سلام علیکم تا کنون در بحث های مختلف اینگونه تحلیل میشد که برای بسیاری از تحولات و تصمیمات اجتماعی و سیاسی ، این مردم هستند که باید به بلوغ برسند. اما عملا امروز شاهدیم که علیرغم ظهور این بلوغ در متن جامعه ، بخش مهمی از حاکمیت که میبایست مجری تحولات درخواستی ایشان باشند عقب مانده اند! نمونه بارز آن متأسفانه منفعل ترین قوه قضائیه ادوار انقلاب هست که میتواند با پشتوانه اجتماعی بوجود آمده تحولات بزرگی را رقم بزند اما محافظه و ملاحظه کاری را به آن ترجیح داده است. مردمی که رسیده اند به مبارزه با جاسوسان و خائنان و خناسان و مرجفانِ دست به قلم و مقاله و مانند آن را یاری نمیکند و از قضا مردم نیز به علت نجابت و احترامی که به نظام قائلند خودسرانه کاری را پیش نمیبرند . به راستی اینجا تکلیف چیست ؟! آیا اکنون که جامعه خروشیده است هم باید تردید داشت ؟! اگر امروز بدون مماشات ، به پشتوانه نیروی اجتماعی بوجود آمده بساط کَنه هایی که مشغول مکیدن خون نظام و مردم هستند جمع نشود و فردا مجدداً همین الیگارش های اقتصادی و منافقان سیاسی در اداره کشور باقیماندند و این گنج بزرگِ بدست آمده را با رنج مردم نابود کردند چه کسانی مسئول خواهند بود؟ کما اینکه بعد از جنگ ۱۲ روزه هم اتحاد مقدسی در اجتماع ظهور کرد ولی سیاست های اقتصادی نابجای نشأت گرفته از تفکر الیگارش غربی و عدم بهرهوری از آن نیروی اجتماعی در پساجنگ حوادث تلخ ۱۸و۱۹ دی و زمینه جنگ رمضان را رقم زد ... و باز هم تکرار همان سوال که آیا حاکمیت نباید تردید خود را کنار بگذارد؟...
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ابتدای آثار حضور مردم در میدانها و خیابانها میباشد و باید در همین اجتماعات و با همین مردم، مطالبات منطقی و مردمی به میان آید و دنبال شود. مهم، طرح درست مشکلات است و ارائۀ راهحلها. و بنده امیدوار هستم که بتوانیم در چنین شرایطی آن نوع مشکلاتی که میفرمایید را برطرف نماییم. اخیراً در همین رابطه بازرسی کل کشور با پشتوانۀ مردمی وارد میدان شده است.
عنایت داشته باشید که مسئله، بسیار بزرگتر از آن است که ما خود را در محدودۀ رفع مشکلاتی قرار دهیم که در هر صورت مدیرتهای متأثر از فرهنگ غربی ایجاد کردهاند. در حالیکه همۀ حرف آن است که متوجه باشیم جهان دیگر و نظم دیگری غیر از نظم جهان مدرن باید به میان آید و باید به این نکته تأکید کرد نکتهای که حتی اهل نظر معتقدند تازه جنگ ما با جبهۀ نژادپرست غربی به سرکردگی آمریکا شروع شده است. آقای مهدی محمدی نیز متذکر این امر با نظر به نگاه خاصی که ایشان در مسائل بین المللی دارند؛ میباشند. موفق باشید
سلام استاد ببخشید یه سوال شما نظرتون راجب اخبار گردی چیه واقعا دارم به این نتیجه میرسم که وقت حروم کردنه یعنی همون زمان رو بزاریم برای یه کار مفید برا مطالعه یعنی حتی حتی همون وقت رو ادم بزاره برا دیدن یه مستند یا فیلم آموزش امادگی برای شرایط سخت برای جهاد تبیین هرکاری که در راستای عمل به وظیفش باشه برای شناخت وظیفمون و عمل بهش نظر شما در این مورد چیه استاد اخبار گردی و ... کنار گذاشته بشه یا لازمه یا کم بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا انسان باید اصول محکمی از معارف الهی و قرآنی را دارا باشد و بر مبنای آن اشکال ندارد که جایگاه خبرها را مشخص کند وگرنه اگر تنها بخواهد در دل اخبارها به دنبال مطلبی از حقیقت باشد، سرگردان میشود. این جا است که تدبّر در قرآن بسیار لازم می آید تا انسان هر خبری و هر حادثه ای را در نسبت با سنت های لایتغیّر عالم هستی معنا کند و جایگاه فردای آن را مدّ نظر قرار دهد. موفق باشید
