باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید روح فرهنگ ظلمانیِ غرب را درست مطرح کنیم، دیگر مطابق آن عمل نمینماییم بلکه به صورت عقلایی آنچه را نیاز داشته باشیم، میخریم در عین آنکه سعی بر زیبایی و مفیدبودن آن داریم، حال چه مطابق مدّ باشد و چه نباشد، مسئلهی زیبایی غیر از تجمل است. در تجمل چیزهای مندرآوردی در میان است و این غیر از آن است که زیباییهای فطرتپسند را شکل دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی میفرمایید ولی از استعداد این نسل غافل مباشید، چیزهایی را متوجه میشوند که خواص ما متوجه آن نیستند. بنده در جزوهی «بررسی نحلهی نجف» نشان دادهام که چطور شهداء و رزمندگان ما تا فنای ذاتی که عالیترین مرتبهی سلوک سالکان است، پیش رفتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جلو ضرر را در هرجایی بگیرید نفع است. بالاخره انسان باید در این دنیا کاری را برای خود پیدا کند و در آن کار تبحّر بیابد. با مشورت افرادی که شما را میشناسند مشکل را حلّ کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان به طهارت روحانی نزدیک شود، بیشتر خود را به نایب امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجه» خود نزدیک میبیند، در آن حدّ که معنایِ بودن خود را بیش از آنکه در بقایِ خود جستجو کند، در بقایِ او مییابد و منِ برترِ خود را در شخصیت او پیدا کرده است. در این دنیا زیباترین عشقِ روی زمین، همین است و بس! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همینطور است و جناب ملاصدرا در جلد 8 و 9 اسفار، بهخوبی به آن پرداخته است 2- حجت الهی همیشه در عالَم با مظهریت خاص بوده است، حال یا با مظهریت انبیاء و یا با مظهریت اولیاء؛ تا اینکه با رسول خدا«صلواتاللّهعلیه» مظهریت تامّ آن حقیقت به صحنه آمد و با ائمه«علیهمالسلام» تا غیبت امام زمان«عجلاللّهتعالیفرجهالشریف» ادامه یافت و با به صحنهآمدن حضرت حجت«عجلاللّهتعالیفرجه» به کس دیگری منتقل نشد، ولی در غیبت رفت. از این جهت حجت، همیشه در عالم بوده است و اگر بگوییم بعد متولد میشود، از تحقق تامّ و تمام آن تا مرحلهی مظهریت غفلت شده. مظهریتِ حجت الهی یک بحث است، غیبت آن بحث دیگر. ولی غیبت غیر از عدم خلقت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از دانشمندان میگوید: «تا از اختیارداشتن از من نمیپرسی بهراحتی با اختیار خودم ـ به صورت علم حضوری ـ اموراتم را انجام میدهم ولی وقتی از آن میپرسی تازه مسئلهدار میشوم که راستی اختیار چیست؟». این دانشمند میخواهد بگوید بعضی از ادراکات ما در ساحت علم حضوری کاملاً برایمان قابل ادراک است ولی وقتی به ساحت علم حصولی آمد دیگر از ادراک آن عاجزیم. مشکل آن است که میفرمایید: چگونه بدون دلیل توجهم را از این افکار منصرف کنم. مگر برای این امور به دلیل نیاز داریم؟ موفق باشید
