بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5481
متن پرسش
سلام با عرض معذرت استاد محترم حضور جناب عالی عرض است که از ڪتاب (معاد ؛بازگشت به جدی ترین زندگی)یک سوال پیش آمده آن این است که در صفحه 64 در تفسیر سوره مومن آیت 45 و 46 حدیٿ امام علی ع اورده اید و ٿابت کرده اید که در برزخ صبح،شام،ماه،و سال (یعنی زمان)وجود دارد،در حالانکه در صفحه 116 کتاب با دلیل ٿابت ڪردید که در برزخ زمان(که صبح ،شام،ماه و سال باشد)اصلا وجود ندارد، این دو جور حرف شما در جور نمی آید لطفا این عدم هماهنگی سخن را توضیح نمائید؟؟؟؟؟؟؟ همواره دعاگوی شما هستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که اهل برزخ معنای صبح و شام را با نظر به دنیا می‌فهمند در حالی‌که در آن‌جا زمانی نیست که به خودی خود صبح و شام باشد. موفق باشید
5070
متن پرسش
سلام استاد. ببخشید سال های قبل همه ی همه ی دعاهای ماه مبارک رمضان رو با توفیق و یاری خداوند می خوندم و نتیجه اش رو می دیدم. امسال به توفیق خدا، هر روز صبح یک جلسه معرفتی داریم که اگر بتونم میرم و بعد هم قرائت قرآن حرم ، رو میرم و اثرش رو هم می بینم ، ولی متأسفانه به خاطر خستگی و این که هوا خیلی گرمه و وقتی می رسم خونه خیلی خسته ام ، تا حالا تو این سه روز ابتدای ماه مبارک رمضان هیچ کدوم از دعاهای این ماه رو نخوندم لذا اصلا راضی نیستم از این وضعیت. ولی از طرفی قرائت قرآن حرم خیلی برام مفیده ، چند ماهی بود که اگر در مراسم های حرم هم شرکت می کردم به دیدار حضرت معصومه نمی رفتم چون خودم رو آماده و مشتاق دیدار نمی دیدم ولی این سه روز هر بار خدا توفیق دیدار حضرت معصومه رو داد. اون هم دیدار با یک حالت خاص . نه صرفا دیدار ظاهری و مادی. حالا موندم که برنامه ی حرم رو تعطیل کنم و به جایش توی خونه قرآن بخونم و در عوض از دعاهای ماه مبارک رمضان هم فیض ببرم یا خیر به همین منوال تا آخر ماه رمضان حضرت معصومه س را ول نکنم. خواهشا راهنمایی کنید. خیلی ناراحتم که حال جسمی دعا کردن و توفیقش رو ندارم ولی از برنامه ی قرائت حضوری قرآن و سپس زیارت حضرت معصومه هم نمی توانم بگذرم . اوضاع سلوکی ام هم خیلی خراب تر از همیشه است. نظر حضرتعالی چیست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله سفره‌ای را در جلوی شما به همین شکل که می‌فرمایید باز کرده‌اند فعلاً ادامه دهید تا إن‌شاءالله سفره‌ی دیگری گشوده شود. با میدواری کامل کار را جلو ببرید فقط سعی کنید در همه‌ی امور انصاف را رعایت کنید حتی اگر به ضررتان باشد. موفق باشید
3437

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیه های مربوط به موضوعات تجدد امثال ، حرکت جوهری ، حرکت بر اساس عشق در موجودات و وحدت وجود در المیزان کدامند ؟ (آیه هایی که موید ویا تایید کننده ی این موضوعات باشد .)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هرکدام از موضوعات که وارد شدید جهت تحقیق آیات مربوطه را در همان موضوع خواهید یافت، این سؤال، سؤالی نیست که بتوان در طی یک سؤال و جواب مطرح کرد. موفق باشید
3315
متن پرسش
سلام در مورد ایه 16 سوره مومن لطفا به این سوالات پاسخ دهید: 1-در روایات ذیل ایه امده که خداوند مرحله به مرحله جان ساکنین زمین و اسمانها را میگیرد و در اخر حضرت عزرائیل خواهد مرد مرگ انسان بصورت جدا شدن از دنیای مادی و ورود به برزخ است ایا فرشتگان که مجردند نیز مرگ دارند؟مرگ موجود مجرد به چه معناست؟ 2-پس از مرگ همگان خداوند ندا میدهد که لمن الملک ایا این ندا شنونده ای دارد؟ اگر ارواح انرا میشنوند و بر قهاریت خداوند یکتا اگاه میشوند پس انها موجودند و سخن از مرگ بیهوده بنظر میرسد و اگر این ندا شنونده ندارد بدلیل مرگ همگان ایا ندایی لغو است حال انکه فعل خداوند عبث نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- مرگ به معنای جداشدن روح از جسد برای فرشتگان معنا ندارد ولی مرگ به معنای عدم تجلی آن اسمی که منجر به ظهور آن فرشته می‌شود معنا دارد که بحث آن مفصل است. 2- ندای «لِمَنِ الملک» تجلی اسم اَحدیت حق است برای ظهور وحدانیت خدا و مرحله و موقفی است از مراحل سیر الی الله در عالم قیامت. موفق باشید
3258

