بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41885
متن پرسش

سلام عرض میکنم خدمت استاد طاهرزاده عزیزم که هرچه در حوزه غرب شناسی دارم را از ایشان دارم. در خصوص سوال مطرح شده۴۱۸۷۶ حرف امت مبعوث شده نه دعواهای جناحی است و نه دیدید دیدید گفتن حرف فقط یک چیز است که لااقل مسئله‌هایی که به حیات و ممات انقلاب وابسته است را از عینک ولی فقیه ببینیم.وقتی امام خامنه ای علی الاصول نظر دیگری داشتند چرا برای تفاهم نامه ۲۵ بار(طبق نظر اقای ذاکانی اصرار به رهبری) پیش رهبری برده شود.حرف امت مبعوث شده این است که چرا وقتی عده ای از همین مردم کف خیابان میگفتند امام جامعه رضایت ندارد انگ سوپرانقلابی و خوارج می‌خوردند. در واقع همان تیتر روزنامه هم‌میهن را همین که بزرگ نوشته بود همه چیز با اذن رهبری است را همین جریان بر سر امت مبعوث شده میزدند. درواقع در این چند شب قبل، اغلب تریبون داران با اینجور صحبت کردن،غیر مستقیم به امت مبعوث شده میگفتند شما نقد نکنید، صحبت نکنید، همه‌چیز هماهنگ است. امت مبعوث شده هم در این شب قدر دانستند که بله در زمان جنگ هم میشود چیزی را خلاف نظر رهبری تحمیل کرد و پیش برد.ای کاش جای این صحبتها علی الاصول برگردیم به نظر امام جامعه.از ادامه دادن در مسیرِ نظری غیر از نظر آقا برگردیم خداوند عاقبت همه ما را ختم ب شهادت کند. ان شاالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید موضوع بسیار حساسی در میان است از این جهت که رهبر انقلاب به هر دلیلی مصحلت ندیدند نظر خود را به صراحت مطرح کنند و در پذیرش نظر دولت هم اذن برای امضا کردن تفاهم دادند. آیا دولت توان اجرای آن را چه اندازه دارد نمی‌دانیم ولی هر چه هست نباید گفته شود مسئولان امر نظر خود را بر رهبری تحمیل کردند. https://eitaa.com/arshiv3133/131 آری به هر حال رهبری بصیر مطابق ظرفیت زمانه جامعه ما را جلو و جلوتر خواهند برد. https://eitaa.com/barzegar1359/4121     
موفق باشید. جناب استاد سید جواد میری در کانال خود در تلگرام در رابطه با جایگاه تاریخی جنگ رمضانی ما نکاتی را تحت عنوان «امید و ناامیدی: امکان ناممکن‌ها» فرموده اند که خوب است به آن نکات فکر شود.
امید و ناامیدی: امکان ناممکن‌ها
من نمی‌دانم شما چگونه با این جنگی که بر ما آوار شد روبرو شدید ولی "چیزی" در درون من با این جنگ "رخ‌داد" و من نمی‌خواهم این رخی که در پس این حوادث خود را بر من نمایاند رها کنم. درک من از این رخداد این است که ما را با مفهوم "سنت الهی" دوباره آشتی داد و ما را از سطح به نحوی به عمق برد و جان‌های ما را متحول کرد. البته مانند بسیاری از رخدادهای زندگی بسیاری از ما ممکن است "رخداد" را تبدیل به "امر مبتذل" کنیم و خود را از دایره تحول وجودی خارج کنیم تا بتوانیم به تنظیم کارخانه برگردانیم ولی فهم من از موقعیت این است که باید "امید" را باور داشت. به دنبال این کلمه بودم که به سخنی از امام علی این آموزگار بزرگ بشری برخوردم که می‌گوید
 كُن لِما لا تَرجُو أرجى مِنكَ لِما تَرجُو ؛ فإنّ موسى بنَ عِمرانَ عليه السلام خَرَجَ يَقتَبِسُ لِأهلِهِ نارا، فَكَلَّمَهُ اللّه  عزّ و جلّ فَرَجَعَ نَبيّا ، و خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَأٍ فَأسلَمَتْ مَع سُليمانَ عليه السلام ، و خَرَجَ سَحَرَةُ فِرعَونَ يَطلُبُونَ العِزَّةَ لِفِرعَونَ فَرَجَعُوا مُؤمِنِين"َ .                   
به عبارت دیگر، او می‌فرماید به آنچه "اميدش" را ندارى اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى ؛ زيرا كه موسى بن عمران عليه السلام رفت كه براى خانواده‌اش آتش برگيرد اما در آن جا خدا با او به سخن در آمد و او پيامبر برگشت؛  ملكه سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، اما به دست سليمان عليه السلام مسلمان شد؛ و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند اما ايمان آوردند و برگشتند. هنگامیکه به این جمله و مثال‌هایی که علی میآورد میاندیشیم به این نتیجه می‌رسیم که در پس حوادث که ممکن‌ها را ناممکن می‌کند و ناممکن‌ها را ممکن آنگاه باید بلندای تحلیل را عوض کرد و از چشم‌اندازی دیگر به هستی و خویشتن و جامعه و تحولات آن اندیشید. برای ما بسیاری از امیدها ناممکن بود و بسیاری از ناممکن‌ها واقعیات روزمره مسلط بر حیات جمعی ما اما این جنگ هندسه جامعه را متحول کرد و آنچه را امیدش را نداشتیم برایمان ممکن کرده است و البته سختی‌ها، رنج‌ها، مشقت‌ها، مرگ‌ها و دردهای بیشماری را هم بر جان‌های ما وارد کرده است ولی کیست که نداند در پس هر تولدی "دردها" نهفته است. من به آینده ایران امیدوارم و بر این باورم که هر جریانی به این "سیل امید" بپیوندد در فردای ساختن ایران جایی خواهد داشت و هر جریانی به دنبال تحمیل ناامیدی به جامعه باشد خواهی نخواهی از صحنه معادلات فردا حذف خواهد شد. بادهایی در حال وزیدن است و خود را باید در معرض آنها قرار دهیم تا کشتی‌های وجودمان به حرکت درآیند و ...
سیدجواد میری

