باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شمارهی 18312 در این مورد داده شد، به نظرم تحلیل جناب آقای دکتر سعداللّه زارعی که در روزنامهی کیهان تاریخ چهارشنبه 22 دیماه نیز در این مورد تحلیلی دقیق و واقعبینانه است. عین تحلیل را در زیر خدمتتان ارسال میکنم. موفق باشید
تشییع هاشمی، استعاره سخاوت(یادداشت روز)
«رحلت ناگهانی» آیتالله هاشمیرفسنجانی برای رهبر و ملت ایران سخت بود و میتوان گفت در دو دهه گذشته مرگ هیچ شخصیتی به اندازه مرگ او برای کشور شوکآور نبود. پیام بسیار بلند و پرنکته رهبر معظم انقلاب اسلامی و مقایسه آن با پیامهای دیگر هم عظمت این تفاوت را به خوبی نشان میدهد. مرحوم هاشمی روز سهشنبه با حضور بزرگ مردم تهران و بر دوش آنان راهی سفر آخرت شد و در کارنامه 82 ساله او آنقدر نقاط برجسته وجود داشت که بتوان گفت انشاءالله «راضیهًْ مرضیه» خدا را ملاقات خواهد کرد.
هاشمی البته از جمله شخصیتهایی بود که تقریبا همواره موافقان بزرگ و مخالفان بزرگی داشت و در هر دو سر طیف هم اهل حقیقت و اهل باطل وجود داشتند و میتوان گفت از این رو بود که هیچکس از کنار «رحلت ناگهانی» او عبور نکرد و همه مکثی کرده و گواهی دادند که یک شخصیت موثر سیاسی جهان از میان رفته است.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هاشمی رفسنجانی یک شخصیت محوری نهضت حضرت امام بود و در این راه تا آنجا استقامت کرد که میتوان بدون مبالغه او را «مجاهدی نستوه» دانست. شکنجههای تقریبا منحصر بفردی که جامعه ما کم یا بیش از آن خبر دارد کافی است تا بگوییم او در مسیر حمایت از امام راحل عظیمالشان به تمام معنا فداکاری کرد. در این میان رژیم پهلوی، آمریکا و انگلیس و هر فرد و جریان مرتبط با آنها به دلیل مخالفت با نهضت اسلامی حضرت امام با هاشمی نیز به عنوان یکی از سرداران آن مخالف بوده و در همه فشارها علیه او همداستان بودند. در این دوره هاشمی البته موافقان بزرگی هم داشت، بخش وسیعی از نخبگان مذهبی و تودههای متدینی که آوازه فداکاری هاشمی را شنیده بودند، طیف وسیع موافقان او را در این دوره تشکیل میدادند.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به طیفی که در گذشته مخالف آقای هاشمی بودند، منحرفین، منافقین و ملیگرایانی که مخالف استقرار نظام جمهوری اسلامی و بویژه مخالف الگوی ولایتفقیه بودند، اضافه شدند و حقد و کینه آنان از امام و روحانیت و اصل هویتبخش ولایتفقیه بطور طبیعی به سمت هاشمیرفسنجانی به عنوان یک معتمد اصلی حضرت امام رفت کما اینکه در این دوره تودههای متدین و نخبگان اسلامگرا هم از آنجا که او را یک «ستون انقلاب اسلامی» دانسته و تمام آمال و آرمان خود را در سایه انقلاب قابل تحقق میدانستند، به هاشمی رفسنجانی دل بسته بودند و به طور جدی از او حمایت میکردند؛ رأی بالای مردم به هاشمیرفسنجانی در سه دوره مجلس شورای اسلامی در زمان حیات حضرت امام از این موضوع حکایت میکند. بنابراین در مرحله ده ساله «تثبیت» انقلاب اسلامی نیز هاشمی مخالفان بزرگ و موافقان بزرگی داشت.