انسان کاملبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.1:استاد شما در جایی فرمودید که برای اینکه انسان رجوع حضوری به حقیقت داشته باشد باید رجوع خود را به انسان کامل قرار دهد و در جای دیگر بحث از رجوع به نفس و از دریچه ی آن به معاد کردید و آن را مقدمه خواندید می خواستم در این رابطه که جایگاه معاد را و همچنین نسبتی که این بحث در رجوع به انسان کامل دارد بفرمائید؟2:به نظر شما آیا این مباحثتان در کتاب آشتی با خدا به نحوی خود محوری در انسان به وجود نمی آورد؟منظورم این است که این نوع ورود به دین که انسان را از پوچی نجات دهد( و نه اینکه ابتدا انسان خدا را ببیند و بعد از آن به خود نگاه کند و تکالیف و نسبت خود با خدا را بفهمد)یک زبان حد واسط برای شروع و بیرون آوردن کسانی که در دام دنیا اند نیست؟آیا نباید زبان دیگری به صحنه بیاید که یک مرحله بالاتر از زبان آشتی با خدا و دیگر کتب شما که می خواهد از خود انسان شروع کند و از آن دریچه به خدا برسد بوجود بیاید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- انسان کامل به عنوان واسطه‌ی فیض الهی، شدیدترین وجود در عالم مخلوقات است و تا انسان وجود را نشناسد نمی‌تواند به آن مقام رجوع کند. مباحث معرفت‌النفس و معاد ، نگاه ما را «وجودی» می‌کند و مسیر رجوع به انسان کامل را فراهم می‌نماید 2- نمی‌دانم منظورتان چیست. در روایات به ما توصیه شده از طریق شناخت خود بهتر می‌توانید حقایق عالم را بشناسید. موفق باشید
2329

ظلم به نفسبازدید:

متن پرسش
سلام،بنده درنظردارم درباب مبحث «ظلم به نفس درقرآن» پایان نامه سطح3 حوزه بنویسم ولی نمیدانم بایدچه کتابهایی را مطالعه کنم وتحت عنوان چه سرفصلهایی تحقیق کنم. لطفا محض رضای خدا مرا یاری کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اصل بحث را در کتاب‌های اخلاقی مثل جامع‌السعادات دنبال کنید چون همان کتاب‌ها به آیات مربوط به ظلم به نفس اشاره کرده‌اند و سپس روشن بفرمایید اولاً: هر گناهی ظلم به نفس است و شاهدهای قرآنی آن را نشان دهید. ثانیاً: هر عقیده‌ی باطلی که انسان بر خود تحمیل کند ظلم به نفس است به همین جهت خداوند در این رابطه می‌فرماید: « ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون‏». موفق باشید
1726
متن پرسش
سلام علیکم و زیارت قبول.بابت تمامی زحماتی که برای ما انجام میدهید از شما ممنونم اجرکم عندالله استاد از زمانی که وارد دانشگاه شدم حدودا 7-8 ماه گذشته .در محیط خوابگاه اکثر بچه ها فقط به دنبال این هستند که چکار کنند که امروز بیشتر بهشان خوش بگذرد با این که سعی کردم از اول تحت تاثیر محیط قرار نگیرم و اینکه از اول سال کتابهای شما را مطالعه میکردم اما احساس میکنم زندگی من هم دارد شبیه آنها میشود . نسبت به همه چیز بی تفاوت شده بودم نه از معنویات چیزی میگرفتم و نه از چیزهایی که بچه ها خودشان را سرگرم میکنند میبردم اما بعد از اردوی راهیان نور این مشکل تقریبا شد . تصمیم گرفته بودم خیلی خوب درس بخ.ونم اما حتی از ترم اول هم خوندن این درس های خشک برایم خیلی سخت بود . فقط امتحانها رو پاس کردم . هیچ میلی به خواندن خیلی از این درسها ندارم . والان حدود یک هفته است که به خوابگاه برگشتم از این که شرایط قبل تکرار شود خیلی میترسم . به نظر شما با رفتن به حوزه این مشکلات حل میشود یا اینکه همه وسوسه های شیطان است برای این که از راهم عقب بیفتم؟آیا در حوزه بهتر نمیشود سرباز امام زمان (عج) شد یا اینکه باید در دانشگاه باشم و فعالیت کنم؟استاد برامون دعا کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام تا در دانشگاه هستید با برنامه‌ای که در هفته برای خود می‌ریزید دروس دانشگاه را با دقت کامل بخوانید و از آن عقلی که در رشته‌ی شما جاری است آگاهی یابید. در هر گوشه‌ی نظام اسلامی امکان خدمت پیش آید می‌توان سرباز وجود مقدس حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» بود. موفق باشید
1094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا در این رابطه حدیثی داریم که دو خانواده فامیل یا فرضا دوست با هم در یک منزل یا در همسایگی هم نباشند. بنده معتقدم که از این نزدیکی ها چون که باعث پیش آمدن یک سری ناراحتی ها می شود که موجب جدایی و کدورت می شود بهتر است اجتناب شود . خواستم ببینم در این رابطه حدیثی داریم یا نه؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده چیزی نشنیده‌ام و فکر هم نمی‌کنم حدیثی در این مورد باشد. موفق باشید
157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ایا فلسفه ملاصدرا جنگ(التقاط)است یا سنتز لطفا در هر مورد دلایل خودتان را بفرمایید
متن پاسخ
علیک السلام نمی دانم.
22148
متن پرسش
سلام علیکم استاد، وقت بخیر: بنده چادری و محجبه هستم و برام جلب توجه نکردن جلوی نامحرم هم مهمه و همسرم به طرز عجیبی روی پوشیدن روسری های رنگی و مانتوهای رنگی زیر چادر مخالفن... و این حساسیت گاهی منو اذیت میکنه، جوری که گاهی یا بیرون آمدن دست من از زیر چادر هم حساسیت نشون میدن... ضمن اینکه در کتابهایی مثل هلیه المتقین و برخی از احادیث پوشیدن رنگ مشکی کراهت داره و باعث بهم ریختگی هورمونها میشه. حال دو سوال مطرح است یک اینکه آیا حق با ایشونه و من باید ظاهرم رو کلا مشکی پوش کنم یا اینکه ایشون باید حدودی که مراجع گفتن رو بپذیرن؟ و اینکه حدیث موثقی وجود داره که چادر حضرت زهرا مشکی بوده و همه چادرها حتما باید مشکی باشن؟ (بنده مشکلی با مشکی بودن چادر ندارم اما گاهی حس می کنم سختگیری ایشون بی مورده و باعث زده شدن من و سخت شدن حجاب برام میشه) (ایشون 26 سالشونه)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه این‌طور نیست که زنان ما به اسم حجاب، سراسر مشکی‌پوش باشند و از رنگ‌های با نشاط و روشن که موجب وقار آن‌ها می‌شود، استفاده نکنند. رسالت زن مسلمان آن است که حجاب را به صورت زیبا که فطرت‌ها آن را می‌پسندند به میان آورند. در هیچ کجا نداریم که حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» چادر مشکی داشته‌اند، این‌ها را برخی مداحان در آورده‌اند. موفق باشید

