بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41345

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بنام خدا با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز وباقبولی طاعات وعباداتتان ان شا الله از دعای خیرتان مارا هم بهرمند فرمایید عرض تسلیت خدمت شما به جهت شهادت سیدشهدا انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ایی استاد گرانقدر از روز دهم ماه رمضان که آمریکای خبیث و اسرائیل جنایتکار مجددا دست به تجاوز به کشور و امت اسلامی و همچنین با توجه به حماسه هایی که مردم غیور از خود تا کنون نشان داده اند مواردی را قلبی احساس میکنم که مشتاقم نظرتان را در این خصوص بدانم گویا این بار نیل گشوده شد است و ملتمسانه از امت اسلامی ایران درخواست عبور از خود را دارد ولی این مردم تمایل دارند قبل ازورودبه نیل فرعونیان را خود با استقامت و صبری عظیم همانگونه جنابعالی در آخرین جلسه تفسیر سوره بقره بیان فرمودید با استعانت به آیه ان الله مع صابرین شکست دهند مگر غیر این است نه هواپیما نه موشک نه تمام ابزاری که دهه هاست خواستن ترس و دلهره ایجاد کنند ولی میبینم که امت اسلامی بدون هیچ گونه تردیدی مثل کوه استوار است ولی بدون تفاوت به نیل با عظمی راسخ جلوی فرعونیان زمان که با تجهیزات پوشالی ایستادگی می‌کنند استاد عزیز طبق فرمایش امام شهیدمان که فرمودند مردم مبعوث می‌شوند جدای از حماسه ایی که این روزها در سرتاسر ایران اسلامی خلق کردند احساس میکنم در این مبعوث شدنشان گویا آن عقد اخوتی که در زمان پیامبر انجام شد دوباره در میهنمان انجام شده این بار انسجام مردم چه زن وچه مرد جنسش توحیدی است گویا خدا بوسیله این مردم به صحنه آمده است وچه صحنه ژرفی که فقط آنانی که در میان هستند درک می‌کنند و گویا والعاقبه للمتقین الان است

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است. در رابطه با طلب نظر به وجه کریم حضرت محبوب داریم: «وَ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِكَ فَارْزُقْنِي‏» که این نوعی «حضور» است نسبت به «حقیقت»، حضوری ماورای تفکر حصولی، حضوری بی‌تکیّف و بی‌قیاس که جناب مولوی در وصف آن فرمود:
ارتباطی بی‌تکیّف بی‌قیاس         هست ربّ الناس را با جان ناس
موفق باشید
 

41319
متن پرسش

سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیم‌ترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمی‌کردیم که چگونه عظیم‌ترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنه‌ای توسط سیاه‌ترین و شقی‌ترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعه‌ای را هم نمی‌کردیم ولی به جای آن‌که خود را ببازیم مانند آن‌که با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که می‌خواهد ما را به امری غیر قابل پیش‌بینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری می‌باشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابل‌مان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا می‌داند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که می‌پسندد برای‌مان پیش آورد. موفق باشید      

41294

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: اینکه می‌بینم بعضی افراد که با حجاب اجباری مخالفن، بهانه میارن که این نظام مشکلی نداره فقط بحث حجاب اجباریشون ما رو دیوونه میکنه، نشون میده که الان این موضوع حجاب باعث دو قطبی شدن جامعه هست، و باز ممکنه حتی در صورت آتش دوطرفه بس دشمن رو به طمع بندازه همونطور که متاسفانه موجب تطمیع دشمن بودند در حمله متجاوزانه اخیر، دستور چه می‌فرمایند استاد محترم در نوع مواجهه با این قضیه و ایجاد اتحاد نسبی بین دوقشر بوجود آمده در این زمان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً واژۀ حجاب اجباری، ساختۀ رسانه‌های دشمنان انسان‌ها و انسانیت است. آنچه نظام مقدس اسلامی متذکر بانوان است، حفظ شخصیت آنان می‌باشد که بازیچۀ فضای فمینیستی و شهوانیِ جریان استکبار نشوند. مهم گفتگویی است که باید با دختران و با بانوان در این رابطه در میان بگذارید. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/special-post/1050  موفق باشید

41259
متن پرسش

سلام و احترام: ضمن عرض تبریک و تسلیت شهادت رهبر عزیزمان و آرزوی قبولی طاعات. بعضا شنیده می‌شود که نظام اسلامی نظام اشخاص نیست بلکه نظام ارزشهاست. عرض می‌کنم اصلا دوگانه بین اشخاص و ارزشها دوگانه باطلی در نظام اسلامی است. در نظام اسلام شخص رهبر عین حق و حق همان شخص رهبر است، نگاه ماهوی و متمایز دیدن این دو از هم منشأ این دیدگاه است. مقدمه اول: در نظام معرفتی اسلام بالاترین ارزش توحید است و ولایت روح توحید است و این دو عین هم اند و لاینفک اند علی (ع) عین اسلام و اسلام همان علیست. مقدمه دوم: نظام اسلامی همواره بر دو رکن اساسی مبتنی است ارزشها و اشخاص، نه ارزش به تنهایی منجر به نظام می‌شود و نه شخص بدون ارزش و این دوئیت تحلیلی است نه خارجی. این دو در خارج هر دو بیک وجود محقق اند علی (ع) تجلی همان اسلام است و اسلام همان حقیقت علیست. مقدمه سوم: سنت الهی غیبت امام زمانمان تایید می‌کند که نظام اسلامی به همان اندازه که مبتنی بر ارزشهاست مبتنی بر اشخاص است حتی در آنجا که شخص خود را فدا می‌کند تا ارزشها باقی بماند قطعا شخص دیگری تجلی مستمر او خواهد بود اما این استمرار تا کجاست؟ قطعا این استمرار تا جایی است که فرد دیگری که تجلی همان شخص قبل است در صحنه حاضر باشد چنانکه امام سجاد تجلی حاضر امام حسین بودند اما در آنجا که فرد لایقی که متجلی شخص قبلی باشد در کار نباشد سنت الهی بر حفظ شخص است حتی اگر خطر انحراف در ارزشها و وارونگی آنها در کار باشد. نظام اسلامی اگر نظام اشخاص نبود غیبت واقع نمی‌شد و شاید حضرت حجت عجل‌الله نیز شهید می‌شدند. مقدمه چهارم حدیث ثقلین تاکید دارد که این دو عین هم و لاینفک اند لن یفترقا صراحت در عدم انفکاک دارد. مقدمه پنجم: رابطه بین رهبر و مکتب رابطه طولی است رهبر تجلی عینی و خارجی مکتب و ارزشهاست و ارزش روح رهبری در نظام اسلامی است. استاد ارجمند در صورت امکان نظرتون درباره مطلب بالا بفرمائید نقدها و نکات تکمیلی با تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما بشوم با این نگاه عمیق که حکایتی است از توجه به سنتی اصیل مبتنی بر حضور حق در جهان از طریقِ «ولیّ الهی»، به همان معنایی که حدیث ثقلین متذکر آن است و این یعنی محال است بشریت در میدان تاریخی که قرآن نزول کرده بدونِ «ولیّ الهی» به سر برد و محال است در غیبت «ولیّ الهی» بدون نایب او که نقش‌آفرین در زمان غیبت است؛ جهان ادامه یابد. نایبی که در هر زمان مطابق نیاز آن زمان نقش‌آفرینی می‌کند. یک روز آیت الله بروجردی و فردای آن حضرت روح الله، و یک روز امام خامنه‌ای. و ملاحظه کردید که چه نقش‌آفرین بود. و این یعنی این تاریخ، با حضور اسلام بدون «ولیّ الهی» ممکن نیست. حال یا با ظهور او و یا از طریق نایب او. و این است که سخت امیدوار هستیم و شکست تاریخیِ جبهۀ استکبار را هر روز بیش از پیش تجربه خواهیم کرد امیدوارانه و بدون هیچ تزلزل. موفق باشید        

