بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41676
متن پرسش

سلام و ارادت خدمت استاد گرامی: از پیام آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای در رابطه با پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی؛ بسیار به وجد آمدم که چگونه رهبر جوان ما از یک طرف در توصیف پدر بزرگوارشان فرمودند: «آن‌قدر مشهور بود که شناخته نشد» و هنرش خلق معانی بود از طریق شناختِ به هنگام واژگان و ترکیب‌های بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل می‌کرد.» و حال از زبان ایشان می‌شنویم که باید متوجۀ استعدادهای زبان فارسی شد و توانایی‌های این زبان برای تبیین درست حضور مردم در خیابان‌ها و برای نشان‌دادنِ آنچه با ایران اسلامی به میان آمده است با توجه به آنکه از جنابعالی نسبت به توانایی‌های زبان و اشارات متعالی آن، سخنهایی شنیده‌ایم، هم آن‌جایی که در ابتدای سورۀ آل‌عمران از زبان و ظرفیت زبان سخن گفتید و هم اینکه چند سال پیش در رابطه با کلام رهبرشهیدمان فرمودید، زبانِ او زبان هستی است. حال خواهشمندم با نظر به پیام رهبر عزیزمان باز از «زبان» برایمان بگویید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی، سلام علیکم، اگر جناب فردوسی با بصیرت تاریخی خود در بستر تشیّع به خوبی متوجه شد که باید متذکر گذشتۀ فرهنگ ایمانی و خسروانی ما باشد تا آن‌ حماسه‌ها در ادامۀ خود تنها در خاطره‌ها نمانند و حضور فردایی خود را در کلماتی که اشاره به باطن آن خاطره‌ها در شاهنامه مطرح است با ما به گفتگو بگذرد. امروز نیز در همین راستا باید به زبانی فکر کنیم که نه‌تنها به گفتۀ رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی»: 
«رشتۀ اتصال اندیشه و مرزهای هویتی ما ایرانیان را تشکیل می‌دهد» 
بلکه می‌تواند در امروز ما زبانی باشد که به امور متعالی اشاره می‌کند و معنای بعثت مردم را در ابعاد آسمانی‌اش با جان مردم در میان گذارد. حقیقتاً سخن رهبر معظم انقلاب، سخن دقیقی است که: 
«داستان‌های اسطوره‌ای فردوسی، واقعیت زندگی و شخصیت قهرمانانۀ آنان بوده و مفاهیم انسان‌ساز، سلحشورانه، و قرآنیِ شاهنامه، همۀ اقوام و اقشار ایران را در حفظ هویت، اصالت و استقلال خود و مبارزه با «ضحّاک‌وَشانِ» متجاوز، همدل و همراه و همساز می‌کند.»
و این‌جا است که به گفتۀ ایشان: 
«تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر می‌گذارد تا همچون فردوسی برخیزند و بعثت هنرمندان را در امتداد بعثت مردم رقم زنند» 
تا معجزۀ زبان که کم‌تر از معجزۀ موشک‌ها نیست، از یک طرف قلب دشمن را بشکافد و از طرف دیگر جان‌های به بعثت‌رسیده را اوج دهد. تا روایتی باشد به گفتۀ رهبر معظم انقلاب: «روایت خیزش عظیم ملت در تاریخ» و این است که این حضور را معنا می‌کند و به گفتۀ ایشان ماندگار می‌شود. ملت را برای پاسداری از استقلال تمدنی و مقابله با تهاجم زبانی، فرهنگی، و سبک زندگی آمریکایی آماده‌تر می‌کند. آنهم با زبانی که حقیقتاً پدافندی می‌باشد در مقابل حملۀ دشمنان ما. و این است معجزۀ زبان، و این است بصیرت فوق العاده دقیق رهبر جوانِ ما که چگونه متوجۀ نقش زبان در این زمانه و این تاریخ شده‌اند به همان معنایی که جناب هایدگر بحث «زبان، خانۀ وجود» است را به میان آورد. آری! تا مردم در خیابان‌ها و میادین آثار رازآموز و تاریخی حضور خود را در جان خود احساس کنند، تا نه‌تنها از این حضور خسته نشوند بلکه به دنبال هرچه بیشتر حاضرشدن در آن حضور باشند. 
حال باید از خود پرسید کدامین است آن زبان که اشاره‌ای باشد به آنچه در جان‌ها حاضر است، حضوری که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم ولی در جان ما حاضر می‌باشد؟ کدامین زبان است که این‌گونه با ما گفتگو کند؟ تا معلوم شود زبان فارسی برای حاضرکردن روح انسانِ آخرالزمانی در خود و در جهان چه ظرفیتی و چه گفتگویی دارد برای معنای حضورِ مردم ما در این مرحله از تاریخ در خیابان‌ها. زبانی که متذکر فردایی است که انسان‌ها در اوج انسانیت خود در خود و در عین یگانگی با خود، ذیل انسان کامل حاضرند. آری! از طریق زبان فارسی در امروز، باید با چنین زبانی در خود حاضر بود تا فردوسی در کنار تهمتن و آوینی کنار باکری قرار گیرد. و این‌جا است که باید با حساسیت تمام منتظر زبانی بود که بیشتر، زبانِ اشاره می‌باشد. در این رابطه نکاتی در مصاحبۀ «در استقبالِ کفر آخرالزمانی و در طلب زبانی برای گفتگو با بشر معاصر» https://eitaa.com/matalebevijeh/22459 پیش آمد. امید است اهل تحقیق در سخن رهبر معظم انقلاب، آغازی را برای خلق آن زبان مدّ نظر داشته باشند، حال سوال این است که کدامین زبان است که در شکل جدید جنگ که می‌خواهند بر ذهن‌ها غلبه کنند و استاد مهدی محمدی در صحبت های اخیرشان متذکر آن هستند، توانایی عبور از نقشه های دشمن را بما می دهد؟ https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید. 


 

41672
متن پرسش

«السلام علیک یا اباعبدالله » سلام استاد: عذرخواهم. با نظر به ماه محرمی که در راه است، چه افق هایی را برای تفکر و تذکر توصیه می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، درک عمیق جایگاه یگانگی بین زندگی و مقاومت است از شهید مطهری عزیز و کتاب «حماسۀ حسینی» و ما ادراک کتابِ «حماسۀ حسینی»! بخصوص با آن صوت‌هایی که از دل سوختۀ آن مرد الهی بر می‌خاست و کتاب «پس از ۵۰ سال» استاد دکتر جعفر شهیدی و کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» که روی سایت هست. امید است که با اُنس با آن کتاب‌‌ها به الهاماتی نایل شوید که حکایت حضور امروزین‌تان گردد. آیا راز مطالعات حیرت‌افزای امام شهیدمان در این رابطه نبود؟ و آیا بیان بلیغ و رسای رهبر عزیزمان حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حکایت از آن ندارد که به حکم «الولدُ سرّ أبیه»؟ که او نیز همچنان با عمقی حکیمانه می‌اندیشد و سخن می‌گوید؟ حتی در حدّ پیامی که به مناسبت روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی مطرح فرمودند. https://eitaa.com/hosein_darabi/45107 . موفق باشید

