بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب و احترام. از پاسخ‌های بسیار جامع و عمیق و راهگشای شما استاد بزرگوار جداً سپاسگزارم. همسر بسیار جوان یکی از دوستان که هنوز نرفته بودند سر زندگی‌شان در جنگ اخیر به شهادت رسیدن، سوالشان این است که اگر همسرشان در جنگ به شهادت نمی‌رسید آیا در همان لحظه و ساعت با مرگ از دنیا می‌رفت؟ یعنی آیا جنگ، مرگ کسی را جلو می‌اندازد یا نه؟ با توجه به اجل معلق و مسمی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند آن شهید عزیز را رحمت کند و تأثیر واسعۀ او را بر همگان و بخصوص بر خانواده‌اش بیفزاید و همسر محترم او را صبری عطا کند که نتیجۀ آن در هم‌اکنون، حضور بیشتر در ابدیت است در عین زندگی در همین دنیا. آری! همان‌طور که خداوند در آیۀ 22 سورۀ حدید می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هر آنچه برای انسان حتی در جان و نفس او پیش آید، قبل از آن‌که او خلق شود مشخص شده است و اینطور نیست که افراد بتوانند زندگی یا مرگ را به کسی تحمیل کنند. موفق باشید

41511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: 1_چرا سوره ی توبه يا برائت هیچ مناسبتی با بسم الله الرحمن الرحیم ندارد؟ 2_گفته اند آن قدر گرم است بازار مکافات عمل گر به دقت بنگری هر روز روز محشر است و میدانم که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :الآن قیامتی قائم. سوال بنده این است که بعد از شهادت یا وفات، رحمت رحمانی خدا چرا همیشگی نیست؟ و همیشگی نبودنش به چه معناست؟3_بهتر است معنای ربّ العالمين را بجای این که پروردگار جهانیان معنی کنیم پروردگار جهان ها معنا کنیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرموده‌اند از آن جهت است که سوره به قهر الهی شروع شده 2- نمی توان گفت رحمت رحمانیۀ خداوند همیشگی نیست. مهم شرایطی است که زمینۀ تجلی رحمت رحمانی او را فراهم نماید 3- آری! می‌توان چنین گفت. موفق باشید

41474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد از زمانی که جنگ آغاز شده تا الان هیچ ترسی از جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نکردم و همیشه که اطرافیان برخی احتمالات خطرناک یا شکست رو مطرح میکنن فارغ از اینکه حتی استراتژيست ها هم که محاسبات دنیوی دارن این احتمالات را تایید نمی‌کنند ، اما من به یاد جمله امام خمینی می افتم که در پاسخ به شعار ما همه سرباز توایم خمینی فرمودند ما همه سرباز خدا هستیم ، ملت ما مقاومت می‌کنند نیروهای مسلح جان بر کف شجاعانه در حال جهاد هستند و امید همه به خداست ، خداوند هم پناه و یاور این ملت هست تا این لحظه که همین طور بوده انشاالله پس از این هم همینطور هست هیچ ترسی نسبت به جبهه کفار و صهیونیست در قلبم احساس نمیکنم و دلم محکمه به بخشی از آیه ۱۴۱ سوره نسا " و لن یجعل اللهُ للکافرینَ علی المومنینَ سبیلا " ، اما نمی‌دونم چرا وقتی به منافقان داخلی فکر میکنم نه اینکه لزوما منافق و خائن باشند اما آنچه روشن است به آرمان ها و ارزش های انقلاب تعهدی ندارند به خط امام راحل پشت کردند و وعده های الهی امام شهید را باور ندارند و بعضا ضعیف النفس هستند و خدا را در نظر نمی‌گیرند ، وقتی به اینها فکر میکنم باید اعتراف کنم که کمی میترسم که اینها موفق بشوند ملت ما را از افقی که در پیش داریم باز دارند و نتایج مقاومت ملت را ضایع کنند جنگ به نقطه ای رسیده که دشمنان مستأصل هستند و تمام راهبردهای انها شکست خورده است ما نباید زمینه را برای خروج آبرومندانه انها فراهم کنیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حق در میان باشد هر جریانی اعم از دشمن خارجی و یا دشمن داخلیِ آن جبهه گرفتار پوچی و بی  ثمری و شکست میشود و بدترین شکست که احساس پوچی و بی ثمری باشد؛ نصیب کسانی میشود که حق را می شناسند و نسبت به آن بی تفاوت و یا دشمنی می کنند. مطمئن باشید بیچاره ترین و محروم تریم انسانها همین ها هستند با نوعی سرخوردگیِ فوق العاده که بهترین راه حل را خودکشیِ خود می بینند. در آینده ما با نظر به این جریان، عبرت هایی در پیش داریم. موفق باشید

41473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

نوشته من را در ۴۱۴۷۱ چقدر خوب تمام کردید استاد بدون شک همین است حرکت در جوهر یعنی حرکت به سوی توحید، جوهر یکی است و آن حق است. بدون شک خود رهبر انقلاب یک جلوه‌ی بی مانند توحیدی بودند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری نظر به جوهر عالم ماده است که عین حرکت می باشد حرکتی که قوه هایش به فعل تبدیل می گردد و به سوی کمال خودش که فعلیت آن می باشد، می رسد. موفق باشید

41430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر نظرتون در باره دنبال کردن اخبار جنگ از طریق رادیو جدال چیه؟ بنظرم با اینکه این برنامه نکات مثبت زیادی داره ولی با توجه به ینکه مشاور ندارن اشتباهاتی دارند برای مثال با تصویر کشیدن بدترین حالت و مواجه با اون ، انسان مقداری سست میشه مقایسه کنید با بیان محکم و امیدبخش و در عین حال دقیق و واقعی مشاور راهبردی رئیس مجلس ، جناب مهدی محمدی https://eitaa.com/tahlil_ata/3776