41227

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: با توجه به مطالبی که از ماه رمضان خواندم و متوجه شدم. یعنی این ماه. ماه مظهر شدن می تواند باشد. مثلا خداوند بنده اش را هم مظهر و تجلی رازقی کند. چون بحث شکوفایی آدمی است به قولی از علما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتۀ خوبی است. آری! اساساً جایگاه خلیفۀ الله‌بودنِ انسان چنین است که انسان با قرارگرفتن ذیل ارادۀ الهی و دستورات شریعت، مظهر اسماء و صفات الهی می‌گردد، امری که ما در اولیای الهی می‌یابیم و در همین رابطه می‌توان اولیای الهی و انسان‌های متقی را آینۀ ایمان خود که همان مظهر انوار الهی است بیابیم تا در نسبت با آنان خود را جلو و جلوتر ببریم. امری که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41212 تحت عنوان «ماه رمضان؛ ایمانی به ایمانِ رهبر معظم انقلاب» بدان تذکر داده شد. موفق باشید  

41982
متن پرسش

سلام استاد: در این روزهای عظیم و سنگین شرکت در آنِ تشییع تاریخی رهبر شهید و پدرانه‌ترین پدر عزیزم، برای من و امثال منی تبدیل به «نشد» شد... با وجود واهمه‌ام نسبت به موضع خانواده‌ در عناد با این انوار و حقایق و بیم اینکه نکند به این خاطر نشود که شرکت کنم، از بیش از یک ماه قبل هر چه نذر و ختم و زیارت در توانم بود به راه انداختم و نزد هر شهیدی که می‌شناختم دق باب کردم، التماس کردم، گریه کردم، روزها بجز اشک ریختن کار دیگری از دستم بر نیامد، هر کار به نظرم می‌رسید کردم، حتی سعی کردم تدبیر کنم اما نشد. همه‌ی این عمر را شاید برای رسیدن به این لحظه طی کرده بودم تا بتوانم حتی شده یک قدم غبار راه بدرقه‌ی پدر شهیدم باشم اما نشد. تمام این یک هفته با خودم کلنجار رفتم چطور انقدر بد بودم چطور انقدر کم بودم که آقای دل رحم و مهربانم امکان نداشت خودش راهی باز نکند و مرا «من حیث لا یحتسب» حتی اگر به نظر همه‌مان محال می‌آمد نبرد، اما خودم انقدر بد بودم که نشد. استاد گاهی احساس یاس بزرگی می‌کنم. احساس می‌کنم تمام شدم وقتی نتوانستم در این آناتی که شروع تاریخ جدید و لحظات تمدن ساز ما هستند حاضر باشم، دیگر چطور در ادامه خودم ادامه پیدا کنم؟ این روزها بی آنکه خود بفهمم آنقدر اشک ریختم که در تمام عمرم نگریسته بودم، اما گاه از خودم شاکی می‌شودم که یعنی هیچ کاری بجز اشک برای آقایمان از دستم بر نیامد؟ حتی به اندازه‌ی یک قدم غباری بر سر راهش بودن؟ این دل بسیار عاشق بود، اما بسیار کوچک. گویی ظرفیت دریافت لطف حضور در این عظمت را پیدا نکرد. از شما التماس دعا دارم. شاید به دعای شما حداقل در راه رفع این کوچکی‌ها قرار بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است که چگونه انسان در کنار مولایش نباشد و آن حضرت بفرمایند اگر دلِ آن شخص با ما باشد، در کنار ما است. یعنی «در یمنی چو با منی پیش منی / پیش منی چو بی منی در یمنی. من با تو چنانم ای نگار یمنی / خود در غلطم که من توام یا تو منی».
 و این‌جا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» موفق باشید 
 

41907

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: ظاهرا این میزان از اعتماد و خوش بینی به تیم مذاکره کننده درست نبوده، پیام بسیار صریح رهبر به ویژه اون قسمت که خود و ملت رو جدا کردن از دولت آیا نشان از تحمیل ندارد؟ یا لااقل زاویه ی فکری زیاد با رهبر؟ البته صرفا سوال است نه نتیجه گیری.

متن پاسخ

  باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به توصیه‌های رهبر عزیزمان این‌که همچنان باید با اعتماد و بدون بدگمانی، موضوع را دنبال کرد؛ نکتۀ مهمی می‌باشد و از این جهت خوب است به صحبت‌های جناب حجت‌الاسلام عباسی ولدی توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977 به نظر می‌آید این نوع نگاه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب نزدیک‌تر است. موفق باشید

41816
متن پرسش

سلام علیکم: اخیرا صوتی از آقای نبویان در رابطه با مواردی که باید با آمریکا در مذاکره پیش بیاید مطرح شده است https://eitaa.com/sabety_ir/6485 ظاهراً مفاد این متن به هیچ وجه با آرمان‌های رهبر انقلاب و مردم خیابان و میادین نمی‌خواند. خواستم نظر جنابعالی را در این مورد بدانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم: بنده آن صوت را شنیدم و در نقد سخنان و برداشت ایشان خوب است که سخنان آقای احمد برزگر بفرویی، از کارشناسان مسائل سیاسی را هم بشنوید https://eitaa.com/barzegar1359/4012 اینجاست که باز باید تاکید شود که بیش از پیش باید ذیل حضور تاریخی خود که با این پیروزی بزرگ به دست آمده است فکر کنیم و همدیگر را بیشتر بفهمیم.
به خصوص که جناب استاد مهدی محمدی در فایل شماره ۴۵ خود در 17 خرداد 1405   https://eitaa.com/mohammadi61/969  از دقیقه هشتم آن فایل تذکر می‌دهند که در مذاکرات هیچ توافقی صورت نگرفته و به گفته ایشان با مواضعی که آمریکا گرفته اساساً معلوم نیست توافقی صورت بگیرد زیرا ما در  موضع قدرت قرار داریم. می‌فرمایند این دوستانی که این حرفا  را در مورد متن می‌زنند، نه متنی دیده‌اند و نه از جریان مذاکرات باخبر هستند. آمریکا می‌دونه که باید به ما امتیاز بده و در این متن امتیازهای قابل توجه مطرح شده است هرچند هنوز توافقی وجود نداره. چطور آدما انقدر با قاطعیت ارزیابی می‌کنند و بارها گفتم چیزی نهایی نشده، یه جوری حرف می‌زنند که انگار کشور دچار تشدد و چند پارگی شده. روزهای آینده نشون خواهد داد که تا حالا اینجور نبوده و از این به بعدم اینجوری نیست  و از این جهت ما باید از مشاجره داخلی خودداری بکنیم. بالاخره کار بزرگ هزینه داره دیگه همه ما باید آماده باشیم که بخشی از این هزینه باشیم و دلیلشم اینه که تو موضوعات کلیدی هنوز آمریکا اون امتیاز رضایت بخشی رو که باید بده نداده .