41747
متن پرسش

سلام استاد: من به شدت حس ناکارآمدی و غیر مفید بودن می‌کنم، خیلی کارها انجام میدم ولی روحم راضی نیست، عذاب وجدان رهام نمی‌کنه، نمیدونم چکار کنم، نه میتونم بیشتر از این فعال باشم نه از خودم راضی میشم، این روزا که خودم رو مدام با عروس رهبر مقایسه می‌کنم و می‌بینم فرسنگها فاصله دارم اصلا یعنی میشه من با این زندگی یه روزی شهید بشم؟ فکر نمی‌کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که عهد خود با خدا را ذیل اسلام و انقلاب اسلامی و ولی فقیه همواره زنده نگه دارید، این خداوند است که با نظر به آیات جلیل‌القدر قرآن به ما وعده داده است که قدم‌قدم ما را به جایی می‌رساند که: «تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» پس مائیم «لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا» و این یعنی نه بنای خودنمایی داشته باشیم و نه آن‌که بخواهیم از مسیری که خداوند و اولیای الهی در مقابل ما گذارده‌اند، فاصله بگیریم. و این یعنی نظر به توصیۀ فوق العادۀ ولی فقیه زمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که فرمودند:
 «از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجه و حتی موجه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملت باشند».
و این است راه امروزین ما، و چه اندازه از راهِ حقیقت فاصله دارند آنانی که به بهانه‌هایِ حتی موجه، بعضاً در تریبون‌های شب‌های میدان‌ها، به اختلافات دامن می‌زنند و مسئولانی که امروز با تمام وجود و در حد اندیشۀ خود در تلاشند تا ما را از مشکلاتِ پیش آمده عبور دهند؛ مورد توهین قرار می‌دهند. این افراد دروغ می‌گویند که دلسوز ملت‌اند زیرا متوجۀ افق بلندی که امامِ جامعه مد نظر دارند نمی‌باشند. و این است غفلت بزرگ امروزین‌مان. موفق باشید                    
 

41671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: بحث آقای طائب در مورد مذاکره و آتش بس در مورد آیه «ان جنحوا لسلم» درست نیست. پارسال هم ایشان در مورد مذاکرات عمان به همین آیه استناد کردند. در حالی که چطور از دشمن غداری که سابقه جنایاتش نسبت به آزادگان جهان برای همه مشخص است و به تعبیر رهبر شهید مذاکرات برای عملیات فریب هست و دیدیم که پارسال بود، می‌توان چنین برآوردی کرد که واقعا می‌خواهد صلح کند!؟ چطور می‌شود بعد این همه جنایات آمریکا مصداق تقاضای آتش بس «ان جنحوا لسلم» شود؟! قاتل رهبری با تقاضای آتش بس خودش را نجات داد تا فرصت بخرد و حمله کند. دشمن وقتی رهبر عزیزمان را شهید کرده و رهبر جدید را تهدید به ترور می‌کند، می‌توان ادعای «آن جنحوا لسلم» او را پذیرفت؟ بال سلم را گسترانده باشد! آمریکا واقعا چنین است؟ آقای طائب در ادامه اشاره کردند که مسئولین از رهبر خواسته اند، خب اینکه برای ما واضح است، مسئولینی که زمان انتخابات رفع مشکلات کشور را در مذاکره با غرب و عضویت در کنوانسیون‌های بین المللی می‌دیدند و با نداریم و نمی‌شود و کودتا و شوک درمانی کشور را اداره کردند، اینکه چهل روز جنگیده اند هم برکت خون آقای شهیدمان هست! اجازه به چنین مسئولینی مثل اجازه امام به قطعنامه ۵۹۸ هست. واقعا اگر قرار بود خود رهبری با دولت انقلابی مثلا جلیلی تصمیمی برای ادامه جنگ بگیرند چنین تصمیمی می‌گرفتند؟ دقت کنید تحمیل دقیقا همینجا معنا می‌شود. آقای طائب هم همین را می‌فرمایند تحمیل نیست. از مسئولینی که ده شرط آقا در مورد مذاکره را به پنج شرط برای پایان جنگ تقلیل می‌دهند، توقع زیادی بود که چهلم آقا با قاتل آقا مذاکره نکنند!! هنوز هم که هنوز است آقای عراقچی می‌گوید اگر آمریکا جدی باشد ما مذاکره می‌کنیم! در مورد آیه سوره حشر هم مصداق درستی را مطرح نمی‌کنید. اینطور نیست که مذاکره و عدم آن نتیجه یکسانی داشته باشد. اگر آتش بس و مذاکره ای در کار نبود با حالا که هست نتیجه یکسان می‌شود که به چنین مصداقی تطبیق می‌دهید؟ مذاکره حتی در بیانیه گام دوم هم مورد نهی قرار گرفته، پارسال یک مهر فرمودند تا بیست سی سال دیگر هم مذاکره مضر هست. با پیروزی نسبی ما مگر ذات طرف مقابل عوض شده که مذاکره و عدم مذاکره نتیجه یکسانی داشته باشد؟ فرمودید اگر ایران به نقض آتش بس در لبنان پاسخ می‌داد بازی در پازل اسراییل بود! استاد این چه حرفیست؟ یعنی رهبری هم که پیش شرط مذاکره را وحدت ساحات تعیین کردند اشتباه کردند؟ اینکه افراد مذاکره کننده قبل از آتش‌بس کامل اقدام به مذاکره کردند صحیح بود؟ اگر ما پاسخ نقض آتش بس را می‌دادیم، عاشورایی که در لبنان اتفاق می افتاد و شش آسایشگاه زده می‌شد و هزار نفر در نقش آتش بس لبنان شهید می‌شدند؟ اقوام خودتان هم جزو همان مردم بودند باز هم همین را می‌فرمودید؟ مذاکره ای که در پی نقض پیش شرط‌ها انجام شده باشد غیرتمندانه است؟ گزارش نبویان از روند مذاکره را شنیدید و هنوز دفاع از مذاکره می‌کنید؟! اگر رهبری از روند مذاکرات راضی بودند چرا اجازه مجدد مذاکره را ندادند؟ و با وجود عدم اجازه مجدد ایشان به مذاکره چرا باز هم مذاکره در حال انجام است؟ شما که با عشق و علاقه به جلیلی رای دادید واقعا فکر می‌کنید اگر جلیلی هم رای میآورد روند جنگ به همین شکل ادامه پیدا می‌کرد که اینقدر از مواضع غرب زدگان دفاع می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که اگر مردم به آقای دکتر جلیلی رأی می‌دادند به جهت آگاهی ایشان از معارف قرآن از یک طرف، و روحیۀ انقلابیِ قاطع‌شان از طرف دیگر، و آگاهی‌شان نسبت به قواعد دیپلماسی با روحیۀ انقلابی؛ همه حکایت از آن می‌کرد که دشمنان ما می‌دانستند با چه کسی و چه جایگاهی روبرو هستند و عملاً حتی ممکن بود امیدوارِ به مذاکره و حتی حمله به ما نمی‌شدند زیرا می‌دانستند با چه کسی روبرو هستند. ولی در مورد آنچه پیش آمده و بحمدالله مسئولان مربوطه با صداقت کامل به انسجام نسبت به یکدیگر می‌اندیشند، باید فکر کرد که حتی امثال آقای شمس الواعظین این‌طور از جبهۀ اصلاح‌طلبیِ افراطی فاصله گرفتند زیرا متوجه شده‌اند ملت ایران و ایرانِ عزیز در جای دیگری قرار دارند. و این‌جا است که باید به یگانگی و باز به یگانگی فکر کرد. بنده در سخنان آقای ابالفضل امامی در نقد آقای طائب، نوعی کینه و دشمنی دیدم به جای نقد دلسوزانه. https://eitaa.com/abarin/3414 در حالی‌که به حکم «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» خداوند آن‌گاه ما را یاری می‌کند و در کنار ما، ما را هدایت می‌نماید که تقوا پیشه کنیم. موفق باشید