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد مهدی محمدی با اشرافی که دارند ، نکات دقیقی را در رابطه با موقعیت ما در رابطه با جنگ با آمریکا و اسرائیل مطرح کرده اند که خوب است مورد توجه رفقا قرار گیرد. https://eitaa.com/mohammadi61. موفق باشید

41423

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر خداقوت.از کانال و سایت پر محتوا و مفید استاد استفاده میکنم و دعاگو تون هستم یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده بود که استاد در مبحث تفسیر آیت الکرسی هم اشاره فرمودند یه قدرت حواریون حضرت عیسی بر راه رفتن روی آب. نظرتون در مورد کتاب معبد سکوت که اشاره به قدرت هایی از انسان داره که در ارتباط با خداوند متعال ظاهر میشود رو می‌فرمایید. این جزو مراحل اولیه سلوک است؟ چگونه باید طی کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن عرضی که در مورد حوارییون شد همچنان‌که ملاحظه کرده باشید مبتنی بر روایاتی است که متذکر جایگاه «یقین» در عالم می‌باشد. بنده کتاب «معبد سکوت» را مطالعه نکرده‌ام ولی به هر حال نفس ناطقۀ انسان چنانچه ذیل حضور در ارادۀ الهی قرار گیرد، می‌تواند در مقام «کُن فیکون» حاضر شود. موفق باشید

42110

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ان شاءالله که در نسبت به پاسخ سوالی که می‌پرسیم آن روحیه زیارت اربعینی که مشرف شده اید عامل اتصالی باشد برای ما به آن. استاد بنده در تعاملات اجتماعیم بسیار بسیار ضعیفم. در همدلی و درک احساس و نیاز دیگران و شناخت تفاوت شخصیت ها و نحوه‌ی تعامل با هر فرد و بیان خواسته های خود و ابراز علاقه و صمیمیت و حل تعارض و انعطاف پذیری و سازگاری و درک مسائل عاطفی ضعیفم. چه با همسر، چه با پدر مادر و خانواده و چه با دوست و رفیقان. هرکدام به نوبه ی خود. خواستم یکی از سلسه جلسات اخلاقیتان را پی بگیرم اما نمی‌دانم کدام بهتر است؟ کدام‌را معرفی می‌کنید؟ همین جلسات اخلاقی کفایت نمی‌کند یا راهکار دیگری پیشنهاد می‌کنید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نظر به حضوری می‌باشد که در نسبت انسانیت انسان‌ها باید آن‌ها را مدّ نظر آورد. و معلوم است که ماورای عادات‌های روزمرّۀ آن‌ها به انگیزه‌های اصیل آنان نظرکرد همان چیزی که در زائرین اباعبدالله «علیه‌السلام» در مسیر اربعین باید مدّ نظر باشد و در این رابطه کتاب شریف «مقالات» آیت الله محمد شجاعی که شرح آن روی سایت هست؛ کارساز خواهد بود. موفق باشید

42030
متن پرسش

‌ ‌ 🔸 این روزها که دغدغه‌های مختلفی، از جمله مسئله‌ی تفاهم‌نامه و چالش‌های آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلی‌ای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما می‌توانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهم‌نامه باشد و دیگری موافق. اما آیا می‌توانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم می‌کنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آن‌که خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا می‌توانیم به مسئله‌ی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همه‌ی فاصله‌ها که هر کس با فکر خود چیزی را حق می‌داند و نمی‌تواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همه‌ی اختلاف‌نظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامه‌ای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار اداره‌ی کشور را سخت کرده است. از آن‌جا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار می‌روند و نظر واحد تثبیت می‌شود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکته‌شان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» می‌گذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آینده‌ی اسلام را پیش می‌برد. 🔸 ما می‌توانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آینده‌ی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر می‌کنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران می‌افتد و با تحلیل‌های مختلف می‌خواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری می‌بینیم که ما را در آینده حاضر می‌کند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را می‌یابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار می‌شود. 🔹 همان‌طور که آقا درباره‌ی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار می‌شود. با این نسبت به تشییع می‌توانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که می‌خواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». این‌جا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور می‌کند و با علاقه‌مندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آن‌گاه ‌پیش می‌آید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابل‌مان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنان‌که فرمودید شهادت، اشاره‌ای است به آن افق. خدا کند همان‌طورکه حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید          

41955

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: در آیه شریفه «ان الله و ملائکته یصلون...» از مومنین می‌خواهد بر پیامبر صلوات بفرستند. بعد مومنین در پاسخ می‌گویند اللهم صل علی محمد و ال محمد در حالی که خداوند دائم در حال انجام اینکار است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کتاب «صلوات....» عرض شده که چگونه مؤمنین از طریق صلوات بر پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» در نوعی یگانگی با نور توحید حضرت ربّ العالمین قرار می‌گیرندhttps://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA   موفق باشید

