بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15626
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض خسته نباشید: من جوانی 21 ساله هستم. هفت سال است که بیماری اعصاب دارم با این حال عبادت و نماز خواندن اول وقت را خیلی علاقه داشتم ولی متاسفانه چند هفته ای است از عبادات و خواندن قرآن و شرکت در جلسات اهل بیت (ع) لذت و نشاط معنوی نمی برم و گمان می کنم این اعمال در من اثری ندارد و دچار قساوت قلب شده ام. به نظر شما راهی برای برون رفت از این مشکل وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید معارف دینی را پشتوانه‌ی اعمال عبادی خود قرار دهید. مباحثی مثل «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه کمک می‌کند. موفق باشید

15057
متن پرسش
آیا زیاد کردن کانال‌های تلویزیون و بزرگ‌کردن دلقک‌ها و سطحی‌کردن تفکر دینی، و لوس و تفریح‌زده‌کردن مستمعینِ بحث‌های دینی، و آرایش‌دادن مساجد و باج‌دادن برای دیندارشدن، و این‌همه روایات در رابطه با حذر از شوخی و خنده‌ی افراطی که از امامان معصوم«علیهم‌السلام» به ما رسیده را نادیده‌گرفتن و در اصلاح امور فرهنگی به غیرِ دین دل‌سپردن، چارة کار است؟! سلام و درود: استاد گرانقدر و فاضل مطلب فوق برگرفته از مقاله شما در مورد تعادل شادی ها است. لطفا بفرمایید منظورتان از باج دادن برای دیندار شدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً می‌خواهند جوانان را به عنوان اردوی تفریحی‌دینی، با انواع پذیرایی‌های اشرافی جذب دین کنند. این یک نوع، باج‌دادن است و در این حدّ لازم نیست. موفق باشید

11920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب خدمت استاد صبور: بنده در این زمانه ی بی کسی با نبود حکومت مستقیم امام زمانمون که در فقر و گرد و غبار هستیم بنده همیشه مسایل سیاسی که نه پدر دارد و نه مادر را فقط به حرف مقام معظم رهبری گوش میدم و شما استاد زحمت کش اونو برای ما بازتر و روشنتر میکنین و ما استفاده می کنیم و خدا شما را خیر و خفظ کند و از دست ما کاربران که هم وقتتونو می گیریم و با حرفهامون اگر ناراحتمون می کنیم مارا ببخشید. بنده با جواب که در این مسایل سیاسی میزنین الحمدلله وقت خودمون را تلف نمی کنیم و راحت تر به رسیدن به خدا تلاش می کنیم و کمکی بسیار برای شخصیت قدسی و معنوی ما کاربران انجام می دهید. یا علی. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در مسیر اُنس با مولایمان حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» باشید. موفق باشید

11734
متن پرسش
با سلام: امیدوارم سال پربرکتی داشته باشین. استاد گرامی راستش رو بخواین استاد عزیز بنده دوس دارم بدونم منظور شما از اینکه باید در حوزه بتونیم به اجتهاد برسیم چیه؟ یعنی اینکه حتما به تمامی قواعد فقهی و اصول فقه و ادبیات عرب تسلط داشته باشیم یا اینکه در حدی از اونها آگاه بشیم که بتونیم منظور از یک آیه رو خوب متوجه بشیم بسه؟ باور کنید بنده اصلا از سر غرور صحبت نمی کنم و البته به خدا پناه می برم که دچار غرور بشم ولی بنده هرطور نگاه می کنم می بینم تمام اساتیدی که ادبیات عربشون خبه و به اصول فقه تسلط دارن اون فهمی که باید از دین داشته باشن رو ندارن. نمیخوام بگم این دلیل میشه که ادبیات عرب و فقه رو خوب نخونیم ولی الان بنده ناراحتم که نمیتونم از این دروس نمره خوب بگیرم در حالی که بنده اصل مباحثو خوب گرفتم و میتونم توضیح بدم. آیا همین که بدونم خوب درسو می فهمم برای اینکه امام زمان (عج) از بنده راضی باشن کافی هست یا حتما باید نمره هم خوب بشه؟ اساتید و مدیرها دائم به ما میگن شما شهریتون حرامه ولی من همش برام سواله آیا استادی که طبق اصول تدریس نمیکنه یا مدیرانی که مدیریت صحیح بلد نیستن و دائم با زور تهدید و اخراج میخوان ما رو درس خون بکنن اونها در این بازدهی کم طلاب مقصر نیستن؟ آیا اون کسانی که در راس نشستن و به توصیه های رهبری خوب عمل نمیکنن هرچند که عمدی هم این قصور رو انجام ندن در بازدهی کم طلاب سهیم نیستن؟ امام زمان (عج) از ما طلاب فقط ناراحت میشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری بنا نیست در درس‌خواندن نمره‌ی خوب ملاک باشد، فهمیدن ملاک است و در مسیر اجتهاد است که انسان به یک فهم کلّی می‌رسد و می‌تواند جایگاه آیات و روایات را درست بفهمد. اما اجازه دهید انتقادی هم به شما بکنم و آن این‌که بپذیرید باید دقیق‌تر از این باشید که هستید تا در نوشتن‌های خود واژه‌ها را درست به‌کار ببرید نه آن‌طور که در محاوره‌ آن الفاظ را اداء می‌کنید. هیچ‌وقت در نوشتار به جای «راست‌اش را بخواهید»؛ نمی‌نویسند «راستش رو بخواین» که این نوع ضعف تا آخر نوشته‌ی جنابعالی هست. موفق باشید

