با سلام و عرض ادب از خدمت استاد سوالی داشتم بنده ۲۸ سال از خدای متعال عمر گرفتم و اکنون بعد از شهادت نائب امام زمان میفهمم که هیچ نمیفهمم بار گناه فهم و امید رو از من گرفته و ترس از روزمرگی و دلبستگی به دنیا گلویم را محکم فشار میدهد میخواهم خودم رو جایی پیدا کنم که آوینی پیدا کرد میخواهم سر از این چاه ظلمانی در بیاورم استاد از شما راهنمایی و کمک میخواهم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در عین نظر به نکاتی که در پرسش و پاسخهای شمارۀ 41333 و 41334 شدبه تدبّر در قرآن به کمک تفسیر المیزان فکر کنید. در آن صورت «خود، راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت شهادت رهبری و مردم ایران. خانواده بنده مخالف نظام و رهبری هستند و در برخی موارد توهین هایی انجام میدهند که باعث واکنش من میشود و نهایتا باعث بداخلاقی و برخورد با یکدیگر میشود سوال اینجاست که آیا واکنش من درست است و رضای خدا در آن است؟ کلا در موارد اینچنینی چگونه باید برخورد شود خصوصا در این زمان که ما داغدار رهبری و وطنمان هستیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این موارد با سکوت خود، عدم رضایت خود را اعلام کنید بهتر است تا به طور مستقیم درگیر شوید. موفق باشید
سلام استاد: درود و رحمت خدا بر جان مبارکتان که اینچنین ما را در جایگاه درست تاریخ امروزمان هدایت کردید. ان شاءالله ثابت قدم باشیم. روزی که خبر شهادت آقای شهیدمان را شنیدم جانم رفت، حتی توان گریه هم نداشتم هر روز را با حالی گذراندم تا امروز خبر آمد خبری در راهست. استاد شعفی جانم را گرفته، شوقی جانم را به رقص می آورد، انگار وارد جهانی دیگر شده ام، این جهان دیگر بوی باروت و آوار نمیدهد که جانم را بسوزاند، جهانی است سراسر امید، جهانی است پر از نور و شوق بندگی برای شدنی تماشایی. استاد جنس امروز خودم را فقط در حرم اهل بیت تجربه کرده ام، این شعف را فقط در روضه های سیدالشهدا چشیده ام مرا چه شده؟ خبری در راهست که رنگ مصیبت را به این همه زیبایی تبدیل کرده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خطاب به رهبر شهیدمان اینطور نوشتم: امروز من بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم که چگونه آن مرد با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی ایستاد و فکر میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، و امروز ای مردِ شهیدِ این دوران، تازه با تو با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشتی، فهمیدم امام معصومِ ما چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر تو بود. و این یعنی من امروز آن امامِ شهید را با تو تجربه میکنم که چه اندازه او بزرگ و بزرگتر بود و تو چقدر بزرگ بودی و این حقیقت در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی مدّ نظر خواهد بود در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید
سلام استاد معظم: لطفا دوباره به سوال ۴۱۲۳۵ پاسخ دهید؛ ولی خواهشا مبسوطتر و کاملتر و دقیقتر. زندگی چیست؟ معنا چیست؟ جزاکم الله خیر الجزا
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «العاقلُ یکفی بالإشارة» در آینۀ شخصیتهایی که زندگی را معنا کردهاند، باید زندگی را جستجو نمود. و امروز آن آینه، شخصیت حضرت آیت الحق، امام خامنهای میباشند. که در این مورد عرایضی در جواب سؤال شمارۀ 41255 شد. موفق باشید
سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی استاد عزیز: در این روزگاری که زندگی میکنیم، بارها بعضی ذهنیات ما راجع به مسائل تغییر کرده. مثلاً در باب مسئله شهادت. در جنگ دوازده روزه، شهدای عزیزی داریم که شاید با معیارهای ذهن ما همخوانی نداشته باشند؛ همه اهل نماز شب یا حافظ قرآن نبودند. همه دانشمند نبودند، و .... خیلی فکر میکنم به این موضوع این روزها. لطفا بفرمایید چه خصوصیتی و سبک زندگیای انسان رو این طور عاقبت به خیر میکنه؟ علاوه بر واجبات و محرمات، باید چطور زندگی کرد که لایق شهادت شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم طلب قبل از خلقت آنها بوده که میخواستهاند با شهادت خود وسیله رسوایی دشمنان حقیقت باشند به همان معنایی که جناب عطار میفرماید «صد هزاران طفل سر ببریده گشت / تا کلیم الله صاحب دیده گشت». موفق باشید
