بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5798
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت ... استاد یه سوالی مدت هاست که ذهنمو مشغول کرده و جوابی براش ندارم البته این سوال خیلی از بچه مذهبی ها و حزب الهی هاست که بدلایلی مخفی میکنن یا از جوابش طفره میرن ... استاد بنظر من و خیلی ها مثل من مقام معظم رهبری از تمام ظرفیت و اختیاراتی که دارن برای عبور دادن جامعه از فرهنگ غرب و مدرنیته و سبک زندگی ومسائل دیگه مثل فرهنگی و ... اون جور که باید استفاده نمیکنن و غالبا به حرفای خیلی کلی در بعضی از سخنرانی ها که بمناسبت خاص هست بسنده میکنن !!! مثلا همین صدا و سیما که رییسش رو مستقیما خود آقا انتخاب و منسوب میکنن .. استاد این صدا و سیما بزرگترین ظرفیت و کارایی رو برای اگاهی دادن به جامعه در خصوص ظلمات تمدن غربی و هنجار های فرهنگی و دینی و همینطور سبک زندگی و ... داره و از نظر کیفی و کمی میتونه براحتی با ماهواره و اینترنت و همه ابزارهای دشمن در تهاجم فرهنگی مقابله کنه اما استاد چرا صدا و سیما عملکردش در این بحث بسیار پایینه و اصلا نمره قابل قبولی نداره؟؟!! استاد چرا آقا از صدا وسیما محکم نمیخواد که تو این قضیه جدی تر عمل کنه و برنامه هایی تولید کنه مثل میزگرد و جلسات سخنرانی و جلسات بحث اون هم با تبلیغ گسترده که مردم بشینن ببینن و ایجاد اگاهی و مطالبه کنه این مباحث توی جامعه ؟؟ استاد بعضی ها میگن رهبر میخواد ازشون اما اونها پشت گوش میندازن اما این اصلا حرف منطقی نیست و ادم نمیتونه قبول کنه!!! یعنی خدای نکرده اینقدر رهبر حرفش در رو نداره!!! یا کارهای دیگه مثل دستورات جدی و مطالبه جدی از ارگانها برای پیگیری این مباحث... استاد این سوال خیلی از بچه مذهبی هاست و خود من هم یه بسیجی هستم و مقلد آقا و طرفدار ولایت مطلقه فقیه اما بلاخره این هم برای خودم سواله و هم برای خیلی های دیگه که از ماها میپرسن و جواب حسابی نداریم که بدیم پس خواهشا کمکمون کنید / التماس دعا استاد بزرگوار و عزیزم
متن پاسخ
- باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اگر بخواهید از تجربه‌ی منِ پیرمرد که سال‌ها در کارهای اجرایی و فرهنگی قدم زده سخنی شنیده باشید باید عرض کنم کار فرهنگی با دستور و بخشنامه درست نمی‌شود و بنده پس از این‌که این را باگوشت و پوستم احساس کردم از همه‌ی کارهای اجرایی کنار کشیدم چون متوجه شدم خلأ جدّی ما ضعف فرهنگی است و بحمداللّه این موضوع را رهبری عزیز به‌خوبی متوجه‌اند، به همین جهت تلاش می‌کنند جامعه را از جهت فرهنگی جلو ببرند تا نگاه‌ها و انتخاب‌ها عوض شود. این مثال را در همین رابطه در سال‌ها قبل عرض کردم که:" معلم ادبیات به آن دانش‌آموزی که در خانواده‌ی ثروتمند زندگی می‌کرد گفت؛ إنشائی بنویس با موضوع فقر. طرف در وصف خانواده‌ی فقیر نوشت: فقرا خودشان فقیرند، کلفت و نوکرشان فقیرند." وقتی جامعه‌ی غرب‌زده‌ی ما که وارث این فرهنگ از دوره‌های گذشته است هنوز متوجه یک نوع زندگی ماوراء زندگی غربی نیست می‌تواند فیلمی بسازد و یا اداره‌ای داشته باشد که نظر به سبکی از زندگی بکند که زندگی زمینی را به ملکوت آسمان متصل کند. اگر مطلب را توانستید بگیرید کمر همت را می‌بندید و برای کمک به رهبری عزیز به صورت عمیق و ریشه‌ای به کار فرهنگی وارد می‌شوید اما نه آن نوع از کار فرهنگی که ادامه‌ی غرب باشد. موفق باشید
4660
متن پرسش
آن کسی که با دیدن دودکش کشتی به ذهنش خطورکرد که حتماً زمین باید کروی باشد، آیا بدون مقدمات و استدلالْ این نتیجه را حدس زد؟ یا مقدمات و استدلال‌های خفی‌ای پشت این حدس وجود داشته (که بالاخره یا نور باید منحنی شده‌باشد یا زمین باید منحنی باشد، و فرقی بین این قسمت زمین با قسمت‌های دیگرش نیست، پس تمام سطح زمین باید منحنی باشد، پس زمین باید کروی باشد.)؟ آیا این حدسْ متفرع بر این استدلال‌های خفی است و آن شخص ناخودآگاه این استدلال‌ها را انجام داده‌بود؟ خلاصه این که: اولاً آیا این مطلب، درنتیجة آن مقدمات و استدلال‌ها به دست آمد؟ ثانیاً در صورت مثبت‌بودن پاسخ سؤال قبل، آیا این استدلال‌های خفی باعث نمی‌شود این مطلب از حدس‌بودن خارج شود؟ این سؤال‌ها دربارة حلقوی‌بودن مولکول بنزن و تمام حدس‌ها هم مطرح است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که می‌دانید در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام «رضوان‌الله‌ تعالی‌علیه» عرض شد اشراق انقلاب اسلامی بر قلب امام بر مبنای مقدماتی بود که حضرت امام در خود ایجاد کرده بودند. مثل آن‌که متوجه بودند مدرنیته در حال حضور فعّال در همه‌ی عرصه‌های زندگی آینده‌ی بشر است و اسلام را به حاشیه می‌راند. در مورد هر حدسی هم که بخواهد اشراق شود مطابق زمینه‌ی فکری آن فرد این موضوع صادق است. موفق باشید
2880

