بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9667
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: دو سوال داشتم: آیا کسی که نماز شب خوانده کراهت خوابیدن در بین طلوع برای آن شخص از بین می رود؟ آیا این مطلب صحیح است؟ و اینکه هنگام سجده در غیر نمار مثلا ذکر یونسیه، بدون مهر سجده کردن اشکالی دارد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت اول اطلاعی ندارم و در مورد سجده‌کردن بدون مهر در غیر نماز بایستی تفصیل داد بین مواردی مثل سجده‌های واجب قرآن که برخی فقهاء، سجده بر مهر را لازم می‌دانند و بین امور مستحبی مثل اذکاری که گفته‌شده در حال سجده باشد که در این صورت سجده بر مهر لازم نیست. موفق باشید
9039
متن پرسش
سلام محضر استاد: در جلسه تفسیر به این مضمون فرمودید که حضرت امام (ره) بدون نیاز به سلاح انقلاب را جلو بردند و آنهایی هم که از سلاح استفاده کردند کار به جایی نبردند - اگر توجه به روایات ظهور بکنید میبینید که تعداد زیادی از آنها اشاره به کشتن و سر بریدنهای امام زمان (عج) از دشمنانشان و مخالفانشان دارد - تا آنجا که من در مورد ظهور فکر کرده ام به این نتیجه رسیدم که زمانی ظهور صورت میگیرد که قلبها و فطرتهای بشری حضرت را صدا میزنند که نمونه ی کوچکش را در انقلاب دیدیم و چه زیبا هم بود - استاد چطور آن روایات را با فریاد فطرت بشر که لبیک یا مهدی سر میدهد میشود جمع کرد؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همان‌طور که متوجه هستید فطرت‌های بشر ظهور حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را صدا می‌زنند. می‌ماند موانعی که اجازه نمی‌دهند مردم به امام‌شان متصل شوند برخورد قهرآمیز تنها با آن موانع است. موفق باشید
8498
متن پرسش
بنام خدا و با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی استاد یزدان پناه در بحث منازل السایرین منزل تذکر در توضیح استعداد فطری گفنتد همه انسان ها استعداد توحیدی و فطری برای سیرالی الله دارند اما استعداد ها متفاوت است بعضی فقط در حد فعلیت اخلاقی پیش می روند و بعضی قدم در سیر عرفانی هم می گذارند و این افرا د هم متفاوت اند و هر کسی به مرحله ی تجلی ذاتی نمی رسد. چون استعداد آن را ندارد . از طرفی در مباحث نفس داریم که همه ی انسان ها از مقام انسان کامل نازل شده و استعداد باز گشت به همان مقام را هم دارند . حال سوال این است که اگر همه ی انسان ها استعداد وصول به مقام انسان کامل را دارند دیگر جایی برای فرمایش استاد یزدان پناه باقی نمی ماند آیا وجه جمعی به نظر جنابعالی می رسد ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم باید بین استعداد ذاتی انسان‌ها به ما هُو انسان و بین انسان بما هو حسن و رضا فرق گذاشت. همان‌طور که می‌فرمایید هرکس بنا به تعریفی که برای خود کرده همتی را برای خود در مسیر توحید شکل داده که از این جهت معلوم نیست همت او تا فنای ذاتی باشد، هرچند در ذات خود به عنوان «لا تبدیل لخلق اللّه» هیچ تفاوتی در مخلوقات خدا نیست. موفق باشید
6172
متن پرسش
سلام.ارزش یک عمل نزد خداوند به میزان خلوص عمل کننده است یا معرفت او؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدمه‌ی خلوص معرفت است و هرچه معرفتِ حضوری بیشتر باشد خلوص بیشتر است و هرچه انسان انانیت‌اش شدید باشد معرفت او به حقیقت ضعیف‌تر است و به همان اندازه خلوص‌اش کم‌تر است. موفق باشید
3824
متن پرسش
یا سلام شما استاد محترم در جلسه 2 کتاب آشتی با خدا دلیل فلسفی چرا خدا ما را خلق کرد را چنین آورده اید که چون خدا دائم الفیض و جامع کمالات است اقتضا این کمال خلق دائم و ربوبیت دائم و هدایت و . . . است و بر همان اساس هم همه چیز حکیمانه و عادلانه خلق شده است. اما هم بحثی من در این قسمت اشکال می کرد و می گفت (( قبول ولی چرا خداوند انسان را به عنوان برترین مخلوق آفرید. سوال این است که هدف خداوند از برتری دادن انسان به سایر مخلوقات چه بوده و از طرف دیگر این همه تنوع در خلقت به چه دلیل است. چرا اول ملائکه را خلق می کند. بعد می گوید بروید از زمین خاک بیاورید تا من انسان را خلق کنم. سپس ملائکه به خداوند می گویند آیا میخواهی موجودی را خلق کنی که در زمین فساد به پا کند. و خداوند پاسخ می دهد من چیزی میدانم که شما نمیدانید. خداوند چه چیز را در مورد انسان میدانست که ملائکه نمیدانستند؟ و در نهایت اینکه چرا خداوند نخواست موجود دیگری را بجای انسان برتری دهد؟)) در همین جا اشکال دوست دیگری را هم مطرح کنم که می گفت: (( اگر ملائکه مجرد از ماده و مسلط به زمان هستند و می دانستند که انسان در زمین خون ریزی و فساد می کند چرا خداوند فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید؟))
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جنبه‌ی ممکن‌الوجودبودن هر مخلوقی مربوط به خودش است خداوند به ممکن‌الوجودها وجود می‌دهد و لذا انسان در ذات خود امکانِ انسان‌بودن دارد، همان‌طور که گوسفند در ذات خود به عنوان ممکن‌الوجود امکان گوسفندبودن را دارد و خداوند بر اساس امکان موجودات به آن‌ها وجود می‌دهد 2- ملائکه در آن حدّی که ابعاد انسان را می‌شناسند نظر می‌دهند در حالی‌که در ذات انسان ابعادی هست که از منظر ملائکه بالاتر است و در همین رابطه شما در دعای کمیل به خداوند عرضه می‌دارید: تو بالاتر از ملائکه به آن‌چه آن‌ها از اعمال من ثبت می‌کنند شاهد و ناظر هستی «وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ». در آخر این فراز می‌گویید تو بر آنچه‌ ملائکه‌ مخفی است شاهدی. موفق باشید
3751