41922

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: این حرف رو شخصی استدلال می‌کرد و سوال پرسید و من نمی‌دونستم چی بگم در جوابش. لطفا نظرتون رو بگید. «چگونه حفظ نظام اسلامی (جامعه ی مسلمانان) از حفظ جان امام زمان مهمتر و واجب تر است، اما بخاطر حفظ جان غیر مسلمانان و کشتار جمعی، در جهانی که قدرت ها بمب دارند، موجودیتِ مسلمانان و شیعیان و نظام را با نداشتن بمب اتم به خطر می اندازیم؟ یعنی نتیجتا می توان امام زمان را فدا کرد تا جامعه ی مسلمانان بماند، اما نمی توان بمب در گوشه ی انبار نگه داشت و تست کرد تا غیرمسلمانان و جنایتکاران را تهدید کرد و نظام و جامعه ی مسلمانان و شیعیان را حفظ کرد؟ یعنی ترساندن ترامپ و نتانیابو و دیگر غیرمسلمان ها از قتل امام زمان بدتر است؟ از طرفی رهبر شهید می‌گفتند در هر سطحی به ما حمله بشه در همون سطح پاسخ می‌دیم ، خب اگر استفاده و تهدید به استفاده از بمب تاکتیکی یا غیر تاکتیکی حرام نیست پس ساخت یا خریدش هم حرام نیست.» لطفا جواب این سوالات رو بگید، من حس می‌کنم مغلطه ست اما نمیدونم چی میشه جوابش.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمودند حفظ جامعۀ اسلامی از حفظ جان مبارک حضرت حجت مهم‌تر است، که خود حضرت نیز تمام زندگی‌شان را برای جامعۀ دینی می‌خواهند و در مورد بمب اتم و بازدارندگیِ آن می‌دانید که نظرها مختلف است. شهید حاجی‌زادۀ عزیز فرموده بودند موشکهای ما به اندازۀ چندین و چند بمب اتم نقش‌آفرین است بخصوص در موضوع جنگ منطقه‌ای که به طور معجزه‌آسایی پیش آمد. موفق باشید

41843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار بشر جدید نگاهش به جایگاه تاریخی بانو امین چیه؟ و این بانو امین چه شخصیتی بوده؟ برای شناخت ایشون کتابی سراغ دارید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سایت شده است. خوب است به آنجا رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/828?mark=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 و نیز خوب است به کانال  https://eitaa.com/ziafat_andishe  سر بزنید. موفق باشید

41815

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام: خدا قوت، مدتی است سوالی به شدت ذهن بنده را درگیر کرده و آن مطلبی است که در سایت امام موسی صدر دیدم و شبهاتی که برایم پیش آمد از اینکه در سایت ایشان از بی وفایی شهید بهشتی و امام خمینی و... نسبت به ایشان بعد از ربوده شدن مطلبی آمده و از طرفی هم باز در همان سایت به تلاش های خود رهبری درباره ایشان پرداخته شده و از طرفی هم حضرت آقا هیچ اشاره‌ای به ایشان در این سالها نداشتند و حداقل در سایتشون که سخن مستقیمی ندیدم درباره ایشان از آقا درحالیکه از شهید امام محمد باقر صدر و... سخنان ایشان موجود است؛ واقعا گیج شدم از این معما؟!!!! اردیبهشت ۱۳۵۸ خانواده امام موسی صدر، به همراه هیئتی از بانوان حامی مؤسسات خیریه امام در لبنان، برای درخواست اقدام برای آزادی امام، به ایران آمدند. این گروه چند ماهی در ایران ماندند، با همراهی سایر اعضای خانواده و بستگان که اغلب ساکن ایران هستند، به شهرهای مختلف ایران از جمله قم، شیراز و مشهد سفر کردند، با شخصیت های روحانی متعددی دیدار کردند، تلاش کردند با مقامات نیز دیدارهایی داشته باشند که در برخی موارد ناکام ماندند. خواهر امام، رباب، همسرش، پروین خلیلی و فرزندانش حمید و حورا و ملیحه، که هنوز از بهت ربایش امام موسی صدر، در سفری رسمی، رها نشده بودند، در تجمعات سخنرانی می‌کردند. از شرایط سخت لبنان، و غیبت امام موسی صدر می‌گفتند. شخصیتی نبود که موسی صدر را نشناسد. ملاقات کنندگان یا همدوره او بودند، یا در مقام مدرس حوزه او را دیده بودند یا در دوره مبارزه، با او ارتباط داشتند و از حمایت‌هایش برخوردار شده بودند. حضور خانواده امام موسی صدر، با سفر عبدالسلام جلود به ایران همزمان شده بود و خانواده امام در مقاطع مختلف اعتراضشان را به این دعوت و استقبال و مسئولیت لیبی را در این آدمربایی، یادآوری می‌کردند و تحقیقات قضایی انجام شده در ایتالیا را ذکر می‌کردند. تا جایی که در تجمع جوانان معترض به حضور جلود در مقابل هتل محل اقامت وی در تهران شرکت کردند.[1] این تجمعات هنگام حضور خانواده در سایر شهرها، به ویژه قم تکرار شد و مردم با تصویر امام موسی صدر در دست، خواهان آزادی او شدند. رباب صدر، واکنش‌های مختلف افراد را به یاد دارد؛ از بی علاقگی، دکتر بهشتی، دوست صمیمی امام موسی صدر به ملاقات با خانواده که امام در نامه‌هایش او را عقل منفصل خود توصیف کرده بود، تا گریه شدید آیت الله شریعتمداری که مانع صحبتش می‌شد. تا جواب صریح احمد خمینی که می‌گفت درباره این موضوعات نمی‌شود با آقا صحبت کرد، آقا را اذیت می‌کند. تا همدلی دولت موقت که آنان را دوستانی خوب توصیف می‌کند که درگیر مسائل بیشماری بودند و فرصت نکردند کاری کنند. ملاقات‌ها و اظهار علاقه‌هایی که بعد از مدتی تعطیل شد: «کم کم از ما فرار می‌کردند، وقتی می‌خواستم بروم ملاقات می‌گفتند وقت ندارند، گرفتارند.» بی تفاوتی که باعث شد رباب صدر دست به حرکت دیگری بزند؛ «یک وقتی که دیدم کسی به حرف ما توجه نمی‌کند، در ساختمان مدینه الزهرا، در بیروت، با خانم امام موسی صدر ده روز اعتصاب غذا کردیم. مردم دورمان جمع شدند، وقتی ما را می‌دیدند دلشان قرص می‌شد، آن زمان آقای بنی صدر رئیس جمهور ایران بود. از طریق سفیر ایران پیغام داد که اعتصاب را تمام کنید، ما با جدیت این قضیه را دنبال می‌کنیم. من باور نکردم؛ گفتم این حرف‌ها دروغ است، ابورائد (همسرم) گفت حواست باشد باید آبرویتان را حفظ کنید. این جور نگو. قبول کن. باید آبروی سید را نگه داری، مردم بالاخره خسته می‌شوند. بالاخره اعتصاب را تمام کردیم، اما باز هم کاری نشد.» پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، که در تمام بیست سال گذشته، شاهد رابطه انقلابیون و روحانیون ایران با همسرش و میزان حمایت‌های او از آنان بود و بارها میزبان این افراد در منزلش شده بود، از برخوردهای سرد و وعده‌های بی ثمر بسیار رنجیده خاطر شد. با بسیاری از افراد شخصا تماس گرفت و پاسخ های سردی شنید. برای ملاقات با رهبر انقلاب ایران، مدتی زیر باران به انتظار ایستادند و قبل از ورود این توصیه را شنیدند که بخاطر کسالت ایشان، درباره قضیه ربودن امام موسی صدر صحبتی نکنید و پروین خلیلی متحیر بود که مگر برای حرفی جز این آمدیم؟ حورا صدر، دختر ارشد امام موسی صدر، در توصیف دیدارهایی که در تمام این سال‌ها درباره پدر داشته می‌گوید: ملاقات هر کسی می‌رویم، بیشتر از ما بابا را می‌شناسند و بیشتر از ما از او تعریف می‌کنند، اما همه این تعریف و تمجیدها، منجر به کاری برای آزادی او نشده است. همانطور که رباب صدر می‌گوید: «بعضی‌ها خیلی بی مروتی کردند. اگر همان روزهای اول سفت دنبالش را می‌گرفتند، با همان هواپیماهایی که برایشان اسلحه می‌آوردند، اخوی را برمی‌گرداندند.» حلاوت قدرت و مسئولیت اما قوی‌تر از مناسبات اخلاقی و انسان‌دوستانه بود؛ چیزی که البته سید موسی صدر مرعوبش نشده بود، اما دیگران گویا شرایط متفاوتی داشتند. [1] گزارش خبرگزاری پارس. ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ این هم متنی که سخن از بی وفایی انقلاب نسبت به امام موسی صدر زده. می‌خواستم بدانم نظر استاد چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شکی نیست که نظام اسلامی و مسئولان اصلی نظام نسبت به شخصیت آیت الله امام موسی صدر جایگاه بزرگی قائل بوده‌اند و تا آن‌جا که بنده در آن سال‌ها در جریان بودم، آن اندازه که در محدودۀ آن‌ها بود، به عنوان یک نظام تلاش‌های زیادی انجام شد. به نظر می‌آید شیطنت‌ها در جای دیگری بود که حتماً نقش اسرائیل و نفوذی‌های آن رژیم بی‌تأثیر نبود که چگونه ایشان در سفری که به ایتالیا داشتند سر از لیبی در آوردند و آن شد که هنوز صدها ابهام در آن هست. موفق باشید

