بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت چرا از فقها و مراجع تقلید این قدر تشرفات خدمت امام زمان (عج) نقل شده در حالی که از عرفا و فلاسفه ی بزرگ چیزی نشنیده ایم؟ آیا مردم نشنیده اند و یا چیزی نیست برای گفتن؟ آیا تاکید فقها بر انحراف یا شک و شبهه دار بودن فلسفه و نیز عرفان با مسئله فوق تایید نمی شود؟ با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تشرف بسیار عمیق‌تر و حساس‌تر از آن است که با این نوع برداشت‌ها بتوان تکلیفش را یکسره کرد. بعضی از بزرگان حکمت و عرفان متوجه‌اند که بعضاً با ذهنیات خود به دنبال حضرت هستند. با توجه به این فرمایش شما، پس عملاً باید فقها هم کار خود را ترک کنند و به پینه‌دوزی و خیاطی رجوع نمایند! موفق باشید

15295
متن پرسش
با سلام و عرض ادب محضر استاد بزرگوار: امروز آقا در دیدار با مجمع طلاب فرمودند: «با وجود برخی پدیده های نامطلوب در گوشه و کنار، جهت گیری کلی حرکت کشور، خوب و رو به پیشرفت است و افق آینده به لطف پروردگار در همه زمینه ها روشن است.» با توجه به این بیانات، آیا می توان نتیجه گرفت که ایشان با بهره گیری از وجوه مثبت و فرصتهای بوجود آمده توسط دولت فعلی، در ضمن نگرانی و مراقبت از برخی پدیده های نامطلوب مانند نفوذ و مظلومیت فرهنگ و...، بسیار امیدوار هستند و معتقدند با همین قرائت دولت فعلی نسبت به جمهوری اسلامی هم می شود برخی بهره ها را به نفع آرمانهای انقلاب برد؟ عمده گفتمان این دولت «توسعه و مسائل اقتصادی با شعار چرخیدن چرخ زندگی مردم و کسب وجهه در عرف بین المللی با شعار تعامل سازنده و احیای اخلاق (مشخصا به معنی پرهیز از اختلاف ظاهری قوای حاکمیتی) و از دست ندادن امید در میان مردم برای بهبود شرایط معیشتی» هست که به نظر می رسد این گفتمان ظرفیت این را دارد که با هدایت و ارشاد و تعیین جهت رهبری، علاوه بر استفاده از مثبتات آن، تهدیداتش نیز تبدیل به فرصت شود و فکر می کنم آقا با شناخت و تعامل و نسبتی که با شخص و نوع تفکر آقای روحانی و هاشمی از قبل از انقلاب تا کنون داشته اند، دستشان برای استفاده از ظرفیت این دو شخصیتی که الان به هر دلیلی واجد سرمایه اجتماعی و محبوبیت اکثریت نسبی آراء هستند باز است. خواستم فهم ناقص خودم را در معرض تحلیل حضرتعالی از بیانات آقا محک بزنم. از تصدیعی که دادم عذر می خواهم. دعاگوی شما هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همین‌طور که بعضی می‌پندارند، فضا آن‌چنان سیاه و تاریک نیست، ولی نه به آن معنا که بدنه‌ی دولت بتواند انقلاب را در اهداف متعالیه‌اش همراهی کند! بلکه به آن معنا که گفتمانِ نظام از آن جهت که گفتمانِ نمایش دلسوزی یک انقلاب برای بشر این دوران است و بنا دارد اختلافی با هیچ کشوری مگر اسرائیل و آمریکا نداشته باشد، دولت توانسته است در عرصه‌ی بین‌المللی این گفتمان را نشان دهد با این‌که بدنه‌ی دولت معتقد به روحیه‌ی انقلابی نیست، بلکه بحث دوره‌ی «انقلاب گذشته است» و دوره‌ی «جمهوری اسلامی، پیش آمده است» را به میان آورده‌اند و به همین جهت مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بر انقلابی‌بودنِ حوزه و حفظ روحیه‌ی انقلابی مردم تکیه می‌کنند. و معلوم است که اگر روحیه‌ی انقلابی مردم، تقلیل یابد و نفسِ راحت‌طلبی آن‌ها مخاطب قرار گیرد، کسانی محبوب آن‌ها خواهند شد که تئوریِ تقلیلِ روحیه‌ی انقلابی را دامن می‌زنند. موفق باشید 

15042
متن پرسش

سلام استاد: درباره مسئله اربعین شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی می فرمایند بحث اربعین فقط بحث زیارت است نه بازگشت اسرا به کربلا و یا دیدار با جابر انصاری. در حالی که حتی در مراسم های سوگواری در محضر رهبر هم، روضه بازگشت اسرا به کربلا خوانده شده. آیا نظر شهید مطهری درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نظر همین نظرِ شهید مطهری است با توجه به این‌که معتقد باشیم اُسرا حدود یک‌ماه یا بیشتر در شام مانده‌اند. ولی اگر معتقد باشیم حدود ده روز بیشتر در شام نمانده‌اند، امکان آن هست که در همان اربعینِ اول به کربلا مشرف شده باشند. موفق باشید

