بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید می خواستم بپرسم آیا با دلایل عقلی می توان اثبات کرد شهدا زنده هستند؟آیه که اشاره به زنده بودن دارد منظور از زنده بودن شهید چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در سوالی که با کد شماره‌ی 526 جواب داده شد، جوابتان را می‌توانید پیدا کنید. موفق باشید
242

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم محضر مبارک استاد معظم جناب آقای طاهرزاده زیدعزه سلام علیکم با سلام و صلوات بر پیامبر اعظم و خاندان پاکش با احترام سوالاتی در مورد نقش و جایگاه مسجد در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی از حضرتعالی دارم که به شرح ذیل می باشد . امید است راهنمایی های شما مانند همیشه روشنگر و سرلوحه ای برای ما باشد ان شاءالله 1- آیا به صلاح است مساجد در عرصه انتخابات به طور علنی از یک نماینده خاص حمایت کنند و ستاد تبلیغاتی او شوند؟ 2- و در عرصه اجتماعی آیا مساجد باید محلی برای افراد خاص با عقاید خاص باشد یا اینکه نقش مسجد نقشی فراصلیقه ای در چارچوب موازین و اصول اسلامی است و باید پاسخگو برای تمامی این صلیقه ها باشد؟ با کمال تقدیر و تشکر توفیق روزافزون حضرتعالی را از درگاه ایزد منان خواستارم . والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: اگر فضای انتخابات، فضای معنوی باشد و کاندیداها همه در راستای اهداف انقلاب اسلامی قدم بردارند، چنانچه موجب دو دستگی در محل نشود، اشکال ندارد. کاندیداها یا طرفدارانشان بیایند برای مؤمنین برنامه‌های خود را شرح دهند تا موجب رشد اندیشه‌ها گردد، ولی روی‌هم‌رفته باید سعی شود مساجد محل همه‌ی اندیشه‌هایی باشد که به انقلاب تعلق دارند و نه این که یک اندیشه‌ی خاص از مسلمانان در مساجد میدان‌داری کنند. موفق باشید
16641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و قبولی طاعات حضور استاد گرامی: استاد آن جا که معصوم می فرماید《نحن صنائع ربنا و خلق صنائعنا》نکاتی را که من از این فرمایش فهمیده ام خدمت شما عرض می کنم خواهشمندم درستی یا نادرستی شان را برایم روشن بفرمایید. 1. یعنی علت حقیقی《وجود》و《هست》و《من》من همان امام است به اذن الله. 2. منظور از فطرت که طبق فرمایش قرآن باید به آن رجوع کنم همان امام است. 3. در نزدیکی به شجره ممنوعه، درحقیقت من توجه ام را از امامم گرفته ام (برگردانده ام).
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است که می‌فرمایید با این توجه که امام را یک حقیقت می‌دانیم و نه صرفاً یک شخص. عرایضی در کتاب «مبانی نظری مهدویت» در رابطه با حدیث مذکور شده است. موفق باشید

12746
متن پرسش
از كجا بدانيم كه چقدر از تلاش ما در طلب رزق صحيح است و چقدر از تلاش ما غلط و زياده روي يا كم كاري است؟ چه معياري دارد كه با آن سعي خود را بسنجيم كه آيا كم است يا به اندازه است يا حرص است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ وظیفه هرکار سالمی که پیش آید ما باید انجام دهیم این معنی تلاش رزق به طور صحیح است و نباید در راستای طلب رزق از سایر وظایف انسانی غافل باشیم اعم از اُنس با خانواده، خدمت به پدر و مادر، صله‌ی رحم، دیدارِ دوستان، حضور در جلسات مذهبی و تدبّر در قرآن و روایات. موفق باشید