41799

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

پرسشی از محضر استاد طاهرزاده داشتم و آن اینکه قانون عفاف و حجاب در کشور اجرا نمی‌شود و عده‌ای مانع اجرای آن هستند؟ خواستم نظر استاد بزرگوار را در این خصوص جویا شوم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که دست‌اندرکاران تدوین آن سند فرموده‌اند به هر حال باید با توجه به شرایط جامعه‌ای که در آن هستیم در آن سند تجدید نظر شود وگرنه در اجرا با مشکل برخورد می‌کنیم. موفق باشید

41790
متن پرسش

سلام علیکم حضور استاد عزیز: در مسائل جاری کشور جای تشکر ویژه داره. با اینکه غالب آثارشون معرفتی است ولی در شرایط کنونی در مورد مسائل روز حضور پیدا کردن و روشنگری می‌کنند. اینکه پلی شدند برای شنیده شدن حرفهای عمیق و روایت‌های کلان بسیار خوب است. اینکه به نگاه‌ها و حرفهای احساسی و روایت‌های خرد و یکسویه از بیانات امام و آقای شهید پاسخ می‌دهند هم عالی است. خدا ایشون رو حفظ کنه و در هر زمینه‌ای که فعالیت می‌کنند موفق باشند!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری! مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی هستیم و چه آیندۀ بزرگی در پیش داریم. باید این نکته را مدّ نظر داشت که در این نزاعِ تمدنی با تمدنی به مقابله برخاسته‌ایم که در عین بی‌آیندگی، سعی می‌کند آیندۀ خود را با نفیِ رقیب معنا کند و اگر ما متوجۀ این امر باشیم در مقابله با آمریکا نمی‌‌خواهیم آمریکای دیگری شویم، و از این جهت توصیۀ رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف بین یاران انقلاب بسیار مهم است که نباید گروهی برای معنای خود، بنای نفیِ دیگری را داشته باشند. زیرا مقابله با میلیتاریسم غربی و دوام‌آوردن در آن میدان، همۀ معنای ما نیست و ما سخت نیاز به اخلاقی داریم که انسانیت انسان‌ها و همدیگر را درک کنیم. و خدا می‌داند چه اندازه رهنمود حضرت نایب الامام آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حیرت‌انگیز است آن‌جایی که می‌فرمایند: «...لازم است تک‌تک جان‌فدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران می‌تپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و به‌هم‌پیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند» درک جایگاه این توصیه و عمل به آن تنها برای کسانی ممکن است که اولاً: متوجۀ آیندۀ درخشان تاریخیِ ما باشند و ثانیاً: گمان نکنند ما در آن آینده بنا داریم آمریکای دیگری شویم وتنها در این صورت است که همدیگر را درک می‌کنیم و هرکس دیگری را افق بلندی می‌یابد که به سوی آن آیندۀ متعالی اشاره دارد و این‌جا است که باید با جدّیت تمام از خود بپرسیم مگر ما باید آمریکای دیگری شویم؟ موفق باشید   

