سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار با توجه به این بیانات رهبر عزیز شهیدمان از محضر استاد سوالی داشتم. درباره نوع حیات شهدا توضیحاتی میفرمایید؟ آیا آن ها هم وارد عالم برزخ میشوند؟ اگر بله،نوع حیات برزخی آنها با سایرین به خصوص اولیاء و علماء و صالحين كه زندگی فعال دارند، چه تفاوتی دارد؟ بيانات رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران : دربارهی شهیدان، در دو جای قرآن تصریح شده که شهیدان مرده نیستند، زندهاند؛ این دیگر با صراحت است. یکی در سورهی بقره است: وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتٌ بَل اَحیاء(۱)؛ به اینهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگویید، اینها زندهاند. دیگر از این واضحتر، روشنتر؟ یکی هم در سورهی آلعمران: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ اَمواتًا بَل اَحیاء(۲)؛ تصریح شده. حالا اینکه حیات شهدا چگونه حیاتی است، یک بحث دیگری است؛ یقیناً متفاوت است با حیات زندگی مادّی ما و متفاوت است با حیات برزخیای که خیلی از افراد دیگر هم در برزخ روحشان فعّال است و زنده است به یک معنا؛ این هم نیست؛ یک چیز سوّمی است و به هر حال یک حقیقت مهمّی است که قرآن به آن تصریح میکند. ۱۴۰۱/۰۶/۲۰
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این رابطه در مواجهه با شهادت سید حسن نصرالله از زوایای مختلف و با نظر به آیات قرآن، عرایضی شده که خوب است به آن عرایض رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%B5%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87&tab=sounds و https://lobolmizan.ir/sound/1770 و عرایضی که تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در چهلم رهبر به میان آمد https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_انسان باید برای این که خدا را بشناسد باید خودش را بشناسد. به فرموده ی حضرت علی علیه السلام :من عرف نفسه و فقد عرف ربّه و يا به فرموده ی دیگر آن حضرت علیه السلام : کسی که خودش رابشناسد به نهایت هر علم و شناختی می رسد ولی برای خودسازی، انسان نیاز به ارتباط با انسان های دیگر و ارتباط با اشیاء دارد ولی هایدگر می گوید وجود انسان با وجود گیاهان ربط ندارد ولی این حرف هایدگر کاملا غلطه. نظرتون در رابطه با این حرف هایدگر چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. جایگاه سخن هایدگر جایگاه خاصی می باشد که نمیتوان به این راحتی ها نظر داد. موفق باشید
سلام من دختری ۱۶ ساله هستم در خانواده ای نه چندان مذهبی ، چند ماهی میشود که به اسلام و راه درست و تقرب به خداوند علاقه بسیار شدیدی پیدا کرده ام ، شما ب من کتاب سیر صورت به حقیقت رو پیشنهاد کردید ، من این کتاب را شروع به خواندن کردم ، اما متوجه شدم که برای شروع من مناسب نیست ، من میخواهم که از ابتدا اسلام راشروع کنم تا دچار سستی و ابهام و ... نشوم ، ولی انگار کتاب شما مخصوص کسانی هست که یک پیش زمینه ای از اسلام دارند ، ولی من هیچ اطلاعاتی درباره اسلام و امامت و ولایت و.... ندارم . میشود به من چیزی معرفی کنید که بتوانم از ابتدای ابتدا شروع کنم تا همش دچار ابهام نشوم؟ ممنون میشوم برایم پدری کنید و کمکم کنید ، حدود ۶ ماهه که اوضاع من همین است ، از هرجا شروع میکنم به سوالات و شبهاتی فراوان برمیخورم ، اکنون فهمیدم که باید از ابتدای ابتدا شروع کنم تا سست نشوم و با دلیل و برهان بپذیرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که چنین علاقهای در شما ایجاد کرده. در این موارد خوب است با خودشناسی یعنی معرفت نفس شروع نمایید و در این مورد مباحث استاد وحدتی که کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» را شرح دادهاند، خوب است. https://eitaa.com/tafakorism/3776. و پس از آن به بحث «ده نکته در معرفت نفس» https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض احترام حقیر دیداری با همسر یکی از شهدای جنگ رمضان داشتم. خانم جوان ۲۴ ساله که فقط دو سال از ازدواجشان می گذشته! سوالی پرسیدند که برای پاسخگویی اطلاعات کافی ندارم. ان شاءالله با عنايت شما استاد بزرگوار و پاسخی که لطف کرده و به سوال میدهید دغدغه ذهنی ایشان برطرف شود. متن سوال: راستش من و همسر شهید احمدآبادی برامون یه سوال پیش اومده! همسران ما که در این سن به شهادت رسیدن جزو مقدراتشون بوده و به مرگ حتمیه رسیدن؟ یا اینکه بعد از ظهور رجعت میکنند و درزمان ظهور امام زمان با همسراشون به ادامه زندگی میپردازند تا اینکه مرگ واقعی شون برسه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: با نظر به آیۀ 22 سورۀ حدید که میفرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» هیچ گزند و آسیبی در زمین و در وجود خودتان روی نمی دهد مگر پیش از آنکه آن در کتابی [چون لوح محفوظ] ثبت است، بی تردید این بر خدا آسان است. باید متوجه بود اینطور نیست که اینگونه شهادتها و مرگها اتفاقی باشد. ثانیاً: به نظر میآید اکثر این جوانان عزیز رجعت میکنند تا با حضور بیشتری خود را تجربه کنند و از این جهت هم اکنون هم میتوانیم به صورتی خاص از حضور آنها بهرهمند گردیم. توصیه میشود از مباحث «معرفت نفس» غفلت نشود. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87 موفق باشید
عرض سلام خدمت حضرت استاد. در بخشی از کتاب مبانی معرفتی مهدویت، فرمودید: (در روايت است كه وقتي حضرت عج ظهور ميكنند، همة مردم ايشان را ميشناسند؛ چرا كه بين مردم بودهاند، نه اينكه فقط بين مردم اصفهان يا تهران يا جاي ديگر بودهاند، بلكه همهجا حاضرند و به هر نحوه كه خواستند با بدني كه اراده كنند ظاهر ميشوند و به هيچجا محدود نميشوند.) آیا این جملات آخر ، یعنی حضرت میتوانند به هر شکلی که بخوان ظاهر شوند؟ مثلا به شکل فلان عالِم، یا فلان شخص؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. به هر حال خود حضرت میتوانند با بدنهای کثیری در عالم ظاهر شوند ولی شاید این که گفته میشود همه مردم حضرت را میشناسند به اعتبار روحانیت حضرت باشد که فطرتها از آن آگاه هستند؛ امری که مردم به طور مختصر نسبت به حاج قاسم سلیمانی احساس میکردند بدون آنکه قبلا ایشان را شناختهباشند. موفق باشید
استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابلتان گشوده. ثانیاً: همانطور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزشها روبهرو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرحشده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C موفق باشید
سلام استاد عزیز: شعری در فضای مجازی منتشر شده که گفته میشه آقای حسن زاده آملی، بیست سال پیش در دیدار با رهبر عزیزمان سروده اند، و در آن محل و زمان شهادت امام خامنه را به ترسیم کرده اند، خواستم از شما بپرسم به نظر شما این مطلب حقیقت دارد این شعر واقعا از آقای حسن زاده آملی بوده یا نکند کسی الان سروده به ایشون نسبت داده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای منصوری لاریجانی نکاتی در این مورد فرمودهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/iranseda/1987 موفق باشید
سلام آقای طاهرزاده وقت شما بخیر: امیدوارم حالتون خوب باشه. اعیاد شعبانیه رو تبریک میگم. ببخشید من هر وقت دچار یه حالت معنوی خوبی میشم یا یه کار خوبی انجام میدم بعدش یه خرابکاری بزرگ میکنم. دقت کردم همیشه این اتفاق میافته. مثلا چند شب پیش وقتی مناجات شعبانیه رو خوندم و خیلی به دلم نشست، کلی گریه کردم و توبه کردم. چند ساعت بعدش عین احمقا نشستم تا صبح جوک خوندم و ولگردی مجازی کردم. یا چند وقت پیش قرآن خیلی خوبی خوندم بعدش سر یه موضوع بیخودی با پدرم دعوام شد. یا یه عهدی با خدا بستم که یه کاری انجام بدم بعدش نشستم تا صبح سریال یانگوم رو دیدم! یعنی اگه یکی به من بگه یانگوم میبینم