با سلام: استاد کتابی دستم رسید با عنوان نامه ای به رییس جمهور گویا نویسنده کتاب نامه را به هیلاری کلینتون و برای زنان آمریکا نوشته در آن از هیلاری خواسته در عرصه سیاست مثل مردان نباشه و به صورتی متفاوت باشه انگار اونا هم فهمیدن جنس زن یه خصوصیاتی داره حالا اینکه آیا این منصب درشان زن هست یا خیر بماند ولی اینم که اونا فهمیدن زنان باید زنانه باشند نه مرد حرفی است چون در قسمتی از کتاب نوشته ما زنان نباید مثل مردان باشیم. استاد میشه گفت اگر ما زنان مومن در عرصه سیاست نداشته باشیم شاید از اونا عقب بیافتیم و آیا این درسته که عرصه سیاست به مردانه و زنانه تبدیل بشه و یا فعلا هنوز جای کارهست در زمینه زنان تا بتونیم آن زن تراز را احیا و بعد از آن وارد عرصه سیاست کنیم طوری که اون بالا هم رفت تغییر نکنه، کتاب هست نامه ای به رییس جمهور ترجمه هاجر اباذری.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری این مسئله، مسئله بسیار مهمی میباشد که نمیتوان در میدان فعالیتهای اجتماعی و سیاسی از حضور زنان و حساسیت و نیاز آن حضور غفلت کرد، میماند که اگر اصیلترین حضور، حضور نرم است. اینجاست که زنان نقش بسیار حساسی دارند نکاتی که در سلسله بحثهای اخیر تحت عنوان «زن و حضور نرم تمدنی» عرض شده است و باز باید از آن سخن گفت خوب است که در این مورد به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1706 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: نظرتان درمورد این روایت حضرت علی علیه السلام که فرمودند چیست: عقل خودتان را زیر سوال ببرید زیرا اعتماد کامل به عقل موجب اشتباه میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در روایات ما برای عقل، جایگاه ارزشمندی قائلند مگر آنکه منظور مثلاً عقل انتزاعی باشد وگرنه رسول الله صلى الله عليه وآله فرمودند: «العقل نور في القلب يفرق به بين الحقّ والباطل». موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: میخواستم شروع کنم به مطالعه کتاب های استاد. اگر زحمتی نیست میخواستم یه لیست از کتابهای استاد رو به ترتیب اولویت مطالعه برام بفرستید. ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان سیر مطالعاتیِ سایت ان شاءالله راهگشاست. https://lobolmizan.ir/page/seyr موفق باشید
سلام استاد: ما درگیر یک جنگ همه جانبه هستیم. نظامی، اقتصادی، فرهنگی و در جنگ هم هم زدیم و هم خوردیم در جبهه فرهنگی، هم رویش داشته ایم هم ریزش همانطور که از نظر حجاب متاسفانه به مشکل خوردیم نظام غرب هم از دست نفوذ تفکر انقلاب کلافه شده، آیا میشه به این موضوع امید وار بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! آری! تاریخی که با انگیزۀ توحیدی ذیل نبوت پیامبر خدا شروع میشود، آنچنان نیست که با تقابل تاریخ دیروزین، هرچند آن مقابله به جهت سابقهای که دارد؛ قوی باشد، شکست بخورد و «بشّر الصّابرین» تذکر به آنانی است که حضور آن تاریخ را در آیندۀ پیش رو مدّ نظر دارند و با حمله و ستیزۀ جبهۀ استکباریِ دیروزین، خود را نمیبازند، زیرا به خوبی به فردای دیگری میاندیشند، فردایی که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» تا آنجا مدّ نظر قرار داد که فرمودند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب محمدی در سراسر جهان بر چوبههایدار میروند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته میشوند؟ بگذار دنیای پست مادیت با ما چنین کند ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.» ملاحظه کنید آن مرد در دلِ تاریخی که آغازگرِ آن بوده است، تا کجاها را مدّ نظر داشته است و ما در مقابله با تاریخ استکبار برای حضور در تاریخ آخرالزمانیِ خود تا اینجاها ایستادهایم. تا در معنای حقیقی خود ایستاده باشیم.
آیا نمیتوان گفت که ایران به عنوان یک تاریخ با هویت خاص خرد خسروانی در جلوه فرهنگ تشیع، طوری به میدان آمده است که استکبار تحمل چنین ملتی را ندارد؟ آیا همین که بعد از حمله ترکیبی رژیم صهیون ایران منفعل نشد و به گفته آنان به کما نرفت و توانست مقابله کند، حکایت از پیروزی ایران به حساب نمیآید تا ما معنای زندگی در این تاریخ را در تقابلی که با رژیم صهیون پیش آمده درک کنیم؟ موفق باشید
