بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9931
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: تشکر می کنم که سوالات را بدون هیچ منت و تاخیری جواب می دهید. در جواب سوال 8995 که گفتید هر چقدر توحید انسان زیاد باشد ترس و اضطراب وی هم کمتر خواهد بود به بنده امیدی خواص دست یافت حال یک سوال دارم و خواهش می کنم جواب دهید آیا با قوی کردن توحید خود 100% ترس و اضطراب و استرس از بین می رود؟ خواهش می کنم جواب دهید. اضطراب دارد نابودم می کند. راهکار و ذکری و کتابی جهت قوی کردن توحید و از بین بردن همیشگی اضطراب برایم لطف کنید. در ضمن کتاب ادب عقل را که گفته بودید دارم می خوانم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از طریق نور توحید می‌رسد به آن‌که همه‌کاره‌ی عالم خدا است و او به عنوان رب‌العالمین آغوش خود را برای پرورندان ما باز کرده، دیگر جایی برای اضطراب که ریشه در توهّمات ما دارد نمی‌ماند. سیر مطالعاتی روی سایت را سیر مفیدی جهت تقویت عقیده‌ی توحیدی می‌دانم. موفق باشید
8143
متن پرسش
سلام خسته نباشید: "نفس امّاره به‌گونه‌ ای با ما برخورد می‌کند که خودش را از ما می‌داند". معنای این جمله رو تا حدودی درک میکنم اما لطفاً برای تزکیه و تثبیت کمی توضیح بفرمایید ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر انسان خود را در اختیار امیال خود گذارد و نفس اماره خود را به میدان آورد عملا عقل و قلب خود را به حاشیه می برد به طوری که گمان می کند خودش همان امیال نفس اماره است ولی اگر با امیال نفس امارّه مخالفت کرد آرام آرام عقل و قلب او به میدان می آید و خود را مغلوب عقل و قلب احساس می کند و سعی می کند از عقل و قلب خود پیروی کند. موفق باشید
5923
متن پرسش
با سلام ایا فرشتگان حرکت جوهری دارند؟لطفا توضیح دهید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: خیر، زیرا همان‌طور که در بحث حرکت جوهری روشن شد حرکت جوهری تنها مربوط به ذات مادی است. موفق باشید
5576
متن پرسش
سلام علیکم با توجه به سوال 5203 ؛ ازدواج تقدیر است یعنی چه؟ آیا به این معنی است که همسر هر شخصی در سرنوشت وی ثبت شده و مشخص است یا ... ؟ اگر بله لطفاً سند آنرا هم ذکر بفرمایید. همچنین، تقدیر جنبان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله‌ی تقدیر تنها مربوط به ازدواج نیست خداوند می‌فرماید: « وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فی‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مُبین‏ » کلیدهاى غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسى آنها را نمى‏داند. او آنچه را در خشکى و دریاست مى‏داند؛ هیچ برگى(از درختى) نمى‏افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و نه هیچ دانه‏اى در تاریکیهاى زمین، و نه هیچ تر و خشکى وجود دارد، جز اینکه در کتابى آشکار[ در کتاب علم خدا] ثبت است.. هیچ برگی از درخت نمی‌افتد مگر این‌که در علم خدا است. به این معنا است که خدا معلوم کرده که چگونه عالم جلو برود ولی با این‌همه ما باید وظیفه‌ای که به عهده داریم را خوب انجام دهیم تا اراده‌ی الهی به بهترین نحو برای ما جاری گردد تا آن‌جایی که می‌فرماید: « ما أَصابَ مِنْ مُصیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فی‏ أَنْفُسِکُمْ إِلاَّ فی‏ کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسیر.» هیچ مصیبتى(ناخواسته) در زمین و نه در وجود شما روى نمى‏دهد مگر اینکه همه آنها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است؛ و این امر براى خدا آسان است‏. موفق باشید
4159
متن پرسش
با عرض سلام علاقه مند به شروع مطالعه در علم فلسفه هستم به نظرتان از کجا شروع کنم و چه سیری را پیشنهاد می کنید؟(پیش از این مطالعه ای در این زمینه نداشته ام)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همان سیری که در سایت هست شروع کنید إن‌شاءالله نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
4150
متن پرسش