8682

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- برای آگاهی از سیره و سبک زندگی امام زمان (عج) باید چه کتابهایی مطالعه کرد؟ 2- چگونه می توان با امام زمان (عج) سنخیت پیدا کرد؟ 3- برای تهذیب نفس و کسب فضایل اخلاقی و انسانی باید چگونه عمل کرد؟ 4- آیا مرجعی کامل برای آگاهی از مستحبات و مکروهات و واجبات وجود دارد لطفا معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: سه سؤال خود را شاید در کتاب‌هایی که در رابطه با مهدویت داشته‌ام، جواب خود را پیدا کنید. 4- مرجعی که در این رابطه می‌خواهید، همان فقیه است که با رساله‌ی خود ما را کمک می‌کند. موفق باشید
7800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و تحیت خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش تصمیم گرفته بودم که برای تثبیت ادبیاتی که در چند ساله حوزه خوانده بودم، کتابی را ترجمه کنم که مورد استفاده جامعه هم باشد.وقتی با اساتید مشورت می کردم بسیاری کتاب المیزان را سفارش می کردند ولی بنده در آن زمان نمی خواستم وارد کار به این بزرگی بشوم.در نهایت کتاب اهل البیت سماتهم و حقوقهم فی القرآن آیت الله سبحانی به لطف الهی ترجمه شد و چند ماه پیش چاپ گردید.بنده تصمیم به ترجمه مجددی نداشتم که باز هم مشاهده کردم که یکی از بزرگان از ترجمه المیزان گله کردند.استاد واسطی هم در کتاب نگرش سیستمی به دین، ترجمه معنایی المیزان را خواستار شده بودند.استدلال برخی از این اساتید این بود که ترجمه فعلی در برخی موارد تقطیع صورت داده است و در برخی موارد که متن کمی پیچیده شده است به درستی معنا را منتقل نکرده است.بحث بر سر ترجمه تحت اللفظی یا آزاد نیست؛ بلکه مشکل در عدم رساندن معنا توسط این ترجمه است که عمدتا به خاطر حجم بسیار المیزان این اتفاقات افتاده است. سوال بنده این است که آیا شما ترجمه دوباره المیزان توسط یک گروه ترجمه را لازم می دانید؟ این که به هر حال هر چه ترجمه های بهتری روانه بازار شود بهتر است منظور نیست؛ بلکه آیا ضرورتی برای این کار وجود دارد که ما به جای کتابهای بسیاری که ترجمه نشده است و عمدتا از دسترس جامعه دور مانده است به سراغ المیزان برویم؟ با توجه به این که شما فرموده بودید علامه ترجمه المیزان را تایید کرده است نیازی هست که دوباره 8000 صفحه متن ترجمه شود؟ به دلیل سختی کار نمی خواهیم وقت و انرژی خود را صرف کاری کنیم که ضرورتی نداشته است.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتش بنده نتوانسته‌ام با نظر به ترجمه‌های تفسیر المیزان به این نتیجه برسم که در آن حدّ ناقص است که مقصود علامه را به ما نمی‌رساند و نیاز به ترجمه‌ای دوباره داریم به‌خصوص که به قول شما ما متون بسیار مهمی داریم که هنوز ترجمه نشده است. موفق باشید
7452
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد نقل است که کسی که برای اولین بار به مکه می رود وچشمش به کعبه می افتد دعایش مستجاب می شود میخواستم بدانم بهترین دعایی که می شود درآن موقعیت انجام داد چیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس برای خود آرمانی متعالی می‌شناسد و تحقق آن‌را از خدا می‌خواهد. به نظرم اگر تمدن اسلامی ظهور کند استعدادهای انسان‌ها به عالی‌ترین شکل شکوفا می‌شود و در منظر خود ظهور انسان کامل را خواهیم داشت. پس دعا کنید رهبری عزیز"حفظه‌اللّه" در اهداف متعالی‌شان موفق شوند. موفق باشید
6856
متن پرسش
سلام مولفه های قدرت در گفتمان اشراقی حضرت روح الله چیست؟قدرت از نگاه جامعه شناختی حضرت امام؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما به قدرت به عنوان یک عنصر مستقل نمی‌نگریم. ما به حق می‌نگریم و نه به قدرت. حق است که کمال مطلق است و قدرت به خودی خود کمال نیست. موفق باشید
6307
متن پرسش
به نظر شما توزیع کتاب «راز شادی امام حسین در قتلگاه» برای عموم دانشجویان می تواند مفید باشد ؟ متاسفانه در جامعه حتی دانشجویان هم به مطالعه کتب آن چنان که باید رغبت نشان نمی دهند. راه حل ما برای این جریان، مسابقه کتا بخوانی است. آیا مسابقه کتابخوانی لطمه به سیر حضوری در این کتاب نمی زند؟ لطفا کامل توضیح دهید و راه حل خودتان را به ما بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ابتدای کار از آن‌جهت که مقدمه‌ی علم حضوری، علم حصولی است إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود چون افقی را در مقابل خواننده می‌گشاید که برای تحلیل تاریخ امروزش مفید است . موفق باشید
5166
متن پرسش
1.سلام.جناب استاد من طلبه هستم دریکی ازحوزه های تهران.یک سلسه مباحثی به نام مبانی طلبگی درحوزه ما دنبال می شود که مباحث گوناگونی در آن مطرح می شود.ولی موضوعی که خیلی مرا مشغول کرد وهنوز هم به آن معتقد نیستم ازاین قرار است که مسئول مدرسه ما که انسان محترمی است درباره ی این که درباره موضوعات دین چه کسانی باید داخل شونداین طوری نظرمیدادند که ابتدا باید اجتهاد فقهی-اصولی داشته باشیم وبعد به علوم اسلامی وارد شویم وهرکسی که در این زمینه مجتهد نیست حق ندارد که اظهار نظری درباره دین کند ومطمئنا سبب انحراف می شود.این خلاصه نظر ومبنای ایشان می باشد. 1.ابتدا سوال من این است که آیا می شود تمامی علوم اسلامی را زیر فقه مصطلح تعریف کرد ودید؟وآیا این ظلم به دیگر علوم نیست وارزش گذاری کردن تعالیم اسلام نمی باشد؟ 2.اصلا فقه واصول در دیگر علوم نظیر فلسفه یا عرفان یا تفسیر چه کارکردی دارد؟واگر دارد نسبت اینها چه قدر می باشدومقدار لزوم چه قدراست؟واصلا چرا نمی گوییم که لازمه ی ورود به فقه واصول مثلا داشتن اجتهاد فلسفی باشد؟ 3.آیا این خود ایجاد اصطکاک وسستی در یک جامعه دینی نیست که فقط بگوییم یک عده خاص می توانند راجع به دین اظهار نظر کنند؟البته اینها دلیل می آورند که چگونه که یک شخصی که پزشک نیست طبابت کند ازهزار جا مواخذه می شود چرا درباره دین هرکس به خود اجازه می دهد اظهارنظر کند؟ 4.نظر امام خمینی (ره)ورهبر انقلاب در این باره چیست؟
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم که « إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلَاثَةٌ آیَةٌ مُحْکَمَةٌ أَوْ فَرِیضَةٌ عَادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ وَ مَا خَلَاهُنَّ هُوَ فَضْل‏ .حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند: « بدان که انسان به طور اجمال و کلى داراى سه نشئه و صاحب سه مقام و عالم است: اوّل، نشئه آخرت و عالم غیب و مقام روحانیت و عقل. دوم، نشئه برزخ و عالم متوسط بین العالمین و مقام خیال. سوم، نشئه دنیا و مقام ملک و عالم شهادت. و از براى هر یک از این [ها] کمال خاصى و تربیت مخصوصى است و عملى است مناسب با نشئه و مقام خود، و انبیاء، علیهم السلام، متکفل دستور آن اعمال هستند. پس کلیه علوم نافعه منقسم شود به این سه علم، یعنى، علمى که راجع است به کمالات عقلیه و وظایف روحیه، و علمى که راجع به اعمال قلبیه و وظایف آن است، و علمى که راجع به اعمال قالبیه و وظایف نشئه ظاهره نفس است.اما علومى که تقویت و تربیت عالم و روحانیت و عقل مجرد را کند، علم به ذات مقدس حق و معرفت اوصاف جمال و جلال، و علم به عوالم غیبیه تجردیه، از قبیل ملائکه و اصناف آن، از اعلى مراتب جبروت اعلى و ملکوت اعلى تا اخیره ملکوت اسفل و ملائکه ارضیه و جنود حق جلّ و علا، و علم به انبیا و اولیا و مقامات و مدارج آنها، و علم به کتب منزله و کیفیت نزول وحى و تنزل ملائکه و روح، و علم به نشئه آخرت و کیفیت رجوع موجودات به عالم غیب و حقیقت عالم برزخ و قیامت و تفاصیل آنها، و بالجمله، علم به مبدأ وجود و حقیقت و مراتب آن و بسط و قبض و ظهور و رجوع آن. و متکفل این علم پس از انبیا و اولیا، علیهم السلام، فلاسفه و اعاظم از حکما و اصحاب معرفت و عرفان هستند. و علومى که راجع به تربیت قلب و ارتیاض آن و اعمال قلبیه است، علم به منجیات و مهلکات خلقیه است، یعنى، علم به محاسن اخلاق، مثل صبر و شکر و حیا و تواضع و رضا و شجاعت و سخاوت و زهد و ورع و تقوى، و دیگر از محاسن اخلاق، و علم به کیفیت تحصیل آنها و اسباب حصول آنها و مبادى و شرایط آنها، و علم به قبایح اخلاق، از قبیل حسد و کبر و ریا و حقد و غشّ و حبّ ریاست و جاه و حبّ دنیا و نفس و غیر آن، و علم به مبادى وجود آنها و علم به کیفیت تنزه از آنها. و متکفل این نیز پس از انبیا و اوصیا علیهم السلام، علماى اخلاق و اصحاب ریاضات و معارف‏اند. و علومى که راجع به تربیت ظاهر و ارتیاض آن است، علم فقه و مبادى آن، و علم آداب معاشرت و تدبیر منزل و سیاست مدن، که متکفل آن علماى ظاهر و فقها و محدثین هستند پس از انبیا و اوصیا، علیهم السلام. و باید دانست که هر یک از این مراتب ثلاثه انسانیه که ذکر شد به طورى به هم مرتبط است که آثار هر یک به دیگرى سرایت مى‏کند، چه در جانب کمال یا طرف