ربابازدید:

متن پرسش
با سلام. آیا در اسلام و سیره معصومین، مواردی در حوزه مدیریت سرمایه مالی وجود دارد که بتوان آنها را در زندگی امروز به کار برد؟ مثلا از آن موارد بتوان چگونگی تعامل با بانک، خرید طلا، خرید ملک، حسابداری شخصی و ... را مشخص کرد. احساس می کنم اینکه در زندگی یک سیستم حسابداری شخصی ندارم از طرفی خوب است که درگیر نمی شوم و از طرف دیگر بد است آنچنان مدیریتی روی سرمایه های مالی خود ندارم و به تبع آن نمی توانم برنامه ریزی خاصی برای آن انجام دهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: خوب است که انسان در مورد سرمایه‌اش مدیریت داشته باشد و نگذارد سرمایه‌اش بی‌حاصل بماند ولی باید طوری سرمایه را فعّال کرد و به کار گرفت که گرفتار ربا نشویم. موفق باشید
2091

فکر کردن؟بازدید:

متن پرسش
با سلام بنده این سوال را ارسال کردم ولی هفته هاست جوابی دریافت نکرده ام!!!! «با سلام من از جناب عالی شنیدم که فرمودید :«من پیشرفتم را مدیون کسانی هستم که مرا به فکر کردن واداشتند» میخواستم بپرسم فکر کردن یعنی چه ؟ چه مقدماتی دارد؟ چگونه وارد عالم تفکرو تعقل باید شد؟ من نیز دوست دارم با راهنمایی شما مسیر شما را ادامه دهم . باتشکر اگر مرا به تفصیل راهنمایی نمایید.» اگر لطف میفرمایید پاسخ دهید متشکر میشوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده این سوال را جواب دادم و با شماره‌ی 2028 در سایت هست. در پرسش و پاسخ سایت، قسمت همه‌ی موارد را بزنید و به شماره‌ی 2028 رجوع فرمایید. موفق باشید.
1834
متن پرسش
با سلام واحترام استاد عزیز در بحث به فعلیت در آوردن آزادی از ذات زمان را برای حضور قلب در عبادات مطرح کردید در عمل به این فرمایش هنگامی که به عنوان نمونه در سر نماز دقت میکنم که به گذشته و آینده توجه نکنم قاعدتا حواسم متوجه زمان حال میشه(کاری را که دارم انجام میدم ) از اینجا به بعد را نمیدانم چکار کنم توجهم را صرف معنای ذکرم بکنم یا غیر این است ضمنا در کارهای روزمره هم همینطور با این دستورالعمل وقتی در زمان حال قرار میگیرم نمیدانم چکار کنم البته یکبار خدمت آیت ا.. جوادی مشرف شدم فرمودند ذکر لااله الا الله را در زندگیت زیاد بگو که فعلا در کارهای روزمره هنگامی که در زمان حال قرار میگیرم این ذکر را میگم ضمنا لطف کنید اگر معیاری در این زمینه است ذکر کنید که بدانیم آیا داریم مسیر را درست می رویم یا نه ( یک از اثرات این آزادی این بوده که باعث شده از سرعت نمازم کاسته شود ). خیلی ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر إن‌شاءالله به مرور از گذشته و آینده آزاد شدید و در حضور قرار ‌گرفتید،در آن صورت این سؤال که می فرمائید برایتان پیش نمی‌آید، مثل وقتی که به زیبایی یک گُل می‌نگرید. نفس آن حضور، یک نحوه به مقصدرسیدن است. سعی کنید با عدم توجه به افکار گذشته و آرزوهای آینده آرام‌آرام در حضوررفتن را احساس کنید در آن حال فکر نمی‌ماند که بخواهید فکر کنید. مباحت خویشتن پنهان کمک می کند موفق باشید
655
متن پرسش
با عرض سلام 1.در جزوه ی المیزان و روش ... مخاطب شما عموم است؟2.پیشنهاد سیر مطالعاتی شما به طلبه های سال اول و دوم در طولانی مدت
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: 1- اساساً کار با المیزان در توان عموم نیست و بنده نیز برای آن‌هایی که می‌توانند المیزان را بفهمند آن روش پیشنهاد کرده‌ام. 2- سیر مطالعاتی مورد نظر بنده همان سیری است که در سایت لب‌المیزان پیشنهاد شده است. موفق باشید
17699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض خسته نباشید و قبولی طاعات و عبادات استاد معظم و مسوولین سایت. جدیدا بحث درباره ترنس سکسوال ها که یک نوع انحراف و اختلال جنسی دارند به طور شفاف در جامعه مطرح می شود. حتی رسانه هایی مثل تی وی پلاس دست به ساخت مستندی در این باره زدند و حتی بعضی بازیگران و چهره های معروف در این موضوع فعالند. بیماری اینگونه تعریف می شود که فرد بیمار بدون اینکه بخواهد بدن و جسمش کاملا بدن مرد است کلی اشتباها روح زنانه در آن دمیده شده و بالعکس. یعنی جنسیت کاملا مردانه است ولی رفتار و خلقیات و حتی تمایلات جنسی کاملا زنانه است و بالعکس. مراکز پزشکی ای هم در این زمینه فعالند و با حدود یک سال دوره های روانشناسی ایشان را ترغیب به تغییر جنسیت می کنند تا روح و بدن یکسان شود. حتی در قانون معافیت پزشکی سربازی هم این نوع افراد دارای معافیت دایم هستند http://vazifeh.police.ir/?siteid=25&fkeyid=&siteid=25&pageid=1688 سوال بنده این است که آیا طبق قواعد معرفت النفس این قضیه ممکن است که روح زنانه اشتباها در کالبد مردانه قرار بگیرد یا خیر؟ نحوه برخورد با این افراد در اجتماع باید چگونه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم بنده با مواردی این‌چنین روبه‌رو بوده‌ام. احتمالاً ممکن است موضوع از این قرار باشد که در جنین، اختلالی صورت گرفته است. به این شکل که روحِ طرف مثلاً زن بوده ولی از بعضی جهت، جنین بدنِ مرد را برای خود شکل داده و یا برعکس. و از این جهت پزشک می‌تواند آن اختلالی که روح در بدن خود ایجاد کرده است را درمان کند. موفق باشید

