بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6137
متن پرسش
عرض سلام بنده همان پرسشگر سوال 6082 هستم.ضمن تشکر از پاسختون میخواستم بگم گریه با این رویکردی که شما فرمودید گریه برای خود مون و رسیدن به خود برتر میشه که نه برای اباعبدلله.درسته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» مثل همه‌ی اولیاء و انبیاء می‌خواهند ما به مقام بالاتری از انسانیت برسیم و از این طریق به آن انسان‌های کامل نزدیک شده‌ایم. موفق باشید
5196
متن پرسش
سلام.قسمت سیر مطالعاتی غیر فعال است. لطفا بفرمایید رسیدگی کنند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فعال است.
3430
متن پرسش
ایا در بهشت ثبات مقام وجود دارد ؟ اگر چنین است وقتی کسی می بیند مقام فردی از او بالاتر است ایا این رنج باعث ترفیع درجه نمی شود ؟ با توجه به این که رنج در بهشت نباید وجود داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که می‌فرمایید در بهشت چیزی که موجب آزار روحی اهل بهشت باشد نیست و ذکر آن‌ها «الحمدالله» است، شاید تفاوت‌ها طوری نباشد که شما از آن‌چه دارید راضی نباشید. موفق باشید
1643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم خیلی وقت است که باخودم درگیرم، به سخنرانی های شما گوش میدهم یا کتابهایتان را میخوانم زندگی را به گونه ای می فهمم که بدور از هرگونه اسراف، تجمل و تلاش برای کفاف و دوری از دنیا زدگی است اما وقتی میخواهم در زندگی خودم این را پیاده کنم باهزار و یک مشکل مواجه می شوم که انجام آن را غیر ممکن می سازد مثلا نداشتن چنین روحیه ای در خانواده خودم و همسرم و حتی همسرم به شدت دچار دوگانگی شده ام و نمی دانم چه کنم از شما هم که سوال می پرسم برخلاف مطالب سخنرانی هاتان جواب می شنوم خیلی سرخورده ام ، آیا مطالبی که شما میفرمایید در حال حاضر آرمان است و با آنچه امروز در زندگیهای غریی ما واقع است فاصله دارد و باید آن را در حد یه روش درست و آرمان قبول کرد یا راه دیگری پیشنهاد میفرمایید باتشکر از شما و التماس دعای خیر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین طور که فرموده‌اید برای تحقق یک آرمان باید زمینه‌ی تاریخی و اجتماعی آن فراهم شود، داشتن آرمان الهی موجب می‌شود شیفته‌ی زیبایی‌های دنیایی نشویم ولی این به معنای آن نیست که شما از فردا بتوانید آن را پیاده کنید، همین‌طور که ملاحظه می‌فرمایید با موانع روبه‌رو می‌شوید و باید به آنها حقّ بدهید و با مدارا با آن‌ها آرام‌آرام وقتی شرایط فراهم شد آن‌ها با شما همراهی می‌کنند. موفق باشید
1387
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید در مورد معجزه ای که در سال 1917 در شهر فاطیما پرتقال اتفاق افتاده در حال تحقیق هستم اما تمام اطلاعات موجود توسط مسیحیان نوشته و انتشار پیدا کرده و هیچ مدرک معتبر در این مورد که قابل اطمینان باشد وجود ندارد. حال سوال من از شما این است که به نظر شما این خانم که خود را بانوی تسبیح معرفی نموده حضرت زهرا بوده یا حضرت مریم ؟ نظر شخصی شما در این مورد جیست؟ اگر این خانم حضرت فاطمه بوده مستندات شما چیست؟ با تشکر در سال 1916 میلادى، یک سال قبل از دیدار با بانوى درخشنده، فرشته‏اى بر ما ظاهر شد، و 3 بار این گفته را تکرار کرد: من فرشته صلح هستم، خدایا من ایمان دارم، و باور دارم و عشق مى‏ورزم بتو، و من طلب استغفار مى‏کنم از آنان که باور ندارند، و عشق نمى‏ورزند، و ایمان ندارند. یک سال بعد بانوی تسبیح به بچه ها ظاهر می شود و می گوید از اهالی بهشت است و خود را بانوی تسبیح معرفی می کند و سه پیام مهم برای مردم قرن بیستم دارد . اول صحنه ای از جهنم را به بچه ها نشان می دهد که ارواح پلید در میان آتشی هولناک می سوزند و زجه می زندد. دوم اینکه بانو می فرماید خداوند به خاطر کفر گویی نوع بشر بسیار خشمگین است و در صدد است بشر را به خاطر گناهانش با جنگ و قحطی جزا دهد. و روسیه کمونیستی را منشا نشر افکار کفر آمیز دانسته و می خواهد که این کشور به قلب معصوم او تخصیص یابد. سوم پیشگویی ترور پاپ ژان پل دوم هست که می گوید مردی روحانی با لباسهای سپید گلوله باران می شود . فرشته 2 بار دیگر در تابستان و پائیز بر آنها ظاهر شد، و هر بار یک چیز را از آنان خواهش کرد: قربانى بدهند و استغفار کنند براى گناهکاران، و دعا کنند براى متحول شدن آنها، این 3 برخورد بود که بچه‏ها را براى دیدن بانوى صاحب تسبیح آماده کرد. و در تجلی آخر معجزه خورشید را جلوی دیدگان هفتاد هزار نفر نمایش می دهند .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده هم فیلم مربوطه را دیدم، دلیل محکمی بر آن نیست که شخص ملاقات‌شده حضرت صدیقه‌ی طاهره«سلام‌الله‌علیها» باشند، ولی مطابق شهود آن راهبه کسی که دختر پیامبرباشد و نام او نزدیک به فاطمه باشد غیر از حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیه» نداریم. در همین حدّ باید به آن توجه داشت و نه بیشتر، و معلوم است که در این شهود باورهای مسیحی آن خانم شهود او را تحت تأثیر قرار داده. موفق باشید
1065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد در مورد تمدن آینده بشریت فرموده بودین ما فردا را نمیبینیم پس چگونه پس فردا را ببینیم آیا احتمال دارد با توجه به زلزله های شدید وزیادی که در قیامت صغرا (آخر الزمان) میاید کلا تکنولوژی نابود شود چون همان طور که میدانیم حضرت حجت (ص) با عصای موسی (ص) ونگین سلیمان (ص) خواهد آمد و نیازی به موبایل وهوا پیما ندارد بعضی اجنه و فرشته ها هم که طبق روایات دیده خواهند شد . بنابر این میتوان نتیجه گرفت که توصیف اهل بیت از شمشیر امام و یاران ایشان وجنگ با اسب وزره تشبیه نیست چون خود معصومین میتوانستند در صورت لزوم به تکنیک بشر اشاره کنند چنان که به مرکب های تند رو که امروزه سوار میشویم اشاره نموده اند وهمچنین به دموکراسی به عنوان به مزایده گزاشتن حکومت اشاره نموده اند اگر نظرم درست هست لطفا بگید چرا درمورد این پس فردا سخن نمیگویید؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده با نظر شما موافقم. «پس فردا» روح دیگری دارد که با الفبای تفکر امروزی و فردایی – که ادامه‌ی امروز است – قابل توصیف نیست. موفق باشید
18583

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: ۱. به نظر شما آیا فهم فلسفه ملاصدرا نیاز به آشنایی با مدل متفاوتی از منطق دارد؟ ظاهرا حضرت آیت الله جوادی آملی این نظر را دارند که برای فهم حکمت متعالیه نیاز به منطقی متفاوت از منطق مشاء ای دارد؟ ۲. آیا کتاب منطقی که خود مرحوم ملاصدرا نوشته اند با همین دیدگاه است؟ (از طرفی عده ای اعتقاد دارند که نظرات منطقی ملاصدرا در حواشی سایر مطالب اوست) ۳. برای ما که می خواهیم تازه بحث منطق را در حوزه شروع کنیم آیا باید به دنبال روش و اساتید و کتبی متفاوت باشیم یا باید شیوه گذشته را در کتابی مثل منطق مظفر دنبال کرد و بعد این بحث را کامل کرد و یا نیازی به پیگیری مطالب متفاوت منطقی نیست؟ ببخشید اگر طولانی شد. التماس دعا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکته‌ی دومی که می‌فرمایید درست است در جواب سؤال شماره‌ی 18571 این‌طور عرض شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت صدرایی برای فهمِ عقل فلسفی آن نیاز به منطق ندارد، إلاّ این‌که چون ملاصدرا برای سخن خود از اصطلاحات منطقی استفاده کرده است لازم است از علم منطق آگاهی داشته باشیم. موفق باشید

