بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13665
متن پرسش
سلام علیکم: با آرزوی طول عمر برای حضرتعالی. استاد خاضعانه، خاشعانه و ذلیلانه از شما در خواست داریم مجددا شرحی بر معرفت النفس و الحشر بدهید. التماس داریم این تقاضا را رد نکنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده نیز مایل هستم که چنین کاری را خداوند به عهده‌ام بگذارد و معتقدم جلد هشتم و نهم اسفار، افقی بس بالاتر از فلسفه‌ی معمولی به روی ما می‌گشاید. دعا کنید امکان آن برای بنده محقق شود. موفق باشید

12688
متن پرسش
دانشجو هستم، درسمان را مي خوانم و مطالعه هم مي كنم و نماز اول وقت به جماعت و مجالس اهل بيت (ع) هم مي روم و ترك گناه هم دارم ولي احساس خلاء مي كنم نمي دانم عيب كار كجاست؟ نمي دانم كجاي كارم اشكال دارد؟! انگار يه چيزي در زندگيم كم است! ولي احساس خلا، و كمبودي مي مي نمايم. چاره ي كار من چيست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک الی اللّه نیاز به معرفت خاص دارد. پیشنهاد می‌کنم مباحث شرح «رسالة الولایه» را که در 11 جلسه تنظیم شده است، دنبال کنید. موفق باشید

8850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم لطفا اگه میشه فایلهای صوتی سایت رو با یک فرمت دیگری مثل ام پی تری یا ویو قرار بدید تا بشه رو تمام موبایلها هم شنیده بشه ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: مسئول محترم سایت جهت استحضار
6282

