بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: علت اختلاف نظر در بعضی از احکام فقهی بین مراجع محترم تقلید در چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در قسمت دوم کتاب «چه نیازی به نبی» تحت عنوان «فلسفه‌ی تقلید از فقیه» به صورت نسبتاً مفصل بحمداللّه عرض شده. به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

12412
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: اینکه در جواب سوال 12357 فرمودید (طلاب عزیز بهتر است بعد از بحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین، زیاد وقت در روی این مباحث نگذارند و بیشتر به دروس رسمی حوزه بپردازند تا عقب نمانند و إن‌شاءاللّه پس از چند سال حضور در درس خارج وارد این مباحث شوند.)دروس رسمی حوزه که فقط فقه و اصول هست آن هم به شیوه غلط اموزشی... آیا آدم مخصوصا طلبه نباید با آشنایی با مباحث معرفتی، زمینه‌ی فکری خود را آماده‌ی اُنس با قرآن و روایت کند تا به مقصود برسد؟ طلبه از چه چیز نباید عقب بماند؟! که شما فرمودید عقب نماند؟! چرا طلبه نباید قبل از درس خارج وارد مباحث شود؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در خاطرات حضرت امام هست که: «طلبه‌ای از ایشان پرسید در بین موضوعاتی که مطالعه کرده‌اید کدام را بهتر دیدید؟ فرموده بودند فقه را. گفته بود فقه که چیزی نیست، فرموده بودند نخوانده‌ای. گفته بود نه‌تنها خوانده‌ام، در حال تدریس آن هستم. فرموده بودند پس نفهمیده‌ای». آری ای رفیق! فقه و اصول بیش از آن‌که موضوع آن یعنی اصول عملیه مهم باشد، روش آن مهم است که انسان را می‌پروراند تا قدرت تفکر و تفقه پیدا کند و بعد از آن است که در هر موضوعی وارد شوید درست وارد می‌شوید و به‌خوبی نتیجه می‌گیرید. مرحوم شهید مطهری را فقه و اصول پروراند و مطهری، مطهری شد. موفق باشید

12139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اعمالی هست که در روایات مورد اجر و ثواب است مثل هدیه دادن و ادخال سرور به قلوب مومنین و لبخند به چهره مومن و کلا شادی های حلال. سوال اینجاست آیا می شود برداشت کرد چنین اعمالی اگر در ایام شهادت معصومین (ع) انجام شود ثواب کمتری دارد یا اصلا ثواب ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در موقع غمِ آل اللّه کاری کرد که نسبت به آن غم غفلت داشته باشیم، ولی کمک به مؤمنین که موجب خوشحالی آن‌ها می‌شود با حفظ فضای حزن می‌خواند. موفق باشید

11426
متن پرسش
با سلام و تشکر از زحمات شما: بنده دانشجوی کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث هستم موضوع پایان نامه بنده «معناشناسی واژه شهادت از منظر قرآن و روایات» است. در یکی از کتابها فرموده بودید که پایان نامه ها باید سیر دیگری داشته باشد. در مورد این موضوع چگونه می توان هم کابردی کار کرد هم از منظر توحیدی آنگونه که فرموده اید بررسی کرد؟ و منابعی وجود دارد که با این دیدگاه موضوع را بررسی کرده باشد؟ لطفا معرفی نمایید و اینکه در این موضوع جزوه یا فایل سخنرانی دارید؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده در نقد پایان‌نامه‌ها از آن جهت است که دانشجو مجبور است در محدوده‌ای خاص نظر اسلام را مطرح کند، در صورتی‌که اسلام یک بسته کامل است که مجموعاً معنا می‌دهد در حالی‌که اساتید دانشگاه آمادگی طرح بسته‌ای اسلام را ندارند، مثلاً به شما اجازه نمی‌دهند یک سوره‌ی قرآن را بحث کنید تا تمام نظرات علماء را در مورد آن سوره به میان آورید؛ می‌گویند مثلاً تقوا را در قرآن تحقیق کنید و این آن نیست که نیاز جامعه‌ی دینی ما باشد. بگذریم! در مورد موضوعی که می‌فرمایید، چیزی در ذهن ندارم. موفق باشید

