بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41695

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و نور خدمت استاد گرامی: استاد، در برخی مجامع عرفانی مسائلی مطرح می گردد که تضاد بسیاری با شریعت حضرت محمد (ص) دارد. مسائلی از قبیل محرم شدن شاگردها با استاد، ترک همسر و عدم فرزند داری و مسائل دیگر. اساتید خود را صاحب شریعت معرفی می کنند و یا می گویند این باطن شریعت است و شما به آن احاطه ندارید. یا به ابن عربی این مطالب را ارجاع می دهند یا به مولانا و غیره. اساتید خود را صاحب مقام ولایت می دانند و بر این اساس می گویند که بر مال و جان انفس شما مقدم هستیم. یا می گویند که در زمان ظهور هم امام زمان (روحی له الفدا) در مواجهه با زنان نیمه عریان هم استقبال گرمی دارند و از این قبیل مسائل. اگر هم شخصی چون و چرا می آورد او را ترد می کنند و برچسب عامی و از راه افتاده یا عدم استعداد سلوک بر او می زنند. استاد این مسائل بشدت در جامعه در حال رشد است و بسیار نگران کننده. چرا بزرگان هرگز در این حیطه وارد عمل و بحث و فحص نگردیده که رابطه ی استاد و شاگرد علی الخصوص استاد مرد و شاگرد زن باید به چه صورت باشد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک و حجّت ما تا قیام قیامت، قرآن و سیرۀ اهل البیت «علیهم‌السلام» است و از این نوع مدعیان عرفان که می فرمایید باید به شدت حذر کرد زیرا این افراد، شیطان‌‌های خطرناکی هستند و وظیفه است که به مراکز اطلاعاتی خبر دهید. اتفاقاً عارفان وارسته به شدت در رعایت مرزهای نامحرم، مقیّد و مقیّدتر می‌باشند. موفق باشید

41659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام: قرآن کریم در سوره مبارکه انفال می‌فرماید که« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سوال اینجاست که ۱. آیا بیان تام حقایق ممکن است انسان را گمراه کند؟ ۲. در این مسئله،غلبه‌ی قطعی حقایق بر اباطیل چگونه توجیه می‌شوند؟ ۳. از آنجایی که رشد حقیقی انسان در گرو نیات اختیاری اوست، این تصرف باری‌تعالی در ادراک انسان و پوشاندن ظاهر این جنگ، رشد آن مجاهدین را متأثر نخواهد کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر آن است که خداوند می‌خواهد این دو جبهه به حکم «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا» که در آیۀ ۴۴ یعنی آیۀ بعدی مطرح می‌فرماید در مقابل هم قرار گیرند با همان روحیه‌ای که ملت ما بحمدالله در مقابل آمریکا با همۀ قدرتی که داشت، خود را نباختند و آن شد که ملاحظه می‌کنید. موفق باشید 