میگم چقدر تباهی بعد خودم در اوج کار و زندگی نشستم فیلم دیدم. نمیدونم این دام شیطانه یا خودم زیادی احمقم یا هردو. فقط میدونم خسته شدم از دست خودم. ۸ ساله که نیستم. ربع قرن زندگی کردم چشم رو هم بذارم وقت مرگم میرسه. لطفا یه راهکار واقعی بهم بدید. جملات انگیزشی و کلی به کارم نمیاد. من خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرم و حتی گاهی تا چند ماه خوب پیش میرم اما بعدش دوباره جا میزنم. چی کار کنم که شده به قدم برم جلو، اما واقعا برم جلو. نه اینکه توهم پیشرفت داشته باشم و دوباره ببینم دارم عمرم رو با چرت و پرت هدر میدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به خودمان برنامه بدهیم و در برنامهدادن، سختگیری نکنیم. ولی در دلِ آن برنامهها کارها را جلو ببریم تا روزمرّهگیها ما را گرفتار خود نکند. به گفتۀ جناب مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبوَدشان گرانی قوا». گرانی قوا همان برنامهریزیها است. موفق باشید
سلام استاد جان: امشب مدیر یه مجموعه خیریه که خصوصی هست و همش با پول مردم میچرخه صحبت کردم گفتم علاوه بر فقر مالی، مردم فقر فرهنگی هم دارند. پیشنهاد دادم ماهی یکبار سالی یکبار به این خیرها بگو یه کتاب هم به خانواده ها اهدا کنید اگر کسی تلنگر بخوره دنیا و آخرت خودت و خانوادت و خیرها آباد میشه. حالا سوالم اینه چه کتابی باشه که همه فهم باشه و راه و رسم زندگی الهی را آموزش بده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای استاد صفائی حائری مانند کتاب «نامههای بلوغ» و کتاب «مسئولیت و سازندگی» ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام فراوان تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد بزرگوار: استاد ابتدائا از پاسخگویی شما به سؤالات بنده بسیار سپاسگزارم. استاد فرق دروغ و کذب چیست؟ استاد اگر طبق روایات قرآن ثقل اکبر هست، چطور در حدیث ثقلین قرآن و عترت عدل یکدیگرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمیکنم تفاوتی داشته باشد. ۲. آری! از جهت مبنا، قرآن نسبت به امامان معصوم، ثقل اکبر است به جهت آنکه خود آن عزیزان در نسبت با قرآن، خود را تا این حدّ متعالی کردهاند. موفق باشید.
سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولیفقیه هم وحدت حاصل نمیشود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمیگویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمیشود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد میآید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی میکنند دلش میترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین میکند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت میکنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت میکنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آنهم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعهی وقت، قبول کنم، اما مگر میشود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری میدانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر میتازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولیفقیه هم، آن وحدت حاصل نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان میشود برای حفظ جبههای که مقابل شیطانیترین جریان ایستادهاند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخنشان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آوردهاید. زیرا به هر حال انسانها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئلهدار شدهاند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانیشان باشد، میتوان با آنها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» میتواند کمککار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله استاد داشتم فکر میکردم که این روایت "لا