بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10167
متن پرسش
سلام علیکم: استاد اینگونه که برداشت کرده ام در حکمت مشاء وجود را یک ویژگی انتزاعی می دانند مگر وجود همان جوهر و ذات عالم نیست که هستی محض است پس چگونه می توان آن را یک امر ذهنی گرفت؟ آیا برداشت من از حکمت مشاء در خصوص کثرات متباین ناصحیح است یا این یکی از ضعف های حکمت مشاء می باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین که برای هر موجودی وجود خاص قائل‌اند عملاً وجود را به عنوان یک حقیقت نمی‌شناسند تا برای آن اصالت قائل باشند و عملاً چه بخواهند وچه نخواهند اصالت را به ماهیت داده‌اند. موفق باشید
9852

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: جواب مرا نداده اید. شاید فرصت نکرده اید سایتش را ببینید. نظرتان را به سید حسن آقا میری می خواستم. آیا صبحتهاشان مورد تایید جنابعالی است؟ لطفا جوابم را بدهیدکه بدانم گوش کنم یا نه. متشکرم. اگر هم نمی شناسیدشان در سایت بیدارباش معرفی شده اند. ممنون از اینکه وقت می گذاریدجوابم را بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای بنده سخت است در مورد اشخاص نظر بدهم. به‌خصوص که ایمیل نفرستاده‌اید. موفق باشید
8778
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز به نظر شما با توجه به احادیث و روایات موجود آیا امام زمان (عج) ازدواج کرده اند و دارای فرزند میباشند و اگر ازدواج نکرده اند این امر با عصمت امام منافاتی ندارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه تشریف می‌آورند و از خودشان می‌پرسیم. آدم حسابی! امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» این‌همه وجوه اساسی دارند که باید با آن‌ها آشنا شد، همه‌ را رها کرده‌ای و به دنبال آن هستی که امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ازدواج کرده‌اند یا نه!!! و بحث عصمت و عدم عصمت ایشان در این مورد مطرح می کنید. مگر عدم ازدواج، منافی عصمت است؟ موفق باشید.
7344
متن پرسش
سلام استاد چرا شما گفته اید که باید به عایشه احترام بگذاریم؟ مگر از امام صادق روایت نداریم که ایشان بعد از هر نماز عایشه و خلفا را لعن می کرده است.کافی ج 3ص 342 می داننم لعن با فحش متفاوت است ولی به هر حال وقتی کسی ، دیگری را لعن می کند به او احترام نگذاشته است.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه امروز وظیفه‌ی ما را تعیین می‌کند نظرات مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است که با توجه به مجموعه‌ی روایات و آیات مربوطه به این نتیجه رسیده‌اند که توهین به همسران رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» حرام است و بالاخره لعن، یک نوع توهین محسوب می‌شود، ولی این به معنای آن نیست که ما اشکال اساسی به اعمال و رفتار جناب عایشه و یا خلفاء نداشته باشیم. موفق باشید
5891
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز. 1. استاد ایا مورد عنایت بودن مسجد جمکران سندیت دارد؟آیا همین خوابی که می گویند سند است؟سندش چیست؟2. نظر امام خمینی راجع به محدث نوری چیست؟3. آیا محدث نوری قائل به تحریف در قرآن است؟4. چرا قرآن تحریف نشده است؟چگونه می توان ثابت کرد؟متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- در سایت‌ها نکاتی در مورد مسجد مقدس جمکران هست، می‌توان آن را حمل بر صحت کرد 2- متأسفانه آقای محدث نوری قائل به تحریف قرآن است و آقایان از جمله آیت‌اللّه حسن‌زاده و آیت‌اللّه جوادی جواب داده‌اند و اساساً این عزیزان را در حدّ محدث بپذیرید و نه در حدّ صاحب‌نظر در دین 4- روی سایت جزوه‌ی «چرا قرآن تحریف نشده است» را که خلاصه‌ی فرمایشات آیت‌اللّه حسن‌زاده است مطالعه بفرمایید. موفق باشید
4715
متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد عزیز؛ آیا موسیقی میتواند در تربیت و مدیریت خیال مفید و مؤثر باشد؟ و اگر چنین است آیا آن فرمایش رهبری که در پاسخ به سؤال 2047 ذکر کردید:« ترویج موسیقی با اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی سازگار نیست » این چنین موسیقی هائی که موجب پرورش خیال و یا با محتوای مفید و غنی موجب نشر معارف الهیه میگردد را نیز شامل میشود؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب نظر نیستم. موفق باشید.
2542
متن پرسش
سلام و خسته نباشید استاد/من در نماز جماعت نفسم مشغول میشد درنماز بعد فهمیدم علتش افراد کنار دستم میباشد به همین خاطر مثلا درنماز مغرب دریک صف هستم و برای نماز بعد به صف اخرمیروم این سوال رامن درتاریخ5/برج7ارسال کردم ودر این روز در نماز مغرب و عشا این کار را کردم حال در نماز عشا خیلی شایدچند برابر حضور قلب داشتم علتش چیست که نفسم مشغول میشود در صفهای نماز ایا نفس من ریاکاراست بعد حکم اینکه من صف جلو را خالی میکنم و به صف اخر میروم چیست / وایا من خودم به تنهایی میتوانم یک صف تشکیل دهم /موفق باشید استاد عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان هراندازه در توحید رشد کند ودر آن راستا افراد را در مقایسه با حضرت حق چیزی به حساب نیاورد مشغول اطراف خود نمی‌گردد، راه چاره آن نیست که می‌کنید. در صف مؤمنین قرار گیرید و از خدا بخواهید تا نظر شما را بیش از پیش به خودش جلب کند و توصیه‌ی حضرت آیت‌الله بهجت«رحمة‌الله‌علیه» را فراموش نکنید که فرمودند: آمدن خطورات دست شما نیست شما سعی کنید آن را دنبال نکنید. شما با تغییر صف نماز خود را در دست خطوراتتان قرار می‌دهید. موفق باشید
2091

فکر کردن؟بازدید:

