سلام استاد خسته نباشید: برخی میگویند خدا عمل را از کسی قبول می کند که دنبال حقیقت رفته باشد و همه کارهایش را کرده باشد و به یقین رسیده باشد؟ ما برای به یقین رسیدن در امور اعتقادی مان حتماً باید کل دنیا را بگردیم و همه چیز را ببینیم تا به یقین برسیم، یا اگر از علمای دینی بپرسیم و کتاب های مختلف بخوانیم یا مثلاً کسانی که علاقه دارند، در حوزه علمیه تحصیل کنند، نمی توانند به یقین برسند و حتماً باید حرف کل مردم دنیا را بشنوند و بین آنها به حقیقت اعتقاداتشان برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یقین، معرفت به حقیقت است که نسبت به حقیقت هیچگونه ضعفی انسان نداشته باشد و این ربطی به گشتن و سفر به دنیا ندارد! باید در مسیر دستیابی به حقیقت با قرآن و تفاسیر ارزشمندی مانند «المیزان» و با نهج البلاغه آشنا و آشناتر شد. موفق باشید
سلام جناب استاد: بنده مدتی هست دارم شرح صوتی مقالات استاد شجاعی که روی سایت هست رو گوش میدم، خیلی شیفته این مسیر بودم و الان شوقم بیشتر شده، برای اینکه از این مسیر به الله جل جلاله برسم چه نکاتی رو باید رعایت کنم؟ با اینکه گناه سد راه هست اما ناخودآگاه انجام میدهم و اگر یادم باشه سریع استغفار میکنم. خیلی دوست دارم سریع این راه به پایان برسد و به خدا برسم. سوال بعدم این هست آیا این مسیر مشکلات زیادی داره یا اینکه راحته؟ چون احساس میکنم خیلی دارم امتحان میشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به رحمت واسعۀ الهی ان شاءالله از موانع عبور خواهید کرد. به خودتان سختگیری نکنید و فراموش نفرمایید که یکی از صفات خوب که خداوند برای بندهاش بسیار دوست دارد، صبر بر معصیت است. بدین معنا که همواره در مقابل امیال غیر الهی صبر پیشه کند و باز صبر پیشه کند تا نتایج گشوده شدنِ راه در مقابل حضرت حقّ را بیابد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22720 موفق باشید
🔺️مطلب جالبی از دکتر امیر امینی، پزشک مقیم آلمان (و از منتقدان جمهوری اسلامی): ما در جهانی زندگی میکنیم که مردم، در سراسر کرهٔ زمین، نمایش بیپایان وحشتناکی از جنگهای غیرقانونی، اشغال، پاکسازی قومی، نسلکشی، جنایتهای جنگی هولناک را یکی پس از دیگری تماشا میکنند — بهصورت زنده از صدها پلتفرم خبری و شبکهٔ اجتماعی — در حالی که تقریباً همه دولتها در جهان یا مستقیماً از آن حمایت میکنند یا بهطور غیرمستقیم با روی گرداندن، سکوت کردهاند. یا به مردم خود میگویند آنچه را با چشمان خود میبینید واقعاً رخ نمیدهد! و انتقاد از آن اشتباه است — و اغلب بهایی سنگین هم دارد. به همین دلیل است که جهان ناگهان عاشق ایران شده است: به نظر میرسد تنها کشوری است که بهاندازهای دیوانه است که بایستد و بگوید «نه — نه به این وضع لعنتی» — تنها ملتی که تأیید میکند شما معترضان به این وضع دیوانه نیستید — که چشمانتان دروغ نمیگوید، و اینکه در تماشای وحشتزدهٔ این صحنهها، این که جهان میسوزد تنها نیستید. ایران قطعاً کشور بینقصی نیست. هیچکس تا به حال چنین ادعایی نکرده. اما این جنگ دربارهٔ مشکلات و کشمکشهای داخلی ایران نیست، بلکه دربارهٔ نابودی تنها کشوری در جهان است که بهاندازهای دیوانه است که در برابر این جنون عادیشده مقاومت و مبارزه کند، حتی به قیمت نابودی خودش. هیچ تحریم، بمب، تهدید و تبلیغاتی نمیتواند یک روایت شکستخورده را درست کند یا یک جنگ ناعادلانه را ببرد. و ایالات متحده از ۲۸ فوریه (روز اول جنگ) این جنگ را باخته است. @yaminpour
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و همیشه حضور تاریخیِ یک ملت اینگونه آغاز شده و مردم ما به لطف الهی در جان خود با همان برانگیختگی بعثتگونه متوجۀ چنین حضوری هستند که دارند تاریخ دیگری را برای همۀ جهان پیش میآورند و معلوم است که برای توصیف چنین حضوری، زبان خاصی که زبان اشاره و تذکر است نیاز است تا هرکس در ناخودآگاه خود احساس کند که چه اندازه به همۀ آزادگان جهان نزدیک است و چه اندازه آنان به ما نزدیک میباشند https://eitaa.com/tasnimnews/326125 یگانگی را! . موفق باشید
سلا و وقت بخیر یه سوالی داشتم خدمتتون: شرایط زندگی من به این صورته که من در شهری زندگی میکنم که اکثریت قریب به همه مردم از رهبر و ولایت فقیه و مسئولین و... بدشون میاد و بهشون بدبینن و چون شهر کوچیکیه، مردم همدیگه رو میشناسن؛ جوری که پدرم میگه غربی ها آدم پاکی هستن و ما ایرانیا دزد و خائن و آدم کش و جنایت کار؛ من خودم تو خانواده به ظاهر مذهبی زندگی میکنم و والدینم فقط بلدن دم از خدا بزنن؛ مادرم قبلا نماز میخونده دیگه نمیخونه و چادر رو کنار گذاشت؛ پدرم هم به ندرت فقط نماز میخونه؛ والدینم و نزدیکان همه از نظام و جمهوری اسلامی و سپاه و مسئولین و ولایت فقیه و رهبری بدشون میاد و متنفرن و بهشون خیلی بدبینن؛ دایی هام به پیغمبر(ص)و اهل بیت و روحانیون و رهبری توهین میکنند، هیچکدومشون حجاب درست و حسابی ندارند؛ فقط بنده حقیر این تفکرات رو دارم ولی دلیل و منطقی درست و حسابی و اعتقاد محکم و منطقی ندارم و اگه این روال همینطوری پیش بره ممکنه منم از اینی که هستم هم بدتر سقوط کنم؛ تو شهر ما موقع نماز صبح درب مسجدها بسته میشه و فقط نماز مغرب و عصر رو آدم میتونه تو مسجد بخونه بقیه بستس؛ آدم مذهبی درست و حسابی و ولایی خیلی خیلی خیلی کم داریم؛ روحانیونمون هم فقط ایام مراسمات و عزاداری ها میرن مسجد بقیه مواقع نمیرن و حتی وقتی به مسجد میرن خیلی از مردم به خاطر اینکه از روحانیون متنفرن، از مسجد میرن بیرون و عده کمی تو مسجد میمونن؛ رفع شبهه ای نمیکنن و اصلا معلوم نیست کجان؛ من تو مسجد تا حالا ندیدم شاید برن مسجد ولی من ندیدم؛ هرکی هم مذهبی باشه ازش فاصله میگیرن، مسخره میکنند، بهش میخندن، شماتت میکنند، براش لقب زشت درست میکنند و باهاش دشمنی میکنند و باهاش دعوا هم میکنند مخصوصا موقعی که بهشون تذکری داده میشه؛ خب آقای طاهرزاده من چجوری تو این شهر ترسناک بندگی و تهذیب نفس کنم که خدا و اهل بیت ازم راضی باشه؟ تو ایام مدارس چطوری تهذیب نفس کنم و میخوام آداب معاشرت و ارتباط و صحبت و رفتار و کارهای اجتماعی با مردم شهر خودم رو هم کامل بدونم تا بدونم تو هر شرایط چه کاری انجام بدم تا مشکلی پیش نیاد؟ ممنون میشم راهنماییم کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به چنین شرایطی که میفرمایید دو نکته را باید مدّ نظر داشت. یکی اخلاق خوب و احترام به افراد و دیگر، دنبالکردن معارف اسلامی و قرآنی بدون آنکه بخواهید در مورد مسائل سیاسی با افراد بحث و جدل داشته باشید. با چنین شخصیتی که پیشه نمودید، عملاً دلها به سوی شما جذب میشود و مطمئن باشید که مییابند ریشۀ آن شخصیت وارسته در اسلام و انقلاب اسلامی میباشد و ناخودآگاه به اسلام و انقلاب اسلامی گرایش پیدا میکنند. به همین جهت به ما فرمودهاند آنچه در صدر اسلام آن جامعۀ خشن و متعصب را متمایل به اسلام کرد «خُلق با صفای محمدی«صلواتاللهعلیهوآله» بود». موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار رهبر عزیز انقلابمان گفت تکیه زدن بر کرسی کسی که حدود شصت سال مشغول مجاهدت و مبارزه بوده بسیار سخت است. او که همیشه و در اغلب ایام مایه آرامش و اندیشه مردم خویش بود. و شاید مبارزه و مجاهدت او در همین معنا باشد که چگونه ملتی را به حرکت درآورد و تنها و تنها به رفتن و راه دراز را هر چه بیشتر طی کردن. و بی خود نیست که در این ایام عجیب و هولناک، ماتم زده نیستیم چون آن خون دل، اینک لعلی است درخشان و زلال که چشمها را خیره کرده و عقلها ناتوان از درکش... "خون دلی که لعل شد" عنوان تازهترین روایت تولید شده در سرای هنر و اندیشه است و این متن را هم بعنوان مقدمه آن خدمتتان ارسال شد. این روایت را از طریق لینک https://eitaa.com/soha_sima/5693 میتوانید مشاهده کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار و بسیار خوب تنظیم کرده بودید تا معلوم شود در نگاه آن پیرِ فرزانۀ شهید برای ادامۀ راهی که با انقلاب اسلامی در مقابلمان گشوده شده است، «مردم» و باز «مردم» و نه سیطرۀ دولتها به جای کمککردنِ دولتها به مردم. وگرنه همانطور که آن پیرِ فرزانه فرمود ما میمانیم و ضعفهای اقتصادی تا دشمنان، خود را و تواناییهای خود را به رُخ ما بکشند.
فرمود باید در میدانِ عمل و طلب نتیجه همراه با اشک حتی تا مرز شهادت جلو و جلوتر رفت و دیدید که فرزندان این ملت چگونه با غسل شهادت در میدانها حاضر شدند و مسیر ما همین سرمایهها هستند.
باید از آن پیرِ فرزانه پرسید: ای مرد! تو چه میدانستی که اینهمه نسبت به آیندهای بس بزرگ، امیدوار بودی و معنی توسل به حضرت فاطمه زهرا«سلاماللهعلیها» را در کوتاهنیامدن در عین آرامش و «تبیین» به ما آموختی؟
چه خوب است که عزیزان ما در «سرای هنر و اندیشه» در بازخوانی به شخصیت رهبر شهیدمان چنین تلاشهایی را داشته باشند. موفق باشید
سلام اگر ما جنگ را جنگ تمدنی، نظم جدید زندگی غیر یهودی و غیر مدرن و رسیدن به جهان حقیقی انقلاب اسلامی و استقرار کامل در اینها میدانیم حال چگونه باید زندگی کرد؟! زیرا بنده بعنوان یک نفر از میلیون ها نفر هیچ گونه زندگی روی زمین بعنوان زیستن طبیعی ندارم و دشمن باعثش بود و پیروزی را زمانی میدانم که زندگی طبیعی زمینی برایم محقق شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هر شرایطی راهی مقابل انسان گشوده شده است که با تواضع میتوان آن راه را پیدا کرد و در آن قرار گرفت. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار ارزش جهاد چقدره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان نکاتی که مولایمان در رابطه با جهاد فرمودهاند همۀ حرف است که خوب است به آن نکات رجوع شود. تا آنجایی که میفرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّة». موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد چرا قرآن به زبان عربی نازل شده؟ چرا به زبان های دیگر نازل نشده؟ این زبانی که بهشتی ها در بهشت با هم صحبت میکنند و عربی هستش با این زبان عربی متفاوته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد زیاد بحث شده است مبنی بر قدرت زبان عربی و اشارات فوقالعادهای که این زبان، ظرفیت خود را دارد. به طوری که زبانشناسانِ دنیا قدرت زبان عربی را اول و زبان آلمانی را دوم و زبان فرانسوی را سوم میدانند و زبان انگلیسی رااز نظر توانایی زبان بسیار ضعیف میشناسند.عرایضی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» در قسمت «دريچههاي اعجاز قرآن» صفحۀ 57 شده است که خوب است به آن بحث رجوع گردد. موفق باشید