سلام و عرض ادب از اینکه برای بار چندم مزاحم وقت گرامی شما میشوم شرمنده و بابت اینکه شما با سعه صدر پاسخگو هستید سپاسگذارم. امروز صوتی از صحبتهای آقای مهدی محمدی (مشاور آقای قالیباف) به دستم رسید که بخشی از اون، خیلی عجیب بود!! متن زیر همون بخش هست: «بذارید یه چیزی رو خیلی راحت و صادقانه به شما بگم و اون اینه که حالا ممکنه واقعاً باز یه عدهای به شهادت برسند؛ امروز نه، دو ماه دیگه. دو ماه دیگه نه، شش ماه دیگه. این فوقالعاده مهمه که توی اون لحظات، یأس و ناامیدی رخ نده. اگر لحظهی سختی دوباره برای ملت ایران ایجاد شد، به نظر من استحکام و قوی بودن در اون لحظه مهمترین عاملی است که اون زخمی را که به ما وارد شده، جبران خواهد کرد. ببینید، زخم شهادت حضرت آقا، کم چیزی که نبود. ما هنوز احتمالاً نمیدونیم چه بلایی سرمون اومده. چه چیزی این رو جبران کرد؟ استحکام مردم.» این مطلب در لینک زیر توسط جناب شکوهیانراد متخصص علوم سایبرنتیک و علوم شناختی تبیین شده است https://eitaa.com/SHRChannel/5580 بنده قبلا هم نسبت به باز نشر مواضع آقای محمدی هشدار داده بودم، لطفا تجدید نظر بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیش از ۲۰ سال است آقای استاد مهدی محمدی را میشناسم. حداقل به صحبت امروز ایشان توجه بفرمایید که چه اندازه نسبت به ادعای اخیر ترامپ و تغییر موضع او با دقت، مخاطبان خود را در جریان میگذارد که چگونه واقعیت پنهان کردن شکست آمریکا از طریق ترامپ، امری نیست که بتوان از آن غفلت کرد و اگر ملاحظه بفرمایید ایشان سه فرض را مطرح میکنند به امید آنکه آمریکا به نحوی از مهلکه خود را فراری دهد حتی اگر در حدّ عملیاتی محدود باشد. ولی به گفتۀ ایشان با دیپلماسیِ پیروزمندانۀ ما نه، بازگشاییِ تنگۀ هرمز آنطور که آنها گمان دارند و نه هستهای امری نیست که آنان بتوانند بر ما تحمیل کنند و به گفتۀ ایشان یا مجبورند شرایط ما را بپذیرند و یا به جنگی دامن میزنند که باز شکست نصیبشان میشود و به گفتۀ استاد محمدی با اتحاد ملی و آمادگیِ روحی و کنار همدیگر انسجام خود را حفظ کردن. در این مورد خوب است به آخرین سخن ایشان با دقت توجه فرمایید. https://eitaa.com/mohammadi61/939 . آری! این مائیم و آیندهای بس بزرگ؛ آن آیندهای که سؤال شمارۀ 41688 متذکر آن میباشد که چگونه مردم جهان به ایرانی نظر دارند که ایران نمایش سلحشوری و تقوا میباشد. و انتقام خون رهبر شهیدمان، ادامۀ برنامههای آن رهبر عزیز میباشد، ادامۀ برنامۀ رهبری که دشمنان ما گمان کردند با شهادت او آن راه و آن برنامه متوقف و از میان برداشته میشود، در حالیکه ما در کربلا با توجه به همین نکته، قاتلان امام شهیدمان را ناکام گذاشتیم و این خصوصیات فرهنگ شیعه میباشد نسبت به هر شهیدی و انتقام خون شهید ما شکلگیری نظم جدید جهانی میباشد، با اشارات انقلاب اسلامی و از این جهت این جنگ، جنگ تمدنی خواهد بود، با نظر به بحرانهایی که در تمدن غربی پیش آمده است. پس مسئلۀ ما شخص ترامپ نیست، مسئلۀ ما نظامی است که تفاوت عمیقی با آن داریم، نظامی که بر عکس نظام موجود، در آن همه اُبژۀ قدرت حاکم نمیباشند تا مجبور شوند مانند نظام جهانی موجود برای نگهداری مردم این همه دروغ بگوییم. موفق باشید.
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: صبحِ امروز سرودهای حاصل شد که آنرا با جنابتان به اشتراک میگذارم: بسم الله الرحمن الرحیم {گلستانگونهای ناچیز تقدیم به پدر شهیدم امام خامنهای (قدّس اللّه نفسه الزکیة)} «امین» آغاز: |نور حی قیوم که به وساطتِ «امینِ» وی بر جان خستهدلان تابید و آواز امیدی کز نای نومیدان دمید: [ای از دریچه جانِ تو زنده آدم ها• وی مظهر تمامی انوار و ساکنِ دلها]| ..... |بسیار کم است از برای «پیر مغان» ماده و مدت که او زیِّ برتری داراست ماورای جهان و عسرت: [نوری بیامد و دست تورا گرفت• از نور اوست نور رخت ماهِ دلربا!- ملحق بدو شدی که بیشتر بتابانی• نورِ وُرا که اوست آفتابِ مشرقها]| ..... |ماهی که در آب اوفتاده است را چه بهره از آب و آسودگانِ وجود را چه ادراک از هستی؟: [تا شب قرار نداشته باشد به آسمان•روز از پیِ چه عیان میشود به محفلها؟]| ..... |به حکمِ «بَلْ احیاءٌ» زندهای که مرگ در او راهی ندارد و به قولِ «عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُونَ»، نزدِ پروردگارت روزی خوری که نقصان نپذیرد: [ای زندهتر ز زندگانی ماست زندگیات•از شمع توست حرارت به جانِ انسانها- الحق«امینِ» خدای بودی و بهحق رستی•در نزد او تا که خوری بیحساب روزیها]| ..... |راهی که حکایت نمودهای معقول و مرا از باور بهغیر معذور کرده است: [بر ذرهای بتاب تا به عرش روی کند•کز تو عیان شدهست راه و رسم منزلها]| پایان؛ ..... سهشنبه ۱۲ اسفندماه ۱۴۰۴/اصفهان/سرودهٔ «قطره»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. او امین خدا بود در زمین، تا ما او را آینۀ نمایش انوار الهی بنگریم. او متوجۀ سنتهای لایتغیّر هستی بود و هرگز نباید از آن نوع حضور که آن مرد الهی با شخصیت خود متذکر آن بود، غفلت کنیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 موفق باشید