15863
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت استاد گرامی: در تحلیل و بازخوانی نسبت «توده های مردم» بویژه جوانان با «دین» تجربه نشان داده است هرگاه اسلام در قالب «اسلام اخلاق و عرفان» (اخلاق و عرفان مورد تایید شارع مقدس) ارائه می شود مخاطبان بسیار دارد که تشنه دریافت معارف هستند. همه ما دیده ایم کتاب زندگینامه عرفایی چون علامه قاضی، آیت الله بهجت، مرحوم دولابی، شیخ حسنعلی نخودکی و ... تا چه اندازه مورد توجه قرار می گیرد، همایش بزرگداشت عرفا بسیار مورد استقبال قرار می گیرد و به صورت کلی جامعه تا چه اندازه به ایشان اقبال دارد. در مقابل اما ما شاهد رفتاری دیگر نسبت به دین هستیم. توده های مردم بویژه نسل جوان به آنچه امروز از دین ارائه می شود و بیشتر با رویکرد «فقه» و با «زبان فقه» است کمتر روی خوش به دین نشان می دهند. در اینکه فقه لازمه شریعت است تردید نیست سخن از نسبت فقه با شرع مقدس است. حضرت استاد؛ ممنون می شوم تحلیل و برداشت من را در این زمینه نقد بفرمایید. به نظر حقیر، ما با دو مقوله «دین حداکثری» و «دین حداقلی» مواجهیم. دین حداکثری بر سه پایه احکام (فقه)، اخلاق و عقاید (کلام) استوار است که هرکدام در جایگاه خود ارزشمند هستند. از نظر ساختاری، فقه در جایگاه «پوسته دین» است و وظیفه حمایت و حراست را بر عهده دارد. اخلاق (در مقیاس حداکثری؛ عرفان) اما نقش و جایگاه هسته و مغز را دارد. بی تردید هرگاه تصویری که از دین ارائه می شود فقه باشد و تنها از احکام حلال و حرام و طهارت و نجاست و .... سخن گفته شود جاذبه کمی خواهد داشت اما ضمن پایبندی به فقه، هرگاه «ویترین» دین اخلاق و عرفان و فلسفه شد و فقه نقش و جایگاه خود را ایفا نمود برای همگان بویژه نسل تشنه معارف و مردمانِ سرگردان در کثرت گرایی، آنقدر جذاب خواهد بود که فطرتا گمشده خود را پیدا خواهند کرد. از این منظر، «اسلام فقاهتی» مورد سوال است. «اسلام فقاهتی» اگر در برابر «اسلام اخلاق و عرفان» قرار گیرد بسیار نکوهیده است و اگر در برابر «اسلام اباحه گری» قرار گیرد سوال مطرح می شود که مگر جایی از اسلام منهای فقه سخن گفته شده است؟! آیا این تاکید، نوعی محدود کردن اسلام به فقه نیست؟ براین پایه، چنانچه «اسلام فقاهتی» را تبدیل به «اسلام جامع» - بر اساس همه آنچه شارع مقدس و اهل بیت (ع) تعیین نموده اند - نمود بسیاری از اعوجاج ها تا حدودی حل خواهد شد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاهد صحت سخن جنابعالی، حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» است که چگونه با فقه و عرفان و قرآن و حکمت و بصیرت تاریخی توانستند جوانان این ملت را تا آن‌جا شیفته‌ی خود کنند که آن جوانان برای ایجاد لبخندی برلبان مبارک آن مرد الهی، حاضر بودند جان خود را فدا کنند. زیرا قلب‌ها طالب اسلام است ولی همه‌ی اسلام، و نه یک بُعد از ابعاد آن. موفق باشید 