با سلام و احترام محضر استاد بزرگوار امیدوارم سال پر خیر و برکتی داشته باشید نکته ای که ذهنم رو مشغول کرده و به صورت کلی با آن آشنا بودم اما با تمرکز بر آن متوجه شدم هنوز برای من ابهام دارد عبارت تاریخی بودن است.اینکه عقل تاریخی است یا انسان موجودی تاریخی است به چه معناست ؟یا عبارت هایی مثل حضور تاریخی آنچه من درک می کنم این است که این تاریخ احتمالا همان دوره ای خاص است یا همان عالم خاص که ماهیتا و ذاتا با دوره یا عالم دیگر متفاوت است مثل عالم انقلاب اسلامی با عالم غرب.و در این عالم و این دوره است که عقل یا حضور و یا خود انسان شکل می گیرد.یعنی ما تفکرمان در آن عالم شکل می گیرد البته اگر در آن عالم حضور داشته باشیم.لذا وقتی حرف از عقل انقلابی یا عقل غربی می زنیم یعنی اینکه تاریخ انقلاب که همان عالم انقلاب است متفاوت است از عالم غربی.نمی دانم درک من درست است یا خیر؟ نکته بعدی این که چطور انسان می تواند از عالمی خارج و در عالمی جدید حضور پیدا کند؟بعید می دانم که این کار با اراده صورت بگیرد. من علی رغم دلبستگی به انقلاب اسلامی و عالم آن، اما هنوز حس می کنم رفتارها و تفکراتی از من سر می زند که نشان از غربی فکر کردن من دارد.مثل اینکه در اثبات و رد هر چیزی مثلا در معارف دینی، متوسل به علم پوزیتویستی می شوم و نگاه سوژه و ابژه بر من حاکم است لذا واقعا حس می کنم بهره ای از معارف دینی نمی برم.امیدوارم بنده را هم در این زمینه راهنمایی بفرمایید به امید سربلندی ایران اسلامی و با آرزوی توفیقات روزافزون برای حضرتعالی التماس دعای فرج و عاقبت بخیری
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تفکر تاریخی به این معنا میباشد که متوجه باشیم اتفاقاتی که پیش میآید چه نوع حضوری در آینده میتوانند داشته باشند و وجود آنها را در حدّ یک اتفاق در نظر نگیریم تا گرفتار روزمرّگی و انفعال نسبت به آن اتفاقات و رخدادها نباشیم. در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» بخصوص در صفحات 115 به بعد آن کتاب، سعی شده متذکر این امر باشیم 2- این نکتۀ بسیار مهمی میباشد از آن جهت که به راحتی نمیتوانیم در تاریخی حاضر شویم که تنها به عنوان افقی مقابل ما گشوده شده. اینجا است که اگر به آیندۀ هر حرکت و رخدادی نیندیشیم، عملاً متوجۀ تاریخی که افقی را مقابل ما گشوده شده؛ نخواهیم بود.
به عنوان مثال به آیندۀ تهاجمی فکر کنید که در جنگ رمضان از طریق آمریکا و رژیم صهیونی به ما شد که اگر آنها در این تهاجم به اهداف خود که از قبل تعیین کردهاند؛ نرسند، عملاً شکست خوردهاند و ما تنها اگر در بستر مقاومتی که پیش آمده تسلیم نشویم و کوتاه نیاییم؛ پیروز خواهیم بود.
البته معلوم است که آنها پیروز نشدهاند زیرا به اهدافی که در نظر داشتند، نرسیدهاند و این است معنای اینکه ما از همان روز اول در این مقابله پیروز شدهایم و این لطف بزرگی است که برای ما پیش آمده است. آری این در صورتی است که متوجۀ جایگاه تاریخی آن تهاجم و این مقاومت عظیم بشویم و فردایی را مد نظر قرار دهیم که برای آمریکا به عنوان ابر قدرتِ شکست خورده در پیش است و ناکامی برای اسرائیلی که بنا داشت در همۀ منطقه غرب آسیا به عنوان قدرت برتر حاضر شود. این است آیندهای که باید با تفکر تاریخی در این زمانه نسبت به جایگاه ایران اسلامی مد نظر داشته باشیم.
موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: در مورد این جمله آیت الله قاضی (ره) که فرمودهاند: «هرکس نمازش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند» لطفاً توضیح دهید که متظور ایشان چیست؟ از فواید و فضایل و برکات نماز مطابق فرمایشات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به قدر فهم آگاه هستیم، منتها این فرمایش آقای قاضی را مشخصاً توضیح بفرمایید که منظور ایشان چیست؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همانطور است آنگاه که انسان خداوند را به عنوان معبودی بیابد که دل را تماماً به او سپرده است و در راستای همین دلدادگی به او، نماز را، آری! نماز را که به عنوان عمود دین پیامبر خدا «صلوات اللهعلیهوآله» در مورد آن فرمودند: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا» اولین چیزی که در نسبت با بنده به محاسبه مینشیند، نماز اوست و چنانچه او در این حضور در طول زندگی حاضر بود، آری! بقیۀ تلاشهای خوب او نیز مورد بررسی قرار میگیرد. زیرا هر حرکت خوبی اگر ذیل توحیدی نباشد که ما در نماز یافتهایم، جای و جایگاهی ندارد. مهم آن است که با نگاهی که عرض شد در نماز وارد شویم و معجزۀ آن را که اُنس بینهایت کوچکها با بینهایت بزرگیها است، احساس کنیم. موفق باشید
سلام علیکم: عزاداری های شما قبول. حاج آقا بنده مادر یک پسر نوجوان هستم ایشون قبل و بعد تکلیف خیلی به مسائل شرعی من جمله نماز و... مقید بود ولی الان چند ماهی میشه تقیدی به نماز نداره، در مورد مسائل اعتقادی و سیاسی هم نظراتش متفاوت شده ما تقریبا تمام اصول تربیتی رو تا جایی که از دستمون براومده در مورد ایشون رعایت کردیم و این چند ماهه اندازه چند قرن برای ما گذشته. از بس که تلخ و باورناپذیر بوده. پیشنهاد حضرتعالی برای شرایط ما چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این عزیزان نیاز دارند تا جوابهای سؤالاتشان با ادبیات و عمق بیشتر از آنچه که تا دیروز با آنها در میان میگذاشتیم؛ جواب داده شود. بیحساب نبود که آن رهبر شهید بصیر در ۱۴۰۲/۰۴/۲۱ https://khl.ink/f/53333 فرمودند: « ... آن نقطهای را که من امروز انتخاب کردهام تا روی آن صحبت کنیم، مسئلهی تبلیغ است. واقعاً با اطّلاعاتی که به من میرسد از جهات مختلف، نسبت به تبلیغ نگرانم! بله، همهی این فعّالیّت هایی که ذکر شده، بیان شده، گزارش شده، واقعی است، درست است، میدانیم؛ در عین حال نیاز ما بیش از اینها است! اینقدر ظرفیّت تبلیغ در این کشور انبوه و متراکم و گسترده است که اگر ما چندین برابر آن مقداری هم که کار میکنیم، کار کنیم، به نظرم این ظرفیّت پُر نمیشود. هم به تبلیغ احتیاج داریم، هم به موعظه احتیاج داریم، هم به تحقیق احتیاج داریم؛ اگر تبلیغ ما متّکی به تحقیق نباشد، خنثی و ابتر خواهد شد. حالا من یک مطلبی را در پایان عرایضم عرض میکنم. لذا امروز من چند مطلب دربارهی تبلیغ را آماده کردهام که به شما عزیزان عرض میکنم...». در همین رابطه