سلام و عرض ادب و احترام فراوان تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد بزرگوار: استاد ابتدائا از پاسخگویی شما به سؤالات بنده بسیار سپاسگزارم. استاد فرق دروغ و کذب چیست؟ استاد اگر طبق روایات قرآن ثقل اکبر هست، چطور در حدیث ثقلین قرآن و عترت عدل یکدیگرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر نمیکنم تفاوتی داشته باشد. ۲. آری! از جهت مبنا، قرآن نسبت به امامان معصوم، ثقل اکبر است به جهت آنکه خود آن عزیزان در نسبت با قرآن، خود را تا این حدّ متعالی کردهاند. موفق باشید.
سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجاتهای خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افقهای معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824 را میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید
سلام علیکم: موضوع سخن بنده اینست: «چرا با وجود ولیفقیه هم وحدت حاصل نمیشود؟!» از وحدت به معنای نفی اختلاف نظر و سلیقه که لازمه جامعه بوده سخن نمیگویم، سخن در وحدت مبانی و عدم نفی یکدیگرست. چرا این وحدت که یکی از برکات و محصولات وجود ولی در جامعه باید باشد در اهل ولایت دیده نشده و حاصل نمیشود؟ دل انسان از دیدن این همه اختلاف مبانی در میان حزب اللهی ها به درد میآید و بدتر وقتی می بیند همگی مرجع اختلاف خود را ولیِ جامعه معرفی میکنند دلش میترکد! رهبر جامعه رئیس جدید تیم مذاکره کننده و خط و خطوط تعیین میکند و در پیام خود می گوید برای مذاکرات دعا کنید، بعد عده ای از مردم حزب اللهی و نمایندگان ایشان اساساً با اصل مذاکره مخالفت میکنند و می گویند چرا با مذاکره به رهبری خیانت میکنید؟!! عده ای دیگر هم می گویند چرا بر خلاف موضوعات رهبری مذاکره می کنید؟! شاید بتوانم بحث تحمیل و عبور از خطوط قرمز را در دوران رهبر شهید فقید آنهم به علت بروز فترت در بیداری بخشی از جامعهی وقت، قبول کنم، اما مگر میشود اکنون که بعثت بروز و ظهور کرده و مردم تمام قد پشتیبان ولایت هستند حرف از تحمیل زد؟ بنده آن ایراد رفقا را حمایت از رهبر ندانسته و اتفاقا ناخواسته ایراد وارد کردن به ایشان می دانم که گویی نتوانسته اند علیرغم این بعثت و حضور حاضرین به نفع عامه مسلمین بهره برده و با سکوت خود تحمیل و ضرر ایشان را پذیرفته اند! اینکه عده ای انقلابی واقعی چون رسایی و ثابتی و نبویان و ... خود را مدافع و مراقب خطوط رهبری میدانند و لحظه به لحظه بر مذاکراتی های ماموریت یافته از همان رهبر میتازند واقعا چگونه است؟ رهبری فرمود فریادهای شما در خیابان بر مذاکرات اثر دارد؛ اما گویا عده ای گمان کرده اند فریادهای ما بر مذاکره کنندگان مقصودشان بوده! آیا قول عده ای که معتقدند در فتنه ها و چند دستگی ها، برای حصول آن وحدت، قول و بیان صریح تر از جانب رهبری نیاز است درست است؟ و در پایان با طرح مجدد موضوع، نظر حضرتعالی را خواستارم که چرا با وجود ولیفقیه هم، آن وحدت حاصل نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً رهبر معظم انقلاب با سخنان خود بخصوص در پیام اخیرشان به مجلس، حجّت را تمام کردند. از آن جهت که سخن رهبر معظم انقلاب با نظر به عنایاتی که به ایشان میشود برای حفظ جبههای که مقابل شیطانیترین جریان ایستادهاند و با نظر به بصیرتی که دارند، سخنشان برای ما حجّت است و حال در نظر بگیرید ایشان در پیام فوقالعادهای که به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم مطرح فرمودند که در واقع، وظیفۀ بسیار بزرگی بر دوش ما خواهد بود و آن رعایت «وحدت» است. تا آنجایی که فرمودند: « بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». و این حکایت از آن دارد که با توجه به چنین رویکردی میتوان بسیار نسبت به آینده امیدوار بود و خود را مشغول اموری که موجب بدبینی نسبت به مسئولان میشود، ننمود. موفق باشید
«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوتهایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر میخاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتابها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزینتان گردد. آیا راز مطالعات حیرتافزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه میاندیشد و سخن میگوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید
بسمالله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم میبینیم و دربرابر آن، عدهای همچنان از باور به حماسهها و خیزشهای دوباره این امت سرباز میزنند. پناه بر خدا گویی چشمهایی برای دیدن و گوشهایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوتها بهطرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را میبینیم که زود بزرگ شدند دانشآموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر میدهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیشگامِ بزرگسالان شده و سرودِ مقاومت میخواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگسالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمیها و بازیهای کودکانه خود ماندهاند. شدت و ضعف ایمان، امروز شفافتر از همیشه نمایان است؛ جایی که هموطنانی درگیرِ چه کنمهای بیپایاناند، و یا عدهای معدود، همچون منافقان و وطنفروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کردهاند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسانهای معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آنجایی که ان شاءالله در نهاییترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفتهایم. آیا شرافتی بالاتر از این میشود که مقابل ما خبیثترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفتهاند؟ خدا میداند همۀ پیامبران و همۀ انسانهای آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و اینجا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد محترم استاد احساس می کنم در شرایط فعلی و در موقعی که بحث مذاکرات پیش آمد موقعیتی پیش آمد تا جامعه ی حزب اللهی ما به جمع بندی درستی بین جمع نظر ولی فقیه و مردم برسند و از افراط وتفریط فاصله بگیرند،که نه به بهانه ی اینکه ولی حکمی را داده از آتش به اختیار بودن و مطالبه ی مردم غفلت شود ونه به بهانه ی آتش به اختیار بودن مردم،نسبت به حکم ولی بی تفاوت باشیم و نهایتا حکم ایشان را برحسب تحمیل و جام زهر به ایشان بدانیم. سوال دوم ام هم در خصوص اعزامحجاج است که بعضی آقایون بحث خیانت مسئولان نفوذی در سازمان حج را عامل تصمیم اعزام حجاج می دانند،در حالی که وقتی این نهاد ذیل ولی فقیه تصمیم می گیرد نباید چنین اتهامی زده شود،نهایتا مردم به اختیار خود وبررسی شرایط روحی شان می توانند تصمیم بگیرند ،نروند اما چنین اتهامی راهم نزنند. نظرتون را بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هر دو طرف در میدان پیروزی در مقابل جبهۀ استکبار دو نگاه دارند. امری که در پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/22405 عرض شد و اخیراً استاد مهدی محمدی در موضوع برنامۀ دشمن برای ایجاد اختلاف نسبت به موضوع مذاکره و عدم مذاکره نکات دقیقی فرمودهاند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/mohammadi61 2- در این رابطه میتوانید به جواب پرسش شمارۀ 41586 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد هیچ حس خوبی نسبت به مذاکرات ندارم فایل های اقای محمدی رو هم گوش دادم (گویا روند برای خود ایشان هم بدیع و تازه بوده و چندان در جریان امور نبوده اند ) از ادعای اینکه امریکا از پجره بسته پرید بیرون التماس برای مذاکره کرد و پیش شرط ازادی تمام پولهای بلوکه شده ایران و پذیرش غنی سازی و صلح در کل جبهه مقاومت و مذاکره بر مبنای ده بند ما رسیدند به اینکه همه موارد رو عقب نشینی کردند و فقط اینکه لطفا ، حزب الله رو نکشید ، محدودتر حمله کنید متشکریم برخورد هایی که می بینیم با اسلام شیعه حماسی که چه عرض کنم ، با اصول اولیه انسانی و مروت همخوانی نداره چیزی که ما می بینیم التماس ایران برای کوتاه امدن امریکا و تغییرات بنیادین در فرهنگ حاکم هست که تا حدودی به چشم می بینیم و طمع دشمن بر اینکه ، کار را یکسره کنه و جبهه مقاوت رو نابود کنه اقای محمدی هم فقط میگه ما هر روز ارزوی شهادت داریم ، ما از جانمون گذشتیم رفتیم مذاکره کردیم پس به ما اعتماد کنید گویا این خصلت بصیرت ایشان رو ربوده و باعث نوعی نابینایی در برخی حوزه ها شده بوی خیر نمی شنوم ز این اوضاع شما می فرمایید آیا میتوانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی میفرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنههای تاریخی میتوان انجام داد. این قضه مال ان زمان بود که دست خدا چندان هویدا و عیان نبود ، الان دیگه هر کور و کر و کافر و مرتدی دست قدرت الهی رو می بینه ، اما سوال اینه آیا ما ایستادگی که باید رو داریم؟!! اگر در برابر استکبار همچنان می ایستادیم ، برای ما عزت بود و استکبار هم نمی توانست کاری کند کشور صاحب دارد ، مومنین صاحب دارند اما گویا زمزمه های دیگری شنیده می شود فعلا قضاوت نمی کنیم و سکوت می کنیم ، ولی این مسیر جدید دیگر جایی نیست که در اون انتظار نصرت و وعده الهی رو داشت و کاش باتلاق و پایان کار جبهه مقاومت در ایران نباشد برادران مظلوم لبنانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با مذاکرات باید تفکر تاریخی نسبت به آن موضوع، همواره در میان باشد از آن جهت که ما پس از دفاع مقدس سوم در تاریخِ دیگری حاضر شدهایم که حال این مائیم که برای مذاکره، شرط تعیین میکنیم برعکسِ تاریخ گذشته که آمریکا برای ما شرط تعیین میکرد و غفلت از این نکتۀ تاریخی موجب شده تا بعضی با طرح سخن رهبر شهیدمان با اصل مذاکره مخالف باشند در حالیکه میتوان در دل همین مذاکراتی که ما میتوانیم حاضر شویم و شروط خود را به میان آوریم؛ ضعف دشمنان را نشان دهیم و معلوم است که نتانیاهو سخت، از این موضوع نگران است و این است که ملاحظه کردید با بمبارانِ شدید بیسابقه به مردم لبنان خواست تا این جریان را به هم بزند و این هوشیاری تیم مذاکره و مسئولان حزب الله بود که متوجه شدند نباید برای دفاع از مردم عزیز لبنان در مسیری قرار گرفت که نتانیاهو دنبال میکرد و ملاحظه کردید که به هر حال مسئله آنقدر مهم است که دولت مزدور لبنان حاضر شده است با اسرائیل بر سر آتش بس مذاکره کند به امید آنکه سخن مذاکره کنندگان ایرانی که جبهۀ مقاومت را یکپارچه میدانند؛ به حاشیه ببرد. و البته و صد البته موضوع، بسیار حساس و مهم است و نباید از یگانگیِ دیپلماسی و میدان که به خوبی پیش آمده است، غفلت کرد. موفق باشید