17523
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزگوارم: استاد عزیزم امروز در کلاس درس مشاوره و روان درمانی گروهی رشته مشاوره، استاد گفتند که یکی از قواعد اصلی گروه این است که به ارزشهای همدیگر احترام بگذاریم و یکدیگر را قضاوت نکنیم. نظر من این بود که این طور نیست که همه ارزشها درست باشد، بلکه بسیاری از مشکلات افراد ناشی از ارزشهای نادرست آنها است و تمام ارزشها درست نیست و باید در چارچوب اسلامی ارزشهای درست و نادرست تعریف شود،که یکی از دوستان در جواب گفت: شما باید دین را از روانشناسی جدا کنید و برخی از این مسلمانها فکر می کنند فقط ارزشهای خودشان درست است. استاد من چه باید می گفتم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شخصیت انسا‌ن‌ها باید محترم باشد ولی ذیل حکم خدا و گرنه کفر و ایمان مساوی قلمداد می‌شوند و این، یعنی زیر پا گذاشتن حقّ و این نفی حقیقت انسانیّت که همان فطرت الهی او است می‌باشد. موفق باشید

16992

ذکر یونسیهبازدید:

متن پرسش
سلام: 1. ذکر یونسیه به تعداد 400 بار رو میشه تو طول روز تقسیم کرد یا یک جا باید گفته بشه همچنین این تعداد باید در سجده گفته بشه یا در غیر سجده هم میشه گفته بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین حالت برای ذکر یونسیه در سجده است و در هر حال باید زمانی و مکانی را برای آن خالی کرد تا حالت روزمرّگی پیش نیاید. موفق باشید

16159
متن پرسش
سلام علیکم استاد: آیا راه معرفت نفس که از طریق شناخت خود به شناخت حق می رسیم در عرض راه عرفان است که از طریق عشق و دل و تزکیه می باشد؟ پس چگونه عرفا گفته اند که مسیر ما معرفت النفس است؟ ممنون از لطفتون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای معرفت نفس رجوع انسان به حق، رجوعِ وجودی می‌شود و از این جهت «قلب» به میان می‌آید که مسیر عشق به حق است. موفق باشید

13566
متن پرسش
سلام جناب استاد: با آرزوی قبولی عزاداری تان. بنده در شبکه اجتماعی تلگرام کانالی را جهت بازخوانی آثار و دیدگاه های شما بزرگوار و بحث و پیگیری بیشتر راه اندازی کرده ام که اگر شما اجازه بدهید فعال شود. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده برای جنابعالی و سایر عزیزان که در فضای مجازی متذکر معارف الهی و اخلاق ربّانی هستند، آرزوی موفقیت دارم و مسلّم چیزی نیست که بتوان از آن چشم‌پوشی کرد و میدان را به دشمنان اسلام داد. موفق باشید

12157
متن پرسش
سلام ممنون از پیگیری شما جهت اصلاح لینک جلد اول کتاب «فرزندم این چنین باید بود» با عرض پوزش در حال حاضر هیچ لینکی جهت دانلود این کتاب مشاهده نمی شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلاح گردید. با تشکر

12142
متن پرسش