41667
متن پرسش

سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم می‌گردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال می‌کنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414  چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آورده‌اند؛ بر نفی نمی‌گذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمی‌بردند. آری! این کار شایسته‌ای می‌باشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنه‌زدن است. به نظر می‌آید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمی‌آید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین می‌برد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، این‌گونه همدیگر را نفی می‌کنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش می‌آوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده  از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر می‌اندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کرده‌اید که می‌فرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخل‌ها را قطع می‌کردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ می‌کردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن می‌فرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید

41632

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: آیا باور کنیم که پس از این همه هزینه و خسارت، باز هم ما اعتقادی به خائن و اجنبی و منافق در داخل کشور نداشته باشیم و کاری از پیش نبریم؟ چرا اسم نفاق و خیانت را اختلاف سلیقه و عقیده و نظر می‌گذاریم؟ ما قائلیم که زباله به هیچ عنوان نباید در منزل بماند زیرا برای خانواده خطرناک است و آن را به بیرون می اندازیم اما چگونه به خطر زباله برای اجتماع قائل نیستیم؟ آیا اردوغان اشتباه کرد که بعد از کودتای نافرجام، طیف وسیعی از مزدوران تندروی مخالف و محاربین پنهان نظام خود را قلع و قمع کرد و حتی معلم را از کلاس درس بیرون کشید؟ اگر نمی‌کرد دوام می‌آورد؟ چرا نباید امثال عباس عبدی و آخوندی و ظریف و روحانی و اکوایران ها که صرفا نظرات مخالف ندارند و مسجل شده که در تیم دشمن بازی می کنند حداقل اخراج شوند؟ آیا این اسمش دموکراسی است یا خیانت به نظام و مردم؟ اصلا ما در کشورمان مرز مخالف با معاند و مزدور داریم؟ صادق زیبا کلام یکی از ذلیل ترین و خودتحقیرترین ها که حتی روی پرچم اسرائیل راه نمی رود، در این مملکت استاد دانشگاه است و مغز جوانان معصوم را مسموم می‌کند، این را به کی بگوییم؟ کرباسچی رانت خواری که از پای چوبه دار فراری اش می دهند در این حکومت صاحب روزنامه می‌شود و انتقام خود را از آن طریق از حاکمیت و مردم می‌گیرد .. وای خدای من! بحث، بحثِ عقیده است؛ آن خانم ناقص پوشی که شب ها پرچم به دست در خیابان است بر خلاف محاربان و منافقان بی عقیده ای که در لایه های مختلف دولتی و غیردولتی همزمان با محاصره دریایی شروع به گران کردن دلار و انواع سنگ اندازی ها در معیشت مردم کرده اند به وطن عقیده دارد. چرا هنوز باید کسانی را که نه به جمهوری اسلامی و نه به آرمان هایش کوچکترین اعتقادی دارند صاحب منسب باشند یا اصلا باشند؟ نکته مهم اینکه اکنون که خود مردم درخواست جاروی این غبارها را دارند هنوز هم حاکمیت محافظه‌کاری می کند و این غیر از ظلم به مردم هیچ چیز دیگری نیست... سوال بنده از شما اینست که آیا این جنگ پرهزینه و این بیداری و تنبه بی نظیر مردم یک آزمایش بزرگ برای حاکمیت نیست و عدم بهره وری کافی از آن به نفع ملت مؤاخذه الهی را به همراه نخواهد داشت؟ قطعا خداوند چک سفید امضا به کسی نداده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دغدغه‌های بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً هم کوتاهی‌هایی شده. ولی و صد ولی «برای آبادکردنِ دهی نباید شهری را خراب کرد» از آن جهت که ما در حال شکل‌گیری تمدنی هستیم که مسلّماً افرادی که نام بردید دیر یا زود به حاشیه می‌روند و از این جهت ابداً نباید کار آقای اردوغان را حجّت گرفت زیرا بحمدالله هم اکنون ما هزاران هزار مرتبه از ترکیه، جلو و جلوتر هستیم و ملاحظه فرمودید که بحمدالله مسئولین مربوطه تا حدّی برای به حاشیه بردن رانت‌خواران اقداماتی کرده‌اند و باید امیدوار بود تا از طریق همین نهضتی که در خیابان‌ها پیش آمده است، به کلی ما از مواردی که فرمودید عبور کنیم. البته و صد البته اگر گرفتار اختلافات داخلی و اتهاماتی که متأسفانه به همدیگر می‌زنیم؛ نباشیم و نیروهای انقلاب با تأکید بر انسجام قوای سه‌گانه، همدیگر را بفهمند. موفق باشید https://kayhan.ir/fa/news/330962/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2

41595

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم می‌بینیم و دربرابر آن، عده‌ای همچنان از باور به حماسه‌ها و خیزش‌های دوباره این امت سرباز می‌زنند. پناه بر خدا گویی چشم‌هایی برای دیدن و گوش‌هایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوت‌ها به‌طرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را می‌بینیم که زود بزرگ شدند دانش‌آموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر می‌دهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیش‌گامِ بزرگ‌سالان شده و سرودِ مقاومت می‌خواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگ‌سالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمی‌ها و بازی‌های کودکانه خود مانده‌اند. شدت و ضعف ایمان‌، امروز شفاف‌تر از همیشه نمایان است؛ جایی که هم‌وطنانی درگیرِ چه کنم‌های بی‌پایان‌اند، و یا عده‌ای معدود، همچون منافقان و وطن‌فروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کرده‌اند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسان‌های معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آن‌جایی که ان شاءالله در نهایی‌ترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفته‌ایم. آیا شرافتی بالاتر از این می‌شود که مقابل ما خبیث‌ترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفته‌اند؟ خدا می‌داند همۀ پیامبران و همۀ انسان‌های آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و این‌جا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید

41479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم ادراک و تحلیل حضرتعالی از توقف جنگ، آتش بس یا هر چه بنامیم چیست؟ ما به پیچیدگی ها و دشواری های میدان،سیاست و تصمیم گیری ها و همچنین نادانسته های خود واقفیم. به تصمیم شعام هم احترام می گذاریم علیرغم اینکه دل‌هایمان پر از کینه و خشم از دشمن خونخوار است. اما از طرف دیگر نمی توانیم بپذیریم با اینکه بارها در طول جنگ تحمیلی سوم از طرف مسئولین مختلف سیاسی و نظامی و... مطرح شد که این دفعه آتش بس در کار نخواهد بود، با اینکه در آخرین ساعاتی که ضرب الاجل ترامپ رو به پایان بود، سپاه بیانیه شدید الحنی داد که خویشتن داری تمام شد با کشورهای منطقه، با اینکه مذاکره با این خوک کذاب را بارها آزموده این و نتیجه از قبل مشخص است، با اینکه... ما نمی‌توانیم بپذیریم این تصمیم خلق الساعه نبوده و در نهایت کج سلیقگی گرفته نشده. اگر هم می خواستید این تصمیم را بگیرید لااقل می گذاشتید قدری از این ضرب الاجل بگذرد. لااقل به تقویم نگاه می کردید و می دیدید که روز ملی فناوری هسته ای و فتح آندلس را در پیش داریم. در شرایطی که خیابان و میدان هم نوا و هم جهت بودند و یکدیگر را تقویت می کردند، سیاسیون نیز علیرغم اختلاف نظرها تقریباً همدل بودند به یکباره چه اتفاقی افتاد؟ این عدم اطمینان و اعتماد مردم ریشه در جایی دارد، در عدم اعتماد به شیطان بزرگ، در حافظه تاریخی دور و نزدیک از برخی فشارها و جفاها... ما می دانیم تا همین جا هم پیروزی های بزرگ مادی و معنوی زیادی به دست آورده این. ولی این رسمش نیست. این نحوه تعامل با مردم درست نیست. مردم داغدار، مردم غیور، صبور و داغدیده. باز هم تاکید می کنم ما به هرگونه تصمیمی احترام می گذاریم اما از ما نخواهید بدبین نباشیم، از ما نخواهید آرام بگیریم به بهانه تفرقه و چه و چه. از ما نخواهید بپذیریم که تصمیم به آتش بس اگر هم واقعاً عقلانی و منطقی و بر اساس واقعیات صحنه بوده- که البته شواهد و قراغچیز دیگری نشان می دهد- به زشت ترین صورت ممکن گرفته و اعلام شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می آید نکاتی که  جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که نسبت به موضوعات دارند، قابل توجه است. خوب است در این موارد رفقا به 4 فایل از سخنان ایشان با دقت نظر فرمایند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22231 موفق باشید

41455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود خدا بر استاد عزیز چه کسی فکر می کرد روزی برسد که عبدالکریم سروش هر روز و هر روز بیانیه صادر کند در راستای حمایت از مقاومت ولی به قول شهید آوینی حکیم زمانه دکتر داوری اردکانی تازه امروز دهان به رسای وطن بگشاید آن هم پر از کنایه به گذشته و آینده؛ انتظار نداشتم اندیشمند دردمند زمانه شهادت رهبر کشور را تسلیتی ساده بگوید در حالی که پیام مطولی برای فوت استاد دادبه نوشته بود اما کاش حداقل کودکان مدرسه میناب یا ناو دنا یا حداقل امثال شهادت لاریجانی که شاگرد فلسفه بوده او را تکانی میداد که نداد. خطاب به شهید آوینی عزیز باید گفت آسوده بخواب که یاران تو امروز از صد ها رقیب تو خطرناک تر شده اند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد چندان آسان نیست، بخصوص با شرایط جسمی که آقای دکتر داوری دارند. و فراموش نفرمایید هنوز بالاخره آقای دکتر سروش همان آقای دکتر سروشی هستند که نسبت به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و نقش حداکثری دینداری در امور، تغییر نکرده‌اند. و البته این نوع موضع‌گیری‌های ایشان را باید به فال نیک گرفت. موفق باشید