متن پرسش
با سلام بنده این سوال را ارسال کردم ولی هفته هاست جوابی دریافت نکرده ام!!!! «با سلام من از جناب عالی شنیدم که فرمودید :«من پیشرفتم را مدیون کسانی هستم که مرا به فکر کردن واداشتند» میخواستم بپرسم فکر کردن یعنی چه ؟ چه مقدماتی دارد؟ چگونه وارد عالم تفکرو تعقل باید شد؟ من نیز دوست دارم با راهنمایی شما مسیر شما را ادامه دهم . باتشکر اگر مرا به تفصیل راهنمایی نمایید.» اگر لطف میفرمایید پاسخ دهید متشکر میشوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده این سوال را جواب دادم و با شماره‌ی 2028 در سایت هست. در پرسش و پاسخ سایت، قسمت همه‌ی موارد را بزنید و به شماره‌ی 2028 رجوع فرمایید. موفق باشید.
14716
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: جسارت حقیر را ببخشید اما با دلی پر خون می گویم این دیگر چه عدالتی است که با دیدن تعداد کمی تصاویر بد و در مدت کوتاهی این صورت ها کانه نقش فی الحجر تا سال ها می مانند و با خون دل خوردن هم نمی روند و اگر هم بروند بعدا برمی گردنند اما معارفی را که انسان با تمام تلاش بیابد و عمل خالصانه کند این تاثیر را ندارند و نمی مانند و در مقابله با آنان کم می آورند؟ می دانم می خواهید بفرمایید روغن چراغ کم است اما آیا بعد از چند سال هم هنوز کم است؟ آدم از این برخورد خدا دلگیر می شود که چرا کمک نمی کند. همین الان که دارم می نویسم مطمئنم دوباره قرار است چند صباح دیگر همین سوال را بکنم که چرا؟ و تا کی؟ «بازخر ما را از این نفس پلید / کاردش تا استخوان ما رسد.» حتی از آمدن سر جلسات شما هم خجالت زده ایم احساس نفاق و دوری از شما جانم را آتش زده حتی در خلوت هم خجالت می کشم صوتتان را گوش کنم. احساس می کنم تمام معارف را به سخریه گرفته ام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور نیست که در این حالت‌ها معارف را به سخریه گرفته باشید وگرنه با به‌سربردن با آن صورت‌ها راضی می‌شدید و این‌طور هم نیست که خدا کمک نکرده است وگرنه این دست و پازدن‌ها برای آزادشدن از آن صورت‌ها در میان نبود. این‌ها حکایت نسیمِ الهی است که بالاخره خدا کار خود را خواهد کرد و از شما در این زمان با این‌همه ظلمات یک قهرمان می‌سازد. در ضمن به متن «وقتی در مسیر حق باشید روز به روز قدرت صورت‌های خیالی باطل، برایتان ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود» در  بخش پرسش و پاسخ برگزیده  رجوع فرمائید . موفق باشید

13520
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید آیا انتقادهایی که به آیت الله مصباح (حفظه الله) در مورد عرفان و حکمت متعالیه وارد است؟ چون در برخی مباحثات علمی ایشان را مخالف عرفان و وحدت وجود و وجود رابط و منتقد به حکمت متعالیه و ناظر به حکمت مشاء می دانند؟ آیا ایشان واقعا نسبت به عرفان موضع دارند و همچنین حکمت متعالیه آنچنان که در تعلیقه نهایة الحکمة به علامه انتقاد دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه مصباح یکی از اساتید حکمت متعالیه و عرفان نظری هستند و در این مورد صاحب‌نظر می‌باشند و طبیعی است که در بعضی موارد بر نظرات خود، تأکید کنند و این به معنای مخالفت با اصل حکمت متعالیه و عرفان نیست. موفق باشید

13454

عین ثابته‌بازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت اساتید بزرگوار: در مورد علم حق بنظر می رسد که علم الهی قدیم و عین ذات اوست پس معلول حق تعالی و حادث نیست که خداوند خود علم خود را ایجاد کند و معلومات و اعیان ثابته نیز همین حکم را دارد... و عین ذات حق تعالی هستند در مرتبه ذات و این اعیان هر کدام اقتضای خاصی برای ظهور را در متن خود دارا هستند یعنی در متن عین ثابت فلان شخص هست که باید در فلان مکان و زمان و حتی فلان صفات اخلاقی و خانوادگی و مذهب و..... به دنیا بیاید و از آنجا که اعیان عین علم حق و عین ذات اویند این خدا نیست که اراده کرده فلانی در فلان شرایط به دنیا بیاید و با فلان خانواده باشد و .... بلکه خداوند تجلی کرده و لازمه تجلی ایجاد جهان کنونی بدین کیفیت است که مثلا آقای الف دارای فلان خانواده و شرایط زندگی باشد خداوند فقط به اعیان ظهور داد نه اینکه کیفیت حضور اعیان در متن خارج را هم تعیین کند چرا که اعیان در علم حق ذاتا اقتضای ظهور در یک شرایط خاص را داشتند. آیا مبنای بالا صحیح است؟ و آیا جبر نیست مبنای بالا چون اینطوری هر انسانی اقتضای داشتن یک سرنوشت خاص رو در عین ثابت خودش داره و جز اون ظهور پیدا نمیکنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای خوبی است. فقط در نظر داشته باشید که همان عین ثابته‌ی انسان که برای خود در ابتدای امر، یک زندگی را انتخاب و اختیار کرده است، همچنان مختار است و هرلحظه می‌تواند انتخاب دیگری داشته باشد یا همان انتخاب را ادامه دهد. موفق باشید