سلام علبکم و جزاک الله خیرا. استاد رساله الولایه یکی از مطالب ویژه آن این است که تشریعیات ریشه در حقایق ماورا الطبیعی دارد که در عالم دنیا به صورت قانون و شریعت ظهور میکند با این وصف چرا وضوی اهل سنت را باطل نمیدانیم و نماز با آنها را درست میدانیم یا چرا ازدواج سایر ادیان را بر اساس سنت خودشان درست میدانیم و دهها مثال دیگر که با آن حقیقت ملکوتی تطبیق ندارد و مرتبه نازله آن حقیقت نیست و بشر آن را تغییر داده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتباریات دینی، مسلّماً ریشه در نفس الامر دارد ولی گویا نفس الامر را وسعتی است که این نوع اعتباریات هم نسبتی با آن نفس الامر برقرار میکنند. مهم صورتِ اصلی اعتباریات است که بیشترین ارتباط را با نفس الامر داشته باشند که سیرۀ اهل البیت «علیهمالسلام» از این نوع است و البته این غیر از آداب من درآوردی است که هیچ مبنای نفس الامری ندارند. موفق باشید
سلام: با توجه به باب یقظه ی منازل السایرین به نظر می رسد اکثرا مادون یقظه باشند یا اگر هم در یقظه باشند فائز در تکمیل آن نیستند لا اقل فرد باید عامدانه گناه نکند ولی می بینم که بسیاری مبتلای گناه هستند وقتی انسان این باب را مدنظر قرار می دهد و می بیند که حاصل عمرش این بود که دون یقظه باشد حقیقتا اگر پوچ است پوچ تر می شود. من خود بسیار عرفان نظری دوست بودم ولی حال همه برایم هیچ و پوچ است وقتی که در باب اول مانده بلکه دونش هستم و این تازه باب اول است که قاعدتا باید آسانترین باب باشد منتها جناب خواجه همان گام اول را آنچنان سخت مطرح می کنند که تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. منازل آتشم زد چه کنم عمرم بر باد رفت. حشر دون یقظه ای چه حشری خواهد بود و چه حاصلی دارد تا ابد بدون یقظه در نیام دون یقظه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه بحمدالله متوجۀ نقش گناه شدهاید، در رابطه با برباددادنِ عمر، یقظۀ مبارکی است و در همین رابطه انسان میتواند با امید به رحمت و مغفرت الهی، مسیر دینداری را ادامه دهد بخصوص با ذکر مخصوص ماه شعبان. https://eitaa.com/matalebevijeh/21473 موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: استاد متن سوال و جواب شماره ۴۱۰۶۹ را فرستادم برای مادری که اون شب نوجوان ۱۵-۱۶ ساله اش را فرستاده بود پایگاه بسیج و عکسالعمل ایشان: "واااااااااای خیییییلی عجيبه، دقیقا اون شب منم همین حال را داشتم، اولش که میخواست بره خیییییییییلی بد بود، انگار پشیمون شده بودم، دلم میخواست نره😭 توسل کردم به حضرت زهرا و بعدش ورق برام برگشت، یعنی با اینکه خیلیا برگشتند بهم که چرا گذاشتی بره و تو دلم را خیلی خالی کرده بودن و...، اومدم خونه راحت خوابیدم. پسرم نصفه شب اومد و گفت مامان خییییلی وحشتناک بود، ولی یه چیزی منو آروم می کرد، دستم را یه لحظه هم از رو گردنبندم که اسم یاصاحب الزمان روش نوشته برنمیداشتم😭 فردا دیدم همه میگفتند، ما دیشب از استرس امیر نخوابیدیم، به خواهرم گفتم خاک بر سرم، نمیدونم من چِم شده؟؟!!، چرا اینقدررر خونسرد شدم؟؟!!! نکنه از مهر مادریم کم شده،؟؟!! گفتم یا شاید هم نمیفهمم، چراااا اینقدررررر آرومم ؟؟!! خواهرم گفت هیچ کدوم اینا نیست، حضرت زهرا قلبت را آروم کرده😭 حالا فهمیدم قضیه چی بوده...😭"
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه شود با انقلاب اسلامی چه راهِ عزیزالقدر و گرانقدری مقابل جوانانمان گشوده شده، هزار بار باید شکر کنیم که این عزیزان، به چه راه بزرگی در تاریخ خود قدم گذاشتهاند. و اتفاقاً در این رابطه باید به شعفِ شهیدان فکر کنیم که چگونه در این راه با روبهروشدن با شهادتشان متوجۀ نقش بزرگ شهادتشان در استحکام نظام توحیدی انقلاب اسلامی میشوند تا نهتنها آنها را از دست رفته ندانیم، بلکه زندهتر از حیات دنیایی احساسشان کنیم و این است راز آرامش امثال شما و درک حضوری را که فرزندتان در آن قدم گذاشت. دیگر برایتان مهم نبود که چگونه برگردد و این است راز امیدواری که در خانوادۀ شهداء و همسران و فرزندان آنان ملاحظه میکنید.