41774

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل می‌گیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهم‌السلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا می‌باشد. موفق باشید

41504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد فرمودید نسبت به آتش بس نباید حساس باشید با توجه به بیانیه آقا.امکانش هست بفرمایید اگر ایشان رضایت داشتند چرا اگر برفرض در این عبارت ذکر شده؟ «نباید با اعلام بناء بر مذاکرات با دشمن، تصور شود که حضور در خیابان‌ها لازم نیست. بلکه اگر بر فرض، ضرورتاً نوبت دورۀ سکوت صحنۀ نبرد نظامی رسیده باشد، وظیفۀ آحاد مردمی که امکان حضور در میادین و محلات و مساجد را دارا هستند، سنگین‌تر از قبل به نظر می‌رسد.» مطمئن هستید اگر قرار بود خود حضرتشان تصمیم بگیرند نه شعامی که بیشترشان غرب گرا هستند آیا معتقدید باز هم در این برحه زمانی واقع میشد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت همان‌طور که استاد مهدی محمدی که در جریان امور هستند؛ فرمودند، اگر ما شروط خود را اعلام نمی‌کردیم، ترامپ بنا داشت شروطی را اعلام کند که عملاً ما در موضع انفعال قرار می‌گرفتیم و از این جهت دولت، آن شروط را به نظر رهبر انقلاب رساند و ایشان پس از اصلاحاتی آن را اعلام کردند. https://eitaa.com/mohammadi61/877   موفق باشید 

41427
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشید استاد این روزها که حملات رژیم صهیونیستی اوج گرفته بعضی می‌گویند وقتی ما بمب اتم نداشتیم که این روزها با داشتن بازدارندگی مانع این همه خسارت به کشورمان شود پس داشتن انرژی هسته ای چه فایده ای داشت ایا انرژی هسته ای ارزش این همه خسارت و ویرانی برای وطن داشت استاد چی جواب بدیم؟و سوال دیگر این که اساسا هدف از جبهه مقاومت چه بود در غزه که به هیچ نتیجه ای نرسیدیم ۷۰ هزار آدم شهید شدند غزه با خاک یکسان شد جبهه مقاومت به چه دستاوردی رسید؟ در ایران هم اگر ترامپ آن گونه که امروز هشدار داده نیروگاه ها و نفت ایران رو نابود کنه دستاورد ما چه بوده آیا داشتن انرژی هسته ارزش این همه خسارت رو داشت استاد مردم خیلی این روزها این سوالات رو مطرح می‌کنند چی بگیم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخن شهید حاجی زاده فکر کنید که فرموده بودند ما با موشک‌های خود کاری بزرگ‌تر از آنچه بمب اتم انجام می‌دهد برای اسرائیل در پیش داریم 2- در رابطه با پیروزی خون بر شمشیر به این نکته بیندیشید که چگونه اسرائیل با آنهمه توانایی در مقابل ملت مظلوم غزه به اهداف خود نرسید و آنچنان از نظر هویت تاریخی متزلزل شد که تنها راه را برای پنهان‌کردن آن تزلزل؛ حمله به ایران تشخیص داد و ترامپ را نیز با خود همراه کرد 3- ملاحظه کنید که ما بنا داریم تاریخ دیگری را به میان آوریم و بحمدالله همان‌طور که در پاسخ سؤال شمارۀ 41422 عرض شد با چنین آینده‌ای روبه‌رو هستیم که عدم پیروزی جبهۀ مقابل نسبت به اهدافی که داشته، خود به خود برای ما پیروزی به همراه دارد و آینده‌ای که دیگر آیندۀ جبهۀ استکباری نیست https://eitaa.com/matalebevijeh/22159  موفق باشید 

41325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

به نقل از امام علی می‌گویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و می‌خوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این‌که فرموده‌اند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی می‌باشد زیرا عده‌ای  بدون آن‌که در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آن‌ها آن سخن را گفته است، می‌پذیرند. در حالی‌که ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آن‌ها را قبول می‌کنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن می‌فرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آن‌جا می‌رساند که متوجه می‌شویم سخنان آن‌ها  بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی می‌باشد. موفق باشید.

41315
متن پرسش

سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه می‌کنم می‌بینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم‌ ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده می‌شود امید داشته باشیم که خداوند فرجی می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیده‌اند که با حضور در میدان‌ها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی می‌گشایند. بی‌‌حساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند: 
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند، شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404) 
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
 

41246
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: چه خوش است که در سالگرد وفات ام المومنین حضرت خدیجه ی کبری از زبان شما توصیفی درباره ی آن بانوی فداکار بشنویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت را! که چگونه آن بانوی محترم در آن فضا، که همه چیز حکایتِ غلبۀ بت‌پرستی بود، می‌توانند به حضور تاریخی فکر کنند که تاریخ دیگری است و این‌جا است که آن حضرت، فقط همسرِ شوهرشان نبودند؛ بلکه همراه و یاور آخرین پیامبر بودند برای نهایی‌ترین حضور با بصیرت تاریخی و عزمی پولادین. و از این جهت باید به حضرت خدیجۀ کبری «سلام‌الله‌علیها» و بصیرت تاریخی و عزم پولادین آن بانوی بزرگوار اندیشه کرد. موفق باشید. 