نقص. مثلا اگر کسى قیام به وظایف عبادیه و مناسک ظاهریه، چنانچه باید و مطابق دستورات انبیاست، نمود، از این قیام به وظایف عبودیت تأثیراتى در قلب و روحش واقع شود که خلقش رو به نیکویى و عقایدش رو به کمال گذارد. و همین طور اگر کسى مواظب تهذیب خلق و تحسین باطن شد، در دو نشئه دیگر مؤثر شود، چنانکه کمال ایمان و احکام عقاید تأثیر در دو مقام دیگر مى‏نماید. و این از شدت ارتباطى است که بین مقامات است. بلکه تعبیر به «ارتباط» نیز از ضیق مجال و تنگى قافیه است، باید گفت یک حقیقت داراى مظاهر و مجالى است. و همین طور، کمالات‏ مقامات ثلاثه بسته به کمالات هر یک است. کسى گمان نکند که بدون اعمال ظاهریه و عبادات قالبیه مى‏تواند داراى ایمان کامل یا خلق مهذّب شود، یا اگر خلقش ناقص و غیر مهذب شد، اعمالش ممکن است تامّ و تمام و ایمانش کامل شود، یا ممکن است بدون ایمان قلبى اعمال ظاهریه‏اش تامّ و محاسن اخلاقیه‏اش کامل گردد. وقتى اعمال قالبیه ناقص شد و مطابق دستورات انبیا نگردید، احتجاباتى در قلب و کدوراتى در روح حاصل مى‏شود که مانع از نور ایمان و یقین مى‏شود. و همین طور اگر اخلاق رذیله در قلب باشد، مانع از ورود نور ایمان است در آن. پس، بر طالب مسافرت آخرت و صراط مستقیم انسانیت لازم است که در هر یک از مراتب ثلاثه با کمال دقت و مواظبت توجه و مراقبت کرده و آنها را اصلاح کند و ارتیاض دهد، و هیچیک از کمالات علمى و عملى را صرفنظر ننماید. گمان نکند که کفایت مى‏کند او را تهذیب خلق یا تحکیم عقاید یا موافقت ظاهر شریعت، چنانچه هر یک از این عقاید ثلاثه را بعضى از صاحبان علوم ثلاثه دارا هستند پیغمبر اکرم، صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، در این حدیث شریف علوم را منقسم به سه قسمت مى‏فرماید، و هیچ شک نیست که این علوم ثلاثه راجع به این مراتب ثلاثه است. چنانچه شهادت به این مدعا مى‏دهد علوم متداوله در کتب الهیه و سنن انبیا و اخبار معصومین، علیهم الصلوة و السلام، که علوم آنها منقسم به همین سه قسمت شود: یکى علم به اللّه و ملائکه و کتب و رسل و یوم الآخرة، که کتب سماویه، و بالخصوص کتاب جامع الهى و قرآن کریم ربوبى، مشحون از آن است. بلکه مى‏توان گفت تنها چیزى را که کتاب خدا از هر چیز بیشتر متکفل است همین علم است. و دعوت به مبدأ و معاد است به طریق برهان صحیح و تبیان کامل که محققین بیان آن را فرمودند. و دو مرحله دیگر در کتاب الهى نسبت به این مرتبه قدر قلیلى دارد. و احادیث ائمه هدى، علیهم السلام، نیز در این مقصد فوق حد احصاء است، که از مراجعه کتب معتبره که پیش تمام علما، رضوان اللّه علیهم، مقبول است از قبیل کافى شریف و توحید صدوق و غیر آن مطلب روشن شود. و همین طور راجع به تهذیب باطن و اصلاح خلق و تعدیل خلق در کتاب الهى و اخبار وارده از اهل بیت، علیهم السلام، فوق مأمول وارد است. منتها پیش ما بیچاره‏ها و گرفتاران آمال و امانى این کتب و این ابواب مهجور مانده و مورد اعتنا و اعتبار نیست. و بیاید روزى که خداى تعالى از ما مؤاخذه فرماید و بر ما احتجاج نماید و ائمه اطهار علیهم السلام، نعوذ باللّه، از ما برائت جویند بواسطه برائت ما از احادیث و علوم آنها. پناه مى‏برم به خداى تعالى از سوء عاقبت و بدى مرجع. و احادیث راجعه به فقه و مناسک ظاهره نیز محتاج به ذکر نیست که جمیع کتب ما مشحون از آن است. پس، معلوم شد علوم شریعت منحصر به این [سه‏] قسم است بر طبق احتیاجات بشر و مقامات ثلاثه انسانیه. و هیچیک از علماى یکى از این علوم حقّ اعتراض به دیگرى ندارند، و لازم نیست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تکذیب کند و به صاحب آن علم جسارت نماید. پیش عقل سلیم همان طور که تصدیق بى‏تصور از اغلاط و قبایح اخلاقیه به شمار مى‏آید، تکذیب بى‏تصور نیز همین طور، بلکه حالش بدتر و قبحش افزون است. اگر خداى تبارک و تعالى از ما سؤال کند که شما که مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلک حکما نمى‏دانستید و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نکردید و تعلم آن علم و مقدمات آن را نکردید، براى چه کور کورانه آنها را تکفیر و توهین کردید، ما در محضر مقدس حق چه جوابى داریم بدهیم جز آنکه سر خجلت به زیر افکنیم. و البته این عذر پذیرفته نیست که «من پیش خود چنین گمان کردم.» هر علمى مبادى و مقدماتى دارد که بدون علم به مقدمات، فهم نتیجه میسور نیست، خصوصا مثل چنین مسئله دقیقه که پس از عمرها زحمت باز فهم اصل حقیقت و مغزاى آن بحقیقت معلوم نشود. چیزى را که چندین هزار سال است حکما و فلاسفه در آن بحث کردند و موشکافى نمودند، تو مى‏خواهى با مطالعه یک کتاب یا شعر مثنوى مثلا با عقل ناقص خود ادراک آن کنى! البته نخواهى از آن چیزى ادراک کرد- رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم یتعدّ طوره. [1] و همچنین اگر از حکیمى متفلسف یا عارفى متکلف سؤال شود که تو که عالم فقیه را قشرى خواندى و ظاهرى گفتى و طعن به آنها زدى، بلکه طعن به یک رشته از علوم شرعیه که انبیا، علیهم السلام، از جانب رب الارباب براى تکمیل نفوس بشریه آورده بودند زدى، و تکذیب و توهین از آنها نمودى، به چه جهت دینیه بود؟ و آیا با چه دلیل شرعى و عقلى جسارت به یک دسته از علما و فقها را جایز دانستى؟ چه جوابى در محضر حق تبارک و تعالى دارد جز آنکه سر خجلت و انفعال را پیش افکند. در هر صورت، از این مرحله بگذریم که ملالت آور است. آنچه به نظر قاصر در این باب مى‏آید با شواهدى که مذکور نشده ذکر مى‏کنم، و پس از آن، به ذکر یک نکته مهمه، که شیخ بزرگوار ما، جناب عارف کامل، شاه آبادى، دام ظلّه، بیان کردند، مى‏پردازم. بدانکه «آیه محکمه» عبارت است از علوم عقلیه و عقاید حقه و معارف الهیه.و «فریضه عادله» عبارت است از علم اخلاق و تصفیه قلوب. و «سنّت قائمه» عبارت است از علم ظاهر و علوم آداب قالبیه. و دلیل بر این ترتیب آن است که کلمه «آیه» که به معنى «نشانه» است مناسب با علوم عقلیه اعتقادیه است، زیرا که آن علوم نشانه‏هاى ذات و اسماء و صفات و دیگر معارف است، و سابقه ندارد که در علوم دیگر به آیت یا نشانه تعبیر شود. مثلا در کتاب الهى در موارد کثیره بعد از آنکه اقامه برهان بر وجود مقدس صانع، یا بر اسماء و صفات آن ذات مقدس، یا بر وجود قیامت و کیفیات آن و عالم غیب و برزخ مى‏فرماید، دنباله آن مى‏فرماید: «این آیت است یا آیات است براى متفکرین یا عقلا.» «1» و این تعبیر رایجى است نسبت به این علوم و معارف. و لیکن اگر دنبال ذکر یک فرعى از فروع شرعیه، یا یک اصلى از اصول اخلاقیه، ذکر شود که «این آیت است»، خالى از رکاکت نیست. چنانچه ظاهر است. پس، معلوم شد که آیت و علامت و نشانه از مناسبات و مختصات علوم معارف است. چنانچه توصیف به «محکمه» بودن نیز مناسب با این علوم است، زیرا که این علوم در تحت میزان عقلى و برهان محکم است، و اما سایر علوم را به حسب نوع برهان محکم و استوار نیست. در هر صورت، اى عزیز، تو در تمام عوالم برزخ و قبر و قیامت و درجات آن محتاجى به معارف حقه الهیه و علوم حقیقیه و اخلاق حسنه و اعمال صالحه. در هر درجه که هستى بکوش و اخلاص خود را زیادت کن و اوهام نفس و وساوس شیطان را از دل بیرون نما، البته نتیجه برایت حاصل مى‏شود و راهى به حقیقت پیدا مى‏کنى و طریق هدایت براى تو باز مى‏شود و خداوند تبارک و تعالى از تو دستگیرى مى‏فرماید. خدا مى‏داند که اگر با این علوم ضایعه باطله و این اوهام فاسده و کدورات قلبیه و اخلاق ذمیمه منتقل به آن عالم شویم چه ابتلا و مصیباتى در دنبال داریم و چه عقبات و درکاتى در پى داریم و این علوم و اخلاق براى ما چه ظلمتها و وحشتها و آتش‏ها فراهم مى‏نماید..» .( چهل حدیث ص: 386) ملاحظه می‌کنید که حضرت امام برای هرکدام از سه علم جایگاه خاصی قائل‌اند و نمی‌توان گفت اگر کسی فقه می‌داند همه‌ی علوم اسلام را می‌داند و اگر کسی فقه نمی‌داند هیچ علمی از علوم اسلامی را نمی‌داند تا اظهار نظر کند. آری مسلّم اگر یک فیلسوف اسلامی نسبت به فقه بیگانه باشد در مواقعی که نظر او به فقه مربوط است درست سخن نمی‌گوید. همان‌طور که اگر یک فقیه از فلسفه بیگانه باشد و بخواهد نظراتی بدهد که به فلسفه مربوط است درست سخن نمی‌گوید. مقام معظم رهبری فلسفه را فقه اکبر می‌دانند و با این‌که تأکید دارند فلسفه در حوزه‌ها رونق بگیرد هرگز تدریس و آموزش فلسفه را مشروط نکرده‌اند که باید اجتهاد در فقه داشته باشیم. هرچند بنده سخت معتقدم اگر طلبه‌ی فلسفه‌خوان از فقه بهره‌ی کافی نداشته باشد بیش از آن‌که مفید باشد مضر خواهد بود. موفق باشید
4501
متن پرسش
باسلام:مادرکارهایمان به عقل رجوع کنیم یا احادیث جایگاه عقل وعلم وشرع رابیان کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل به ما می‌گوید به نظر خدا و انسان‌های معصوم رجوع کن و به کمک عقل در آن متون تدبّر می‌کنیم. موفق باشید
2930

رزقبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید استاد آیا در مبحث رزق می شود گفت که با توجه به اسم رزاق الهی هر انسان با اعمال خود ، خود را در مرتبه ای از این اسم قرار می دهد و رزق او بنا بر آن مرتبه است و رزق هر مرتبه معلوم و مشخص است و وسعت رزق و یا تنگی رزق مربوط به مرتبه ای است که ما با اعمال خود شامل آن شده ایم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ظاهراً صرف این‌که انسان نیاز به رزق دارد خداوند رزق او را به عهده گرفته. تعالی انسان ممکن است مسیر رسیدن رزق را آسان کند ولی چون اسم رزاق، صفت فعل الهی است و مربوط به ذات او نیست تشکیک‌بردار و دارای مراتب نمی باشد ، اگر هم مرتبه‌ای برای آن اسم قائل باشیم به اعتبار مرتبه‌ی مرزوق است. موفق باشید
1447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی سخنان داخل پرانتز تکه ای از سخنرانی اقای حسن عباسی می باشد که از سایت رجا نیوز گرفته شده است می خواستم ببینم نظر شما چیست ؟ (تئوریسین‌های اقتصادی دولت فعلی از دانشگاه علامه طباطبایی هستند که رسماً در این دانشگاه، به لیبرال بودن مشهورند و خنده‌دار است که سیستم اقتصادی دولت اصول‌گرا در اختیار مرکانتیلیست‌هایی است که شما نمونه‌اش را می‌بینید. لیدر اینها آقای پژوهان است که دو شاگرد اصلی‌‌اش، دبیر طرح هدفمند کردن یارانه و معاون اقتصاد‌ی وزارت اقتصاد و خود وزیر اقتصاد. اینها اساساً فریدمنی هستند، یعنی اقتصاد را از نگاه میلتون فریدمن می‌بینند. مسئله من این نیست که مدیران کدام جناح سیاسی بی‌عرضگی کرده و موجب این اختلاس شده، مسئله من این است که چطور می‌شود تئوریسین اقتصادی جمهوری اسلامی لیبرال باشد؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم ولی جهت‌گیری دولت را در جهت تحقق عدالتی می‌دانم که انقلاب اسلامی به دنبال آن است حالا اگر از نظرات مختلف استفاده کنند نباید متهم به پیروی از نظری خاص شوند.آیا آقای دکتر داوری که دکترای اقتصاد دارند و زمانی معاون اول رئیس جمهور بودند را می‌توان لیبرال دانست. اشکالی که آقای احمدی‌نژاد در جلسه‌ی تودیع آقای مظاهری به بعضی از اقتصاد دانان داشتند آن بود که شما اقتصاد دان‌ها می‌خواهید با محفوظاتی که از اقتصاد غربی آموخته‌اید کشور ما را اداره کنید و این راه صحیحی نیست . آقای احمدی‌نژاد معتقد به تدوین تئوری‌های اقتصادی بومی است. موفق باشید
1002

