باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرماید همانطور که «جبل» با تجلی نور حق، متلاشی میشود، نفس انسان هم باید متلاشی شود تا نور رؤیت برای حضرت کلیماللّه صورت گیرد و از این لحاظ، حضرت حق خواست رازِ «لن ترانی» را به حضرت بفهماند که موسیبودن در مقام تکلّم با حضرت حق است و نه در مقام رؤیت حق. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها شاید کتاب «تاریخ مشروطه» او در این زمان کتاب مفیدی باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- احسنت از برداشتی که در رابطه با نحوهی ادراکات شده است 2- در ادراکات حسّی، نفس ناطقه آماده میشود تا با ارتباط با مبادیالصور آن صورتها را در خود ابداع کند. پس عملاً نفس از طریق خودش به فعلیت نرسیده است 3- همانطور که متوجه شدهاید در ادراکات حسّی، نفس آماده میشود تا با وجود علمیِ مطابق شیئ خارجی متحد گردد و به آن علم حضوری پیدا کند، نه با موجودات مادی که عین غیبتاند. از آن طرف نفس به جهت تجردی که دارد به معلوماتِ بالعرض خود یعنی پدیدههای مادی احاطه دارد و وجهِ وجودی آنها از او غایب نیست تا اینکه نتواند معلومات بالذات خود را که ابداع کرده، درست و همهجانبه بشناسد و مشکلِ دوگانگی بین «عین» و «ذهن» پیش آید. عرایضی در چند جزوهای که در رابطه با «معرفتِ نفس و حشر» شده است میتواند کمککار باشد. و از آن مهمتر بحث «برکات نظر در نسبت بین «وجودِ نفس» با «صِرفُالوجود» که فایلهای صوتی آن همراه با متن مربوطه بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: راه خوبی است. همانطور که در کتاب «چگونگی فعلیتیافتن باورها» عرض شده؛ انسان در مقام تجرد خود نامحدود است و میتواند با بقیهی روحها در آن عالم مأنوس شود و این در صورتی است که روح خود را از تعلقات و محدودیتها آزاد نماید تا با روحهای متعالی مأنوس گردد. امسال نیز با کمی شرح بیشتر این موضوع، در ابتدای اعتکاف مطرح شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواندن زندگینامهی عرفا و علماء حقیقتاً یک کار ارزشمند و سلوکی است 2- کتاب «چهل حدیث» حضرت امام یک کتاب عرفانی با ظرائف خاص خودش است و نه یک کتاب اخلاقی و لذا بعد از آشنایی با عرفان نظری میتوان متوجهی اشارات آن شد 3- مسلّم هراندازه در موضوع تاریخ ائمه کار کنیم، جای کار دارد ولی بنده کتاب مذکور را نمیشناسم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع امکان ذاتیِ اشیاء، بحث مفصلی است که در جلسات اولیهی شرح تفسیر سورهی حمد امام خمینی بحث شده است مبنی بر اینکه امکان ذاتی شیئ از خودِ شیئ است و حضرت حق آن شیئ را، آن شیئ نکرده است بلکه به او «وجود» داده است و به قول ابنسینا: «ما جعل اللّه المشمشة، مشمشمة بل اوجدها» خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن «وجود» داده است و از این لحاظ، حجت خدا برای هر مخلوقی تمام است از آن جهت که آن مخلوق، خودش، خودش است و بدین لحاظ قرآن میفرماید: وقتی خداوند خواست چیزی را خلق کند به آن چیز میگوید «بشو» و «میشود» پس آن چیز در علم خدا هست و خدا در خطاب به آن میگوید «بشو و میشود» و خلقت یعنی همین. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جناب آقای زرشناس به عنوان یک نویسندهی متعهد به انقلاب، نکات خوبی را در غربشناسی در اختیار مخاطبان خود قرار میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع را باید در فصّ هودی پس از طی فصوص قبلی دنبال کنید. عینیت حق با خلق در عین اطلاق حق مطرح است با این نگاه که جز حق در صحنه نیست و لذا حضرت حق در مظهریت عین ثابتهی مخلوقات ظهور دارد در عین اطلاق، که این تنها از طریق شهود بهدست میآید و نه با تعقل. به عنوان مثال ظهور دریا در موج که نه موجب دوگانگی میشود و نه موج، دریا را محدود میکند. ولی به قول مولوی: «ای برون از گفت و قال و قیل من/ خاک بر فرق من و تمثیل من». موفق باشید
