باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً از جهات متعددی قضیه از همین قرار است. از آن جهت که ما متوجهی جایگاه تاریخی این انقلاب بزرگ نباشیم که با چنین بادهای موسمیِ سیاسیکاران کوچکترین لرزهای بر کوه وجود او نخواهد افتاد.
و از آن جهت که انقلاب اسلامی افق گشودهای است تا انسانها آزادی را در آن احساس کنند و تجربه نمایند به همان معنایی که رهبر عظیمالشأن انقلاب فرمودند: «پیروزِ انتخابات دیروز، شما مردم ایرانیاید و نظام جمهوری اسلامی است که به رغم توطئهی دشمنان توانسته است اعتماد این ملت را به طور فزاینده جلب کند». این یعنی مردم زندگی خود را در بستر نظام اسلامی میتوانند آزادانه جستجو کنند.
و از جهت دیگر جریانهای اصولگرا با همهی خوبیهایی که دارند و داشتند و توانستند انسجام خوبی را در برجستهکردنِ حجتالاسلام و المسلمین دکتر رئیسی نشان دهند به خود آیند که چرا اتهام خشونتطلبی و ضد آزادیبودن بر آنها چسبید؟ آیا نباید با یک بازیابی و بازخوانیِ تاریخی بیش از گذشته، بر ارزشنهادن به آزادی تأکید کنیم تا دشمنان حقیقت که آزادی را در پایینترین درجهی آن یعنی آزادی فرهنگ تجدد را در مقابل مردم ما گذاشتهاند، آزادی را که غذای روح انسان است وقتی در عمیقترین و بنیادیترین شکل آن به صحنه آید، را از ما نربایند؟ تاریخ، تاریخی است که نشان داده شد انسانها بیش از آنکه عدالت برایشان مهم باشد، آزادی مهم است و ما در آیندهی خود و در بازخوانیِ دیروزمان باید به آزادی در همهی ابعاد آن تأکید کنیم، به همان معنایی که حتی اگر کسی در حریم خصوصی خود گناهی انجام میدهد، هیچ دخالتی نداشته باشیم. ولی با طرحِ آزاداندیشی بفهمانیم به تفکر، آری! به تفکر آنچنان احترام میگذاریم که منجر به تفاهم و فهمیدن همدیگر شوند. در این حالت است که جایگاه هرکس معنا میشود و نمیخواهیم هرکس به غیر از آنچه که ما فکر میکنیم، فکر نکند. و این وظیفهی سنگینی است که انتخابات اخیر در جلوی ما گشود و من به اجمال این سخن را طرح کردم. امید است که وقت تفصیل آن فرا رسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه رفیق!! خدا پدر پدر بزرگت را در نیاورده. از دو جهت موضوع قاطی شده: یکی اینکه میگویی امکان ذاتی را چرا خدا به ما داده، غافل از اینکه «امکان» که چیزی نیست که خدا داده باشد، یک ظرفیت است از طرف مخلوق. دیگر اینکه فکر کردهای که باید با این گناهان که انجام میدهید مأیوس شوید؟ و از همه بدتر از ظلمهایی که در این عالم میشود، به جای آنکه یقهی ظالم را بگیری یقهی خدا را گرفتهای!! غافل از آنکه تاریخ همیشه ثابت کرده پیرو این صحنهها چه حکمتهایی نهفته است. گفت: «صد هزاران طفل سر بُبْریده شد / تا کلیم اللّه صاحبدیده شد». اینکه تصمیم گرفتهاید در قیامت سر خود را پایین بیندازید و راحت بروید جهنم، اخلاق خوبی است. چون در روایت داریم: خداوند به ملائکهی خود میگوید این بندهی سر به راهِ مرا برگردانید و به بهشتش ببرید. باریک اللّه که دوست نداری با خدا قهر کنی! ولی حیف که بین خلقتِ بر مبنایِ تکوین و اختیارِ فردی تفکیک نمیکنید و میگویید منکه وجود طلب نکردم که خدا بخواهد آن را به من هدیه کند، غافل از آنکه شما در ذات امکانیِ خود، چیزی غیر از شخصی هستید که باید در قوس صعود خود را بسازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نمیاید با حرکت جوهری عالم ماده خداوند دارای حرکت باشد. زیرا «وجود» در هر مرتبه خاصیت همان مرتبه را دارد و پایینترین مرتبهی آن عین حرکت است. در نتیجه بالاترین مرتبهی آن عین ثبات است. 2- باید در موارد شبههناک از ابراز محبتهای اینچنینی احتراز کرد. در محبت حقیقی، شوق بندگی به خدا بیشتر میشود، نه شوق به فردِ محبوب 3- عشق به زیبایی، انسان را از هر منظر زیبایی به حضرت حق منتقل میکند و اگر مشغول نظر به زیبارویان شد، قوهی واهمهی او رشد مینماید و این امر حجابی میشود جهت حضور قلب او در مقابل حضرت کمال مطلق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: طرف مقابل سعی داشت آیت اللّه جوادی را به نفع خود مصادره کند و حضرت آقا در عین آنکه نسبت به فتنه موضع خود را مشخص کردند ولی نخواستند به عنوان یک شخصیت فرهنگی در یکی از موضعگیریهای سیاسی جاری در کشور وارد شوند. موفق باشید
