عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: بنده توفیق داشتم در تشیع امام شهیدمون در قم حضور داشته باشم. من چندین مرتبه در این تشییع عظیم از افرادی که پشت تریبون حضور پیدا میکردند، شنیدم که میفرمودند هرکس در تشییع ولی زمانه خود شرکت بکند تمام گناهان او بخشیده خواهد شد. هرچه به این مسئله فکر کردم احساس کردم منظور نمیتواند این گناهان عادی روزمره مردم عادی باشد. شاید چیز دیگری در میدان هست. چرا که این گناهان روزمره عادی مردم رو اگر توبه ای واقعی به میدان بیاید خداوند میبخشد. به هر صورت احساسم این است که منظور چیز دیگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن است که انسان به تولدی دیگر میرسد به همان معنایی که قرآن میفرماید باقیماندن بر بندگی از طریق رعایت حرام و حلال الهی انسان را شبیه امامان معصوم میکند و در مقام اُنس با پروردگارش قرار میدهد. از طرفی خداوند در رابطه با پاکشدن از گناه در اثر توبه و در اثر انجام عمل صالح دو مرحله را گوشزد میکند. یک مرحله که میفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» یعنی اعمال خوب و الهی موجب از بینرفتن سیئات میشود و انسان با اعمالی که در نزد پروردگارش اعمال حَسن هستند خود را از گناهان آزاد میکند و در یک مرحله میفرماید: «... إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» که اگر انسان توبهکننده و در توبهی خود عمیق باشد، نهتنها خداوند گناهان او را از بین میبرد بلکه آن گناهان را تبدیل به حسنات میکند. شاید مصداق مورد دوم حرّبنیزید ریاحی باشد که با توبهی خود به آنچنان کمالی رسید که مفتخر به شهادت در رکاب امام معصوم شد. حال سؤال شما آن است که مقام حرّ بالاتر است یا مقام کسی که چنین گناهانی را نکرده که مجبور باشد توبه کند. در ابتدای امر معلوم است که آنکسی که گرفتار گناه نشده و خود را شبیه معصوم نگه داشته برتر است ولی از آیهای که میفرماید برای بعضی گناهانشان را تبدیل به حسنه میکنیم نیز نباید به سادگی گذشت، چون دیگر نمیتوان بگوییم آن فرد گناهانی داشته زیرا میفرماید همان گناهان را تبدیل به حسنه کرده، یعنی گویا آنچنان متحول شده که فرصتهای از دسترفتهی او نیز جبران شده و به جای آن ها حسنه قرار داهاند. موفق باشید
سلام علیکم ما و قانون اساسی... شاید علی الاصول ، تحققِ اصلِ مهمِ "وَ قاتَلوهُم حَتی' لَا تکونَ فِتنَه" از طریق ادامه دادن مقاومت و تاب آوری تا ایام انتخابات کنگره و رساندن ترامپ به عاقبت کارتر و سرنگونی او ، راه درستتری بود اما لشکر اسلام با چه کنم چه کنم ها و نداریم نداریم های رئیس دولت و الیگارش منفعت در غرب طلب ، از کنار خیمه های معاویه برگشت و پا از گلوی آن بدن نیمه جان شده آمریکا برداشت تا مجددا نفت به زیر ۷۰ دلار و معیشت مردم آمریکا به دوران قبل از جنگ بازگردد ... پر واضح است که دشمن مانند جنگ ۱۲ روزه ، رفت تا با چاره اندیشی برای خلأها و باگ های این جنگ ، بعد از گذران مسائل سیاسی داخلی بازگردد . شاید علی الاصول امروز که در جنگ بوده و نصف راه را رفته بودیم تحمل سختی ها تا رسیدن به ریشه کنی فتنه ، راحت تر از چند ماه بعدی بود که دشمن تجدید قوا کرده و برای تنگه و مانند آن چاره ای جُسته سراغمان می آمد ، اما هر چه ولی جامعه از خطر اشتباه محاسباتی مسئولان فرمود افاقه نکرد. با پیام بی سابقه و منحصر به فرد رهبری معروف به "علی الاصول" ، خیلی از مسائل و مبانی قانونی کشور مورد تأمل و بعضا محل مناقشه قرار گرفته است. ابتدا باید بیان کنم که صدور این پیام هوشمندانه ، خطر خدشه وارد کردن به ولایت فقیه را دور کرد ، زیرا اگر این اختلاف نظر بعدها و پس از ضرر و زیان کشور علنی میشد این اشکال به کارآیی ولایت فقیه پیش میآمد که چگونه می شود چه بی حمایت قاطبه جامعه ( رک و راست بگویم کما در زمان رهبری شهید و برجام و وجود عوام فریبی مانند روحانی) و چه با حمایت قاطبه جامعه مبعوث شده کما زماننا هذا ، خلاف نظر رهبری انجام شود. اما این پیام صریح نشان داد در صیانت از حقوق جامعه برخواسته ای که ۱۰۰ شب است از رهبرشان سعادت و هدایت را مطالبه میکنند هیچ مسامحه ای راه ندارد. اما از موارد قابل تأمل آنکه همه ما معتقدیم ولی فقیه خاصتا بعد از انتصاب به رهبری جامعه ، مورد برخی عنایات و تفضلات خاصه الهی قرار میگیرند ، اما چگونه میشود وقتی ولی جامعه به همراه ملت ، اتفاقا باهم ، منفعت مملکت را کشف کنند قانون اساسی به چند نفر در شواریی به نام عالی امنیت ملی اجازه دهد جلوی آن کشف را بگیرند و احیانا باعث ضرر سنگین و جبران ناپذیر به جامعه شوند. جایگاه آن الهام و کشف چه می شود ؟! آیا قانون اساسی به واسطه ایجاد محدودیتی به نام شورا ، مانع از اجرای آن حکم الهی که به واسطه عنایات خاصه ربانی حاصل شده است نشده؟ عده ای گفته اند این نشان از دموکراسی است چون اینان مستقیم و غیرمستقیم نمایندگان ملت هستند! اما وقتی خود ملت رأسا پشت امام جامعه آمده و به کشفی رسیده اند و می خواهند آن را جاری کنند ، دیگر نمایندگان چه معنایی دارند؟! قابل تأمل دیگر ؛ اینکه قانون اساسی ریاست این شورا را به رئیس جمهورانی میدهد که معمولا به علت تحصیلات آکادمیک از فهم واقعی امنیت به دور هستند علیالخصوص این فرد که الفبای آن را هم نمی داند و اتفاقا مدام بر علیه امنیت ملی سخن میگوید ، خود محل تامل است و با اینکه از ابتدای انقلاب تا کنون بارها از آن ضربه خورده ایم اما در صدد اصلاح آن بر نیامده ایم. آیا احساس نمیشود ظرائفی از دید قانون اساسی پنهان مانده است ؟...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در این مورد بسی مفصل است و در عین اعتماد به عزیزانی که همه و همه دغدغۀ ایرانِ اسلامی و حضور ذیل شخصیت آن رهبر شهید را در خود زنده نگه داشتهاند و بنا دارند با قاطعیت تمام به عنوان ایرانِ ابرقدرت در مقابل متجاوزین کوتاه نیایند، آری! در عین اعتماد به آنها بالاخره طبیعی است که به هر دلیلی ضعفها و یا اشتباهاتی دارند. مهم آن است که با همان مبانی و اصولی که انقلاب اسلامی و رهبرِ الهی آن مدّ نظرها میآورند، جایگاه افراد و افکار را با همان طمأنینه بررسی نماییم. در آن صورت است که اولاً: از سایۀ خیمهگاه اصیل انقلاب فاصله نمیگیریم و با حکمت علوی از افراط و تفریطها مصون میمانیم. ثانیاً: مواظب هستیم برای آبادکردن دهی، شهری را ویران نکنیم. و این در صورتی است که با وسعت حضور جهانی تمدن نوین اسلامی در نزد خود و در نزد دیگران حاضر باشیم. در اینجا با این حضور است که میتوانیم سخنان حکیمانه و روش حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای را درک کنیم. به همان معنایی که در جواب سؤال کاربر شمارۀ 41946 عرایضی شد. و باید از خود بپرسیم ما چه نسبتی باید با سخنان و روش حکیمانۀ رهبرمان داشته باشیم که نه اندیشیدن را در این رابطه ترک کنیم و نه از اشارات شخصیت ایشان فاصله بگیریم. موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/186
استاد طاهرزاده استاد راهبر یا خبرنگاری انقلابی سلام و روز بخیر: در این روزها مطالب اساتید صاحب فکر و اندیشه اعم از اینکه تولید فکر کنند یا صرفا اهل فکر باشند را مرور کرده و میکنم و آنچه موجب شده بود به دامان این اساتید پناه برم این بود که نیازمند راهبر بوده و نمیخواستم در تله خبرنگاران هرچند انقلابی بیفتم ولی متاسفانه میدیدم که در این میان استفاده ام از مطالب استاد بزرگوارم جناب طاهرزاده عزیز بیشتر به اندازه استفاده از خبرنگاری شده (که با منابعی آن هم در حد برنامه های تلویزیونی مثل به وقت ایران و یا با اطلاعاتی که از گزارش های آقای محمدی به دست میآید) خبر مینگارد و در مواردی در همان سطح نیز تحلیل میکند. نمیدانم چرا به مطالب اساتید دیگر (چه موافق روند مذاکرات و چه مخالف) که رجوع میکردم (حتی اساتیدی که نه تولید کننده فکر بلکه فقط اهل فکر بودند مراجعه میکردم)، همیشه راهبری میدیدم ولی در کلمات و سخنان استاد طاهرزاده که نه فقط اهل که مولّد فکر است، غالبا حرفهایی نه در شأن بلند ایشان. آنچه برایم ناراحت کننده تر بود این بود که میدیدم در آن دسته از کانالهای انقلابی که بیشتر در فضای فکری انقلاب قلم زده و تشنگان را سیراب میکنند و تا این زمان مطالب استاد را نیز منعکس میکردند، دیگر خبری از کلمات ایشان نبود و ای وایِ من نکند آنها نیز مثل فهم ناقص من، استاد را نه راهبر که خبرنگاری انقلابی دیدهاند؟ سوالم را نزد برخی دوستانی که همیشه به استاد رجوع میکردند بردم و وقتی از برخی شنیدم «اگر استادی، در حد اطلاعاتی که خودت هم از چند برنامه و مصاحبه داری ظاهر شده، زین پس همکلاسی توست نه استاد راهبرت» بر فرق خویش کوفتم و بر سرمایه ای که دارد از دستمان میرود گریستم. همین