در استدلال عقلی بر وجود امام زمان (یا همان استدلال سومِ شما در اثبات لزوم سلوک ذیل شخصیت حضرت امام)، سؤال و جواب‌های بسیاری بین ما رد و بدل شده‌است. وقتی شما این استدلال را برای معصوم به کار می‌برید، می‌فرمایید: «وجود امام زمان را هم اثبات می‌کند»، وقتی دربارة حضرت امام به کار می‌برید، می‌فرمایید: «فقط وجود سیره‌اش را ثابت می‌کند.»! اگر این استدلال لزوم وجود مصداقش را هم ثابت می‌کند، حضرت امام مصداقش نیست. و اگر لزوم وجود مصداقش را ثابت نمی‌کند، نمی‌توان وجود امام زمان را از طریق این استدلال ثابت کرد!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود مقدس حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» به عنوان یک حقیقت صاحب اصلی همه‌ی نوری است که زعیمان الهی در زمان غیبت به بشریت می‌رسانند و لذا طبق قاعده‌ی صاحب و تابع، اشخاصی مثل حضرت امام به نور تابعیت خاص از حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در صحنه‌اند و به همان دلیل که عالم هستی امام می‌خواهد حکمت خداوند اقتضاء می‌کند در زمان غیبت نور هدایت الهی توسط زعیمی ظهور کند، هرچند آن به تبع صاحب اصلی هدایت دوران یعی حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشد و سیره‌ی آن زعیم مدت‌ها در حکم حضور آن زعیم است تا تاریخی جدید ظهور کند و تا خود حضرت ظهور بفرمایند که بنده معتقدم بعد از نور جامع حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» جهان آماده‌ی ظهور خود حضرت است و بی‌حساب نبود که حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» فرمود: این انقلاب را به صاحب اصلی‌اش تقدیم می‌کنیم. حضرت روح الله معارفی را برای ما به یادگار گذارد که با رجوع به آن‌ها إن‌شاءاللّه ظرفیت فهم مقام حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» فراهم می‌شود. موفق باشید
3824
متن پرسش
یا سلام شما استاد محترم در جلسه 2 کتاب آشتی با خدا دلیل فلسفی چرا خدا ما را خلق کرد را چنین آورده اید که چون خدا دائم الفیض و جامع کمالات است اقتضا این کمال خلق دائم و ربوبیت دائم و هدایت و . . . است و بر همان اساس هم همه چیز حکیمانه و عادلانه خلق شده است. اما هم بحثی من در این قسمت اشکال می کرد و می گفت (( قبول ولی چرا خداوند انسان را به عنوان برترین مخلوق آفرید. سوال این است که هدف خداوند از برتری دادن انسان به سایر مخلوقات چه بوده و از طرف دیگر این همه تنوع در خلقت به چه دلیل است. چرا اول ملائکه را خلق می کند. بعد می گوید بروید از زمین خاک بیاورید تا من انسان را خلق کنم. سپس ملائکه به خداوند می گویند آیا میخواهی موجودی را خلق کنی که در زمین فساد به پا کند. و خداوند پاسخ می دهد من چیزی میدانم که شما نمیدانید. خداوند چه چیز را در مورد انسان میدانست که ملائکه نمیدانستند؟ و در نهایت اینکه چرا خداوند نخواست موجود دیگری را بجای انسان برتری دهد؟)) در همین جا اشکال دوست دیگری را هم مطرح کنم که می گفت: (( اگر ملائکه مجرد از ماده و مسلط به زمان هستند و می دانستند که انسان در زمین خون ریزی و فساد می کند چرا خداوند فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید؟))
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جنبه‌ی ممکن‌الوجودبودن هر مخلوقی مربوط به خودش است خداوند به ممکن‌الوجودها وجود می‌دهد و لذا انسان در ذات خود امکانِ انسان‌بودن دارد، همان‌طور که گوسفند در ذات خود به عنوان ممکن‌الوجود امکان گوسفندبودن را دارد و خداوند بر اساس امکان موجودات به آن‌ها وجود می‌دهد 2- ملائکه در آن حدّی که ابعاد انسان را می‌شناسند نظر می‌دهند در حالی‌که در ذات انسان ابعادی هست که از منظر ملائکه بالاتر است و در همین رابطه شما در دعای کمیل به خداوند عرضه می‌دارید: تو بالاتر از ملائکه به آن‌چه آن‌ها از اعمال من ثبت می‌کنند شاهد و ناظر هستی «وَ کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرَائِهِمْ وَ الشَّاهِدَ لِمَا خَفِیَ عَنْهُمْ». در آخر این فراز می‌گویید تو بر آنچه‌ ملائکه‌ مخفی است شاهدی. موفق باشید
3712