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز. سعادت نصیب شد و چند روز اول سال را در جبهه های جنوب بودیم. حاصل این مسافرت چیزی جز حسرت به مقام شهدا و حیرانی! و گمگشتگی! نبود. حسرت و دریغ سوزناک از اینکه کافی بود فقط چند سال زودتر به دنیا می آمدم ولی این طور نشد؟ نمی دانم چکار کنم؟ شهادت را می خواهم، شهادتی که قبل از آن به مقام شهدا رسیده باشم! حقیقتا تحمل این زندگی عادی برایم سخت شده. اگر من بخواهم عاقبت بخیر باشم، در این زندگی عادی چقدر باید زجر و زحمت بکشم! مطالعه و در افتادن با نفس(!!!) و مراعات تقوا به نحو احسن و ابتدائا هم شناخت تقوا با مطالعه و نفس کشیدن و زندگی در یک محیط سراسر غفلت. چرا باید چنان محیطی نصیب شهدا می شد و در انتها هم میوه شیرین شهادت نصیب آنها می شد ولی حقیر پس از این همه زجر در انتها ممکن است به خاطر رعایت نکردن یک مساله و یک اشتباه از قبیل مساله ولایت، تمام زحماتم بر باد برود! استاد، من می خواهم آنچنان که شهدا رشد کردند، رشد کنم! لطفا به من بگویید چکار کنم؟ چه جوری این سرگشتگی و حسرت و دریغم را قانع کنم؟ این حالم را چکار کنم؟ میدانم که محیطی که شهدا در آن رشد کردند شاید دیگر تکرار نشدنی باشد و یا وجود نداشته باشد. ولی من دنبال آن محیط و آن راهی که شهدا را به آنجا رساند هستم؟ نمی دانم چکار کنم؟ ایکاش میشد احساس حسرتم را از طریق این کلمات انتقال می دادم. التماس دعا برای دستیابی به شهادت دارم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی شهدا طوری زندگی را برای خود معنی کردند که در آن فضا در اولین فرصت که امکان فداکاری برای اسلام برایشان فراهم شد اقدام کردند. امروز هم اگر جنابعالی از یک طرف نسبت به دشمنی با دشمنانِ حقیقت کوتاهی نکنید و از طرف دیگر از ولایت الهی که امروز در مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» متعیَّن است چشم برندارید إن‌شاءالله در همان فضا قرار می‌گیرید. مواظب باشید و باشیم که یک لحظه از فرهنگ شهادت چشم برنداریم.برای عبور از دنیا، شهدا نمونه‌های خوبی هستند و راز امنیتی که انسان در کنار شهدا احساس می کند به جهت آن است که آن‌ها راه های عبور از دنیا را در قلب انسان القاء می‌کنند و چگونگی عبور از دنیایی که شهدا از آن عبور کردند در تبعیت کامل از ائمه‌ی معصومین«سلام‌الله‌علیهم» بود که تماماً فوق دنیا بودند. باید همّت را در تبعیت هرچه بیشتر از امامان خود قرار داد تا در دنیا از بن‌بست، و در آخرت از عذاب نجات‌مان دهند. شما از دنیایِ ایران به سوی آخرتِ جبهه رفته اید تا در برگشت، بهشتِ جبهه را با خود در دنیای ایران ببرید. در ضمن مقاله‌ای تحت عنوان« جایگاه زیارت شهدا در کاروان‌های راهیان نور » در سایت هست امید است آن مقاله نیز در عدم غفلت ما از فرهنگ شهادت مددکار ما باشد. موفق باشید
658
متن پرسش
با سلام استاد گرامی اینکه فرمودید در قبر میپرسند " نظرتان راجع به این شخصی که در بین شما آمد ومیگفت پیغمبرم" چیست؟ این در بین شما بودن یعنی فقط از اعراب میپرسند؟ یا پیامبر در بین فارسها هم آمد؟ پس چرا در قرآن آمده دررهر قومی پیغمبری از خودشون آمد؟ یعنی پیغمبر فارسها کیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: به‌جز پیامبران اوالعزم که «نذیراً للعالمین» هستند و برای هدایت همه‌ی مردم آمده‌اند، سایر پیامبران مأمور هدایت قوم خود بودند. لذا در قبر در مورد پیامبر اسلام«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از همه‌ی مردم می‌پرسند. موفق باشید
22668
متن پرسش
درود بر استاد طاهرزاده: عطف به سوال 22661 عرض می کنم که با توجه به مطالبی که از کتاب ادب عقل و خیال استفاده کردم گاه فرد مجبور می شود دست به انتخاب بزند و از آن جامعیت مطلوب دست بکشد من هم با فکر فلسفی قادر به تنفس نیستم مدتها سرگشته بودم گم شده خود را در مکتب شیخ اکبر و بخصوص پیروان شیعه آن بزرگمرد چون امام راحل یافتم باز نمی خواهم وارد مجادلات عقلی شوم این سینا این گفت و سهروردی آن گفت، صدرا چنیین گفت و این سخن پایان ندارد. بنابرین اگر میسر است سیری مشخص کنید برای فهم عرفان نظری که از سینا و صدرا و ... نگذرد کتاب مبانی عرفان نظری سعید رحیمیان را اگر تایید می کنید چون اجمالا مطالعه کردم با دقت بیشتر مطالعه کنم بعد تفسیر حمد امام و مصباح الهدایه با شرح شما و بعد فصوص الحکم با شرح استاد جوادی و در نهایت شرح فتوحات مکیه استاد یزدان پناه اگر این سیر را تایید می کنید شروع کنم اگر نه سیر دیگری لطف فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تأکید بنده بر همراهیِ تفکر با حکما از آن جهت است که آن‌ها عقل ما را در معرض حقایق قرار می‌دهند و این برای ادامه‌ی راه لازم است. 2- کتاب مذکور را نمی‌شناسم ولی فکر می‌کنم با آثار استاد یزدان‌پناه بتوانید راه را ادامه دهید. موفق باشید