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم که اینچنین دلسوزانه به دنبال آنی هستید که بیش از پیش با حقیقت روبرو شوید. آری! در این مورد باید گشودگی لازم را در خود ایجاد کنیم، این شرط مهمی است که حتی مولوی حکایت میکند از آنکه اگر میخواهید سراغ من بیایید باید سوءِ فهم و سوءِ اخلاقِ خود را زمین بگذارید، نتیجهاش آن میشود که در وصف آنچه برای انسان پیش میآید میفرماید:
گفت که: «دیوانه نهای، لایق این خانه نهای» رفتم دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که: «سرمست نهای، رو که از این دست نهای» رفتم و سرمست شدم وز طرب آکنده شدم
گفت که: «تو کشته نهای، در طرب آغشته نهای» پیش رخ زندهکُنش کشته و افکنده شدم
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی» گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی» جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
گفت که: «شیخی و سَری، پیشرو و راهبری» شیخ نیَم، پیش نیَم، امرِ تو را بنده شدم
گفت که: «با بال و پری، من پر و بالت ندهم» در هوسِ بال و پرش، بیپر و پرکنده شدم
گفت مرا عشقِ کهن: «از برِ ما نقل مکن» گفتم: «آری، نکنم، ساکن و باشنده شدم»
وقتی انسان بتواند خود را در حضور بیکرانۀ حضرت حق پیدا کند، عمق حضور خود را بیشتر و بیشتر مییابد و همۀ عرایض بنده در آن است که حضور تمدنیِ ما از ما میخواهد که در جهان همدیگر، همدیگر را پیدا کنیم. و حکایت « گفت که: «تو شمع شدی، قبلۀ این جمع شدی»، حکایتِ دیروزی بود که دیروز بود و امروز میتوانیم در تاریخی حاضر شویم که ذیل ارادۀ الهی به آیندهای بیندیشیم که مفاهیم و باورهای انتزاعی و به گفتۀ جنابعالی «راهبربودن برای دیگران» طاقت آن را ندارد و اینجا است که تا کنون در 67 شماره با عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor/116 عرایضی مطرح شده است. باشد که هر آن کس دغدغۀ حضور و در جهانی دارد که ایران، مدّ نظرها آورده است، تذکری باشد. خوب است نظری به جواب سؤال شمارۀ 41849 انداخته شود. موفق باشید
ما که مجاهدت ها و مصائب اهل بیت رو ندیدیم فقط روایت کردیم. آقای ما تجلی مجاهدت های اهل بیت در زمان ما بود آقای ما از جنس کوه بود، شانه هایش حتی از کوه های زاگرس و البرز و خراسان هم محکم و استوار تر بود گویی قلبش دریا بود سینه مبارکش فراخ تر و گشاده تر از اقیانوس بود، انگار تازه یه سر سوزن متوجه شدم که کربلا یعنی چی امام و مولا از دست دادن یعنی چی. شما میدونین ۲۳ ماه رمضون مصادف شده با روز جمعه، چی میشد اگه همه در شب های قدر یک تضرع برخواسته از اضطرار انجام میدادیم و چشم همه و حتی چشم های گناه آلود و ناپاک من منور میشد به جمال آقا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مردان بزرگ شهید میشوند ولی نمیمیرند. و حال، ماایم و تاریخی دیگر با شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی که تازه، آغاز شده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/21874 موفق باشید
سلام و عرض احترام: ۱. اگر مردم ایران نظام جمهوری اسلامی را به هر دلیلی نخواهند چگونه میتوانند آن را تغییر یا سرنگون کنند؟ ۲. بنظر شما اکنون آیا مردم این خواسته را ندارند؟ لطفا بر پایه آمار برایم استدلال کنید. سپاس گزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در پرسش و پاسخ شمارۀ 41228 عرض شد بحث در نظر در سنتهای لایتغیّر الهی در میان است و اینکه مواظب باید بود تحت تأثیر رسانهها، گمان نکنیم فضا، فضایی است که رسانهها دامن میزنند. در حالیکه مسلّماً به حکم آیۀ «إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين»، آینده از آنِ اهل تقوا میباشد و ملاحظه فرمودید در ۲۲ دیماه و ۲۲ بهمنماه که رسانههای جبهۀ استکبار طوری تبلیغ کرده بودند که مردم از نظام جمهوری اسلامی منصرف شدهاند؛ چگونه بسیار بیشتر از سالهای قبل برای دفاع از نظام به میدان آمدند و از این جهت باید اساساً فریب این نوع ادبیات را که مردم نظام اصیلی که متذکر انسانیت انسان است؛ نمیخواهند، نخورد. آری! معلوم است که بنده و امثال بنده انتقادها و اعتراضهایی نسبت به ترکِ فعلها و کوتاهیهای نظام اجرایی داریم، ولی راه حل رفع مشکل، تغییر نظام نیست، بلکه اصلاح امور است در بستر همین نظام که مسلّماً بهترین نظام موجود در این زمانه در روی زمین است و خار چشم دشمنان انسانیت. موفق باشید