جبر و لا تفویض،بل امر بین الامرین" یکی از مصادیقش میتونه همین حضور مردم در خیابان باشه، از طرفی خودشون هستن که شب به شب پا میشن میان توی خیابون ولی از طرف دیگه هم انگار دست خودشون نیست ، اگه ازشون بپرسید برا چی اومدید باید کلی فکر کنن که یک جواب بدن ولی از اون طرف با بالاترین انگیزه و بدون هیچ تردیدی حاضر میشن، هیچ عقل حسابگری پشت انگیزشون نیست که مثلا بگن پاشیم بریم ثواب ببریم یا... ولی نمیتونن هم نیان #بعثت_مردم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نیز همینطور است. زیرا به حکم آیۀ: «...لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا...» این خداوند است که اراده فرموده با حضور مردم در میادین شهر، هزاران نقشۀ دشمنان اسلام را خنثی کنند و در همین رابطه، موضوعِ «آگاهی از آگاهی» مطرح شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22291 موفق باشید
سلام علیکم متأسفانه مردم تربیت شده سخنوران هایی هستیم که افراد رسانه ای یا مغلوب حرفه سخنوری بوده، و یاد گرفتیم با چنین طور حرف ها مسائل را بفهمیم یا خود را تعریف کنیم! و حجابی بر «فهمیدن روح» را بر خود اعمال و از خود خارج باشیم، یا متأسفانه تحلیل های تخصصی بحساب دانشگاهی جزع به جزع متلاشی که اجماع ندارد و این نیز مثل اولی خطرناک است. اصلاً فهم صرفاً در این دو نیست بلکه قرار گرفتن روح در معرض سخنانی است که زنده بسوی ما آمده اند و این ورای رسانه یا حرفه سخنوری و عالم کیفیت و ادراک است. بنده معتقدم بی شک مهم نیست آدمها با گفتن چه بهانه ای خود را از جبهه حق خارج میکنند حتی اگر منطق منظمی داشته باشد، مهم این است که خودرا محروم میکنند، و مهم است آنهایی که در جبهههای حق هستند خود صرفاً را گرفتار شکل و محدودیت های حرف های خوب نکنند هرچند خوبند. نگاه اصلی ام که از عجایب حضرت امام شهید و همچنین سخنان پهلو به پلهوی رهبر حاضر حفظهالله به پدرشان هست این است که نه انسان زمین گیر نوع حرف های آنها میشود و نه دوگانگی بین اشارات و کلمات آنها میبینی و ادراک روحانی است که مهم تر از آن محیا شدن یکدفعه ای شگفت انگیز روح های خواب آلود است. ما با سرعت زیاد در حال یافتنیم؛ حجم پیش آمد های زیاد خود، انسان را سرپا نگه میدارد زیرا بنده خود را به هیچ نوع غیر از ازدحام تربیت انفسی «خود» نمییابم و اگر در شدت و حیرت نباشم اصلاً بی معنی ام و خودم نخواهم بود و اگر در شدت و حیرت باشم و روحم در زمینی آسمانی آنرا نفهمد چنان زجری میکشم که گویا نوزادی از شیر مادرش محروم شده. کرختی، کهولت و خرفتی دنیای مدرن از جایگذاری اطلاعات و رسانه ها به جای آن، مارا خاموش و کشته است این همان کثراتی است قرآن اشاره دارد که هلاکمان میکند. حقیقتا هرچه نگویم بهتر از آن است که بگویم زیرا همین لحظه این حرف هارا برای خود منقضی میدانم اما چه کنم گرفتارم. همواره این گونه حرف هایم مملو از حسرت، رنج، درد و شور و شوق و امید هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکات خوبی اشاره میفرمایید ولی چه خوب بود که این نوشتۀ خوب، ویرایش میشد تا خوانندگان آن،راحتتر متذکر نکات آن میشدند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با صوتهای مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوتهای مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدانپناه؟ 2- چیزی در این مورد نمیدانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحفالعقول» نکات ارزندهای را به میان آوردهاند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