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- آیا آنچه ما در «مشهورات زمانه» برداشت کرده‌ایم صحیح است؟ مثال مشهورات زمانه، تمامی مصادیق عقاید غیرکامله است و همة ما به همة مشهورات زمانه گرفتاریم و هر کس به اندازة ایمانش از مشهورات زمانه عبورکرده‌است؛ یعنی «عبور» تشکیکی خواهدبود. مثلاً یکی از مشهورات زمانه این است که: «اگر ماشین‌مان را دزدببرد، خیلی ضررمی‌کنیم.» و لذا خیلی ناراحت می‌شویم. در حالی که اگر قلب‌مان از این مشهورات عبورکرده‌باشد و پذیرفته‌باشد که این عالم دست خداست و خدا هم حکیم است، دزدیدن ماشین با هدیه‌گرفتنِ یک ماشین صدمیلیونی برایش فرقی نمی‌کند، و این، همان مبنای «زهد» است. پس یکی از مشهورات زمانه این است که: این عالم، دست خدا نیست. و خدای حاکم بر این عالم، حکیم و قادر مطلق نیست. و ما هم این مشهورات را قلباً پذیرفته‌ایم، چقدر پذیرفته‌ایم؟ به اندازه‌ای که ایمان‌مان ضعیف است. چه بسا که یکی از مشهورات زمانه این باشد که اصلاً خدایی وجود ندارد؛ به همین دلیل است که در پاسخ به سؤال نکیر و منکر همه مشکل دارند مگر آن کسی که قلباً از این عقاید باطله عبور کرده‌باشد. در این قسمت (فکرقلبی) مشهورات زمانه و عقاید باطله، همان مبادی غلط است. و عقاید حقه و بر خلاف مشهورات باطله، مبادی صحیح برای درست‌اندیشیدن است. پس مشهورات و مبادی در فکر قلبی، یک چیز است. لکن مشهورات، مبادی غلط است. و عکس مشهورات، مبادی صحیح. حتی شاید بتوان گفت: در فکر قلبی، مقدمات و نتایج استدلال هم یک چیز است، اختلاف در شدت و ضعف است؛ مثلاً من با این مقدمه که پذیرفته‌ام خدای قادر حکیم مسلط بر این عالم است، قلباً فکرکرده همین اعتقاد را در خودم تقویت می‌کنم. 2- آیا این نتیجه درست است؟ پس اولاً فکر قلبی و نتایج این فکر، تشکیکی است. و ثانیاً علاوه بر فکرکردنِ عادی، برخی افعال (مثل نماز و روزه) هم باعث فکر قلبی می‌شود؛ چرا که این عبادات هم باعث تصحیح عقاید باطله و عبور قلب از مشهورات زمانه می‌شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشهورات زمانه یک نحوه گرفتار اعتباریات شدن است که مسلّم ریشه در عقاید باطل دارد ولی صورت‌های آن بسیار زیاد است. موفق باشید
3641