10547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: یه سوالی تو ذهنم بود می خواستم با شما در میان بگذارم. اگر تو یه مسجدی هیئت امناء تصمیم بگیرند که مسجد رو خراب کنند و از نو بسازند و بانی و خیر هم پیدا کنند و این کار رو انجام بدهند در صورتیکه مثلا این مسجد با تعمیراتی جزیی ده سال دیگه کار بدهد آیا این کار اسراف محسوب می شود یا نه. گاهی تو تحلیل های اینجوری می مانم. ممنون از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید با جمع‌بندی که جمع عقلا نسبت به موضوع پیدا می‌کنند کار را جلو برد. مثلاً اگر خود هیئت امناء در جمع‌بندی به چنین نتیجه‌ای رسیده‌اند که مسجد را نوسازی کنند باید به آن‌ها اعتماد کرد. موفق باشید
10325

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ان شاء الله حالتون خوب باشه. بعد از مطالعه کتب ده نکته و از برهان تا عرفان یک سوالی برای من پیش آمده. چرا ائمه (ع) در حرم خود نظر خاصی به زائر دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر اگر کسی از راه دور به سوی شما میهمان شد با نظر خاص سعی نمی‌کنید از او پذیرایی کنید؟ موفق باشید
9890
متن پرسش
سلام علیکم! ما که الان مسلمان هستیم، وقتی به برخی ادیان انحرافی نگاه می کنیم، می بینیم که خیلی دین احمقانه ای است. مثلاً تثلیثی که مسیحیت بدان معتقد است؛ اگر تثلیث همان چیزی باشد که ما می گوئیم(خدا در عین اینکه یکی است؛ 3 تا است و در عین اینکه 3 تا است یکی است) این تثلیث خلاف عقل و بدیهی البطلان است. یعنی این تثلیث را به قول معروف بچه 4 ساله هم می فهمد که باطل است. حال چگونه می شود همچین مطلبی که ظاهراً بدیهی البطلان است؛ چند صد میلیون نفر و حتی شاید بالغ بر یک میلیارد نفر در دنیا بدان اعتقاد دارند؟! که در این بین؛ قطعاً افراد زیادی اندیشمند و تحصیلکرده و عاقل(عاقل به معنای عرفی نه به معنای دقیق دینی و فلسفی) هستند. چطور این همه آدم متوجه بطلان همچین مطلبی نمی شوند؟! یا برای مثال گاو پرستی که در شرق آسیا رایج است؛ وقتی آدم می نگرد می بیند فوق العاده عقیده احمقانه ای است که آدم یک گاوی را که اگر یک چاقو در شکمش فرو کنیم می میرد؛ مثل همه حیوانات و مثل ما آدمیان می خورد؛ می آشامد؛ وقتی خورد و آشامید فضولات غذایش را از بدن خارج می کند؛ راه می رود؛ می خوابد و ... را عده ی زیادی بپرستند. واقعاً چگونه می شود؟؟؟!!! آیا آنها برای همچین عقایدی توجیهاتی ولو غلط برای خود دارند یا خیر؟! برای مثال در غیر از اعتقادات بطلان گزاره 5=2*2 آنچنان بدیهی و واضح است که نیاز به هیچ استدلالی ندارد و هیچکس در این دنیا نیست که بطلان این گزاره را قبول نداشته باشد. اگر هم کسی در دنیا پیدا شد که گفت از نظر من 5=2*2 است همه به او می خندند و می گویند خدا شفایت دهد. حال آیا بطلان تثلیث یا بطلان گاو پرستی به اندازه بطلان 5=2*2 واضح و بدیهی نیست که عده ی زیادی در دنیا بدین امور اعتقاد دارند؟! یا نه واقعا بدیهی البطلان است اما باز هم عده ی زیادی به این امر اعتقاد دارند؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه بسیاری از مسیحیان موضوع فرزند خدا بودن حضرت مسیح«علیه‌السلام» را نمی‌پذیرند و توجیهات کلیسا را قبول ندارند، چون کلیسا در این موارد می‌گوید: «ایمان بیاور تا قبول کنی». ولی فراموش نکنید که آن‌ها بین حضرت مسیح و عیسی فرق می‌گذارند و مسیح را روح خدا در کالبد عیسی می‌دانند که بحث حلول پیش می‌آید و بطلان آن. دانشمندان مسیحیت طور دیگری توجیه می‌کنند تحت عنوان مظهریت حضرت عیسی«علیه‌السلام» که او مظهر انوار الهی است و حرف درستی است که البته این منحصر به حضرت عیسی«علیه‌السلام» نیست که بحث أبْ و إبن و روح القدس را پیش می‌کشند. در مورد گاوپرستان هم عنایت داشته باشید که آن‌ها معتقد به روحی خاص در گاو هستند و گاو را مظهر آن روح می‌دانند، که البته بیشتر با توهّمات خود به گاو نظر دارند. اگر توحید را به معنایی که عرفا می‌گویند می‌فهمیدند، به این مشکلات گرفتار نمی‌شدند. موفق باشید
9440
متن پرسش
