بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41416
متن پرسش

سلام استاد متنی در ادمه پرسش ۴۱۳۹۱ نوشتم و دوست داشتم نظرتان را بدانم. 🔸ای پیامبر معجزه‌ات کو؟! ✍علی جلالی وقتی در غار ظلمانی تاریخ از عالم پُر زرق و برق امروز گوشه‌گیری کرده بودیم و شاید برخی‌هایمان از سر حسرت به زرق و برقش می‌نگریستیم و تمنایش می‌کردیم، کدام فرشته وحی به ما گفت: بخوان! و ما هاج و واج به هم می‌نگریستیم تا آنکه درخشش کلمات را در قلب‌های همدیگر دیدیم. آینه‌وار نوشته قلب‌هایمان در قلب دوستانمان افتاده بود. و خواندیم و به پیامبری مبعوث شدیم. هر دوره ظالمی داشته است و پیامبری که به تقابل با او مبعوث می‌شده و اکنون که ستمگران همه زمین در یک جبهه‌اند، یک ملت به پیامبری مبعوث شده‌اند تا چون یک تَنِ واحد رودرروی آنها بایستند. دوستی دیشب از من پرسید: "اگر ما به پیامبری مبعوث شدیم، پس معجزه خدا کِی ظاهر می‌شود؟" گفتم: هر پیامبری را معجزه‌ای است و لابد هرکدام از ما هم معجزه‌ای در جانمان داریم که به وقتش دشمنان را به عجز درمی‌آورد و آیا این ایستادنمان وقتی که هر ملتی می‌گریزد، معجزه نیست و دشمن را ناتوان نکرده؟ گفت: "ولی یک معجزه واضح‌تر می‌خواهم. کجاست کتابِ محمد؟" گفتم: "مگر در آن تاریکی که بودیم نوشته‌های جانمان را نخواندیم؟ که به ما گفتند: کتاب جانتان را بخوانید! "ٱقْرَأْ كِتَٰبَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ ٱلْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبا". گفت: "دمِ حیات‌بخش مسیحا کو؟" گفتم: "پس قلب‌های مرده ما چگونه زنده شد؟ و وقتی در غم شهادت ولی‌مان بودیم مگر از نفَس‌های گرم همدیگر زنده نشدیم و آتشی در وجودمان شعله نگرفت؟" گفت: "حال که دشمن چنین نزدیک است، عصای موسی کو تا ماران را ببلعد و نیل را بشکافد؟" گفتم: "پس خلیج را ندیدی که بی‌زحمت شکافتن، سدِ عبور فرعونیان شد و مگر عصای موسی جز تکه چوبی بود که در دستش گرفته بود و بر آن تکیه می‌زد؟ در دستِ ما امروز چیست؟ آیا همان تکه چوب نیست که پرچمی بر آن افراشته‌ایم و ملتی به آن تکیه‌ زده است و ماربچگان داخلی و خارجی را با همه سحر و سلاحشان مایوس کرده؟" "شاید آن روز که سلاحی به میدان آورده بودند و مانند ساحران فرعون، اول رو کردند، ترسیدیم [فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِۦ خِيفَة مُّوسَىٰ] ولی امروز پرچمی در دستان ماست که همه تدابیرشان را می‌بلعد و اگر فریب‌خوردگان این امت، چون ساحران چشمی بینا داشته باشند، به معجزه اتحادمان ایمان می‌آورند و از فرعونیان می‌بُرند و "ما" می‌گردند. ای پیامبرانِ امروز! باید به قلب‌هایمان بنگریم و معجزه‌هایمان را بیابیم. هر کدامتان معجزه‌ای دارید: قدمی استوار، قلمی روشنگر، دستی خیرخواه و قلبی پُر مِهر. معجزه تو چیست؟ کتابِ جانت را خوانده‌ای؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است و ملتی برانگیخته شده‌اند تا جهان دیگری که جهان آخرالزمانی است با ساحتی خاص، به ظهور آید و معلوم است که بعثتِ آخرالزمانی از جنس به میان‌آوردن عصای موسی«علیه‌السلام» نیست، همان‌طور که قرآن متذکر روح و روحانیتی است در جان‌ها. بعثتِ آخرالزمانی انسان را در انسانیت‌اش به خود می‌آورد تا در انسانیت خود، خود را جستجو کند و این حضور است که زمینۀ حضور انسان کامل را فراهم می‌کند و این است راهی که به ظهور انسان کامل می‌انجامد و مردم ما بحمدالله در این میدان حاضر شده‌اند و عجیب است دقت خاص رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای که در ابتدای اولین پیام خود اشاره به آیۀ 106 سورۀ بقره اشاره کردند که می‌فرماید: «مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» اگر خداوند آیه‌ای از آیات خود را از صحنه خارج کرد، حتماً آیه‌ای همانند آن و یا بسی برتر را به میان می‌آورد. ملاحظه کردید که در پیام خود به زیبایی تمام فرمودند: 
«آیه‌ای که در صدر این نوشتار آوردم به این معنی است که هیچ آیتی از آیات الهی نیست که یا مهلتش تمام شود یا به فراموشی سپرده شود مگر اینکه از ناحیه حضرت حق جل و علا، مثل یا برتر از آن بجایش داده شود. مناسبت استفاده از این آیه شریفه این نیست که این بنده در حد رهبر شهید باشم چه رسد به اینکه بخواهم برتر از ایشان فرض شوم؛ بلکه جهت ذکر آیه مبارکه توجه دادن به نقش بجا و پررنگ شما ملت عزیز است. اگر آن نعمت عظما از ما سلب شد، بجایش بار دیگر حضور عمارگونه ملت ایران به این نظام اعطاء گشت. این را بدانید اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود نه رهبری و نه هیچ یک از دستگاه های مختلف که شأن واقعی آن‌ها خدمت به مردم است کارآئی لازم را نخواهند داشت.» 