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید من چندین روز است پرسشی کرده ام اما هنوز جواب دریافت نکرده ام اگر امکان دارد سوال من را پاسخ دهید با همین ایمیل هم سوال فرستادم با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سؤال‌تان چه بوده؟ موفق باشید
2148
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد در برهان صدیقین چگونه به این دو سوال پاسخ میدهیم: 1)وجود عالم های دیگر,غیر از عالم ماده مثل عالم ملائکه چگونه دربرهان صدیقین اثبات میشود؟ 2)چرا عالم ماده نمیتواند عین ربط به عین الوجود باشد؟(منظورم به طورمستقیم وبدون واسطه اشدالوجودوشدیدالوجود است)و چرا عالم ماده پایینترین مرتبه وجوددر این برهان شناخته میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در برهان صدیقین ثابت می‌شود از ان‌جایی که موجودات در عین موجودبودن عین وجود نیستند پس به عین وجود ختم می‌شوند و از آن‌جایی که وجود دارای شدت و ضعف است مراتب شدیدتر آن از محدودیت‌های عالم ماده آزاداند که به آن مجردات می‌گویند که در زبان شریعت به آن مراتب عالم ملکوت می‌گویند که محل انوار ملائکه‌اند. هر موجودی اعم از ماده و مجرد به اعتبار وجودشان عین ربط به وجود مطلق‌اند و عالم ماده از جهت محدودیتی که دارد و محدود به زمان و مکان است و در ذات خود عین حرکت است، پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود خواهد بود زیرا در فلسفه ثابت می‌شود چیزی که در ذات خود عین حرکت است یک قدم با عدم فاصله دارد و از این جهت پایین‌ترین درجه‌ی وجود است. موفق باشید
1447

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی سخنان داخل پرانتز تکه ای از سخنرانی اقای حسن عباسی می باشد که از سایت رجا نیوز گرفته شده است می خواستم ببینم نظر شما چیست ؟ (تئوریسین‌های اقتصادی دولت فعلی از دانشگاه علامه طباطبایی هستند که رسماً در این دانشگاه، به لیبرال بودن مشهورند و خنده‌دار است که سیستم اقتصادی دولت اصول‌گرا در اختیار مرکانتیلیست‌هایی است که شما نمونه‌اش را می‌بینید. لیدر اینها آقای پژوهان است که دو شاگرد اصلی‌‌اش، دبیر طرح هدفمند کردن یارانه و معاون اقتصاد‌ی وزارت اقتصاد و خود وزیر اقتصاد. اینها اساساً فریدمنی هستند، یعنی اقتصاد را از نگاه میلتون فریدمن می‌بینند. مسئله من این نیست که مدیران کدام جناح سیاسی بی‌عرضگی کرده و موجب این اختلاس شده، مسئله من این است که چطور می‌شود تئوریسین اقتصادی جمهوری اسلامی لیبرال باشد؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم ولی جهت‌گیری دولت را در جهت تحقق عدالتی می‌دانم که انقلاب اسلامی به دنبال آن است حالا اگر از نظرات مختلف استفاده کنند نباید متهم به پیروی از نظری خاص شوند.آیا آقای دکتر داوری که دکترای اقتصاد دارند و زمانی معاون اول رئیس جمهور بودند را می‌توان لیبرال دانست. اشکالی که آقای احمدی‌نژاد در جلسه‌ی تودیع آقای مظاهری به بعضی از اقتصاد دانان داشتند آن بود که شما اقتصاد دان‌ها می‌خواهید با محفوظاتی که از اقتصاد غربی آموخته‌اید کشور ما را اداره کنید و این راه صحیحی نیست . آقای احمدی‌نژاد معتقد به تدوین تئوری‌های اقتصادی بومی است. موفق باشید
948