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام اقای طاهرزاده. امیدوارم حالتون خوب باشه.تازه با شما و اثار شما اشنا شدم.سوالم در مورد روایتی ک خیلی من ب فکر واداشته تنها 1در خواست دارم اینکه برام روشن کنید ایا چنین حدیثی صحیحه یا حتی شما تا بحال اون شنیدید.. روایت این هست ک پیامبر برای حجامت میرن پیش یکی از صحابه خودشون اون فرد مرید و عاشق ایشون بوده بعد از اتمام کار فرد خون حجامت را سر می کشند ک پیامبر از این کار ناراحت می شوند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم این روایت را شنیده‌ام ولی آخر آن را نشنیده‌ام که پیامبر از خوردن خون حجامت خود ناراحت شوند. در هر حال وقتی خداوند در آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب می‌فرماید شما اهل‌البیت را از هرگونه پلیدی پاک کردم و لذا نه نقص علمی داشتند و نه نقص عملی و نه پلیدی جسمانی و به همین جهت طرف خوب می‌فهمیده آن خون مثل سایر خون‌ها پلید نیست. البته ما بیشتر به کمال آن بزرگان در جنبه‌های علمی و عملی نظر داریم و سیره‌ی علماء دین آن است که به جای ورود به این نوع ابعاد آن ذوات مقدس به ابعاد علمی و عملی آن‌ها ورود پیدا کنند. موفق باشید
5549
متن پرسش
با سلام و احترام و باز هم با عذرخواهی بابت تصدع اوقات شریف استاد عزیز بنده مدتی است در فضای مجازی موضوع ولایت اهل بیت را در بین برادران و خواهران سنی مذهب اما انقلابی و متمایل به جمهوری اسلامی مطرح میکنم اما بعضی از برادران و خواهران آزاداندیش اما کمی محافظه کار اهل سنت این گونه استدلال میکنند که در صدر اسلام هر چه اتفاق افتاده خدا میداند و ما فقط باید تابع قرآن باشیم و بحث های تفرقه انگیز را مطرح نکنیم. اما من این گونه استدلال میکنم که امروز شناخت کامل حقیقت اسلام که همان شناخت ولایت انسان کامل و استمرار آن در اهل بیت است و همین طور حوادثی که باعث شده این حقیقت در همان صدر اسلام سرکوب شود و به حجاب رود، تنها راه برون رفت جهان اسلام از اوضاع نابسامان امروزی است چرا که اگر حقیقت اسلام به درستی و به کمال شناخته شود دیگر مجالی برای جولان اسلام های امریکایی (ترکی-عثمانی، وهابی، سلفی) باقی نخواهد ماند. بنده میگویم چگونه میتوان اصحابی که قبل از کفن و دفن پیامبر (ص) و بر خلاف توصیه های ایشان در مورد خلافت و ولایت علی ابن ابی طالب (ع) به سقیفه هجوم بردند تا قدرت را بین خودشان تقسیم کنند را اصحاب راستین بنامیم و خلفای سه گانه را هم خلفای راستین رسول الله؟! آن هم با آن فجایعی که برای اهل بیت پیامبر در آن اثناء و بعد از آن به وجود آمد. واقعیت این است که بعضی از آن ها با این که هیچ تعصبی روی مذهب سنی ندارند از نفس مطرح شدن این مباحث هم میترسند چرا که اینها بنیان عقاید اهل سنت یعنی بیش از یک میلیارد مسلمان را در دنیا می لرزاند و میترسند که مطرح شدن این مباحث باعث تفرقه افکنی شود. میخواستم بدانم چگونه میتوان بین تبلیغ حقیقت کامل اسلام یعنی ولایت اهل بیت و امر خطیر وحدت جمع کرد؟ آیا اصلا ما در این مقطع در این زمینه نسبت به جهان اهل سنت و بلکه کل بشریت وظیفه داریم؟ با تشکر!
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زمینه فراهم شود تا ابتدا متوجه شوند ما نسبت به جهان اهل تسنن احساس تعهد می‌کنیم، چیزی که در جریان فلسطین بحمداللّه از خود نشان دادیم و نیز باید روشن کنیم در هرحال چه براداران مسلمان ما سنی باشندو چه شیعه پاره‌‌ی جان ما هستند و اگر یک تیغ در پای آن‌ها رود مثل آن است که در چشم ما رفته که بحمداللّه رهبر عزیز انقلاب در این مسیر قدم‌های ارزنده‌ای برداشته‌اند. پس از این‌که چنین فضایی فراهم شد ناظر «یدخلون فی‌ دین‌اللّه افواجا» خواهید بود. فعلاً با همین فضای آزاد‌اندیشی طرح موضوع کنید و به آن‌ها پیشنهاد کنید در این موضوعات فکر کنند، لااقل یک بار کتاب «الغدیر» را بخوانند بدون آن‌که تصمیم بگیرند شیعه شوند ولی بتوانند جایگاه شیعه را در متون اهل سنت بشناسند. موفق باشید
4047
متن پرسش
سلام م چندتاسؤال پرسبدم چچه طور از بین اینهمه جواب،‌ جواب سؤالم پیداکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سایت المیزان از نظر فنی این امکان را دارد که به طور هم‌زمان جواب سؤالات را برای ایمیل کاربران ارسال کند ولی این مشروط بر آن است که عزیزان ایمیل خود را در محل مربوطه بنویسند تا حتی اگر صلاح نبود سؤال و جوابشان در معرض دید سایر کاربران قرارگیرد برای خودشان ارسال شود و لذا اگر سؤال عزیزان طوری نبود که در معرض دید همگان قرار گیرد و از طرفی ایمیل هم ننوشته باشند، نمی‌توانند به جواب سؤال خود دسترسی پیدا کنند. موفق باشید. موفق باشید