سلام علیکم جناب استاد! بنده همان فردی هستم که سوال 12115 رو پرسیده بودم. (در این لینک: http://lobolmizan.ir/quest/12115) اما بنده با جستجو متوجه شدم برخی سوالات دیگه هم مشابه سوال من وجود دارد. خاصتاً سوال 1918(در این لینک: http://lobolmizan.ir/quest/1918) اما احساس می کنم پاسخی که به سوال بنده داده اید؛ با پاسخی که به سوال 1918 داده اید اندکی با هم متعارض هستند. شما در پاسخ به سوال 1918 که فرد پرسیده است: «در رساله های مراجع آمده اگر در هنگام صحبت و مشاهده نامحرم خوف مفسده و افتادن به گناه افتادن باشد باید اجتناب شود و گرنه اشکال ندارد. حال این مفسده دقیقا یعنی چه؟! چون که اگر مفسده و گناه را صرفا استمناء و زنا بدانیم آنوقت می توان گفت خیلی از این صحبت ها مخصوصا آن صحبت هائی که در مکان عمومی است این مفسده را ندارد. چون واقعا مثلا چند کلام صحبت با نامحرم یا در خیلی از موارد نگاه به نامحرم موجب استمناء و زنا نمی شود. اما اگر بخواهیم دامنه مفسده را آنچنان وسیع در نظر بگیریم که حتی مثلا اینکه ممکن است بعد از صحبت با نامحرم انسان تا چند دقیقه بعد از آن صحبت نیز به فکر نامحرم باشد یا مثلا حتی اینکه مقداری دل انسان در هنگام صحبت بلرزد و ... آنوقت باید گفت شاید بالای 95% مکالمات اینچنین وضعی داشته باشند و طبق این مبنا تقریبا باید گفت بطور مطلق مرد و زن نامحرم نه به هم نگاه کنند نه حتی با هم صحبت کنند. حتی طبق این مبنا مثلا اگر در خیابان زنی از ما آدرس سوال کرد نیز نباید به او جواب داد....» شما پاسخ داده اید: «مسلّم منظور از مفسده در ارتباط با نامحرم، همان نوع دوم است ولی باید توجه داشت حتّی برای یک جوان در حال عادی این‌طور نیست که اگر نامحرمی از او مثلا آدرسی بپرسد دل او بلرزد مگر این‌که او از تعادل اولیّه‌ای که عموم انسان‌ها دارند به جهت غلبه‌ی خیالات (به هر دلیلی که غلبه کرده‌است) خارج شده و صورت‌های ذهنی که خودش به ایجاد آن‌ها دامن زده همواره مدّ نظرش باشد و در برخورد با نامحرم برای او تداعی شود.» اما در پاسخ به سوال بنده فرموده اید: «اولیاء الهی که متوجه ظرائف حالات نفسی خود هستند و خاستگاه‌های توهّم را می‌شناسند، متوجه‌اند در چه صحنه‌هایی وَهم به میدان می‌آید و حجابِ نظر به حقایق می‌گردد و توصیه‌های آن‌ها ریشه در شناخت حضوری آن‌ها نسبت به ظرائف نفسِ انسانی دارد و هراندازه بیشتر رعایت کنیم بیشتر متوجه نقش تخریبی وهم می‌شویم.» در پاسخ به بنده طوری صحبت کرده اید که حتی یک سلام نیز (طبق همان روایت امیرالمومنین(ع)) می تواند زمینه ساز حضور وهم شود. اما در پاسخ سوال 1918 پاسخ داده اید حتی برای یک جوان عادی نیز نباید طوری باشد که اینکه اگر خانمی از او آدرسی پرسید دچار مفسده ای بشود مگر اینکه از تعادل اولیه انسان ها خارج شده باشد. آیا من درست فهمیده ام که ظاهراً بین این 2 پاسخ تعارضی وجود دارد؟ اگر درست فهمیده ام لطفاً رفع تعارض بفرمائید. اما اگر بد فهمیده ام بفرمائید اشکال کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم تعارضی در میان باشد. هر اندازه انسان بیشتر کشیک نفس بکشد بیشتر متوجه ظرائف خطوراتش می‌شود و معنای مفسده در سؤال اول صرفاً آن چیزی نیست که شما نام برده‌اید، بلکه همین‌که انسان در ارتباط با نامحرم گرفتار خطورات وَهمی شود مفسده است و او را از سیری که باید به سوی حقایق بس متعالی و زیبا و آرام‌بخش جلو ببرد محروم می‌کند. البته فرق می‌کند که یک خانم واقعاً از شما با جدیّت تمام آدرس می‌پرسد یا این‌که یک دختر بخواهد دامی برای شما پهن کند؛ این دومی است که باید از آن سریعاً حذر کرد. موفق باشید

11867
