بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5144
متن پرسش
سلام خسته نباشید. پرینت گرفتن از کتب و جزوات شما برای استفاده خود ودیگران مانعی دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ مانعی ندارد. موفق باشید
5111
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد نفی انانیت به چه معناست؟ آیا نبودن نفس است یا ندیدن آن؟ مطالب کتاب رمضان دریچه ی رویت را مطالعه کردم،ولی در این باره مطلب کاملی بدست نیاوردم.لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که نظر به خود و امیال خود در مقابل حکم الهی نداشته باشیم در فضای نفی انانیت قرار داریم. باید مقصدمان ورود به چنین فضایی باشد. موفق باشید
3920
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز در ابتداء با عرض پوزش بابت طولانی شدن مطالب تقاضامندم بنده رو در راهی که صلاح میدانید راهنمائی بفرمائید. بنده 2 سال است که با فرمایشات ارزشمند حضرتعالی که ترجمان قرآن و احادیث ائمه اطهار علیهم السلام است ،زندگی میکنم.بعضا" شاید بعضی از روزها 12 ساعت به سخنرانیهای شما گوش جان سپرده و اصلا" متوجه گذر زمان نمیشوم.مختصرا" عرض کنم از 12 سال پیش به طور مستمر شروع به مطالعه قرآن نموده ام .بعد از 4 الی 5 سال احساس کردم که در فهم معارف متوقف شده ام ؛ تا اینکه خداوند عنایت نمودند و بوسیله یک دوست بنده رو هدایت کرده و برای فهم بهتر قرآن شروع به مطالعه کتب روائی نظیر : اصول کافی ، روضه کافی ، ترجمه بعضی از مجلد های بحار الانوار ، عین الحیات ، نهج البلاغه ، تحف العقول و بسیاری کتب روائی و اخلاقی دیگر نمودم . اما بعد از 4 الی 5 سال مجددا" احساس توقف در فهم معارف نمودم؛تا اینکه بنا به این آیه شریفه که میفرماید: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. خداوند متعال بنده رو با شما و آثار شما آشنا فرمود و همان شد که در ابتدای سخن به عرض رساندم.مباحثی که از سخنرانیهای شما گوش داده ام از قرار ذیل میباشد: شرح ده نکته در معرفت النفس ، شرح برهان صدیقین ، آشتی با خدا ، تفسیر سوره های زمر ، شوری ، ص ، عنکبوت ، قصص، نباء، واقعه ، فاطر ، نمل ، انفال ، آیت الکرسی ، ق ، سبا ، طور ، روم ، محمد ، قیامت ، نازعات ، شرح نامه 31 امام علی علیه السلام ، شرح خطبه های 83 ، 182 ، 86 ، 87 ، 223 ، 224 ، 230 ، 111 ، 1 ، 221 ، شرح کتاب معاد ، از ولایت نبی تا ولایت فقیه ، مباحث مربوط به ملک ، هدف حیات زمینی آدم ، مقام برزخیت کبری حضرت رسول صلی الله علیه و آله ، تحلیل فیلم سفر به ماوراء ، آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود ، شرح حدیث جنود عقل و جهل ، شرح حدیث عنوان بصری ، (40 قسمت از شرح مقالات استاد شجاعی و 38 قسمت از شرح معرفت النفس و الحشر این تعداد از مقلات استاد شجاعی و معرفت النفس و الحشر بدلیل کیفیت پائین فایل صوتی از گوش دادن ادامه این دو بحث منصرف شدم) تمامی مباحث مربوط به مدرنیته و سلوک ذیل شخصیت امام خمینی رحمت الله علیه ، علاوه بر این مباحث مدت 4 الی 5 ماه است که در بنیاد سمات در تهران ثبت نام کرده و در کلاسهای آنجا نیز شرکت میکنم.اما مدتی است که مجددا" احساس تنگی در ریشه های معرفتی و فکری ام کرده و گمان میکنم وقت آن رسیده که نهال عقلم را به باغ بزرگتری منتقل کنم تا ریشه های عقل و تفکرم رشد بیشتری نمایند تا ان شاء الله این نهال تبدیل به درخت تناوری شوند و آماده این شوند که نهرها از زیر (نه از کنار) آن عبور نمایند. لازم به ذکر است که بعضی از دوستان به من چندین توصیه نمودند. از جمله ؛گوش دادن به مباحث عرفان نظری ، شرح فصوص الحکم ، شرح اسفار ملاصدرا و . . . اما دوست دارم شما با تجربه خود این شاگرد کوچکتان را ... راهنمائی بفرمائید. ... بابت طولانی شدن عرایضم پوزش میخواهم. به امید دیدار
متن پاسخ
3920- باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که این مسیر إن‌شاءالله باید تا فهم اسفار و عرفان نظری و شرح فصوص الحکم برسد بحثی نیست ولی عمده آن است که در هر شرایطی بتوانیم راه اُنس با خدا را پیدا کنیم وگرنه با گوش‌دادن مباحث به تنهایی راهی گشوده نمی‌شود به‌خصوص که می‌فرمایید بعضی روزها 12 ساعت به مباحث گوش داده‌اید. باید به قلب خود فرصت دهید که مطالب را درک کند. موفق باشید
2685