حدود ۱۷ سال پیش بحث «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شد و هنوز هم امیدواریم که با تشخیص دقیق سؤالات جوانانمان، اعتراضات آنها را نردبانی برای صعود هرچه بیشترشان بگردانیم، مشروط بر آنکه جوانانمان را درک کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز، به امید گشایش و فرج پیرو پرسش ۴٢٠٧٧ با شما ادامهی گفتگو میدهم تا بلکه نوری برای درک خویشتن و دیگری به قلبمان بتابد که گویا جایگاه نسبت برقرار کردن با ولی زمان و اتحاد حقیقی در همین حوالی است. لحظاتی که احساس آن محرومیت قلب مرا میآزرد، خیلی چیزها در نظرم میگذشت، اول اینکه ما با بالاترین محرومیت یعنی فقدان آقای شهیدمان است مواجه شدیم که از همه خسرانها عظیمتر است... بعد متوجه حال و احوال مردم شدم که با آمدن در این تشییع تاریخیِ بیمانند به امید دیدار ایستادهاند و وقتی اعلام شد که حتی یک دیدار هم ممکن نیست، حیران و بعضی آشفته و بهم ریخته شدند و اکثرا بدون توجه به اطراف به سرعت میرفتند تا شاید با رسیدن به نماز با بودنی دیگر، عهدی تازه کنند، اینجا دیدم دیگر زبان و کلام دل تسلا نیست، فقط سبک آقای شهید بود که جمعیت را پیش میبرد. حیرت غلبه داشت و خدا میداند به هرکس چه میگذشت، عدهای پس بیتابی درون خویش برنمیآمدند و زبان به نارضایتی میگشودند، آن هم عشق بود که راهی جز فریاد برای ابراز نیافته بود. آیا ما آن محبت را هم درک میکنیم و آن آشفتگی هم برایمان نماد عشق هست؟ تلخ است، صبوری و حلم بهتر است، سعه صدر شیرینتر است، آری! ولی هر کس در این راه، حالی دارد و قدری که او را پیش میبرد... جویای درکی هستم که مبدأ وحدتهاست، درک دیگری و دیدن انسان در هر صحنه و آزاد شدن از رتبهبندیهایم آرزوست، آیا میشود خدا را یافت در این اختلاف نظرها و اختلاف گفتار و اختلاف رفتارها؟ راحت نیست، من هم چون بقیه مشتاق رؤیت احوال اهلبیتیام در خویش و دیگران و این فقدان برایم جانگدازتر است، اما ما انسانیم و لاجرم از طی طریق تا شدن... آری! در مصائب عدهای زینبوار عظمت و زیبایی حق را میبینند و خطبه میسرایند و روضه به پا میکنند و بعد از مدت کوتاهی پر میکشند، برخی سجادوار علاوه بر خطبهخوانی در دعا نجوای عاشقانه میخوانند، برخی رقیهوار ناله سر میدهند در غم فقدان دق میکنند، برخی بیابانگرد و شاعر میشوند، یکی شعر حماسی میسراید، یکی نغمهی غم میسراید، یکی چون آن شبان در دوران موسی کلیم(ع) نجوایی دارد، قطعا تفاوت وجود دارد اما جای ما کجاست؟ باز ادامه میدهم، فکر مرا با خود میبرد به درد دوستانی که به هزار و یک دلیل از آمدن در این سیل خروشان محروماند و به سربازان خدوم، گمنام، امنیتی و دفاعی ایران عزیز که از جان خویش و حتی از حضور در چنین عرصههایی هم گذشتهاند، درد آنها قطعا بیشتر است، آن دم بود که اویس قرنی در نظرم آمد. و درود بیپایان بر آقای شهید ایران که خود سردمدار این محرومیت ظاهری بود، او از زیارات و خیلی از اعمال و احوال که ما به طور عادی برخورداریم، محروم بود و به یقین در قرب فکر و راه و سبک به حضرات معصومین علیهمالسلام بود که چنان دُردانه شد در این تاریخ... خوش به احوال هرکس که برای مولا، اویس است و چنان جان در گرو آن یار دارد که امر مولا بر قلب و عملش حاکم است. ناگهان مردمی در نظرم میآمدند که همعصر حضرات معصومین علیهمالسلام بودند، در یک مکان و زمان، حتی نماز خواندن ولیِ خدا را دیدند، شب تا صبح صدای نجوایش را شنیدند، حتی عدهای پشت خیام نشستند و گریه کردند و در جنگ مشارکت نکردند، و امام سجاد علیهالسلام فرمودند لعنت خدا بر شما... قصه بسا پیچیده است در عین سهل بودن و... درد دیدار دردیست اما درد رؤیت و لقا که شما فرمودید در لایهای عمیقتر و حضوری از جنس حیات طیبه محقق شدنی است... و در نهایت، با تمام وجود دیدار، رؤیت و لقا را برای خویش و دیگران خواستارم، و آگاهی به آن فقدان بالاتر را هم... و از او گشایشی در ساحت باطنیتر طلب کردم... هرچند انسانم و محتاج نمود و نماد... استاد عزیز، فکری مرا به سمت ادامهی گفتگو میکشاند، درست است که ما در عین محرومیت ظاهری از مواهب بیکران رب العالمین بهرهمندیم، اما آیا آن سبکی که فرمودید در این مراتب راهگشا نیست؟ میشود که سبکی شویم بر مبنای ولایتی که محبت بین امام و امت است و در مراتب مختلف ولایت جاری و ساری است؟ و آیا درک انسانی و مودت و محبت و ود ما را از باتلاقهای نخوت و بیانگیزگی نجات میدهد؟ پس باز آن سبک بگویید. منظورم از درک دیگری، درک در ساحت انسانی است، درک در ساحتی که خود را دیگری ببینم... یک نحوه نگاه پدیدارشناسانه توحیدی... سعی کردم شرح درون دهم تا بتوانید کمک کنید برای عبور و رشد... امید است هم چون نگارمان خامنهای شهید، هم حُسن روی دوست را در نمایش خلق ببینیم و هم بر سر عهد ابدی و ازلی پر پرواز بگشاییم! ای مهر فروزان تو بشو مأمن جانم تا رخ فرزانهی تو در رخ خلق ببینم. اللهم ارزقنا