41573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلا و وقت بخیر یه سوالی داشتم خدمتتون: شرایط زندگی من به این صورته که من در شهری زندگی میکنم که اکثریت قریب به همه مردم از رهبر و ولایت فقیه و مسئولین و... بدشون میاد و بهشون بدبینن و چون شهر کوچیکیه، مردم همدیگه رو میشناسن؛ جوری که پدرم میگه غربی ها آدم پاکی هستن و ما ایرانیا دزد و خائن و آدم کش و جنایت کار؛ من خودم تو خانواده به ظاهر مذهبی زندگی میکنم و والدینم فقط بلدن دم از خدا بزنن؛ مادرم قبلا نماز میخونده دیگه نمیخونه و چادر رو کنار گذاشت؛ پدرم هم به ندرت فقط نماز میخونه؛ والدینم و نزدیکان همه از نظام و جمهوری اسلامی و سپاه و مسئولین و ولایت فقیه و رهبری بدشون میاد و متنفرن و بهشون خیلی بدبینن؛ دایی هام به پیغمبر(ص)و اهل بیت و روحانیون و رهبری توهین میکنند، هیچکدومشون حجاب درست و حسابی ندارند؛ فقط بنده حقیر این تفکرات رو دارم ولی دلیل و منطقی درست و حسابی و اعتقاد محکم و منطقی ندارم و اگه این روال همینطوری پیش بره ممکنه منم از اینی که هستم هم بدتر سقوط کنم؛ تو شهر ما موقع نماز صبح درب مسجدها بسته میشه و فقط نماز مغرب و عصر رو آدم میتونه تو مسجد بخونه بقیه بستس؛ آدم مذهبی درست و حسابی و ولایی خیلی خیلی خیلی کم داریم؛ روحانیونمون هم فقط ایام مراسمات و عزاداری ها میرن مسجد بقیه مواقع نمیرن و حتی وقتی به مسجد میرن خیلی از مردم به خاطر اینکه از روحانیون متنفرن، از مسجد میرن بیرون و عده کمی تو مسجد میمونن؛ رفع شبهه ای نمیکنن و اصلا معلوم نیست کجان؛ من تو مسجد تا حالا ندیدم شاید برن مسجد ولی من ندیدم؛ هرکی هم مذهبی باشه ازش فاصله میگیرن، مسخره میکنند، بهش میخندن، شماتت میکنند، براش لقب زشت درست میکنند و باهاش دشمنی میکنند و باهاش دعوا هم میکنند مخصوصا موقعی که بهشون تذکری داده میشه؛ خب آقای طاهرزاده من چجوری تو این شهر ترسناک بندگی و تهذیب نفس کنم که خدا و اهل بیت ازم راضی باشه؟ تو ایام مدارس چطوری تهذیب نفس کنم و میخوام آداب معاشرت و ارتباط و صحبت و رفتار و کارهای اجتماعی با مردم شهر خودم رو هم کامل بدونم تا بدونم تو هر شرایط چه کاری انجام بدم تا مشکلی پیش نیاد؟ ممنون میشم راهنماییم کنید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به چنین شرایطی که می‌فرمایید دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبال‌کردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آن‌که بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دل‌ها به سوی شما جذب می‌شود و مطمئن باشید که می‌یابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی می‌باشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا می‌کنند. به همین جهت به ما فرموده‌اند آنچه در صدر اسلام آن جامعۀ خشن و متعصب را متمایل به اسلام کرد «خُلق با صفای محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» بود». موفق باشید

41559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد آیا برای تقویت زبان اشاره کتابی چیزی هست؟ اگه هست میشه بهم معرفی کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زبان اشاره، اشاره به نکاتی است فوق فکر و مفهوم و نظر به ادراکات قلبی و باطنی مخاطب دارد. از این جهت مباحث مربوط به سورۀ آل‌عمران که صوت آن روی سایت هست، ان شاءالله می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

41523
متن پرسش

سلام استاد این روزها بعثت مردم منو به تعجب انداخته در همین رابطه نظرتون درباره یادداشت بفرمایید. ممنونم بعثت مردم (1) حس و حال مردم در تجمع حس و حال کسی است که گمشده ای را پیدا کرده اند. گمشده ای که سالها فراموش شده بوده و حالا مثل فرزند به آغوش مادرش رسیده است. آن گمشده چیست که چهل و چند شب افراد در آغوشش می‌گیرند؟ من فکر میکنم آن گمشده خودشان هستند. افراد گویی خودشان را خارج از روزمره پیدا میکنند و این پیدا کردن به معنای فرار از اکنون نیست. انسان دنیای مدرن اکنون زده است. سینما میرود، خیابان میرود تا از خودش فرار کند اما انسان انقلاب اسلامی خودش را شب ها در تجمعات پیدا میکند. او این حس را دارد شب مسئولیتی دارد که همان سرباز پشت لانچر. او حافظ امنیت است. در زمانی که پدر از دست داده دارد نقش آفرینی میکند و خودش را در تاریخ حاضر میبیند. او حس میکند مبعوث شده برای ماموریت تاریخی به وسعت ماموریت انبیا. همان قله ای که ابراهیم برایش بت شکست و موسی برایش فرعون را به نیل کشاند و محمد برایش جنگید و حکومت تشکیل داد. ماموریتی که انسان انقلاب اسلامی شب در تجمعات بر دوشش حس می‌کند همان ماموریتی است که میثم تمار برایش به نخل آویزان شد و کمیل و سلمان و مالک برایش جان دادند. این شب ها مردم خودشان را پیدا میکنند به وسعت تاریخ.گویی آنها در شب از زمان قراردادی دنیوی خارج میشوند و باید از ایشان پرسید شما شب را در کدام زمان سپری میکنید؟ این همان "حضور" ذیل ولایت برای توحید است. این بعثت مردمی است که خمینی فرمود بهترین مردم از صدر اسلام هستند و همت و باکری سلیمانی و حججی و همدانی و خامنه ای برایش جان دادند. این بعثت همان مردمی هست که خامنه ای شهید فرمود نقطه تحول دنیا هستند. همان هایی که آیت الله جوادی آملی در برابر عظمتشان اشک ریخت. جان دادن برای این مردم توفیق می‌خواهد و کاش جان من هم ارزش فدا شدن برای مردم ایران اسلامی پیدا کند. مثل شهید سردار موسوی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار خوب و خوب‌تر از خوب می‌فرمایید. آری! حکایت حضور مردم در این شب‌ها، حقیقتاً حکایتی است که متذکر شده‌اید و وظیفۀ امثال بنده و جنابعالی آن است که این مردم عزیز را نسبت به آنچه در جان‌شان می‌گذرد به حکم «خودآگاهی در دلِ آگاهی» آگاه نماییم. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22296 شده است که خوب است به آن رجوع گردد.  از آن جهت که حقیقتاً انسان حیرت می کند که چه بر جان این مردم می‌گذرد که آن بانوی محترم برای تعمیر پرچم‌ها با چرخ خیاطی خود در میدان حاضر شده است؟ خدا می‌داند این، همۀ آرزوی انبیاء و اولیاء بوده و هست که چنین مردمی به چنین شعور تاریخی و معنوی نایل شده‌اند. موفق باشید  

