بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
42179

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: جلسات استاد طاهرزاده حضوری کجا و چه زمانی برگزار می شود کاش یک کانال اطلاع رسانی بود.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حال، مائیم و حضورهای شبانه، و از این جهت جلسات تعطیل شده است. مگر جلسات اتفاقی که در کانال مطالب ویژه منعکس می‌شود. https://eitaa.com/matalebevijeh  موفق باشید

42077
متن پرسش

سلام و عرض ادب سخن از دیگری است و درک دیگری... اما کدام دیگری و چه درکی؟ ما مبتلایان تاریخی‌ام، ما پدری را از دست دادیم که از پس رنج‌ها و ظلمات این تاریخ او را یافته بودیم، ما در ظلمتکده‌ی تحجر و تجدد غم می‌خوردیم و فراق می‌کشیدیم. ما از پس سالها درد مردی را یافته بودیم که در همه‌ی ساحات انسانی بی‌نظیر و بی‌بدیل بود، او که اولین قدم شناختش برای من ساحت علمی‌اش بود، کم کم چنان رخ نمود که دلم جز او سکینه‌ای نمی‌یافت و نمی‌خواست. استاد شاید عمق این محبت و عشق از یک جایی توسط معارف صدرا که شما برای ما گشودیم قوی‌تر و قوی‌تر شد ولی پدری او، پدری است در طراز عجیبی از انسانیت... او محبوبی بود که در بیاناتش نوعی آرامش و تفکر می‌یافتیم، در تفکر و خواندن بیاناتش در ساحتی عمیق‌تر و در انتظار دیدارش مراتبی عجیب از انتظار را درک می‌کردیم و در دیدارهای سخت و دشوارش یک ساحتی از دل و دلدادگی را می‌چشیدیم و در آن موقعیت تبیین راه و جایگاهش و دفاعش، در عین درد، محبت و عشقی بی‌مانند را تجربه می‌کردیم. ما امام از دست داده‌ایم، ما درد فراق مردی را می‌کشیم که کلمه پدر برای نسبت‌مان کم است... و زبان قاصر از زخمی که قلب‌های ما را مجروح کرده. به شخصه در عین درد فراق و درد زخمی که می‌کشم، حس خسران دارم و اینکه آن‌طور که او پای ما و انسانیت ایستاد و حقش بود من پایش نایستادم، حس یأس و ناامیدی ندارم، من تا چهلم حضرت آقا توان شنیدن صوت و خواندن متن تفصیلی نداشتم، آن جاهایی که غم مرا فرا می‌گرفت به چند دقیقه نمی‌رسید، کلام و بیانات خود حضرت آقا را در درونم می‌شنیدم و چنان آرام می‌شدم که خودم حیرت می‌کردم و گاهی چنان به وجد می‌آمدم که ساعت‌ها می‌نشستم و فقط به رب خامنه‌ای پرور فکر می‌کردم و از خدا چنین ربوبیتی را برای خودم و همه تمنا می‌کردم.... اما مگر می‌شود عاطفه را خاموش کرد، مگر می‌شود سهم دل و دیده را ندید، مگر می‌شود با دم زدن از معارف و عقلانيت، انسان و انسانیت را منتفی کرد. می‌خواهم هم درد دل کنم، هم تمنای درک واقعی دیگری را به وجه حقیقی بکنم. استاد این ملت ۱۴۶ شب است در غم ریخته شدن خون ولی مهربان و بزرگ خویش، مبعوث شده و آواره کوچه و خیابان، این ملت سوخته‌ی درد است تا اینک مبعوث شده است، هفته‌ی تشییع حضرت آقای شهید ایران تجلی این احوال بود، هرکس هرطور می‌توانست خود را به او می‌رساند تا آنی در جمع عشاقش باشد و جان خویش را در این مسیر و با حداقل یک دیدار صیقل دهد و مرهمی هرچند ناچیز بر قلب خویش گذارد و با او عهد ببندد تا پای جان و با اهل و خانواده پای او می‌ایستد، همه در تمنای بودن و حضور تاریخی و در ادامه در تمنای پاسخگویی به احساسات و عواطف‌شان بودند. نمی‌شود منکر عشق و محبت و مصادیق زمینی‌اش شد، چه بسا که در عین حضور تام و تمام جانهای متبرک اهل بیت علیهم‌السلام ما یقین داریم زیارت بر سر مزارشان فرق دارد. چه می‌شود که بعضی دوستان عزیزتر از جان ما خویش را به وداع در مصلی تهران و نماز تهران و تشییع تهران و تشییع و نماز قم و تشییع و نماز مشهد می‌رسانند و جالب است مسیر طولانی در مشایعت آن پیکر مطهر قدم می‌زنند ولی وقتی کسی که چه تهران و چه مشهد توفیق دیدار یک لحظه دیدار آن پیکر مطهر را به دلیل خرد عده‌ای که الآن می‌خواهم به حسن ظن گذر کنم، نیافته است و وقتی صحبت از آمدن پیکر در صحن پیامبر اعظم صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم می‌شود و بی‌تاب ماندن و لحظه‌ی دیدار می‌شود، سرزنش می‌شود که ای وای شما با این مباحث و معارف درگیر ظاهری، و دوست دارم فریاد بزنم و بگویم آره من عاشقی‌ام که معشوق از دست دارم، آره من سطحی‌ام، آره من محتاجم یک آن تابوت پدرعزیزتر از جانم را ببینم، چه می‌شود ما برای خویش و احساسات و عواطف خویش ارزش قائلیم و لابد احساسات خویش را از ساحت قلب می‌دانیم و بقیه را سخیف و سطحی😭😭😭، کو درک دیگری؟ شما به من بگویید معارفی که انسان را از ساحت محبت و عشق ورزیدن به ولی خارج کند، معارف اهل بیت علیهم‌السلام است؟ عقل قدسی است؟ این چه ادعایی است؟ این چه زبانی است؟ ما را چه می‌شود؟ شما به من بگویید چرا در زیارت بعید حضرت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم می‌فرماید صورت مزار بساز و اسم بنویس؟ چه چیزی باید پاسخ داده شود در جان من انسان که این گفته می‌شود؟ استاد، همه‌ی ما انسانیم، جمع حس و عقل و قلب، تا کی قرار است برای خودمان اصالت قائل باشیم برای دیگری نه...استاد، شما بهم بگویید چرا آقای شهید ایران برای مردم و دیدار مردم، خانواده شهدا و دیدارشان جا قائل بود؟ آن همه محبت و بوسیدن برای چه بود؟ چرا چنان عاشقانه حاج قاسم را می‌بوسیدند؟ چرا بین شهدا این همه محبت و تبادل عواطف انسانی زنده بود؟ چرا ما همه چیز را ذبح می‌کنیم؟ وای چرا ما انسانها برای عواطف خود اصالت قائلیم و خود را حق می‌پنداریم و دیگری سطحی و سخیف و ساده‌لوح است... این درد است، درد درک نکردن دیگری را در همین نزدیکی بیابید، همین جا... ما مبتلاییم... حتی ازدواج نکردن دهه شصت را همین جا بیایید، و بترسیم از خدا برای کشتن انسان به اسم عقلانیت، به اسم معارف... استاد سهم دل و دیده در معارف کجاست؟ سهم ابعاد طبعی و طبیعی انسان در دین کجاست؟ ولایت مگر محبت جاری در دل امام و امت نیست؟؟ جرم زن بودن، مجرد بودن کم بود، جرم آشنایی با معارف هم اضافه شده... ببخشید من خیلی درد کشیدم و سعی کردم صبر کنم تا در آرامش و با منطق مورد پسند شما و دوستان بنویسم ولی باز تا در آن نقطه قرار می‌گیرم بهم می‌ریزم. ولی فارق از همه درد کلامم، سوالاتم جا دارد برام و چالشه... حلال کنید خدانگهدار