سلام و درود خدا بر استاد عزیز چه کسی فکر می کرد روزی برسد که عبدالکریم سروش هر روز و هر روز بیانیه صادر کند در راستای حمایت از مقاومت ولی به قول شهید آوینی حکیم زمانه دکتر داوری اردکانی تازه امروز دهان به رسای وطن بگشاید آن هم پر از کنایه به گذشته و آینده؛ انتظار نداشتم اندیشمند دردمند زمانه شهادت رهبر کشور را تسلیتی ساده بگوید در حالی که پیام مطولی برای فوت استاد دادبه نوشته بود اما کاش حداقل کودکان مدرسه میناب یا ناو دنا یا حداقل امثال شهادت لاریجانی که شاگرد فلسفه بوده او را تکانی میداد که نداد. خطاب به شهید آوینی عزیز باید گفت آسوده بخواب که یاران تو امروز از صد ها رقیب تو خطرناک تر شده اند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: قضاوت در این مورد چندان آسان نیست، بخصوص با شرایط جسمی که آقای دکتر داوری دارند. و فراموش نفرمایید هنوز بالاخره آقای دکتر سروش همان آقای دکتر سروشی هستند که نسبت به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و نقش حداکثری دینداری در امور، تغییر نکردهاند. و البته این نوع موضعگیریهای ایشان را باید به فال نیک گرفت. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_استاد بزرگوار من می خواستم کتاب شرح فصوص الحکم را مباحثه کنم. شرح فصوص الحکم شما شروع کنم یا نه؟ بهتر است از کتاب شرح فصوص الحکم چه کسی شروع کنم؟ آیا این کتاب مقدمه برای قرائت دارد که اول آن کتاب ها را بخوانم بعد خودش رو؟ 2_استاد بزرگوار نظرتان درمورد ناد علي چیه؟3_میخواستم کتاب روایی بخونم به نظرتون چه کتابی بخونم بهتره؟4_استاد بزرگوار یه جا گفتند که العلم سلطان یه جا دیگه گفتند که العلم هو حجاب الاکبر یه جا دیگه گفتند که آدم هر چی رو یاد بگیره خوبه. استاد بزرگوار سوال این است که وقتی که دارم چیزی رو یاد می گیرم باید چه کنم که این علوم حجاب نشه برای بنده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- پس از دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» و مباحث «معاد، بازگشت به جدیترین زندگی» همراه با صوتهای مربوطه، بررسی بفرمایید که آیا با شرحی که از طریق بنده بر فصوص داده شده، همراه با صوتهای مربوطه با ذوق جنابعالی همراه است یا شرح استاد یزدانپناه؟ 2- چیزی در این مورد نمیدانم 3- کتاب «اصول کافی» و کتاب «تحفالعقول» نکات ارزندهای را به میان آوردهاند 4- «العلم سلطان» به معنای استفاده از علم برای تسلط بر طبیعت است و استفاده کردن از استعدادهای آن. و «العلم حجاب الاکبر» نظر به مفهومی شدنِ مطالب دارد که در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بدان پرداخته شده است. موفق باشید
سلام علیکم بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَالْمُؤْمِنُونَ إِلَى أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَزُيِّنَ ذَلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَكُنْتُمْ قَوْمًا بُورًا ۱۲ فتح. دوستان درباره سلبریتی های خائن و ساکت می پرسند و ناراحتند ، گفتم اجازه بدهید آیه شریفه را بر پایه آن ها معنی کنم : و شما سلبریتی ها و چهره های خائن و خموش و درس آموختهی مکتب زیباکلامِ مرعوبی که می گفت روزی جنگ شود آمریکا یک تیر چراغ برق در این کشور سالم نمیگذارد و مکتب ظریفیسمی که می گفت آمریکا می تواند با یک بمب کل سامانه دفاعی ما را از کار بیندازد ، میپنداشتید رهبر و جمهوری اسلامی از این جنگ پبروز بر نخواهند گشت و کار تمام است ، پس چیزی نگوییم که به مذاق اربابان آینده خوش نیاید تا بعد از آن هم بتوانیم از طریق بیت المال به چپاول بیت المال و پر کردن جیب هایمان ادامه دهیم ، اما چه بد گمانی کردید زیرا شما پسا جنگ ، دیگر جایی و خریداری در جامعه بیدار شده و تجلی یافته جدید نخواهید داشت و محکوم به افول و نابودی خواهید بود و کنتم قوما بورا ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنها حتماً در فهم مردم و انقلاب اسلامی و تاریخی که برای آغاز انسانی دیگر آغاز شد اشتباه کردند و این ما هستیم و راهی که رهبر عزیز شهیدمان در مقابل ما گشودند و بدون درگیری با آنها مسیر را به اعتبار «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراما» ادامه خواهیم داد و مسلّماً اکثر آنها متوجۀ اشتباه خود شدهاند وبا بنای فرهنگ تمدنساز، بیرون انداختن این افراد به هیچ وجه صلاح انقلاب نیست بدون آنکه بخواهیم خط آنها را دنبال کنیم. موفق باشید
استاد عزیزم سلام بلطف خدا از ابتدای جنگ جلسه هفتگی حدیث کسا مون روزانه شده. بخشی از جلسه دعا و توسل و استغاثه داریم و بقیه جلسه عملیات بسته بندی داریم. بسته بندی برای نیروهای امنیتی،قشر خاکستری و... از خوراکی تا متن و نامه حتی الحمدلله در کنار خانمها بچه ها هم با مربی تولیداتی دارند از تهیه پلاکارد برای تجمع شبانه گرفته تا نوشتن دست نویس و نقاشی برای رزمنده ها... الحمدلله به تازگی دیدار از خانواده شهدا هم روزی مون شده که ان شاالله قدر بدونیم الحمدلله گروه ما مردمی هست و همه هزینه ها از طریق مردم تامین میشه و الحمدلله دوستان یاری میکنند خواستم ازتون مشورت بگیرم که با توجه به پتانسیل گروه مون و تاریخ امروز چه پیشنهادی برای ادامه مسیرمون دارید؟ به لحاظ محتوایی به لحاظ مخاطب و... چه نکاتی رو در نظر داشته باشیم وپیسنهادتون برای ما خانمها چیه ؟ خدا حفظتون کنه