11845
متن پرسش
سلام علیکم استاد: امیدوارم خبط و خطای بنده را پیشاپیش ببخشید. استاد بنده با اعتراف به این که تمام چهارچوب های دین فهمی خود را مدیون شما هستم، ولی چه سود که از چهارچوب های اساسی شما پاسداشت تفکر است و مقلد نساخته اید تا به به بگوییم و رد شویم. حقیر نوع نگاه تاریخی شما به مسائل را درک نمی کنم. به بیانی اساسا نگاه فلسفی نهفته در تحلیل های سیاسی شما که تاریخ را مدام رو به جلو می دانید را به هیچ عنوان قابل پذیرش نمی دانم. می خواهم مثال های نوع مواجهه این چنینی شما را عرض کنم. روشن ترین مثال بحث آقای سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین است. شما مدام سعی دارید بفرمایید ایشان یک گام رو به جلو نسبت به دولت موقت بوده و نباید او را با موسوی هم طراز دانست. مثال روشن این مسئله این است که شما هم حتما مستحضر شده اید که رهبر انقلاب اجازه عیادت خاتمی از ایشان را در بیمارستان را با این استدلال که «خاتمی باغی بر نظام است» نفرموده اند. امری که بنده حقیر تصور می کنم شما صرفا بنا به دلایل فلسفی تان به تاریخ حاضر به پذیرش آن نبوده اید. تاریخ می تواند در صورت عدم حضور مومنان و پرداخت هزینه های پیشرفت آن به عقب گردی های مبهوت کننده ای دچار شود. احساس می کنم (تنها احساس) شما ابتدا تاریخ را رو به جلو می دانید و با این پیش فرض وقایع را بر آن منطبق می کنید و این قابل پذیرش نیست. خاتمی را رهبر انقلاب سعی داشتند نجات دهند؛ اما آن چه حاصل شد نقش اساسی ایشان در سردمداری فتنه بود. اینکه دیگر قابل کتمان نیست. نمونه واضح آن پیشنهاد رفراندوم انتخابات 88 بود که طرحی کاملا واضح برای نابودی قانون اساسی بود و رهبر انقلاب هوشمندانه آن را به طور کامل نادیده گرفتند. نوع نگاه شما به توافق ژنو و لوزان نیز از همین سنخ است. بگذارید از جایی شروع کنم که سخنان صریح رهبر انقلاب به عنوان قاضی موجود باشد؛ شما توافق سعدآباد، بروکسل و پاریس را چگونه ارزیابی می فرمایید؟ توافقاتی سراسر عقب نشینی های بی مورد که انقلاب اسلامی را به مدت دو سال گیر انداختند و رهبر انقلاب از آن به عنوان تجربه تاریخی ذکر کردند. می خواهیم منظورم را بیشتر روشن کنم؛ یک موقع است فردی تهدیدی را تولید می کند و فرد دیگر آن تهدید را تبدیل به فرصتی عظیم می کند، ساده لوحانه نیست دست کسی که تهدید را تولید کرده است ببوسیم و بگوییم جنابعالی علت مادی این فرصت عظیم بوده اید؟ توافقات سه گانه روحانی در زمان اصلاحات یک اشتباه استراتژیک بود که یکی از عوامل مهم کش دار شدن مسئله هسته ای شد که نیاز به توضیح دارد و رهبر انقلاب برای اولین بار در سیاست خارجی وارد شد و از خودش برای این کار هزینه کرد. هزینه کرد رهبر انقلاب خوب بود یا بد؟ قطعا نباید رهبر انقلاب را وارد این مسائل کرد و ایشان باید کل امت اسلام را در بعد کلان هدایت فرماید. همان روز امثال «ویلیام کریستول» این توافقات را پیروزی دیپلماتیک ایران می خواندند و اسراییل ضجه می زد که اروپا به ایران باج داد، ایران پیروز شد ولی حقیقت ماجرا چه بود؟ به قول رهبر انقلاب جز یک سری عقب نشینی مداوم حاصلی برای ملت ایران نداشت. همین دستاوردها را می توان برای آن توافقات ننگین هم بر شمرد. آن روز هم از جمله دستاوردهای توافق را عدم تحریم ایران و عدم حمله آمریکا به ایران!!! برشمردند و متاسفانه در مناظرات هم تکرار شد که ما مرد خاتمه جنگیم!!! به عبارتی استاد نمی دانم شما آن روز چه موضعی گرفته اید ولی با این نگاه می توانستید بگویید؛ به به ما خودمان را تصمیم گیر جهان معرفی کرده ایم؛(از مردی پرسیدند تصمیم گیری خانه شما چگونه است؟ گفته بود حرف آخر را من می زنم و می گویم « چشم») ما در جهان غرب حضور یافتیم؛ انقلاب وارد جهان جدید شد، ما ایران هراسی را شکستیم و به مخالفان حمله کنید که چرا جوانب موضوع را در نظر نمی گیرد و محذورات دولت را درک نمی کنید. اینها ذهنیاتی که بیش از آنکه بویی از واقعیت داشته باشد برای مانور سیاسی خوب است. جالب است بدانید ظریف در اوایل و قبل از توافق ژنو در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که چارچوب توافق شما چیست؟ فرموده بودند همان ها که در بروکسل و پاریس گفتیم. این محل تامل نیست، حالا شما «همدلی و همزبانی» را پتک کرده اید و بر سر شاگردان خود می کوبید؟ همدلی مگر امر دستوری است، ما را در جریان جزئیات قرار دادند و یا پاسخ سوالات ما را داده اند و یا مدام فحش و بد و بیراه نشنیده ایم که حالا شما می فرمایید همدل باشید. همدلیم که می گوییم آقایان حقوقدان باسواد شجاع و شیردل این راه حل هایی که به آن دست یافته اید نابوده کننده بسیاری از ظرفیت های انقلاب است. آمریکا در اوج استیصال است؛ شما به راهبرد آینده وست پوینت اوباما مراجعه بفرمایید، یک تمدن در زمان زوال باید چنین راهبردی را تدوین کند. بعد می گویند دنیا، جامعه جهانی، قدرت های بزرگ و ... استاد بنده نه فکت شیت آمریکایی و نه سخنان ظریف را مورد استناد قرار نمی دهم ولی خود بیانیه لوزان هیچ حق غنی سازی را برای ایران در نظر نمی گیرد مگر در حد نمایشی، سمبلیک، به شدت محدود و بدون هیچ گونه صرفه اقتصادی و بدون هیچ گونه افق روشن هیچ حق تحقیق و توسعه ای برای ایران در نظر گرفته نشده است، چرا که قرار است کارخانه تولید سانتریفوژ ایران تعطیل شود و این بدان معناست که عملا ما فقط حق طراحی مفهومی داریم و گرنه کارخانه ای نیست که بتوان آن طراحی مفهومی را در عالم واقع در سطح صنعتی نشان دهیم و این همان معنای قید «تعیین سطح تحقیقات» توسط 5+1 است. توافق لوزان از باب عقب نشینی های راهبردی از مسائل کلیدی هسته ای به شدت بغرنج تر از ژنو است و از باب ابهام آلودگی، قابلیت تفسیر های متفاوت و عدم شفافیت در تکالیف آمریکا بسیار وضع اسفناک تری نسبت به ژنو دارد. ادعای شما نسبت به این که تیم مذاکره‌کننده با فرض عدم اعتماد به آمریکا جلو رفتند و در نتیجه «خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است» کاملا بی مبناست و یک خوش خیالی است. اوج اعتماد به آمریکا را می توان در عدم همزمانی انجام تعهدات – برخلاف تاکید رهبری - و موکول کردن جزای تعلیق اجرای تحریم ها به شرط محال تایید راستی آزمایی های آژانس دانست. البته اگر این اتفاق افتاده بود و با فرض عدم اعتماد قرارداد بسته بودند فوق العاده بود و دلواپسان همایش «ظریف دلاور هسته ای» را برگزار می کردند ولی نمی توانیم چشمان را به روی واقعیات ببندیم و بخواهیم با انگاره های فلسفه تاریخی ساده لوح باشیم. بگذاریم و بگذریم استاد ولی ما از شما آموخته ایم که «ذات انقلاب اراده الهی است که می خواهد تاریخ جدید محمدی را شروع کند و در این راه باید جماعتی حاضر شوند تا دست الهی با آن پیچ تاریخی را به سمت کوچه های مدینه برگرداند.» استاد ما از آرمانها کوتاه نمی آییم؛ حتی اگر مجبورمان کنند برای نفس کشیدن هم هزینه دهیم و مگر این راهی نیست که در هم عهدی با انقلاب آدرس آن را فرموده بودید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «چه خوش سید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را از این خوش‌تر نمی‌گیرد». قسمت‌های آخر نوشته‌تان که متوجه‌اید انقلاب اسلامی اراده‌ی الهی است در این تاریخ که می‌خواهد توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را بر عالم حاکم کند؛ تمام امید من و شما و عامل همزبانی و همدلی واقعی من و شما است و اصل نوشته‌تان صورت آزاد‌اندیشی زیبایی است که هرگز نمی‌خواهم با سخنان خود بر نظر آن جنابعالی غالب شوم. بنده معتقدم زمان ما شبیه زمان سقراط است که باید با گفتمان‌ها و دایلوگ‌های طولانی مطلب را از اجمال به تفصیل آوریم. در مورد رابطه‌ با به تفصیل‌آوردن عرایض‌ام: 1- بنده هرگز معتقد به خطی‌بودن تاریخ نیستم و در این مورد عرایضی داشته‌ام ولی معتقدم حال که انقلاب اسلامی یعنی توحید محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در این تاریخ ظهور کرده، دشمنان توحید نمی‌توانند آن را به حاشیه ببرند، آن‌ها عِرض خود را می‌برند و زحمت ما می‌دارند و این به معنای آن نیست که جریان‌های مخالف انقلاب را تطهیر کنیم، بلکه متوجه حضور انقلاب در صحنه صحنه‌ی تاریخی شویم که در آن قرار داریم تا دچار افراط و تفریط نشویم. در این مورد رهبری عزیز را حجت می‌دانم و لذا وقتی می‌فرمایند باید همدلی و همزبانی بین دولت و مردم انجام گیرد؛ نمی‌گویم این تنها وظیفه‌ی دولت است، بلکه برای خودم وظیفه‌ای را ترسیم می‌کنم و دولت هم اگر بخواهد در ذیل نور حجت دوران قرار گیرد باید برای خود وظیفه‌ای در این رابطه تعیین کند. نمی‌دانم چرا می‌فرمایید بنده «همدلی و همزبانی» را پتک کرده‌ام بر سر رفقا؟!! چرا نمی‌گویید طاهرزاده متذکر این توصیه‌ی مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است تا ما روی موضوع فکر کنیم؟! سعی بنده آن بوده که صورت‌هایی که باید روی این موضوع فکر کرد را نشان دهم. بحث بر سر ضعف‌های گذشته که آقای روحانی هم در آن شرکت داشتند و خودشان هم معتقدند کلاه سرشان رفته، نیست. بحث بر سر تأکید مقام معظم رهبری است که تیم مذاکره‌کننده را درست ببینیم. شما ملاحظه کنید رهبری عزیز در صحبت اخیرشان در مورد بیانیه‌ی لوزان دوبار بر قابل ‌اعتمادبودن تیم مذاکره‌کننده تأکید کردند. فرمودند: «از مذاکره‌کنندگان هم با همه‌ی وجود حمایت کردم، الآن هم حمایت می‌کنم». سپس در نکته‌ی سوم سخنان خود باز می‌فرمایند: «همان‌طور که عرض کردم بنده به مجریان اعتماد دارم، این را شما بدانید، این آقایانی که مشغول کار هستند، این‌ها افرادی هستند مورد اعتماد ما، من در مورد آن‌ها هیچ تردیدی ندارم ...». آیا به این سخنان رهبری عزیز فکر کرده‌اید تا در ذیل آن به موضوع نگاه شود؟ در مورد قرارداد یا بیانیه‌ی لوزان نظر رهبری آن است که نباید مبالغه کرد. فرمودند: «بعضی‌ ستایش می‌کنند، بعضی هم مخالفت می‌کنند، به اعتقاد بنده مبالغه نباید کرد» در حالی‌که فضای سخن نیروهای اصول‌گرا از جمله سخن شما فضای مخالفتِ شدید است و این آن نیست که به ما کمک کند و همدلی را چون گل رشد دهد! در حالی‌که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» فرمودند: «همدلی را باید رشد داد». آری سخن به درازا کشید، به فهم و بصیرت شما اطمینان دارم که متوجه هستید بنده چه می‌گویم و این عرایض بنده را حمل بر تطهیرکردن دولت قلمداد نمی‌کنید، در حالی‌که امثال بنده در رابطه با اهدافی که انقلاب اسلامی به دنبال آن است، با نگاه دولت تفاوت اصولی داریم. با توجه به این‌که یکی از کابران که همچون شما دل‌سوخته‌ی انقلاب است در سؤال شماره‌ی 11852 از وجوه دیگر از دست بنده عصبانی است وجهی دیگر از تفصیل عرایض خودم را در جواب آن سؤال مطرح می‌کنم و در این‌جا نظر عزیزان را به خلاصه‌ی سخن جناب آقای دکتر مهدی فضائلی و خلاصه‌ی مقاله‌ای که در سایت رجانیوز مطرح شده است، جلب می‌نمایم: دکتر فضائلی می‌فرماید: « چنین به نظر می‌رسد که شعار سال ٩٤ در همین آغاز سال، تحت‌الشعاع مذاکرات لوزان و بیانیه سوئیس قرار گرفت و آن‌گونه که شایسته بود مورد توجه و تبیین واقع نشد؛ البته از سوی دیگر ضرورت و تا حدودی چرایی انتخاب آن در همین ماجرا تا حدودی آشکار گردید.