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر: مدتی است که برای مقطع دبستان پسرمان به دنبال مدرسه خوب می گردیم. محیط تربیتی خوب اولین اولویت آن برای ما می باشد. در مورد یکی دو مدرسه که کادر متدین و ولایی و تا حدودی گزینش مذهبی بر روی خانواده ها دارند مشکل بعد مکان وجود داشت. در مورد مدارس نزدیک هم تا جایی که مدارس را بررسی کردیم، مدرسه ای که محیط معنوی و ایمانی بر آن حاکم باشد و حداقل، ظواهر از جمله حجاب معلمین در آن حفظ شود پیدا نکردیم. در مدراس دولتی به خاطر نداشتن گزینش بر روی خانواده ها، معمولا جو خوبی از نظر همکلاسی و خانواده های آن ها وجود نداشت و نمی توان تاثیر همنشین بر روی کودک در این سنین را منکر شد. در مدارس غیرانتفاعی هم معمولا سخت گیری های علمی و بعضا خودشیفتگی هایی وجود دارد. واقعا قضیه انتخاب مدرسه مانند کلاف سردرگم برای ما و چندی از والدین دیگر با معیارهای شبیه ما شده است. لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً همین‌طور است که می‌فرمایید مشکل است، بالاخره در حدّ امکان و بدون آن‌که به زحمت بیفتید تلاش خود را بکنید. از طرفی در این موارد بنده از شما ها وارد تر نیستم . موفق باشید

10786
متن پرسش
با سلام: استاد گرامی دو سوال از خدمتتان دارم: 1. یکی از دلایلی که برای خلقت انسان ذکر می شود فیاضیت مطلق پروردگار است به این معنا که خدایی که کمال مطلق و فیاض مطلق است و می تواند موجودی مانند انسان را بیافریند اگر نیافریند با فیاضیت او در تضاد است. ظهور و بروز این صفت قبل از خلقت انسان چگونه بوده است؟ 2. انسان و شرایط موضوعی است که ذهنم را بسیار درگیر کرده است نگاهی اجمالی به تاریخ بشریت و اوضاع امروزی جهان نشان می دهد که اکثر انسانها بیشتر ساخته شرایط و محیط هستند تا اراده. به عنوان مثال اگر صدام زناراده نبود و زیر دست ناپدری ظالم بزرگ نمی شد آیا عاقبت او چنین می شد و یا اگر فردی که در ایران در یک خانواده مذهبی رشد کرده و در نتیجه انسان خوبی شده و عاقبت به خیر می شود اگر در خانواده و شرایط دیگری بزرگ می شد باز هم می توانست انسان خوبی شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فیاضیت حضرت پروردگار در ازاء «امکان ذاتی» هر مخلوق است و لذا با نظر به امکانی که هر مخلوق در خود دارد حضرت حق آن امکان را به واجب بالغیر می‌رساند. عنایت داشته باشید که «امکان»، ذاتی هر مخلوق است و لذا امکان بالذات با واجب بالغیر قابل جمع است 2- هرکس قبل از موجودشدن آنچه را که می‌خواهد بشود انتخاب کرده و حضرت حق جواب طلب و تقاضای آن را می‌دهد. اختیار در امکان ذاتی صدام نهفته است و صدام، صدام‌بودن را انتخاب کرده و خداوند جواب آن انتخاب را داده، و این اختیار تا آخر با صدام هست و هرلحظه می‌تواند انتخاب جدیدی بکند. در مباحث «اعیان ثابته» این موضوع بهتر حل می‌شود. موفق باشید
10581

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید می خواستم ببینم پیرو سخنان اخیر آقای رحیم پور ازغدی، اگر ساختن دهه های جدید باعث کم توجهی مردم به دهه عاشورا می شود، این حکم را برای عزای همه معصومین نیز می شود جاری کرد و گفت عزاداری برای سایر معصومین موجب کم توجهی مردم به عزای سید الشهدا می شود و باید از همه عزاداری ها به غیر از مصیبت اباعبدالله خودداری کرد. نظر شما چیست؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت نظر بزرگان بیشتر بر روی عزاداری اباعبداللّه«علیه‌السلام» بوده و در دل این عزاداری اهمیت کار فرهنگی سایر ائمه«علیهم‌السلام» نیز روشن می‌شود. موفق باشید
