بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5242
متن پرسش
با عرض سلام استاد تکلیف آن دسته از دانشجویانی که با مباحث شما آشنا شده اند و بعد از دانشگاه حوزه را انتخاب کرده اند و اکنون که به گذشته مینگرند تصور بیشتر موفق بودن در دانشگاه به آنها دست میدهد چیست؟ بازگشت به علم و دانشگاه صنعت یا ادامه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیه‌ی خودشان دارد اگر احساس کنند رسالت تاریخی خود را از طریق حضور هرچه بیشتر در جامعه از طریق تبلیغ دین می‌توانند انجام دهند خوب است در حوزه بمانند حتی اگر در نهایت امام جماعت یک مسجد در گوشه‌ی یک روستا باشند و از این طریق در تاریخی که در آن هستند نقش‌آفرینی کنند. ولی اگر احساس می‌کنند با حضور در فضای صنعتی می‌توانند خود را در این تاریخ معنا کنند در عین عالم‌بودن به معارف دینی، باید در دانشگاه و صنعت حضور یابند. عمده معنادارکردن خود در ذیل انقلاب اسلامی و شخصیت اشراقی حضرت روح‌اللّه است وگرنه در بی‌معنایی به‌سر خواهیم برد، چه در حوزه و چه در دانشگاه. موفق باشید
4769
متن پرسش
سلام استاد. تعریف سوبژکتیویته از نظر شماچیست؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را مفصل در حدّ توان خود در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» شرح کرده‌ام. موفق باشید
4410
متن پرسش
سلام استاد عزیز عرض ارادت خدمت شما من 25 سالمه . توی بحث امر به معروف و نهی از منکر خیلی ضعیفم یعنی یه جورایی ترسو، بزدل و دارای عدم اعتماد به نفس و ... که خودم فکر می کنم بخاطر رفتار والدین در طول زندگی و شاید هم دارم توجیه می کنم به هر حال این ویژگی ها را دارم و وقتی امر به معروف و نهی از منکر نمی کنم خیلی ناراحت می شم. می گم با خودم چی می خوای جواب خدا بدی ؟ نهی از منکر کن ولی باز این کار را نمی کنم. تو روضه وقتی مصائب حضرت را می شنوم می گم با خودم حضرت جان خود را داد تو حاضر نیستی یک کلمه بگویی که مثلا این کار منکر است؟ موقع توبه می بینم اگر بگم توبه دارم دروغ می گم چون می دانم نهی از منکر نمی کنم چکار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرط امر به معروف و نهی از منکر آن است که یک نحوه صمیمیت در میان باشد تا شما بتوانید با تذکر دلسوزانه طرف مقابل را متوجه معروف نمایید و از منکر باز دارید چون قرآن می‌فرماید: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ». با توجه به این امر فکر نمی‌کنم اگر شرایط آن فراهم باشد شما کوتاهی کنید. باید تلاش کرد فرهنگ استکباری رسوا شود تا جوانان ما تحت تأثیر آن فرهنگ نباشند. کاری که امثال حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و رهبری عزیز«حفظه‌الله» انجام می‌دهند. موفق باشید
4122
متن پرسش
سلام استاد گرانقدر. سالی پر ازمعنویت داشته باشید. استاد اسم «یالطیف» چه برکاتی دارد؟اینکه می گویند روزانه 129 مرتبه برای گشایش بخت دختران بخوانید درست است؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم لطیف عبارت است از تصرف حق در امور بندگان، آن هم تصرفی خفی و لذا با رجوع به حضرت حق با اسم لطیف، حضرت حق إن‌شاءالله به همان شکلی که روح انسان طلب می‌کند امورات انسان را اصلاح می‌نماید.موفق باشید
3532
متن پرسش
سلام علیکم چرا در بحث حرکت جوهری گفتید:اگر جوهر در خودش متحول نبود عطای الهی موقف میشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: جواب این سؤال را در کتاب «از برهان تا عرفان» و شرح آن به وسیله‌ی سی‌دی دنبال کنید در آن‌جا بحث شده. موفق باشید
2921
متن پرسش
با سلا م و خسته نباشی خدمت استاد بزرگوار...سوال بنده این است که در بعضی مداحیها مداحان مقام ابی عبد الله را به مقام خدا نسبت میدن وبه این صورت میخونن.....ابی عبد الله ای نام تو بهترین سر آغاز بی نام تو لب نمیکنم باز بالی بده تو برای پرواز..... بنده چنین برداشتی بدی ندارم و بعضی از دوستان فکر میکنن که گفتن این بیت شعر اشتباه و نباید مقام خدا رو به امام حسین نسبت دادو فکر میکنم که بیشتر این شعر میخواد این پیاغمو برسونه که ما همیشه و همه جا باید با عاشورای حسینی و شیوه ی زندگی ابی عبد الله رو داشته باشیم....و از شما استاد گرامی هم میخوام یه توضیحی در این مورد بدین...با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون ما می‌دانیم مداحان عزیز خداپرست هستند باید سخن آن‌ها را تا آن‌جا که ممکن است حمل بر صحت کنیم و همین‌طور که شما می‌فرمایید از آن ابیات این‌طور برداشت کنیم که می‌خواهند یک لحظه چشم از وجود مقدس مولایمان حسین«علیه‌السلام» بر ندارند. گوارایشان باد. موفق باشید