و این است آن حضوری که خداوند به حکم: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» بنا دارد در این تاریخ از طریق این مردم رقم بزند.امری که یک وجه از وجوه آن را دیروز در تظاهرات میلیونی مردم آمریکا علیه ترامپ در شهرهای مختلف می‌توانید ملاحظه بفرمایید. https://eitaa.com/akhbarefori/442973 موفق باشید        

41408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب ببخشید استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که در بحث باردارشدن، این روح است که رحم خود را انتخاب میکند؛ این انتخاب بر چه مبنایی‌ست؟ آیا کسی که هیچ وقت انتخاب نمیشود، ایراد از اوست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که انتخاب، ذاتیِ روح انسان است می‌توان گفت از همان ابتدا یعنی در عهد اَلَست، هر روحی می‌تواند رحمی که مناسب خودش است را انتخاب کند. می‌ماند که ممکن است رحمی زمینۀ پذیرش روحی که بتواند در آن میدان رشد کند، نداشته باشد و این‌جا است که آن خانم چنانچه فعالیت‌های لازم را جهت تشکیل جنین انجام داد ولی نتیجه‌ای حاصل نشد؛ باید راضی به قضای الهی باشد که در جای خود نوعی حضور در ایمان به حساب می‌آید. موفق باشید

41363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم. ملت مسلمان ایران، در اوج ایمان!. آیا امروز اینچنین نیست که ملت مسلمان راه صد ساله را یک شبه طی میکنند؟ آیا اینچنین نیست که جنگ رمضان احاد ملت ایران را به اوج رسانده است؟ آیا چنین نیست که ایمان در اوج خود به ظهور رسیده و دیگر مسلمانی و "کج‌دار‌ و میریزی" دیگر معنایی ندارد؟ آیا اینچنین نیست که دیگر انسان ها عادی نیستند و هر آن کس که خرامان خرامان ایمانِ شکسته بسته ای داشت، امروز در نهایت ایمان خود حاضر گشته؟ امروز دیگر مسلمانی به معنای یک چیز عادی در صحنه نیست. در روزی که شیطان و شیطانیان در نهایت خود به صحنه آمدند و در مقابل، عادی ترین انسان ها نیز احساس هویت میکنند و خود را در این صحنه در مقابل شیطان بزرگ مینهند، آیا این بدین معنی نیست که عادی ترین ها به بهترین نحو خود ظهور کرده و به صحنه آمده؟ اینچنین احاد مردم همچون شهدای دفاع مقدس، ره صد ساله را یک شبه طی کرده اند، و حتی جلو تر از شهدای دفاع مقدس حاضر میشوند؛ که در دفاع مقدس نهایت سلوکشان شهادت و مرگ تن بود، اما امروزه مرگ تن کمتر در این سلوک جریان دارد و این گویای راهی فراتر است... الله اکبر از این زمانه! الله اکبر از این مردم که دیگر هیچ انسان ضعیفی وجود ندارد و هرکس در نهایت خود استقرار یافته

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. حقیقتاً جهانی در مقابل ما با شهادت رهبر عزیزمان گشوده شده است که تصور آن را هم نمی‌کردیم. در این رابطه عرایضی در جلسات 5 و 6  «آیات قرآنی و نظر به وجه حضرت حق و در طلب دیدار او»https://eitaa.com/matalebevijeh/22021 شده است. امید است تذکری باشد با توجه به تاریخی که آغاز شده است. موفق باشید

41361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله استاد یک شبهه ای برای بنده ایجاد شده که در این شرایط آیا حضور جهادی-میدانی در کنار مردم به عنوان یک واجب حداقل کفایی (بنا بر امر ولی فقیه) اولویت داره یا حضور اعتکافی در مسجد به عنوان یک مستحب؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جمع آن دو چرا نباشد؟! همان‌طور که بعضی رفقا انجام دادند، مگر برای کسانی مانند بنده که همان‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 41358 عرض شد؛ توان جسمی برای حضور در آن میدان‌ها نباشد. موفق باشید

41333

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد من واقعا درک می‌کنم یه حضور تاریخی در جریانه و من باید زرنگ باشم که از این حضور تاریخی جا نمونم. معنای حق و باطل رو خیلی خوب فهمیدم ولی نمیتونم بیانش کنم وقتی بقیه در مورد سیاست حرف می‌زنن می‌دونم دارن اشتباه میگن ولی نمیتونم دفاع کنم و اصلا حوصله بحث و جدال ندارم باهاشون. به دلیل شغل همسرم که در این شرایط نمیتونن منزل باشن و باید برای مقابله با جبهه کفر وارد عمل بشن و این چند وقت در منزل تنها بودیم و منازل مون هم جای حساس و خطرناکی هست و اینکه واقعا از صدای جنگنده و بمب داشت قلبم می ایستاد اومدیم شهرستانی که هیچ خبری از حوادث جنگ نیست. استاد دلنگرانیم از نبودن همسر یک طرف و اینکه اینجا هستیم مرتب شبکه اینترنشنال روشنه. خانواده طرف جبهه کفر هستند و مادرم هم مجبوره یه بار طرف منو بگیره و یه بار طرف اونا بیشتر داره کلافم می‌کنه، پیش خودم می‌گفتم اگر همونجا زیر بمب و این صداها میموندم هزاران بار بهتر از این بود که بیام اینجا. پسرم هم مرتب میگه برگردیم. استاد موندم چیکار کنم. بین دلنگرانیم های مادرم و فشاری که روی من هست و از طرفی خیلی می‌ترسم. نمیدونم چرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که به خوبی می‌توان گفت در چنین فضایی که به زیباییِ تمام حقّ در مقابل باطل ایستاده و جای هیچ ترسی نیست؛ حرفی نداریم و هرکس باید حتی تا مرز زیباترین زندگی و حضور که شهادت است، خود را بیابد و با توجه به این امر بررسی فرمایید در کجا می‌توانید با روحیۀ سلحشورانۀ خود نقش‌آفرینی کنید به همان معنای حضور نرمی که بانوان توانایی بیشتری دارند تا معنای مقاومت را نشان دهند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21948  موفق باشید

41330
متن پرسش

شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای) را می‌توان برای بعضی تنبه‌آور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوت‌ها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگ‌تر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانی‌اش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از  بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» این‌طور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید 

 