بعد از ارتحال حضرت امام که کمی پس از آن آیتالله هاشمی رفسنجانی سکان دولت را در دست گرفت همان طیفبندی سابق وجود داشت یعنی او به عنوان رئیسجمهور نظام جمهوری اسلامی به میزانی که مورد عنایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و مردم دینمدار بود از سوی دشمنان اسلام و انقلاب و منحرفین زیر فشار تبلیغاتی و سیاسی قرار داشت. مردم در دوره ریاستجمهوری از شخصیتی که با خطبههای بسیار دلنشینی که او در دوره ریاست مجلس درباره «عدالت اجتماعی» بیان کرده بود و علاوه بر آن در منظر مردم، او فردی «بسیار توانمند» ارزیابی میشد، توقع داشتند که مشکلات اقتصادی و اجتماعی آنان حل و فصل شود. هاشمی رفسنجانی در این بین و با اراده حل مشکلات مردم و با نیت خیر راهی را برگزید که در عمل آن اراده و نیت را محقق نکرد. «توسعه اقتصادی» کلید واژهای بود که با آن سیاستهای دوره سازندگی توضیح داده میشد و در کانون این نگرش «رشد اقتصادی کشور» قرار داشت، بر بنیانی استوار بود که آرام آرام امید تودههای مردم به دولت را کاهش میداد و از این رو بود که 3-2 سال پس از اجرای سیاستهای موسوم به توسعه اقتصادی، آراء آقای هاشمیرفسنجانی (در دور دوم ریاستجمهوری) کاهش معناداری پیدا کرد. در واقع مردم ایران در دوره دوم ضمن آنکه کماکان اعتماد خود را به شخص آقای هاشمی ابراز کردند اما به او یادآور شدند که سیاستهای اقتصادی و کارگزاران این عرصه او را نمیپسندند و خواستار اصلاح و تغییر میباشند. سیاست توسعه اقتصادی با آن برنامه که تنظیم شده بود آرام آرام به شبکه اقتصاد جهانی نزدیک شد و توقع داشت به دلیل همسویی در نگرش تئوریک اقتصاد، از سوی آنان مورد پشتیبانی قرار گیرد اما غرب برخلاف آنچه درباره «ماهاتیر محمد» - نخستوزیر سالهای دهه 60 و 70 شمسی مالزی - عمل کرد، از پشتیبانی مالی از دولت آیتالله هاشمی به دلیل نسبت آن با انقلاب و نظامی که غرب نمیخواست آن را به رسمیت بشناسد و شاهد بالیدن آن باشد، خودداری کرد و از این رو سیاستهایی که برای بهبود وضع اقتصاد کشور طراحی شده بود، از منظر تودههایی که امام ضمن آنکه آنان را صاحبان اصلی انقلاب میدانست، «پابرهنگان» خطاب میکرد، موفق ارزیابی نمیشد. مردم به خصوص حاصل دستاورد این سیاستهای اقتصادی را با آنچه پیش از این هاشمی مستقیما ذیل واژگانآشنای «عدالت اجتماعی» وعده داده بود، ناهمخوان میدیدند. از این رو بود که در این مقطع در کنار طیف دشمنان هاشمی که همان دشمنان انقلاب اسلامی بودند یک طیف «منتقد سیاستهای هاشمی» اضافه شد که از قضا در درون خانواده انقلاب اسلامی قرار داشت. منتقدان به هیچوجه دشمن هاشمی نبودند کما اینکه در دورهای که او رئیسجمهور بود برای موفقیت دولت در اهداف خود، مشفقانه به او کمک کرده بودند و پیوندهای قدیمی خود را هم با او حفظ کرده بودند. هاشمی نیز هیچگاه از این طیف منتقد تلقی دشمن نداشت و خود را از آنان جدا نمیدانست. بعدها منتقدان هاشمی در صحنه داخل به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که با نگاه به اصول و اهداف انقلاب اسلامی، پارهای از سیاستها و افکار او را در مسیر درست نمیدانستند و خواهان اصلاح بودند و گروهی که در فضای محدود قوه مجریه دنبال موقعیتهایی بودند و درست یا نادرست هاشمی رفسنجانی از آنها دریغ کرده بود. گروه دوم در پارهای از موارد