41671
متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: بحث آقای طائب در مورد مذاکره و آتش بس در مورد آیه «ان جنحوا لسلم» درست نیست. پارسال هم ایشان در مورد مذاکرات عمان به همین آیه استناد کردند. در حالی که چطور از دشمن غداری که سابقه جنایاتش نسبت به آزادگان جهان برای همه مشخص است و به تعبیر رهبر شهید مذاکرات برای عملیات فریب هست و دیدیم که پارسال بود، می‌توان چنین برآوردی کرد که واقعا می‌خواهد صلح کند!؟ چطور می‌شود بعد این همه جنایات آمریکا مصداق تقاضای آتش بس «ان جنحوا لسلم» شود؟! قاتل رهبری با تقاضای آتش بس خودش را نجات داد تا فرصت بخرد و حمله کند. دشمن وقتی رهبر عزیزمان را شهید کرده و رهبر جدید را تهدید به ترور می‌کند، می‌توان ادعای «آن جنحوا لسلم» او را پذیرفت؟ بال سلم را گسترانده باشد! آمریکا واقعا چنین است؟ آقای طائب در ادامه اشاره کردند که مسئولین از رهبر خواسته اند، خب اینکه برای ما واضح است، مسئولینی که زمان انتخابات رفع مشکلات کشور را در مذاکره با غرب و عضویت در کنوانسیون‌های بین المللی می‌دیدند و با نداریم و نمی‌شود و کودتا و شوک درمانی کشور را اداره کردند، اینکه چهل روز جنگیده اند هم برکت خون آقای شهیدمان هست! اجازه به چنین مسئولینی مثل اجازه امام به قطعنامه ۵۹۸ هست. واقعا اگر قرار بود خود رهبری با دولت انقلابی مثلا جلیلی تصمیمی برای ادامه جنگ بگیرند چنین تصمیمی می‌گرفتند؟ دقت کنید تحمیل دقیقا همینجا معنا می‌شود. آقای طائب هم همین را می‌فرمایند تحمیل نیست. از مسئولینی که ده شرط آقا در مورد مذاکره را به پنج شرط برای پایان جنگ تقلیل می‌دهند، توقع زیادی بود که چهلم آقا با قاتل آقا مذاکره نکنند!! هنوز هم که هنوز است آقای عراقچی می‌گوید اگر آمریکا جدی باشد ما مذاکره می‌کنیم! در مورد آیه سوره حشر هم مصداق درستی را مطرح نمی‌کنید. اینطور نیست که مذاکره و عدم آن نتیجه یکسانی داشته باشد. اگر آتش بس و مذاکره ای در کار نبود با حالا که هست نتیجه یکسان می‌شود که به چنین مصداقی تطبیق می‌دهید؟ مذاکره حتی در بیانیه گام دوم هم مورد نهی قرار گرفته، پارسال یک مهر فرمودند تا بیست سی سال دیگر هم مذاکره مضر هست. با پیروزی نسبی ما مگر ذات طرف مقابل عوض شده که مذاکره و عدم مذاکره نتیجه یکسانی داشته باشد؟ فرمودید اگر ایران به نقض آتش بس در لبنان پاسخ می‌داد بازی در پازل اسراییل بود! استاد این چه حرفیست؟ یعنی رهبری هم که پیش شرط مذاکره را وحدت ساحات تعیین کردند اشتباه کردند؟ اینکه افراد مذاکره کننده قبل از آتش‌بس کامل اقدام به مذاکره کردند صحیح بود؟ اگر ما پاسخ نقض آتش بس را می‌دادیم، عاشورایی که در لبنان اتفاق می افتاد و شش آسایشگاه زده می‌شد و هزار نفر در نقش آتش بس لبنان شهید می‌شدند؟ اقوام خودتان هم جزو همان مردم بودند باز هم همین را می‌فرمودید؟ مذاکره ای که در پی نقض پیش شرط‌ها انجام شده باشد غیرتمندانه است؟ گزارش نبویان از روند مذاکره را شنیدید و هنوز دفاع از مذاکره می‌کنید؟! اگر رهبری از روند مذاکرات راضی بودند چرا اجازه مجدد مذاکره را ندادند؟ و با وجود عدم اجازه مجدد ایشان به مذاکره چرا باز هم مذاکره در حال انجام است؟ شما که با عشق و علاقه به جلیلی رای دادید واقعا فکر می‌کنید اگر جلیلی هم رای میآورد روند جنگ به همین شکل ادامه پیدا می‌کرد که اینقدر از مواضع غرب زدگان دفاع می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که اگر مردم به آقای دکتر جلیلی رأی می‌دادند به جهت آگاهی ایشان از معارف قرآن از یک طرف، و روحیۀ انقلابیِ قاطع‌شان از طرف دیگر، و آگاهی‌شان نسبت به قواعد دیپلماسی با روحیۀ انقلابی؛ همه حکایت از آن می‌کرد که دشمنان ما می‌دانستند با چه کسی و چه جایگاهی روبرو هستند و عملاً حتی ممکن بود امیدوارِ به مذاکره و حتی حمله به ما نمی‌شدند زیرا می‌دانستند با چه کسی روبرو هستند. ولی در مورد آنچه پیش آمده و بحمدالله مسئولان مربوطه با صداقت کامل به انسجام نسبت به یکدیگر می‌اندیشند، باید فکر کرد که حتی امثال آقای شمس الواعظین این‌طور از جبهۀ اصلاح‌طلبیِ افراطی فاصله گرفتند زیرا متوجه شده‌اند ملت ایران و ایرانِ عزیز در جای دیگری قرار دارند. و این‌جا است که باید به یگانگی و باز به یگانگی فکر کرد. بنده در سخنان آقای ابالفضل امامی در نقد آقای طائب، نوعی کینه و دشمنی دیدم به جای نقد دلسوزانه. https://eitaa.com/abarin/3414 در حالی‌که به حکم «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ» خداوند آن‌گاه ما را یاری می‌کند و در کنار ما، ما را هدایت می‌نماید که تقوا پیشه کنیم. موفق باشید

41670
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: با توجه به اینکه خیلی از علمای کشور می‌فرمایند که مطالبات تون رو در قالب پلاکارد در تجمعات شبانه بیان کنید، مختصر و مفید و بصیرت افزا انگار که یک منبر سخنرانی رو در چند جمله یا کلمه خلاصه کرده باشیم، می‌خواستم نظرات و شعارهای متناسب و دشمن شناسانه حضرتعالی رو بدونم چون من هر روز برای مردم محله مون پلاکارد می‌نویسم و میدم که شبها ببرند. با تشکر، اجرتون با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. التماس دعا در هر لحظه و نماز شب‌های تان. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به آن که باید در آن پلاکاردها جملات کوتاهی باشد که اشاره می‌کند به آنچه دیدنی نیست، ولی در منظر جان انسان‌ها به ظهور می‌آید. فکر می‌کنم سلسله نکاتی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است»https://eitaa.com/bartarin_hozoor   شده است و شرح آن نکات https://eitaa.com/soha_sima/5759  و یا نکاتی که در سلسله سؤالات برگزیده به میان می‌آید، بتوانید نسبت به آنچه دنبال می‌کنید بیابید،  https://lobolmizan.ir/category/127?tab=posts&inner_tab=spost  . وخواهران در کانال «صراط» تلاش‌هایی دارند ان شاءالله می‌توانید نکاتی را بیابید. موفق باشید