41239

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض احترام: شما در پاسخ به سوال ۴۰۱۸۲ فرمودید «ملت‌ها با رژیمی روبرو خواهند بود که هیچ حقی برای آن ملت‌ها قائل نیست اگر آن حق، موجب استقلال و تواناییِ آن ملت در مقابل رژیم صهیون که نماد کامل استکبار در این زمانه است؛ باشد.» بنظر می‌رسد این امر طبیعی باشد. زیرا هر ملتی تلاش می‌کند توانایی دشمنان خود را تضعیف کند. پس رژیم صهونیستی نیز نباید حقی برای ملت هایی که قصد نابودی آن را دارند قائل شود. ایراد این استدلال چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی زیبایی زندگی در آن است که هر ملتی و هر دولتی نسبت به حقوق دیگر ملت‌ها احترام قائل باشد و این غیر از آن است که عده‌ای به بهانۀ قومِ برگزیده، زندگی مردمانی همچون مردم فلسطین را نادیده بگیرند. موفق باشید

41229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی استاد گرامی، جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمةالله وقت حضرت‌عالی بخیر. به لطف الهی مدتی است در گروهی، مباحث مربوط به اسماء الهی را پیگیری می‌کنیم. کتاب «اسماء حسنی» حضرت‌عالی را مباحثه کرده‌ایم و فایل‌های صوتی مربوطه را نیز با دقت گوش داده و درباره آن‌ها گفتگو داشته‌ایم. این مسیر برای ما بسیار راهگشا و الهام‌بخش بوده است. با این حال، احساس می‌کنیم برای انس عمیق‌تر با اسماء الهی و فهم حضوری‌تر آن‌ها، نیازمند راهنمایی بیشتری هستیم. به‌ویژه مشتاقیم بدانیم چگونه می‌توانیم در سلوک فردی و جمعی خود، تشخیص دهیم که در هر موقعیت، کدام اسم الهی در حال فعلیت‌یافتن است و چگونه آگاهانه‌تر با آن همراه شویم. اگر صلاح بدانید، خواهشمندیم ما را در این مسیر راهنمایی فرمایید؛ چه از جهت منابع تکمیلی، چه شیوه‌ی مطالعه و مباحثه، و چه تمرین‌های عملی برای توجه اسمایی در زندگی روزمره. از وقتی که برای مطالعه این پیام اختصاص می‌دهید صمیمانه سپاسگزاریم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضور در راهی است که حضرت محبوب را از طریق انوار اسمای حسنایش در مظاهر مختلف به تماشا بنشینیم و این با هرچه بیشتر تدبّر در قرآن پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جزوۀ «تفکر قرآنی» بزنیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/21839 موفق باشید