41433
متن پرسش

سلام علیک و رضوانه فص حکمة ابراهیمیه فی کلمة ثورة الاسلامیة این جنگ امروز ما حکمت ابراهیم محمدی در ذیل انقلاب اسلامی بود آنجا که در برابر تمدن نمرود زمانه ابراهیم وار به بت خانه تمدن غرب وارد شدیم و بی محابا تبر به دست و با شجاعت توحیدی دست به شکستن بت ها زدیم و این جز با رَوح الله میسر نبود و اینک مائیم و ندا و صدای توحیدی که به گوش عالمیان رساندیم که دیگر این بت خانه حاجتی نمی دهد و طلب فردای انسان نخواهد بود. ضربه ما به کاخ ویران تمدن غرب ضربه به عالم خیالی و توهمی مدرنیته بود که آدمی را در سرگردانی خیالات و در آرزوهای بی انتها اسیر توهمات بی اساس کرده است و آدمی در پی ارضا و اشباع و طلب آن حاضر شد تا اصیل ترین اصالت ها را زیر پا بگذارد تا به آن سراب مقصود و قبله نامعلوم عالم مدرن دست یابد و چه پوچ عالمی آنگاه که در برابر حضور توحیدی تاریخ فرو می ریزد و می پاشد و این تازه شروع فردایی است که آدمی در نهاد جانش طلب آن را داشت و اگر ما این حضور فرداها و پس فردا ها را برایش ترسیم نکنیم در بی عالمی و بی سکنایی ویرانه های خراب آباد مخیلات مدرنیته گم خواهد شد و امروز این انقلاب اسلامی است که راه فردای انسان را برایش پیش چشم های بشریت حاضر کرده است تا در افق معناهای اصیل از حقیقت و حیات و معناداری از عالم خود را پیدا کند و سکنی گزیند و وای به حال آنکه امروز در نقطه ای که باید حاضر شود حاضر نگردد. جنگ ما ابراهیمی است اما در شریعت ختمی و در نهایی ترین و اصیل ترین تاریخ انسان (تاریخ مهدی موعود)، و این حس حضور ما را برای فردایی که از آن ماست بیش تر میکند چون آن ابرانسان تاریخ و آن منجی اصیل آدمی و آن طلب نهاده در جان انسان ها و آن شراب طهور بشر از سکره ها و مستی ها عالم غربی از آن ماست. انسانی که امروز غرب را دیگر مأوای انس با حقیقت نمی داند و از فردای پیش روی غرب مأیوس و ناامید است در طلب فردایی می گردد که مطلوب جان و مونس تنهایی کشندهٔ نهیلیسم زدگی باشد. این فردا از آن ملتی است که امروز پرچم دار طلیعه ظهور صبح فردای انسان نهایی این تاریخ است. انقلاب اسلامی در مرحله گذر از صورت غرب زدگی است و اگر متوجه این امر عظیم نباشیم و غفلت کنیم زبان سخن با انسان های حقیقت طلب و حق جوی تاریخ را از دست داده ایم و علاوه بر آنکه عزم های که امروز برای عبور از غرب که به خیابان آمده است را برای تولدی دیگر در فردایی که غیر از زمانه دیروز آن هاست را پاس نداشتیم. انسان ها این شب ها در خیابان باید بدانند در حال رقم زدن تاریخ فردایی غیر از غرب و غرب زدگی هستند و این طلب های متعالی که امروز در خیابان ها به میان آمده اند را اگر مراقبت نکنند و اعتلا نبخشند در طلیعه فجر فردای این پیروزی آن شعفی که نصیب خاصان تاریخ از گذار این معرکه است را کم تر حس خواهند کرد. تاریخ حیات قدسی امروزین ما ثمره خونی است بس عظیم که در امتداد تاریخ کربلا برای ویرانی کاخ عظیم اموی جاری شد و پاسداشت این خون جز به ویرانی بت خانه غرب و عزم ابراهیمی ملت سلحشور محمدی برای حضور برین فردای انسانیت نخواهد بود. سلوک ابراهیمی ملت شریف و عظیم ایران امروز با گام های حضور در تاریخ مهدی موعود به یک عزم جمعی تاریخی انسان به فعلیت رسیده است و ما در حال یک سلوک آگاهانه در دل تاریخ در ذیل عصر مهدوی هستیم و این همان طلب و اشتیاق قلبی پیامبران و امامان برای حرکت انسان ها در گذر از ظلمات تاریخ شان بود و ما امروز شاهد این حرکت انسان در مسیر فعلیت اش هستیم. و چه خوش تقدیری است این شب های قدر از پی هم که نصیب حرم محمدی ایران شده است و چه خوش امانتی که به دوش پاسداران حرم عظیم ایران اسلامی در حال گذر از عصری تلخ از صورت انسانی به عصری روشن از انسان و انسانیت تا انسان ها بیش از پیش از سایه تحقیر تکنیک و مسابقه های جانکاه بی ثمر غرب برای بقا حیوانی نجات پیدا کنند. . این شب قدر ان شالله با بهترین تقدیر قضای طلب معهود عهد انسانی را که فراموش بشر مهبوط در غرب شده بود را به دنبال خواهد داشت و این مبارک سحر و این خجسته ایام به آغوش انسان بر می گردد و عالم بشریت دگر گونه جوان خواهد شد. سحری که از پس ظلمت امروزین در حال رقم خوردن است نتیجه تقدیر عزم های انسان هایی است در تاریخ که راضی به حیات تاریخی غرب به عنوان طلب جان شان نبودند و برای فردای دیگری که غرب از طلوع خورشید شرق طلب حقیقت کند خیابان را سجاده طلب عبودی و مناجات با خدا کردند تا بار دیگر به انسان ها در برابر ملائکه فخر کند و بار دیگر زمینیان مورد سجده ملائکه قرار بگیرند و بال ملائک فرش قدم های این آدم ها. امروز تکوین و تشریع نظام عالم در یگانگی به یاری آدمیان آمده است . راز حضور این همه سرزندگی در این شب ها و روزها را باید در امدا دنظام تکوین عالم که در خدمت اراده و طلب آدمیان قرار گرفته است مشاهده کرد. دیگر این انسان با دیروز متفاوت خواهد بود........... حرف زیاد بود و اما از اینکه اطاله کلام موجب آزار دل آگاه و روشن و بیدار وبصیر و خردمند این جمع و حضرتعالی که سرآمد این جمع خردمند هستید نشود از زبان درازی خود داری کردیم و باقی رشته سخن را به سخن های پس از هم که به زودی به ظهور خواهدآمد سپردیم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اندازه زیبا سخن گفته‌اید و چه اندازه حکیمانه به اموری اشاره فرموده‌اید که هر فراز از آن، میدانی می‌باشد که می‌توان با اندیشیدن به آن فراز، افقی را مقابل خود احساس کرد و به حضوری که به تعبیر جنابعالی به نوعی سرزندگی می‌توان دست یافت. آری! از تقابل عالَم خیال و توهّم در مقابل نظام حقیقت‌گرایِ انقلاب اسلامی سخن گفتید و این‌که در «اکنون» آن عالمِ توهّمی در حال فرو ریختن است و آنان این را برنمی‌تابند، هرچند چاره‌ای ندارند زیرا به گفتۀ جنابعالی این انقلاب اسلامی است که راه فردایی اصیل را که به نهایی‌ترین حضور منجر می‌شود مقابل انسان‌ها گشوده و دیگر، انسان در غرب و غرب‌زدگی نمی‌تواند خود را ادامه دهد. و چه خوب فرمودید که این مردم با عزم امروزین خود که عبور از غرب است به خیابان‌ها آمده‌اند برای تولدی دیگر. و آری! و صد آری! اگر متوجۀ جایگاه تاریخی این حضور نگردند به آن نتیجۀ اصیلِ پایداری که باید نایل شوند، معلوم نیست نایل گردند.
به گفتۀ جنابعالی در عزم ابراهیمی، ملت سلحشور محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» گام‌هایی بس بلند به سوی تاریخی برداشته‌اند که در نهایت، نورِ عظیم‌ترین انسان در جلوۀ انسانیت متعیّن می‌شود. و سلام بر مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» و سلام بر آینده‌ای چنین بزرگ که در این شب‌های قدرِ میدان‌ها، خداوند آغوش خود را به سوی مردم گشوده است تا راز حضور انسانیتِ انسان در مأوای الهی به میان آید. و به اشک‌های آیت الله جوادی و نظر به عظمتی که برای حضور این شب‌ها متذکر می‌شوند باید توجه کرد. https://eitaa.com/tafakorism/4946 و به سخنان آقای مسعود فراستی بنگرید که با بصیرت هنرمندانۀ خود چه اندازه خوب این حضور را «فهم» می‌کند. https://eitaa.com/simafekr_com/750  موفق باشید
 

41320
متن پرسش

به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم می‌انداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ می‌گفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل می‌گیرد پیش می‌آید و راه زندگی در دنیا را می‌گشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کم‌تر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمی‌کند. ما جواب آن‌را در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم می‌خورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان می‌دهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخ‌مان قرار داده تا که مردم ما و نه‌تنها رزمندگان‌مان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آن‌که متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. این‌جا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهای‌مان می‌ترساند، غافل از آن‌که ما در این میدان برای از دست‌دادنِ همه چیز آماده‌ایم تا معنی تاب‌آوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید    