سلام وقت بخیر خداقوت.از کانال و سایت پر محتوا و مفید استاد استفاده میکنم و دعاگو تون هستم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که استاد در مبحث تفسیر آیت الکرسی هم اشاره فرمودند یه قدرت حواریون حضرت عیسی بر راه رفتن روی آب. نظرتون در مورد کتاب معبد سکوت که اشاره به قدرت هایی از انسان داره که در ارتباط با خداوند متعال ظاهر میشود رو میفرمایید. این جزو مراحل اولیه سلوک است؟ چگونه باید طی کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عرضی که در مورد حوارییون شد همچنانکه ملاحظه کرده باشید مبتنی بر روایاتی است که متذکر جایگاه «یقین» در عالم میباشد. بنده کتاب «معبد سکوت» را مطالعه نکردهام ولی به هر حال نفس ناطقۀ انسان چنانچه ذیل حضور در ارادۀ الهی قرار گیرد، میتواند در مقام «کُن فیکون» حاضر شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
با سلام: مباحث تون اقیانوس عظیمیه که هر چی توش غوطه میخورم به همهش نمیرسم، لطفا برای وسعت وقتم دعا بفرمایید. صوت مبحث «شرح کتاب مقالات آیة الله شجاعی (ره)» رو شروع کردم به گوش دادن، همون ابتداش در مقدمه به بحث «علم النفس» که گذشت اشاره میفرمایید، منظورتون بحث «شرح ده نکته از معرفت نفس» هستش؟ یا بحث علم النفس جداست؟ آیا لینکی از صوت مبحث علم النفس موجوده که بهم بدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : آری منظور همان بحث کتاب ده نکته در معرفت نفس و شرح صوتی آن است. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 امید است در راهی که وارد شدهاید به مصداق آیه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.» به لطف الهی به هدایتی برسید که همه راههای انس با خدا در مقابل تان گشوده شود و در مقام محسنین قرارگیرید که فرمود: إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» چه مژده بزرگی است که خداوند همراه محسنین باشد. معیت خدا با انسان مگر چیز کمی میباشد؟ موفق باشید
سلام علیکم و رحمه الله: به نظر می رسد همزیستی و هم فهمی و هم گامی با دگر اندیشان که توصیه شما هست جهت حرکت در مسیر نگاه تمدنی، در بعضی موارد موضوعیت ندارد، مثلا شاید در موضوع پوشش بانوان صادق باشد ولی در موضوع جنگ و صلح و مذاکره و مقاومت موضوعیت ندارد، چرا که در این بین هستند طیفی که اساسا مخالف و متضاد همین دیدگاه تمدنی هستند و ذیل دیدگاه استکبار پذیری تعریف می شوند، در اینجا بحث سر پذیرش دیگرانی است که در باور به سنتهای الهی می لنگند، و از همین رو در برابر رهبر و مردمی که با اتکا و ایمان به این سنتها معتقد به مقاومت هستند ظاهر می شوند، در اینجا و در این زمان بعثت مردم که منجر به صراحت کم نظیر رهبری هم شده است باید اینان را از سر راه تحقق اهداف عالیه الهی تمدنی برداشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب که میفرمایید نکتۀ مهمی میباشد ولی مهم، سبک ما در نسبت به آینده پیشِ رو است به همان صورتی که رهبر شهید نسبت به آقای هاشمی عمل کردند که بدون درگیری، توجهات را به آیندۀ تاریخی انداختند آن هم با سبکی خاص. و اگر متوجۀ حضور تمدنی خود در جمع «سیاست» و «دیانت» باشیم مطمئناً خیلی خوب از این معضلات عبور میکنیم و وعدۀ الهی هرچه زودتر محقق میشود. موفق باشید
«ترامپ حرام لقمه راهش را یاد گرفته حمله میکند عقب می نشیند مجدد به میز مذاکره باز می گردد همزمان برای آینده تهدید مجدد می کند. می دانید چرا؟ چون اطمینان دارد عده ای در داخل با نام «مذاکره» طلسم می شوند! علی اکبر رائفی پور» سلام و احترام: جمهوری اسلامی ایران در تله مذاکرات افتاده است. لختی به این بیاندیشید که موضع موافقان مذاکرات میتواند غلط باشد! همانگونه که اذعان میشود رفتن به اسلام آباد غلط ترین کاری بود که ایران میتوانست انجام دهد. یهود و نصاری از تو راضی نمیشوند مگر اینکه به آیین آنان درآیی. حال ایستاده تماشا خواهیم کرد که آیا مذاکراتی که چند ده بار نابود شده و آتش بسی که دائما در حال تمدید است چه مشکلی را از سر مردم ایران کم میکند. در خیالات و سادهلوحی هاست که ما آمریکای قبل جنگ رمضان را پلید بدانیم و بعد از آنرا سر به راه!