سلام استاد. نظرتان همواره برایم راهگشا بوده. نظرتان را درباره این متن میخواستم. 🔸لبخند تو را دیرزمانی است ندیدم ✍ علی جلالی شما را نمیدانم ولی آدمهای شهر برای من همیشه غریبه بودند. آن هم نه غریبهای که با سلام و علیکی تبدیل به آشنا شوند؛ بلکه از آنها که بهشان میگویند: "هفتپُشت غریبه"! هیچ ارتباطی با هیچکدامشان نمیگرفتم جز به حکم ضرورت یا برطرف شدن نیازی یا پرسیدن آدرسی یا ... . آدمهای شهر برای من همه یکشکل بودند، اخمهایی درهمکشیده، چهرههایی عبوس، بیحوصلههایی که لب جز به شکوه و شکایت باز نمیکردند و برخیشان یکمشت منفعتطلب که منتظر فرصتی بودند که کلاه سرت بگذارند! نمیدانم بعد از حوادث این جنگ چه اتفاقی برای من و آدمهای شهر افتاد که انگار همهشان را سالهاست میشناسم. چهره هیچکس برایم تکراری نیست و شبها که در میدان پرچم به دست میایستم و بهشان نگاه میکنم جز شور و لبخند نمیبینم. زن و مرد هم ندارد. وقتی مشتهای گرهکرده و چهرههای مصمم و خندان همدیگر را میبینیم انگار میشکفیم و قلبمان وسیع میشود و دلمان برای هم غنج میرود و همدیگر را به زبانی که نمیدانم چیست، صدا میزنیم و برایم جالب است که گوشهایمان در همهمه خیابان و بلندگو و شعار، صدایِ آشنای هم را به وضوح میشنود و چشمهایمان از فاصله دور و از میان این همه پرچم، برق چشمهای آشنا را میشناسد و برق میزند. انگار زبان اشارتگونهای میان همه جاری شدهاست و پیر و جوان و کودک و بزرگ هم ندارد، همه هم را میفهمیم و به هم قوت قلب میدهیم. دستهای آدمها وقتی پرچم تکان میدهند یا شکلاتی به بچهای میدهند یا برای هم دستتکان میدهند، حرف میزند. پاهایشان وقتی با شوق به طرفت میآیند یا استوار در میدان با همه خستگی میایستند با تو حرف میزند و چشمها و ابروها شوق پیروزی را فریاد میزنند. شاید قیامت شدهاست که اجزای بدنمان لب به سخن باز کردهاند و بر عشقی پاک گواهی میدهند. گاهی چشمم به چشم بعضی ساکنان ماشینهای عبوری که پرچمی ندارند و در این باغها نیستند، میافتد و برایم جالب است که آنها را هم انگار سالهاست میشناسم و در همان یک لحظه با هم یک دنیا سخن میگوییم که رفیق جانم جایت اینجا خالی است کنار همه عاشقان! تو که سراپا عشق به میهنی بیا و مهمان نَفَسهای گرم ما شو تا با هم سرود دوستی سر دهیم و عشق کنیم. قربانت بروم دل یک شهر برایت میتپد چه با ما همقدم شوی چه نشوی! وقتی به جوانان اخمو و متکبر دیروز و خندان و متواضع امروز نگاه میکنم که پرچمها را در میدان با شوری حماسی به رقص میآورند یا از اعماق قلبهای خداییشان شعر و شعاری را فریاد میزنند و چهارشانه در خیابان استوار قدم میزنند تا دل ما را به وجودشان گرم کنند، دلم میخواهد همه این پهلوانان شهر را در آغوش بگیرم و غرق بوسهشان کنم. راستی در عرض چند ساعت چه بر ما گذشت که زبانی دیگر در میانمان متولد شد و همه همزبان شدیم؟ قلبهای ما چطور در میان انگشتهای خدا زیر و رو شد که همدل شدیم؟ و چگونه چشم و گوشی باز کردیم که نجوای عاشقانه قلبهای خودمان و همدیگر را میشنویم؟ چه شد که ما هفت پشت غریبهها همه برادران و خواهرانِ خونی هم شدیم طوری که میخواهیم جانمان را برای هم بدهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفتنیها را گفتید و از این جهت متوجه میباشید که بحمدالله نباید معنای حضور مردم را با سخنانی ساده و سطحی تقلیل دهیم تا آن حدّ که بخواهیم به جوانانمان بگوییم اگر شبها در میادین حاضر نشوند، دشمن شاد میشود. نه! این جوانان به حضور دیگری میاندیشند که آن یگانگی با رهبری است که با شخصیت خود و با شهادت خود، افقی از انسانیت را مقابل ما گشودند و اینجا است که با نظر به جایگاه شهادت رهبر معظم انقلاب، زبانی خلق میشود تا همگان در کنار هم قرار گیرند بدون آنکه بحث از توبۀ افرادی را به میان آوریم که مانند ما نمیاندیشند زیرا بحث از حضور در وسعت دیگری هست که همه در آن حضور وسیع کنار همدیگر قرار میگیریم. به نور انسانیت کامل که معنای انسانیِ آنها را در جان آنها احیاء میکند و عجیب است که با مردمانی روبه رو هستیم که ماورای ظاهری مقیّد به احکام شرعی در جستجوی انسانیت خود در این صحنهها حاضر میشوند زیرا با سعۀ شخصیت خود ظاهرگراییِ مذهبیهای متوقف در ظاهر را به چیزی نمیگیرند تا در آینۀ شخصیت رهبر شهید، انسانیتی را که احساس کردند با جان خود بچشند و معلوم است که در دل حقیقتی که در جانشان طلوع کرد، حال وقتی مقیّد به ظاهر شریعت میشوند این ظاهر ریشه در حقیقت دارد و نه در عادتهایی که بخواهیم هرکس در این نوع عادتهای ما حاضر نیست را، کافر بدانیم. عرایضی تحت عنوان « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۲» https://eitaa.com/matalebevijeh/22170 در رابطه با انسانیتی که در پیش است، شد. خوب است نظری به آن انداخته شود. موفق باشید