سلام استاد عزیزم، ضمن تشکر از زحمات فراوان شما. استاد عزیز چرا با محبت به اهل بیت (ع) یه حس محبت چندگانه درونم ایجاد شده، انگاری از توحید خارج می شوم، البته همه اش حسی است شاید هم توهماتم باشد ولی چگونه محبت به 14 معصوم را با توحید جمع کنم و همه را کلهم نور واحد ببینم حس میکنم محبتم و قلبم 14 تیکه 1 خداوند شده. لطفا یاری ام نمایید کتابهای اهل بیت را 1 تا 5 را خوانده ام و مهدویت شماره 2 هستم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان‌شاءاللّه در ادامه‌ی دنبال‌کردن شرح کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به توحید واقعی که آن یافتن خدا است در مناظر مختلف، می‌رسید و به خدا خواهید گفت: «به هر شکلی که خواهی جامه می‌پوش .... که من آن قد رعنا می‌شناسم». موفق باشید
8505
متن پرسش
سلام علیکم استاد منطق دانشگاه ما موضوع بوسیدن دست بزرگان را مطرح کردند که بزرگی ایستاده و افرادی در صف دست ایشان را می بوسیدند و این کار را اشتباه این بزرگان می دانستند و می گفتند فرزندشان فیلمی از بزرگی به ایشان نشان داده. من در این رابطه جستجو کردم و فیلمی را از امام خمینی (ره) دیدم که در مجلسی عده ای به نوبت دست ایشان را می بوسیدند. حرف دیگری که این استاد می زدند درمورد این بود که پیامبر (ص) در جمع به گونه ای می نشستند که اگر کسی وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که کدام یک از افراد پیامبر (ص) است و می گفتند چرا بزرگان اکنون این گونه نیستند؟ ومثالی باز هم از قول فرزندشان می زدند که گروهی به خانه ی آیت الله بهجت (ره) رفته و ایشان روی صندلی نشسته و بقیه روی زمین نشسته اند و یا بزرگان دیگر. ایشان نمی توانند جواب فرزندشان را به طور منطقی بدهند. خواهشمندم مطلب را برای ما روشن کنید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- اگر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» طالب دست‌بوسیدن‌شان باشند همان است که آن استاد می‌فرمایند. ولی اگر مردم طالب باشند و حقیقتاً با این دست‌بوسیدن‌ به برکاتی می‌رسند، آیا حضرت امام می‌توانند بخل بورزند؟ در مورد دوم عنایت داشته باشید خداوند به رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» دستور دادند منبری بسازند تا در موقع وعظ مردم در زحمت نباشند و لذا بین دورِ هم نشستن در شرایط معمولی و بین آن‌که یک عالم بر کرسی وعظ نشسته یا مشکل بدنی دارد باید فرق گذاشت. موفق باشید
8226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.اکثر کودکان اقوام و دوستان، برایشان جشن تولد گرفته می شود.و ما هم مجبوریم با کودکمان اکثرا شرکت کنیم.در چنین فضایی که بچه ها مراسم تولد رو دوست دارن،به نظرتون برای کودک مشکلی ایجاد نمیشه براش تولد نگیریم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: من در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی ظاهراً نباید خیلی هم سخت برخورد کنید. موفق باشید
7609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . بنده سخنان زیادی در خصوص فلسفه صدرائی از مقام معظم رهبری شنیده ام که به حکمت صدرائی تاکید زیادی داشتند . اما تا به حال در خصوص ابن عربی چیزی از ایشان نشنیده ام . شما شنید اید ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در جلسه‌ای که جناب آقای رمضانی از عالمانی که در زیرسایه‌ی آیت‌اللّه حسن‌زاده هستند با مقام معظم رهبری داشته‌اند خود مقام معظم رهبری فرموده‌اند: «من عرفان نظری کار نکرده‌ام» و لذا شاید از این جهت مثل حضرت امام اظهار نظر نمی‌کنند. موفق باشید
6122
متن پرسش
با سلام چرا هنگام رحلت پیامبر عزرائیل امد درصورتی که مقام پیامبربالاتر ازفرشته است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» باید دنبال کنید که بحث می‌شود یک مقام، مقام نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است که جبرائیل«علیه‌السلام» به آن وحی ‌می‌کند و عزرائیل«علیه‌السلام» هم همین مقام یعنی نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را قبض می‌نماید. ولی یک مقام هم مقام حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است که همان مقام اولُ ما خلق اللّه است که فوق جبرائیل و عزرائیل است. موفق باشید
5815
متن پرسش
