- باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید کارِ عشق پرثمرترین کار است ولی عقل در ابتدا متوجه این امر نیست. به همین جهت در دفاع مقدس، عقلِ رزمندگان عقب میکشید و عشق جلو میرفت و غوّاصان شهید در این کشاکش بین عشق و عقل که عقل میگفت این عملیات در نهر خین با شکست روبهرو است و عشق میگفت این عملیات عملیات نمایش جانبازی است، و بالاخره عشق غوّاصان بر عقل حسابگر پیروز شد و چیزی در تاریخ ما به ظهور رسید که عقلها سالهای سال در آن حیرانند و حقیقتاً قصّهی آنکه گفت: «رهِ عقل جز پیچ در پیچ نیست» در این صحنهها ظاهر شد. افسوس که روشنفکران ما که در حجاب عقلِ غربی گرفتارند این را نمیفهمند و لذا نه خمینی را میفهمند و نه شهداء را. می گویند انقلاب اسلامی بسط مدرنیته است و سکولاریسم در انقلاب اسلامی از زمان پهلوی نیز بیشتر شدت یافته است. درود خدا و درود همهی فرشتگان و درود همهی آنهایی که با عشق راهِ خود را جستجو میکنند، بر شهیدان غوّاصی که معنای زندگی را ماوراء عقل روشنفکریِ غربی به این تاریخ متذکر شدهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ حضرت امام به طور مشخص کتابی از خود را مقدمهی کتاب دیگر خود قرار ندادند بلکه در هر کتابی مطابق موضوعاتی که مطرح شدهاست، عمیقترین نظریات عرفانی خود را مطرح فرمودند و لذا در شرح هر کدام از آنها باید شارح تسلط کافی بر علوم عرفانی داشتهباشد و افراد نیز مقدمات لازم را طی کردهباشند. 2ـ در مورد بهترین شرح نهجالبلاغه شاید نتوان شرحی را معرفی کرد ولی هر شرحی حسن خود را دارد؛ شرح ابن شعبه حرانی از یک جهت و شرح مرحوم محمد تقی جعفری از جهتی دیگر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منابعی را نمیشناسم ولی وقتی رویکرد شما عبور از موانع دموکراسی بود بعد از آنکه بر کارها مسلط شدید آرامارام در موقع مناسب شرایط عبور از آن را فراهم میکنید. نیاز به کمی حوصله و کاردانی دارد تا نه به اسم عبور از دموکراسی تندروی کنید و نه مثل بعضیها تسلیم حکومت دموکراسی شوید. موفق باشید
جواب: علیکالسلام؛
باسمه تعالی
اولاً: عمل استمناء حرام است و هیچ حجتی بر انجام آن نیست. ثانیاً: فقهای گرام میفرمایند: بر زن واجب است که در مقابل تقاضای شوهرش ممانعت نکند، که حق مسلّم او را زیر پا گذارده است. حتی روایت داریم ؛ اگر مرد بر روی شتر از همسر خود تقاضای نزدیکی کرد نباید ممانعت کند. ثالثاً: اگر واقعاً اینگونه است که میگویید، با تمام شهامت به دادگاه رجوع کنید و دادگاه به شما اجازه میدهد همسر خود را طلاق دهید و همسر دیگری بگیرید، چون یکی از عوامل ایجاد طلاق همین مورد است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. که عیناً از صفحهی 61 آن نکتهای را که در این مورد بحث شده، خدمتتان ارسال میدارم. در ضمن به عرض برسانم که این نوع انرژیدرمانی که میفرمایید از نظر شرعی حرام نمیباشد.