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که به مواضع سلحشورانۀ جناب آقای قالیباف در نسبت «مذاکره با قاطعیت» و یا «مبارزه با قدرت» فکر کنید. زیرا بالاخره در دلِ هر جنگی مذاکره پیش میآید، مذاکره با اقتدار، معنای بهرهمندی از پیروزی است و به گفتۀ آقای مهدی محمدی ایران، با قاطعیت تمام بر مواضع خود پافشاری میکند. در این رابطه خوب است به عرایضی که در جواب سؤال شمارۀ 41819 شد، نظری بفرمایید. بالاخره تمدنی فکرکردن در این شرایط بسیار مهم است وگرنه نمیتوانیم همدیگر را بفهمیم در حالی که ما در آینده بسیار بزرگی باید حاضر شویم https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109nv موفق باشیدhttps://eitaa.com/sot_enghelabi/22233
سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد مهربان: از اینکه مثل همیشه صبوری میفرمایید و سؤالات بنده را جواب میدهید سپاسگزارم و اجرتون با امام عصر علیه السلام. استاد شما در یکی از سخنرانی هاتون مطلبی در مورد حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمودید که ایشون لکنت زبان نداشتند و انبیای الهی نقص جسمی نداشتند. و منظور آیه مربوطه چیز دیگه ای هست که فرمودید ولی بنده اصلا یادم نمیاد چی فرمودید. میشه لطفاً یکبار دیگه توضیح بفرمایید. التماس دعا در نماز شبهایتان، یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح صدری که حضرت کلیم الله «علیهالسلام» در آیۀ «ربِّ اشْرَحْ لی صَدری و یَسِّرْ لی أمری و احْلل عُقدةً مِنْ لسانی یَفقَهوا قَوْلی» از خدا تقاضا میکنند به معنای آن است که بتوانند به بهترین نحو، گفتار خود را به مخاطب برسانند زیرا نگران بودند با روحیۀ خود که سریعاً میخواستند نتیجه بگیرند، نتوانند مقصود خود را به طور کامل برسانند. و از این جهت از خداوند خواستند که برادر خود را که فصیحتر سخن میگوید با آن حضرت همراه کنند. «وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ» و برادرم هارون زبانش از من گویاتر است، پس او را همراه من بفرست که یاور و دستیارم باشد تا [در همه امور] مرا تصدیق کند؛ زیرا می ترسم [فرعون و فرعونیان] تکذیبم کنند. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایتها میباشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم میشود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آنکه به جای استدلالی حالت حضوری دارد، میتواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی میتوان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر میتواند باشد میتوانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالیکه حتی در محیط خانۀ فرعون میشود همچون حضرت کلیم الله «علیهالسلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرفها دارند. موفق باشید
سلام برشما استاد عزیز: کشور ما مشکلات زیادی دارد. تقریباً ما در هر وزارتخانه و مکان و امور دولتی، بلااستثناء یک مشکل داریم! در اقتصاد مشکل داریم، در فرهنگ و حجاب مشکل داریم، در بحث های آموزش و پرورش که می بینیم چه قدر دارد به دانش آموزان از هر لحاظ مثل ایجاد استرس و فضای رقابتی و... ظلم می شود، در بحث کار و مسکن، حتی در بحث نظامی هم در جنگ ما ضعف هایی داشتیم و یا در بحث روابط ما الان لبنان برایمان اصلاً انگار مهم نیست و هزاران مشکل و فساد دیگه... من به عنوان یک نوجوان که میخواهم کار فرهنگی هم بکنم، چه طور می توانم با وجود این همه مشکلات در تقریباً همه جا، باز بروم و تبیین انقلاب و جمهوری اسلامی را بکنم و بگویم که این مسیر و حکومت حق است؟ آخر کدام حکومت و مسیر حقی در همه جایش مشکل و فساد هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این رابطه نیاز به نظر به جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی و مواجهۀ ما با جهان مدرن و تنگناهایی که در این راستا پیش میآید در میان است که بحث آن مفصل است و در سلسله مباحث «غربشناسی» بدان پرداخته شده. که پیشنهاد میشود پس از مطالعۀ کتاب «مدرنیته و توهّم» همراه با شرح صوتی آن و کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» همراه با شرح صوتی و یا فیلم آن، به مباحثی که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» پرداخته شده است؛ رجوع فرمایید تا روشن شود بالاخره باید ما ملاحظه داشته باشیم در جنگی وارد شدهایم که ذیل تمدن اسلامی پیش آمده است و این رقابت دو گروه نیست. موفق باشید
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام خدمت استاد گرامی که توضیحات شون در مورد پیام اخیر رهبر معظم، برای بنده بسیار راهگشا بود. دو تا سوال دارم. آیا قبول آتش بسی که همچین دشمن رذل و خونخواری درخواست کرده، نظر رهبری و بطور کلی نظر اسلام هست یا خیر؟ یا اینجوری بپرسم آیا اگر دشمن به هر دلیلی و هدفی گفت غلط کردم دیگه نزن، باید زدن رو ادامه بدیم یا متوقف کنیم؟ و مورد بعدی اینکه شکی در رذل بودن اسرائیل و آمریکا و تلاش برای نابودی ریشه ای شون نیست ولی آیا توی این برهه از زمان که ان شاءلله به ظهور نزدیک هستیم، و باید هدف اصلی جامعه ی ایمانی این باشه که دل های تمام مردم دنیا اومدن امام زمان رو تمنا کنن، آیا نباید با انجام کارهایی مثل قبول آتش بس و قبول مذاکرات از موضع قدرت (هرچند اگر نتیجه نداد) برای شناساندن چهره ی واقعی دین، خودمون رو به دنیا صلح دوست نشون بدیم؟! تا دنیا فکر نکنه که تا الان آمریکا قلدر و ابرقدرت بود، حالا ایرانه که ابرقدرته و قلدر؟ ممنون میشم توضیحات جامع بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر میآید صحبت آقای حاج آقا مهدی طائب بتواند جواب این قسمت از سؤال جنابعالی باشد https://eitaa.com/matalebevijeh/22490 ۲. در مورد قبول آتشبس میتوان آن نکته را که میفرمایید مدّ نظر قرار داد که البته با جنایتی که اسرائیل در غزه انجام داد، نگاه مردم جهان نسبت به آن بسیار تغییر کرد. مهم نحوۀ مذاکره است که آری! میتوان با اقتدار جلو رفت و یا بدانچه در نظر رهبر معظم انقلاب بود، ورود میکردیم که گویا دولت اصرار به مذاکره داشته و رهبر معظم انقلاب اذن خود را منوط به نظر شعام کردهاند که آن نظر مورد پذیرش رهبری قرار گرفت. موفق باشید
سلام و احترام استاد عزیز: سال تحصیلی ۹۱-۹۰ در طرح ولایت دانشجویی استان اصفهان همه ی اساتید منتسب به شما و از شاگردان و گویا فرزندان شما بودند و برای ما دائما در رابطه با خطای تحلیل ما در رابطه با آقای احمدی نژاد صحبت میکردند و پیش از انتخابات سال ۹۲ همین بزرگواران سی دی های سخنرانی آقای مشایی را به ما میدادند که گوش کنید ایشان از تاریخی میگویند که ما کمتر آن را میفهمیم، در آن برهه دانشجوهای سال دومی بودیم که چند باری با اساتید بحث کردیم و متهم به این شدم که باید حضور تاریخی احمدی نژاد و مشایی را درک کنیم ولی هر چه تلاش کردم موفق به درک آن نشدیم تا روزی که دوباره محضر آقایان رسیدیم و فرمودند ما از آن تحلیل ها به واسطه مواضع دقیق نظام و رهبری دست کشیدیم آنجا بود که گفتم درود بر شرفشان چه انسان های آزادهای سوال من این است که این روزها هم این تحلیل های شاگردان استاد در حمایت بی چند و چون از فرآیندهای طی شده در مذاکرات ممکن است از همین جنس باشد؟ خدایی ناکرده سوال بنده حمل بر بی ادبی و جسارت به استاد نباشد که این روزها بیشتر از هر استاد دیگری سر کلاس شما استاد عزیز حاضر بوده و هستم. پیشا پیش ممنون از تکات ارزشمند شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ عرض بنده آن است که نیروهای انقلاب مواظب باشند که کارها به نوعی اختلاف کشیده نشود به طوری که اگر مخالف مذاکره هستند به رئیس جمهور و طرفداران مذاکره توهین نشود که در این صورت «تقوا» به حاشیه میرود. امری که سعی شد در جواب سؤال شمارۀ 41879 خدمت رفقا عرض شود. موفق باشید
