بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41516

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نام خدا سلام بر شما، وقتی سیستم حکمرانی ایالات متحده آمریکا به این وضوح در همه آمریکا یک تافته جدابافته شده و نشان از جدایی و تاریخ جدید است، چقدر زیباست که وعده نابودی آمریکا را میبینیم. سیستم سیاسی تمدنی آمریکا نتنها در آسیا و اروپا و کشور خودش همزمان همه را باخت بل‌که در ایرانمان که همه تلاش شیطان بود «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» با شکست مواجه شد. هرکجا بنگری نابودی امریکا را میبینی مگر متوهمان بیچاره دلدداده به رسانه اینترنشنال که از پایین سطح ترین مردم دنیا هستند. ما شادی شکست آن‌ها را قرین بر پیروزی خودمان یافته ایم که راه سعادت مان را با بعثت مردمی یافته و خودرا یافته ایم و پروریدن خود را جشم می‌گیریم.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که فرمودید «که اگر در ایران بمانند در همه جای دنیا ماندگارند و اگر نتوانند در ایران ماندگار شوند هیچ کجا نیستند» و بالاخره از طریق همین ایران نابودیِ آمریکا به همان معنای شیطان بزرگ پیش خواهد آمد. آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید» این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. موفق باشید

41435
متن پرسش

سلام بر استاد گرامی، متن زیر تقدیم نگاهتان میشود: پدیدارشناسی «بعثت مردم» در جنگ رمضان عبور از تحلیل ها در مواجهه با رخدادهای عظیمِ تاریخی، به‌ویژه زمانی که ملتی با فقدانِ ظاهریِ رهبران و استوانه‌های وجودیِ خویش روبه‌رو می‌شود، نخستین و شاید مهلک‌ترین لغزش، فروکاستنِ آن واقعه به یک «خبر» یا «ابژه‌ی سیاسی» است. آنچه در این یادداشت به دنبالِ آنیم، ارائه یک تحلیلِ جامعه‌شناختی یا سیاسی از شهادت رهبر انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای نیست؛ چراکه تحلیل، همواره مستلزمِ فاصله‌گذاری میانِ سوژه (شناسا) و ابژه (موردِ شناخت) است. حال آنکه ما در بطنِ واقعه ایستاده‌ایم. مسئله‌ی ما، «چگونه اندیشیدن» به این امرِ سهمگین و در عین‌حال حیات‌بخش است. مقصودِ ما از اندیشه، نه انتزاعی‌سازیِ مفاهیم، بلکه «حاضر کردنِ خویش» در این رخداد است؛ جهانی که با شهادت، بارِ دیگر برای ما گشوده شده است. آنچه امروز شاهدِ آنیم (بعثت مردم)، یک کنشِ سیاسیِ طراحی‌شده یا یک واکنشِ هیجانیِ گذرا نیست؛ بلکه نوعی «فراخوان» وجودی است که در اعماقِ جانِ ملت طنین‌انداز شده و پاسخی از جنسِ «لبیک» را برانگیخته است. این خیزش، از جنسِ غرض‌ورزی‌های دنیوی تهی است و حکایت از نوعی «بی‌غرضیِ مقدس» دارد که تنها در ساحتِ توحید و ولایت قابل تفسیر است. باید متذکر بود که در دام «لفظ‌پردازی» و «بافتنِ کلمات» نیفتیم تا زبانِ ما، حجابِ واقعیت نشود؛ یعنی به جای آنکه «آنچه هست» را به گفت درآورد، به بازتولیدِ ذهنیات و مفاهیمِ انتزاعیِ خود نپردازیم. ما نیازمندِ زبانی هستیم که «حضور» ما را در صحنه تثبیت کند. همان‌گونه که شعارها و تکبیرهایِ شبانه در نخستین ایام انقلاب اسلامی، صرفاً اصواتی خارج‌شده از حنجره نبود، بلکه «نحوه‌ی بودنِ ما» را در تاریخ تعین می‌بخشید. زمانی که مومن فریادِ «الله اکبر» برمی‌آورد، او در حالِ گزارش دادن از بزرگیِ خدا نیست؛ او در حالِ «حاضر شدن» در ساحتِ کبریاییِ حق و نفیِ طاغوت است. این سخن، جدای از بودنِ او نیست. همان‌طور که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تُفلحوا». در این کلام، گفتنِ ذکر، عینِ رسیدن به فلاح و رستگاری است، نه مقدمه‌ی آن. بنابراین، جستجوی ما برای یافتنِ زبانی متناسب با این ایام (ایامِ شهادت و فقدان)، در حقیقت جستجو برای یافتنِ جایگاهِ تاریخیِ خودمان است. اگر نتوانیم این «گفت» را پیدا کنیم، اگر زبانمان لکنت داشته باشد، آن گرمای وجودی و آن حرارتِ ایمانی منتقل نخواهد شد و ما تنها نظاره‌گرانی سرد باقی خواهیم ماند. خداوند در قرآن کریم به آن اعرابی که گمان می‌کردند با پذیرشِ ذهنیِ وجودِ خدا به ایمان رسیده‌اند، می‌فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ». ایمان، یک گزاره‌ی منطقی نیست که در ذهن بایگانی شود؛ ایمان، آتش است. همان‌گونه که سخن گفتن از آتش کسی را گرم نمی‌کند، باورهایِ صرفاً مفهومی نیز جانِ انسان را مشتعل نمی‌سازند. ایمان آن‌گاه رخ می‌دهد که: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ». این «وجل» و این لرزشِ دل، نشانه‌ی برقراریِ یک ربطِ وجودی با حضرتِ حق است. در این حالت، انسان دیگر «سوژه»ای در برابرِ یک ابژه نیست؛ بلکه مستغرق در «ایمان» است. انقلابِ اسلامی، و به‌تبع آن رخدادهای عظیمی همچون شهادتِ رهبرانِ الهی، بسترِ این گذار از «باور» به «شهود» را فراهم می‌کنند. وقتی ملتی در تشییعِ پیکرِ مطهرِ شهیدی شرکت می‌کند و بی‌اختیار اشک می‌ریزد و قلبش می‌لرزد، او در حالِ تجربه‌ی ایمان است؛ تجربه‌ای که حتی پوست و گوشتِ او را نیز متأثر می‌کند: «تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ». انسانِ مدرن، خود را در حصارِ آگاهی‌ها، باورها و «من»ِ خودبنیادش زندانی کرده است. اما شهادت، این حصار را می‌شکند. وقتی ما با حقیقتِ شهادت روبه‌رو می‌شویم، گویی از زندانِ تنگِ خودپرستی آزاد شده و در افقی بیکران قرار می‌گیریم. در مواجهه با صحنه‌هایی که امروز تاریخ برای ما رقم زده است، آیا ما قادریم از تحلیل‌های سیاسیِ سطحی عبور کنیم و تنها «نگاه» کنیم؟ آیا می‌توانیم دستِ قدرتِ خدا را ببینیم؟ حاج قاسم سلیمانی می‌فرمود: «باید دستِ قدرتِ خدا را دید». این دیدن، بزرگترین کاری است که در صحنه‌های تاریخی می‌توان انجام داد. اگر نتوانیم ببینیم، گرفتارِ برخوردی غائبانه و مفهوم‌زده خواهیم شد. پناه بردن به دژِ توحید در عصرِ اضطراب دشمنِ ما، که ماهیتی جز «دروغ» و «فریب» ندارد، حتی وقتی خبرِ راست (مثل خبرِ شهادت) را مخابره می‌کند، در پیِ ایجادِ رعب و یأس است. رسانه‌ی دشمن، کارخانه‌ی تولیدِ یأس است. در مقابل، انسانِ مؤمن باید به کدام پناهگاه بگریزد؟ قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا». قولِ سدید، سخنی است محکم، استوار و ریشه‌دار در حقیقت. در این لحظاتِ مهیب، تنها راهِ نجات، باز کردنِ زبان به ذکرِ حق و پناه بردن به آیاتِ الهی است. «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ». اگر ما در این لحظات، زبانمان به توحید باز نشود، ترس بر ما مستولی خواهد شد. اما تجربه‌ی تاریخیِ ما نشان داده است که هرگاه خونِ شهیدی بر زمین ریخته، به جای ترس، نوعی «بیداری» و «شجاعت» در رگ‌های جامعه تزریق شده است. شهید سلیمانی می‌گفت: «من هیچ‌وقت از مرگ نمی‌ترسیدم». این نترسیدن، یک شعار نیست؛ یک «یافته‌ی وجودی» است. ما با دو ساحتِ زبانیِ کاملاً متمایز و در‌عین‌حال متصادم روبه‌رو هستیم: «زبانِ رسانه‌ی تکنیکال» و «زبانِ فطرتِ بیدار». در یک‌سو، دستگاهِ عظیمِ رسانه‌ایِ دشمن قرار دارد که ماهیتش بر «اعتبار» و «بازنمایی» استوار است. این رسانه، حتی آن‌گاه که «خبرِ راست» را مخابره می‌کند، در بطنِ خود حاملِ یک «دروغِ وجودی» است زیرا غایتِ این خبر، ایجادِ یأس، گسستِ تاریخی و القایِ پایان‌یافتگی است. دشمن با ترورِ فیزیکی، به دنبالِ ترورِ معناست. او گمان می‌برد با حذفِ «دال»، «مدلول» نیز فرو می‌ریزد. این همان خطایِ محاسباتیِ استکبار است که هستی را تنها در «موجوداتِ حاضر» می‌بیند و از «وجودِ ساری و جاری» غافل است. در مقابل، «زبانِ صدق» قرار دارد؛ زبانی که از حنجره‌ی ملتِ داغدار اما ایستاده برمی‌آید. این زبان، کارکردی متفاوت دارد. شنیدنِ خبرِ شهادت در این ساحت، به جایِ آنکه بذرِ ترس بپاشد، چاهِ توحید را در درونِ مؤمن عمیق‌تر می‌کند. اینجا خبر، نه یک اطلاع‌رسانیِ صرف، بلکه یک «تذکر» است که ندایِ «یا لَیتَنا کُنّا مَعَکُم» را در جان‌ها زنده می‌کند. مؤمن با شنیدنِ خبرِ شهادت، به جای فرار از مهلکه، خود را در میانه‌ی میدان می‌یابد؛ گویی شهادتِ رهبر، او را به «شهادت‌طلبی» فراخوانده است. شهید آوینی در مستند روایتِ فتح، دوربین را نه برای ثبتِ وقایعِ جنگ، بلکه برای کشفِ «انسانِ انقلابِ اسلامی» به کار می‌گرفت. او به دنبالِ ثبتِ خمپاره‌ها نبود؛ او به دنبالِ ثبتِ حالتی در چهره‌ی رزمندگان بود که نشان‌دهنده‌ی «عبور از ترس» و «ورود به ساحتِ یقین» بود. آنچه امروز در چهره‌ی مردم می‌بینیم – همان مردمی که شاید تا دیروز غرق در روزمرگی بودند – «ظهورِ ناگهانیِ فطرت» است. این مردم، با زبانِ شهید آوینی سخن می‌گویند، بی‌آنکه شاید کتاب‌های او را خوانده باشند. این بدان معناست که حقیقتی که آوینی کشف کرد، متعلق به گذشته نیست؛ حقیقتی است که در «جانِ زمان» نهفته است و هر بار با «شهادت»، از قوّه به فعل درمی‌آید. هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک جهانِ آینده، جهانِ سیطره‌ی هوشِ مصنوعی و قهرِ تکنیک خواهد بود. اگر انسان نتواند آن «ایمان» و «حضورِ بیکرانه» را تجربه کند، در چرخ‌دنده‌هایِ این ماشینِ عظیم له خواهد شد. انقلابِ اسلامی، تنها پناهگاهِ بشر در برابرِ این طغیانِ تکنولوژیک است. هوشِ مصنوعی می‌تواند احتمالِ جنگ و صلح را محاسبه کند، اما نمی‌تواند «عشق به شهادت» و «ایستادگی در برابر ابرقدرت» را پیش‌بینی کند. اکنون، جهان با حیرت به ما می‌نگرد. نه به خاطرِ نفت یا موقعیتِ ژئوپلیتیک ما، بلکه به خاطرِ این «معمایِ وجودی»: «این ملت کجای تاریخ ایستاده است که با شهادتِ رهبرانش، نه تنها نمی‌میرد، بلکه زنده‌تر می‌شود؟» ✍🏻سید علی روح الامین هشتم فروردین ۱۴۰۵ (بیست و نهمین روز شهادت رهبر انقلاب)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بنده؛بیش از آن‌که بخواهم نکته و یا نکاتی در مواجهه با نوشتۀ خوب جنابعالی عرض نمایم پیشنهاد می‌کنم رفقای عزیز با مطالعۀ مبناییِ این گفتگو، «اندیشیدن» را تمرین نمایند.
سطر سطر این متن ، تذکری است تا خود را در تاریخی که هستیم درک کنیم و این همان زبانی است که در راستای حضور انسان در نزد خود، سخت به آن نیاز داریم تا جان‌مان این حضور را احساس کند به همان معنایی که اهل ایمان در نسبت با آن حضور به مقام «وجلت قلوبهم» نایل می‌شوند و جان‌شان، خود را بیش از پیش در صحنه‌های حضور خدا احساس می‌کند و این یعنی «ایمان»، به همان معنایی که جنابعالی به خوبی متذکر آن شدید و از یک طرف این حالت، افقی است تا حضور همه جانبۀ خدا را در همۀ ابعاد هستی احساس کنیم و از آن طرف، پوچی و بی‌هویتی و یأس دشمن را بیابیم. و این یعنی بیداری و شجاعتی که با شهادت رهبر عظیم الشأن‌مان در جان مردم مان به ظهور آمد و در نتیجه همۀ استکبار در برابر این ملت با عزمی که به ظهور آمد، گرفتار پوچیِ تاریخی شد تا ما هرچه بیشتر در معرکه‌ای که گشوده شده حاضر و حاضرتر شویم که به گفتۀ جنابعالی حکایت عبور از ترس و حضور در یقینی است «ماورای مرگ و زندگیِ دنیایی» که حقیقتاً با نور انقلاب اسلامی به ظهور آمده تا بشریت نه‌تنها به گفتۀ جنابعالی از طغیان تکنولوژی عبور کند، بلکه جهانی را بسازد که انسان در انسانیت خود، قدرت تکنولوژی را خنثی کند به همان معنایی که فرمودید با شهادت رهبرشان نه‌تنها نمی‌میرند بلکه زنده‌تر می‌شوند.
خواستم تنها با کلمات جنابعالی همراهی کرده باشم تا رفقا دوباره متن شما را بخوانند و ان شاءالله در جمع خود به بحث بگذارند و جنابعالی نیز در گفتگوهای خود با دیگر رفقا این بحث را به صورت جلساتی ممتد از اجمال به تفصیل در آورید. موفق باشید                    
 