41669
متن پرسش

اگر کسی پنداشته است که می‌توان ایمان آورد و پای در بیابان بلا نگذاشت سخت در اشتباه است. او بداند که زمین دلش از سوراخ‌های پنهانی موش‌های نفاق سست است و در خاکی این چنین بذر حیات نمی‌روید، اگر با زبان رسمی سیاست سخن بگوییم آنان با آمریکا می‌جنگند اما در بیان حقیقی با شیطان است که نبرد می‌کنند، این کبر شیطان است که در حکومت‌های استکباری دنیا تمثل یافته و از همین است اگر حضرت امام آمریکا را شیطان بزرگ می‌خواند. باز نفس ملکوتی آوینی و طنینی که لرزه بر قلبم می‌اندازد و چقدر دل من دور است و خود را از این راه دور می‌بیند. این راه ایمان برای اهل ایمان است. اگر این چنین است ما چه هستیم؟ این صدا را که همراه حضور مردم کلیپ شده بود تماشا می‌کردم. و اشکی طلب‌گونه داشتم. به ذهنم آمد که این جمله آوینی که از ایمان و بیابان بلا و نفاق می‌گوید، از چه انسانی سخن می‌گوید. هر چه فکر می‌کنم نمی‌فهم. گویا اصلا فهمیدنی نیست. اما چه کسی اهل ایمان است و بلا را درک می‌کند و می‌ایستد؟ می‌توانم از حضور تاریخی و درک زمانه و تفکر و و و که خوانده‌ام و شیرینی خواندن‌شان را درک کرده‌ام و همه‌ جا گفته‌ام_از سر گفتنی که زبانش مال خودم بود نه از سر تبلیغ_ اما هنوز به جان نیازموده و نسبت بهشان به خودآگاهی نرسیده‌ام سخن برانم، اما ای جانم به آنکه زبان و دلش یکی است. درست است که باید گفت تا شدن پیش بیاید، اما چه گفتنی است که با آن می‌شویم؟ این را هم در پیدا و پنهانی‌اش ناگهان به دل حس می‌کنم که شاید این خود ایمان است اما تا این حد قبض و بسط مگر ممکن است. صوفی از پرتو می راز نهانی دانست / گوهر هر کس از این لعل توانی دانست / قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس / که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست / عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده / بجز از عشق تو باقی همه فانی دانست / آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم / محتسب نیز در این عیش نهانی دانست / دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید / ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست / سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق / هر که قدر نفس باد یمانی دانست / ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی / ترسم این نکته به تحقیق ندانی دانست / می بیاور که ننازد به گل باغ جهان / هر که غارتگری باد خزانی دانست / حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت / ز اثر تربیت آصف ثانی دانست. تنها سید علی‌ها و حاج قاسم‌ها راهی و رهروِ این راهند. و لحظه به لحظه عقب‌روی و جلو‌روی‌هایش را می‌بینند. تنها بندگان خدایی که خدای اینان است می‌توانند این راه بروند. آری و صد آری که حضرت امام این راه گشود. اما چرا ما پای در راه نمی‌نهیم؟ یا حداقل خود را وامانده و زمین گیر می‌بینیم. ما چگونه بندِ بندگیِ این خدا را عزم می‌کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راهی که به سوی اوست، به سویِ «اویی» است که هیچ مفهوم پیشینی ندارد تا معلوم شود به کدام سو باید رفت. تنها می‌دانیم که در «بودنِ» خود، بودنی به عنوان افق بدون تعیّن و تعریفی خاص در میان است. و این است حضور آخرالزمانیِ حقیقت که آن را هیچ تعریفی نیست به ظهور می‌آید و در آینه‌هایی که هیچ چیز خاصی نمی‌باشند، تنها ما را دعوت می‌کنند که در جمال شخصیت جلالیِ رهبر شهید احساس‌اش کنیم و با نسبتی که با او در خود یافته‌ایم، به چیزی ماورای «زندگی و مردن» در این زمانه حاضر شویم و به خیابان‌ها می‌آییم تا «او» را در حضوری که با شهادتش به میان آمد؛ احساس کنیم. و این، وقتی است که همۀ آن جمع عزیز حاضر در میادین و خیابان‌ها را اشاره‌ای به شخصیت او بیابیم و هر شخصی، آینه‌ای می‌شود که آن عزیز را به ما عطا می‌کند و این، یعنی این‌چنین دل‌دادگی نسبت به همدیگر، و این یعنی هرکس جان خود را در دیگری احساس می‌کند به جای سرمایه‌دارانِ رانت‌خوار که هرکس اموال خود را در دست آن دزدان و چپاولگران می‌یابد، و این یعنی تنفر و دوگانگی. چه اندازه زیباست که انسان‌ها محبوب خود را در دیگر انسان‌ها به تماشا بنشینند و آخرالزمانی فکر کنند. موفق باشید        

41668
متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: راستش کتاب هدف حیات زمینی آدم شما رو که خوندم همین جوری بدون مقدمه در واقع از لطف خدا می دونم که روزی ام کرد خواندن این کتاب رو خیلی برام جالب بود و خیلی از گره های ذهنیم رو باز کرد. می خواستم از شما اول تشکر کنم بعد هم بگم چجوری زودتر برسیم به عالم عقل، البته می دونم عجله از شیطان هست و تأنی و آرامش از خدا، درسته ولی خیلی از عمرم رو متأسفانه مفید نگذروندم و حالا می ترسم عمرم کفاف نده، از طرفی باز با خودم میگم این رسیدن به عالم عقل اصلا به اختیار من نیست و همه چیز به خواست و اراده خداوند متعال است. من باید فقط بندگیم رو بکنم. حالم خوب نیست هم خوشحالم که می دونم، هم ناراحتم که الهام ملائکه رو به جای وسوسه شیطان بگیرم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال فدای خدایی شویم که چگونه به حکم ربوبیتش در پرورش بندگان، حکایت حضور انوار اسمای حسنای خود را در جان انسان‌ها با ما در میان گذاشت تا با نظر به راهی که به عنوان شریعت الهی در مقابل‌مان از طریق انبیاء گشود، تا آن‌جایی که امیدوارانه به حکم: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنين» ‏جلو و جلوتر رود. خدا می‌داند این امیدوارانه‌ترین آیه‌ای است که عارفان و سالکان را تا قلّۀ معنویت جلو برده است. زیرا می‌فرماید آن‌هایی که در مسیر نظر به حضرت پروردگار تلاش کنند، نه تنها هدایت می‌کند بلکه حتماً و حتماً هدایت آن‌ها را به عهده می‌گیرد و از آن مهم‌تر مژدۀ معیّت و همراهی با آن‌ها را به آن‌ها می‌دهد. که این حالت، گفتنی نیست، می‌ماند که به حکم آیۀ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذينَ اتَّقَوا...» شرط معیّت خود را یک چیز قرار داده است و آن، وارستگی و تقوا است. چه اندازه لازم است که ما با رعایت تقوا در این زمانه به راه‌های گشودۀ پروردگارمان قدم بگذاریم به جای آن‌که خود را محور حق و باطل بدانیم. موفق باشید    

