بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3227
متن پرسش
با سلام در برخی علوم مثل ترمودینامیک یا فیزیک کوانتومی مباحث مطرح می شود که غرابت نزدیکی به مبانی دینی دارد. مثلا چندی پیش فایلی را دیدم که ارتباط مباحثی چون وجود جهان های چهاربعدی و بعد چهارم و گذشت زمان را در آن با ایات قران تشریح کرده بود و نتیجه گرفته بود که برخی از این مباحث با ایات قران کاملا همخوانی دارد. کتابهایی نیز در رابطه با علم و دین منتشر شده که از جمله آن به کتاب اندیشه های کوانتومی مولانی نوشته آقای محسن فرشاد می توان اشاره کرد. برای بنده که تحصیلات در علوم مهندسی است این مطالب بسیار جذاب و حتی راهگشاست و حتی احساس می کنم در بینش اینجانب تاثیر عمیقی دارد و حتی با اینکه یک فردی مذهبی هستم برایم از خیلی از مباحث صرفا مذهبی ملموس تر است.. حال می خواستم نظر جنابعالی در مورد اینگونه مباحث را جویا شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با این‌که تمام عالم آیات الهی است ، اگر انسان فطرت خود را سالم نگه داشته باشد از هریک از آیات الهی به حقیقت منتقل می‌شود ولی باید فراموش نکرد که نباید تنها از آینه‌ی محدود جهان محسوس به عالَم قدس و ملکوت نگریست. موفق باشید
2309

تفقه در دینبازدید:

متن پرسش
هو با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه گرانقدر در تفسیر حدیثی که در زیر می آورم سوال داشتم: قال الباقر علیه السلام : الْکَمَالُ‏ کُلُ‏ الْکَمَالِ‏ التَّفَقُّهُ‏ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَةِ. الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص32 منظور از تفقه در دین به مصداق چیست؟ اندیشیدن در آن یا آموختن تخصصی آن و یا ... و همین طور گمان می کنم منظور از "تقدیر المعیشه" چیزی بیش از "اندازه نگه داشتن در معاش" باشد، لطفا را هنماییم بفرمائید با سپاس فراوان التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت می‌فرمایند: کمال و همه‌ی کمال در این سه نکته نهفته است 1- تفقه و تعمق در دین – چه در امور عقیدتی و اخلاقی و چه در اموری مثل عبادات 2- شکیبائی در مقابل مصائب و مشکلات بر این مبنا که خداوند بنا به مصلحتی آن مشکلات را ایجاد کرده تا صبر ما را بیازماید 3- مدیریت در خرج و اندازه نگه‌داشتن و ولخرجی نکردن، تقدیر در معیشت است و انسان را متوجه هدفی بالاتر از پول‌درآوردن و خرج‌کردن می‌کند. موفق باشید
2049
متن پرسش
سلام علیکم: در ارتباط با سوال...... که از علت نیامدن نام حضرت علی علیه السلام در قرآن سوال نموده بودند بر اساس پاسخ حضرتعالی که به واقع در یک سطح خوبی قانع کننده می باشد اما این سوالات باقی میماند: اگر ما حقیقت قرآن را در علم لدنی و خزینه های غیبی می دانیم که این الفاظ نازله ای از آن حقیقت می باشند دیگر معنا ندارد که قرآن بر اساس شرایط مکانی و زمانی و خصوصا بخاطر ترس از طغیان مسلمانان نیمه کاره و بنی امیه و امثالهم بخواهد مطالب حقه اش را تغییر دهد و یا پنهان نماید. اگر قرار بود اسم حضرت امیر در قرآن بیاید می آمد و خود خدا هم بر طبق وعده اش قرآن را حفظ می کرد؛ همچنین می فرمایید که قرآن اصول و مبانی را میگوید و تطبیقات و فروع بر عهده ماست حال سوال این است که مساله مهمی مثل ولایت اگر به صورت مصداقی گفته می شد جهت هدایت تاریخ بهتر نبود، شاید بگویید که عمق مساله ولایت چیزی است که باید اهل تعمق آن را استخراج کنند که باز سوال می شود که اگر مساله ولایت که بر طبق عقیده حقه شیعه نجات دهنده همه دین است فقط بخواهد نصیب متعمقین شود پس اسم هادی خدا برای هدایت سایر مردم عوام که با ظاهر دین برخورد دارند چه می شود. اجرکم عندالله التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون حقیقت قرآن بر اساس شرایط مکانی و زمانی نازل شده است نام علی«علیه‌السلام» در قرآن نیامده و چون خداوند وعده داده است قرآن را حفظ کند نام حضرت را در قرآن نیاورد تا قرآن حفظ شود. بالاخره بنده از آخر سؤال شما نفهمیدم که معتقدید نام حضرت در قرآن آمده است و یا معتقدید نیامده؟ گویا با خدا حرف دارید که چرا مصداق مسئله‌ی ولایت را در قرآن متذکر نشده، بنده نماینده‌ی خدا نیستم از خودش بپرسید که چرا در مورد چنین مسئله‌ی مهمی غفلت کرده.بیشتر جواب مادر مورد اشکال آن هایی است که می گویند اگر موضوع امامت علی(ع) مهم بود آن طور که شیعه می گوید، با ید صریحا نام علی (ع) در قرآن می آمد. موفق باشید
2016
متن پرسش
با سلام باتوجه به اینکه کتاب خویشتن پنهان شرح ده نکته است، لزوم به خواندن ده نکته قبل از خویشتن پنهان هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بعد از ده نکته لازم است بحث برهان صدیقین و معاد را دنبال کنید و پس از مدتی که آماده شدید به کتاب «خویشتن پنهان» بپردازید. موفق باشید
1402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد آیا این که ما میگوییم همه چیز نزد خداست وهمه کاره است جایگاه اختیار ما از بین نمیرود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند به انسان اختیار داده تا هرکس خود را بسازد و موضوع «اَمر بَیْنُ الأمرین» پیش می‌آید به این معنا که از جهت آن‌که خداوند به ما اختیار داده پس آنچه ما انتخاب می‌کنیم از حیطه‌ی قدرت خداوند خارج نشده و انتخاب ما در عرض اراده‌ی خداوند نیست و از آن جهت که اختیار عبارت است از انجام فعل و ترک فعل و ما یا انجام فعل را ترجیح می‌دهیم و یا ترک آن را، آن فعل یا ترک آن به ما منسوب می‌شود، پس امر بین الأمرین در میان است به این معنا که از یک جهت همه‌چیز در قبضه‌ی خداوند است و از جهت دیگر هرکس مسئول فعل یا ترک فعل خودش می‌باشد، چون خداوند فعل یا ترک فعل ما را اراده نکرده است تا جبر پیش آید بلکه اختیار ما را اراده کرده که عین انجام فعل یا ترک فعل است و ما هستیم که یا فعل را رجحان می‌دهیم یا ترک آن را و به این جهت آن فعل یا آن ترک منسوب به ما می‌شود. موفق باشید
1270