10330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: اینجانب، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی دانشگاه شیراز هستم که ان شاالله به زودی فارغ التحصیلی خواهم شد. هنوز به خدمت سربازی نرفته ام و حدود 2 سال هم سربازی پیش رو دارم. سن بنده حدودا 25 سال است. از آنجایی که تا کنون مشغول به تحصیل بوده و در کنار تحصیل نیز کار نمی کردم، خرجی خودم را از پدرم که دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش هستند می گرفته و می گیرم. بنا به نیاز به استقلال مالی که در خود می دیدم، تصمیم داشتم تا پس از فارغ التحصیل شدن، به خدمت سربازی رفته و پس از آن، به کاری مشغول شوم. با این تصمیم، سوالات متعددی در ذهن بنده پیرامون اینکه چه کاری است که منطبق بر وظیفه ی من در قبال شهدا، اسلام و انقلاب باشد. در پی پاسخ به این سوال، چند صباحی اندیشه کردم. در بین کارهای مختلف، بحث ادامه تحصیل نیز مطرح بود. اما به سبب احتیاج شدید به استقلال مالی و نیز دشواری مسیر تحصیل در مقطع دکتری، این گزینه آن چنان رنگی در بین سایر گزینه ها نداشت. تا اینکه با صحبت های اخیر رهبری در حضور نخبگان مبنی بر تعریف نخبگی (نخبگی مجموعه‌ای از سه ویژگی «هوش و استعداد»، «همتِ برجسته برای مطالعه و کار و تلاش»، و «حوصله‌ی تحسین‌برانگیز برای پیگیری و مداومت» است) به این اندیشه فرو رفتم که نکند به سبب کم حوصلگی و کم همتی، مسیر ادامه تحصیل کم رنگ شده است. همچنین مباحث شما در کتاب جایگاه رزق مبنی بر اینکه «روزی هرکس را بریده اند و ما مامور به انجام وظیفه ایم»، در گوشم صدا می کند که نکند به واسطه عدم اعتماد به رزاقیت خدا و ترس از فقر دارم به مسیر رفتن به سر کار می اندیشم. من که با تلاش مضاعف و جهادگونه، می توانم در دانشگاه بمانم و در مقطع دکتری تحصیل کنم، چرا مبنای ترک این مسیرم بشود بحث مالی و سختی این راه؟ اگر حقیقتا وظیفه من ماندن در دانشگاه است، خوب باید صبر و حوصله به خرج دهم. اما مشکل اصلی آن جاست که مانده ام وظیفه ی یک جوانی چون من چیست تا پی آن را بگیرم و غصه رزقی که خدا برایم بریده است را نخورم؟ خواستم با شما استاد گرانقدر که با فضای جامعه و نیازهای آن آشنایی دارند و دغدغه های رهبر عالیقدر انقلاب را می دانند، مشورتی کنم. کدام مسیر را انتخاب کنم: ادامه تحصیل و ماندن در دانشگاه یا رفتن دنبال کار و کسب درآمد (با این دیدگاه که خدا به واسطه روزی می دهد) و انجام وظیفه در آن قالب. از طولانی شدن سوالم عذرخواهی می کنم و از صبر و تحمل شما، صمیمانه تشکر می کنم. باشد که خداوند متعال، عمر باعزت و با برکت به شما عنایت کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با توکل به خدا بنا را بر آن بگذارید که تحصیلات خود را ادامه دهید و در کنار آن به فکر درآمد مالی هم باشید. موفق باشید
9492
متن پرسش
با این که کتاب رزق شما را خواندم اما چرا ایمان نمی آوریم به این که رزاق خدا است ؟ ریشه حرص ما در چیست؟ چرا با اطلاعات مذهبی در زندگی احساس دینی نداریم؟ چرا آرامش نداریم، چه کار باید کرد، علت احساس پوچی در زندگی چیست؟ خیلی اهل دنیا نیستم اما شور رزق و آینده دارم. انسان گاهی خود را بین دو راهی حس می کند چه کار کنم که خود را تفسیر کنم، چه کار کنیم که اضطراب جای خود را به یقین بدهد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه نسبت به رزق آزاد از حرص و مطابق وظیفه‌ی الهی عمل کنیم به همان اندازه خداوند رزّاق‌بودن خود را به ما مینمایاند. پس چاره‌ی کار اطمینان به خدا و اولیاء اوست. موفق باشید
7107
متن پرسش