41667
متن پرسش

سلام جناب استاد: پیرو پاسخ شما به سوال ۴۱۶۱۸ بنده که البته پاسخی نبود و تنها ارجاع به سخنرانی آقای طائب بود، جوابیه فقهی به بیانات متناقض و غیر صحیح و گمراه کننده و جناحی حزبی ایشان تقدیم می‌گردد https://eitaa.com/abarin/3414 امید است برای هدایت آن دسته از دوستان که بواسطه شنیدن آن صوت به بیراهه فکری رفته اند این جوابیه هم در کانال مطالب ویژه باز نشر گردد. البته در مورد بیانات آقای محمدی که در کانال ارسال می‌کنید هم خیلی مساله وجود دارد و اینکه شما از ارجاع به تحلیل های آقای فواد ایزدی به ايشان رسیده اید به قول خودتان «ترقی معکوس» است اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صحبت‌های آقای اباالفضل امامی در نقد آقای طائب را نسبت به استناد ایشان به آیات مربوطه گوش دادم. https://eitaa.com/abarin/3414  چقدر خوب بود که فضای سخن، به جای جدال، فضای علمی بود و از همان ابتدا بنا را به جای فکرکردن به آیاتی که آقای طائب به میان آورده‌اند؛ بر نفی نمی‌گذاشتند و بحث را به جای بررسی بر نگاه آقای طائب به موضوعات فرعی و مواضع ایشان به امور دیگر نمی‌بردند. آری! این کار شایسته‌ای می‌باشد که به سخن رهبر شهید عزیز استناد شود، ولی شرایط پیش آمده را نبایدمدّ نظر قرار نداد و سخنانی را به بهانۀ فرمایشات رهبر شهید به میان آورد که بیشتر شبیه تهمت و طعنه‌زدن است. به نظر می‌آید سخنان آقای طائب نسبت به شرایط پیش آمده قابل توجه است هرچند که ممکن است عزیزی به دلایلی نگاه دیگری به موضوع داشته باشد و از آن طرف، موافقت رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مذاکرات را چگونه باید معنا کرد؟ از سخنان آقای ابالفضل امامی برمی‌آید که عمق حضورشان نسبت به میدانی که در آن قرار داریم، کم است هرچند تلاش صادقانه داشته باشند که فرمایشات رهبر شهیدمان را نسبت به وضع موجود، به میان آورند ولی فضای جدال، امکان تفکر را از بین می‌برد. تأسف ما در این است که چرا به جای احترام به همدیگر، این‌گونه همدیگر را نفی می‌کنیم؟ و امید دشمنان را که به اختلافات ما امیدوارند را پیش می‌آوریم به جای انسجامی که رهبر عزیزمان آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای بر آن تأکید دارند. نگرانی بنده  از آن جهت است که این نوع تقابل ها پیروزی ما را بر نظام استکباری و صهیونیسم به تأخیر می‌اندازد .حتماً به آیه پنج سوره حشر فکر کرده‌اید که می‌فرمایند"«مَا قَطَعۡتُم مِّن لِّينَةٍ أَوۡ تَرَكۡتُمُوهَا قَآئِمَةً عَلَىٰٓ أُصُولِهَا فَبِإِذۡنِ ٱللَّهِ وَلِيُخۡزِيَ ٱلۡفَٰسِقِين» شـمـا مـسلمانان هيچ نخلى را قطع نمى كنيد و هيچ يك را سر پا نمى گذاريد مگر به اذن خدا و همه اينها براى اين است كه خدا فاسقان را خوار كند.
و از این جهت ملاحظه کنید که حتی آنهایی که نخل‌ها را قطع می‌کردند تا یهودیان دل از مدینه بکنند و بروند و آنهایی که درختان را حفظ می‌کردند تا بعد از آنکه یهودیان رفتند از آن خود مجاهدان باشد قرآن می‌فرماید هر دو کارشان صحیح است با دو رو کرد ولی با یک هدف. موفق باشید

41666
متن پرسش

سلام علیکم: در این شب ها که تجمعات شرکت می‌کنیم توفیق نماز شب برای مان کمتر شده چه پیشنهادی می‌فرمایید که هر دو را بتوانیم انجام دهیم؟ دعا بفرمایید که ان‌شاءالله بتوانیم توفیق این شب ها و نماز شب را از دست ندهیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با توجه به اهمیت حضور در میادین و خیابان‌ها، قضای نماز شب را پیشه کنید؛ ثواب آن نصیب‌تان می‌شود. ولی چه بهتر که طوری مراسم شروع و به انتها برسد که توفیق نماز شب پا برجا باشد مثل تمام کردن مراسم در ساعت ۱۱ شب. موفق باشید

41664
متن پرسش

سلام خدمت شما استاد عزیز: مشکل جوانان امروز اینه که در ارتباط با خانواده هاشون مشکلاتی را دارند. خانواده ها درکی از جوانان و حس های آنان و شرایطی که جوانان در اون هستند ندارند و این موجب میشه که رفتارهایی که جوان انتظار داره از والدینش را باهاش انجام ندن و جوان حسش نسبت به خانواده اش حس دلسردانه و نا امیدانه بشه و از اونها دور بشه و صفا و صمیمیتش را با خانواده از دست بده به طوری که بودن در کنار خانواده براش اذیت کننده بشه و خانواده هم در مواردی به اون بخوان مواردی را تحمیل کنند و یا محدودیت هایی را برای اون بزارن. و در این بین بعضی اوقات از دست ما در میره و گاها با خانواده درست برخورد نمی کنیم و این موجب دلخوری و پشیمانی و نزاع میشه و توفیقات از آدم سلب میشه و سخت میتونه رابطه با خانواده برقرار کنه چکار کنیم که این مسئله ارتباط نگرفتن و سبک ارتباط گرفتن جوان با خانواده اش حل بشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلۀ بسیار مهمی است تحت عنوان «گسست نسل‌ها». آری! هم خانواده‌ها باید متوجۀ نسل جدید شوند که در این مورد در کتاب «ما و بشر جديد و آينده قدسی پيش رو» https://lobolmizan.ir/book/1599?mark=%D9%82%D8%AF%D8%B3%DB%8C عرایضی شده است و هم جوانان عزیز ما باید قدرت تحمل خانوداه را که ریشۀ گذشتۀ آن‌ها می‌باشد با هزاران تجربه، داشته باشند تا از جهان مدرن که جهان جداییِ نسل‌ها می‌باشد با قرارگرفتن ذیل اسلام و انقلاب اسلامی عبور کنند. موفق باشید

41660
متن پرسش

سلام استاد: در این شرایط فعلی در جامعه ما زمزمه هایی را از جانب افراد می‌شنویم که چرا جایگاهی و بستری برای اعتراض موثر در عرصه های حداقل اقتصادی وجود نداره و تا اونها میخوان از حق اعتراض استفاده کنند دشمن فرصت پیدا میکنه و اونا به اغتشاش تبدیل میکنه و حق اعتراض از آنها سلب میشه و صدای آنها گم میشه و مسئله به حاشیه میره و چکار کنند که بتونن فضای اعتراض بدون اغتشاش را داشته باشن؟ در گزینه بعد انتقاد بسیار شدید دارند که چرا هیچ مسئول و هیچ بخشی مسئله اقتصادی را مطرح نمی کنن و از مواجه با اون طفره میرن و چرا به هیچ عنوان به این مسائل پرداخته نمیشه که از هاله ابهام حداقل یکمی به سمت شفافیت بره و اصلا در قشر مردمی و انقلابی هیچ کس دلیل هایی برای بحث اقتصاد را نمیدونه و از اون مطلع نیست و خب از فشارهای بی دلیلی که به اونها میاد دارند خسته میشن. مردم ما مردمی هستند که اگر باهاشون صحبت بشه درک فهم مسائل را دارند و تحمل خودشون را وسعت میدن اما همانطوری که رهبر شهید ما در آخرین سخنرانی های خود فرمودن گرانی های اخیر هیچ دلیلی ندارن و من از اون قشر زیاد می‌شنوم که از دلسوزی که برای انقلاب دارن میخوان حداقلی ترین چیزهایی که حقشون هست را لااقل بدونن که رضایت شون حاصل بشه. الآن گرونی های اخیر واقعا داره فشار میاره بعضی ها ماورای نیاز شون چیز میخوان و زیاده خواهی دارند و ناله میزنن از وضع موجود که ما کاری به اونها نداریم ولی اون دسته ای که اندازه نیازشون امکانات میخوان براشون خیلی فضا سخت شده.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مسلّم این گرانی‌ها ریشه در اقتصاد معیوب ما دارد که متأسفانه در بدنۀ دولت‌ها نفوذ کرده‌اند و البته نقش دشمن هم در این گرانی‌ها در میان است. می‌ماند که ان شاءالله از طریق همین مردمی که در خیابان‌ها نقشه‌های دشمن را خنثی کرده‌اند، در ادامه، مطالبات‌شان باید در راستای عدالت‌خواهی باشد که آرمان انقلاب اسلامی بوده است هرچند فعلاً نباید این موضوع را عمده کرد تا دشمنان گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. ولی بنا نیست که موضوع عدالت‌خواهی را در شرایطی که به لطف الهی برای عبور از نظام سرمایه‌داری پیش آمده است به حاشیه برانیم. این حضور در میادین و خیابان‌ها به این راحتی‌ها نباید ترک شود. موفق باشید