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرانمایه، مدتی است دچار تشویش ذهن شده ام. من همیشه سعیم بر آن بود که دانسته هایم در حیطه دین را عملی کنم بیشترین اهمیت را به حرفهای پیامبر و ائمه میدهم و ازبین نظرات صاحبنظران مختلف نظرات معصومین را بر همه ارجح میدانم خب کاملا مشخص هست که در حد فهم و درک خودم این کار می کنم. مثلا برداشتم از آیات قرآن رو سعی میکنم عملی کنم ومعلومه به باطن آیات که اشراف ندارم. داشتم زندگیمو میکردم و سعی میکردم محرماتو ترک کنم و واجباتو انجام بدم تا این که یک نفر در زندگیم پیدا شد که سیستم مغزمو پاک بهم ریخته. البته عقایدم از بین نرفته اما اون فرد معتقده این منش تعبدیه و انسان با این رویکرد هیچ چیز از خدا نمی فهمه و این عرفان و عشقه که اهمیت داره و با این رویکرد تعبدی به جایی نمیرسی و ...ببینید مثلا من اینجوریم که اگه بکسی در زندگیم بیش از خدا اهمیت بدم عمیقا ناراحت میشم و واقعا دوست دارم هرچی خدا میگه رو عمل کنم. اما ایشون میگه با سکوت و عرفان به درکهای عمیقی از زندگی رسیده.میگه خیلی ازاحادیث باید به روز بشه و به درد این دوره نمیخوره. من دیدگاهم اینه که احادیث رو میشه به روز "تفسیر" کرد نه اینکه چون زمانه عوض شده دورشون ریخت. خب خیلی ادعای ارادت به پیامبر رومیکنه و ایشون رو حائز مقام بی مقامی میدونه کسی که از مه انبیا بالاتره و ... اما روایات مربوط به پیغمبر رو یه جور دیگه ای تفسیر میکنه. حقیقتا ایشون در خیلی از حالات روحانی به جاهایی رسیدن اما یه جورایی کاملا در قید و بند دین نیست. حجاب و این جور احکامو واجب نمیدونه. معتقده باید به تاویل قرآن عمل کرد نه به شکل ظاهری آیات. استاد گرامی، سوال من این است که من همین رو از دین میدانم و تا جایی که میشه به همون عمل می کنم آخر من چطور بتوانم به آن حالات عرفانی دست یابم وقتی که دین مجموعه ایی از دستورالعملها را به ما می دهد که شاید بیشتر نتایجش را هم در آن دنیا ببینیم. من از قرآن این را میفهمم که مثلا حجاب واجب است آخر تاویلش را که نمیتوانم بروم از امام زمان بپرسم. تکلیف چیست؟ آیا دیدگاه ما تعبدی است؟ اصلا مگر تعبد بد است؟ایشان خوب بحث میکند اما من از بس که در دو وادی مختلف هستیم خیلی حوصله بحث با ایشان را ندارم اما خب دیدگاهشان را تحلیل می کنم و خیلی وقتها بهشون میگم: بهرحال درستی و نادرستی دیدگاههای ما در آن دنیا برای همدیگر مشخص خواهد شد ولی ایشان می گوید آن دنیا به این شکلی که شما فکر میکنید نیست و اینطور نیست که به درستی و نادرستی عقیده دیگری در آنجا بتوان پی برد و...بهرحال با خودم فکر میکنم شاید دیدار با این فرد فرصتی باشد که دیدگاههایم را تعمیق کنم، شاید هم این فرد نشانهایی است برای تصحیح عقایدم و چون نمیدانم خدا چرا این فرد را سر راهم گذارده گیچم که در این میان چه چیز درست و چه نادرست است. لطفا کمکم کنید. سربلند باشید و برای ما هم دعاکنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در ابتدا پیشنهاد می‌کنم جواب کد:1241 را مطالعه کنید. ثانیاً: مطمئن باشید رعایت دستورات شریعت الهی چون مطابق فطرت انسان است و همان خدایی که فطرت را در انسان‌ها گذارده شریعت را برای انسان‌ها آورده، پس اگر مطابق شریعت الهی عمل کنیم مطابق عمیق‌ترین لایه‌ی وجود خود عمل کرده‌ایم و در فردای قیامت که ظاهر دنیا عقب می‌رود و باطن همه‌چیز آشکار می‌شود، کسانی در عالی‌ترین شرایط قرار دارند که مطابق شریعت الهی عمل کرده باشند، همان شریعتی که فقهای بزرگ آداب آن را از درون آیات و روایات استنباط کرده‌اند و اظهار نموده‌اند، همان شریعتی که عرفای بزرگ بیشتر از همه مقید به رعایت آن هستند. ثالثاً: خوب است که انسان به عقاید خود نگاه عرفانی داشته باشد ولی آن نگاهی که علمای بزرگی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» داشتند. رابعاً: ما در تمام مراحل زندگی در حال امتحان هستیم در روبه‌روشدن با فرد مذکور نیز باید طوری امتحان بدهید که شیطان تقید و تعبد شما را نرباید. قبلاً در جواب‌هایی که به عزیزان داده ام عرض شده ،هر سخنی که تعبد ما را از ما بگیرد سخن شیطانی است هرچند در قالب عرفان گفته شود و مسلّم راه ما را در مسیر رجوع إلی‌ الله می‌بندد و به بهانه‌ی سکوت ما را گرفتار ناکجاآبادها می‌کند. موفق باشید
