بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3334
متن پرسش
بنام خدا سلام بر استاد طاهرزاده . من پدرم از علاقمندان و شاگردان شماست ومن پسر سیزده ساله هستم به نظر شما اگر من هفته ای چند ساعت بازی کامپیوتری کنم بد است یا خوب است ومیخواهم بدانم بازی کامپیوتری چه بدیهایی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نمی‌خواهم بگویم جوانی در سن شما اهل بازی و سرگرمی نباشد ولی خودت می‌دانی اگر به بازی‌های کامپیوتری عادت کردی دیگر به‌راحتی نمی‌توانی از آن جدا شوی و دائماً ذهن‌ات مشغول می‌شود. در حالی‌که در بازی‌های بدنی مثل ورزش‌های رزمی و شنا و کوهنوردی ذهن‌ات به نشاط می‌آید و بدنت نیز قوی می‌شود. پدرتان از سر دل‌سوزی می‌خواهند طوری نشود که در سال‌های بعد ذهن شما از محتواهای علمی و معنوی خالی باشد. موفق باشید
3262

خوش روییبازدید:

متن پرسش
سلام.بنده از یک طرف میبینم که در سیره رسول خدا آمده ایشان همیشه متبسم و خوش اخلاق و شوخ طبع و در کل بامزه و شیرین بوده اند!از طرف دیگر هرچه در اطراف مینگرم به جز اندکی از علما در بقیه چنین چیزی نمی بینم از عالم و مرجه تقلید و فقیه گرفته تا استاد اخلاق و عارف و فلسفه دان.همه خشک،عبوس،گرفته،سخت،سرد و...اینا چگونه قابل فهم است.اصلا مگر می شود آدم خوش رو نباشد و بشود به او گفت دین دارد؟مثلا من در میان بزرگان فقط علامه حسن زاده را می شناسم که بسیار خوش رو و شوخ طبع هستند.ببینید این اصلا مطلب پیش پا افتاده ای نیست،بلکه بسیار مهم و تاثیر گذار است و حکایت از بزرگی یک نفر دارد که خوش رو باشد.آقای طاهر زاده باور کنید بسیاری حتی بلد نیستند لبخند بزنند.اگر قرار است کسی در خوف و عظمت و کبریای خداوند متعال ترسان و لرزان باشد و به خود بنگرد و خود را ذلیل ترین خلق بخواند،آن محمد مصطفی است.اگر قرار است کسی عالم به جمیع امور باشد و غرق در علم و حضور تفکر،آن محمد مصطفی است.آن وقت این آقا اینقدر خوش رو است.من نمی دانم باید بقیه را چگونه ببینم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همه را خوب ببینید و مؤمنین خوش‌رو را خوب‌تر ببینید. بالاخره نه شما بی‌عیب هستید و نه من، دعا کنید همه در جامعه به نور خُلق محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» منوّر شویم. موفق باشید
2679
متن پرسش
با سلام در دعاهای وارده مثل کمیل، ندبه، عرفه زیارت ال یاسین دعاهای صحیفه سجادیه. ایا بهتر نیست معنای فارسی دعا را بخوانیم چون در ادعیه هدف ارتباط است که با خواندن متن عربی حاصل نمی شود. لطفا بگویید اصلا خواندن متن عربی ارج دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم باید در هر دعایی معنای آن مدّ نظر باشد ولی گاهی جملات آن بزرگان بسیار عمیق‌تر و منظم‌تر از آن است که معانی فارسی ظرفیت ظهور آن‌ها را داشته باشد به همین جهت با نظر به معنای فارسیِ آن متون خود متن را بخوانید. موفق باشید
2192

وجود شیطانبازدید:

متن پرسش
ایا میتوان گفت شیطان از هیچ است وعدم وخداوند عدم نمی افریند پس شیطان نمادی است برای انسان که همان قوای واهمه و نفس لوامه است و موجودی در بیرون بنام شیطان نداریم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مسلّم این‌طور نیست. حقیقت آن است که طبق قرآن شیطان و شیاطین از جنس جن هستند و به جهت فسقی که داشتند از درگاه الهی رانده شدند و می‌توانند نفس اماره‌ی ما را تحریک کنند. موفق باشید.
328