انتخاب همسربازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز لطفا درباره موضوع انتخاب همسر ، راهنمایی بفرمایید که چه فایل های صوتی یا جزوه یا کتاب هایی خوانده شود. دعاگوی شما هستم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده جواب‌های مختصری در این رابطه در قسمت زن ، خانواده،مرد در فسمت راست از سؤال و پرسش‌های سایت داده‌ام ولی افراد دیگری که در این مورد خبره شده‌اند بهتر می‌توانند شما را راهنمایی کنند. موفق باشید
2528
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد می خواستم بدانم اگر کسی گرفتار ترس شده باشد باید چکار کند با توجه به اینکه این از کمی توکل به خداوند است برای اینکه توکل انسان به خداوند زیادتر شود باید چه کرد؟ واساسا راهکار از بین بردن ترس چیست؟ (بیشتر سوال من در مورد کسی است که از جن وشبیه آن مثل اینکه دائم احساس حضور کسی پیش خود را دارد ووحشت می کند)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اساس ترس وَهم است و وَهم با عقل از میدان زندگی می‌رود. اموری که موجب تعقل می‌شود تفکر در قرآن و کتاب علمایی مثل شهید مطهری و علامه طباطبایی و آیت‌الله جوادی و حضرت امام است. ورزش هم می‌تواند واهمه را کنترل کندو مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» در این امر إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید
2380
متن پرسش
سلام علیکم. اینکه میفرمایید موجود برزخی یا نفسی که وارد عالم برزخ میشود این موجود فعلیت محض است به نظر میرسد اشتباه باشد چرا که این موضوع با موضوع باقیات الصالحات یا آثار اعمال بدی که بعدا به او میرسد یا سنت پسندیده ای که بعنوان اعمال ما تقدم و ماتاخر قرار میگیرند تناقض دارد لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان طور که می‌دانید امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «الیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» ما پس از زندگی دنیایی اختیاری نداریم که کاری برای خود بکنیم. موضوع باقیات الصالحات یا آثار اعمال بد، ظهور اراده‌هایی است که انجام داده‌ایم و به تعبیر آیت الله شجاعی در برزخ و قیامت رفع حجاب می‌شود و نه این‌که فعلیت جدیدی واقع شود و قوه‌ای تبدیل به فعل گردد از این جهت گفته می‌شود انسان در برزخ و قیامت در فعلیت خود قرار می‌گیرد و دیگر نمی‌تواند قوه‌ای را با اراده‌اش به فعل تبدیل کند. موفق باشید
16712

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
نظر شما در مورد کار کردن کتاب دروس معرفة النفس آیة الله حسن زاده با شرح آقای صمدی آملی پس از کار کردن سیر معرفت النفس شما چیست؟ و کلا نظر شما راجع به این کتاب و شرح آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور، کتاب خوبی است ولی در جریان شرح جناب آقای صمدی آملی نیستم. موفق باشید

15136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در بحث جامع السعادات فرمودید که ابجد پایه ی عقلی و نقلی درستی ندارد و قابل استناد نیست استاد می خواستیم این را بیش تر بسط دهید پس یعنی با این وجود هیچ گاه گره های زندگی خود را در ذیل این مسایل از علوم غریبه و مسایل ابجد نباید پیدا کنیم بلکه باید گره ها را با شرع و ذیل دین باز کنیم؟ و در ثانی استاد اگر این ابجد پایه ندارد پس چرا علمایی چون مرحوم کشمیری یا علامه طهرانی در کتاب مهرتابان درا ین مورد روش های برای استفاده از بجد را هم ذکر کردند و ثالثا چگونه ات که علامه حسن زاده نیز در کتاب ذکر و ذاکر و مذکور بحث هایی را دارند یا برای علوم غریبه در حل مشکلات علما بهره هایی می برند و استفاده های می کنند؟ رابعا استاد پس علوم غریبه هیچ پشتوانه ی شرعی ندارد و استناد به آن عقلانی نیست و بهره از آن عقلانی نمی باشد؟ ببخشید تشکر از حوصله تان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بین علوم غریبه و موضوع حروف ابجد باید فرق گذاشت. از طرفی در همان جلسه عرض شد که تکرار اذکار بر اساس حروف ابجد، یک تجربه‌ی شخصی است. و بزرگان ما تجربه‌ی خود را به سایرین گزارش می‌دهند و این بدان معنا نیست که اگر همان اذکار را با تعداد کم‌تر و یا بیشتر از آن‌چه با محاسبه‌ی حروف ابجد به‌دست آورده‌اند، تکرار کنند؛ نتیجه نگیرند! موفق باشید