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جرا ثواب وپاداش برخی عبادات زیاد شدن روزی تعیین شده مگر مهم است روزی زیاد باشد یا کم ؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم وسعت رزق به این معنی است که در به‌دست‌آوردن رزق به زحمت نباشیم تا از وظایف الهی خود باز بمانیم. موفق باشید
658
متن پرسش
با سلام استاد گرامی اینکه فرمودید در قبر میپرسند " نظرتان راجع به این شخصی که در بین شما آمد ومیگفت پیغمبرم" چیست؟ این در بین شما بودن یعنی فقط از اعراب میپرسند؟ یا پیامبر در بین فارسها هم آمد؟ پس چرا در قرآن آمده دررهر قومی پیغمبری از خودشون آمد؟ یعنی پیغمبر فارسها کیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: به‌جز پیامبران اوالعزم که «نذیراً للعالمین» هستند و برای هدایت همه‌ی مردم آمده‌اند، سایر پیامبران مأمور هدایت قوم خود بودند. لذا در قبر در مورد پیامبر اسلام«صلی‌الله‌علیه‌وآله» از همه‌ی مردم می‌پرسند. موفق باشید
591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام و ادب خدمت شما. من هنوز درس زبان تخصصی رشته ی خودم را که مهندسی است پاس نکردم . یک بسته ی سیدی که تبلیغ اونو تو اینترنت دیدم سفارش دادم و خریدم. اون بسته "آموزش زبان با استفاده از امواج مغناطیسی در خواب" است. به این ترتیب که 40 ساعت که میشود مثلا 10 تا 4 ساعت و لازم است که مثلا 10 شب هر شب به مدت 4 ساعت یا کمتر یا بیشتر هنگام خواب امپیتیری را در گوش خود بگذاریم . مکانیزم ضبط صدا در آن به گونه ایست که هنگام گوش دادن آن فضای سه بعدی در ذهن انسان ترسیم میشود . اگر در هنگام خواب این رو گوش بدیم در حالی که ضمیر ناخداگاه ما باز هست ، لغات انگلیسی رو به دایره لغات فارسی ما با استفاده از ضمیر ناخداگاه می افزاید. ( توجه بفرمایید که گفتم این لغات به دایره لغات فارسی اضافه میشه نه این که به عنوان لغات انگلیسی بیاموزیم) لذا بعد از 10 شب با کمال تعجب میبینیم که اگه مثلا یه فیلم انگلیسی نگاه کنیم تمام اونو متوجه میشیم بدون این که حتی حواسمون باشه که داره به زبان دیگری صحبت میکنه . یک شب اونو امتحان کردم و گذاشتم تو گوشم صبح که از خواب بلند شدم احساس میکردم هزار لغت به دایره لغاتم اضافه شده و خیلی برام جالب بود. ضمن این که در خواب آن چه که گوینده تلفظ میکنه رو ذهن ما تصویر گری کرده و در خواب میبینیم . حال سوال بنده این است که با توجه به این که انسان در حالت خواب به نوعی به عالم برزخ متصل خود میرود آیا اصلا این کار درسته ؟ ممکن است از نظر معنوی به ضرر ما باشد ؟ با توجه به این که زبانم چندان خوب نیست آیا شما تجویز میکنید که 9 شب دیگر هم آن را گوش بدهم ؟ و نیز سوال دیگر این است که من مدت زیادی است در بیداری نهایت سعیم رو میکنم که صدای موسیقی توی گوشم نره . میخوام بدونم که در حالب خواب اگه این صدا توی گوشم بره موثره یانه ؟ چون گاها اون سیدی ها دارای موسیقی متن در بیان داستان ها ی انگلیسیش است. و یا در بین بیان داستان ها ممکن است باشد. البته شعر ندارد ولی خوب موسیقی است به هر حال. چون من حتی در حد امکان آهنگی که در بین اخبار تلویزیون هم میگذارد گوش نمیدهم . لطفا در مورد آن توضیح بدهید. با کمال تشکر از شما آرزوی سلامتی و تعالی شما و خودمان را از خداوند خواستارم. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده تجربه‌ای در این مورد ندارم تا جایگاه موضوع را نسبت به برزخ متصل بتوانم ارزیابی کنم.بهتر است یا خودتان موضوع را تا آخر دنبال کنید و پس از چند ماه نتیجه‌ی کار را ارزیابی کنید یا از کسانی سؤال کنید که پس از چند ماه تجربه می‌توانند موقعیت خودشان را شرح دهند.
18312
متن پرسش
سلام عليكم خدمت حضرت استاد: بنده طلبه اي هستم و در حوزه علميه اي مشغول خدمت هستم كه جو آن شديدأ در مقابل آقاي هاشمي رفسنجاني ‏(رحمت الله‏) است، عده اي او را ابوسفيان انقلاب، وعده اي با رحلت ايشان خوشحال اند و مشغول پخش شيريني هستند، از آن طرف ابوي بنده از جانبازان دفاع مقدس هستند و از آقاي هاشمي حسنات فراواني از آن دوران و دوران فعلي بيان مي كنند، بنده واقعا سردرگم شده ام، و خود ايشان را نه كافر و ضد انقلاب و ضد حضرت آقا (حفظه الله‏) و نه امام زاده مي دانم، استاد عزيز لطفا كليت شخصيت ايشان و جنبه سياسي و اعتقادي ايشان را به طوري كه بنده حساب كار دستم بيايد در مقابل افراد بي بصيرت افراطي صريحا بيان كنيد. مطالب مورد نياز را، خداحفظتان كند براي اسلام و جوانان ايران، تشكر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در پیام تسلیت خود فرمودند: « اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهه‌هائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بین‌الحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسه‌ی خناسانی که در سالهای اخیر با شدّت و جدیت در پی بهره‌برداری از این تفاوتهای نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.». ایشان در این سخن متذکر این امر هستند که اختلاف‌ نظرها نباید منجر به تنفر و تقابل و کینه شود. شما شرایط تاریخی را از دیدگاه مقام معظم رهبری دائماً مدّ نظر داشته باشید و موضع گیری های ایشان را براساس آن شرایط تبیین کنید. تفاوت نگاه رهبری به آینده و نگاه امثال آقای هاشمی رفسنجانی در فهم شرایط تاریخی است. به سخنان آقاي هاشمی كه نگاه می‌کنید ملاحظه می‌شود ايشان همه پیچیدگی‌‌های دشمن را می‌دانند و مي‌شناسند، اما به تاریخی که در آن هستیم طور دیگری نگاه می‌کنند. ایشان معتقد است حضور در تاریخی دیگر که بیرون از ارزش‌های فرهنگ مدرن باشد معنا نمی‌دهد. معتقدند می‌توانیم مستقل باشیم و در عین حال در همان فضای ارزشیِ فرهنگ غرب زندگی کنیم بدون آن‌که از مسلمانی خود دست برداریم. در این دیدگاه، تأکید مقام معظم رهبری بر مقابله با استکبار غیرواقع بینانه است و لازم نیست. تنها وقتی می‌توانیم متوجه‌ی ضعف نگاه آقای هاشمی شویم که با ساحت دیگری به آنچه در این تاریخ با آن روبه‌روئیم نظر کنیم و جهان را آن‌چیزی ندانیم که غرب و به‌خصوص آمریکا برای ما تعریف کرده، جایی برای حضور سنت‌های الهی بگذاریم و نظر به معیّت حق در این راه داشته باشیم. مقام معظم رهبری در رابطه با معیّت حضرت حق با جریان‌های توحیدی مثال حضرت موسی«علیه‌السلام» را زدند که وقتی فرعونیان در حال نزدیکی به قوم بنی‌اسرائیل بودند تا آن‌ها را بگیرند، حضرت موسی«علیه‌السلام» فرمودند: « «کَلّآ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین». ببینید! معیّت الهی این‌قدر اهمّیّت دارد. و رهبری فرمودند: این‌که می‌گویند: «اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون»، این معیّت را باید قدر دانست. و ادامه دادند: «ما هم به تقلید از حضرت موسی عرض می‌کنیم که: «کَلاّ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین». حال این نگاه را با آن ساحتی که آقای هاشمی در آن قرار دارند مقایسه کنید و سعی کنید سخنان رهبری را در فضایی که ایشان مدَ نظرها قرار می‌دهند تبیین نمائید، تا به همان معنایی که حضرت موسی (ع) در حین نزدیکی سپاه فرعون متوجه سنت دیگری هستند به نام «معیّت الهی با اهل تقوا» ما توجه رهبری را در این تاریخ به معیّت الهی با این انقلاب و این ملت بفهمیم و تحلیل‌های خود را از وضع موجود تبیین کنیم. پس بنابراین همان‌طور که فرمودند تفاوت دو نگاه است، نه آن‌که آقای هاشمی بخواهد خیانت کند و یا عناد داشته باشد. موفق باشید   