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. در حالی که عیوب زیادی داریم و میدانیم که کلیه ی عیوب از ناحیه ی "تن" بر ما حاکم است اما نمیتوانیم از ثقل "تن" و به طبع آن از خصلت های وحشتناک درونی خود و از منیت ها خلاص شویم و تسلط بر تن و شکستن ها نیاز به مجاهده ی علمی و عملی دارد ، آیا راهی هست که فی الجمله ما را از منیت هایی که حداقل آن را حس میکنیم همچون غرور ، تقاضای احترام و یا توجه از دیگران و ... رهایی بخشد ؟ مثلا راهی برای صبر ؟ یا . . . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام تعجبم از شماست که راه رسیدن به مقصد را در جلو شما گذاشته‌اند و باز به دنبال راه هستید. عزیز من! دستورات شریعت الهی برای رهایی از همین‌هایی است که شما می‌خواهید از دست آن‌ها راحت شوید، از روزه‌ی عزیز بگیر تا نماز از جان عزیزتر، آنچنان نور توحید بر قلب انسان تجلی می‌کند که خود را هیچ هیچ احساس می‌کند چه رسد انتظار داشته باشد بقیه به او احترام بگذارند، آنچنان در اغوش توکل الهی جای می‌گیرد که یک دنیا صبر نصیب او می‌شود. گفت: گر تو خواهی حرّی و آزادگی بندگی کن بندگی کن بندگی موفق باشید
16358
متن پرسش
با سلام: ببخشید به تازگی با یکی که اطلاعاتی در عرفان و فلسفه دارد آشنا شدم که خیلی طرفدار علامه طهرانی است و میگه علامه طهرانی از بزرگترین عرفاست و اسفار اربعه عرفانی را طی کرده است. آیا به نظر شما ایشون درست می گوید؟ بعد هم میگه علامه ذوالفنون حسن زاده املی روحی فداه، از شاگردان عرفانی ایشون بوده؟ آیا شما از این ماجرا اطلاع دارید که صحیح است یا نه؟ آخه هر چه در اینترنت گشتم همچین چیزی پیدا نکردم. (لطفا اگر امکان دارد هرچه زود تر پاسخم را بدهید) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد که متأسفانه در این امر یک‌نوع فرقه‌گرایی احساس می‌شود و مسلّم آیت اللّه حسن‌زاده شاگرد آیت اللّه حسینی طهرانی نبوده‌اند، بلکه مثل بقیه‌ی علماء برای ایشان احترام قائل بودند. در جزوه‌ی «روحیه‌ی تمدّن‌سازی و عرفان اسلامی» عرض شده هنر عرفا در هر عصر نظر به حضرت حق است به نحوه‌ حضوری، یعنی به آن نحوی که طبق قاعده‌ی «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في‏ شَأْنٍ» خداوند در مظاهر تجلی می‌کند و اصلی‌ترین تجلی خداوند که مادرِ همه‌ی تجلیات است تجلی بر قلب امام عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» است و به تبع آن تجلی بر زعیمی که با تمام وجود در ذیل امام عصر قرار دارد و مجلای اراده‌ی او در آن تاریخ است و در این رابطه در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر زمانه» عرایضی داشته‌ام مبنی بر این‌که اگر در این تاریخ می‌خواهید حضور عرفانی برایتان خاطره نباشد و حقیقتاً عارفانه در عالم حاضر باشید باید در ذیل شخصیت حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» سلوک کنید. موفق باشید

13670
متن پرسش
چگونه آن رزقی که خدا برای ما مقدر کرده را بدست آوریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم وظیفه‌ی شرعی وقتی عمل کنیم و در کسب رزق بدون هر حرص و ولعی اقدام نماییم، هرکاری که پیش آمد خداوند از آن طریق رزق مقسوم ما را به ما می‌رساند. هنر ما در این‌جا است که به آن‌چه که از طرف خدا به ما می‌رسد و مصلحت ما در آن است، راضی باشیم و خود را گرفتار آرزوهای بلند دنیایی نکنیم. موفق باشید