آری! انقلاب اسلامی میدانی است که در هر کجای آن ایستاده باشیم، در بهشت و لقاء الهی ایستادهایم. خوشا به حال جوانانی که ارادت به رهبری را یافتند و ره صدساله را یک شبه طی کردند، چه با رفتن و شهادت و چه با ماندن و بسیجیبودن. آیا حرکت نرمی که در راستای عبور از شبهات جبهۀ استکبار در میان است، همین نسبتی نیست که جوانان ما باید با رهبر معظم انقلاب بیابند؟ این است راه حقیقی. موفق باشید
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
سلام و خسته نباشید گاهی وقت ها ه تو ذهنم میاد که چرا باید به حرف گوش کنم و عبادت و بندگی کنم؟ بندگی کنم که چی بشه؟ مثلا آخرش میخواد که چی بشه؟ بندگی کنیم که به خدا برسیم؟ واسه چی باید به خدا برسیم؟ خب ما وجود داریم دیگه، حالا بود و نبود خدا چه فرقی به حالمون میکنه؟ اگه خدا هم باشه چرا باید به حرفش گوش کنیم؟ گوش کنیم که چی بشه؟ نماز بخونیم که چی بشه؟ روزه بگیریم که چی بشه؟ خمس بدیم که چی بشه مثلا؟ گناه نکنیم که چی بشه؟ چرا نباید خودمون هرجوری که دوست داریم زندگی کنیم؟ چرا هرکی به حرف خدا گوش نکنه عذاب میشه و میره جهنم ؟ چرا بهشت؟ چرا جهنم؟ به نظرتون این کارها مسخره نیست؟ چرا باید دین داشته باشیم؟ دین داشته باشیم یا نداشته باشیم، چه فرقی میکنه؟ داریم زندگیمون رو مثل بقیه میگذرونیم دیگه چه فرقی میکنه؟ پرا خدا گناهان رو خلق کرد؟ چرا خدا اسم بعضی از کارها رو گناه گذاشت؟ بعضی ازگناهان هستند که با عقل جور درنمیاد مثل نگاه به نامحرم؛ الان اگه من به زن دایی و زن عمو و دختر عمه و دختر خالم نگاه کنم، هیچ فرقی با نگاه نکردنش نداره الآن این چه فرقی میکنه؛ تازه اگه به مخاطب نگاه نکنیم، اوضاع بدتر هم میشه و فکر میکنه مخاطب رو آدم فرض نمی کنیم؛ مثلا موقع صحبت با نامحرم چرا باید سرمون رو پایین بندازیم؟ اون موقع که خیلی بدتر میشه؛ میخوان راجع به موضوعاتی از قبیل فلسفه عبادات و فلسفه انجام واجبات و ترک محرمات بدونم؟ حرف خدا رو گوش کنیم که چی بشه؟ چرا کسی که به حرف خدا گوش نده، میره جهنم؟ مگه خدا مهربون نیست؟ مگه خدا بنده هاشو دوست نداره؟ مگه نمیگه اگه انسان میدونست چقدر مشتاقشم ، بند بند وجودش از بین میرفت؟و... لطفا من رو راهنمایی کنید و منابعی هم راجع به این موضوع برام معرفی کنین؛ برای اینکه به همه سوالاتم جوا بدم باید چه کتابایی رو بخونم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به جای دنبالِ جواب بودن برای تک تک سؤالات، باید با مطالعه در موضوعات معرفتی بخصوص معرفت نفس متوجۀ جایگاه انسان و نسبت انسان با خدا بشوید، تا خود به خود آن سؤالات جواب داده شود. به نظر می آید بحث «آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین» https://lobolmizan.ir/sound/642?mark=%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C بتواند به عنوان شروع، خوب باشد. موفق باشید
بسمه تعالی و سلام علیکم: با توجه به اینکه گمانه زنی در مورد انتخاب رهبر امری نیست که شأن ما باشد و این کار مختص خداوند و امام زمان و توسط خبرگان رهبری است، سئوال پیش میآید که آیا ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف چه نسبتی با مردمان و ظرفیت تاریخ اکنون ما دارد؟ رابطه این امر با مرتبهی درخواست مردم چگونه است؟ زیرا شنیده میشود صهیونیست یهودی_ مسیحی بنا را بر این گذاشته که با این ترور فاتحه حکومت اسلامی را بخوانند و برنامه های دقیقی از پیش کشیدهاند، حتی بنا دارند مسجد الاقصی را با بمب تخریب و معبدشان را بسازند و این عمل را گردن بمباران های جبهه اسلام گذراند و عملاً ایده یهود بزرگ را آغازی جهانی کنند و این یعنی نهایت. متچکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در پرسش و پاسخ شمارۀ 41272 و 41277 عرض شد باید همواره متوجۀ دوگانۀ رسانه و سنت بود از آن جهت که رسانه بنا دارد با برجستهکردن آنچه صاحبان رسانه اراده کردهاند، جهان را از آنِ خود کند. و این درست بر عکسِ توجه به سنتهای لایتغیّر الهی میباشد که اهل ایمان متوجۀ ارادۀ الهی در عالم هستند و اینکه جهانِ هستی از آنِ خداوند است و نه از آنِ صاحبان رسانه. و اینجا است که جایگاه خود را در میدان مقابلۀ حق و باطل میتوانیم تعیین کنیم به همان معنایی که خداوند میفرماید: « بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ...» (انبیاء/۱۸) بلكه ما حق را بر سر باطل مى كوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مى شود! و در این مورد بسی سخن بسیار است. مهم آن است که متوجۀ حضور خداوند در همۀ این میدانها باشیم. میدانی که مقابلۀ جبهۀ حق در برابر جبهۀ باطل است و وظیفهای که خداوند نسبت به دفاع از مظلوم در مقابل ظالم برای اهل ایمان تعیین کرده است و میفرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده اند، پيكار نمى كنيد؟! همان افراد (ستمديده اى) كه مى گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمیباشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب امام خامنهای بود. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 موفق باشید
عرفانی که زود و ساده و بی دردسر بدست میآید عرفان نیست بلکه شیخ و مریدبازی و اباحهگری است. عرفان به احکام شریعت عمق میبخشد تا با یقین (و نه سطحی) انجامشان دهیم. طریقت راه باطن و عالم درون است نه سرگردانی در کثرتها به اسم عرفان! عرفانی که با اباحه آشناست اسمش هوس نفسانی و شیطانی است نه عشق رحمانی و عرفانی. عرفانی که به ما توجیه رفتارهای زشتمان را یاد میدهد همان زینت دادن شیطان است. ارضای هوسهای نفسانی به اسم عشق و فنا گناهی نابخشودنی و مضحک است. وقتی عرفان از شریعت جدا شود، نه عمق بلکه پوچی مقدسنما پدید میآورد. چنین عرفانی، که با اباحهگری و توجیه گناه همراه است، در واقع انکار مسیر تزکیه و تسلیم است؛ یعنی همان چیزی که عرفای راستین از آن گریزاناند. شریعت پوست مغز طریقت است و میوه بیپوست فاسد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و عرفای بزرگ برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به عمق شریعت الهی، به آموزههای عرفانی ورود میکنند تا هرچه بهتر متوجۀ زیباییهای دریچههایی شوند که شریعت الهی در مقابل انسان میگشاید. آیا نماز را با نگاه عارفانِ واصل خواندن، مانند نمازی است که ما میخوانیم؟! موفق باشید
سلام علیکم: استاد معذرت میخوام این سوال رو میپرسم. دلم جنگ جهانی میخواد! جنگی که ابرقدرت های مستکبر عالم به خواری و مذلتِ تام و تمام نائل بشن. آیا این طلب، طلب درستی هست؟ طلب جنگ جهانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این فکر کنید که در این زمانه، همچنان که رهبر معظم انقلاب مکرر متذکر شدهاند جنگ، جنگ ارادهها میباشد با حضور نرم تمدنی. در این رابطه باید به سخنانی فکر کرد که جانها را متوجه حیقیقت می کند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21721 موفق باشید.
سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه: استاد من سخنرانی انتظار و نجات از اکنون زدگی شما رو گوش دادم ولی اون قسمتی که راجع به توحیدی بودن امیرالمؤمنین علی علیه السلام و جمع بین گذشته و حال و آینده صحبت کردید هیچی نفهمیدم، از لحاظ ذهنی میفهمم ولی از لحاظ شدن و عینیت یافتن وجودم هنگ میکنه. و اینکه فرمودید توحیدی شدن یعنی با تمام انبیا و اولیا و حضرت حجت ارواحنا فداه تا الان یکجا حضور داشتن. البته فکر نمیکنم منظور شما حضور مادی باشه که البته حضور مادی رو هم ممکنه شامل بشه، ولی یقینا حضوری از جنس حرکت وجودی و سنخیت و عینیت پیدا کردن است. مثل ضرب المثل آنچه جوان در آینه بیند پیر در خشت خام بیند. یا به دریا رفته میداند مصیبتهای طوفان را، خلاصه. یا اینکه حضرت آیت الله خامنه ای میفرمایند من زیر بیرق ابالفضل علیه السلام هستم، این یک حرف نیست یا اظهار علاقه و ارادت و محبت نیست، واقعا حضرت آقا در فقر محض و مطلق و تسلیم اراده و عبد محض بودن خودشون رو و از طرفی حل شدن در قدرت و اراده الهی شون رو به ما نشون میدن. و بخاطر این نحوه وجودشون و اتصال و فانی شدن شون هست که امید به آینده دارند چون فقط ظهور اراده الهی رو میبینند و هزاران بار در زندگی شخصی و اجتماعی شوند تجربه کردند. اما اینکه ما باید با انبیای گذشته معین داشته باشیم چنانکه حضرت علی علیه السلام میفرمایند انگار من با اونها بودم، شاید بدلیل این باشه که نوعیت حوادث تاریخی و گذشته از جنس تقابل خیر و شر و حق و باطل هست که حضرت اینگونه میفرمایند. مثلا من خودم فکر میکنم تا زمانی که جنس غربت و خون دل خوردن انبیای گذشته علیهم السلام از آدم و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی مسیح علیهم السلام را درک نکنم و حل در وجود توحیدی شون نشم همسنخ نهایی ترین