از جناب آقای ثابتی انتظار می‌رفت که اگر فایل سخن آقای نبویان را در کانال خود می‌گذارند، برای کمک به کاربرانشان نگاه و نظر افراد دیگر را که در این مورد نظر متفاوت دارند مطرح کنند  در این  حالت هست که می‌توانیم همدیگر را بیشتر بفهمیم. امری که برای حضور در جهان آینده با شخصیت تمدنی باز می‌باشد. موفق باشید

41769
متن پرسش

با سلام محضر استاد طاهرزاده: امروز سالگرد ارتحال امام خمینی رحمه الله علیه می‌باشد خواستم با توجه به شرایط تاریخی امروزین ما نقش تفکر امام خمینی در این بعثت تاریخی مردم (که با شهادت رهبری ایجاد شد) تبیین بفرمایبد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیارتر از بسیار است که چگونه آن مرد الهی متوجه شده بود تاریخی آغاز شده که اگر آن شروع گردد آینده‌ای بس حیرت‌انگیز در پیش دارد. نهضت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با احیای مجدد دین و ایمان آغاز شد، به طوری که می‌تواند خودآگاهیِ دینداری در این زمانه را به کمال خود برساند. و در آن راستا جریان روشنفکری غرب زده به جریان فرسوده‌ای بدل شد که دیگر تاریخ آن گذشته بود و در مقابل آن، انقلاب اسلامی با اجمالی مبتنی بر ایمانِ مردمی به صورتی شگفت‌انگیز و عجیب آغاز شد، با گذار از وضع موجود به وضع موعود  و انسان در این شرایط در پرتو ایمان و نور محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و سیر و سلوک معطوف به فقر ذاتی و عمل به کتاب و سنت، می‌تواند از جای خود برخیزد و به عالَمی دیگر انتقال پیدا کند که عالم دین و ایمانِ دینی است که پیامبران و اولیای الهی بدان آشنا هستند، حضوری ماورای مفاهیم عقلی و فلسفی، و با توجه به این حضور، کربلا معنای اصیل خود را پیدا می‌کند که معنای مصیبت و شکست نیست بلکه حضوری است آخرالزمانی برای انسانی که به نهایت‌ها و حضور نهایی خود نظر دارد، در بستر عبور از دوگانگی «زندگی» و «مقاومت» که حضور فردایی بشر است. مهم آن است که در نسبت با آیندۀ این انقلاب، ایمانی را مدّ نظر قرار دهیم که آن ایمان آینده را بصورتی خاص در ما حاضر می‌کند که نمونۀ آن ایمان حضرت رهبر شهیدمان بود https://eitaa.com/matalebevijeh/22781. موفق باشید      

41760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی؛ سلام علیکم: استاد عزیز کمی برایمان از کشور چین بگویید. جایگاه چین در فردا ها چگونه است، چینی که قدرت اقتصادی دنیا را در تمامی ابعاد به خود جلب کرده و با عرفان های نو ظهور تفکراتی را بدنبال دارد و در آینده ای نزدیک نیز پول چینی دست گردان جهان خواهد شد. بنده گمان می‌کنم فردا های بعد از آمریکا و صهیونیزم، چینی را بدنبال خواهد داشت که تقابلش از جنس تقابل آمریکا نیست و دشمنی قلدر مابانه آمریکا به تقابل فکری چینی ها تبدیل خواهد شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به ریشه‌های تاریخی عجیبی که چین را شکل داده، از لائوتسه بگیر و اوج نگاه او به انسان تا کنفسیوس و حکمت خاصی که برای ادارۀ جامعه مدّ نظر دارند. و از این جهت می‌توان به آیندۀ چین امیدوار بود، تنها نوعی غرب‌زدگی است که ممکن است آن ریشه‌های تاریخی‌اش را به حاشیه ببرد که امید است همان ریشه‌ها، چین را از مدرنیه به سنت اصیلی که با اُنس با ایران و هند بازخوانی خواهد کرد در کنار ایران و هند به تاریخ عبور از نظم جهانی موجود رهنمون باشد، وگرنه چینِ امروز از همان جهت که آمریکا، آمریکا است مقابل آمریکا می‌باشد در حالی‌که مردم چین آمادگی حضور دیگری را دارند. موفق باشید

41746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام: میشه کتابی در رابطه با فلسفه‌ی ظهور و امام زمان به من معرفی کنید که خیلی هم سنگین نباشد (برای یک جوان تازه کار باشد) و کتاب هایی هم برای درک روزهای خیلی مهم مانند شب های قدر و عاشورا و تاسوعا و روز عرفه و ... اخیرا کنجکاوی و علاقه زیادی در رابطه با شناخت امام زمان پیدا کردم ولی کتابی نمی یابم که بتواند پاسخگوی پرسش هایم باشد. سوال های خیلی زیادی دارم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع مهدویت، عرایضی شده است که می‌توانید بر اساس آمادگی و ذوق خود به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/category/21?tab=posts&inner_tab=book  موفق باشید

41733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: این علي عليه السلام کیست که خداوند او را پیشوای ما قرار داده و اطاعت از امرش را واجب نموده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بیش از حدّ است که در میدان سؤال و جواب بگنجد. اسلام را!  و عظمت اسلام را! که چنین انسانی را تربیت نمود که به تعبیر جناب مولوی: «ای علی که جمله عقل و دیده‌ای .... شمه ای بنما از آن‌چه دیده‌ای» می‌گوید ای علی تو تنها عاقل نیستی، خودِ عقلی و خودِ بصیرت هستی و از آن حضرت تقاضا می‌کند شمه‌ای از آن بصیرت را به ما بده. تا آن‌جایی که در وصف آن حضرت می‌گوید: «تو ترازوی احدخو بوده‌ای /  بل زبانۀ هر ترازو بوده‌ای» که هر اندازه در این بیت فکر کنیم، جا دارد. موفق باشید