مفاهیم کلی مثل انسان آیا در خارج یافت می شوند؟ منظور از تشخص در فلسفه چیست؟ ماهیت با جوهر چه فرقی دارند؟ اگر ساده و مفصل توضیح بدین ممنون میشم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مفصل این بحث‌ها را باید در کتاب‌ها دنبال کنید. با فرض آن‌که رفقا مطالعه کرده‌اند و حالا سؤالی دارند می‌توان جواب سؤال‌شان را داد. 1- در فلسفه‌ی صدرایی مفاهیم کلی یک حقیقت کلّی سِعِی دارند. 2- وقتی به موضوع به اعتبار جنبه‌ی وجودی‌اش نظر ‌کنیم بحث تشخیص به میان می‌آید 3- ماهیت به اعتبار چیستی شیئ به پدیده نظر دارد و جوهر به اعتبار ان‌که وقتی چیزی در خارج باشد مثل عرض در موضوع نباشد. مانند این‌که می‌گوییم انسان جوهر است ولی گرما جوهر نیست چون گرما در موضوع یافت می‌شود بدین‌معنی که باید چیزی باشد که گرم باشد. موفق باشید
4816
متن پرسش
سلام یکی از مشکلاتی که در تارنما(سایت) مشاهده می شود مسئله شماره سوال هاست‏‏ برای کسانی که می خواهند بحث هایی را که حضرتعالی به شماره سوالات دیگر ارجاع می دهید سوال را جستجو کنند این امر امکان پذیر نمی باشد‏ و در صورت جستجو همان سوالی که در آن شماره دیگر سوال را ارجاع داده اید می آورد مثلا از شماره در مورد شخصی سوال پرسیده شده شما به سوال 2.... ارجاع داده اید که در تارنما از طریق جستجو قابل دسترس نمی باشد لطفا با تدبیری مثلا اضافه شدن شماره به متن این مشکل را مرتفع نمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت ملاحظه فرمایند.::::::::به نام خداوباسلام خدمت کاربران محترم سایت،ایراد فوق البته باگستردگی بیشتری برای طراح این بخش از سایت باز گو گردیده که براساس وعده ای که ایشان داده اند این اشکالات بزودی برطرف خواهد شد."مدیریت سایت"
4124
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم. درمورد معاد تاکنون دوسوال از شما پرسیده ام ولی به جواب نرسیده ام بهمین دلیل بصورت دو جواب مطرح میکنم شما بفرمایید کدام درست است و یا هیچکدام درست نیست. الف جهان مادی با انسانهاییکه در آن زندگی میکنند کم کم به نقطه ای میرسد که خود به خود متلاشی میشود طبق قوانین فیزیک واین همان آتش گرفتن دریاهاست و حلاجی شدن کوهها و..... که طی آن همه انسانها نیز مرده وطومار این جهان پیچیده میشودوبنابراین زلزله قیامتکدر واقع همین حوادث آخر عمر دنیاست ب این عالم بهمین صورت ادامه میابد وقرار نیست به نقطه انهدام برسد زیرا به فرض هم انرژی خورشید تمام شود انسانها تا آن زمان توانسته اند از این منظومه بروند آخرت هم باطن همین عالم است وبه موازات این دنیا درجریان است وهر انسانی که میمیرد با باطن این جهان مادی پیوند میخورد وبه چشم خود میبیند حقیقت این جهان مادی زلزله و متلاشی شدن کوهها و آتش گرفتن دریاهاست زیرا اینها حقیقتا فانی اند سوال دوم اگر هیچ کدام از این دوفرض صحیح نیست وآخرت هم که ادامه این دنیا نیست که وقتی تمام شود آخرت شروع شود پس آخر این جهان مادی به چه شکل است آیا میشود قبول کرد همیشه براساس قوانین فیزیکی کار میکرده در یک نقطه خاص همه چیز بهم میریزد وبیخود وبیجهت دریا که اوازجنس آب است آتش میگیرد. وقتی قیامت الان قایم است زلزله آن هم باید همین الان قایم باشدپس زلزله روز قیامت مرز دنیا و آخرت نیست که بگوییم زلزله روز قیامت صبق قانون سوم تدمودینامیک شکل میگیرد بنابراین آیا میشود گفت این زلزله ایست که انسان در سیر خود به سوی مبدا هستی آنرا میبیند که همانا واقعیت این جهان مادیست یعنی متزلزل است ولی از آنطرف فرموده در آنروز میبینی که هر مادر شیردهی فرزند شیرخوارش را وا مینهد یعنی وقتی این زلزله قیامت می اید هنوز بساط شیر دادن و زندگی مادی در جریان است. خیلی گیج کننده است لطفا راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده پیشنهاد می‌کنم به جای آن‌که به دنبال جواب تک‌تک این سؤالات باشید و با توجه به این‌که در هر جوابی یک وجه از موضوع روشن می‌شود ولی وجوهی از همان موضوع همچنان مبهم می‌ماند، وقت بگذارید و کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» را همراه با سی‌دی شرح آن مطالعه بفرمایید تا خودتان بصیرت لازم را در این مورد به‌دست آورید و اگر بر مبنای آن مقدمات سؤال بفرمایید إن‌شاءالله جواب‌ها در رفع ابهام موضوع به شما کمک می‌کند. موفق باشید
2462