نخستین سؤالی که به ذهن خطور می کند فلسفه و چرایی انتخاب این شعار برای سال جاری است، بخصوص که شاید در وهله اول و برای برخی این انتخاب قدری دور از انتظار بود چرا که نتیجه این شعار را بیشتر در سبد دولت می دیدند! غافل از این که رهبری نظام فارغ از گرایش ها و دسته بندی های رایج سیاسی و صرفا مبتنی بر مصالح و منافع ملی گام برمی دارد و همگان را نیز به همین نگاه فرامی خواند، در این جملات رهبری که در یکم فروردین امسال و در جوار ملکوتی حضرت ثامن الحجج(ع) بیان شد، دقت کنید: «در جامعه ما، در کشور عزیز و پهناور ما، اسلام با هر منشأ اجتماعی افراد و با هر سلیقه اجتماعی، از همه ما انسجام، هم افزایی و به یکدیگر کمک کردن را می خواهد.

دولت ها در نظام اسلامی باید مورد حمایت مردم قرار بگیرند؛ حتّی از سوی آن کسانی که به این شخص خاص در دولت رأی ندادند هم باید مورد پشتیبانی و حمایت قرار بگیرند؛ این حرفِ حقیقی و چکیده معنای انسجام اجتماعی و ملّی در کشور اسلامی ماست.

اما چرایی این نامگذاری؛ رهبر انقلاب در همین سخنرانی اول فروردین در حرم رضوی به نوعی پاسخ این پرسش را این گونه دادند: «همه باید به عنوان یک واحد، با دولتی که مسئول کار و بر سر کار است اتحاد کلمه نشان بدهند و به آن کمک کنند؛ مخصوصا در آن مواردی که کشور با مسائل مهم و چالش های مهمی روبه روست.»

و در بخش دیگر همین بیانات مجددا فرمودند: «عرض کردیم این وقتی اهمیت پیدا می کند که فرصت های بزرگی در اختیار است و چالش های بزرگی را انسان انتظار می برد؛ امروز از همین روزها است. امروز، هم فرصت های بسیار بزرگی داریم، هم چالش هایی در پیش روی ماست که بایستی با این چالش ها برخورد کنیم و با کمک این فرصت ها، بر این چالش ها به توفیق الهی پیروز بشویم.» بنابراین علت انتخاب این عنوان برای سال جاری، در پیش بودن فرصت ها و چالش های بزرگ است.

اقتصاد ملی که دشمن چند سالی است با تمرکز و ایجاد اخلال در آن در پی اهداف سیاسی خود و تحریک مردم و ایجاد آشوب است، موضوع هسته ای که باز هم دشمن، متجاوز از یک دهه است آن را بهانه قرار داده و می کوشد تا هم ما را از این فناوری محروم سازد و هم در استقلال سیاسی و غرور ملی ما خلل وارد کند، انتخابات مجالس خبرگان رهبری و شورای اسلامی که همچون همیشه حساس و تعیین کننده خواهند بود و دشمن کوشش خواهد کرد تا آن را به چالش و تهدید تبدیل کند و سرانجام برنامه ششم توسعه، مهم ترین موضوعات و رویدادهای سال جاری هستند که فرصت ها و چالش های پیش رو متناسب با رفتار ما از دل آنها سر برمی آورد و همه آنها نیازمند همدلی و همزبانی اند تا بتوانیم از فرصت آنها حداکثر استفاده را ببریم و بر بعد چالشی آنها با حداقل هزینه تفوق یابیم.

پرسش دوم، چگونگی تحقق این شعار است. طبیعتا راهکارهای متفاوتی متناسب با موضوعات برای تحقق همدلی و همزبانی دولت و ملت وجود دارد که هر کدام در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد، اما به طور مثال، در عرصه اقتصاد می توان با همدلی با مردم به توانمندی ها و استعدادهای درونی نظام و مردم اتکا و آن را به یک فرصت بی نظیر تبدیل کرد و می توان علاوه بر پذیرش خفت و زیرپا گذاشتن عزت و غرور ملی، همواره کشور را در معرض تهدید تحریم دشمن قرار داد.

منتقدان دولت و دولت یا می توانند نگاه خصم آلود به یکدیگر داشته باشند و یکی در جهت تخریب دولت و بی اعتماد کردن مردم به دولت گام بردارد و آن دیگری هم منتقدانش را آماج تعابیر زشت و اهانت آمیز قرار دهد و به گونه ای رفتار کند که این احساس تقویت شود که دولت با دشمنان این ملت تعامل سازنده در پیش گرفته است و با منتقدان دلسوز داخلی به تخاصم روی آورده است یا هردو با حفظ موضع اما با رعایت اخلاق و جوانمردی و انصاف، تعامل با هم را در دستور کار قرار دهند.