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که آقای شهید ایران را همان‌طور که در این کلمات نوشته‌اید؛ «فهم» کنیم و به عنوان آینۀ نمایش ربوبیت حضرت ربّ العالمین با نظر به شخصیت ایشان به حکم «قالوا بلی شهدنا» به تماشای ربوبیت او بنشینیم. و این‌جا است که جان ما با شیفتگیِ تمام اشک می‌ریزد تا ملاقات خود را بیش از پیش در جان خود نگه دارد. و این اشک در جای خود حکایتی از «لقاء» و «رؤیت» است. 
بخواهیم و نخواهیم «حقیقت» در نمادها رُخ می‌نمایاند و نه در محفوظات و در فلسفه. مهم آن است که ما را عزم رؤیت افزون از عزمِ دانستن باشد حتی آن‌گاه که با کلمات الهی روبه‌رو می‌شویم می‌توانیم از حضرت حق تقاضا کنیم: «وَ ارْزُقْنی حُسْنَ الْمَنْظَرِ فیما یُرْضیكَ عَنّی» بدین معنا که «او» نگاهِ زیبایی به ما عطا کند، نگاهی که او، راضی باشد. و این یعنی حتی باید نگاه را بالاتر از فکر در میدان‌های ظهور حقیقت به میان آورد از آن جهت که جایگاه حقیقت در نمادها و شخصیت‌ها به ظهور می‌آید زیرا حکایت آن‌ها «آشِکاری» است و نه «دانایی».
حال ذیل حضوری که آقای شهید ایران مقابل ما گشودند که از جنس حضور در «وجود» است در عین بیکرانگی، همه جا هستیم و در عین حال هیچ‌جایی نیستیم و این در جای خود رازِ زندگی می‌باشد و در این حضور، هیچ محرومیتی محرومیت به حساب نمی‌آید. حضوری است فوق محرومیت‌ها. موفق باشید  
 

42059
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم (اعتدلال نفسانی؛ لازمه اقتصاد اسلامی). مواجه تفکر غرب با جامعه از جنس سرعت و کثرت روحیه ای را گستراند که انسان ها بخواهند در کمترین زمان به بیشتزین سود برسند. اینچنین ضمضمه های گران فروشی به فریاد فقر کشیده شد. روحیه ای که دیگر مایل نبود روالِ _شاید بشود گفت هزاران ساله ی_ تعاونات بشری را ادامه دهد؛ به گونه ای که دیگر فعالیت خود را به سود معمول ادامه نداد و خواست هرآنچه ار دست دارد را به بالاترین سود ها مبادله کند. آن روال هزاران ساله ای که بیان شد، روحیه ای عقل گرا بود که حساب و کتاب داشت و حس رضایتمندی از تعاملات اقتصادی متعادل_یا به نگاه امروزی، خورد!_ باعث میشد کار خویش را به بهترین شیوه در اوج حس مسئولیت پذیری به انجام برساند. جهان امروز نیز لاجرم از بازگشت به همان روحیه گذشته است که برپایه تعقل و منطق و ارتباط برابر و اجتماع گرای درضمن حفظ خود است تا از خود گرایی محض خارج شود. آن روحیه ای که در غالب ها نمیگنجید، و امروز نیز با ابزار های جدید تا حدود بسیاری همخوان است؛ اگر چه که برخی از ابزار های امروز برپایه همان روحیه ی غربی شکل گرفته اند که ذاتا با مناعتطبع و قناعت و تعقل در تضاد هستند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم معنایی است که بشر باید از خود داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر حضور انسان جدید است در جهان جدید، در عین توجه به انسانیت انسانیِ انسان‌ها تا با رعایت هر انسانی از آن جهت که انسان است، عملاً خود را در وسعت انسانیتِ انسان‌ها حاضر می‌کند که نماد امروزینِ آن را در آن «آقای شهید ایران» یافتید تا آن‌جایی که وصیت کردند روی کفن خود آن جمله را بنویسند https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 موفق باشید            