752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیز یک بار حدود یک ماه پیش در مورد تحصیل همزمان حوزه و دانشگاه سوالی پرسیدم که فرمودید تماس بگیرم تا شماره یکی از کسانی که دانشجوی دکتری هستند وهمزمان دروس حوزه را نیز با موفقیت پیگیری می کنند به من بدهید من هم متعاقبا ایمیل را پاسخ دادم اما جوابی دریافت نکردم اگر ممکن است لطفا شماره یا ایمیل این دوستان را لطف کنید و اما سوالات دیگری هم داشتم که ممنون می شوم اگر جواب بدهید،سوالات را مورد به مورد عرض می کنم: 1-در جزوه"ضرورت و نحوه مطالعه" سیر مطالعاتی را پیشنهاد داده اید در سایت شما در قسمت سیر پیشنهادی مطالعاتی آثار شما سیر دیگری معرفی شده که انگار متفاوت با سیر پیشنهادی در جزوه است اولا هر کدام از این سیرها برای چه قشری و در چه سطحی کاربرد دارد؟ 2- برای بنده با این مشخصات که که بحمدا... استعدد دروس حوزوی را دارم، علاقمند به بحث تولید علم هستم و از طرفی دانشجوی کارشناسی ارشد و متمایل به ادامه تحصیل دکترا هم هستم و کتب شهید مطهری و بعضی از کتاب های بزرگانی مثل آیت ا... جوادی و صفایی حائری و... را هم بعضا مطالعه کرده ام با توجه به اولویت روز و جامعه چه راهی پیشنهاد می کنید؟ دروس حوزه را یا یکی از این سیرها را؟ 3- اصولا تکلیف و اولویت ما با این شرایط چیست و چگونه باید آن را بفهمیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- شماره تلفن را در ایمیل‌تان قرار دادم. 2- برای افرادی که به کتاب‌ها و به سی‌دی‌ها دسترسی دارند یک سیر پیشنهاد شده و برای افرادی که فقط به کتاب‌ها دسترسی دارند سیر دیگری پیشنهاد شده. 3- اگر برایتان امکان دارد که دروس حوزه را ادامه دهید مبنای خوبی جهت تدبّر در ایات و روایات پیدا می‌کنید. 4- مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» اولویت‌ها را برای حوزویان و دانشگاهیان مشخص کرده‌اند باید خطوط اصلی را از ایشان گرفت. موفق باشید
21150
متن پرسش
سلام علیکم: استاد ضمن خسته نباشید. شما در بحث سلوک ذیل شخصیت امام در باب سوبژکتیویته مطالبی داشتید و آن را فرهنگی می دانید که در آن فرهنگ اشخاصی زندگی می کنند و در اندیشه های آن ها عمدتا با نگاه نومینالیستی به اطراف و پیرامون نظر دارند و بعد فرمودید حتی گاهی دین داری ما در ساحت سویژکتیویته قرار می گیرد آنگاه که بهره ی ما از نظر صرفا حال و لذت های درونی شود با این نگاه استاد ما به این نتیجه رسیدیم که بسیاری از اساتید فلسفه و عرفان و بسیاری از کسانی که این علوم را پیگیری می کنند با این نگاه و این نظر به سراغ این علوم می روند یعنی دلخوشند به این بحث ها و با این کتب لذت می برند و زندگی می کنند و با این ها سرگرمند و عملا بهره هایشان استفاده از الفاظ و لغاتی این چنینی است آیا اینگونه نیست؟ بنابر این می شود گفت سوبژکتیویته حجاب غلیظ تاریخی امروز ماست که سالکان کوی دوست در فضای دینداری خود باید از حجابی ضخیم و دشوار عبور کنند و آن خرق این نگاه نومینالیستی است به هستی و از پوست به درآمدن است. استاد پس می شود گفت که راز ناکار آمدی بسیاری از درس اخلاق ها و عرفان های موجود و....و بسیاری از دینداری ها و صحنه های ارتباط با مسجد و حسینیه و حرم ها این باشد که ما خرق حجاب سوبژکتیویته نکرده ایم و بهر ه ای از این ها نبردیم و نمی دانیم راز عدم استفاده ی ما از معارف و مساجد و حسینیه ها چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور است. ما در سیطره‌ی نیهیلیسم به جای رجوع به حقیقت، رجوع به «خود» داریم و تنها از طریق انقلاب اسلامی، آری! تنها از طریق انقلاب اسلامی می‌توان در این دوران به حقیقت رجوع کرد. در این مورد عرایضی در مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» شده است. بحمداللّه شما به نکته‌ی مهمی دست گذاشته‌اید. آن مقاله را برایتان می‌فرستم. موفق باشید