14971
متن پرسش
سلام استاد جان: نظر شما در خصوص بابارکن الدین مدفون در تخت فولاد چیست؟ و نظرات آیت الله کشمیری در موردشان؟ حضور بر سر مزار ایشان چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بابارکنا؛ عارف جلیل‌القدری از شاگردان عارف کامل عبدالرّزاق کاشانی است و شرح بسیار خوبی از «فصوص‌الحکم» به زبان فارسی دارد. موفق باشید

14608
متن پرسش
با سلام: استاد ببخشید من زیاد وقتتون رو می گیرم. چند سوال: 1. آیا همان طور که در مقام مفهوم، حضور خدا با ظهور او متفاوت هست. در مصداق و واقعیت هم حضور حق در ممکنات با ظهور حق در ممکنات دو تاست؟ یا حضور عین ظهوره به نظر خودم میاد که عین هم باشه. 2. یکی از دوستان که صوت تدریس شما رو گوش گرفته بود برداشتش اینطور بود که شما اگه می فرمایید گل، دست، انسان و مخلوقات در واقع اسم الله هستن و خود الله هستن در واقع خود الله هستن «به نازله» اما نظر من اینه که از اونجایی که مخلوق فانی در خالق هست پس مخلوق خود الله هست به تجلی و به همان شدتی که الله در مقام واحدیت داره اما محدودیت و امکان مخلوق باعث شده به این شکل خاص جلوه کنه و این شکل خاص که جلوه الله هست ظهور تام و کامل الله به همون شدتی هست که الله در واحدیت داره.. من فکر می کنم این بنده خدا حرفش حرف تشکیک صدراست و بالاتر نیومده و بنده حرفم مربوط به عرفاست. حق با کدوممونه؟ 3. من گمان می کردم حق یک مقام هویت غیبیه داره و بعد احدیت و بعد واحدیت در حالی که شما هویت غیبیه رو همون احدیت گرفتید مگه احدیت تجلی هویت غیبیه لا اسم و لا رسم نیست؟ 4. تقریر دوم امام که در جلسه هفتم مطرح شد آیا منظورتون این بود که مقام واحدیت که مقام الله هست مقام واحدیت و احدیت رو حمد میکنه؟ 5. آیا مبنای شما در تفسیر حمد وحدت ذات مظاهر هست یا ذات مراتب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه شما می‌فرمایید در نهایت برای سالک پیش می‌آید 2- در این موارد با همدیگر بحث نکنید بگذارید هر دو جلو بروید تا آن‌چه باید برایتان پیش آید، پیش آید 3- بهتر آن است که احدیت را مظهر هویت غیبیه بگیریم ولی این یک تقسیم‌بندی استانداردی نیست 4- مطلب را روشن‌تر بفرمایید. یادم نیست که در آن جلسه چه گفته شده؟ 5- مبنای ما «وحدت وجود» است پس تنها مظاهر، ظهور یک حقیقت‌اند بدون آن‌که به خودی خود اصالت داشته باشند. موفق باشید

11920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد صبور: بنده در این زمانه ی بی کسی با نبود حکومت مستقیم امام زمانمون که در فقر و گرد و غبار هستیم بنده همیشه مسایل سیاسی که نه پدر دارد و نه مادر را فقط به حرف مقام معظم رهبری گوش میدم و شما استاد زحمت کش اونو برای ما بازتر و روشنتر میکنین و ما استفاده می کنیم و خدا شما را خیر و خفظ کند و از دست ما کاربران که هم وقتتونو می گیریم و با حرفهامون اگر ناراحتمون می کنیم مارا ببخشید. بنده با جواب که در این مسایل سیاسی میزنین الحمدلله وقت خودمون را تلف نمی کنیم و راحت تر به رسیدن به خدا تلاش می کنیم و کمکی بسیار برای شخصیت قدسی و معنوی ما کاربران انجام می دهید. یا علی. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در مسیر اُنس با مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» باشید. موفق باشید

11298
متن پرسش
سلام استاد گرامی: من در رهایی از شک و تردیدم هرچه استدلال های قوی و بدیهی می آورم متاسفانه نفسم نمی پذیرد، جوری که آخر سر کلافه می شوم و از دست خودم عصبانی می شوم که چرا قانع نمی شوم، به گونه ای که احساس ناتوانی به من دست می دهد، انگار نفسم می خواهد مرا بیچاره کند، جوری شده ام که انگار قدرت مقابله با نفسم را ندارم و نفسم را پیش خودم قوی و شکست ناپذیر فرض کرده ام، چه راهکاری برای رهایی از این حالت برای بنده پیشنهاد می کنید؟ آیا واقعا نفسم است که اینگونه لجوج و لجام گسیخته شده یا از القائات شیطان است که می خواهد جلوی تعقل و هدایت مرا بگیرد و من به اشتباه القائات شیطان را نفس خودم گرفته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در جواب شماره‌ی 11282 و 11297 عرض کرده‌ام در این‌جا مفید خواهد بود. اشکال آن است که در تلاش هستید تا چیزی که روشن است را با استدلال اثبات کنید. البته این در مورد شکی است که نسبت به وجود یا عدم موجودات پیدا می‌شود ولی در مورد شک به وجود خدا و معاد و امور غیبی باید از آن استقبال نمود و با تقویت قوه‌ی عقل و استدلال به عقاید خود قوت بخشید. موفق باشید
10330