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام شما در یک سخنرانی فرموده اید بعضی ها( بیش از بیست سال از عمرشان را با یک بیماری سرو کله میزنند و عمرشان را صرف این بیماری میکنند ) در چنین مواردی :اولا ما که بیست سال از بیماری رنج میبریم مگر این موضوع دست خودمان بوده است یا با اختیار خومان این بیماری را انتخاب کرده ایم که عمرمان را صرف این کار کرده ایم. ثانیاً در چنین مواردی تکلیف کسی که با بیماری سخت در گیر است چیست؟ باید سراغ درمان برود یا سازگاری کند یا توسل و... با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که بعضی‌ها بیست‌سال است جهت رفع بیماری به یک پزشک رجوع می‌کنند و بدون آن‌که بهبود یابند باز هم می‌گویند آن پزشک، پزشک واردی است. اگر وارد و حاذق است پس چرا به آن بیمار بهبودی نبخشید؟ عرض بنده این بود، نه این‌که بگویم باید به درمان بیماری خود نپرداخت. باید آن بیمار به این فکر فرو رود که ممکن است راه دیگری برای درمان بیماری‌اش هست. موفق باشید
2240

تمرکز واقعیبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد سوالی چند وقت است ذهنم را به خود مشغول کرده.شما در کتاب جایگاه شیطان و...آخر کتاب فرموده اید وقتی میتوان از نقش مثبت عوامل غیبی بهره گرفت که به جای رجوع به جادو و...آیا مشگلی دارد ما برای رفع یک بیماری یا...با تمرکز بر ذهن و روح خود آن را بر طرف کنیم(بدون اینکه کسی بداند و جار بزنیم و خود را اهل کرامت بدانیم.برای جلوگیری از بازماندن از راه اصلی.مثال جایگاه بسیجی ناب و اهل کرامت خودتان)به جای اینکه به این پزشکان.....مراجعه کنیم.مگر غیر این است که همین نیرو نیز از طرف خداوند است مانند نیروی خشم که ما هنگام دفاع از آن بهره میبریم.البته در تمام این حرکات نظرمان به خداوند باشد و اینکه اگر هم مشگلمان بر طرف شد نظر مقدسش بوده و از کانال واسطه فیض امام زمان(عج) نه چیزی از ما.اگر جواب مثبت است این تمرکز چگونه باید باشد و چگونه پدید می آید.آیا به همان قسمت بدن که مشگل دارد تمرکز کنیم و چه تمرکزی؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: تمرکز واقعی همان یاد خداست در همه حال و پرهیز از پر خوری و پر حرفی تا اگر خداوند مصلحت دید نوری به نفس شما می‌دهد تا آن عضو را درمان کند. موفق باشید.
1532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد برای آیه 119سوره نسا آیا می توان مصداقی برای امروز آن یافت؟ با تشکر وسپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بسیار می‌توان مصداق برای آیه‌ی مذکور پیدا کرد. تمام غرب در جایگاه «فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلَقَ الله» است. بنده در ابتدای کتاب «مدرنیته و توهم» این موضوع را شرح داده‌ام. موفق باشید
1508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد محترم. استاد سوالی از محضرتان دارم که مدتی است فکرم را به خود مشغول کرده است: استاد ارتاط با نامحرم تا چه حد مجاز است؟ اصلا حرف زدن با نامحرم محدودیتی دارد یاخیر؟من همکاری دارم که از ایشان خوشم می آید و دوست دارم با ایشان حرف بزنم و در این صحبت کردن تمام وجودم پر از شوق می شود البته از آن دسته لذت های حرام نیست اما حرف زدن با ایشان را دوست دارم ازسویی شرایط ازدواج با ایشان را ندارم و طبیعتا میدانم این حرفها منجر به ازدواج نخواهد شد اما قلبا وی را دوست دارم و عاشقش هستم. استاد حد ارتباط با ایشان چیست؟ آیا شیطان است که باعث می شود با خودم فکر کنم چون دوستش دارم طوریست با وی حرف بزنم؟من چه باید بکنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مطمئن باشید شیطان در بین شما حاکم است و ذهن خودتان و ایشان را مشغول امور وَهمی می‌کنید. حدّ صحبت با نامحرم در حدّ ضرورت است که کار اقتضا می‌کند و بیش از آن را اسلام حرام کرده است. موفق باشید
1474