به هر حال، نخستین روزهای سال ٩٤ را می گذرانیم و اگر چه با سرعت سپری خواهد شد اما هنوز تا پایان سال روزهای زیادی مانده است، امید آن که هم دولت و هم ملت بویژه جریان های سیاسی و خواص، ضمن بی تفاوت نبودن، نظارت کردن، انتقاد کردن و تذکر دادن در چارچوب منطقی و با اهتمام در مسائل اساسی کشور، خشم مقدس خود را در مقابل دشمن به کار گیرند و در داخل همدل و همزبان باشند تا رهنمود قرآنی «مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ وَالَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم» نمود عینی پیدا کند. «مهدی فضائلی»

 رجا نیوز در مقاله ای تحت عنوان: «نظام‌سازی اجتماعی، نتیجه‌ی ارتباط دوسویه‌ی دولت و ملت » می گوید: نظام­ سازی گوهری است که از دل دریای جامعه بیرون کشیده می­شود و صیاد ماهری می­خواهد که بتواند آن را بیرون بکشد. نظام انقلاب اسلامی که با وجود موانع سیاسی و نظامی بسیار، تا امروز بر ثبات و کارایی خود افزوده است، به بازآفرینی خویش در نسل­های آینده نیاز دارد و این مهم، در سخنان رهبر معظم نظام در آغاز سال ۱۳۹۴ در مشهد، مورد تأکید قرار گرفته است و این نشان می­دهد تحولی درونی در جریان است. تحولی که مقصود آن، بازآفرینی و در صورت لزوم، واسازی نقش­ها و کارکردهای نظام اجتماعی به‌منظور تداوم و بهبود عملکرد نظام است. نصرت الهی در متن نظام‌  اجتماعی اسلامی تحقق یابد و به افزایش انسجام اجتماعی معطوف است و این انسجام در حمایت مردم از دولت و خدمت دولت به مردم یا همان همدلی و هم‌زبانی این دو دیده شده است که با یکپارچگی مردم و پشتیبانی آنان از دولت قانونی و نیز انتقاد برپایه‌ی منطق و نه اهانت و تحقیر، ممکن می‌گردد. روی­هم­رفته، انسجام و ارتباط اجتماعی و قلبیِ میان آحاد مردم، نقطه­ی اتکای نظام اسلامی دانسته شده است. نه همان اندازه که نظام­سازی ضرورت دارد؛ انسجام بین نیروهای انقلاب نیز ضرورت دارد، اگر انسجام اجتماعی کافی نباشد، اگر در میان مردم و یا در رابطه­ی میان مردم و دولت، فضای تنش­آلود، اعم از استبداد، تهدید، توهین، تحقیر یا بی­تفاوتی برقرار باشد، راهی به عدالت و پیشرفت نخواهیم یافت. اینک باید ببینیم که نظام اجتماعی چیست و چگونه ممکن است نسل‌به‌نسل تداوم و بهبود یابد، بدون آنکه درگیر خشونت و فروپاشی شود.

ارزش‌ها، گرایش‌های مشترک و عنصری اخلاقی و سبب­ساز همبستگی جامعه‌اند، از مهم­ترین آسیب­ها برای انسجام نظام اجتماعی این است که ارزش‌های آن تضعیف شوند. مسئولانی که وظیفه‌ی حفظ ارزش­ها را برعهده دارند، می‌بایست هنر آفرینش هنجارهای متناسب با محیط را داشته باشند. ارزش‌ها روح قوانین اجتماعی‌اند. هرچه این اهداف بیشتر مورد پذیرش افراد جامعه باشند و وسایل رسیدن به این اهداف نیز بیشتر مورد توافق باشند، افراد جامعه هم‌نواتر و انسجام نظام اجتماعی بیشتر و سطح تنش در جامعه کمتر است. معنای همدلی و هم‌زبانی نیز جز این نیست. همدلی حکایت از ارزش­های مشترک و خواست درونی دارد.

رهبری اشاره نمودند. بزرگ­ترین معروف­ها عبارت هستند از: نظام‌سازی، اعتلای فرهنگی، سلامت اخلاقی، سلامت محیط خانواده، فرزندآوری به شرط تربیت درست و فراهم­ آوردن امکانات برای نسل بعد، رونق دادن اقتصاد و تولید و ایجاد عدالت اقتصادی، گسترش علم و فناوری، ایجاد عدالت قضایی، وحدت­آفرینی در ملت، اقتدارآفرینی برای کشور و از این قبیل امور. موفق باشید.

11202

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: با توجه به جواب سوال 11193، آیا شما منکر این سخن ابن سینا هستید که: ابن سینا: سئوال می کنیم از سوفسطایی که آیا اینکه واقعیت را انکار می کنید به حق بودن حرف خودتان علم دارید یا به باطل بودن آن علم داید یا در آن شک دارید. اگر گفتند علم داریم که حق است یا علم داریم که باطل است پس به حقیقتی اعتراف کرده اند و اگر گویند که شک داریم به آنها گفته می شود که آیا به شک خودتان علم دارید یا به آن هم شک دارید اگر گفتند که شک داریم باز گوییم که به شک خود علم دارید یا نه و همینطور تا بی نهایت اگر شک آنها ادمه داشته باشد که این می شود تسلسل و محال است. یا آیا منکر دلیل بدیهی و محکم زیر هستید در مورد محال بودن تسلسل شک؟ هر شک وابسته به دو احتمال اثباتی و سلبی است، یعنی در دیدگاه شک کننده هر یک از دو طرف سلب و اثبات ممکن الوقوع است، در غیر این صورت، شک به یک جاده ی یک طرفه تبدیل می شود و دیگر شک نخواهد بود. بر این مبنا، باید در دیدگاه شک کننده، هر یک از دو طرف اثبات و سلب ممکن الوقوع باشد، یعنی او به دو گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» و «طرف سلبی ممکن الوقوع است» مطمئن باشد و به محتمل بودن هر یک از آنها یقین داشته باشد، زیرا اگر به جای اطمینان و یقین، به هر یک از دو گزاره ی فوق شک داشته باشد، گرفتار یک تسلسل بی پایان خواهد شد، مثلا اگر به گزاره ی «طرف اثباتی ممکن الوقوع است» شک داشته باشد، خود این شک به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد، یعنی در دیدگاه او ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و ممکن الوقوع نبودن آن هر دو محتمل خواهد بود؛ بنابراین، احتمال اثباتی اول، خود به دو احتمال اثباتی و سلبی قبلی وابسته خواهد شد و چون، طبق فرض، هر احتمالی خود امری غیریقینی و مشکوک است، باز برای هر احتمال قبلی به دو احتمال سلبی و اثباتی قبل تری نیاز خواهد شد و به همین صورت این زنجیره تا بی نهایت پیش خواهد رفت و گرفتار یک تسلسل محال خواهیم شد. معنای این سخن این است که برای شک در یک گزاره، باید به بی نهایت گزاره ی قبلی شک داشته باشیم و بی نهایت احتمال سلبی و اثباتی را تعقل کنیم و این چیزی است که با محدودیت های ذهنی ما ناشدنی است؛ بنابراین، شک بدون یقین، ناشدنی و ناممکن خواهد بود و این همان ادعای ماست که هر شک به یقین وابسته است و آن، یقین به ممکن الوقوع بودن طرف اثباتی و سلبی گزاره ی مشکوک است. به نظر بنده به هیچ وجه نمی توان محال بودن تسلسل شک را انکار کرد چون امریست بدیهی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد این‌طور که می‌فرمایید وارد شویم، ولی صحبت بر سر آن است که چرا تسلسل در شک باطل است؟ مگر اگر به شکِ خود علم داشتیم منجر می‌شود که از شک خارج شویم؟ طرف می‌گوید آری به شک خود یقین دارم و این یقین، یقینِ به شک است و منجر به رفع شک نمی‌شود. باید در مورد رفع شک موضوع بدیهی‌بودن علم به خارج را از یاد نبرد. خوب است که نظری هم به جواب سؤال شماره‌ی 11199 بیندازید. موفق باشید
9467
متن پرسش
سلام: می شود این جمله تان را شرح کامل بدهید؟ «عمده مشکلی که ما از نظر فرهنگی داریم و امیدوارم إن شاءاللَه از آن عبور کنیم، نگاه به صاحبان فکر است بر مبنای ژورنالیستی و ایدئولوژیک.» با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک نکته‌ی اساسی است که نه تلویزیون و نه روزنامه و نه گروه‌های سیاسی توان فهم سخن اندیشمندان جامعه را ندارند و ما باید به خود آییم و ماورای این‌ها عالمان و اندیشمندان را بیابیم و خود را محدود به رسانه‌ها و احزاب نکنیم. به تعبیر آیت‌اللّه جوادی«حفظه‌اللّه»: این دوربین به‌دست‌ها، سخت نزدیک‌بین هستند. موفق باشید
7414