3827
متن پرسش
باسلام به محضر استاد طاهرزاده عزیز ودوست داشتنی استاد شاید بنده بسیاربسیارکوچک ترازآن باشم که بخواهم محضرتون پیشنهادی را مطرح کنم ولی با توجه به شناحت نسبی که به آثارشما دارم وبا توجه به اینکه شماخوب نیازهای جامعه رو تشخیص میدهید ومباحثی رو که مطرح میفرمائید حکایت ازهمین مسئله هاست خواستم به عنوان کسی که خیلی خیلی شمارو دوست داره وشدیدا بهتون علاقه مند هست پیشنهاد بدهم که با توجه به نیازجامعه بحثی را تحت عنوان ازولایت نبی تا ولایت فقیه مطرح فرمائید وانشالله با توجه به صلاحدید خود حضرت عالی به صورت کتاب ویا جزوه که قطعا کتاب بهتر است منتشر فرمائید تا ما دوستاران شما بتوانیم بهتر وبیشتر ازمباحث شما درزمینه ولایت فقیه وریشه های تاریخی ولایت الهی استفاده کنیم البته شاید هم قبلا این ایده مطرح شده باشه ونظر این حقیر تازه نباشه به هرحال هرکسی هم که مطرح کرده یا اصلا خود شما به این موضوع رسیده باشید که چنین چیزی نیازجامعه هست بازهم جای شکر باقی است بازهم جسارت حقیر را بپذیرید که به شما پیشنهاداتی را مطرح میکند التماس دعا امید وارم درراه دفاع ازمبانی دینی جوانان ونوجوانان وعلاقه مندان به دینداری موفق وموید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک سلسله بحث‌ تحت عنوان «از ولایت نبی تا ولایت فقیه» داریم که به صورت سی‌دی در آمده، در ضمن کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که در دست چاپ است علاوه بر بحث نبوت و امامت به بحث ولایت فقیه نیز پرداخته. موفق باشید
1781
متن پرسش
سلام استاد عزیز شما آیا شاگرد علامه حسن زاده هم بوده اید یا فقط برای برخی موارد به ایشان رجوع می کردید- اگر بودید چند سال ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده حدود دو سال هفته‌ای یک جلسه همراه با بعضی از برادران خدمت ایشان می‌رسیدیم و ایشان هرچه صلاح می‌دانستند می‌فرمودند ولی رابطه‌مان رابطه‌ای نبود که ایشان دستورالعمل بدهند و ما مثل یک شاگرد سلوکی از ایشان استفاه کنیم. بنده با مختصر اطلاعاتی که از ایشان دارم فکر نمی‌کنم ایشان بخواهند یک قطب باشند و یا استاد سلوکی قلمداد شوند. علامه حسن زاده کتاب‌های بسیار ارزشمندی را نوشته‌اند و انتظار دارند افراد با مطالعه‌ی آن کتاب‌ها به غنای علمی خود بیفزایند و به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» نزدیک شوند و آن خانواده را ملاک تعالی خود قرار دهند. موفق باشید
1613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد باتشکر از زحماتتان.در ادامه سوال1600.بهترین زمینه برای تفکر درقران که علاوه بر جنبه مهم خودسازی خدمت گذاری به انقلاب اسلامی (کار جهاد گونه) رانیز شامل شود چه زمینه ایست؟اگر امکان دارد یک برنامه تربیتی علمی جهت این امر برایم ایمیل نمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم با مطالعه‌ی جزوه‌ی «نحوه‌ی کار با تفسیر المیزان» و بحث «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» در آخر کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بتوانید جواب خود را پیدا کنید. موفق باشید
1600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد انساءالله حالتوخوب باشد.برای فردی که میخواهد دوره ی جوانی را در زمینه ی تدبر درقرآن واحادیث قراردهد آیا نیاز به یادگیری فلسفه ومنطق دارد؟آیا فلسفه ومنطق ابزار فهم قرآن و تفقه دردین اند؟چرا علمای بزرگ شیعه در پایان عمر از سرمایه گذاری در این موضوع احساس رضایتمندی ندارند؟.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تفکر فلسفی یک نوع تفکر است، مثل تفکر ریاضی. معلوم است اگر انسان خواست با فکری متعادل و جامع زندگی را ادامه دهد باید تفکر فلسفی را بشناسد تا مثل علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» بدون آن‌که تفکر فلسفی را بر تفسیر قرآن غالب کند، از نگاه فلسفی به قرآن نیز غافل نباشد، چنانچه تفسیر شریف المیزان را ملاحظه بفرمایید؛ علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» بعد از آن‌که آیات را تفسیر می‌کنند، بابی را باز می‌کنند و از نظر فلسفی آن موضوع را بررسی می‌نمایند تا اولاً: بحث قرآنی با فلسفه مخلوط نشود. ثانیاً: معلوم شود از نگاه فلسفی نیز آیات پیام‌های بزرگی دارند. اگر علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌الهع‌علیه» فلسفه نمی‌دانستند نمی‌توانستند این دو موضوع را تفکیک کنند. آیا شما شخصیت‌های بزرگی مثل حضرت امام و علامه طباطبایی«رضوان‌اله ‌علیهما» را می‌شناسید که در آخر عمر از تفکر فلسفی خود پشیمان شده باشند؟ یا خود را محدود به تفکر فلسفی نمی‌دانستند و درست همان زمان که تفکر فلسفی داشتند می‌گفتند: «طومار حکیم و فیلسوف و عارف.... فریادکشان و پای‌کوبان بِدَرم» این شعر از حضرت امام«رضوان‌الها‌علیه» است، زیرا این بزرگان حرفشان این است: «یک دوست که آن جمال مطلق باشد... بگزین تو و از کون و مکان دل بر کن». موفق باشید