41473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوه‌ی بی مانند توحیدی بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید

41928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت: چند پرسش داشتم خدمتتون عرض می‌کنم به امید آگاهی: ۱. در جامعه (غیر دینی منظورم نیست، جامعه دینی) وقتی بحث از مقصود و آرمان زندگی میشه ناخودآگاه اکثر افراد روی اینه که اگر شخصی خیلی ابهت داشته باشد و رفیق داشته باشد و ارتباطات زیادی دارد آدم خوب و زرنگ و جا افتاده ای هست؛ تا اینجا که هیچ اما وقتی همین بحث میشه محل مسابقه و آرمان و سنجش بین افراد. حالا با این فضا اگر به همین جامعه ایمانی بگی فلانی که بی کس و کار نه تو اجتماع بالاست نه در انظار مردم اگر به مردم و این جامعه بگیم که امام حسین اینو قبول کرده و نگاه ویژه ای به این داره نسبت به بقیه افراد، جامعه خواهد گفت: چه خوب اما این چه خوبیست که به حال آن فرد غبطه نمی‌خورن. سوال اینه در بین مفاهیم حقیقی و دینی باید دنبال مفهوم خاصی بگردیم و به سمت آن بریم که مورد غبطه دیگران باشیم یا نه در روز موعود جایگاه ها عوض می‌شود (خافضه رافعه)؟ نقطه تطبیقیش با حال خودم اینه که ممکنه نماز شب بخونم زیارت عاشورا بخونم و.. اما ناخودآگاه فکر می‌کنم خب که چی نه آدمو در اجتماع عزیز می‌کنه نه رفیقی دارم، در تنهایی که کسی درکم نمیکنه بعد فکر می‌کنم مثلاً این همه اعمال و اعتقادات کار می‌کنم فقط برزخ خوب میشه اونم چون نمی‌دونم چطوریه هزار تا سوال مطرح میشه که بالاخره لحظه حالم که داره الکی می‌ره چون نه ارتباطات عمیقی پیدا کردم نه رفیقی نه همسری و.. آره درسته که کار خوب می‌کنم ولی این ناخودآگاه که اینطور فکر می‌کنم و ناامید میشم به لحظه حال و زندگیم و افسوس می‌خورم که مثل بقیه کاش کسی بودم دو تا رفیقی و مونسی داشتم (دعا بفرمایید و لطفاً توضیح بدید باید چطوری نگاه کنم که اگر دنیا هم پشت کرد بهم من آرام باشم و دنبال این نباشم که کسی باشم که بقیه غبطشو میخورن یا اگه تنها بودم لاکی نباشه برام و خودم رو به اجبار قانع نکنم که حالا اینطور شده و دنبال جملات مسکن بگردم...(جوانیم که عاشق برزخ و قیامت و امام حسین و حضرت علی اکبر علیه السلام و بهشت و فضایی هستم که در توصیف آن گفته اند که لایبغون همه حولا، فکر و ذکرم معاد است کسی صحبت از مرگ می‌کنه سراپا گوش می‌شوم و همین مفاهیم منو نگه داشته و کمی طاقتم بیشتر می‌کنه) لطفاً کمکم کنید. با تشکر از استاد عزیز❤️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضوری است که انسان در نزد خود دارد. در این حضور است که انسان، جهانی می‌شود در نزد خود. در این حالت، فرق نمی‌کند «زیر دریا خوش بود یا روی آن». پیشنهاد می‌شود کتاب «آشتی با خدا» را که روی سایت هست، مطالعه فرمایید. موفق باشید