11143
متن پرسش
سلام استاد عزیز: مشکلی دارم که خسته ام کرده، دست به دامان شما شدم ببینم چه باید کرد؟ استاد؛ من هر کاری می کنم که به حضرت فاطمه زهرا (س) و حجه بن الحسن (عج) علاقمند بشم نمی توانم. بخدا از خانم خجالت می کشم که دارم اینا رو می نویسم اما چه خاکی به سرم بریزم؟ اینقدر غبطه می خورم به کسانی که شیفته ایشونند؛ استاد چه کنم به ایشون علاقمند بشم؟ لازمه کتابی چیزی بخونم اول؟ استاد خدا وکیلی راهنماییم کنید بلکه آدم شم. به کی توسل پیدا کنم؟ خدا قلب حضرت زهرا سلام الله علیها رو عمیقا عمیقا عمیقا از شما راضی کنه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید به لطف الهی خیلی زود منوّر به ارادت و شیفتگی این انسان‌های معصوم می‌شوید. راه‌کار آن هم بسیار ساده است. شما سعی کنید با گناه‌نکردن و رعایت حقوق افراد و عدم تکبّر، نحوه‌ای از عصمت را در خود شکل دهید تا صورت های کامله‌ی آن عصمت در منظر شما قرار گیرد و ببینید چقدر شیفته‌ی آن‌ها هستید. موفق باشید
10953
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز در شغل بنده که فروش کارت عقد و عروسی است قیمت خود کارت را با اتکت رویش میزنن و قیمت چاپ را جداگانه حساب میکنن. همکارها قیمت را زیر قیمت خرید میزنن و جذب زیاد مشتری میکنن و حال بسته به مشتری یا در قیمت چاپ تلافی میکنن یا به سود کمتر رضایت می دهند. استاد در این بازی وارد شدن تلاش برای رزق است یا بازی شیطان است که مشغولمان کند؟ خداوندا سایه ی استادمان را بر سرمان محفوظ بدار و مقام عالی اش را متعالی گردان. آمین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت سعی کنید مشتری را فریب ندهید و در عین حال حق خود را در إزاء کاری که کرده‌اید، بگیرید. موفق باشید
10626
متن پرسش
سلام علیکم. حالتان چطور است؟ سوالی داشتم، در شرح فصوص یکی از اساتید گوش کردم که می فرمودند: خدا باید خدایی کند و خدایی کردن او در ظهورات وجود اوست. پس در این جا برای بنده سوال پیش آمده که خداوند قبل از خلق کثرات چگونه خدایی می کرده. و همچنین می فرمایند که نفس بدون بدن محال است و این بدن ها در طول یکدیگرند پس در نتیجه وجود هم بدون مظاهر نمیشه. می شود توضیح دهید که خداوند قبل از خلق کثرات چگونه خدایی می کرده است، یعنی یک وجود محض بوده است بدون ظهورات؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حرف‌های به این خوبی را شنیده‌اید حتماً به این حرف هم می‌رسید که مگر می‌شود تصور کرد خداوند یک مرحله‌ای کثرات را خلق نکرده بود و بعداً خلق کرد. همیشه خداوند خالق است و همیشه هم خلق می‌کند، تقدّم و تأخر در مخلوقات است. قبل از خلقت این آسمان‌ها که نسبت به آسمان‌های قبلی، بعد محسوب می‌شوند او خالق بوده است. موفق باشید
10032
متن پرسش
سلام علیکم: شما انسان را به عقل خودش ارجاع می دهید. این عقل راهنمایی می کند که بیا قدم صدق در سلوک بگذار. بنا می گذاری برای سلوک همان لحظه به یاد ضعف خود، عذاب، مصایب کربلا، زندگی ابدی با من خود، حق بودن صراط، حشر، قبر، سوال و جواب در مورد اعمال و عظمت آسمان و کراتش، دور بودن از هو، خجالت از گذشته بسیار قبیح، احساس خستگی از عبد نبودن و آزاد بودن، خسته از میلهای بست بی بایان، خسته از کثرت، خجالت از بی عاری در خلوت دور از چشمهای خلایق و کردن آنچه نباید کرد. خسته از حسن ظن دیگران به خود در حالی که ما چیز دیگری که فکرش را نمی کنند هستیم، خسته و فرسوده از فقر معنوی و.....! شروع می کنی به سلوک! نمی دانی چطور شروع کنی نمی دانی به هو چه بگویی! چند دقیقه. چند ساعت، چند روز، چند هفته ذکر می گویی، نافله می خوانی، روزه می گیری، تفکر می کنی، سیر در آیات می کنی، سنن النبی می خوانی، آشتی با خدا می خوانی، 10نکته می خوانی، معاد می خوانی، نهج البلاغه می خوانی، غسل توبه می کنی، چند سیلی به خود میزنی اما! و امان از این اما! خراب می کنی بد جور! روز از نو روزی از نو، انگار نه انگار تو همان بودی که خسته بودی غسل کرده بودی سیر کرده بودی ........ هل من ناصر ینصرنی؟ هل من ناصر ینصرنی؟ هل من ناصر ینصرنی؟ امیدی باقی نمانده. اما جایی هم نیست برویم سر به نیست شویم لا یمکن الفرار من حکومتک. شهامت آرزوی مرگ را هم نداریم. قل ان کانت لکم الدار اخره فتمنه الموت ان کنتم صادقین.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و باز توبه‌ کن و باز شیطان از یک گوشه‌ای و از روزنه‌‌ی نقطه‌ضعفی ورود می‌کند تا تو را مأیوس کند. باز توبه کن. مطمئن باش راه باز می‌شود و به عظمت ربوبیت حضرت رب «جلّ جلاله» پی می‌بری و در خود می‌پیچی که چقدر پروردگارت مهربان و بزرگوار بود و خواهی گفت: «وَ رَبّی، أحْسَنَ رَبّی». موفق باشید
5458
متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم. . . خون دل خون دل خون دل،این هم شد زندگی؟خسته شدیم از بس خون دل خوردیم برای این وضعیت،فقط خون دل بخوریم و با اشکو آه امید به آن تمدن ناب اسلامی و جلو رفتن انقلاب با آن سرعت در خیالمان داشته باشیم،فقط خون دل،خسته شدیم غربت رهبری را ببینیم و نتوانیم دم بزنیم،خسته شدیم بخواهیم مجدد انزوای بچه حزب اللهی ها را به جرم تندروی ببینیم و دم نزنیم،حتی در محیط خانه با آنکه سکوت میکنیم،تنها با یک عکس دلنشین امام خامنه ای عزیزمان به تندروی محکوم باشیم. . .خسته شدیم ببینیم کسانی که 8 ماه خون به دل این ائمه،امام شهدا و شهدا و رهبری و مردم کردند مجدد دارند برای پست های حساس این مملکت سرو دست مشکنند. . .هنوز پاسخ آن همه ضربه به نظام را نداده میخواهند بیایند و مجدد وارد انقلابی شوند که یک لحظه به آن اعتقادی نداشته اند. . .خسته شدیم از بس به تبعات این انتخابات و ضربه ای که میتواند به نظام،به انقلاب،به رهبری عزیز،به مردم وارد کند فکر کردیم. . . خسته شدیم بس خون دل بخوریم از اینکه کاری از دستمان بر نمی آید جز مطالعه این وضعیت و تماشا از دور. . .خسته شدیم از بس به جهان اسلام نگاه کردیم و خون دل خوردیم از وضعیتی که بوجود آورده اند،از مصر بگیر تا عراق و سوریه و گره خوردن این اتفاقات با اتفاقات کشور عزیزمان و پیش بینی بعضی مواضع. . .این هم شد زندگی استاد؟این هم شد زندگی یک جوان پر انرژی؟یک جوانی که باید جوانی کند،کارمان شده پرسه در قبور رفقای رفته شهید عزیزمان و گزارش سیاسی دادن از وضع انقلاب،آنها که میدانند،ما میرویم که خودمان را خالی کنیم. . .بارها به این موضوع فکر کرده ام که این چه زندگی است که من دارم،منتها این احساسات یا بهتر بگویم تعلق به انقلاب فراز و فرود هایی دارد که در این زمان یکی از فرازهایی بود که دیگر به سمت سریز شدن میرفت،گفتیم شاید مرهمی بگذارید. . .ان شاء الله دوستان اهل دل هم استفاده میبرن. . .ما که باشیم. . .یا علی.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «گر به هر زخمی تو پر کینه شوی .... پس کجا بی‌صیقل آیینه شوی» گویا متوجه نشده‌اید زمانه‌ای فراهم شده تا باز این انقلاب بزرگ چهره‌ی دیگری از خود نشان دهد. نمی‌دانم می‌دانی اگر مو به مو چشم‌ات به دهن سیدعلی این دوران باشد چه شکوفایی در خود و در تاریخ خود ایجاد خواهی کرد یا نه؟ قبلاً عرض کرده بودم با انتخابات 24 خرداد تاریخ جدیدی شروع شد تا حزب اللّه به کارهای مانده بپردازد و معنای عبور از غرب را از یک طرف و رجوع به روح عرفانی حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» را از طرف دیگر بازخوانی کند. نمی‌دانم با حضور در این تاریخ خون دل می‌خوری؟ اگر چنین است این خون دل خوردن مبارکت باد، چون مثل خون دل خوردن شهدایی است که جبهه‌ی نگاه به حاکمیت حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را گشودند، ولی اگر خون دل خوردن‌هایت به جهت تحلیل غلطی است که نسبت به دیروز و امروز و فردا داری که باید خودت را ملامت کنی که نمی‌دانی در کجای تاریخ زندگی می‌کنی و گمان می‌کنی گرفتار انسداد تاریخی شده‌ای. آدم حسابی! حواست کجاست؟ ما در دفاع مقدس هشت‌ساله نشان دادیم انقلاب ما توان عبور از آنچنان حمله‌ای را داشت که در آن حمله همه‌ی جهان کفر از شرق گرفته تا غرب به میدان آمده بودند در حالی‌که در ابتدای جنگ اکثراً سر به گریبان بودند ولی متوجه جایگاه تاریخی انقلاب شدیم و دیدیم خداوند تقدیری برای ما رقم زده که با دفاع هشت‌ساله ظهور می‌کند در حالی‌که در ابتدای جنگ در این رابطه تحلیلی نداشتیم. به شما عرض می‌کنم در تاریخ جدیدی که شروع شده بنا است عظمت‌های بزرگ‌تری از این انقلاب توسط زبان خدا در این دوران یعنی سید علی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» ظهور کند. عجله نکن، باز هم برو در بین قبور رفقای شهیدت پرسه بزن تا به مدد الهامات نورانی آن بزرگان بزرگ به تحلیلی نزدیک شوی که در آن تحلیل، آینده‌ی خود و انقلاب را معنا می‌کنی. حضور در تاریخ جدید و حال جدید با حضور در صحنه‌ای از صحنه‌های یک تاریخ فرق می‌کند. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرایضی داشته‌ام و عرایض دیگری هم دارم که باید بهانه‌ی گفتن آن پیدا شود. گفت: «تا خون نکنی دیده و دل پنجه‌سال.... از قال تو را ره ننمایند به حال». بنشین صحبت‌های رهبری عزیز حضرت امام خامنه‌ای را از بعد از انتخابات 24 خرداد تا امروز را مو به مو در آور و جلوی خود قرار بده تا نقشه‌ی راهی که این مرد بزرگ در این شرایط جدید مطرح کرده‌اند برایت روشن گردد، معطل نکن! موفق باشید
4458
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم با توجه به اینکه آقا فرمودند امربه معروف و نهی از منکر لسانی وظیفه همگانی من در یکی از دانشگاههای تهران دانشجو هستم وضع حجاب درختران زیاد مناسب نیست من هم در مسیر که رفت و آمد میکنیم تا حدی که برای خودم حرج نداشته باشه تذکر می دهم ولی گاها دختر خانم ها بدجور جواب می دهند و شاید بشود گفت باعث لج طرف هم می شود آیا با این حرف که اسلام حذف فوری گناه را خواسته نه متحول شدن ما به این سبک ادامه دهیم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال فرموده‌اند در امر به معروف باید احتمال تأثیر را بدهید و اگر احتمال تأثیر را نمی‌دهیم شرایط را طوری فراهم کنیم تا معروف منکر نشود و جایگاه کار فرهنگی در این‌جاها است. موفق باشید
3247
متن پرسش
با عرض سلام....در این جمله :" مقسم به وجود اقسامش در خارج محقق می شود" منظور هر نوع مقسمی است؟ شاید مقسم یک لفظ اعتباری باشد که برای سهولت به کار رفته است شاید مقسم انتزاعی از قسم ها باشد و امر مشترک آنها باشد که هیچ وجود مستقلی ندارد. میدانیم وجود مساوق شخصیت و تعین است. یعنی اگر یک چیز بخواهد موجود باشد باید متعین و متشخص باشد پس چطور علامه در نهایه می فرماید مقسم به وجود اقسامش موجود است. یا این است که وجود مقسم منحاز و مستقل است یا اینکه مقسم وجود ندارد و اقسام درخارج وجود دارند.بنده معنای وجود بالعرض را نمی فهمم. مثلا همینکه میگویند: مقسم موجود است به وجود اقسامش یا می گویند: ماهیت موجود است به عرض وجود و ....
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید این سخنان بر مبنای روش مشائی گفته شده و بر آن اساس درست است چون در حکمت مشاء وجودات متباین مدّ نظر است ولی در اصالت وجود و تشکیکی‌بودن آن هیچ‌یک از این موارد مطرح نیست، تنها وجود است و ظهورات وجود. موفق باشید
3133
متن پرسش
در سؤالات گذشته ما از شما پرسیدیم: «به نظر ما کسانی که فتنة88 را برپاکردند، معتقد به بی‌تقوایی بودند. آیا به نظر شما هر کسی که معتقد به بی‌تقوایی باشد، مبتلا به فکر غربی است؟»، و شما در پاسخ فرمودید: «انسان‌هایی که به امیال نفسانی خود اصالت دادند، فرهنگ غرب را انعکاس آن امیال می‌یابند و لذا گریزی از پذیرفتنِ عقل غربی ندارند.»، ما از این پاسخِ شما برداشت می‌کنیم که پاسخِ آن سؤال‌مان مثبت است و هر کس به میزانی که تابع امیال نفسانی‌اش است، مبتلا به فکر غربی است. من نفهمیدم شما چگونه بین «بی‌تقوایی» و «عقل غربی» تلازم می‌بینید؟ و از طرف دیگر تمدن غرب را هم مبتنی بر «تغییر طبیعت» می‌دانید؟! 1- آیا مردمِ تمدن‌های گذشته که بی‌تقوایی داشته‌اند، مبتلا به «فکر غربی» (یعنی تغییر طبیعت) بوده‌اند؟! 2- پس آیا تمام تمدن‌های گذشته بر پایة تغییر طبیعت بوده‌است؟ حتی تمدن‌هایی که مثل تمدن فراعنه سعی می‌کرده‌اند نیروهای طبیعت را به طور طبیعی در اختیار بگیرند؟ 3- آیا شما تمدن غرب را ادامة همان تمدن مصر می‌دانید و هر دو را بر پایة «تغییر طبیعت» می‌دانید؟ (سؤال 2 و 3 درواقع یک سؤال است به دو عبارت متفاوت.)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هر نوع تغییر طبیعت بی‌تقوایی نیست، آن نوع نگاهی که برای طبیعت ساختاری حکیمانه قائل نیست و در این راستا بر اساس میل خود به تغییر طبیعت می‌پردازد تا صرفاً نفس امّاره‌ی خود را ارضاء کند، گرفتار بی‌تقوایی است و از این جهت نمی‌توان بگوییم چون تمدن غربی معتقد به تغییر طبیعت است پس هر تمدنی که معتقد به تغییر طبیعت است غربی است و معتقد باشیم از آن‌جایی که طرفداران فتنه‌ی 88 نگرش به غرب دارند پس هرکس در فتنه‌ی 88 بوده معتقد به تغییر طبیعت است. زیرا ممکن است اساساً طرف در فتنه‌ی 88 باشد بدون آن‌که متوجه رویکردغرب به طبیعت باشد. بنده فکر می کنم با توجه به این که می توان یک موضوع را «من وجه» قبول داشت و نه باالکل پس نمی توان گفت: اگر جریانی غرب را پذیرفت تمام لوازم فلسفی آن را هم پذیرفته است و بعد بخواهیداین نتیجه را مبنای تفکر خودتان برای ادامه فکر روی موضوع قرار دهید.موفق باشید
375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشیددر دانشگاه گروهی از بچه های مذهبی را دور هم جمع کرده یم تا بتوانیم کتب شهید مطهری را مطالعه کنیم لطفا راهکاری برای بازده ای بیشتر معرفی کنید. لطفا نظرات خود را برای افزایش بازدهی این جمع و کارهای مفیدی که می توانیم انجام بدهیم بفرمایید ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام 1- بیشتر کتاب‌هایی از استاد را موضوع مطالعه قرار دهید که با موضوعات روز تناسب دارد. 2- کتاب مورد نظر را که انتخاب کردید همه‌ی افرادِ جمع، به‌تنهایی بخوانند و نکات مهم آن را به صورت خیلی خلاصه یادداشت‌برداری کنند. 3- در یک جلسه‌ی هفتگی و یک ساعته هرکس خلاصه‌ی خود را بخواند تا همه از تفکر همدیگر استفاده کنند. موفق باشید
18214
متن پرسش
سلام استاد: موضوع: ضرورت استاد سیر سلوک و چگونگی مواجهه با آنها 1. قضیه این پیش استاد اخلاق و عرفان رفتن ها چیست؟ برنامه می گیرند و احاطه دارند بر آنها و چیزهایی را می بینند و تاثیرات وجودی که استاد بر آنها می گذارد و...؟ آیا بهتر نیست ما که فقه خودمان را (همین واجب و حرام) را درست نه می شناسیم و نه عمل می کنیم بریم اینها را انجام بدهیم و بعد برویم سراغ اساتید و.... 2. و این که هر کسی یک سبک تربیتی دارد این قضیش چیست ما از کجا باید متوجه بشویم که با توجه به سبک های مختلف کدام یک از آنها بدرد ما می خورد؟ مثل سبک تربیتی آقای سعادت پرور و آُسید هاشم حداد و آقای بها الدینی و.... که با یکدیگر مشرب آنها تفاوت دارد، از کجا اطلاع پیدا کنیم؟ ببخشید خیلی محاوره شد و در ضمن مطلع هستم حضرت عالی در کتاب ادب خیال و... فرموده اید: اگر استاد اخلاق پیدا کردید سراغش بروید و اگر هم پیدا نکردید استاد تو علم توست و خدا پیش راه تو می گذارد. به همین جهت پرسیدم این سوالات رو. با تشکر و خدا قوت و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب کاربران عزیز عرایضی شده است که عیناً آن را خدمتتان ارسال می‌کنم تا خودتان به عنوان صاحب‌نظر در این امر بتوانید جواب سؤالات خود را بیابید. موفق باشید