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت بن الحسن علیه السلام و استاد بزرگوار. استاد جانم میلاد حضرت حجت ارواحنا فداه بر شما و همه مسلمانان مبارک. جسارتا شما چگونه به عزیزترین فرد روی زمین تولدش را تبریک میگویید و چه کاری برای این فرد مبارک و مطهر انجام میدید؟ آیا اصلا جشن برای حضرت مهدی علیه السلام لازمه، و نوعی برخورد عوامانه با اهل بیت علیهم السلام و همردیف مردم عادی قرار دادن ایشون نیست؟ خب چه کاری باید بکنیم که مثل تولد مردم عادی نباشه؟ و حتی حظ عقلی و ذهنی هم نباشه، عینیت یافتن باشه. اجر حبت های شما حضرت صاحب الزمان (عج)
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار حساس و دقیق است از آن جهت که آن حضرت همه آینده انسانیت انسان میباشند و تولد ایشان یعنی ظهور نهاییترین انسان تا آنجایی که از حضرت صادق علیه السلام داریم «لَوْ أَدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أَیامَ حَیاتِی» اگر او را درک کنم در تمام عمر در خدمتش خواهم بود. به معنای ظهور و تعیّن نهایت حتی امامان معصوم. حال ماییم و پاس داشت سالروز تولد چنین امامی و گشوده شدن افق نهایی همه انسانیت انسانها در شخصیت آن حضرت. اینجاست که به هر بهانه و به هر صورتی که بتوانیم به چنین افقی نظر کنیم باید و باز باید آن حضور را مد نظر داشت. موفق باشید. https://eitaa.com/matalebevijeh/21635
سلام استاد عزیز: شهید سردار سلیمانی در بخشی از وصیتنامه خودشون که مناجات کردن با پروردگار گفتن....، خدایا وحشت همه وجودم را فرا گرفته. من قادر به مهار نفس خود نیستم. رسوایم نکن. من متاسفانه به گناهی اعتیاد پیدا کردم و مدت زیادی هم هست. هرکاری هم میکنم که نجات پیدا کنم اما انگار زمین و زمان داره دست به دست هم میده که من مرتکب گناه بشم. واقعا گیر خیلی بدیه. با نظر به مناجات سردار سلیمانی، این رو میفهمم که خدا باید منو نجات بده. البته شأن و مقام سردار سلیمانی اونقدر بالاست که چه بسا همچون ائمه که اصلا گناهی نمیکردن ولی خودشون رو در مقابل پروردگار گناهکار میشناختن، هستن. ولی برای امثال من... واقعا چه کنم؟ گرچه که هیچوقت امیدم رو از دست ندادم و در قلبم مطمئنم به هدفم میرسم چون خدا رو خیلی بزرگتر از همه چی میبینم ولی خب قریب به ۸ سال هست درگیر هستم و الان ۲۶ سالمه. خیلی از خودم ناراحتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان اُنس با حضرت حق بخصوص در این ماه شریف شعبان به کمک مناجات گرانقدر «شعبانیه» به لطف الهی، حضرت محبوب ما را از نفس امارّه مان پس میگیرد و ما را از آنِ خود میکند و منظور آن شهید بزرگوار نیز همین است که با مناجات با خدا از آنِ خدا شود و دیدید که شد و توانست تا آنجا پیش برود که با بصیرت الهی خود فهمید جمهوری اسلامی حَرم شده است. به همان معنایی که آن شاعر عزیز فرمود:
پیراهن خونین شهیدان، کفن ماست جمهوری اسلامی ایران، وطن ماست
موفق باشید
سلام و ادب خدمت شما: اگر میشه کمی توضیح بدید در مورد عبارت «ایمان ابوذر ساز» که رهبری در سخنرانی اخیر بهش اشاره کردن که به چه معناست و چطور باید به این ایمان دست یافت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در جواب سؤال شماره 41063 شد. به جناب اباذر فکر کنید که چگونه در زمان عثمان هر روز به دارالعمارة میرفت و نسبت به عدم تقسیم صحیح بیت المال اعتراض می نمود به جهت نفوذ جریان اموی در دارالعمارة. که داستان آن مفصل است. و همین امر موجب تبعید جناب اباذر شد و امروز نیز باز جریان عدالتخواه و باز تذکر نسبت به تقوا و عدالت.