سلام وقتتون بخیر ببخشید استاد من بعد از سالها و طی تمام راهها و درمانهای پزشکی که برای باردار شدن گذراندم و نتیجه نگرفتم، به گزینه فرزندخواندگی رسیدم اما نمیتونم تشخیص بدم که آیا این کار مورد رضای خدا هست یا نه! درواقع دوست ندارم صِرفاً بخاطر راضی کردن نفس خودم و مانند بقیه شدن، این کار را انجام دهم؛ نظر شما درمورد به سرپرستی گرفتن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سرپرستی کودکی که بیسرپرست مانده، در ذات خود کار خوب و پسندیدهای است. موفق باشید
باسلام خدمت استاد ارجمند چندی قبل بدلیل همزمانی روز ۲۳ رمضان در جمعه و جنگ اخیر موضوع امکان وقوع صیحه آسمانی مطرح شده بود. حقیر در این فکر بودم که اگر بنا باشد ندای آسمانی همه دنیا را به سوی حق دعوت کند و در مقابل ندای شیطان در این باره تردید ایجاد کند، هم اکنون هم این صیحه آسمانی اتفاق افتاده است و ندای حق به گوش جهانیان رسیده است. و اگر دجال کسی است که در وسط پیشانی او کافر نوشته باشد و باسواد و بی سواد این را ببینند، همین رذالتی که در امثال رییسجمهور آمریکا و نخست وزیر اسراییل دیده می شود به وضوح دجال را به همگان معرفی کرده است. بنابراین این امید در قلب دارم که ظهور حضرت حجت عج شاید منوط به تحقق نص روایات در مورد نشانه های ظهور نباشد و انشاءالله بزودی زود بتوانیم شاهد قیام نهایی ولی زمان باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که چگونه نور حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» با شهادت نایب آن حضرت، قلب این مردم را نورانی کرده و عملاً نوعی ظهور پیش آمده و نکند به امید ظهور نهاییِ حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» که ان شاءالله در پیش است؛ ظهور آن حضرت را که در همین زمان با آن روبهرو هستیم ننگریم! آیا این نوعی ظهورِ حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» نیست؟ موفق باشید
با سلام و عرض ادب و تبریک و تسلیت شهادت حضرت آقا: ما در مواجهه با کتابهای اخیر شما با این نظر مواجه هستیم که می توان با انقلاب اسلامی به توسعه رسید بدون تبعاتی که تمدن مدرن دارد که به نوعی احساس میشود حرفی است بعد و پیشرفته تر از حرفهای دکتر داوری زیرا شاید ایشان ما را به توسعه ای دعوت می کنند که غربی است و عقل خاصی دارد و تبعات خاص خود را دارد حالا با وجود بحثهای شما که تکامل ان بحثها است باز هم ما در این موقعیت نیاز به سخنان دکتر داوری داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی آقای دکتر داوری آن است که ما را متوجۀ فکر و فرهنگ توسعه نمایند که در جای خود یک تاریخ است و از این جهت نباید از اندیشۀ این مرد متفکر غفلت نمود و البته باید متوجۀ محذورات ایشان باشیم که مخاطب خود را صرفاً افراد مذهبی انتخاب نکردهاند، ولی بحمدالله متوجۀ افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشودهاند، میباشند. آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی میگویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعهنیافتگی نمیدانستم. انقلاب حادثهای پیشبینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیدهام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» در ادامه میگویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیدهام» و میگویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.» و در همین