15635

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خدا قوت چرا از فقها و مراجع تقلید این قدر تشرفات خدمت امام زمان (عج) نقل شده در حالی که از عرفا و فلاسفه ی بزرگ چیزی نشنیده ایم؟ آیا مردم نشنیده اند و یا چیزی نیست برای گفتن؟ آیا تاکید فقها بر انحراف یا شک و شبهه دار بودن فلسفه و نیز عرفان با مسئله فوق تایید نمی شود؟ با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع تشرف بسیار عمیق‌تر و حساس‌تر از آن است که با این نوع برداشت‌ها بتوان تکلیفش را یکسره کرد. بعضی از بزرگان حکمت و عرفان متوجه‌اند که بعضاً با ذهنیات خود به دنبال حضرت هستند. با توجه به این فرمایش شما، پس عملاً باید فقها هم کار خود را ترک کنند و به پینه‌دوزی و خیاطی رجوع نمایند! موفق باشید

15373
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: 1. شما در بحث نبوت فرمودید: مقام عصمت پیامبر موهبتی است به خاطر لیاقت این موهبت به او شده است. سوال اینجاست همان امکان ذاتی و عین ثابته پیامبر در عین ثابته ی خود طلب چنین مقامی کرده و حضرت رب برای او قرار داده است یا ناشی از رعایتهای پدر و مادر پیامبر بوده و لایق دریافت چنین فرزندی از طرف خدا شده اند چگونه بحث عین ثابته با معداتی که ما فراهم می کنیم جمع می شود از یک طرف می گوییم هر نفسی در عین ثابته طلب چنین بودنی داشته است و می بینیم در یک خانواده خوب یک فرزند بد متولد می شود و برعکس مثلا امام زاده، آدم بدی می شود در حالی که پدرش امام است و معداتی که امام برای دریافت فرزند صالح فراهم کرده نقصی ندارد که بگوییم مشکل از طرف امام بود که صاحب چنین فرزندی شد یا برعکس، در یک خانواده نامناسب بچه ی متولد می شود که در آینده انسانی متعالی می شود در حالی که این خانواده لایق دریافت چنین فرزندی نیستند توضیح فرمایید؟ 2. حال که فرزند امام معصوم در عین ثابته بد بودن خود را انتخاب کرده و در عالم ماده بروز داده است اما بالاخره فرزند امام شده یعنی امام هم در عین ثابته خود صاحب چنین فرزند شدنی را انتخاب کرده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت آیت اللّه حائری شیرازی در کتاب «تربیت اسلامی»شان نکاتی در مورد نقش شرایط دارند مبنی بر این‌که شرایط یا معدّات، تنها در آن حدّ مؤثرند که انسان‌ها بخواهند از آن استفاده کنند. در موضوع رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باید بین ولایت آن حضرت و مقام قربی که دارند، با مقام نبوت آن حضرت که مربوط به نیاز زمان خاصی است که حضرت در آن زمان متولد شده‌اند، تفکیک کرد 2- چه مشکلی پیش می‌آید که شخصی در عین آن‌که فرزند امام است نتواند از شرایط خود استفاده کند؟ شاید حکمتی هم در این موضوع باشد که صرف محیط و شرایط، تعالی و کمال محقق نمی‌شود. موفق باشید

