باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور حضرت آقا نفوذ فرهنگی است که فرهنگ سکولار را حتی ناخودآگاه مورد اهمیت قرار میدهد دشمن برای نفوذ کاری میکند که دیگر انسانها جویای حقیقت نباشند تا جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی که در مقابل فرهنگ تجدد، تأکید بر حقیقت است، برای انسانها بیمعنا شود. دشمن در امر استحاله انقلاب، کاری میکند تا آنچه را ملت ما بر اساس آن انقلاب کردهاند از درون پوک کند. برای رسیدن به این هدف، سعی دارد حقیقت را نسبی نشان دهد تا عملاً انسان به جای خدا بنشیند و اهداف نفس امّارهی انسانها اصالت پیدا کند. در این حال جایگاه انقلاب اسلامی برای چنین انسانی معنا ندارد تا ولایت فقیه که رکن رکین نظام است معنا داشته باشد. آنچه میماند ولایت علوم تجربی و تکنولوژی است. این نوع نگاه، نگاه کسانی است که خودی نیستند و خداوند در مورد آنها توصیه میکند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ لا يَأْلُونَكُمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ.....» اى كسانى كه ايمان آورده ايد! محرم اسرارى از غير خود، انتخاب نكنيد! آنها از هرگونه شرّ و فسادى در بارهی شما، كوتاهى نمى كنند؛ آنها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشيد، نشانهی دشمنىهاىشان از كلام آنها آشكار است؛ و آنچه در دلهايشان پنهان مى دارند، از آن مهمتر است. (آل عمران/118). موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته ایشان را برای جامعه مفید میدانم. انتظاری که از ایشان هست همین اندازه میباشد که در این عالمِ منجمد و آلوده به کمّیات، انسانها نظری هم به کیفیات بیندازند و از این به بعد است که جایگاه شریعت الهی برایشان روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون در هنگام قرائت قرآن ممکن است شیطان با القائات خود، مانع ارتباط ما با حقیقت قرآن شود 2- حضرت موسی«علیهالسلام» هم در گرفتن وَحی، بیواسطه نبودند بلکه از طریق الواح متوجهی امر الهی شدند 3- همین جهتگیری را که در آن قرار دارید ادامه دهید و با کنترل غذا و خواب و سخن و فرار از روحیهی غلبه بر دیگران، نورانیت غلبه بر امیال خود را تقویت کنید. با صبر در بندگی، این گناهان را در بند میکشید. از خود، انتظارات بیش از حدّ نداشته باشید. بنده دعاگو هستم، ولی پیشنهاد ارتباط صوتی برایم مقدور نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی این نکات و وجوهی که در نظر دارید خوب است ولی شاید با توجه به موقعیتی که میفرمایید پیشنهاد آن عالِم بزرگوار، نیکوترین باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنگاه که انسان خود را در اوجِ معلّقبودن هیچ هویتی را نتوانست برای خود بیابد إلاّ تعلقِ محض به بیکرانهای که هم هست و هم نیست، هم همهی تکیهگاه انسان است و هم هیچگاه به تملک انسان در نمیآید؛ از سرگرمیهای وَهمی خواهی نخواهی آزاد خواهد بود و با خدایِ پیامبرانِ ابراهیمی آشنا خواهد گشت به همان معنایی که امام الموحدین«علیهالسلام» در مناجات شعبانیه از حضرت حق میخواهد که همهچیز را برای او ویران کند تا معلّق به عزّ قدس او باشد. که این معنایِ «فنایِ در فنا»ست. بنگر چگونه با خدای خود این بنیادینترین نحوهی حضور و وجود، رابطه برقرار میکند! آنگاه که میگوید: « «إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ»؛ خدايا! نهايت بريدن از غير خودت را به من مرحمت كن، و چشمهاى قلبهاى ما را به سوى نظر به خودت بگشا، تا آن حدى كه چشمهاى دل، حجابهاى ظلمانى دل و حجابهاى نورى را نيز پاره كند و هيچ واسطه اى بين ما و تو نماند، پس وصل شود آن قلب به معدن عظمت و شكوه تو، تا انوار الهى بى واسطه بر قلب ما تجلى كند و روحهاى ما معلق و متصل به مقام عزّ قدست گردد. چنانچه ملاحظه مى فرماييد اگر راه عقل براى لقاء او بسته است، راه عشق و قلبِ مطهر جهت آن رويت بسته نيست، مشكل انسانها عدم طهارت و عدم فنا است. به گفته امام خمينى «رحمةالله عليه»:
|
اين ما و منى جمله ز عقل است و عقال است |
در خلوت مستان نه منى هست و نه مايى |
|
توجه قلبى به حق، موجب ظهور نور ذُلّ عبوديت در قلب انسان مى شود و انسان براى پايدارى در اين توجه، سعى فراوان در طهارت قلب از تكبّر و حسد و انواع رذايل دارد، و همين امر باعث مى شود كه قرآن به عنوان ذكر الهى غذاى جان او گردد، ولى بر عكسِ توجه قلبى، اگر انسان نسبت به حق و حقايقْ در محدوده مفاهيم عقلى متوقف شد، از ظهور ذُلّ عبوديت در قلب خود محروم مى شود و ما و منى او ظاهر مى گردد و لذاست كه مى فرمايد: «اين ما و منى جمله ز عقل است و عقال است» عقل در اين مسير همچون عقال و پايبند است، چون انسان را متوقف مى كند، ولى وقتى قلب به ميان آمد و انسان مست جمال جانان شد، نه منى مى ماند و نه مايى و در اين حالت انسان قرآن را ذكرٌ للعالمين مى يابد و از ظاهر عبارات متذكر باطن آنها مى گردد.