41414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سوال اول : ابن عربی که میگه سیر سالک هرچه بیشتر باشد اسم های الهی بیشتر در او ظهور می کنند آیا ظهور این اسم ها به صورت ترتیبی خواهد بود یا فرقی نداره و بستگی به تفسیر خود ما از اسم ها دارد ؟! سوال دوم : مثلا در سفر دوم که سالک از ذات و افعال و صفات خود فانی می گردد می توان گفت اسم حق در اینجا تجلی و ظهور کرده؟! برای تجلی اسما در مکتب ابن عربی چه کتاب هایی رو پیشنهاد می دهید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در میدان‌های سلوک، پرسش از چگونگی‌ها و کیفیت‌ها جایی ندارد مهم قدم‌گذاردن در آن راه است تا «راه بگویدت که چون باید رفت».ازمولای‌مان حضرت علی«علیه‌السلام» در دعای صباح داریم که او : «وَ جَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ كَيْفِيّاتِهِ» برتر است از چگونگی ها. و این یعنی: «گر نپرسی زودتر کشفت شود». توصیه‌ای که جناب خضر به حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند .کتاب «مصباح الهدایة از امام خمینی (ره) در رابطه با عرفان حرف ها دارد و عرایضی در شرح آن کتاب شده است می توانید به آن شرح رجوع فرمایید https://lobolmizan.ir/sound/653?mark=%D8%B4%D8%B1%D8%AD موفق باشید

41384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد مگر نمی گویند که معاد معادجسمانی است؟اگر آدم کسی رو دوستش داشته باشه بعد از وفاتش یا شهادتش او رو قطعی اگر بخواد ببینه میبینه؟ اگر معشوق شهید بشه و دوستش داشته باشیم اگر بعد از وفات یا شهادتمون باز هم اون عالم یعنی قیامت بخواهیم ببینیمش قطعی میبینیمش؟ اگر این دیدار قطعی نباشه چه کنیم قطعی بشه ؟ اصلا میشه کاری کرد که قطعی بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «معاد»، جسمانی است ولی توجه داشته باشید که جسم قیامتی انسان ها، صورتِ عقاید و اخلاق آن‌ها می‌باشد هرچند معلوم است که آن جسمِ قیامتی، جسم فردی است که در دنیا به آن نام و آن روش بوده. موفق باشید

41976
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام الله علیکم استاد طاهرزاده عزیز، امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. لطفاً راهنمایی بفرمایید که با توجه به نامه اخیر امام خامنه‌ای و جدا نمودن مردم و خودشان از خواصی که مغایر با نظر ایشان امضای تفاهم‌نامه کردند. و نیز بیانیه ۱۰ ماده‌ای اکثریت اعضای مجلس خبرگان، پیرو این پیام، موضع ما در قبال جریانی که در کشور به دنبال «عبور از ولی‌فقیه» و ایجاد تنش بین دولت و رهبری هستند. جریانی که سعی می‌کند خود را جناح غالب معرفی کرده و نظراتش را تحمیل کند. جریانی که در دولت‌های گذشته نیز به دنبال تضعیف جایگاه ولایت‌فقیه بوده و اکنون تز «عبور از رهبری، با رهبری» را مطرح کرده است و متاسفانه مسئولینی که ناشی از دل سپردن به این طیف، در حال دور شدن از مردم و امام جامعه هستند، چه باید باشد؟ آیا اکنون نباید مردم از خواصِ سردرگم فاصله بگیرند، حول محور ولایت متمرکز شده و مطالبه شفافیت و حفظ ولایت‌فقیه را در خیابان‌ها فریاد بزنند، تا دولت و مسئولان بدانند که مردم نظاره‌گر عملکرد آن‌ها هستند تا به تعهد خودشان عمل کنند، و اگر از خطوط قرمز عبور کنند، هزینه سنگین آن را پرداخت خواهند کرد؟ آیا می‌شود گفت این مطالبه، که مطالبه رهبری هم هست، وحدت شکنی است یا اتفاقاً عین عقلانیت است؟ ارادتمند.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به این نکته بیندیشید که چگونه آن رهبر شهید در مسیر ادامۀ انقلاب از این موانع، انقلاب را عبور دادند. حکایت، حکایت بسیار پیچیده و دقیقی می‌باشد و حقیقتاً اگر ما نتوانیم در دل همین فرهنگ حضور خیابانی خود تکلیف خود را با موضوع اقتصاد لیبرالی و سیاست وابسته به نظم غربی حل کنیم، همچنان غمی که جنابعالی دلسوزانه از آن یاد می‌کنید، ما را فرا می‌گیرد. همین اندازه می‌دانم که آن رهبر شهید با روشی خاص به جای درگیریِ مستقیم با این جریان‌ها، روش عبور از آن‌ها را پیشه کردند که نمونۀ آن را در نسبت آن رهبر شهید با آقای هاشمی ملاحظه فرمودید، و این به جهت آن است که آن مرد الهی با آگاهی‌هایی که نسبت به معنای تمدن در تاریخ جدید داشتند عمل می‌کردند و شخصیت «رُمان»خواندۀ ایشان را ساده نگیرید و از این جهت تصور بنده آن است که ما اگر با همان نگاه تمدنی که در پیش است، موضوعات را دنبال نکنیم، همان خطر جنگ جهانی اول و دوم که در دل تمدن نوخواستۀ غربی پیش آمد، ما را تهدید می‌کند و اتفاقاً متفکران جهان غرب پس از آن دو جنگ متوجه شدند از «دیگری» غفلت کردند که این در جای خود عرض عریضی دارد. که البته امثال جنابعالی در این مورد اهل فکر هستید. در اشاراتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» شده است سعی بر آن است تا رفقا در این مورد نیز بیندیشند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor  موفق باشید      