انقلاب اسلامی و عبور از تمایز سوژه و اُبژه

باسمه تعالی

آقای دکتر عبدالکریمی در کانال تلگرام‌شان در رابطه با انقلاب اکتبر روسیه سخنانی گفته‌اند که خوب است رفقا نسبت به آن تفکر و تأمل نمایند[1]. به گفته‌ی خود آقای دکتر عبدالکریمی ما نیاز داریم با تاریخ، مواجهه‌ی پدیدارشناسانه داشته باشیم . ایشان انقلاب اکتبر را یک رویداد بزرگ اجتماعی تاریخی می‌دانند که البته حرفی در آن نیست و سپس می‌فرمایند به بهانه‌ی تفکر نسبت به انقلاب اکتبر به مسائل خود در دهه‌های کنونی می‌پردازند.

می‌گویند دوره‌ی آرمان‌گرایی گذشته است.

از طیفی صحبت می‌کنند که رأس آن طیف، انقلاب فرانسه است و بعد انقلاب چین و انقلاب اکتبر و سپس انقلاب ایران و در آخر داعش. انقلاب فرانسه را دارای فرآیند امر تاریخی می‌دانند که فلسفه پیش از ایدئولوژی در آن نقش داشته و در بستر یک تقدیر تاریخی نظام فئودالی به بورژوازی تغییر کرد و در مورد انقلاب اکتبر می‌گویند چون در آن انقلاب جامعه‌ی مدنی از قبل وجود نداشت هیچ کنترلی در آن نبود و می‌گویند انقلاب ما - یعنی انقلاب اسلامی-  نیز چنین بوده . می‌گویند چون جامعه‌ی مدنی در انقلاب اکتبر نبود، تشکیلات عظیم دولتی در دست استالین می‌افتد و در ایران هم همین‌طور شد.

می‌گویند: انقلاب فرانسه بیشتر مبتنی بر یک تفکر فلسفی است، ولی انقلاب اکتبر بیشتر مبتنی بر ایدئولوژی است و انقلاب اسلامی نیز ابتدا کنش کرده و سپس می‌خواهد ایدئولوژی‌اش را تدوین کند، منار را دزدیده است و به دنبال چاه می‌گردد.

می‌گویند: انقلاب فرانسه و انقلاب اکتبر هر دو انقلاب هستند و خواهان اعمال اراده‌ی مردم در حرکت سیاسی اجتماعی‌اند ولی انقلاب کبیر فرانسه با تقدیر تاریخی همسو است ولی انقلاب اکتبر چنین نبود و انقلابیون ایرانی می‌خواهند به نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست - زیرا تقدیر تاریخی با آن‌ها همسو نمی‌باشد-.

می‌گویند: ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که شاهد ظهور یک شهروند جهانی هستیم و انقلابیون ایران می‌کوشند در مقابل این روند مقاومت کنند و در آخر دلسوزانه می‌خواهند این کار نشود زیرا مثل شوروی خطر فروپاشی پیش می‌آید.

بنده در آن حدّ که رفقا نسبت به جملات بالا کمی تفکر نمایند؛ باب موضوع را در چند بند باز می‌کنم.

1- ملاحظه می‌کنید که در آن سخنرانی، انقلاب فرانسه را اصل گرفته‌اند و با آن انقلاب اکتبر روسیه را مورد ارزیابی قرار داده‌اند و در این بین هر آن‌چه خوبی در انقلاب اکتبر هست آن را به اعتبار نزدیکی به انقلاب فرانسه قلمداد کرده‌اند، ولی هر آن‌چه بدی در انقلاب اکتبر بوده است را مثل انقلاب اسلامی دانسته‌اند تا مخاطب خود به این نتیجه برسد که هیچ نقطه‌ی مثبتی در انقلاب اسلامی نیست. پیشنهاد می‌کنم صوت ایشان را دوباره استماع فرمایید.

2- ایشان می‌فرمایند انقلاب اسلامی هیچ پشتوانه‌ی فکری نداشته و ابتدا کنش‌گری بوده و سپس ایدئولوژی‌اش را تدوین کرده‌اند! بنده از شما می‌پرسم ایشان از کدام عینک انقلاب اسلامی را می‌نگرند؟ آیا انقلاب اسلامی باید با مبانی انقلاب فرانسه شکل می‌گرفت تا مبنای فکری داشته باشد؟ گذشته از آموزه‌های دینی، آیا موضوع ولایت فقیه و حضور اندیشمندانی مثل شهید مطهری و شهید بهشتی مبنای فکری انقلاب اسلامی نبودند که نتیجه‌ی آن مبانی فکری، آن شد که همه‌ی مردم به جهت فهمی که از انقلاب اسلامی پیدا کردند، تماماً از آن استقبال نمودند؟

3- می‌گویند انقلابیون ایرانی می‌خواهند به نوعی اراده‌گرایی در روزگاری بپردازند که زمانه با آن‌ها یار نیست، زیرا بیرون از تقدیر تاریخی عمل می‌کنند. همه‌ی حرف بنده در این قسمت است که چه کسی تقدیر تاریخی یک ملت را تشخیص می‌دهد؟ آیا حضور میلیون‌ها مردم در استقبال با انقلاب اسلامی و دفاع مقدس هشت ساله در مقابل استکبار، خبر از آن نمی‌دهد که خداوند چیزی را در این تاریخ به ما داده است به نام انقلاب اسلامی تا در بستر انقلاب اسلامی از بحران‌های خود رها شویم؟ جز این است که در دوره‌ی خودآگاهی نسبت به انقلاب اسلامی می‌توانیم از آن‌چه بر ما می‌گذرد، با خبر شویم و در برخورد صحیح با حقیقت انقلاب اسلامی از دورانِ تمایز سوژه و اُبژه عبور نماییم و آن حقیقت، به تمامی عینِ جان ما شود و در مسیر وفاداری به آن حقیقت بود که فرهنگ شهادت به صورتی‌که در این تاریخ ملاحظه کردید، به ظهور آمد؟

4- تعجب بنده از آقای عبدالکریمی از آن جهت است که از یک طرف در رابطه با موضع‌گیری نسبت به انقلاب اسلامی وارد صحنه می‌شوند که صحنه‌ی سخن از حضور تاریخی این ملت است، ولی همه‌ی شواهد تاریخی چنین حضوری را نادیده می‌گیرند و هیچ توجهی به عبور انقلاب اسلامی از سیطره‌ی فرهنگ غربی که در ذات این انقلاب نهفته است و از اصلی‌ترین ایده‌های متدینین به انقلاب اسلامی است، نمی‌کنند. در حالی‌که نه فاشیسم حاصل انقلاب فرانسه است، و نه داعش حاصل انقلاب اسلامی و نه ملاعمر نمونه‌ای از شخصیت امام خمینی. و این نوع برخورد به رخدادهای بزرگ و انسان‌های بزرگی که تقدیر تاریخی زمانه‌ی خود را می‌شناسد، تقلیل‌دادنِ آن رخدادها و آن اشخاص بوده و خبر از عدمِ درکِ کشف تاریخی دارد.