پیامبر حضرت محمد صلی الله علیه و آله نخواهم شد و فکر کنم این معنی جمع بین گذشته و حال و آینده و حضور در چادر حضرت حجت ارواحنا فداه باشه. یا حق. انشاءالله که راضیة مرضیه باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودید خوب است ولی عنایت داشته باشید ما در ذات انسانیت خود نسبت به انسانها نوعی یگانگی در عین تشکیکیبودن و شدت و ضعفداشتن، در انسانیت با آنها دارا هستیم به همان اعتبار وجود که همه مراتب وجود را دارا هستند در عین شدت و ضعف. موضوع انسانیت همانطور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شد امری انسانی و تشکیکی است و قرار است ما از جهت انسانیت خود با انسانها رابطه برقرار کنیم. در آن صورت اولیای الهی را نهایتِ حضور خود در افقی مییابیم که نسبت به آنها بیگانه نیستیم و هر آنچه در مسیر شریعت الهی بهتر و عمیقتر قدم برداریم، نسبت خود را با آنان بیشتر احساس میکنیم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «شیر را بچه همی ماند به او / تو به پیغمبر به چه مانی، بگو؟». موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: از اینکه هر روز مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را در کانال «روایت های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و کانال مطالب ویژه قرار میدهید بسیار متشکر هستم. در شماره ۳۳ این مباحث موضوع «حضوری که معنای تفکر تاریخی ما می باشد» را به میان آوردید، به نظر شما چگونه ما باید به این حضور فکر کنیم؟ چنانچه این شبها ملاحظه میکنید که بحمدالله با استقبال خوب مردم هم روبرو شده ، ولی برنامهها هرچند خوب است ولی بیشتر شعاری میباشد. چه کار باید بکنیم که به آن عمقی که برای فردای ما مهم باشد و باز گرفتار سطحی نگری نباشیم عمل کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این نکته بسیار مهمی است که متوجه باشیم از دیدگاه توحیدی این صحنهها چه جایگاهی دارند و چه آیندهی درخشانی میتوانند به میان آورند و این مشروط به آن است که ما با نگاه توحیدی و قرآنی موضوعات را بررسی کنیم که البته این وظیفه روحانیون عزیز است و وظیفه ما میباشد که مطالبه کنیم از مسئولین و برنامهریزهای این شبها که حتماً از روحانیون عزیز استفاده کنند هرچند که به مدت یک ربع باشد و البته روحانیون عزیز هم با ما معارف توحیدی و به خصوص آیات جهاد را در میان بگذارند و همچنان که رهبر عزیز شهیدمان متوجه بودند ما را متوجه آینده بزرگی بکنند که در پیش است. موفق باشید.
سلام استاد. خداقوت. نظرتان را درباره متنی که در چهلم آقا نوشتم، میخواستم. سپاس 🔸اگر "مرا" دیدی، سلامم را به او برسان! ✍ علی جلالی حادثه رفتنش چنان جگرسوز و مهیب بود که میترسیدیم نبودنش و بیپناهیمان، سیلی خانمانبرانداز شود و بنیاد ما را از جا بکند و بِبَرد و به یکباره در غمش فرو بریزیم و متلاشی شویم؛ پس با سیلِ غمش، جرعهای شراب سرخ حماسهاش را در شیشههای جانهای یکایکمان ریختند تا مست شدیم و از خود بیخود:
اگر نه باده، غمِ دل ز یاد ما ببرد / نهیب حادثه، بنیاد ما ز جا ببرد
شنیده بودیم که در قدیم شراب را چهل روز، بیحرکت در شیشه نگه میداشتند تا دُرد آن تهنشین شود و شراب صاف گردد؛ بعد بهآرامی از شیشه به ساغر و بعد به جام میریختندش تا دُرد به آن آمیخته نشود:
که ای صوفی شراب آنگه شود صاف / که در شیشه بماند اربعینی (حافظ)
اما از صبح دهم اسفند که جرعهای از شراب شجاعتش را با دُردِ غمش در شیشههای جانمان ریختند تا امروز که چهل شبانهروز میگذرد، یک لحظه آرام و قرار نداشتیم. نه فقط ما که انگار شیشه دنیا هم زیر و رو شد و این چهل روز دُرد و صاف شراب یکلحظه از هم جدا نشدهاست و عجیب آنکه که ما همچنان در غمش مستیم و سر از پا نمیشناسیم. این شبها که غم نبودنش میخواست سراغمان بیاید و جگرمان را پاره کند، به میخانه خیابان و میدان شهر میرفتیم و مست میشدیم؛ مستِ حماسه و غرور و شجاعت. همه مستان شهر آنجا جمع میشدند؛ جانمان به رقص میآمد و پرچمهای بیجانمان، از بوی این شراب، جان میگرفت و در دستهای بیقرارمان جولان میداد. اگر مستان عربده میکشند ما گلو پاره کردیم از بس شعر خواندیم و شعار دادیم و هَلمِنمُبارز طلبیدیم. وقتی با یارِ مستی چشم در چشم میشدیم، جوشش شراب را در چشمش میدیدیم و بوی شراب را از دهانش میشنیدیم و در دل میگفتیم: میزند از چشم و لبت جوشِ می دوش مگر میکده را خوردهای؟ اما ناخودآگاه بُغضی هم گلویمان را میگرفت و پرده اشکی پیش چشم هر دویِمان میآمد و بنای این جهانِ خراب را بر آب میدیدیم و اشکهای بر چهره نریختهمان، با هم به قدر یک کتاب حرف میزدند و لحظهای بعد، همه غمهای این کتاب، شسته میشد و از دلهایمان میرفت و باز لحظه بعد، یارِ مستی دیگر و بُغضی دوباره... ای ساقی! بیا و بگو که این چه شرابی بود که به یکباره در کامِ جانمان ریختی وقتی که روزه بودیم؟ چنانکه بعد از گذشت چهل شبانهروز، هنوز چنان مستیم که افطار نکردهایم و همچون مستان که شماره رکعت و نوبت نماز نمیدانند، هر شب ششمین وعده نمازمان را شبها در خیابان و زیر باران بمب و موشک میخوانیم با پرچمی در دست؟ هنوز مستی امانم نداده تا شبی از این بیخودی به خود آیم و یک دل سیر برایت گریه کنم و در غمت بگویم: این منم بر سر خاک تو؟ که خاکم بر سر! شرابِ غمت همه منها را بُرده است و ما همچنان در چهلمین شب رفتنت مستیم و به جای عزا، در میدان پرچم میرقصانیم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب گفتی و چه خوب گفتی. و مائیم با «بودنی» که بودنِ بودن ها است و چشم انتظارِ چیزی که نمی دانیم چیست، ولی همۀ آن چیزی است که در امروزمان از آن بیگانه نیستیم. چه احوالاتی است احوالات این چهل روزه. یک عمر به دنبال آن بودیم و نمی دانستیم آن چیزی که به دنبال آن هستیم چیست؟ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله از قول پروردگار به ما خبر دادند: أعْدَدْتُ لِعِباديَ الصّالِحينَ ما لا عَينٌ رَأتْ ، و لا اُذُنٌ سَمِعتْ ، و لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» براى بندگان نيك خود چيزهايى فراهم آورده ام كه نه چشمى ديده است و نه گوشى شنيده است و نه به ذهن بشرى خطور كرده است. گویا ما آن قیامت را به همان معنایی که فرمود: «لا خَطَرَ على قَلبِ بَشرٍ» تجربه کردیم و باز قیامتی در اکنونِ خود در میان است. قیامتی که در کلمات شما به «گفت» آمده است. ای کاش به راحتی از این حضور که عطای الهی برای همیشۀ تاریخ آخرالزمانیِ ما می باشد؛ عبور نکنیم و گمان کنیم مسئلۀ ساده ای است که مثلاً با پذیرش شروط ده گانۀ ما توسط آمریکا، مسئله تمام می شود! در حالی که این «آغازی» می باشد که باید پاسداشت. چگونه و کجا؟! این، همۀ حرفی است که باید همچنان گفت، در مدرسه و در اداره و در حوزه و... با حضور و با آغازی دیگر و با مردمی که این شبها نوعی دیگری از زندگی را تجربه کردند. موفق باشید
سلام استاد اگه ترامپ به تهدیدش برای نابودی زیرساخت های برق و انرژی ایران عمل کنه چکار میشه کرد ایران که نابود میشه
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خداوند است که جهان را مدیریت می کند و نه ترامپ و نتانیاهو! از سنت های الهی غافل نباشید. موفق باشید
سلام علیکم بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا ۱۲ فتح. دوستان درباره سلبریتی های خائن و ساکت می پرسند و ناراحتند ، گفتم اجازه بدهید آیه شریفه را بر پایه آن ها معنی کنم : و شما سلبریتی ها و چهره های خائن و خموش و درس آموختهی مکتب زیباکلامِ مرعوبی که می گفت روزی جنگ شود آمریکا یک تیر چراغ برق در این کشور سالم نمیگذارد و مکتب ظریفیسمی که می گفت آمریکا می تواند با یک بمب کل سامانه دفاعی ما را از کار بیندازد ، میپنداشتید رهبر و جمهوری اسلامی از این جنگ پبروز بر نخواهند گشت و کار تمام است ، پس چیزی نگوییم که به مذاق اربابان آینده خوش نیاید تا بعد از آن هم بتوانیم از طریق بیت المال به چپاول بیت المال و پر کردن جیب هایمان ادامه دهیم ، اما چه بد گمانی کردید زیرا شما پسا جنگ ، دیگر جایی و خریداری در جامعه بیدار شده و تجلی یافته جدید نخواهید داشت و محکوم به افول و نابودی خواهید بود و کنتم قوما بورا ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنها حتماً در فهم مردم و انقلاب اسلامی و تاریخی که برای آغاز انسانی دیگر آغاز شد اشتباه کردند و این ما هستیم و راهی که رهبر عزیز شهیدمان در مقابل ما گشودند و بدون درگیری با آنها مسیر را به اعتبار «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» ادامه خواهیم داد و مسلّماً اکثر آنها متوجۀ اشتباه خود شدهاند وبا بنای فرهنگ تمدنساز، بیرون انداختن این افراد به هیچ وجه صلاح انقلاب نیست بدون آنکه بخواهیم خط آنها را دنبال کنیم. موفق باشید