41915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم 🌟 سلام علیکم: وقت بخیر با عرض تسلیت ایام من... هستم ☺️، کسی که با دیستروفی عضلانی مبارزه می‌کنه و با هر گامی که برداشتم، به یاد خداوند مهربان و اهل بیت علیهم السلام بوده‌ام. این بیماری که به مرور عضلات را ضعیف می‌کند، باعث شد که من کم کم از پاها، کمر، گردن و اکنون دست‌هایم توانایی‌های خود را از دست بدهم. 😔 الان تایپ کردن خیلی برام سخت شده و بیشتر از تایپ صوتی استفاده می‌کنم. 🥴 اما با ایمان به خدا و درس‌هایی که از قرآن و کلام اهل بیت علیهم السلام گرفتم، هیچ وقت تسلیم نشدم! 💪💥 هر روز به خودم یادآوری می‌کنم که هیچ محدودیتی برای کسانی که قلب‌شان به خدا و اهل بیت علیهم السلام وصل است، وجود ندارد. 🙌✨ چراکه راهگشای هر سختی هستند.❤️ با همین ایمان و حمایت‌های بی‌پایان خانواده و دوستان، تونستم تا مقطع دکتری پیش برم و در دانشگاه الکترونیکی تدریس کنم! 🎓📚 در کنار تدریس، در زمینه طراحی سایت، فتوشاپ و مشاوره فنی و فرهنگی هم فعال بودم! 🎨💻 اما داستان من اینجا تموم نمی‌شود! 🚀 با مطالعه قرآن کریم، کلام اهل بیت علیهم السلام و همچنین کتاب‌های برون دینی و درون دینی، توسعه فردی، موفقیت، برنامه‌ریزی و رشد فردی، به این باور رسیدم که هیچ چیزی در زندگی تصادفی نیست و همه سختی ها فرصتی است برای رشد و تعالی. اما در درون خلأهای بسیاری دارم چون هیچ کاریم رو نمی‌توانم خودم انجام دهم وقتی دیگران انجام می‌دهند مخصوصاً پدر و مادرم که با نیت خالص این کار را می‌کنند بسیار عذاب وجدان می‌گیرم همچنین بعضی مواقع احساس می‌کنم که هیچ کارایی مفیدی در این دنیا ندارم و سربار دیگران هستم. آیات و روایات بسیاری در این رابطه دیده‌ام اما چطوری خود را از درون اقناع کنم. از شما استاد محترم می‌خواهم که چند راهکار به من بدهید هم برای این مورد هم برای اینکه بتوانم از زندان تن نجات پیدا کنم و برایم دغدغه نباشند بتوانم راه‌های عرفانی را طی کنم و از وهمیات در بیایم چرا با این سختی‌ها حجاب‌ها کنار نمی‌رود و من نتوانستم راهی به جایی ببرم مسئولیت من در این دنیا چیست؟ من در تمام عمرم سعی کردم که خوب زندگی کنم چون خداوند می‌خواهد انسان زندگی کند اما نمی‌خواهم آن دنیا نیز مدیون حضرت زهرا باشم که هیچ کاری نکردم و به آن چیزی که باید می‌رسیدم نرسیدم. خواهش می‌کنم اگر امکان دارد خود استاد طاهرزاده پاسخ گویند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده یعنی طاهرزاده همۀ سؤالات سایت را جواب می‌دهم. ماشاءالله به این همّت و این روحیه، تا بقیه بدانند یک انسان با این‌همه ناتوانی جسمی چه اندازه نه‌تنها می‌دود که می‌پَرَد!! آری! جمع بین علم جدید با همین روشی که ادامه می‌دهید با معنویت و با قرآن، کار بسیار ارزشمندی می‌باشد. مهم آن است که از درون به این تقدیری که برایتان رقم زده شده است، راضی باشید که این در جای خود جهانی را مقابل شما می‌گشاید تا روح‌تان راحت‌تر، بدن‌تان را تدبیر کند. موفق باشید