14264

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد گرانقدر برخی برای خودسازی راه آیت الله حسن زاده آملی را معرفی می کنند که قدم اول آن مطالعات معرفتی و توحیدی از جمله جلد 8 اسفار و... را بهترین می دانند. اما برخی راه انصاری همدانی یا آیت الله ناصری که اصغهانی هست را معرفی می کنند. همانطور که مستحضرید این بزرگان در این راه خودسازی مطالعات معرفتی و توحیدی و معرفت نفسی را اطلا توصیه نمی کنند و توصیه به ذکر و انس با خدا و نهج البلاغه و... می کنند. کدام راه قوی تر است؟ عارف بزرگ قرن امام خمینی (ره) در کتابهایشان راه معرفتی و توحیدی را بهترین می دانند و قدم اول را مطالعات توحیدی و معرفتی بر اساس آثار محی الدین عربی و ملاصدرا می دانند. کدام راه قوی تر و سریع تر می باشد؟ آیت الله بهاءالدینی مطالعات توحیدی و معرفتی را اطلا توصیه نمی کردند ولی خودشان از عرفا هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی راه‌هایی که این بزرگان در مقابل ما قرار داده‌اند راه‌های خوبی است و با هم تنافی ندارد. راه توحیدی حضرت امام خمینی راهِ اصلی امروز ما است. در جزوه‌ی «روحیه‌ی تمدن‌سازی و عرفان اسلامی» عرایضی شده است خوب است که بدان‌جا رجوع شود. موفق باشید

12899

سایت تربیتیبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام. در انجام کار تربیتی برای نوجوانان حداقل میزان آگاهی چیست؟ با توجه به مهم بودن نکات تربیتی و حساس بودن رفتار با نوجوان و تاثیر در آینده فرد در صورت کم بودن اطلاعات از روش برخورد و نکات تربیتی و حتی عمل اشتباه در کار تکلیف چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسلام در فضایی که از طریق آموزه‌های الهی و روایت‌های دینی در اختیار ما می‌گذارد، رویهمرفته راه را هموار کرده است نباید چندان دغدغه به خود راه داد. البته سایت‌های خوبی هست از جمله سایت «مزرعه‌ی ایمانی» از حجت‌الاسلام آقای اشترانی که در این رابطه تلاش می‌کنند. موفق باشید                

11915
متن پرسش
استدراج و املاء يعني چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: املاء در لغت به معنای مهلت دادن است و منظور از آن در اصطلاح مهلت دادن به امت هایی است که قدر نعمت هدایت خود را نمی دانند تا بلکه هوشیار شوند و توبه کنند و یا این که عذاب مهین را برای خود فراهم کنند.

خداوند در قرآن می فرماید: «وَ لاَ یحْسَبَنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیرٌ لاِّنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِین: کافران مپندارند که در مهلتی که به آن ها می‏دهیم خیر آن ها است. به آن ها مهلت می‏دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند و برای آن ها است عذابی خوارکننده» (آل عمران، 178) و در جای دیگر نیز می فرماید: «وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کیدِی مَتِین: و به آن ها مهلت دهم که تدبیر من استوار است.» ( اعراف،183 و قلم، 45)

در تفسیر نمونه آمده است:

 نملی از ماده املاء به معنی کمک دادن است که در بسیاری از مواقع به معنی مهلت دادن که آن خود یک نوع کمک دادن نیز محسوب می شود؛ آمده است، در آیه فوق نیز به همین معنی است. یعنی آنها را مهلت می دهیم.[

 علامه طباطبایی رحمة الله علیه، می فرماید: قضای الاهی هم همین است. قضاء مختص به خدای تعالی است و در آن کسی با او شریک نیست. به خلاف استدراج که به معنای رساندن نعمت بعد از نعمت است. و این نعمت های الاهی به وسائطی از ملائکه و امر به انسان می رسد. به همین مناسبت، استدراج را به صیغه متکلم مع الغیر آورد؛ ولی در املاء و در کیدی که نتیجه استدراج و املاء است؛ به صیغه متکلم وحده تعبیر کرد.

به طوری که اهل لغت گفته اند؛ استدراج دو معنی دارد. یکی این که چیزی را تدریجا بگیرند. زیرا اصل این ماده از درجه، گرفته شده که به معنای پله، است. همان گونه که انسان در صعود و نزول از طبقات پائین عمارت به بالا، یا به عکس، از پله ها استفاده می کند. هم چنین هر گاه چیزی را تدریجا و مرحله به مرحله بگیرند یا گرفتار سازند؛ به این عمل استدراج گفته می شود.

معنای دیگر استدراج، پیچیدن، است. همان گونه که یک طومار را به هم می پیچند. این دو معنی را راغب در کتاب مفردات نیز آورده است. ولی با دقت بیشتر روشن می شود که هر دو به یک مفهوم کلی و جامع یعنی انجام تدریجی، باز می گردند.

در مورد مجازات استدراجی که در آیه فوق به آن اشاره شده و از آیات دیگر قرآن و احادیث استفاده می شود؛ چنین است که خداوند گناهکاران و طغیانگران جسور و زورمند را طبق یک سنت، فورا گرفتار مجازات نمی کند؛ بلکه درهای نعمت ها را به روی آن ها می گشاید. هر چه بیشتر در مسیر طغیان گام بر می دارند؛ نعمت خود را بیشتر می کند. و این از دو حال خارج نیست: یا این نعمت ها باعث تنبه و بیداریشان می شود؛ که در این حال برنامه هدایت الهی، عملی شده و یا این که بر غرور و بی خبریشان می افزاید. در این صورت مجازاتشان به هنگام رسیدن به آخرین مرحله، دردناکتر است.، زیرا به هنگامی که غرق انواع ناز و نعمت ها می شوند؛ خداوند همه را از آن ها می گیرد و طومار زندگانی آن ها را در هم می پیچد و این گونه مجازات، بسیار سخت تر است. خوب است به سایت http://daneshdust.blogfa.com/post-41.aspx رجوع فرمائید . موفق باشید