بسم الله الرحمن الرحیم

نحوه‌ی رجوع به استاد در امور اخلاقی و سلوکی

سؤالی که خدمتتان داشتم در رابطه با استاد اخلاق و استاد سلوک بود که در حال حاضر ما چگونه می‌توانیم استادی را پیدا کنیم که در اصلاح رذائل خود موفق باشیم و خدای ناکرده طوری نباشد که پس از 70 سال قصه‌ی ما قصه‌ی آن سنگی باشد که به قعر جهنم سقوط کرد؟

همان‌طور که می‌فرمایید همه باید تلاش کنیم تا مسیر زندگی‌مان رو به سوی جهنم و ارضای امیال نفسانی نباشد و حتماً در این امر استاد و نمونه‌ای متعالی نیاز داریم. ولی بحث در چگونگی استاد سلوکی و نحوه‌ی سلوکی است که ما باید دنبال کنیم.

قلب ما حتماً باید به صورتی خاص تربیت شود و جهت بگیرد تا عبادات ما برایمان در آن راستا مفید افتد و تا برنامه‌ای برای خود نریزیم به آن تربیت خاص قلبی نمی‌رسیم و در راستای داشتن برنامه و تربیت خاص قلبی به طور جدّی موضوعِ ضرورتِ نظر به استاد به میان می‌آید.

حال این سؤال پیش می‌آید که آیا آن استاد باید کسی باشد که با او رابطه‌ی خاصی داشته باشیم و او هرکس را بر اساس روحیات مخصوصی که شاگرد دارد راهنمایی کند یا در ذیل سیره و سنت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» می‌توانیم به سیره و آثار علمایی مثل علامه طباطبایی و حضرت امام«رحمة‌الله‌علیهما» نظر کنیم و راه‌کار خاص سلوکی خود را به‌دست آورد و عقل و قلب خود را تربیت نماییم؟

بنده در جمع‌بندی و بر اساس مختصر تجربه‌ای که دارم معتقدم اگر کسی بتواند با حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این زمان رابطه‌ای قلبی پیدا کند و شخصیت و اندیشه و آثار علمی ایشان را مبادی عقل و قلب و عمل خود قرار دهد به همان جامعیتی می‌رسد که عرفای بزرگ طالب آن بودند و اکثراً به آن دست نیافتند که نمونه‌ی روشن آن را در بسیاری از شهداء و سرداران جنگ تحمیلی می‌توان یافت.