18031
متن پرسش
سلام علیکم جناب آقای طاهر زاده: وقت بخیر. لطفا توضیح دهید آیا این نقدی که به بحث برهان علت و معلول این جا الآن براتون نوشتم آیا این نقد وارده یا خیر؟ چرا؟ متن نقد: «برهان علت و معلولی که مطرح است دو عنصر مهم در آن لحاظ شده است یکی ضرورت و دیگری سنخیت، ضرورت به این معناست که در فرض وجود علت معنا ندارد که معلول نباشد و خود این معنا سبب بی معنا شدن اختیار از یک سو و قدیم شدن اشیاء از سوی دیگر است چرا که خداوند علت العلل است و از هر زمان که فرض شود وجود خداوند دیگر وجود معلول همراه او خواهد بود و بی معنا شدن اختیار به این جهت است که هر گاه انگیزه ها و مقتضیات شخص را به میل به اندازه ای مشخص رساند (که از آن تعبیر به شوق اکید می شود) خواسته و ناخواسته از او معلول صادر می شود و اراده خود علت آن شوق اکید بلکه خود آن است که آن برآمده از علم است و اساسا فعل و اختیار در اینجا بی معناست. سنخیت هم که همان مشابهت است و بنابر آن معنا ندارد که به تباین محض میان خالق و مخلوق قائل شویم، اما بالاتر از این دو اشکال که شاید بتوان با بیاناتی آن ها را اصلاح کرد که کرده اند مشکل اساسی برهان علیت نادیده انگاشتن حقیقت ایجاد و احداث است که ضرورت برآمده از همین معناست و اساسا اذهان با علیتی خو گرفته اند که معنایی از احداث در آن دیده نمی شود مانند سوختگی بر اثر آتش و بریده شدن براثر حرکت چاقو و... و در اینجا نتیجه می گیریم که چون علت و معلول فلسفی بر محور اصل علیت است و لازمه اصل علیت سنخیت علت و معلول و ضرورت صدور معلول از علت تامه است. نتایج این حرف که با ضروریات دین سازگار نیست از این قرار است: ۱. سنخیت خدا و خلق ۲. قدیم بودن عالم که هر دوی این دو مورد مخالف است با نصوص آیات و روایات و اینکه در مورد آیه 35 از سوره مبارکه طور که آمده «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْ‌ءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ» و فلاسفه به بحث علت و معلول ربط می دهند. این آیه ربطی به مدعی فلاسفه اصلا ندارد بلکه بر خلاف مدعای ایشان هست. خداوند علت پیدایش نیست زیرا علت با معلول یک جنس و یک سنخ و یک ماده و شبیه و نظیر هستند ولی در مورد خداوند هیچ یک از اینها نیست بلکه همان طور که آیات و روایات بسیاری فرموده خداوند خالق هست آن هم از غیر شی و از عدم و نیستی، لذا این آیه می فرماید آیا شما خلق شدید از غیر شی یا اینکه خودتون خالق خودتون هستید در این آیه به وضوح بحث از خلق هست آن هم از غیر شی نه حرف از علت و معلولیت آن هم علتی که سبب معلول هست لذا بین علت و معلول رابطه های زیادی هست.» (لطفاً توضیح بفرمایید فقط استناد نکنید اینجور که یک عالم بزرگوار و جلیل القدر شیعه چون موافق خداشناسی فلسفی بوده و مشرب فکری اش مشرب فلسفی بوده حالا با استناد به این قضیه این برهان علت و معلول خوب می شود و در نتیجه این نقد های فنی کذاست، لطفا اینطور که مثالی آوردم استدلال نکنید بزرگوار)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید این سؤال‌ها بحث مفصل می‌خواهد و بحث شده. به نظرم جناب آقای دکتر سید مهدی امامی‌جمعه در طی 15 جلسه با توجه به آیات قرآن و روایات ائمه«علیهم‌السلام» به‌خوبی روشن می‌کنند که لازم نمی‌آید معنای خلقت دوگانگی و عدم سنخیت باشد. ایشان طی  15 جلسه تحت عنوان «سیر تاریخی الهیات اسلامی» به‌خوبی به این موضوع پرداخته‌اند. متن صوتی آن را از مرکز فرهنگی «سُها» از جناب آقای تیموری به آدرس hrteimouri@gmail.com می‌توانید تهیه کنید. موفق باشید