10046

معنای طینتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سوال بنده در مورد بحث طینت و وجه جمع با اختیار و همچنین بحث ثواب و عقاب است. توضیح آنکه از احادیث طینت اینطور استنباط می شود؛ که اصولاً برخی ها از ابتدا و ذاتاً خوب هستند و برخی ها از ابتدا و ذاتاً بد. پس اگر خب؛ عمل صالح کرد هنری نکرده چون به اقتضای طینتش بوده و اگر بد نیز اعمال خلاف انجام داد لایق سرزنش نیست چون او نیز به اقتضای طینتش بوده. تا جائیکه روایت داریم که عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ مَعِی رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی لَأَغْتَمُّ وَ أَحْزَنُ مِنْ غَیْرِ أَنْ أَعْرِفَ لِذَلِکَ سَبَباً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ ذَلِکَ الْحَزَنَ وَ الْفَرَحَ یَصِلُ إِلَیْکُمْ مِنَّا لِأَنَّا إِذَا دَخَلَ عَلَیْنَا حُزْنٌ أَوْ سُرُورٌ کَانَ ذَلِکَ دَاخِلًا عَلَیْکُمْ لِأَنَّا وَ إِیَّاکُمْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَجَعَلَنَا وَ طِینَتَنَا وَ طِینَتَکُمْ وَاحِدَةً وَ لَوْ تُرِکَتْ طِینَتُکُمْ کَمَا أُخِذَتْ لَکُنَّا وَ أَنْتُمْ سَوَاءً وَ لَکِنْ مُزِجَتْ طِینَتُکُمْ بِطِیْنَةِ أَعْدَائِکُمْ فَلَوْ لَا ذَلِکَ مَا أَذْنَبْتُمْ ذَنْباً أَبَداً ... خب از ظاهر حدیث اینطور استنباط می شود که پس معصومین (ع) هنری نکرده اند که معصوم بوده اند. چون طینتشان خالص بهشتی و علیینی است. اگر طینت ما نیز خالص علیینی بود ما نیز گناه نمی کردیم به تصریح خود معصوم در روایت. حال این مسأله را چطور باید حل کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده توجه به معنای طینت است که متوجه باشیم بعضی از انسان‌ها از نظر طینت و شخصیت عموماً امور الهی را انتخاب می‌کنند و شخصیتاً خود را در انتخاب‌های معنوی می‌پرورانند با این‌که می‌توانند انتخاب‌های غیر الهی داشته باشند و اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نمونه‌ی کامل چنین شخصیتی هستند به همین جهت عبادات طولانی دارند، زیرا می‌خواهند بهترین انتخاب را بکنند، در حالی‌که می‌توانستند غیر از این عمل کنند. حال آن انسان‌هایی که به این معنا به شخصیت اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نزدیک‌اند از طینت‌ آن‌ها برخوردارند. موفق باشید
9514
متن پرسش
با سلام: دخترم دانشجوی الکترونیک است. دایما اصرار دارد برود کلاس موسیقی، از طرفی خانواده با توجه به نگاه دینی مخالفیم، چکار کنم بگذاریم برود؟ لطفا توضیح مبسوط عنایت فرمایید التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: موسیقی اگر در فضای معنوی و الهی باشد در به نشاط‌آوردنِ خیال مؤثر است و خیال را در صورتی که روحانی باشد روحانیتش را شدیدتر می‌کند ولی توان سیر در حقایق عقلی و قلبی را ندارد و به همین جهت اهل البیت«علیهم‌السلام» آن را توصیه نمی‌کردند. عمده آن است که متوجّه حدّ موسیقی باشیم تا از افق‌های بالاتر محروم نگردیم. موفق باشید
9426