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: باید خدا را شکر کرد که او چنین راهی را در این زمانه مقابلتان گشوده. ثانیاً: همانطور که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41375 https://lobolmizan.ir/quest/41375 عرض شده است باید با نظر به معارف توحیدی از طریق تدبّر در قرآن به حضوری فکر کرد که بعداً با خطر ریزشها روبهرو نشویم. و د راین رابطه تدبّر در آیت الکرسی بسیار مهم است و این آیۀ شریف، جایگزین خوبی است برای حرزهای مطرحشده و یا دعای نادعلی. https://lobolmizan.ir/sound/686?mark=%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%B3%DB%8C موفق باشید
با سلام و احترام استاد عزیز یکی از نزدیکان شما را در تجمع دیدم. گفتم استاد کجا هستند؟ فرمودند(نقل به مضمون) چون ساعت تجمعات دیر هست(۹ شب به بعد)، استاد شرکت نمیکنند. ببخشید واقعا ناراحت شدم و گفتم آیا آن رزمندگان پشت لانچر هم که نیمه شب با شجاعت بیدار می مانند، ما هم به جهت نقش آفرینی میدانی وظیفه نداریم که کمی ساعت خوابمان را جابجا کنیم؟ حضرتعالی بعنوان الگوی بخش اعظمی از مردم منطقه، حضورتان بسیار تشویق کننده و افزاینده جمعیت خواهد بود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در آن پیام عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22022 حقیقتاً از نظر جسمی ناتوان هستم. یک شبی هم که افتخار آمدن داشتم از نظر جسمی به مشکل افتادم وگرنه حقیقتاً این حضور را حضوری الهی میدانم از جنس بعثتی که برای انبیاء پیش میآید تا تاریخِ دیگری را پیش آورند. موفق باشید
باسلام خدمت استاد ارجمند چندی قبل بدلیل همزمانی روز ۲۳ رمضان در جمعه و جنگ اخیر موضوع امکان وقوع صیحه آسمانی مطرح شده بود. حقیر در این فکر بودم که اگر بنا باشد ندای آسمانی همه دنیا را به سوی حق دعوت کند و در مقابل ندای شیطان در این باره تردید ایجاد کند، هم اکنون هم این صیحه آسمانی اتفاق افتاده است و ندای حق به گوش جهانیان رسیده است. و اگر دجال کسی است که در وسط پیشانی او کافر نوشته باشد و باسواد و بی سواد این را ببینند، همین رذالتی که در امثال رییسجمهور آمریکا و نخست وزیر اسراییل دیده می شود به وضوح دجال را به همگان معرفی کرده است. بنابراین این امید در قلب دارم که ظهور حضرت حجت عج شاید منوط به تحقق نص روایات در مورد نشانه های ظهور نباشد و انشاءالله بزودی زود بتوانیم شاهد قیام نهایی ولی زمان باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که چگونه نور حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» با شهادت نایب آن حضرت، قلب این مردم را نورانی کرده و عملاً نوعی ظهور پیش آمده و نکند به امید ظهور نهاییِ حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» که ان شاءالله در پیش است؛ ظهور آن حضرت را که در همین زمان با آن روبهرو هستیم ننگریم! آیا این نوعی ظهورِ حضرت صاحب الأمر«عجلاللهتعالیفرجه» نیست؟ موفق باشید
حسبنا الله و نعم الوکیل. استاد ارجمندم سلام و عرض تسلیت. «ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.» سید علی تجلی تمام صفات خداوند بود و خداترین انسان بعد از حضرت مهدی در هستی بود. به خدای کعبه رستگار شد و عروجی غیر از این برایش متصور نبود. آنچه وجودم را میسوزاند این سوال است: ما که زندگی را با او «فهم» کردیم، خدا را با او شناختیم و علی را با او نظاره کردیم؛ چه شد که کردههای بیخلوصمان از سر نفس و نکردههای از سر استیصال و انفعالمان از سر نخوت، باعث شد تا او تنها راه رشد بشریت را در ذبح خود دید و داغ درک حضور در فضای انسان کامل را به دل همگان گذاشت! همانی که سالها دلهرهاش را داشتیم، هرچه استدلال و متن و دعا و قرآن میخوانیم و هر چه بُعد میدهیم به زمان تا حادثه برایمان کوچک شود، باز هم آتش غم فرو نمینشیند و قلبمان استدلال پذیر نیست و فقط با مُردن آرام میشود و ذکرمان میشود: «دردیست غیر مُردن کان را دوا نباشد». خداوند توبه و استغفار ما را بپذیرد و توفیق عمل با اخلاص در کنار رهنمودهای شما به ما بدهد. آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که فرمودید؛ او خدایی ترین انسان بود به همان معنایی که فرمودید. و زندگی همان زندگی بود که او به نمایش آورد و ما «خدا» و «قرآن» و «ائمه» و «نماز» را با او شناختیم. و بنده بعد از شهادت آن خدایی ترین انسان و افقی که با آن شهادت مقابل بنده گشوده شد، تنها با قرآنِ آیت الله خامنهای قرآن میخوانم و با نمازِ او اقامۀ نماز میکنم و او را در این امور حساس «نُصب العین»ِ خود قرار میدهم.
فرمودید او رشد بشریت را در ذبحِ خود دید؛ نه! او با شهادت خود اوجی از زندگی را مقابل ما قرار داد و اینکه اینهمه امیدوارانه زندگی میکنیم ریشه در نقش بزرگ آن شهادت دارد.