42015

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ما همیشه در طول تاریخ اسلام شاهد تحریف مکتب و سیره انبیاء و اولیاء بوده‌ایم. همیشه عده‌ای به اسم دلسوزی برای اسلام و مسلمین به پیکره اسلام ضربه زده‌اند هرچند در حقیقت نیت شومی نداشتند و از سر جهل چنین اعمالی را مرتکب شده‌اند. پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر شهید بسیار در مورد تحریف شخصیت و مکتب امام راحل صحبت می‌کردند و این تحریف حتی شامل خود ایشان هم می‌شد، چه پیش از شهادت و چه پس از شهادت و اکنون که علمدار انقلاب اسلامی رهبر سوم هستند باز هم کج‌فهمی نسبت به صحبت ولی، تحریف و سوء‌استفاده وجود دارد. چیزی از شهادت رهبر عزیزمان نگذشته و ما شاهد اختلافات و کج‌فهمی‌ها هستیم. سوال من اینست اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و ما ارزش خون مقدس رهبر شهیدمان را ندانیم و پاسدار آن نباشیم آیا خطر گرفته شدن نعمت انقلاب اسلامی از ایران اسلامی وجود دارد؟ آیا ما افراد معمولی اجتماع در غنای فکری جامعه می‌توانیم نقش مؤثری داشته باشیم؟ چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نیاز به تفکر تاریخی داریم و توجه به افقی که در مقابل ما در دفاع مقدسِ رمضانی گشوده شد. در آن صورت است که مشغول اشکال‌گیری نسبت به همدیگر نمی‌شویم. ما با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت می‌باشند که روی پای خود ایستاده‌اند با شایستگی کامل. و به حمدالله نشان دادیم که کارهای دشمنانمان برایشان بی‌هزینه نیست. اگر همۀ تلاش خود را بر چنین حضور مقدسی که پیش آمده است، صرف کنیم و نسبت به ضعف‌های یکدیگر اغماض نماییم، یقیناً نتایج فوق‌العاده‌ای خواهیم گرفت و وظیفۀ ما حاضرشدن در چنین جایگاهی است. موفق باشید

41996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: مباحث تون اقیانوس عظیمیه که هر چی توش غوطه می‌خورم به همه‌ش نمی‌رسم، لطفا برای وسعت وقتم دعا بفرمایید. صوت مبحث «شرح کتاب مقالات آیة الله شجاعی (ره)» رو شروع کردم به گوش دادن، همون ابتداش در مقدمه به بحث «علم النفس» که گذشت اشاره می‌فرمایید، منظورتون بحث «شرح ده نکته از معرفت نفس» هستش؟ یا بحث علم النفس جداست؟ آیا لینکی از صوت مبحث علم النفس موجوده که بهم بدید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : آری منظور همان بحث کتاب ده نکته در معرفت نفس و شرح صوتی آن است. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 امید است در راهی که وارد شده‌اید به مصداق  آیه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا  وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.»  به لطف الهی به هدایتی برسید که همه راه‌های انس با خدا در مقابل تان گشوده شود و در مقام محسنین قرارگیرید  که فرمود: إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» چه مژده بزرگی است که خداوند همراه محسنین باشد. معیت خدا با انسان مگر چیز کمی می‌باشد؟ موفق باشید

41928

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ارادت: چند پرسش داشتم خدمتتون عرض می‌کنم به امید آگاهی: ۱. در جامعه (غیر دینی منظورم نیست، جامعه دینی) وقتی بحث از مقصود و آرمان زندگی میشه ناخودآگاه اکثر افراد روی اینه که اگر شخصی خیلی ابهت داشته باشد و رفیق داشته باشد و ارتباطات زیادی دارد آدم خوب و زرنگ و جا افتاده ای هست؛ تا اینجا که هیچ اما وقتی همین بحث میشه محل مسابقه و آرمان و سنجش بین افراد. حالا با این فضا اگر به همین جامعه ایمانی بگی فلانی که بی کس و کار نه تو اجتماع بالاست نه در انظار مردم اگر به مردم و این جامعه بگیم که امام حسین اینو قبول کرده و نگاه ویژه ای به این داره نسبت به بقیه افراد، جامعه خواهد گفت: چه خوب اما این چه خوبیست که به حال آن فرد غبطه نمی‌خورن. سوال اینه در بین مفاهیم حقیقی و دینی باید دنبال مفهوم خاصی بگردیم و به سمت آن بریم که مورد غبطه دیگران باشیم یا نه در روز موعود جایگاه ها عوض می‌شود (خافضه رافعه)؟ نقطه تطبیقیش با حال خودم اینه که ممکنه نماز شب بخونم زیارت عاشورا بخونم و.. اما ناخودآگاه فکر می‌کنم خب که چی نه آدمو در اجتماع عزیز می‌کنه نه رفیقی دارم، در تنهایی که کسی درکم نمیکنه بعد فکر می‌کنم مثلاً این همه اعمال و اعتقادات کار می‌کنم فقط برزخ خوب میشه اونم چون نمی‌دونم چطوریه هزار تا سوال مطرح میشه که بالاخره لحظه حالم که داره الکی می‌ره چون نه ارتباطات عمیقی پیدا کردم نه رفیقی نه همسری و.. آره درسته که کار خوب می‌کنم ولی این ناخودآگاه که اینطور فکر می‌کنم و ناامید میشم به لحظه حال و زندگیم و افسوس می‌خورم که مثل بقیه کاش کسی بودم دو تا رفیقی و مونسی داشتم (دعا بفرمایید و لطفاً توضیح بدید باید چطوری نگاه کنم که اگر دنیا هم پشت کرد بهم من آرام باشم و دنبال این نباشم که کسی باشم که بقیه غبطشو میخورن یا اگه تنها بودم لاکی نباشه برام و خودم رو به اجبار قانع نکنم که حالا اینطور شده و دنبال جملات مسکن بگردم...(جوانیم که عاشق برزخ و قیامت و امام حسین و حضرت علی اکبر علیه السلام و بهشت و فضایی هستم که در توصیف آن گفته اند که لایبغون همه حولا، فکر و ذکرم معاد است کسی صحبت از مرگ می‌کنه سراپا گوش می‌شوم و همین مفاهیم منو نگه داشته و کمی طاقتم بیشتر می‌کنه) لطفاً کمکم کنید. با تشکر از استاد عزیز❤️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، حضوری است که انسان در نزد خود دارد. در این حضور است که انسان، جهانی می‌شود در نزد خود. در این حالت، فرق نمی‌کند «زیر دریا خوش بود یا روی آن». پیشنهاد می‌شود کتاب «آشتی با خدا» را که روی سایت هست، مطالعه فرمایید. موفق باشید

41837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و وقت بخیر: کمال مطلق که یکی از صفات خداست به این معناست که خدای متعال موجودی است که کامل تر از آن نمی‌توان فرض کرد. میخوام بدونم در کجای قرآن مستقیما به این کمال مطلق اشاره شده و اگه نیست آیا از احادیث امامان مشخصه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که واژۀ کمال مطلق، واژۀ فلسفی است. ولی وقتی قرآن بفرماید: «له الاسماء الحسنی» بدین معناست که همۀ انوار و کمالات مربوط به خداوند است. موفق باشید