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. پیرو سوال (9317) یک بحثی مطرح میشود که اگر رهبری این حرف را میزنند که برای حضرت زهرا (س) سینه زنی لازم نیست پس چرا خودشان در ایام فاطمیه در بیت مراسم سینه زنی برپا میکنند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مراسم عزاداری غیر از مراسم سینه‌زنی است. موفق باشید
8624
متن پرسش
با سلام دوستی از دوستان من دارای لکنت زبان شدید است به طوری که در لب خوانی هم دچار لکنت شدید میشود و در حین صحبت کردن دچار قفل های شدید میشود. درمان های مختلفی انجام داده ولی موثر نبوده است. این شخص در نماز خواندن دچار مشکل میشود و شاید هر نمازی بخاطر لکنت شدید حدود 45 دقیقه طول بکشد. توی ادا کردن تلفظ کلمات هم مشکل زیادی پیدا میکند. چه با صدای آروم بخواند و چه بصورت لب خوانی باز هم لکنت میکند. اکثر افراد دارای لکنت وقتی با خودشون تنها حرف میزنند دچار لکنت نمیشوند ولی دوست من حتی موقعی که تنها میخواهد نماز بخواند، باز هم لکنت میکند. میخواستم سوال کنم که آیا میشود نماز خوندن را فقط در ذهن خواند؟؟ مثلا اینگونه که اصلا لب ها تکانی نخورد و فقط در ذهن سوره را مرور کند و در ذهن بخواند؟؟ آیا اینگونه نماز خواندن اشکالی ایجاد میکند؟؟ اگر شما راه حلی دارید ممنون میشم پیشنهاد کنید... یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این را باید از مرجع تقلیدشان بپرسند. برای انسان‌هایی که می‌توانند صوت الفاظ را ادا کنند باید این کار را بکنند ولی این مورد را از دفتر مرجع تقلیدشان سؤال کنند. موفق باشید
8542
متن پرسش
به نام خدا محضر مبارک استاد طاهر زاده سلام علیکم توفیق حاصل شد در ایام فاطمیه که منبر داشتم از مطالب حضرت عالی در کتاب بصیرت حضرت فاطمه استفاده کردم که مورد استقبال بسیاری از مستمعین شد که بنده شما و کتاب هایتان را به آ نها معذفی کردم. اما مهمتر از آن این بود که مطالبتان در دفاع از ولایت فقیه بسیار مثمر ثمر بود که بسیاری از مخاطبین اذعان داشتند که پاسخ خیلی از شبهاتشان را دریافت کرده اند. اما متاسفانه امروزه در این شهر به لطف عده ای از طلاب بی بصیرت شبهات سید صادق شیرازی در مورد ولایت فقیه بسیار در دل جوانان حزب اللهی و مذهبی نفوذ کرده که اگر چه آ ها را از ولایت جدا نساخته اما تردیدهایی در دلهشان ایجاد شده که دیگر دفاع سابق و حتی به قولی بی ترمزی های گذشته را کمتر می بینیم. و در این میان در میان روحانیون شهر تنها سخنرانی که موضوع بحثش را به لطف مطالب ارزنده حضرت عالی دفاع از ولایت البته در قالب های متعدد و گریزهای خاص مطرح می کند بنده هستم و سایر سخنرانان بیشتر به مطالب اخلاقی می پردازند که در این میان احساس تنهایی کرده و حس می کنم صدایم آن چنان که بای به گوش افراد نمی رسد. البته به خاطر تدریس در حوزه کم فرصتی هم مزید بر علت شده است. اما می دانم که به حد توان خودم می توانم کار کنم و اگر من درست رفتار کنم می توان تاثیر زیادی را داشت لذا در خواست دارم که در سیر مطالعاتی و همچنین بیان مساله بنده را راهنمایی کرده تا بهتر بتوانم در این زمینه قدم بردارم. ضمن این که بنده پایان نامه سطح 3 خود را در موضوع تمدن اسلامی تدوین می کنم بر این عقیده هستم که تنها موضوع قابل بحث امروز تمدن اسلامی است زیرا جامعه متین بدون روح اسلامی حاکم بر جامعه را جامعه خوارج می دانم. از لطف حضرت عالی سپاسگذارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه بر روی موضوع بسیار ارزنده‌ای یعنی تمدن اسلامی دست گذاشته‌اید. مطمئن باشید اگر برای مردم روشن کنید همه‌ی مشکلات ما آن است که می‌خواهیم دینداری را در ذیل تمدن سکولار غرب ادامه دهیم، همه‌ی مسائل حتی مشکلاتی که آقای شیرازی‌ها ایجاد کرده اند، حلّ می‌شود. بدون آن‌که خودتان را مشغول بگومگو با آن‌ها بکنید حق را درست نشان دهید، جایِ باطل به‌خوبی روشن می‌شود و بی‌تاریخی آن‌ها نمایان می‌گردد. موفق باشید
3653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر بعد از ازدواج، محبت و علاقه بسیار زیادی به همسرم پیدا کردم. البته وظیفه خودم می دانستم که خدا از من این طور می خواهد. اما بعد از دو سال این علاقه و محبت مرا بسیار اذیت می کند. احساس می کنم آن گونه که احتیاج دارم همسرم به من توجه و محبت نمی کند. و این موضوع ذهنم را زیاد مشغول می کند. یا بر سر اختلافاتی که طبیعی پیش می آیند صبر نمی کنم و موجب دامنه دار شدن اختلافات ما شده و همسرم را لجباز کرده است. چه کار کنم این عشق و محبت به تعادل برسد. همیشه ترس دارم این محبت در دل خودم یا دل همسرم به خاطر این مشکلات از بین برود. فکر می کنم محبت خدا در دلم کم شده. می گویند در یک قلب محبت دو چیز جای نمی گیرد. می دانم اگر خدا را در نظر داشته باشم هم صبر خواهم کرد هم آن گونه خواهم بود که شوهرم دوست دارد. اما خیلی اوقات نفسم اجازه نمی دهد و تصمیم اشتباه می گیرم و رفتار بدی می کنم. نمی دانم آیا باید محبت به همسر را کم کنم؟چطور عشق به خدا را در دلم زیاد کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (برای خودش) شما مسیر محبت را هرگز از دست ندهید، محبتی که خداوند در قلب شما انداخته از آن نوع محبت ها نیست که مانع محبت به خدا شود ولی مواظب باشید محبت به همسرتان موجب نشود که مزاحم او شوید، بگذارید او در اموراتی که به عهده دارد جلو برود و شما هم کمک‌اش کنید تا مسیر خود را درست طی کند. کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» شاید کمک کند. موفق باشید
2901
متن پرسش
با سلام سؤالات سری 12 و 13 و 14 را پاسخ نداده اید، ما منتظریم. از آنجا که شما فرمودید در هر بار تنها یک سؤال بفرستم، لذا زین پس به جای «سری» از واژة «سؤال» استفاده میکنم: سؤال15: آیا «لم‌یَرَ فیه غیرَ صوابٍ» به این معنی نیست که: «هر چیزی (در اقوال یا افعال) از او صادرشود، صواب و درست است.»؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- سؤالات 12 و 13 و 14 مشاهده نشد. جواب سؤال 15- بنده این طور می‌فهمم آن زعیمی را که خداوند برای اصلاح امور بندگانش انتخاب کند از همان جهت طوری او را مدد می‌نماید که غیر صواب از او صادر نشود. موفق باشید
2379
متن پرسش
سلام علیکم. استاد لطفا بفرمایید که اگر انسان بعد از صرف غذا حال عبادت نداشته باشد و به خاطر اینکه میداند اگر یکی دوساعتی نماز خود را به جهت صرف غذا به تاخیر بیندازد حال و حضور بیشتری میتواند پیداکند آیا این تاخیر در نماز همان سبک شماردن و تخفیف نماز است یا اینکه اتفاقا کار پسندیده ای هم هست. براساس روایات داریم که اگر نماز به تاخیر بیفتد نماز به شخص میگوید خداضایعت کند همانگونه که مرا ضایع نمودی و بصورتی سیاه در میآید و متذکر این نکته میگردد.علت اینکه نماز با صورتی سیاه متمثل ومتجسم میشودرا نیز بفرمایید.با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اوقاتی که حضرت حق برای نمازگزاردن و مناجات با خودش تعیین فرموده است یک فرصت است و تا آن‌جا که ممکن است نباید آن فرصت را از دست داد و آن را به تأخیر انداخت و از تغذیه‌ی روحانی پیش‌آمده محروم شد. رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» منتظر می‌ماندند تا وقت نماز بشود و معطل نمی‌کردند. باید سعی کرد به بهانه‌های واهی و با شیطنت‌های نفس امّاره خود را از فرصت پیش‌آمده محروم نکنیم و با این‌که به ما رخصت داده‌اند که در موقع اضطرار می‌توانیم آن را به تأخیر بیندازیم. روایتی که متذکر شده‌اید را که نماز به صورتی سیاه می‌اید ندیده‌ام اصل آن را بفرمایید تا بتوانم روی آن فکر کنم. موفق باشید
2067

اختیاربازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام محضراستادگرانقدر: چگونه از پدر و مادری پاک و دارای روزی حلال و اهل نماز و معنویات فرزندی بدکار و بی آبرو و فاسد جامعه بوجود می آید و گاهی برعکس فوق از پدر و مادری اهل گناه و معصیت که در محله مشهور می باشند فرزندی بدنیا می آید که به خوبی شهره منطقه می شود.مسئله جبر و اختیار در این موضوع چیست.تاثیر لقمه و محیط چگونه است.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: انسان، موجود انتخاب‌گر و مختار است و پدر و مادر شرائطی هستند که اگر فرزند خواست بد باشد و یا خوب باشد او را راهنمایی و یا کمک کنند ولی در هر حال انتخاب مربوط به خود انسان است. در این مورد می‌توانید به کتاب «تعلیم و تربیت اسلامی» از آیت‌الله حائری شیرازی رجوع فرمایید. در آن کتاب روشن می‌کنند که لقمه و محیط نقش معدّات و شرایط را دارند و لذا می‌شود در محیطی خوب و با پدری مؤمن فرزندی ناخلف بزرگ شود. مثل فرزند حضرت نوح. در این‌جا نباید حضرت نوح«علیه‌السلام» را ملامت کرد زیرا فرزند حضرت مختار است و خودش آن نوع زندگی را انتخاب کرده. موفق باشید
692
متن پرسش
با سلام و احترام اگر بخواهیم صحنه هایی یا حرف هایی از ذهنمان پاک شوند تا آزار نشویم چه باید بکنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: خیال انسان طوری است که اگر صورت یا مفهومی را که در آن وارد شده، زنده نگه نداریم خود به خود می‌رود و لذا کافی است انسان متوجه اهداف بلند انسان ،با خدا و تعالی روحانی خود باشد و برروی آن اهداف بلند متمرکز شود تا خیال کار خود را بکند و آن صورت‌ها و حرف‌ها را از صحنه‌ی خود به حاشیه ببرد. از خدا بخواهید: «از در خویش خدایا به بهشتم مفرست.....که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس». موفق باشید
158