12811
متن پرسش
سلام: گفته میشه یکی از مهم ترین عواملی که باعث مهاجرت دانشجویان به دانشگاه های خارج میشه اینه که به نخبگان احترام کافی گذاشته نمیشه و اینکه در خارج شرایط رفاهی بالاتری برایشان فراهم است. پس لازم است شرایط را طوری فراهم کنیم که نخبگان راضی به ماندن شوند و این برای جامعه مفید تر و کم هزینه تر است از حالتی که نخبگانش برای بیگانه خدمت کنند. و البته میشه گفت شرایط بهتری که در خارج از کشور فراهم است به منظور بهره برداری بیشتر است و در واقع به نوعی سرمایه گذاری است. نمی دونم آیا اسلام نیز احترام ویژه ای برای نخبگان قائل است؟ چون با این همه سفارش برای علم آموزی، نمی شود که بگیم افراد باسواد و بی سواد یکسانند؟ ولی گرامی ترین مردم با تقواترینند که لزوما با سوادترین نیستند از طرفی اگر برای نخبگان جامعه احترام ویژه ای قائل شویم (که بعضا حضرت آقا هم قائلند) با اختلاف طبقاتی فاحشی که در جامعه رخ می دهد چه باید کرد؟ با احساس حقارتی که در افراد پایین دست جامعه پیش می آید چه باید کرد؟ با نگاه های از بالا به پایین (به اصطلاح) تحصیل کردگان چه باید کرد؟ اونوقت میشه اینی که الان هست همه می دوند که جانمونند برای هم می زنند و می خواهند خود را به رخ بکشند و همه تلاش می کنند که دانشجو شوند، چه رشته ای مهم نیست، به چه هدفی مهم نیست، فقط یه مدرکی داشته باشند تا بتونند احساس شخصیت بکنند و حرفی برا گفتن داشته باشند. آیا اسلام پیدا کردن شخصیت را در کسب علم و مدرک تایید می کند؟ ممنون میشم راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد اگر با آموزه‌های اسلامی نسل جوان و تحصیل‌کرده‌ی خود را بپرورانیم مهاجرت به خارج کشور نخبگان، مسئله‌ی کشور ما نخواهد شد و در عمل با امثال دکتر شهریاری‌ها و دکتر صالحی‌ها روبه‌رو خواهیم بود که اگر هم به خارج می‌روند، دغدغه‌ی کشور را دارند. عنایت داشته باشید که احترام به صاحبان فکر و اندیشه، غیر از رفاه‌زده‌کردنِ آن‌ها است و عملاً از این طریق نه ما تا حال نتیجه گرفته‌ایم و نه بعداً نتیجه خواهیم گرفت. موفق باشید

12730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: لطفا مطالب بدیع یکی از عرفای معاصر که بدون کسب سواد ظاهری مطالب عرفانی عمیقی مطرح می کنند را بنگرید امید که منشا خیردر بسط معارف شود. http://meraj786.com
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا وقتی در امور معارف دینی و اخلاق، عالِمانِ شاخته‌شده و قابل اعتماد را داریم به اموری رجوع کنیم که سخت ابهام‌برانگیز است؟! در حالی که خطر این‌که در دلِ سخنان خوب معنوی چیزی گفته شود که ممکن است انسان را سرگردان کند، هست؟! موفق باشید

12376
متن پرسش
سلام: خدا قوت: 1. شما در صوت یکی از جلسات فرمودید لازمه عارف شدن فقیه بودنه. منظرتون رو اگر می شود بیان کنید. در صوت تفسیر آیه طلبگی بود. 2. آیت الله بهجت چرا سر نماز گریه می کردند. 3. اگر شخصی صورت باطنی افراد را ببیند. چکار کند که دیگر نبیند. اصلا می شو د که دیگر نبیند؟ التماس دعا استاد بزرگوار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در راه سلوک بعضاً سالک به موضوعاتی برمی‌خورد که لازم است وظایف خود را از نظر فقهی بداند. حال اگر در امور فقهی مجتهد باشد بهتر می‌داند که چه باید بکند 2- هرکس با قلب خود متوجه جلوات انوار الهی گردد معلوم است که به اُنس بیشتر و حضور بیشتر نیاز دارد و اشک و ناله، قدم‌هایی است جهت اُنس بیشتر. گفت: «رحم کن بر آن‌که چون رویِ تو دید / فُرقتِ تلخ تو چون خواهد چشید» 3- عموماً سالک طالب نظر به صورت باطنی افراد نیست و خداوند هم به این راحتی‌ها اسرار افراد را برای حتی سالکان و عارفان باز نمی‌کند إلاّ موارد استثنایی و آن‌هم برای دستگیری افراد. موفق باشید

