیست. بلکه یا در مورد کلیت است یا در مورد جزئی که بر کلیت هم اثر کرده. استادنا یک انتقاد اساسی بنده به کانالدارهای مطرح مثل آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی این بوق یک طرفه ای است که به نام کانال مطالبشون را در آن می گذارند؟ آیا عزیزان خود را بی نیاز از اندیشه دیگران می دانند؟ چه بسا چند هزار نفر مطلبی را می خوانند که در آن خطائی هست و متوجه آن نمی شوند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، منحصر به نگاه آقای یامینپور نیست، نگاه حاج آقا تویسرکانی را نیز در رابطه با آخرین پیام رهبری میتوانید مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 . در مورد آقایان؛ به نظر میآید که آقای یامین پور یا آقای عباسی ولدی با نظر به فهم و نگاه دیگران، نکات خود را مطرح میکنند و به نظر بنده روش این آقایان غیر از روش کسانی است که نظر بقیه را بهکلّی نفی میکنند و موجب دوقطبی میگردند. موفق باشید
بسمه تعالی. عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: چند سالی هست مباحث استاد یزدان پناه رو پیگیری می کنیم، اخیرا درس اخلاق تهران رو که چهارشنبه ها برگزار می شد، در بین تجمعات و سردر دانشگاه تهران برگزار می کنند، هفت هفته است که سخنرانی دارند. دو جلسه آخر رو که گوش دادم دیدم به خلاف سیره رایج شون دقیقا به روایات آخر الزمانی و برخی آیات قرآن اشاره می کنند و به طور صریح و با قاطعیت اون رو به شخصیت ها و شهرها و ... این ایام و سال ها تطبیق می دهند. یا مثلا امتی که طبق فرموده رسول الله ص عهده دار ولایت میشن و جایگزین قومی که کفران نعمت کردند قوم سلمان هستند و استاد این رو همین مردم این روزهای ایران دانستند و فرمودند منظور پیامبر همین مردم ایران بوده. مایل بودم نظر حضرتعالی را درباره این بیان استاد یزدان پناه و همچنین تغییر سبک شون در این موارد، بدونم. سپاس بی کران.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همه چیز حکایت از آن دارد که تاریخ، در حال آخرالزمانیِ خودش پیش میرود و بحمدالله شواهد زیادی این امر را تأیید میکند. به این معنا که آری! چهرۀ آخرالزمانیِ تاریخ، بیشتر از پیش خود را نمایان کرده است ولی البته این هرگز به معنای تعیین وقت ظهور نیست و به معنای آنکه فردا و پس فردا آن حضرت ظهور میکنند؛ نیز نمیباشد. ولی درک شرایط تاریخی به نحوۀ آخرالزمانی آن بسیار مهم است و از این جهت چه اندازه بصیرتی در ائمۀ ما «علیهمالسلام» در اشاره به چنین ظرفیتهایی بوده است. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: بحث آقای طائب در مورد مذاکره و آتش بس در مورد آیه «ان جنحوا لسلم» درست نیست. پارسال هم ایشان در مورد مذاکرات عمان به همین آیه استناد کردند. در حالی که چطور از دشمن غداری که سابقه جنایاتش نسبت به آزادگان جهان برای همه مشخص است و به تعبیر رهبر شهید مذاکرات برای عملیات فریب هست و دیدیم که پارسال بود، میتوان چنین برآوردی کرد که واقعا میخواهد صلح کند!؟ چطور میشود بعد این همه جنایات آمریکا مصداق تقاضای آتش بس «ان جنحوا لسلم» شود؟! قاتل رهبری با تقاضای آتش بس خودش را نجات داد تا فرصت بخرد و حمله کند. دشمن وقتی رهبر عزیزمان را شهید کرده و رهبر جدید را تهدید به ترور میکند، میتوان ادعای «آن جنحوا لسلم» او را پذیرفت؟ بال سلم را گسترانده باشد! آمریکا واقعا چنین است؟ آقای طائب در ادامه اشاره کردند که مسئولین از رهبر خواسته اند، خب اینکه برای ما واضح است، مسئولینی که زمان انتخابات رفع مشکلات کشور را در مذاکره با غرب و عضویت در کنوانسیونهای بین المللی میدیدند و با نداریم و نمیشود و کودتا و شوک درمانی کشور را اداره کردند، اینکه چهل روز جنگیده اند هم برکت خون آقای شهیدمان هست! اجازه به چنین مسئولینی مثل اجازه امام به قطعنامه ۵۹۸ هست. واقعا اگر قرار بود خود رهبری با دولت انقلابی مثلا جلیلی تصمیمی برای ادامه جنگ بگیرند چنین تصمیمی میگرفتند؟ دقت کنید تحمیل دقیقا همینجا معنا میشود. آقای طائب هم همین را میفرمایند تحمیل نیست. از مسئولینی که ده شرط آقا در مورد مذاکره را به پنج شرط برای پایان جنگ تقلیل میدهند، توقع زیادی بود که چهلم آقا با قاتل آقا مذاکره نکنند!! هنوز هم که هنوز است آقای عراقچی میگوید اگر آمریکا جدی باشد ما مذاکره میکنیم! در مورد آیه سوره حشر هم مصداق درستی را مطرح نمیکنید. اینطور نیست که مذاکره و عدم آن نتیجه یکسانی داشته باشد. اگر آتش بس و مذاکره ای در کار نبود با حالا که هست نتیجه یکسان میشود که به چنین مصداقی تطبیق میدهید؟ مذاکره حتی در بیانیه گام دوم هم مورد نهی قرار گرفته، پارسال یک مهر فرمودند تا بیست سی سال دیگر هم مذاکره مضر هست. با پیروزی نسبی ما مگر ذات طرف مقابل عوض شده که مذاکره و عدم مذاکره نتیجه یکسانی داشته باشد؟ فرمودید اگر ایران به نقض آتش بس در لبنان پاسخ میداد بازی در پازل اسراییل بود! استاد این چه حرفیست؟ یعنی رهبری هم که پیش شرط مذاکره را وحدت ساحات تعیین کردند اشتباه کردند؟ اینکه افراد مذاکره کننده قبل از آتشبس کامل اقدام به مذاکره کردند صحیح بود؟ اگر ما پاسخ نقض آتش بس را میدادیم، عاشورایی که در لبنان اتفاق می افتاد و شش آسایشگاه زده میشد و هزار نفر در نقش آتش بس لبنان شهید میشدند؟ اقوام خودتان هم جزو همان مردم بودند باز هم همین را میفرمودید؟ مذاکره ای که در پی نقض پیش شرطها انجام شده باشد غیرتمندانه است؟ گزارش نبویان از روند مذاکره را شنیدید و هنوز دفاع از مذاکره میکنید؟! اگر رهبری از روند مذاکرات راضی بودند چرا اجازه مجدد مذاکره را ندادند؟ و با وجود عدم اجازه مجدد ایشان به مذاکره چرا باز هم مذاکره در حال انجام است؟ شما که با عشق و علاقه به جلیلی رای دادید واقعا فکر میکنید اگر جلیلی هم رای میآورد روند جنگ به همین شکل ادامه پیدا میکرد که اینقدر از مواضع غرب زدگان دفاع میکنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه اگر مردم به آقای دکتر جلیلی رأی میدادند به جهت آگاهی ایشان از معارف قرآن از یک طرف، و روحیۀ انقلابیِ قاطعشان از طرف دیگر، و آگاهیشان نسبت به قواعد دیپلماسی با روحیۀ انقلابی؛ همه حکایت از آن میکرد که دشمنان ما میدانستند با چه کسی و چه جایگاهی روبرو هستند و عملاً حتی ممکن بود امیدوارِ به مذاکره و حتی حمله به ما نمیشدند زیرا میدانستند با چه کسی روبرو هستند. ولی در مورد آنچه پیش آمده و بحمدالله مسئولان مربوطه با صداقت کامل به انسجام نسبت به یکدیگر میاندیشند، باید فکر کرد که حتی امثال آقای شمس الواعظین اینطور از جبهۀ اصلاحطلبیِ افراطی فاصله گرفتند زیرا متوجه شدهاند ملت ایران و ایرانِ عزیز در جای دیگری قرار دارند. و اینجا است که باید به یگانگی و باز به یگانگی فکر کرد. بنده در سخنان آقای ابالفضل امامی در نقد آقای طائب، نوعی کینه و دشمنی دیدم به جای نقد دلسوزانه. https://eitaa.com/abarin/3414 در حالیکه به حکم «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» خداوند آنگاه ما را یاری میکند و در کنار ما، ما را هدایت مینماید که تقوا پیشه کنیم. موفق باشید