19929
متن پرسش
سلام: استاد شاید من قلم شیوا و روانی برای رسوندن مطلب ندارم. پیرو پاسخی که لطف فرمودید به سوال من دادید (متن پرسش و پاسخ در پایین آمده) خواستم بگم من فقط سید هاشم حداد رو به عنوان مثال عرض کردم. غرض من شخص سید هاشم حداد نیست. غرض من نوع نگاه امثال حداد به زندگی هست. چون شما در جواب فرمودید سید هاشم یک انسان معمولی بود اما امام خمینی یک مجتهد مثل آیت الله کاشانی و مدرس، اگه میدونستم از این زاویه نگاه می کنید به سوالم از همون اول سید علی قاضی رو به عنوان مثال می آوردم که خودشان مجتهد هم بودند سوال من اینه که با اینکه هر دو این بزرگواران تقریبا برای یک عصر و زمانه هستند چرا یکی «نگاهش» به «بندگی در زندگی» مثل سید علی قاضی هست و یکی دیگه مثل امام خمینی؟ چرا اینقدر بین این دو سیره تفاوت هست؟ یکی بندگی خدا رو در یک سبک میبینه و یکی دیگه در سبکی بسیار بسیار متفاوت. چرا نوع نگاه امثال آیت الله قوچانی و علامه طهرانی نسبت به تکلیف و وظیف اینقدر با امثال کاشانی و مدرس و امام متفاوته؟ بالاخره کدام؟ متن پرسش و پاسخ: سوال شما: سلام خدمت استاد بزرگوار استاد چند روز پیش شروع به خوندن پی دی اف کتاب روح مجرد کردم برای اولین بار. و حدود پنجاه شصت صفحه از این کتاب رو خوندم اما بعدش یه سوال ذهنم رو به شدت درگیر کرد طوری که دیگه نتونستم به خوندن این کتاب ادامه بدم و گذاشتمش کنار و اونم اینه که استاد به نظر شما میشه تو این دوره زمونه ای که هستیم واقعا از امثال سید هاشم حداد الگو گرفت؟ و راه ایشون و امثال ایشون رو دنبال کرد؟ خب اگر نمیشه پس چرا من زندگی نامه شون رو بخونم؟؟؟ اومدم تو بخش پرسشها و پاسخها این سوال و جواب رو دیدم:http://lobolmizan.ir/quest/15792 (لطفا یه نگاه بندازین حتما) گفتم خب طبق فرمایش شما ما باید نظر به راهی بندازیم که حضرت روح الله پیش روی ما گشود چون سید هاشم حداد و امثال سید هاشم حداد به تعبیر شما با خدای زمان خودشون زندگی میکردن و ما باید با خدای این زمان زندگی کنیم و این در بستر راهیست که امام و شهدا پیش روی ما گشودند اما استاد گیر من اینجاست: یک جست و جوی ساده تو اینترنت کردم دیدم امام دو سه سال بعد از سید هاشم حداد متولد شدند! یعنی هر دو متعلق به یک زمان و یک عصر هستند! بگذارید صریحتر بگویم: با عذر خواهی از مقام والا و بسیار بلند سید هاشم حداد بهتر نبود ایشان به جای اینکه گوشه ای بنشینند و به یک کار آهنگری (نعلبندی) قناعت کنند و مدام مشغول نماز و زیارت و دعا و ذکر و... بپردازند و به دور از هرگونه بی اعتنایی به مسایل روز و سیاست و ... مثل امام خمینی با زمان خود برخورد می کرند؟ من میدونم شما الان می فرمایید برای هر نفر وظیفه و تکلیفی وجود داره که با بقیه متفاوته اما استاد این جواب منو قانع نمیکنه اگر متعلق به دو عصر و روزگار متفاوت بودند من حرف شما رو قبول می کردم منتها نیستند استاد بالاخره راه سید هاشم یا سید روح الله؟ با تشکر پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: مرحوم هاشم حداد در حدّ سیره‌ی فردی به شما کمک می‌کند که چگونه ایشان به عنوان یک انسان معمولی تا آن اندازه بر روی خود کار می‌کند و از این جهت خوب است کتاب «روح مجرد» مطالعه شود. ثانیاً: ملاحظه کنید ایشان در نجف با آن شرایط خاص خود زندگی می‌کرده و حضرت روح اللّه در ایران در کنار مرحوم مدرس و کاشانی و به عنوان یک مجتهد در صحنه بوده است. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قسمت دوم جواب عرض شد که تفاوت مکان و علاوه بر آن، سیرِ موقعیتی تاریخیِ آن دو بزرگواران بسیار مهم است. و از این جهت می‌توان گفت هرکدام نقش خود را به خوبی انجام داده‌اند. راستی اگر مرحوم قاضی در ایران بود، همان آیت اللّه شاه‌آبادی نبود؟!! و موضوع عرفانِ فردی و عرفان اجتماعی در هر دو از بزرگواران مدّ نظر بوده است، ولی مطابق فهم تاریخی که هرکدام داشتند. موفق باشید