فرمودید؛ داغِ درک حضور در فضای انسان کامل را بر دل همگان گذاشت؛ نه! او آینۀ درک فوقالعادۀ انسان کامل بود و به دلیل وجود او مردم به زیبایی تمام دلدادۀ حضرت مولایمان صاحب الزمان «عجلاللهتعالیفرجه» هستند. ما هر روز حضورِ امام مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» را با نظر به نایب دیروزین و فرداییِ او احساس میکنیم. و از این جهت «انتظار»، یک آرزو نیست، بلکه درک حضوری است که همواره در آن بهسر میبریم و این است تفاوت ما با حجتیّهایها که در انتظار خود از امروزِ آن حضور در غفلتاند و طوری منتظر حضرت هستند که گویا متوجۀ حضور امامِ حیّ و حاضر در اکنونِ این تاریخ نیستند. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم نظرات چند تن از متخصصین که در مورد صهیونیسم و یهود بود را که مشاهده کردم میگفتند یهودیها همیشه میدانستند که قرار است تاریخ بشری تحولی را تجربه کند از این روی وارد میشدند و سعی میکردند خودرا در آن تاریخ با همان برتری جویی های یهودی جا کنند مثل رنسانس، تا ماندگار شوند حتی همین جنگ نیز میدانستند که نظم جهان تغییر کرده و این جنگ را همراه آمریکا به همین دلیل راه انداختند و دلیل پذیرش این همه عواقب برایشان همین است که باید عرض شود وقتی پای نهایت یعنی نهایت انسانیت باز شده هیچ حتی مومن یا خاصی نمیتواند انسانیت بشریت را به خود قائم کند مگر اهل بیت صلوات الله که آنها نیز عین و ذات انسانیتی هستند که خداوند آن را به آنها ظهور و مامور کرده چه رسد که دشمنان ما بخواهند یا توانند در این چنین تاریخی خودرا جای دهند؛ همین است که نمیفهمند و ترامپ احمق که زاده آمریکای جنگ جهانی است و با توهم همان جهان نیست جنگ جهانی، فکر میکند میتواند در این تاریخ هم حاضر شود. بچه های پرورش یافته جنگ جهانی مثل ترامپ که امروز پیر هستند در جاهای دیگر آمریکا مشابه او بودند و همین منوال را طی کردند و شکست خوردند. و این احمق هم همین بلا سرش آمده منتهی هیچ چیزی غیر از این خاطره نیست توهم انگیز ندارد و حال خودش نیز فهمیده. حال که متن جنابعالی با تیتر«ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است- ۵» را مشاهده کردم نکته اصلی این متن در فراز آن«و این یعنی به ظهورآمدنِ آیندهای که ظلمانیترین جبهه در نفیِ انسانیت انسانها یک طرف و نورانیترین جبهه در پاسداشت انسانیتِ انسانها در طرف دیگر قرار میگیرد» چیزی که در فهم این سخن فهمیدم یعنی با شهادت رهبر انقلاب خلق آخرالزمان با کمال معنای استقلال آزادی جمهوری اسلامی با همین بعثت، خلق الله خودرا به حق یافت و مرحله ای عظیم به استقلال توحید رسید. حال دشمنی آنها با خود حضرت صاحب تاریخ و تاریخ خود حضرت آغاز شده که این یعنی میدانی برای جنگ مستقیم با امام(عج الله) و این یعنی همان جنگجویی امام علی صلوات الله که هرگز دشمنی به سوی او می آمد عقب نمیکشید تا آن را دو نصفه و بنیادش را از بین ببرد. حال اگر موضوع برفرض زدن بمب اتم برای عقب راندن امام صلوات الله هم باشد هرچند دور از واقعیت باشد، اینجاست که با غیرت خود حضرت روبرویند نه فقط با مومنین. و باید گفت راز جنگ امروز که چشم در مقابل چشم است با آغاز این تاریخ تغییر میکند تا از بند این کشمکش ها عبور کنیم و به نهایت وارد شویم. ( ببخشید استاد برایم سخت است نوشتن در این سایت و وقتی که دیدم بزرگواران وارد میدان این سایت شدند خوشحال و خداراشاکرم از آمدن آن عزیزان شاید بنده حقیر کم کم با آمدن آنها معاف شوم از نوشتن و خود را طور دیگری جستجو کنم که سخت پی آنم از این رو اگر همین متن را هم منتشر نفرمایید و بنده را معاف فرمایید به آن نیازمندم و اگر بدردتان خورد خودتان از آن استفاده فرمایید. از طرفی سئوال خصوصی قبلی را که فرستادم به من کد پیگیری نداد و حتما شما جواب را ایمیل کردید که کل سیستم ایمیل فعلا در ایران با اینترنت ملی در دسترس کسی نیست و نتوانستم جواب شمارا بخوانم که ناراحت شدم که محروم ماندم از صحبت شما. من درگیر خودم شدم و نیاز دارم با خودم تنها باشم).