«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل ميآورد تا با اندک بهانهاي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسانهايي که عقل خود را رشد ندادهاند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشادهرويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصهاي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل میکند و به همین جهت آن حلقهای که پای شتر را کنترل میکند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده میباشند به واقعیات و سنتهای الهی نزدیک کند. در این مورد انشاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من میبینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته میشوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و میخواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمیکنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمیتوانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش میآید کتابهای شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم و عرض ادب: جناب دکتر داوری در بحث فلسفه مدنی فارابی در جلد اول مجموعه آثارشان بحثی را مطرح می کنند که چرا جناب فارابی از دین بحث کردن در فلسفه خودش و نسبت فلسفه با دین چیست؟ بعد می گویند قصد تطبیق و یکی کردن نداشتن بلکه فارابی یک فیلسوف بود و فهم و پرسشی که از موجود و متافیزیک داشتن ایشان را به این مسیر آورد بعد هم مثالی میزند که در یونان حقیقت به معنای انکشاف بود برای همین بحث عالم مطرح شد و در فلسفه اسلامی حقیقت به معنای مطابقت دانسته شد و خداوند هم حقیقت بود برای همین بحث علم خداوند و قضا و قدر مطرح شد. حال سوال من این است ما با جناب صدرا چه نسبتی با دین میگیریم آیا ذیل تاریخ متافیزیک قرار نمی گیریم؟ آیا فهم دین همیشه در بستر متفکران خواهد بود و از طریق عرفای شیعی و حقیقی خودمان نمیتوان دین را فهم کرد؟ ممنون از وقتی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در فلسفۀ حکمت متعالیه نیز نظر به حقیقت در میان است که همان وجود مطلق است. و از این جهت نام آن فلسفه را «حکمت متعالیه» گذارند. با این تفاوت که در «اصالت وجود» مسیر عبور از نگاه متافیزیکی و انتزاعی نظرکردن به حقیقت به سوی مواجهه با حقیقت به میان آمده، که بسیار مهم است. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: در بحث کتاب انسان و باز انسان بحث حضور انسان نزد خودش و بی تفاوت نبودن به حقایق هستی و خودبنیاد نبودنش با عین الربط بودن و جناب صدرا و حضور تاریخی با انقلاب اسلامی مطرح هست. میخواستم بحثی را مطرح کنم که چه فقهی مدنظر هست برای انسان در این دوران؟ چگونه میشود فقه در این سه مسئله حضور نزد خود و خود بنیاد و بی تفاوت نبودن و حضور تاریخی ایفای نقش کند. آیا باید فقه و اصول که مقام معظم رهبری هم خیلی روی ان تاکید داشتند متحول شود؟ و سوال دیگرم این هست با چه رویکردی باید نظر داشت؟ مثلا مسئله اقتصاد را چگونه میتوان از دید فقهی مدنظر داشت که نه مانع حضور انسان نزد خودش شود و هم ضامن حضور تاریخی باشد هم نسبت به اسما و نظام عالم بی تفاوت نباشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید همانطور که در ابتدای هر رسالۀ عملیه که فقهای بزرگوار بر مبنای فقه نظر دادهاند مطرح است که هرکس خودش باید در عقاید حاضر باشد و نمیشود در عقاید مقلّد بود. و فقه در رابطه با احکام شرع با ما گفتگو دارد که مثلاً نماز خود را چگونه باید بخوانیم. و البته هر اندازه در معارف توحیدی عمیقتر باشیم، آن عمل وقتی مطابق آن احکام انجام شود، مؤثرتر خواهد بود. احکام اقتصادی هم به عنوان رعایت حقوق فرد و جامعه با زیربنای توحیدی عمیقتر رعایت میشود. موفق باشید