رابطه میفرمایند: «در هر صورت با نادیدهگرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمیگیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمیگذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط اینکه آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.» و با توجه به این امر میفرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع میکنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی مینگرم.» با توجه به سخنان چنین متفکری میتوان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، بهخصوص آنجا که میفرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشتهام. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام خدمت استاد گرامی: ببخشید استاد نشانه ی اینکه خدا از ما راضی هست چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است و به راحتی نمیتوان مطمئن شد که خداوند از ما راضی هستند یا نه. ولی همینکه به ما لطف کرده است و توفیق عبادات خود را نصیب ما نموده، حکایت از آن دارد که از درگاهش محروممان نکرده. آری! «آنقدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص لزوم انجام مذاکرات من کاملا با مباحثی که در کانال مطرح میفرمودید و بارگزاری میکردید موافق بودم، اما الان براساس صحبت های آقای عراقچی ما قراره در این ۶۰ روز تنگه را باز کنیم، عوارض خدمات هم نگیریم یعنی اهرم فشاری که در اختیار داشتیم را رها کنیم و در مقابل برداشتن تحریم ها و گرفتن خسارت در طول ۶۰ روز که تازه معلوم نیست چند روز طول بکشه، مشخص خواهد شد. خوب عملا یعنی هیچی، چیکار باید بکنیم استاد این همه جنگ و مقاومت و خسارت و شهادت آقا، بعدش هیچی رفتیم سرجای اول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید اگر فرصت بکنید و چند صوت اخیرآقای مهدی محمدی را گوش بدهید، بسیاری از این نوع سؤالات جواب داده شده است. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت شما استاد عزیز: استاد ببخشید یه سوالی در ذهنم داشتم؛ اینکه با وجود این همه مشکلات اقتصادی، فرهنگی، معیشتی، تربیتی، مدیریتی و حکمرانی، وجود فسادهای اخلاقی و جنایی زیاد، تربیت های نادرست، دین زدگی گسترده، نارضایتی مردم و... چرا بازهم باید از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران طرفداری و دفاع کنیم؟ شاید بگویید که امروزه جمهوری اسلامی ایران، مرکزیت و مدیریت یک جبهه حق را بر عهده دارد و خب در این مسیر مشکلاتی هم هست. اما خب الان بعضی به دلیل بی اطلاعی یا هرچیز دیگری، زندگی آرام و با رفاه را در مدت عمر کوتاه خود ترجیح می دهند و کار به بقیه اش ندارند و دوست ندارند مبارزه طولانی مدت با کفر کنند. و خب از طرفی دیگر حکومت ما یک جمهوری است، و با اینکه حکومت ما مدیریت یک جبهه حق علیه باطل را دارد و اگر نابود شود تقریباً ممکن است جبهه مقاومت نابود شود، اما اگر مردم خود آن کشور آن حکومت را نخواهند که به نظر میرسد اکثریت حرفشان این است، پس تکلیف چیست؟ وظیفه ما چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در اینکه این ضعفها هست؛ بحثی نیست. ولی با اینهمه اساساً قابل مقایسه با بقیۀ کشورها نمیباشد و همین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است که اینچنین در مقایسه با بقیۀ حکومتها بسی بزرگ و آیندهدار است در مقابل جهانی که در اوج بیآیندگی و پوچی، هر روز خود را گرفتار انواع بحرانها مییابند. چگونه از چنین الطافی که حضرت پروردگار به ملت ما نموده است که برای حفظ خود در جهانی که به سرکردگی استکبار بنا دارد ایران را تجزیه کند تا هیچ قدرتی در مقابل اسرائیل نباشد؛ غفلت کنیم؟
اگر جمهوری اسلامی یک. مثبت داشته باشد و همه آن نقاط مثبت آن را در نظر نگیریم همین مقابله با رژیم صهیونی باشد در دفاع از مردم مظلوم فلسطین به حکم «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا.»