41929
متن پرسش

از نافع بن هلال روایت کرده‌اند که گفته است: «آن‌گاه امام بازگشت و به خیمه زینب کبری رفت و من نگاهبانی می‌دادم و شنیدم که زینب کبری می گوید: برادر، آیا اصحاب خویش را آزموده‌ای؟ مبادا هنگام دشواری دست از تو بردارند و در میان دشمن تنهایت بگذارند!... و امام در پاسخ او فرمود: والله آنان را آزموده‌ام و نیافتم در آنان جز جنگ‌جویانی دلاور و استوار که با مرگ در راه من آن چنان انس گرفته‌اند که طفلی به پستان‌های مادرش.» امام عشق، خود یارانش را این چنین ستوده است: «جنگ‌جویانی دلاور و استوار که با مرگ در راه حق آن چنان انس گرفته‌اند که طفلی به پستان‌های مادرش.» راوی : صحرای بلا به وسعت تاریخ است و کار به یک یا لَيْتَنِی كُنْتُ مَعَكُم ختم نمی‌شود. اگر مرد میدانِ صداقتی نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست که هیچ، تو نیز از قبله دارانِ دایرهِ طوافی و اگر نه... دیگر به جای آن که با زبانْ «زیارت عاشورا» بخوانی در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین علیه‌السلام با دل به زیارت عاشورا برو. «ضحاک بن عبدالله مشرقی» را که می‌شناسی عصر عاشورا از جبهه حق گریخت بعد از آن که صبح تا شام را در ركاب امام شمشیر زده بود. خوفْ فرزند شک است و شکْ زاییده شرک و این هر سه خوف و شک و شرک راهزنان طريق حق اند... که اگر با مرگ انس نگیری خوف راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی کرد. شب هر چه در خویش عمیق تر می‌شود، اختران را نیز جلوه ای بیشتر می بخشد و این سرّالاسرار شب زنده داران است. اگر ناشئه لیل نباشد رنج عظیم روز را چگونه تاب آوریم؟» مرگ، بدون دیدن آن نمی‌توان زندگی کرد، زندگی حقیقی، به نقل از بزرگان: هیچ چیز به اندازه یاد مرگ در اصلاح نفس کارساز نیست، تنها اولیاء الهی هستند که طعم زندگی مرگ آگاهانه را چشیده‌اند. «موتوا قبل ان تموتوا»  و... این چند روز را سعی در انس با کتاب فتح خون با آن زبان تحول گونه‌اش را داشتم. به این امید که شاید از این عالَم و شاکله‌ای که عملم را می‌سازد، به در آیم. شاکله‌ای که هیچ چیز برایش معنا ندارد و طبعاً درکی از مرگ هم نخواهد داشت. اما در جانش طلبی است که معنایی رخ بنماید. در مواجهه با فتح خون آوینی بودم که با این جملات روبرو شدم. به خدا مرگ را نمی‌فهمم و هرچه تلاش کردم که روبرو شوم و برگردم به جدی‌ترین زندگی، جدّیتی در خود نیافتم. (یاد ابتدای مقاله «هایدگر و گشایش راه تفکر آینده» دکتر داوری افتادم و نامه آن خانمی که می‌خواست بداند کمتر از هیچ چیست و تنها هایدگر بدان اعتنا کرد. ناگاه در بحبوحه زندگی در پیش خویشتن می‌یافتم که باید به طور جدی کتاب «معاد و بازگشت به جدی‌ترین زندگی» را بخوانم. یا گاه در شبی یا روزی از هوس‌ها و گناهان و این نحوه زندگی حیوانی خسته می‌شدم و هی با خودم می‌گفتم «یاد مرگ این ها را می‌میراند» که تنها راه رجوع به مرگ را خواندن همان کتاب معاد و هنر مردن می‌یافتم. بارها تلاش کردم که کتاب را بخوانم اما نهایت ۵ جلسه می‌آمدم و رها می‌شد. جدّیت، عزم، همت متعالی. این‌ها به نظر تحفه الهی باید باشد و اراده‌ای و تصمیمی نیست. سلام بر حصرت اما و شهدایش. سلام بر حاج قاسم و آقای شهیدش. بماند، جدی نبودن در مابقی امور نیز مسئله‌‌ام شده. و اگر کاری می‌کنیم، طوری که اگر در غفلت از خویش نباشم، باز می‌گویم که مگر چه کار کرده‌ایم، چه فایده؟ به نظرم، گویا جایگاه امور در جان‌مان مشخص نیست. این را کسی می‌گوید که نامانوس با مطالب شما نیست. از همان طاهرزاده آشتی با خدا تا همین طاهرزاده انسان و باز انسان. (نه اینکه همه کتاب‌ها را خوانده باشم یا ادعای مریدی و اینها بکنم، اما شاید این رجوع هم بی‌نسبت با این احوالات که از این پرسش ساطع می‌شود، نباشد). حتی اهل رمان و فلسفه و کمی مانوس با دکتر داوری و مقالات آوینی هم می‌باشد. و دیگر نسبت‌ها و کتاب‌ها. به من بگویید آوینی از چه حرف می‌زند؟ آیا مرا در این قیاس راهی هست؟ در قیاس بین " مردانی که در کلام سیدالشهدا این مانوس با مرگ‌اند با آنان که باید تلاش کنند که با دل زیارت عاشورا روند تا مگر مانوس مرگ شوند؟ جدّیت و عزمم کجاست؟ آیا از این شاکله امیدِ گریزی هست که فرمود «کُلٌ يَعمَلُ عَلَي شَاكِلَتِهِ»... در پرسش و پاسخ‌های پیشین در این چند ساله، بارها متذکر به رجوع به المیزان علامه شده‌اید، خیلی در رجوع به آن سختم است. حدود هشت سال است دوره کاملش را در خانه دارم، دریغ از همتی برای جدیت. همچنین تذکر به نشستن پای کتب معرفت‌النفس از ده نکته و خویشتن و معرفت النفس و الحشر تا خود انسان و باز انسان و حتی کتاب معاد، و دیگر بحث‌ها حتی مباحث نیست‌انگاری و مباحث انقلاب اسلامی و غیره و ذلک شده‌اید. ناامید نیستم. غر هم نمی‌زنم. و دست خودم هم نیست که بخواهم مطالعه و خواندن را رها کنم. به نظرم این نحوه پرسش خودش تفکر است و دعوت به تفکر. آیا این احوال که متذکرش می‌شوم، راه یه جایی می‌برد. توصیه و تذکر زورش می‌رسد که راهی را باز می‌کند. چطور این سوختن و بیچاره شدن با حاج قاسم و آقای شهیدش، مرا همتی و جدّیتی و تحولی برای طی مسیر نمی‌آورد. این‌ها پرسش است. جان مطلب را نمی‌توانم ادا کنم. ناگفتنی‌ها بیشتر از این گفته‌هاست. آری تنها شاید اشارتی جهت جانمان را متحول کند. «خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد / نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد / من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد / روا مدار خدایا که در حریم وصال / رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد / همای گو مفکن سایه شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد / بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل / توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد / هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری / غریب را دل سرگشته با وطن باشد / به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ /چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد.» یا علی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت تاریخی است که انسان‌ها از یک طرف در سوبژگیِ خود جهانی هستند که تنها در جهان خود می‌توانند باشند، و از طرف دیگر در نسبت با همۀ جهان باید خود را تجربه کند و این است که می‌یابیم و می‌یابیم «هنوز نه!» و چه اندازه این حضور که از یک طرف عبور از خودبنیادی و از طرف دیگر عبور از تحجّر است؛ زیباست، وقتی همه چیز آینه‌هایی هستند تا ما به سوی آنچه باید برویم، برویم. آن‌طور که جناب لسان الغیب گفت آنچه از او گفتید که: 
«خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشد / نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد» در این حالت گویا تو، او شده‌ای و اوست که در وسعت تو حاضر می‌شود و این یعنی «ما» و «شهادت او».
 «من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد» مائیم و آینده‌ای که دیگر استکبار و روحیۀ محاسبه‌گرانۀ دنیا هیچ جایی در آن آینده ندارد و این یعنی «ما» و «آن شهیدِ شهیدان».
 «روا مدار خدایا که در حریم وصال / رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد» نه چنین نیست! مائیم و «او» و مردمِ مبعوث‌شده بزرگ انسان‌هایی که به طور فوق‌العاده‌ای محرم راز شده‌اند مانند آن بانوی سؤال کنندۀ شمارۀ 41931.
 «همای گو، میفکن سایۀ شرف هرگز / در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد» نه! دیگر چنین نیست. طوطیِ جان ما آنچنان فریاد مرگ بر آمریکا می‌زند که سرمستانه جبهۀ استکبار این کلاغانِ نابهنگام که جنایتکارانه در دل جنگ ۱۲ روزه پیشنهاد تغییر پارادایم کردند!!!
 «بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل / توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد» مانند کلام رهبر شهید که در غیاب‌اش این‌همه حاضر است تا ما تمرین کنیم چگونه او را در کلامش احساس نماییم. کلامی که خدا می‌داند و قسم به خدای عظیم جز نایب الامامی حیّ و حاضر، امکان گفتن چنین سخنانی نیست.
 هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری / غریب را دل سرگشته با وطن باشد» مائیم و هزاران روز زندگی در فردایی که آن امام شهید به عنوان وطن هر روزی‌مان، در اکنونِ آن فردا حاضر است.
 «به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ / چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد» پس، گفتنی نیست با همۀ این‌همه گفتن. باید در راهی قدم زد که در مقابل ما گشوده شده است چه با هایدگر و چه با داوری و چه با کتاب معاد. موفق باشید  
 