سلام.باتوجه به اینکه حضرات معصومین درعالی ترین درجت انسانی و الهی بوده اند چرا به اسباب مثلا جهت رفع بیماری متوسل میشدند وحال اینکه حضرت استادمیفرمایند بارسیدن یقین به افضل یقین انسان از ابزار بریده شده وفقط به حضرت حق واصل است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زندگی طبیعی و در راستای رفع حوائج بدن، ائمه«علیهم‌السلام» دوست دارند در بستر طبیعی خود باشند. یقین آن‌ها آن است که نقش استقلالی برای این امور قائل نبودند نه آن‌که از آن استفاده نمی‌کردند و می‌دانستند خداوند فرموده: «أَبَى اللَّهُ أَنْ یُجْرِیَ الْأَشْیَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَاب‏» خداوند ابا دارد امور را جاری کند مگر به اسباب. موفق باشید
5702
متن پرسش
سلام استاد . مگر اینگونه نیست که اگر 40 نفر بگویند فلانی این کار را انجام داده ولی خودش تکذیب کند باید به تکذیب خودش توجه کنیم؟ حالا آقای هاشمی صحبت راجع به سوریه را تکذیب کردند. آیا اصلاً احتمال اینکه آن فایل صوتی یا تصویری ساختگی باشد نیست؟ ضمن اینکه به فرض که این حرف را زده باشند حالا که حرف درست را می زنند کدامش را باید دنبال کرد. استاد تکلیف چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: به نظر بنده دیگر نباید موضوع را دنبال کرد. موفق باشید
3224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام بر تمامی دوستان سایت لب المیزان حقیر یک بار دوسه هفته قبل سؤالات 13 و 14 و 15 را برای شما فرستادم، پس از یک هفته پیگیر جوابش شدم، فرمودید که به دستتان نرسیده. مجددا هفتة گذشته این سؤالات را به همراه سه سؤال دیگر، برایتان ارسال کرده طی پیامکی جناب آقای قدوسی را از ارسال این سؤالات و تعداد آنها مطلع کردم. پس از یک هفته امروز که به سایت مراجعه کردم، دیدم پاسخ آن سه سؤال دیگر برایم ارسال شده، هم به سایت، و هم به ایمیلم، اما پاسخ آن سه سؤال، نه به ایمیلم امده و نه در سایت موجود است! لذا امروز مجددا این سه سؤال را به همراه هفت سؤال دیگر خدمتتان ارسال کردم. از انجا که فرموده‌بودید سؤالات شماره نداشته‌باشد، شماره‌های 13 و 14 و 20 را از ابتدای این سه سؤال حذف کرده‌ام. ولی در جریان باشید که اگر دیدید از این ده سؤال، سه سؤال تکراری است، بدانید مانند دفعات قبل مشکل فنی ایجادشده؛ یعنی یا این سؤالات در سری قبلی به دست شما نرسیده یا پاسخی که شما زحمت کشیده و ارسال کرده‌اید به دست من نرسیده‌است. نه این که من پاسخ این سؤالات را دریافت کرده‌ام اما خواسته‌ام یک بار دیگر همین سؤالات را بفرستم. ضمنا دو هفتة قبل سؤالی دربارة آیت‌الله منتظری خدمتتان ارسال کردم که الف و ب و ج داشت، جواب آن سؤال هم به دستم نرسیده‌است! لذا این سؤال را هم إن‌شاءالله پس از چند دقیقه به عنوان سؤال یازدهم خدمتتان ارسال می‌کنم. البته اگر همین متن هم سؤال محسوب شود، جمعاً إن‌شاءالله 12 سؤال خدمتتان ارسال کرده‌ام. آقای قدوسی فرموده‌بودند که استاد سؤالی را در دو دفعه، از دو زاویه نگاه کرده و دو جواب متفاوت داده‌بودند، اما حقیر ظاهراً هیچ‌یک از آن دو پاسخ را دریافت نکرده‌ام! حیف است که استاد سؤالی را پاسخ بدهد ولی بلااستفاده بماند، لذا در صورت ممکن هر دو پاسخ استاد را ارسال کنید شاید خودم متوجه زوایای مختلف بحث بشوم. یا لااقل این دوپاسخ را به استاد عرضه کنید خودشان یکی را بر دیگری ترجیح داده برایم ارسال کنید. ولی فکرکنم اگر خودم با دو پاسخ استاد مواجه شوم، بهتر باشد؛ چون شاید زاویة سؤالم را خودم بهتر بدانم.
متن پاسخ
.