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته. استاد عزیز. سوالات فراوانی دارم و نیاز دارم حداقل چندین جلسه مزاحم شما شوم تا پاسخ آنها را بیان فرمائید . اما چون الآن دانشجو و ساکن تهران هستم و امکان دسترسی به شما را ندارم سعی می کنم از این طریق از شما استفاده ببرم . لطفا در مورد سوالات راهنمائی های عملی بنمائید ، نصیحت نمی خواهم . استاد باور کنید هرچه سعی میکنم بر نفس خود غلبه کنم نمی شود . یعنی هیچوقت از دست اوهام و خیالات خود رها نمی شوم . دائما در فکر این و آن ام . زود عاشق کسی می شوم. بعد دلسردی پیش می آید . میدانم چون معشوق حقیقی ما خدا است و « ما احد احب غیر خالقه ولکن احتجب عنه تعالی تحت زینب و سعاد و .. » این مشکل پیش می آید . البته من چون در دانشگاهی کاملا اسلامی به سر می برم و خواهران در دانشگاه ما حضور ندارند متوجه خانم ها نیستم منظورم فقط خاص مردان است . چه کار کنم دیگر خسته شده ام . چقدر معراج السعاده بخوانم؟ چهل حدیث امام بخوانم ؟ شرح حال علما و عرفا بخوانم؟ بعد از گوش دادن مباحث 10 نکته در معرفت نفس شما کمی حالم بهبود یافت اما الان نا امیدم . در گیر و دار واحدهای پوچ دانشگاهی که جز خستگی روح و فکر ثمره ای ندارند و روزمرگی های پی در پی . آرزویم همیشه این بود و هست که کاش می شد خدا مرا در دنیا به گونه ای می آفرید که از همان اول که به گناه آلوده نشده ام تحت تربیت عرفائی همچون امام ، آیت الله قاضی ، شاه آبادی و ... قرار بگیرم . آرزو می کردم صبح از خواب بیدار شده فارغ از دنیا و ما فیها سر کلاس درس معرفت عرفا برویم . این قدر در پوچی گری و لذت های خسته کننده زندگی به سر نبریم ... بگذریم این ها جز در برزخ عملی نخواهد شد(اگر لیاقت داشته باشیم) .چه کار کنم ؟ می خواهم رابطه ای ویژه با خدا داشته باشم، از همه جلو بزنم ، هیچ گاه اندیشه کسی به خاطرم نیاید ، توجه ائمه و در مرتبه بعد عرفا را به خود جلب کنم ، فارغ از مسائل دنیا و در همه حال در محضر خدا زندگی کنم؟ خواهش می کنم به طور مشروح و تفصیلی بیان فرمائید . می توانید روح مرا درک کنید؟ از همه بریده و جلسات اخلاقی که می روم هیچ فایده ای ندارند و انگار نفس من به هیچ صراطی مستقیم نیست . ببخشید از طولانی شدن نامه . با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
جواب: باسمه تعالی بحمدالله در برزخِ گذار از دنیا و ورود به عالَم معنا دست و پا می‌زنید، و این نشانه‌ی آن است که« نه از دنیا دلت شاد است نه رویی بر وطن داری» نه وارد وادی اَیمن معانی شده‌ای و نه می‌توانی در پوچی دنیا تسلی پیدا کنی. عزیزم شما نوبرش را نیاورده‌ای: تو گمان کردی که این بازار عشق هست چون بازار بغداد و دمشق غوره‌نشده، کسی کشمش نمی‌شود. غیر ناکامی در این ره کام نیست راه عشق است این، ره حمام نیست این بی‌تابی‌ها هیچ‌کس را به جایی نرسانده است، باید با جدیّت تمام به خود نهیب بزنی که کجا می‌خواهی بروی؟ ابراهیم خواص می‌گوید: در حوالی شام درختان انار دیدم، چون مرا آرزوی انار بود، نخوردم. پس به وادی رسیدم کسی را دیدم دست و پای ضعیف گشته، زنبوران او را می‌گزیدند. گفتم؛ خواهی دعا کنم از این بلا برهی؟ گفت: نه. گفتم؛ زنبوران از تو باز دارم؟ گفت: ای خواص! آرزوی انار از خود دور کن مرا چه رنجه می‌داری، خود را دل به سلامت خواه، مرا تندرست چه خواهی؟ گفتم؛ به چه شناختی من خواصم؟ گفت: هرکه او را داند هیچ بر وی پوشیده نماند. آیت‌الله‌حسن‌زاده‌آملی«حفظه‌الله» فرمودند: «در دوران جوانی متوجه شدم اگر به ذهن و خیال خود برنامه ندهم، آن به من برنامه می‌دهد و هرکجا خواست مرا می‌کشاند»، دستورالعمل می‌خواهی بفرمایید. اگر این حرف را فهمیدی و کارد تیز خیال به استخوانت خورده است، به خودت برنامه بده، تفسیر المیزان از آن برنامه‌های پنج یا شش ساله‌ای است که شما را از آتش این برزخ آزاد می‌کند. یا علی موفق باشید
12907
متن پرسش
با سلام: جناب استاد برای ملموس تر درک کردن نفاق افراد دوران اهل بیت (ع) مانند اشعث بن قیس ها و مقایسه رفتار و کردار اهل بیت (ع) با نفاق و خباثت ها چه مطالب و کتابهایی به نظر شما مفید و قابل استفاده هستند؟ جناب استاد کتاب الغارت تالیف ابراهیم بن محمد ثقفی نکات جالبی از زندگی امام علی (ع) رو در بر دارند این کتاب چجوریه؟ آیا معتبره و قابل اتکا هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از کتاب «الغدیر» و «امام شناسی»‌های آیت اللّه حسینی تهرانی استفاده‌ی زیادی برده‌ام و کتاب «الغارات»، استنادات قابل استفاده‌ای در حقّانیت تشیع در آن به چشم می‌خورد در حدّی که مؤلف زیدی‌مذهب آن بالاخره به تشیع اثنی‌عشری گرائید. موفق باشید