عنایت داشته باشید که آن طور نیست که همه‌ی آن عزیزانی که به سراغ اساتید مسلّم اخلاق و عرفان رسیدند، همه موفق به کسب درجات معنوی شدند. پس باید بدانیم استاد علت معدّه است و همّت و صداقت خودِ انسان علت حقیقی است، اگر آن کسانی که با همت بلند به اساتید اخلاق رجوع می‌کنند و خود را مقیّد می‌کنند که همه‌ی دستورات استاد را مو به مو عمل کنند به نامه‌ی 31 نهج‌البلاغه که حضرت به امام حسن«علیه‌السلام» نوشته‌اند، رجوع کنند مسلّم به نتایج درخشانی می‌رسند.

بنده در راستای نظر به نتایجی که بسیجیان و سردارانی مثل حاج‌حسین خرازی و مهدی باکری و احمد متوسلیان و ردانی‌پور و میثمی و... به آن رسیدند نظر شما را به پیام حضرت امام به رزمندگان در 10/1/61 در رابطه با عملیات فتح‌المبین جلب می‌کنم تا روشن شود چرا می‌گویم می‌توان در ذیل شخصیت حضرت امام به درجاتی رسید که عرفای بزرگ به دنبال آن بودند. ایشان می‌فرمایند:

بسم الله الرّحمن الرّحيم‏

«إِنّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ فى سَبيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصْ ... در جنگ‌هاى جهان نمونه است كه در ظرف كمتر از يك هفته آن چنان مات شوند كه هر چه دارند بگذارند و فرار نمايند و يا تسليم شوند، به صورتى كه قواى مسلح ما تا كنون نتوانند اسيران و كشتگان و غنايم را به شمار آورند و گرچه تمام اين امور بر خلاف عادت به صورتى معجزه ‏آسا تحقق يافت، لكن آنچه انسان را در مقابل رزمندگان جبهه‏ ها و پشتيبانان آنان... به خضوع وادار مى‏ كند، بُعد معنوى آن است كه با هيچ معيارى نمى‏ توان سنجيد و با هيچ ميزانى نمى ‏توان عظمت آن را دريافت. ما عقب‌ماندگان و حيرت‌زد‏گان، و آن سالكان و چله ‏نشينان و آن عالمان و نكته ‏سنجان و آن متفكران و اسلام ‏شناسان و آن روشنفكران و قلم داران و آن فيلسوفان و جهان‏ بينان و آن جامعه‏ شناسان و انسان ‏يابان و آن همه و همه، با چه معيار اين معما را حل و اين مسأله را تحليل مى‏ كنند كه از جامعه مسمومى كه در هر گوشه آن عفونت رژيم ستمشاهى فضا را مسموم نموده بود، بازار و مغازه‏ هايش مسموم، خيابان‌ها و گردشگاه‌هايش مسموم، مطبوعات و رسانه ‏هاى گروهى ‏اش مفتضح و مسموم، از كودكستان تا دانشگاهش مسموم، و نونهالان و تازه جوانان ما در يك چنين محيطى به جوانى و رشد رسيده بودند كه به حسب موازين و عادت بايد سرشار از مسموميت و فساد اخلاق و عقيدت باشند، كه اگر معلم و مربى اخلاق و مهذب نفوس بخواهد تنها يكى از آن‌ها را با صرف سال‌هاى طولانى متحول گرداند ميسر نگردد، چگونه در ظرف سال‌هاى معدود از بطن اين جامعه و انقلاب - كه خود نيز اگر معيارهاى عادى را حساب كنيم بايد كمك به فساد كند - يك همچو جوانان سرشار از معرفت الله و سراپا عاشق لقاء الله و با تمام وجود داوطلب براى شهادت، جان نثار براى اسلام كه پيران هشتاد ساله و سالكان كهنسال به‏ جلوه‏اى از آن نرسيده‏ اند، بسازد؟ جز دست غيبى و دستگيرى الهى و تصرف ربوبى، با چه ميزان و معيار مى‏توان تحليل اين معما كرد؟

اين جانب هر وقت با يكى از اين چهره‏ ها روبه‌رو مى‏شوم و عشق او را به شهادت در بيان و چهره‌ی نورانى ‏اش مشاهده مى‏ كنم احساس شرمسارى و حقارت مى‏ كنم. و هر وقت در تلويزيون، مجالس و محافل اين عزيزان كه خود را براى حمله به دشمنِ خدا مهيا مى‏ كنند، و مناجات و راز و نيازهاى اين عاشقان خدا و فانيان راه حق را در آستانه هجوم به دشمن مى‏ نگرم كه با مرگ دست به گريبان هستند و از شوق و عشق در پوست نمى‏ گنجند، خود را ملامت مى ‏كنم و بر حال خويش تأسف مى‏ خورم. اكنون ملت ما دريافته است كه: «كُلُّ يَومٍ عاشُورا وَ كُلُّ ارْضٍ كَرْبِلا». مجالس حال و دعاى اينان شب عاشوراهاى اصحاب سيد الشهداء«علیه‌السلام» را در دل زنده مى‏ كند.

جوانان عزيزم و فرماندهان محترم، شما توقع نداشته باشيد كه من بتوانم از عهده‌ی ثناى شما و شكر عمل شما برآيم. شما را همان بس كه محبوب خداى تعالى هستيد، و خداى شما فرموده كه شما را كه چون سدى محكم و بنيانى مرصوص در مقابل دشمنان خدا و براى رضاى او ايستاده‏ ايد، دوست مى‏ دارد. و اين است جزاى شما و اين است عاقبت عمل شما».

در روش سلوکیِ فردی، انسانی که مؤدّب به آداب اسلامی است و عموماً از معارف اسلامیِ خوبی برخوردار است می‌رود در خدمت یک استاد اخلاق و بر وارستگی‌ها و فضائل خود می‌افزاید. ولی در روش سلوکیِ رزمندگانی که حضرت امام به آن‌ها اشاره فرمودند. اولاً: انسان‌های عادی بودند که به آن درجه‌ رسیدند که حقیقتاً همان‌طور که حضرت امام فرمودند قلم امکان توصیف آن را ندارد. ثانیاً: در روش سلوکِ فردی اساتید اخلاق، یک انسان ساخته می‌شود، ولی در روش سلوکی حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» یک جامعه ساخته می‌شود و بنده فکر می‌کنم باید به دنبال سلوکی بود که مافوق سلوک فردی، شخصیتی مدّ نظر قرار گیرد که در نتیجه‌ی شخصیت او، تمدنی ساخته شود همراه با فضائل اخلاقی و شهدا و سرداران بزرگِ جبهه‌ی نبردِ دفاع مقدس هشت‌ساله با رجوعِ قلبی به حضرت امام این راه را طی کردند.