41883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: ناظر به مطالب اخیر در رابطه با تفاهم نامه و مذاکره فرمودید و صحبت های سردار قاآنی، وقتی نظر رهبری و مردم این نبوده است و حالا افرادی که نظر خودشان را بر رهبری تحمیل کردند و رهبری طبق عقلانیت نظام با ایشان مدارا کرده و مسئولیت کار را به عهده آنها گذاشته، چرا باز هم با ادبیات عقلانیت و ...حرف اصلی مردم و رهبری را نزنیم؟! چرا باز هم مماشات کنیم و نام آن را تفکر بگذاریم؟ نمی‌شود به خطای خود در تحلیل اذعان کرده و برگردیم به شهود ایمانی مردم و نظر دقیق رهبری از خسارت محض بودن مذاکره؟ رهبری صریح گفتند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سوال شماره 41879 عرض شد، مهم درک جایگاه اذن رهبر انقلاب برای امضاء تفاهم‌نامه است که از یک طرف چرا رهبر انقلاب اذن خود را منوط به قبول دو سوم شورای عالی امنیت ملی کردند و نظر خود را به شکل علنی نفرمودند و از طرف دیگر چرا امثال آقای سردار قاآنی برای آن تفاهم‌نامه جایگاه مثبتی قائل بودند؟ در این موارد است که باید فکر کرد و کار را ساده به قبول یا رد صحنه تبدیل نکرد و این است که ما را از حضور تمدنی که جهان آماده‌ی پذیرش آنند محروم می‌کند. https://eitaa.com/arshiv3133/133 موفق باشید

41879
متن پرسش

استاد عزیز سلام. چیزی که من می فهمم اینه که شما هر کس که مطابق فکر خودتان حرف می زند را اهل فکر و زمانه فهم خطاب می کنید و دیگران نمی توانند با شما هم فکر شوند و یا دروغگو هستند و یا لایق پرخاش در مسجد هستند چون یه حرفی زدند. متن پیام رهبری در مورد توافق صریحا مشخص است. یه دوستی پیام می فرستد حاشیه متن آقا را پر رنگ می کند و وزن اصل پیام را کم می کند و شما خدا را شکر می کنید که چنین اهل فکری هستند. آیا آقای مهدی محمدی حرف های خلاف واقع ندارند؟ من پیام آقای برزگر را که شما مطالبشون را تایید می کنید برایتان فرستادم خطای گفتارشان را به عرض رساندم اما شما ترجیح دادید این خطاها را ندیده بگیرید. اغماض های کلامتان خیلی زیاد شده. حقیقت حضور زمانه چیست که از خطاهای موافقمان تفاهم می توان گذر کرد ولی نمی توان نیم نگاهی هم به کلام منتقدان داشت. برهان صدیقینی برای درک زمانه ارائه دهید که این تناقضات را پوشش بدهد و الا بنده و طیف گسترده ای از مخاطبان همیشگی شما از شما دلسرد خواهیم شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال هنوز همه‌ی حرف بنده آن است که باید جریان‌های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طور نیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته‌اند اجازه‌ی امضاء آن تفاهم‌نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی‌دانسته‌اند در آن شرایط نظر خود را بدهند حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته‌باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آن‌ها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می‌شود و نه به نحوی مقابله‌ی رئیس جمهور با رهبری. و به همین جهت در پیام خود می‌فرمایند «تفاهم نامه ای بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاش‌های زیادی را به‌عمل آوردند» با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم. و حال این ماییم و جهانی که «سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است»  این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم.
زیرا وقتی می‌توانیم از غرب عبورکنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می‌شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن‌چه در ایران تمدنی در عرصۀ «زیستن با دیگری» اهمیت دارد، حقیقتِ جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می‌آید. در این حالت است که همدیگر را می‌فهمیم. نکته‌ای که جناب حجت الاسلام آقای محسن عباسی ولدی به خوبی مطرح فرمودند  https://eitaa.com/arshiv3133/134   موفق باشید

41727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام می‌دهم و اگر یادم باشه سریع استغفار می‌کنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس می‌کنم خیلی دارم امتحان میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سخت‌گیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بنده‌اش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید

41700

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: دو سوال داشتم: ۱. خداوند به نظرتون سرّ این که کلماتی مانند الر، کهیعص، الم، ن و امثال اینها را در قرآن آورده چیه؟ ۲. چه کنم نگاهم به حوادث نگاه وجود شناسانه باشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. این کلمات ظاهرا اسراری باشد بین پیامبر خدا و خداوند. ۲.  تدبر در قرآن نسبت به آنچه از صحنه‌های تاریخی با نگاه توحیدی با ما در میان می‌گذارد ما را نسبت به تحلیل صحنه‌های امروزین‌مان آگاه و توانا می‌کند. موفق باشید