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز حدود چند سالی است که پدرم از دنیا رفته اند ولی در طول این سالها هیچ زمانی ایشان را در خواب ندیده ام . سوال من از شما این است که آیا راه یا روشی برای دیدن معصومین یا اموات در خواب هست؟ برای شادی روح اموات بهترین دعا یا ذکر چیست؟ با تشکر از استاد عزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: برای شادی روح اموات دعا و صدقه و نماز موثر است ولی این‌که به خواب شما نیامده‌اند شاید مأذون نباشند. موفق باشید
21080
متن پرسش
با سلام: لطفا تفاوت عرض ذاتی با عرض لازم را بیان کنید. آیا برای خداوند تصور عرض ذاتی امکان پذیر است؟ اگر نه چرا در «رساله ولایت» علامه طباطبایی در فصل 4 مثال می آورند. و اگر امکان پذیر است لطفا مثال بزنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در تعریف تفاوت چندانی بین عرض ذاتی و عرض لازم پیش نمی‌آید إلا این‌که عرض ذاتی طوری است که اگر از شیئ گرفته شود، آن شیئ امکانِ بقاء ندارد مثل گرما برای آتش. و عرض لازم طوری است که همراه با شیئ است مثل درجه‌ای از حرارت برای آب، هرچند لازمه‌ی آب‌بودن درجه‌ای از حرارت نیست، ولی هرگز آب بدون درجه‌ای از حرارت پیش نمی‌آید. برای خداوند بایداز صفاتی سخن گفت که عین ذات است، حالا اگر اسم آن را عرض ذاتی هم می‌گذارند؛ منظور صفات ذاتی است. موفق باشید

17006
متن پرسش
سلام استاد ارجمند: سه فقره سوال از محضر منور جنابعالی دارم: 1. استاد بنده ان شاءالله تعالی بنا دارم که در کنار سیر مطالعاتی جنابعالی که پیش تر آغاز نمودم، به تدبر در قرآن و روایات بپردازم، خب از طرفی حضرتعالی هم تفاسیر سوره های زیادی را شرح دادید، به نظر شما مستقیما تقسیر المیزان را با همان شیوه ی که در جزوه مربوطه مرقوم نمودید را شروع کنم یا تفاسیر حضرتعالی را؟ کتب روایی و نهج البلاغه را چگونه آغاز کنم؟ 2. استاد بارها ما شنیدم که یکی از دلایل عدم پذیرش ولایت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام «شوخی های» این امام همام علیه سلام بوده است، لطف کنید مشخصا توضیح دهید که فلسفه شوخی های زیاد امیرالمومنین سلام الله علیه چه بوده، تا ان شاءالله ما شیعیان هم از آن منظر اهل مزاح با مردم باشیم؟ 3_استاد ساعات خواب معصومین سلام الله علیهم مشخصا چگونه بوده است تا ما انسان ها هم همان سیره مبارک را دنبال کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعد از استماع حدود 100 جلسه صوت «تبیین و تفسیر» سوره‌هایی مثل شوری و اعراف و احزاب، خوب است به همان روشی که عرض شد به تفسیر المیزان رجوع شود. و در مورد روایت، «اصول کافی» و «تحف‌العقول» را پیشنهاد می‌کنم. و در مورد نهج‌البلاغه، استماع عرایضی که شده است، خوب است که دنبال شود 2- در این‌که مولایمان انسانِ گشاده‌رویی بودند تا صولت و هیبت‌شان، افراد را مرعوب نکند؛ حرفی نیست ولی این‌که بگویند چون علی خیلی شوخ‌طبع است برای حاکمیت جهان اسلام مفید نیست؛ این بهانه‌ی باندهای سیاسی سقیفه‌سازان بود که از خیلی قبل برایش برنامه‌ریزی کرده بودند. و مرحوم دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود در کتاب «امام علی«علیه‌السلام» متذکر آن شده است 3- ظاهراً سیره‌ی آن بزرگان آن است که بعد از نماز عشاء به خواب می‌رفتند و نیمه‌شبان برای عبادت بیدار می‌شدند. موفق باشید

16919
متن پرسش
سلام استاد: مثل اینکه عقب ماندن از تکنولوژی تمامی ندارد. ویدیو، ماهواره، اینترنت، شبکه اجتماعی، بازی کلش او کلن. و این بار بازی «پوکمون گو» تا کی این روند ادامه دارد که محصولی بیاید و ما دست پاچه که وای این پدیده آمد حالا «چه باید کرد»؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما از یک‌طرف باید مسیر جوانان را از طریق معرفت نفس در ساحتی بس متعالی و گسترده تعیین نماییم و از طرف دیگر، حدّ و اندازه و ظرفیتِ فضای مجازی را تعریف نماییم تا نه به‌کلّی به آن پشت شود، که این نه مقدور است و نه عاقلانه؛ و نه انتظار داشته باشیم همه‌چیز را می‌توان از چنین فضاهایی به‌دست آورد. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 16923 شده است، خوب است به آن‌جا نیز سری بزنید. موفق باشید