سلام استاد وقت بخیر بارها رهبری و بسیاری دیگر بر اهمیت فضای مجازی تاکید داشتند (کشتارگاه ) الان سالهاست پیام رسال داخلی توسعه داده اند نزدیک دو ماهه اینترنت بین الملل رو هم که بسته اند میری تو همین پیام رسان های داخلی (روبیکا) جستجو میزنی لینکدونی گروه: چندین سایت برات میاد هرکدوم که می خای عضو شو بلافاصله مطالب جنسی بسیار زشت و زننده ارسال می شه افرادی که در حال رد و بدل کردن محتوای جنسی -مکالمه جنسی و در اون مایه ها هستند و یا گاهی توهین به مقدسات و پیامبر اکرم ، امیرالمومنین و ... بسیار بدتر و شنیع تر و بی ضابطه تر از فضاهای مجازی خارج از ایران (اونایی که ما دیده بودیم) علت رو یه توضیحی می فرمایید؟! دقت فرمایید من نگفتم در یک فضا دور افتاده وضع اینگونه بود اغلب فضا ها و اینکه مطمئنا کسی که فضایی مثل روبیکا دستشه کاملا اشراف داره چقدر از مطالب جنسی و پورن و مشابه اون هستند اینها چیزی نیست که مخفی باشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند نظام اسلامی در حدّ توان موظف است فضای مجازی را مدیریت کند، ولی عنایت داشته باشید که عمدۀ مطلب در آن است که بتوانیم مردم را آگاه کنیم که برای حفظ روان و روح خود، خودشان چشم و گوشششان را نسبت به چنین میدانهایی حفظ کنند به همان معنایی که رهبرانقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای متذکر آن شدند و فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل رسانه های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً آن رسانه ها خیر خواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.» موفق باشید
استاد عزیز من دارم دیوانه میشم. تا حالا انقدر از خودم متنفر نبودم. ای کاش منم میزدن رفته بودم و این روزها رو نمیدیدم که انقدر جلوی چشمم انسانها و چیزها دارن پر پر میشه و من تو زندان ذهنی و واقعی گیر افتادم. در خانه خودم در خانواده ای که هستم رئیس خانه پدرم خونوادم رو ببینم که منتظر این روز و این لحظه باشه و آرزو کنه و الان هم هر لحظه منتظر تمام شدن کار ما و کشورمون باشن. من برای بچههای میناب و نوزادان گاندی اشک میریزم و مسخرم میکنن که چه دروغایی به خوردت دادن. حتی نمیتونم از پنجره خونه پدرم یه الله اکبر بگم چه برسه به اینکه بتونم بیرون برم و این داغ رو با مردمم شریک بشم. درد تمام وجودم رو گرفته. بدتر از همه اینه که نمیدونم با تمام اینها میتونستم برم و باید خانواده رو زیر پا میذاشتم و ترسیدم (کجا میرفتم؟ به کدام خونه برمیگشتم؟) یا باید مثل الان میسوختم و احترامشون رو نگه میداشتم. فقط دعا میخونم صحیفه میخونم قران میخونم به روح آقا و مردم هدیه میکنم. بارها پیش اومده بود که در این موقعیت باشم ولی هیچ وقت بیشتر از الان از خودم بیزار نبودم. من با تمام وجودم ترسیدم و شرمندم که بمیرم و ازم بپرسن در زمانه شهادت این بزرگ مرد چیکار کردی و چطور در کنار مردمت بودی و بگم هیچ چیز... به عنوان یک دختر با روحیه لطیف حتی جایی ندارم که خودم از این غم از دست دادن ولی و دردهای مردمم گریه کنم چه برسه به اینکه با حضور نرم زنانهام تو این لحظات حساس برای کشورم کاری کنم و دردی از کسی دوا کنم. تا تونستم حاج قاسم رو صدا زدم. این درد ای کاش به ظهور آقامون ختم به خیر میشد تعجیلا... از شما التماس دعا دارم. خیلی التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً زیبایی زندگی در آن است که انسان در میان جمعی باشد که در غفلتهای خود سرگردانند و او چون کوهی آراسته و وارسته در جهان خود زندگی میکند تا اگر لااقل آنان نمیتوانند از پوچی خود رها شوند، انسان با عبرتی بزرگ متوجۀ زیباییِ زندگی با افرادی شود که شخصیت آنها معنای حقیقی زندگی میباشد و اینجا است که انسان مییابد چرا به ما فرمودهاند: «طوبی للغُربا» خوشا احوالات آنانی که در جمعی از افراد، غریبانه زندگی میکنند و گرفتار روزمرّهگیهای انسانهای سرگردان نمیشوند. اینجا است که در خطاب به حضرت سیدالشهدای این زمانه عرض شد: «ای رازِ زمانه! من با تو، دوباره باید خدا را بشناسم». موفق باشید