41201
متن پرسش

با سلام و احترام فراوان: ضمن عرض سپاس از عنایات جنابتان؛ خواستم به {قصه و امکان گشایشی که دارد} نظر کرده و درباره آن به گفت و گو بنشینیم. درابتدا خواهشمندم که پیش فرض های مان را کنار زده تا قصه به قصه بودنش رخ بنماید. گاهی که انوار بر جان نویسنده می‌‍‌تابد و روایت چگونگی زیستنش -در حال تابش انوار- قصه می‌شود. پس قصه‌نویس، خود انسانی اللهی‌ست که فیض و اشراق دریافتی را در میان الفاظ به ما ارائه می‌دهد و ما با خواندن آن قصه و در نسبت با آن، نه متوقف در کلمات، بلکه سالکی هستیم که به حضور در آن عالم فرا خوانده می‌شویم. گاهی که انوار به زبان خیال، در قالب قصه و با زبان-جهانِ خاص، نویدِ زیستنی دیگرگونه را می‌دهد. زیستنی که چه‌بسا معنای دقیق {زی} در آن رخ بدهد. درانتظار چنین نویسنده ای باید ایستاد. باشد که در بردباریِ زاینده‌ای قرار گیریم تا پرتو های امکان قصه‌گویی بر جان یکی از ما منتظران بتابد و آنگاه او به نورِ ایزدی، جان مارا روشن سازد. آن قصه‌گو چنان نیست که فقط از امروز و محدودیت ها و دروج عالم گیر صحبت کند؛ او به نور اهورایی، جامعی‌ست که بر تاریخ سیطره دارد و همانگونه که امروز و دیروزش را چشیده و روایت می‌کند، فردا و فروغش را هم می‌بیند و اشاره می‌کند. او نه نومید کننده عصر نیهیلیسم بلکه گزارش دهنده امکان آینده است. قصه او دیگر رنگ و بوی تاریکی و سیاهی ندارد، او نور خالصی را در دل این ظلمت دیده، نوری که چنان عریان است که سایه سترگ تکنیک نتوانسته آن‌را خاموش سازد. با تشکر 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً قصه و حکایت و حقیقتِ قصه همان است که فرمودید. قصه، حکایت هستی ما در جهان است تا ما خودمان در نزد خود و در جهان، بودن‌مان را فراموش نکنیم. قصه، حکایتِ نسبت‌های زیبا و تلخی است که آن‌ها روح دارند و زندگی می‌سازند به همان معنایی که فرمود: «... وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» (بقره/۲۱۶) و این‌جا است که به نکتۀ ۵۳ کتاب «انسان و باز انسان» می‌توان نظر کرد که چگونه انسان می‌تواند زندگیِ گمشدۀ خود را با حکایت‌های سینه‌های سراسر تجربۀ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها پیدا کند و آن را که تجربۀ ایمان آن‌ها برای ما می‌تواند باشد؛ در ما مدّ نظر آید. آیا می‌توان با قصه بدین معنا از بیگانگیِ نسل‌ها عبور کرد تا جوانان‌مان فضای مجازی خود را، اشاراتِ مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها بیابند؟ فضایی که محسوس نیست ولی واقعی‌تر از واقعیات است به همان معنایی که ایمان به خداوند، ایمان به حقیقت علم و حیات است و نه ایمان به یک موجود خاص. موفق باشید      

41931

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: خانه دار و دیپلمه هستم و از بیاناتتون استفاده زیاد دارم، گرچه مطالب برام سنگینه. نگاه جدید شما خیلی بنده رو تو فکر میبره ولی همزمان که از تمام متدینین با تکیه بر جمله ی علی الاصولِ رهبری، پیام نه به مذاکرات دریافت می‌کنم و استدلالهاشون رو هم می‌شنوم تنم به لرزه درمیاد که نکنه اشتباه و بخاطر هوای نفسم تو موضع موافقت با مذاکرات ایستادم (اونهم با تکیه بر پیامهای سرداران سپاه مون و پیامهای شیخ نعیم و ارتباط این پیامها با پیامهای رهبری و با تکیه بر استدلالهای شما و دیگر دوستان) اشک های این دهه ی محرم من بیشتر بخاطر احساس بدبختیم بود که خدایا من کجا وایسادم، نکنه عاقبت به شر بشم!!!! و با خودم مدام می‌گفتم و میگم مگه میشه این همه آدم متدین و مادحین و منبری های سرشناس و خداشناس دارن میگن نه به مذاکره و... و میگن تیم مذاکره کننده ی ما این‌همه نقض از دشمن دیدن ولی همچنان دارن یطرفه تعهدات رو عمل میکنن و خون امام شهیدمون رو دارن با گندم و ذرت عوض میکنن و.... و بیشتر ترسم هم اینجاست که مدام همه چیز رو از تمام زوایا به عاشورا ربط میدن و با اینکاره مهر تایید محکمی به حرفهاشون میزنن امیدوارم حال بنده و امثال بنده رو درک کنید و با توضیحات جامع تون ما رو از سردرگمی دربیارید. حالا اینکه از قول امام خمینی (ره) می فرمایید دنیا عوض شده است، و از طرفی از تیم مذاکره کننده دفاع می‌کنید این یعنی تیم مذاکره کننده ما و شخصی مثل آقای پزشکیان و آقای همتی و آقایان قالیباف و عراقچی دارن با مبانی امام خمینی (ره) حرکت می‌کنند و تا این حد بصیر و فهمیم هستند؟ یا اینکه این اشخاص فقط طبق وظیفه ی دیپلماسی مذاکره می‌کنند، ولی نظارت رهبری و عمل سرداران سپاه و هماهنگی ای که سردار موسوی بین خود و میدان دیپلماسی اعلام کردند هست که داره طبق مبانی امام خمینی (ره) و امام شهیدمون پیش میره؟ ممنون که تشنگی بنده و امثال بنده رو برای باز کردن کامل این موضوع درک می‌کنید و ممنون که جملات و مطالب رو قابل فهم، برامون بیان می‌کنید🙏🏻

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که بانوان خانه‌دار ما تا این اندازه متفکرانه در تاریخ خود حاضرند و دغدغه‌هایی این‌چنین زیبا دارند. عنایت دارید که همۀ عرض بنده آن است که چرا یاران انقلاب همدیگر را نمی‌فهمند! و در این راستا است که عرض می‌شود چرا تیم مذاکره‌کننده را به جای انتقاد، نفی می‌کنیم. و از این جهت بنده نخواستم از تیم مذاکره‌کننده دفاع کنم، عرض بنده آن است که آنان را به عنوان فرزندان انقلاب درک کنیم، حال یا موفق می‌شوند و یا نه. زیرا ما بالاتر از آن هستیم که حضور تاریخی خود را محدود به این نوع مذاکره‌ها بکنیم و بنده از سخنان رهبر عزیز همین نکته را می‌فهمم. امید است که با درک همدیگر و تقوایی که مقصد نزول وحی الهی است، خود را جلو و جلوتر ببریم. موفق باشید

41658

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: رهبر شهید برخلاف آقای طائب آن جنحوا لسلم را راجع به آمریکا صادق نمی‌دانستند. «نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمه‌ی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و ‌می‌گوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه». طرف، ‌یک دولتی است که همفکر و هم‌عقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، می‌گوید بیایید با هم باشیم، با هم با ‌مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن ‌تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضه‌ای با شما ندارند، قبول ‌کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ می‌گوید، حیله می‌کند، نه؛ «لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ اگر ‌این‌جوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌می‌گوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، «وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌»، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. سخنرانی ۲۶مرداد ۴۰۲ در دیدار فرماندهان سپاه. ما نفهمیدیم چند بار دیگر باید از آمریکا سیلی بخوریم که امثال آقای طائب «ان جنحوا لسلم» را راجع به آمریکا صادق ندانند؟! فرمودید یکدیگر را تحمل کنیم.چرا دوستان به مخالف مذاکره انگ های مختلف می‌رنند؟ یکی از دوستان به مخالف مذاکره با شیطان گفت که بلندگوی شیطان نشید!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا به گفتۀ قرآن: « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» اگر حتی همان دشمنان متخاصم که تا پشت شهر مدینه آمده‌اند و شما را تهدید به موجودیت می‌کنند و حال متوجۀ ضعف خود شده‌‌اند و تقاضای آتش بس می‌نمایند؛ می‌فرماید شما نیز کوتاه بیایید و به خداوند توکل کنید و همۀ حرف در همین توکل به خداوند است که امری بالاتر از شکست ظاهریِ دشمن برای شما تهیه دیده است و از این جهت خوب است که به این نکته بیندیشید با همین فرض که  می‌فرماید ممکن است خدعه کنند ولی خداوند ماورای آن خدعه، شما را به نور خودش و به کمک اهل ایمان نگه می‌دارد: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال (۶۲) موفق باشید