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم جناب آقای طاهرزاده. بنده به عنوان یک پژهشگر و کارشناس علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مصاحبه ای را با جنابعالی در فضای مجازی انجام می دهم تا دوستان هم استفاده وافر ببرند............... متشکرم که این مصاحبه مجازی را پاسخگو هستید.ان شاءالله در سلسله مصاحبه هایی که با جنابعالی داریم از شما استفاده نموده و باعث ترویج گفتمان انقلاب اسلامی خواهیم بود
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که سؤالات جنابعالی بیشتر بار سیاسی داشت تا معرفتی، و با نام‌بردن اسامی افراد همراه بود، عذر بنده را از جواب‌گویی به آن‌ها بپذیرید و به همین جهت قسمت عمده‌ی سوال‌تان را که نام افراد در آن بود مجبور شدم حذف کنم. عنایت داشته باشید سؤالات معرفتی که نهادها انجام می‌دهند ابتدا با آقای توکلی مسئول فرهنگی المیزان هماهنگ می‌کنند و هدف از آن سؤالات را در نشریه‌ای که بناست آن سؤالات چاپ شود از ابتدا معلوم می‌نمایند و حقیقتا فرصت پرداختن به این امور را ندارم چه بهتر بود در این موارد ایمیل خود را می فرستادید. موفق باشید
6496
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار. آیا دو مقوله ی «مهدویت» و «عقلانیت» با هم تباین دارند؟ به نظر شما ارتباط این دو چگونه است؟ آیا مقوله ای به نام «عقلانیت مهدوی» را می پذیرید؟ در صورت مثبت بودن پاسخ چه تعریفی از «عقلانیت» مهدوی دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً مهدویت با نور عقلانیت همراه است ولی عقل قدسی و عقل فطری که همه‌ی جوانب عالم را مدّ نظر دارد، عقلانیت مهدوی نور کشف حقیقت است که از یک طرف فطرت انسان‌ها را می‌شناسد و از طرف دیگر قواعد تکوینی عالم را، و بر این مبنا عمل می‌کند. خداوند همه‌ی ما را در ذیل نور ولایت فقیه، از منتظران آن حضرت قرار دهد و یک لحظه از نظر به حضور مبارک آن حضرت غافل‌مان نگرداند. شاید کتاب «جایگاه واسطه فیض»موفق باشید
6300
متن پرسش
سلام علیکم با اینکه در دستورات دینی داریم که خیرخواه یکدیگر باشیم و حتی نسبت به برادر دینی که به ما ظلم کرده کینه نداشته باشیم،چرا در دعای علقمه نسبت به کسی که به ما ظلم کرده،حتی نفرینهایی هم وجود دارد؟شاید جمع بین این دو مطلب اینست که آن فردی که ازخدا میخواهیم به خودش و گرفتاریهای خودش دچارش کند،اصلا مسلمان نباید باشد؟امروز که نسبت به کسی که حقیقتا پوستم را کنده این دعا را خواندم احساس خوبی داشتم چون به من ظلم کرده بود و هم احساس بدی داشتم چون در اختلاف بین من و او من هم بی تقصیر نبودم و همیشه هم نسبت به من رفتارش ظالمانه نبود،نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب متوجه شده‌اید که در فضای زندگی اسلامی باید از خطاهای همدیگر چشم‌پوشی کرد و به فکر استحکام نظام اسلامی و تمدن اسلامی بود ولی در مقابل تمدن جاهلیِ دیروز و تمدن فاسد و ظلمانیِ امروز نباید خطاهای آن تمدن و یا افرادی که موجب بسط آن تمدن‌اند را نادیده گرفت زیرا در آن صورت آن تمدن تایید شده است. موفق باشید
5653
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام استاد ظاهرا امام جمعه اصفهان با هاشمی صحبت کرده اند وایشان فایل صوتی را تکذیب نموده اند لینک زیر سایت امام جمعه اصفهان است http://em-esf.com/?part=news
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: شما می‌توانید صوت ایشان را در سایت http://nocutpress.com/fa/news/2240/ استماع فرمایید. در ضمن بد نیست به سایت http://www.khabaronline.ir/detail/311609هم سری بزنید که واکنش روزنامه‌ی کیهان را نسبت به سخنان آقای هاشمی مطرح کرده و اساساً خارج از بحث صوت ایشان همان روزی که آقای هاشمی آن صحبت‌ها را کردند روزنامه‌ها و سایت‌ها ناراحت شدند و عکس‌العمل نشان دادند.
5607
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم از طلاب قم هستم و 3سالیست با اندیشه شما اشنا شده ام و با مطالعه کتب شما بالاخص سلوک ذیل اندیشه امام که خود شما به بنده در سوالیکه کرده بودم پیشنهاد دادید،حیاتی جدید پیدا کردم اما مدتیست متحیر گشته ام وان مساله تولید علم هست که حضرت اقا مدت 12 ساله که ازحوزه مطالبه میفرماید و ما دنبال اجرای این مهم هستیم تا دین به تمامه در بستر انقلاب اسلامی به ظهور در آیداما انچه مااز شما اموخته و یافته ایم اینست که باید ازعالم حصول به حضور رویم ودر این عالم هست که ما سیر داریم بسوی حق.اما انچه از حوزه میبینیم بجای اجرا در اوردن این امر وحتی بحث تولید علم ،این است که بدنبال نظام فکری ریاضی گونه هستند واین گونه با روایات معامله میکنند و ایا این گونه باید بدنبال احکام الهی در شئون مختلف دین در تولید علم بود؟!یا نه. لطفا راهنمایی بفرمایید تا درزمینه تولید علم چطورعمل کنیم وحتی تولید علم را در کلام اقا معنا کنید .وسوال دیگر اینکه جایگاه مقدم داشتن علم حصولی برای حضور چقدر وتا چه حد است وایا میتوان گفت اگر در جایی علم حصولی مثلا در برهان صدیقین یا هر مسئله دیگر چه فقهی چه اخلاقی و چه عرفانی نداشته باشیم در این صورت از ان حضور خاص در ان مسئله محروم یا ناقصیم ؟ودر صورت محرومیت باید چه کنیم .با تشکر از استادی که مارا یاری کرده و راه او را نشان ما داده
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با فقه به نظر بنده در زمان غیبت امام معصوم بهترین روش‌ همین روشی است که در حوزه معمول است که مجتهدین عمل می‌کنند تا تکلیف مکلَّف را از متون دینی استنباط کنند. ولی همین‌طور که متوجه‌اید در سایر علوم دینی نباید از جنبه‌ی حضوری آن علوم غفلت کرد که به نظر بنده روش معرفت نفس به‌خوبی در این امر کمک می‌کند، آری وقتی می‌خواهیم با دشمنان عقیده‌ی خود محاجّه کنیم باید به روش کلامی عمل نماییم و از استدلال کمک گرفت ولی این غیر از روش فلسفه‌ی اسلامی است که مبتنی بر بدیهیات است، نه برای آن‌که طرف مقابل را محکوم کنیم بلکه برای آن‌که انسان طالب حقیقت را اقناع نماییم و در همه‌ی این موارد می‌توان به تولید علم پرداخت هم در معرفت نفس و عرفان و هم در فقه و کلام و فلسفه. موفق باشید
4741
متن پرسش
سلام استاد عزیز ایا منظور از ماه و خورشید در دعای سمات مقام غیبی است اگر است چطور تصور صحیح پیدا کنیم 2در مورد کوه طور استاد خاقانی از همکاران شما گفتندرفتم طور سینا و متلاشی شدن کوه در ظاهر هم اتفاق افتاده