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که در این آخرین دوران این چنین جبهۀ حق در مقابل باطل قد برافراشته و همچنان که می فرمایید روز به روز زیبایی این صحنه بهتر و باز بهتر خود را به ظهور می آورد. مهم آن است که اولاً: نگاهمان تاریخی باشد و ثانیاً: به سنت های الهی نظر داشته باشیم به جای فضایی که رسانه ها ایجاد می کنند به گمان آن که میتوانند جهان را آن طور که می خواهند بسازند. آری! اینکه می فرمایید بعضی از جواب ها به ایمیل افراد ارسال می شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد چه بگویم از شرح فراق و شرح درد اشتیاق ... تکراری نمیخواهم سوال بپرسم برخی رفقایم اربا اربا شدند ولی من هنوز اندر خم یک کوچه ، کوچه ای که نامش عشق است ... ، چطور نگاه کنم به این موضوع و موضوعات فعلی ؟ چگونه ورودی مرا در تاریخ پیش رو حاضر میسازد؟ ۲. کارهایی که میتوانم در کانال انجام دهم گویا باید تغییراتی داشته باشد از لحاظ بنیاد و رویکرد و ... ، چه تغییراتی را در کارفرهنگی و تدریسی این تاریخ پیشنهاد میکنید ؟ در تاریخی که سلوکش ذیل نور امام خامنه ای است ... التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری ماورای «مُردن و زندگی در دنیا» باید نظر کرد امری که همۀ سعی بنده در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت»(که اخیراً چاپ شده)بوده تا با مخاطبان در میان بگذارم. البته همچنانکه مطلع هستید متن کتاب در سایت هست و نیاز نیست که خریداری شود ولی باید با جدیّت تمام از خود بپرسیم چرا ما باید با شهادت رهبر شهیدمان از دوگانگیِ «زندگی» و «مقاومت» عبور کنیم. آیا نباید در این حضور تاریخی به این نکتۀ بسیار با اهمیت بپردازیم تا به نحوی در میدان شهادتِ رهبری با جدیّت تمام حضوری خاص داشته باشیم؟ که حضور فردایی ما میباشد. امری که به نظر این حقیر در کتاب مذکور با خواننده در میان گذارده شده است. موفق باشید
مدتی است پس مطالعات و تمرینی در باب منطق و مباحث مغالطات در جریان زندگی و تعاملات شده است که مغالطهای از کسی رخ داده و حقیر متذکر آن شدم، در جمع ها و گعده های طلبگی تا کلاس های درس، مغالطههای اساتید، اجمالا زندگی روزمره و تا آن مغالطه و تشخیص حقیر را بر منطقیون ارئه میدهم آنها آن را تایید می کنند، و این مورد برای حقیر تبدیل به یک عادتی شده تاجایی که رفقای طلبه به شوخی مرا خطاب قرار داده و میگویند: «آقا مغالطه نکن!»، اکنون سوال حقیر آنست که نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: معطل این نوع رابطهها نباید شد. بیشتر باید منظور گویندگان را مدّ نظر داشت حتی اگر با مقدمات مربوط به قیاس منطقی همراه نباشد. موفق باشید
سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق ان شاءالله. سؤالی که خدمت شما استاد عزیز داشتم این هستش که اخیراً زمزمه هایی برای رهبر بعدی هم از طرف داخل هم از رسانه های خارجی شنیده شده که رهبر بعدی سید مجتبی خامنه ای خواهد بود. ولی در صورت تایید هر چند که ما ایمان داریم اراده خدا و خواست حضرت بوده ولی همواره چند چیز جای سوال خواهد داشت که آنها را خدمت شما عرض میکنم. ۱. در صورت تایید چگونه شده است که پس از رحلت امام خمینی زمزمه رهبری فرزند ایشان مطرح نشد ولی الان تا این حد مسئله رهبری آقا مجتبی مطرح شده است؟ ۲. اگر ایشان رهبر بشوند باید به رسانه هایی که یک عمر با تمسخر آنها را متهم به دروغ گویی می کردیم از این پس اعتماد کنیم چون تا اینجا هر چه در تحلیل ها و پیش آمدهای سیاسی پیش بینی و ادعا می کردند طبق برنامه پیش رفته است. ۳. آیا با رهبر شدن سید مجتبی خامنه ای جمهوریت نظام خدشه دار نمی شود و بهظاهر به سمت موروثی شدن حرکت نمی کند؟ ۴. خود رهبری مانع از ورود ایشان به عرصه سیاست و اجتماع بودند حال آیا اگر خود رهبری در مجلس خبرگان حضور داشتند با رأی خبرگان موافق بودند یا نه؟ ۵. و در پایان در کاندیدای رهبری بهترین شخص سید مجتبی خامنه ای بوده است و این سؤال هایی که خود بنده پرسیدم موجب نمی شود که در انتخاب ایشان اختلاف نظر پیش بیاید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خبرگان ملت میباشند که بنا به مسئولیت خود هر آن کس را که برای رهبریِ انقلاب شایسته دیدند، انتخاب می کنند. و البته مقایسۀ مرحوم احمدآقا که یک طلبۀ دلسوز بودند با آقا مجتبی خامنهای که یک مجتهد مسلّم با کرسی درس خارج بسیار دقیق؛ صحیح نیست. و مسلّماً اگر خبرگان با صداقتی که ما از آن عزیزان سراغ داریم، ایشان را انتخاب کردند، حتماً با ایمانی که در شخصیت آنها هست، باید به انتخاب آنها اعتماد کرد. و عنایت داشته باشید که آیت الله آقا مجتبی خامنهای در ریزترین موضوعات کشور حاضر بودند هرچند نمیخواستند علناً طوری حاضر باشند که در عرض پدرشان حساب شوند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب و تبریک و تسلیت شهادت حضرت آقا: ما در مواجهه با کتابهای اخیر شما با این نظر مواجه هستیم که می توان با انقلاب اسلامی به توسعه رسید بدون تبعاتی که تمدن مدرن دارد که به نوعی احساس میشود حرفی است بعد و پیشرفته تر از حرفهای دکتر داوری زیرا شاید ایشان ما را به توسعه ای دعوت می کنند که غربی است و عقل خاصی دارد و تبعات خاص خود را دارد حالا با وجود بحثهای شما که تکامل ان بحثها است باز هم ما در این موقعیت نیاز به سخنان دکتر داوری داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی آقای دکتر داوری آن است که ما را متوجۀ فکر و فرهنگ توسعه نمایند که در جای خود یک تاریخ است