41659
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام: قرآن کریم در سوره مبارکه انفال می‌فرماید که« إِذْ يُرِيكَهُمُ اللَّهُ فِي مَنَامِكَ قَلِيلًا ۖ وَلَوْ أَرَاكَهُمْ كَثِيرًا لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سوال اینجاست که ۱. آیا بیان تام حقایق ممکن است انسان را گمراه کند؟ ۲. در این مسئله،غلبه‌ی قطعی حقایق بر اباطیل چگونه توجیه می‌شوند؟ ۳. از آنجایی که رشد حقیقی انسان در گرو نیات اختیاری اوست، این تصرف باری‌تعالی در ادراک انسان و پوشاندن ظاهر این جنگ، رشد آن مجاهدین را متأثر نخواهد کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث بر سر آن است که خداوند می‌خواهد این دو جبهه به حکم «لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولا» که در آیۀ ۴۴ یعنی آیۀ بعدی مطرح می‌فرماید در مقابل هم قرار گیرند با همان روحیه‌ای که ملت ما بحمدالله در مقابل آمریکا با همۀ قدرتی که داشت، خود را نباختند و آن شد که ملاحظه می‌کنید. موفق باشید 

41658
متن پرسش

سلام استاد: رهبر شهید برخلاف آقای طائب آن جنحوا لسلم را راجع به آمریکا صادق نمی‌دانستند. «نظام اسلامی معتقد است که اگر یک کشوری، یک دولتی بنای بر مخاصمه‌ی با او ندارد، بنای بر دشمنی با او ندارد و ‌می‌گوید بیایید با هم جنگ نکنیم، نظام اسلامی باید قبول کند؛ «وَ اِن جَنَحوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوَکَّل عَلَى اللَّه». طرف، ‌یک دولتی است که همفکر و هم‌عقیده با شما هم نیست امّا بنای مخاصمه ندارد، می‌گوید بیایید با هم باشیم، با هم با ‌مسالمت رفت و آمد کنیم؛ اشکال ندارد. «لا یَنهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَم یُقاتِلوکُم فِی الدّینِ وَ لَم یُخرِجوکُم مِن دِیارِکُم اَن ‌تَبَرّوهُم وَ تُقسِطوا اِلَیهِم» [اگر] با شما نجنگیدند، شما را از خانه و دیارتان بیرون نکردند، معارضه‌ای با شما ندارند، قبول ‌کنید؛ امّا اگر دیدید که طرف، مورد اطمینان نیست، دروغ می‌گوید، حیله می‌کند، نه؛ «لا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ اگر ‌این‌جوری است حق ندارید؛ اگر احساس کردید، فهمیدید، قرینه‌ها نشان دادند که طرف [مقابل] صادق نیست، دروغ ‌می‌گوید،‌ در ظاهر این دست را جلو آورده که با شما دست بدهد امّا با آن دست دیگرش، پشت سر یک خنجر زهرآلود را ‌قبضه کرده و گرفته، «فَلا تَهِنوا وَ تَدعوا اِلَى السَّلم‌»؛ هرگز قبول نکنید. یا اگر چنانچه پیمانی بستید، «وَ اِن نَکَثوا اَیمانَهُم مِن بَعدِ ‌عَهدِهِم‌»، شما هم با آنها مقابله‌به‌مثل کنید؛ پیمان شکستند، پیمانشان را بشکنید. سخنرانی ۲۶مرداد ۴۰۲ در دیدار فرماندهان سپاه. ما نفهمیدیم چند بار دیگر باید از آمریکا سیلی بخوریم که امثال آقای طائب «ان جنحوا لسلم» را راجع به آمریکا صادق ندانند؟! فرمودید یکدیگر را تحمل کنیم.چرا دوستان به مخالف مذاکره انگ های مختلف می‌رنند؟ یکی از دوستان به مخالف مذاکره با شیطان گفت که بلندگوی شیطان نشید!!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بنا به گفتۀ قرآن: « وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ  إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» اگر حتی همان دشمنان متخاصم که تا پشت شهر مدینه آمده‌اند و شما را تهدید به موجودیت می‌کنند و حال متوجۀ ضعف خود شده‌‌اند و تقاضای آتش بس می‌نمایند؛ می‌فرماید شما نیز کوتاه بیایید و به خداوند توکل کنید و همۀ حرف در همین توکل به خداوند است که امری بالاتر از شکست ظاهریِ دشمن برای شما تهیه دیده است و از این جهت خوب است که به این نکته بیندیشید با همین فرض که  می‌فرماید ممکن است خدعه کنند ولی خداوند ماورای آن خدعه، شما را به نور خودش و به کمک اهل ایمان نگه می‌دارد: «وَ إِنْ يُريدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ» (انفال (۶۲) موفق باشید

41655
متن پرسش

‌سلام استاد: چیزها گفتند مردم، نیست حتی چیزکی. نقض شد ضرب‌المثل‌‌ با حرف‌های دلقکی. گفتم از این سگ‌صفت بیزارِ بیزارم ولی، نه به سگ توهین نکن، دارد گناه حیوانکی. ناامیدی میوه‌ی گندیده‌ی اخبار بود. کشوری می‌سوزد از تحلیل‌های آبکی، گوش هرکس هم بدهکار حقیقت‌ها نبود، چشم را باید بشوید، یا بگیرد عینکی. عده‌ای تخریب‌گر، وحشی، مضر جامعه، عده‌ای دنبالشان با مغزهای آهکی. اعتراضات به حق مردمی شد بارِ کج. کِی رسید این راه ها حتی به ترکستانکی؟ دود تنها توی چشم آتش‌افروزان نرفت، مانده بر دیوار صدها خانه قاب کودکی. توی روز رأی‌گیری‌ خانه ماندی؟ شک‌نکن شد بهانه تا بیاید سمت ایران ناوکی، هر کسی وقت تمنای ولیّ در خواب بود، جنگ بیدارش کند، هر جا به هر آلونکی. بوستان سعدی و دیوان حافظ را ببند، تا بخوانم شعر نابی از کتاب رودکی. آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد، زیر پرچم در خیابان، یا که شهر موشکی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! «آخرت حق است، پس باید هنرمندانه مُرد» و حال مائیم و خیابان و معراجی بس عزیزالقدر. حضور مردم در خیابان نوعی حضور مردمی است که خود را زیر سایۀ رهبر شهید ادامه می‌دهند، مردمی «خودآگاه» به جای توده‌های سرگردان که دشمن را نمی‌شناسند. مردمی در خیابان حاضر شده‌اند که حتی با حضور و بصیرتی عمیق‌تر از ابتدای انقلاب به صحنه آمده‌اند و معلوم است که دشمنان ما و وابستگان داخلی‌شان نسبت به این حضور، ناراحت باشند و به آن‌ها تهمت «رانت‌خوار» بزنند زیرا وابستگان به جبهۀ دشمن، دل‌بسته به نظمی هستند که در حال زوال است و اینان هستند که به دشمن تصور غلطی از ایران می‌دهند. موفق باشید

41651
متن پرسش

وای منُ وای منُ وای من چگونه زنده ام بی عشق؟ جوابش معلوم است که اصلا زنده نیستم؛ خستگی مفرط، افسردگی همیشگی، فشار لحظه به لحظه، ناراحتی مدام، اضطراب دائم. اینها نشانه حیات که نیست، هست؟ در تهِ تهِ تهِ راه مرگ می زییَم که هیچِ هیچ مرا نمی رامد و آشفتگی دایم و هردم به کاری و عدم ثبات مرا به مرگ و نیستی مایل کرده! که ناگهان بر دل نگریستم و وحشت مرا سوازند!؛ محبت هیچ در دل ندارم؛ نمازی از روی محبت نداشتم، تنها کسی که دوست نمی دارم خدایم بود! تنها کسی که به دل نمی‌شناسم، حسین اوست! استاد زندگی عادیم هم دچار اختلال شده لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه راه دوست داشتن را بر دل بیابم؟ کتاب حب اهل بیت رو خواندم اما مرا نرساند. و اینک احسان به همسر و پدر و مادر و رفیقان بسیار سخت شده و زندگی را سرد و تاریک برایم گماشته. که تا خدایی در میان نباشد، دلی نیست و حبی به او نیست و حب در احسان به خلق او نیست.