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: اینجانب، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی شیمی دانشگاه شیراز هستم که ان شاالله به زودی فارغ التحصیلی خواهم شد. هنوز به خدمت سربازی نرفته ام و حدود 2 سال هم سربازی پیش رو دارم. سن بنده حدودا 25 سال است. از آنجایی که تا کنون مشغول به تحصیل بوده و در کنار تحصیل نیز کار نمی کردم، خرجی خودم را از پدرم که دبیر بازنشسته ی آموزش و پرورش هستند می گرفته و می گیرم. بنا به نیاز به استقلال مالی که در خود می دیدم، تصمیم داشتم تا پس از فارغ التحصیل شدن، به خدمت سربازی رفته و پس از آن، به کاری مشغول شوم. با این تصمیم، سوالات متعددی در ذهن بنده پیرامون اینکه چه کاری است که منطبق بر وظیفه ی من در قبال شهدا، اسلام و انقلاب باشد. در پی پاسخ به این سوال، چند صباحی اندیشه کردم. در بین کارهای مختلف، بحث ادامه تحصیل نیز مطرح بود. اما به سبب احتیاج شدید به استقلال مالی و نیز دشواری مسیر تحصیل در مقطع دکتری، این گزینه آن چنان رنگی در بین سایر گزینه ها نداشت. تا اینکه با صحبت های اخیر رهبری در حضور نخبگان مبنی بر تعریف نخبگی (نخبگی مجموعه‌ای از سه ویژگی «هوش و استعداد»، «همتِ برجسته برای مطالعه و کار و تلاش»، و «حوصله‌ی تحسین‌برانگیز برای پیگیری و مداومت» است) به این اندیشه فرو رفتم که نکند به سبب کم حوصلگی و کم همتی، مسیر ادامه تحصیل کم رنگ شده است. همچنین مباحث شما در کتاب جایگاه رزق مبنی بر اینکه «روزی هرکس را بریده اند و ما مامور به انجام وظیفه ایم»، در گوشم صدا می کند که نکند به واسطه عدم اعتماد به رزاقیت خدا و ترس از فقر دارم به مسیر رفتن به سر کار می اندیشم. من که با تلاش مضاعف و جهادگونه، می توانم در دانشگاه بمانم و در مقطع دکتری تحصیل کنم، چرا مبنای ترک این مسیرم بشود بحث مالی و سختی این راه؟ اگر حقیقتا وظیفه من ماندن در دانشگاه است، خوب باید صبر و حوصله به خرج دهم. اما مشکل اصلی آن جاست که مانده ام وظیفه ی یک جوانی چون من چیست تا پی آن را بگیرم و غصه رزقی که خدا برایم بریده است را نخورم؟ خواستم با شما استاد گرانقدر که با فضای جامعه و نیازهای آن آشنایی دارند و دغدغه های رهبر عالیقدر انقلاب را می دانند، مشورتی کنم. کدام مسیر را انتخاب کنم: ادامه تحصیل و ماندن در دانشگاه یا رفتن دنبال کار و کسب درآمد (با این دیدگاه که خدا به واسطه روزی می دهد) و انجام وظیفه در آن قالب. از طولانی شدن سوالم عذرخواهی می کنم و از صبر و تحمل شما، صمیمانه تشکر می کنم. باشد که خداوند متعال، عمر باعزت و با برکت به شما عنایت کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما با توکل به خدا بنا را بر آن بگذارید که تحصیلات خود را ادامه دهید و در کنار آن به فکر درآمد مالی هم باشید. موفق باشید
9519
متن پرسش
با سلام: آیا عقل می تواند حجیت خود را خود ثابت کند؟ این امر دور نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: «دور» در موضوعات حصولی مطرح است، ادراک – چه حسی و چه عقلی – موضوع حضوری است، شما عقل خود را حسّ می‌کنید و به عنوان یک امری بدیهی متوجه حقانیت ادراک عقلی خود می‌شوید. موفق باشید
8602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بنده در زمینه تسویف چهار جلسه ای اباذر قسمت وقت آنگاه که و شرح صوتی شما بر اون رو نه یک بار بلکه دو بار کار کردم اما نمیدونم چرا از شر این تسویف نمیتونم رها بشم چه کنم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عمده آن است که تسویف را شناخته‌اید، إن‌شاءاللّه آرام‌آرام مشکل حل می‌شود. توصیه‌ی جواب سؤال شماره‌ی 8601 خوب است. موفق باشید
7380
متن پرسش
باسلام لطفا شرحی بر این بیت بفرمائید.باتشکر اندر جمال یوسف گر دست ها بریدن / دستی به جان ما بر بنگر چه ها بریدیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:این بیت گزارش ملکوتی رؤیت سالک است از لقاء انوار الهی که چگونه انسان در پرتو آن لقاء تمام موجودیت خود را رها می‌کند و به فنائ در فناء می‌رسد به طوری‌که حتی به فنای خود نیز نظر ندارد و نظرش را از همه‌چیز در راستای نظر به حق می‌برد. «رزقنی اللّه و ایاکم». موفق باشید
5561