آری! امروز شور اباذری در راستای عدالتخواهی باید در بین جوانانمان به میان آید و همچون جناب اباذر باید در رابطه با عدالت، مطالبهگری کرد تا شعار عدالتخواهی شعار جوانانمان بشود البته در فضای تقوا، تا گرفتار افراط و تفریط نشویم و بهانه در دست رانتخواران داده نشود. موفق باشید
پیرو پرسش و پاسخ۴۰۹۳۵ سلام: چرا وقتی شرایطش هست و یا مانعی وجود ندارد (مثلا ضرر مهم جسمی، مریضی، حرام نبودن سفر) «تا آن جا که می شود» نباید روزه مستحبی گرفت؟ [عبارتی که در بعصی دستورهای اخلاقی داده می شود: «مهما آمکن» یا «تا می توانی»] چرا باید کنترل شده روزه گرفت؟ مثلا کسی در شرایطی می تواند اکثر روزها روزه بگیرد چرا از این کار نهی می شود؟ چیزهایی که گفته شده از قبیل موارد زیر است: اقبال و ادبارِ بی حوصلگی، خستگی، دلزدگی، حالت اجبار، تحمیل بر نفس. رفق و مدارا: ارفاق کردن بر خود، سخت نگرفتن، گول زدن نفس، کمی کم تر از حد توان بودن. سنت: این که به ما رسیده پیامبر هر روز روزه نمی گرفتند. حضور در اجتماعات، مجالس مهمانی لازم مثلا اگر شائبه ریا... باشد * در کتاب های اخلاقی معمولا در بحث شره می گوید چون خاصیت نفس حالت افراط است توصیه های دین برای کنترل طبع انسان است آیا دلیل کنترل انسان از حالت خمود و تفریط این هم هست که توجه می دهد به دوبعدی بودن انسان و این که انسان جسم دارد و باید به آن هم توجه کند. آیا دلایل دیگری هم می توانید بیان کنید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ این موارد را که فرمودید باید در نظر گرفت و در عین حال هرکس باید به حال خود نگاه کند که اگر میتواند در ایامی که توصیه به روزهداری شده، از روزهداری بهرهمند شود به همان معنایی که توصیه به روزهداری ماه رجب و شعبان و اتصال آن به ماه رمضان شده است و مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» فرموده باشند پس از این توصیه از طریق پیامبر «صلواتاللهعلیهوآله» هرگز آن روزهداری را ترک نکردهام. با اینهمه هرکس باید به خودش و امکانات جسمی و روحیاش بنگرد تا سختگیری بیجا در میان نباشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: لطفا بفرمایید و نظر خودتون رو در مورد مطلب زیر بیان کنید. طبق روایاتی که میفرمایند که در نماز یکی از ما را در قلب خود قرار دهید و آیت الله قاضی نیز فرموده بودند که استادتون رو در نماز پیش روی خود قرار دهید، و همچنین با توجه به اینکه خداوند در اسماء و مظاهر فقط قابل شناخت و ارتباط میباشد و ائمه فرمودند که اسماء ما هستیم «نحن الاسماء الحسنی» و نیز شما بارها فرمودید که خدای بدون مظاهر خدایی وهمی است که همچین خدایی نیست و باید از طریقِ اسماء و مظاهرِ اسماء با خدا مرتبط شد. حال میتوان به این نتیجه رسید که چون ما نمیتوانیم خدا را عبادت کنیم و باید مظاهر اسماء رو که ائمه هستند عبادت کنیم؟ و اگر نتوانستیم میتوان استاد سلوکی خود را عبادت کنیم؟ آیا این نتیجه گیری درست است؟ این سوال رو به این خاطر میپرسم که اگر همچین عقیده ای رو باید داشته باشم تصحیح کنم. ما را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عبادت مخصوص خداوند است و لاغیر. آری! با نظر به حضرت محبوب یعنی خداوند، آینهها که اشاره به حضرت معبود دارند و مظهر اسماء الهی هستند، بسیار ارزشمندند تا ما با شخصیت ائمۀ معصومین«علیهمالسلام» که اشارههایی هستند به سوی حضرت معبود؛ به بهترین شکل متوجۀ حضرت حق باشیم. به همین جهت ما ائمه را راه و سُبُل میدانیم به همان معنایی که قرآن میفرماید: «إلى رَبِّهِ سَبيلاً» آنان راههایی هستند به سوی پروردگارشان. موفق باشید
سلام: شخصی هست که بدون اینکه بخواهد جن دیده است آیا این بد است؟ چه کند که دیگر این اتفاق نیافتد و دلیل اینکه دیده است چیست؟ آن فرد انسان بدی هم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیتوان گفت آن فرد، فردِ بدی میباشد ولی به هر حال باید با تدبّر در قرآن بخصوص با تدبّر روی آیات الکرسی، روح خود را از این نوع توجهات منصرف نمود. https://lobolmizan.ir/get-file/1643/?item=0 موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز سخنران عزیز استاد شجاعی گفتن امسال خالی کردن میادین درست نیست و سریع برید اربعین یکی دو روزه برگردین به نظرم لحن صحبت و محتوا اینطور بود که همین میدان از اربعین بالاتره. خواستم نظر شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتۀ قابل توجهی را فرمودهاند مگر آن که شرایط تغییر کند. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان میگذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه میتوان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجلاللهتعالیفرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمیباشند که با شخصیت همهجانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسانها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید
سلام: بنده کتابهای چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و عالم دینی رو خوندم. راستش مشکل من فکر در گذشته و آینده نیست مشکلم افکارم در زمانِ حال هست. مثلا شب میرم تجمع یه عده آقای جوان ایستادن. میخوام همراه با مردم زیارت عاشورا بخونم همش ذهنم میره، افکارم اینجوریه که آره الان اینا دارن نگاه ما میکنن. یا خوشم میاد چون جوان هستن. پیر باشن میگم الان میگن چند شب اومدن تجمع یا بدم میاد میگم اینا هر روز منو میبینن. یا نگرانم که عکاس بیاد اون لحظات عکس بگیره و من در حال گریه باشم. و تا بخوام بخودم بیام دعا تمام شد. هیچ حضور قلبی هم حاصل نمیشه چون به همین نوع افکار میگذره. دست خودمم نیست هرچی میگم نه. ذهنم خودش بصورت خودکار افکار میان داخلش. و بعدش دلم از سنگ میشه. میخواستم ببینم بااین مشکل چیکار کنم ؟ چه کتابی بخونم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هرجا که باشیم این توهّمات سراغ انسان میآید و انسان با نظر به توحید الهی و آن افقی که با ذکر «لا اله الا الله» و سورۀ توحید در مقابلش گشوده میشود؛ از آن خطورات عبور میکند و البته باز به شکل دیگری میآید و باز ما را عهدی است با جانان و جنگی که باید همواره با شیطان داشته باشیم، تا با ذکر توحید و نظر به آن افق بیکرانه، دامن ذهن خود را از این خطورات برگیریم تا به مرور و باز به مرور، شیطان مأیوس شود. و اینجا است که فرمود: «در جهان جنگ این شادی بس است / که برآری بر عدو هر دم شکست». کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راهکارهایی در این رابطه دارد. موفق باشید
سلام استاد جان: امشب مدیر یه مجموعه خیریه که خصوصی هست و همش با پول مردم میچرخه صحبت کردم گفتم علاوه بر فقر مالی، مردم فقر فرهنگی هم دارند. پیشنهاد دادم ماهی یکبار سالی یکبار به این خیرها بگو یه کتاب هم به خانواده ها اهدا کنید اگر کسی تلنگر بخوره دنیا و آخرت خودت و خانوادت و خیرها آباد میشه. حالا سوالم اینه چه کتابی باشه که همه فهم باشه و راه و رسم زندگی الهی را آموزش بده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای استاد صفائی حائری مانند کتاب «نامههای بلوغ» و کتاب «مسئولیت و سازندگی» ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام استاد: در قرآن آمده که وقتی عده ای گفتند «وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» در آیه بعدش خداوند می فرماید: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ» اکنون سوالم این است که در قضیه: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» چرا علیرغم حضور رسول خدا (صلوة الله علیه) عذاب بر اون شخص نازل شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تا حضور توحیدی رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و یا انسانهای موحدِ تاریخساز در میان باشند، عذابی برای اضمحلال آن جامعه پیش نیاید. و این غیر از آن است که یک نفر بخواهد با ادعای خود نفیِ حقیقت بکند و معلوم است که با او برخورد میشود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: از اینکه هر روز مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را در کانال «روایت های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و کانال مطالب ویژه قرار میدهید بسیار متشکر هستم. در شماره ۳۳ این مباحث موضوع «حضوری که معنای تفکر تاریخی ما می باشد» را به میان آوردید، به نظر شما چگونه ما باید به این حضور فکر کنیم؟ چنانچه این شبها ملاحظه میکنید که بحمدالله با استقبال خوب مردم هم روبرو شده ، ولی برنامهها هرچند خوب است ولی بیشتر شعاری میباشد. چه کار باید بکنیم که به آن عمقی که برای فردای ما مهم باشد و باز گرفتار سطحی نگری نباشیم عمل کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتش این نکته بسیار مهمی است که متوجه باشیم از دیدگاه توحیدی این صحنهها چه جایگاهی دارند و چه آیندهی درخشانی میتوانند به میان آورند و این مشروط به آن است که ما با نگاه توحیدی و قرآنی موضوعات را بررسی کنیم که البته این وظیفه روحانیون عزیز است و وظیفه ما میباشد که مطالبه کنیم از مسئولین و برنامهریزهای این شبها که حتماً از روحانیون عزیز استفاده کنند هرچند که به مدت یک ربع باشد و البته روحانیون عزیز هم با ما معارف توحیدی و به خصوص آیات جهاد را در میان بگذارند و همچنان که رهبر عزیز شهیدمان متوجه بودند ما را متوجه آینده بزرگی بکنند که در پیش است. موفق باشید.
سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر میگذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمیکرد دوام میآورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم میکند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه میشود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم میگیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظهکاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغههای بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهیهایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکلگیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه میروند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانتخواران اقداماتی کردهاند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابانها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر میزنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سهگانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2