5- آیا انقلاب اسلامی وقتی به صورت حقیقت این دوران ظهور کند و با جان انسان‌ها متحد گردد، توانایی‌ آن را ندارد که جان انسانِ این دوران را به خود جذب کند، در آن حدّ که برای باقی‌بودن با آن از جان خود دست بکشد؟ البته این مشروط بر آن است که به انقلاب اسلامی به عنوان یک حقیقت وجودی نگاه شود مثل هر رخدادِ تاریخی، در آن صورت است که انسان خود را در آغوش آن حقیقت احساس می‌کند و می‌یابد که ما را در برگرفته و سراسرِ افق وجود ما را پر کرده در حدّی که هیچ آینده‌ای را بدون آن نمی‌توانیم بنگریم و این است آن انقلاب اسلامی که بنده متذکر آن هستم و معتقدم راهِ عبور از پوچیِ این دوران تنها در آن نهفته است و آقای عبدالکریمی به مخاطبان خود ظلم بسیار روا می‌دارند از آن جهت که مانع چنین نگاهی و چنین حضوری می‌شوند. آیا ملاحظه نکرده‌اید آن چند نفر مریدانِ ایشان به چه روز و روزگاری افتاده‌اند؟!

6-  در رابطه با بهترین نگاه به انقلاب اسلامی عرایض نسبتاً مفصلی دارم که إن‌شاءاللّه در جای خود باید از آن سخن بگویم. همین اندازه خواستم بابی باز شود تا رفقا نسبت به سخنان آقای عبدالکریمی فکر کنند که از یک طرف ظاهرِ علمی به خود می‌گیرند و از طرف دیگر به ایدئولوژیک‌ترین شکل با حقیقت وجودی انقلاب اسلامی برخورد می‌کنند و امکان تفکر را از مخاطب خود می‌ربایند و خطر فریب را می‌افزایند.

7- سخنان آقای دکتر عبدالکریمی را در نسبت با انقلاب با سخنان آقای دکتر رضا داوری اردکانی مقایسه کنید که از وی می‌پرسند: «آیا انقلاب اسلامی راهی را برای ما باز کرده است؟ و آیا امکانات تازه‌ای به روی ایران گشوده است؟» ایشان در جواب می‌فرمایند: «چرا در بدیهیات شک می‌کنید؟ مگر می‌توان گفت که حرکت امام خمینی یک گشایش در تاریخ ما نبوده؟ انقلابی رخ داده و عهدِ دینی تجدید شده است، مهم آن است که ما چطور می‌خواهیم رونده‌ی این راه باشیم. اکنون باید گشایش را فهمید و البته به آن دل‌خوش نشد، باید به امکانات و چگونگی این راه دقت کرد. ما قدم به قدم باید آن را بگشاییم.» می‌گوید من همچنان منتظر فیلسوفان و شاعران و مورخان هستم که در پیِ انقلاب بیایند.[2] آیا آقای عبدالکریمی به چگونگی طی‌شدنِ گشایشی که انقلاب اسلامی در مقابل ما گذاشته است، دقت می‌کند؟ و یا به ایجاد سدِ نیهیلیسم؟

8- هگل سعی می‌کند با معنابخشی به انقلاب فرانسه آن انقلاب را از آنِ خود کند[3] و آقای عبدالکریمی بر عکس هگل، با نادیده‌گرفتن انقلاب اسلامی سعی می‌کنند رابطه‌ی ما را با حضور تاریخی‌مان نفی نمایند و نوعی ناتوانی جهت ساختارهایی مطابق انقلاب اسلامی را به مخاطبان خود القاء کنند. در حالی‌که هگل با تبیین روح آزادی که در متن انقلاب فرانسه یافت، تلاش کرد بشریت را در اصلاح امور خود امیدوار کند و تا به تقدیر تاریخی که در آن زندگی می‌کنند، نایل آیند. آیا نمی‌توان به میانجیِ تفسیر هگل از انقلاب فرانسه جایگاه تاریخیِ انقلاب اسلامی را دید و به توانایی‌های بالقوه‌ی آن پی برد؟ دکتر عبدالکریمی در ابتدای سخن خود می‌گوید بحث من فلسفی است و در سراسر سخن خود همانند یک لیدرِ سیاسی نسبت به انقلاب اسلامی موضع‌گیری منفی دارد و بدون طرح هرگونه مبنای فلسفی که در آن بتوان در هم‌تنیدگیِ حقیقت و تاریخ را مورد توجه قرار داد، بر عکسِ کاری که هگل در کتاب «پدیدارشناسیِ روح» می‌کند و خواننده‌ی خود را متوجه‌ی نسبت حقیقت و تاریخ می‌نماید که چگونه این دو می‌توانند به هم برسند، عمل می کند. در هم‌تنیدگیِ تاریخ و حقیقت چیزی است که با نظر به کشف انقلاب اسلامی می‌توان به آن رسید، انقلابی که با رویکرد خاص خود یک انقلاب منفعل نیست و به همین جهت در تقابل با فرهنگ استکباری به‌راحتی جلو نمی‌رود.

9- چقدر خوب بود آقای عبدالکریمی یا از انقلاب اسلامی سخن نمی‌گفتند و یا اراده‌های این ملت را در امر تحقق آن نادیده نمی‌گرفتند و آن را درک می‌کردند. اراده‌ی مشترک ملتی که در پرتو توحید، به آینده‌ای روشن نظر دارد و ایثارها و فداکاری‌های این ملت نشان می‌دهد که با خودآگاهیِ خاصی می‌خواهد در وسعتی که دیگر دوگانگیِ سوژه و اُبژه در میان نیست، تاریخ خود را بسازد و مزه‌ی این نحوه حضور را در دفاع مقدس چشیده است. لذا با همه‌ی سختی‌هایی که در مقابل خود دارد، سعی می‌کند برای درکی آن‌چنینی خطر کند و از منافع خود بگذرد. آقای عبدالکریمی را چه شده است که چنین تاریخی را احساس نمی‌کند و طلوعی چنین عظیم را، آری! طلوعِ درک همدیگر، ماورای آن‌که همدیگر را سوژه‌ی خود کنیم را، احساس نمی‌کند!! در حالی‌که دکتر فردید که متوجه‌ی چنین دغدغه‌ای در هایدگر بود، آن را در انقلاب اسلامی احساس کرد و گفت اگر هایدگر زنده بود آن‌چه را در عبور از متافیزیک و آزادشدن از سوبژه و اُبژه می‌طلبید ،  در انقلاب اسلامی می‌یافت.