42222

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و درود و رحمت الهی بر استاد محترم: استاد چرا بعضی دعاها مثل دعای عشرات یا ادعیه هر روز با بسم‌الله الرحمن الرحیم شروع میشه ولی بعضی دعاها مثل دعای کمیل بدون بسم الله شروع میشه؟؟ سوال دومم اینه که یکی از تعقیبات نمازها سلامی است که بعد از تسبیحات حضرت زهراست (اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعود السلام سبحان ربک رب العزة عما یصفون و سلام علی المرسلین....) «ضمیر کاف» در عبارت «سبحان ربک رب العزه عما یصفون» به‌چه‌کسی برمی‌گردد؟ درست نیست که ضمیر کاف به الله برگردد. رب الله معنی ندارد. ولی مرجعش را هم متوجه نمی‌شوم کیست ممنونم، ان‌شاءلله دعای خیر امام زمان (عج) شامل حال شما استاد عزیز و همه مومنین و بنده حقیر بشود، الهی آمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که «اللهمّ» در واقع خطاب به حضرت محبوب است و معنا نمی‌دهد که بسم الله گفته شود مگر رجاءً که می‌خواهیم کاری را شروع کنیم، وگرنه وقتی اصل دعا با «اللهم» شروع می‌شود، بسم الله نمی‌خواهد. ۲. اگر فرمود: «سبحان ربک رب العزة عما یصفون...» منظور آن است که پروردگارا! بسی منزه و بلندمرتبه‌ای، پروردگاری هستی که ربّ عزت و بلند مایگی می‌باشی، آزاد از هر گونه وصفی. موفق باشید

42218

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

«یا مجیب» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: انجام عبادات منجر به «وَيُكَفِّر عَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» می شود یا منجر به «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیۀ «وَيُكَفِّرعَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» ما را امیدوار می‌کند از ضعف‌های‌مان بگذرند ولی در آیۀ «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» حکایت از بصیرتی است که در قیامت برای انسان‌ها پیش می‌آید تا در افق شخصیت خود با حقایق روبه‌رو شوند. موفق باشید

42172
متن پرسش

ذیل پرسش و پاسخ ۴۲۱۲۲ و ایضا خیلی قبل‌تر ۳۴۸۸۰ که شاید این نوع مواجهه شما از آنجا شروع شد و از این قبیل پرسش و پاسخ‌ها. این مواجهه شما که بزرگ شدنی و قد کشیدنی در پیش است را در مواجهه با احوالی که داریم چشیده‌‌‌ایم و همچنان در حال چشیدن. ما را به آیند‌ه‌ای بزرگ حوالت و بشارت می‌دهید، اما شاید حرف نادرستی نباشد که به اندازه بودن در آن آینده بزرگ جان‌ ما نیز می‌بایست هم‌اکنون وظیفه متعالیش را بیابد. به قربان آقای شهیدمان و حاج‌قاسم عزیزمان. اصل حرفم این است که این احوالات تنها نشان از آینده بزرگی است که بزرگانی چون شما از آن متوجه آینده‌ای بزرگ می‌شوید؟ کتاب «راه کربلایی شهید رئیسی» را خواندم و به تکرار خواندم و تذکربه قصه بی‌وجودی‌ای که در این پرسش‌ و پاسخ‌ها می‌بینیم به حضور چشیده‌ام، اما به من بگویید عمر و جوانی‌ای که می‌گذرد و اکنون‌مان چه می‌شود؟ این خون‌دل‌ها را با آغوش باز پذیراییم و اصلا تو بگو اگر یک روز این خون‌دل نباشد استغفار می‌کنیم که نکند خدا دست از سر ما برداشته باشد؟ و شاید این سلوک‌مان است. شاید در بین این پرسش و پاسخ‌های از این جنس، با وجود درک آینده‌ای بزرگ که به تذکر شما ما نیز بدان یقین می‌کنیم، مسئله‌ای دیگر نیز هست و آن چگونه به سر بردن و بودن در این اکنون است؟ نمی‌خواهم به انتزاع گویی و طلب راه حل و راه‌کار مطلب را تقلیل دهم، منتها چگونه باید به سر برد؟ خوب می‌دانم و به خوبی احساس می‌کنم که با کلماتی که در پاسخ می‌آید و رجوع به متونی که داریم می‌بایست بودنی متعال یافت اما شما نیز این جان‌کندن را درک می‌کنید. بماند. من نیز قربان نویسنده این سخنان و شجاعتش می‌روم که چه خوب درد ما را به ظهور آورد. شاید در ناتوانی در آنچه باید گفت لسان‌العیب کمکم کن و تفعلی: دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟ / پنهان خورید باده که تَعزیر می‌کنند / ناموسِ عشق و رونقِ عُشّاق می‌بَرند / عیبِ جوان و سرزنشِ پیر می‌کنند / جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز / باطل در این خیال که اِکسیر می‌کنند / گویند رمزِ عشق مگویید و مشنوید / مشکل حکایتیست که تَقریر می‌کنند / ما از برونِ در شده مغرورِ صد فریب / تا خود درونِ پرده چه تدبیر می‌کنند / تشویشِ وقتِ پیرِ مغان می‌دهند باز / این سالِکان نگر که چه با پیر می‌کنند / صد مُلکِ دل به نیم نظر می‌توان خرید / خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند / قومی به جِدّ و جهد نهادند وصلِ دوست / قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند / فِی‌الجُمله اعتماد مکُن بر ثباتِ دهر / کـ‌این کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند / مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در این عرصۀ بزرگ همچنان مقاومت است و باز مقاومت، امری که کاربر عزیز در سؤال شمارۀ 42169 متذکر آن بودند. و به گفتۀ جنابعالی بنای‌تان این نیست که این امر را نادیده بگیرید بلکه سخن آن است که چگونه و باز چگونه تا نه زبان‌مان زبانِ معترضی شود که می‌گوید انقلاب اسلامی توان به دست‌یافتن اهداف خوب خود را ندارد و نه زبان آنانی باشد که گمان کنند همه چیز گل و بلبل است و ناتوانی آن عزیزانی که در کرایۀ خانه‌های‌شان و خرج فرزندان‌شان مانده‌اند را نبینیم. و شاید جناب حافظ آنجا که می‌فرماید: «پنهان خورید باده که تَعزیر می‌کنند» حکایت همان‌هایی است که به نام انقلاب به میدان آمده بودند تا «ناموس عشق و رونق عشاق ببرند» اینان به حکم «عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند» از همه کس سریع القلم‌گونه و موسی غنی‌نژادگونه طلبکارند. گویند: «رمز عشق نگویی و نشنوید / مشکل حکایتی است که تقریر می‌کنند» و فریب‌کاری را تا این‌جاها جلو می‌برند تا فرزندان انقلاب از ساده‌ترین مطالبۀ خود که داشتن مسکن است در سرزمین گستردۀ ایران، منصرف شوند و گمان کنند شیخ و حافظ و مفتی و محتسب همه تزویر می‌کنند. در حالی‌که ملاحظه کردید آقای شهید ایران و فرزندان انقلاب بعضاً خانه‌ای برای سکناگزیدن ندارند. موفق باشید 