19351
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزيز بنده ١٧ سالم هست: فشار غرايز و نياز هاي عاطفي ما رو از پا در آورده و به گناه كشانده است. هر چه مي كنيم شكست مي خوريم، در اثر اين شكست هاي متوالي شيطان دارد باورهايمان را هم مي گيرد و به سمت تكذيب مي برد. استعدادهاي فوق العاده علمي و معنوي ام هدر مي روند. ديگر ني مدانم چه بايد بكنم. توصيه هاي غذايي و ورزش هم فايده اي ندارد، خودم فكر مي كنم بايد ادواج كنم اما خانواده مي گويند زود است و به فردي در سن تو اعتماد نمي كنند كه دختر بدهند و ... در حالي كه يکي از دوستانم اخيرا ازدواج كرد. ديگر نمي دانم چه بايد بكنم اگر همينطور ادامه پيدا كند يقينا در گناه بيشتر غرق خواهم شد و نابود خواهم شد مثل شمعي كه لحظه لحظه بيشتر آب مي شود. تمام استعداد هاي علمي و حالا معنوي را از دست مي دهم. مي ترسم باورهايم را هم كاملا از دست بدهم. يا خانواده بايد موافقت كنند و ازدواج دائم كنيم يا اينكه مخفيانه بروم ازدواج موقت كنم كه اين هم مي گويند خيلي مناسب نيست. استاد اميدم به شماست شما را هم خدا به معرفي كرده است. والله نمي خواهم گناه كنم اما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کافی است این تصور را از ذهن خود بیرون کنید که باید در این سن ازدواج نمایید و بیش از آن‌که به امکان ازدواجی فکر کنید، به غیرِ معمول‌بودن آن در این سن تفکر نمایید تا تصور آن در ذهن شما قدرت نگیرد و نگذارد شما به امور دیگر فکر کنید 2-  با توبه و باز هم توبه، تجلی نور خدا را جهت ضعیف‌شدن قدرت گناه برای خود شکل دهید. موفق باشید

18942

ذکر یونسیهبازدید:

متن پرسش

به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: بعضی از عرفاء وقت گفتن ذکر یونسیه در سجده را بعد از نماز عشاء عنوان می کنند. می خواستم بدانم این وقت فلسفه خاصی دارد یا اگر کسی بعد از نماز صبح بگوید هم از اثرات آن بهره مند می شود؟ اجرکم عند الله و جزاکم الله خیرا. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت یونس«علیه‌السلام» با تمام وجود یک‌مرتبه در محضر حق اظهار داشتند: «سبحانک انّی کنت من الظالمین» و حضرت حق خبر دادند که: «و نجّیناه من الغم» ما او را از آن غم رهانیدیم؛ عمده چنین رجوعی است که حضرت یونس داشتند. در جزوه‌ی «اعتکاف» که بر روی سایت هست، عرایضی در رابطه با ذکر مذکور شده است. موفق باشید