تربیت قلببازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام خسته نباشید . من نگاهی به سوالات دیگران و جواب هایشان می انداختم که یک سوال برای خودم پیش آمد . در مورد سوال 5502 در جواب شان اشاره کرده اید که باید در صدد تربیت قلب بر آییم . چطور باید قلب را تربیت کرد ؟ و به چه مرحله ای باید برسد جایی که عقل جواب نداد قلب هم دچار مشکل نشود و این اتفاقات نیفتد ؟ و سوال دیگر این که آیا امکانش هست که فایل متنی جلسات تفسیر قرآن را در سایت قرار دهید ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اول سؤال، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءاللّه جوابگوست و در قسمت دوم سؤال عنایت داشته باشید عملاً متن اصلی بحث از همان تفسیر المیزان است. موفق باشید
3150
متن پرسش
آیا این که برخی آقایان حزب الهی به خانم های بدحجاب تذکر می دن صحیح است ؟ با دینداری منافات نداره ؟ اگر همسر یک آقای حزب الهی ازین کار شوهرش ناراحت بشه چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در شرایط جدید طوری موضوعات عوض شده که باید برای امر به معروف و نهی از منکر تعریف جدیدی کرد. در زمانی که در یک شهر و روستا، همه همدیگر را می‌شناختند، امر به معروف یک معنی داشت و با همان روش تذکر ،خیلی مسائل حل می‌شد چون رابطه و انسی بین مردم بود ولی در حال حاضر که بیشتر افراد جامعه همدیگر را نمی‌شناسند آیا نباید به راه‌های دیگر فکر کرد و در عین آن‌که اگر شرایط مناسب بود تذکر مستقیم را فراموش نکرد ولی باید راه‌هایی را به وجود آورد که طرفِ بی‌حجاب ا حساس کند روح جامعه با او هماهنگی ندارد. موفق باشید.
3061
متن پرسش
سلام اشکال کوفیان این بود که با این که دنبال حق بودند در تشخیص حق اشتباه کردند یا چیز دیگری باعث شد جلوی امام حسین بایستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این‌که می‌فرمایید در مورد کوفیان درست است ولی همین‌طور که حضرت سجاد«علیه‌السلام» فرمودند علت آن‌که حق را نتوانستند تشخیص دهید حرام‌خواری آن‌ها بود. موفق باشید
2824
متن پرسش
سلام.استاد می خواهم بدانم شما خواندن کتاب تذکره الاولیا را توصیه می کنید؟برای من کلی سوال و شبهه پیش آمده.این افرادی که ذکرشان در کتاب رفته مسلمانند؟شیعه اند؟ اصلا عارف هستند؟هیچ چیز این ها شبیه پیامبر و ائمه نیست.اصلا گویی کاری هم به پیامبر و ائمه نداشته اند.حرف این ها فقط خدا بوده و من هیچ نشانی از ولایت در این ها نمی بینم.گویی مقامشان هم شان پیامبران و امامان است و نیازی به آن ها ندارند.می شود اینشکلی به آن ها نگاه کرد؟این ها فقط از یک نفر حرف می زنند آن هم خداست.این چه تناقضی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان‌طور که ملاحظه کرده‌اید مرحوم عطار «تذکرة‌الاولیاء» را با کلامی از امام صادق«علیه‌السلام» شروع می‌کند و به امام باقر«علیه‌السلام» ختم می‌نماید تا معلوم شودچشم او در سلوک به چه کسانی است. از طرفی مرحوم عطار صرفاً بعضی از احوالات و کلمات اهل دل را در آن‌جا فرموده است. این غیر از سلوکی است که هرکس باید از طریق نظر به انسان‌های کامل داشته باشد. آری فقط باید نظر به خدا داشت ولی در آینه‌ی انسان‌های کامل چنین کاری عملی می‌شود. به گفته‌ی آیت‌الله الهی قمشه‌ای اشکال شیطان آن بود که در آینه‌ی حضرت آدم انوار الهی را ندید وگرنه برای سجده‌نکردن بر آدم که نباید چنین عقوبتی به او می‌دادند که از بهشت با آن‌همه عبادات بیرونش کنند. «جرمش آن بود که در آینه‌ی روی تو ندید.... ورنه بر بوالبشری ترک سجود این‌همه نیست». موفق باشید
2148
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد در برهان صدیقین چگونه به این دو سوال پاسخ میدهیم: 1)وجود عالم های دیگر,غیر از عالم ماده مثل عالم ملائکه چگونه دربرهان صدیقین اثبات میشود؟ 2)چرا عالم ماده نمیتواند عین ربط به عین الوجود باشد؟(منظورم به طورمستقیم وبدون واسطه اشدالوجودوشدیدالوجود است)و چرا عالم ماده پایینترین مرتبه وجوددر این برهان شناخته میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در برهان صدیقین ثابت می‌شود از ان‌جایی که موجودات در عین موجودبودن عین وجود نیستند پس به عین وجود ختم می‌شوند و از آن‌جایی که وجود دارای شدت و ضعف است مراتب شدیدتر آن از محدودیت‌های عالم ماده آزاداند که به آن مجردات می‌گویند که در زبان شریعت به آن مراتب عالم ملکوت می‌گویند که محل انوار ملائکه‌اند. هر موجودی اعم از ماده و مجرد به اعتبار وجودشان عین ربط به وجود مطلق‌اند و عالم ماده از جهت محدودیتی که دارد و محدود به زمان و مکان است و در ذات خود عین حرکت است، پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود خواهد بود زیرا در فلسفه ثابت می‌شود چیزی که در ذات خود عین حرکت است یک قدم با عدم فاصله دارد و از این جهت پایین‌ترین درجه‌ی وجود است. موفق باشید
1728
متن پرسش
سلام و صلوات بر محمد و ال محمد و با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم همانطور که قبلا فرمودید مومن باید با حیا باشد ولی نباید خجالتی باشد.بنده از همان سنین کودکی تا به حال خجالتی بودن را در خود دارم و نمیتوانم ان را درمان کنم و از این ضعف بسیار رنج می برم به نظر شریف جنابعالی باید چه کار کنم؟خواهشا مرا راهنمایی علمی و عملی بفرمایید. ایا میتوانم از طریق کتاب جنود عقل و جهل ان را درمان کنم؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام سعی کنید با آگاهی نسبت به احکام الهی و معارف اسلامی برای سخن خود پشتوانه‌‌های محکمی پیدا کنید تا از این طریق بتوانید نظرات خود را ابراز فرمایید. موفق باشید
1318