سلام استاد: آیا صحیح هست که وقتی ما میگوییم «الهی» نظر به رابطه ی خصوصی بین خود و خدایان را کد نظر داریم؟ اون کانال وجودی که هر موجودی به صورت مستقیم با خداوند متعال داره و وقتی عرض میکنیم «اللهم و یا یاالله» منظورمان ارتباط با خداوند از طریق تجلی حضرت حق در امام امیرالمومنین علیه السلام و اگر نمیتوانستیم تجلی امام امیرالمومنین علیه السلام در مثلاً علامه حسنزاده آملی هست؟ اگر این طور هست « رب» مربوط به کدام مسیر است؟ خداوند شما را حفظ فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که فرمودهاید هرکدام در جای خود نکات خوب و قابل توجهی میباشد و همۀ آن موارد مظاهر حضرت ربّ العالمین هستند حتی وقتی به حضرت «الله» رجوع میکنید، عملاً او را در جایگاه ربّ العالمینیاش رجوع میکنید وگرنه صرفاً ذهنی خواهد بود. آیت الله محمد شجاعی در جلد اول مقالات در این مورد و اساساً در مورد معارف الهی نکات ظریفی فرمودهاند که خوب است نظری به آن موارد بیندازید. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA&tab=sounds موفق باشید
🔺دکتر جلیلی عزیز! لطفا شجاع باشید! دکتر جلیلی عزیز! سکوت خود را بشکنید. ساکت این ایام نباشید. همفکران شما به تبیین نیاز دارند. بیایید با مردم ساده سخن بگویید. شما رهبر نیستید که عده ای بنشینند و به تفسیر بیانات و مطالب کانال شما بپردازند. ساده، شفاف و همه فهم نظر خود درباره موضوعات جاری کشور را برای هواداران خود و مردم انقلابی توضیح دهید تا از نگرانی خارج شوند. اگر شما هم مانند عده ای معتقدید شروط رهبر زیر پا گذاشته شده، مذاکره حرام است، شرافتمندانه نیست و عده ای کوتاهی کرده اند، شجاع باشید و برای دفاع از ایران اسلامی مواضع خود را صریح بیان کنید. آیا در چنین شرایطی سکوت دفاع از کشور و حریم ولایت است؟ و اگر مسئولان مسیر درست را میروند، مطیع امر ولایت و تحت نظر ایشان فعالیت میکنند، این را هم شجاعانه با مردم در میان بگذارید و باعث برطرف شدن این غبار بی اعتمادی و اختلافات درون جبهه انقلاب، آن هم در این شرایط حساس شوید. ما میدانیم شما مسئولیتی ندارید، میدانیم در این روزهای کشور در تصمیم گیری و تصمیم سازی نقشی ندارید، اما خوب هم میدانیم که عده زیادی از مردم به هر دلیلی به حرف های شما اعتماد دارند و مواضع شما میتواند سبب تنویر افکار عمومی شود. خواهش ما از شما این است، همانطور که برای سفرهای متعدد به استانها، شهرها و روستاها احساس مسئولیت میکنید، همانطور که به جلسات تفسیر اهتمام میورزید، همانطور که هر دوره برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری احساس تکلیف میکنید، در این روزها و شب های حساس نیز که دشمن در صدد ایجاد شکاف در صفوف مسلمین است، احساس تکلیف کنید، شجاعانه به میدان جهاد تبیین ورود کنید و از ولایت و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع نمایید تا این اختلافات به فتنه بدل نشوند، و اگر خدای ناکرده دشمن فتنه ای ایجاد کرد حضرتعالی ساکت فتنه لقب نگیرید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید آقای دکتر جلیلی ساکت نیستند ولی از آن طرف هم متوجه میباشند در این موقعیت، نباید فضا را دو قطبی کرد و بحمدالله همۀ قوا ذیل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب مشغول فعالیت هستند. موفق باشید