16450
متن پرسش
با سلام: خواهشمندم نسبت به اعتکاف ماه رمضان در سایت اطلاع رسانی شود. زمان و مکان و چگونگی اطلاع یافتن از ثبت نام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان، اعتکاف ساده و بی سر و صدایی است که از 26 تا 28 ماه مبارک رمضان در مسجد خدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها» - اول جاده‌ی ذوب آهن، محله‌ی گلزار - برگزار می‌شود. برای همه‌ی افراد اعم از خواهران و برادران آزاد است زیرا در این سه روز هرکس باید غذای مختصری برای افطار با خود بیاورد که در این مدت از آن استفاده نماید. موفق باشید

15261
متن پرسش
سلام: استاد. بنده هرکار می کنم نمی توانم هاشمی رفسنجانی را مقابل رهبری ندانم. حدود یک ساعت با همان استادی که عرض کردم آمده بودند حوزه ما صحبت کردیم. حدودا یک سال و چند ماه است که صحبتهای آقای هاشمی را زیر بررسی دارم ولی اصلا نمی توانم قبول کنم هاشمی مقابل رهبری نباشد. اصلا صدها مَتَلک گفتن ها هیچ... در سخنرانی اخیر حضرت آقا دیدید چگونه نشسته بود؟ اصلا (زبانِ بدنش) بی احترامی بود. در بین سیاسیون دنیا مسئله ای به نام (بادی لَنگوئِج) یا همان زبان بدن مطرح است. ایشان اصلا می خواستند همین را به اهلش بفهمانند. استاد! دلمان خون است. کاری کرده اند که خود آقا هم از رهبر آینده صحبت می کند!! نمی دانیم چه کنیم تا اینها این همه پررو نشوند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در متن جوابی که تحت عنوان «راه‌های عبور از اصلاح‌طلبیِ حزبی» عرض شد، بحث دو نگاه و دو فکر مطرح است. آقای هاشمی سخت معتقد است باید از روحیه‌ی انقلابی برای نجات جامعه عبور کرد و به جمهوری اسلامی و کشور ایران فکر نمود و مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» معتقدند این تاریخ، ظرفیت تحقق انقلاب اسلامی  و اهداف متعالی آن را دارد و برای تغییر معادلات جهانی باید بر انقلاب اسلامی تأکید کرد تا از طریق انقلاب اسلامی مشکلاتِ منجمدشده‌ی تاریخیِ ایران نیز برطرف شود. پس بحثِ دو نوع فکر است که ما باید عمیقاً به هر دو فکر بیندیشیم تا معنایِ عبور تاریخی از امثال آقای هاشمی برای جامعه‌ی ما ممکن گردد. بحث لجبازی و عناد نیست، بحث فکری است که باید از آن به‌طور منطقی عبور کرد و اتفاقاً هیاهوهایِ حزبی و ژورنالیستی مشکل را در حجاب می‌برد، بدون آن‌که جامعه بتواند از آن عبور کند. وقتی وزیر مسکن و راه‌سازی به عنوان یکی از اعضای حزب اصلاح‌طلبان از لیبرالیسم تعریف می‌کند، آیا وظیفه‌ی ما آن نیست که به طور مبسوط معنای لیبرالیسم را در فرهنگ سیاسی این دوران تبیین کنیم تا ملت مسلمان ایران متوجه شوند در فرهنگ لیبرالیسم، هیچ حرام و حلالی معنا نمی‌دهد؟ لذا است که تأکید بنده آن بود و آن است تا فضای فکری و فرهنگی، جایگزینِ جبهه‌بندی‌های ژورنالیستی گردد و تفکر به جامعه برگردد تا مردم مسلمان ایران به‌راحتی در جبهه‌ای که می‌خواهند قرار گیرند، آگاهان و عالمانه قرار بگیرند، وگرنه به اسم اسلام، در بستری قرار دارند که به اهداف نظام سرمایه‌داری منجر خواهد شد. موفق باشید   