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی می خواستم با دلایل قرآنی ثابت کنید که امامان واسطه ی فیض الهی هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام موضوع از زاویه‌های مختلفی در قرآن مورد بحث قرار گرفته. از یک طرف در آیات 8 و 9 سوره‌ی نجم مقام حضور بی‌واسطه‌ی حضرت رسول«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» را در سفر معراجی مطرح می‌کند که جبرائیل هم توان حضور در آن مقام را نداشت و از طرف دیگر در آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء در کنار اطاعت از رسول، اطاعت از اولی‌الأمر را می‌آورد و نشان می‌دهد کسانی غیر از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» هستند که اولاً: معصوم‌اند و ثانیا: اطاعت از آن‌ها ما را به حقیقت می‌رساند و از آن‌جایی که آن‌ها را هم‌طراز رسول خدایی می‌آورد که بی‌واسطه با خدا مرتبط است می‌توان مقام آن‌ها را نیز مقامی بی‌واسطه با خداوند دانست. حال به این بحث آیه‌ی 35 سوره‌ی مائده را اضافه کنید که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را وسیله‌ی ارتباط با خدا می‌داند، پس باید خودشان بی‌واسطه با خدا مرتبط باشند و از آن‌ مهم‌تر آیه‌ی 73 سوره‌ی انبیاء است که مقام امام را مقام وَحی فعلِ خیر معرفی می‌کند که بحث آن مفصل است، زیرا وَحی فعل خیر غیر از وَحی از طریق کلام است که توسط جبرائیل«علیه‌السلام» انجام می‌شود. لازمه‌ی وَحی فعل، در قبضه‌ی بودن تمام شئونات امام توسط خداوند است. موفق باشید
496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیت الله محمد شجاعی در کتاب بسیار خوب مقالات که به طریقه عملی تزکیه پرداخته است در زیر عنوان امر هشتم یکی از مهمترین مراقبات سالک را مداومت بر عرض طاعت و تبعیت ,تجدید عهد و بیعت و اظهار مودت و محبت نسبت به حضرت ولی عضر بیان کرده است و اما مشکلی که می خواهم مطرح کنم گویی از غرایب روزگار است و آن اینکه مدت نسبتا طولانی است که با آشنایی با مباحث جنابعالی حال و هوایم تغییر کرده است و طریق مراقبه را پیش گرفته ام به نحوی که به اندازه توان به ترک مکروهات و انجام مستحبات قیام دارم به خصوص اخیرا. اما هیچگاه و در هیچ مرحله ای وجدانا عرض ارادتی به حضرتش حس نمی کنم مثلا همیشه از خواندن دعای عهد و حتی دعای سلامتی آن حضرت اکراه دارم در حالی که مناسب تر می بینم که در جایی آن دعایی کمیل و تعقیبات نماز رابه جا آورم شاید به اندازه انگشتان دو دست دعایی ندبه نخوانده باشم و خلاصه اگرچه اخیرا به صورت کاملا ظاهری عرض ارادت هایی می کنم (مثلا) در هنگام بردن نام مبارک ایشان قیام می کنم و دعایی عهد را هر چند با اکراه می خوانم) اما در درون هیچ ابراز علاقه ای به ایشان حس نمی کنم جالب این است که این مشکل برای بقیه ائمه نیز وجوددارد مثلا من حدود 7 سال است مشهد نرفتم و دلم هم نمی خواهد که بروم هرچند به صورت ظاهری به مقام و منزلت ایشان واقفم ولی صحیح نیست که انسان خود را گول بزند و همچنین صحیح نیست که دردی چنین بزرگ را پیش طبیب نبرد و اما غریب تر از آن اینکه هرگاه حرم عالم غیر معصوم را می بینم دلم هوایی میشود و حتی عکس حضرت امام (ره) را مشاهده می کنم چشمانم بارانی می شود و خضوع و خشوع فوق العاده ای درخود احساس می کنم یا مثلا بر خود واجب می دانم که هر بار سلامی خدمت سید شفتی عرض کنم و یا هر شب جمعه مزار ایشان را زیارت کنم لطفا پاسخی عملی و ریشه ای بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: نوری که از علماء با زیارت قبرشان می‌گیرید بهره‌ای از نور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» است. و انگشت اشاره‌‌اند به آن نور اصلی، منتها همان‌طور که در شرح زیارت آل‌یس باب آن باز شد تا طلب ما طهارتی و کمالی در حدّ طهارت و کمال امامی معصوم نشود، آن‌ها را از طریق قلب، نقطه‌ی آرمانی خود احساس نمی‌کنیم، در حالی که در عمق جانمان چنین تمنایی به صورت بالقوه هست، اگر همین راه را ادامه دهید إن‌شاءالله به جایی می‌رسید که جز با زیارت امام معصوم و با توسل به حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» جانتان سیراب نمی‌شود، وقتی مطلوب انسان، انسان کامل شد با تمام وجود نظر به آن‌ها می‌اندازد. همین راهِ رعایت حرام و حلال را ادامه دهید، تا در افق خود اهل عصمت و طهارت – که نمایش کامل رعایت حرام و حلال‌اند – ظاهر شوند. موفق باشید
15552
متن پرسش
با سلام و تشکر خدمت به استاد عزیز: استاد در پاسخ به سئوال حقیر (15546) مطلبتان را متوجه شدم اما منظورم این است که مثلا اگر ما بخواهیم موضوعی را تحقیق کنیم مثلا الگوی اسلامی پیشرفت از نگاه رهبری چیست و یا اقتصاد مقاومتی از دیدگاه رهبری چیست و مسائل دیگر با چه روش (متد، سبک) باید این کار را انجام بدهیم؟ (به عنوان مثال استاد عزیزی فرمودند: اولا باید مبانی رهبری را بدانید مبانی معرفت شناسی و ولایت شناسی و غیره و ثانیا منظومه فکری رهبری را باید بدانید تا گرفتار مغالطه نشوید.) با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن استاد حرف درستی است. زیرا اقتصاد مقاومتی بر اساس انسان‌شناسیِ اسلامی می‌تواند شکل بگیرد و نه انسان‌شناسیِ غربی. و با هستی‌شناسیِ اسلامی باید دنبال شود. سیر مطالعاتی بر روی سایت، بر اساس همین قصد تنظیم شده است. در ضمن در جواب سؤال شماره‌ی  15159 عرایضی شده است. خوب است که به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