18039
متن پرسش
سلام علیکم: زندگی ما چه ارزشی دارد؟ این زندگی را در این دنیا برای چه باید انجام دهم؟ مثلا من مهندسی می خوانم و در آخر هم یا استاد یا مشغول در جایی اداری خواهم شد و یا به بهترین امکانات و فرصت های شغلی می رسم (ایده آل ترین حالت). آخرش که چه؟ بالاخره می میرم! آیا زندگی درست را آیت الله قاضی و امثالشان نکردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در چهار جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» عرایضی در این رابطه شده است. بالاخره همه در هر شغل و کسوتی باید نظر به اُنس و قرب خدا داشته باشیم تا در زندگی احساس بی‌ثمری نکنیم. موفق باشید

16332
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: طاعات و عباداتتان مقبول درگاه حق‌تعالی یک بنگاه اقتصادی را فرض بفرمایید: عرف و قانون رایج فعلی بر این است که یک‌طرف سرمایه‌گذار دارد و از طرف دیگر کارگر و کارمند و مدیران هم اغلب از خود سرمایه‌گذاران هستند. کارگر چرخ آن بنگاه اقتصادی را با کار خود چرخانده و حقوق ماهانه می‌گیرد فارغ از اینکه کفاف زندگی‌اش را بدهد یا ندهد؛ اما سرمایه‌گذار عموماً فقط سرمایه‌اش در گردش است و خودش مگر در صورت مدیریت، کار نمی‌کند با این‌حال سر سال سود اصلی کارخانه را که گاهی چند برابر حقوق سالانه‌ی مجموع شاغلان آن بنگاه هست دریافت می‌کند. از نظر اسلامی تقسیط سود این بنگاه چگونه باید باشد؟ از پیشنهادهای زیر کدام به نظر اسلام نزدیک‌تر است؟ 1. باید حداقل 20 درصد سود خالص برای کارکنان باشد. 2. علاوه بر کارکنان عموم هم باید در سود شریک باشد. (بحثی شبیه سهام عدالت) 3. سود اصلی برای کارکنان است سرمایه‌گذار اگر در آن بنگاه شاغل نیست فقط باید اجاره‌ی سرمایه‌اش را بگیرد مثلاً چیزی در حدود یک‌سوم سود خالص. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌توان یک نظر کلی داد. زیرا به هر صورت در فضای سالم اقتصادی، ثروت باید فعّالانه جهت کارآفرینی، نقش فعّال داشته باشد. لذا است که اگر صاحب کارخانه‌ای حقوق کارگران را در حدّ معقول بپردازد ولی برای جایگزینی کارخانه‌ای که در حال فرسایش است، سودِ مناسبی به‌دست آورد که پس از مدتی کارخانه فرسوده و کارگران بیکار نباشند؛ کارِ عاقلانه‌ای است. بدین لحاظ نمی‌توان برای کارفرما و صاحب ثروت، سود محدودی را در نظر گرفت. آن‌چه امروز به عنوان بحران مطرح است غفلت از تعریفی است که ما از حقوق کارگر و کارفرما و معنایِ کارآفرینی داریم، همه‌چیز در بحران است حتی قیمت ارز. موفق باشید