41757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب‌: احساس می‌کنم خدا خیلی از من بدش میاد و من رو لایق نمیدونه و از من «ناامیده». «خدا» از من ناامیده. البته خیلی بهم لطف داره و خیلی اوقات حس معنوی و ادراکات معنوی دارم. چون لطف خدا شامل همه میشه. ولی حس می‌کنم دیگه هیچ امیدی بهم نداره و برای همیشه رانده شده هستم. من ناامید نیستم و این حسه باعث نمیشه تلاش نکنم. یعنی همه چیز سر جای خودشه. ولی خب بدجوری به قلبم افتاده که دیگه کاملا رانده شدم از درگاه او. مثل شیطان که دیگه‌ نمیتونه برگرده و «خدا بهش امیدوار نیست». به نظر میاد خدا چیزی از من میدونه که ازم ناامیده. که اون چیز رو یا خودم نمیدونم چیه یا میدونم ولی کوچک می شمارم. و مثل شیطان، نفسم طوری تعین گرفته که هیچ راهی ندارم. دلایل متعددی هم داره این حسم. شما تایید می‌کنید؟ با این درکم چه مواجهه ای داشته باشم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه چنین نیست. خدایی که در اوج رحمت است به هیچ وجه بر مخلوق خود بی‌توجهی نمی‌کند. «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛ در ضمن سری به سؤال و جواب شماره ۳۶۲۵۷ بزنید. مهم آن است که راه اُنس با خداوند را از طریق معارف عالیه مانند «معرفت نفس» طی کنیم. و البته به نتایج مورد پذیرش جان خود می‌رسیم. موفق باشید

41729

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمة الله استاد عزیز: خدا شما را حفظ کند. بنده یکی دو سالی هست که کانال های شما را در ایتا دنبال می‌کنم و پیگیر مطالبی که در آن قرار می دهید هستم. بحمداللَّه مطالب شما ما را در زمینه تبیین و درک و معنا و موارد دیگر در جای بسیار خوبی حاضر کرده است و به این خاطر خدا را شاکر هستیم که ما را به لطف خودش با چنین اساتیدی آشنا کرده است. اما مطلبی که خدمت شما می خواهم عرض کنم با دیدگاه انتقادی و دلسوزانه نسبت به خودم و دیگر اعضا هست که اگر اشکال از ما هست از آن مطلع شویم و به مسیر درست آن نظر کنیم و بنده آن را در مثالی خدمت شما عرض می‌کنم. در سطح جامعه ای که هستیم همانطور که عرض شد در حد زیادی مطالب شما راهگشا بوده است اما در یک مسیر بنده احساس ضعف می‌کنم که هنگامی که ما در خصوص مطالب شما با دیگران صحبت می‌کنیم دست مان پر است ولی تا به بحث تحلیل شرایط میشه ما اینجا حرف زیادی برای گفتن نداریم. برای مثال در شرایط قبل از جنگ شما صوت آقای خوش چشم را در گروه قرار داده بودید و ما آن را که گوش کردیم و در بحث های خودمان با نظر به خوش چشم‌ می گفتیم که جنگ نمی شود اگر هم بشود رهبر را نمی زنند و کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما گفت و گو می کردند گفتند که جنگ می شود و شد و در ابتدای جنگ رهبر ترور شد. در ابتدای جنگ ما با توجه به رسانه های داخلی گفتیم که رهبر ما شهید نشده و آنها بالعکس گفتند شده و شد. در ادامه در اوج جنگ آنها به ما گفتند که دارد توافق می شود و ما با نظر به حرف آقای مهدی محمدی که اصرار داشت توافق نمی شود گفتیم که نمی شود ولی شد. در ادامه در جایی که آقای طائب فرمودند در سخنرانی شان ترامپ در کنگره این بار برای ادامه جنگ دستش را خواهند بست و پایان او خواهد بود ولی دیدیم که اتفاقا رای کافی را به پایان جنگ ندادند و دستش همچنان باز ماند هر چند که بنده از مسائلی که مطرح فرمودند در خصوص آیات قرآن و محکمات خیلی مفید و عالی دونستم برای خودم مطلب ایشان را ولی بعضی از نظرات ایشان در خصوص بحث نظامی گری با واقعیت میدانی ما حداقل ۳۰ سال فاصله داشت و به صورت تخصصی حرف ایشان در مسائل نظامی که مطرح فرمودند جای بحث داشت و در ادامه هم که آقای مهدی محمدی وضعیت را در آستانه جنگ خواند یا آقای خوش چشم که گفت تا یه هفته ديگه جنگ میشه ولی مجددا حرف کسانی که با نظر به رسانه های خارجی با ما سخن می گفتند شد که جنگ نزدیک نیست و به سمت توافق دارند پیش می روند. چرا اینگونه دارد می شود؟ بنده هر چند که اصلا دوست ندارم خودم را متوقف و درگیر این مسائل کنم و نظر اساتید مثل مهدی محمدی و طائب و.... را بر نظر خود ترجیح می‌دهم اما این موارد جزئی آیا خبر از این نمی دهد که ما هر چند در شناخت حقیقت دشمن بهتر از او خودش را می شناسیم ولی در روند بازی های آن و سبک کار آنها هنوز به شناخت نسبی و متعادل نرسیدیم؟ استاد آیا اینها خبر از این نمی دهد که ما در روند معادلات ضعف داریم و این ضعف ها در مواردی در بحث فریب عوام و جهانیانِ بعضا از همه جا بی خبر موجب گمراهی می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که ضعف داریم ولی به نظر می‌آید همان عزیزانی را که نام بردید جوانب مختلف را با نظر به آنچه از میدان می‌دانند، با ما در میان می‌گذارند و خودشان هم جوانب دیگر را نفی نمی‌کنند. ولی بعضی‌ها خیلی راحت حدس می‌زنند و اگر حدس‌شان محقق شد، می‌گویند ما که گفتیم. و اگر محقق نشد، خیلی راحت از آن ردّ می‌شوند. و البته همین امور را نیز طبیعی بدانید. مهم توجه به افق‌های بلندی می‌باشد که در این جنگ، مقابل ما گشوده شده است و روایت‌هایی که باید از جایگاه تاریخیِ این رخداد داشته باشیم که در این مورد سعی شده است در مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor تذکراتی داده شود و از آن مهم‌تر، تذکراتی است که رهبر معظم انقلاب در پیام‌های خود متذکر می‌شوند. موفق باشید