41939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: سایه حضرتعالی مستدام. عزاداری هایتان قبول. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. در آموزه‌های حضرتعالی یاد گرفته‌ام آنچه در عوالم ملک و ملکوت جاری می‌باشد، تجلی اسماء و صفات الهی است. با ظهور اسم رب همه مخلوقات مطابق با علم و طرح خداوندِ رحمان و رحیم، تدبیر و تربیت می‌شوند. آیا درست فهمیده‌ام که در این بخش از تاریخ نیز کلیه عوامل، اتفاقات و رویدادها در تعامل اند تا ما انسان‌ها در سراسر گیتی نیز برای ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تربیت و آماده شویم؟ تا اینجا که حتی خطای محاسباتی مسئولین، مدیران و خواص هم جزء عوامل موثر در رشد و تکامل امت اسلامی قرار می‌گیرد. یعنی کسب آمادگی جهت ایستادگی به پای خلیفه إلهی نیاز به بصیرتی دارد که جریانات سیاسی در این ایام از لوازم آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که همه چیز با تدبیر الهی جلو می‌رود تا بشریت به بلوغ درک انسان کامل برسد و جبهۀ باطل، میدان ادامۀ خود را از دست بدهد. آری! اگر با نگاه تاریخی، صحنه‌ها را بنگریم حضور ربوبیت حضرت ربّ را در همۀ صحنه‌ها می‌یابیم. موفق باشید

41918

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در صحبتهای شما دیدم که ایمان به ایمان رهبری یا تاریخی شروع شده با خدای خامنه‌ای ووو من خیلی دلم میخواد به رهبر خیلی خیلی خیلی علاقه خاص داشته باشم و مطیع محض باشم اما هر کاری می‌کنم این اتفاق نمی افته گاهی در دلم به صحبتهای رهبر شهید خیلی نقد داشتم در رفتارهای متفاوتی که در دو دولت احمدی نژاد و روحانی ایجاد شد، و در دولت روحانی دیدم خدمات خیلی خوب دیده نشد و بیشتر ضعفها دیده شد و در دولت احمدی نژاد با وجودی که همه ما می‌دیدبم احمدی نژاد تغییر مسیر دادند اما ایشان نقاط قوت را بیشتر از ضعفها می‌دیدند، انکار احساسی در دلم ایجاد می‌شد خودشان بیشتر شخصیت اصول گرا هستند با مثلا نزدیک به پایداری ووو الان دوست دارم نسبت به آقا سید مجتبی اینطور نباشم و خیلی اطاعت محض داشته باشم اما با اولین پیام سیاسی ایشان و پس از آن ایجاد یک جو سمی در شهر قم باعث شد یه کم دلسرد بشم و نقدهایی داشته باشم که کاش مثلا یه کم توضیح بیشتری در مانسون می‌دادند که با اصل مذاکره مخالف نیستند ووو شما چه راه حلی به من پیشنهاد می‌دهید که من عاشق ولی فقیه ام‌شوم و مطیع امر ایشان و حضوری بدون اراده و تصمیم و نظر کنار ایشان داشته باشم؟ سوال دوم اینکه چطور با خدای خامنه ای شهید پیش روم و چه مباحث و کتابی را پیشنهاد می‌کنید؟ سوم اینکه من احساس می‌کنم دیگه زندگی ما باید با این روحیه مقاومت شدید پیش بره و جو دوگانگی و دوقطبی هایی که پیش میاد واقعا انرژی از ما گرفته برای بالا بردن ظرفیتمان و برگشت به زندگی ای که از نظر آرامش در قبل داشتیم چه کنیم، خیلی در شرایط تجافی خاصی هستم روزها خسته و مطالعات و پیگیری ویسهای شما یه کم کمتر شده از بس شبها که میریم بیرون کف خیابان فشار دو قطبی و حاشیه ها اذیت کننده است روزها انرژی از ما گرفته میشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً باید پیام‌های رهبر معظم انقلاب را با دقت مطالعه کرد. به عنوان نمونه می‌توانید نگاه حاج آقا تویسرکانی را در رابطه با آخرین پیام رهبری مدّ نظر قرار دهیدhttps://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 2 - کتاب «خون دلی که لعل شد» برای تدبّر نسبت به شخصیت رهبر شهید راهگشا می‌باشد. ۳. به جهت اجتماعات شبانه، جلسات رسمی هفتگیِ اینجانب فعلاً تعطیل شده است. عرایضی در روز تاسوعا شده است که می‌توانید به آن رجوع فرمایید. https://eitaa.com/matalebevijeh/23022 . در رابطه با عبور از این نوع دوقطبی‌ها تذکرات اخیر آقای مهدی محمدی می‌تواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید

41832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: متاسفانه ما دیگه به هیچ کس اعتماد نداریم. وقتی کار به کد بازی و اخبار پشت پرده و... برسه و هر کسی بگه من موندم من دیدم من مطلعم ما مردم کف خیابان فقط به محکمات حرف رهبری استناد خواهیم کرد. نه به آقای محمدی نه به آقای نبویان نه طائب و نه فلان سردار و پاسدار و آخوند و عالم و جسارتا حتی خود شما. چطور شد که همین آقای محمدی تا پریروز می‌گفت رفتیم تو فاز جنگ و توافق دور شد و از این حرفا بعد یکشبه توافق از همیشه نزدیک تر شد و ترامپ اعلام کرد و ما هم تلویحا تایید؟! چطور آقای نبویان می گوید هر کس که مدعی است من متن اصلی توافق را ندیدم یا اطلاع ندارد یا فلان است. نه! ما به هیچ وجه در دام بازی هیچ کس نخواهیم افتاد. متاسفانه کاری کردند ( دشمن) و کاری کردیم ( خودمون) که ما دیگه به هیچ کس اعتماد و استناد نمی کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! فقط باید به سخن افراد فکر کرد و بعد خودمان در نسبت با جمع‌بندی خودمان حاضر شویم. وگرنه آری! نوعی سرگردانی پیش می‌آید. در این مورد خوب است سری به جواب سؤال شمارۀ 41834 بزنید. موفق باشید

41761

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: چگونه یک بد حجاب را از خودمان بدانیم و چگونه می‌توان نسبت دیگران را در اختیار خودشان قرار دهیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاقۀ این افراد به رهبر شهید به عنوان نماد انسانیت و معنویت، راهِ آن‌ها را به سوی رعایت شریعت می‌کشاند. نمونۀ آن افرادی همچون خانم سارا شفیعی می‌باشدhttps://eitaa.com/jedaaltv/5781 موفق باشید

41725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: امیدوارم که در صحت و سلامت باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید. حضرت امام خمینی در تأویل «فاخلع نعلیک» فرموده‌اند که در میعادگاه به حضرت موسی خطاب به قطع ریشه‌های محبت دنیا و مهمترین آنها زن و فرزند باشد، رسید. لکن به رسول ختمی مرتبت امر به حبِّ علی مرتضی شد. که در این سِرّ جذوه ای است که دم از او نزنم. سپاسگزار خواهم بود چنانچه حضرتعالی ما را از این سِرّ مطلع سازید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در مسیر اُنس با حضرت محبوب باید از هر آنچه در این راه حجابِ آن اُنس می‌شود منصرف شد و نسبت به هر آنچه مظهر آن راه می‌باشد، همچون مولایمان علی «علیه‌السلام» دل سپرد. و البته این به معنای نفی جایگاه زن و فرزند نیست آن‌ها در جای خود راه‌های اُنس با زندگی معنوی هستند. موفق باشید

41713

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام طاعات و عبادات شما قبول باشه ان‌شاءالله یک سوال: در فایل سخنرانی که از حاج آقا طائب فرستاده بودید، ایشون فرمودند تحمیل بر امام معنی نداره اما امام خمینی رحمه الله علیه می‌فرمایند در ماجرای حکمیت؛ هم حکمیت تحمیل شد، هم حکم تحمیل شد. اگر توضیح دهید ممنون میشم. با تشکر از شما استاد عزیز.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته همان‌طور که می‌فرمایید تعبیر واژۀ تحمیل، ممکن است متفاوت باشد. در مورد فرمایش حاج آقا طائب، بیشتر باید بر این نکته فکر کرد که پذیرش پیشنهاد آتش بس در عینی که توان ادامۀ جنگ را داریم؛ از نظر قرآن جا دارد یا نه؟ تأکید حاج آقا طائب آن است که می‌توان آن نوع پیشنهاد را پذیرفت. موفق باشید 

41635
متن پرسش

🔺️مطلب جالبی از دکتر امیر امینی، پزشک مقیم آلمان (و از منتقدان جمهوری اسلامی): ما در جهانی زندگی می‌کنیم که مردم، در سراسر کرهٔ زمین، نمایش بی‌پایان وحشتناکی از جنگ‌های غیرقانونی، اشغال، پاک‌سازی قومی، نسل‌کشی، جنایت‌های جنگی هولناک را یکی پس از دیگری تماشا می‌کنند — به‌صورت زنده از صدها پلتفرم خبری و شبکهٔ اجتماعی — در حالی که تقریباً همه دولت‌ها در جهان یا مستقیماً از آن حمایت می‌کنند یا به‌طور غیرمستقیم با روی گرداندن، سکوت کرده‌اند. یا به مردم خود می‌گویند آنچه را با چشمان خود می‌بینید واقعاً رخ نمی‌دهد! و انتقاد از آن اشتباه است — و اغلب بهایی سنگین هم دارد. به همین دلیل است که جهان ناگهان عاشق ایران شده است: به نظر می‌رسد تنها کشوری است که به‌اندازه‌ای دیوانه است که بایستد و بگوید «نه — نه به این وضع لعنتی» — تنها ملتی که تأیید می‌کند شما معترضان به این وضع دیوانه نیستید — که چشمانتان دروغ نمی‌گوید، و اینکه در تماشای وحشت‌زدهٔ این صحنه‌ها، این که جهان می‌سوزد تنها نیستید. ایران قطعاً کشور بی‌نقصی نیست. هیچ‌کس تا به حال چنین ادعایی نکرده. اما این جنگ دربارهٔ مشکلات و کشمکش‌های داخلی ایران نیست، بلکه دربارهٔ نابودی تنها کشوری در جهان است که به‌اندازه‌ای دیوانه است که در برابر این جنون عادی‌شده مقاومت و مبارزه کند، حتی به قیمت نابودی خودش. هیچ تحریم، بمب، تهدید و تبلیغاتی نمی‌تواند یک روایت شکست‌خورده را درست کند یا یک جنگ ناعادلانه را ببرد. و ایالات متحده از ۲۸ فوریه (روز اول جنگ) این جنگ را باخته است. @yaminpour

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و همیشه حضور تاریخیِ یک ملت این‌گونه آغاز شده و مردم ما به لطف الهی در جان خود با همان برانگیختگی بعثت‌گونه متوجۀ چنین حضوری هستند که دارند تاریخ دیگری را برای همۀ جهان پیش می‌آورند و معلوم است که برای توصیف چنین حضوری، زبان خاصی که زبان اشاره و تذکر است نیاز است تا هرکس در ناخودآگاه خود احساس کند که چه اندازه به همۀ آزادگان جهان نزدیک است و چه اندازه آنان به ما نزدیک می‌باشند https://eitaa.com/tasnimnews/326125  یگانگی را! . موفق باشید  

41620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار می‌شد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) می‌تواند اندیشه‌ساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490  موفق باشید

41617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه می‌شود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمی‌دانیم چکار درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آن‌هایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شده‌اند؛ که فعلاً می‌توان نسبت به ظاهر آن‌ها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بی‌حجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که می‌خواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید 