سلام استاد: داشتم واکنش سروش به قیام مردم و حضور ده ها میلیونی در تشییع آقای شهید رو میدیدم؛ برام سوال شد که چی میشه عبدالکریم سروش هم چنین واکنش میده و نمیتونه چنین پدیده ای رو نبینه یا سکوت کنه؛ اما فردی مثل آقای داوری حرفی در این باره نمیزنن؟ به نظرتون علت چیه و از کجا ناشی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت داشته باشید که جناب استاد رضا داوری در حال حاضر مدتی است که در منزل بستری میباشند و هرگز در این سن توانی برای ورود در این امور را ندارند. و البته این گفتههای آقای دکتر سروش در جای خود محترم است ولی آیا آقای دکتر سروش از آن عقیده خاصشان که وحی الهی را در حد رؤیای شاعرانه میدانند عدول کردهاند و یا هنوز از این جهت منکر وحی الهی به معنایی که علمای ما مانند علامه طباطبایی معتقدند، میباشند. تقابل آقای دکتر داوری با آقای سروش بسیار دقیقتر از آن است که بخواهیم در این نوع موارد آنان را مقایسه کنیم. موفق باشید
عرض سلام و ادب، عجب عالم جدیدی را به روی ما گشودهاید، خدا به شما و متعلقین شما خیر کثیر عنایت فرماید. مدتیست روی مباحث شما خصوصا در مورد معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین (ع) کار میکردم، و در مسئلهی مقایسهی «انتقام» خون امام حسین (ع) و خون رهبر شهید دچار سردرگمی شده بودم، چند وقت پیش در حرم امام رضا (ع) از حضرت خواستم که کمکم کنند تا مباحث عمیق شما رو بفهمم. الحمدلله امروز ۱۶ تیر، در برنامهی به وقت ایران، فرمایشات آیت الله میر باقری در فهم فرمایشات شما خیلی بهم کمک کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت همه ما حکایت حضور در تاریخی است که با اسلام عزیز شروع شد و آنگاه که جبهه اموی خواست آن را به حاشیه ببرد این امام حسین علیه السلام میباشند که به صحنه میآیند تا باز اسلام و اگر در دیروز جریان غرب زده رضاخانی خواست حضور توحیدی اسلام را به حاشیه ببرد باز اسلام و باز امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و در همین بستر آن مرد الهی آن رهبر شهید به میان آمد تا باز اسلام در قامتی این چنینی که دلها تمام جهت خود را متوجه او کردند. از آن جهت که اسلام در قامت عاشورایی و مقاومتش به میان آمد و دیدید که آن مرد الهی فرمود: «ما کوتاه نمیآییم» و «تسلیم نمیشویم» و این است که با حضور عاشورایی و درک معارفی که ما را در کربلا معنا میکنند میتوانیم خود را ادامه دهیم، آری تنها در این مسیر میتوانیم خود را ادامه دهیم. موفق باشید
با سلام: در بحث قاعده «بسیط الحقیقه کل الاشیا و لیس بشی منها»، آیا درست این است که بگویی: بسیط الحقیقه (خداوند)، دارای کمالات اشیاست و یا اینکه بگوییم خداوند (بسیط الحقیقه)، عین کمالات اشیاست؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه دوگانگی در ذات حضرت حق نیست، پس کمال او عین ذات او میباشد و از این جهت او همۀ اشیاء است به اعتبار کمال اشیاء و نه به اعتبار چیستیِ آنها. موفق باشید
سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال میکرد و سوال پرسید و من نمیدونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید میگفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ میدیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس میکنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهمتر است، که خود حضرت نیز تمام زندگیشان را برای جامعۀ دینی میخواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن میدانید که نظرها مختلف است. شهید حاجیزادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقشآفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقهای که به طور معجزهآسایی پیش آمد. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: امروز متوجه شدم با حضور این همه استاد برجسته چرا رهبر شهید همیشه علامه مصباح یزدی را بعنوان استاد فکر معرفی میکردند؟ دلیلش بصیرت بود، نترسیدن از سرزنش، تعهد و غیرت دینی به اصول.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و بصیرت آیت الله مصباح با آن شخصیت علمی که داشتند و خواستند پای رهبری را ببوسند. راستی! آیت الله مصباح با آن وزنۀ علمیِ خاصشان چه چیزی در آن رهبر شهید دیده بودند که تا این حدّ خواستند در مقابل ایشان تواضع کنند؟!! موفق باشید