17109
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: فردی هستم 47 ساله که جوانی خود را در گناه و غفلت تباه کردم چندی پیش با مسائلی که برایم پیش آمد متوجه شدم که چه بلایی در اثر غفلت بسرم آمده است. ناامیدی شدیدی از رحمت خدا در وجودم هست زیرا زمینه های بسیاری از گناهانی که مرتکب شدم در اثر افزایش سن و اقتضای سنی از بین رفته و به افرادی ظلم کرده ام که دیگر در قید حیات نیستند بدیهی است در اینجا دیگر توبه و عدم تکرار گناه معنایی ندارد فقط من مانده ام و آثار وضعی گناهانم و حسرت روزهای تباه شده. شنیده ام و دیده ام انسان حتی اگر توبه و استغفار هم بکند باید در آتش آثار گناهانش بسوزد و ناامیدی من هم به همین دلیل است. از طرفی یقین دارم که از حکومتش نمی توان فرار کرد و تنها اوست که می تواند وضعیت را درست کند و از طرفی چند سال است که آه و ناله هایم به جایی نرسیده است و لحظه لحظه زندگیم تحت تاثیر گناهانم مانند جهنم شده است. چند وقتی در اثر ناامیدی و افسردگی شدید نمازم را ترک کردم امروز طاقت نیاوردم و در حال گریه نمازم را خواندم ولی در این فکر بودم که این نماز چه فایده دارد آب رفته که بجوی باز نمی گردد. نمی توانم از فکر گذشته سیاهم خارج شوم. میل شدیدی به خودکشی دارم. دیگر دنیا و آخرت برایم معنا ندارد. من از الان وارد جهنم شده ام بقول شاعر: اگر ز دست بلا بر فلک رود بدخوی / ز دست خوی بد خویش در بلا باشد. بدتر از اینها برخی بداخلاقیها در گذشته داشته ام و بعضی افرادی که از آن اطلاع دارند دائم آن را یادآوری می کنند و نمی گذارند فراموش کنم با این افراد باید چطور برخورد کنم؟ آیا این افراد مامور خدا هستند برای عذاب و این هم صورت دیگری از عذاب خداست؟ سوالم اینست که من رحمت و بخشایش خدا را در رفع آثار وضعی گناهانم می دانم آیا این فکر اشتباه است اگر نه باید چکار کنم تا از این جهنم خود ساخته خلاص شوم؟ از اینکه مصدع اوقات شدم معذرت می خواهم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر کنید که نور توجه به زشتی گناه در قلب شما افتاده است. قرآن خطاب به ما انسان‌ها که گرفتار چنین شرایطی شده‌ایم می‌فرماید: «قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛ بگو(ای پیامبر) ای بندگان من که بر خودتان اسراف در گناه انجام داده اید(هرگز) از رحمت خدا ناامید نشوید چرا که همانا خداوند می آمرزد گناهان شما را بطور کل و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است. در بعضی از احادیث ما وارد شده است که وقتی این آیه نازل شد شیطان رجیم از خشم و عصبانیت آنچنان صیحه و شیونی سرداد که به حالت غش در آمد و گفت با نزول این آیه من نا امید و بیچاره شدم و خداوند با این آیه کمر مرا شکست چرا که هر چه من در گمراهی و ضلالت انسان تلاش نموده و آنها را به گناه و معصیت وادار نمایم خداوند با این آیه به همه آنها وعده آمرزش و بخشش داده است.
اگر کسی به نکات ظریف این آیه دقت کند نهایت مهرورزی و عطوفت خالق یکتا را نسبت به بندگانش مشاهده خواهد کرد و ما تنها به چند نکته اشاره می کنیم.

1. تعبیر به (یا عبادی) آغازگر لطفی بی نهایت و مهربانی عظیم از ناحیه پروردگار است به کسانی که با گناه و معصیت خودشان را از عبودیت خدا خارج کرده اند.

2. جمله (لا تَقْنَطُوا) آنچنان امید و نشاطی در بندگان خدا ایجاد می کند که عشق و محبت بنده را به گوینده این جمله ازدیاد می بخشد.

3. جمله (مِنْ رَحْمَةِ) بیانگر نهایت مهر و کمال عطوفت و مهربانی با خدا را به بندگانش می رساند.

4. جمله (ان الله یغفر الذنوب) وعده ای را از سوی خداوند به بنده اش می دهد که بیانگر رساندن بنده به مقام عفو و بخشش ربوبی است.

5. جمله (جمیعا) تاکید بر این عفو و بخشش است آن هم نه فقط راجع به یک یا چند گناه بلکه راجع به همه گناهان.

6. جمله (غفور الرحیم) در حقیقت مهر و امضاء خداوند بر این وعده است که همانا این همه لطف و رحمت از منبع و سرچشمه کسی بسوی بنده سرازیر شده است که خودش هم غفور و آمرزنده است و هم رحیم و مهربان.

آن‌چه امید را فراوان و جبران گناه را آسان می‌کند، دستوری است که به ما داده‌اند تا برای آن‌هایی که مورد ظلم ما قرار گرفته‌اند و فعلاً دسترسی به آن‌ها نداریم تا از آن‌ها حلالیت بطلبیم، استغفار کنیم. موفق باشید

16570

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید مزاحم شدم. می خواستم بدونم می توانم قبل از خواندن کتاب های «ده نکته» و «برهان صدیقین» از صوت های تفسیر شما استفاده کنم (با توجه به حضور بنده در کلاس های ده نکته و آشنایی اجمالی با مباحث شما) و اینکه انس با قرآن چگونه هر روز بدست می آید؟ در صورتی که شما جایی فرمودین از تفسیر های صوتی هفته ای یک بار استفاده شود؟ و آیا خواندن قرآن در هر روز برای ما طلبه ها (بدون توجه به معنی و تفسیر) لازم است؟ و بالاخره اینکه جایگاه حفظ قرآن در انس با قرآن چیست؟ و آیا شما برای ما طلبه های پایه پایین پیشنهاد می کنید؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر نگاه اجمالی به مباحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» دارید، اُنس با صوتِ شرح و تفسیر قرآن کمک زیادی به انسان می‌کند. خوب است که در کنار آن در ماه رمضان، یک جزء از قرآن حتی با توجه اجمالی به معنی آن، خوانده شود. آری! چقدر خوب است اگر طلبه استعداد لازم را دارد در جایی که در آیات تدبّر می‌کند، آن آیات را حفظ نماید. ولی بالاخره وظیفه‌ی اصلی ما تدبّر در قرآن است و اگر حفظ‌کردنِ قرآن وقت زیادی از ما بگیرد که ما را از بقیه‌ی کارها بازدارد، وظیفه‌ای نداریم. موفق باشید

16339
متن پرسش
با سلام: گروهی قرآن را یک کتاب شاخص و بی همتا می دانند و به تفصیر طولانی آن پرداخته و حتی بعد از گذشت 14 قرن هنوز بدآن استناد می کنند. بنده این مهم را اصلا قبول ندارم، علت: 1. خداوند آنقدر قدرتمند است که بدون واسطه و تفسیر براحتی می توانست هر آنچه می خواهد بگوید، چرا باید آن را در لفافه بیان کند لفافه ای که بقول حضرت علی (ع) قرآن دو پهلوست و می تواند حتی در تفصیر ضد آن را نتیجه گرفت. اینکه ما قرآن را بدین شکل تفسیر می کنیم دال بر ناآگاهی ماست و خداوند قطعا می توانست براحتی این چالش را برطرف کند. هر چیزی را می توان به درازا تفسیر کرد. شعر اول کتاب حافظ توسط ظریفی نزدیک به صد صفحه تفسیر شد ولی حافظ جهت مقدمه کتاب خود شعر مذکور را فقط در یک صبح سرود! لذا تفصیر طولانی آن شخص اصلا سندیت ندارد. 2. هدف از آفرینش تکامل است و انسان همچون سطر کوچکی از کتاب آفرینش این دوره تکامل را می بایست طی کند. قرآن کتاب احکامی است که برای انسانهای متحجر 14 قرن پیش آمده و هدف آن ثبت قوانینی برای بهتر زیستن انسانها بوده است. اگر خداوند می خواست کتابی فراگیر و همه فن حریف برای تمامی طول عمر آدمی خلق کند قطعا بهتر از این می توانست بیان کند. ولی خداوند این را می دانست که انسان که چکیده ای از وجود خداوند است در آینده تکامل پیدا کرده و قطعا کتاب و قوانین را بهبود می دهد. اینکه ما به کتابی که 14 قرن پیش آمده در این دوره اکتفا کنیم توهین به خود خدا و هدف تکامل اوست. لطفا جواب این سوال بنده را بدهی با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با لطفی که حضرت حق به ما داشته است با اُنس نسبتاً طولانی که از طریق تفسیر المیزان با قرآن برایمان فراهم شد، چیز دیگری غیر از آن‌چه شما تصور می‌فرمایید از قرآن یافتم که در هیچ کتاب و گفتاری حتی شبیه آن را نیافتم. و این قصه‌ی هرکسی است که با قرآن مأنوس شده است به طوری‌که مترجم آلمانیِ قرآن، می‌فرماید مسلّم این کتاب نمی‌تواند سخن بشر باشد. سخن خدایی است که خواسته است بشر را تربیت کند. اگر جنابعالی نیز مدتی به کمک تفسیرهایی که موانع ارتباط با قرآن را برطرف می‌کند، با قرآن آشنا شوید در نگاه خود تجدید نظر می‌نمایید زیرا قرآن خطاب به پیامبر خود می‌فرماید: «وتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَّدِلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ» سخن پروردگارت که سخنی صادق و همه‌جانبه است، به انتها رسید و هیچ کلمه‌ای و سخنی نمی‌تواند جایگزین او شود، زیرا که خداوند از یک‌طرف شنوای نیاز و مطالبه‌ی بشریت است و هم نسبت به آن‌چه به مصلحت انسان‌ها است، آگاه است. موفق باشید

16089
متن پرسش
دوست عزیز سلام: اولا فرمودید که حضرت ابراهیم از خداوند خواست کیفیت زنده شدن را بعد از مرگ به ایشان نشان دهد - خوب سوال بنده این است مگر همین تقاضا را کافران زمان پیامبر از نبی اکرم نکرده بودند؟ «ضرب لنا مثلا و نسیه خلقه قال من یحیی العظام و هی رمیم» - چطور برای کافران این سوال جای استهزا از طرف خداوند را به همراه داشت ولی برای یک پیامبر (که ما معتقد هستیم به او وحی می شده) نه تنها باعث خنده و مضحکه شدن نیست بلکه بابت مطمئن شدن قلبش و بیشتر شدن ایمانش تلقی شد؟ خب اگر خداوند این 4 تا کبوتر و زنده شدن آنها را به من و شما هم نشان می داد چه بسا ایمان و مقاممان از حضرت ابراهیم بالاتر هم می شد (چون ایمان ما اجمالی است و به ما وحی نمی شود ولی ابراهیم هم دریافت کننده وحی بود و هم ایمانش قاعدتا از من و شما بیشتر بود و ایمان تفصیلی داشتند.) دوما فرق بین مشرک و کافر زیاد است - کافر منکر خدا یا معاد است - الزاما کسی که خدا را قبول ندارد معاد را نیز قبول ندارد، ولی اگر کسی خدا را قبول داشته باشد عقلا و منطقا باید (شاید) به معاد هم اعتقاد دارد و خلاف این اصل بار اثباتش به عهده کسی است که می گوید مشرکین معاد را قبول نداشتند، مثلا کسی که قایل به تثلیث است از نظر ما مسلمانان (شیعه و تسنن) مشرک است و کسی که قایل به زیارت اهل قبور و شفاعت و توسل باشد و از غیر خدا درخواست و دعا (استمداد از مدعو غیبی) کند مطابق آیه مبارکه (ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا) از منظر اهل تسنن مشرک است ولی اینگونه نیست که مشرکین فعلی معاد را قبول دارند ولی مشرکین قدیم که به جای تثلیث و مسیح و دوازده امام معتقد به هبل و لات و عزی بودند اعتقادی به معاد نداشتند - به نظر حقیر بار اثبات اینکه آنها اعتقادی به معاد نداشتند بر عهده نافی مطلب است حتی خود قرآن هم اشاره به مشرکین و کفار دارد و تمایز بین آنها قایل شده است و اگر صرف استناد به آیه مبارکه «ضرب لنا مثلا و نسیه خلقه» هر کسی این سوال را کرده باشد منکر معاد است پس به طریق اولی حضرت ابراهیم هم منکر معاد بوده است. سوما در فیلمهای قدیمی و تاریخی نشان داده می شود که بت پرستان قدیم برای اموات خود نذر می کردند و برای آنها در قبر غذا و طلاجات و حتی برده دفن می کردند که در سرای دیگر در خدمت ارباب خویش باشند و حتی در مصر باستان جسد فراعنه را مومیایی می کردند خوب اگر اینها اعتقادی به معاد نداشتند پس چگونه بود این کارها را انجام می دادند مگر اینکه بگوییم مغر .. خورده بودند؟ در پایان شماره تلفن من 09394106900 است خوشحال می شوم با شما در باره مطالب مذهبی روی تگرام در تماس باشم - از سعه صدر شما بی نهایت ممنون هستم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آیه‌ی قرآن در مورد حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» نمی‌گوید آن حضرت پرسیدند آیا معادی هست یا نه؟ - آن‌طور که کفار گفتند- بلکه می‌گوید حضرت عرض کردند: «رَبِّ أَرِني‏ كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى» و حضرت حق فرمودند: «‏َأَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى‏ وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبي‏». لذا حضرت ابراهیم نظر به کیفیت زنده‌کردنِ مردگان دارند. و حضرت حق نیز در جواب حضرت ابراهیم آن کیفیت را به حضرت چشاندند به آن معنا که با یک اراده آن کار انجام می‌شود. به همین جهت فرمود پس از آن‌که آن چهار پرنده را ذبح نمودی و مخلوط کردی و بر چهار قله قرار دادی: «ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْيا» آن‌ها را بخوان، آن‌ها به سوی تو می‌آیند. موفق باشید

14066
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامى: استاد عزيز شما داستانى نقل کرديد از پيامبر (ص) و يکى از يارانش که به مرحله يقين رسيده بود که شخص به پيامبر (ص) مى فرمايد من الان پيروان شما را در آتش مى بينم و صداى فريادشان را مى شنوم اسمشان را بگويم که پيامبر (ص) مى فرمايند سکوت کن. آيا وقتى گفته مى شود هم اکنون قيامت هست و هم اکنون جهنم و بهشت است و يا اينکه گفته مى شود خداوند براى انسان سرنوشتى در قضايش قرار داده و خدا مى داند انسانها جهنمى اند يا بهشتى، پس جايگاه اراده و اختيار انسان کجاى اين اراده و علم خداوند قرار دارد بنده صوت هاى مربوط به عدل الهى و قضاوقدر شما را که شرح کتاب شهيد مطهرى بود گوش دادم اما پاسخ سوالم را نگرفتم. لطفا راهنمايى بفرماييد درپناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه داشته باشید که علم خدا به عمل بنده بر اساس اختیار بنده‌اش می‌باشد. یعنی خداوند می‌داند این بنده‌اش در آینده با اختیار خود چه می‌کند و از این لحاظ است که جبر پیش نمی‌آید، زیرا عمل بنده به جهت علم خدا نیست، بلکه علم خدا به جهت عمل بنده است زیرا علم خدا، علم به واقعیت است. موفق باشید

13933
متن پرسش
سلام: استاد جوانی از من پرسید: برای اینکه صورتهای ذهنی که به دلیل ابتلا به استمناء در ذهنم مانده چه کار کنم تا پاک شود؟ می گفت: صحنه های جنسی برایم تداعی می شود. سریع به صحنه های این چنینی انتقال میابم. چون قبلا عکس و فیلم های مبتذل دیده ام. بنده یه چیزهایی جواب دادم ولی خواستم دقیق ترش رو از شما بپرسم. این جوان چطوری خودشو درمان کنه؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی شده است. آن‌چه باید در مورد صور ذهنی مدّ نظر قرار گیرد آن است که صور ذهنی برعکس مفاهیم عقلی اگر بدان‌ها توجه نشود پس از مدتی نه‌تنها از قدرت تأثیر می‌افتند، بلکه به عنوان یک خیال عادی بی‌رنگ و بی‌معنا می‌شوند. وای به حال کسی که تمام زندگی‌اش مشغول چنین صورت‌هایی باشد وقتی در برزخ قرار می‌گیرد و می‌بیند با صورت‌هایی زندگی کرده که سخت بی‌هویت و بی‌رنگ است. موفق باشید

12464
متن پرسش
سلام: یک هفته است که جمله ای از کتاب (مجموعه مقالات شمس تبریزی) مرا به خود مشغول کرده است. در این کتاب صحبت های شمس الدین تبریزی جمع آوری شده است. جمله این است: «مقصود از وجود عالم، ملاقات دو دوست بود که روی در هم نهند جهت خدا، دور از هوا.» بنده عمق این جمله را، عمق زیبایی اش، ضرورتش و روحانیتش را با گوشت و پوست و استخوان درک می کنم و می فهمم. البته نمی دانم محیط این دوستی و هوای آن و فضای آن چه گونه است ولی یقین دارم شیرین ترین شیرینی دنیاست و دلم شدید گرفته است. دلم می خواهد دوستی این چنین باشم و دوستی این چنین داشته باشم. ولی نه من آنم که باید باشم و نه کسی را دارم آن چنان که آن گونه باشد. من دوست دارم طعم لذت های معنوی بهشت را در همین دنیا حس کنم. دلم می خواهد کسی را در دنیا داشته باشم که روی در هم نهیم جهت خدا، دور از هوا. کجا به دنبالش بگردم؟ شما چنین همدمی دارید؟ هم نشینی با اهل خدا، برای خدا، بدون هوای نفس چه لذتی دارد؟ استاد من کتاب «جایگاه حب اهل بیت (ع)» شما را سه سال پیش خوانده ام. (شرمنده اسم کتابتان به طور کامل در ذهنم نیست). همان زمان احساس کردم یک حلقه ی مفقوده دارد و حالا احساس می کنم این حلقه ی مفقوده را شمس می شناخته است. یک دوست از جنس خدا. (جسارت بنده را ببخشید.). استاد! چه کنم که دوستی باشم از جنس خدا و دوستی داشته باشم از جنس خدا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که پیشنهاد می‌کنم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را نیز به عنوان مقدمه‌ی این راه دنبال کنید تا از موانع پیشِ رو به‌راحتی عبور نمایید، عرض می‌کنم به محبوبی فکر کنید که شهداء به امید خوشحال‌کردن او حاضر بودند تا مرز شهادت جلو روند و در بی‌سیم به فرمانده‌ی خود خبر دادند به امام خمینی بگویید ما تا آخر ایستادیم. امروز باید به دنبال دوستی بود که تاریخ انبیاء را زنده کرده است و به سلوکی فکر کرد که در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌توان ولیّ‌شناسیِ فراموش‌شده‌ی بشر را دوباره احیاء کرد. موفق باشید

11248
متن پرسش
عرض سلام و تحیت به محضر استاد: با توجه به سوالاتی که حضوری از خدمت شما پرسیدم برای جمع بندی خواهش دارم به این سه سوال پاسخ بفرمایید فقط استدعا دارم مختصر نباشد تا بنده بی سواد متوجه شوم با تشکر 1- اسلام که مطمئنا توانایی پاسخ به هر شبهه ای را دارد چگونه پاسخ علم نوظهور متافیزیک در مورد چگونگی وجود خدا را می دهد یعنی اگر دانشمند متافیزیکی سوال کند که خدایی که خالق عالم است چگونه بوده است در حالی که خلق نشده است دانشمندان اسلام چه جوابی برایش دارند؟ 2- شما فرمودید عرب بادیه نشین وقتی پیامبر (ص) را می دید از نوع اعمال و سیره ایشان به الهی بودن ایشان پی میبرد با این حال چرا افراد زیادی هم با وجود دیدن پیامبر و شنیدن آیات وحی باز هم در مورد اسلام موضع گیری می کردند و دشمنی می کردند؟ 3- چرا دکتر داوری معتقدند از وقتی بشر شهرنشین شد انس خود با خدایش را از دست داد و در وجود خدا شک کرد. طیب الله انفسکم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ملاصدرا در «برهان صدیقین» عقل انسان‌ها را - اعم از استاد متافیزیک یا استاد کوانتم فیزیک- مخاطب قرار می‌دهد و روشن می‌کندچرا «چگونگی» برای خداوند به عنوان هستی مطلق معنا نمی‌دهد. در این موارد خوب است بحث «برهان صدیقین» را که در کتاب «از برهان تا عرفان» روی سایت هست، دنبال بفرمایید 2- یک وقت بحث بر سر ناتوانی اسلام است در جواب‌گویی به سؤالات طرف مقابل، و یک وقت بحث بر سر به خطرافتادن منافع طرف مقابل اسلام است. آنچه از تاریخ به ما رسیده قسمت دوم بوده و تا حال کسی نیامده بگوید اسلام در جواب‌گویی به این سؤال ناتوان است 3- باید زحمت بکشید و عین جمله‌ی آقای دکتر داوری را بفرمائید تا راحت‌تر بشود نظر داد، به‌خصوص که دکتر داوری خیلی موجزگو هستند. موفق باشید
10409
متن پرسش
نه اینکه من از وجود جریان ها و حرکات بدآموز در میان جوانان بی اطلاع باشم؛ نه، من می دانم چه می گذرد، اما در زیر این کفها و گل و لای ها، من جریان عظیم و خروشان نجابت و دیانت و اصالت و نورانیت را هم مشاهده می کنم. (امام امت، حضرت آیت ا... خامنه ای)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از جمله‌ای که از رهبری عزیز فرستادید. خدا کند همه‌ی ما نگاه‌هایمان به نگاه رهبری نزدیک شود. موفق باشید
9396
متن پرسش
سلام استاد: در سوال 9373 فرمودید که در جامعه اسلامی باید تا حد امکان گذشت کرد. آیا وقتی عذر خواهی در کار نیست و شخص بر کار خود اصرار دارد و یا جهلی در کار نیست و از روی عمد باشد، آیا گذشت معنا دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما» مومنان هنگامى که با لغو و بیهودگى برخورد کنند، بزرگوارانه از آن مى‏گذرند. موفق باشید
8872
متن پرسش
با عرض ادب و احترام خدمت استاد عالیقدر: در کتاب نفیس خویشتن پنهان مطالبی در مورد خواب بیان کرده بودید. و سوالی که برای بنده پیش آمد از نظر خودشناسی کسانی که به اصطلاح عوام خواب سنگینی دارند مشکل از کجاست مشکل آنها از روحشان است و یا جسم آنها؟ لطفا راه حل این مشکل را هم بیان فرمائید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: نسبت به افراد مختلف متفاوت است. اگر روح دارای حساسیت و حضور لازم نباشد به همان اندازه در تدبیر بدن حساسیت لازم را از خود نشان نمی‌دهد. یا اگر بدن آمادگی لازم را نداشته باشد نسبت به اراده‌هایی که روح کرده عکس‌العمل مناسب نشان نمی‌دهد و لذا با ادب‌کردن جسم و روح باید مشکل را حل کرد. روزه‌‌گرفتنِ درست و حسابی در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید
8792
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه پایه شش حوزه تهران هستم. بنده چند وقتی هست که خیلی دغدغه علمی پیدا کردم به طوری که تمام مسیرهای زندگیم را بر این مبنا قرار دادم . بنده موازی با برنامه ی حوزه؛خودم مشغول به خواندن فلسفه شدم. وقتی که خیلی عمیق وارد مسایل فلسفی شدم و نظرات و اختلافات رو دیدم خیلی برام شبهه پیش اومد. بنده این شبهات رو به صورت کلی بیان میکنم و فقط مختص به فلسفه نیست. اولین شبهه: این همه اختلاف که فقط ثمره ی علمی دارد (در همه ی علوم)؛ هیچ فاییده ای برای ما ندارند. دومین شبهه: اصولا چه رویکردی باید در مقابل علوم داشت تا بتوانیم از این علوم برای تعالی خودمان و تعالی انقلاب بکار گیریم؛ به طور مثال خدمتتون عرض میکنم: اگر من فلسفه رو خوب خوندم؛ یا در علوم دیگر متخصص شدم؛ این علمم رو باید چیکار کنم؟ استاد دقیقا میخوام بگم باید چیکار کنم نا بیست سال دیگه که متخصص شدم با این علمم به پوچی نرسم و فقط این علمم رو به گور ببرم. استاد خیلی از افرادی که الان در خیلی از علوم متخصص هستند؛ علمشان فقط به درد محافل علمی میخوره؛ برای رشد جامعه و حتی برای رشد انقلاب هیچ فایده ای نداره.... استاد میخوام برای تعالی و رشد انقلابی که زمینه ساز ظهور حضرت حجت (عج) هست؛ خدمتی بکنم. ولی چه کنم که راهی جلوم نیست.... خیلی حرف برای گفتن دارم ولی نمیخوام وقتتون رو بگیرم. امیدوارم منظورم رو فهمیده باشید. استاد اگر بهم راه نشون بدید و انگیزه خوبی بدید قول میدم به این انقلاب خیلی خدمت کنم التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- اگرچه ما در ابتدای ورود به هر علمی ممکن است با اختلاف نظرات افراد روبه‌رو شویم، ولی با کمی پشت‌کار متوجه می‌شویم اختلاف‌های علمی همه‌ چهره‌های مختلف آن علم است و ما را به تعمق بیشتر می‌کشاند 2- علومی مثل کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر، حاصل تدبّر عالمان است بر روی متون دینی و کمک می‌کنند تا ما با آیات و روایات با عمق بیشتری برخورد کنیم و در ارائه‌ی دین به جامعه، ادامه‌دهنده‌ی راه مطهری‌ها باشیم. فعلاً در کنار دروس حوزوی باید با کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر آشنا شوید تا «راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
7045
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله در باب رزق برخی روایات می گوید رزق هر کسی مشخص است که چه بخواهد چه نخواهد به او می رسد. حال در زمینه این روایات 2 تا سوال داشتم: 1- خب اگر اینطور است یعنی اگر من نوعی فقط در خانه بنشینم هم آن رزق معلوم به بنده می رسد؟ اگر آری چگونه؟ منظور من از این سوال این است که چند راه مثال بزنید که چگونه من حتی اگر در خانه بنشینم و هیچ کاری نیز نکنم آن رزق معلوم به من می رسد. 2- این روایات با روایات زیادی که می گوید فلان کار موجب افزایش رزق است و فلان کار موجب کمی رزق چگونه جمع می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رزق معلوم انسان در صورتی می رسد که شخص خودش موانعی در رسیدن آن ایجاد نکند. تنبلی یکی از موانع رسیدن رزق است. روایاتی که می فرماید رزق انسان می رسد نظر به آن دارد که انسان آنچه باید انجام دهد را انجام دهد و بی خودی حرص نزند. آری بعضی از کارها هست که اگر انسان انجام دهد رزقش وسیع می شود و این با موضوع قبلی مانعۀ الجمع نیست. موفق باشید
نمایش چاپی