12545
متن پرسش
با سلام: خدایا از تو می خواهم پاسخ مرا بدهی شاید بوسیله استاد طاهرزاده استاد محترم، شما در کتب خود می گویید غرب به دنبال ناکجاآباد است و اساسا هر تفکر غیر وجودی و اومانیسمی به دنبال ناکجاآباد است شاید به دنبال توهم، شاید نفس اماره و ... حال سوال بنده این است که تفکر وجودی به دنبال کجا آباد است؟ آنچه من از کتب شما فهمیدم، با معرفت نفس و نگاه وجودی می رسیم به اینکه هست ما عین ربط مطلق به پروردگار است و وجود ما مستقل نیست و همین که بخواهیم خود را ببینیم بی درنگ خداوند را خواهیم یافت. با عرض پوزش ، خب که چه؟؟؟ زندگی در سختی، جنگ، مبارزه، تبعید، دوری از ثروت و ... که همین؟ برایم سخت است از توجه دیگران بگذرم، از شغل دومم بگذرم، از پولدار شدن بگذرم، از مشهور شدن بگذرم، از پستهای مدیریتی گرفتن بگذرم و ... و همه چیز را برای خدا بخواهم ولی ندانم آخر این راه به کجا آباد می رسد؟ البته از طعن من دلتنگ نشوید و ذکر خدا گویید تا به یقین برسید. سوال بنده این است که این یقین چیست که این همه ارزش سختی کشیدن دارد؟ خدایا ما را ببخش از آنچه از تو طلب می کنیم و نمی دانیم تو راضی به اینگونه سوالات هستی یا نه، بگذار به حساب فقر ذاتی مان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان بتواند از مفاهیم و ماهیات به «وجود» رجوع نماید و در یک احساس وجودی با حضرت حق روبه‌رو شود مسلّم بدانید که هرگز نمی‌گوید: «خب که چه!!!». گفت: «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دلْ نشسته روبه‌رو». به همین جهت به محبوب متعالی «دل‌آرام» می‌گویند زیرا دلْ تنها با او آرام می‌گیرد آن‌وقت می‌شود انسان در آن حال بگوید: «خب که چه!!!»؟ بلکه برعکس، خواهد گفت: «رحم کن بر آن‌که چون روی تو دید / فرقت تلخ تو چون خواهد چشید». آدم حسابی،نمی‌دانی اُنس با نور وجود مطلق در جمال اسماء حسنایش یعنی چی! و چگونه آن‌هایی که از مفهوم عبور کرده و او را در جمال اسماء حسنایش می‌یابند و می‌بینند، در دعای عزیز ابوحمزه به نجوی با او می‌نشینند. رزقنی اللّه و ایّاکم. موفق باشید

11372
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: 1- بنده وقتی به مباحث معرفت النفس فکر می کنم و نفس را مستقل از جسم در نظر می گیرم به گونه ای می شوم که دیگر به جسمم توجه نمی کنم و همه چیز را فکر و ذهنم می پندارم و این باعث نوعی توهم در من می شود که نکند چیزهایی که می بینم خیال باشد و فقط در ذهن من باشند، این طرز فکر مرا اذیت می کند و حس دیوانه شدن به بنده دست می دهد و نمی توانم به تفکر در مورد نفس و روح ادامه دهم. 2- اما وقتی به طرف مقابل فکر می کنم و خودم را فقط جسم می پندارم، فکر می کنم من همین جسم هستم و هر چه که می بینم در خارج از جسم و مغز من است ولی این مشکل برایم به وجود می آید که خیلی از مباحث مثل رویای صادقه که خود تجربه اش را داشته ام را نمی توانم توجیح کنم و جسمی و مادی بدانم 3- برای رفع دو مشکل بالا روح را مستقل از جسم در نظر نمی گیرم و روح و جسم را درهم می بینم و بعد به این نتیجه می رسم که روح در جسم ترکیب شده و انسان ترکیب و مخلوطی از جسم و روح است با این توصیف که به نوعی شامل جسم و روح می شود و هر دو را درک می کند و دلیل بنده این است که با مشکلات روحی جسم تحت تاثیر قرار می گیرد و با مشکلات جسمی روح تحت تاثیر قرار می گیرد به گونه ای که انگار روح و جسم با هم ترکیب شده اند و انسان را تشکیل داده اند مثلا با خوردن برخی داروهای روانپزشکی برخی مشکلات روحی برطرف می شود یا با استرس زیاد گوارش انسان مختل می شود و ضربان قلب تند می شود، لطفا طرز تفکر درست را به بنده یاد دهید تا بنده دچار توهمی که (یه وقت هر چیزی که می بینم خیال بنده است) در مشکل اول نشوم و همینطور دچار سرگردانی و پوچی و مادی نگری در مشکل دوم نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که متوجه هستید هر آن‌چه با آن روبه‌روئید حقیقتاً در نزد نفس ناطقه‌ی شما است چیز بدی نیست منتها باید متوجه باشید این بدن زمینه‌ی فهم و درک نفس ناطقه‌ی شما است و لذا از نقش بدن غافل نمی‌شوید و همین‌طور که می‌فرمایید اگر جسم انسان به مشکل بیفتد عملاً روح نمی‌تواند درست عمل کند و به نتیجه برسد، لذا می‌توان گفت حقیقتاً روح با این جسم فعلاً در همه‌ی صحنه‌ها حاضر است. موفق باشید

نمایش چاپی