توبهبازدید:

متن پرسش
اگر انسانی از زیادی گناه به خدا شک کرد { ملحد شد} برای ایمان دوباره باید چه کار کند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:خداوند در آیه‌ی 53 سوره‌ی زمر می‌فرماید: «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ» ای بندگانی که به جهت انواع گناهان بر خود ستم کرده‌اید از رحمت خداوند مأیوس نگردید، خداوند همه‌ی گناهان را می‌بخشد، حقیقتاً او غفور و رحیم است. موفق باشید
2204
متن پرسش
سلام علیکم.استاد در حدیث نوری یکجا داریم که خدا نوری داشت که آن نور را نصف کرد به نصفش گفت محمد باش به نصفش گفت علی باش در جای دیگر میگویدثلث آن محمد ثلث دیگرش فاطمه و ثلث دیگرش علی و اهل البیتش.اولا این تناقضها در احادیث عدم اعتماد به احادیث را ایجاد میکنند اگر نور نصف شد پس دیگر ثلث شدن آن چیست ثانیا در حدیث نوری در جایی داریم به وسیله ی ما بهشت و جهنم و عرش و کرسی وسایر مخلوقات خلق شد مگرنگفتیم خود عرش هم از نور محمد ص خلق شده؟ ولی در حدیث نوری اهل البیت داریم که زمانیکه خدا بهشت را خلق کرد از نور عرشش بهشت را آفرید و سپس آن نور را گرفت و انداخت که ثلثش پیامبر و ثلثش... الی اخ این تناقضها در احادیث پس چیست اخر بهشت بوسیله ی نور اهل البیت خلق شده یا نور عرش؟یا عرش به وسیله ی نور محمد ایجاد شده یا نور محمد بوسیله ی نور عرش . همه چیز تناقض دارد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عالم مجردات با مراتبی که دارند قواعد خود را دارد و یکی از بهترین دستگاه‌هایی که قواعد عالم مجرات را روشن می‌کند تا ما بفهمیم هر کدام از این احادیث نظر به کدام مرتبه از عالم مجردات دارد، حکمت متعالیه است. همین قدر این‌‌جا می‌توانم عرض‌کنم که یک وقتی نظر به اولین مرتبه‌ی خلقت می‌شود و رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «اوّل ما خلق الله نوری» و یک وقت نظر به جامعیت اولین مخلوق می‌کنند و این‌که در عالم مجردات حقایق به صورت واحد است و حضرت رضا«علیه‌السلام» می‌فرمایند «اول ما خلق الله ارواحنا» در همین رابطه نظر به مقام ولایت و نبوت می‌کنند و بحث دو نور مطرح می‌شود و یک وقت نظر به ولایت و نبوت و عبودیت انسان‌های کامل می‌کنند و نور فاطمه«سلام‌الله‌علیها» مدّ نظر قرار می‌آید در حالی که در روایت قبلی که بحث دو نور بود عبودیت مطرح بود ولی نظر به مظهر عبودیت که فاطمه«سلام‌الله‌علیها» باشد نبود. تمام روایات از ین نوع است و حامل عمیق‌ترین معارف الهی است که باید با رجوع به دستگاه مخصوصش متوجه عظمت روایات شد. موفق باشید.
1811
متن پرسش
بسمه تعالی. . . سلام علیکم. . .استاد در کتاب ادب خیال و عقل و قلب فرمودین که هر مطلبی رو مطالعه نکنید،1- آیا منظورتون از هر مطلب مطالبی هستش که مثلا به درد اون دنیا یا سیر نخوره،مثلا اطلاعات بیخود علمی؟،یا مثلا من که دارم معرفت النفس رو میخونم کتاب لقاء الله آیت الله ملکی تبریزی رو نخونم؟یا در مورد معاد مطالعه نکنم؟. . . 2- گفتید برای ورود به عالم تفکر میتونید شرح جلد اول مقالات از آیت الله محمد شجاعی رو بخونید،آیا اسم کتابش " پالایش وجود " در 4 جلد هستش؟. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام 1- منظورم از نخواندن هر مطالب، مطالبی است که در مسیر ادب خیال و عقل و قلب به ما کمک نکند 2- مقالات آیت‌الله محمد شجاعی در 3 جلد تحت عنوان «مقالات» توسط انتشارات سروش چاپ شده. موفق باشید