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همواره در منظر عرفا پدیده‌های عالم مظاهر حقایق غیبی‌اند و با نظر به مناظر به حقایق منتقل می‌شوند . یکی از نمونه‌های انتقال آن‌ها آن است که خورشید را مظهر حقیقت محمدی«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌یابند و ماه را دوازده نور مقدس اهل‌البیت«علیهم‌السلام» 2- هیچ اشکالی ندارد که کوه طور بیرونی به اعتباری که مظهر انانیت باشد در آن صحنه نیز متلاشی شود. موفق باشید
4666
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز.چند روزی است به واسطهء دوستان شما را شناخته ام.وبرای تسکین قلب گنهکارم سوال میکنم تا با اعتقاد وارد مباحث حضرتعالی شوم.و اما سوال حقیر از شما اینست که چطور از گناهی که به ان عادت کرده ام میتو.انم دوری کنم و این عادت را بشکنم؟زیرا مدتهاست که بخاطر این گناه توبه میکنم اما توبه را دوباره میشنم و سمت ان میرم.لطفا با راهنمایی بنده را یک قدم به سمت عرفان حقیقی که همان ترک محرمات است راهنمایی فرمایید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در سؤال شماره‌ی 4646 عرایضی داشتم. پیشنهاد می‌کنم ابتدا سعی کنید معارفی مثل معرفت نفس را در خود رشد دهید تا تضاد بین جان خود و گناه را احساس نمایید. موفق باشید
4313
متن پرسش
بسم الله استاد گرامی جناب آقای طاهرزاده با عرض سلام و احترام با توجه به فرصت کم‌نظیر انتخابات ریاست جمهوری برای تکرار و تبیین ابعاد جدید آرمان‌های انقلاب اسلامی قرارگاه شهید باقری بسیج دانشجویی – که با همت جمعی از فارغ‌التحصیلان بسیج دانشجویی برای پشتیبانی فکری و عملیاتی از بسیج‌های دانشجویی تشکیل شده است – اقدام به برگزاری مصاحبه‌هایی با اساتید برجسته جبهه انقلاب می‌نماید و سؤالات معرفتی و اجتماعی مهمی که در فضای کنونی کشور تعیین کننده هستند را در قالب این مصاحبه‌ها از این اساتید می‌پرسد و خروجی این مطالب را در اختیار عموم امت حزب‌الله و علی‌الخصوص بسیج‌های دانشجویی قرار می‌دهد. امید که به این وسیله گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان گفتمان غالب در این انتخابات بر فضای فکری جریان‌های مختلف و مردم سایه بیندازد و انتخابات پیش رو تبدیل به انتخاباتی رو به جلو برای سیر پیشرفت‌آمیز انقلاب اسلامی گردد. ان‌شاءالله. از شما استاد گرامی و ارجمند خواهشمندیم به برخی از سؤالات اساسی مطرح در کشور جهت «تبیین سیر رو به جلوی انقلاب و پیشرفت های بزرگ در دوره اخیر از نگاه کلان تاریخی» که توسط اتاق فکر قرارگاه شهید باقری بسط داده شده است پاسخ بفرمائید. سؤالات این مصاحبه که درباره ابعاد مختلف موضوع فوق هستند به این شرح‌اند: • آیا انقلاب رو به پیشرفت است؟ با چه معیاری؟ شاخص هایی که در صورت حفظ آنها انقلاب همواره رو به پیشرفت خواهد بود کدامند؟ • به نظر شما مراحل کلانی که انقلاب اسلامی از ابتدا تا کنون طی و باید بعد از این طی کند کدام هاست؟ اکنون درچه وضعیتی قرار داریم؟ • نقش دولت های مختلف در این سیر انقلاب چه بوده؟ • آیا واقعاً دولت­های سازندگی و اصلاحات موجب رشد انقلاب شدند؟ چطور؟ • در هر دوره (هر دولت) چه پیشرفت هایی تثبیت شد در نگاه کلی به جریان انقلاب؟ • نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، تمدن اسلامی چقدر محقق شده؟ معنای محقق شدنش چیست؟ • این قدر اختلاف بین مومنین زیاد شده، نشانه رشد انقلاب است یا سقوط؟ • آیا این تلفی درست است که فضای بد اخلاقی در فضای سیاسی-رسانه ای بیشتر از قبل است؟ آیا این نشانه رشد انقلاب است یا سقوط؟ • مفاسد اخلاقی در جامعه ما بیشتر شده یا کمتر؟ نسبتش با پیشرفت انقلاب چیست؟ • فاصله طبقاتیِ فرهنگی در جامعه ما بیشتر شده یا کمتر؟ نسبتش با پیشرفت انقلاب چیست؟ • معنا و معیار ریزش و رویش چیست؟ حجاب مردم؟ همراهی سیاسی شان با نظام؟ حس ایثار بیشتر؟ افزایش ایمان؟... • تحلیل تان از ریزش و رویش ها و نسبت شان با هم چیست؟ • با نگاه به فضای سیاسی این تصور به وجود می آید که ریزش ها بیشترند؟ آیا چنین است؟ • آیا این نگاه درست است که در این مرحله فقط باید کشورمان را بسازیم و الگو شویم و تا آن موقع، زیاد کاری به دیگر مردم جهان نداشته باشیم؟ • علت توجه امام خامنه ای در این دوره به مسائل اقتصادی و علم و فناوری چیست؟ (در حالی که ایشان فرهنگ را محتوای تمدن و اصل می دانند) • در نگاه دینی از طرفی این را داریم که در آخرالزمان ظلم و فساد در جهان گسترده می شود از طرفی به خاطر وجود و فعالیت انقلاب اسلامی به نظر می رسد که اوضاع جهان رو به بهبود است. این دو چگونه جمع می شوند؟ • علت تاکید امام خامنه­ای روی اینکه آن چه ما می خواهیم حفظ نقاط قوت است و نداشتن ضعف ها (با توجه به اینکه این معیار بدیهی به نظر می رسد!) چیست؟ خواهشمندیم در پاسخ‌هایی که به سؤالات فوق می‌دهید برخی مصداق‌های واقعی رخ دادن آن تئوری را نیز بفرمائید تا مطالب هر چه ملموس‌تر و قابل فهم‌تر برای مخاطبان بشود. با تشکر و احترام قرارگاه شهید باقری سازمان بسیج دانشجویی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که برای جواب‌دادن به این سؤال‌ها نیاز به وقت زیادی است که متأسفانه بنده چنین وقتی را ندارم، اجازه دهید بنده به سؤال اول جواب دهم و اگر هرکس به یکی یا دو سؤال جواب دهد شما نتیجه‌ی لازم را می‌گیرید. 1- همین‌که ملاک‌های جامعه به سوی ارزش‌های الهی سیر می‌کند و بدی‌ها هرچه بیشتر به عنوان اعمال غیر ارزشی شناخته می‌شود و نظام آموزشی کشور در حال بازخوانی علوم انسانی است از علوم انسانی غربی به علوم انسانی اسلامی و جایگاه رهبری به عنوان ولی فقیه بیش از پیش پذیرفته شده است و نیز ایران به عنوان یک قدرت تعیین‌کننده در صحنه‌ی بین‌المللی در حال پذیرفته‌شدن است، همه نشان می‌دهد انقلاب در حال پیشرفت است و مشکلات خود را می‌خواهد یکی بعد از دیگری پشت سر بگذارد. موفق باشید
2954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم بنده هر سال مراسم تاسوعا وعاشورا را به روستای خود میروم با اینکه جمعیت روستا خیلی کم است اما همه اهالی کوچ کرده از روستا در این ایام به روستا برمیگردند و انجا مراسم برگزار میکنند امسال تصمیم گرفتیم به جوانان وکسانی که سواد دارند در این ایام کتاب هدیه دهیم اما نمیدانیم چه کتابی بدهیم که در این دنیای پر از شک و شبهه و غربی مطالب ان عمیق و همه جانبه وجرقه ای باشد بر دلهای عزاداران. لطفا اگر کتابی میشناسید معرفی کنید ترجیحا کتابهای خودتان را معرفی کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده خیلی در مورد کتاب‌هایی که به درد افراد معمولی بخورد اطلاع ندارم، شاید کتاب‌های مثل «پدر عشق ، پس عشق» و یا «آفتاب در حجاب» و یا «صمیمانه با جوانان وطنم» از آقای مهدی شجاعی خوب باشد.،
2312

تعریف عصمتبازدید:

متن پرسش
عصمت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقامی است که انسان به‌کلی از گناه در عمل و از عقیده‌ی باطل در نظر، فاصله دارد. موفق باشید
1852
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز حدیثی از امام صادق (ع) هست که فرموده اند: کسی که عزلت گزیده است در حصن وارد شده و در حفظ و حراست الهی است پس خوشا به حال کسی که در خلوت و جلوت تنها باشد. آیا عزلت به معنی دوری گزیدن از اجتماع است ؟ آیا عزلت مد نظر به این معنی نیست که با همه باشیم و بی همه باشیم. آیا درسته که بخاطر اینکه در ابتدای راه سلوک هستیم باید درون دخمه ای برویم و بقیه فعالیت های اجتماعی و فرهنگی را مشکلات کاغذبازی و جلسات وقت گیر و بیفایده و احتیاج به صرف وقت در اموری که سطحی و .... بدانیم؟ ماهم قبول داریم که بعضی از کارها بخصوص در بسیج بیفایده است ولی ایا می شود به این راحتی بقیه کارهای بسیج را زیر سوال بردکه چون با تفکرات ما نمیخوره کاغذ بازی ؟ - انکار بسیج و بی احترامی به آن، یا نابخردانه است، یا خائنانه است. تا وقتی برای این کشور امنیت لازم است تا وقتی که این کشور و این ملت به امنیت احتیاج دارد. یعنی همیشه، چون همیشه احتیاج به امنیت هست، به نیروی بسیج به انگیزه بسیجی، به سازماندهی بسیجی و به عشق و ایمان بسیجی احتیاج است. از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با گروه کثیری از سپاهیان و بسیجیان در مشهد 78/6/10
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عنایت داشته باشید که بسیاری از احادیث که ائمه«علیهم‌السلام» به اصحاب خود توصیه می‌کردند در زمانی بوده که خلفای بنی‌امیه و بنی‌عباس حاکم بوده‌اند و امامان به اصحاب توصیه می‌کردند به نظام حاکم نزدیک نشوند و وظیفه‌ی ما امروز همان توصیه‌هایی است که حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌کنند و همین‌طور که متوجه‌اید بسیج یک نهادی است از نظام اسلامی و هرگز نباید از آن فاصله گرفت و آن را تضعیف کرد. موفق باشید
1799

حکومت فقیهبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید تشکیل حکومت در دورن غیبت با محوریت اسلام(به اسم اسلام) آیا نیازی از نیازهای ظهور را پاسخ می دهد؟ضرورت تشکیل حکومت تا چه حدی نیاز است ، تا چه میزان هزینه ای باید این کار انجام شود؟آیا کتابی در این زمینه دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام امام خمینی (ره) در کتاب ولایت فقیه با استدلال به لزوم وجود مؤسسات اجرایی و ضرورت اجرای احکام اسلام و ماهیت و کیفیت قوانین اسلام (احکام مالی، احکام دفاع ملی و احکام احقاق حقوق و احکام جزایی) و لزوم وحدت بین امت اسلام و ضرورت قیام علما برای نجات مردم مظلوم و محروم و همچنین با استناد به سنت و رویه رسول اکرم (ص) و رویه امیر مؤمنان علی بن ابیطالب (ع) و...بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت تاکید کرده و می فرماید: «اکنون که دوران غیبت امام (ع) پیش آمده و بناست احکام حکومتی اسلام باقی بماند و استمرار پیدا کند و هرج و مرج روا نیست، تشکیل حکومت لازم می آید.عقل هم به ما حکم می کند که تشکیلات لازم است... اکنون که شخص معینی از طرف خدای تبارک و تعالی برای احراز امر حکومت در دوره غیبت تعیین نشده است تکلیف چیست؟ آیا باید اسلام را رها کنید؟ دیگر اسلام نمی خواهیم؟ اسلام فقط برای دویست سال بود؟ ...یا اینکه حکومت لازم است، و اگر خدا شخص معینی را برای حکومت در دوره غیبت تعیین نکرده است، لکن آن خاصیت حکومتی را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجود بود برای بعد از غیبت هم قرار داده است.این خاصیت که عبارت از علم به قانون و عدالت باشد در عده بیشماری از فقهای عصر ما موجود است. اگر با هم اجتماع کنند، می توانند حکومت عدل عمومی در عالم تشکیل دهند. اگر فرد لایقی که دارای این خصلت باشد به پا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایت را که حضرت رسول اکرم (ص) در امر اداره جامعه داشت دارا می باشد، و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند» . پس معلوم است که لزوم حکومت به منظور بسط عدالت و تعلیم و تربیت و حفظ نظام جامعه ورفع ظلم و حراست مرزهای کشور و جلوگیری از تجاوز بیگانگان، از بدیهی ترین امور و واضحات عقل است، بی آنکه بین زمان حضور و غیبت امام و این کشور و آن کشور فرقی باشد» آیت الله العظمی بروجردی به طور منظم و منطقی بر اثبات ولایت فقیه استدلال عقلی کرده و در بین کلمات خویش صراحتا از نصب فقیه برای سرپرستی جامعه اسلامی سخن گفته است.که می توانید به کتاب ، البدر الزاهر فی صلوة الجمعه و المسافر (تقریر لما افاده آیت الله العظمی حاج آقا حسین بروجردی طباطبائی)، ص 52- 57. رجوع فرمائید. بنا بر این معنی نمی دهد که بگوئیم تا چه میزان هزینه ای باید این کار انجام شود؟موفق باشید
566
متن پرسش
با سلام خدمت شما،آیا رابطه انسان با مومنین مخصوصا پدر و مادر فقط مخصوص این دنیاست و آیا میتوان قبول کرد که در آخرت هیچ انس و الفتی نیست با توجه به اینکه قرآن(مثلا سوره لقمان 14) و روایات به این اندازه توصیه به احترام به پدر و مادر قبل و بعد از مرگ آنها کرده اند و رعایت این توصیه ها باعت ایجاد علقه معنوی شدید میشود و اگر طبق فرمایش شما که فرمودید اگر طالب انس باشند مینوانند انس بگیرند چگونه دل میتواند انس بگیرد در صورتیکه هیچ نسبتی نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در قیامت نسبت‌هایی که در رابطه با تن‌های انسان‌ها است همچنان که قبلاً عرض شد، نیست ولی نسبت‌های ایمانی به به بهترین نحو ظهور می‌کند، حال چه نسبت ایمانی بین پدر و مادر و فرزند باشد یا بین دیگران. در رابطه با این‌که نسبت‌های دنیایی همه در قیامت از معنای خود خارج می‌شوند رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «کلّ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ یَومَ القیامةِ إلاّ نَسَبی»(ارشادالقلوب، ج 2، ص 230) هر نسبی در قیامت منقطع می‌شود مگر نَسَب من.چون نسبت رسول خدا «صلواة‌الله‌علیه‌وآله» با اهل البیت حقیقتی است فوق دنیا و قبل از آن که دنیا خلق شود وجود نوری آن ها بوده است. موفق باشید
455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت. لطفا بفرمایید چرا حضرت رسول صل الله و علیه و آله قبل از اینکه در بستر بیماری بروند آن مطلب مهم را مکتوب نفرمودند؟ و چرا وقتی درخواست قلم و کاغذ کردند کسانی مانند حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها خواست ایشان را اجابت نفرمودند و اجازه دادند آن ملعون جسارت کند و نهایتا درخواست آن حضرت بی پاسخ بماند؟ 2 ـ لطفا در مورد طی الارض توضیحاتی را بفرمایید چگونه ممکن است بدن که گرفتار زمان و مکان است از آنها خارج شود و فاصله ها را در بی زمانی یا زمان کوتاهی طی کند؟ آیا در جریان تشرفاتی که نقل میشود که حضرت مهدی علیه السلام یا یکی از یاران ایشان گمشده هایی را در اندک زمان به مقصد میرساندند همین مسئله طی الارض مطرح است؟ممنون و التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی 1- نبی اکرم«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در زمان‌های مختلف موضوع رجوع به علی«علیه‌السلام» را مطرح می‌فرمودند، ولی جریانی که بعداً سقیفه را به‌پا کرد سعی می‌کرد خود و جامعه را به نشنیدن بزند و این آخرین تأکید رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» بود که فرمودند کاغذ و قلمی بیاورید تا چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید. ولی وقتی شخص عمر آنچنان برخوردی را کرد دیگر نوشتن آن فایده‌ای نداشت، چون می‌گفتند در حال هذیان نوشته شده و اعتبار ندارد و موجب دو دستگی شدیدی می‌شد که موجودیت اسلام را به خطر می‌انداخت. 2- موضوع طیّ الأرض در بحث «حرکت جوهری» بحث شده به آن‌جا رجوع کنید، آری؛ موضوع به مقصدرساندن افرادی که گم شده‌اند توسط حضرت یا یاران حضرت نیز از همین قرار باید باشد. موفق باشید
17823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بنده چندی پیش از حضرتعالی درباب نظام قضایی و حقوقی تراز تمدن نوین اسلامی پرسشی کردم که این حقیر را عجالتا و صرفا سوق دادید به سمت پیگیری کتاب «ادب و عقل در ادامه انقلاب اسلامی»، با عنایت به این که جنابعالی در خصوص نظامات دیگر مثل نظام اداری و شهرسازی، معماری، رویکرد و مقصد کلی را مبتنی برنامه نهج الابلاغه در نظام اداری مشخص کردید، و از طرفی هم در پاسخ کاربران عزیزی که در خصوص علوم رسمی پرسش کرده بودند و کسب تکلیف نمودند فرمودید که باید با تعمق این علوم را خواند تا بتوانید آن را نقد کنید. اما پیرامون نظام قضایی و حقوقی نه آثارتان چیزی دیدم نه در جواب این حقیر! در عین حال لطف کنید که ضمن پیگیری ادب و عقل ادامه انقلاب اسلامی، غایت و مقصد نظام قضایی و صد البته قوانین ما که باید تراز تحقق تمدن اسلامی باشد چیست تا بنده با چنین رویکردی درس بخوانم و نقد نظریات و نهادهای حقوقی کنم تو جایگزینی قدسی ارائه دهم؟ دومین سئوال این که حضرتعالی فرمودید که اصلاح نظام قضایی ما با فرایندی زمان بر تحقق می بابد، لطف کنید مثلا چند سال دیگر ما شاهد نظاماتی در تراز تمدن اسلامی خواهیم بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عرایض بنده در راستای طرح اهداف کلی تمدن اسلامی است تا هرکس با توجه به آن اصول در حوزه‌ی تخصصی خود مطالب را کاربردی کند و در این راستا یعنی طرح ایده‌ی هویت کلّی تمدن اسلامی عرایضی در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» شده است 2- وقتی موضوعی تاریخی بخواهد محقق شود باید متوجه‌ی فرایندی‌بودنِ آن بود لذا همواره در مسیر تحقق اهداف متعالی آن باید تلاش کرد پس بحث چند سال معنا نمی‌دهد، هر سالی مقدمه‌ی سال بعد خواهد بود مثل موضوع «انتظار» که ما وقتی در فرایندِ انتظار قرار گرفتیم همواره نسبت به هدف خود در صحنه‌ایم. موفق باشید