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً به جایگاه خودآگاهی جدید بعد از شهادت رهبر انقلاب در نسبت با نهضت ایمانی امام حسین«علیهالسلام»، فکر کردهاید که چگونه مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود میباشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمیگذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و مردم ما فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهانِ دیروز و امروز عمیقتر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر میشویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان مینگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان میبیند و نه در حجاب 150 سالۀ غربزدگی، و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمیگیرد، نقش آفرین نباشد و گمان کند میتواند آخرین تصمیم باشد. و چه زیبا، آری! و چه زیبا به یگانگی در نسبت خود با انسانهایی قرار گرفتیم که همۀ تلاش دشمنان حقیقت آن بود که این یگانگیها را از میان بردارد در مسیر اربعینی، آن پیر زن افغانستانی با آن آداب خاص خود آنقدر به آن بانوی متجدد نزدیک بود که حقیقتاً نور توحید در جمال هر دو به زیبایی تمام به میان آمده بود. و البته و صد البته باید مواظب بود که عاداتهای عادی هر قوم، حجاب این حضور توحیدیِ فوق العاده نگردد. امری که معلوم است رسانههای دشمن برای جدایی ما بدان دامن میزنند که قرآن تحت عنوان «مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَار» از آن نام میبرد. بدین معنا که عاداتهای روزمرّه انسان را از دیدن حقیقت توحید که در زبان و حرکات انبیاء به ظهور میآید، غافل کند. خوشا به حال آنانی که در این حضور اربعینی، فردای بزرگ توحیدی را نهتنها مدّ نظر که حتی در حرکات و سکنات این مردم نظارت میکنند.
به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه« و با به میان آمدن انقلاب اسلامی، از فتوحات آخرالزمانیِ ایشان در درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان دارد تا انسانها خود را در بعثتی خاص در برابر غربزدگی بیابند و این غیراز شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود مردم به نحوی تجلی کرده که معنای حضور آخرالزمانی خود را می شناسند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران حقیقی که تفکر تاریخی دارند، میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر است که حقیقتاً کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و اکنونِ خود را با نظر به امامی که به زیارت او رفتهایم تا شخصیت او را در افق خود، حاضر و حاضرتر کنیم؛ به میان آوردهایم و این است معجزۀ زیارت وقتی تاریخی بدان بنگریم. در این مورد سخن بسیار است ولی کلامی بزرگتر از همین نکته در میان نیست که باید به معجزۀ زیارت در نگاهِ تاریخی نظر کرد تا او را در تاریخ خود که به سوی نهاییترین حضور است برای همۀ انسانیت بنگریم و از این حضور در اکنونِ خود بیگانه نباشیم. و این است معجزۀ زیارت، وقتی تاریخی بدان بنگریم. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
سلام استاد: من مدام حق و باطل رو گم میکنم یعنی کلیات رو میفهمم اما مصداق رو اشتباه پیدا میکنم ،استاد من خانم هستم اما شاغلم ولی مرخصی بعد تولد فقط تا نه ماهگیه با سه چهارم حقوق و درست زمانیکه بچه شروع میکنه به فهم اطرافیان باید مادر بره سرکار، بنظرتون این درسته، توی بعضی کشورها که مسلمانان هم نیستن برای افزایش نسل، این مرخصی تا دو یا سه سالگی بچه است با حقوق کامل یعنی دیگه تقریبا بچه مستقل میشه اما اینجا که این همه شعار فرزندآوری میدن حاضر به حمایت خانم ها نیستن، استاد من بچه یکسالمو پیش کی بذارم، نه مهد کودکی اطرافم هست نه میخوام مزاحم فامیل بشم، اینه که دارم قید کارکردن رو میزنم و ناچارا تو خونه نشستم، شوهرم هم که تو یه شرکت خصوصی کار میکنه که تا دو ماه دیگه بیشتر کار نداره، خانوادم مخالف مطالعات من بودن، یه خانم ظاهر صلاح اومد واسطه شد و گفت که با این ازدواج میتونم مطالعاتم رو ادامه بدم ولی خودتون قضاوت کنید این شرایط الان منه، من قید تمام خواسته هامو از ازدواج زدم به امید داشتن هم فکر، اما الان این منم استاد نمیدونم زن باشم یا مرد، مونس و همدم داشتن که هیچ، فقط ناچار به موندنم، چون نه راه پس دارم نه راه پیش، بشم زن مطلقه و بچه مو بگیرن ببرن ازش سگ شکاری بسازن، بمونم و به فقر و فلاکت بیفتم و نهایتا بتونم چند تا بچه بزرگ کنم که اونم معلوم نیست صالح از آب دربیان، خانوادم هم میگن بدون کار منو نمیخوان، هیچ راهی ندارم استاد، با یه امیدواری رفتم سرکار که استعدادهام رو رشد میدم، تمام کارهایی که پول نداشتم انجام بدم انجام میدم کتابهایی که میخوام رو میخرم هنرهایی که میخوام رو ادامه میدم بچه هام رو طوری تربیت میکنم که توی جامعه به جایی برسن، ولی این خانم با دروغ هاش همه چیزم رو گرفت، خانوادمم گه از خدا خواسته من رو به ازدواج با اینا دادن تا آبرو و اعتبار و شغل و ازدواج خوب به دست بیارن، حالا استاد من موندم دارم به انسان بودن خودم شک میکنم، یعنی من هم حق انسانیت دارم؟ چرا اسلام اینجا هیچ کاری ازش برنمیاد؟ چرا قوانین اسلام همه به ضرر دینداری و سلامت روحی زنه، چرا جامعه هیچ حقی به زن نمیده؟ و زن هیچ حقی برای انسان محسوب شدن نداره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، محال است خداوند راهِ باریکی برای یک زندگی سالم در مقابل انسان قرار نداده باشد. آری! نباید به جهت سختیهایی که پیش میآید، زندگی را طوری آتش زد که مجبور باشیم در خاکسترهای آن قرار بگیریم. این هنر انسانهای بزرگ است که در اوج سختیها، ماورای آنها زندگی کردند. یکی از پیشنهادهای اهل نظر آن است که در این موارد شخصی را که شایسته میدانید مدنظر قرار دهید و عموماً با نظر به او تصمیم بگیرید و عمل کنید. موفق باشید
