باسمه تعالی: سلام علیکم: افسردگی ریشههای مختلفی دارد. آری! بعضاً جسمی است و بعضاً روحی که مورد روحی آن بعضاً به جهت جوابندادن به نیازهای معنوی است. و بعضاً هم سالک در غم غربت حق، به یک معنا افسرده است. ولی نه از آن جهت که در سیر خود متوقف باشد، بلکه به جهت طلب بیشتر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از علماء و عرفا در تاریخ خودشان به زیباترین شکل نقشآفرینی کردند. هنر ما آن است که با نظر به نقش تاریخی آن بزرگان، نقش تاریخی خود را بیابیم. زندگینامهی بزرگانی چون آیت اللّه شاهآبادی و آیت اللّه بهاءالدینی و آیت اللّه بروجردی و آیت اللّه محمدتقی اصفهانی، هرکدام متذکر وظایف خوبی برای ما هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور است و جناب ملاصدرا در جلد 8 و 9 اسفار، بهخوبی به آن پرداخته است 2- حجت الهی همیشه در عالَم با مظهریت خاص بوده است، حال یا با مظهریت انبیاء و یا با مظهریت اولیاء؛ تا اینکه با رسول خدا«صلواتاللّهعلیه» مظهریت تامّ آن حقیقت به صحنه آمد و با ائمه«علیهمالسلام» تا غیبت امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» ادامه یافت و با به صحنهآمدن حضرت حجت«عجلاللّهتعالیفرجه» به کس دیگری منتقل نشد، ولی در غیبت رفت. از این جهت حجت، همیشه در عالم بوده است و اگر بگوییم بعد متولد میشود، از تحقق تامّ و تمام آن تا مرحلهی مظهریت غفلت شده. مظهریتِ حجت الهی یک بحث است، غیبت آن بحث دیگر. ولی غیبت غیر از عدم خلقت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل همین است که وقتی انسان بخواهد در دنیایی که سراسر بیفکری است، فکر کند تنها میشود. حال حساب کنید چقدر هنر میخواهد که «دل با یار و دست در کار» باشد و از مردم فاصله نگیریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با اینکه قلب مبارک اهلالبیت«علیهمالسلام» با حقیقت قرآن متحد است، چون فرمودهاند سخن ما را با قرآن مقایسه کنید و اگر مطابق نبود آن را به دیوار بزنید باید قرآن را – یعنی ثقل اکبر – را اصل بگیرید و اهلالبیت را ثقل کبیر بدانید. رویهمرفته کتب کلامی در این مورد بحث کرده است، میتوانید به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت هست نیز مراجعه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در راه سلوک بعضاً سالک به موضوعاتی برمیخورد که لازم است وظایف خود را از نظر فقهی بداند. حال اگر در امور فقهی مجتهد باشد بهتر میداند که چه باید بکند 2- هرکس با قلب خود متوجه جلوات انوار الهی گردد معلوم است که به اُنس بیشتر و حضور بیشتر نیاز دارد و اشک و ناله، قدمهایی است جهت اُنس بیشتر. گفت: «رحم کن بر آنکه چون رویِ تو دید / فُرقتِ تلخ تو چون خواهد چشید» 3- عموماً سالک طالب نظر به صورت باطنی افراد نیست و خداوند هم به این راحتیها اسرار افراد را برای حتی سالکان و عارفان باز نمیکند إلاّ موارد استثنایی و آنهم برای دستگیری افراد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب را ندیدم ولی آقای دکتر دینانی انصافاً دیدنی و پسندیدنی است و لذا فکر میکنم شعاع شخصیت ایشان هرکجا بتابد موجب گرمی است چه آن شعاع از طریق حافظ بر ما بتابد و چه از طریق مولوی. لطفاً آدرس تهیهی کتاب را مرقوم فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از دانشمندان میگوید: «تا از اختیارداشتن از من نمیپرسی بهراحتی با اختیار خودم ـ به صورت علم حضوری ـ اموراتم را انجام میدهم ولی وقتی از آن میپرسی تازه مسئلهدار میشوم که راستی اختیار چیست؟». این دانشمند میخواهد بگوید بعضی از ادراکات ما در ساحت علم حضوری کاملاً برایمان قابل ادراک است ولی وقتی به ساحت علم حصولی آمد دیگر از ادراک آن عاجزیم. مشکل آن است که میفرمایید: چگونه بدون دلیل توجهم را از این افکار منصرف کنم. مگر برای این امور به دلیل نیاز داریم؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میفرمایید نفس، «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است و به تعبیر ملاصدرا، بدن با نفس اتحاد انضمامی دارد یعنی بدون بدن نیز دارای حیات است و بدون بدن ناقص نمیشود و از این لحاظ وقتی بحث معرفت نفس میشود به نفس نظر میشود و این به معنای آن نیست که بخواهیم جسمانیة الحدوث بودن آن را نفی کنیم. موفق باشید