و از این جهت نباید از اندیشۀ این مرد متفکر غفلت نمود و البته باید متوجۀ محذورات ایشان باشیم که مخاطب خود را صرفاً افراد مذهبی انتخاب نکردهاند، ولی بحمدالله متوجۀ افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشودهاند، میباشند. آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی میگویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعهنیافتگی نمیدانستم. انقلاب حادثهای پیشبینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیدهام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» در ادامه میگویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیدهام» و میگویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.» و در همین رابطه میفرمایند: «در هر صورت با نادیدهگرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمیگیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمیگذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط اینکه آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.» و با توجه به این امر میفرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع میکنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی مینگرم.» با توجه به سخنان چنین متفکری میتوان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، بهخصوص آنجا که میفرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشتهام. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا بعد از مرگ محفوظات ذهنی و اطلاعات انسان که در مغز ذخیره شده کلا از بین میرود که در این صورت انسان با خودی مواجه میشود غیر از آنچه در دنیا بود و چه بسا دچار سر درگمی میشود چرا که اکثر غالب انسانها برداشتی که از خود دارند بر اساس همین اطلاعات ذهنی و سوابق گذشته زندگی است و آیات صحیح است بگوییم بلافاصله سه رکن اصلی انسان یعنی عقاید و ملکات اخلاقی و اعمال او به صحنه میآید و خبری از نام و نام خانوادگی و مهارتهای شغلی و علوم طبیعی در آنجا نیست یا اینکه ذهنیات هست و با عبور از کانالها و عتبات مختلف محفوظات از بین رفته و انسان به خود واقعی برمیگردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بعد از مرگ، دقیقاً مائیم و جهانی دیگر و روبهروبودن با عقاید و ملکات و خُلقیاتِمان. آری! دنیا را با خود نمیبریم ولی تصورات دنیایی را با خود میبریم، قراردادهای خودساختۀ دنیا آنجا نیست. به پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» و سیره و سبک و مشی آن حضرت، بیشتر باید اندیشید. موفق باشید
با عرض سلام: محبت کنید بفرمایید فلسفه ی خلقت امثال ترامپ چیست که این جور به جان بشریت افتاده است در حالی که می دانیم صدر تا ذیل وجودش در قبضه ی حق است و هلاکتش برای او کاری ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره خدوند از طریق خبیث ترین انسانها دین خود را یاری کردهاست. مگر از حضور مردم عزیز ما در ۲۲ بهمن امسال نیافتیم که چگونه این مردم نشان دادند مقابل خبیث ترین انسانهای روزگارشان در صحنهاند؟ این طراحی و سنت خداست که در برابر هر پیامبری، دشمنی از جن و انس بگمارد که برایش دام پهن کنند و لای چرخش چوب بگذارند؛ «وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِن». بدون شک خدا میتوانست دشمنان را ریشه کن کند یا جلوی دشمنیشان را بگیرد؛ «وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوه». ولی وجودِ دشمنِ عنودِ لجوجِ کینهتوزِ آدمنشو جزئی از طرح و نقشه راه انبیاست. قرار نیست راه انبیا و پیروانشان هموار و بیمانع باشد. و در این میان یکی از مهمترین موانعِ فراروی انبیا و پیروانشان، دشمنی طاغوت و ائمه کفر است. کینهای که طاغوتِ مستکبر از مؤمنان دارد چنان است که هر خوبی و خوشی به مؤمنان برسد آزردهخاطرش میکند و هر مصیبتی بر آنها فرود آید، دلشادش میکند؛ «إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها». با چنین آتش کینهی گر گرفتهای نمیتواند آرام بنشیند. به ناچار هر روز جنگ و توطئهای میشوراند، تا بلکه نابودمان کند، یا اگر بتواند بیدینمان کند؛ «وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا». با چنین دشمنی زندگی مسالمتآمیز، معنی ندارد. او آتشی است که اگر خاموشش نکنی چراغ زندگیات را خاموش میکند. غدهای سرطانی است که اگر از بیخ و بنش برنکنی، تو را ریشهکن میکند. اگر به فکر و اندیشهاش نتازی، او دست از اندیشهات برنمیدارد. اگر امنیتش را تهدید نکنی، او یقهی امنیتت را رها نمیکند. اگر تمدنش را هدف نگیری، او تمدنت را به زیر میکشاند. هر چه او قدرت بگیرد، جبههی اسلام ضعیف میشود. و هر چه ما قوی شویم، او ضعیف میشود. با وجود چنین رابطه و قاعدهای نباید هم یقهی ما را ول کند. ما هم نباید ول کنیم. موفق باشید
سلام: محبت کنید بفرمایید علم حق به اعداد اصم چگونه است با توجه به اینکه عدد اعشارشان تا بی نهایت ادامه دارد و نیز گفته شده سبحان من لا یعلم جذر الأصم إلا هو مقصود از جذر اصم در اینجا آیا جذر عدد اصمی مثل رادیکال دو است یا مقصود از اصم اعدادی است مثل ده که جذرشان اعشار دارد یا اینکه مقصود جذر اصم منطقی است؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که اعتباریات، ساختۀ بشر است و اساساً چیزی نیست که مورد علم خداوند قرار بگیرد. موفق باشید