13454

عین ثابته‌بازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت اساتید بزرگوار: در مورد علم حق بنظر می رسد که علم الهی قدیم و عین ذات اوست پس معلول حق تعالی و حادث نیست که خداوند خود علم خود را ایجاد کند و معلومات و اعیان ثابته نیز همین حکم را دارد... و عین ذات حق تعالی هستند در مرتبه ذات و این اعیان هر کدام اقتضای خاصی برای ظهور را در متن خود دارا هستند یعنی در متن عین ثابت فلان شخص هست که باید در فلان مکان و زمان و حتی فلان صفات اخلاقی و خانوادگی و مذهب و..... به دنیا بیاید و از آنجا که اعیان عین علم حق و عین ذات اویند این خدا نیست که اراده کرده فلانی در فلان شرایط به دنیا بیاید و با فلان خانواده باشد و .... بلکه خداوند تجلی کرده و لازمه تجلی ایجاد جهان کنونی بدین کیفیت است که مثلا آقای الف دارای فلان خانواده و شرایط زندگی باشد خداوند فقط به اعیان ظهور داد نه اینکه کیفیت حضور اعیان در متن خارج را هم تعیین کند چرا که اعیان در علم حق ذاتا اقتضای ظهور در یک شرایط خاص را داشتند. آیا مبنای بالا صحیح است؟ و آیا جبر نیست مبنای بالا چون اینطوری هر انسانی اقتضای داشتن یک سرنوشت خاص رو در عین ثابت خودش داره و جز اون ظهور پیدا نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای خوبی است. فقط در نظر داشته باشید که همان عین ثابته‌ی انسان که برای خود در ابتدای امر، یک زندگی را انتخاب و اختیار کرده است، همچنان مختار است و هرلحظه می‌تواند انتخاب دیگری داشته باشد یا همان انتخاب را ادامه دهد. موفق باشید

13420
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در سال های اخیر تعدادیی از دوستان قدیمی من از دین برگشته اند و حتی یکی از آنها کاملا به خداوند کافر شده و آتئیست شده است. بابت این دوستانم ناراحتم بابت اینکه دوست ندارم این شرایط را داشته باشند، بابت خودم هم نگرانم که نکند دیدار این دوستان منجر به بی ایمانی من شود و از طرفی سردرگم هستم که من در این دوستان چه وظیفه ای دارم؟ و چگونه می توانم ایمان خود را به اصول دین تقویت کنم تا خود به مشکل برنخورم. یکی دوبار سعی در توجیه یکی از دوستانم کرده ام ولی همانطور که در تفسیر سوره آل یس فرمودید ممکن است که بخواهم حرف حق بزنم ولی مطمئن نیستم که حرف حق را بتوانم خوب بزنم بنابراین تصمیم گرفتم با شما مشورت کنم. حال سوالات اصلی من شامل موارد زیر است: 1. چه کنم که ایمان خودم به گونه ای شود که در برخورد با این دوستانم آنها را تحت تاثیر تفکر توحیدی قرار دهم و خود تحت تاثیر آنها قرار نگیرم؟ 2. اصلاً من در برابر این دوستانم چه وظیفه ای دارم؟ با توجه به اینکه این دوستانم حتی نماز می خوانده اند و بعضاً خانواده های مذهبی دارند. 3. آیا ارجاع دادن دوستانم به خود شما، استاد عزیز، برای ملاقات حضوری ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی انسان ایمان خود را نسبت به حضرت حق وجودی و حضوری کرد دیگر به همان معنایی که خود را احساس می‌کند، خالق خود را و سیر ابدی خود را احساس می‌نماید. در این مورد شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح «رسالة الولایه» که هر دو بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند 2- وظیفه‌ی شما نسبت به دوستتان در آن حدّ است که به آن‌ها تذکر دهید تحقیق لازم در این مورد بکند، اگر آماده بود شرح «برهان صدیقین» را دنبال کند، در تهیه‌ی کتاب و شرح کمکش کنید 3- به شکل ملاقات حضوری نمی‌توانم خدمت عزیزان باشم. موفق باشید

