بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. از لحاظ علمی، کتب عمومی علامه طباطبایی سنگین تر است و نیاز به پیش نیاز بیشتری دارد یا کتب عمومی آیت الله جوادی حفظه الله تعالی؟ منظورم از عمومی اینست: کتبی مانند شیعه در اسلام و قرآن در اسلام از علامه - و - کتبی مانند دین شناسی و اسلام و محیط زیست و .. از آیت الله جوادی. 2. دومین سوال که در گرو سوال اول پاسخ داده می شود اینکه: اول نظر علامه را در هر زمینه بخوانیم بعد نظر آیت الله جوادی را بالعکس؟ البته تفسیر را نمی گویم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به موضوعی دارد که باید دنبال کنید. آری! در مورد تفسیر قرآن خوب است ابتدا تفسیر «المیزان» را شروع کنید. در سایر امور نیز با نگاه علامه شروع کنید، بهتر است زیرا عموماً آیت اللّه جوادی مبتنی بر نظر علامه، موضوع را شرح می‌دهند. موفق باشید

13546
متن پرسش
با عرض سلام و احترام: بر طبق آموزه های دینی یاد گرفته ایم که علم مقدم بر عمل است و بخوبی این مطلب با مثال ثابت می شود و محسوس است. ولی در فلسفه بحثی هست راجع به نسبت عمل و نظر که بعضی از فلاسفه منجمله نیچه و هایدگر درباره این نسبت تامل کرده اند و تقدم عمل را اثبات کرده اند. اولا آیا تقدم در هر دو مورد به یک معناست و ثانیا آیا می شود گفت از نظر رتبی علم مقدم بر عمل است و از نظر زمانی عمل مقدم بر علم؟ و اصلا اگر عمل را از مقوله ی قدرت بدانیم آیا در اینجا بحث تقدم و تاخر معنا دارد چون در مقام ذات صفات وحدت دارند و در خارج هم تقدم صفات هم عرض بر یکدیگر معنا ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستگاه فلسفه‌ی اسلامی هرگز به دنبال نگاه نیچه و هایدگر به عالم و آدم نباشید. برای فهم سخن آنان باید از نگاه انتزاعی و متافیزیکی فلسفه‌ی معمول، خارج شد. در آن‌جا معنای انتزاعی تقدم علم بر عمل و یا عمل بر علم، مطرح نیست و تازه برای فهم نیچه و هایدگر نگاه دیالکتیکی هگل ضرورت دارد. با این توصیف است که می‌خواهم عرض کنم عین جملات نیچه و هایدگر را مرقوم فرمایید تا با زبان خودِ آن‌ها بشود تبیین کرد. موفق باشید

12504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: احتراماً، بنده در حال تحقیق در باب اساطیر و آزمونهای پاکی که نقش اول آنرا «آتش» بر عهده دارد، هستم. در شاهنامه سیاوش از آتش می گذرد، در راماین سیتا در درون آتش قرار می گیرد و به این وسیله بی گناهی این دو ثابت می شود . آتش حضرت ابراهیم (ع) را نمی سوزاند و همچنین حضرت موسی (ع) را. استنباط بنده این است که آتش به گوهر پاک این افراد نمی تواند صدمه ای وارد کند، هر چند بی گناهانی هم بوده اند که در آتش سوخته اند مانند ژاندارک و همچنین بارها در بسیاری از مقالات خوانده ام که گناهکاران در جهنم با آتش تطهیر می شوند. حضرت استاد راز این نسوختن در آتش و تطهیر به واسطه این عنصر چیست؟ و راز سوخته شدن بسیاری از بی گناهان در آتش چیست؟ لازم به ذکر است که اینجانب دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد زبان آلمانی می باشم و هدف از این پرسش تحریر مقاله ای در این راستاست. در صورت امکان پاسخ این پرسش را سریعتر برایم ارسال فرمائید. با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خیلی از این حرف‌ها سر در نمی‌آورم. تنها می‌توان گفت چون سوزندگی آتش برای مردم ملموس است آن‌جایی که خداوند بخواهد تاریخ دیگری را ظهور دهد و اراده ی دیگری در میان نباشد، سوزندگی آتش را خنثی می‌نماید که در مورد حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» ملاحظه می‌نمایید که خداوند از این طریقه ربوبیت خود را ظهور داد. ولی آن‌جایی که اراده‌ی دیگری در کار است مثل شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» و در متن این شهادت رسوایی بنی‌امیه اراده شده است، موضوع فرق خواهد کرد. موفق باشید

11866