41705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهر زاده عزیزم: بنده به لطف خدای متعال در فضای انقلاب اسلامی دارم تنفس می‌کنم و به مدد الهی و عنایت اهل بیت علیهم السلام، افق و آرزوی جزء تأثیر گذاری عمیق، وسیع و عظیم برای تحقق اهداف الهی انقلاب اسلامی ندارم؛ در عین حال درگیر و آلوده به برخی گناهان و رذائل اخلاقی هستم اگر چه در صدد تلاش برای عبور از این وضعیت هستم. اولا نظرتون رو در مورد احوالِ کنونی بنده بفرمائید؟ ثانیا واقعا می‌شود با این همه عقب ماندگی و آلودگی، امید به تحقق آن آرزوی معنوی بزرگ داشت؟ ثالثا با چه اسمی از اسماء الهی برای طلب و تحقق این آرزوی بزرگ مواجه شوم و با خدای متعال نجواء کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً برای عبور از فرهنگ سراسر توهّم‌زایِ جهان مدرن که عموم جوانان عزیز ما گرفتار آن هستند، همین تقوایی می‌باشد که جنابعالی در آن حاضرید تا با نگهبانی خود از آلودگی‌ها به جایی برسید که حضرت معبود به ما وعده داده « هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ (۱۳۸) / آل‌عمران) یعنی این راهی که خداوند در مقابل مردم ما قرار داده و هدایتی که متذکر شده، تذکری است برای اهل تقوا از آن جهت که «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ». به هر حال اهل تقوا، آینده‌ای دارند که آن آینده همان حضوری است که آن‌ها به دنبال آن بودند و با نظر به این نکته، خود را از آنچه از نظر شرع گناه به حساب می‌آید، آزاد خواهید کرد زیرا درست به آن چیزی که به دنبال آن بودید خواهید رسید. در موضوع «ذکر» از 21 مرتبه آیت الکرسی در هر روز جان خود را به توحید منوّر نمایید. موفق باشید 

41647

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام حضور استاد محترم: ببخشید استاد، تا جایی که متوجه شدیم کل مسیر حرکت ما معرفت نسبت به حضرت حق است. چه این دنیا چه برزخ و چه در قیامت. حالا این جمله که گفته میشه، مثلا فلانی با یک خدمت به والدین سال ها جلو رفت، به چه مفهومه؟ یعنی هزاران حجاب برایش کنار رفت؟ یعنی به معرفت رب نزدیک شد؟ یعنی خداوند را مثلا به رازقیت یافت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری همه چیز در قبضه حضرت حق می باشد ولی خود خداوند زمینه ها را فراهم می کند مثل همین تواضع و یا خدمت به والدین این موارد در حد معمول که با رعایت حقوق دیگران تنافی نداشته باشد زمینه های خوبی است برای آنکه رزاقیت خداوند جاری بشود. موفق باشید

41638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: استاد گرامی آیا برداشتی که من از این قسمت دعای ندبه دارم مورد تایید است؟ در بخشی از این دعا که از روایات معتبر گرفته شده است «و احل له کن مسجده ما حل له...» معنای ظاهری این عبارت مشخص و نیاز به اشاره آن واقعه تاریخی نیست. آیا می توان گفت که در مفهوم باطنی این عبارت، منظور از مسجد، «سجده» بعنوان عالی ترین مرتبه عبادی و حلقه اتصال کوتاه بنده به خالق است. و هرچند در این حلقه کسی راه ندارد و یک ارتباط دوسویه است، با این حال علی (ع) اجازه ورود به رابطه ربانی و عرفانی خدا و رسولش (ص) را پیدا کرده بود؟ ادامه عبارت ناظر به این است که پس از این «اختصاص ورود»، راه نفوذ علم و حکمت پیامبر (ص)، امیرالمومنین علیه‌السلام هستند. از تلفیق این دو عیارت، آیا نمی توان گفت که «سجده» بعنوان برترین عمل عبادی راه رسیدن به آن علم و حکمتی است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»...

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که در روایات بخصوص در حدیث معراج داریم که بالاترین قرب بنده به خداوند در سجده محقق می‌شود؛ حرفی نیست. آنچه فرمودید توجه ذوقی خوبی می‌باشد که البته به گفتۀ شهید مطهری عزیز این نوع احوالات مربوط به خود فرد است و نباید مبنای فکر و معرفتیِ دیگر افراد قرار گیرد. موفق باشید

41630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: در مورد سخنان آقای حاج عظیم ابراهیم پور در به روز رسانی تحلیل جنگ در حادثه ربودن اورانیوم در اصفهان. منابع مطلع بیان کردن که مطلب کاملا خلاف واقع بوده و فقط لطف خدا بوده که طبس ۲ اتفاق افتاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که آقای حاج عظیم ابراهیم‌پور - مسئول قرارگاه پیشرفت و آبادانی کشور- در جریان نکات ریزی هستند که باید از آن زاویه به سخنان ایشان فکر کرد. https://www.hawzahnews.com/news/1045539/%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD-%DB%B5   موفق باشید

41620

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار می‌شد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) می‌تواند اندیشه‌ساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490  موفق باشید

41616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض می‌کنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمی‌کنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان می‌خواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. ان‌شاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمی‌کردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک می‌دیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمی‌شود. التماس دعا در نماز شب‌های تان و هر لحظه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرموده‌اید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آن‌جایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیف‌ترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید

41586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام از نظر استاد تکلیف کسانی که درحج امسال ثبت نام کرده اند با شرایطی که به وجود آمده چیست آیا باید انصراف بدهند در صورتی که توانایی برای رفتن حج را دارند