16450
متن پرسش
با سلام: خواهشمندم نسبت به اعتکاف ماه رمضان در سایت اطلاع رسانی شود. زمان و مکان و چگونگی اطلاع یافتن از ثبت نام.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اعتکاف ماه رمضان، اعتکاف ساده و بی سر و صدایی است که از 26 تا 28 ماه مبارک رمضان در مسجد خدیجه‌ی کبری«سلام‌اللّه‌علیها» - اول جاده‌ی ذوب آهن، محله‌ی گلزار - برگزار می‌شود. برای همه‌ی افراد اعم از خواهران و برادران آزاد است زیرا در این سه روز هرکس باید غذای مختصری برای افطار با خود بیاورد که در این مدت از آن استفاده نماید. موفق باشید

15908
متن پرسش
با سلام: در صفحه ۱۳۴ تفسیر حمد حضرت امام این که امام جبل را نفس آدمی می داند با عبارت فان استقرار مکانها (فسوف ترانی) نمی خواند چون اگر نفس در سر جایش بماند که رویت صورت نمی گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید همان‌طور که «جبل» با تجلی نور حق، متلاشی می‌شود، نفس انسان هم باید متلاشی شود تا نور رؤیت برای حضرت کلیم‌اللّه صورت گیرد و از این لحاظ، حضرت حق خواست رازِ «لن ترانی» را به حضرت بفهماند که موسی‌بودن در مقام تکلّم با حضرت حق است و نه در مقام رؤیت حق. موفق باشید

15722
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم فاضل یکی از علل عقب ماندگی کشورهای اسلامی روحیه استثمارگری آمریکا و اروپا است. ولی آنها اراده قویی برای ظلم دارند. آنها به افغانستان و عراق و... حمله می کنند. ولی برخی از مسلمانان حوصله و ارراده زیادی برای پیشرفت سازی کشورشان ندارند. چرا آنها در ظلم اراده و توان بالایی دارند؟ در حالی که ظالم بخاطر عدم ارتباط با خداوند باید توانشان کم باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قدرت ظالمان از ضعف مسلمانان است که حقِ اسلام را با اُنس با حضرت حق به شکل حضوری و قلبی ادا نکرده‌اند تا غیر حق را به چیزی نگیرند. موفق باشید

15586
متن پرسش
سلام: آقای طاهرزاده به خدا شرمنده که اینقدر وقتتان را می گیرم. یه کمی بهم حق بدین آخه آقا اگه سنگ هم باشه و هی پشت سر هم سرد و گرمش کنید بعد از چند بار پودر میشه من بیچاره را ببینید که از لطیف ترین ها هستم چه شده ام. حالا آقا این حالت را ۲ سال است که باهاش دست و پنجه نرم می کنم. حتی قلب گوشتی در بدنم هم به درد آمده. حالا خودتان ببینید چه شده ام. بر شعر هایی که فرستاده اید خیلی تامل کردم مثل اینکه حضرتعالی این را موهبتی از جانب خدا می دانید و در ضمن اصلا هم به حرف خودکشی بنده کوچکترین محل را هم نگذاشتید. من از شما فقط میخوام که بگید این حالت چیست و علتش چیست و راه علاجش همین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم هرکس ماوراء این حالات که می‌فرمایید و این دوقطبی‌بودنِ روان، می‌تواند با خدا زندگی کند و متوجه باشد همین حالات را، عشق است که یک روز در فشار کامل باشد در حدّ اقدام به خودکشی؛ و یک روز به خود بیاید که عجب دیوانگی‌ها داشته‌ام!! و به خود بگوید: «عاشقم بر لطف و بر قهرش به جدّ / ای عجب کس عاشقِ این هر دو ضد». و آن‌چنان از این تضاد درونی خوشش بیاید که در انتها بگوید: «واللّه ار زین جور در بُستان شوم / همچو بلبل زین سبب نالان شوم». این تعریفی که روانشناسان از دوقطبی می‌کنند، بنده و خیلی کسانی‌که شما می‌شناسید، دوقطبی به حساب می‌آیند. باید به جنگ این حالت‌ها رفت و در سایه‌ی خدا زندگی کرد. موفق باشید