سلام استاد عزیز استاد آقای شهیدمان میفرمودن هیچ جای قرآن وعده پیروزی و نصرت داده نشده اگر شما حمله کنید اما اگر به شما حمله شود قطعا پیروزی و نصرت الهی به شما میرسد استاد اطرافیان از من میپرسندکجاست وعده نصرت الهی برای مردم غزه اسراییل ظرف ۲ سال غزه را با خاک یکسان کرد چرا خدا مسلمان مظلوم را یاری نکرد؟استاد چه بگویم در جوابشان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اندیشیدن در این موارد بسیار ظریف است و با نگاه به درک حضور تارخی یک ملت جایگاه رخدادها معلوم میشود. آیا خود مردم غزّه و مجاهدان حماس هم که به دفاع خود پرداختند، چنین تصوری دارند که پیروز نشدهاند؟ و یا به خوبی متوجه هستند از یک طرف مانع شدهاند که در جریان طوفان الاقصی اسرائیل در خلع سلاح حماس ناکام شده است؟ و از طرف دیگر فلسطین را به موضوع جهانی تبدیل کردهاند تا بنا به گفتۀ شهید هنیه، خطر بزرگ حضور از نیل تا فرات اسرائیل را به حاشیه ببرد خطری که برای همۀ مسلمانان منطقه پیش آورده بودند. گویا خود مردم غزّه بیشتر از ما میدانند چه رسالت تاریخی بزرگی را بر عهده دارند. و از این جهت حتی توصیههای تغییر سرزمینشان را نمیپذیرند، سرزمینی که به ظاهر چیزی برای زندگی کردن نمانده. و از این جهت عرض شد باید زیاد به این نکات فکر کرد. بخصوص که بنا بر آن بود تا اسرائیل در معنای خود حضوری جهانی داشته باشد و حال، به کشوری شکستخورده در وجدانهای عمومی تبدیل شده است بدون هیچ آیندهای زیرا مظلومیت، بیداری میآفریند، و مظلومیت گسترده، بیداری گسترده میآفریند.. موفق باشید https://aparat.com/v/ahuaxog
مرحوم استاد شهید آیتالله مرتضیمطهری در صفحه چهل و هفتم از جلد دوم از کتاب حماسه حسینی تحت عنوان «کربلا نمایشگاه معنا و روحانیت، نه نمایشگاه جنایت بشر» اینگونه نگاشتهاند: «ولی فاجعه عظیم و شاید عظیمتر از این در دنیا زیاد بوده. خود فاجعه مدینه کمتر از فاجعه کربلا نبوده.» ولی از حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) آوردهاند: «لایوم کیومک یا ابا عبدالله» یا آن حضرت که فرمودند: «لایوم کیوم الحسین»، اکنون سوال حقیر آنست که وجه جمع بین این نظر و این روایات چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایت مشهور، نظر به جایگاه تاریخی نهضت اباعبدالله «علیهالسلام» میباشد که تا قیام قیامت آن قیام بزرگ با ما حرفها دارد به همان معنای نگاه هرمنوتیکی و نظر به جایگاه تاریخی کربلا. لذا است که ملاحظه میکنید چگونه هر سال کربلا بیش از سالهای قبل به ظهور میآید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت شهادت رهبری و مردم ایران. خانواده بنده مخالف نظام و رهبری هستند و در برخی موارد توهین هایی انجام میدهند که باعث واکنش من میشود و نهایتا باعث بداخلاقی و برخورد با یکدیگر میشود سوال اینجاست که آیا واکنش من درست است و رضای خدا در آن است؟ کلا در موارد اینچنینی چگونه باید برخورد شود خصوصا در این زمان که ما داغدار رهبری و وطنمان هستیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این موارد با سکوت خود، عدم رضایت خود را اعلام کنید بهتر است تا به طور مستقیم درگیر شوید. موفق باشید
سلام استاد: آیا این برداشت صحیح است؟ کجای مطلب اشکال داره؟۱. وحدت وجود و تجلی صفات (نه ذات) در مکتب ابن عربی، وحدت وجود به این معنا نیست که خالق و مخلوق یک چیز هستند، بلکه به این معناست که وجود حقیقی و اصیل، تنها منحصر به خداوند است و موجودات دیگر، جلوات و مظاهر صفات اویند، نه ذات او. برای روشن شدن این مفهوم میتوان از مثال معروف خورشید و آینهها استفاده کرد: · خورشید در آسمان: تشبیهی از ذات خداوند است که در جایگاه خود ثابت و غیرقابل دسترس است. · نور خورشید: تشبیهی از تجلی صفات خداوند است که در همه جا پخش میشود. آینهها: تشبیهی از موجودات (مخلوقات) هستند که هر کدام به اندازه ظرفیت و «استعداد» خود، آن نور را منعکس میکنند . بنابراین، آنچه در انسانهای مختلف تجلی میکند، صفات خداست (مانند رحمت، عدل، قهر، لطف) و ذات الهی همواره متعالی و فراتر از این تجلیات باقی میماند. ۲. تجلی در انسانهای مختلف: از انسان کامل تا انسان عادی: در حکمت ابن عربی، تجلی به یک شکل نیست و دارای مراتب است. درجات تجلی در انسانها بر اساس «ظرفیت وجودی» یا همان «استعداد ذاتی» آنها متفاوت است. این تفاوت درجه، به مفهومی به نام «اعیان ثابته» یا «حقایق ثابت» برمیگردد. «اعیان ثابته» یعنی طرح و نقشه و استعداد ذاتی هر موجودی که از ازل در علم الهی وجود داشته است. خداوند بر اساس این اعیان، فیض وجود را به آنها میبخشد. به بیان دیگر، هر موجودی به اندازه گنجایش «عین ثابت» خود، میتواند مظهر و جلوهگاه اسماء و صفات الهی باشد . ۳. مراتب تجلی (از بالاترین تا پایینترین): ابتدا انسان کامل, که در رأس این هرم، انسان کامل قرار دارد که حضرت محمد (ص) بارزترین مصداق آن است. ابن عربی از انسان کامل به عنوان «مظهر تام اسمای الهی» یاد میکند. او مانند یک آینه تمامنما، تمام صفات و نامهای خدا را در خود منعکس میسازد و واسطه فیض الهی به جهان هستی است. هدف از خلقت، ظهور همین انسان کامل بوده است تا خداوند صفات خود را در موجودی کامل مشاهده کند. مراتب پایینتر: هر چه از این مرتبه کامل فاصله میگیریم، ظرفیت وجودی کمتر شده و انسانها فقط مظهر تعدادی از صفات الهی میشوند. به