41704
متن پرسش

سلام علیکم: با توجه به اتفاقات موجود کشور و مسئله ی اقتصاد حقیقتا فضای دانشجویی کشور احساس مسئولیت و تکلیف کرده است لذا بیش از صد تشکل دانشجویی در کل کشور دور هم جمع شده اند و نامه ای خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته اند در لبیک به حضور در میادین اقتصادی و توجه به آینده ی آن با توجه به اقتصاد دانش بنیان. همانطوری که جنابعالی لطف کردید و در خطاب به نشریه ی تمدن فرمودید: «امیدوار هستم تا آن عزیزان با همان همتی که گفته‌اند و نوشته‌اند همچنان برای آن آینده‌های دور در میدان باشند که معنای فردای ما در فرهنگ دانش بنیان است، دانشی که نسبت انسان را در ارتباط با امکانات طبیعت همچنان قدسی نگه می‌دارد.» حال عاجزانه از جنابعالی خواستاریم که نسبت به نامه ی ۱۰۰ تشکل دانشجویی خطاب به رهبر انقلاب تقریری برای ما داشته باشید و ما را بهره‌مند فرمایید. 
بسم الله الرحمن الرحیم: نامۀ ۱۰۰ تشکل دانشجویی سراسر کشور در لبیک به رهبر انقلاب و اعلام آمادگی برای ساخت آینده کشور به آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
جنگ و فرصتی دوباره برای اقتصاد مقاومتی محضر مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» سلام علیکم: با شروع تجاوزات و جنایات دشمنان قدّاره کش در اسفند ماه و در پی آن شهادت رهبر عزیزمان، این ملت بعثت خود را با حضور مداوم در میادین و حفاظت از ارزش‌های انقلاب اسلامی، نشان داده؛ و با امر شما که فرمودید حضور در صحنه جامعه باید استمرار یابد، بعد از گذشت دو ماه این ایستادگی پرشور ملت، جهان را به حیرت واداشته است؛ لکن می‌دانیم که حفظ صحنه جامعه، فقط محدود به تجمعات نیست؛ بلکه باید در هر زمان، نوع حضور خود در تاریخ را پیدا کرده و متناسب با نیاز زمانه و میهن، شیوه نقش‌آفرینی در پرتو وحدت ملی را، در این صراط مستقیم تاریخ پیدا کنیم. اکنون نیز با تخریب زیرساخت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز تولیدی کشور، شاهد جنایت دیگری از وحوشان تاریخ در تجاوز به حریم علم، دانش و تولید ملی هستیم. ما دانشجویان ایران اسلامی این اتفاقات را محکوم می‌کنیم؛ اما نه مانند محکومیت‌های مرسوم سازمان‌های بین‌المللی، بلکه از جنس محکومیتی که در پی آن، اراده‌ای حقیقی و برخاسته از متن دانشگاه‌های کشور ایجاد می‌شود برای مقاومت، برای ایستادن در نقطه‌ی کارهای نشدنی و برای ساخت آینده ایران عزیز با شروع یک جهاد سازندگی دیگر. دشمنان ما با علم‌های مرسوم و تقلیدی رایج در جهان کاری ندارند؛ مسئله آن‌ها علم‌های وابسته و مصرف‌کننده نیست، بلکه واهمه‌ی آنها از حرکت علمی درون‌زایی است که به برکت انقلاب اسلامی جوانه زده و در حال رشد است؛ چرا که می‌دانند بالندگی این علم چه پیامدهایی در نظم نوین جهانی خواهد داشت. اینجا، پیشرفت بر پایه تولید علم، توأم با ایمانی است که از دل جوانان این سرزمین می‌جوشد و در میدان عمل، معادلات را به هم می‌ریزد؛ همان‌طور که رهبر شهیدمان فرمودند: «ایران اسلامی، بر اساس دین و دانش بنا شده است»؛ آنان می‌خواهند با تخریب زیرساخت‌های مادی، نبض تولید و علم‌آموزی در ایران را متوقف کنند، اما غافل اند که نبض حقیقی این کشور نه در ساختمان‌ها و ماشین‌آلات، که در قلب‌ ها و ذهن‌های جوانان مؤمن و دانشمند آن می‌تپد. نمی‌دانند که بمباران یک دانشگاه، تخریب یک مرکز تحقیقاتی یا یک خط تولید، نمی‌تواند ذهن خلاق و روحیه جهادی دانشجوی ایران را از کار بیندازد، و می‌کوشند، با این جنایات، ما را دچار تردید و توقف کنند؛ غافل از اینکه ما از دل همین آوارها انگیزه‌ای مضاعف برای ساخت آینده کشور می‌یابیم. ما به شما عرض می‌کنیم که جنبش دانشجویی و گفتمان دانشجویی حال کشور، اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که به آینده جمهوری اسلامی ایران و ساخت آن می‌اندیشد که تحقق این امر در رفتن به سمت جهاد سازندگی نوین می‌باشد. امروز هنگامی که دشمنان ایران به بمباران و تخریب مراکز تولیدی و صنعتی همچون فولاد مبارکه اصفهان، خوزستان و یا پژوهشکده‌های دانشگاه‌های مختلف روی می‌آورد، دانشجوی ما آماده است تا به میدان بیاید و در این صحنه با مناسبات دیگری حاضر شود. این منطق جدیدی است که تهدید را تبدیل به فرصتی از جنس دانش و فناوری می‌کند؛ دانشجویان این کشور برای ساخت دوباره و بهره‌وری آن‌ها، در صحنه‌های کشور حاضرند و هنگام آن است که مسئولین از این پشتوانه دانشجویی، جهت ساخت کشور استفاده کنند که این اتفاق، یکی از صحنه‌های تحقق اقتصاد مقاومتی است و می‌تواند ما را با شتاب مثبت، در حرکت درست انقلاب اسلامی هدایت کند. با امتداد این مسیر است که با شکر عملی این نعمت‌ها ایران قوی را همچون گذشته می‌سازیم. حضرت آقا لبیک امروز ما یک شعار نیست؛ بلکه لبیک عزم گونه و اراده مندانۀ جوانانی است که با مقاومت و ایستادگی شبانه روزی خود در میدان های مختلف کشور در این جنگ تحمیلی سوم ایستادگی کرده‌اند. نسل جوان دانشگاهی سخت کوش و متعهد امروز، به خوبی دریافته است که تنها مسیر عزت و پیشرفت ایران اسلامی، عبور از لبه های فناوری راهبردی و دانش بنیان است. ما امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باوریم که دین و دانش جوانان ما، در بسیاری از میدان‌ها توانسته دشمن را وادار به عقب نشینی کند و پس از این هم به خواست خدا همین‌گونه خواهد بود. پس در پاسداری از سرمایه‌های ملی خود لبیک می‌گوییم همان‌طور که در دفاع از مرزهای آبی و خاکی خود گفته‌ایم. لبیک در جهت حفظ ظرفیت هویتی، معنوی، انسانی، علمی و صنعتی، و لبیک در حفظ و اعتلای فناوری های پایه‌ای و نوین از نانو و بیو تا هسته‌ای و موشکی. در پایان باید این را به دشمنان جمهوری اسلامی ایران یادآور شویم که تفکر دانشجویان امروز ایران، از جنس اراده های متزلزل و علم های دنیوی نیست؛ بلکه همان است که امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند: «اگر جهانخوران بخواهند در مقابل دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد»، و امروز ما نیز با همین منطق در مقابل دنیای استکبار ایستادگی خواهیم کرد. ایستادن در نقطه کارهای نشدنی، همان ایستادگی است که رهبر شهیدمان (اعلی اللّه مقامه) الگوی آن بود و ما به تأسی از ایشان برای ساختن فردایی که قرن‌ها از گزند حوادث مصون باشد، آماده‌ایم و این آمادگی، شروع گفتمان سازندگی و شعار سال (اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی) در فصل جدید انقلاب اسلامی است. امید است در این جنگ تحمیلی سوم که شکست هیمنه‌ی دشمنان به وضوح قابل مشاهده است، و در این مقطع حساس تاریخی که دشمن همه توان خود را برای متوقف کردن ایران به کار بسته، بتوانیم با مقاومت علمی و ایستادگی فکری، ایران اسلامی را با پیروی از راه آقای شهیدمان و رهبری حکیمانه‌ی شما، بیش از پیش بسازیم و به قله‌های پیشرفت برسانیم. این عهد ما با شما و با ملت ایران، عهدی است برآمده از ایمان، دانش و اراده ی پولادین جوانان ایران اسلامی. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته جمعی از تشکل‌های دانشجویی سراسر کشور