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در این موارد با رجوع به دفتر مرجع تقلید خودشان باید مطلب را دنبال کنند. بعضی از مراجع اعلام نظر فرمودند از جمله آیت الله مکارم شیرازی به استفتائی درباره‌ تشرف به بیت‌الله الحرام و سفر حج با توجه به شرایط کنونی پاسخ دادند: «کسانی که امسال تمکن از حج پیدا کرده، ولی به خاطر شرایط موجود نسبت به این سفر دچار خوف و ترس شده اند (ترس از خطر جانی، ناامنی جدی و مانند آن)، استطاعت شرعی آنان برای انجام حجة الاسلام حاصل نیست. کسانی که استطاعت آن‌ها مربوط به سال‌های قبل بوده، اگر اکنون نسبت به رفتن به حج، خوف و نگرانی عقلایی دارند می‌توانند سفر را به سال بعد موکول کنند.» موفق باشید

41563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد استاد من هر کتاب شما رو میخونم، مطالبش رو درست متوجه نمیشم و درک نمیکنم؛ حتی کتاب های چه نیازی به نبی و ادب خیال و جایگاه جن؛ و احساس میکنم نیاز به شرح کامل دارم؛ مطالب کتب شما خیلی عمیقه و آدم رو به فکر فرومیبره؛ شما کسی رو نمیشناسین که همه کتب شما رو با زبان شیوا و کامل شرح داده باشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که نباید به خودتان سخت‌گیری کنید بخصوص در چنین مباحثی مثل «چه نیازی به نبی»؛ ابتدا صوتِ بحث را دنبال بفرمایید و یا صوت «جوان و انتخاب بزرگ» را. که هردو روی سایت هست .موفق باشید 

41556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم بعد از دست بوسی میخواستم بپرسم در چله کلیمی میدانم که حضور شبانه در خیابان ها ضروری است اما نمیشود نماز را به جماعت در حسینیه نخوانم و به جای آن در منزل بخوانم ؟ البته وقتی شرایطش هست با همسرم در منزل به جماعت میخوانیم در چله کلیمی تا چه حد میتوان از جامعه دور شد ؟ خیلی دوستتون دارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برکات حضور در خیابان‌ها آنچنان است که برکات عدم نماز جماعت را جبران می‌کند. در مسیر تحقق چلۀ کلیمی و داشتن خلوت؛ امری نیست که گمان کنیم حضور در این نوع اجتماعات لطمه‌ای به آن وارد کند، بلکه نوعی سلوک به حساب می‌آید. موفق باشید 

41539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر، بنده مادر هستم، در زمان شیردهی به فرزندم نماز قضا دارم ، خواستم بدونم این در تربیت فرزندم موثر هست، تعدادی رو قضا کردم و میخونم هم بقیه اش رو اما نماز صبحم خیلی قضا میشه، روی فرزندم تاثیر منفی میذاره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ توان خود تلاش کنید و به رحمت واسعۀ الهی امیدوار باشید و با «بسم الله الرّحمن الرّحیم» شیردادن را آغاز کنید. موفق باشید

41537

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد امروز جوان دهه هشتادی دیدم که جانباز شده ودودست خود ودوپای خود را از دست داده است ،حقیقتا احساس حقارت کردم او کجا ومن کجا دوسال هم کوچک تربود وپای لانچر این صدمه رادیده بود وخانواده داشت،من استاد ۲۴ ساله هستم علارغم استعدادم در درس غفلت کردم وشکت های زیادی متحمل شدم،الان هم تلاش میکنم تا شاید جبران‌مافات کردم واحساس حقارت شدید دام که ماها مدعی هستیم و اینها در عمل هزار پله امابالاترند،وازخدامیخواهم جانم راگیرد تابیش از این‌ رنج نکشم و ازشکست های بعدی هم خوف شدید دارم وعاجزشده ام ونمی دانم چه کنم با این حجم ازخطا وضعف. همچنین استاد پناهیان درصحبتشان فرمودند بارهبری ایشان معتقدبودند دین را باید ازتاریخ آموزش داد وانسان ۲۵۰سال وکلیی که مفصل هست ومیگفتندشیوه فعلی آموزش دین که احکام و عقاید هست غلط هست لطفا نظرتان را دراین لاره هم بفرمایید ودرحق این حقیر گرفتار وذلیل دعا بفرمایید استاد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، تشخیص و توجه به راهی است که در این مرحله از تاریخ انقلاب که تاریخ دیگری می‌باشد؛ در مقابل ما گشوده شده تا با سبک و سلوک معنوی و معرفتی، متذکر انسانیت انسان‌ها باشیم. در مباحث «ما و الهیات جنگ و جهاد» https://eitaa.com/matalebevijeh/22302 و «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» https://eitaa.com/matalebevijeh/21977 عرایضی در این رابطه شده است به امید آنکه عزمی باشد برای حضور در راهی که مقابل‌مان گشوده شده است. موفق باشید

