باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ابن سينا به سه نوع ادراك قايل است و در مواردى ادراك نوع چهارم يعنى وهمى را نيز بدانها افزوده است. در جريان ادراك خيالى ابن سينا قايل به انطباع است؛ يعنى صور از بيرون ادراك مى شوند و در قوه خيال باقى مى مانند كه به اين نوع ادراك، ادراك خيالى مى گويند. پس ادراك خيالى از ديدگاه ابن سينا مادى است. ابن سينا خيال را خزانه يافته هاى حس مشترك مى داند و براى خيال به مثابه يكى از حواس باطنى، شأن اساسى در شناخت قايل نيست. او خيال را به عالم حس محدود مى كند و برايش عالم مستقل قايل نيست: سهروردى معتقد است كه صور خيالى منطبع در خيال نيستند؛ بلكه اين صور در واقع عبارت از كالبدها و ابدان معلق در عالم مثال اند كه آنها محل جسمانى نيستند. پس ادراك خيالى از ديدگاه سهروردى داراى تجرد است. او مى گويد حافظه صورت ها و معانى جزئى نيز در مغز نيست؛ زيرا نفس انسان كه بدن را در تصرف دارد، به همه اندام هاى آن چيره است و همه جايش را زيرنظر دارد؛ پس امكان ندارد كه از صورت و معناى محفوظ در يكى از اندام ها غفلت كند. سهروردى حافظه ادراك هاى انسان را امرى مبهم با عنوان جهان يادآورى مى داند و آن را در قلمرو نفوس آسمانى به شمار مى آورد. ملا صدرا معتقد است نفس، صورتی مطابق شیئ خارجی در خود ابداع میکند، 2- نظر شیخ اشراق به نظر ملاصدرا و رابطهی وجودی بین ذهن و عین، بسیار نزدیک است با این تفاوت که شیخ اشراق با نظر به وجه نوری وجود حرف خود را میزند و عملاً از مفهومگرایی که در معنای وجود نهفته است، آزاد است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شخصیت انسانها باید محترم باشد ولی ذیل حکم خدا و گرنه کفر و ایمان مساوی قلمداد میشوند و این، یعنی زیر پا گذاشتن حقّ و این نفی حقیقت انسانیّت که همان فطرت الهی او است میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین اینکه بنده در این موارد تخصص لازم را ندارم، همین اندازه ایشان را یکی از ستونهای فقه آل محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و در خدمت اسلام و مسلمین میدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، سالکِ کوی دوست، بهار و پاییز و قبض و بسطی دارد. و عهد گذشته بعضاً حجاب حضوری میشود که پیش آمده. راهکارِ انسان در این حالت، آن است که بر عهدِ جدید خود پایدار بماند. این نوع قبضها، تذکر است تا ما آرامآرام از هستیِ خود درآییم و به هستِ حقّ نظر کنیم. آن شیرینی را دادند تا دهان ما آب بیفتد که وقتی میخواهند قبض را بدهند، به یأس گرفتار نشویم. به قول جناب فیض کاشانی، قصهی ما و حضرت محبوب از این قرار است:
گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی
گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است.
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت؟
گفتا نشان چه پرسی؟
آن کوی بی نشان است!
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است!
گفتم که سوخت جانم در آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را کی نادی فغان است؟
گفتم فراغ تا کی؟
گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است؟
گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی است
گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا
گفتا که رایگان است
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانهی تو جان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته ایشان را برای جامعه مفید میدانم. انتظاری که از ایشان هست همین اندازه میباشد که در این عالمِ منجمد و آلوده به کمّیات، انسانها نظری هم به کیفیات بیندازند و از این به بعد است که جایگاه شریعت الهی برایشان روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد این مسئلهای نیست که بین علما اختلاف باشد یک موضوع منطقی و پذیرفتنی است که زنان میتوانند در کنار خانواده فعالیت های اجتماعی همشأن خود داشته باشند و عدهای را در امورات تربیت فرزند به کمک بگیرند که از همه بهتر مادربزرگها و پدربزرگها هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم تعارضی در میان باشد. هر اندازه انسان بیشتر کشیک نفس بکشد بیشتر متوجه ظرائف خطوراتش میشود و معنای مفسده در سؤال اول صرفاً آن چیزی نیست که شما نام بردهاید، بلکه همینکه انسان در ارتباط با نامحرم گرفتار خطورات وَهمی شود مفسده است و او را از سیری که باید به سوی حقایق بس متعالی و زیبا و آرامبخش جلو ببرد محروم میکند. البته فرق میکند که یک خانم واقعاً از شما با جدیّت تمام آدرس میپرسد یا اینکه یک دختر بخواهد دامی برای شما پهن کند؛ این دومی است که باید از آن سریعاً حذر کرد. موفق باشید