406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
Ba arze salam va adab khedmate ostade gerami,jenabe aghaye taher zade Man daneshjuye sale sevome mohandesye mekanik dar yeki az daneshgahhaye esfahan hastam;etefaghe kheyli mohemi pish umade ke bayad ba kac dar myun mizashtam,kac ke ghodrate besyar balaei dar zamineye masaele eteghadi dara mibud,bad az tahghighe zyad be in natije residam ke jenabe ali mitunid behtarin gozine baraye hale moshkelam bashid. Haghighate amr az in gharare ke 2ta az dustaye nazdike man 2chare moshkelate eteghadye kheyli kheyli vahshatnak shodan,dar hadi ke yeki az unha dige hata kuchektarin eteghadi be parvardegare alam nadare in dustam esmesh mehdye,vali vazeyate un ye dustam ta hodudi behtare;be nazar mirese ke tafakorate nesbatan ghavi va pichideei bar zehne mehdi hokmfarma shode ke nemidunam rishash chye;man kholaseye kheyli kheyli kuchiki az aghayede in dustamo jahate etela khedmate shoma arz mikonam: Ishun eteghad dare ke aslan afarineshe ensan tavasote khodavand surat nagerefte va ensan hich maabudi nadare,zaheran markaze tahghighati be name pajhuheshkadeye sern vojud dare ke daraye azmayeshgahhaye foghe pishraftas,dar in pajhuheshkade azmayeshati bar in mabna dare anjam migire ke daresh be esbat berese ke masaleye khelghate ensan be hich onvan tavasote khoda anjam nagerefte;ostad haghighatesh man va 2ta az dustaye digam khodemun gardanandeye jalaseye ghoranin va dar sathe nesbatan matlubi darim kar mikonim va dar sathe khodemun etelaatemun nesbatan bad nist;dar pasokhe dustam az barahine mokhtalefe vojude khodavand alalkhosus borhane elyyat estefade kardam,hamintor borhane nazm va....sayere barahin;ruye in masael tasalote nesbi daram,vali motoasefane hichkodum natunest in dustamo ghane kone;man aslan ba neveshtar nemitunam be shoma mabanye eteghadye in dustamo beresunam chon ham kheyli moshkele va haghe matlab ada nemishe ham forsate shoma baraye khundanesh mahdude;dar kol age bekham begam ishun paye va asase hame chizo elm midune valagheyr;hamin parishab bud ke az sa@e 10shab ta 5 sobh yani be modate 7sa@ man va 2ta dustam ba mehdi dar in mored bahs mikardim,nesbatan bahsemunam dar sathe balaei anjam gereft,che az nazare eteghadi va che az nazare elmi,ta hodudyam movafagh shodim mehdiro be bonbast beresunim vali baz ba radobadal shodane chand jomle in movafaghyat kamrang shod va mehdi zareei ghane nashod;ostad man azatun moltamesane khahesh mikonam vaghtiro dar ekhtyare ma gharar bedin ta mozahemetun beshim,chon in masale kam kam dare tabdil be yek moje vahshatnak dar mohite daneshgah mishe;age shoma komakemun nakonid khoda midune ke chand ta javun be enherafo nabudi keshide mishan,masalan un dustam ke esmesh mohamad rezas moshakhase