15373
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: 1. شما در بحث نبوت فرمودید: مقام عصمت پیامبر موهبتی است به خاطر لیاقت این موهبت به او شده است. سوال اینجاست همان امکان ذاتی و عین ثابته پیامبر در عین ثابته ی خود طلب چنین مقامی کرده و حضرت رب برای او قرار داده است یا ناشی از رعایتهای پدر و مادر پیامبر بوده و لایق دریافت چنین فرزندی از طرف خدا شده اند چگونه بحث عین ثابته با معداتی که ما فراهم می کنیم جمع می شود از یک طرف می گوییم هر نفسی در عین ثابته طلب چنین بودنی داشته است و می بینیم در یک خانواده خوب یک فرزند بد متولد می شود و برعکس مثلا امام زاده، آدم بدی می شود در حالی که پدرش امام است و معداتی که امام برای دریافت فرزند صالح فراهم کرده نقصی ندارد که بگوییم مشکل از طرف امام بود که صاحب چنین فرزندی شد یا برعکس، در یک خانواده نامناسب بچه ی متولد می شود که در آینده انسانی متعالی می شود در حالی که این خانواده لایق دریافت چنین فرزندی نیستند توضیح فرمایید؟ 2. حال که فرزند امام معصوم در عین ثابته بد بودن خود را انتخاب کرده و در عالم ماده بروز داده است اما بالاخره فرزند امام شده یعنی امام هم در عین ثابته خود صاحب چنین فرزند شدنی را انتخاب کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب «تربیت اسلامی»شان نکاتی در مورد نقش شرایط دارند مبنی بر این‌که شرایط یا معدّات، تنها در آن حدّ مؤثرند که انسان‌ها بخواهند از آن استفاده کنند. در موضوع رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باید بین ولایت آن حضرت و مقام قربی که دارند، با مقام نبوت آن حضرت که مربوط به نیاز زمان خاصی است که حضرت در آن زمان متولد شده‌اند، تفکیک کرد 2- چه مشکلی پیش می‌آید که شخصی در عین آن‌که فرزند امام است نتواند از شرایط خود استفاده کند؟ شاید حکمتی هم در این موضوع باشد که صرف محیط و شرایط، تعالی و کمال محقق نمی‌شود. موفق باشید

