باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید همین سخن شما درست باشد، بهخصوص که مسئولان سپاه هم از حضور غیر مستشاری ایرانیان که بیشتر مربوط به اعضاء سپاه و سرداران میباشد، استقبال نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون از طرف حضرت صادق«علیهالسلام» جمعشدن شیعیان در کنار هم و عزاداری کردن آنها برای امام حسین«علیهالسلام» تأیید شده است، آنچه ما فعلاً در مراسم عزاداری انجام میدهیم، خوب است. منتها باید مواظب باشیم حالت ریایی به خود نگیرد. توصیهی آیت اللّه ملکی در جای خود به عنوان یکی از مسیرهای سلوک، بسیار با ارزش است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل کار درست است ولی باید به دعاهای معتبر رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خود بنده هم سالهای قبل آن نامه را دیدم و با توجه به آنکه در آن زمان هنوز فضای مجازی به این صورت راه نیفتاده بود، فکر نمیکنم در فضای مجازی بتوانید آن را پیدا کنید. همین اندازه در ذهن دارم که در زمان نخست وزیری آقای موسوی بود، نامهای ظاهراً در 14 بند 2- حداقل در نوعِ انتخاب ما در راستای دامننزدن به اشرافیت، مؤثر خواهد بود و اینکه روح انسان از آلودگی به دنیا مصون میماند 3- در نگاه تمدنی هرچیزی در نسبت به اجتماعِ مورد قبول عقل و فطرت، مدّ نظر قرار میگیرد و از نگاهِ فردگرایانه، انسان را آزاد میکند. با کتاب «تمدنزایی شیعه» میتوانید شروع کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سالهای قبل این متن را دیدم ولی در جمعبندی، دستور آیت اللّه جوادی را راحتتر میدانم که میفرمایند بهترین ذکر، یاد مرگ است. و در این فضا دستورات شرعی و عبادات در جای خود قرار میگیرد. لذا بیشتر به مباحث معاد باید پرداخت تا إنشاءاللّه بشود همواره خود را در قیامت احساس کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدّ معقول میتوانید درمان را ادامه دهید ولی متوجه باشید اگر جواب نمیگیرید، مصلحت شما در همین است. به زیباترین شکل در ارتباط با خدا که همان تسلیم و راضیشدن است، اقدام نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده در ورزش تحرکی منظم و کلاسیک است، حال به هر صورت که باشد، ولی ورزش قهرمانی منظور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1 و 2 – آری! 3- علم حضوری مثل نور است و انسان را به یک کلیّتی در مورد فهم بسیاری از امور میرساند. ولی در صورتی حقیقتاً عارف واقعی خواهد شد که متوجه تجلیات حضرت حق در زمان و تاریخ خود باشد و با اسمی با حضرت حق مرتبط گردد که در آن تاریخ، ظهور کرده است. به همین جهت با آمدن یک پیامبر، باقیماندن بر دینِ پیامبر قبلی، کفر است. زیرا با اسمی که در قبل متجلی بوده است، دیگر نمیتوان به طور حضوری با حضرت حق مرتبط شد، بلکه از آن به بعد در علم حصولی با آن انوار الهی مرتبطاند که این در واقع، ارتباط نیست بلکه اطلاع است. عمدهی بحث را باید در حضور تاریخیِ حادثهها دنبال کنید که حضرت حق، همواره مطابق ظرف زمانه تجلی میکند وگرنه خدای او یک خدای ذهنی است. - اگر بپذیریم که در هر تاریخی، فهمی و خردی به صحنه میآید تا آن تاریخ ساخته شود و فهم زمانه است که تفکر مخصوص آن دوران را به ما میدهد؛ باید در نسبت بین انقلاب اسلامی و تفکر، کمی تأمل کرد همچنانکه همهی متفکران تاریخ در زمان خود از عقل معیّن زمان خود برخاستهاند و از آن سخن میگویند. باید از خود پرسید در حال حاضر چه عقلی در میان است و معنای بیعقلی در این زمانه به چه معنا است. با این عقل است که میتوان اهداف انقلاب اسلامی را تأمین کرد و نه عقل دیگر که به ما بستگی ندارد. - فهم غیر تاریخی نمیتواند روح تاریخ زمانهی خود را تجربه و احساس کند، لذا متوجه نمیشود که بعضی از آرزوهایش، مربوط به تاریخ او نیست. دهها سال یک خواست و آرزو را حفظ میکند بدون اینکه از خود بپرسد چرا جامعهی او به آن آرزو و خواست نرسیدهاند.