41669
متن پرسش

اگر کسی پنداشته است که می‌توان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخ‌های پنهانی موش‌های نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمی‌روید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا می‌جنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد می‌کنند، این کبر شیطان است که در حکومت‌های استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ می‌خواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم می‌اندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور می‌بیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا می‌کردم. و اشکی طلب‌گونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق می‌گوید، از چه انسانی سخن می‌گوید. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک می‌کند و می‌ایستد؟ می‌توانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خوانده‌ام و شیرینی خواندن‌شان را درک کرده‌ام و همه‌ جا گفته‌ام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیده‌ام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن می‌شویم؟ این را هم در پیدا و پنهانی‌اش ناگهان به دل حس می‌کنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علی‌ها و حاج قاسم‌ها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقب‌روی و جلو‌روی‌هایش را می‌بینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است می‌توانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمی‌نهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر می‌بینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها می‌دانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور می‌آید و در آینه‌هایی که هیچ چیز خاصی نمی‌باشند، تنها ما را دعوت می‌کنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساس‌اش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافته‌ایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابان‌ها می‌آییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابان‌ها را اشاره‌ای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینه‌ای می‌شود که آن عزیز را به ما عطا می‌کند و این، یعنی این‌چنین دل‌دادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس می‌کند به جای سرمایه‌دارانِ رانت‌خوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران می‌یابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسان‌ها محبوب خود را در دیگر انسان‌ها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید        

41493

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر درباره ی دعانویسی و طلسم سوالی دارم به نظر شما چگونه برخی افراد می‌توانند با طلسمی زندگی افرادی را بهم بزنند و حتی موجب درگیری و خونریزی در زندگی افراد شوند(حتی اگر اون فرد آدمی بسیار باخدا و مومن باشد)؟ درمقابل چنین چیزها چاره چیست؟ چگونه باید اثر بد آن را از بین ببریم؟ آیا می‌توانیم به دعانویس مراجعه کنیم (از نظر شرعی)برای دفع ان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با موضوع سحر و ساحری و جایگاه آن و راز تأثیر آن شده است که خوب است به آن مباحث رجوع فرماییدhttps://lobolmizan.ir/search?search=%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%B1%DB%8C&tab=sounds عنایت داشته باشید بالاخره شیطان دشمن انسان است و راه‌هایی برای اعمال دشمنی دارد ولی به حکم: «انّ کید الشیطان کان ضعیفاً» ما با نور ایمان می‌توانیم همۀ آن‌ها را خنثی کنیم. موفق باشید

41483

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اشتباه شد استاد در ۴۱۴۷۳ بجای اصالت وجود گفتم حرکت در جوهر بنظرم با فهم و درک توحیدی می تونیم اصالت وجود را درک کنیم اصالت در توحید است و با مفهوم وجود رابطه تنگاتنگی دارد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین طور است و ما هنوز آن طور که شایستۀ فهم اصالت وجود است با این اندیشۀ بزرگ مواجه نمی شویم. عرایضی تحت عنوان «راز طلوع بشر جدید و نسبت آن با اصالت وجود در حکمت متعالیه» شده است خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/sound/1398?mark=%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA  موفق باشید

41474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمی‌کنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت می‌کنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمی‌دونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمی‌گیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی  ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید

41427
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید استاد این روزها که حملات رژیم صهیونیستی اوج گرفته بعضی می‌گویند وقتی ما بمب اتم نداشتیم که این روزها با داشتن بازدارندگی مانع این همه خسارت به کشورمان شود پس داشتن انرژی هسته ای چه فایده ای داشت ایا انرژی هسته ای ارزش این همه خسارت و ویرانی برای وطن داشت استاد چی جواب بدیم؟و سوال دیگر این که اساسا هدف از جبهه مقاومت چه بود در غزه که به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ۷۰ هزار آدم شهید شدند غزه با خاک یکسان شد جبهه مقاومت به چه دستاوردی رسید؟ در ایران هم اگر ترامپ آن گونه که امروز هشدار داده نیروگاه ها و نفت ایران رو نابود کنه دستاورد ما چه بوده آیا داشتن انرژی هسته ارزش این همه خسارت رو داشت استاد مردم خیلی این روزها این سوالات رو مطرح می‌کنند چی بگیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن شهید حاجی زاده فکر کنید که فرموده بودند ما با موشک‌های خود کاری بزرگ‌تر از آنچه بمب اتم انجام می‌دهد برای اسرائیل در پیش داریم 2- در رابطه با پیروزی خون بر شمشیر به این نکته بیندیشید که چگونه اسرائیل با آنهمه توانایی در مقابل ملت مظلوم غزه به اهداف خود نرسید و آنچنان از نظر هویت تاریخی متزلزل شد که تنها راه را برای پنهان‌کردن آن تزلزل؛ حمله به ایران تشخیص داد و ترامپ را نیز با خود همراه کرد 3- ملاحظه کنید که ما بنا داریم تاریخ دیگری را به میان آوریم و بحمدالله همان‌طور که در پاسخ سؤال شمارۀ 41422 عرض شد با چنین آینده‌ای روبه‌رو هستیم که عدم پیروزی جبهۀ مقابل نسبت به اهدافی که داشته، خود به خود برای ما پیروزی به همراه دارد و آینده‌ای که دیگر آیندۀ جبهۀ استکباری نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/22159  موفق باشید 

41233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد به نظرمیرسه خیلی مباحث دینی و حتی بعضا کلاسهای سطح بالای عرفانی حالا اینطورکه من فهمیدم انطورکه باید فرد را به حرکت برای متحقق شدن به اعمال دینی و رعایت مباحث دینی سوق نمیده و نداده. بعضی میگن باید موضوعات مباحثه بشه ولی من فکرمی‌کنم اونم تازه از یه طرف دیگه فرد را توی یه حالت خوابی میبره، شاید علت این باشه فرد مباحث فلسفه را نخونده و یا اصلا مباحث را نمیگیره، بعضی مبحث تربیت را برای بیدار کردن افراد جلو میبرن، ولی گمانم آنچه بیشتر ازهمه فرد را هم به دنیای عقل میبره هم باعث میشه به مسایل دینی اش عمل کنه همان بحث تفکر هست، یعنی گاه فرد یه حدیث با تعقل و تفکر بفهمه چقدر جلوتر از آنی هست که هزار کلاس عرفان و.. طی کرده، استاد به نظر شما هم اینطوره؟ یعنی اگر فرد بخواد روی مباحث دینی وقت بگذاره بهترنیست اینطور پیش بره تا در افراد دین داشتن محقق بشه و از طرفی رفتار دینی تولید بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بخصوص در این زمانه تفکر حِکمی در افقی که جناب صدرالمتألهین مطرح فرموده‌اند، برای حیات متعالی و معنوی بسیار مهم است و از آن طرف هم باید عنایت داشته باشید که مباحث عرفانی باید از طریق اساتید مربوطه به صورت سینه به سینه منتقل شود و مطالعۀ کتاب‌های عرفانی کافی نیست. موفق باشید

42011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: من ۲۸ سالمه پارسال آزمون وکالت و قضاوت قبول شدم اما هنوز مصاحبه این ها رو نرفتم به خاطر شرایط جنگ، توانمندی درس خوبی داشتم در دوران تحصیل، از مدت ها پیش دوست داشتم بیام حوزه امسال هم ثبت نام کردم و قراره دو روز دیگه برم مصاحبه مدرسه معصومیه قم، اما مردد هستم. برای تمدن سازی اسلامی و کمک به ظهور حضرت این علاقه دروس حوزه در من ایجاد شده خیلی از نشانه ها هم من رو به این سمت سوق می‌دهد خیلی زیادن اما نمی‌دانم الان اول تکلیف کارم رو مشخص کنم. ازدواج کنم سال دیگه بیام یا همین امسال با توکل برم داخل حوزه، برخی مواقع شیطان با تسویف و درگیری زن و زندگی آدم رو دور می‌کنه از مسیر درست، من چطور تشخیص بدم مسیر درست رو؟ الان دوزار پول ندارم و دنبال ازدواج هم هستم آن چه بر ذهن شما جاری می‌شود هدایتی است از طرف خدا برای من، پس در پاسخگویی خدا رو در نظر بگیرید و سر سری عبور نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تصمیم در این نوع گذرگاه‌ها کار ساده‌ای نیست و هرکس باید بر اساس شرایط زندگی‌اش تصمیم بگیرد. آنچه همیشه بنده در این رابطه عرض کرده‌ام آن است که اگر خداوند علاقه به حوزه را در شخصی ایجاد کرد، آن را امر مهمی بداند و به راحتی از آن منصرف نگردد. موفق باشید