12805
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: استاد عزیز بنده در بحث روح و فطرت و انسانیت (که امام به عنوان انسان کل است) به برخی اشکالات بر خوردم لطفا راهنمایی بفرمایید. ما یک تن داریم و یک من داریم (که همان روح یا نفس ماست) که تن ما ابزار من ما است و ما از این ابزار استفاده می کنیم تا بتوانیم روح خودمان را رشد دهیم و به آن مبدا روح که همان مقرب ترین ملک نزد خداوند است و قرب خداوند است برسیم. و اینکه ما میل به کمال (چه منفی و چه مثبت) داریم بر اساس فطرت ما است که با رجوع به انسانیت می توان روح را به آن مقصد اصلی اش رساند و اوج فطرت انسانیت است و در اصل فطرت ما همان امام است. و فطرت جان جان همه انسان ها است و مقصد روح انسان می شود فطرت. خیلی شرمنده هم همه رو جابه جا فهمیدم کمک بفرمایید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب خوب متوجه شده‌اید، منتها در مباحث عرفانی؛ بین روح و نفس فرق هست ولی در این‌جا این‌دو به یک معنا گرفته شده است. در مباحث عرفانی آن وَجه از نفس ناطقه که به بدن نزدیک است، «نفس» گویند و مرتبه‌ی بالاتر از آن را «قلب» می‌گویند و بالاتر از آن «روح» است که باطن قلب می‌باشد. موفق باشید

11427

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: سوالی در مورد کتاب اخیر (امام خمینی ...) داشتم استاد در کتاب جامعه و تاریخ در قسمت انواع جامعه که 4 قسمت می کنند نطر 3 را قبول می کنند. برای من سوال پیش آمده که نظر شما در این کتاب در مورد روح جامعه نظر سوم است یا نظر چهارم می شود کمی توضیح دهید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بیشتر نظر علامه را در ذیل آیه‌ی 200 سوره‌ی آل‌عمران پذیرفته‌ام که هر جامعه‌ای روح خاص خود را دارد و در قسمت دوم کتاب «مادی‌شدن دین» نظر علامه را آورده‌ام. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

10463
متن پرسش
سلام علیکم: بنده با توجه به اینکه سیر معرفتی شما را دنبال می کنم اما هنوز بعضی سوالات برای بنده حل نشده است البته خدا را شکر می کنم که شیعه هستم، ائمه را خیلی دوست دارم خدا را، حجاب را، نماز را و... با وجود اینکه مانند سایرین از وضع خوبی برخوردار نیستم خیلی از خدا راضیم و اگر نارضایتی باشد از خودم ناراضیم. آیا این راضی به رضای خدا بودن نوعی ایستایی در زندگی نیست؟ با این وضع یکی از سوالاتی که برای یکی از دوستان پیش آمد و من نتوانستم جواب بدهم این بود که چرا شما می گویید شیعه حق است؟ با توجه به این که جمعیت زیادی اهل دین های دیگر هستند و یا مذهب سنی نسبت به شیعه جمعیت زیادی را در بر دارد؟ حال آیا این که پاسخ کاملی نتوانم به این سوالات بدهم این دلیل این است که بنده در اعتقادات ضعیف هستم با وجود اینکه اعمال واجب را حتی الامکان به جا می آورم حتی مستحبات را؟ و آیا اینها از قشر سوالاتی است که ممکن است در برزخ برای بنده پیش آید؟ لطفا پاسخ را فقط به ایمیل بنده ارسال کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- راضی‌بودن به رضای خدا به آن معنا است که متوجه ارزش الطاف الهی که به ما شده است باشیم و به این معنا نیست که بیکار باشیم و جهت کمال برتر، تلاش نکنیم 2- گاهی موضوعات برای خودمان حلّ است و متوجه می‌شویم با شیعه‌بودن به آنچه لازم است برسیم می‌رسیم و گاهی باید خود را آماده کنیم تا شبهاتی که برای دیگران پیش می‌آید را جواب بدهیم. حال اگر نتوانیم جواب شبهات دیگری را بدهیم به این معنا نیست که در عقاید خود مشکل داریم، بلکه بدون آن شبهات سیر خود را ادامه‌ داده‌اید. آری بقیه‌ی ادیان باید از خود بپرسند آیا واقعاً همه‌ی آنچه برای زندگی معنوی در دین خود جستجو می‌کنند کافی است؟ آیا دینی که برای خدا، پسری قائل است، راضی‌کننده است و یا به قول «یاسپرس» با هزار وصله‌پینه باید خود را قانع کنیم؟ و یا دینی که برای ادامه‌ی خود نظر به امام معصوم ندارد دین کامل و قانع‌کننده‌ای است؟ موفق باشید
9771
متن پرسش
سلام علیکم. استاد حکما می گویند بدن مرتبه ی نازله ی نفس است. مگر شما نگفتید که این بدن در این دنیا با نفس حالت انضمامی دارد و آن بدن اخروی است که تجلی کامل نفس است؟ بنده در بعضی از کتب هایشان دیده ام که فرموده اند همین بدن دنیایی مرتبه ی نازله ی نفس است. حال شخصی که چهره اش زیبایی ذاتی دارد و خداوند او را به بهترین و زیباترین چهره خلق نموده است دارای نفس پاکی است و آن کسی را هم که زشت آفریده است دارای نفس رذیله ای هست؟ بدن قول شما را قبول دارم اما نقل حکما که می فرمایند بدن مرتبه ی نازله ی نفس است را نمی فهمم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور مسامحةً فرموده‌اند، زیرا مبانی خودشان چنین حرفی را نمی‌پذیرد چون رابطه‌ی علت و معلولی به معنای حقیقی آن بین نفس و بدن نیست. موفق باشید
7125
متن پرسش
سلام علیکم. ببخشید صفت غضب خداوند صفت سلبی است یاثبوتیه؟وچگونه دو صفت متضاد غضب و رحیمیت در خداوند جمع میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! همه‌ی حرف در توحید همان است که حضرت حق جامع اضداد است و در عین آن‌که اول است آخر است و در عین آن‌که ظاهر است باطن است و سالک به جایی می‌رسد که به نور توحید در یک لحظه اولیت و آخریت حق را احساس می‌کند. آری غضب خداوند از آن‌جهت که عدم رحمت است جزء صفات سلبی است به این معنا که خداوند با گرفتن رحمت خود غضب خود را آشکار می‌کند. موفق باشید
7119
متن پرسش
به نا م خدا و با سلام خدمت استاد عزیز در جمع بندی نظریات شما نسبت به ابوبکر و عمر و عایشه و طلحه و زیبر نتیجه می گیرم شما یک نرمش فوق العادهای نسبت به اینان نشان می دهید تو گویی اینها یک اشتباهی و یک اجتهادی غلط انجام داده اند و ما به انها انتقادی داریم درست است ما نباید به خاطر وحدت سخن نا به جایی بگوییم ولی تقلیل مسئله تا این حد آیا درست است آیا حجابی که آنها ایجاد کردند و اسلام را به حاشیه رانند و قرنهاست مسلمانان را از اب زلال ولایت محروم کردند و ان همه نافرمانی از سخنان پیامبر داستان قلم و دوات وهزاران نکته دیگر این قدر ساده است در ضمن روایاتی که اساسا آن دو نفر را مسلمان نمی داند و لعن را بدون نام بردن استفاده کرده است چه می شود سخن حضرت زینب در عاشورا و حتی روایتی که در احتجاج است که امام علی فرمود من از جانب پیامبر اختیار دارم و ایشان را از همسری پیامبر خلع کردم نقل به مضمون را چه باید کرد ایا اساسا شما عایشه را جناب می دانید یا حفظ وحدت این گونه اقتضا می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیره‌ی من و شما در این موارد باید سیره‌ی علمای بزرگی مثل حضرت امام و رهبری عزیز باشد که تعبیر جناب عایشه را برای همسر پیامبر به‌کار می‌بردند و بهترین کتاب را برای کالبدشکافی جریان انحراف در صدر اسلام «الغدیر» می‌دانم و سوز متعالی حضرت علامه امینی. ببینید آن علماء بزرگ در جمع‌بندی خود چگونه برخورد کرده‌اند. حقیقتاً موضوع انحرافی که در صدر اسلام پیش آمد و بنده سعی کردم در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» عرایضی داشته باشم، چیزی نیست که بتوان به‌راحتی از آن گذشت و اصلاً بحث تقلیل موضوع نیست، بحثِ درست‌برخوردکردن با موضوعی است که به گفته‌ی علامه امینی با هزاران حاشیه همراه شده و حالا کار را بسیار حساس کرده. موفق باشید
5998