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که رهبر جوان ما به خوبی متوجۀ آرمان‌های آن امام شهید هستند؛ این یعنی بازگشت به آرزویی که آن رهبر شهید به دنبال آن بودند که هرچه مردمی‌کردنِ نظام و بخصوص اقتصاد است. البته شما دانشجویان عزیز خوب است که به یاد آورید که شهید رئیسی عزیز در راستای مردمی‌کردنِ دولت، حتی جناب آقای سید احمد عبودتیان را در حکمی به عنوان «دستیار رئیس جمهور در امر مردمی‌سازی دولت» منصوب و همه مقامات و دستگاه‌های دولتی را در راستای تحقق انتظارات پیوست این حکم، مکلف به همکاری با وی کردند.  https://rooziato.com/1401386808/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA/
همه می‌دانیم که دولت‌ها در جهان امروز در حال تبدیل به دولت الکترونیک هستند و مردم نیز هرکدام به پوشه‌ای از داده های مختلف از تحصیلات و خرید و مکان و... تقلیل یافته اند. کشورما نیز درحالیکه هنوز نتوانسته است از یک دولت کارآمد برخوردار شود ودرگیر بروکراسی نابسامان است شاید امروز درمان خودرا در رسیدن به دولت الکترونیک بداند و هوش مصنوعی را موهبتی برای برنامه ریزی قلمداد کند و مردم ما نیز فضای مجازی را فرصت آزادی خود تلقی کنند. در این جهان وهمی انسان را می گیرد که گویی بدون اندیشه و عمل می توان با تکیه بر فضای مجازی از بن بست های کنونی عبور کرد. غلبه بر این وهم بسیار دشوار است چرا که گویا آنکس که می‌خواهد انسان را از این وهم آزاد سازد همچون ملک الموت است که می‌خواهد او را از دنیای شیرین جدا کند. مردمی سازی دولت بیش از آن‌که با بروکراسی از کارافتاده چالش داشته باشد با این توهم دست به گریبان است. تجربه سالیان گذشته در مورد تاکسیرانی و مسائل پیچیده قیمت تاکسی ها که به یک سازمان ناکارآمد تبدیل شده بود و به ناگاه با اسنپ و...همه این مشکلات حل شد و همه در این وهم هستند که مسأله حل شده است. نمونه خوبی است تا ما متوجه باشیم خطری که در پیش داریم بسیار عظیم تر از امری است که امروز خود را در مواجهه با آن می بینم.
مردمی سازی دولت. اولاً: نیاز به درک مسائل و مشکلات کشور و همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت کشور است. همان‌طور که می دانید در جهانی زندگی می‌کنیم که مردمی‌سازیِ دولت امری بسیار پیچیده است و رسالت نظام اسلامی را در امر حضور مردم در سرنوشت‌شان که مربوط به ذات انقلاب اسلامی است بسیار سهمگین کرده. باید جهت عبور از نئولیبرالیسم، پس از درک مسائل کشور از یک طرف، و فهم درست مردم از خرد سیاسیِ لازم و آزادی مربوط به آن از طرف دیگر، بسیار فکر کرد تا همدلی و وفاق برای حرکت در مسیر توسعه و پیشرفت شکل بگیرد و این امر نیازمند توجه به فهم درست جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی از یک طرف و ادامه آن در دل همان روحیه از طرف دیگر دارد به این معنا که برای مردم و مسئولان روشن شود باید با همان روحیه‌ای که انقلاب اسلامی محقق شد، یعنی درکِ خرد سیاسی مناسب این زمانه، با همان خرد، خود را معنا کند و خود را ادامه دهند. از این جهت باید متذکر افق و چشم‌اندازی شد که در راستای مردمی سازی دولت در پیش است و عقل را جهت نزدیکی و به فعلیت‌آوردن آن چشم‌انداز به کار گرفت و به آنچه انگیزه تحقق انقلاب در مردم شد، نظر کرد. زیرا وقتی بنا باشد اداره کارهای جامعه و کشور بر عهده مردم قرار گیرد و مردم حقّ دخالت در امور را داشته باشند و رفع مشکلات‌شان نیز بر عهده خودشان باشد، حقیقتاً به آزادی نیز نیازمند می‌شویم، امری که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بر آن تأکید داشته‌اند و در جلسه با اعضای مجلس خبرگان فرمودند:
« من سفارش می کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر‏‎ ‎‏ملت، من سفارش می‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت‏‎ ‎‏دیگری و یک وقتهای دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که‏‎ ‎‏خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من‏‎ ‎‏میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و‏‎ ‎‏یک حرفهایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین‏ ملت می برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.‏ ‏‏همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می خواهید مطابق با میل خودتان‏‎ ‎‏دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت،‏‎ ‎‏معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر‏‎ ‎‏خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی خواهیم‏‎ ‎‏بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش‏‎ ‎‏هست.‏ شما هم خواهش می کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح‏‎ ‎‏بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر‏‎ ‎‏مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که‏‎ ‎‏مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو‏‎ ‎‏عقیده تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد.‏‎ ‎‏ملت می خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می خواهد.‏‎ ‎‏ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع‏‎ است».‏
به نظر می‌آید با این جملاتِ حضرت امام بنا بوده همه‌چیز از نو آغاز شود و فهم مردم وارد تاریخ گردد و «تکلیف» و «آزادی» کنار هم بیاید.
اگرچه قبل از انقلاب به عقل افراد و عقل جمعی در شکل‌دادن به جامعه اهمیت داده نمی‌شد، ولی با انقلاب اسلامی که نوعی حضور در عصر جدید و نظر به انسان مدرن است، بنا بر این بود و هست که آن عقل، مقام خاصی در زندگی افراد پیدا کند. ما چاره‌ای نداریم اگر بخواهیم در این جهان زندگی کنیم باید به عقل افراد و عقل جمعی نظر نماییم و به بهانه وجود قوانین، نمی‌توان این حق را از مردم گرفت بلکه قانون را نیز باید با نظر به پیوستگیِ اجتماعی و خردی که نظر به عبور از مشکلات اجتماعی دارد، مدّ نظر قرار داد. این‌جا است که اگر می‌خواهیم فرهنگ «دانش‌بنیان» به صحنه آید و تکنیک نیز رونق خاص خود را پیدا کند باید به آن خرد و پیوستگی اجتماعی نظر کرد وگرنه روح مردمی فرهنگ «دانش‌بنیان» به حاشیه می‌رود. 
و مسلّم رهبر عزیز جوان‌مان در راستای آمادگی که شما جوانان به میان آورده‌اید، امیدوار خواهند بود تا در همین میدانی که مردم ما وارد شده‌اند، ما را از اقتصادی که هنوز آمریکایی‌های داخلی برای مردم تصمیم می‌گیرند، نجات دهند و این یعنی عبور از آمریکای درون در عین عبور از آمریکای بیرون. موفق باشید
 

41640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: مطالبه اقتصادی به زبان نوشتار در اجتماعات شبانه را صلاح می‌دانید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سؤال شمارۀ 41633 عرض شد به نظر می آید این موضوعات را بیشتر برای زمانهای بعد بگذاریم، بهتر است. زیرا تبیین جایگاه تاریخی موضوع با نظر به حضور جهانی اش مهم تر می باشد. موفق باشید 

41629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من الان تقریبا در سن ۱۵ سالگی هستم. از سن کم (قبل از رسیدن به سن بلوغ شرعی) وارد وادی فلسفه و عرفان شدم. اما به جای رسیدن به آرامش، ذهنم درگیر سوالات بنیادینی مثل جبر و اختیار، حقیقت متافیزیکی و نقد مکاتب مختلف شده. حتا شک به اسلام و وجود خدا و... حس می‌کنم نمی‌توانم از این پرسش‌ها فرار کنم، ولی در عین حال می‌ترسم در این راه گم شوم. می‌خواهم حقیقت را کشف کنم، نه صرفاً اطلاعات جمع کنم. راهنمایی کنید چگونه از این سرگردانی فکری بیرون بیایم بدون اینکه از عقل و منطق فاصله بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دغدغه‌ها، دغدغه‌های مبارکی می‌باشد و از این جهت باید راهی را در مقابل خود بگشایید و همواره در آن راه‌ها موارد مدّ نظر را به میان آورید. ابتدا جوان باید از طریق معرفت نفس متوجۀ جهان معنویت بگردد تا تصوری از عالَم غیب داشته باشد. و سپس متوجۀ جایگاه نبوت بگردد که مسیر رجوع به خداوند است. در این مورد کتاب «چه نیازی به نبیّ» و کتاب «نامه‌های بلوغ» از مرحوم استاد على صفایى حائرى می‌تواند راهگشا باشد تا ان شاءالله آرام‌آرام با سوره‌های کوچک قرآن و تدبّر مختصر در آن سوره‌ها، افق اُنس با حضرت پروردگار از آن طریق برایش گشوده شود. موفق باشید