عنوان مثال، یک انسان میتواند مظهر صفت «رحمت» یا «عدل» باشد، اما هرگز نمیتواند به تنهایی مظهر تمام اسما باشد. ۴. تفاوت تجلی و مظهر: تجلی: به فعل و عمل خداوند اشاره دارد. یعنی خداوند است که با صفات خود بر بندگانش «تجلی» میکند. این یک فعل الهی است. · مظهر: به محل و آیینه ظهور اشاره دارد. یعنی انسان یا هر موجودی که این صفات در او دیده میشود، «مظهر» آن صفت خداست. میتوانیم هر دو واژه را به کار ببریم، اما در یک جمله دقیق، وقتی از منظر خدا به عالم نگاه میکنید، میگویید خدا «تجلی» کرده است، و وقتی از منظر عالم به خدا نگاه میکنید، میگویید این مخلوق، «مظهر» صفات خداست. در جهنم، این صفات قهر و جلال خداوند هستند که بر انسانها تجلی میکنند، نه ذات او. عذاب جهنم نیز نتیجه مستقیم اعمال خود انسانهاست که در قالب «تجسم اعمال» ظاهر میشود و این اعمال نیز جلوهای از صفات الهی در چهرهای خشمگین و دردناک هستند. حتی در این حالت نیز، این تجلی صفات است، نه حلول ذات.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله به نکات خوبی اشاره فرمودهاید. خداوند ما را در این نوع معارف، حاضر و حاضرتر کند. در این رابطه و برای حضوری که نیاز این زمانه میباشد، جناب صدرالمتألهین، «برهان صدیقین» را به میان آوردهاند که خوب است به آن مبحث مهم نیز رجوع شود به اعتبار «قلوبٌ یعقلون بها» https://lobolmizan.ir/get-file/643/?item=0 . موفق باشید
عرفانی که زود و ساده و بی دردسر بدست میآید عرفان نیست بلکه شیخ و مریدبازی و اباحهگری است. عرفان به احکام شریعت عمق میبخشد تا با یقین (و نه سطحی) انجامشان دهیم. طریقت راه باطن و عالم درون است نه سرگردانی در کثرتها به اسم عرفان! عرفانی که با اباحه آشناست اسمش هوس نفسانی و شیطانی است نه عشق رحمانی و عرفانی. عرفانی که به ما توجیه رفتارهای زشتمان را یاد میدهد همان زینت دادن شیطان است. ارضای هوسهای نفسانی به اسم عشق و فنا گناهی نابخشودنی و مضحک است. وقتی عرفان از شریعت جدا شود، نه عمق بلکه پوچی مقدسنما پدید میآورد. چنین عرفانی، که با اباحهگری و توجیه گناه همراه است، در واقع انکار مسیر تزکیه و تسلیم است؛ یعنی همان چیزی که عرفای راستین از آن گریزاناند. شریعت پوست مغز طریقت است و میوه بیپوست فاسد میشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است و عرفای بزرگ برای هرچه بیشتر نزدیکشدن به عمق شریعت الهی، به آموزههای عرفانی ورود میکنند تا هرچه بهتر متوجۀ زیباییهای دریچههایی شوند که شریعت الهی در مقابل انسان میگشاید. آیا نماز را با نگاه عارفانِ واصل خواندن، مانند نمازی است که ما میخوانیم؟! موفق باشید
سلام علبکم و جزاک الله خیرا. استاد رساله الولایه یکی از مطالب ویژه آن این است که تشریعیات ریشه در حقایق ماورا الطبیعی دارد که در عالم دنیا به صورت قانون و شریعت ظهور میکند با این وصف چرا وضوی اهل سنت را باطل نمیدانیم و نماز با آنها را درست میدانیم یا چرا ازدواج سایر ادیان را بر اساس سنت خودشان درست میدانیم و دهها مثال دیگر که با آن حقیقت ملکوتی تطبیق ندارد و مرتبه نازله آن حقیقت نیست و بشر آن را تغییر داده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اعتباریات دینی، مسلّماً ریشه در نفس الامر دارد ولی گویا نفس الامر را وسعتی است که این نوع اعتباریات هم نسبتی با آن نفس الامر برقرار میکنند. مهم صورتِ اصلی اعتباریات است که بیشترین ارتباط را با نفس الامر داشته باشند که سیرۀ اهل البیت «علیهمالسلام» از این نوع است و البته این غیر از آداب من درآوردی است که هیچ مبنای نفس الامری ندارند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: ما اگر انقلاب اسلامی را در مقابل غرب بخواهیم بشناسیم و من اینگونه تعبیر میکنم که انقلاب آنتی تزیست در مقابل تز غرب و خب اگر اینچنین نگاه کنیم با وجود فساد ها و نبود مثالی برای اسلامی بودن جز اسم اسلامی که پشت ارگان ها خورده و ندیدن آرمان های ۵۷ که خب ما تنها به آن ها دلخوش کرده ایم؛ اما اثری نمیبینم. میشود اینچنین گفت که ما به سنتزی نخواهیم رسید؟! اینگونه که اگر کسی به من بگوید مثالی از اسلامی بودن بزن مثالی ندارم اینها چطور با هم جمع خواهند شد؟! و نقدهای زیادی ممباب بی مسئولیتی ها و.. که قطعاً شما از من بهتر میدانید و وقت شما را نمیگیرم اما میخواستم بدانم این چه نسبتی است که با انقلاب میتوان برقرار کرد و با وجود اینهمه اشتباهات و ضعف ها میتوان از آن دفاع کرد و با آن بود؟! با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا به سخن رهبر معظم انقلاب فکر کردهاید که فرمودند:
«امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آوردهها و داشتهها و تواناییهای این ملّت؛ انکار تواناییهای این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشتههای خود غافل بشود، تواناییهای خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آمادهی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.» (۱۳/۱۰/۱۴۰۴)
آیا عظمتی بزرگتر از روز ۲۲ دیماه به عنوان جبهۀ نرم مقابل استکبار ممکن بود؟ آیا دلگرمیِ آزادگان جهان نسبت به حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی امری نیست که ما را امیدوار کند به تاریخی دیگر که تاریخ سیطرۀ استکبار نباشد؟ موفق باشید