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . سوالات دوستان و جوابهای شما را میخواندم . در بعضی جاها دوستان را به جزواتی که تدریس کرده اید ارجاع داده اید . مثل روش سلوکی آیت اللّه بهجت(رضوان‌اللّه‌علیه , یا قرآن هرگز تحریف نشده است از علامه حسن زاده , یا چرا باید از فقیه پیروی کنیم . اما اینها در قسمت جزوات سایت نبود . فایل حکم شرعی مجسمه هم خراب است . این ها را باید از کجا تهیه کنیم ؟ و سوال دیگر اینکه سخنرانی های شما هرو روز تو سایت قرار داده میشود و آپدیت میشود ؟ و سوال سوم که مهمتر هم هست اینکه من همیشه در ذهن ام روش سلوکی مثل آقای قاضی را در ذهن داشتم , یعنی شیوه استاد و شاگردی , اما اینطوری که من در سوالات مطالبی دستگیرم شد اینکه شیوه ی سلوکی شما کمی فرق دارد . اگر بخواهم تفکر شما را در مورد سیر و سلوک بدانم که آیا استاد لازم است یا نه ؟ آیا استاد ما علم ماست یا نه ؟ و... فایل سلوک ذیل شخصیت امام و شرح دستورالعمل آقای بهجت را دارم . همین ها کافیست ؟ یا بحث و سخنرانی و کتابی دیگر هم در مورد سلوک دارید ؟ فقط چون بحث های شما را بسیار دوست دارم میخواهم با تفکر شما در مورد سیر و سلوک و شیوه ی آن آشنا شوم که چه مقدار استاد مهم است و چه مقدار علم . با تشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد جزوات با مسئول سایت تماس بگیرید 2- سعی بر این است که صحبت‌های روزهای شنبه و دوشنبه‌، آخر هفته بر روی سایت بیاید 3- در جزوه‌ی روش سلوکی ایت اللّه بهجت إن‌شاءاللّه جواب سؤال‌تان را می‌گیرید که چرا آیت اللّه بهجت می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است» و اگر مباحث کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه موضوع برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
4458
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم با توجه به اینکه آقا فرمودند امربه معروف و نهی از منکر لسانی وظیفه همگانی من در یکی از دانشگاههای تهران دانشجو هستم وضع حجاب درختران زیاد مناسب نیست من هم در مسیر که رفت و آمد میکنیم تا حدی که برای خودم حرج نداشته باشه تذکر می دهم ولی گاها دختر خانم ها بدجور جواب می دهند و شاید بشود گفت باعث لج طرف هم می شود آیا با این حرف که اسلام حذف فوری گناه را خواسته نه متحول شدن ما به این سبک ادامه دهیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال فرموده‌اند در امر به معروف باید احتمال تأثیر را بدهید و اگر احتمال تأثیر را نمی‌دهیم شرایط را طوری فراهم کنیم تا معروف منکر نشود و جایگاه کار فرهنگی در این‌جاها است. موفق باشید
3234
متن پرسش
با سلام شما در کتاب انگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند فرمودید که روش شرطی کردن در نظام تربیتی اسلام وجود ندارد. ولی وقتی خدا در قران می گوید غیبت نکن و بلافاصله میگوید ایا دوست دارید گوشت برادرتان را بخورید دارد ما را شرطی می کند. که در هنگام غیبت تصویر گوشت برادمان که داریم انرا میخوریم در ذهن ما ایجاد می شود و این یک نوع شرطی کردن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این مثال که زدید شرطی‌کردن نیست، حکایت یک حقیقت است که جنبه‌ی باطنی عمل غیبت . ولی در کتاب و در شرطی که عرض کرده‌ام گفته شده است در ابتدای امر به‌خصوص برای کودکان شرطی‌کردن داریم منتها نباید انسان‌ها را در عمل در حدّ شرطی‌کردن نگه داشت. موفق باشید
2973

آزاداندیشیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت آقای طاهرزاده:‌الان اگر انتقادی از وضعیت موجود بکنی . چنان بلایی به سرت می آورند که زنده بودن یادت بره! هفت جد و ابادت را ور باد می دهند. خب این اسلام است؟ پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) فرمودند مرا نصیحت کنید. به حضرت علی (ع) انتقاد می کردند. آیا این بلاها سرش می آوردندو آقا امام حسین(ع) شب عاشورا با یکی از مصادیق لعن یعنی عمرسعد مذاکره کردند. اما حالا مملکت شیعه اینقدر تهمت و غیبت به همدیگر. حاضر نیستیم با همدیگه بشینیم و با هم صحبت کنیم . اونوقت دم از وحدت شیعه و سنی میزنیم !!وا عجبا!!تازه داعیه ی الگویی هم داریم. استاد اینا سوال من نیست اینا سوال هزاران جوانی است که شاید گذرشان به شمانگیرد. نامه ای که هاشمی به مقام معظم رهبری نوشت و پیشنهاد دادند دیدیم چه بلایی سرش آوردند.تازه پیشنهاد اگر انتقاد بود که واویلا. شما هم همش توجیه می کنید استادم. آخه چرا؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده فکر نمی کنم بلائی بر سر آقای هاشمی آوردند، جز این‌که معلوم شد ایشان از بصیرت کافی در رابطه با فتنه‌ای که برای براندازی نظام برنامه ریزی کرده بودند ، برخوردار نبود و همین عدم بصیرت موجب شد که فرزندان ایشان نیز به فتنه کمک کنند. ولی در مورد عدم تحمل همدیگر که متأسفانه همین‌طور است که می‌گویید و راه‌کار نجات از آن همان آزاداندیشی است که رهبری بر آن تأکید دارند. باید تلاش کنیم سطح فکری جامعه بالا رود تا بتوانیم اندیشه‌های همدیگر را بفهمیم و به همدیگر تهمت نزنیم و بنده تنها امیدم برای نجات جامعه از این معضل را انقلاب اسلامی و تقویت آن می‌دانم. موفق باشید
408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده در جزوه دوم تمدن زایی شیعه شما مطلبی در مورد مشروعیت حکومت اسلامی بیان نموده اید مبنی بر اینکه حکومت اسلامی مشروعیت خود را از مردم می گیرد زمان آقای خاتمی در مورد این مطلب زیاد بحث شد و فکر کنم مطلب نهایی را آیت ا... جوادی آملی بیان نمود که فرق است بین مشروعیت و مقبولیت با این معنی که حضرت علی علیه السلام مشروعیت خود را از صفات خود و عصمت خود می گیرد یعنی چون او بزرگوار جامع است و معصوم از لحاظ شرع صلاحیت حکومت بر مسلملنان را دارد ولی اینکه مردم او را قبول کنند یا نه بستگی به خودشان دارد و مردم چه او را قبول کنند و چه قبول نکنند او شایستگی و مشروعیت حکومت بر مردم را دارد و به صرف مقبولیت مردم کسی مشروعیت حکومت بر آنان را پیدا نمی کند مگر آنکه شرایط لازم را داشته باشد.و فکر کنم در آن جزوه این تفاوت ظریف مورد غفلت جنابعالی واقع شده است و دلیل درستی این حرف عقابی است که بر انتخاب نادرست مردم مترتب می شود. با تشکر از جنابعالی
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی نظر مقام معظم رهبری آن است که اگر قاطبه‌ی مردم ولایت فقیه را نخواهند او نباید خود را بر مردم تحمیل کند، هرچند مردم با نپذیرفتن ولایت فقیه معصیت کرده‌اند و به حاکمیت حق تن نداده‌اند، و لذا نتیجه می‌گیرند یکی از شروط مشروعیت ولایت فقیه خواست قاطبه‌ی مردم است. موفق باشید
375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشیددر دانشگاه گروهی از بچه های مذهبی را دور هم جمع کرده یم تا بتوانیم کتب شهید مطهری را مطالعه کنیم لطفا راهکاری برای بازده ای بیشتر معرفی کنید. لطفا نظرات خود را برای افزایش بازدهی این جمع و کارهای مفیدی که می توانیم انجام بدهیم بفرمایید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام 1- بیشتر کتاب‌هایی از استاد را موضوع مطالعه قرار دهید که با موضوعات روز تناسب دارد. 2- کتاب مورد نظر را که انتخاب کردید همه‌ی افرادِ جمع، به‌تنهایی بخوانند و نکات مهم آن را به صورت خیلی خلاصه یادداشت‌برداری کنند. 3- در یک جلسه‌ی هفتگی و یک ساعته هرکس خلاصه‌ی خود را بخواند تا همه از تفکر همدیگر استفاده کنند. موفق باشید
140