متن پاسخ

باسمه تعالی ، سلام علیکم :حکایت قبض و بسط ، حکایت هر انسانی است که در راه قرار گرفته و تازه حال با قبض و بسط خود روبرو می‌شود. و این حکایت از آن دارد که آری باید خود را بازخوانی کنیم تا به جایی برسیم که به گفته‌ی شما خودمان برای خودمان قابل پذیرش باشیم.
اینجاست که همان‌طور که در حدیث ثقلین داریم قرآن با همه آن معارف کافی نیست باید انسان‌های بزرگ و متعالی مد نظر آیند یعنی امامان معصوم.
حال ما در تاریخی هستیم که مفهوم ما از امامان معصوم باز کافی نیست باید شخصیت آنان مد نظر آیند که همچنان که استادان عرفان می‌گویند استادان سلوکی کمک کار می‌توانند باشند و به نظر بنده رهبر شهیدمان نمادی از آن حضورند.
مسلماً امروز بدون توجه به شخصیت رهبر شهید مان در حضور انسانی خود که به سوی حقیقت باشد نمی‌توانیم حاضر شویم.
مهم آن است که بدانیم این مسیر مسیری است که بدون قبض و بسط و یا بدون جلال در کنار جمال نیست در این رابطه خوب است به سوال شماره 41639 نظری داشته باشید.
خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تاب‌آوری» و «ایمان» می‌تواند جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آینده‌ای که در خود آغاز کرده‌ایم و آن زندگی را به صورتی بدیهی در خود احساس می‌کنیم، به همان صورتی که پیامبران، حقیقت را در خود احساس می‌کردند و در آن راستا با همان بعثت درونی ایفای نقش می‌نمودند. موفق باشید
 

41650
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: خدا قوت، اوقات به خیر و برکت ان شاءالله در خصوص پرسش شماره ۴۱۱۱۸ و پرسش بعدی به شماره شماره۴۱۱۸۴ مزاحم شما شدم. بخاطر ایام جنگ و احوالات آن و تعطیلی جلسات وقفه طولانی بوجود آمد و بنده پیگیریم به تعویق افتاد و عذرخواهم. در مورد مباحث برهان صدیقین بود و اینکه در این تاریخ چطور ارائه شود، فرموده بودید یکی از رفقا قرار است به نحوی ساده تر بیانات خود را بفرستند و قرار بود من پیگیر این مسئله باشم. ممنون از لطف و محبت شما، بزرگوارید. ببخشید که دیر پیگیر شدم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی،سلام علیکم: به نظر می‌آید شرح مختصر برهان صدیقین بتواند برای شروع کار مفید باشد.https://lobolmizan.ir/sound/1764?mark=%D8%A8%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%86   موفق باشید

41649
متن پرسش

با سلام خدمت استاد عزیز: از اینکه هر روز مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» را در کانال «روایت های برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor و کانال مطالب ویژه قرار می‌دهید بسیار متشکر هستم. در شماره ۳۳ این مباحث موضوع «حضوری که معنای تفکر تاریخی ما می باشد» را به میان آوردید، به نظر شما چگونه ما باید به این حضور فکر کنیم؟ چنانچه این شب‌ها ملاحظه می‌کنید که بحمدالله با استقبال خوب مردم هم روبرو شده ، ولی برنامه‌ها هرچند خوب است ولی بیشتر شعاری می‌باشد. چه کار باید بکنیم که به آن عمقی که برای فردای ما مهم باشد و باز گرفتار سطحی نگری نباشیم عمل کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  حقیقتش این نکته بسیار مهمی است که متوجه باشیم از دیدگاه توحیدی این صحنه‌ها چه جایگاهی دارند و چه آینده‌ی درخشانی می‌توانند به میان آورند و این مشروط به آن است که ما با نگاه توحیدی و قرآنی موضوعات را بررسی کنیم که البته این وظیفه روحانیون عزیز است و وظیفه ما می‌باشد که مطالبه کنیم از مسئولین و برنامه‌ریزهای این شب‌ها که حتماً از روحانیون عزیز استفاده کنند هرچند که به مدت یک ربع باشد و البته روحانیون عزیز هم با ما معارف توحیدی و به خصوص آیات جهاد را در میان بگذارند و همچنان که رهبر عزیز شهیدمان متوجه بودند ما را متوجه آینده بزرگی بکنند که در پیش است. موفق باشید.

41648
متن پرسش

سلام استاد وقت شما بخیر: استاد بنده دانشجوی ارشد رشته روانشناسی مثبت گرا هستم. خیلی علاقه مند به شروع کردن سیر مطالعاتی هستم که از ریشه و ساده شروع بشود از مباحث معرفت النفس تا خدا شناسی و... و به مطالب سنگین تر برسم. فعلا برای شروع فایلی که در سایت بارگزاری شده مبنی بر خلاصه کتب شما (سیر صورت به حقیقیت) را ‌شروع کردم، آیا این فایل کفایت می‌کند یا اینکه باید خود هر کتابی مطالعه بشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم : کار خوبی است که رفقا در جمع بندی مباحث داشته‌اند ولی بعضاً صوت مباحثی مثل معرفت نفس و یا برهان صدیقی ذهن را به تمرکز بیشتری می‌برد از آن مهمتر صوت مباحث قرآنی هست که ان شاءالله کمک اساسی خواهد کرد. مهم آن است که به هر حال از جایی باید شروع کرد بقیه خود به خود پیش می‌آید. موفق باشید

41647
متن پرسش

با سلام حضور استاد محترم: ببخشید استاد، تا جایی که متوجه شدیم کل مسیر حرکت ما معرفت نسبت به حضرت حق است. چه این دنیا چه برزخ و چه در قیامت. حالا این جمله که گفته میشه، مثلا فلانی با یک خدمت به والدین سال ها جلو رفت، به چه مفهومه؟ یعنی هزاران حجاب برایش کنار رفت؟ یعنی به معرفت رب نزدیک شد؟ یعنی خداوند را مثلا به رازقیت یافت؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  آری همه چیز در قبضه حضرت حق می باشد ولی خود خداوند زمینه ها را فراهم می کند مثل همین تواضع و یا خدمت به والدین این موارد در حد معمول که با رعایت حقوق دیگران تنافی نداشته باشد زمینه های خوبی است برای آنکه رزاقیت خداوند جاری بشود. موفق باشید