با سلام و احترام: در رابطه با موضوعات پیشآمده چند سوال مطرح است وقتی با مردم در مورد نظام صحبت میشود همه میگویند با این وضع فسادها و رانت های زیاد عدم محاکمه مجرمان مالی و وضعیت معیشتی که در جمهوری اسلامی هست، اگر اسلام این است ما اسلام نمیخواهیم در نتیجه بسیاری از جوانان در جامعه از اسلام روی برگرداندهاند ما هم دفاعی نداریم. به نظر شما در این شرایط برای حفظ اسلام مثل امام حسن باید صلح کرد یا مثل امام حسین باید مبارزه کرد؟ وظیفۀ ما در حال حاضر چیست چگونه با این افراد صحبت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در شرایطی هستیم که نه، باید در مقابل جاهلیت مدرن یعنی جبهۀ استکباریِ یهودیزده کوتاه آمد به همان معنایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند «کوتاه نمیآییم». و نه، نسبت به غرب و لیبرالهای داخلی باید کوتاه آمد و از آنها غفلت کرد. و انقلاب اسلامی اکنون در جایگاهی قرار دارد که جایگاه مقابله با هر دو جریان است و جوانان ما باید متوجه شوند تنها در تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده، به آنچه باید برسند میرسند وگرنه گرفتار انواع پوچیها و نیستانگاریها میشوند و این نکتهای است که باید طی گفتگویی صمیمانه با آنها در میان گذاشت. موفق باشید
سلام علیکم: خدواند شما را حفظ کند. بنده چند وقتی است که با دغدغه هایی که داشته ام و با مدد الهی مشاور جوان اداره تبلیغات شهرمان شده ام که همانطور که خود شما فرمودید که حضرت آقا فرمودند (برای من مسئله تبلیغ نگران کننده هست) در این خصوص حال که خدواند فرصتی را جهت خدمت پیش آورده است و از طرف اداره نیز برای چینش برنامه ها مختار هستم در اولین قدم خواستم که با مشورت گرفتن از شما کار را انشاءالله آغاز کنیم که در مورد اول عرض میکنم که: ۱. شما در کل برای شروع، چه کارهایی را پیشنهاد می کنید که هم جوابگوی نیاز جوانان و هم نتیجه بخش باشد چون تا به حال کارهای زیادی انجام شده که نه ادامه دار بوده نه خروجی مشخصی داشته است. ۲. مبنای ما همان حرف آقا برای جوانان است که می فرمایند سه کار تهذیب تحصیل و ورزش را باید دنبال کنند و در این زمینه چه کتاب ها و چه راه هایی برای تهذیب و تحصیل و جهاد تبیین باید مد نظرمان باشد؟ ۳. در کلیپی که اخیرا به نقل از سردار حاجی زاده منتشر شده بود که برای شلیک ماهواره قائم صد هنگام ورود تا دید تمامی بینندگان از قشرهای مذهبی هستند به مسئول مرتبط گفته بود که به این زن زندگی آزادی ها کجا هستند؟ (نشان دهنده این امر که باید این جوانان را هم همراه کنیم) ما نیز در اتفاقات اخیر از این قشر که جوان هم بودند کم نداشتیم که بی تجربه و فکر نکرده عمل کردند ولی خب ما نیز در قبال آنها کم کاری داشتیم. پیشنهاد شما برای جذب این قشر و همراه کردن آنها با انقلاب اسلامی چه می باشد؟ ۴. ما نیز قصد داریم سیر مطالعاتی شما را با رفقا از ابتدا مطالعه کرده تا هم خودمان را بیش از پیش در این جنس مباحث حاضر کنیم هم حرف برای گفتن به این نسل داشته باشیم و در این خصوص چگونه مباحث را دنبال کنیم نتیجه بهتر خواهیم گرفت؟ و در نهایت برای ما دعا بفرمایید که به لطف الهی همانطور که حاج قاسم توانستند با ایمان اخلاص و عمل کارها را جلو ببرند ما نیز این ویژگی ها را در خود تقویت کرده و حضوری از جنس او در کارها داشته باشیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. مباحث «معرفت نفس» که از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع میشود تا «ده نکته در معرفت نفس»؛ مقدمۀ خوبی میتواند باشد. در مورد مباحث «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» رجوع شود و هر کدام از قرائتها که با روح و روحیۀ رفقا میخواند؛ انتخاب گردد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh 2- در دل مباحث «معرفت نفس»، خود به خود این نکات مدّ نظر میآید تا انسان بهترین تصمیم را بگیرد هرچند در موقعیت بالاتر، مباحث مربوط به کتاب «جامع السعادات» بسیار کارساز میباشد. https://eitaa.com/jameo_saadat 3- همینطور است. راه ارتباط با جوانان، کار بسیار حساسی است. مهم آن است که باب گفتگو با آنها را باز کنیم و جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را به عنوان آیندۀ جهان با زبان ساده با آنها در میان بگذاریم که البته باید نسبت به این موضوع، بیش از گذشته مجهز شویم 4. ان شاءالله با مباحث «معرفت نفس» و سپس رجوع به شرح سورههای عنکبوت و زُمر که روی سایت هست؛ کار، به سوی نتیجه پیش میرود. در ضمن در رابطه با سؤالات خود خوب است سری هم به سؤال و جواب شمارۀ 41118 بزنید. موفق باشید
۱. جایگاه تلاش و کوشش انسان در رسیدن کجاست؟ اصلا حدی دارد؟ یا انسان تا هر جا که توانست باید تلاش کند؟ ۲. برایم نامهای باز میشود و همهی نامهها از من عمل میخواهد و تکانی تا در بیخبری نمانم؛ آیا این یعنی کاری را انجام بدهیم که خدا دوست دارد؟ یا چیز دیگری در این میان است؟ ۳. عاشقی کردن در این زمان و زمانه به چه شکلی است؟ اصلا شکلی دارد؟! یا ندارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ آنچه مدّ نظر دارید را با نمونه و اسوه قراردادنِ انسانهای کامل یعنی ائمه «علیهمالسلام» مییابید زیرا که آنها «سبیل الی الله» هستند تا ما در میدان کمال خود جلو و جلوتر رویم به همان معنایی که جناب مولوی فرمود: «بی نهایت حضرت است این بارگاه / صدر را بگذار، صدرِ توست راه». پیشنهاد میشود بحثی که اخبراً در رابطه با شخصیت پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» تحت عنوان «نسبت ما با رسول خدا و شریعت محمدی» شده است را دنبال فرمایید. امید است مفید افتد.
https://eitaa.com/matalebevijeh/21437 موفق باشید