41612
متن پرسش

سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر می‌آید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحله‌ی جدیدی از تاریخ‌مان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمان‌هایمان و حتی در خود سازمان‌های نظامی‌مان، به خصوص آن‌ها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودن‌مان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و من‌الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بن‌بست‌های توهّمی که همان بی‌آیندگی می‌باشد و غرب‌زدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سال‌ها از خدا طلب می‌کردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمده‌ایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان می‌آوردیم و نمی‌دانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و این‌جا است که بازخوانی، معنا می‌دهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمی‌باشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک،  تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرف‌های گفتنی داشته باشیم مانند حرف‌های آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» در پیام‌شان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آن‌ها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی می‌شود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید                      

41543
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز استاد خواستم نظرتان را در مورد این متن را که در وصف امام شهید نوشتم، بفرمائید: «به یقین در آسمان‌ها و زمین برای مؤمنان نشانه‌هایی ست»؛ و تو، آیت و نشانه‌ای از آیات خدا بودی که در بیست‌و‌نهم فروردین سالِ هزاروسی‌صدوهجده، نازل شدی بر دامنِ زنی که عقبه‌اش به نجف برمی‌گشت. شاعر اهل قلم بود و خوش‌سروزبان. و‌سکوت و سربه‌مهریِ همسرش را برای دلِ مشتاق و بازیگوشِ کودکانش جبران می‌کرد. تو تمامِ آن روزها که در تبریز، نجف و مشهد راه می‌رفتی و قد می‌کشیدی، نشانهٔ خدا بودی. جوانه می‌زدی و هر جوانه را یک‌جا می‌گذاشتی تا روزی نهال بشود و از قِبَلِ سایه‌اش، دل‌ها آرام بگیرند در طریقِ هشیاری. نشانهٔ خدا بودی آن‌گاه که هیچ‌چیز جلودارِ مبارزه و خیزشِ تو نمی‌شد و حتی زندان هم نمی‌توانست روحِ رونده‌ات را متوقف کند. تو نشانهٔ خدا بودی و پیوسته در حالِ جلو رفتن؛ چراکه تو جاری بودی. دریایِ آرامِ متواضعی که آمده بود تا الله‌اکبر بگوید و انقلاب را تا همیشه سبز نگه دارد. آیتِ خدا بودی، نه فقط در این سی‌وهفت‌سالی که صدایت می‌زدیم «امام!»؛ آیت خدا بودی از همان دم که آفریده شدی و از ذر به رحمِ مادر رسیدی. تو نشانهٔ خدا بودی برای قلوبِ جهانیان‌؛ برای همهٔ آزادی‌خواهان و آزادگان. برای هرکسی که از ذلت و زیرِ سایهٔ سیاهِ ظالمین بودن خسته‌ است و پیِ عزت می‌گردد. برای هرکسی که دلش برای نوایِ مظلوم آب می‌شود و می‌خواهد در مسیر مبارزه با ستم، ماندگار بماند. نشانهٔ خدا بودی! تو را فرستاده بود تا نگاهت کنیم و مسرور باشیم. تا محبوبِ ما باشی و دوست بداریمت. تا یاد بگیریم از تو! نشانهٔ خدا بودی؛ که حبّت‌ نازل شد توی دل‌هامان و با هیچ‌چیز پاک نشد. فقط ریشه کرد و ولایت یادمان داد. نشانهٔ خدابودی تو! تو که تکیه می‌دادی به صندلی ساده‌ات و فرشِ زیرِ پایت، گلیمی ساده‌تر بود. تو که آستینِ نخ‌ریشِ لباست، تا مدت‌ها پشتِ پلک‌هایمان بود. تو که بچه‌ها در مقابلت مبهوت می‌ماندند و زبانِ عشقشان، دُرِّ غلتان در چشم بود و دستی که لایِ محاسنت می‌چرخید و صورتی که طلبِ بوسه داشت و سری که تقاضای نوازشی پدرانه می‌کرد. تو که وقتی حرف می‌زدی، قلب به جای سینه در تمام تن می‌تپید و چشم حظ می‌بُرد که دارد نگاهت می‌کند و گوش… لبریزِ عشق بود که صدایت را می‌شنود. آمدی بیدار و هشیار و مبعوثمان کردی و رفتی. تو نشانهٔ خدا بودی؛ در راهِ خدا زندگی و جهاد کردی، برای خدا جان دادی و به خدا بازگشتی! نشانهٔ خدا، آقا و‌سیدِ محبوبِ ما؛ تولدت مبارک. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همان‌طور که به خوبی مطرح فرموده‌اید آن رهبر شهید پروریده‌شدۀ خاصِ خداوند بود و شایستگی آن را داشت تا خداوند از طریق آن مرد الهی در این تاریخ، راهی مقابل بشر امروز بگشاید به همان معنایی که . در همين رابطه حضرت علي«علیه‌السلام» مي‌فرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ«صلوات‌الله‌علیه‌وآله»  مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»  از همان لحظه‌اي كه پيامبر«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را از شير گرفتند، خداوند بزرگ‌ترين فرشته‌ي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راه‌هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند. 
و این در مورد همۀ انسان‌های بزرگ مصداق دارد و از این جهت بسیار شایسته است تا شخصیت آن رهبر شهید را آینه و اشاره و راهی بدانیم برای حضور هرچه بیشتر در زندگی اسلامی در این تاریخ. موفق باشید  https://dl.jedaal.tv/voices/1405/01/e895.mp3

41355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز طاعات و عبادات تان قبول. امیدوارم همیشه در صحت و سلامت باشید. در ادامه فراگیری معارف عرفانی از آموزه‌های حضرتعالی ، هفته‌ای است که با تمرکز بر عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم » با اعتقاد به اینکه «ظهر الوجود به بسم الله الرحمن الرحیم » ، حس عجیبی پیدا می‌کنم با توجه به اسماء الله ، رحمن ، رحیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح سورۀ «حمد» امام خمینی نکات ظریفی را در این رابطه با ما در میان گذاشته‌اند که خوب است بدان توجه شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/sound/645?mark=%D8%AD%D9%85%D8%AF%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85

41295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام وقت بخیر خداقوت استاد قرائت 12 هزار سوره فیل بدون بسم الله برای نابودی دشمن صحت دارد یا صحت ندارد و خود دشمن آن را منتشر کرده تا اثر عکس بگذارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه نیاز به این خطوراتِ افرادی که هرچند ممکن است قصد خیر داشته باشند!!! وقتی در متون مطمئن خود نظر به آیاتی مانند «آیت الکرسی» داریم؟ این حرف‌ها با سیرۀ اهل البیت«علیهم‌السلام» نمی‌خواند. همۀ سوره در همان بسم الله است. موفق باشید

41249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: سحری که دوست داشتم آفتاب طلوع نکند. چقدر ثانیه ها تند تند می گذرد اینک ماییم و دنیای بدون سید علی و چه دنیای وحشتناکیست...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه!! حال ما با شهادت آن مرد الهی در جهانی بسی گشوده‌تر حاضر و حاضرتر شدیم. سعی شد در متن  https://eitaa.com/matalebevijeh/21872 تحت عنوان «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری»     https://eitaa.com/matalebevijeh/21870 از جهان و بشری که در پیش است عرایضی به اشاره داشته باشم. حال با لکنتی که در ارائۀ این مطلب در میان است؛ چه اندازه موفق بوده‌ام یا نه، نمی‌دانم. موفق باشید