42113
متن پرسش

بِسْمِ رَبِّ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ. «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ‌» فرازی از زیارت عاشورا که اربعین سال پیش رهبر شهیدمان آن را مد نظر قرار دادند و ده دقیقه ای عمق معنای آن را با جوانان متذکر شدند. صحبتی مختصر ولی بسیار دقیق و بسیار مهم که شاید اهمیت این بیانات هنوز آنطور که باید درک و بازتاب داده نشده است. فرازی که موضع گیری ما در برابر جبهه حسینی و جبهه ظلم را مشخص می کند؛ جبهه حسینی که طبق بیان رهبری مسئله برای ایشان همواره ظلم و جور ظالمان و مبارزه با آن بوده است. در این فراز ابراز می کنیم که «در صلحم با هر کسی که با جبهه شماست و می جنگم با هر کسی که با جبهه شما در جنگ است». رهبری متذکر این نکته شدند که «این جنگیدن اشکال گوناگون دارد و حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست و در حوزه فرهنگی می توان از آن به درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن تعبیر کرد». اینکه رهبری با این بیانات ادعیه امامان معصوم را در حوزه فرهنگ بسط می دهند نشانگر اهمیت حوزه فرهنگ و رسانه و جهاد تببین در عرصه جنگ نرم در برابر دشمن در موقعیت کنونی است و می‌فرمایند «پس بدانیم که وظیفه چیست و بشناسیم راهی را که باید بپیماییم تا زندگی هدف و معنا پیدا کند». و اما نقطه عزیمت چیست؟ نقطه عزیمت تشخیص جبهه ظلم و جبهه حسینی در زمان ماست که بحمدالله کار سختی نیست و هر وجدان آزاده ای در جهان بعد از نسل کشی در غزه و تکه تکه کردن کودکان مدرسه شجریه طیبه میناب و پیمان شکنی های دائمی شیاطین عالم، برایش امری عیان و آشکار است. آری گویی خداوند دارد حجت خود را بر بنده اش تمام می کند و سیاهی مطلق را در برابر سپیدی می‌گذارد و بنده اش را مجاب به انتخاب یکی از این دو کرده و راه بی طرفی را دانسته مسدود می کند! حال در حوزه فرهنگ فقط باید از خود بپرسیم جبهه ظلم کدام سبک زندگی را تبلیغ می‌کند و بگوییم یا ابا عبدالله من در جنگم با سبک زندگی که با سبک زندگی شما در تضاد است‌. یا ابا عبدالله جبهه ظلم و کفر بی بند و باری و برهنگی ما را می‌خواهد و شما عفت و پاکدامنی ما را. جبهه ظلم از طریق رسانه دنیا طلبی، خودخواهی، منفعت طلبی، بی عفتی، بی حیایی و خیانت و گناه را ترویج می دهد و جبهه حسینی اخلاص، فداکاری، تقوا، معنویت، ایثار و از خودگذشتگی را. جبهه ظلم در پوشش آزادی دارد سرخود عمل کردن و بی الگو زندگی کردن به هدف کامجویی هر چه بیشتر از دنیا را تبلیغ می‌کند و جبهه حسینی با ارائه سبک زندگی اولیاء الهی ما را به پیروی از این الگوهای انتخاب شده از سوی خداوند سوق می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با سبک زندگی و الگویی که جبهه ظلم ارائه می دهد و در صلحم با جبهه ای که سبک زندگی اولیای تو را ترویج می کند. جبهه ظلم می‌خواهد ما را غرق در امور ظاهری و تجملات کند و به جای رسیدن به گنج قناعت هر چه بیشتر حرص و طمع ما را ارضاء کند و جبهه حسینی با فرع دانستن امور مادی و ظاهری ما را به نظاره کردن کلبه کوچک حضرت فاطمه زهرا و علی (ع) وا می‌دارد و الگوی خوشبخت زندگی کردن و خوشبخت از دنیا رفتن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با جبهه ای که ما را به کور دلی و به ندیدن این کلبه ساده خوشبختی و سعادت می رساند. جبهه ظلم می‌خواهد ما را به منجلاب سطحی اندیشیدن بکشاند و سیره شما و اهل بیت شما عمیق اندیشیدن و با بصیرت عمل کردن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در صلحم با کسی که عمیق می اندیشد و به‌عمیق اندیشیدن دعوت می کند و در جنگم با کسانی که ما را به سطحی اندیشیدن و بی فکر عمل کردن وامیدارند. جبهه ظلم ما را بوسیله حربه ترس به پذیرش سازش و به هر قیمتی زنده ماندن محکوم می کند و جبهه حسینی ما را از زندگی پر ذلت می رهاند و با شعار «هیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرگ با عزت را به زندگی زیر بار ذلت ترجیح می دهد. شاید این بیان امام شهیدمان بیشتر از همه خطاب به سلیبریتی های زمانه باشد که «پول و مقام و موقعیت اجتماعی حقیرتر از آنند که هدف زندگی قرار بگیرند». سلیبریتی هایی که سکوت مرگبارشان در فاجعه کشتار کودکان معصوم مدرسه شجریه طیبه میناب گوش زمین و زمان را کر کرد ولی به هنگام قصاص خائنان به دین و آیین و ملت و وطن، باز روح لطیفشان جریحه دار می‌شود و کمپین اعدام نکنید راه می اندازند. پس یا اباعبدالله در جنگم با کسانی که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و کم شدن فالورها و از ترس ناسزا شنیدن از طرف براندازان و جبهه ظلم، به هنگام ظلم و جنایت ظالمان و مستکبران کور و کر می‌شوند و با همین سکوتشان، کودک کشی این شیاطین عالم را توجیه می کنند و در صلحم با کسانی که به قیمت بدنام شدن و مهر حکومتی خوردن و ناسزا شنیدن از طرف جبهه ظلم، فریاد اعتراض و انزجار از این کودک کشان ظالم مستکبر فاسق برمی آورند، قید موقعیت اجتماعی و این شهرت دنیایی زودگذر را می زنند و با همین بی طرف نماندن از امتحانات الهی زمان ما سربلند بیرون می آیند و به این ادراک رسیده اند که «در کرببلا بی طرفان بی شرفانند». چراکه باز به بیان امام شهیدمان در آن سخنرانی ده دقیقه ای «هدف زندگی بندگی و رسیدن به خداست و راه آن فقط همین است که سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم!». خدایا در این راه ما را از سستی و تزلزل برهان. از حضورتان التماس دعا دارم استاد گرامی 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا گرچه آغاز اصیلی بود که همۀ انتهای بشریت را در همان آغاز معنا کرد و از این جهت کربلا مربوط به انسانِ آخرالزمانی می‌باشد که بنا دارد نهایی‌ترین جواب‌ها را از صحنۀ کربلا بگیرد. حال مائیم و نسبتی که باید در رابطه با نهایت‌های خود در نسبت با نهایی‌ترین صحنه یعنی کربلا، خود را بیابیم و صحنۀ مقابله با باطل را در همۀ ابعاد آن که به خوبی متذکر آن شده‌اید در جان خود ذیل کربلا تجربه کنیم و در این نکته، بسیار باید بیندیشیم که ما در کربلا و در نسبت با آن حضرت در چه انگیزه و مسئله‌ای هستیم که فردای خود را نیز در امروز بی‌جواب نگذاشته باشیم؛ آن‌طور که در جواب سؤال شمارۀ 42115 ملاحظه خواهید کرد که ما فردایی داریم با سؤالات آخرالزمانی که تنها با نسبتی که با کربلا به وسعت همۀ انسانیت می‌یابیم می‌توانیم جواب دهیم و حماسۀ اربعینیِ این سال‌ها، آغازی است از آن حضور بیکرانۀ انسان‌ها در نزد خود به وسعت دیگر انسان‌ها. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است  نظری به آن بیندازید. بنده به تاریخ به آینده‌ای می‌اندیشم که دیگر آینده جهان آمریکایی و سکولار نخواهد بود و اینجاست که باید جریان‌های انحرافی با سبکی که به میان می‌آوریم اولاً متوجه امیدواری ما به آن آینده بزرگ باشند و ثانیاً به پوچی راهی که پیشه کرده‌اند پی ببرند. این است سبکی که به کمک آن جهان دیگری آغاز شده و ادامه می‌یابد و البته این جدای آن نوع بزهکاری هایی است که عده‌ای با قصدی خاص مامور دامن زدن به آن زشتی‌ها هستند  که هر دولتی نسبت به آن بزهکاری‌ها قوانینی دارد که آن را اعمال می‌کند. بحمدالله راهی گشوده شده است که هر روز شکستی بعد از شکست برای جبهه استکبار با همه آن امکاناتی که دارد در پیش است. موفق باشید  