در تاریخِ تجدد همهی آنچه باید در آن سرزمین شکل میگرفت تا آن تاریخ ظهور کند، شکل گرفت و این ربطی به تاریخ ما نداشت. آری! امور تاریخی، امور واقعشدنی و تحققیافتنی هستند، اما در وقت و جایگاه خود و در میان مردمی که مربوط به آن تاریخاند، به همان معنایی که رسول خدا(ص)فرمودند: «الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا»[1] وقوع حادثهها در گرو وقت و تاریخ خاص آنها است. و با این آگاهی باید متوجه باشیم همیشه و در همهجا قادر به هر کاری نیستیم، تنها در بستری که تاریخ ما در مقابل ما گشوده است، ما به آنچه باید برسیم و تقدیر و مصلحت ماست میرسیم؛ مگر آنکه با فهم غیر تاریخی خود، همچنان اصرار داشته باشیم به آنچه در جهان تجدد است، ما نیز خواهیم رسید و باز دهها سال در این آرزو دست به هیچ کاری مناسب تاریخ خود نخواهیم زد.
فهم غیر تاریخی گمان میکند راه توسعهی غربی، آزاد از هرگونه سرزمینی و تاریخی برای هر ملتی قابل تحقق است. در حالیکه در صدسالهی اخیر به جهت همین تفکر، فاصلهی ملت ما با توسعهیافتگیِ غربی، نزدیک که نه، بلکه زیاد هم شده است مگر در مصرفکردنِ آنچه جهان توسعهیافته عرضه میکند. ما نسبت به غرب دارای دو تاریخ هستیم و نمیتوانیم برای رسیدن به غرب به فرهنگ و تاریخ خود پشت کنیم زیرا در این صورت نه به درستی در تاریخ تجدد وارد میشویم و نه دیگر پاهایی استوار در زمین و زمان خود داریم ـ از این جا رانده و از آنجا مانده ـ و این رنج بی تاریخی است که با انقلاب اسلامی به خوبی می توان از آن عبور کرد و به عهدی که مربوط به تاریخ خودمان است پایدار ماند. باید متوجه باشیم در حال حاضر در کنار تاریخ تجدد که دوران تکنیک است با انقلاب اسلامی تاریخ دیگری ظهور کردهاست و در آن از اصولی میتوان سخن گفت که غیر از اصول تجدد غربی است. آری دورانهای تاریخی به راحتی ظهور و تعیّن نمیکنند بلکه تعیّنشان به اندیشه و نگاهی است که در آنها به جهان و به غایات زندگی میشود. با توجه به این امر آیا نباید متوجه شد که تاریخ جدیدی شروع شده است؟ در ضمن بحث «زهرای مرضیه «سلام الله علیها» و هوشیاری نسبت به ظرفیت تاریخی که با اسلام شروع شد» که صوت آن نیز در صفحهی اول سایت هست، نکاتی در مورد تشخیص حضور تاریخی، در اختیار شما میگذارم. موفق باشید
[1] - درر الأخبار، ص: 532
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نمونههایی که میفرمایید همه، صورت کمالیافتهی انذار و تبشیر است 2- اینکه میفرمایند امر به معروف در واجبات و محرمات، واجب است یعنی اگر بتوان انجام داد، ترک آن حرام است ولی این بدان معنا نیست که تذکر در امور مستحب ثواب خود را نداشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای روح زن بسیار مفید است در محیط مختلط با نامحرم فعالیت نداشته باشد ولی متأسفانه در این زمان و این تاریخ نمیتوان به صرف چنین آرزویی از صحنههای فعالیت لازم چشمپوشی کرد. اگر امتیازهای قابل توجهی در ایشان باشد، به راحتی نمیتوان از ایشان بگذرید. موفق باشید