41241
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی و سپاس از لطف شما -باتوجه به اینکه نفس تدبیر بدن می‌کند و از این جهت که عالی‌ست (به نسبت جسم) با استفاده از ابزار جسم افعال خود را در عالم ماده به ظهور می‌رساند؛ -باتوجه به اینکه اعمالی همانند نمازشب در کلام معصوم(علیهم السلام)، چهره انسان‌را نیکو و زیبا می‌کند؛ چند مسیر برای تفکر باز می‌شود: ۱) آیا صرف داشتن چهره زیبا، دال بر شدیدتر بودن جایگاه نفس آن شخص نمی‌تواند باشد؟ برای مثال زیبایی چهره حضرت یوسف(علیه‌السلام) را ناشی از نفس مدبره عالی‌تر ایشان نسبت به سایرین بدانیم؟ ۲) از آنجایی که جسم چیزی جز تجلی نفس در عالم ماده نیست، فلذا تجلی اسماء جمالی در دل یک انسان در نشئه جسمانی‌ست که موجب زیبایی ظاهر می‌شود. ولی در تاریخ زیبارویانی وجود داشتند که افعال سوء از آنها سر می‌زده است. ۳) آیا می‌توان از دیدِ مشارب به این قضیه نگریست؟ مثلا نفسی که مشربش موسوی باشد، جسمش قدرتمند است یا اویی که یوسفی‌ست چهره زیبایی دارد و... که این امر، سلوک آن فرد را از عالم ماده-به تبع مشربش- ممکن می‌سازد؟ ۴) آیا اینطور نیست که تجلی نفس در عالم ماده -به‌حسب تجلی خدا به اسمی در آن نفس- دارای ویژگی هایی‌ست؟ مثلا قدِ بلند را -که در عرف نشانه سلطه و قدرت تلقی می‌شود- تجلی اسمی به همان معانی بدانیم؟ یا چهره زیبا را تجلی اسم جمال و...؟ ۵) موردی که پیش می‌آید اینست که مثلا فردی هیچ نشانه‌ای در جسم خود مبنی بر قدرت، جمال و... نمی‌بیند و مثلا فقط تجلی اسم حیات را می‌نگرد. این فرد به‌لحاظ شدت وجودی از آنهایی که قدرت و جمال ظاهر دارند، ضعیف‌تر است؟ ۶) البته به این توجه هست که بهره‌مندی هرکس به میزان شدتی‌ست که در سیر خود می‌گیرد. عمده بحث اینجا بود که صفات کمال ظاهری(رنگ، قد، تناسب و...) که در جسم افراد مشاهده می‌شود، به سبب فیض بیشترست نسبت به سایرین؟ ۷) اگر نشانه فیض شدیدتر است که این افراد ارجمندتر هستند نسبت به کسانی که درین ویژگی‌ها ضعیف‌ترند. افراد صاحب جمال و قدرت، بطور ذاتی دارای جذبه اند و میل انسانی به مسئله زیبایی و قدرت، موجب جذب بسوی ایشان می‌شود. حال موردی که پیش می‌آید اینست که گاها این افراد در جبهه مقابل حق قرار گرفته‌اند و به سبب کشش جمالی و قدرت خویش، مردمان را اغوا می‌کنند. سالک باید از چه منظری روبه‌رو شود که هم جمال و قدرت ظاهری را تماما تجلی حق ببیند و هم مقهور و تحت تاثیر زیبایی و قدرت افرادی که مقابل جبهه حق اند قرار نگیرد؟ ۸) دلم رضا نمی‌دهد که بگویم زیبایی ظاهری بعضی از افراد از جانب شیطان است-البته متکی به احساس نیستم-. (این مورد مسئله خوبی در مواجهه با رسانه است، زیرا افرادی که در رسانه های معاند فعال اند غالبا زیبا، خوش‌صدا، بلندقد و... هستند و سالک هم میخواهد آنهارا هم تجلی حق ببیند و هم نمی‌خواهد مقهور سخنان ناروای اینان بشود). باتشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 - نفس انسان به حکم: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا» در ذات خود در تعادل کامل است که در شرح آیۀ مذکور در سورۀ «شمس» تا حدّی در مورد نکتۀ «سوّی بودن» نفس عرایضی شده است و همۀ حرف را باید بر این مبنا دنبال کرد 3- نمی‌دانم می‌توانیم در این مورد به موضوع فکر کرد یا نه؟ 4- آری! ولی به زمینه‌های ظهور استعدادهای نفس در دوران جنینی و به استعدادهای طبیعتی که انسان در آن رشد می‌‌کند و حتی به تاریخی که در آن قرار دارد؛ می‌توان فکر کرد 5- فکر نمی‌کنم. زیرا نشانۀ نگاه ما به آن جسم ضعیف این‌چنین است ولی معلوم نیست که در جای خود چنین باشد 6- به طور کلی نمی‌توان به این نتیجه رسید ولی قابل توجه است 7- مهم، اصالت شخصیت است و جسم به خودی خود هر اندازه هم که زیبا باشد، زمینه و مُعِدّات به حساب می‌آیند و نه علت و ملاک حقانیت در جان‌ها  8- مهم، استفادۀ منفی این افراد است از استعداهای‌شان و اتفاقاً این افراد در خطر هلاکت بیشتری قرار دارند و قرآن مکرراً متذکر به این افراد است نسبت به استعدادهایی که برای امتحان‌دادن به آن‌ها داده. در این مورد چه اندازه جناب حجت‌الاسلام استاد سید محمد باقر طباطبایی‌نژاد، در برنامۀ محفل قرآن شبکۀ 3، این موضوع را خوب و خوب‌تر روشن نمودند و خدا را شکر که چنین افراد آگاه به قرآن در کنار دیگر داوران عزیز قرآنی در میدان هستند. موفق باشید             

41237

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: شرمنده مزاحم وقت گرانبهاتون شدم. من ۱۷ سالمه و توی محله و عموم به عنوان بچه حزب‌اللهی و بسیجی شناخته میشم. متاسفانه من دچار بی انگیزگی و افسردگی شدم طوری که دلم به انجام هیچ کاری نمیره و فکر می‌کنم دیگه چیزی نتونه روی این زمین من رو خوشحال کنه. حقیقتا من چند بار خواستم تو اغتشاشات اخیر شرکت کنم و در کنار بقیه بچه بسیجیا از مملکت دفاع کنم اما به خاطر مخالفت شون و به دلیل نگرانی واسترس خیلی زیادی که مادرم داشت منصرف شدم. خیلی تلاش کردم که همین و سالانه رو از هیجان کاذب در بیارم و بیارمشون تو راه درست و با مباحث آشناشون کنم اما شکست خیلی بدی خوردم. هرروز شاهد بی غیرت تر شدن بچه محلام هستم چون گناه و روابط نامشروع خیلی تو محلمون زیاد شده. قبلاً در حد تذکر و برخورد کافی با توجه به نوع عملشون خودم به تنهایی داشتم اما الان تا به سمتشون میرم سریع اقدام به ضرب و شتم میکنن و میخوان سریع نفر جمع کنند تا محله رو به هم بریزند از یه طرف مسئولیت هایی که دارم و استرس و فشارهایی که برای درس مدرسه دارم امونم رو بریده. من چند وقته که جز افسردگی و بی انگیزگی اخیرا دچار پرخاش و عصبانیت شدید نسبت به کوچکترین اتفاق ناگواری، نقد یا هر مخالفتی با اطرافیانم شدم و این امر چون روزه هم می‌گیرم چه بسا به جایی که بهتر بشه بیشتر هم شده. می‌خواستم لطف کنید منت روی سر بنده حقیر بزارید و برای کنترل عصبانیت و پرخاش راهی رو نشونم بدید و برای بی انگیزگی و افسرگیم هم بنده رو راهنمایی بفرمایید. چون الان نماز شبم ترک شده نماز به زور میخونم قرآن خوندم ترک شده و حتی کار کردن مباحث که در حال حاضر اول معاد هستیم هم کم شده ممنون میشم راهی جلوی دلم بزاری کوچیک شمام.🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این آیۀ عزیز قرآن فکر کنید که حضرت حق به پیامبر خدا و به همۀ ما وعده داده است: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقين‏» بر راهی که راه ایمان و تقوا است، بدون سستی و با پایداریِ تمام بمانید و باز بمانید، زیرا آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد درست بر عکسِ جبهۀ استکبار که حاضر است هر جنایتی را مرتکب شود تا آینده از آنِ آن‌ها باشد. و این‌جا است که باید با همان افرادی که می‌فرمایید گرفتار آن نوع خیالات منفی شده‌اند، با حوصله و دلسوزی و متانت برخورد کنیم و بدانیم که بالاخره آینده از آنِ اهل تقوا می‌باشد و از این جهت نه جای عصبانبت و پرخاش است و نه جای افسردگی. موفق باشید