41614
متن پرسش

سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب می‌دادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب می‌دادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور امام‌مان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریف‌ها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس‌ دیگه ای هم به حکمیت می‌رفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم می‌کنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان می‌اندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند می‌گذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در این‌که مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی می‌باشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برای‌مان به عنوان یک سرمایه می‌ماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریان‌های به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمس‌الواعظین‌ها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفته‌اند. خطر در آن‌جا است که ما هنوز آن جریان‌ها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آن‌ها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از این‌که اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوث‌شده در میدان‌ها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شده‌ایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم. 
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یک‌جا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و یک‌جا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی می‌خوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13 
«  https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 » ‌
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسه‌ای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیده‌ها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم.  https://eitaa.com/mohammadi61/915   موفق باشید   

41603
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصه‌های تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوس‌شدن با حقایقی که قرآن با ما در میان می‌گذارد؛ توجه به سنت‌های الهی می‌باشد. نمونه‌اش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 می‌باشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنت‌های الهی و اراده‌ای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید

41364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام ، جناب استاد ، نمیدونم چکار کنم سرتاسر وجودم خشم شده نمیتونم کنترل کنم ، این حس داره سرتاسر وجودم را میگیره ، میترسم آسیب بزنه به ذهنی که می‌خوام برای بندگی خدا تربیتش کنم ، استاد خشمم انگار در کنترلم نیست ، ی رهنمودی راهکاری بهم بگید ، چطور خشمم را در ساختار توحید کنترل یا با تعریف کنم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بزرگان ما مکرراً تأکید فرموده‌اند خشم، آن‌چنان است که عبادت شش هزار سالۀ ابلیس را نابود کرد همان ابلیسی که پای ایمان مؤمنین نشسته است تا آن‌ها را با خشمی که بر آن‌ها غلبه می‌کند، زحمات دینداری آنان را از بین ببرد. در این مورد خوب است به کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» رجوع شود. در این مورد در شرح آن کتاب عرایضی شده است که می‌توانید ملاحظه فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%B9%D9%82%D9%84%20%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D9%84  موفق باشید

41331

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

مرحوم استاد شهید آیت‌الله‌ مرتضی‌مطهری در صفحه چهل و هفتم از جلد دوم از کتاب حماسه حسینی تحت عنوان «کربلا نمایشگاه معنا و روحانیت، نه نمایشگاه جنایت بشر» اینگونه نگاشته‌اند: «ولی فاجعه عظیم و شاید عظیم‏تر از این در دنیا زیاد بوده. خود فاجعه مدینه کمتر از فاجعه کربلا نبوده.» ولی از حضرت امام حسن مجتبی (علیه‌السلام) آورده‌اند: «لایوم کیومک یا ابا عبدالله‌» یا آن حضرت که فرمودند: «لایوم کیوم الحسین»، اکنون سوال حقیر آنست که وجه جمع بین این نظر و این روایات چیست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایت مشهور، نظر به جایگاه تاریخی نهضت اباعبدالله «علیه‌السلام» می‌باشد که تا قیام قیامت آن قیام بزرگ با ما حرف‌ها دارد به همان معنای نگاه هرمنوتیکی و نظر به جایگاه تاریخی کربلا. لذا است که ملاحظه می‌کنید چگونه هر سال کربلا بیش از سال‌های قبل به ظهور می‌آید. موفق باشید

41181

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: خدا به شما خیر دهد استاد، سوالی دارم، در مورد مسئله حکومت اسلامی، بعضی از اساتید، عقیده دارند که خدا تشکیل حکومت را برای پیامبر و امامان ما واجب نکرده است، و تنها چیزی که واجب شده است ابلاغ دین است، ولی زمانی که مردم از پیامبر یا امام درخواست کنند که بیا و حکومت کن، آن موقع است که واجب می‌شود، ارجاع می‌دهند به حکومت مدینه و کناره گیری حضرت علی (ع) و بعد پذیرش حکومت بعد از درخواست از حضرت علی (ع) یا عدم پذیرش حکومت امام صادق (ع) و... البته من خیلی از این حرفها را قبول ندارم، موضوع آماده سازی مردم برای حکومت هم هست، ولی خواستم، نظر دقیق شما را بدونم، آیا ایجاد حکومت جزو وظایف پیامبر و امامان شیعه نیست؟ آیا اگر روزی در جمهوری اسلامی اکثریت با مخالفان ما شد، باید بگوییم مردم دیگر نمی‌خواهند و مثل امام حسن (ع) کناره بگیریم، یا بحث اکثریت و اقلیت نیست، تا زمانی که توان حفظ نظام را داریم از آن محافظت کنیم و وقتی هم که نداشتیم، کشته شده و یا اسیر یا به انزوا کشانده شده خواهیم بود، بحث مواجهه در آن حالت اقلیتی که مقاومت می‌کنند با اکثریت که تلاش می‌کنند از میدان به در کنند به چه صورت است در آموزه های دینی قرآنی و سنت النبی؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکومت از آنِ مردم است و وظیفۀ اولیای الهی است که اگر به آن‌ها رجوع کردند، کوتاهی نکنند به حکم آن‌که مولای‌مان علی علیه‌السلام فرمودند: «لَولا حُضُورُ الحاضِرِ، و قِيامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ الناصِرِ، و ما أخَذَ اللّهُ عَلَى العُلَماءِ أن لا يُقارُّوا على كِظَّةِ ظالِمٍ، و لا سَغَبِ مَظلومٍ ، لأَلقَيتُ حَبلَها على غاربِهِا» اگر نبود حضور آن جمعيت و تمام شدن حجّت با وجود يار و ياور و اگر نبود كه خداوند از دانايان پيمان گرفته است كه بر سيرى ستمگر و گرسنگى ستمديده رضايت ندهند، هر آينه مهار شتر خلافت را بر شانه اش مى انداختم.
و این بدین معنا نیست که وقتی مردم ذیل امام معصوم و یا ولیّ فقیه حکومت را در اختیار گرفتند به صرف ادعای عده‌ای آن حکومت را تقدیم کنند. به گفتۀ آقای رحیم‌پور ازغدی ملت ایران با مبارزه و شهیددادن و قیام عمومی این نظام را در دست گرفتند. حال، مدعیان مقابل با این نظام باید به همان صورت به مقابله برخیزند تا معلوم شود چه کسانی حقیقتاً برای استقرار نظام الهی حاضرند شهید بدهند. موفق باشید
 