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده راه های جلوگیری از استمناء برای جوانی که همسزر هم دارد ولی همسرش تن به جماع نمی دهد و لذا استمنا می کند چیست؟ هر کار کرده نتوانسته جلوگیری کند و با شیوع اینترنت بیشتر هم شده است. لطفا راه عملی ارائه بفرمائید.
متن پاسخ

جواب: علیک‌السلام؛
باسمه تعالی
اولاً: عمل استمناء حرام است و هیچ حجتی بر انجام آن نیست. ثانیاً: فقهای گرام می‌فرمایند: بر زن واجب است که در مقابل تقاضای شوهرش ممانعت نکند، که حق مسلّم او را زیر پا گذارده است. حتی روایت داریم ؛ اگر مرد بر روی شتر از همسر خود تقاضای نزدیکی کرد نباید ممانعت کند. ثالثاً: اگر واقعاً این‌گونه است که می‌گویید، با تمام شهامت به دادگاه رجوع کنید و دادگاه به شما اجازه می‌دهد همسر خود را طلاق دهید و همسر دیگری بگیرید، چون یکی از عوامل ایجاد طلاق همین مورد است.

14204
متن پرسش
سلام استاد: مزاحم همیشگی شما باز هم مزاحم شد. 1. کتاب «شراب طهور» از مهدی طیب چگونه است به عنوان کتاب تقویتی مباحث خوانده شود؟ 2. آقای طیب در جایی از این کتاب می گویند: آن دسته از عرفایی که یکباره به عرفان رسیده اند با جذبه الهی که اصطلاحا به آنها عارفان مجذوب یا سالک مجذوب گویند، آنها برای دستگیری به عنوان استاد راهنما نمی توانند مفید باشند. بنده در عقیده استاد داشتن الان هم عقیده شما هستم. ولی این شبهه شد برایم. یعنی آیت الله بهجت نمی تواند استاد خوبی باشد؟ چون سالک مجذوب بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است 2- آیت اللّه بهجت در زمره‌ی چنان سالکانی نبوده‌اند. ایشان به مرور و با زحمت‌هایی که کشیده‌اند، منوّر به نور عرفان شده‌اند و لذا می‌توانستند دستگیری کنند. ولی سخن جناب آقای طیب در جای خودش سخن درستی است در حدّی که خواجه عبداللّه انصاری می‌فرماید: مجذوب سالک نیز باید منازل سلوک را مثل سالک مجذوب طیّ کند تا بتواند نسبت به احوالات خود، خودآگاهی داشته باشد. موفق باشید

11143
متن پرسش
سلام استاد عزیز: مشکلی دارم که خسته ام کرده، دست به دامان شما شدم ببینم چه باید کرد؟ استاد؛ من هر کاری می کنم که به حضرت فاطمه زهرا (س) و حجه بن الحسن (عج) علاقمند بشم نمی توانم. بخدا از خانم خجالت می کشم که دارم اینا رو می نویسم اما چه خاکی به سرم بریزم؟ اینقدر غبطه می خورم به کسانی که شیفته ایشونند؛ استاد چه کنم به ایشون علاقمند بشم؟ لازمه کتابی چیزی بخونم اول؟ استاد خدا وکیلی راهنماییم کنید بلکه آدم شم. به کی توسل پیدا کنم؟ خدا قلب حضرت زهرا سلام الله علیها رو عمیقا عمیقا عمیقا از شما راضی کنه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید به لطف الهی خیلی زود منوّر به ارادت و شیفتگی این انسان‌های معصوم می‌شوید. راه‌کار آن هم بسیار ساده است. شما سعی کنید با گناه‌نکردن و رعایت حقوق افراد و عدم تکبّر، نحوه‌ای از عصمت را در خود شکل دهید تا صورت های کامله‌ی آن عصمت در منظر شما قرار گیرد و ببینید چقدر شیفته‌ی آن‌ها هستید. موفق باشید
نمایش چاپی