41961
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: عذرخواهم. در حیرتم از عزیزانی که شما را متهم به دفاع از مذاکره و جریان وفاق می‌کنند! در حالیکه استاد طاهرزاده اساساً «در جای دیگری ایستاده» و تلاش می‌کنند کشور دچار دوقطبی نشود. چون دو قطبی شدن، کشور و انقلاب را از سیر تمدنی و جهانی شدنِ خودش عقب می اندازد. استاد طاهرزاده با شناختی که از تقدیر تاریخی و اراده‌ی الهی در تاریخ کنونی دارند، بدون هیچ نگرانی و با آرامش مخصوص به خودشان به راحتی می دانند که حوادث چگونه در حال پیشروی به سوی مقاصد خودش هست. باز هم از محضر استاد بزرگوار عذرخواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما این است که همواره «تفکر»، در میان باشد و به همین جهت در روایات داریم عبادات ما هم در حدّ تفکر ما قبول می‌شود و نه به جهت کثرت عبادات. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه موضوعات شد و این‌که بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، می‌فهمیم بدون آن‌که یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. موفق باشید

41905
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیزم: در گفگویی با یکی از دوستان که با آثار شما هم آشنایی داره، ایشان مطرح کرد که بنظر می‌رسه استاد طاهرزاده دیگه حرف جدید و راهگشایی نداره و مثل قبل نمیتونه راهنمای بقیه باشه به خصوص در مسائل سیاسی اصلا به‌روز نیست، حرفای دیگران رو با خوش‌بینی تکرار میکنه، تقریبا خشکسالی عجیبی در سطح فکری و معرفتیِ مسائل سیاسی با رفتن آقا ایجاد شده و گفت، قال رسول الله (ص): «اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء» وقتی عالمی فقیه، فوت کند در اسلام رخنه و حفره‌ای ایجاد می‌شود که هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن را پر کند.» بنده که تحول فکریم رو از سال ۸۴ با حضور در جلسات شما مدیون هستم عرض کردم نحوه صحبت های استاد رو باید در فضای گفتمانی ایشان جستجو کنی، استاد میگن دیگه برای بشر جدید نمیشه معلم بود، بشر جدید از اومانیسم دچار نهیلیسم شده دیگه نمیشه براش استدلال آورد و مفاهیم انتزاعی به خوردش داد، مثلاً استاد میگن بگو برای چی میری تجمع؟ هر چی بگی اون علت واقعی و اصلی نیست، حتی ما مذهبی ها هم هاج و واجیم البته بنظر شخصی من این هم یه مرحله از تکامل بشره، بشر منتظر اون نجات بخشه که بیاد و از پوچی درش بیاره، استاد طاهرزاده میگن بقول مولوی: «گم شدن در گم شدن دین من است نیستی در هستی آیین من است»، میگن آدما میتونن خودشون در همدیگه پیدا کنن و هر کدوم جهانی باشن... با تشکر از استاد که سوال های مشابه این رو هم جواب دادین، می‌خواستم بدونم آیا پاسخ من درست بود یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! کدام طاهرزاده؟ حداقل ۵ حضور از طاهرزاده باید مدّ نظر باشد که آخرین آن‌ها طاهرزادۀ «انسان و باز انسان» است یعنی طاهرزادۀ «اشارات» و نه «عبارات». مسلّماً آن عزیزی که باید در میدان عبارات باشد که در جای خود لازم است؛ نباید خود را در میدان اشارات وارد کند که به زحمت می‌افتد. ملاحظه کردید که در رابطه با غدیر، صحبت از اشارات بود با عنوان «غدیر یعنی». و در رابطه با محرم امسال ان شاءالله بحث در  «کربلا یعنی» به میان خواهد آمد آنهم با نظر به حضور تمدنیِ ما که به یک معنا سیاستِ فردایی ما مدّ نظر خواهد بود و نه آن نوع سیاستی که بیشتر رقابت احزاب در آن مطرح است. در حالی‌که در نگاه تمدنی، نظر به انسانیت انسان‌ها مدّ نظر خواهد بود. شبیه آنچه در سلسله اشارات « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح می‌شود. باید از خود پرسید که عزیزان در چه موقعیتی هستند. در موقعیت «عبارات یا اشارات»؟ موفق باشید          

41836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: دیدید که همان مسیر خسارت‌بار برجام توسط قالیباف و عراقچی تکرار شد و هیچ تضمینی وجود ندارد. دیدید که خون امام شهید پایمال شد و کاش عزیزانی که به ایشان امیدوار بودیم، مردم را ساکت نمی‌کردند. دیدید که عراقچی و قالیباف و پزشکیان همان هستند که قبل از جنگ بودند و ذات انسان به سادگی قابل تغییر نیست بعد از این خواهید دید و خواهیم دید که چه فجایعی بدتر از ۱۹ دی و ۹ اسفند رخ خواهد داد این فال بد زدن نیست. بیان سنت آزموده‌شده‌ی الهی است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که بدون عجله همچنان به آخرین توصیۀ رهبر معظم انقلاب بیندیشید که فرمودند:
«در همین مجال به ملّت عزیز عرض می‌کنم دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربه‌ی قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه می‌کند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده، کِیدِ خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور. ابزار اصلی او در این هر دو، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است. لذا در مقام مقابله با این بدخواهی‌ها باید همگان با ایستادگی و روشن‌بینی و حفظ وحدت و انسجام و اعتماد متقابل و همصدایی نکردن با دشمن، نقشه‌ی شوم او را خنثی نمایند. در این مقام، نقش مسئولان در پشتیبانی از این امور بسیار مهم است. هرگونه اقدامی که موجب بدبینی و سرخوردگی آحاد مردم شود، نوعی کمک به دشمن این کشور و مردمانش محسوب می گردد.»
این‌جا است که باید ذیل بصیرت رهبر معظم انقلاب با اعتمادی که ایشان توصیه می‌فرمایند، صحنه را بررسی کرد و عجله نکرد. از آن جایی که فرمودند ابزار اصلی دشمن، کاشت بذر تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف است.
راستی را! شما در کنار کدام رسانه قرار دارید که به چنین یأس و تردیدی رسیده‌اید؟ به سخنان خانم میریام ادلسون معروف به «بانوی لابی» با اصالت اسرائیلی-آمریکایی، سومین اهداکننده مالی به حزب جمهوری‌خواه، به‌ویژه دونالد ترامپ. فکر کنید که با ثروت انبوه خود به گفته خودش رسانه‌هایی را شکل داده تا سمّ ، آری تا سمّ اختلاف را در ذهن مردم ایران تزریق کند و تنها برای عبور از این نوع رسانه‌ها، اعتماد جانانه به رهبر معظم انقلاب است که به تاییدات الهی در میدان مقابله با استکبار فرمانروایی می‌کنند. موفق باشید
 

نمایش چاپی