14844
متن پرسش
سلام: آیا می شود بخاطر زیبا نبودن زن او را طلاق داد؟ آیا این کار ظلم به اوست؟ اگر مرد به گناه بیفتد باید این کار را انجام دهد؟ اگر زن اول با گرفتن همسر دوم مخالف باشد باید چکار کرد؟ لطفا راهنمایی کنید. در معرض گناهم. چکار کنم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر چشم نداشت ببیند با چه کسی ازدواج می‌کند؟!! این هوس‌بازی‌ها را نباید زیر پوشش این الفاظ پنهان کرد! در حالی‌که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» فرمودند: هر آن‌چه در بقیه‌ی زنان سراغ دارید، در همسر خودتان هست. موفق باشید

12273
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: این که فرمودید در بحث مجردات کثرت، طولی‌ است و عرضی نیست دو چیز در یک مقام نیست پس این بهشتیان یا دوزخیان که در کنار هم هستند و طبق آیه قرآن نفوس پاک با هم و نفوس ناپاک با هم ازدواج می کنند یعنی چند نفر در یک مقام. آیا منظورتان این است که مقامات تجرد یکی است و این صورت های افراد در آن مقام جلوه های آن مقام است یا این که در هر مرتبه از تجرد باید یک نفر باشد؟ و سئوال دوم این که منظور از ازدواج چیست در صورتی که فرمودید در آن عالم زن و مرد معنا ندارد، و زن و مردی به جسم مادی ماست؟ آیا منظور از ازدواج اتحاد در مقام است که مثلاً مؤمنین در یک مقام بهشتی هر مؤمن خود را با مؤمنین در آن مقام حس می کند؟ آیا ازدواج سنخ دنیوی‌ است و هدف از این ازدواج چیست؟
متن پاسخ

بسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در شرح کتاب «معاد..» عرض شد که انسان مؤمن در بهشتی قرار می‌گیرد که عرض آن به وسعت آسمان‌ها و زمین است و همه‌ی اهل بهشت را در بهشت خود می‌تواند جای دهد و بدون این‌که وسعت آن کم شود، پس هرکس خود را در موطنی و مرتبه‌ای حس می‌کند که جایگاه وجودی اوست نه این‌که اگر چند نفر در یک مقام هستند پهلوی هم هستند، بلکه همه خود را در آن مقام حس می‌کنند و در همین رابطه می‌توانند همدیگر را نیز حسّ کنند. ازواج در قرآن یعنی تجلیّات اراده‌های انسان‌ها که موجب اُنس آن‌ها با آن تجلیات الهی می‌شود. موفق باشید

12011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: در آیه 34 سوره نساء تمهیداتی برای تنبیه زن گفته شده: مرحله اول پند و اندرز، مرحله دوم دوری از بستر و مرحله سوم زدن زن است. خواهشمند است تفسیر این مراحل را بیان نمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصل است، بعضی‌ها معتقدند این در رابطه با تمرد زنان است و خروج از خانه در فضایی که پای همخوابگی با مرد غریبه در میان باشد. موفق باشید

11956

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما: راه و روش درمان و ریشه کردن شک و تردید چیست؟ اگر شک و تردید به گونه ای باشد که واضح ترین استدلالها هم برای رفعش کارساز نباشد چه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابن سینا می‌گوید این افراد با رجوع به مباحث ریاضی می‌توانند تفکر خود را شکل دهند. موفق باشید

11870
متن پرسش
سلام علیکم: رفقا یه کم ترمز بکشید! از کی تا حالا از رهبر با جسم ناقص و زخم خورده انفجار استکبار بصیر تر شده اید؟ یه کمی سیره شناشی اهل بیت (ع) بروید کار کنید! نگاه امیر المومنین (ع) به پیشرفت اسلام به گونه ای بود که 25 سال استخوان در گلو و خار در چشم تحمل کردند. امام حسن (ع) صلحی کرد که اگر شما بودید تکفیرش می کردید. امام حسین (ع) برای این دین کربلا و کرب و بلا را به صحنه آورد و... تا امام زمان روحی فدا که خون دل می خورد از تند روهایی که برای دین صبر نمی کنند. «واستعینوابالصبر و الصلواه وانها لکبیره الا علی الخاشعین» امتحان خوبی است برای اینکه میزان خشوعتان در مقابل نایب انسان کامل را بسنجید. حداقل 3 ماه صبر کنید. «إن الله مع الصابرین».
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی در این تاریخ بستر توحیدی انقلاب شکل گرفته و انقلاب با این‌همه موانعی که استکبار و ارتجاع در مقابل آن ایجاد کرده است روز به روز حضور بیشتری در تاریخ دارد، باید با صبر و مقاومت هر روز منتظر عنایت بیشتر خداوند بود. موفق باشید

11739

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: ببخشید اگر می شود راجع به سؤال 11701بیشتر توضیح دهید. اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت شرح بیشتر موضوع خوب است که صوت مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» را دنبال بفرمایید. موفق باشید  