15369
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: 1. در پاسخ به سوال قبلی که حضرت علی اصغر (ع ) و رقیه (س) کودک بودن و به سن تکلیف نرسیده بودند در حالی که آنها باب الحوایج هستند و مقاماتی دارند که ما به آنها متوسل می شویم در حالی که در این دنیا عمر طبیعی نکرده اند و مثل امامان کمالاتی کسب نکرده اند چگونه توجیح می کنید فرمودید که هر کس مطابق اعیان ثابته و اختیار قبل از خلقتش در این دنیا با همان انتخاب اولیه اش شخصیت خود را شکل می دهد و حضرت حق بر همان اساس مسیر او را برایش تعیین می کند حالا اگر ما در امکان ذاتی در علم الهی و عین ثابته خود کل شخصیت خود را انتخاب کردیم و جواب الست بربکم را هر کس در عین ثابته به نحوی داده حضرت علی اصغر (ع) هم این گونه داده که من در رکاب پدرم در شش ماهگی شهید شوم یعنی تمام اتفاقات و رفتارهای که به صورت جزئی ما در این دنیای حادث انجام می دهیم در علم الهی به صورت دفعی انجام داده و انتخاب کرده ایم پس رفتارهای ما در این دنیا به نوعی می شود گفت بروز آن شخصیتی که در عین ثابته انتخاب کرده ایم و در این جا نمی خواهم بگوییم اختیار زیر سوال می رود ولی مطلب این است که شما در بحث عصمت می فرماید ائمه کمالشان در حفظ عصمت است یعنی عمری تلاش می کنند عصمت خود را حفظ کنند و بقیه مردم تلاش می کنند به عصمت برسند این درست، اما حضرت علی اصغر (ع) که هنوز بزرگ نشده و به سن تکلیف نرسیده، و حتی اگر عصمت موهبتی را برای ایشان قبول کنیم خوب هیچگونه تلاشی در حفظ آن نکرده اند که بگوییم عمری تلاش کرده اند و عصمت موهبتی که خدا به ایشان داده بود حفظ کرده اند مثل ائمه، در حالی که ما متوسل می شویم یعنی نوعی عصمت قائلیم به آن حضرت و حاجت می گیریم؟ 2. قسمت دوم سوالم این است که آیا روایاتی داریم که اثبات کنند ائمه ما در مورد حضرت علی اصغر (ع) و رقیه (س) در مورد عصمت و مقاماتشان صحبت کرده باشند؟ معرفی فرماید. 3. قسمت سوم سوالم: آیا می شود عین ثابته را با این مثال معرفت النفسی حل کرد که مثلا نفس یک اراده بر عملی می کند همین که اراده بر عمل کرد و در مقام خودش آن عمل انجام گرفت فقط می ماند این که آن را در عالم ماده به جزئیت انجام دهد؟ 4. قسمت چهار سوالم: اصلا عین ثابته اشاره به عالم اول ما خلق الله که عقل است دارد یا همان عالم ذر یا علم الهی در ذات احدی اشاره دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید انسان در ذات خود و در بُعد امکانِ ذاتی‌اش، مختار است و در تمام طول عمر خود با انتخاب‌هایی که هرلحظه می‌تواند انجام دهد، به‌سر می‌برد. حضرت علی اصغر و جناب رقیه خاتون آن انتخاب را کردند که می‌دانید و با آن انتخاب شخصیتی شدند که برای ما بس محترم و مقدس‌اند و جواب‌گوی توسلات ما می‌باشند. و این ربطی به موضوع عصمت ندارد، بلکه عزم مقدس آن‌ها، آن‌ها را بزرگ کرده. در رابطه با عین ثابته، در جریان باشید که هر مخلوقی در علم خدا، حقیقت خود را دارد و حضرت حق مطابق ظرفیت عین ثابته‌ی مخلوق، او را خلق می‌کند. موفق باشید  

14553
متن پرسش
یا سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد ببخشید یک کتاب در مورد امام زمان (عج) خواندم، در قسمتی حرف از ابن منصور حلاج آمده است. ابن منصور چه شخصیتی بود؟ ایا اینکه امام زمان (عج) او را لعن کرده است صحیح است؟ در ادامه گفته بود که مرحوم شوشتری و مولانا از او تقدیر کرده اند و در رد آنها مطالبی بیان شده بود. بحث به امام زمان (عج) که می رسد در آن کتاب این شعر مولانا را می آورد پس امام حی قائم آن ولیست / خواه از نسل عمر خواه از علیست لطفا در مورد این مصرع مطالبی بیان فرمایید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای استاد حجت‌الاسلام امینی‌نژاد در مجله‌ی «حکمت عرفانی» تحقیق بسیار عالمانه‌ای تحت عنوان «حلاج از منظر توقیع امام عصر» کرده‌اند. خوب است در این مورد به آن‌جا رجوع فرمایید.  پی دی اف آن را در سایت http://tnews.ir/news/15C436279544.html جستجو کنید. موفق باشید

14482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جناب آقای مصباح یزدی در نگاه مقام معظم رهبری شهید مطهری زمان هستند. آقا از چه جهت این را فرموده اند؟ از جهت اینکه شیوه تفکر ایشان روشن فکرانه است مانند آن شهید؟ یا ابعاد دیگری هم دارد؟ 2- کتب ایشان به عنوان یک متفکر عمیق کمک کار است در مسایل عقیدتی؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت جناب آیت‌الله مصباح هم در امور دینی تعمّق دارند و هم در موضوعات اجتماعی در راستای اهداف انقلاب اسلامی مثل مرحوم شهید مطهری حساسیت‌های لازم را دارند. موفق باشید