مرز انتقاد و دشمنی را از میان برداشتند و با عبارات سخیفی که شما از آن خبر دارید، از او یاد میکردند. در دوره اصلاحات وقتی هاشمی که از شدت اهانتها به تنگ آمده بود از یک مقام ارشد دولت خواسته بود که جلوی این اهانت افراد و مجامع اصلاحطلب را بگیرد او در پاسخ گفته بود «بازی اشکنک دارد، سرشکستنک دارد»! این طیف البته بعدها تلاش کردند تا «سالوسمآبانه» هاشمی را در طیف خود تعریف کنند اما در عمل و در نهایت، آیتالله هاشمی هیچگاه آنان را راضی نکرد. در این دوره مخالفان جبهه انقلاب و نظام کماکان با او که مثل گذشته او را یک ستون نظام میدانستند، مخالف بودند و طیف وسیع نیروهای انقلاب او را در جمع خویش ارزیابی و در حد یک شخصیت محوری نظام به او احترام میگذاشتند و نیروهای منتقد او در خانواده انقلاب ضمن اصراری که بر اصلاح بعضی روشها و نگاهها داشتند، مطمئن بودند که هاشمی از خانواده انقلاب جدا نمیشود.
تشییع پرشکوه و کمنظیر مردم تهران و برگزاری پرتعداد مجالس سوگواری در شهرستانها به خوبی نشان داد که مردم قدر شخصیتهای دلسوز خود را میدانند و پاسخگوی مهری که دیدهاند هستند. ارتحال ناگهانی آیتالله هاشمی دو طیف موافقان و منتقدان هاشمی رفسنجانی را بشدت متاثر کرد کما اینکه در خطوط رسانههای غربی و عربی وابسته به غرب میتوان نفرت آنان از هاشمی رفسنجانی را دید. در تشییع جنازه آیتالله هاشمی در تهران همه نخبگان منتقد و بخش عمده تودههایی که در عملکرد اقتصادی او اشکال میدیدند آمده بودند، طیفهای بسیجی، هیاتی و مردم محروم غلبه داشتند و این نشان میدهد که هم رشته پیوند آیتالله با این بخش از مردم و هم محبت گرم این مردم تا آخرین روز حیات آقای هاشمی رفسنجانی برقرار بوده است. در راهپیمایی بزرگ پشت جنازه این شخصیت که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، «نمونه کمنظیری از نسل اول مبارزان ضد ستمشاهی و از رنجدیدگان در این راه پرخوف و خطر» بود، هم عظمت مردی که بر دوشهای محبت مردم تشییع میشد، برجسته بود و هم عظمت مردمی که با اشاره رهبری و جمعبندی دقیق رهبری از 59 سال دوستی ایشان با مرحوم آیتالله هاشمیرفسنجانی به صحنه آمدند، آشکار بود. خداوند آیتالله عزیز ما را در جوار رحمت واسعه خویش جای دهد و این مردم قدرشناس را برای انقلاب نگه دارد. سعدالله زارعی
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر به همان جدّیت که وارد این مباحث شدهاید، مطالعهی «رسائل و مکاسب» را هم جزء کارهایتان قرار دهید، بعداً پشیمان نمیشوید که چرا کوتاهی کردهاید. وقتی وارد شدید و مزهی آن را چشیدید به بنده نیز دعا میکنید که چرا اصرار داشتم از دروس رسمی حوزه عدول نفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی همسرتان نباید نگران باشند. با تخم محبتی که پدر بزرگ و مادر بزرگِ کودک در روح او میکارند، موجب میشود که آن کودک به همه محبت بورزد و تربیت دوگانه در این موارد مصداق ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبانی ملاصدرا در حرکت جوهری، ربطی به حرکت افلاک ندارد. او با نظر به وابستگی عَرَض به جوهر و حرکت اعراض ما را متوجه ذاتیبودنِ حرکت عالَم ماده کرده است. در کتاب «از برهان تا عرفان» دو برهان در این رابطه عرض شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون باید تلاش کرد تا رزقی