15057
متن پرسش
آیا زیاد کردن کانال‌های تلویزیون و بزرگ‌کردن دلقک‌ها و سطحی‌کردن تفکر دینی، و لوس و تفریح‌زده‌کردن مستمعینِ بحث‌های دینی، و آرایش‌دادن مساجد و باج‌دادن برای دیندارشدن، و این‌همه روایات در رابطه با حذر از شوخی و خنده‌ی افراطی که از امامان معصوم«علیهم‌السلام» به ما رسیده را نادیده‌گرفتن و در اصلاح امور فرهنگی به غیرِ دین دل‌سپردن، چارة کار است؟! سلام و درود: استاد گرانقدر و فاضل مطلب فوق برگرفته از مقاله شما در مورد تعادل شادی ها است. لطفا بفرمایید منظورتان از باج دادن برای دیندار شدن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضاً می‌خواهند جوانان را به عنوان اردوی تفریحی‌دینی، با انواع پذیرایی‌های اشرافی جذب دین کنند. این یک نوع، باج‌دادن است و در این حدّ لازم نیست. موفق باشید

14971
متن پرسش
سلام استاد جان: نظر شما در خصوص بابارکن الدین مدفون در تخت فولاد چیست؟ و نظرات آیت الله کشمیری در موردشان؟ حضور بر سر مزار ایشان چطور است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بابارکنا؛ عارف جلیل‌القدری از شاگردان عارف کامل عبدالرّزاق کاشانی است و شرح بسیار خوبی از «فصوص‌الحکم» به زبان فارسی دارد. موفق باشید

14184
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: در پاسخ 14130 در این سئوال چند پیش فرض در ذهن دارم که نمی توانم جواب شما را بپذیرم لطفا راهنمایی کنید.پیش فرض های من اینگونه اند: همه اتفاقات عالم به اراده ی خداوند است حتی شنیده ها پس اتفاقی نیست از بین این همه ذکر و دعا مورد های خاصی را قلب توجه می کند. انجام عمل در زمان طولانی چهل روز توفیق می خواهد و این از جانب خداست. روایت از قول معصوم یا تاکیید عالمان مورد تاکید موجب می شود من امید صد در صد به نتیجه داشته باشم حال دلیل می آورند این ذکر درست انجام نشد من در جواب فقط یک جمله می گویم چرا ابتدای بیان ذکر نگفتید؟ اگر خداوند قرار نیست در انتهای این دوره زمانی که بیان شده است نتیجه خاص را نبینیم چرا در اتمام اینگونه بیان، ذکر نمی شود اگر به مصلحت بود؟ اگر قرار است برای نمک غذا دعا کنیم اما غذا را بدون نمک بخوریم خوب چه کاریه بی دعا غذا را می خوریم اگر خداوند تقدیر کرده بود که غذا نمک داره و اگر نه غذا نمک نداره، اگر قرار اجابت نشه چرا سفارش به دعا شده؟ خداوند فوق تقدیر است پس اگر اراده کنند تغییر می کنه، پس چرا نباید باور کنم که حالا توفیق یافتم حالا باید مهیا اجابت دعا باشم؟ با این باورها من دعا کردم دل شب بیدار شدم. اما نشده و من دنبال چرا هستم. چون باورم دارم از دست می دم چون نمی خواهم باور تمام این مدت پای منبر فریب خوردم دارم مقاومت می کنم اما وقتی جوابی برای چرای من نیست شکست می خورم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان نمونه در قرآن داریم: «لعلکم تتقون» یا «لعلکم تهتدون» بدین معنا که اگر روزه‌ی ماه رمضان را درست انجام دهید «لعلکم تتقون» شاید که به تقوای برسید و یا اگر از وَحی الهی پیروی کنید «لعلکم تهتدون» شاید که هدایت شوید. این‌که می‌فرماید شاید متقی و شاید هدایت شوید، به جهت آن است که در کنار این اعمال باید زمینه‌های لازم نیز فراهم باشد تا نتیجه حاصل شود و از طرفی بنا نشد ما برای خدا تکلیف معین کنیم و او در خدمت ما باشد! بنا شد که او شرایطی را برای بندگی ما به ما لطف کند و ما در متن چنان شرایطی، بندگی خود را نشان دهیم. موفق باشید.

13170
متن پرسش
۱. آیا این عبارت درست است که حقیقی بودن محبت خدا به این معنی نیست که محبت منحصر به خداست؟ زیرا محبت به اهل البیت (ع) که جایگاه والای خود دارد ولی ما به مومنین و پدر و مادر و فرزند و همسر و حتی سایر مخلوقات خدا نظیر پرنگان محبت داریم. ۲. جایگاه محبت خدا و محبت دیگران در دستگاه توحیدی چگونه قایل جمع است؟ با تشکر صادقانه از جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق را فقط می‌توان در مظاهرش مورد توجه و محبت قلبی قرار داد وگرنه با خدای عقلی و انتزاعی که محلی برای دوست‌داشتن ندارد زندگی می‌کنیم و به همین جهت در روایت از حضرت صادق (ع) داریم که مى‏فرمايند: «نَحنُ‏ وَالله‏ الأسماءُ الحُسنى»[1] به خداوند سوگند مائيم اسماء حسناى الهى. «اسم الله» مبدأ جامع اسماء الهى است و انسان كامل مظهر اسم الله است و لذا آنچه در عالم به فرق و كثرت هست در انسان كامل به نحو جامع موجود است، بنابراين شناسايى حقيقت انسان موجب شناسايى همه‏ ى اسماء الهى خواهد شد. اگر كسى بخواهد همه‏ ى اسماء حق را بشناسد، يا بايد در همه‏ ى عوالم هستى سير كند و يا به انسان كامل معرفت پيدا نمايد كه همه‏ ى آن اسماء به صورت بالفعل در او هست. عرایضی در کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل‌البیت» هست. خوب است که به آن‌ رجوع فرمایید. موفق باشید

 

 


[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 144.

12800
متن پرسش
4. در مورد کشف حدسی آیت الله شجاعی علاوه بر اسم علیم، اشاره به اسم حکیم فرموده‌اند، ولی در سایر کشف‌ها نفرموده‌اند. قطعاً در بقیه‌ی کشف‌ها هم اسم حکیمِ حضرت حق تجلی می‌کند. ولی این نشان از عنایت استاد به اسم حکیم در رابطه با این کشف و احتمالاً نکته‌ای دارد که تجلی اسم حکیم شاید در کشف حدسی وقتی بیشتر است. می‌شود توضیح بفرمایید در رابطه با اسم حکیم و این نوع کشف یا کتاب معرفی بفرمایید ممنون می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدسِ معنوی انسان متوجه حقایقی می‌شود که با فکر به‌دست نیامده است، در حالی‌که آن حقایق برای انسان قابل اعتماد و دارای استحکام است و از این جهت فرموده‌اند تجلی اسم حکیم در کشف حدسی در صحنه است. موفق باشید