شما را چه شده که در راه خدا و [رهایی] مردان و زنان و کودکان مستضعف [ی که ستمکاران هر گونه راه چاره را بر آنان بسته اند] نمی جنگید؟ آن مستضعفانی که همواره می گویند: پروردگارا! ما را از این شهری که اهلش ستمکارند، بیرون ببر و از سوی خود، سرپرستی برای ما بگمار و از جانب خود برای ما یاوری قرار ده. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: از پیام آیت الله سید مجتبی خامنهای در رابطه با پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی؛ بسیار به وجد آمدم که چگونه رهبر جوان ما از یک طرف در توصیف پدر بزرگوارشان فرمودند: «آنقدر مشهور بود که شناخته نشد» و هنرش خلق معانی بود از طریق شناختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد.» و حال از زبان ایشان میشنویم که باید متوجۀ استعدادهای زبان فارسی شد و تواناییهای این زبان برای تبیین درست حضور مردم در خیابانها و برای نشاندادنِ آنچه با ایران اسلامی به میان آمده است با توجه به آنکه از جنابعالی نسبت به تواناییهای زبان و اشارات متعالی آن، سخنهایی شنیدهایم، هم آنجایی که در ابتدای سورۀ آلعمران از زبان و ظرفیت زبان سخن گفتید و هم اینکه چند سال پیش در رابطه با کلام رهبرشهیدمان فرمودید، زبانِ او زبان هستی است. حال خواهشمندم با نظر به پیام رهبر عزیزمان باز از «زبان» برایمان بگویید. با تشکر
باسمه تعالی، سلام علیکم، اگر جناب فردوسی با بصیرت تاریخی خود در بستر تشیّع به خوبی متوجه شد که باید متذکر گذشتۀ فرهنگ ایمانی و خسروانی ما باشد تا آن حماسهها در ادامۀ خود تنها در خاطرهها نمانند و حضور فردایی خود را در کلماتی که اشاره به باطن آن خاطرهها در شاهنامه مطرح است با ما به گفتگو بگذرد. امروز نیز در همین راستا باید به زبانی فکر کنیم که نهتنها به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی»:
«رشتۀ اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ما ایرانیان را تشکیل میدهد»
بلکه میتواند در امروز ما زبانی باشد که به امور متعالی اشاره میکند و معنای بعثت مردم را در ابعاد آسمانیاش با جان مردم در میان گذارد. حقیقتاً سخن رهبر معظم انقلاب، سخن دقیقی است که:
«داستانهای اسطورهای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانۀ آنان بوده و مفاهیم انسانساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همۀ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاکوَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز میکند.»
و اینجا است که به گفتۀ ایشان:
«تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند»
تا معجزۀ زبان که کمتر از معجزۀ موشکها نیست، از یک طرف قلب دشمن را بشکافد و از طرف دیگر جانهای به بعثترسیده را اوج دهد. تا روایتی باشد به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «روایت خیزش عظیم ملت در تاریخ» و این است که این حضور را معنا میکند و به گفتۀ ایشان ماندگار میشود. ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی آمریکایی آمادهتر میکند. آنهم با زبانی که حقیقتاً پدافندی میباشد در مقابل حملۀ دشمنان ما. و این است معجزۀ زبان، و این است بصیرت فوق العاده دقیق رهبر جوانِ ما که چگونه متوجۀ نقش زبان در این زمانه و این تاریخ شدهاند به همان معنایی که جناب هایدگر بحث «زبان، خانۀ وجود» است را به میان آورد. آری! تا مردم در خیابانها و میادین آثار رازآموز و تاریخی حضور خود را در جان خود احساس کنند، تا نهتنها از این حضور خسته نشوند بلکه به دنبال هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حضور باشند.
حال باید از خود پرسید کدامین است آن زبان که اشارهای باشد به آنچه در جانها حاضر است، حضوری که نمیدانیم که نمیدانیم ولی در جان ما حاضر میباشد؟ کدامین زبان است که اینگونه با ما گفتگو کند؟ تا معلوم شود زبان فارسی برای حاضرکردن روح انسانِ آخرالزمانی در خود و در جهان چه ظرفیتی و چه گفتگویی دارد برای معنای حضورِ مردم ما در این مرحله از تاریخ در خیابانها. زبانی که متذکر فردایی است که انسانها در اوج انسانیت خود در خود و در عین یگانگی با خود، ذیل انسان کامل حاضرند. آری! از طریق زبان فارسی در امروز، باید با چنین زبانی در خود حاضر بود تا فردوسی در کنار تهمتن و آوینی کنار باکری قرار گیرد. و اینجا است که باید با حساسیت تمام منتظر زبانی بود که بیشتر، زبانِ اشاره میباشد. در این رابطه نکاتی در مصاحبۀ «در استقبالِ کفر آخرالزمانی و در طلب زبانی برای گفتگو با بشر معاصر» https://eitaa.com/matalebevijeh/22459 پیش آمد. امید است اهل تحقیق در سخن رهبر معظم انقلاب، آغازی را برای خلق آن زبان مدّ نظر داشته باشند، حال سوال این است که کدامین زبان است که در شکل جدید جنگ که میخواهند بر ذهنها غلبه کنند و استاد مهدی محمدی در صحبت های اخیرشان متذکر آن هستند، توانایی عبور از نقشه های دشمن را بما می دهد؟ https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید.
سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر
باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر میآید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86 موفق باشید
سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی میباشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش میآید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» نهایتِ انسانیت انسان میباشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد میتوانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید