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ضمن تشکر از شما: سوالی از حضورتان داشتم در رابطه با تکلیف و حق پدر و مادر. بنده در خانواده مذهبی نبودم و مدام از جانب فامیل و خانواده بابت اعتقادات و افکارم مورد تمسخر و سرزنش قرار می گیرم و یکی از این موارد که بارها و بارها باعث بحث و رفتار نه چندان خوبی بین من و پدرم شده است مسئله پرداخت خمس است یا شرکت در مجالس گناه و... بارها بابت پرداخت خمس صحبت کردم اما منجر به عصبانیت و ناراحتی ایشون شده است و حتی باعث توهین و بدرفتاری با من هم شده و البته ایشان اخلاق تندی هم دارند و با هر امری که مخالف میلشان باشد رفتار اینگونه دارند بارها سعی کردم تحمل کنم اما گاهی اوقات من هم رفتاری می کنم که ناراحتی را بیشتر می کند واقعا در اینگونه موارد تکلیف چیست؟؟ به هر حال هرکس عزت و شخصیتی دارد و در برابر تخریب آن واکنش نشان می دهد و این نگرانی هم مدام همراه من است که این اخلاق و تضاد فکری بسیار من با ایشان در امر ازدواج هم مشکل ساز شود چرا که اولویتها و ملاکهای من برای ایشان بی معنی و اولویتهای ایشون هم برای من اصلا اولویت نیست. بسیار لطف می فرمایید اگر به بنده کمک کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روشن است که شما نمی‌توانید پدرتان را متذکر وظایف شرعی‌اش بکنید، تکلیفی ندارید که بخواهید دعوا راه بیندازید. درگیر نشوید و احترام‌شان را حفظ کنید. موفق باشید

10978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده: من کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین شما را خواندم ولی در صفحه 193 و 194 که داستان زید ابن حارثه را بیان فرمودید دچار یک سرگردانی شدم که آیا این زید همان زید بن حارثه ای بود که ماجرایش در قرآن آمده و زینب را طلاق داده؟ (چون می خواستم به این نتیجه برسم که آیا یک انسان باتقوا زنش را طلاق می دهد یا نه؟) پس از پرسش از دو روحانی باز این سرگردانی من حل نشد چون یکی می گفت خودش است و دیگری می گفت این اشتباه است آن که چشم برزخی داشت حارث بن زید است نه زید ابن حارثه. و می دونم که این مربوط به علم رجال است. بالاخره استاد حقیقت چیست؟؟؟ ممنون میشم جواب بدید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نام اصلی آن شخصی که در آن کتاب آمده حَارِثَةَ بْنَ مَالِک‏ است و همان سال‌های اول که اسلام در مدینه آمد شهید می‌شود و این غیر از زیدی است که در سوره‌ی احزاب از آن نام برده شده. البته این هم مرد فرهیخته‌ای بوده و جریان طلاق زینب بنت جحش حکمتی دارد که در بحث سوره‌ی احزاب عرض کرده‌ام. موفق باشید
10912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام حضرت حق: با سلام استاد بزرگوار بنده در آشنایان کسانی را دارم که اهل نماز نیستند. به ذهن بنده این طور خطور می‌کند که اینها از حقیقت دین اسلام آگاه نیستند همان‌طوری که من هم فرسنگ‌ها فاصله دارم و شاید در لبه‌های مرز قرار گرفته بودم که لطف خدا دستگیریم کرد (البته این مرز هم مستحضرید برای همه یکسان نیست مثلا برای بنده ترک نماز نبود شاید اعتقاداتم ضعیف بود و در کنار نماز هم داشتم کارهای حرام هم انجام می دادم) ضمناً الان با بعضی‌ها خصوصا از قدیمی‌ها هم صحبت می کنم می بینم نماز خوندن آنها هم به دلیل این است که پدرانمان هم نماز می خواندند مثل ارث می‌ماند این واقعا برای من مایه تاسف بود و احساس می کنم با این تهاجم فرهنگی و این دوری از حقیقت (چون تا چندی پیش هم منم مثل سایرین بودم و دین برایم زیاد توجیه نشده بود مثل میوه ای که از دور ببینی تا نخوری و نچشی طعم آن را نمی‌فهمی و تا زمانی که از دور نظاره می‌کنی تا مدتی چشم را سیر می کند و بعد از آن تمایلی به نگاه‌کردن نداری البته عذر می‌خواهم برای این تشبیه مثالی در حد فکر کوچک خودم بود) باعث دین‌گریزی جوانان می‌شود و از طرفی مسائلی که در جامعه پیش می آید و بی عدالتی‌هایی که صورت می‌گیرد هم لطمه بیشتری را به ساحت دین وارد می آورد چون یک عده می گویند حکومت ما اسلامی است. البته باز هم بنده فهمیدم این دوری از حقیقت دین و به قول شما نزدیکی فرهنگ غرب به ماست اما با توجه به مطالبی که نوشتم لطف کنید ایراداتی که وارد است بفرمایید در ثانی غرض از نوشتن این‌ها اینکه بنده با آن شخصی که اهل نماز نیست باید قطع رابطه کنم یا رفتارم طوری باشد که اگر خدا خواست دین را بپذیرد مثلا اگر به عنوان مهمان وارد شود آیا باید پذیرای او باشم چون مهمان حبیب خداست؟ ثالثا بنده فکر می‌کنم اگر مباحث شما در مدارس تدریس شود خیلی کمک به دین و دنیای مردم می کند. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است که می‌فرمایید اکثراً معذورند و وظیفه‌ی ما است که با خوش‌رویی با آن‌ها برخورد کنیم تا زمینه‌ای فراهم شود و بتوانیم پیشنهادهای لازم را به آن‌ها بکنیم. موفق باشید
10551
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و ارجمند: نظر شما در مورد خلسه (حالتی بین خواب و بیداری) عرفایی همچون آیت اله قاضی، سید هاشم حداد چیست؟ آیا برای من که چند سالی است تزکیه و تهذیب نفس انجام داده ام پیشنهاد می کنید یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حالت خلسه در اختیار ما نیست، حالتی است که برای نفس سالک پیش می‌آید. وقتی نفس آماده شد، با پیش آمدن حالتی که به آن خلسه می‌گویند از عالَم کثرات تا حدّی آزاد می شود و یک نوع هوشیاری برتر به او دست می‌دهد. موفق باشید
10535
متن پرسش
با سلام: منظور از انتقام خون امام حسین علیه السلام توسط حضرت مهدی (عج) که در زیارت عاشورا ذکر شده است چیست؟ یعنی حضرت صاحب الزمان (عج) چکار می کنند؟ اگر منظور قصاص قاتلین آن حضرت است که این کار توسط مختار صورت گرفت.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تقابل با کفر و استکبار کاری بود که حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» به آن نحوه به تاریخ عرضه کردند و مستکبران با آن مقابله نمودند و حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با حضور خود قصاص این را از مستکبران که همه یک روح‌اند در کالبدهای متعدد، می‌گیرند و برای همیشه استکبار تحقیر می‌شود. موفق باشید
9799
متن پرسش
سلام علیکم: گناهان آثار دنیوی و اخروی سوء دارند اگر گناهان آمرزیده شوند اثر سوء دنیوی و اخروی آن هم برداشته می شود؟ 2. در روایات داریم که اگر کسی به کسی ظلم کرد آثار سوء دنیوی دارد اگر چنین کسی توبه کرد و از مظلوم حلالیت گرفت اثر سوء دنیوی ظلم برداشته می شود؟ 3. با توجه به بحث دیشب و با توجه به آیه ان الله لا یهدی القوم الظالمین. همان طور که فرمودید بالاخره مومنین کم و بیش ظلم مرتکب می شوند. آیا این برداشت درست است که هرکس به اندازه ای که ظالم است از هدایت کمتر (قرب کمتر) برخوردار است نه اینکه اصلا مورد هدایت الهی قرار نگیرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: کسی که از گناهی توبه کند مانند کسی است که آن گناه را نکرده، پس آثاری از آن نمی‌ماند 2- مثل کسی است که توبه کرده است 3- همین‌طور است. موفق باشید
9552
متن پرسش
سلام: زنی هستم فعلا خانه دار، تحصیلات حقوق دارم و مدتی وکیل بودم. بخاطر جو کاری و دروغها و نوع درآمد فعلا در خانه نشستم و بچه بزرگ می کنم. گاهی عذاب وجدان دارم که اگر کار می کردم پولم را می شد به نیازمندان بدهم و کارهای خوب دیگر، اما بخاطر خستگی و تنبلی و آسایش در خانه نشسته ام. (لطفا این حس خستگی از کار و احساس تنبلی را برایم باز کنید. آیا من کم گذاشته ام برای جامعه نیازمند؟) من به عنوان مسلمان چه کاری از دستم می آید؟ برای دین و برای خدا. درخانواده سعیم بر این است که اخلاق خوش داشته باشم و دست بخیر باشم. آیا اینها برای برزخ و قیامت من کافی است؟ برای غزه فقط دعای من کافیست ؟ برای مملکت، دین و امام زمان (عج) مثلا سرپرستی یتیم و.... لطفا مرا به کارهای خانه و همسرداری ارجاع ندهید. دارم آنهارا انجام میدم اما دستم خالیست، فکر می کنم خیلی کارها باید انجام دهم ولی نشسته ام، عمرم دارد می گذرد و به 40 دارم می رسم. اما توانایی آدم 30 یا 35 ساله را دارم. برای کار فرهنگی هم موسسه ای نبود که بتوانم کاری کنم، نگرانم، لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در انجام وظیفه و تعمق در معرفت و دقت در عبادات کوتاهی نکنید بعد از آن اگر افقی گشوده شد و کاری پیش آمد که با شئون اسلامی شما متناسب بود از آن استقبال کنید. در جایگاهی از تاریخ قرار گرفته‌ایم که بنا است از تفکر غربی و سبک زندگی غربی و نوع برداشتی که غرب از انسان دارد عبور کنیم، سعی کنید خانواده‌ای را شکل دهید که خود را در مصرف هرچه بیشتر کالاها جستجو نکند، روح قناعت و سادگی و صفا را در زندگی خود حاکم کنید و از این طریق نشان دهید می‌توان نوعی دیگر زندگی کرد تا نگاه مردم ما به آینده‌ای دیگر معطوف شود و از زندگی نمایش‌گونه‌ی مالیخولیائی چشم بردارند و تلاش کنند زندگی خود را بر اساس عقاید خودشان بسازند. شما بخواهید و یا نخواهید مدّ نظر انسان‌های بسیاری هستید و تا ارزش نگاه‌کردن دارید برای الگوگرفتن از شما، به شما نگاه می‌کنند. موفق باشید
9342
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد وجه جمع روایتی که در کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها آمده است مبنی بر اینکه اگر می خواهید به مکه مستحبی بروید یا به کربلا، به کربلا بروید با دعای اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا صورت تعیّن‌یافته‌ی طواف به گرد خانه‌ی خدا است تا محور قلب و روان انسان خدا باشد، حال اگر از کربلا شروع کنیم به کعبه می‌رسیم و اگر از کعبه شروع کنیم به کربلا خواهیم رسید. این‌جا قصه‌ی آینه‌هایی است که حق را می‌نمایاند و لذا اگر در ماه رمضان یعنی در ماه میهمانی خدا، از خدا می‌خواهی که تو را مفتخر به زیارت خودش در کعبه بگرداند، در واقع کربلا و کعبه را با همدیگر طلب کرده‌ای. و این‌که از خدا می‌خواهی که هرسال مفتخر به این زیارت شوی بدین معنا است که طلب ملاقات دائمی خدا را از خدا می‌خواهی و خدا نیز ملاقات دائمی خودش را را به تو می‌دهد و پس از رحلت از این دنیا همواره و همراه همه‌ی ملائکه و انبیاء به ملاقات خدا در کربلا و کعبه خواهی رفت. موفق باشید
7163
متن پرسش
با سلام در حدیثی از حضرت صادق آمده که حضرات معصومین و پیامبر اکرم یک اسم الهی بنام اسم مستاثره را ندارند.این حدیث چگونه با علم آدم الاسما کلها قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی اسمائی که باید آدم بداند را به او تعلیم دادند ولی همان‌طور که در روایت هست اسم مستأثر اسمی است که مربوط به خداوند است و نه مربوط به خلیفه‌ی خدا. موفق باشید
6878

راضی به قضابازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بنده بعد از اینکه یک مصیبت یا شری به من می رسد تا آنجاییکه در توان بنده است سعی می کنم قلبا به خواست خدا راضی باشم. اما در همان حال، اعمال اون روز یا چند روز گذشته را تحلیل می کنم که بفهمم که علت این شر/مصیبت به خاطر کدام گناه و معصیتم بوده وتا مدتی ناخواسته خودمو در حال تجزیه و تحلیل پیدا می کنم. خودم فکر می کنم که این حدیث نفس و وسوسه شیطان است و نباید این تحلیل را انجام دهم چون با راضی بودن با رضای خدا منافات دارد. ممنون میشم بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا نه؟و اصولا این تجزیه و تحلیل را باید انجام دهیم یا نه ؟ منتدار سعید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم این دو نگاه که می‌فرمایید با یکدیگر منافات ندارند چون از یک طرف راضی به قضایی هستید که رانده شده و از طرفی در جستجوی عمل بهتری هستید برای تقدیر قضایی برتر، چون باید به قضای الهی راضی بود هرچند مقضی برای شما ناگوار باشد و تلاش کنید در آینده با مقضیِ بهتری روبه‌رو شوید. با این‌همه هراندازه به قضای الهی بیشتر راضی باشیم بیشتر به قرب الهی نایل می‌شویم، إن‌شاءاللّه. موفق باشید
6632
متن پرسش
با سلام و احترام استاد گرانقدر خواهشمندم به پرسش اینجانب که محضرتان عرض می کنم پاسخ دهید چرا که این شبه دامن یکی از همکاران بنده را گرفته است و دلایل و استدلال بنده کمکی به قانع شدنش نکرده است. سوال:چرا میزان فساد اجتماعی , فرهنگی , اقتصادی و جنسی در سطح جامعه امروز نسبت به رژیم گذشته بیشتر است؟؟ چرا ولی فقیه در جهت کنترل و بهبود اوضاع موجود که حاوی فساد اقتصادی , فرهنگی واجتماعی است برخورد نمی کند مثلا اگر رئیس جمهور به وعده هایش عمل نکرد برخورد صریح و محکم با ایشان نمی کند؟ چرا با وجود اینکه دستور داده شده است که زناکاران را سنگسار کنند یا دست دزدان را قطع کنند این امور در جامعه شیعه کنونی انجام نمی شود؟ چرا رهبر فقط نگاه می کند و حرف می زند و دیگر برخورد قهری انجام نمی دهد تا درس عبرتی باشد برای دیگران؟؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید برای آن‌که یک ملت ساخته شود دستور و بخشنامه کافی نیست باید کار فرهنگی کرد تا تاریخ جدیدی ظهور کند. امروز در تمام دنیا به جهت حضور فرهنگ غربی و از بین‌رفتن فرهنگ سنتی، فساد غوغا می‌کند و فساد آن‌ها با ایران قابل مقایسه نیست، رهبری نمی‌خواهند دخالت مستقیم بکنند تا جامعه با رشد فرهنگی خودش در انتخاب‌هایش الهی عمل کند، هرچند آن‌جاکه احساس وظیفه کرده‌اند نیز عمل کرده‌اند. موفق باشید
4954
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری سوالات و شبهات زیادی وجود دارد که موجب شد مساله را با جنابعالی در میان بگذارم. ما در همه سالها بخصوص در 8 سال گذشته شاهد بصیرت بالای مردمی در عرصه های مختلف بودیم و نظر بسیاری این است که مردم ایران توان و بصیرت لازم را برای شناخت دوست از دشمن دارند و تبلیغات رسانه های بیگانه برای مردم حنایی بی رنگ است. چرا که دست آنها برای مردم رو شده و در این بازی رسانه ای مردم ما دستشان را خوانده اند. اما ظاهر مسئله در انتخابات یازدهم رویکردی متفاوت از مردم را به نمایش گذاشته. همان مردمی که با دل پر درد از عملکرد نا عادلانه خاتمی و هاشمی در کمال نا باوری از میان هاشمی و احمدی نژاد ، احمدی نژاد را برگزیدند و در 4 سال بعد هم با یک رای بسیار بالا از او حمایت کردند این بار با یک رای نسبتا بالا دوباره با سیاست های هاشمی و خاتمی رای دادند و در حالی که انتظار می رفت عملکرد 8 ساله احمدی نژاد نمادی از خدمت واقعی دو دولت الگو باشد و راه را برای رسیدن به آینده ای بهتر هموار کند مردم این بار همان چیزی را انتخاب کردند که خواسته ی دشمن بود و شاهد بود که چگونه نتیجه انتخابات دشمن را هیجان زده کرد و به طمع انداخت. حال سوال اینجاست که آیا این مردم همان خالق حماسه 9 دی هستند؟ آیا فراموش کردند بحران اقتصادی امروز نتیجه عملکرد جاه طلبانه خاتمی و هاشمی در طی 4 دولت است؟ آیا از یاد برده اند که گسترش فساد و فحشا در طول مدت ریاست جمهوری آقای خاتمی چگونه مردم را گله مند ساخته بود؟ آیا سال 88 و موضع گیری ها و مخالفت های این آقایان با رهبری و نظام اسلامی را از یاد برده اند؟ آیا منتخب امروز مردم همان کسی است که رهبری و بسیاری از علما و اندیشمندان نظام اسلامی انتظار آن را داشتند؟ یعنی همان کسی که این شیب تند پیشرفت در نظام اسلامی را در همه عرصه ها حفظ خواهد کرد؟ آیا این انتخاب مردم بر اساس همان ملاک امام است که فرمود ببینید دشمن از چه کسی تمجید می کند؟ آیا راهی که احمدی نژاد باز کرد سر انجام همانطور که مجلس و اصلاح طلبان و سرمایه داران می خواستند به پایان رسید؟ آیا آنها موفق شدند آنگونه که باید احمدی نژاد را تخریب کنند و رای مردم نتیجه این موفقیت است؟ یا آنکه فاصله گرفتن احمدی نژاد از رهبری و مردم موجب چنین لجبازی بزرگ سیاسی شد؟ آیا امروز باید صبر کرد تا مردم متوجه آنچه انجام داده اند بشوند؟ یا آنکه اینبار هم لطف الهی شامل حال این ملت شده تا کسانی که در سال 88 دل دشمن را شاد کردند در پشت چهره حسن روحانی عمل خود را اصلاح کنند و برای همیشه چشم طمع دشمن را از اختلافات داخلی و رویارویی مردم با نظام اسلامی کور کنند؟ واقعا چگونه باید آنچه آن را حماسه سیاسی نامیدیم تحلیل کنیم که عین حقیقت باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تا حدی در سوالات قبلی نظر خودم را داده‌ام و همانطور که می‌دانید موضوعات سیاسی زوایا و پهلو‌های زیادی دارد که نمی‌توان بر روی یک پهلو متمرکز شد و از پهلو‌های دیگر غافل گشت و لذا این طور نیست که تصور شود یا این فرض درست است و یا آن فرض. در هر حال فرض آخر شما فرض خوبی است که این بار نیز دشمن مأیوس می‌شود چون نظام اسلامی نظام منسجمی است و برای خود تعریفی دارد که همه‌ی مسئولان بر اساس آن اصول عمل می‌کنند، تفاوت سلیقه‌ها نقش در تغییر اصول ندارد. مواظب باشید اگر ما با یک جناحی اختلاف نظر داریم، حتی اختلاف نظر سیاسی، تصور نکنیم آن‌جناح باطل محض است و ما حق کامل. آری اسلام حق محض است ولی ما به اندازه‌ای که به اسلام عزیز نظر داریم به حق نزدیک هستیم و از این جهت به توصیه‌ی رهبری عزیز توجه کنید که در پیام خود بعد از انتخاب آقای روحانی فرمودند فرمودند « وحدت ملی و رفق و مدارا پشتوانه‌ی امنیت کشور و خنثی‌کننده‌‌ی ترفندهای دشمنان است. » سخت متوجه توطئه‌ی دشمن در رابطه با شکاف بین ملت باشید و این در موقعی عملیاتی می‌شود که ما جایگاه جریان‌های سیاسی و فکری غیر خودمان را در نظام اسلامی نشناسیم و نپذیریم و هر جریانی که به غیر از ما فکر می‌کند را به‌کلی نفی کنیم. موفق باشید.
4310

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر شما در پاسخ به سوالی که فردی درباره اختلاف نظر با ولی فقیه پرسیده بود ، پاسخ دادید که اگر آن شخص به یقین برسد که نظر خودش درست و نظر رهبری غلط است، می تواند به نظر رهبری عمل نکند ولی حق ندارد که نظرش را در جامعه نشر دهد و موجبات تضعیف رهبری را فراهم کند. اما اینجا دو سوال پیش می آید: 1- جواز این که فرد می تواند در صورت یقین به غلط بودن حکم یا نظر رهبری ، به آن عمل نکند از کجاست ؟ آیا فقیهی اینچنین حکمی داده است یا اجتهاد حضرت عالی بوده است؟ ممکن است به بیانات چند باره رهبری مبنی بر عدم اشکال مخالفت کارشناسی با نظر رهبری استناد کنید که آن بیانات قطعا در حیطه حکم نبوده است! پس اولا از کجا می گویید که حکم ولی را در صورتی که یقین و حجت پیدا کنیم که غلط است، می توان اجرا نکرد؟ و اگر اینطور است چرا به ما گفته اند مرجع تقلید حجت است حتی اگر اشتباه کند؟ دوما اگر منظورتان فقط در حیطه نظر است سوال دوم پیش می آید: 2- اگر آن شخص به این نتیجه برسد که نظر رهبری غلط است و در نزد خداوند حجت داشته باشد که نظر رهبری غلط است، آنوقت وظیفه ای در قبال اصلاح نظر رهبری ندارد؟ چون فی المثل عموم اختلاف نظرهای مخالفان نظری آیت الله خامنه ای ، پیرامون مسائل اجتماعی و کلان است؛ نه مثلا نحوه مسواک زدن یا معیارهای یک همسر خوب !!! بنابراین اگر فردی به این نتیجه برسد ، شرعا بر او لازم نیست که جلوی یک انحراف را در مسیر اداره مملکت امام زمان بگیرد؟ مثلا در حوزه های مختلفی مثل عدالت ، سیاست، مدل پیشرفت و ...؟ نصیحت حاکمی که در خلوت و جلوت وظیفه مردم زمان امیر المومنین بوده الان جایگاهش دقیقا کجاست؟ البته ناگفته بدیهی است که اقتضائات رسانه ای زمان امیرالمومنین با اقتضائات زمان کنونی تفاوت های جدی و عظیمی دارد و فی المثل انتظار ندارم که هر بنی بشری بتواند به راحتی زمان امیرالمومنین به حاکم دسترسی داشته باشد چون قاعدتا جمعیت و حجم کار حکم اسلامی به مراتب بزرگ تر از قبل است.... ببخشید از این که پرحرفی کردم لطفا سعی کنید به تمامی سوالات مطروحه پاسخ دهید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ در علم اصول، ابتدای بخش حجج، مبحثی به نام حجیت قطع مطرح است که به این معنی است که اگر شخصی قطع به حکمی پیدا کند، برای او حجت است مگر این که از مقدمات آن قطع نهی شده باشد به همین خاطر اگر شخصی قطع به مخالفت حکم یک فقیه با واقع کند، می تواند به آن عمل نکند و حتی اگر قطع پیدا کند که حکم آن فقیه، الزام به مفسده باشد عقلا نمی بایست به آن عمل نماید. البته منظور از «حکم»، حکم مترتّب بر موضوع است که هر فقیهی آن را در موضوع های مختلف استنباط می کند ولی در مورد «حکم حاکم» و جواز و عدم جواز عمل کردن به آن، مسأله متفاوت است. 2ـ این که گفته اند نظر مرجع تقلید حتی اگر اشتباه باشد حجت است، در موردی است که برای مکلّف قطع به اشتباه بودن آن حاصل نشود که در این صورت آن حکم حجیتی ندارد. البته باید توجه داشت که تحصیل حجت و قطع، بایستی از راهی باشد که خود آن راه حجیت داشته باشد و از آن نهیی صادر نشده باشد و به همین خاطر است که برای کشف احکام و فهمیدن درست واشتباه نظر فقها، تا خود شخص اهل فنّ نشده باشد و بر طبق موازین استنباط حرکت نکند نه اشتباه بودن یک حکم را می تواند درک کند و نه قدرت استنباط حکم صحیح را دارد و به همین خاطر است که می گوییم هر کسی نمی تواند ادعای تحصیل قطع نماید تا مبادا سر از قرائت های مختلف و اجتهاد های بدون ضابطه و احکام ذوقی در آوریم. 3ـ اگر شخصی با امعان نظر کارشناسانه به این نتیجه برسد که رهبری، در حیطه ی فلان نظر، نظر خلاف واقعی دارند در صورتی که بتواند به صورت منطقی و بدون ایجاد حاشیه آن را به رهبری برساند نه تنها خدمتی به نظام مقدس جمهوری اسلامی کرده بلکه همان طور که گفته اید به وظیفه ی خود عمل نموده. موفق باشید
4291
متن پرسش
سلام علیکم خداقوت.به نظر شما بهترین فعالیت برای خانوم هایی که بچه دارند و نمیتوانند به کلاسهای حضوری بروند و دغدغه دین دارندچیست؟چه کارهای فرهنگی و هنری برایشان مفیدتر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: سعی کنند به بهترین نحو همسرداری و بچه‌داری کنند تا راه تجلی انوار ملکوت را بر قلب خود گشوده باشند. ثانیاً: وقت اضافه‌ی خود را با مطالعه‌ی روایات و تدبّر در قرآن و کتاب‌های مذهبی، رونق ببخشند. موفق باشید
2971
متن پرسش
سلام. میخواستم بدونم زنده شدن مرده ها از نظر فلسفی چه توضیحی داره. مثل زنده کردن مرده ها بدست اولیائ خدا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسانی حامل اسم حیّ الهی شد همان‌طور که نفس ناطقه‌ی انسان در بدن او تجلی می‌کند و بدن را زنده نگه می‌دارد، می‌تواند نفس ناطقه‌ی انسانی که فوت کرده است را مدد کند تا بتواند بدن مرده‌ی خود را دوباره تدبیر نماید. موفق باشید
2568
متن پرسش
سلام علیکم شما در جلسه ی سی و هشتم شرح کتاب معاد، به ویژگی برخی مکان ها و زمان ها، که آن ها را شایسته ی تجلی الهی می کند اشاره فرمودید. در آن خصوص مثال تجلی «من» در چشم را بیان فرمودید. پرسش این جاست که با توجه به حقیقی بودن روابط جهان، این استعداد از کجا می آید؟ یعنی چه خاصیتی مکان کعبه را برجسته می کند یا شب قدر را به آن ظرفیت می رساند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معانی ملکوتی فقط در ظرف خاصی امکان ظهور دارند و همین‌طور که بشر سعی می‌کند برای معانیِ عالیه الفاظ خاصی را انتخاب کند و در همین راستا نهج‌البلاغه یا مثنوی مولوی پدید می‌آید، مکان‌ها و زمان‌های خاصی هستند که ظرف انوار ملکوتی می‌شوند و کشف محمدی«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» متوجه ظرف آن مکان‌ها و زمان‌ها در رابطه با تجلیات انوار ملکوت می‌شود. موفق باشید
2153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آقای طاهر زاده من سوالی در مورد خدا و محور بودن خدا یا من پرسیده بودم و از ریا و خودخواهی انسان و ریاکار بودن او در همه شئون سوال کرده بودم که به نظر می رسد این سوال حذف شده.لابد از نظر شما کفرگویی کردم؟من همچنان منتظر هستم به آن سوال پاسخ بدهید.همان نگاه ابزاری انسان به خداوند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده جوابی نداشتم که خدمتتان بدهم. موفق باشید
1764
متن پرسش
با سلام و عرض تشکر بنده مدتی است دچار حالتی شده ام که نمی دانم راه درمانم چیست. با توجه به اینکه در عرصه ایمان و تقوا در زیر صفر هستم ولی به جای اینکه از نشانه هایی که در دنیا در رابطه ظهور حضرت حجت(ارواحنا له الفدا) آشکار شده خوشحال باشم ناراحتم . دلیل این ناراحتی که به گونه ای عجیب در من ریشه دوانیده این است که از یک طرف در طلب و یا آرزوی جزء اصحاب حضرت و زمینه سازان ظهور ایشان بودن، هستم و از طرفی چون به اوصاف اینان نزدیک نیستم و می پندارم که با ظهور حضرت از این توفیق تاریخی بی نصیب می مانم لذا به حکم حب نفس در باطن آنچنان از این وضعیت خوشحال نمی شوم که داریم به ظهور ایشان نزدیک می شویم و یا به عبارتی این که من الان در زمینه سازی ظهور ایشان نقشی ندارم خیلی آزارم می دهد و الان بیش از یک سال است که از جلوی ذهنم کنار نمی رود. خیلی هم فکر کرده ام و از جنبه های گوناگون عقلا به این نتیجه رسیده ام که باید خوشحال باشم و دعا گوی ظهور ایشان ولی مشکل من این است که این حسی که در بالا گفته ام از درونم کنده نمی شود . لطفا راه حل بفرمایید تا این حس عجیب از درونم پاک شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام همین‌که انسان متوجه عظمت مقام الهی آن حضرت باشد با ظهور آن حضرت بسیاری از مشکلات روحی‌اش برطرف می‌شود، مگر آن جوانانی که در جهت سرنگونی نظام شاهنشاهی تلاش کردند در حدّ حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» بودند؟ همین که به حقانیت مسیر حضرت روح الله پی بردند و قدم در آن راه گذاشتند انسان دیگری شدند تا آن‌جا پیش رفتند که به شهید خرازی و شهید همت و شهید باکری تبدیل گشتند،آن هم با آن‌همه جامعیت در کمال انسانی. پیشنهاد می‌کنم کتاب «بصیرت و انتظار فرج» را در این رابطه مطالعه فرمایید. موفق باشید
994

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.خداقوت خدمت استاد بزرگوار.لطفا بفرمایید که در روابط دوستانه باافراد تاچه حد باید ابراز احساسات کرد ودرمقابل پذیرای احساس آنها بود چون بنظر این حقیر در بسیاری موارد اتلاف وقت و غفلت و وابستگی شدید احساسی طرف مقابل را به همراه دارد و طرف انتظارات بالا از جمله ابراز علاقه شدید ووقت گذاشتن زیاد را داردآیا برخورد سرد با اینگونه افراد همراه با ناراحتی آنها و فشار روحی ناشی از آن درست و مورد رضایت حق است؟حد اعتدال ورضایت حق چگونه است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی در زندگی خود با برنامه کارهایتان را انجام دهید. دیدار و ارتباط با دوستان را هم طبق برنامه انجام دهید تا دوستانتان هم بدانند شما در کارها برنامه دارید در نتیجه مرز ارتباط شما با آن‌ها مشخص می‌شود و انتظار ارتباط بیشتر ندارند تا فکر شود شما بی‌مهری کرده‌اید و عملاً از این طریق از مرز احساسات به فضای رابطه‌ی عقلی وارد شده‌اید. موفق باشید
14442
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: قال امام بافر (ع): خداوند در روز قیامت برای حسابرسی بندگان به میزان عقلی که در دنیا به آنان داده باریک بینی می کند. کافی ج1 ص 10. 1 منظور از دادن در این حدیث با مباحث معرفتی شرح داده شده توسط شما که می فرمایید «ربنا الذی اعطی کل شی الخلقه» چگونه قابل جمع است؟ دادن یعنی چه؟ باریک بینی یعنی چه؟ در حالی که شما در بحث معاد ضربه زدن به کسی که بگوید مردم می گفتند اینگونه است را توسط نکیر و منکر می فرمایید و حتی بحث سعد معاذ هم با آن مقامش قابل بحث است. 2. آیا شما بحث وجود ذات ممکن مد نظرتان است و حدیث اعمال بر پایه اختیار فرد را متذکر است؟ 3 بحث فطرس ملک با بحث مجرد بودن و اختیار نداشتن چگونه شرحی دارد؟ 4. در دیدار مقام معظم رهبری حفظه الله با همسر شهید هسته ای به عنوان دلگرمی و بشارت فرمودند هنگامی که شهید خونش بر زمین ریخته می شود در همین نشئه می بیند که فرشتگان به سوی او می آیند و او را مسرور می کنند و حتی حضرت آقا فرمودند با همین چشم مادی و با دست اشاره به چشمشان کردند. منظور از چشم مادی و در همین نشئه در این فرمایش چیست؟ در حالی که بحث مجردات با وسیله مادی دیده شدن و اشاره به چشم مادی کمی مبهم است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1 و 2- این دو موضوع قابل جمع است زیرا باز به همان اندازه که خداوند به آن‌ها فهم و عقل داده است خلقت آن‌ها را دیده و در نظر گرفته است و آن‌ها به همان اندازه‌ی عقل‌شان باید توحید را دنبال کنند و اگر به آن پشت کردند و تحت تأثیر عقاید مردم زمانه قرار گرفتند با آن‌ها برخورد خواهد شد. 3- آیت‌اللّه جوادی در درس خود می‌فرمودند: قضیه‌ی فطرس ملک مبنائاً و بنائاً آب زیرش می‌رود. یعنی نه از نظر سند معتبر است و نه با مبانی عقلی و قرآنی مطابق است 4- ما در برزخ و قیامت هم با همین چشمِ نفس خود می‌بینیم، منتها در آن شرایط با ابزار مناسب آن شرایط. موفق باشید

11843
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: مشیت چیست؟ آیا مشیت ازلی است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشیت یا اراده‌ی الهی ذاتی حضرت حق است و ازلی است و در سنت‌های الهی ظهور پیدا می‌کند. در جزوه‌ی «جبر و اختیار» در این مورد عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

11710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ذکر یونسیه در سجده برای اوایل چند تا گفته شود بهتر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی می‌فرمودند یا 400 مرتبه، یا نیم ساعت. موفق باشید

نمایش چاپی