ke age ba fardi ba ghodrat va tavanaeeye elmye shoma be mobahese beshine be rahati masiresho peyda mikone,chon vaghti ke bahash harf mizanam mibinam hameye eteghadatesho az dast dade vali tahe delesh kheyli roshane va hata ta hodude zyadi be masaleye maado akherat motaghede vali baghyeye osulo az dast dade;ostad khode mohamad reza barha be man ebraz karde ke az in masale kheyli narahate va az belataklifi dare ranj mikeshe;dare ruye adyano mazahebe dige va hata tafakorate komonismye mehdi tahghigh mikone vali man midunam ke khodesh be tanhaeei nemitune be natije berese;parishab behem goft ke ehsas mikone har lahze dare durtar mishe va eteghadesh be manavyat kamrangtaro kamrangtar;ostad man hameye talashamo kardam ta az rahe mobahese ghaneeshun konam vali nashod;inam midunam ke tafakorateshun enghadr ghavi hast ke asatide daneshgahemun va kheylyaye dige age bahashun bahs konan taze kar kharabtar mishe;man kheyli tahghigh kardam ta be esme shoma residam;pas moltamesane mikham ke bekhatere khodavo eslamo tashayoe in amale bozorgo anjam bedid va ye jaryane fekrye nabudgaro ba estefade az elmi ke khoda behetun arzani dashte nabud konid va chandino chand javano be serate mostaghim hedayat konid;motmaen bashid ke in bozorgtarin ajre manaviro baraye shoma dar bar khahad dasht.hamin dustam(mohamad reza)ghasam khorde ke age behesh esbat beshe ke eslam dine bartar va masire doroste mu be mu dasturtesho anjam mide va ta akharin nafas dar rahesh talash mikone; Man montazere pasokhe hazrate ali va taeine vaghti baraye zyaratetun hastam Ba sepase faravan az shoma ostade arjmand Dar panahe amiralmoemenin;khodanegahdar
متن پاسخ
با سلام .لطفا با حروف فارس بنویسید .با تشکر. راه برون‌رفت از نیست‌انگاری دوران، با انقلاب اسلامی و إشراقی که خداوند بر قلب بنیان‌گذار آن متجلی کرد گشوده شد تا بشریت به عالَمی نزدیک شود که آن عالَم،عرفان و معرفت و حماسه و عبودیت را یک‌جا به او هدیه می‌دهد و متذکر عهد بشر با «وجود» می‌گردد، عهدی که در دوران غرب‌زدگی ما شکسته شد.
15384
متن پرسش
سلام استاد: میشه لطف کنید در مورد مسئله ی شر یه منبعی معرفی کنید؟ مسئله ی شر آقای ملکیان را تا حدودی مطالعه کردم ولی ایشون آخر کتاب می گویند با این همه مسائل که در جواب و حل مسئله ی شر مطرج شد باز مسیله ی شر و فلسفه ی وجود شر همچنان بی پاسخ مانده. کتاب عدل الهی شهید مطهری را هم خوندم ولی قانع نشدم. آیا منبعی را سراغ دارید که ادعا داشته باشد که مسئله را برای مخاطب کاملا حل کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که موضوع «شرّ» را باید از زوایای مختلف دنبال کرد. مرحوم شهید مطهری در کتاب ارزشمند «عدل الهی» «شرّ» را از جهت هستی‌شناسی و با ذوق فلسفی بررسی کرده‌اند. ولی در جهت جایگاه «شرّ» در نظام هستی و حکمت وجود آن، مباحث دیگری باید مطرح شود. مثل این‌که ما در دفاع مقدس هشت‌ساله وجود شرّی مثل جنگ را بسیار کارساز دیدیم و لازمه‌ی نظام احسن برای تعالی انقلاب اسلامی، وجود چنین صحنه‌هایی بود. موفق باشید