11641

«جنت لقاء»بازدید:

متن پرسش
سلام. 1- لطفا" اصطلاح مبدا و معاد و اصطلاح جنه القاء را توضیح دهید. 2- آیا در قیامت زمان و مکان برچیده می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- «مبدأ» به معنای مبدأ مخلوقات است که خدا است و «معاد»، معاد یا برگشت مخلوقات است در محضر خدا، که قیامت است و «جنت لقاء» مقامی است که انسان توانسته باشد به همه‌ی حجاب‌های بین خود و خدا پشت کند حتی نظر به خود به عنوان موجودی مستقل نداشته باشد، همه‌چیز را در جنبه‌ی حقّانی‌اش بنگرد 2- مکان و زمان به معنای دنیایی آن، آن‌جا نیست ولی معنای مکان و صورت معنا هست مثل مکانی که در ذهن ما برای صورت‌های ذهنی هست. موفق باشید

11458
متن پرسش
سلام: استاد گرامی آیا شما با این نظر ملاصدرا که در زیر آورده ام مخالفید؟ اگر نیستید چرا در کتاب خویشتن پنهان بارها غیر از آن حرف زده اید و نفس و بدن را دوگانه دانسته اید جوری که انگار بدن نیست و اصلا مهم نیست؟ «رابطه نفس و بدن از ديدگاه ملاصدرا» جسمانية الحدوث و روحانية البقاء؛ صدرالمتألّهين معتقد است روح پيش از جسم وجود نداشته است و اينگونه نيست كه قبل از تعلق و ارتباط با بدن، فعليت داشته و سپس به بدن تعلق يافته باشد. روح به وسيله حركت جوهري ماده تكون يافته است و هرچند خاصيت و اثر ماده نيست، اما كمال جوهري ماده است؛ بنابراين مبدأ پيدايش نفس، ماده جسماني است. بر اساس حركت جوهري، ماده بدني اين استعداد را دارد كه در دامان خود موجودي بپروراند كه مراحل وجودي را از ضعف به كمال طي نمايد. بنابراين استعداد و آمادگي بدني و حركت در جوهر از شرايط وجود نفس است و نفس در ضمن جوهر بودن با بدن وابستگي حقيقي دارد. معناي جسمانية الحدوث و روحانية البقاء بودن نفس اين است كه رابطه نفس و بدن، رابطه‌ي بنيادين، عميق و در اصل هستي است. خلاصه اينكه؛ ماده جسماني، در ذات و جوهر خود كامل شده و داراي درجه‌‌اي از وجود مي‏شود كه به حسب آن درجه، غيرمادي و غيرجسماني است و آثار و خواص روحي از قبيل انديشه، اراده و حالات روحي ديگر، مربوط به آن درجه از وجود است. او مي‏گويد: وقتي در قرآن تدبر مي‏نمودم، آيه‏ دوازدهم سوره مؤمنون را به دقت مطالعه كردم، متوجه شدم خداوند پس از بيان مراحل پيدايش ماده‌ي انسان (نطفه، علقه، مضغه، عظام و لحم و تكميل بدن) مي‏فرمايد: ثم انشاناه خلقا آخر.. . يعني همين ماده بدني را آفرينش ديگري كرد. به فعليتي جديد در آورديم. پس ارتباط نفس و بدن، بنيادين و در آغاز پيدايش و اصل هستي بوده است. هويت نفس وابسته به بدن است؛ ارتباط نفس و بدن رابطه خارجي عرضي نيست؛ بلكه نحوه وجود نفس و نفسيت آن به اين است كه با بدن ارتباط دارد. نفس موجودي جوهري است كه در هويتش ارتباط با بدن وجود دارد و بر او عارض نشده است. پس ارتباط نفس و بدن، ارتباط زايد بر ذات نيست؛ بلكه در محور وجود و ذات نفس، ارتباط با بدن نهفته است
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید نفس، «جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» است و به تعبیر ملاصدرا، بدن با نفس اتحاد انضمامی دارد یعنی بدون بدن نیز دارای حیات است و بدون بدن ناقص نمی‌شود و از این لحاظ وقتی بحث معرفت نفس می‌شود به نفس نظر می‌شود و این به معنای آن نیست که بخواهیم جسمانیة الحدوث بودن آن را نفی کنیم. موفق باشید

11370
متن پرسش
سلام علیکم. من درباره‌ی بحث توهین‌نکردن به مفدسات اهل سنت که چند وقتی است به‌طور گسترده مطرح شده و مقام رهبری هم در این خصوص تذکر داشتند سوال دارم. آیا به‌طور کلی و حتی در جمع‌های خصوصی هم نباید حرفی از خلفا زد؟ یعنی من نباید به گونه‌ای برخورد کنم که فرزندم از آن‌ها بیزار باشد؟ مگر در زیارت عاشورا لعن نداریم؟ مگر حقیقتاً این‌ها بزرگ‌ترین ظلم را به بشریت نکردند؟ کلاً من گیجم. لطفاً مرا برای تشخیص رفتار درست در اجتماع و مجالس خصوصی و... راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  انتقاد غیر از توهین است. توهین موجب اختلاف در امت اسلام می‌شود. در مورد مصداق‌های لعن در زیارت عاشورا، اختلاف هست. در هر صورت ملاک برای ما فتوای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است که مطابق آن نمی‌توان به همسران پیامبر و صحابه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» توهین کرد. موفق باشید
 

11195
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم،با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر و عافیت و سلامتی، اگر عالم مظهر اسمای الهی است و غیر از خدا چیزی وجود ندارد، پس من انسانی چیست؟ آن چیزی که خداوند به او اراده داده چیست که به ازای اعمال آن اراده ثواب یا عقاب می‌گیرد؟ آن من غیر خدا است یا او هم مظهری از اسمای خدا است؟ اگر او هم مظهر اسمای خدا است پس نعوذ بالله خداوند به خودش پاداش می‌دهد یا خود را عذاب می‌کند؟ چه کسی مسئول است و جنسش از چیست؟ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر ممکن الوجودی در ذات خود ممکن الوجود است و امکان آن، ذاتی آن است و حضرت حق به هر ممکن‌الوجودی وجود می‌دهد و موجودی مثل انسان که دارای ابعاد مختلف است باید خودش خود را متعالی کند و وجود ملکوتی خود را بر وجود ناسوتی خود غالب گرداند. آن‌چه شما در هر مخلوقی و هر مظهری می‌توانید ببینید وجودی است که خداوند به هر مخلوقی داده و مخلوقات از این جهت مظهر اسماء الهی هستند، نه از جهت امکان ذاتی و محدودیت وجودی که دارند. که در عرفان تحت عنوان «عین ثابته‌ی مخلوق» مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید
10754

ولیّ فقیهبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: دو سوال است که خدمتتان مطرح می گردد: ۱) صورت باطنی نظارتِ ولی فقیه بر قدرت نظام اسلامی، به چه صورت در جامعه اسلامی نمود می یابد؟ ۲) آیا ولی فقیه خود می تواند مبنای نظارت بر قدرت در نظام اسلامی را از خود خلع نماید؟ (و من الله التوفیق)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به همین شکل که ملاحظه می‌فرمایید که ولیّ فقیه تا آن‌جا که ممکن است در امور سه قوه دخالت نکند ولی به جهت‌گیری آن‌ها نسبت به اهداف انقلاب کمک کند 2- هرگز نمی‌تواند زیرا این مساوی سلب مسئولیت از مسئولیتی است که به عهده گرفته مگر این‌که از آن کار به‌کلّی استعفا دهد. موفق باشید
9772