10- آقای دکتر عبدالکریمی در جای دیگر گله می‌کند که چرا مردم ایران فوتبالیست‌ها را مهم‌تر از ایشان به عنوان استاد فلسفه می‌دانند و از این‌که در این کشور توجه لازم به ایشان نمی‌شود، گله‌مندند. در حالی‌که بنده معتقدم آقای عبدالکریمی متوجه‌ی تاریخی که در آن به‌سر می‌برند، نیستند و انقلاب بزرگی مثل انقلاب اسلامی را بسط مدرنیته و نیهیلیسم می‌دانند. آیا مردم ایران می‌توانند چنین فردی را از خود بدانند؟ راستی چرا مردم ایران شهید محسن حججی را از خود می‌دانند ولی آقای عبدالکریمی را نه؟![4]                                             

 والسلام   

طاهرزاده

 


[1] - https://t.me/bijanabdolkarimi/1476

[2] - به سخنان آقای دکتر داوری در «خانه بیداری اسلامی» استان اصفهان در تاریخ پنجشنبه ۲۶ مرداد رجوع فرمایید.  

[3] - با این‌که هگل از گیوتین که سرها را چون کلم از تن جدا می‌کرد و از ترور که عده‌ی زیادی را به قتل رساند، نه غافل است و نه آن را تأیید می‌کند ولی متوجه‌ی جایگاه تاریخی انقلاب فرانسه است و از آن جهت آن را تأیید می‌کند.

[4] -

16667
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال‌ خانمی که راجع به حجاب پرسیدن که آیا میتونین روسری رنگی استفاده کنن به شرطی که رنگش جیغ نباشه و استاد هم فرمودن که اشکال نداره و از خوش سلیقگی هست. از جوابی که استاد دادن برام سوال پیش اومده که مگه حجاب به معنی مانع و حایل نیست؟! (با توجه به اینکه ستر به معنی پوشش است) و از آنجایی که زنان به خاطر زیبایی ها و ظرافت هایی که خدا در آنها قرار داده با کوچکترین زینتی، زیبایی شان مضاعف می شود. از جمله گذاشتن روسری رنگی حتی اگر رنگ جیغ نباشد. بنابراین به اندازه ای که روسری رنگی گذاشتم و زیباتر شدم به همان اندازه از حجابم کم شده؟!!! بعد استاد چطور اینو (گذاشتن روسری رنگی رو) از خوش سلیقگی میدونن؟ مگه غیر از اینه که بیشتر جاهایی که ما سلیقمون رو وارد دستورات دینی کردیم دچار مشکل شدیم؟!! با تشکر. و با عرض پوزش اگه جسارتی کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا حجاب را طوری معنا کنیم که به چنین نتایجی برسیم؟! چرا نباید زنان ما در عین رعایت حجاب شرعی، ظاهری آراسته و پیراسته داشته باشند؟! برادر عزیزم آقای رحیم صفوی می‌فرمودند «وقتی حضرت امام در نوفل‌شاتو بودند خانمی با مانتوی نسبتاً بلند که بلندی آن کمی زیر زانو بود و جوراب‌های خاکستری ضخیم و با یک روسری خاکستری که تمام گردن و موهای او را در بر می‌گرفت، خدمت امام رسید و پرسید: این حجاب چطور است؟ و حضرت امام کاملاً از سر تا پای ایشان را با دقت نگاه کردند و فرمودند خوب است.» موفق باشید 

13732

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یک مشکلی دارم که وقتی اوقات نماز بین کلاس های دانشگاه قرار می گیرد مردد می شوم که به نماز اول وقت برسم یا از کلاس بهره گیرم. ندایی در دلم می گوید اگر بری نماز اولا از درس جا می مانی و دوم باعث حواس پرتی دانشجویان دیگر می شود و حق الناس است. شما اگر جای من بودید چه کار می کردید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که دین خدا به شما رخصت داده است که نماز را در غیر اول وقت آن بخوانید، بهتر است که کلاس را ترک ننمایید مگر این‌که وقت نماز، تلف شود که واجب است کلاس را ترک کنید. موفق باشید

13523
متن پرسش
سلام استاد: سوالی داشتم: استاد چرا خداوند بندگی خودش رو معیار و ملاک رستگاری قرار داده؟ چرا خداوند اینقدر تسبیح و ستایشش رو دوست داره؟ چرا با این که خداوند شیطان رو به خاطر غرورش از بهشت بیرون انداخت، اما خودش اینقدر مغروره و دوست داره همه براش سجده کنند؟ چرا خداوند هی دوست داره تسبیح بشه و کسانی رو که تسبیحش نمی کنند به طرز فلاکت باری نابود میکنه و در آخرت هم چیزی بهشون نمیده؟ چرا خداوند راه دیگه ای برا رستگاری قرار نداده و همه رستگاری در اطاعت محض و سجده و رکوع از خودش خلاصه میشه؟ چرا خدا اینقدر مغروره؟ سوالم اینه که چرا خدا جهان هستی را طوری تعبیه و خلق کرده که همه تسبیحگوی او باشند! خدا میتونست دستور بده بدون اینکه بخواد کسی براش به سجده بیفته!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا در تصور جنابعالی خداوند یک شخص است. در حالی‌که آموزه‌های توحیدی به شما می‌آموزند که حضرت حق یک حقیقت است، حقیقتی که منشاء همه‌ی کمالات و زیبایی‌ها است و لذا هرکس بخواهد به آن حقایق عالیه نزدیک و منوّر شود باید حجاب بین خود و انوار اسماء الهی را برطرف نماید و قصه‌ی تسبیح و تنزیه حضرت حق به همین معنا است که در منظر خود، محدودیت های موجودات محدود را به خدا نسبت ندهیم تا تجلیّات حضرت رب‌العالمین بر قلب ما تجلی کند و در رکوع خود، خودیت خود را می‌شکنیم تا جمال دوست رخ بنمایاند. به همین جهت جناب حافظ می‌فرماید: «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست / تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز». موفق باشید