41172

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسان‌ها دین خود را یاری کرده‌است. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسان‌های روزگارشان در صحنه‌اند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن‌». بدون شک خدا می‌توانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنی‌شان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه‌». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینه‌توزِ آدم‌نشو جزئی از طرح و نقشه‌ راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بی‌مانع باشد. و در این میان یکی از مهم‌ترین موانعِ فراروی انبیا و پیروان‌شان، دشمنی طاغوت و ائمه‌ کفر است. کینه‌ای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزرده‌خاطرش می‌کند و هر مصیبتی بر آن‌ها فرود آید، دل‌شادش می‌کند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینه‌ی گر گرفته‌ای نمی‌تواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئه‌ای می‌شوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بی‌دین‌مان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمت‌آمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگی‌ات را خاموش می‌کند. غده‌ای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشه‌کن می‌کند. اگر به فکر و اندیشه‌اش نتازی، او دست از اندیشه‌ات برنمی‌دارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقه‌‌ی امنیتت را رها نمی‌کند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر می‌کشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبهه‌ی اسلام ضعیف می‌شود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف می‌شود. با وجود چنین رابطه و قاعده‌ای نباید هم یقه‌ی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید

41934

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: سوالی در مورد علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام داشتم. این حدیث در کتاب نوائب الدهور: بسم الله الرحمن الرحیم. کتاب نوائب الدهور فی علائم ظهور. جلد یک. حدیث سی و ششم. صفحه یکصد و هفتاد و دو: چون فرود آید عیسی بن مریم و کشته شود دجال بهره می برید زنده می مانید شبی را که طلوع می کند آفتاب از مغرب خود و تا اینکه بهره ببری بعد از خروج دجال چهل سال که نمی میرد احدی و بیمار نمی شود و می گوید مرد به گوسفندها و حیواناتش که بروید چرا کنید در چنین مکان و چنان مکان و در چنین ساعت و چنان ساعت بیایید و دیده می شود حیوانات در میان دو زراعت می روند و از آن خوشه ای نمی خورند و با سم های خود شاخه چوبی را نمی شکنند و مارها و عقرب ها ظاهر می شوند و احدی را اذیت نمی کنند و درندگان درب خانه ها می آیند و خوردنی می خواهند و به احدی آزار نمی رسانند و مرد یک صاع یا یک مد خوردنی گندم یا جو یا حبوبات را می گیرد و می افشاند در زمین بدون آنکه آن را شخم و شیار کند و رنج ببرد پس دخل می آورد هر دانه ای یا مدی هفتصد دانه یا هفتصد مد. سوال اینکه این حدیث مربوط به قبل از ظهور است و اینکه چهل سال کسی نمی میرد و مریض نمی شود به چه معنی است؟ آیا احتمال دارد ناظر به مسئله رجعت باشد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این روایات عزیزالقدر مربوط به زمانی است که با حاکمیت انسان کامل، حق و حقیقت در همۀ جوانب جامعه حاکم می‌شود و طبیعت نیز به عالی‌ترین شکل استعدادهای خود را ظاهر می‌کند. مانند آنچه در شخصیت رهبر شهید ملاحظه کردید. موفق باشید

41442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام اخیرا یکی از تحلیلگران سیاسی که مورد قبول بسیاری از مردم اصفهان هستند، به رییس جمهور نسبت بی کفایت و یاوه گو داده اند: https://eitaa.com/sayedjalalhoseyni/6208 بنده هر چه تذکر دادم فایده ای نداشت. خواستم اطلاع بدم که حضرتعالی اگر صلاح دانستید به ایشان تذکر بفرمایید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکتۀ خوبی است که جناب آقای دکتر پزشکیان می‌فرمایند: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سال‌های گذشته و به‌خصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شده‌ایم و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان است». و جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. از آن جهت که ایشان معتقدند همۀ سران نظام متفق هستند که هیچ‌گونه مذاکرۀ مستقیمی با آمریکا ندارند و هرگز آن نوع ادبیات‌ها که گفته‌اند از جنس ادبیات رهبر انقلاب و مسئولان مربوطه نیست. موفق باشید

41283
متن پرسش

سلام علیکم: این که رهبر سید علی خامنه ای رحمت الله الهی چندین سال پیش فرمودند. ما با این اهل تسنن برادر هستیم. آن زمان فکر این موقع را می‌کردند. که الان به پشتیبانی ما آمدند. آیا درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: او یعنی سیدالشهدای انقلاب اسلامی به انسانیت فکر می‌کرد در هرجا که باشد و این است که ملاحظه می‌کنید هرکس که انسانیت خود را نگه داشته و احساس می کند، او را از خود می‌داند و در نظر به او، خود را می‌یابد. و این برعکسِ هر آن کسی است که با او دشمنی کرد و او را شهید نمود و مقابل همۀ انسانیت ایستاد تا تاریخِ مقابلۀ حق با باطل، به عالی‌ترین شکل به ظهور آید. موفق باشید      

41238

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیک: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات. آیا صحیح است که بگوییم کار شیطان صورت دادن به نقاط ضعف انسان و نفسانیات از طریق قوه وهم و خیال می‌باشد که آن ضعفها به صورت حدیث نفس یا صورت خیالی عارض بر انسان شده و شخص را به سمت عمل سوق می‌دهد و حال اینکه انسان عمل بکند یا نکند تابع اراده خودش می‌باشد اگر پاسخ مثبت است در ماه رمضان که شیاطین در رنجیر هستند این مسایل نباید در نفس ایجاد شود و تصورات شیطانی نمی‌باست وجود می‌داشت ولی هست و این را چگونه باید توجیه کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! شیطان از آن جهت که بتواند انسان را تا مرز ارتکاب به گناهان بکشاند، در ماه رمضان در محدودیت است. ولی به هر حال وسوسۀ شیطان در جای خود همواره در میان است و انسانِ روزه‌دار به خوبی می‌تواند بر وسوسه‌های این شیطان غلبه پیدا کند. موفق باشید

41202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین می‌رود که در این صورت انسان با خودی مواجه می‌شود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی می‌شود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه می‌آید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارت‌های شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمی‌گردد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبه‌روبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِ‌مان. آری! دنیا را با خود نمی‌بریم ولی تصورات دنیایی را با خود می‌بریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آن‌جا نیست. به پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید

41192

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم و گرامی: اگر بخواهم بصورت اصولی با مبانی فکری امام‌خمینی آشنا بشوم حضرتعالی چه پیشنهادی دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوعات معرفتی، کتاب «مصباح الهدایة الی الخلافة والولایة» ایشان حرف ها دارد که در شرح آن عرایضی شده است و در سایت می‌توانید ملاحظه فرمایید. و در امور سیاسی و اجتماعی، کتاب «ولایت فقیه» ایشان، گفته‌ها دارد. موفق باشید 

نمایش چاپی