41645
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: خدا قوت. بخدا قسم روزی نیست که سینمون سنگین نشه و قلبمون درد نگیره که این پلیدترین موجودات روی زمین چه شد و چطور به خودشون جرأت دادند امام ما همه وجود ما دین و دنیای ما را بزنند. فقط میگیم اللهم انا نشکو الیک... بلکه قدری آرام بگیریم. بگذریم که در این رابطه حرف خیلی زیاده. فقط تو را خدا شما که تریبون دارید مخاطب دارید یه طوری بگید که درد اصلی ما چیه. ما تا دنیای آنها را به آتش نکشیم آرام نمی‌شیم. ما شکایت به خدا و امام زمان می‌بریم که اون موقع که رهبر عزیزمان را تهدید کردند صدایی از اونها که باید بلند می‌شد نشد، یا درخور نبود. بماند درد اینکه اندک صداهایی که مردانه اومدن تو صحنه را هم ساکت کردند و پشت تریبون عمومی و حتی بین المللی گفتند اینها یه عده ای هستند برای خودشان سر و صدا می کنند! همه ده شرط به یک طرف، انتقام خون رهبری یه طوری که دیگه جرأت نکنند حتی مرجعیت شیعه و ولی فقیه ما را تهدید کنند به یک طرف. باید بفهمند شیعه برای توهین و کوچکترین تعرض به امامش هم دنیا و رؤیای آنها را به آتیش می‌کشه چه برسه برای به شهادت رسوندنش. تو را بخدا یه وقت لابلای این هیاهو و مطالبات و... این مهم ترین گم نشه!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به بلایی فکر کنید که فرهنگ شیعه در این زمان با رهبری آن امام شهید بر سر جهان استکبار آوردند. جهانی که گمان می‌کرد به اوج خود رسیده و با سبک حضورِ رهبری در این جهان، آن‌ها در اوج بی‌معنایی خود هیچ راهی نمی‌شناختند مگر آن‌که او را به گمان خود از میان بردارند. این حکایت همۀ آن‌هایی است که گمان می‌کنند می‌توانند اولیای الهی را «فقتل من قتل و سبی من سبی واقصی من اقصی» پس کشته شدند آن کسانی که کشته شدند و اسیر شدند آنان که اسیر شدند، و از وطن آواره شدند آن کسانی که آواره شدند. به امید آین‌که از بی‌تاریخی، خود را نجات دهند و اتفاقاً درست برعکس شد و از این جهت آری! در مورد شیطان گفته‌اند: «در جهان جنگ، این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست». بیچاره، هزار نقشه می‌کشد و بعد ناکام می‌شود.  خوشا به حال ملتی که از آن رهبر شهید آموخته است که با «وقار» و «تاب‌آوری» و «ایمان» می‌توان جهان را دگرگون کند. و این است معنای زندگی و حضور در آینده‌ای که در خود آغاز کرده‌ایم. و این است معنای انتقامی نرم از جبهۀ استکبار که آن رهبر عزیز نسبت به انتقام حاج قاسم مطرح فرمودند. موفق باشید

41643
متن پرسش

سلام استاد: من دانشجوی کارشناسی ام، رشته دانشگاهم هنره و تقریبا ربطی به مسائل فلسفی و عرفان و... نداشته، خیلی دورم از این فضا! اما خیلی علاقه مند به یادگیری ولی نمی‌دونم دقیقا دنبال چی باید بگردم و از کجا شروع کنم؟! دوست دارم فلسفه یادبگیرم و اتفاقا سمت فلسفه هایدگر و... جذب میشم ولی ظاهرش رو می‌فهمم و نمیدونم از کجا بخونم. با شنیدن کتابایی مثل جامع السعادات و آداب الصلاه و... خیلی مشتاق میشم ولی میدونم مباحثشون به شدت سنگینه و نمیدونم اون قدم های اول کجاست و چطور باید برم سمتش، در واقع اینطور بگم، از خوندن مقالات شهید آوینی بیشتر کشیده شدم به این سمت و سو، ولی همانطور که احتمالا از نحوه پرسشم معلوم باشه فضا برام به شدت گنگه! حتی چیزی که دنبالشم رو هم مثل اینکه نمیدونم چیه! احساس می‌کنم یه جورایی مسائل دینی و فلسفیه شاید. از دیدن پژوهشگرا و اساتیدی مثل شما که به این مسائل تسلط دارن خیلی حس خوبی می‌گیرم و به شدت مشتاق آموختنم ولی نمیدونم نقطه آغاز کجاست و قدم های بعدی چیه؟! نگرانم که نکنه دیر شده باشه برای شروع این مسائل. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است که ابتدا سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید که در واقع، مخاطب اصلیِ سایت در این رابطه امثال جنابعالی هستند بخصوص با رجوع به بحث «ده نکته در معرفت نفس» و بحث «برهان صدیقین» که هر دو بحث، هم کتاب و هم صوت آن را در سایت می‌یابید. و پس از آن خوب است که به شرح سورۀ «زمر» و سورۀ «آل‌عمران» که روی سایت هست رجوع فرمایید. به امید روزی که آغازی شود برای آنچه که به دنبال آن هستید. موفق باشید

41642
متن پرسش

سلام: شرح معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو که استاد صمدی کردن رو گوش کردم. الان شرح اتحاد عاقل و معقول شون رو می‌خواستم. شما از استاد صمدی کانال یا گروه سراغ دارید؟ شرح کردن دروس رو خیلی عالی انجام می‌دهند، به جان من می‌نشیند. اگه سراغ هم ندارید آیا کسی دیگر یا خود شما از اتحاد عاقل و معقول اگه شرح دارید برام بفرستید. الحمدلله رب العالمین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی در رابطه با کتاب اتحاد عاقل و معقول ندارم ولی فکر می‌کنم جناب حاج آقا فرهادی در جریان فعالیت های استاد صمدی هستند. خوب است که با ایشان تماس بگیرید. 09131047288  موفق باشید

41641
متن پرسش

با سلام و احترام: استاد عزیزتر از جانم ما جمعی از خواهران انقلابی با پشتوانه معارفی که شما دریچه و افق آن را به روی ما باز کردید که حقیقتاً این معارف به ما قدرت تفکر و اندیشیدن را داد که آموختیم در کار فرهنگی باید مسئله محور باشیم نه مناسبت محور و مدرسه را میدان فرصت بدانیم و همواره با پرسشی از جایگاه و رویداد مدرسه ذیل انقلاب اسلامی وارد ساحت های مدرسه شویم شروع به‌کار کردیم (دبیرستان نورفضه سابق شعبه ۱ با اسم جدید دختران ایران) در راستای حضوری که بعد از شهادت آقای شهیدمان برایمان بیشتر ظهور کرد و با فراز و نشیب‌هایی که برای مدرسه پیش آمد بر آن شدیم تا با عزم و اراده ای دوباره مسیر آمده را بازخوانی کنید تا ان‌شاءالله بتوانیم در افق تاریخی انقلاب اسلامی پیش‌از پیش حاضر شویم قطعا نظرات و راهبری های شما استاد عزیز برای رسیدن به افق و چشم اندازی متعالی در این راستا تاثیر گذار و راهگشا خواهد بود.

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این کار خوبی که آغاز کرده‌اید قرار گرفتم که خواهرانِ با همّت و قابل اعتماد به چنین کار ارزشمندی در راستای اهداف نظام آموزشی که باید ان شاءالله همۀ این موارد را در بر بگیرد؛ ورود کرده‌اند. به امید آنکه از دغدغه‌های خانواده‌های متعهد نسبت به فرزندان‌شان کمی کاسته شود با همان رویکردی که رهبر معظم انقلاب آیت الله مجتبی خامنه‌ای فرمودند:
 «ایران عزیز، همچنان که در پی سال‌ها تلاش در جایگاه یک قدرت نظامی ظاهر شده، ان‌شاءالله و به فضل الهی با ترسیم خطوط هویت ایرانی اسلامی و رسوخ هر چه بیشتر آن در اذهان و نفوس جوانان این کشور به دست مربیان و معلمین، و با اولویت دادن به مصرف کالاهای تولید داخل که نتیجۀ تلاش کارگرانِ زحمتکش ایرانی است، مسیر عبور به‌سوی قلّه‌های پیشرفت و تعالی را خواهد پیمود.» 
و این‌جا است که وظیفۀ خواهران محترم صدچندان می‌شود برای تحقق چنین آرمانی و البته این وظیفه، نباید منحصر به آن مدرسه باشد. بقیۀ مسئولینِ تربیتی نیز به عهده دارند نسبت به امری که رهبر معظم انقلاب متذکر آن هستند، حساس باشند. موفق باشید      
 

41640
متن پرسش

سلام استاد: مطالبه اقتصادی به زبان نوشتار در اجتماعات شبانه را صلاح می‌دانید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در جواب سؤال شمارۀ 41633 عرض شد به نظر می آید این موضوعات را بیشتر برای زمانهای بعد بگذاریم، بهتر است. زیرا تبیین جایگاه تاریخی موضوع با نظر به حضور جهانی اش مهم تر می باشد. موفق باشید 