41588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر استاد اینکه در نوشته های اخیرتون اشاره به اینکه در انقلاب مرگ تبدیل به شهادت شده و بل احیا عند ربهم یرزقون رو میفرمایید که مربوط به برزخ و.. نیست که همه دارن بلکه یه حضور خاصیه، منظورتون اینه که با رفتنش در همین دنیا حضورش فقط نظم بازی استکبار رو بهم میزنه یا اینکه این حضور رو شهید یا میتی که در حضور انقلاب از دنیا رفته رو خودش درک میکنه؟ و بعد از مرگ در این حضور باقی هست در برزخ و... خودش؟ یعنی میخواستم بپرسم اینکه فرمودید حضورش مربوط به برزخ همه اموات نیست ، اما خب همون حضور خاص توحیدی رو خودش بالاخره در برزخش حس میکنه، درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور شهید بعد از شهادت، همانی است که رهبر شهیدمان از آن خبر دادند و فرمودند: «شهدا مایه‌ رونق حیات معنوی‌اند در کشور. حیات معنوی یعنی روحیه، یعنی احساس هویّت، یعنی هدفداری، یعنی به سمت آرمان‌ها حرکت‌کردن، عدم توقّف؛ این کار شهدا است؛ ... وقتی می‌روند، با جان خودشان: «وَ یَستَبشِرونَ بِالَّذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم مِن خَلفِهِم اَلّا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا‌ هُم یَحزَنون؛» ... وقتی می‌روند، معنویّت‌شان، صدای‌شان تازه بعد از رفتن بلند می‌شود. نطق شهدا بعد از شهیدشدن باز می‌شود، ... با ماها دارند سخن می‌گویند... اگر این پیام را بشنویم، روحیه‌ها قوی خواهد شد، حرکت، حرکت جدّی‌ای خواهد شد....»(۱۴ آبان ۹۷) و این، نوعی حضور در همین دنیا می‌باشد. موفق باشید

41541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. از پاسخ‌های بسیار جامع و عمیق و راهگشای شما استاد بزرگوار جداً سپاسگزارم. همسر بسیار جوان یکی از دوستان که هنوز نرفته بودند سر زندگی‌شان در جنگ اخیر به شهادت رسیدن، سوالشان این است که اگر همسرشان در جنگ به شهادت نمی‌رسید آیا در همان لحظه و ساعت با مرگ از دنیا می‌رفت؟ یعنی آیا جنگ، مرگ کسی را جلو می‌اندازد یا نه؟ با توجه به اجل معلق و مسمی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آن شهید عزیز را رحمت کند و تأثیر واسعۀ او را بر همگان و بخصوص بر خانواده‌اش بیفزاید و همسر محترم او را صبری عطا کند که نتیجۀ آن در هم‌اکنون، حضور بیشتر در ابدیت است در عین زندگی در همین دنیا. آری! همان‌طور که خداوند در آیۀ 22 سورۀ حدید می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هر آنچه برای انسان حتی در جان و نفس او پیش آید، قبل از آن‌که او خلق شود مشخص شده است و اینطور نیست که افراد بتوانند زندگی یا مرگ را به کسی تحمیل کنند. موفق باشید

41537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد امروز جوان دهه هشتادی دیدم که جانباز شده ودودست خود ودوپای خود را از دست داده است ،حقیقتا احساس حقارت کردم او کجا ومن کجا دوسال هم کوچک تربود وپای لانچر این صدمه رادیده بود وخانواده داشت،من استاد ۲۴ ساله هستم علارغم استعدادم در درس غفلت کردم وشکت های زیادی متحمل شدم،الان هم تلاش میکنم تا شاید جبران‌مافات کردم واحساس حقارت شدید دام که ماها مدعی هستیم و اینها در عمل هزار پله امابالاترند،وازخدامیخواهم جانم راگیرد تابیش از این‌ رنج نکشم و ازشکست های بعدی هم خوف شدید دارم وعاجزشده ام ونمی دانم چه کنم با این حجم ازخطا وضعف. همچنین استاد پناهیان درصحبتشان فرمودند بارهبری ایشان معتقدبودند دین را باید ازتاریخ آموزش داد وانسان ۲۵۰سال وکلیی که مفصل هست ومیگفتندشیوه فعلی آموزش دین که احکام و عقاید هست غلط هست لطفا نظرتان را دراین لاره هم بفرمایید ودرحق این حقیر گرفتار وذلیل دعا بفرمایید استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، تشخیص و توجه به راهی است که در این مرحله از تاریخ انقلاب که تاریخ دیگری می‌باشد؛ در مقابل ما گشوده شده تا با سبک و سلوک معنوی و معرفتی، متذکر انسانیت انسان‌ها باشیم. در مباحث «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22302 و «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21977 عرایضی در این رابطه شده است به امید آنکه عزمی باشد برای حضور در راهی که مقابل‌مان گشوده شده است. موفق باشید

41510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار خواستم در رابطه با قرآن سخنانی را به شما عرضه کنم:1_اگر کسی به قرآن درست رجوع کند چراغ راه او است، 2_اگر کسی درست رجوع کند به قرآن رابطه اش با اول خدا، دوم انسان و سوم طبیعت درست می شود و فرهنگ غرب را می شناسد و درست می شناسد و محبتش به اول خدا، دوم انسان و سوم طبیعت بیشتر می‌شود و کینه اش نسبت به فرهنگ غرب بیشتر می شود، 3_اگر کسی درست به قرآن رجوع کند قدرت الهی برای او بیشتر تبیین می شود، 4_اگر کسی قرآن را بخواهد تفسیر کند غیر عرب زبان باشد نیاز به دو چیز دارد و آن هم ترجمه‌ و تبیین آیات قرآن است و اگر عرب زبان باشد نیاز فقط به تبیین قرآن دارد، 5_و مورد آخر این که قرآن از هفت آیه ی قرآن صرفا تشکیل نشده و ثانیا از هزاران آیه تشکیل شده اگر هم آیات سوره ی حمد قرائت شود و هم آیات دیگر قرآن، اگر باز هم دوباره به سوره حمد رجوع شود سوره ی حمد بیشتر باز می شود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. مهم آن است که مانند علامۀ طباطبایی‌ها مسائل انسان و زمانه را بشناسیم تا با رجوع به قرآن برای درک مسائل انسان‌ها و زمانه حیرت کنیم که چگونه قرآن این چنین عمیق و همه جانبه برای همۀ مسائل بشریت در همۀ زمان‌ها حرف‌ها دارد. موفق باشید