41426
متن پرسش

سلام و احترام با عرض پوزش از مقدمه نسبتا طولانی و در پی آن سوالی که مطرح می شود. در جنگ دوازده روزه و مخصوصاً در جنگ فعلی که وارد ماه دوم اون میشیم تب و تاب تشخیص و انجام وظیفه بالا گرفته. اینکه افراد با مشاغل و توانایی ها و نقش های مختلفی که دارند چطور میتونند وظیفه خود را در قبال وطن،دین و تاریخ و زمانه حساسی که در آن قرار داریم به درستی تشخیص داده و انجام دهند و حس بودن و حضور در تاریخ گشوده شده پیش رو را بیش از پیش احساس کنند. در این راستا فعالین در حوزه های مختلف با تهیه جزوات، کلیپ، صوت و... تحت عنوان راهنمای کنش‌گری، سنگر تو کجاست و... تلاش می کنند نحوه کنش‌گری اقشار مختلف در وضعیت فعلی را تبیین کنند. از نحوه کنش گری و نقش آفرینی خانم خانه دار گرفته تا استاد دانشگاه و معلم نانوا و بقال و کارمند و... . طبیعتاً در جنگ نظامی، نیروهای نظامی و انتظامی و بسیج و جهادی و تریبون داران و در وهله بعد، نیروهای امدادی، آتش نشانی، اورژانس، خدماتی و تعمیرات و... در خط مقدم قرار دارند و لذت حضور و بودن و حفظ سنگر خود در مقابله با هجمه دشمن را می کشند. به قول آن نانوا که خبر شهادت برادرش در جنگ ۱۲ روزه را شنید و در حین انجام پخت نان گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. با طرح این مقدمه سوال بنده این است که در شرایط پیش آمده وظیفه طلاب و دانشجویان، مخصوصاً دانشجویان علوم انسانی چیست؟ سنگر ما کجاست؟ ما که هنوز نه مخاطب خاص حقیقی یا مجازی داریم، نه تریبون داریم و نه دیگر میتوانیم بیخیال و بی نسبت با وضعیت موجود کما فی السابق به درس و بحث و مسئله هایی که داشتیم بپردازیم. می شناسم دوستانی را که به آب و آتش می زنند بلکه کاری کنند! یکی میرود آوار برداری! دیگری رفته کار با سلاح یاد بگیرید برای گشت های ایست و بازرسی، آن یکی وزن خود را کم می کند که اگر لازم شد به خارک برود! برخی هم خانه نشین شده و صبح تا شب در کانال ها می چرخند،خبر و تحلیل میخوانند و نهایتا تشییع شهدا و شب در تجمعات شرکت می کنند. یکی از رفقای علوم اجتماعی خوانده و انقلابی تعریف می کرد که از خودم خجالت می کشم وقتی شب ها به تجمعات میروم و میبینم مردم مختلف با مشاغل مختلف از صبح تا شب مشغول به خدمت رسانی بوده اند و شب ها در اوج خستگی تا پاسی از شب در خیابان می مانند. اما ما که مدعی بودیم و همیشه رسالت بزرگی را بر دوش خود حس می کردیم و منتظر چنین روزهایی بودیم، به ناگاه خلع سلاح شدیم و گویی راه به روی ما به طور عجیبی بسته شده و کاری از دستمان برنمی آید جز اینکه همین شب ها در خیابان بیاییم و حسرت بخوریم که ای کاش ما هم می توانستیم کاری بکنیم. کار تا جایی پیش رفت که تردید کرده بود که اگر همان مسیر مهندسی را ادامه داده بود شاید امروز بیشتر به درد می خورد. بار دیگر پوزش می طلبم از طرح مقدمه و سوال نسبتا طولانی. دردلی بود از بچه حزب‌اللهی های حوزوی و علوم انسانی خوانده ای که این روزها یتیم شده اند و در عین اینکه فرصت حضور و بودنی تا بی نهایت فراهم شده، رنج نبودن و بی اثری را تجربه می کنند. در پایان ذکر این فرمایشات امام شهیدمان شاید خالی از لطف نباشد: رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه: «طلبه‌ها باید در صفوف مقدّم باشند. اگر جنگ پیش مى‌آید، طلبه باید در صفوف مقدّم جنگ باشد. و این را ارزش قرار بدهید؛ این حقیقتاً یک ارزش است. آن کسى که در حوزه‌ى علمیّه مشغول درس‌خواندن است، به مجرّد این‌که اذان حرب، اذان جهاد بلند شد، مى‌شتابد به سَمت جهاد فى‌سبیل‌الله‌. این اصلاً قیمت ندارد. بهترین عناصر طلبه آن کسى است که همین روحیه را در خود داشته باشد و بپروراند که مشمول آن حدیث «مَن لَم یَغزُ وَ لَم یُحَدِّث نَفسَهُ بِالغَزو» نشود. اگر هم عملاً وارد میدان جنگ نمی‌شود، دلش براى میدان جنگ بجوشد. حالا یک مانعى پیش آمده و نمی‌تواند برود؛ امّا دلش آن‌جا باشد؛ [یعنى] «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد. این ارزش بسیار والایى است؛ این روحیه باید زنده بماند. در حوادث گوناگونِ انقلاب، طلّاب حاضر و آماده [باشند]. مسئله‌ى آمریکا پیش مى‌آید، اظهار نفرت از دشمنان و مستکبرین پیش مى‌آید، مسائل خلیج‌ فارس پیش مى‌آید، مسائل گوناگون دیگرى پیش مى‌آید، طلبه اوّل کسى باشد که احساس کند مسئولیّتى دارد و آن مسئولیّت را استفسار کند و ببیند چیست؛ و هنگامى که مشخّص شد، در جاى مسئولیّت خودش باشد. و این‌ها با طلبگى می‌‌سازد. تصوّر نشود که خب، اگر این‌جور بخواهند [عمل] بکنند، پس کى درس می‌خوانند. درس را همیشه می‌خوانند. جنگ که همیشه نیست؛ راه‌پیمایى که همیشه نیست، حضور در صحنه‌هاى ضرورى که هر ساعت نیست. درس هم باید بخوانند؛ بى‌درس و بى‌تحقیق و بى‌مباحثه، طلبه معناى خودش را از دست می‌دهد.» (بیانات در دیدار اعضای مجمع نمایندگان طلاب حوزه‌ علمیه‌ قم ـ ۱۳۶۹/۱۱/۰۴)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مهم در درک تاریخی است که پیش آمده. عرضی که در فراز آخر پاسخ سؤال شمارۀ  41422 بدان پرداخته شد که آن امر بسیار مهمی می‌باشد در معنای جایگاه شکست جبهۀ مقابل  و جایگاه پیروزی ما نسبت به آن که دشمنان‌مان با عدم دستیابی به اهدافشان پیروز نشده‌اند و وظیفۀ اهل اندیشه بخصوص طلاب و دانشجویان عزیز در این‌جا تذکر به این امر مهم است و آینده‌ای که ما در راستای این تاب‌آوری خواهیم داشت. اگر به جنگی که پیش آمده متوجۀ نامتقارن‌بودنِ جنگ ما با جبهۀ استکبار و صهیونیسم نشویم، وسعت و فراوانی اسلحه‌های آن‌ها ما را مرعوب می‌کند. در حالی‌که ما اهداف دیگری را در مقابله با استکبار و صهیونیسم دنبال می‌کنیم که مقابله با فرهنگ نژادپرستِ غرب می‌باشد و مبارزۀ ما با آن‌ها موجب می‌شود تا آن‌‌ها از صحنۀ تصمیم‌گیری برای جهان خارج ‌شوند و از این جهت حتماً پیروزی از آنِ جبهه‌ای است که ایران در آن حاضر شده و در این حضور است که به جای حذف غزه، اسرائیل و آمریکا حذف می‌شوند.
ما در حادثه‌ها جایگاه خاصی را می‌توانیم برای خود معلوم کنیم و آن سبک و سلوکی است حاکی از وقار و امیدواری و هر آنچه که پیش آمد تا چنین سبک و سلوکی را نشان دهیم حتی اگر مانند خود رهبر شهید و به گفتۀ خود ایشان: «حَدَّثَ نَفسَهُ بِغَزو» باشد.
بنابراین در یک کلمه وظیفۀ اهل فکر و اندیشه آن است که متذکر درک عمیق و تاریخی حضوری باشد که خداوند برای ما مقدّر کرده، امری که شهید آوینی در تبیین جایگاه دفاع مقدس به عهده گرفت زیرا مردم به عنایت الهی در صحنه حاضر شده‌اند ولی تذکر به این امر به معنای خودآگاهی می‌باشد که در دلِ آگاهی‌ها باید از آن غفلت نکرد. موفق باشید                
 