10630
متن پرسش
سلام: شما در مباحث معرفت النفس گفتید چیزی که اعتباری باشد شدت و ضعف بر نمی دارد، اما تجرد شدت و ضعف بر می دارد. حال آیا این درست هست که بگوییم ماده شدت و ضعف بر نمی دارد پس ماده یک چیزی اعتباری است پس حالا چی بوده، بگویم پایین ترین شدت تجرد را ما به آن اعتبار ماده دادیم. در واقع سوال من این است که آیا ماده پایین ترین درجه تجرد است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ماده پایین‌ترین درجه‌ی وجود است و آن وجود است که شدت و ضعف برمی‌دارد و از آن‌جایی که مجردات دارای طیف وجودی‌اند، شدت و ضعف برمی‌دارند. موفق باشید
10040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده طلبه ی پایه ی2 هستم. خواهشمندم بفرمایید اگر بخواهم مدیون امام زمان عج الله تعالی فرجه نباشم و فردی مفید برای اسلام و تشیع باشم، روزی چند ساعت مطالعه ی درسی و چند ساعت مطالعه ی غیر درسی داشته باشم؟ سوال دیگری هم داشتم: اینکه در احادیث هست یک لحظه فکر کردن بهتر از هفتاد سال عبادت است، چگونه فکر کردن و به چه فکر کردن است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شما هر اندازه که فرصت دارید باید دروس رسمی حوزه را مطالعه کنید، اگر فرصتی پیدا کردید به موضوعات غیر درسی بپردازید 2- تفکر به معنای واقعی آن متمرکزشدن بر روی حقایق وجودی مثل معرفت نفس است که در وقت‌اش پیش می‌آید. موفق باشید
8572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم...خواستم نظر شما را راجع به انتخاب پیش دبستانی و دبستان بدانم. آیا مدارس مذهبی هر چند غیر انتفاعی را انتخاب کنیم یا مدارس دولتی که همه قشر دانش آموز در آن هستند؟ پیشاپیش از لطفتان در پاسخگویی سپاسگذارم... التماس دعای عاقبت بخیری
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بالاخره مدارسی که فضای دینی دارند بهتر است. موفق باشید
7912

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در مورد رابعه در تذکره الاولیا آمده:"نقل است که جمعی بَرِ او رفتند. او را دیدند که اندکی گوشت به دندان پاره می‌کرد. گفتند: کارد نداری تا گوشت پاره می‌کنی؟ گفت: من از بیم قطعیت هرگز «کاردچه» در خانه نداشتم و ندارم."در این داستان چه نکته عرفانی نهفته است؟منظور از قطعیت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این‌ها ظرایفی است مربوط به روح خودشان است که چنین احساس می‌کنند تا کمترین تصرف غیر طبیعی را داشته باشند. ولی می شود کس دیگری از کارد استفاده کند و چنین احساسی نیز نداشته باشد.موفق باشید
6126
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیک نظر به این که انسانها در حرکت خود از نظر زمانی و مکانی شرایط یکسانی ندارند و با لاخره جایی بین شدت و ضعف به خاطر مرگ متوقف می شوند تکلیف قوه و فعل در این شرا یط متفاوت چه می شود در هر دو بعد تن و نفس؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها قبل از آن‌که به دنیا بیایند در علم خدا شرایط زمانی و مکانی خود را انتخاب می‌کنند و خداوند بر اساس انتخاب آن‌ها، آن‌ها را خلق می‌کند و هرکس بنا به تقدیری که ریشه در انتخاب خود دارد در شرایطی قرار می‌گیرد که باید بالقوه ها‌ی خود را به مابالفعل تبدیل کند. موفق باشید
3682
متن پرسش
سلام و خسته نباشید/دریک کشور با وجود ولایت فقیه چطور فساد و فحشای موجود در مثلا صدا و سیما را توجیه میکنید که روز به روز گسترده تر میشود فقط با نقدکردن ایا کار درست میشود ؟یا با اقدام عملی و راهکارهای عملی ؟واقعا زشت و خجالت اور نیست دریک کشور اسلامی چه جایگاهی دارد این الگوهای بی ارزش و خودباخته ی غربی ؟/عاقبتتان به خیر /
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره چون جهت نظام اسلامی به سوی حق است با یک بازخوانی تاریخی نظام اسلامی تکلیف خود را با این فرهنگ که با نگاه غربی همه‌چیز را می‌بیند روشن می‌کند. موفق باشید
3440
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم می خواستم بدانم که روایات در مورد قمر در عقرب چقدر قطعی است؟ و اینکه با توجه به نظر مراجع مانند آقای مکارم که می فرمایند تقویم های نجومی موجود در بازار اعتبار ندارتد برای دانستن زمان مناسب امور و زمان های قمر در عقرب چه کنیم(مثلا برای زمان های مناسب بچه دار شدن) و از چه منبعی استفاده کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: من نمی دانم.آن‌هایی هم که این مورد را رعایت می‌کنند، احتیاطاً این کار را می‌کنند نه آن‌که کاملاً این موارد را پذیرفته باشند. به‌جز آن‌چه در رساله‌ها تحت عنوان حرام و واجب و مستحب و مکروه هست نمی‌توان به دیگر امورات اطمینان داشت. موفق باشید
3178
متن پرسش
با سلام استاد محترم با توجه به اینکه در زمینه اصول دین مخصوصا توحید وخودشناسی هیچ کتاب مناسب و جامعی در دسترس کودکان و نوجوانان نیست، آیا شما می توانید در تالیف یک دوره کتاب و نرم افزار برای کودکان و نوجوانان با ما همکاری کنید؟ این همکاری از طریق جمعیت بانوان فرهیخته استان یا بصورت شخصی میباشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیاز به نبی» در این امر مفید باشد ولی نمی‌توانم به کارهایی غیر از ان کارهایی که مشغول آن هستم بپردازم. موفق باشید
2857
متن پرسش
با سلام در کلاس اندیشه اسلامی استاد فرمودند هیچ برهان کاملی برای اثبات خدا وجود نداردو تمامی برهان ها دارای نقص هستند و دانشجویان را ارجاع دادند به کتاب فلسفه علم اقای جان حوک .می خواستم نظر جنابعالی را در این ارتباط بدانم و اگر کتابی در نظر دارید برای جواب به این شبهه معرفی نمایید(البته ایشون معتقد هستند که خدا وجود دارد ولی برهان کاملی برای اثبات وجود ندارد)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اشکال آقای جان هیک و امثال او آن است که تنها به روش‌های حسّی تکیه دارند و تنها برهان نظم را می‌شناسند. پیشنهاد می‌کنم به کتاب «از برهان تا عرفان» رجوع فرمایید تا ملاحظه شود چگونه ملاصدرا دلایل عقل‌پسندی در اثبات وجود خدا به عنوان حقیقتی که عین کمال است، ارائه داده است. موفق باشید
2106