13751
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: چرا خداوند اصل استعدادها را در اعیان متفاوت قرار داده است؟ مگر اعیان فیض اقدس نیست؟ و فیض هم از خود او ساطع می شود پس می توان نتیجه گرفت که استعداد ها را هم خداوند تعیین کرده چون اعیان هم ظهور اسما هستند. معمولا در جواب به سوال بالا مسئله قابلیت اعیان و ذاتی بودن تفاوت ها را مطرح می کنند و همانطور که در جواب سوالات شما هم مطالعه کردم همین جواب را داده بودین ولی به نظر می رسد این جواب مشکل را حل نمی کند چون دوباره این سوال مطرح می شود که خود ذاتی بودن هم خدا تعیین می کند زیرا او خالق است و موجودات در صحنه وجود که نبودند تا قابلیتی داشته باشند و ظرفیت وجودی ممکنات هم خداوند تعیین می کند که ظرف و مظروف از اوست. تقاضای راهنمایی در این مسئله را دارم ممنون التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امکان ذاتیِ اشیاء، بحث مفصلی است که در جلسات اولیه‌ی شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام خمینی بحث شده است مبنی بر این‌که امکان ذاتی شیئ از خودِ شیئ است و حضرت حق آن شیئ را، آن شیئ نکرده است بلکه به او «وجود» داده است و به قول ابن‌سینا: «ما جعل اللّه المشمشة، مشمشمة بل اوجدها» خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن «وجود» داده است و از این لحاظ، حجت خدا برای هر مخلوقی تمام است از آن جهت که آن مخلوق، خودش، خودش است و بدین لحاظ قرآن می‌فرماید: وقتی خداوند خواست چیزی را خلق کند به آن چیز می‌گوید «بشو» و «می‌شود» پس آن چیز در علم خدا هست و خدا در خطاب به آن می‌گوید «بشو و می‌شود» و خلقت یعنی همین. موفق باشید

12771
متن پرسش
بحارالأنوار ج : 89 ص : 20 قال الحسين بن علي صلوات الله عليهما كتاب الله عز و جل على أربعة أشياء على العبارة و الإشارة و اللطائف و الحقائق فالعبارة للعوام و الإشارة للخواص و للطائف للأولياء و الحقائق للأنبياء سلام: آیا منظور از "عبارت" متن عربی و قرائت آن است؟ جایگاه تفسیر کجاست؟ منظور از اشاره، لطائف و حقائق چیست؟ لطفا یک آیه، مثال بزنید و در آن آیه توضیح بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت ما را متوجه می‌کند که کتاب خداوند دارای باطن و باطن‌ها است. آنچه در ابتدای امر و بر اساس فکر و اندیشه با ما روبه‌رو می‌شود، همان عبارات کتاب الهی است و مفسرین در این حوزه با کتاب الهی برخورد می‌کنند ولی چنانچه روحِ انسان‌ها به ابعاد باطنیِ عالَم وجود سیر داشته باشد، کتاب الهی را متذکر اشاراتی می‌یابند که مافوق محدوده‌ی الفاظ است و لطایف و حقایق آن نیز به همین شکل است. مثلاً در آیه‌ی 82 سوره‌ی یس که می‌فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون» در نگاه اندیشمندانه به ما می‌فهماند که «امر»ِ او در رابطه با مخلوقات، در عالَم بی‌زمان واقع می‌شود. ولی اشاره‌ی آن متذکر احساسی است که اهل عرفان دارند و می‌توانند عالم بی‌زمان را احساس کنند و لطایف آن دیگر گفتنی نیست چه رسد به حقایق آن که بین این آیات و رسول خدا برقرار است. موفق باشید