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در فقه مطرح می شود اگر قسمتی از پوست بدن را طوری جدا کنی که سوزش داشته باشد چون روح ندارد آن قسمت نجس می شود و باید تطهیر کرد. بنده از استادم سوال کردم حال اگر پوست بدن توسط ماده ی بی حسی نیز بی حس شده باشد جدا کردن پوست دیگر درد ندارد آیا باز هم باید آن قسمت را تطهیر کرد؟ ایشان فرمود بله. اما بنده با خودم فکر کردم وقتی بدن بی حس می شود روح و نفس دیگر آن قسمت را تدبیر نمی کند پس جدا کردن پوست را بریدن آن قسمت از بدن دیگر جزو نجاسات محسوب نمی شود. به نظر شما استنباط بنده درست بوده یا خیر؟ آیا این مبحث در فقه بیان می شود یا خیر. البته این نظر بنده و یک کنجکاوی بود و خدای ناکرده قصد اظهار نظر در برابر حکم فقها را نداشتم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تطبیق نکات فقهی با مباحث معرفت نفس در این کار مشکل باشد. موفق باشید
9763
متن پرسش
سلام حضرت استاد: من دختری هستم در شرف ازدواج اما دلم نسبت به این امر راضی نمی شود، فکر می کنم ازدواج آن چنان که به سود مرد است برای زن، چندان فایده ای ندارد، این که زن، در اختیار مرد قرار گیرد و متحمل درد و سختی شود، برای خودش چه فایده ای خواهد داشت؟ حضرت استاد، من خیلی نگرانم، فکر می کنم ازدواج و بچه داری، فقط برای زن درد دارد و سختی، این که زن دیگر برای خودش نباشد، فراغتی برای خودش نداشته باشد و یا خودش را وقف مرد کند یا بچه، چقدر او را به رشد و سعادت می رساند؟ پس تحصیل او، علم او، هنر او چه می شود؟ وقتی که هر کس باید صرفا برای خودش بگذارد چه؟ من فکر می کنم تحصیل علم و... است که باعث رشد زن است اما ازدواج چه؟ آیا همان قدر که به مرد برای ازدواج و بیان ثمرات آن و حفاظت او از گناه سفارش شده، به زن هم سفارش شده است، اصلا ازدواج چه تاثیر خاصی در حفظ زن از گناه و بندگی او خواهد داشت، در کل چه ثمراتی برای زن خواهد داشت؟ در صورتی که بیشتر روایاتی که متضمن بیان فواید ازدواج اند، مردان را مخاطب قرار می دهند. این که در پاسخ سوال 9736 لذت ازدواج را با لذت لقاء مشابه دانسته اید، آیا در مورد زن هم صادق است یا خیر؟ اصلا آیا این کار برای زن هم همانقدر لذت دارد که برای مرد؟ آیا برای زن صرفا درد و سختی و برای مرد لذت نیست؟ (این سوال را لطفا جواب بفرمایید) آیا راه عفت را پیش گرفتن مفیدتر از ازدواج نیست؟ البته من دختر خودخواه و نامهربانی نیستم اما شما را امین دیدم که آنچه در اعماق قلبم است برایتان بگویم، من اگر بخواهم دلایل خودم برای ازدواج را شمارش کنم، اولین آن، رفتن بدون دردسر به هیات است، بعد، زندگی با کسی هم عقیده خودم که دیگر برای ابراز عقیده مشکلی نداشته باشم، بعد داشتن محیطی ساکت و آرام برای مطالعه و...، بعد کم شدن ارتباط با نامحرم و انجام کارهای شخصیِ مرتبط با نامحرمِ من توسط همسرم، بعد لقمه حلال بی شبهه و مواظبت بر خمس آیا این اهداف من با خریدن ماشین و گرفتن خانه شخصی و داشتن شغل قابل دسترسی نیست که من برای رسیدن به آن ها متحمل زحمت شوم و ازدواج کنم؟ اساسا من باید به چه دلیلی ازدواج کنم که آن دلیل بدون ازدواج میسر نیست؟ خواهش می کنم از بچه و فرزند آوری چیزی نگویید که من از این کار در همه مراحلش واهمه دارم، از دردها و سختی هایش گرفته یا گرفتن خودیت زن از او. چه کنم حضرت استاد، خواهش می کنم راهنمایی ام کنید. خیلی التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده به‌طور کلّی از ازدواج می‌دانم – به استثناء آن‌هایی که یا شرایط ازدواج برایشان تقدیر نشده و یا روحیه‌ی ازدواج‌کردن ندارند – یک گرایش فطری است و نه غریزی و جوابگوی نیاز فطری زن و مرد است و به هیچ‌وجه سهم مرد در آن بیشتر نیست، بلکه شرایط مناسبی است برای زن تا محیط تربیتی خانه را شکل دهد و آن‌طور که انسان با ازدواج معنای زندگی را می‌فهمد هیچ‌وقت با تحصیل و کتاب و درس و جلسه و هیئت نمی‌فهمد و آن نکته‌ای هم که در رابطه با قدرت انتقالی که لذّات جسمانی داشت مسلّم برای هر دوی زن و مرد پیش می‌آید، در صورتی که اهل ایمان باشند و نظر به لقاء الهی داشته باشند. موفق باشید
9179
متن پرسش
با سلام: نظر شما در مورد مقاله دکتر مجتبی زارعی در نشریه مدرسه علوم اسلامی سیاسی در نقد استاد داوری چیست؟ لطفا به این سوال هم پاسخ دهید: از نظر بعضی اساتید، مباحث تقدیر تاریخی دکتر فردید به نوعی جبر تاریخی می انجامد و در این دستگاه فکری امکان وقوع انقلاب اسلامی وجود ندارد. شبیه این مطلب را استاد رحیم پور به صورت اجمالی و سربسته بدون ذکر نام دکتر فردید در همایش امام خمینی و تقدیر تاریخی عصر فرموده بودند. خواستم نظر خود را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاله‌ی آقای دکتر زارعی را ندیدم و تقدیر تاریخی که دکتر فردید می‌گوید همان توجهی‌ است که ما در متون دینی به سنت‌های الهی در عالم داریم و نه تنها جبر پیش نمی‌آورد بلکه انسان را به تاریخ خود آگاه می‌کند تا بداند چه کاری را می‌تواند در این تاریخ انجام دهد. در شش جلسه که در مدرسه‌ی معصومیه عرض شد، در این موارد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