را که خدا تعیین کرده است را بهدست آوریم. خدا رزق ما را از قبل تعیین کرده است باید ببینیم چه کسی از دست ما قاپیده است تلاش کنیم آن رزق را برگردانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: معارف اولیه و رعایت دستورات شرع و تعمق در آنچه میدانید، شما را جهت شوق لازم آماده میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه مشکینی«رحمةاللّهعلیه» ولیّ فقیه «قلیل الاشتباه» است. زیرا با اجتهاد و تخصص خاص خود به متون دینی رجوع دارد و از این جهت، عاقلانهترین کار آن است که در زمان غیبت امام معصوم، جهت حکم خدا در امور حکومتی به کارشناسی رجوع کرد که قدرت کشف حکم خدا را از متون قابل اعتماد داشته باشد و خبرگان او را در این کار توانا تشخیص دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خانوادهی دختر پیشنهاد چنین قبالهای را بنماید، کار خوبی است، مشروط بر آنکه شناخت کافی از سلامت شخصیت آن مرد داشته باشد. ولی مرد نباید چنین شرطی را بگذارد زیرا این شائبه پیش میآید که میخواهد اگر خواست راحت همسرش را طلاق دهد بهخصوص که این موارد پیش آمده است. آری! قبالهای در حدّ مبلغ 100 تا 200 میلیون تومان در حال حاضر افراط نیست. اگر دختر و پسر اصل انقلاب و ولایت را پذیرفتهاند، قاعدتاً زمینهی ادامهی حیات طیّب برایشان فراهم است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اینکه متوجهاید روحِ شاعرانگی، روحِ تذکر به این دوران است؛ بسیار دلگرم شدم و حقیقتاً در افقی که شاعر میگشاید، میتوان از کدورت دعواهای جناحهای سرگردان آزاد شد و به جایی نظر کرد که به گفتهی جناب حافظ: «میوزد از چمن نسیم بهشت / هان بنوشید دم به دم میّ ناب» در چنین شرایطی که در صبحدمان ژاله بر رُخ لاله میچکد، از چمنزار مظاهر، نسیم بهشت میوزد و تمام فضا را آماده میکند که تا سالکِ طالب حقیقت در عالیترین شرایط توحید که امکان تحقق عشق خالص در میان است، از نوشیدن میّ نابِ محبت کوتاهی نکند و نگذارد در چنین شرایطی غیر از رجوعِ به حق چیز دیگر در میان آید. این حالت را در پیادهروی اربعین در بین انبوه زائران حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» و یا در حرم امامان معصوم«علیهمالسلام» بهخوبی میتوان احساس کرد که چگونه نفحات الهی، شوری آتشین بر قلبها انداخته به طوریکه هرکس در تلاش است در نوشیدن میّ ناب که همان عشق خالصانه است، عالیترین سبقت را به صحنه آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با سیر مطالعاتی روی سایت یعنی پس از مطالعهی «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح «رسالة الولایه» علامه و شرح تفسیر حمد امام و شرح «مصباح الهدایه» حضرت امام إنشاءاللّه در افق شخصیت خود مطلوب خود را لمس خواهید کرد. آن عرفان زندهای که مورد نیاز ما است در چنین جاهایی پیدا میشود. موفق باشید
سمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که شیطان در مقام ملائکه بود و خطاب برای سجده به آدم ، به «مقام» تعلق گرفت و مقامِ ملائکه مقام اسماء تقدیس و تسبیح بود، باید مقام جنّیان نیز همین اندازه باشد و عبادت جنّیان در عالَم در راستای همان اسمی است که میشناسند، منتها باید متوجه شوند که مقام آدم مقام جامعیت اسماء است و در این راستا باید از پیامبران تبعیت کنند. موفق باشید
