باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» از حضرت صادق (عليه السلام) در اين رابطه داریم که: «إِنَّ فِي حِكْمَةِ آلِ دَاوُدَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ لَا يُرَى ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ؛ مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ ذَاتِ مُحَرَّمٍ، وَ يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ سَاعَةٌ يُفْضِي بِهَا إِلَى عَمَلِهِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سَاعَةٌ يُلَاقِي إِخْوَانَهُ الَّذِينَ يُفَاوِضُهُمْ وَ يُفَاوِضُونَهُ فِي أَمْرِ آخِرَتِهِ، وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّاتِهَا فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ، فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ»[1] در حكمت آل داود چنين است كه شايسته است مسلمانِ عاقل زمانى از روز خود را براى كارهائى كه بين او و خداوند انجام مى گيرد، اختصاص دهد و زمانى ديگر برادران ايمانى خود را كه با همديگر در امر آخرت مشاركت دارند، ملاقات كند و زمانى نفس خود را با لذائذى كه گناه نباشد آزاد بگذارد. زيرا اين زمان، آدمى را در انجام وظائف دو امر ديگرش كمك مى كند. ملاحظه مى فرماييد كه حضرت مى فرمايند از طريق لذّت با همسر حلال خود كمك بگير براى ارتباط با خدا و آبادانى آخرت؛ «فَإِنَّهَا عَوْنٌ عَلَى تِلْكَ السَّاعَتَيْنِ» و معنى انتقالى كه عرض كردم به همين معنى است، و لذا نه بايد از آن لذّت فاصله گرفت، و نه بايد در آن متوقف شد. لذّات حرام بر عكسِ لذّات شرعى كه داراى باطن قدسى و عمق معنوى است، بى باطن و بى ريشه مى باشند و به همين جهت عمق جان مرتكبين را ارضاء نمى كنند و لذا آنها گرفتار كثرت لذات دنيايى مى شوند. موفق باشید
[1] ( 1)- الكافى، ج 5، ص 87.
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامهی طباطبایی در تفسیر آیهی 124 سورهی بقره آن امامت خاص را مربوط به حضرت ابراهیم و ذریهی آن حضرت که در مقام عصمت باشند، میداند. زیرا ظاهراً با حضرت ابراهیم تاریخی در جهان در حال وقوع است و تمدنی از بشر در حال شکلگیری است که نیاز به چنین مدیریتی دارد که جدای از نبوت حضرت است. از این جهت مشکل میشود که امام به این معنا را برای پیامبران قبل از حضرت ابراهیم قائل باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» به عنوان یک عالِم اسلامشناس، در مورد مولوی میفرمایند: مثنوى همان طور كه مولوى مىگويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و میفرمایند: مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. لذا از آنجایی که از هرچیزی میتوان سوء استفاده کرد، از مثنوی نیز میتوان سوء استفاده نمود 2- آنجایی که بحث کشتن نفس را به میان میکشد متذکر همان روایت مشهور «موتوا قبل أن تموتوا» است. به همان معنایی که باید به خواستههای نفس امّاره بیتوجه بود و معنای کشتن نفس در عمل به همین شکل است 3- همچنانکه در شرح سورهی بقره عرض شد آنجا که برای مقربین «ممّا یشتهون» هست، به جهت آن است که آنها میل خود را در ارادهی خدا فانی کردهاند و لذا به ارادهی الهی اراده میکنند و این غیر از تمنّاهای نفس امّاره است که باید مدّ نظر نباشد. موفق باشید
[1] - مقام معظم رهبرى« حفظهاللهتعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچهى دفتر اول مىگويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه نشریهی ارزشمند «شذرات» در افقی خود را شکل داده که یک افق واقعی است و نه در افقی که با توهّم و سوبژهکردنِ همهچیز همراه باشد و لذا دغدغهی تفکر دارد که رجوع آن به «وجود» است بدون آنکه گرفتار تفکر زائد باشد که گرفتار نسبتهای وَهمی است و از این جهت به دوستان هشدارباش میدهم که در لبهی شمشیر در حال حرکت هستید. اگر تفکر زائد را در این زمانه نشناسید افق تفکر حقیقی که رجوع به «وجود» است از مقابل شما در حجاب میرود و به نام تفکر با انواع بازیهای سیاسی دلخوش میشوید و صدها دوست و دشمن غیر واقعی برای خود میسازید. مواظب باشید! خوب شروع کردهاید، سعی کنید خوب ادامه دهید. آزاد از تفکرات حزبی و محدودنگر جایگاه هرکس را نسبت به انقلاب اسلامی در نظر بگیرید و پاس دارید بدون آنکه زهرِ فرقهشدن شما را مسموم کند و بیماری خودبرتربینی شما را به هلاکت برساند زیرا که «انّما المؤمنون اِخوه». باید در سبک و سلوک خود نشان دهید همهی آنهایی که با هر سلیقهای به انقلاب و رهبری تعلق دارند، محبوب شما هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که عموم انسانها از جهت فطری متوجه حضور خدا و ابدیت خود هستند، میماند که با تزکیهی لازم آن را احساس میکنند و لذا در کنار روزهی ماه رجب برای آنکه عقل هم چموشی نکند و همراهی نماید مباحث کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن پیشنهاد میکنم. از طرفی فراموش نکنید اگر دغدغهی رسیدن به حقیقت را داشته باشید راهکارها کمک میکند، و اگر مایلید به قول خودتان در سیاهچال حیات باقی بمانید کسی کاری به شما ندارد که میفرمایید بگذارید درآن حیات بمانیم!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا آنجا که بنده در جریان فضای زمان سوفسطائیان هستم همان فضایی که سقراط توسط سوفسطائیان محکوم به اعدام میشود، فضا، فضای سیاسی است و لذا نباید برای انکار «وجود» توسط گرگیاس به دنبال دلیل علمی و عقلی بود. جناب آقای دکتر داوری در آثار خود این موضوع را بهخوبی روشن کردهاند 2- مسلّم سوفسطایی وجود خارجی را انکار میکند ولی به شما اجازهی تفکیک اصل وجود از وجود خارجی را نمیدهد. موفق باشید