7487
متن پرسش
اگر همه ی اهل بیت یک حقیقت نوری هستند (کلهم نور واحد) چرا در بعضی وقایع تاریخی از جمله توبه حضرت ادم بوسیله ی اسما اهل بیت و دیگر مواردفقط اسم بنج تن ال عبا امده است
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید به آن جهت است که بقیه‌ی‌ ائمه«علیهم‌السلام» ادامه‌ی همین فرهنگ‌اند و این پنج بزرگوار بنیانگذاران توحید آخرالزمان‌اند در همه‌ی ابعادی که قابل ظهور است. موفق باشید
7331
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و ادب خدمت استاد بزرگوار و آرزوی سلامتی برای شما و خانواده گرامیتان 1- ببخشید چرا امام سجاد سلام الله علیه در جملات ابتدایی مناجات خائفین اینطور می گویند که : ...اللشقاء ولدتنی امی ام للعناء ربتنی فلیتها لم تردنی و لم تربنی ...آیا این جملات (مثل:کاش مرا نمی زایید و نمی پرورید) نوعی گله و شکایت به خداوند و در کار خدا نیست؟ 2- عرض دیگر اینکه ظاهرا در یکی از جلسات اولیه سیدی صوتی شرح آداب الصلوه فرموده بودید سجود و رکوع رامی توانید 3ویا 5 و یا 7 بار بخوانید وهمین مطلب را در مورد تسبیحات اربعه نیز فرموده بودید در صورتیکه ظاهرا تسبیحات اربعه را بیش از 3 مرتبه نمی توان خواند.لطفا در صورت امکان تغییر لازم را اعمال فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت در فضایی که متوجه‌اند همه‌چیز در قبضه‌ی حضرت حق است، در اوج چنین توجهی عرضه می‌دارند خدایا حتی من نمی‌دانم برای شقاوت و عناء آفریده شده‌ام یا برای سعادت و بندگی، خدایا آن‌قدر از معصیت تو بیزارم که اگر برای معصیت آفریده شده‌ام ای کاش متولد نمی‌شدم 2- همین طور است که می‌فرمایید در مورد تسبیحات اربعه اشتباه کرده‌ام. موفق باشید
7191
متن پرسش
سلام علیکم . بعضی از عرفای بزرگ می فرمایند تا نمیدانی فلان مال یا پول از چه راهی آمده است آن را خرج نکن . اما چنین چیزی در سیره ی نبوی و اهل بیت دیده نمیشود . مثل آن 12 درهم که شخصی به پیامبر برای لباس دادند . یا هم سفره شدن اهل بیت با برخی از شیعیان و.... آیا اهل بیت با استفاده از مقام غیبی خود متوجه حرام یا حلال بودن مال میشدند یا خیر ؟ میشود کمی این را توضیح دهید سوال دوم :‌بعضی از عرفا میگویند از افرادی که نور ولایت ندارند بپرهیز . این یعنی چه ؟ یعنی با غیر شیعیان رابطه نداشته باشیم ؟ یا با شیعیانی هم که از لحاظ اعتقادی بسیار ضعیف هستند باید قطع رابطه کنیم . ولی جناب استاد در احادیث زیادی دیده میشود که چنین کاری را ما از اهل بیت ندیدم که افرادی که ولایت آنها را قبول نداشتند با آنها قطع رابطه کنند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در فضایی که فسق حاکم است و احتمال فساد در افراد زیاد است آن دستور، دستور خوبی است ولی در جامعه‌ی اسلامی باید حمل بر صحت افراد کرد 2- افرادی که اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را تا حدّی می‌شناسند و باز عناد می‌ورزند منظور است وگرنه مسلمانان معمولی اعم از شیعه و سنی حکم دیگری دارند. موفق باشید
6902
متن پرسش
سلام استاد.من در ادامه ی سوال قبلی خود(5307) سوالی داشتم.در مقطع ارشد برنامه ریزی شهری در کلاس سیر اندیشه ها در شهرسازی من ارائه ای در خصوص شهرسازی اسلامی دادم،و با دواستدلال ساده ثابت کردم فلسفه بر شهرسازی تاثیر دارد مثلا یک نمونه که شاید استدلال هم نباشد اینکه در شهرسازی این اعتقاد وجود دارد که نظام سیاسی بر شهرسازی تاثیر دارد و حتی یکی از اساتید می گفت شهرسازی کنشی است سیاسی و اجتماعی.بعد تقریبا همه می دانستند نظام سیاسی ذیل جهان بینی و فلسفه است،در نتیجه شهرسازی هم متاثر و ذیل فلسفه است.بعد مختصرا گفتم نگاه فلسفه غرب و فلسفه ی اسلامی خیلی متفاوت است و با شهرسازی غربی متاثر از فلسف غرب نمی توانیم شهر اسلامی بسازیم،کمی نگاه غرب به انسان و نیازهای او را و نگاه اسلام به انسان و نیازهای او را سعی کردم توضیح دهیم و نقدی بر هرم مازلو که این هرم ساحت نفسانی را هم اگر دیده ساحت معنوی را ندیده و ...( که این نقد از دکتر محمد نقی زاده بود) و .... اولا در این ارائه در کلاس بحث بسیار بسیار بالا گرفت، تا انجا که من که با مثال یک آزمایش بر روی انسان گفتم ادراکات ماله روحه نه مغز،در همین جمله هم بحث کردند...خلاصه بعد از این ارائه و صحبت های استادم برایم مسجل شد که اصلا هنوز خیلی ها نمی دانند چرا شهرسازی اسلامی ضرورت دارد،و من تصمیم گرفتم مقاله ای در خصوص ضرورت شهرسازی اسلامی بنویسم،حتی نام این مقاله را که در کلاس روش تحقیق به عنوان موضوع خود عنوان کرده و به بحث نوشتیم به من گفتند که بهتر است کلمه ی ضرورت را نگذاری چون در یک مقاله ی علمی تو نباید از قبل موضع بگیری و تو باید در آخر مقاله ثابت کنی ضرورت را... حالا اولا ایا شما هم می فرمایید من در این زمان مقاله ای در این خصوص را کار کنم رویش؟ با توجه به توضیحاتی که خیلی مختصرا عرض کردم و ته دلم می خواهم خیلی بیشتر توضیح دهم!آیا در خصوص موضوع ضرورت می شود نقشه ی راهی به من بدهید که من چگونه ضرورت را ثابت کنم؟؟می شود منابعی را معرفی کنید؟کتاب های دکتر داوری اردکانی چطور؟کدام یک را بخوانم؟کتب استاد مطهری را کدامش را بخوانم؟کتاب تمدن زایی شیعه شمارا در اختیار دارم و ذهنم خیلی باز تر شد.. استادلطفا راهنمایی ام بفرمایید.آیا امکان دارد ایمیل شما را داشته باشم(خیلی لازم دارم)؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکال ندارد که واژه‌ی ضرورت را ابتدا به‌کار نبرید ولی در انتها روشن کنید روح انسان نیاز به فضایی دارد که انعکاس جنبه‌ی ملکوتی‌اش باشد. بحث «عوامل بحران خانواده و راه‌های برون‌رفت از آن» در آخر کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» که از نوشته‌های آقای دکتر داوری استفاده کرده‌ام و آدرس آن در پاورقی آن بحث هست، إن‌شاءاللّه مفید است. باز تأکید می‌کنم نوشته‌های آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه‌زاده نکات خوبی به شما می‌دهد. از طریق همین سایت راحت‌تر می‌توانم با دوستان مراوده داشته باشم. موفق باشید
6892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام عالم ذر در کنار عالم برزخ و قیامت چه جایگاهی دارد؟آیا قابل مقایسه هست؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عهد الست یک کشش فطری است ربطی به عالم برزخ و قیامت که ما با انتخاب های خود روبرو می شویم ندارد. موفق باشید
نمایش چاپی