14368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتب آقای کسروی به چه دردمان میخورد استاد؟ یعنی چگونه می توانم استفاده کنم از آنها؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها شاید کتاب «تاریخ مشروطه» او در این زمان کتاب مفیدی باشد. موفق باشید

14184
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در پاسخ 14130 در این سئوال چند پیش فرض در ذهن دارم که نمی توانم جواب شما را بپذیرم لطفا راهنمایی کنید.پیش فرض های من اینگونه اند: همه اتفاقات عالم به اراده ی خداوند است حتی شنیده ها پس اتفاقی نیست از بین این همه ذکر و دعا مورد های خاصی را قلب توجه می کند. انجام عمل در زمان طولانی چهل روز توفیق می خواهد و این از جانب خداست. روایت از قول معصوم یا تاکیید عالمان مورد تاکید موجب می شود من امید صد در صد به نتیجه داشته باشم حال دلیل می آورند این ذکر درست انجام نشد من در جواب فقط یک جمله می گویم چرا ابتدای بیان ذکر نگفتید؟ اگر خداوند قرار نیست در انتهای این دوره زمانی که بیان شده است نتیجه خاص را نبینیم چرا در اتمام اینگونه بیان، ذکر نمی شود اگر به مصلحت بود؟ اگر قرار است برای نمک غذا دعا کنیم اما غذا را بدون نمک بخوریم خوب چه کاریه بی دعا غذا را می خوریم اگر خداوند تقدیر کرده بود که غذا نمک داره و اگر نه غذا نمک نداره، اگر قرار اجابت نشه چرا سفارش به دعا شده؟ خداوند فوق تقدیر است پس اگر اراده کنند تغییر می کنه، پس چرا نباید باور کنم که حالا توفیق یافتم حالا باید مهیا اجابت دعا باشم؟ با این باورها من دعا کردم دل شب بیدار شدم. اما نشده و من دنبال چرا هستم. چون باورم دارم از دست می دم چون نمی خواهم باور تمام این مدت پای منبر فریب خوردم دارم مقاومت می کنم اما وقتی جوابی برای چرای من نیست شکست می خورم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان نمونه در قرآن داریم: «لعلکم تتقون» یا «لعلکم تهتدون» بدین معنا که اگر روزه‌ی ماه رمضان را درست انجام دهید «لعلکم تتقون» شاید که به تقوای برسید و یا اگر از وَحی الهی پیروی کنید «لعلکم تهتدون» شاید که هدایت شوید. این‌که می‌فرماید شاید متقی و شاید هدایت شوید، به جهت آن است که در کنار این اعمال باید زمینه‌های لازم نیز فراهم باشد تا نتیجه حاصل شود و از طرفی بنا نشد ما برای خدا تکلیف معین کنیم و او در خدمت ما باشد! بنا شد که او شرایطی را برای بندگی ما به ما لطف کند و ما در متن چنان شرایطی، بندگی خود را نشان دهیم. موفق باشید.

14042
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: زیارت قبول. چهار سؤال از محضرتان داشتم: 1. با توجه به تغییر زمانه، آیا برای طلبه، خواندن همه ی کتب شهید مطهری سودمند است یا باید گلچین کنیم و بخوانیم؟ 2. کتاب جامعی در رابطه با مقتل معصومین علیهم السلام معرفی فرمایید که هم عبارت عربی را آورده باشد و هم ترجمه را. 3. کتاب جامعی هست که تمام خطبه های امام حسین و امام سجاد و حضرت زینت علیهم السلام را کامل با عبارت عربی و ترجمه آورده باشد؟ 4. استاد اصلا تمرکز حواس ندارم و سه سال است که گرفتار این مطلبم شاید سه چار ساعت روی کتاب زل می زنم ولی فکرم هزار جا می رود الا خواندن کتاب، استاد در فهمیدن مشکلی ندارم ولی فکرم هزار جا می رود، استاد خیلی گرفتار این مطلب هستم راهی برای تمرکز حواس بفرمایید. استاد اگر به دروس حوزه علاقه نداشته باشیم ولی به این راه علاقه داشته باشیم و نتوانیم دل بکنیم باید چه کنیم؟ استاد مرا ببخش که وقت گرانمایه ات را گرفتم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست که مباحث تخصصی استاد را در ابتدای امر مطالعه کنید. وقتی نیاز بود به آن مباحث رجوع فرمایید 2- «بحارالأنوار» این کار را کرده ولی این‌طور که شما دنبال می‌کنید یعنی متن عربی همراه با ترجمه‌ی فارسی باشد، نمی‌شناسم 3- کتاب «لهوف» در این مورد خوب است 4- در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بحث «روش مطالعه» را مطرح می‌کند، می‌توانید إن‌شاءاللّه پس از مطالعه مشکل را حل کنید. توفیق حضور در حوزه را با دل‌بستنِ بیشتر به دروس حوزه کامل کنید. موفق باشید

13462
متن پرسش
با سلام ممنون از جوابای خوبتون: بنده در دروس معرفت نفس و عرفان مسئله عینیت حق و خلق را شنیدم. در فلسفه عینیت به عینیت حقیقت و رقیقت توجیه می شود اما سوال من اینجاست که عرفای شامخ عینیت حق و خلق را به چه معنا و به کدام یک از انواع حمل توجیه می کنند. بعضی حمل محیط و محاط را هم عنوان کردن.. بهر حال در عرفان این مسئله را چطور می دانند؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را باید در فصّ هودی پس از طی فصوص قبلی دنبال کنید. عینیت حق با خلق در عین اطلاق حق مطرح است با این نگاه که جز حق در صحنه نیست و لذا حضرت حق در مظهریت عین ثابته‌ی مخلوقات ظهور دارد در عین اطلاق، که این تنها از طریق شهود به‌دست می‌آید و نه با تعقل. به عنوان مثال ظهور دریا در موج که نه موجب دوگانگی می‌شود و نه موج، دریا را محدود می‌کند. ولی به قول مولوی: «ای برون از گفت و قال و قیل من/ خاک بر فرق من و تمثیل من». موفق باشید

نمایش چاپی