مشکل ما آن است که هنوز نتوانسته‌ایم حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را پیدا کنیم و ملاک اصلاح نفس را تنها در محدوده‌ی امور فردی می‌شناسیم، در حالی‌که با رجوع قلبی به حضرت امام تمام ابعاد ما متعالی می‌شود که وجوه فردیِ ما یکی از ابعاد آن است. به نظرم با حضور حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»، تاریخ ما ورقی دیگر در مسیر اصلاح نفس در جلو ما قرار داده ولی ما هنوز در عهد گذشته به‌سر می‌بریم. بنده سعی کرده‌ام در کتاب «سلوک ذیل شخصیت اشراقی امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»» همین نکته را مطرح کنم. فکر می‌کنم اگر کتاب مذکور را با حوصله مطالعه فرمایید سؤالاتتان را که در آخر فرموده‌اید نیز حل شود.

در روایت داریم که معاوية بن عمّار می‌گويد: به امام صادق«علیه‌السلام» عرض کردم: «رَجُلٌ رَاوِيَةٌ لِحَدِيثِكُمْ يَبُثُّ ذَلِكَ إِلَى النَّاسِ وَ يُشَدِّدُهُ فِي قُلُوبِ شِيعَتِكُمْ وَ لَعَلَّ عَابِداً مِنْ شِيعَتِكُمْ لَيْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرِّوَايَةُ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ رَاوِيَةٌ لِحَدِيثِنَا يَبُثُّ فِي النَّاسِ وَ يُشَدِّدُ فِي قُلُوبِ شِيعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِد» مردى است راوى احاديث شما كه آن‌ها را در ميان مردم نشر مى‏ دهد و در قلوب شيعه شما جايگير مى ‏سازد و مرد ديگرى است اهل عبادت كه اين خصوصيت را ندارد، آيا كدام يك از آن دو برتر است؟ فرمودند: «راوى حديث ما كه آن را در ميان مردم نشر دهد و در قلوب شيعيان جايگير سازد، از هزار عابد برتر است.

ملاحظه کنید وقتی حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند آن فردی که سعی می‌کند روایات را در فرهنگ جامعه نهادینه کند و جهت‌گیری قلبی شیعیان را در راستای فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» شکل دهد افضل است، به این معنا است که در سیر إلی الله مسیر را بهتر طی کرده و به درجات بالاتری نایل شده نسبت به کسی که در سلوک فردی تلاش می‌کند.

بنده فکر می‌کنم اگر بتوانیم امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را درست بنگریم، سیره‌ی علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» و المیزانِ ایشان نیز برای ما معنای دیگری پیدا می‌کند و در مسیر سلوک جامعِ معنوی نقش به‌سزایی دارد. شما از یک طرف متوجه‌اید علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» شاگرد مبرز مرحوم آیت‌الله قاضی است و از طرف دیگر شاهکار علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را در المیزان ملاحظه می‌کنید که شدیداً جنبه‌ی اجتماعی آن بر جنبه‌ی فردی آن غلبه دارد. آیا به این نتیجه نمی‌رسیم که سلوک فردی جای خود را به سلوک جامع فردی، اجتماعی داده؟ و باید ملاک خود را در نظر به استاد سلوکی تغییر دهیم؟ با این فرض قداست را باید در سلوک جامع دنبال کرد، سلوکی که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» متذکر آن هستند.

والسلام

17699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض خسته نباشید و قبولی طاعات و عبادات استاد معظم و مسوولین سایت. جدیدا بحث درباره ترنس سکسوال ها که یک نوع انحراف و اختلال جنسی دارند به طور شفاف در جامعه مطرح می شود. حتی رسانه هایی مثل تی وی پلاس دست به ساخت مستندی در این باره زدند و حتی بعضی بازیگران و چهره های معروف در این موضوع فعالند. بیماری اینگونه تعریف می شود که فرد بیمار بدون اینکه بخواهد بدن و جسمش کاملا بدن مرد است کلی اشتباها روح زنانه در آن دمیده شده و بالعکس. یعنی جنسیت کاملا مردانه است ولی رفتار و خلقیات و حتی تمایلات جنسی کاملا زنانه است و بالعکس. مراکز پزشکی ای هم در این زمینه فعالند و با حدود یک سال دوره های روانشناسی ایشان را ترغیب به تغییر جنسیت می کنند تا روح و بدن یکسان شود. حتی در قانون معافیت پزشکی سربازی هم این نوع افراد دارای معافیت دایم هستند http://vazifeh.police.ir/?siteid=25&fkeyid=&siteid=25&pageid=1688 سوال بنده این است که آیا طبق قواعد معرفت النفس این قضیه ممکن است که روح زنانه اشتباها در کالبد مردانه قرار بگیرد یا خیر؟ نحوه برخورد با این افراد در اجتماع باید چگونه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم بنده با مواردی این‌چنین روبه‌رو بوده‌ام. احتمالاً ممکن است موضوع از این قرار باشد که در جنین، اختلالی صورت گرفته است. به این شکل که روحِ طرف مثلاً زن بوده ولی از بعضی جهت، جنین بدنِ مرد را برای خود شکل داده و یا برعکس. و از این جهت پزشک می‌تواند آن اختلالی که روح در بدن خود ایجاد کرده است را درمان کند. موفق باشید

17637
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: در کلاس قرآن استاد ما آقای ... می گوید زیارت عاشورا نمی تواند حدیث قدسی باشد چون گفتن عبارت (بابی انت و امی) از طرف خداوند شرک است و اینکه جدیدا عبارات دیگری به فرازهای آن اضافه شده است. من گفتم این آموزش طریقه زیارت است اما پذیرفته نشد و جواب کاملتری می خواهم و اینکه فرق بین حدیث قدسی و غیر قدسی و معمولی چیست؟ من کتاب شما را که در سایت هست نگاه کردم ولی از لحاظ صحت سند منابع دیگری هم به من معرفی کنید. لطفا مرا راهنمایی کنید تا پاسخ محکمی به ایشان بدهم چون همه جا این مسئله را بیان می کنند و باعث سردرگمی خیلی ها می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای حدیث قدسی‌بودنِ زیارت عاشورا به آن معنا است که از طرف خداوند به قلب حضرت باقر و حضرت صادق«علیهماالسلام» القاء شده است و این غیر از آن نوع حدیث قدسی است که خود خداوند سخن می‌گوید. در رابطه با سند آن وقتی شخصیتی مثل آیت اللّه شبیری زنجانی که در علم رجال و سند احادیث شهره‌ی آفاق‌اند، آن را تأیید کنند، حرفی برای بقیه نمی‌ماند. از این گذشته؛ آیا برای زیارت امام حسین«علیه‌السلام» واژه‌های بهتری را با این‌همه معارف اصیل می‌توان تصور کرد؟ آیا خود این محتوا حکایت از آن ندارد که این سخنان آسمانی است؟ موفق باشید