15057
متن پرسش
آیا زیاد کردن کانال‌های تلویزیون و بزرگ‌کردن دلقک‌ها و سطحی‌کردن تفکر دینی، و لوس و تفریح‌زده‌کردن مستمعینِ بحث‌های دینی، و آرایش‌دادن مساجد و باج‌دادن برای دیندارشدن، و این‌همه روایات در رابطه با حذر از شوخی و خنده‌ی افراطی که از امامان معصوم«علیهم‌السلام» به ما رسیده را نادیده‌گرفتن و در اصلاح امور فرهنگی به غیرِ دین دل‌سپردن، چارة کار است؟! سلام و درود: استاد گرانقدر و فاضل مطلب فوق برگرفته از مقاله شما در مورد تعادل شادی ها است. لطفا بفرمایید منظورتان از باج دادن برای دیندار شدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً می‌خواهند جوانان را به عنوان اردوی تفریحی‌دینی، با انواع پذیرایی‌های اشرافی جذب دین کنند. این یک نوع، باج‌دادن است و در این حدّ لازم نیست. موفق باشید

13852
متن پرسش
با سلام خدمت حضرت استاد طاهرزاده: یکی از سوال های اساسی ما این بوده و هست که همواره تحلیل بچه حزب اللهی ها از فضای جامعه و وضعیت انقلاب اسلامی منجر به یک یاس و سیاه نمایی شده است و از طرف دیگر شاهد آن هستیم که تحلیل کلان مقام معظم رهبری با در نظر داشتن عیوب بسیار روشن بینانه و به همراه امیدواری است. اهمیت این سوال در فضای فعلی کشور بر همگان روشن است. به نظر ما راز این تفاوت نگاه در این جمله مقام معظم رهبری است که فرمودند: اصل نظام اسلامی با رأی مردم، قانون اساسی با رأی مردم، مدیریتهای اساسی کشور با رأی مردم تعیین شده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. ظرفیت این نظام، نظامی که برخاسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی از این حقیقت است، بسیار والا و فراتر از آن چیزی است که دیگران از بیرون صحنه نگاه می کنند و تحلیل می کنند و درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی این نظام سخن می گویند. با قطع نظر از حرفهای مغرضانه، حتّی آنچه که از روی غرض هم ادا نمی شود، غالباً ناشی از عدم فهم حقیقت جمهوری اسلامی است. این ظرفیت عظیم در نظام اسلامی وجود داشته است؛ در طول این سی سال که گرایشهای مختلف، سلایق گوناگون سیاسی در درون این ظرفیت عظیم جایگزین شدند، انتقال قدرت با آرامش، با مهربانی، با احترام انجام گرفته است و قدرت اجرائی در طول این سی سال دست به دست شده است. سلایق مختلفی آمدند؛ بعضی از مدیریتها در بخشی از برهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های این سی سال زاویه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هائی با مبانی انقلاب داشتند؛ اما ظرفیت انقلاب توانست اینها را در درون خود قرار بدهد؛ آنها را در کوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود ذوب کند؛ هضم کند و انقلاب بر ظرفیت خود، بر تجربه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی خود بیفزاید و با قدرت بیشتر راه خود را ادامه بدهد. آن کسانی که می خواستند از درونِ این نظام، به نظام جمهوری اسلامی ضربه بزنند، نتوانستند موفق بشوند. انقلاب راه خود را، مسیر مستقیم خود را با قدرت روزافزون تا امروز ادامه داده است و همه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی کسانی که با انگیزه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مختلف در درون این نظام قرار گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند، خواسته یا ناخواسته، به تواناییهای این نظام کمک کردند. به این حقیقت بایستی با دقت نگاه کرد؛ این ظرفیت عظیم، ناشی از همین جمهوریت و اسلامیت است؛ از همین مردم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالاری دینی و اسلامی است؛ این است که این ظرفیت عظیم را به وجود آورده است. و راز ماندگاری و مصونیت و آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ناپذیری جمهوری اسلامی هم این است و این را جمهوری اسلامی در ذات خود دارد و ان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شاءاللَّه آن را همواره حفظ خواهد کرد. خواهشمندیم با تبیین خویش از این بیانات ایشان همچون همیشه یاری دهنده ما در مسیر انقلابی گری باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما بحمداللّه حقِ مطلب را در سخنانتان ادا کردید. آری! عده‌ای متوجه نیستند با انقلاب اسلامی چه‌چیزی در این تاریخ شروع شده است و نمی‌دانند برای آن‌که تمدنی جایگزین تمدنی منحط بگردد و از آن عبور کند، آثار تمدنِ در حال انحطاط و سقوط، در اوج خود ظهور می‌کند. ولی همین برای انسان‌های بصیر نشانه‌ی سرعت سقوط آن تمدن است. انقلاب اسلامی راهی است که در این تاریخ شروع شده و با تأنّی و علیرغم اراده‌ی استکبار جهانی جلو می‌رود و رهبری بصیر و هوشیار انقلاب متوجه این موضوع می‌باشند و امیدوارانه به آینده نظر دارند و هر روز منتظر چهره‌ای تفصیلی از حقیقت اجمالی انقلاب هستند. موفق باشید