12760

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالي سلام عليكم: مدت زيادي است كه به بيشتر كارهايي كه تصميم مي گريم انجام دهم نمي رسم از مطالعه گرفته تا عبادت و كارهاي شخصي، خلاصه بيشتر اوقات خسته و افسرده و تمايل به خواب دارم خيلي ها مي گويند كه مزاج سودايي دارم و بايد برطرف شود كه نه دكتر خوبي يافتم و نه خودم از پس اين مقابله بر آمدم. استاد محترم با حالي كه هميشه سر درد دارم دچار فراموشي شده بييشتر اطلاعلات و يا اشخاص مورد نظر كه مطالعه مي كنم فراموش مي كنم. وقتي كه بيشتر مسايل ديني را مي دانم يادم مي رود و فراموش مي كنم وقتي مي بينم حال عبادت كردن دارم ولي نمي رسم و يا قسمت نمي شد گاهي مي گويم قسمت نيست ولي آخرش مطمئن مي شوم خودم لياقت ندارم. استاد محترم بنده توفيق رسيدن به محضر شما را ندارم ولي قبلا سخنراني ها را گوش مي دادم كه الان هم متاسفانه مثل بقيه كارها نمي رسم. استاد بخدا كلافه و خسته شدم ميل به گناه ندارم و تنفر دارم ولي وسوسه بعضي وقت ها بسراغم مي آيد. در حالي كه نزديك به چهار سال است زندگي ديني را شروع كردم ولي روز به روز حضور قلبم كمتر مي شود در حالي كه هميشه مواظبم گناه نكنم ولي وسوسه مي آيد. كتاب ادب عقل و خيال را به سفارش خودتان خواندم ولي متاسفانه فراموشم شده و الان كه ناچار وقت شما را مي گيرم اين است مي ترسم كمر استقامتم بشكند و من مرتكب گناه بشوم وقتي كه حاضرم بميرم ولي دوباره به دوران قبل بر نگردم از شما استاد محترم عاجزانه خواهش مي كنم راهنمايي هاي لازم را بفرماييد. التماس دعا. يا حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت باید یک برنامه‌ای نه‌چندان سنگین برای خود بریزید و بر آن پایدار بمانید. یادداشت‌برداری از نکات مهم کتاب‌ها و جزوات و سخنرانی‌ها کمک می‌کند. موفق باشید

12284
متن پرسش
عرض سلام خدمت استاد گرامی و با تشکر فراوان از روشنگری های دلسوزانه ی شما. اگر کسی جهت درمان به افراد مدعی درمان از طریق اجنه رجوع کرد و درمان شد و بعد متوجه اشتباه این راه شد و توبه کند تکلیف اش چیست؟ آیا همین توبه اثرات این کار را از او برطرف می کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده آن است که انسان متوجه شود که اموراتش را باید با خدا در میان بگذارد و از طریق حضرت حق رفع کند. لذا باید شما غفلت نکنید که در این نوع امتحانات به غیر از خدا و وسائل شرعی رجوع ننمایید. همین امر، توبه‌ی کار است. موفق باشید

8038

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام واحترام استادارجمند اگرلطف کنیدباتوجه به دانایی وتجربه وسرعت عملی که خدادر درون سرشارتان به ودیعه گذاشته نکات صرفی ونحوی نامه سی ویک نهج البلاغه ی مولای عاشقان به صورت کامل و واژه به واژه برام بفرستید ممنون ودعاگویتان خواهم شد.فقط چهارپنج صفحه ی اول نامه ی سی ویک کافی است.به ترجمه یاتفسیرهم نیازی نیست.فقط صرف ونحوباشدتابتوانم ازآن درتطبیق بانکات دستوری فارسی بهره بگیرم.اگرمرحمت فرموده این کاررادرعرض جندروزبرام بفرستیددعایمان راارمغان مهربانی تان خواهم کرد.خداکندکه بتوانیم علوی اندیشیدن وعلوی زندگی کردن راتمرین کنیم وملکه ی وجودخودسازیم.آمین یارب العالمین.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این کار از من ساخته نیست. فکر می‌کنم شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن میثم بحرانی تا حدّی کمک‌تان کند. موفق باشید
نمایش چاپی