41792
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده حفظه‌الله: در حدیثی حضرت امام محمدباقر علیه ‌السلام فرمودند: «ما عرف الله من عصاه» پرسشم از استاد گرانقدر این است که: چه کنیم که خدا را بگونه‌ای بشناسیم که مانع گناه و معصیت شود؟ یقینا ما خدا را قبول داریم؛ خود را بنده‌اش می‌دانیم، او خالق و رازق و رب و پروردگار ماست، او مالک ماست، می‌دانیم او مالک قیامت است و... ولی با همه آنچه را که می‌دانیم باز هم معصیت و گناه می‌کنیم. شناختی که از خدای متعال که حضرت باقر علیه‌السلام آن را مانع انجام گناه می‌‌داند، چگونه شناختی است؟ از چه جنس شناخت است؟ راه و روش آن چیست؟ سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را صد مرتبه شکر که معنای عصیان را از طریق برگزیده‌ترین انسان هستی یعنی حضرت محمد مصطفی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» با ما در میان گذاشت و همۀ حرف را، آری! خدا می‌داند همۀ حرف را در یک کلمه قرار داد آن‌جا که فرمود: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خداوندا! چگونه این حقیقی‌ترین حقیقت بر زبان آن مرد الهی جاری شد که راز رستگاری که همگان به دنبال آن هستند، یک حضور بیشتر نیست. آری! فقط یک حضور، و آن این‌که «اویی» را بیابند که قابل آن است که واله و شیدای او شد و این با کتاب و درس و مدرسه و حتی استدلال نیست، باید به خود آمد و در جان خود متوجۀ او شد و در هر گناهی می‌‌یابیم که آن حضور و آن افق، مکدّر گشت تا آن‌جایی که جناب مولوی آن مردی که همواره آن حضور را تجربه می‌کرده است با خوردن یک لقمه بیشتر، ندا برمی‌دارد: «از برای لقمه‌ای این خار خار / از کف لقمان برون آرید خار». آری! حکایت معصیت، حکایت موانعی است که ما از محبوب‌مان که همواره در معیّت او هستیم و او در کنار ما است  محروم می‌شویم. پس تقوا و باز تقوا به همان معنای «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا». موفق باشید      

41763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام و عرض تبریک عید سعید غدیر: در جلد ۲ شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه فرمودید وقتی خداوند مقصد رو بهت نشون داد وقت عبادت کردنه و باید با عبادت انس بگیریم. سوالم اینه که من با عبادت انس ندارم. برای انس با عبادت، دعا رو باید به برنامه ی روزانه ام (قرآن و تدبر و معارف) اضافه کنم؟ و مثلا روزی یه صفحه از دعای صحیفه رو با خدا نجوا کنم؟ یا صبر کنم هر وقت حال دعا کردن اومد دعا کنم و با خدا حرف بزنم؟ ممنون. التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برشما نیز این عید مبارک باد. آری! اگر در کنار قرآن و معارف الهی بتوانیم دعاهای شریف القدری مانند دعای صباح و مناجات‌های خمس عشر را دنبال کنیم، به لطف الهی به افق‌های معنوی اصیلی متذکر خواهیم شد. شرح دعای صباح https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C%20%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD&tab=sounds و شرح مناجات التائبین https://lobolmizan.ir/sound/824  را می‌‌توانید در سایت دنبال بفرمایید. موفق باشید

41715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: طاعات و عبادات شما قبول باشه ان‌شاءالله. یک سوال: حضرت امیر علیه السلام می‌فرمایند: نامه ۳۱ «وَ أَنْ أَبْتَدِئَكَ بِتَعْلِيمِ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَأْوِيلِهِ» پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خداى توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم. کتاب فرزندم اینچنین باید بود رو هم نگاه کردیم، آیا ممکنه تفسیر باطنی این جمله رو بیشتر برامون توضیح بدید. ۱. چرا امام ابتدای تربیت را با قرآن آغاز می کند؟ ۲. آیا در مسیر تربیت می توانیم فقط از قرآن استفاده کنیم؟ ۳. چرا در مدارس و مراکز تربیتی از تربیت قرآنی غافل هستیم؟ و ... با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ ما در هر صورت باید تربیت را با نظر به قرآن و اشارات قرآنی شروع کنیم. می‌ماند که آمادگی‌ها متفاوت است و البته آمادگی‌هایی که اهل البیت «علیهم‌السلام» حتی در کودکی دارند، چیز دیگری است. امید است جامعۀ ما و مراکزتربیتی ما به جایی برسند که بتوانیم از طریق قرآن و اشارات خاص آن، نظام تربیتی خود را شکل دهیم. موفق باشید 

41678
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: اول سوال بنده این است که عشق چیست؟ معنای حقیقی آن کجا به کار می‌رود؟ و اینکه: چند وقت پیش برای رفیق بنده یک سوالی راجع به مفهوم عشق به وجود اومد و ذهنش رو درگیر کرده بود که رفت دنبالش و خب فهمید که معنای اصلی عشق فقط مخصوص خداست و بقیه مفاهیم که ما عشق می نامیم در مورد بقیه چیزها، دوست داشتن خیلی زیاد است. من آن موقع به این زیاد توجه نکردم. اما الان یک سوال ذهنم را خیلی درگیر کرده. ما همگی عاشق ائمه و همسر و پدر و مادر و فرزند و وطن و... هستیم اما اگر اینطور باشد که این ها عشق محسوب نمی شود و حتی ما راجع به اهل بیت هم نمی‌توانیم این مفهوم را به کار ببریم و یا اگر مثلاً من که متوجه این مفهوم شدم، بعد ها اگر این موضوع را به همسرم بگویم خب او هم می‌فهمد که عشق این نیست. و خب روابط بین زن و شوهر خدشه دار می شود. برخی در پاسخ به این سوال می گویند که بله عشق اصلی مال خداست ولی باقی عشق ها (دوست داشتن های خیلی زیاد) وسائلی برای رسیدن به عشق خدا هستند. خب این هم یعنی اینجا ما حب و دوست داشتن را، عل الخصوص راجع به اهل بیت، فقط یک وسیله می بینیم. خب این را که دیگر نمی توان حب و دوست داشتن یا عشق نامید. یعنی اینکه ما می‌گوییم عاشق اهل بیت و همسرمان و... هستیم و آنها را دوست داریم، یعنی اگر خیلی فرد معتقدی باشیم و بخواهیم در مسیر حرکت کنیم، فقط آنها را وسیله می‌بینیم و الکی می‌گوییم که دوستشان داریم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد بسیار مفصل است. در شرح صوتی کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» عرایضی در این مورد شده است. ما تنها در رابطه با واژۀ «عشق» دو روایت بیشتر نداریم یکی آن‌که می‌فرماید: « قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَفْضَلُ اَلنَّاسِ مَنْ عَشِقَ اَلْعِبَادَةَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ» . و دیگر آن‌که می‌فرماید: حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود «هَذَا...وَ مُنَاخُ رِکابٍ وَ مَصَارِعُ عُشَّاقٍ شُهَدَاءَ لاَ یسْبِقُهُمْ مَنْ کانَ قَبْلَهُمْ وَ لاَ یلْحَقُهُمْ مَنْ بَعْدَهُمْ.» : اینجا (کربلا) قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند. ولی در هر حال محبت حقیقی و یا عشق، مربوط به کمال مطلق یعنی خداوند است و در این راستا هر آنچه مظهر نور خداوند باشد به اعتبار آن‌که آینۀ تجلی انوار الهی می‌باشد، دوست‌داشتنی می‌باشد و در مورد همسر، خود خداوند لطف کرده و به حکم آیۀ: « وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ» خودش، مودت و رحمت را بین آن‌ها ایجاد کرده. موفق باشید

41619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض می‌شود، اصلاً نه می‌تواند نمازی بخواند، نه می‌تواند عبادتی کند، نه می‌تواند جایی برود، نه می‌تواند بگوید، نه می‌تواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلی‌الله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ‌خلق شده است. آن لحظه که بی‌دلیل دل‌مان می‌گیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا می‌کند و قلب را می‌گیرد و انفتاح پیدا می‌شود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشوده‌شدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید

41544

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز ممنونم بابت پاسخ به سوال ۴۱۴۱۹ واقعا ادب اقتضا می‌کنه هر بار بعد از پاسخ به سوال ما از شما خیلی تشکر کنیم ولی فضای مجازی و دوری و ندیدن استادی که سالهاست از او مینوشی اما هیچ گاه حضوری او را درک نکردی خیلی سخته ،😭 استاد یه سوال داشتم در جایی فرمودید در پرسش ۴۱۳۹۹ فرمودید به حضوری ماورا زندگی و مردن‌ بیندیشید. استاد من می‌خوام این رو برام خیلی باز کنید درکی از آن ندارم ،خیلی این روزها بهم سخت میگذره انگار چاره ای و راهی جز شهادت نیست ،از طرفی طلبی که منیت در آن نباشه و تماما رضا باشه و تسلیم ،خب واقعا سخته انگار نمیشه در این نا ارادگی خود را نگه داشت ،استاد من یه راه حل یه نکته خاص به راهی می‌خوام که در ذالقعده که داره میاد باهاش سلوک کنم ،استاد این روزها هیچی نمی‌فهمم هیچی چرا اینقدر عقب ماندم و چه کنم که آرام بشم و اصلا آرامش این روزها جنسش چیه ؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته فکر بفرمایید که رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «الآن قیامتی قائم» بدین معنا که آن حضرت ماورای حضور در دنیا و یا حضور در آخرت، بدون حضور در دنیا، از حضوری خبر می‌دهند که در اکنونِ خود، در حضور بیکرانۀ خود حاضر شده‌اند و این حکایت شریعت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد. و هرکس حقیقتاً در این مسیر حاضر شود با چنین حضوری در خود روبه‌رو می‌گردد بدون آن‌که زندگیِ دنیایی را ترک کند و دوری از دنیا را پیشه نماید. در این رابطه همۀ سخن در آن روایت مشهور نهفته است که می‌فرماید: «موتوا قبل ان تموتوا». موفق باشید

41508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله ۱- استاد باطن این حضور روز افزون مردم در خیابان چیست؟خصوصا باطن این میدان داری بانوان؟ ۲-استاد عابدینی میفرمودن نفس این تجمعات خودش استغاثه هست،به باورتان بهترین نیتی که میشه برای حاضر بودن در این تجمعات داشته باشیم چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این مورد خوب است به بحث  «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/matalebevijeh/22244 رجوع فرمایید 2- نکتۀ خوبی فرموده‌اند. بهترین نیّت، حضوری است برای عبور هرچه بیشتر از جهان استکباری ذیل ارادۀ الهی که در جواب سؤال شمارۀ   38507 عرایضی شده.https://lobolmizan.ir/quest/38507?mark=%D8%B0%DB%8C%D9%84%20%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87. موفق باشید