سلام باتوجه به آخرین آرایش جنگی دشمن خارجی و احتمال بیرون ریختن دوباره اغتشاشگران مسلح و حجم زیاد تخریبها و ضربات اقتصادی قابل توجه قبلی و وضعیت فشل گونه دولت و مجلس آیا می توان با دیگر۲۲بهمن روادید علی رغم همه فرمایشات شما امیدواری در بدنه اجتماع مشاهده نمی شود لطفا کمی ملموس تر و مصداقی تر صحبت بفرمایید که در روزهای آتی چه چیز در انتظار ماخواهد بود اگر حمله شود و حاکمان شهرمان تصرف شودشهدازیاد شوند پس چه کسانی برای ظهور خواهند ماند عقلا و منطقاباید ظهور بسیار نزدیک باشد لطفا ما اطمینان. قلبی نیاز داریم این عیب نیست پیامبران هم خواسته اند مارااز نگرانی ها نجات دهید البته ماازشهادت واهمه ای نداریم ولی باید برای ظهور ماند؟لطفا نشانه ای ملموستر بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در عین توجه به سؤال و جواب شمارۀ ۴۱۰۸۶ تحت عنوان «راز این همه امیدواری» عرایضی شب گذشته با نظر به قرآن شد که میتواند برای فهم زمانۀ خود مفید باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21496
آنچه در رابطه با روح نهفته در یک تاریخ در مردم باید در نظر گرفت، وجدان عمومی مردم ما میباشد که در 22 دیماه ملاحظه کردید به خوبی در جهت حفظ انقلاب جلو و جلوتر میرود.
نهضت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که میتواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسودهای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفتانگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، میتواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا میکند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایتها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. موفق باشید
با سلام: فرارسیدن ماه شعبان ماه تجلی عبودیت و ربوبیت بر شما و همه لب المیزانیهای عزیز مبارک باد. استاد، معشوق (رب) انگار از ما جانمان را طلب میکند، باشد، «هزار جان گرامی فدای یک کرشمه او»، ولی چرا کرشمه نمیکند تا تلافی صد جفا شود؟ گویا از گمراهی ما در مجموعه کثرات هم باکی ندارد و ما را لایق گردوبازی میبیند نه مروارید مهر، «عشق را صد ناز و استکبار هست» آری! اما مگر نه اینکه بلا به قدر صبر نازل میشود؟ آه از این فراغ جانکاه که ذره ذره آبمان میکند و ایمانمان را میدزدد. کاش این اعیاد شعبانیه بهانهای شود تا نظر جمالش را باز بر ما بیندازد؛ کاش ماییِ ما را یکبار برای همیشه از ما بگیرد! آه که این نازها یعنی هنوز تو تویی و «دو من در یک سرا نمیگنجد» او معرفت و عشقی برون از توان من را میخواهد. او از ما چه میخواهد؟ درست است که «تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن» اما اینهمه ضعف ما را مگر نمیبیند؟ کاش به کرشمهای زندهمان کند «که هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق». کاش کمی زاد و توشه یا بهتر بگویم این بی توشگی را بر ما ببخشد که در میهمانی حضرت کریم توشه بردن عین بی ادبی است. الغرض خستهایم. کاش آن نفس رحمانی نه یک لحظه که همیشه بر جانِ بیجانمان بوزد که ابناءِ دنیا در سادگیمان طمع نکنند برای همیشه. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا همین طلب و تقاضا، حکایت توجه حضرت محبوب در این ماه نیست تا ما در جستجوی آن باشیم؟ و ماه شریف شعبان را راهی بدانیم که مقابلمان گذاردهاند راهی که فوق گفتگو میباشد. به همان معنایی که مولایمان امام المتقین «علیهالسلام» به آن گروه که در مسجد نشسته بودند و در موضوع تقدیر صحبت میکردند، آن نکات دقیق و همه جانبه را فرمودند که مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح تحت عنوان «آویختگان بر شاخۀ طوبی» آوردهاند. توصیۀ مؤکد بنده آن است که با دقت تمام به آن نکات توجه شود تا هر کدام مناسب روح و روحیۀ خود در بین آن راهها، راهی که خداوند در این ماه مقابل ما گذارده است، را بیابیم. موفق باشید
سلام استاد: من دو تا سوال دارم. استاد من درگیر معصیتی هستم که چند سالی با توسل با نذر و نیاز نتوسنتم ترک کنم. بعد رفتم سراغ روانشناس ها و چیزی که متوجه شدم عادتی که از این معصیت دارم ناشی از عملکرد مغزه. بعد برام این شبهه ایجاد شده که مغز قدرت های زیادی داره به طوری که خیلی از معنویت های که فکر میکنیم معنویته به خاطر عملکرد مغزه در اون لحظه. مثلا من بعد از زیارت سیدالشهدا اون گناهی که عادت و اعتیاد بهش داشتم چند وقتی کنار گذاشتم اما حالا فکر میکنم قدرت مغزی در اون لحظه کمکم کرده بود و نه معنویت حاصل از زیارت. نشونش هم اینکه دفعه بعدی در زیارت این قدرت ترک رو نداشتم. لطفا کمک کنید قدرت مغز رو چطور جمع کنیم با خیلی از چیزهایی که میگیم معنویت. سوال دوم اینکه لطفا یه راه حل کامل بهم بدید برای اینکه اراده ام قوی شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! اعضای بدن از جمله مغز، بستر تدبیر نفس ناطقه است و هر اندازه بدن انسان بیشتر در تعادل باشد، نفس ناطقه یا روح انسان، بهتر در تصمیماتش موفق است و روانشناسی به عنوان یک علم تجربی با روش آزمون و خطا، بعضاً میتواند متوجۀ نسبت بین بدن انسان و روح او بشود ولی نباید گمان کرد آن موضوعات، تنها در محدودۀ روان است و از مراتب بالاتر غفلت نمود. ۲. خوب است مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. در این رابطه به کانال «معرفت نفس» رجوع فرمایید و بررسی کنید با سخن کدام یک از اساتید میتوانید رابطه برقرار نمایید. مطالب را با همان استاد دنبال کنید. موفق باشید https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh
سلام و احترام: من در این مدت که در مجالس امام حسین شرکت کردم سوالات زیادی برام پیش آمده، لطف میکنید پاسخ بدهید. علت اندوه فراوان حضرت مهدی (عج) برای واقعه عاشورا چیست؟ چرا برخی در روز عاشورا میگویند که برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که فشار خیلی زیادی رو تحمل میکنند، مگر نه اینکه ایشان از جایگاه اخروی امام حسین (ع) و یاران و اصحابشان خبر دارند، پس این اندوهی که علما میگویند برای چیست؟ راز عاشورا چیست اصلا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نظر بنده همانطور که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب خوب حماسه حسینی میفرمایند این نوع ادبیات به سوی انحرافی از قرن هفتم وارد مداحی های ما شده است. https://www.khabaronline.ir/news/470655/%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%https://eitaa.com/matalebevijeh/2319287%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA
اخیرا عرایضی شده است که گمان میکنم تا حدی بشود متوجه حقیقت کربلا باشیم https://eitaa.com/matalebevijeh/23192 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23216 کتاب کربلا مبارزه با پوچیها که روی سایت هست میتواند متذکر معنای تاریخی کربلا باشد. موفق باشید