13866
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: اگر دختری کمبود محبت داشته باشد چگونه می تواند آن را جبران کند؟ در حالی که امکان ازدواج ندارد و این نیاز او را آزار می دهد و از جانب محارم هم تامین نمی شود؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال انسان از طریق فطرت که اصیل‌ترین بُعد هرکس است با خدا می‌تواند اُنس بگیرد و نیاز حقیقی‌اش را برطرف کند. و اگر کسی بتواند راه خود را از طریق قلب به سوی خداوند بگشاید، از همه‌ی این کمبودها و نقص‌ها آزاد می‌شود و فریاد برمی آورد:

مُرده‏ بدم‏ زنده شدم، گريه بدم خنده شدم‏

 

دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم‏

     

چيزهايى را مى‏ بينيد كه قبلًا نمى‏ ديديد. بعضى از چيزها را كه ديدنى مى‏ پنداشتيد و ارزش نظركردن نداشت، ديگر نمى‏ بينيد. موفق باشید

13708

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام: استاد بنده پرسشگر 13694 هستم. خواستم بدانم مقصد و مقصود شما از توحید امام و علامه به صورت علمی و عملی چیست؟ لطفا به صورت مبسوط بفرمایید و راهنمایی های لازم را قید کنید و با توجه به مطلبی که در ایمیل قبل فرستادم آیا در مسیر امام قرار ندارم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی. سلام علیکم. نگاه توحیدی این بزرگان، نگاه کلامی نیست مثل همان سخنانی که امیرالمومنین در تبیین توحید در نهج‌البلاغه متذکر می‌شوند. تفسیر سوره حمد امام و رساله توحیدی علامه طباطبایی نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید

12840
متن پرسش
سلام و تحیت خدمت استاد محترم: 1. آیا به نظر شما بین فطرت و غریزه تفاوت وجود داره؟ 2. اگه وجود داره چطور میشه نیازهای غریزی رو برآورده کرد که مشکل نباشه، مثلا طبق حدیث شریف «کل مولود یولد علی الفطره» همه براساس فطرت پاک الهی متولد میشن حالا وقتی فطرت صحیح باشه بچه وقتی غذا می خوره که گرسنش باشه و وقتی دست از غذا میکشه که سیر شده باشه. اونوقت آیا توجه به فطرت باعث میشه انسان غرایزش رو هم کنترل کنه یا با کنترل غرایزه که انسان به فطرت می رسه؟ این موضوع در راستای تمدن سازی مطرح میشه. البته ممکنه بفرمایید که رابطه دو طرفه اس. خوب اونوقت سوال مطرح میشه که اولویت با کدوم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیازهای فطری مربوط به ابعاد روحانی و قدسیِ روح ماست و نیازهای غریضی، مربوط به ابعاد جسم ما می‌باشد و از آن جهت که در هر حالت جسم ابزار است و اصالت ندارد، نیازهای غریضی آن‌چنان نیست که در عرض نیازهای فطری قرار بگیرد و اولویت مسلم با نیازهای فطری است ولی تعادل در آن است که در آن‌جایی که فطرت در صحنه است از کشش های غریضی نیز استفاده‌ی منطقی بشود. و تمدن اسلامی از این جهت نسبت به غرایز بی تفاوت نیست. موفق باشید

11247
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد ارجمند جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و احترام: سؤالی از حضور شما دارم و تقاضا دارم همراه با مستندات قانع کننده (از قرآن و سنت) پاسخ بفرمائید: سؤال دوم: برای یکی از دوستان پیامی فرستادم به این مضمون: «اول صبح بگویید حسین جان رخصت / تا که رزق از کرم سفره ارباب رسد / صلی الله علیک یا ابا عبدالله» در پاسخ برایم دو آیه از قرآن کریم ارسال کرد، [آیات 60 و 62 سوره عنکبوت] و نوشت: در مجموعه غالیان مطرح شده که ائمه، ارزاق بندگان را تعیین می کنند؛ لیکن این عقیده مورد تأیید اسلام نیست و ائمه علیهم السلام با این عقیده مخالفت کرده اند. در کتاب عیون اخبار الرضا بابی وجود دارد که در بردارنده نفی تفویض است. حتی عبارت «بیمنه رزق الوری» در زیارت جامعه را نیز به گونه ای دیگر توجیه می کرد. حقیقت این موضوع چیست؟ خواهشمندم ابهام بنده را در این موضوع برطرف بفرمائید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی در کتاب «جایگاه رزق در هستی» هست که إن‌شاءاللّه در آن جواب‌های همه‌جانبه‌ای برای سؤال‌تان پیدا خواهید کرد. موفق باشید
10720
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و قبولی طاعات و عبادات: از خدمتتان سوال می گردد که به چه علت حضرت امام روح الله (ره)، موضوع فلسطین را عمق استراتژیک انقلاب اسلامی در حوزه سیاست خارجی قرار دادند و تحولات فلسطین چه نقشی در آینده قدسی انقلاب اسلامی ایفا خواهد کرد؟ و من الله التوفیق.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دفاع از فلسطین یعنی مقابله با جبهه‌ای که کفر جهانی مقابل اسلام باز کرده و هرکس کوچک‌ترین تعلقی به اسلام داشته باشد وظیفه دارد به حکم حفظ اسلام با رژیم صهیونیستی مقابله کند و این خط روشنی است که حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این تاریخ گشودند و جبهه‌ی اسلامی را از حقارت و خواری نجات دادند. موفق باشید
نمایش چاپی