41395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم ، با عرض سلام و درود خدمت شما استاد فرزانه، خدا به شماها ، و سلامتی و قوت عنایت فرماید که برامون وقت میگذارین، یه سوال اینکه این متن زیر در فضای مجازی نشر پیدا می‌کنه نظرتون در مورد ای کاش های متن زیر چیه؟ احساس می کنم نظری که میده انکار رهبر شهید مون نمی‌دونستن چکار کنن و الان دارند نظر میدن که کاش این جنگ تهاجمی رو همون اول، زمان شهید سلیمانی انجام میشد؟ به نظرم این متن یه نقدش اینکه این همه اثر رو نداشت که الان تاثیر گذار تر است. شرمنده که متنش طولانیه .... 👇🔴👇🔴👇🔴👇 🔴 حتما بخوانید و نشر دهید/مهم تجربه تلخ: تدافعی جنگیدن یعنی شکست تهاجمی جنگیدن یعنی پیروزی 🔻 وقتی ترامپ جنایتکار، فرمانده سپاه قدس ایران و ستون اصلی نظامی کشور، حاج قاسم سلیمانی را در دی ماه ۹۸ ترور کرد، انتظار همگان آن بود که ایران تمام پایگاههای امریکا در منطقه را به آتش بکشد. 🔻یعنی کاری که ۶ سال بعد در ترور رهبر شهیدمان و ستون کل ایران صورت گرفت. درحالیکه آن زمان فقط ۱ پایگاه امریکا در عراق یعنی عین الاسد را هدف گرفتیم. پاسخی ضعیف. بدون بازدارندگی. تشجیع کننده دشمن به ترورهای بعدی. 🔻کمتر از یک سال بعد، شهید فخری زاده، ستون هسته ای ایران در خاک کشورمان ترور شد. پاسخ ایران: هیچ! چرا؟ علت چه بود؟ وردهای خناسان نفوذی دولت روحانی که مدام کلمات "تله جنگ"، " بالا نبردن سطح تنش"، "تنش زدایی" را نشخوار میکردند. درست آنچه دشمن میخواست. 🔻همین تدافعی عمل کردن، بستر ترورهای بعدی را ساخت. دهها تن از فرماندهان سپاه قدس در سوریه ترور شدند. و پاسخ ایران: هیچ! تنش زایی نکنیم! در تله جنگ نیفتیم. (کلمات مورد علاقه روحانی و ظریف خائن) بعد: 🔻اسراییل یک حمله شبانه علیه ایران کرد. پاسخ ایران، باز هم بازدارنده نبود. سپس: شهید رئیسی و یارانش ترور شدند. اسماعیل هنیه در خاک تهران ترور شد. و سیدحسن نصرالله ترور شد. 🔻جالب است همین خطا را هم حزب الله کرده بود. تصاعدی و فرسایشی جنگیدن. غیرتهاجمی بودن. و منجر به زمان دادن به دشمن و شهادت تک تک فرماندهان حزب الله شد. 🔻 مجددا در آبان ۴۰۳ اسراییل حمله دومی علیه ایران کرد. برخلاف انتظارات، ایران هیچ واکنشی نداد!! 🔻و همین تعلل، باعث جنگ مستقیم و تهاجم همه جانبه امریکا و اسراییل و کشتن تمام فرماندهان رده اول و دانشمندان هسته ای در خرداد ۱۴۰۴ شد. (جنگ ۱۲ روزه) پاسخ ایران در این جنگ، باز هم تدافعی بود، نه تهاجمی. به محض درخواست آتش بس دشمن، آن را پذیرفتیم. 🔻و همین پاسخهای تدافعی و احتیاط های بیجا سبب بزرگترین ضربه نظامی به ایران یعنی ترور رهبر انقلاب و فرماندهان کلیدی نظام در اسفند ۱۴۰۴ شد. و طمع دشمن به براندازی نظام اسلامی. 🔻 حال فرض کنید در همان قدم اول، به محض پاره کردن برجام توسط ترامپ، ایران تنگه هرمز را بسته بود.. و به محض ترور شهید سلیمانی، ایران تمام پایگاههای امریکا در کل منطقه را به آتش کشیده بود. 🔥 🔻 آیا امریکا و اسراییل جرات ترورهای بعدی و جنگ اقتصادی و نظامی علیه ایران در گامهای بعد را داشتند؟ هرگز. 🔻راهبرد اصلی جنگ با امریکا و اسراییل باید تهاجمی باشد وگرنه دشمن تا ویرانی کامل ایران جلو و جلوتر می اید. 🔻 در جنگ کنونی، هفته اول جنگ، حمله به سرتاسر پایگاههای امریکا در کشورهای عربی و همزمان حمله به اسراییل و خصوصا پیوستن حزب الله به جنگ، وجوه تهاجمی جنگ است. 🔻در این میان، ایران همچنان احتیاط میکند. نگذاریم روزی بیاید که افسوس بخوریم که: ای کاش ناوهای امریکا را کاملا منهدم و غرق کرده بودیم. ای کاش اف ۳۵ ها و بی۲ ها را در ناو و آشیانه شان زده بودیم تا این همه شهید نمیدادیم. 🔻 ای کاش با یک عملیات خاص نتانیاهو را کشته بودیم. کاش با یک موشک خاص، کاخ سفید و ترامپ را بمباران میکردیم. مقابله به مثل با حمله به بیت رهبری. مگر قرآن نفرمود رئوس کفر را بکشید تا نکشید فتنه تمام نمیشود. 🔥 ای کاش تا نابودی کامل پایگاههای امریکا در منطقه دست نمیکشیدیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این ای کاش‌ها، اکثراً سخنان آقای علیزاده در جدال بود که بحمدالله بعد از جنگ رمضان و دفاع مقدس ما، متوجه شد اشتباه می‌کرده و تعبیر خود ایشان این بود که ما این مدت کور بودیم و به گفتۀ او «نام سیدعلی خامنه‌ای به عنوان معمار بزرگ امنیت ملی ایران در تاریخ می‌ماند.» https://abrehamrahi.ir/o/public/ZzhOaXbt/
بحمدالله مغز تصمیم‌گیریِ کشور به جهت روحیۀ توحیدی که در میان است، همواره در جمع‌بندی نهایی بهترین تصمیمات را گرفته‌اند. در این مورد خوب است به سخنان آقای مهدی محمدی در رابطه با موضوع جایگاه دفاع مقدس ما و شرایطی را که ایران مطرح کرده توجه فرماییدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22107  موفق باشید 
 

41366

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام مجدد در باره سوال 41364 ، توضیح دهم خشمی که دارم مخصوص این جنگ جاری است نسبت به آمریکا و اسرائیل هست ، بیش از حد خشمگینم کرده ، حتی نسبت به حرفهای خائنانه ای که گاهی در جامعه می‌شنوم یا حتی بعضی از اقوام ، چیزی نمیگویم ولی آنها را شریک در خون شهدا میبینم و اصلا دوست ندارم با آنها حرف بزنم ، و این خشم تاثیر زیادی روی من گذاشته ، سوالم اینه چطور این خشم را کنترل کنم ، احساس میکنم برای ذهنم که میخواستم متمرکز بر خدا باشد ، دارد تمرکزی غیره توحیدی ایجاد میکند ، و کنترل کردنش در رفتار آسان است ولی در درون سخت ، همواره خشم و تپش قلب دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره به ما دستور داده‌اند باید همان‌طور که رهبر شهیدمان در این امور با متانت عمل می‌کردند؛ جلو برویم و خشم خود را با نظر به افق توحیدی که به لطف الهی در مقابل‌مان گشوده شده است، فرو ببریم. موفق باشید