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چرا این سایت بخش نظرسنجی در مورد خود سایت همچنین بخش جستجو ندارد؟مجبور شدم در این قسمت سوالم را مطرح کنم. میخواستم خواهش کنم مطالبی که به صورت یادداشت ویژه یا جزوه موجود هست را هم در صورت امکان در قالب کتاب چاپ کنید.مثلا در بحث روزه و ماه رمضان مطالب زیاده ولی تا کنون فقط یک کتاب کوچک در این مورد چاپ شده.همچنین خواهش میکنم شرح مناجات شعبانیه راهم چاپ کنید.با تشکر
متن پاسخ
.
1564

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.آیا می توان گفت،همچنان که انسان ها(در سطح و مقام و منزلت خوشان) دارای درجه ای از حضور هستند، و گاه گاه غافل می شوند و این حضور کمرنگ و پر رنگ و شدید و ضعیف و بالا و پایین میشود،در مورد ائمه اطهار(هرچند سطح آن ها مافوق تصور و بسیار متعالی باشد) نیز صادق است؟می توان گفت حضور و مراقبت ائمه(در سطح خوشان) نوسان داشته؟ میشود این را از دعاهایی نظیر دعاهای صحیفه سجادیه فهمید؟(خطاب قرار دادن حضرت به خود که من گناهکار و عاصی و غافل و اسیر و...هستم).میتوان گفت هیچ عارفی، واصل نیست؟ و همگان(حتی پیامبر)سالکان راهی به درازای بی نهایت هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: قسمت اول برداشت شما درست است، و لذا حضرت امام حسین«علیه‌السلام» به خدا عرضه می‌دارند: «إِلَهِی تَرَدُّدِی‏ فِی‏ الْآثَارِ یُوجِبُ بُعْدَ الْمَزَار....» یعنی وقتی در آثارِ تو نظر می‌کنم موجب می‌شود از زیارت و لقای بی‌واسطه‌ی تو کم شود. ولی این‌که می‌گویید هیچ‌کس واصل نیست درست نیست، زیرا آن‌کس که حجاب‌های ظلمانی و نورانی را پشت سر گذاشت و وارد لقاء اسماء الهی شده واصل است هرچند این حالت شدت و ضعف خود را داشته باشد. موفق باشید
16150

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همانطور که استاد می دانند: پیوندی بین معماری اصیل اسلامی و آموزه های عرفانی وجود دارد، این پیوند را در کدام اثر و یا در آثار کدام نویسنده می توان یافت؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاع چندانی ندارم. کتاب «هنر مقدس» از «بوکهارت» نکات خوبی دارد. موفق باشید

15903
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: در جلسات برهان صدیقین در مسائل تشبیه حقیقت وجود به نور فرمودین که در نظام تشکیک وجود، نور وقتی نازل میشه و یا از منشور عبور میکنه و هفت رنگ تشکیل میشه اون حقیقت نوری که در هر کدام از این رنگ ها هست به مشابه وجود هست و اون الوان سبز و زرد و بنفش به مشابه ماهیت هست که از محدودیت ها ایجاد شده. از طرف دیگر می فرمایید امکان و ماهیت عدم هست و چیزی نیست و از اعدام و نیست ها و محدودیت هاست. اینجا من این سوال برام پیش اومده که نور سبز و زرد بالاخره درسته که از نبود 6 رنگ دیگه ایجاد شده اما در واقع از این باب که سبزه به هر حال موجوده و لاشئ نیست. یعنی سبزی در خارج واقعا هست گرچه از محدودیت ها این سبز سبز هست و در واقع این قدر وجود نازل شده و کم شده تا بالاخره یه چیزی تهش مونده، اما باز در مباحث دیگه می فرمایید امکان و ماهیت عدمه و اصلا نیست و لاشئ هست این دو تا رو من نتونستم جمع کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سبزبودنِ نور سبز، غیر از نوربودنِ آن است. سبزبودنِ آن به جهت جنبه‌ی عدمی آن است که شش نور دیگر نیست. ولی نوربودنِ آن مربوط به جنبه‌ی وجودی نور است. موفق باشید

13681
متن پرسش
به نام خدای محمد، با سلام خدمت استاد محترم: می خواستم بدانم که حکمت الهی از این که قلب انسان را در هر لحظه، روز، هفته، ماه و غیره متذکر یک نوع یا یک جزء از عالم ماده یا معنا می نماید چیست؟؟؟ بالفرض برای بنده اتفاق افتاده که در یک لحظه یا روز پیش خودم گفتم اصلا باید چرا درس بخوانم؟ برای چی تلاش کنم؟ در حالی که الحمدالله به خوبی می دانم برای چی، یا در فاز معنوی و معنادر یک لحظه پیش خودم میگم حالا مگه بهشت چه خبره و از این دست مثال ها، یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان در سیر علم حصولی خود فضای علم حضوری را برای خود شکل ندهد طبیعی است که آن حالت که می‌فرمایید برایش پیش می‌اید زیرا تنها با مفاهیم مرتبط است و نه با نور حقیقت. در اُنس با حقیقت است که شور و امید فراهم می‌شود. پیشنهاد می‌شود کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با شرح صوتی آن مطالعه فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی