بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13392
متن پرسش
سلام: سوالی که خدمت استاد داشتم این است که سپاهی که زمان خلیفه دوم به ایران حمله کردند، خوب بودند یا بد؟ تو کتابی مثلا کتاب دینی مدرسه، نوشته که اون مسلمانان به خاطر ایمان قویشان بود که پیروز شدند، شهید مطهری هم در کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام آورده اند که سپاه ایران اون موقع بسیار قوی بود و مسلمونا چون ایمان و روحیه شهادت طلبی داشتن تونستن پیروز بشن! پس مسلمونای خوب بودن؟ آخه همیشه هر کسی بهم می گفت مسلمونا ببین چیکار کردن با ایران، ریختن سر بردین و به زنان به صورت وحشینه تجاوز کردن، من میگفتم نه، اونا مسلمون واقعی نبودن، اون موقع زمان خلافت خلیفه دوم بوده و مسلمونای واقعی با امام علی (ع) بودن. اما این طور که کتابا نوشتن، پس مسلمونای خوب بودن؟ ایمان و شهادت طلبی و ... پس یعنی اسلام با حملات وحشیانه آغاز گرایانه، کشتن و سربریدن وحشیانه، رحم نکردن به کودکان، و از هم بدتر که منو آزار میده تجاوز به زنان مثه حیوون، موافقه؟!! حالا اگه اون قوم اصلا کافر باشن، اخه بنظرم وحشیانس به زور بخوان به یک زن تجاوز کنن، مگه چه گناهی کرده؟ خب مگه به اون کشور چقدر اسلام تبلیغ شده؟ پیامبر یه نامه زدن و پادشاه پاره کرد. مردم چه گناهی گردن؟! اصلا الان، تو زمان حاضر، مثلا ما میتونیم به سوئد کافرن دیگه، حالا هر کشور کافر دیگه، حمله کنیم و مثه حیوون به زناشون تجاوز کنیم؟ ممنون از اینکه به همه سوالات هر چند سوالات سطحی پاسخ میدید. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ‌های دقیق ابداً بحث تجاوز لشکر اسلام را به ایران و ایرانی ثبت نکرده است، در حدّی که نوشته‌اند سربازان یزدگرد نیز هرشب به مسلمانان می‌پیوستند و پای سربازها را با زنجیر به هم بسته بودند که فرار نکنند و آن‌قدر کشور ایران آماده‌ی عبور از حاکمان ساسانی و افکار مغان ذرتشتی بود که شهرهای ایران به‌راحتی تسلیم لشکر اسلام شدند. موفق باشید

13318
متن پرسش
سلام استاد: در سوالی که قبل پرسیدم به اینکه توبه و خیالات گناه، منظورم اینکه خیال گناهان و فکر گناهان به ذهن می آید تصویر گناه به ذهن می آید آن چی؟ با اینکه ما در مسیر حضرت به راه افتادیم و از گناه فاصله گرفته ایم ولی در همین حال و هوا فکر و تصویر گناه هم جلو می آید اینها چه؟ اینها را چه کنیم چگونه از صحنه ی خیال محو شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا به فرمایش آیت اللّه بهجت؛ آمدن این نوع خطورات به دست ما نیست، ولی دنبال‌کردنش به دست ما است و لذا ایشان می‌فرمایند سعی کنید وقتی این خطورات برایتان پیش می‌آید، آن را دنبال نکنید. موفق باشید

12491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در کتاب «زن انگونه که باید باشد» در صفحه ی 122 در صحبتی از امام علی(ع) آوردید که گاهی البته در موارد بسیار خاص وظیفه ی یک مسلمون حکم می کنه که ازدواج نکنه و یک مثال برای این شرایط زدید. اما اگر امکانش باشد مایلم همه ی شرایطی رو که دین اسلام فرد رو موظف به ازدواج نکردن میکنه رو بدونم خیلی ممنونم. یعنی میخوام بدونم آیا شرایطی در دین تعریف شده که بنا به اون شرایط وظیفه حکم کنه که تا آخر عمر ازدواج نکنیم؟ راستی میخوام بدونم دقیقا نوبت چاپ اول این کتابتان چه سالی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرایط ازدواج‌نکردن انسان اعم از زن و مرد را هرکس خودش تشخیص می‌دهد که آیا چنین روحیه‌ای در او هست و یا روح او آماده‌ی آن نوع زندگی که در کنار جنس مخالفش زندگی خود را مدیریت کند نیست و لذا همان دینی که اصرار بر ازدواج دارد، در موارد استثنایی آن‌طور می‌فرماید که ملاحظه کردید. و یا در قرآن صفت حضرت یحیی«علیه‌السلام» را «حصور» می‌نامد بدان معنا که بنای آمیزش با زنان را نداشته. موفق باشید

10390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. می خواستم نظرتون را در مورد سر کتاب گرفتن های بعضی افراد بپرسم. لطفا شرح دهید؟ آیا رفتن به سراغ این افراد اشکال دارد؟ (به این صورت که اسم فرد و مادرش را، و تاریخ تولد را به او میگویی و او در مورد زندگی تو می گوید.) این گونه افراد با اجنه در ارتباط اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی در این موارد داشته‌ام، هرچه هست کار صحیحی نیست. موفق باشید
9622
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و تشکر از اینکه جواب سؤالات قبلی را داده اید. بنده جدیدا در اینترنت و جلسات قرآنی دیده ام که تحت عنوان فضیلت بندهای جوشن کبیر مثلا آیه فلان برای دوستی و یا آیه ای برای رزق و.... می خواستم بپرسم آیا این ها درست است و اگر درست است چگونگی ختم آن را بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها تقلیل‌دادن افقی است که آن دعای عظیم‌الشأن در مقابل ما می‌گذارد. این دعا می‌خواهد ما را با خدا و اسماء حسنای او آشنا کند، چرا ما آن افق را به موضوعات جزئی تقلیل دهیم؟! موفق باشید
7971
متن پرسش
سلام استاد خسته شدم . بارها و بارها توبه کرده ام اما باز گناه کرده ام و توبه شکستم دیگه خسته شدم از توبه های الکی و بیخود و از گناه . استاد انگیزه در همه ی کارهامو از دست دادم در مطالعاتمو و ... . استاد بارها و بارها از ائمه خواستم ، جمکران و قم و مشهد و کربلا و مکه و ... رفتم توسل گرفتم و نذر کردم و عهد کردمو و ... و ازشون خواستم کمکم کنند ، بهم استقامت بدند ، شیرینی گناه رو ازم بگیرند ، در جدال نفس و شیطان با من کمکم کنند که بتونم برشون پیروز بشم اما انگار هیچ کدامشان به نداهام و توسلاتم جواب نمیدهد . بارها با حالت های مختلف و در مجالس و مکان های شریف ازشون خواستم و توسل گرفتم اما انگار اهمیتی بهم نمیدند . استاد الانم که این نامه را برایتان مینویسم مدتی نمی گذرد از اینکه که توبه کردم در مشهد و خدمت حضرت و قول و عهد با حضرت بستم که حضرت هم باز متقابلا کمکم کنند و دستم را بگیرند مواقع گناه و ... اما باز نه کمکی و نه ندایی .... الان هم باز مرتکب گناه شده ام و همه ی عهد و قولام رو شکستم و نمیدونم چیکار کنم . دیگه هر وقت اسم توبه و عهد و ... میاد اصلا انگیزه ندارم و اهمیت نمیدم از بس تا حالا توبه کردمو شکستم .پ استاد بگید باید چیکار کنم که دیگه ازین شرایط خلاص بشمو راحت . استاد به ائمه قسم دوست دارم خودم رو وقفشون کنم و تمام وقت و زندگی ام رو بذارم برای خدمت به خدا و اهل بیت و این نظام و انقلاب و کشور اما چه کنم استاد با این مشکلات که از همه چیز منو انداختند و انگیزه ی همه چیز رو ازم گرفتند . دعام کنید استاد . تشکر . یاعلی ** ازمسئولین سایت درخواست دارم اگه امکان داره جوابم رو برام ایمیل کنند . ممنون و تشکر **
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر ائمه«علیهم‌السلام» دستتان را نگرفته بودند نه این نامه را می‌نوشتید و نه این اندازه مستأصل بودید، همان‌طور گناه می‌کردید و بی‌خیالش بودید. در دل‌تان نوری انداخته‌اند که گناه را می‌شناسد و آن را نپذیرفته. همین راهی را که تا حال با توسلات رفته‌اید کارساز است و همین اراده‌ای را که دارید تا سرباز آقای سیدعلی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باشید شما را نجات می‌دهد. بنده هم دعا می‌کنم. موفق باشید
7878
متن پرسش
با سلام خدمت استاد. بنده تا قبل از فتنه ی 88 اطلاعات سیاسی کمی داشتم واصلا امام خامنه ای رو به عنوان یه آیت الله خیلی معمولی نگاه میکردم اون موقع 19 سالم بود.بعد از فتنه نمیدونم چی شد جذب رهبر انقلاب شدم و حرفاش به دلم می نشست و عمیقا فهمیدم رهبری با همه فرق داره و جایگاه ولایت فقیه رو قلبا چشیدم و داشتن همچین رهبری رو نعمت بزرگی به حساب اوردم. استاد عزیز یه مسئله رو بارها از افراد متفاوتی با شیوه های متفاوتی شنیدم ولی نمیتونم جواب بدم. چرا اینقده فساد مالی بین سران مسئولین زیاده؟ چرا هیشکی اقدامی نمیکنه؟؟ چرا پرونده های کلانی مثه 3000 میلیارد اینقده با ناز و ادا پیگیری میشه و بعد 3 سال هنوز اقدامی انچنانی نشده؟ واسه خود من مسلم شده که شخص رهبری وخانوادشون سالمترین زندگی رو دارن و هیچ نقطه سیاهی ندارن ولی چرا رهبری جلوی اینها رو نمیگیره؟ آیا مصلحت خاصی در میان است که باعث میشه رهبری نتونه اقدام کنه؟؟ بعضی وقتا یه جوابایی به خودم میدم از جمله اینکه مبارزه با فساد در حیطه ی قوه ی قضاییه هست ولی مگه رئیس این قوه رو رهبری انتخاب نمیکنن؟ من قبول دارم رهبری جامعه رو هدایت میکه تا خود مردم بینش فهم مسائل رو پیداکنند مثه فتنه ی 88 که رهبری مدیریت کردند تا فتنه گرها چهره خوشون رو روز عاشورا نشون دادند یا بسیاری مسائل دیگه ولی توی موضوع فساد مالی خیلی مسائل روشنه و اگه روشن نیست ومصلحت هایی هست اون مصلحتا چیه؟؟ پشت پرده فسادای مالی چه جریانیه که نمیشه باهاش مبارزه کرد؟؟چند روز پیش یکی از دوستام ازم پرسید که: توی پرونده ی 3000 میلیاردی رهبری فرمود "اینقد دریارش صحبت نکنید" اون رفیقم میگفت که چرا نباید دربارش صحبت بشه؟میگفت چرا نمیزارن این مسائل رو بشه! من توی حرفش موندم از یه طرف یقین دارم رهبری خودش سالم و پاکه و از اون طرف بلد نبودم جوابش بدم! نمیتونم بفهمم. خواهش میکنم جوابم رو اگه بلدید بفرمایید، چرا هیشکی جواب درست نمیده، استاد من توی روستا زندگی میکنم بعضی وقتا که از رهبری دفاع میکنم بعضی فامیلای شهرنشینمون شروع میکنن به روهم زدن فسادای اقازاده ها و ادرس خونه هاشون رو توی بالا شهر تهران بهم میدن ومیگن تو خونه های چندمیلیاردی اینا رو ندیدی و نفست از جای گرم در میاد! ولی استاد من دلم به ساده زیستی رهبرم گرمه، ولی نمیتونم این تناقض ها رو تحلیل کنم خواهشا دستم رو بگیرید. .ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: برای رفع بحران‌های موجود باید متوجه سخن خدا بود که فرمود: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجا». و رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» متوجه‌اند باید سطح تقوای مردم را رشد داد چرا که کار پلیس را نهادهای انتظامی انجام می‌دهند و فراموش نکنید ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از یک طرف تحت تاثیر نظام شاهنشاهی است و از طرف دیگر استکبار جهانی با انواع تلاش‌ها مانع به تقوارسیدن مردم است و ما باید با صبر و شکیبائی کشور خود را زیر سایه‌ی دینداری از گرفتاری‌های تاریخی‌اش آزاد کنیم و این‌که مقام معظم رهبری فرمودند این اندازه موضوع پرونده‌ی فساد مالی را بزرگ نکنید، به جهت آن بود که از وظایف اصلی ما که کار فرهنگی است غافل می‌شدیم وگرنه کار که از نظر قضایی دارد جلو می‌رود. بنده و جنابعالی نباید منکر ضعف‌ها باشیم، دفاع از آن جهت است که مسیر انقلاب اسلامی مسیر عبور از این نقص است و به همین جهت جریان فساد مالی و جریان آقازاده‌ها با همه‌ی تلاشی که کردند به اهداف خود نرسیدند. موفق باشید
7626
متن پرسش
با عرض سلام. استاد دو تا سوال داشتم : 1)شما به وجود "چشم سوم" که وسط دو ابرو است اعتقاد دارید ؟ و آیا انسان های مؤمن هم آن را فعال می کنند یا خیر ؟ آیا می شه در جهت اهداف تمدن اسلامی این چشم رو برای تسریع مطالعه فعال کرد یا فقط مال آدم های بد هست ؟ 2) با سرچ توی اینترنت مطالب مثبت و منفی در رابطه با این چشم پیدا کردم ، لذا خیلی برام سؤال شده ، یک سری تمرین ها برای فعال کردن چشم سوم هست که در ادامه میارم ، به نظر شما این تمرین ها ممکنه که ایمان و آرامش ناشی از آن را در انسان های مؤمن مختل کند یا نه حتی کمک کننده ی ایمان هم هست ؟؟ نظرتان راجع به انجام این تمرین ها چیست آیا آسیبی به اشخاص مؤمن و سالک می رساند ؟ استاد ، این رو هم بگم که روزانه بیش از سه چهار هزار نفر تو همین شهر قم ، دو سه تا از این تمرین ها رو انجام میدن تا مطالعه ی بهتری داشته باشن ، نظر شما چیه ؟؟؟؟؟؟؟ ما هم انجام بدیم ؟؟؟ من الآن هر روز به مدت کمتر از ده دقیقه روی دو سه تاش وقت می ذارم ، خواستم اگر شما تأیید کنید مطمئن باشم که از قابلیت های طبیعی جسم انسان هست و با مسائل غیر الهی ارتباطی نداره. حتی حضور در نماز هم بیشتر میشه و اثرات مثبت دیگه ای هم داره. لطفا این سؤال رو پاسخ بدین چون هیچ کس دیگه ای نیست که ازش بپرسم و من به هیچ کس دیگه ای جز شما اعتماد ندارم و واقعا مستأصل شدم. تمرین ها : "تکنیک اول:چشمان خود را متقاطع کنید و به نقطه ای بین دو ابرو خیره شوید،اول با چشمان باز و سپس با چشمان بسته. تکنیک دوم:با چشمان باز به نوک بینی خود خیره شوید و سپس چشمان خود را ببندید. تکنیک سوم:شمعی را در مقابل خود قرار دهید و چشمان خود را متقاطع کنید.در این حالت شما دو شمع خواهید دید.سپس بر روی شمعی که برجسته تر و واضح تر است تمرکز کنید و یا این که به فاصله ای که بین دو شمع است،خیره شوید. تکنیک چهارم:هر دو دست را ببندید و لی انگشت اشاره،باز باشد.مانند زمانی که به جایی اشاره می کنید.حالا هر دو دست را در جلوی رویتان قرار دهید.انگشت اشاره ی سمت راست را دقیقا رو به روی چشم سمت راست قرار دهید و انگشت اشاره ی سمت چپ را جلوی چشم چپ هر دو انگشت،با چشم ها،حدودا 60 سانتی متر فاصله داشته باشند.حالا چشمان خود را متقاطع کنید ،شما باید یک انگشت را در بین این دو انگشت ببینید،با جلو بردن دو انگشت یا عقب بردن یا کاهش فاصله و یا افزایش آن،انگشت سوم را میتوانید ببینید.حالا روی انگشت سوم تمرکز کنید و به دقت آن را نگاه کنید تا به صورت انگشتی واقعی در بیاید. این عمل را تکرار کنید. با انجام این تکنیک،قدرت روشن بینی شما افزایش پیدا می کند. دقت کنید که این عمل باید در حالت خاصی از بدن شما انجام شود.یعنی ستون فقرات کاملا صاف باشد و گردن هم راست.نفس عمیق بکشید و خود را ریلکس کنید و بعد این عمکل را انجام دهید. تکنیک پنجم:در این تکنیک نیاز به فردی دارید. از او بخواهید به شما نگاه کند. حالا شما به چشمان او خیره شوید و چشمانتان را متقاطع کنید،شما همانند تمرین قبل،باید چشم سومی را در بین این دو چشم ببینید. این تمرین نیروی عظیمی را در چشمان شما ایجاد می کند و همچنین قدرت مغناطیسی و روشن بینی را در شما افزایش می دهد. تکنیک ششم:شیئی را در فاصله ای نزدیک خود قرار دهید.سپس به آن خیره شوید.حالا به سرعت جسم را از جلوی دید خود دور کنید و به نقطه ای که به جای مانده خیره شوید . با تارکردن چشمان خود بهتر خواهید دید.دقیقا جایی که جسم قبلا در آن جا بوده خیره شوید.به زودی شما تصویری را در این نقطه خواهید دید.اگر این اتفاق افتاد نشان دهنده ی این است که قدرت روشن بینی شما افزایش پیدا کرده است. تکنیک هفتم:شیئی را دور از خود قرار دهید . حالا به آن خیره شوید. سپس جسمی دیگر را بین چشم خود و آن شیئ دور قرار دهید ولی توجهتان بر روی شیئ قبلی باشد.این عمل را تکرار کنید انجام این عمل ، روشی بسیار عالی و موثر برای توسعه ی قدرت روشن بینی می باشد. البته سعی کنید زیاد بر چشمانتان فشار نیاورید و تمرینات به مدت طولانی نباشد". من خودم عین تمرین های بالا رو انجام ندادم چون اطمینان ندارم ولی دو تا از تمرین های مشابه آن چه در بالا آورده شده ، روزانه انجام میدم. واقعا از شما سپاسگزارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- این‌ها ساخته‌ی ذهن بعضی‌ها است که متوجه وجود روح یا نفس ناطقه و استعدادهای آن نیستند 2- روح ابعادی دارد که اگر به نور شریعت الهی فعّال شود انسان از مرحله‌ی نفس به مرحله‌ی قلب می‌رسد که با حقایق مرتبط می‌شود و باز اگر سیر خود را از کثرت به سوی وحدت ادامه دهد به مرحله‌ی روح می‌رسد و جنبه‌ی حقانی موجودات را می‌یابد. این نوع تمرکز و برکتی که به همراه دارد را مقایسه کنید با آن نوع تمرکز که نهایتاً انسان از بعضی از استعدادهای نفس ناطقه و جنبه‌های وحدانی او استفاده می‌کند بدون آن‌که راهی به سوی خد ا در آن باشد. بنده معتقدم دوستانی که مشغول این کارها شوند، واهمه‌ی خود را بر قلب خود حاکم می‌کنند و دیگر به این زودی‌ها به تعادل لازم برنمی‌گردند. این نوع تمرکز‌ها سیر به سوی اللّه را از آدم می‌گیرد. موفق باشید
6542
متن پرسش
با سلام و احترام در مورد تغییرات مخرب فرهنگی که هم اکنون و بی تعارف در جامعه بسیار زیاد بوده و به شدت در حال گسترش است، اغلب مسئولین و حتی حضرتعالی می فرمایید که اصلاح این امور با بخشنامه امکانپذیر نیست و نیازمند کار فرهنگی است که بنده هم قبول دارم و کاملا منطقی است. لذا سوال بنده این است که اولا منظور از کار فرهنگی از دیدگاه شما چیست و خواهشا به عنوان مثال چند مورد را نام ببرید. و ثانیا اگر همه ما می دانیم که کار فرهنگی نیاز است، پس چرا اقدام نکرده و تنها به شعار کار فرهنگی بسنده می کنیم. ممنونم یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس بنا به توان و درک خود باید آنچه از دستش برمی‌آید انجام دهد. بنده همین کارهایی که می‌کنم را کار فرهنگی می‌دانم، ولی فقط این‌ها کار فرهنگی نیست بقیه‌ی عزیزان که در گوشه و کنار این کشور فعالیت می‌کنند هرکدام تکمیل‌کننده‌ی کار دیگری هستند. از هیئت‌ها بگیر تا بسیج و کانون‌های فرهنگی، همه تکمیل‌کننده‌ی همدیگر هستند. موفق باشید
6194

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام_جواب سوال من در باره عمل زیبایی داده نشده-یا لطفا راهنمایی کنیدکه درکدام قسمت سوالم را مطرح کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم سؤال‌تان چه بوده. موفق باشید
5996
متن پرسش
سلام من یک سال است عقدکرده ام.دراین چندماه وقتی به چهره خانمم نگاه میکنم درونم اتش میگیرد.اصلاحس دوست داشتن نسبت به اوندارم ولی میترسم به اوبگویم.من ازخداوندخواسته بودم زنی زیباروی ودیندارنصیبم کند.خانمم دیندارهست ولی زیبایی نداردومن هم روی این موضوع بسیارحساسم.چندین باربخاطرهمین نزدیک بوده به گناه بیفتم.ولی چون قران گفته دوست دخترنداشته باشید رهاکرده ام.آیاراه حل ماجدایی است؟لطفاراهنمایی ام کنید.ممنون استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه این توصیه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بشوید که می‌فرمایند هر آنچه در زنان دیگر سراغ داری در همسر خودت هست، راحت می‌شوید وگرنه همواره گرفتار این موضوع هستید. موفق باشید
5796
متن پرسش
سلام. بنده در سؤال شماره‌ی 5784 سوالی در رابطه با سیره‌ی ائمه و خوف و رجا پرسیدم. اما احساس کردم به شما جسارت شده است. بنده بسیار از بیانات شما استفاده می‌کنم و مطلقا قصد بی ادبی نداشتم فقط یک سوال برای دانستن بود و در سوال هم می‌شود هر فردی را نقد کرد و این به معنای بی‌ادبی نیست. من متوجه نشدم بالاخره حرف‌هایی که زدم اشتباه است؟ این‌که من به چیزی رسیده ام و دیگری هم به چیزی و هرکه راه خود را برود که نمی شود. نگاه من به ائمه اشتباه است؟ یا عمق سخنان شما را درک نکرده‌ام که فرموده‌اید تاکیدی ندارید عرایضتان را دنبال کنم؟ (ناامید شدم با این حرف!) درست است شما جملاتی آورده اید که ظاهرا خلاف صحبت‌های بنده است اما من به‌طورکلی از سیره‌ی معصومین صحبت کردم. اگر قرار باشد ادعیه و مناجات را بررسی کنیم می‌بینیم از آن حرف‌های عارفانه در آنها بسیار کم است و غالب آن حرف‌های عابدانه و زاهدانه است. استاد! بنده همه‌ی حرفم این است چرا سیره‌ی معصومین به زهاد و عباد شبیه است تا عرفا، حال این سیره می‌خواهد مناجات و عبادت باشد، یا زندگی روزمره، یا نحوه‌ی برخورد با انسان‌ها و جهان و طبیعت. گاهی که اینجا سوال می پرسم احساس می کنم خیلی سوالات احمقانه و کودکانه ای مطرح می کنم که اینگونه پاسخ می دهید. همین یک سوال مایه‌ی تفکر من برای خیلی چیزهای دیگر خواهد شد و جهت من را تغییر می دهد. ببینید صحبت‌های شما همان صحبت های قائلین به انسان محوری است فقط بسیار ظریف و نامحسوس چون برای پیشرفت این انسان(در همه ابعاد) از خدا و خدایی‌شدن سخن می گویید این اشتباه به وجود می آید که سخن شما خدا خواهی است در حالی که باطن آن انسان محوری و نیل به گزاره ی "همه چیز برای انسان است"، فقط این انسان محوری در سطح خیلی بالاست اما آخرش بیشتر "من" شدن است. خیلی جالب است فنای فی الله برای نیل به انانیت مطلق و نهایی. در حالی که در سیره معصومین این نیست.استاد بنده قصد جسارت ندارم، شاید من متوهم هستم. اما این چیزی است که می بینم و بسیار ظریف است و در نگاه اول فورا نفی خواهد شد. اگر عاشقی و اخلاص واقعی کار ما نیست و شما با توجه به آن اینگونه سخن می گویید، خب بگویید تا ما خود را بیهوده غرق در خیالات نکنیم. دیگر خسته شدم از این همه سوالات مزخرف و بی جواب. چرا این خدا نمی آید پایین تکلیفش را با ما روشن کند؟ من نمی توانم هم خودم را بپرستم هم اورا. هر جا می رویم ردپای خداست و ما را ول نمی کند. من یا باید فقط با او باشم یا فقط با خودم. حال همیشه با او بودن را ندارم چون هنوز خودم برای خودم لذیذ ترم وقتی هم درون خودم می روم میبینیم هیچی آن تو نیست. همه زندگیم شده است برزخ، شده است میان آسمان و زمین چرخیدن.پس این راه حق مطلق کجاست که برویم و دیگر به چیزی نگاه نکنیم و آسوده باشیم؟حیف که نمیشود خدا را نفرین کرد و الا با این خلقتش و این بلاهایی که سر ما می آورد حسابی نفرینش می کردم. این هم تفالی که الان به حافظ زدم: اگر دشنام فرمایی وگر نفرین دعا گویم/جواب تلخ می زیبد لب لعل شکرخا را/نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند/جوانان سعادتمند پند پیر دانا را/حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو/که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: عرض کردم گاهی اسم جلال بر قلب سالک تجلی می‌کند و با نظر به عظمت الهی شخصیت او در بندگی خداوند «خوفی» می شود که در اصطلاح عرفانی به این افراد «مناجاتی» می‌گویند و گاهی اسم جمال تجلی می‌کند و به این انسان‌ها «خراباتی» می‌گویند چون بیشتر با روحیه‌ی رجاء ، نظر به لطف خدا دارند ولی بهترین حال تعادل بین خوف و رجاء هست که در ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» می‌بینیم و بنده آن چند روایت را آوردم تا عرض کرده باشم نمی‌توان گفت سیره‌ی ائمه«علیهم‌السلام» تنها شخصیت خوفی بوده ولی نمی‌دانم از کجا برداشت کردید بنده ناراحت شده‌ام. عرض بنده آن است که اگر اسم جلال بر قلب شما تجلی کرده و بیشتر متأثر از خوف الهی هستید همین راه را ادامه دهید لازم نیست به متونی مشغول شوید که جنبه‌ی امید و رجاء به خدا را مدّ نظر دارند. اما نکته‌ی مهمی که نباید در سخنانتان از آن غفلت فرمایید معنای انسان‌محوری است. در انسان‌محوری یا اومانیسم آنچه مدّ نظر انسان قرار می‌گیرد خود اوست تا به امیالی که خودش برای خودش تعریف کرده است برسد ولی این‌که خدا عالم را برای انسان خلق کرده تا انسان به کمالاتی که استعدادش را دارد برسد، این انسان‌محوری به معنای مذموم آن نیست زیرا خداوند در آیه‌ی 29 سوره‌ی بقره می‌فرماید: «خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً» خداوند آنچه در زمین هست را برای شما خلق کرده. آن‌وقت شما می‌فرمایید؛ گزاره‌ی «همه‌چیز برای انسان است» انسان‌محوری است و تا آن‌جا جلو رفته‌اید که فنای فی اللّه را که مسیر نفی انانیت است برای قرب الهی، نیل به انانیت مطلق و نهایی انگاشته‌اید و عجیب است که این را در سیره‌ی معصومین نفی می‌کنید، معصومینی که همگی مناجات شعبانیه را می‌خواندند و از حضرت حق تقاضا می‌کردند: «إِلَهِی‏ هَبْ‏ لِی‏ کَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَیْکَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِیَاءِ نَظَرِهَا إِلَیْکَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ» پروردگارا نهایت جدایى از غیر خودت را به من ببخش و چشم‏هاى دلم را با نظر به خودت، روشن فرما تا آن حدّ که چشم‏هاى دل بتواند حجاب‏هاى نور را بشکافد، پس متصل گردم به معدن عظمت و در نتیجه روح‏هاى ما آویزان به عزّ قدس تو گردد. گفتید چرا خدا نمی‌آید پایین تکلیفش را با ما روشن کند؛ خدا با نور شریعت و سیره‌ی اولیاء معصوم به‌خوبی تکلیف ما را روشن کرده است مگر آن‌که ما به دنبال تکلیفی باشیم که خدا به ما تکلیف نکرده و آن تصوری است که شما نسبت به عبادات دارید گویا به گمان جنابعالی خدا که می‌فرماید من برای متقین بهشت آماده کرده‌ام، خواسته انسان‌محوری ما را تقویت کند! آیا این انسان محوری مورد نظر شماست؟موفق باشید
5537
متن پرسش
سلام علیک استاد میخواستم نظرتان را راجع به اقای،امجد و همچنین موضع گیری های ایشان در انتخابات های گذشته و همچنین در رابطه با اینکه ایشان صحبتی کرده بودند مبنی،بر اینکه امام اگر عواقب حکم قتل سلمان رشدی را میدانستند اینگونه.حکم نمیکردند و فتوای آقای صافی را بر مهدور الدم بودن شخصی که.به امام.نهم توهین کرده بودند را جاهلانه.خواندند گفتند اینگونه حکم دادن باعث شلوغ شدن و بهم ریختن جامعه میشود زیرا امروز هر کسی دارد امروز به اسلام توهین.میکند. متشکرم و همچننین گویا ایشان صحبت هایی هم درباره ی نظام و ولایت فقیه در،عصر،غیبت داشته اند .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده چون عین جملات این آقایان را نشنیده‌ام از عدم اظهار نظر عذرخواهی می‌کنم. موفق باشید
5496
متن پرسش
باسلام 1.در پاسخ سئوالی فرموده بودید مشکل آن است که هم برای مردان و هم برای زنان جایگاه همسر دوم مرد گم شده است.می خواستم ببینم منظورتان از گم شدن چیست؟ 2.آیا توبه بعد از مرگ داریم و اگر داریم آیا برای کفار هم هست؟ 3.آیا کفاری که قاصر هستند نه مقصر در آن دنیا بالاخره به بهشت می روند؟ 4.بعضی می گویند ما یک شریعت عامه داریم یک شریعت خاصه در شریعت خاصه عارف بجایی می رسد که حلال را برای شاگردانش می تواند حرام کند و بالعکس بعد برای دلیل حرفشان می گویند روایت داریم که معصوم فرمود به کسی وضو نگیر و نماز بخوان آیا این گونه است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- زنان و مردان باید بدانند همسر دوم برای ادامه‌ی هوس‌بازی مرد نیست بلکه شرایطی است که در آن شرایط وظیفه‌ی مرد اقتضاء می‌کند نگذارد خانم دیگری گرفتار بی‌ثمری و بی‌سرپرستی باشد . نگاهی به جواب شماره5433 بیندازید. 2- قرآن می‌فرماید انسان‌ها تا در این دنیا هستند می‌توانند توبه کنند 3- اگر طالب بندگی خدا بوده‌اند به تعبیر قرآن مستضعف حساب می‌شوند و قرآن در این مورد می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمی‏ أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً»(سوره‌ی نساء، آیه‌ی 97) 4- این حرف‌های مزخرفی است که شیطان مطرح کرده مگر خود معصوم می‌توانستند احکام الهی را برای خود نفی کنند چه رسد برای دیگران. موفق باشید
3781
متن پرسش
سلام استاد،سوال من درمورد امنیت اجتماعیه و رابطه اون با اعمالی مثل زورگیری؛اینکه امنیت چقدر در حکومت اسلامی اهمیت داره ؟ میدونم که توجیه فقر اقتصادی برای این اعمال،اگرچه بی تاثیر نیست ولی چندان جایگاهی نداره،ولی آیا مجازات وتشدید اون و عمومی کردنش میتونه تاثیری در ارتقا امنیت اجتماعی وکاهش جرم داشته باشه؟میخوام آیات و احادیث در این رابطه رو بدونم.متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم ولی در فقه بحثی هست تحت عنوان «المرجفون فی المدینه» یعنی آن‌هایی که جامعه را متزلزل و مضطرب می‌کنند که حکم آن‌ها تبعید یا قتل است حتی اگر آن تزلزل در حدّ یک شایعه باشد که مستند به آیه‌ی 60 سوره‌ی احزاب است که خداوند می‌فرماید: «لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لا یُجاوِرُونَکَ فیها إِلاَّ قَلیلاً» اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بى‏اساس در مدینه پخش مى‌کنند دست از کار خود بر ندارند، تو را بر ضدّ آنان مى‏شورانیم، سپس جز مدّت کوتاهى نمى‏توانند در کنار تو در این شهر بمانند!. موفق باشید
2189
متن پرسش
سلام. استاد در حدیث حضرت رسول( ص ) فرمودند اول ما خلق الله نوری و در جای دیگر میفرماید اول ما خلق الله ارواحنا .تناقض است بین نوری و ارواحنا در خلق اول. این قضیه را چگونه توجیه میفرمایین؟ سوال دیگر اینکه در قرآن صحبت از تنزل شیاطین شده ضمن اینکه هرچیزی که نازل میشود حقیقتش در بالاست و نازله اش در پایین. این موضوع آیا درست است لطفاد توضیح بفرمایین.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:1ـ در مقام غیب همه یک حقیقت‌اند و به اعتبار ظهورشان در انسان‌های مختلف به صورت جمع به‌کار می بردند. 2ـ باید شاهدتان را ذکر می‌کردید تا منظورتان را می‌فهمیدم. موفق باشید
1154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز در مورد این سوال داشتم که وظیفه بسیج در مسجد چیست آیا پایگاه بسیج وظیفه اش داخل مسجد برگزاری مراسمات مانند نیمه شعبان یا شب قدر یا امسال اینها است یا تشکیل گروه های صالحین یا هردو به نظر شما کدام دارای الویت هستند به نظر شما کار فرهنگی خوب در مسجد چیست ما نسبت به آینده بسیج چه مسئولیتی داریم دوستار همیشگی شما ((سید)) لطفل سوال به صورت خصوصی جواب داده شود
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بسیج، بسیج در راستای اهداف انقلاب اسلامی است، هرکاری که در کنار روحانی و هیئت امناء مسجد می‌توانید در راستای تحقق ارمان‌های انقلاب انجام دهید، موجب سرافرازی شما در قیامت خواهد شد، حال چه تشکیل مراسم مذهبی باشد و چه تشکیل گروه صالحین. مواظب باشید عمل‌زده نشوید و از کسب معارف الهی و حضور قلب معنوی باز بمانید. موفق باشید
1006

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام منظور رهبری از این جمله چیست؟ یک جمله‌ى کوتاه هم درباره‌ى نقش هنر عرض کنم. البته شما خودتان هنرمندید و مناسبتى ندارد که من با شما در این زمینه چیزى بگویم - همه‌ى شما بهتر از من مى‌دانید - لیکن عزیزان من! زبان هنر زبانى است که هیچ چیزى جایگزین آن نیست. حتّى در نوشته‌ها هم بایستى هنر به کار برد. حتّى در فرهنگِ کلامى هم هنر است که اثر مى‌گذارد! یک عبارت را شما مى‌توانید دو نوع بیان کنید: هنرمندانه و غیر هنرمندانه. اگر هنرمندانه بیان کردید، اثر مى‌گذارد ولى همان عبارت اگر غیرهنرمندانه ادا شد، اثر نخواهد گذاشت! هنر این‌گونه است؛ هیچ چیز جاى هنر را نمى‌گیرد. امروز فرهنگ استعمارى در سطح جهان - فرهنگ متجاوزانه تعبیر کنیم - که مى‌خواهد همه‌ى دنیا را تسخیر کند - البته این فرهنگ، مقوله‌ى مرکّبى است، مقوله‌ى بسیطى نیست - بیشترین و رونده‌ترین وسیله‌ى مورد استفاده و مرکب سیرش، هنر است. فیلم مى‌سازند، نمایشنامه، اثر هنرى و رمان درست مى‌کنند و مى‌فرستند! ما چرا نقش هنر را در کارهاى معمولىِ زندگى خودمان، این‌قدر دست کم مى‌گیریم؟! الان همین کارهاى هنرى که آقاى چینى‌فروشان اشاره فرمودند و من هم بعضى از آنها را دیده‌ام، کاملاً حاکى از هوشمندى است. ظاهراً یکى دو تا از آنها هم از تلویزیون پخش شد که خیلى هوشمندانه و خوب تهیه شده بود. این‌گونه کارها را هرچه مى‌توانید باید تکثیر کنید. هنر، تا آن نهایى‌ترین لایه‌هاى ذهن انسان نفوذ مى‌کند و ماندگار و سازنده است. هرچه مى‌توانید از هنرِ خوب، هنرِ فاخر - نه آبکى و پیش پا افتاده - استفاده کنید. دیدار با مسؤولان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان/1377
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چون روح انسان در برخورد با هنر متذکر ابعاد نهفته‌ی خود می‌شود و در همه‌ی ابعاد شکوفا می‌گردد ولی در اموری که هنرمندانه عرضه نشود با یک بُعد از ابعاد انسان سخن می‌گوید. مثلاً در قرآن چون مطالب را با زیبایی و هنرمندانه ارائه می‌فرماید گویا دارد با تمام وجود ما سخن می‌گوید. همین حالت را شما در مثنوی مولوی می‌بینید یا در نوشته‌های مرحوم شهید آوینی. موفق باشید
995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی ببخشید استاد من خواستگاران معمولی دارم که خیلی مذهبی نیستند و حساس هم نیستند به این مسائل.در حد نماز و روزه. از طرفی من با مباحث شما آشنایی دارم و واقعا میترسم که ازدواجم باعث شود که به این هدفی که در نظر گرفتم نرسم.چون ساده زیستی از نظر اونها بی اهمیت است و میخوان که تلاش کنند کلی که مثلا یه تلویزیون بزرگتر بخرند و اینجوری زندگی کنند. آیا من این مسائل را در نظر بگیرم و زیر بار اینطور زندگی برم؟از طرفی تعداد خواستگاران من که در همین حد هم مذهبی باشند کمند نمیدونم ازدواج کنم یا نه.یا اینکه منتظر بمونم که خداوند فرد مذهبی مناسبی را به خواستگاریم بفرسته؟ چون واقعا میترسم که باز دور بشم از فضایی که الان هستم.واقعا میترسم ممنون از راهنماییتون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر خواستگار شما اصل دین و حرام و حلال آن را بپذیرد و به آن مقید باشد و به شما نیز اجازه دهد که در دینداریِ خود مقید به فهم و محدوده‌ی او نباشید و شما هم به او اظهار کنید که به بهانه‌ی انجام مستحبات از رعایت حقوق او کوتاهی نمی‌کنید. دیگر سخت‌گیری نکنید و خواستگاران خود را جواب ندهید. موفق باشید
829

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم فردی از آشنایان ماموریتی40 روزه به چین داشت با اینکه ایشان را در حد یک مومن مخلص انقلابی میشناسند وهست اما ایشان عقیده پیدا کرده که اکثر اعمال مردم ان دیار را به دین نزدیک تر دیده اند عدم وجود رذلیل اخلاقی جون دروغ غیبت تهمت جدل بد اخلاقی کم کاری بی نظمی اعتیاد دزدی و..... واین واقعیات تحمل وضع مردم ایران را برایش مشکل کرده چگونه می شود این وضعیت را توجیه کرد .راهنمایی بفرمایید ،با تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: « نَصَبَ إِبْلِیسُ حَبَائِلَهُ فِی دَارِ الْغُرُورِ- فَمَا یَقْصِدُ فِیهَا إِلَّا أَوْلِیَاءَنَا » شیطان دام‌های خود را در این سرای فریب گسترانده و این کار را جز در جهت فریب‌ یاران و دوستان ما قرار نداده. ملاحظه می‌کنید که اگر کسی در صراط مستقیم باشد شیطان با او کار دارد زیرا خودش قسم خورده که « لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقیمَ » فقط کسانی که بر صراط مستقیم تو هستند گمراه می‌کنم. پس کاری با مردمی که در مسیر الهی نیستند ندارد که دروغ بگویند یا دزدی نکنند، چون وقتی آن‌ها موفق هم بشوند در مقاصدی شیطانی موفق شده‌اند و لذا در این‌گونه موارد آن آشنای شما باید به مقصدی که مردم دارند فکر کند که آیا مقصد آن‌ها رجوع الی‌الله است و باز دارای سجایای اخلاقی نیکو هستند و از دام شیطان رهیده‌اند یا نه ؟ موفق باشید
18756
متن پرسش
سلام: سوالات زیادی ذهنم رو مشغول کرده من به این نتیجه رسیدم خیلی از جوونا به وادی دین وارد نشدن پس نمیشه بهشون گفت دین اینو میگه پس چرا تو انجام نمیدی. همه خوشونو اسیر تکنولوژی کردن و دارن مثه خدا می پرستنش حتی شاید خود من. اگه به مردم بگی پیامبر فلان حرفو گفته شاید دیگه براشون اهمیت چندانی نداشته باشه ولی اگه بفهمن دانشمندان فلان حرفو زدن حتما انجام میدن. چند وقتی است خیلی کم با نوشته های به اصطلاح نواندیشان دینی مثل دکتر سروش، مجتهد شبستری، بابایی و ... آشنا شدم واقعا چه تفاسیر اشتباهی از دین دارند. بیشتر به متن های ادبی شبیه است تا فلسفی. انگار فقط با کلمات بازی می کنند. و وقتی اینها را می خوانم چقدر جای خالی افرادی مثل شهید مطهری را احساس می کنم. واقعا جامعه ما این روزها به این چیزها گره خورده است و من احساس می کنم چقدر دستم برای مبارزه برای دین خالیست. نمی دانم باید چه کاری بکنم. آیا باید فلسفه بخوانم؟ چطور می توانم فهمم را از دین، از تفکر اسلامی و ... به آن درجه برسانم که بتوانم به این جریانات پاسخ بدهم؟ درد دل اندکی از یک جوان دانشجو!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که این شور و شعور را در شما ایجاد کرده است. به نظرم اگر سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید و آرام‌آرام با قرآن و منطق قرآنی آشنا شوید، راه برایتان گشوده می‌شود. زمان پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» از این‌هم بدتر بود، ولی خداوند با منطق قرآن، کار را جلو برد و هدایت واقعی را به صحنه آورد. موفق باشید

18509
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز جناب طاهرزاده: استاد 1. در حوزه معرفت نسبت به حضرت معصومه (س) کتاب خاصی سراغ دارید معرفی بفرمایید؟ 2. استاد خود حضرتعالی چرا در مورد شخصیت و مقام حصرت فاطمه معصومه (س) جزوه یا کتابی را منتشر نمی کنید؟ 3. استاد به نظرم در مورد حضرت معصومه (س) معرفت ها بسیار پایین است البته قطعا نسبت به هر امامی هم همینطور تا حضرت معصومه (س) اما مردم ما این را می دانند که امام رضا (ع) امام هستند و با دیدن این مقام به زیارت ایشون می روند اما نسبت به حضرت معصومه (س) بسیار سطح نگاه ها پایین است که محضر چه کسی می روند، میشه یه توضیح در این مورد بفرمایید. بنده در بین آثار شما این موضوع واقعا خالی می بینم. ممنون لطفا پاسخ من را بدهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه به صورت پراکنده کارهایی شده است ولی حقیقتاً حق مطلب ادا نشده. در حالی‌که در زیارت‌نامه‌ی ایشان که توسط امام معصوم تنظیم شده، روشن است که این بانوی بزرگوار چه مقامی دارند. شاید هم گفتنی نباشد، چشیدنی باشد و هرکس با زیارت ایشان آن بهره‌ای که باید ببرد، می‌برد. موفق باشید

17812
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده حفظه الله: در آثار جنابعالی رگه هایی از اندیشه های دکتر داوری و به تبع ایشان هایدگر دیده می شود. از آنجا که اندیشه های پست مدرن و خاصتا هایدگر با مرگ متافیزیک شروع می شود، چگونه این اندیشه ها در نظر شما جای دارد؟ چرا که به نظر نمی رسد جنابعالی مرگ متافیزیک را قبول داشته باشید، همان طور که آثار شما گواه این مطلب است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متافیزیک به معنای متوقف‌شدن در مفاهیم، نه‌تنها ضرورت این تاریخ است برای دینداری، بلکه باید به‌شدت برای برگشت به فضای دینی و قلبیِ آن، متوجه‌ی محدودیت‌های تفکر متافیزیکی شد. در این رابطه بنده یک کتاب نسبتاً قطور تحت عنوان «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» تدوین نموده‌ام و 75 جلسه آن را شرح داده‌ام. در معنایِ متافیزیک خوب توجه فرمایید که چه مصائبی به عنوان حجاب‌های غلیظ در مقابل ما گشوده است و این غیر از تفکر فلسفی است که با آگاهی از آن متوجه‌ی محدودیت آن می‌شویم حتی در رابطه با عبور از متافیزیک، مباحث «ما و حافظ» مطرح شد. زیرا زبان حافظ، زبان آگاهی از زهدی است که راهِ رجوع به حقیقت را می‌بندد و حافظ متذکر این نکته‌ی بسیار مهم است. موفق باشید 

16758
متن پرسش
با سلام: نظر شما استاد گرامی درباره ی این گردهمایی چیست؟ فردا دوشنبه ٢١ تير ماه، روز عفاف و حجاب است، به همين مناسبت گردهمايي تحت عنوان ما خانوادهايمان رادوست داريم در ميدان نبوت تهران ساعت ٦، بعد از ظهر برقرار است. در صورت امكان با حضور خود بر شكوه اين جمع بيافزاييم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در راستای نمایاندن تعهد ما بر عفاف و حجاب باشد؛ کار خوبی است ولی نه به آن معنا که فکر کنیم از این طریق می‌شود با بی‌حجابی مقابله کرد که آن، بیشتر یک کار فکری و فرهنگی است و باید با اصلاح نظام آموزشی که از آن غفلت فراوان شده است، مشکل را حل کرد. موفق باشید

16089
متن پرسش
دوست عزیز سلام: اولا فرمودید که حضرت ابراهیم از خداوند خواست کیفیت زنده شدن را بعد از مرگ به ایشان نشان دهد - خوب سوال بنده این است مگر همین تقاضا را کافران زمان پیامبر از نبی اکرم نکرده بودند؟ «ضرب لنا مثلا و نسیه خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم» - چطور برای کافران این سوال جای استهزا از طرف خداوند را به همراه داشت ولی برای یک پیامبر (که ما معتقد هستیم به او وحی می شده) نه تنها باعث خنده و مضحکه شدن نیست بلکه بابت مطمئن شدن قلبش و بیشتر شدن ایمانش تلقی شد؟ خب اگر خداوند این 4 تا کبوتر و زنده شدن آنها را به من و شما هم نشان می داد چه بسا ایمان و مقاممان از حضرت ابراهیم بالاتر هم می شد (چون ایمان ما اجمالی است و به ما وحی نمی شود ولی ابراهیم هم دریافت کننده وحی بود و هم ایمانش قاعدتا از من و شما بیشتر بود و ایمان تفصیلی داشتند.) دوما فرق بین مشرک و کافر زیاد است - کافر منکر خدا یا معاد است - الزاما کسی که خدا را قبول ندارد معاد را نیز قبول ندارد، ولی اگر کسی خدا را قبول داشته باشد عقلا و منطقا باید (شاید) به معاد هم اعتقاد دارد و خلاف این اصل بار اثباتش به عهده کسی است که می گوید مشرکین معاد را قبول نداشتند، مثلا کسی که قایل به تثلیث است از نظر ما مسلمانان (شیعه و تسنن) مشرک است و کسی که قایل به زیارت اهل قبور و شفاعت و توسل باشد و از غیر خدا درخواست و دعا (استمداد از مدعو غیبی) کند مطابق آیه مبارکه (ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا) از منظر اهل تسنن مشرک است ولی اینگونه نیست که مشرکین فعلی معاد را قبول دارند ولی مشرکین قدیم که به جای تثلیث و مسیح و دوازده امام معتقد به هبل و لات و عزی بودند اعتقادی به معاد نداشتند - به نظر حقیر بار اثبات اینکه آنها اعتقادی به معاد نداشتند بر عهده نافی مطلب است حتی خود قرآن هم اشاره به مشرکین و کفار دارد و تمایز بین آنها قایل شده است و اگر صرف استناد به آیه مبارکه «ضرب لنا مثلا و نسیه خلقه» هر کسی این سوال را کرده باشد منکر معاد است پس به طریق اولی حضرت ابراهیم هم منکر معاد بوده است. سوما در فیلمهای قدیمی و تاریخی نشان داده می شود که بت پرستان قدیم برای اموات خود نذر می کردند و برای آنها در قبر غذا و طلاجات و حتی برده دفن می کردند که در سرای دیگر در خدمت ارباب خویش باشند و حتی در مصر باستان جسد فراعنه را مومیایی می کردند خوب اگر اینها اعتقادی به معاد نداشتند پس چگونه بود این کارها را انجام می دادند مگر اینکه بگوییم مغر .. خورده بودند؟ در پایان شماره تلفن من 09394106900 است خوشحال می شوم با شما در باره مطالب مذهبی روی تگرام در تماس باشم - از سعه صدر شما بی نهایت ممنون هستم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آیه‌ی قرآن در مورد حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» نمی‌گوید آن حضرت پرسیدند آیا معادی هست یا نه؟ - آن‌طور که کفار گفتند- بلکه می‌گوید حضرت عرض کردند: «رَبِّ أَرِني‏ كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» و حضرت حق فرمودند: «‏َأَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي‏». لذا حضرت ابراهیم نظر به کیفیت زنده‌کردنِ مردگان دارند. و حضرت حق نیز در جواب حضرت ابراهیم آن کیفیت را به حضرت چشاندند به آن معنا که با یک اراده آن کار انجام می‌شود. به همین جهت فرمود پس از آن‌که آن چهار پرنده را ذبح نمودی و مخلوط کردی و بر چهار قله قرار دادی: «ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْيا» آن‌ها را بخوان، آن‌ها به سوی تو می‌آیند. موفق باشید

نمایش چاپی