42112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. وقتی در جلسه ای سخن از زبان و نسبت فاخر آن با ایمان به میان آوردید، به یاد دارم که سخن از آن رهبر فرزانه و توجه و تمایلشان به شعر و ادبیات فارسی به میان آمد. اینطور که ایمان در حد اعلای آن جز در ادبیات اعلا به ظهور نمی آید. ۲. در گذشته در سوال شماره ۴۱۵۳۵ از جنابتان جویا شدم که: بستر، از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در ظهور ظرفیت ایمانی نقش آفرینی می‌کند. و گفتم که بنده چون در این بستر دچار ضعف هستم، ظرفیت ایمانی عظیم را ندارم. اما شما از بزرگانی سخن گفتید که مقهور بستر نشدند و شدند آنکه شدند. اما سوالم را بدین جهت می‌برم که مگر نه اینکه نوع گفتار و گویش و لهجه ی ما ظرفیتی برای ظهور ایمان است؟ پس همچو منی که در نسبت با بسترم تا حدی مجبور به یک گویش ضعیف دور از ادبیات فاخرم، از آن فخر ایمانی بدورم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آن مقدمات به گفتۀ حکیمان و صاحب‌نظران، معدّات هستند و نقش علت حقیقی ندارند و از این جهت انسان‌ها می‌توانند هرچه بیشتر از اعتباریات حتی از زمان و مکان و عادات‌ها و گذشته‌های غلط عبور کنند و به خود آیند و فضیل عیاض‌گونه آن شوند که شدند. موفق باشید

نمایش چاپی