انرژى درمانى هم يك نوع هيپنوتيزم است. اگر كسى دستش طورى درد مى كند كه نمى تواند بالا بياورد، در واقع نفس او ارادهاى قوى در حركت دادن دستش ندارد در نتيجه دست او ضعيف شده و متقابلًا اراده او براى مقابله با ضعفِ دست او نيز ضعيف شده است و لذا نمى تواند دست خود را بالا بياورد. حالا فردى كه با تمركز مى تواند اراده خود را به او منتقل كند، به شخص القاء مى كند كه تو مى توانى دست خود را بالا بياورى، و اين تصور را در خيال او تثبيت مى كند. اگر نفسِ او اين تلقين را پذيرفت، دست خود را بالا مى آورد، و اگر درمان درد او به اين است كه چند روز دستش را تكان بدهد، تكان مى دهد و بعد هم كه اين خيال رفت، چون چند روز دست خود را تكان داد، دستش خوب مى شود، ولى تأثير هيپنوتيزم در همان چند روز بود، بقيه مربوط به بدن خودِ اوست. طرفِ مقابل پذيرفته كه سردرد دارد، با هيپنوتيزم به او القاء مى كنى نه تو سرت درد نمى كند، چون از اول سر دردِ او به ذهن و خيال او مربوط بود، اگر پذيرفت سردردى نيست، سردردش خوب مى شود. چيزى كه بعضى مواقع خود شما با نصيحت به طرف القاء مى كنيد، حال اگر طرف توانست بپذيرد، نتيجه مى گيرد. بشر با انتقال خيال، مسئله اى را كه اصل آن خيالى بوده است مى تواند تغيير دهد. نوعِ ديگرى از انرژى درمانى هست كه با هيپنوتيزم فرق مى كند، از آنجايى كه نفس بعضى از افراد تكويناً و به صورت خدادادى قدرت انتقال دارد، مى توانند اراده و توانايى خود را به ديگرى منتقل نمايند. شما مى بينيد يكى قدش بلند است و ديگرى كوتاه، يكى هوشش زياد است و ديگرى كم، به بعضى ها هم خداوند توانايى هايى مى دهد كه خود آنها حتى در ابتدا نمى دانند چنين توانايى هايى دارند. نفسِ طرف اين توانايى را دارد كه بتواند توانايى هاى نفسِ خود را به فرد ديگرى منتقل كند. لذا اگر الآن بنده دستم را نمى توانم بالا بياورم با انتقالِ توانايى شخصى كه توانايى انتقال قدرت نفس خود را به من دارد، ممكن است بتوانم اين كار را بكنم. بستگى دارد كه بنده چقدر برايم امكان دارد توانايى هاى القاءشده را بگيرم. البته قدرت نفس آن شخص هم كه قدرت خود را انتقال مى دهد در اين امر نقش دارد، به همين جهت همه به يك اندازه شفا نمى يابند. بعضى ها هم مشكلشان بيش از اينهاست و به همين جهت اصلًا درمان نمى شوند. اگر آن نفس، قدرت طرف مقابل را گرفت و از آن متأثر شد، خودش آن را ادامه مى دهد و آرام آرام با اراده هايى كه اعمال مى كند، درمان مى شود. در مورد انبياء الهى و ائمه معصومين عليهم السلام موضوعِ شفادادن فرق مى كند، قلب آنها مظهر اسماء الهى است، حال اگر مصلحت بدانند اسم خاصى را كه مناسب رفع مشكل طرف است القاء مى كنند و مشكل حل مى شود. حضرت عيسى (ع) مظهر اسم حَىاند و لذا مرده را زنده مى كنند. حضرت پروردگار در اين امور به واسطه ى ذات مقدس حضرت عيسى (ع) بر روح و روان طرف جلوه مىكند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که این امور با حرص انجام نگیرد وگرنه نفس عمل کار بدی نیست مگر آنکه در مقابل کار مهمتر ما باز بر همان پسانداز خود اصرار داشته باشیم و دیگر آنکه کار خوبی است که انسان از آن پول جهت امور شرعی به مؤمنین قرض بدهد و یا اگر نمیتواند از آن در فعالیتهای اقتصادی استفاده کند، در بانک بگذارد تا بانک به عنوان وکیل او این کار را بکند، از این جهت مشکلی در سلوک انسان بهوجود نمیآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام قرب نوافل تا آنجا سالک را جلو میبرد که خود حق میفرماید: «لَا يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّوَافِلِ مُخْلِصاً لِي حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا»[1] همواره بندهى من به وسيلهى نافلهها به من نزديك مىشود در صورتى كه كاملا به من اخلاص دارد تا اينكه او را دوست دارم، پس هرگاه او را دوست داشتم گوش او مىشوم كه با آن مىشنود و چشم او مىگردم كه با آن مىبيند و دست او مىشوم كه با آن مىگيرد. و خداوند از اين طريق در حركات و سكنات سالك ظهور مىكند. بنابراین در این حالت عبد، در حق فانی و به حق باقی میشود که صورت کامل آن مقام حضرت ختمی مرتبت«صلواتاللّهعلیهوآله» است که حضرت حق در وصف او میفرماید: «ما رمیت اذا رمیت». موفق باشید
[1] - إرشاد القلوب إلى الصواب، ج 1، ص: 91