2- در مورد آیات در ابتدای امر نظر جنابعالی را به این مطلب معطوف میدارم که حضرت حق جایگاه تمام عالم را با تمام مراتباش در آینهی این آیه اینطور توصیف میکند: « «وَ إِن مِّنْ شَىْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ»[1] هيچ چيز نيست مگر آنكه خزينه هاى آن چيز نزد ماست، و نازل نكرديم مگر به اندازه اى محدود و معلومى از آن را. پس خزينه ى همه چيز حتّى خزينه وجود شما پيش خداست چون مى فرمايد: «عِنْدَنَا»! يعنى مقام انسان در ابتدا مقام وصل به حق بوده است. بعد به اين دنيا آمده است و گم شده است! و حالا راه نجاتش «الَيْهِ رَاجِعُون» است. يعنى انسان بايد به خدا برگردد و در غير اين صورت در اين دنيا در به در و سردرگم است و احساس پوچى و بيهودگى مى كند، چون اتّصالش را از مقام خزينه اى اش كه نزد خدا بوده بريده است.
بنگر که چگونه به هرچه بنگری تو را به باطنی که از آن نازل شده است راهنمایی میکند و باز آن باطن، باطنی را در مقابل ما میگشاید تا آنجایی که هرچیز را در نزد خدا و در آینهی وجود خدا بیابیم. حال نمیدانم در این حالت، خدا را به مخلوق مییابیم، یا مخلوق را به خدا؟! یعنی هر مخلوقی خودش را در حضوری برتر به ما مینمایاند، مگر آنکه ما از حضورِ برتر او غافل باشیم. شگفتآیهای است برای تحلیلِ همهی عالم و آدم. اینجا است که انسان راه خود را در نسبت با هر مخلوقی مییابد. موفق باشید
[1] ( 1)- سوره حجر، آيه 21.
باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول دفعی قرآن در شب قدر به صورت اجمالی است و نه تفصیلی. و لذا در آن نزول، مواردی را که مثال زدهاید مطرح نیست. بلکه حقایق همهچیز به صورت حضوری و وجودی برای حضرت روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حصولی اساساً مقدمه ی علم حضوری است. بنا به فرمایش جناب صدرالمتألهین «المعرفه بذر المشاهده» یعنی معارف حصولی بذری است تا قلب به مشاهده ی آن حقایق برسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور که بعضی میپندارند، فضا آنچنان سیاه و تاریک نیست، ولی نه به آن معنا که بدنهی دولت بتواند انقلاب را در اهداف متعالیهاش همراهی کند! بلکه به آن معنا که گفتمانِ نظام از آن جهت که گفتمانِ نمایش دلسوزی یک انقلاب برای بشر این دوران است و بنا دارد اختلافی با هیچ کشوری مگر اسرائیل و آمریکا نداشته باشد، دولت توانسته است در عرصهی بینالمللی این گفتمان را نشان دهد با اینکه بدنهی دولت معتقد به روحیهی انقلابی نیست، بلکه بحث دورهی «انقلاب گذشته است» و دورهی «جمهوری اسلامی، پیش آمده است» را به میان آوردهاند و به همین جهت مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» بر انقلابیبودنِ حوزه و حفظ روحیهی انقلابی مردم تکیه میکنند. و معلوم است که اگر روحیهی انقلابی مردم، تقلیل یابد و نفسِ راحتطلبی آنها مخاطب قرار گیرد، کسانی محبوب آنها خواهند شد که تئوریِ تقلیلِ روحیهی انقلابی را دامن میزنند. موفق باشید
سلام استاد: درباره مسئله اربعین شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می فرمایند بحث اربعین فقط بحث زیارت است نه بازگشت اسرا به کربلا و یا دیدار با جابر انصاری. در حالی که حتی در مراسم های سوگواری در محضر رهبر هم، روضه بازگشت اسرا به کربلا خوانده شده. آیا نظر شهید مطهری درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نظر همین نظرِ شهید مطهری است با توجه به اینکه معتقد باشیم اُسرا حدود یکماه یا بیشتر در شام ماندهاند. ولی اگر معتقد باشیم حدود ده روز بیشتر در شام نماندهاند، امکان آن هست که در همان اربعینِ اول به کربلا مشرف شده باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید یک برنامهای نهچندان سنگین برای خود بریزید و بر آن پایدار بمانید. یادداشتبرداری از نکات مهم کتابها و جزوات و سخنرانیها کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً نیز عرض شد این مسئلهای نیست که بین علما اختلاف باشد یک موضوع منطقی و پذیرفتنی است که زنان میتوانند در کنار خانواده فعالیت های اجتماعی همشأن خود داشته باشند و عدهای را در امورات تربیت فرزند به کمک بگیرند که از همه بهتر مادربزرگها و پدربزرگها هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح هر انسانی نازلهی روح کلّی است و قرب هرکس یعنی سیر به سوی مقام اصلیاش، و شریعت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» مسیر این سیر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نظر مقام معظم رهبری آن است که ما تریبون حج را خالی نکنیم، ولی در رابطه با موضوع اخیری که پیش آمده باید ببینیم نظر مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» چیست؟ حضرت آیت اللّه مکارم در درس خارج خود به نحوی تذکر دادهاند که گویا باید خیلی هم در این شرایط مشتاق انجام عمره نباشیم 2- ما در رابطه با جریان هستهای از آمریکا هرگز نباید اجازه بگیریم، در مذاکرات سعی میکنیم رقیب را خلع سلاح کنیم و حضور فرهنگی خود را در جهان اثبات کنیم که در جواب سؤال شمارهی 11791 در این مورد نکاتی عرض شد. موفق باشید