10504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام لطفا مقالات و مطالب جدید برای ایمیل بنده بفرستید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
10488
متن پرسش
با سلام: شرح مقالات چند جلسه می باشد، و اگر امکان دارد جلسات را روی سایت برای دانلود بگذارید و اگر امکان ندارد بفرماید که از کجا باید تهیه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح مقالات حدود 131 جلسه است و امکان قراردادن روی سایت نیست ولی اگر با گروه فرهنگی المیزان تماس بگیرید، در اختیار شما قرار می‌دهند. شماره‌ی تماس (09136032342) حاج آقا نظری می‌باشد. موفق باشید
8865
متن پرسش
سلام علیکم انسان با توبه از گناهان پاک می شود آیا در همین دنیا پاک می شود یا منظور در برزخ و قیامت است؟ متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: در همین دنیا نظرش دیگر متوجه آن عمل نیست و در همین دنیا پاک شده. موفق باشید
8124
متن پرسش
سلام علیکم حضور استاد گرامی بنده به شدت اسیر هوای نفسم هستم، به طوری که توان نه گفتن به نفس را ندارم. میگوید برو پای تلویزیون میروم، میگوید برو فلان فیلم و تصویر نامربوط را ببین می بینم و ... . از این وضعیت خود به شدت ناراحتم ولی راه نجات را نمی دانم. در صورت امکان راهکارهای عملی به بنده نشان دهید؟ خدا شما را حفظ کند.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با طولانی‌کردن رکوع و سجود در نمازهای مستحبی و حضور در جماعت مسلمین شیرینی مخالفت با نفس را به خودتان بچشانید. موفق باشید
7812
متن پرسش
با سلام اینکه می گویید زن و مرد تنها در جسم متفاوت هستند و در روح نه و اینکه حقیقت هر انسانی من اوست و روح و نفس اوست و روح و نفس انسانها یکسان است ، پس زن و مرد در حقیقت انسانی خود یکسان هستند. سوال من این است: مگر نوع احساسات زن با نوع احساسات مرد متفاوت نیست؟ نوع تمایل مرد به زن با نوع تمایل زن به مرد متفاوت نیست؟ مگر مثلا زنها مهربانتر و عاطفی تر نیستند؟ مگر بسیاری از این دست روحیات در زن و مرد فرق نمی کند؟ خب . اینها که گفتم مگر جزء ویژگی روحی نیست؟ یعنی جدا از جسم است. خب این ویژگیهای روحی که فرق می کنند. پس یعنی روح زن و مرد هم علاوه بر جسمشان فرق می کند. پس چطور می گویید که در نفس انسانی زن و مرد یکسانند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: از آن‌جایی که قرآن در ابتدای سوره‌ی نساء می‌فرماید «همه‌ی انسان‌ها از نفس واحده خلق شده‌اند» می‌توان گفت: حقیقت انسان‌ها مافوق زن و مرد بودن آن‌هاست و زن و مرد بودن مربوط به بدن است ولی این را نیز باید متوجه بود که بالاخره روح هر انسانی است که بدن خود را می‌سازد و اگر آن روح، در خودش گرایشی به مرد بودن یا زن بودن نداشت بدن زن و یا مرد بودن خود را نمی‌ساخت و لذا از این جهت نمی‌توان از تفاوت روحی زن و مرد غفلت کرد. موفق باشید
5540
متن پرسش
با سلام و قبولی طاعات و عبادات 1- بنده مغازه ای ( فروش بستنی ، شربت و آبمیوه های سالم سنتی است ) دارم که جهت ترویج حجاب و عفاف ، بنری زده ام که بر روی آن نوشته ام "ورود خانم ها فقط با حجاب اسلامی " از شما استاد عزیز و گرامی تقاضا مندم اگر نقصی و یا اشتباهای در این مورد است . راهنمایی بفرمایید ؟ و یا طرحی در جهت ترویج احکام و مبانی دین اسلام و فرهنگ سازی صحیح و سالم ، این بنده حقیر را راهنمایی بفرمایید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون تجربه نشان داده بعضی از خواهران بی‌حجاب عنادی با دین ندارند و به جهت تربیت غلط و یا عادت غلط رعایت حجاب را نمی‌کنند به جای آن‌که بنویسید فقط خانم‌های با حجاب وارد شوند، بنویسید؛ «خواهران محترم! سعی بفرمایید با رعایت حجاب، محیط زندگی را هرچه معنوی‌تر بنمایید». و سعی کنید مستقیم به مشتری‌های بی‌حجاب چشم ندوزید تا متوجه شوند از وضع ظاهری آن‌ها دلگیر هستید. موفق باشید
نمایش چاپی