2782
متن پرسش
با سلام. می خواستم بدانم آیا تغییر اسم افراد در طالع و اتفاقات زندگی آنها اثر دارد و آیا مبنای روایی در این کار است؟ در بین مردم مصطلح است که اگر فردی چند بدیمنی مکرر نصیبش شود می تواند به کمک علم اعداد اسم خود را تغییر داده و از این اتفاقات رهایی یابد؟ اگر این موضوع صحت دارد، کیفیت تعیین آن چگونه است و به چه کسانی در این موارد می بایست رجوع کنیم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرض کرده‌ام این‌ها حرف‌های بی‌پایه‌ای است به آن‌جا رجوع کنید، چون ما حق نداریم بی‌دلیل اسم خود یا فرزندان و یا همسر خود را تغییر دهیم مگر آن‌که اسم آن‌ها تداعی‌کننده‌ی یک انسان متعالی نباشد. موفق باشید
1704
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم .استاد عزیز از اینکه برای جوابدهی سوالات ما وقت عزیزتان را صرف میکنید ممنونیم اجرکم الله.مقام معظم رهبری حفظه الله قبلا نامهای مذهبی برای سال انتخاب میفرمودند در سالهای اخیر بیشتر شعارها اقتصادی است .این دلیل خاصی دارد ایا شعارهای دینی ومذهبی و بیدار کردن روح مذهب گرای جامعه تاثییر بیشتری نسبت به شعارهای اقتصادی ندارد؟سوال دوم آیا کار وتلاش اقتصادی بیشتر روزی مادی یک جامعه را بیشتر میکند یا حرکت جامعه بسوی تقوی و عمل صالح؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام با تحقق نظام جمهوری اسلامی و در بستری که نظام اسلامی فراهم کرده است، اگر نظام اسلامی بتواند در فضای تحریم‌های دشمنان استکباری راه خود را ادامه دهد، قدرت اسلام به نمایش می‌آید و این که چگونه اسلام می‌تواند دنیا و آخرت انسان‌ها را تأمین کند و همین‌طور که می‌فرمایند با تأکید بر تقوا و عمل صالح، باید جامعه‌ی اسلامی وابسته به استکبار نباشد و این عین عمل صالح است. موفق باشید
1589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد من کتاب جوان و آشتی با خدا و فرزندم را خواندم حدیث عنوان بصری را گوش کردم و الان مباحث شرح جنود عقل و جهل را گوش می دهم آیا کارم درست است؟ 12 جلسه گوش کردم ولی خیلی متوجه نیستم برای خود سازی از چه کتابی باید شروع کرد با تشکر از زحمات شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالاخره با همین دستوراتی که از طرف ائمه«علیهم‌السلام» به ما رسیده باید روح و روان خود را سر و سامان داد. موفق باشید
422

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اینجانب از محضر جنابعالی سوالی داشتم که از ارایه پاسخ آن کمال تشکر را دارم. گویا شما در سخنرانی های خود مطالبی پیرامون دنیا طلبی و تجمل گرایی بیان فرموده اید که همسر بنده با توجه به ارادت وافری که به جنابعالی دارند سعی میکنند در زندگی تا آنجائی که میشود مورد توجه قرار دهند و از این جهت در زندگی مشترک ما که تازه شروع شده است سوالاتی برای اینجانب پیش آمده است که لازم دانستم از محضر جنابعالی پرسش نمایم. من خود یک طلبه هستم وبا اشرافیگری و تجمل گرایی مخالفم اما همیشه از خداوند متعال یک زندگی با امکانات رفاهی خوب را خواسته ام .البته همراه با ظرفیت . به عنوان نمونه به همسرم یشنهاد خرید یک تلویزیون LCD داده ام (با کمی پس انداز و تدبر در خرج کردن امکان خریداری هست) ولی ایشان می گویند تا زمانی که با یک تلویزیون معمولی میشود طی کرد چه نیازی به خرید LCDاست.ویا همسرم خانه ای دارد که با نقاشی قابل سکونت است ولی من پیشنهاد کرده ام که وام بگیریم (در پرداخت اقساط آن مشکلی نداریم) و تعمیر بیشتری بکنیم مثلا آشپزخانه آنرا openکنیم و در موارد دیگر هم تغییراتی بدهیم ولی همسرم استناد میکند به سخنی از مرحوم امام که حاج احمد آقا علیه رحمه نقل میکند زمانی فردی را به منزل آورده بودیم که نرده هایی نصب کند که بچه ها نیفتند مرحوم امام علیه رحمه وقتی مطلع می شود میگوید احمد شیطان همیشه از جاهای کوچک شروع می کند اول میگوید نرده بعد رنگ بعد هم خانه کوچک است باید بزرگش کنیم البته ما در این مورد(تعمیر خانه) استخاره کرده ایم خوب آمده است . حال سوال اینست که با توجه به اینکه امکان انجام امور مذکور فراهم است حال با توجه به اینکه ما درصدد هستیم پایه و اساس زندگی ما بر مبنای درست و رهنمودهای دینی باشد آیا اقدام به آن صحیح می باشد لازم به ذکر است که خانواده و اطرافیان من از امکانات رفاهی نسبتا خوبی برخوردار هستند لذا مساله شانیت که در فقه مطرح است در این موارد به چه صورت می باشد. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی همان‌طور که خودتان مستحضر هستید مواردی که می‌فرمایید از نظر فقهی حرام نیست. بحث در موضوع اخلاقی آن است و این‌که کاری کنیم که از مقامات سلوکی و روحانی خود عقب نیفتیم. مسلّم در سیره‌ی معصومین«علیهم‌السلام» در امور دنیا تأکید بر سادگی شده است، مگر این‌که به بهانه‌ی سادگی زندگی را سخت کنیم و ذهنمان مشغول سختی‌هایی شود که خود به‌وجود آورده‌ایم. ولی در هرحال پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: « یَا عَلِیُّ نَجَا المخففون وَ هَلَکَ الْمُثْقِلُون‏...»؛ یا على سبکباران نجات یابند و سنگین باران هلاک گردند. به‌خصوص که جنابعالی طلبه هستید و از پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله» داریم که اگر عالِمی حبّ دنیا داشت او را در علمش متهمش کنید. معلوم است علم او علم حقیقی نیست. چون مردم از عالمان دین انتظار دارند در نهایت سادگی زندگی کنند. پیشنهاد می‌کنم کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را مطالعه فرمایید. إن‌شاءالله نور روایات راه‌گشاست. مرحوم شهید ثانی کتاب «منیة المرید» را جهت طلاب علوم دین نوشته‌اند که تحت عنوان تعلیم و تربیت اسلامی ترجمه شده، روایات بسیار ارزشمندی جهت راهنمایی طلاب علوم دینی در آن هست. موفق باشید
14431
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیز: لطف بفرمایید به دو پرسش ذیل طبق «شریعت اسلام» پاسخ دهید: 1. ارتباط کلامی یک زن با برادر شوهر خود باید در چه حدود و ثغوری باشد تا به فریضه صله ارحام خدشه ای وارد نکند؟ 2. اساسا طبق سیره اهل بیت (ع) ارتباط کلامی زن با اقوام و دوستان نامحرم بایستی چگونه باشد تا به صله ارحام خدشه ای وارد ننماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن حدّ که لازم است باید با ارحام غیر محرم ارتباط داشت ولی اگر بی‌خود بهانه‌ای برای صحبت فراهم کنیم مثل آن است که بی‌دلیل با نامحرم صحبت کرده‌ایم. باید ارتباط طوری باشد که گمان نکند ما نسبت به شخصیت آن‌ها بیگانه و بی‌تفاوتیم، ولی نه بیشتر از آن. موفق باشید

11003
متن پرسش
آیت اللّه جوادی وَ ما أَدْراکَ ماآیت اللّه جوادی! به به روشن شدیم قرار بود جایی برای ارتباط با شما و دیگر کاربران را در سایت راه بیاندازید که گویا فراموش شد. همین خاطر اینجا بوجود آمدنم از جوابتان به فلان سوال را با عنوان مذکور بیان کردم گاهی از شما در وبلاگم می گویم و از نقطه نظرتتان حلال بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد شما را به مسئولان محترم سایت عرض کردم فرمودند با تعریفی که برای قسمت سؤال و جواب سایت کرده‌اند برایشان پیشنهاد شما ممکن نیست. شما صاحب اختیار هستید که هرچه می‌خواهید از مباحثی که بنده دارم در وبلاگ خود درج نمایید، ولی خوب است به جهت رعایت اخلاق رسانه‌ای و راهنمایی بیشتر کاربران، منبع اصلی موضوع را درج نمایید. موفق باشید
10840

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: استاد شما در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند»، معنی مقابل عزت را به گونه ای عنوان کرده اید که بنده هر چه فکر می کنم دلیل آن را نمی فهمم. شما در پاورقی صفح ی 163 کتاب، عزت را نفوذناپذیر، غلبه ناپذیر و شکست ناپذیر معنی کرده اید که معنای مقابل هیچ یک از این ها «نفله» یا «پوچ» و «تلف شده» و «هدر رفته» نمی شود. معنای مقابل عزیز به صورت تحت اللفظی طبیعتا می شود: «نفوذ پذیر» یا « غلبه پذیر» و این معنی با هدر رفته و پوچ فرق می کند. در معنای عرفی هم کسی بی عزت را تلف شده نمی پندارد. در عرف معمولا کسی را که دارای جاه و جلال و یا مقبولیت از طرف مردم است را عزتمند می نامند. لطفا توضیح دهید که چگونه این معنا را از بی عزت برداشت کردید. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان‌ها در ذیل عزت الهی قرار نگیرند تحت تأثیر امیال نفسانی خود قرار خواهند گرفت و گرفتار پوچی می‌گردند و از این جهت زندگی آن‌ها تلف می‌شود و به هدر می‌روند. موفق باشید
9654
متن پرسش
سلام استاد گرامی: آیا کار خوب کردن از سن 40 به بعد فایده ای دارد؟ تکلیف لحظه هایی که بیهوده گذشته چیست؟ در برزخ آیا با آن بیهوده گذرانیها مواجه می شویم؟ در صورت توبه از آن بیهوذه وقت گذرانیها آیا باز با اثر آن مواجه می شویم؟ ضمن این که الان دیگه اصلا نمیشه و شرایط انجام آن گناهان نیست باز هم توبه مقبول است؟ من توبه کرده ام قبلا و هنوز هم یادم که میاد باز توبه می کنم، آیا در برزخ با این صورتهایی که توبه شده اگرچه امکان آن گناهان هم دیگر نیست مواجه می شویم؟ اگه نه پس تکلیف بیهوده گذرانیها و گناهان چه میشه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان اراده کرده است به گناهان گذشته برنگردد راه‌های آسمان به قلبش گشوده می‌شود و خداوند او را در دنیا و آخرت در جایگاه بنده‌های مطیع‌اش قرار می‌دهد. همت کنید، چهل سال دیر نیست. موفق باشید
6645

طی‌الأرضبازدید:

متن پرسش
باسلام میخواستم بدونم نحوه ی انتقال جسم در طی الارض به چه صورت انجام میشه ایا در نقطه ی مقصد بدن جدیدی تشکیل میشه یا اینکه همون جسم انتقال پیدا میکنه و اینکه در دو حالت میخواستم بدونم به چه صورته اگه میشه پاسخ رو برام ایمیل کنید واینکه توی کدوم جزوه یا کتاب دربارش بخونم اگه میشه جواب رو سریع برام بفرستید چون ضروریه با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث طی‌الأرض در کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت حرکت جوهری شده است. و هر دو فرض که فرموده‌اید هست. اولیاء الهی توان تصرف در مبادی ایجاد بدن را دارند و لذا به جای آن‌که بدن این‌جا تشکیل شود در آن‌جایی که آن‌ها می‌خواهند ایجاد می‌شود، کاری که عاصف‌بن‌برخیا با تخت بلقیس کرد. ولی بعضاً طی‌الأرض به کمک جنّیان انجام می‌شود که در آن صورت انتقال سریع است کاری که عِفْریتٌ مِنَ الْجِن‏ می‌خواست با تخت بلقیس انجام دهد. موفق باشید
6158
متن پرسش
با سلام واحترام خدمت استاد عزیز.من وهمسرم شش سال است با کلاس ها و کتب شما اشنا شده ایم ولی من مدتی است کلاسهای شما را ترک کرده و علاقه ای به امدن این کلاسها ندارم چون این مباحث هیچ تاثیری در من نداردناگفته نماند در زندگی با همسرم بسیار مشکل دارم و از اینکه پای جلسات شما بنشینم و نتوانم رفتارم را اصلاح کنم خجالت میکشم از شما خواهش میکنم من را راهنمایی کنید ایا ترک کردن این کلاسها درست است یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره راه حل مسئله آن نیست که از جلساتی که متذکر اخلاق فاضله و معارف حقه می‌شوند – حالا هرکجا که می‌خواهد باشد – فاصله بگیرید. آرام‌آرام سعی کنید با تواضع هرچه بیشتر مشکل را حل کنید. موفق باشید
5461
متن پرسش
با سلام وتشکر بسیار ازاستاد عزیز شکل مثالی ما دربرزخ مثل همین شکل اینجاست یا براساس خلق وخویارفتارمان در اینجااست؟اگراینگونه است چرااموات راکه خواب میبینیم یا باارواحی که ارتباط برقرار میشده توسط اهل فن هیچ کدام این امرراتصدیق نمی کنند؟ واوضاع انجا را خیلی بهتر از اینجا بیان میکنند.باتشکر از بیانات بسیار شیوایتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عالم مجردات امکان جمع چند حالت در یک جا هست، مثل آن‌که نفس شما هم شنونده است و هم فکر می‌کند و هم اراده می‌کند. لذا افراد در عالم برزخ بین صورت دنیایی خود و صورتی که حاصل اخلاقشان است جمع می‌کنند به طوری که همه می‌بینند این میمون همان فلانی است. ولی عموماً ما وقتی خواب افراد را می‌بینیم با صورتی که از آن‌ها در ذهن داریم خواب آن‌ها را می‌بینیم، قسمت دوم سؤال‌تان همیشه درست نیست، بعضاً خواب افراد را می‌بینیم که بسیار وضع بدی دارند. کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» نکاتی در این مورد دارد. موفق باشید
3989

تقریب مذاهببازدید:

متن پرسش
با سلام وخداقوت خدمت استاد می خواستم1. نظرتون را در مورد تقریب مذاهب بدونم ؟ 2.برای فردی که می خواهد در این زمینه کاز کند چه پیشنهاد و چه سیری معرفی می کنید؟ باتشکرفراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعات بنده در حدّ کتاب ارزشمند «الغدیر» و امام شناسی آیت الله حسینی طهرانی است، تلاش برای تقریب مذاهب برای کسی که مطالعات کافی داشته باشد کار بسیار ارزشمندی است. موفق باشید
3886
متن پرسش
با عرض سلا م/سوال :اگر بتوانند مغز افراد را جدا کنند و مغزها را جابه جا کنند روح به کدام جسم میرود!!!!!!
متن پاسخ
مه تعالی: سلام علیکم: بر فرض امکان، روح بدنی را انتخاب می‌کند که با گرایش‌های آن بسازد، همان‌طور که در دوره‌ی جنینی بدنی را انتخاب کرد که با گرایش‌های مردبودن یا زن‌بودنش می‌ساخت. موفق باشید
3424
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی. استاد سوالی از حضورتان داشتم:استاد من سعی می کنم در عبادات مخلص باشم و در طول شبانه روز یک سری کارها را در راه خدا انجام میدم و دوست ندارم احدی از انها مطلع باشه؛ اما سر کار وقتی به وظایفم عمل می کنم -باتوجه به اینکه به لطف خدا از استعداد و توانمندی خوبی در کارم برخوردارم بدم نمیاد رئیسم بدونه مثلا فلان اقدام را من انجام دادم یا فلان مطلب را من تنظیم کردم، ته دلم خوشحال میشم که به خاطر اقدامات موثری که انجام میدهم مورد تشویق قرار بگیرم-البته نه اینکه مدام به این فکر باشم، با تحقیق روی روحیات و اخلاق و درونم فهمیدم که انگار بدم نمیاد رئیسم تشویقم کنه، (البته درمورد این آدم اینجوره)، استاد مدام با خودم درگیرم که خدایا! آیا باید در تمام احوال و کارها خالص باشم؟ یا در سرکار صرفا به وظایفم عمل کنم و حالا بدمم نیاد مورد تشویق قرار گیرم هم طوری نیست؟2.استاد سوال دومم اینه که سالها پیش یک روحانی می گفتن: نماز آمپر روحه و هر آدمی میخواهدبداند چقدر باخداست، پقدر به وعده های الهی یقین داره خلاصه چه بنده ایی به نمازش نظر کنه. استاد این حرف تاچه حد دقیقه؟اگه هست؛ چه کنیم نمازمون رو ارتقاء بدیم؟تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- چه اشکال دارد که هم انسان برای خدا کار کند و هم در ازاء انجام وظیفه در سر کار انتظار داشته باشد ارزش کارش را بشناسند فکر نمی‌کنم این دو با هم منافات داشته باشد چون در عرض هم نیستند بلکه در طول هم‌اند 2- حرف درستی است برای بررسی بیشتر به ابتدای کتاب «آداب‌الصلواة» از حضرت امام خمینی«رضوان‌اله ‌تعالی‌علیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
3357
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام خدمت استاد گرامی من از طریق دوست یزدی ام مباحث شما را شنیده ام . در شهر خودمان هم مباحث شما را کار کرده ام . در ضمن شنیدن چند جمله از بزرگانی همچون آیت الله جوادی آملی باعث شده نسبت به مسئله تعلق خاطر به دنیا حساس شوم . 1-سوال من این است که تعلق خاطر به دنیا و اموال و زینت آن دقیقا چه تعریفی دارد ؟ یعنی اگر چگونه زندگی کنیم تعلق خاطر به دنیا و مال آن داریم ؟ استاد عزیز ! سوالم را با مثالی روشن تر می کنم . از وقتی که به مسئله تعلق خاطر حساس شدم نسبت به وسایل شخصی خودم بی توجه شده ام. این مسئله اولا باعث گم کردن زیاد اشیاء دور و برم شده و دوما باعث رجوع آشنایان برای قرض گرفتن وسایلی که جنبه خیلی شخصی (مثل مسواک و ...) ندارد مثل ماشین حساب و کامپیوتر شخصی؛ شده است . ضرر مقوله اول که مشخص است و ضرر مقوله دوم از آن جهت است که خوف این دارم که استفاده ناصحیح از به طور مثال ماشین حساب یا موبایل یا لپ تاپ باعث کاهش عمر یا خرابی دستگاه شود . حالا سوالم را طبق این مثال دوباره می پرسم ؟ 1- الف -آیا میتوان تعلق خاطر نداشت و حواس پرت نبود ؟ یعنی مواظب کیف و انگشتر و وسایل بود ولی به آنها وابسته نبود ؟ چطور میتوان چنین حالتی را محقق کرد ؟ لطفا راهنمایی بفرمایید . 1-ب- آیا این خوف ضرر ناشی از تعلق خاطر است ؟ یعنی اگر چیزی به کسی قرض دادیم و ترسیدیم که مبادا به آن ضرر بزند به آن چیز تعلق خاطر داریم ؟ اگر پاسخ مثبت است آیا باید به تقاضای هر فردی که وسیله قرض می خواهد پاسخ مثبت داد ؟ البته میدانم که در دستگاه غربشناسی، ریشه تمام این مشکلات در غلبه روح تکنیک و سبک زندگی غربی است که زندگی ما را اینقدر پیچیده و وابسته به عناصر گوناگون کرده ولی با توجه به این که ما در زمانه ای زندگی می کنیم که کنار گذاشتن تکنیک ، تسلیم در برابر تکنیک است ، راه حلی مناسب همین دوران دهید . وگرنه تصدیق می کنم که اگر تکنولوژی نبود شاید اینقدر آشفتگی ذهنی بابت این قضیه نداشتم . 2- یک سوال فرعی هم داشتم و آن اینکه بعضی جوانان و گروه ها از کتاب های شما و حرفهایتنان به عنوان مرجع افکارشان اسم می برند . در شهرما هم این ها هستند . آیا شما با گروهی از این جوانان مستقیما در ارتباط هستید ؟ تشکلی ؟ هیئت مذهبی ؟ اگر ممکن است به همه سوال ها و اگر ممکن نیست به سوال «1» و« ا-الف» و «1-ب » پاسخ دهید . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- عدم تعلق به دنیا یعنی هدف اصلی ما ارزش‌های دنیایی نباشد و زندگی در دنیا را بستری قرار دهیم برای زندگی در آخرت ولی در هرحال ما در زندگیِ دنیایی خود باید برنامه داشته باشیم و روی وسایل زندگی خود حساب باز کنیم تا در موقع نیاز به آن وسایل به مشکل بر نخوریم. در همین رابطه رسول خدا(ص)« می‌فرمایند: « اعْمَلْ لِدُنْیَاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَدا» برای دنیایت طوری باش که گویا همیشه زنده‌ای و برای آخرتت طوری باش که گویا فردا می‌میری. با توجه به این امر نمی‌‌توان در حفظ وسایل ضروری زندگی امروز سهل‌انگاری کرد و به بهانه‌ی بی‌علاقه‌گی به دنیا راحت آن وسایل را از دست داد. آری نباید بخیل باشید و نیز نباید بی‌پروا وسایل خود را از دست بدهید 2- مرجع افکار ما باید امام و رهبری باشند در کنار شخصیت آن بزرگان می‌توان از کتاب‌های بنده در جهت تبیین اندیشه‌ی آن عزیزان استفاده کرد. چون اسامی افراد در ذهن بنده نمی‌ماند نمی‌توانم جواب قسمت دوم سؤال شما را بدهم ولی بعضی دوستان ممکن است تلفنی سؤال کنند و بنده جواب دهم. موفق باشید
2544

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
شما در کتاب اشتی با خدا از طریق اشتی با خود راستین می فرمایید که تن انسان ابزاری برای نفس است و انسان به این دنیا آمده تا از طریق تن خود نفس خود را کامل کند حال سوال اینجاست که اگر همه چیز در ید نفس باشد تن چگونه می تواند او را پرورش دهد خواهشمند است این مطلب را برای درک این بنده حقیر بیشتر توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: إن‌شاءالله سعی بفرمایید بعد از کتاب آشتی با خدا موضوعِ معرفت نفس را در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» دنبال کنید در آن‌جا در نکته‌ی پنجم این موضوع شرح داده می‌شود. موفق باشید
2393
متن پرسش
سلام علیکم! این شبهه و این سوال در خیلی از نسل جوان وجود دارد که با ادبیات های مختلف مطرح می شود. سوال این است که بین دو شخص یکی مسلمانی که اهل نماز، روزه و سایر عبادات و اعمال شرعیه است(اعمال شرعی فردی و اینچنینی). اما فردی است بسیار بداخلاق است، اهل فحش های رکیک است، با کارهایش موجب آزار و اذیت بسیاری از افراد شده و ... و شخص دیگری که کافر است اما بسیار آدم مهربانی است؛ بسیار خوش اخلاق است و ... کدام یک نزد خدا افضل است!؟ از طرفی می توان گفت طبق منطق اسلام و قرآن اصولا کافر انسان نیست. اما مسلمان هر چقدر هم بد باشد بالاخره انسان است. از طرف دیگر می شود گفت در مقایسه بین این دو شخص مفروض در سوال اولی حق الناس های بسیاری به گردنش است اما دومی تنها حق الله است و حق الله را إن شاء الله خدا می بخشد اما حق الناس را باید مردم ببخشند. پس می توان گفت دومی افضل است. یا حداقل دومی اوضاعش بهتر است. واقعا طبق مبانی اسلامی کدام یک از این دو بهتر هستند؟! یا مثلا برخی اوقات مسأله را اینطوری طرح می کنند که آقا جان من که عقلم قبول نمی‌کنه امثال ادیسون، انیشتین، نیوتون، پاسکال، لاوازیه و سایر دانشمندان و مخترعین با این همه خدمتی که به بشریت کردند و اینقدر با اختراعات و اکتشافات خودشان باعث راحت‌تر شدن زندگی‌ها شده‌اند؛ صرفاً بخاطر اینکه مسلمان نبوده‌اند و خدا را قبول نداشته‌اند، بروند جهنم. اما فلان حاجی یا فلان کربلایی که در عمرش قدمی در راه کمک به دیگران برنداشته، بندی از پای مرغی باز نکرده(تازه اگر ضرر نزده باشد) صرفاً بخاطر همان مکه یا کربلایی که رفته برود بهشت. این ظلم است و من که این را قبول ندارم. یا یکجائی یک نفری حدیثی آورده بود با این مضمون که کافر خوش اخلاق از مسلمان بد اخلاق به خدا نزدیکتر است. که نمی دانم همچین حدیثی داریم یا خیر. لطفا به این دو سوال و به طور کلی به سوالات مشابه که در این زمینه مطرح می شود یک جواب کامل و جامع بر اساس مبانی دینی بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آنچه هرشخصی را هویت می‌بخشد جهت‌گیری اوست، اگر کسی جهت‌گیری‌اش الهی باشد کارهای خوبش برایش مفید است ولی اگر جهت‌گیری او به سوی حق و حقیقت نباشد حتی اگر کار خوبی انجام دهد برای خودش نمی ماند چون برای حق و حقیقت انجام نداده و در این راستا است که وقتی جامعه‌ای هدفش الهی باشد اختراعاتی مثل برق برایش مفید است ولی اگر جهت جامعه الهی نباشد با همان برق کارخانه‌ی اسلحه‌سازی و سلاح‌های شیمیایی ساخته می‌شود و مردم مظلوم را به قتل می‌رساند. در نتیجه اگر جوامع بشری به سوی هدفی که انبیاء تعین کردند قدم بگذارند هرکس به سعادتی که به دنبال آن است می‌رسد وگرنه وقتی انسانی کافر باشد و جانش به سوی هیچ حقیقتی سیر نکند چگونه می‌تواند در ابدیت خود با خودش راحت باشد و اگر انسانی مسلمان باشد ولی در حدّ ظاهر اسلامیت متوقف باشد چگونه می‌تواند در ابدیت خود با خودش راحت باشد، راه حلّ نهایی آن است که انسان‌ها صادقانه به راه انبیاء قدم بگذارند و خیلی با طرح فرعیات نمی‌توان از این قاعده چشم‌پوشی کرد. موفق باشید
1119

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه‌تعالی با سلام و آروزی موفقیّت و طول عمر با برکت از درگاه خدای متعال برای شما استاد عزیز و گرامی. بنده در دوران دانشجویی‌خود از کلاس‌های مختلط و مشترک دختر و پسر علاوه بر این‌که متأذّی بودم، و البته اگر چه از جهت محرّکات جنسی به لطف خدا لغزشی نداشتم ولی برایم خالی از ضرر جدّی نیز نبود چرا که جدای از محرکات زیاد، زمینه‌ی دوری از خدا و اعمال صالحه و حتّی عقائد نیز به همین خاطر برای بنده و دانشجویان مذهبی به وجود می‌آمد و می‌آید. (زمینه‌ی فساد برای افراد لا ابالی و فضای نا امن برای دختران متدیّن و غیر متدیّن هم که نگفته معلوم است). همچنین بنده اکنون نیز از مبلّغین نهاد مقام معظّم رهبری هستم و در ایام تبلیغی به دانشگاه‌ها اعزام می‌‌شوم و با تمام وجود برایم محسوس و ملموس است که بسیاری از مشکلات (اعم از اجتماعی، فرهنگی و مهمتر از همه، مشکل عدم فضای تفکّر) از همین اختلاط سرچشمه می‌گیرد. البته بنده منکر فضای غیر توحیدی علمی و القائات فکریِ غربی و اقتضای این امور در دوری از خدا نیستم ولی عرض بنده بیشتر به آثار ابتدائی ای است که از اختلاط در این سنّ سرچشمه می‌گیرد و در قیاس دانشگاه‌های مختلط با آموزش‌گاه های تک جنسی به خوبی مشهود است. به هر حال، سوال بنده این است که: اولا: نظر حضرت‌عالی در مورد تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌ها چیست؟ ثانیا: اگر موافقید نظر مبارکتان در مورد نحوه‌ی اجرایی کردن آن چیست؟ ثالثا:اگر مخالف تفکیک هستید به نظرتان با این مشکلاتی که از این اختلاط ها سرچشمه می‌گیرد چگونه باید مقابله کرد؟ از این که وقت عزیزتان را گرفتم واقعا معذرت می‌خواهم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بالاخره بهترین شرایط آن است که نامحرمان با همدیگر برخورد نداشته باشند و این یک موضوع شرعی است، می‌ماند که با حساب انجام شود تا ما نتیجه بگیریم و جوّگیر نشویم و امیدوارم با اعتقادی که دولتمردان به این امر دارند این کار به صورتی عالمانه و غیر سطحی انجام گیرد. موفق باشید
18508
متن پرسش
با سلام: جناب استاد در خصوص فهم و ادارک اشیاء فلاسفه بحث ماهیت دار بودن اشیاء را مطرح کرده اند و همه اشیاء و ممکنات را دارای ماهیت می دانند. این بدان معناست که برای اشیاء استقلالی فرض کرده اند و ذاتیتی قائل شده اند و علل قوام را جنس و فصل گرفته اند. به نظر می رسد طبق مبنای وجود رابط ملاصدرا این مستقل دانستن اشیاء و در نظر گرفتن ذاتی برای آنها و قوام اشیاء به ذاتیات خود مردود باشد. چون وجود رابط هیچ فرض استقلالی در مورد آن صحیح نیست. شیء ای که تمام هستی او عین ربط به واجب است چه استقلالی دارد؟ البته که ندارد تا بخواهد ماهیت و ذاتیت داشته باشد در خارج و یا حتی این که ماهیت از او انتزاع شود. مگر امکان دارد که از -ربط صرف و غیر مستقل- ماهیت و استقلال انتزاع کرد؟ این که علامه طباطبایی فرموده اند که عقل می تواند به نظر استقلالی نگاه کند به اشیاء به نظر می رسد در اوائل کار و برای تعلیم فرموده باشند چرا که اگر مستقل ببیند عقل اشیاء را هر حکمی می کند بر وجه استقلالی اشیاء می کند در حالی که خارج و اعیان غیر مستقل محض اند. پس عقل هر حکمی که بر موجودی می کند در واقع بر آن موجود از آن حیث که در ذهن خود به طور مستقل فرض کرده می کند نه بر خارج از ذهن و واقع. که در واقع واقع نمایی و حکایت علم از خارج مخدوش می شود. به نظر حقیر می رسد برای رهایی از این مشکل باید برای فهم اشیاء تعاریف را به علل فاعلی و غائی که همان واجب تعالی است تعریف کرد که حیثیت ربط بودن اشیاء به حق متعال در نظر گرفته شود و در غیر این صورت با اشکال یاد شده مواجه هستیم و اشکالات دیگری که آقای جوادی می فرمایند. 1. آیا عرائض بنده را تایید می فرمایید؟ 2. به نظر می رسد عرفان با تعریف مظاهر و اعیان از جهت وجه آسمائی آنها مشکل را تا حدی حل کرده باشد. مثلا آقای جوادی انسان را به حی متاله تعریف کرده اند که وجه آسمائی را مورد توجه قرار داده اند. نظرتان در این مورد چیست؟ ممنون از توجهتون به سوالات و شرمندم از این که وقت شریفتون رو می گیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر عقل در مفهوم‌ساختن از ماهیات نسبت به خارج هم آن ماهیات را مستقل دانست، عملاً این‌جا عقل بین مفهوم و مصداق خلط کرده است. ولی اگر در ضمن عینِ ربط‌دانستنِ مخلوقات نظر به نحوه‌ی امکانیِ آن‌ها داشت و مفاهیمی از شیئی خارجی که چیزی جز وجود نیست، در ذهن خود شکل داد مشکلی پیش نمی‌آید و طبیعی است برای شناخت پدیده‌ها انسان باید از آن‌ها در ذهن، مفهوم‌سازی کند و در این رابطه از نظر به علتِ فاعلی و غایی نیز غفلت نمی‌شود 2- عموماً همین ماهیات را هم باید نظر به اعیان ثابته‌شان معنا کنیم که عرفان نظری متذکر آن‌ است. موفق باشید

نمایش چاپی