41317
متن پرسش

سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه می‌کنم و در واقع بی‌تجربه‌ام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولوله‌ای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشته‌ام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط می‌خواهم و می‌گویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیان‌گرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیه‌ای می‌تواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمی‌دانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاج‌قاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود می‌خواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزه‌آسایی بر خلاف توطئه‌های از پیش تعیین‌شده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفته‌ایم که خداوند نهایی‌ترین حضور را که مقابله با ظالمانه‌ترین جبهۀ شیطان است برای‌مان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برای‌مان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم می‌زند. موفق باشید            

41285

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استادطاهرزاده عزیز: حالتون خوبه؟ میدونم این روزا خیلی مشغله دارید ولی استاد یه سوال ازتون دارم جوابش کمک بزرگی بهم میکنه. خواهش می‌کنم اگه براتون مقدوره جواب بدید. استاد طبق تعلیمات دینی، هیچ اجلی جلوتر از وقت خودش واقع نمیشه. بنده این حرف رو زیاد شنیدم. خواستم ببینم آیا از نظر مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین دلیلی برای این حرف وجود داره؟ بنده قبلا این دو مبحث (شرح ده نکته و برهان صدیقین) رو گذراندم. هیچ نوع جوابی به جز جواب از زاویه مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین برام قانع کننده نیست. اصلا [اگر هم از این زاویه نمیشه این موضوع رو بررسی کرد] اگه امکان داره درمورد این حرف و برداشت درستی که باید از این حرف داشت توضیحاتی بفرمایید. اگر واقعا همچین حرفی به اون صورت که من (ذهن اولیه) برداشت کردم درست باشه شجاعت آدم بی‌‌نهایت میشه. چون دیگه چه به دل خطر بزنه یا به دل خطر نزنه تاثیری در تعجیل یا تاخیر در مرگش نداره. استاد هیچ آدم عاقلی وجود نداره که شهادت رو دوست نداشته باشه. ولی صحبت سر نوع شهادت و اثر بخشی بیشتر اونه. توی خیابون راه بری و موشک بزنه شهید بشی کجا، نبرد مستقیم با کفر در رکاب امام زمان کجا! خواهش می‌کنم توضیح بفرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن می‌شود که نفس ناطقه با تدبیر بدن، بالقوه‌گی‌های خود را به فعلیت تبدیل می‌کند و چون  قوه‌ها تبدیل به فعل شد از تدبیر بدن منصرف می‌شود و مرگ، محقق می‌گردد. ولی چگونگیِ جهت‌دادن قوه‌ها به فعلیت، به اراده و اختیار انسان است و قرآن نیز در رابطه با این‌که مرگِ انسان از قبل تقدیر شده؛ می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» (حدید/۲۲) حاکی از آن‌که قبل از حتی به دنیاآمدن، اندازه و طول عمر هرکس مشخص شده. و این‌طور نیست که کسی گمان کند می‌تواند دیگری را بدون تقدیر الهی به قتل برساند. آری! مردن در دست خداوند است ولی خوب مُردن در دست ما می‌باشد. و از این جهت باید تقاضای خوب‌مردن و در سبیل الهی شهیدشدن داشت. ترامپ و ترامپ‌ها گمان می‌کنند رهبر ما را شهید کردند؛ نه! آن مرد الهی با مواضع حکیمانه و قاطع خود بهترین مرگ را برای خود رقم زد تا راهی باشد برای عبور از جبهۀ استکبار. موفق باشید

41972
متن پرسش

بودیم و به ماتم تو نشستیم / بعد از تو بگو که ما که هستیم؟ 
ما با تو نفس کشیدیم ای نور! /  با آنکه شبیم (شب هستیم)، حق پرستیم
 لعنت به زمان بی تو بودن /  لعنت به جهان بی تو ماندن
 لعنت به هر آنکه با تو بد کرد / لعنت به من و من و من و من

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسان‌ها می‌توانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید  

41958
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقه‌مندان قدیمی شما بودیم و سال‌ها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد‌. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و‌ مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و‌ سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاست‌های اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و‌ بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصاد‌سیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خام‌فروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کن‌فیکون کرد طوری که خیلی از خانواده‌های متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چه‌برسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح می‌کنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر این‌بحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییر‌جنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آن‌هم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دو‌تا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمی‌رساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و‌ با بازسازی نقشه‌ها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آن‌هم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و‌ ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و‌ مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا می‌کرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را می‌کرد. کمپبن‌عجیب غیراخلاقی اکانت‌های وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و‌ توهین دلسوزترین و‌ نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانه‌ای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد و‌همگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد‌. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر می‌کنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا می‌کنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیام‌فضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاست‌های استعماری غرب را روشن می‌کند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار می‌کند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه‌ آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم‌ خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاه‌های صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی‌ در برخی بزنگاه ها چون‌ یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همان‌طور که رهبر عزیز می‌فرمایند بدون بدگمانی، جریان‌هایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایش‌های مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/172  و https://eitaa.com/arshiv3133/192  
به  هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید   https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138

41850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد بزرگوار وقت شما بخیر: متن سوال یکی از دوستانم رو خدمتتون ارسال می‌کنم، ممنون میشم در حد اقتضا پاسخی مبسوط ارائه بفرمایید: «از استادتون بپرس: من یه دوستی دارم جاهله چکار کنه مادر جاهلتری نباشه و بتونه از حجاب و ... برای بچه اش ضد خدا درست نکنه؟»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ حساسی است. عرایضی تحت عنوان «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds شده است. امید است که این مادرِ دلسوز و فهمیده، بتواند در دلِ یک گفتگو فرزند خود را به انتخاب حجاب برساند. عرایضی تحت عنوان «چادر، یا حجاب کامل بدون چادر» در سؤال و جواب شمارۀ 41802 شده است، خوب است به آن رجوع شود. موفق باشید

41623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آن‌که شیطان با وسوسه‌هایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار می‌گیرد؛ به سراغ انسان می‌آید، این نوع وسوسه‌ها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید

41622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: برای ترک همه گناهان چه کار باید بکنم و ترک همه گناهان چقدر طول می‌کشه؟ برای ترک همه گناهان چند تا کتاب لازمه؟ لطفا نام ببرید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضرت حق در بستر شریعت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» قدم بگذارید و کار را شروع کنید و به لطف الهی در این مسیر همچنان نورانی و نورانی‌تر شوید و این یعنی: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید

نمایش چاپی