6045
متن پرسش
با عرض سلامو خسته نباشید خدمت جناب اقای طاهرزاده سوالی که برای من پیش امده این است که اگر انسان در معاد بخواهد همسر دنیایی خود در کنارش باشد میسر است واین در چه صورتی است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت‌های این دنیایی در آن دنیا نیست چون قرآن می‌فرماید: «فَلا أَنْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَ لا یَتَساءَلُون‏» ولی از طرفی می‌فرماید: «مِمَّا یَشْتَهُونَ» متقین هر آنچه را بخواهند دارند. موفق باشید
5600
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی و آرزوی توفیق. استاد در مبحث معاد، در بحث برزخ به حدیثی از امام صادق اشاره داشتید که قبر روزی سه بار فریاد می زند من خانه خاکم و ...و بعد توضیح دادی منظور از قبر در تمام روایات ، برزخ است و در پاسخ به دوستانی که معتقد بودند ظاهر روایت حاکی از همین قبر معمولی است و همین خاکها، فرمودید باید نظر کرد این چه قبری است که حرف می زند و فرمودید شما خاک را بیاورید در ذهنتان، درست است اصلش را از همین خاک گرفته اید اما تصویری که در ذهن شماست جدا از این خاک است و ...اما استاد در آخر ، مطلب را آنگونه که باید و شاید جمع بندی نفرمودید(اینها که به عرض می رسان مربوط به فایل صوتی است)؛ استاد واقعا ظاهر روایت همین خاک عادی را به نظر می آورد. در ضمن این که می فرمایید این چه قبری است که حرف می زند، خب استاد مگر در مورد درخت و زمین و آسمان و ...نداریم که دایم تسبیح حق می گویند؟خب همانگونه که همین درختان عادی دارند تسبیح می گویند و ما نمی شنویم، همین قبرهای خاکی هم دارند صدا می زنند و مانمی شنویم. لابد کسانی که چشم دلشان باز است و گوش قلبشان، می بینند و می شنوند...استاد لطف می کنید توضیح بیشتری مبذول دارید. تشکر می کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرفتان درست است که همین خاک با جنبه‌ی ملکوتی‌اش شعور دارد و تسبیح می‌گوید و می‌گوید من قبرم و محل مؤذیات، و امام با نظر به جنبه‌ی ملکوتی قبر به ما خبر دادند. تأکید بنده هم آن است که از جنبه‌ی ملکوتی قبر غافل نشوید که موجب انکار شما شود. مگر حضرت علی«علیه‌السلام» نفرمودند در سفری که با رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در بیرون مکه داشتم به هیچ سنگ و کلوخی برخورد نکردم مگر آن‌که اظهار داشت «السلام علیک یا رسول‌اللّه؟» حضرت علی«علیه‌السلام» جز نظر به ملکوت آن سنگ و کلوخ‌ها داشتند؟ وگرنه هرکسی باید صدای آن‌ها را می‌شنید. موفق باشید
5565
متن پرسش
سلام علیکم استاد. استاد رمضانی (از شاگردان علامه حسن زاده) سیری برای مطالعه فلسفه اسلامی ارائه کردند که به ترتیب مکاتب موجود در این زمینه بود، بعد از مطالعه منطق از مشاء و اشراق تا حکمت متعالیه و بعد عرفان اگر در این سیر شروع به کار کردیم، جایگاه کتاب های آیت الله جوادی املی و علامه حسن زاده در این سیر کجاست؟ بنده کتاب شرح مراتب طهارت از علامه را برای مطالعه گرفته ام اما بعضی مطالب آن اصلا برای من قابل قبول و گاهی قابل فهم نیست. بنده بک طلبه سطح 2 هستم چه باید کرد؟ آیا کتابهای این بزرگواران را در لابه لای این سیر مطالعه کنیم یا بگذاریم در آخر؟ که البته این آخر چندین سال طول می کشد چون اتمام این سیر کار سختی ست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم نباید در هرحال از کتاب‌های حضرت امام و علامه طباطبایی و آیت‌اللّه جوادی غافل بود، همان‌طور که نباید از کتاب‌های آیت‌اللّه حسن‌زاده غافل بود. موفق باشید
3404
متن پرسش
باسلام خدمت استاد من خاستگاری داشتم که ازلحاظ مذهبی پسری است که1- فوق العاده رعایت حلال وحرام را میکند 2-اهل نمازوروزه هم هست 3-صادق وساده4اهل امر به معروف مشکلی که هست 1-یکبار ازدواج کرده وطلاق گرفته2-سادگی ازلحاظ اخلاقی او مرا نگران میکند 3محبتش به دلم ننشست4پدرم هم راضی نیست اما دلیل هم نمی اورد حال نمدانم چه کنم میترسم خدابخاطر تقوایی که دارداگر نه بگویم مواخذه شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این چیزی نیست که امثال بنده بتوانم نظر بدهم باید بررسی شود علت طلاق همسرشان روحیه‌ای است که کلاً نمی‌تواند با زنان درست رفتار کند؟ یا آن همسرشان مشکل اساسی داشته، وگرنه صرف آن‌که همسر خود را طلاق داده نمی‌تواند مانع ازدواج با او باشد. موفق باشید
2444