41424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرامی ببخشید من چند سالی هست و قتی قرآن را باز میکنم آیاتی از این قبیل میآید که چه بسیار مردم ستمگری در شهر ها بودندکه نابودشان کرد سوره ی انبیا و... آیاتی با همین مضمون ببخشید استاد یعنی این جریانات این سالها همه بلا هست و عذاب

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع آیات متذکر سنت الهی در مقابل جریان‌های غیر توحیدی می‌باشند که مقابل انبیای الهی قرار گرفته‌اند و در رابطه با استخاره، معلوم است که متذکر نفیِ آن تصمیمی است که انسان با استخاره می‌خواهد جایگاه آن تصمیم را بداند. موفق باشید

41415
متن پرسش

سلام و احترام محضر استاد بزرگوار و بینندگان متن . ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی ... چه دارد می‌کند با ما رب الارباب؟ چگونه نبینیم که توحید جلوه کرده و میخواهد فرد فرد ما را موحدینی منقطع از همه اسباب کند؟ می گویند رهبر رفت ، موسوی رفت ، حاجی زاده رفت ، رشید رفت ، سلامی رفت ، باقری رفت ، هر کدام بودند خودشان به تنهایی لشکری بودند ، من میگویم والله اگر همه آن ها امروز بودند جنگ به همین شکلی پیش می رفت که امروز به سمت غرق کردن فرعون زمان می رود و اکنون فهمیدیم ما اصلا نبودیم و نیستیم و نخواهیم بود ... دیده ای خواهم سبب سوراخ کن / تا سبب را بَر کند از بیخ و بن

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که متوجه باشیم عنایتی خاص این مردم را فرا گرفته تا خداوند از این طریق، آنچه را در این زمانه اراده کرده است، به میان آورد. در این مورد به این فراز از آیۀ 44 سورۀ انفال فکر کنید که می‌فرماید: «لِیَقْضِیَ اللهُ أَمْراً کانَ مَفْعُولاً» خداوند در دو جبهۀ مقابل هم در جنگ بدر، اراده کرده بود تا آنچه را که بنا داشت واقع کند، به میان آورد و حال این ما هستیم و این روزها و توجه به ارادۀ خداوند در راستای نابودی جبهۀ استکبار ، تا آن‌جایی که آمریکا و اسرائیل با همۀ توانایی‌های تکنیکی نسبت به آنچه اراده کرده بودند ناکام مانده‌اند و آری! این همۀ حرف در این زمانه است. موفق باشید

41327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

در مستند «طلیعه طاهر» شما ذیل شرح برهه‌ای از زندگی خویش به جریان آقای شریعتی اشاره می‌کنید و ضمن تجلیلاتی به عدم توقف بر آن و امتداد با مرحومِ‌ استادِ اسلام‌شناس‌آیة‌ الله شهید مطهری اذعان دارید، با توجه به این همه جریانات گوناگون که به طُرق و سبل مختلف از این جریان امتناع می کنند و حتی تنها مدافع شاخص آقای شریعتی و نخست کسی که این شخص را مطرح کرد یعنی مرحوم استاد شهید مطهری در اواخر برای آن گفتارهای سخیف و عواملی دگر از ایشان دوری جستند و حتی از حسینیه ارشاد هم استعفا دادند و کناره‌گیری کردند، مخالفت‌های بسیار علما که بی‌اساس نبوده و حاکی از دوراندیشی و آینده‌نگری آنان بوده، و سوال من از آن نیست که چرا شما سخنرانی‌های او را در دانشجویی پیگیری می‌کرده‌اید چراکه در آن مصاحبه بیان داشتید ما بر شریعتی متوقف نشدیم چون عقب می افتادیم و با آقای مطهری ادامه دادیم اما چرا از اکنون خود اینگونه سخن می‌فرمائید: «ولی ما هرگز هنوز هم از شریعتی منقطع نیستیم، همان روح شریعتی در عین هرچه قدسی بودن هستیم.»؟ اگر امتداد با جریان شریعتی منجر به عقب افتادگی‌ست و آنکه این شخص و شیوه‌اش بسیار مورد خرده علما قرار گرفته تا موقعیتی که مرحومِ‌استادِاسلام‌شناس‌آیة‌الله شهید مطهری که او نخست بار شهره اش کرد از وی اعلام برائت کرده شما بعد از مدت‌ها پیمایش هنوز به این شخص متصل هستید و از او منقطع نشدید و این عدم انقطاع منجر به سقوط نمی‌شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد نگاه رهبر شهید انقلاب به جناب دکتر شریعتی با توجه به آشنایی بیشتری که از ایشان داشته‌اند، جامع‌تر می‌باشد که در رسانه‌ها می‌توانید آن را بیابید. البته این بدون آن است که بخواهیم از نقدهای مرحوم شهید مطهری «رحمت‌الله‌علیه» نسبت به مرحوم دکتر شریعتی منصرف شویم. و البته از این جهت امروز هم جوانان ما نیاز دارند با شور امثال دکتر شریعتی به دینداری ورود کنند، ولی در آن متوقف نشوند. موفق باشید

41319
متن پرسش

سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیم‌ترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمی‌کردیم که چگونه عظیم‌ترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنه‌ای توسط سیاه‌ترین و شقی‌ترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعه‌ای را هم نمی‌کردیم ولی به جای آن‌که خود را ببازیم مانند آن‌که با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم می‌گیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که می‌خواهد ما را به امری غیر قابل پیش‌بینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری می‌باشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابل‌مان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا می‌داند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که می‌پسندد برای‌مان پیش آورد. موفق باشید      

نمایش چاپی