14875
متن پرسش
سلام: ۱. در مورد سوال 14866 که فرمودید: به طلبگی برسم. باید بگویم: چَشم استاد. بنده هم همین بنا را دارم. با توجه به سوالاتی که از شما پرسیدم و وقتتان را گرفتم مسمّم تر به طلبگی ام خواهم رسید و منظورم در آن سوال این بود که صرفا فقط بنویسم که در آینده به آن رجوع کنم بدانم چطور رجوع کنم. وگرنه بنده از آن زمان که شما فرمودید حواشی را کم کن - بیشتر به دروسم می پردازم و کنارش به آرامی کتب شما را دارم کار می کنم و حتی نزدیک به بعضی کتب هم نرفتم (به خاطر صحبت شما). باز هم التماس دعا داریم که بتوانیم این وظیفه سنگین طلبگی را در انقلاب در خودمان به ظهور برسانیم. ۲-اینکه گفته میشود طلبه سرباز امام زمان است.آیا حرف درستی است ؟ تا چه حد؟ ۳- یکی از طلبه ها از رفقای ما به شدت بیمار شده و مشکل خونی پیدا کرده است.و نیاز به دعا دارد. پس از شما خواهشمندم این طلبه ی مظلوم و با تقوا را دعا کنید که بهبود یابد چراکه. پدر و مادرش هم به شدت افسرده شده اند چون تک پسر خانواده بوده بنده خدا.... این عیدِ ۲۲ بهمن و یوم الله را به شما تبریک عرض میکنم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً طلبگی یعنی سربازیِ حضرت صاحب‌الأمر«علیه‌السلام». و اساساً طلبگی برنامه‌ای است که حضرت امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» برنامه‌اش را تنظیم کرده‌اند و حوزه‌ها را راه‌اندازی نموده‌اند. خداوند بهترین تقدیر را برای آن طلبه‌ی بیمار مرحمت فرماید. موفق باشید

13883
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما استاد بزرگوار: این نامه بنده در درجه اول درد دلی است که می خواهم با دوستی صاحب دل مطرح نمایم و در درجه دوم از استادی فرزانه طلب دستوری نمایم تا از این بحران خارج شوم. استاد عزیز بنده حدود 7-8 سال پیش بطور عادی زندگی می کردم و خیلی در قید و بند دین داری نبودم تا اینکه به توفیق الهی تغییری اساسی در زندگی ام ایجاد گردید و به اصطلاح عقلم اومد سر جاش... پس از تغییر، چند ماهی سرگردان بودم و نمی دانستم باید چه کنم، و خیلی جاها رفتم... تا اینکه به لطف الهی با مسیر معرفت نفس و عرفان و فلسفه آشنا شدم و دیدم که بسیار علاقه و استعداد نیز در این مباحث دارم. و حتی رشته دانشگاهی ام را از مهندسی تغییر داده و ارشد فلسفه اسلامی گرفته ام. تازه فارغ التحصیل شده ام. تقریبا 3-4 سال پیش کاسبی ای راه انداختم و آن هم عطاری است. و در همان حین نیز متاهل شدم. همان اوایلی که با عرفان آشنا شده بودم حالم خیلی خوب بود و مباحث را بطور جدی پیگیری می کردم. اما خیلی کم کم شروع به تنزل کرد. بنده ای که سحرها داشتم و بعضا خواب های خوشی و حالات خوبی در سحر داشتم، نماز شبم ترک نمی شد، تفکر در شب و خلوت و حسابرسی ازم فوت نمی شد، کم کم شروع شد به کم شدن و تا جایی رسیده که حتی نماز صبح ازم قضا می شود و حتی بعضا بیدار هم هستم اما یا نمی توانم از جایم بلند شوم و یا هربار شیطان یه جوری مانع می شود. و همین مساله بسیار در روحیه بنده تاثیر گذاشته و اراده و همت را از بنده سلب کرده و روزهایی که نمازم قضا می شود بسیار عصبانی و ناراحت هستم و همین دلیلی شده که العیاذ بالله با اهل بیتم بد رفتاری می کنم و گاهی همین ناراحتی اخلاق خوش را از من گرفته و ناخوشی را جایگزین آن می کند. و چون می دانم کسی که سحر ندارد به جایی نمی رسد بیشتر داغون می شوم و گاهی دیگر امید تلاش روزمره را ندارم. خودم می دانم انسان دایما انقلاب قلبی دارد و حالش متغیر است، بنده اصلا دنبال حال خوش نبوده و نیستم و کاری به لذت و حال سحر ندارم. فقط می خواهم اراده و همت تحصیل علوم معارف حقه الهیه در من روز افزون گردد و خوابم کم شده و سحرها سرحال باشم. نماز شب، خلوت سحر، و نماز اول وقت صبح را دوباره بدست بیاورم و امید تلاش برای خودسازی را در وجودم بیابم... حال با این اوصاف استاد عزیز تر از جانم شما چه دستوری می فرمایید که بنده از این کتلی که در آن افتاده ام عبور کنم؟ البته در درجه اول نیازمند دعای خیر جنابتان هستم تا در سایه لطف شما ما هم ذره ای از شهد شیرین معرفت بچشیم. در پایان از اینکه محبت فرمودید و وقت برایم گذاشتید کمال تشکر را دارم. ان شاءالله خداوند متعال خیر کثیرتان دهد. التماس دعای فراوان از برای همگان را مسئلت دارم. در پناه قرآن باشید. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر انسان در عین قبض و بسط‌هایی که دارد باید با طیّ منازل همراه باشد، چه منازل معرفتی و چه منازل سلوکی. در منازل معرفتی مباحث کتاب معاد با شرح صوتی آن و کتاب «خویشتن پنهان» پیشنهاد می‌شود. و در منازل سلوکی کتاب «منازل السائرین» با شرح استاد حجت الاسلام یزدان‌پناه از مؤسسه‌ی امام خمینی قم پیشنهاد می‌گردد. موفق باشید

نمایش چاپی