ورزشبازدید:

متن پرسش
سلام و خداقوت با آرزوی سلامتی و قرب حق برای شما اگر بخواهیم یک رشته ورزشی را انتخاب و انشالا ادامه دهیم شما به ما چه رشته ای را سفارش می کنید که هم خدا از ما راضی باشد و هم توان یاری امام عصر را پیدا کنیم؟ التماس دعای فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی خودم رشته‌های رزمی مثل تکواندو و کاراته و کوه‌نوردی را در آن زمان‌ها انتخاب کردم و پشیمان هم نیستم. موفق باشید
2037
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: آیا انسان در خواب اراده تشریعی دارد ( اگر دارد مگر نفرمودید نفس بدون بدن نمی تواند اراده کند )
متن پاسخ
انسان در خواب تحت تأثیر ملکات خود می‌باشد و هیچ اراده‌ای که منجر به انتخابی جدید شود ندارد .
1641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا این صحت دارد که اسامی یاران امام زمان همراه با ذکر شهر در روایات آمده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده اطلاعی ندارم ولی مسلماً امام یاران خود را می‌شناسند و آن‌هایی که تلاش می‌کنند تا خود را شایسته‌ی یاری امام زمان‌شان کنند کمک می‌کنند. موفق باشید
نمایش چاپی