13479
متن پرسش
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. چرا در هنگام قرائت قرآن باید استعاذه کرد؟ در هنگام گناه باید استعاذه داشت اما در هنگام تلاوت قرآن چرا؟ 2. چرا حضرت موسی (ع) کلیم الله هستند ولی وجود شریف حضرت رسول (ص) باید با واسطه‌ی حضرت جبرئیل با خداوند مرتبط باشند؟ 3. چرا با اینکه علم به حرکت جوهری داریم و می‌دانیم باید از طریق به کاربردن بدن دارای کمالات شویم و از قوه به فعل در آییم، این علم‌مان به عمل منتهی نمی‌شود؟ مثلا یک ساعت می‌نشینیم و به این فکر می‌کنیم و خودمان را در روزی که گذرانده ایم متصور می شویم که آنجا دروغ گفتم آنجا ریا کردم آنجا غیبت کردم در خلوت چه کبائر و چه سستی در عبادات داشتم با اینکه همان لحظه به حضور تمام و کمال حضرت حق مطلع‌ایم! اگر نگوییم مومنیم! و چطور می توانیم بفهمیم و عمیقا بفهمیم که چرا دروغ را می‌گوییم در حالی‌که متوجه اوج غم در همان لحظه می شویم که سقوط کردیم و در مورد هر کبیره و صغیره ای و غفلتی که متوجه هستیم اما عمل می کنیم؟ برای جلوگیری از این حال چه باید کرد؟ برای تفکر عمیق منجر به گناه نکردن در عمل چه باید کرد؟ 4. می خواستم جسارتاً پیشنهاد دهم که راهی در سایت می‌ِگذاشتید که دوستان سوالاتشان را به صورت صوتی به حضرت عالی می‌رساندند چون گاهی خود حقیر حس می کنم که در غالب کلمات نتوانستم لُبّ سخنم را تنزل دهم و حق مطلب ادا نشد و مدت زمان خاصی نگهشان دارید و بعد حذفشان کنید که حجم سایت‌تان را نگیرد. شاید با شنیدن گریه‌هایمان متوجه عمق فاجعه بشوید تا کی با کلمات بگوییم گناه کاریم؟ بگذارید تا صدایمان به شما برسد. الا اینکه شما بر نفرات محیط باشید که آن داستانش چیز دیگری‌است! ازطرف یک شاگرد که نه، اما یک محب که بر گناهش اصرار دارد. ای کاش دعایم می‌کردید که من هم دیگر رها شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چون در هنگام قرائت قرآن ممکن است شیطان با القائات خود، مانع ارتباط ما با حقیقت قرآن شود 2- حضرت موسی«علیه‌السلام» هم در گرفتن وَحی، بی‌واسطه نبودند بلکه از طریق الواح متوجه‌ی امر الهی شدند 3- همین جهت‌گیری را که در آن قرار دارید ادامه دهید و با کنترل غذا و خواب و سخن و فرار از روحیه‌ی غلبه بر دیگران، نورانیت غلبه بر امیال خود را تقویت کنید. با صبر در بندگی، این گناهان را در بند می‌کشید. از خود، انتظارات بیش از حدّ نداشته باشید. بنده دعاگو هستم، ولی پیشنهاد ارتباط صوتی برایم مقدور نیست. موفق باشید

نمایش چاپی