42008

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و احترام: من در این مدت که در مجالس امام حسین شرکت کردم سوالات زیادی برام پیش آمده، لطف می‌کنید پاسخ بدهید. علت اندوه فراوان حضرت مهدی (عج) برای واقعه عاشورا چیست؟ چرا برخی در روز عاشورا می‌گویند که برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که فشار خیلی زیادی رو تحمل می‌کنند، مگر نه اینکه ایشان از جایگاه اخروی امام حسین (ع) و یاران و اصحابشان خبر دارند، پس این اندوهی که علما می‌گویند برای چیست؟ راز عاشورا چیست اصلا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : به نظر بنده همانطور که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب خوب حماسه حسینی می‌فرمایند این نوع ادبیات به سوی انحرافی از قرن هفتم وارد  مداحی های ما شده است. https://www.khabaronline.ir/news/470655/%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%https://eitaa.com/matalebevijeh/2319287%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA

اخیرا عرایضی شده است که گمان می‌کنم تا حدی بشود متوجه حقیقت کربلا باشیم https://eitaa.com/matalebevijeh/23192 و  https://eitaa.com/matalebevijeh/23216  کتاب کربلا مبارزه با  پوچی‌ها که روی سایت هست می‌تواند متذکر معنای تاریخی کربلا باشد. موفق باشید

41745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد گرامی: سوالی ذهنم را درگیر کرده. در کشور ما مراسمات دینی متعدد و زیادی در خیابان ها و محلات از جمله غدیر و نیمه شعبان و محرم و سایر اعیاد و شهادت ها (و یا سایر مراسمات مانند تشیع شهدا و ۲۲ بهمن و روز قدس و همین تجمعات این شب ها) برگزار می شود که واقعاً جای شکرش باقی است. اما خب در این مراسمات بحمدالله تعداد زیادی از مردم می آیند و خب بر طبق قاعده خیابان های زیادی بسته می شود و یا به خاطر جمعیت زیاد و موکب های زیاد، صداها زیاد می شوند و خب برخی که در این مراسمات حضور پیدا نمی کنند و حالا یا در خانه هستند و یا نمی‌خواهند بیرون بروند که به خاطر شلوغی ها در این روزها نمی شود، می خواستم ببینم که بر این امر هم حق الناس تعلق می گیرد؟ یعنی اگر حق الناس تعلق بگیرد، مردم با حضور در این مراسمات و یا حتی جشن گرفتن آنها، ثواب که نمی برند، گناه هم می کنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روی هم رفته می‌توان گفت آری! قواعد و قوانین و سنت‌های یک اجتماع، جزیی از آن اجتماع است و همان‌طور که برای حفظ جامعه باید قوانین رانندگی را در عین محدودیت‌هایی که پیش می‌آورد، بپذیریم، جایگاه سنت‌های یک جامعه که راز بقای آن جامعه می‌باشند را نیز باید همواره در نظر داشت ولی در عین حال باید طوری آن سنت‌ها انجام گیرد که تا حدّ ممکن مراعات دیگران بشود، ولی هرگز نباید آن سنت‌ها که یک جامعه را در حیات تاریخی‌اش حفظ می‌کند، به حاشیه رود.  موفق باشید 

41325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نقل از امام علی می‌گویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و می‌خوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این‌که فرموده‌اند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی می‌باشد زیرا عده‌ای  بدون آن‌که در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آن‌ها آن سخن را گفته است، می‌پذیرند. در حالی‌که ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آن‌ها را قبول می‌کنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن می‌فرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آن‌جا می‌رساند که متوجه می‌شویم سخنان آن‌ها  بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی می‌باشد. موفق باشید.

41315
متن پرسش

سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه می‌کنم می‌بینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم‌ ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده می‌شود امید داشته باشیم که خداوند فرجی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیده‌اند که با حضور در میدان‌ها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی می‌گشایند. بی‌‌حساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند: 
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404) 
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
 

41246
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بت‌پرستی بود، می‌توانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و این‌جا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهایی‌ترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلام‌الله‌علیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید. 

42026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ می‌دانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند می‌شد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمی‌فهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمی‌توانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیله‌ای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه می‌باشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچ‌کس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که می‌توانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمی‌تواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

نمایش چاپی