41639
متن پرسش

«ما اول باید خودمان را اصلاح کنیم» انقلاب ما که پیروز شد به برکت صفا و خلوص و اخلاص و کار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود. مقاومت در جنگ تحمیلی هم همین طور بود. این شهدای عزیز ما یا این جانبازان در اوج صفا و اخلاص به استقبال شهادت رفتند و شهید شدند و همین شهادتها و مقاومتها و به استقبال خطر رفتن ها بود که انقلاب را حفظ کرد، اسلام را عزیز کرد مسلمین را قوی کرد و دشمنان اسلام و آمریکا را خوار نمود. هر کسی که به اسلام و انقلاب دلبسته‌تر است، باید برای اصلاح نفس خود عازم‌تر و جدی‌تر باشد. هر کسی که از وضع دنیا از این زورگویی ها و خباثتها و رذالتهایی که قدرتها و عربده کشها و قداره بندهای جهان انجام می‌دهند بیشتر ناراحت است باید بیشتر به خود بپردازد و خود را اصلاح کند. این وضعی که امروز در دنیاست ناشی از این لنگی است... ● برشی از کتاب؛ 📗 شرح حضرت آیت الله خامنه‌ای بر حدیث مکارم اخلاق ● #نشر_صهبا ........ ای مرد طوری از اصلاح نفس سخن میگویی که گویا راه بازِ باز است و انسان نیز جدی‌تر از جدی‌تر خودش را مد نظر دارد. آری! اما پس چرا ما هنوز با اینکه این حقیقت را با طاهرزاده و آوینی گریسته‌ایم و تاریخ معنوی انقلاب را در اشک عرشی حاج قاسم درک کردیم باز در سخت ترین پیچ‌ها هستیم و خود را با عادات و اخلاقیاتی که داریم هنوز در اول راه که نه و حتی راه نیافتاده‌ایم. هنوز نابسامانی و به‌هم‌ریختگی‌های درونی و برونی جان‌مان را خسته‌مان می‌کند و تفاوت قول و فعل بیچاره‌مان کرده است. این چه حالی است که با خواندن، طلب عالمِ این چنین اشک‌ شوق‌مان را درمی‌آورد اما کمی که خود را می‌آبیم چه رذائل‌ها و چه خلقیاتی پستی که هنوز باقی است. این حرف‌ها همه از زمین‌گیری و نشدن و هنوز قدم نگذاشتن در راه است. از بیچارگی است. حضرت آقا هم شهید شد پس چرا هنوز زمین‌گیر هستیم؟ نمی‌دانم. آیا این حرف‌ها شخصی است و مثلا تنها بنده گرفتار هستم؟ در سوال ۳۹۷۶۵ در رمضان سال گذشته این بیچارگی را در نسبت با قرآن را غصه می‌خوردم. اما حال حرفم این است که تا به کی؟ عمرمان که تباه شد و جوانی‌مان در حال تمام شدن. راه برون رفت آری راه آزاد شدن در درک این راهی است که امام پیش پایمان گذاشت و نسبتی که به قول شما سلوک ذیل شخصیت امام است. و حال با شهادت رهبری این امر بیشتر خود را نشان می‌دهد. اما چه کنیم با این وضعی که داریم؟ با این به قولی توسعه نیافتگی و از جهتی نیهیلیسم و پوچی که گریبان‌مان رها نمی‌کند چه کنیم. به نظرم می‌آید که بعد از شهادت رهبری دم از توسعه نیافتگی و نیهیلیسم و اینها زدن جایگاهی دیگر ندارد. اما مگر می‌شود از اینها نگفت و از تنگی به درد نیامد؟ 
طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش
که بنده را نخرد کس به عیب بی‌هنری
می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند
به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
که در برابر چشمی و غایب از نظری
هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت
که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
ز من به حضرت آصف که می‌برد پیغام
که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم دری
بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم
گر امتحان بکنی می خوری و غم نخوری
کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن
که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری
به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند
صبا به غالیه سایی و گل به جلوه گری
چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی
که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری
دعای گوشه نشینان بلا بگرداند
چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری
بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن
و از این معامله غافل مشو که حیف خوری
طریق عشق طریقی عجب خطرناک است
نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری
به یمن همت حافظ امید هست که باز
اری اسامر لیلای لیله القمر
 ..... و باز حیران تر از حیران....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جلال او باید نظر کرد که در دلِ جمال‌اش به ظهور می‌آید، و به جمال او باید نظر کرد که در جلال‌اش به میان می‌آید. نه می‌توان گفت که نزدیک نیست، و نه می‌توان گفت که دور است. و این است آن سرگردانی و حیرت زیبا. از آن جهت که حضرت محبوب، جمال‌اش عین جلال و جلال‌اش عین جمال است به همان معنایی که از یک طرف می‌گویم: «مژده بده مژده بده یار پسندید مرا» و بعد با به ظهورآمدنِ جلال‌اش خواهی گفت: «هزار جانِ مقدس بسوخت زین غیرت». و این همان حضور آخرالزمانی است با وسعت خاص آخرالزمانی، که عبور از باورهای دیروزین است و نظرکردن و باز نظرکردن، که در این حال روایت مشهور حضرت سجاد «علیه‌السلام» به میان می‌آید که فرمودند: «إنَّ اللّهَ عَزَّ وَ جلَّ عَلِمَ أنَّهُ يَكونُ في آخِرِ الزَّمانِ أقوامٌ مُتَعَمِّقونَ فأنزَلَ اللّه ُعَزَّ و جلَّ «قُلْ هُوَ اللّه ُ أحَدٌ، اَللّه ُ الصَّمَدُ» و الآياتِ مِن سُورَةِ الحَديدِ إلى قَولِه: «و هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»، خداى عزّوجلّ مى ‏دانست كه در آخرالزمان مردمانى مى‏‌آيند بسيار عميق، لذا سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَد» و آياتى از سورۀ حديد را تا «وَ هُوَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور» فرو فرستاده و هركه ماورای آن‏ها را خواهد، هلاك گردد. (الكافى، ج 1، ص 91)».
به امید سلوکی که با این حضور برای بشر امروز پیش آید . موفق باشید      
 

41638
متن پرسش

با سلام و احترام: استاد گرامی آیا برداشتی که من از این قسمت دعای ندبه دارم مورد تایید است؟ در بخشی از این دعا که از روایات معتبر گرفته شده است «و احل له کن مسجده ما حل له...» معنای ظاهری این عبارت مشخص و نیاز به اشاره آن واقعه تاریخی نیست. آیا می توان گفت که در مفهوم باطنی این عبارت، منظور از مسجد، «سجده» بعنوان عالی ترین مرتبه عبادی و حلقه اتصال کوتاه بنده به خالق است. و هرچند در این حلقه کسی راه ندارد و یک ارتباط دوسویه است، با این حال علی (ع) اجازه ورود به رابطه ربانی و عرفانی خدا و رسولش (ص) را پیدا کرده بود؟ ادامه عبارت ناظر به این است که پس از این «اختصاص ورود»، راه نفوذ علم و حکمت پیامبر (ص)، امیرالمومنین علیه‌السلام هستند. از تلفیق این دو عیارت، آیا نمی توان گفت که «سجده» بعنوان برترین عمل عبادی راه رسیدن به آن علم و حکمتی است که «یقذفه الله فی قلب من یشاء»...

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که در روایات بخصوص در حدیث معراج داریم که بالاترین قرب بنده به خداوند در سجده محقق می‌شود؛ حرفی نیست. آنچه فرمودید توجه ذوقی خوبی می‌باشد که البته به گفتۀ شهید مطهری عزیز این نوع احوالات مربوط به خود فرد است و نباید مبنای فکر و معرفتیِ دیگر افراد قرار گیرد. موفق باشید

نمایش چاپی