3183
متن پرسش
باسلام و دعای خیر. در رابطه با برگشتن کاروان اهل بیت (ع )از شام به کربلا در اولین اربعین بعد از عاشورا اقوال و تنازعات زیادی است ، مجلسی ره و سید مرتضی قاضی در بحار و اربعین خود این مسئله را تایید و سید بن طاووس ره در اقبال و شهید مطهری ره و ... در سخنرانی های خود آن را رد میکنند . و شما نیز در سخنرانی های قدیمی خود مدت اقامت ایشان در شام را 1 ماه ذکر کردید که با این حساب امکان برگشت وجود ندارد.لطفا رفع ابهام بفرمایید.و در صورت اشتباه بودن این مسئله و باتوجه به ترویج آن در روضه ها و مقارن دانستن آن با ورود جابر در اولین اربعین ، آیا جلوگیری از ترویج آن لازم است؟ جزاکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در جواب یکی از سؤالات که عزیزان فرمودند عرض کردم. من در این مورد صاحب‌نظر نیستم و هرکدام از دو گروه نکاتی را مطرح می‌فرمایند که قابل تأمل است به همین جهت نباید در این مورد حساس بود. موفق باشید
3123
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم خدا قوت لطفا توضیح دهید که "القصد الی الله بالقلوب ابلغ من اتعاب الجوارح بالاعمال" یعنی چه ؟متشکرم
متن پاسخ
بسمه تعالی . سلام علیکم به کتاب «چگونگی فعلیت بافتن باور های دینی » رجوع فرمائید در آن جا بحمد الله بحث شده است. موفق باشید.
2209
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی ، ضمن عرض معذرت از این که وقت شریف شما را می گیرم به سئوالی می پردازم که مدتی است مرا مشغول کرده است و آن حد وظیفه پدر در قبال مسائل دنیائی پسرش می باشد بعضی از آشنایان با رسیدن فرزندشان به سن ازدواج ، ضمن گرفتن بهترین مراسم ازدواج به او یک واحد آپارتمان و ماشین هدیه کرده اند یعنی چیزی که یک شخص عادی پس از سالها کار در حدود 50 سالگی بدست می آورد را یکجا به او میدهند و از تمام دغدغه های آتی و فشارهای مالی راحتش می کنند. بعضی از آشنایان هم می گویند خودش باید برود و تلاش کند و تجربه کند و بدست آورد و توکل کردن و دعا را بیاموزد و ... اینجانب در آستانه بازنشستگی هستم و برای بعد از آن نقشه هائی کشیده ام که فکرم را به تفسیر قران و کسب معارف و ... بدهم شاید به خودم برسم اما همسرم می گوید نمی شود که کار نکنی، در این روزگار سخت دو پسرت چه کنند ؟ اگر بخواهم امکانات زندگی آنها را فراهم کنم باید یک دوره دیگر هم پس از بازنشستگی دنبال کار باشم لطفا این مقوله را شرح بیشتری بفرمائید . ضمنا بنده از مباحث شیرین شما بیگانه نیستم و در چند سال اخیر بیش از 250 سخنرانی شما را با برنامه ریزی دنبال کرده ام . خدای متعال بر توفیقات شما بیفزاید .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پدر وظیفه دارد تا آن‌جا که ممکن است و به قیامت او لطمه نمی‌خورد شرایط ادامه‌ی زندگی پسرانش را فراهم کند ولی نه به آن قیمتی که خودش را از نظر روحی گرفتار دنیا بکند که دنیای آن‌ها آباد باشد. انشاءالله می‌توانید هر دو وظیفه را جمع کنید. موفق باشید.
1808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد من دانشجوی یکی از رشته های مهندسی هستم اما هنوز بعد از 8-7ماه هنوز نتوانستم خود را با درس های دانشگاه سازگار کنم و هدف درس خواندنم را در جهت الهی قرار دهم از طرفی احساس میکنم اگر وارد حوزه نشوم بسیاری از معارف و حقایق را از دست خواهم داد با توجه به اینکه شرایط رفتن به حوزه هم برایم وجود دارد ، بنظر شما وظیفه من در این موقعیت چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به خودتان مربوط است، هم می‌توان در عین حضور در دانشگاه با معارف اسلامی مرتبط بود و هم می‌توان ممحض در علوم حوزوی شد ، موفق باشید
نمایش چاپی