سلام استاد گرامی ۴ماه خونین دل در شهادت آقامون ومنتظر تشییع ایشون بودم .دلم پر پر میزد که در مراسمشون شرکت کنم . خیلی دوست داشتم درتهران حضور پیدا کنم که به دلایلی توفیق نشد و درمراسم قم به بدرقه آقای شهید رفتم.حدود۱۳،۱۴ ساعت در مسجد مقدس جمکران چشم انتظار آقا بودیم .بعد نماز بر پیکر پاک ایشون به قصد تشییع به بیرون مسجد رفتیم که در وسط راه گفتند پیکر آقا را به جایگاه میارن برای زیارت مردم .. ولی ما که از روز قبلش چشم انتظار بودیم در ازدحام جمعیت نتونستیم بر گردیم و توفیق این دیدار ازمون سلب شد. وقتی هم شهدای عزیز را به مسیر تشییع آوردن ، بخاطر همراهانمون نتونستم تا آخر عزیزان را مشایعت کنم ویه مقدار مسیر را که دنبالشون رفتیم ..برگشتیم.... از همون مدقع تا حالا خیلی حالم گرفته وبده، یه غم بزرگ ، یه بغض سنگین، یه درد عمیق ویه حسرت عظیم رو دلم مونده که چرا نتونستم یه دل سیر آقای مجاهد شهیدمون را ببینم وزیارت کنم .تو راه که بر میگشتیم تا خونه فقط اشک میریختم که چرا این توفیق ازم سلب شد....
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حضوری است که بحمدالله این مردم با نظر به شخصیت آن مرد الهی متوجه شدهاند با شهادتش افقی برای ادامه بودن ما گشود و بتوانند راهی را که خداوند پیش آورده بیش از پیش بشناسند و با جدیت تمام آن را ادامه دهند زیرا مردم ما اعم از زن و مرد انسانهای دیگری شدهاند برای حضور در جهانی که دیگر جهان آمریکا و اسرائیل نیست ، حال ما هستیم و آینده ای که آن مرد الهی در مقابل ما گشود به خصوص در بیانیه گام دوم. به نظر میآید وقت آن رسیده است تا او را بازخوانی کنیم و بیانیه گام دوم از این جهت حرفهایی برای آینده ما دارد. موفق باشید
«آنچه قوة وَهميه انسان را در کنترل ميآورد تا با اندک بهانهاي به خنده نيفتد قوه عاقله است و لذا انسانهايي که عقل خود را رشد ندادهاند توان کنترل خود را در خنديدن ندارند و اين را نبايد حمل بر گشادهرويي کرد. و اگر انسان متوجه چنين نقيصهاي در خود شد بايد با تدبّر در امور حِکمي آن را جبران کند.» این متن از جزوه «قهقهه و جهالت، تبسم و حکمت» گزینش شده است.از امور حکمی چه مد نظر است که باید تدبر شود؟ قرآن و احادیث و فلسفه و ...؟ خصوصا به قول جنابعالی در تاریخی که بعد از شهادت رهبر انقلاب پیش آمده است و خصوصا در توجه به آثار امام شهید در سلسله جلسات رهبر شهید و خلق معانی جدید در کلام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری اساساً عقل یعنی بندی که احساسات را کنترل میکند و به همین جهت آن حلقهای که پای شتر را کنترل میکند عقال گویند. پس بحث در عقل و حکمت است یعنی آن چه ما را از توهمات و وهمیات که تحریک کننده میباشند به واقعیات و سنتهای الهی نزدیک کند. در این مورد انشاءالله دنبال کردن سیر مطالعاتی سایت مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: مختصر اینکه، بنده در سن جوانی هستم و دینی ندارم و کافر - بی ایمان - هستم. تا جایی که من میبینم - شاید اشتباه باشد برداشتم - کتاب هایی که در مورد دین بخصوص عقاید نوشته میشوند برای کسانی هست که یه پیش زمینه ای در شناخت خدا دارند و میخواهند ایمان مخاطب را که ضعیف است قویتر کنند و توجهی در نوشته ها و گفته ها و کتابهایشان به کسانی که هیچ پیش زمینه ای در مورد خدا ندارند و کافر هستند و به عبارتی در نقطه صفر قرار دارند نمیکنند. با توجه به تجربه زیادتان در تربیت انواع نسل ها و با در نظر گرفتن وضعیت بنده (بی ایمان بودنم) چه پیشنهادهایی به افراد مثل بنده دارید تا ایمان بیاوریم؟ لطفا سلسله کتابهایی را هم در زمینه شناخت دین اسلام به صورت جامع مخصوصا عقاید برای افرادی در شرایط بنده را معرفی فرمایید. بسیار سپاسگذارم از وقتی که گذاشتین
باسمه تعالی: سلام علیکم: این حالت را به فال نیک بگیرید که نمیتوانید در دینداری دیروزین حاضر باشید و به همین جهت به ما فرمودهاند: «من عرف نفسه فقد عرف ربّه» بنابراین اگر بخواهیم پروردگار خود را بیابیم باید با معرفت نفس شروع کنیم. آری! پس از آن برای سؤالاتی که پیش میآید کتابهای شهید مطهری بسیار جوابگو هستند. در رابطه با «معرفت نفس» خوب است به کانال «معرفت نفس» https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید. سوالی داشتم: قاعدتاً دو چیز می تواند جلوی انسان برای انجام گناهانی چون خود ارضایی، کشف حجاب، روابط نامشروع و... را بگیرد؛ یا «انسانیت» یا «اعتقادات». وقتی برای کسی هیچ کدام از دو مورد بالا نباشد، ما تا صبح هم که بیاییم دلیل عقلی بیاوریم و اثبات کنیم و فواید و مضرات بگیم و امر به معروف و نهی از منکر و کار فرهنگی بکنیم و قانون گذاری، چه تأثیری دارد؟ و اصلاً این کار ها را هم که بکنیم، صلب آزادی اندیشه و تفکر نمی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بشر جدید با روحیۀ آخرالزمانی خود طالب نهایتها میباشد و باید با نوعی گفتگو در این مورد با آن وارد شد تا متوجه شود با اعمالی که نام بردید از آن حضور معنوی که نیاز روح و روان اوست، محروم میشود و از این جهت مباحث «معرفت نفس» به جهت آنکه به جای استدلالی حالت حضوری دارد، میتواند مفید باشد. کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرح شده است. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجتالاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط دهگانهی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبتهای ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال میکند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرمودهی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پروندهی جنایتهایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح میکند که «چرا ما با آمریکا مذاکره میکنیم؟» و بعد پاسخ میدهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک میشود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط دهگانهی امام رشیدمان را سر میبرد و میگوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث میکند و میگوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه میگوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازهی حملهی ابتدایی را نداریم نتیجه میگیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمیجنگیم برای امالقرا میجنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمیگوید. حتی نمیگوید قرار بود برای آتشبس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتسبس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگهی هرمز است. ایشان میگوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همهی دنیا میگوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامهی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» میخواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور میکند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجهی آتشبس به دست آمده محاصرهی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجهی میدان و خیابان میدانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجهی اقدام زیبای میدان و خیابان میدانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلماتگرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که میخونید میگه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانیکه عجله میکنند دارند اشتباه میکنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطهای کمرنگ میشود. انتقامی که از شروط دهگانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطهها نیفتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان میگذارد و گمان میکنم صوت بعدی ایشان روشن میکند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی میکردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814 با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهایشان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید میپذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقبنشینی نمیکنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیلهای میگویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر میکنیم. و البته همانطور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدایمان برنمیداریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بینبردن ابرقدرتیِ آمریکا میباشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنهای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: آیا در هر خانواده و هر محیطی میتوان رشد کرد؟ منظورم رشد واقعی و کامل است. حد من چقدر میتواند باشد میتوانم درحد سلمان و حاج قاسم و ... باشم یا باید بپذیرم که حتی در خوبی و رشد هم محدودیت وجود دارد؟ من بسیار ناراحتم و حتی دچار حسادت هم شده ام لطفا من را راهنمایی کنید. این سوال من را بشدت غمگین ساخته و وقتی که نه دردنیا قرار است خوب باشم در امور دنیایی و نه آخرتی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حالیکه حتی در محیط خانۀ فرعون میشود همچون حضرت کلیم الله «علیهالسلام» رشد کنند، بنابراین محیط در جای خود علت اصلی نیست. در این موردمرحوم آیت الله حائری شیرازی در کتاب ارزشمند «مربی و تربیت» نکات خوبی را با خواننده در میان میگذارند. مهم آن است که با تدبّر در قرآن و تأمّل در روایات جلو و جلوتر برویم. در این مورد امثال شهید مطهری عزیز برای ما حرفها دارند. موفق باشید
🔺دکتر جلیلی عزیز! لطفا شجاع باشید! دکتر جلیلی عزیز! سکوت خود را بشکنید. ساکت این ایام نباشید. همفکران شما به تبیین نیاز دارند. بیایید با مردم ساده سخن بگویید. شما رهبر نیستید که عده ای بنشینند و به تفسیر بیانات و مطالب کانال شما بپردازند. ساده، شفاف و همه فهم نظر خود درباره موضوعات جاری کشور را برای هواداران خود و مردم انقلابی توضیح دهید تا از نگرانی خارج شوند. اگر شما هم مانند عده ای معتقدید شروط رهبر زیر پا گذاشته شده، مذاکره حرام است، شرافتمندانه نیست و عده ای کوتاهی کرده اند، شجاع باشید و برای دفاع از ایران اسلامی مواضع خود را صریح بیان کنید. آیا در چنین شرایطی سکوت دفاع از کشور و حریم ولایت است؟ و اگر مسئولان مسیر درست را میروند، مطیع امر ولایت و تحت نظر ایشان فعالیت میکنند، این را هم شجاعانه با مردم در میان بگذارید و باعث برطرف شدن این غبار بی اعتمادی و اختلافات درون جبهه انقلاب، آن هم در این شرایط حساس شوید. ما میدانیم شما مسئولیتی ندارید، میدانیم در این روزهای کشور در تصمیم گیری و تصمیم سازی نقشی ندارید، اما خوب هم میدانیم که عده زیادی از مردم به هر دلیلی به حرف های شما اعتماد دارند و مواضع شما میتواند سبب تنویر افکار عمومی شود. خواهش ما از شما این است، همانطور که برای سفرهای متعدد به استانها، شهرها و روستاها احساس مسئولیت میکنید، همانطور که به جلسات تفسیر اهتمام میورزید، همانطور که هر دوره برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری احساس تکلیف میکنید، در این روزها و شب های حساس نیز که دشمن در صدد ایجاد شکاف در صفوف مسلمین است، احساس تکلیف کنید، شجاعانه به میدان جهاد تبیین ورود کنید و از ولایت و حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی دفاع نمایید تا این اختلافات به فتنه بدل نشوند، و اگر خدای ناکرده دشمن فتنه ای ایجاد کرد حضرتعالی ساکت فتنه لقب نگیرید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید آقای دکتر جلیلی ساکت نیستند ولی از آن طرف هم متوجه میباشند در این موقعیت، نباید فضا را دو قطبی کرد و بحمدالله همۀ قوا ذیل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب مشغول فعالیت هستند. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا. وقتتون بخیر. من خیلی به حقیقت علاقه دارم و یکساله که عاقل شدم. یه جا فرمودید تقوا یعنی هرچی میدونید عمل کنید و اگه به هرچه میدونید عمل کنید، اونچه نمیدونید خدا تعلیم میده. میخواستم بپرسم برای اینکه روی نفس مون پا بذاریم یعنی از قوه واهمه نجات پیدا کنیم، این برنامه مورد تایید شماست؟ که لیستی از چیزهایی که میدونم رو بنویسم. مثل تقید زیاد روی واجبات، ترک محرمات تحت هر شرایط سختی، نکات اخلاقی و... ، مراقبت از مبتلا نشدن به خطاهای بدیهی مثل سوء ظن و ... ؛ خوش اخلاقی و حمایت از حق و ولی فقیه، قرآن یه صفحه در روز. اینها رو انجام بدم و جلوی هر مورد تیک بزنم تا از قلم نیفته، و اونوقت میتونم مطمئن باشم وقتی هرچی میدونم بهش عمل کردم، بدون شک خدا چیزهایی که نمیدونم رو تعلیم میده؟ یعنی نور علم به قلبم تابیده میشه و همینطور باز به علم جدید عمل کنم، مجددا علم جدیدتر میاد، میخواستم بپرسم این روش مورد تاییدتون هست؟ چون واقعا از علم حصولی نمیتونم بگم خسته ام ولی اون چیزی نیست که جان من میخواد و تا جایی که متوجه شدم برای علم حضوری، باید هرچیزی بهش یقین دارم رو حتما انجام بدم وگرنه کار جلو نمیره. درست فهمیدم؟ این روش تیک زدن خوبه؟ و تضمینیه یا خیر؟ از مواردی شروع کنم که بهش یقین کامل دارم. مثل شریعت و برخی نکات اخلاقی و قرآن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی میباشد و البته با تدبّر در قرآن و دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و مباحث توحیدی مانند «برهان صدیقین» حضور معنوی انسان طوری رشد میکند که بیشتر جهت روح به امور متعالی جلو و جلوتر میرود که این معجزۀ تدبّر در قرآن است. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با این شعر چیست؟ «زدستم بر نمیخیزد که یک دم بیتو بنشینم / به جز رویت نمیخواهم که روی هیچ کس بینم / من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم / که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم» سعدی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت نظر به حق و حقیقت، تا آنجا انسان را جلو میبرد که چیزی جز نظر به او برایمان نمیماند و این یعنی «فنا». از آن جهت که تناهی رویداد حقیقت به منزله پوشیدگی ذاتی انسان میباشد تا حضرت محبوب خود را بنمایاند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: من تحصیلات خاصی ندارم مطالب شما را به دقت پیگیری میکنم. الان میخوام تکلیف خودم را بدانم در برابر جامعه. آیا به نظر شما با جمعی در هیاتهای خانگی مباحث شما را کار کنم یا آنها را تشویق به گروه های کتابخوانی کنم و از سایت شما برای صوتها استفاده کنند هر چند برای تدریس کتابهای شما من هم از همان مطالب صوتهای شما میخواهم یادداشت برداری کنم و بیان کنم، اصلا این درست است؟ و آیا وظیفه من این است درحالی که از خودم نو آوری و مطلبی و تحلیلی ندارم بخواهم اینطور تدریس کنم؟ و البته یه موضوعی هم هست که افراد هیات یه انس و علاقه ای به من دارند میخواستم از این محبت استفاده کنم اما نمیدانم کدام روش خدا پسندانه است و مهم تر از آن وظیفه من است بیشتر به سمت کتاب خوانی کتابهای شما برود تاثیرش بیشتر است؟ یا تدریس های کپی گونه از مطالب شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم نزدیکیِ هرچه بیشتر مخاطبان است به معارف توحیدی تا آرامآرام در کسب سجایای اخلاقی و تقوای الهی موفق شوند و با قرآن و روایات اولیای معصوم مأنوس گردند. همین مسیری که میفرمایید خوب است تا ان شاءالله آماده شوند و صوتهای مباحث قرآنی را با راهنمایی جنابعالی دنبال کنند تا ان شاءالله با تفسیر گرانقدر «المیزان» آشنا شوند. البته باید مواظب باشید که علاقۀ آنها به جنابعالی حالت مرید و مرادی پیدا نکند. موفق باشید
سلام استاد: چیزها گفتند مردم، نیست حتی چیزکی. نقض شد ضربالمثل با حرفهای دلقکی. گفتم از این سگصفت بیزارِ بیزارم ولی، نه به سگ توهین نکن، دارد گناه حیوانکی. ناامیدی میوهی گندیدهی اخبار بود. کشوری میسوزد از تحلیلهای آبکی، گوش هرکس هم بدهکار حقیقتها نبود، چشم را باید بشوید، یا بگیرد عینکی. عدهای تخریبگر، وحشی، مضر جامعه، عدهای دنبالشان با مغزهای آهکی. اعتراضات به حق مردمی شد بارِ کج. کِی رسید این راه ها حتی به ترکستانکی؟ دود تنها توی چشم آتشافروزان نرفت، مانده بر دیوار صدها خانه قاب کودکی. توی روز رأیگیری خانه ماندی؟ شکنکن شد بهانه تا بیاید سمت ایران ناوکی، هر کسی وقت تمنای ولیّ در خواب بود، جنگ بیدارش کند، هر جا به هر آلونکی. بوستان سعدی و دیوان حافظ را ببند، تا بخوانم شعر نابی از کتاب رودکی. آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد، زیر پرچم در خیابان، یا که شهر موشکی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! «آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد» و حال مائیم و خیابان و معراجی بس عزیزالقدر. حضور مردم در خیابان نوعی حضور مردمی است که خود را زیر سایۀ رهبر شهید ادامه میدهند، مردمی «خودآگاه» به جای تودههای سرگردان که دشمن را نمیشناسند. مردمی در خیابان حاضر شدهاند که حتی با حضور و بصیرتی عمیقتر از ابتدای انقلاب به صحنه آمدهاند و معلوم است که دشمنان ما و وابستگان داخلیشان نسبت به این حضور، ناراحت باشند و به آنها تهمت «رانتخوار» بزنند زیرا وابستگان به جبهۀ دشمن، دلبسته به نظمی هستند که در حال زوال است و اینان هستند که به دشمن تصور غلطی از ایران میدهند. موفق باشید