14339
متن پرسش
سلام: استاد در پاسخ سوالی فرموده بودید که بهتر بود آقای صمدی آملی در مورد تبرئه از آن سخنان حرفی میفرمودن. بنده در اینترنت بودم ناگهان به مطلبی برخوردم. کلیپی که جناب آقای صمدی در اول این کلیپ می گوید: خدا لعنت کند چنین آدم ها را.... منظورشان اینست (کسانی که تهمت زده اند و این صوت را کات کرده اند و پخش کرده اند). ایشان می خواهد روضه بخواند و در اول روضه اینها را می فرمایند. جالب اینجاست که این کلیپ حدودا دو سال است که وجود دارد ولی کسی پخشش نمی کند که مردم بفهمند که ایشان منظور دیگری داشتند. احساس می کنم دستهایی پشت این قضیه (عرفان هراسی) هست. این هم لینک کلیپ: http://www.aparat.com/v/uqVa4/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE_%D8%B3%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%83_%D9%88_%D9%BE%D8%B1_%D8%AF%D8%B1%D8%AF_%D9%88_%D8%AF%D8%A7%D8%BA_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF_%D8%B5%D9%85%D8%AF%DB%8C از دوستان سایت لب المیزان خواهشمندیم که این سوال را جوری در سایت بگذارند تا مردم این کلیپ را ببینند و به همین سادگی به علما تهمت نزنند. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که عزیزان کاربر، بررسی نمایند. موفق باشید

14008
متن پرسش
سلام: استاد شخصی از اساتید چند وقتی است به شرح مثنوی پرداخته اند و به نظر می رسد بار معنایی را نسبت به شروح دیگر حتی علامه جعفری و آقای زمانی و... بهتر رعایت می کنند. چون فلسفه و عرفان ظاهرا خوانده اند. خودشان می گفتند نزد علامه روشن درس خواندم. چون بنده نگاه کاملی ندارم گفتم شما مرا راهنمایی کنید. این لینک سایت موسسه حکمت ایران است که جلسات ایشان در آن موجود است. اگر صلاح می دانید نگاهی بیندازید. کلا بنده بدنبال شرح مثنوی هستم در به در. راهنمایی کنید حضرت استاد. http://www.irip.ir/Home/Single?id=230 دکتر علی رافعی. یا استاد علی رافعی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد علی رافعی بحمدالله در شرح مثنوی موفق‌اند. موفق باشید

13866
متن پرسش
با عرض سلام و وقت بخیر: اگر دختری کمبود محبت داشته باشد چگونه می تواند آن را جبران کند؟ در حالی که امکان ازدواج ندارد و این نیاز او را آزار می دهد و از جانب محارم هم تامین نمی شود؟ با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال انسان از طریق فطرت که اصیل‌ترین بُعد هرکس است با خدا می‌تواند اُنس بگیرد و نیاز حقیقی‌اش را برطرف کند. و اگر کسی بتواند راه خود را از طریق قلب به سوی خداوند بگشاید، از همه‌ی این کمبودها و نقص‌ها آزاد می‌شود و فریاد برمی آورد:

مُرده‏ بدم‏ زنده شدم، گريه بدم خنده شدم‏

 

دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم‏

     

چيزهايى را مى‏ بينيد كه قبلًا نمى‏ ديديد. بعضى از چيزها را كه ديدنى مى‏ پنداشتيد و ارزش نظركردن نداشت، ديگر نمى‏ بينيد. موفق باشید

نمایش چاپی