41457

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

📣📣📢📢 📢📢 📣📣 🚫♨ خیانت بزرگ سازمان حج ♨🚫 عرض ادب نظر استاد در رابطه با اعزام حجاج در این شرایط حساس چیست؟ 🚫 سازمان حج و زیارت در این بحبوحه جنگ با آل سعود خائن اصرار بر اعزام ۳۰ هزار حجاج (شما بخوانید اسیر دادن) از مرز زمینی به حج تمتع دارد 🚫 چرا دست رزمندگان اسلام را از پشت ببندیم و خود را در تله دشمن قرار دهیم ⁉️ و آنها مجبور شوند بخاطر حجاج (که خودمان به سعودی ها تحویل دادیم) کوتاه بیایند و تصمیمات ناصحیح بگیرند⁉️ ❌خیلی احمقانه است، کسی باور نکند که مشوق حمله استکبار، همین عمال عرب بودند ❌حال ما خودمان با دستان خودمان بیایم به آنها گروگان تحویل دهیم و این یعنی ۳۰ هزار اسیر در دستان آل سعود ‼️ 🛑 و از این طریق فشار آوردن به رهبری جهت پذیرش آتش بس‼️ 🛑 و این یعنی هدر دادن خون تمامی شهدا از رهبر شهیدمان گرفته تا کودکان میناب ‼️ 🚨لطفا افشا گری کنید تا سازمان حج در تصمیم غلط خود تجدید نظر کند 🛑۲۰ روز دیگر اعزام ها آغاز میشود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد، مسئولان مربوطه جوانب موضوع را در نظر گرفته‌اند و موضوع، بالاتر از آن است که صرفاً سازمان حج تصمیم‌گیرنده باشد بخصوص که انجام مراسم حج تمتع امری است که به راحتی نباید تعطیل شود. موفق باشید

41454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام دارم صوت‌های مربوط به آیةالکرسی را گوش میدهم، اوایلش هستم، برام سوال شد که آیةالکرسی فقط همون یک آیه‌ست، یا سه آیه‌ست؟ آخه استاد یک آیه را خواندند. یعنی مثلا اینکه طبق روایت روزی ۲۱ بار باید آیةالکرسی بخوانیم، یک آیه بخوانیم یا سه آیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آیت الکرسی همان یک آیه است مگر این‌که در بعضی از توصیه‌ها تأکید بر«هم فیها خالدون» شده باشد که منظور سه آیه است. موفق باشید

41248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من می‌دانم که باید حتی در زمان جنگ به خدا توکل کرد ولی از شما خواهش می کنم این پیامم رو پخش کنید. پیامم اینه: مردم در زمان جنگ آمریکا و اسرائیل اینستاگرام، تلگرام، وی پی ان و ابزار های خارجی از این قبیل رو اگر تو گوشیهاتون دارید خواهش می کنم حذف کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً مردم در این موردها از واقعیت‌ها فاصله می‌گیرند و گرفتار توهّمات می‌شوند. موفق باشید

41965

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: پرسش و پاسخ شماره ۴۱۹۴۶ را خواندم و بسیار متعجب شدم. به عنوان کسی که سال ها سعی کردم با طاهرزاده بیاندیشم و از منظر طاهرزاده باصدرا آشنا شدم و به عنوان کسی که سال ها خودم را در تفکر منتسب به ارسطو انداخته‌ام و سعی کردم هر دو را بفهمم اما باز خیلی تعجب کردم. من از تفکر طاهرزاده به این نتیجه رسیدم که صدرا و بوعلی سینا در تناقض با یکدیگر نیستند. این طور نیست که اگر خواستیم صدرایی فکر کنیم ناچار باشیم سینا را کنار بگذاریم و اینگونه اندیشیدم و احساسم اینه که واقعا شد. یادم هست کتاب مبانی توسعه تمدن غرب آوینی عزیز را می خواندم چند بار سعی کردم خطای منطقی از کلام آوینی پیدا کنم اما پیدا نشد. دیگه تفکر صدرایی تر و اشراقی تر از آوینی؟ ولی به نظر هیچ تضادی با تفکر منطقی ندارد. من به عنوان یه فیزیسین هم کوانتوم را می فهمم خرابی منطق کوانتومی را هم می فهمم. کسی که با منطق کوانتومی می اندیشد دقیقا بر روی کدام شاخه محکم نشسته و فکر می کند؟ جدا از اینکه متفکر وقتی بخواهد در جایگاه قاضی درستی یا نادرستی منطقی مثل تفکر کوانتومی را بسنجد از همان قواعد کلام که بنیان های اندیشه را می سازد باید استفاده کند؟ ما اگر بنیان تفکر منطقی را زیر پا بگذاریم دیگر با تکیه بر چه چیز می خواهیم اندیشه کنیم؟ و در مورد جزئیات مطالب نظر بدهیم. بله شاید در جایگاه حضور یک کلیتی حاصل شود ولی در جزء مطالب، وقتی پای قضاوت به میان می آید پای چارچوب های تفکری پیش می آید. حضور از جنس کلیت است. من حتی نمی توانم بگویم که درستی یا نادرستی جزئی را با یک مقایسه سطحی که مثلا این جزئی با روح کلی سازگار نیست می توان به راحتی قضاوت کرد. می گویم نیاز به بررسی عمیق تر است بررسی عمیق تر هم باز حرف از قواعد کلام می شود. حضور یک ادراک کلی و بسیط است و حرف های امروز جامعه بعضا در جزئیات است و در جزئیات پای استدلال وسط است که اگر بگوییم نیست اصلا «حرف زدن» از جنس «قضاوت کردن» بی حاصل می شود. فاصله بین شعر و شعور از بین می رود فاصله بین هستی و نیستی یک فاصله پوچ می شود و دیگر نخواهیم دانست که بیان اصلا چه مفهومی خواهد داشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بین حق و باطل، باید متوجۀ حق بود ولی در مسیر حقّ، بحث در «الطرق إلى الله بعدد أنفاس الخلائق‏»؛ راه‌های رسیدن به خدا، به تعداد تک تک افراد مخلوقات است. و این است موضوع «اصالت وجود» از یک طرف و حضور در تاریخ آن‌گاه که انسان‌ها ذیل آن تاریخ و نه مقابل آن تاریخ، هر کدام جهانی می‌باشند و باید در نسبت با جهان آنان با آن‌ها ارتباط داشت. آری! این‌جا دیگر منطق ارسطویی آنچنان که هایدگر بزرگ در کتاب شریف «هستی و زمان» متذکر می‌شود، از میدان خارج می‌شود. زیرا به گفتۀ او در تاریخ سیطرۀ ارسطویی «وجود»، در غیاب خواهد بود. موفق باشید

41959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: من بارها از شما شنیدم که فرمودید که حضرت آقای شهیدمان فرمودند که نباید هیچ گاه دشمنیت دشمن را فراموش کنیم. من فکر می کنم که خوش‌خیالی است که به تفاهم نامه اعتماد داشته باشیم و ضامن این تفاهم نامه، اعتماد ما به آمریکا باشد در صورتی که فرضاً تفاهم نامه تمام حقوق ملت را رعایت کنه، چه ضمانت اجرایی داره؟؟او فقط زبان زور حالیش است و ما هنوز او را خوب سر جایش ننشانده ایم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در تحمیل قدرت بر جبهۀ استکبار است به همان معنایی که سردار قالیباف فرمودند و یا آقای دکتر شاکری در برنامۀ «به وقت ایران» مطرح کردند https://eitaa.com/bevaqteiran/1502  و این نکتۀ بسیار مهمی است که جایگاه این نوع مذاکره را در جای خود مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید

41946
متن پرسش

سلام استاد گرامی این متن رو چگونه ارزیابی میکنید؟ ۱. از اعتماد اولیه تا طرح پرسش‌ها از زمان آغاز جنگ دوازده‌روزه تا همین چند روز پیش، گزارش‌ها و تحلیل‌های آقای مهدی محمدی را با حسن‌ظن دنبال می‌کردم. ایشان که در جایگاه مشاور ویژه آقای قالیباف فعالیت می‌کنند، همراه با ایشان در مواضع رسمی پیش از آتش‌بس و تفاهم، بارها تأکید داشتند که شیوه نبرد باید به گونه‌ای باشد که کشور در چرخه «مذاکره ـ جنگ ـ مذاکره ـ جنگ» گرفتار نشود و اعلام می‌کردند تا تحقق بازدارندگی کامل، مسیر نبرد ادامه خواهد یافت. ۲. تغییر روایت پس از تفاهم با این حال، در روزهای اخیر و در شرایطی که بسیاری از دستاوردهای ادعایی این تفاهم بیش از پیش رنگ سراب به خود گرفته است، روایت دیگری مطرح می‌شود. اکنون گفته می‌شود که «از ابتدا می‌دانستیم در آینده دوباره جنگی رخ خواهد داد و این تفاهم صرفاً فرصتی برای خرید زمان و آمادگی بیشتر بوده است.» ۳. مواجهه با نقد و برچسب‌زنی سیاسی در کنار این تغییر روایت، هر صدای انتقادی نیز به سرعت با برچسب اغراض سیاسی و جناحی کنار گذاشته می‌شود. چنین رویکردی، که در آن روایت‌ها تغییر می‌کنند و نقد نیز به حساب خصومت‌های سیاسی گذاشته می‌شود، برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست و پرسش‌های جدی درباره صداقت و انسجام مواضع ایجاد می‌کند. ۴. ضرورت پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی مذاکره‌کنندگان به رهبری معظم تعهد داده‌اند و طبیعی است که در برابر وعده‌ها، تحلیل‌ها و تصویرهایی که از آینده ارائه کرده‌اند، در برابر ملت پاسخ‌گو باشند. اعتماد عمومی سرمایه‌ای است که با وعده‌های اغراق‌آمیز و تصویرسازی‌های غیرواقعی آسیب می‌بیند. ۵. مسئولیت پیامدهای آینده اگر در آینده شکاف و بی‌اعتمادی در جامعه شکل گیرد، مسئولیت آن پیش از هر چیز بر عهده کسانی خواهد بود که با وعده‌های بزرگ و روایت‌های خوش‌بینانه، افکار عمومی را به مسیری هدایت کردند که با واقعیت فاصله داشت. چنان‌که گفته‌اند: «سخن را با سخنِ پیشین درآمیختند که از عقل و از تدبیر، برنگشتند» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضوری که به لطف الهی در نسبت با جهانی‌شدن ایرانِ اسلامی پیش آمده، جای و جایگاه هر سخن و هر فعالیت و هرکس را مدّ نظر قرار دهیم تا به جای مطلق‌نگری که بیشتر روحیۀ منطق ارسطویی می‌باشد، با فهمِ تاریخی و نظر به «اصالت وجود» در فهم همدیگر حاضر شویم. امری که متفکرانی همچون هایدگر متوجۀ ارزش آن شدند و به دلایل زیادی که در کتاب «هستی زمان» مطرح فرمودند، ما را متذکر تاریخ عبور از سیطرۀ منطق ارسطویی کردند با متذکرشدن به «وجود» و «انسان». در آن صورت است که می‌توانیم کنار همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم و از تاریخِ قرون وسطایی که تاریخ همه یا هیچ است که منجر به دوقطبی‌شدن خواهد شد؛ عبور کنیم و به حضور تمدنیِ خود بیندیشیم که در آن صورت در جهانِ همدیگر حاضر می‌شویم به جای این‌که جهانِ خود را مطلق کنیم و هر آن‌کس که در جهان ما حاضر نیست را، نفی نماییم. آیا این به همان معنا، همان تحجّری نیست که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با تأکید بر «اتحاد» خواستند ما را از آن عبور دهند؟ موفق باشید                

41861

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: آیا می توان معرفت نفس را همانگونه که طریق محوری عرفان عملی دانسته شده به عنوان نقطه عزیمت و محور مطالعات برهانی و فکری هم دانست؟ آیا شدنی است یا مقدماتی دیگر لازم دارد در باب معرفت شناسی و خداشناسی و... به عبارتی آیا می توان کل مباحث فکری مورد نیاز را برای خودسازی و تمدن سازی از معرفت شناسی گرفته تا سیاست و حقوق با محوریت موضوع نفس استخراج کرد؟ برخی از بزرگان بحث را از معرفت شناسی آغاز کرده و به خدا شناسی و بعد انسان شناسی می رسانند. آیا می‌شود از نفس شناسی شروع کرد و شعب دیگر را استخراج کرد؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نوع رویکرد ما به موضوع معرفت نفس است. آری! آن‌طور که علامۀ طباطبایی در «رسالۀ الولایۀ» باب بحث را گشوده‌اند و آیت الله جوادی آملی دو جلد در شرح آن کناب نوشته‌اند، حقیقتاً معرفت نفس «انفع المعارف» خواهد بود. موفق باشید

نمایش چاپی