بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10889
متن پرسش
سلام: لطفا جواب این سوال رو نمیتونم بدم می تونید کمکم کنید ممنونم: مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب را بخورند؟ چه سوال جالبی؟ کسی جوابی دارد؟ بر همه ی موحدان مبرهن است که شیطان رجیم است و رانده شده از بهشت. پس هنگام گول زدن در بهشت چه غلطی می کرده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث بر روی سوره‌ی مبارک اعراف بحمداللّه در این مورد بحث شد که یک مقام، مقامی است که آدم اسماء الهی را تعلیم گرفت و سپس آن را نمایاند و در این مقام خداوند به ملائکه که شیطان هم در آن مقام بود، فرمود به آدم سجده کنید که آیه‌ی 11 سوره‌ی اعراف متذکر آن است و در این‌جا جناب حوّا مطرح نیست، زیرا حقیقت آدمیت مطرح است که آیه‌ی اول سوره‌ی نساء متذکر آن است تحت عنوان «نفس واحده». یک مقام، مقامی است که آیه‌ی 12 سوره‌ی اعراف متذکر آن است که شیطان از آن مقام قدسی رانده شده ولی در بهشت برزخی که آدم همراه با همسر خود در آن جای دارند هبوط کرده، ولی نه آن هبوطی که آیه‌ی 24 سوره‌ی اعراف متذکر آن است، بلکه هبوطی که آیه‌ی 13 سوره‌ی اعراف آن را مطرح می‌کند و لذا با هبوط از مقام قدسی به بهشت برزخی با آدم و حوّا روبه‌رو است که شجره‌ی ممنوعه مدّ نظر آن‌ها قرار می‌گیرد که صورت مثالی عالَم کثرت است، و چون به آن نزدیک شدند عملاً به دنیا و عالم کثرت نزدیک شدند که حاصل آن هبوط در دنیا بود. موفق باشید
9940
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: من سؤال آنچنانی ندارم اما چیزی هست که مطمئنم برای کاربرای سایت بسیار مفیده خواهش می کنم روی سایت قرار بدید اگه خودتون هم مطلبی به عنوان تقریظ بنویسید ممنون میشم. من جوانی بودم که تا همین چند روز پیش سرمایه جوانی رو به باد دادم و تحت ولایت شیطان زندگی می کردم و سراسر زندگیم شده بود گناهان کبیره و صغیره تا این‌که موقعیت گناه پر لذتی نصیبم شد. اما صدایی درونی به من گفت تا کی گناه و توبه الکی؟! تا کی لذّات زود گذر و محرومیت از زندگی حقیقی؟! تا کی دوری از انس و رحمت حضرت خدا؟! آیا وقت آن نرسیده که دلت با یاد خدا خاضع شود؟ با خودم گفتم یک عمر با امیال شیطانی و نفسانی سرکردیم چه شد زندگی پر از نکبت و خفت و خواری و دل خوش به لذاتی پست بیا و یک شب برای خدا برای احترام به مقام خلیفه اللهی از این گناه بگذر و گذشتم به لطف خدا. قسم به شکاف خانه کعبه از فردای اون روز به قول ما اصفهانیا ما یه پل به خدا نشون دادیم خدا سی و سه پل را بهم نشون داد و خدا گواهه هم در عرصه مادی و هم در عرصه معنوی داره روز به روز برام فرج فراهم میشه و دیگه دارم ربوبیت خدا را در زندگیم می بینم نه اینکه فقط بدانم به خدا قسم بهشت و جهنم اینجاست در همین دنیا در همین درون ما، وای بر چشمی که درک نکنه! جوونای عزیز باور کنید تمام حرفایی که می‌گویند با خدا آشتی کنید، درسته، در آن صورت همه‌چیز برات حقیر و پوچ میشه، لذتی که اکنون دارم از انس با خدا می برم و داره روز به روز بیشتر میشه رو با همه لذت‌هایِ آشغال دنیایی عوض نمی‌کنم. جوونا: جوونی رو جز با انس با حق بگذرونید، باختید، هر چند سکندر زمان باشید، هر چند قارون باشید. به گفته‌ی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه»: غم دلدار فکنده است به جانم شررى / که به ‏جان آمدم و شهره‏ى بازار شدم‏ / در میخانه گشایید به رویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم‏ / جامه‏‌ى زهد و ریا کندم و بر تن کردم/ خرقه‌ى پیر خراباتى و هشیار شدم‏ / واعظ شهر که از پند خود آزارم داد / از دم رند می‌آلوده مددکار شدم‏ / از غم دوست در این میکده فریاد کشم / دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم. چه کنم تا این دری که به رویم گشوده شده همچنان باز بماند؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است، اگر ما یک قدم به سوی حضرت حق برداریم، حضرت حق قدم‌ها به سوی ما برمی‌دارد. در حدیث قدسی داریم: « «مَنْ تَقَرَّبَ إلىَّ شَبْراً تَقَرّبْتُ إلیه ذراعا، و مَنْ تَقَرَّبَ إلىّ ذراعاً تَقَرَّبْتُ إلَیْه باعاً، و مَنْ أتانى یَسَعى أتَیْتُه هَرولة» ؛گر بنده‏ى من یک وجب به من نزدیک شود، من یک ذراع به او نزدیک مى‏شوم و اگر یک ذراع به من نزدیک شود، من به اندازه‏ى فاصله‏ى دو دستِ باز به او نزدیک مى‏شوم. و اگر آهسته به سوى من آید، من شتابان به سوى او مى‏آیم.». ولی فراموش نکنید که امیال گذشته به‌راحتی دست از سر شما برنمی‌دارد و بعضاً به سراغ شما می‌آید و عنصر صبر در اطاعت و پایداری با عهدی که با خدا بسته‌اید در این‌جا بسیار کارساز است. به همین جهت جناب حافظ می‌گوید: «چه عشق آسان نمود اول .... ولی افتاد مشکل‌ها». حال گیرم که با تلاش شیطان یک لحظه به‌خود آمدید و خود را در اعمال خلاف گذشته یافتید، دیدید که برگشت به خدا چه اندازه لذّت معنوی به همراه دارد. پس دوباره توبه کنید و مطمئن باشید این مرتبه با مقاومت بیشتر دینداری را ادامه می‌دهید، حتی اگر باز شیطان کار خود را کرد، باز توبه کنید و این مرتبه سوم خیلی فرق می‌کند و آرام‌آرام روحانیت بقاءِ بر حکم الهی، بر شما حاکم می‌شود. موفق باشید
9142

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: فرمودید در دو روز 1 وعده گوشت، سوال بنده اینست که دکتر گیاهی مان می گویند این فرمایش شما نسبت به اشخاص متفاوت است. در مورد بنده و بچه هایم ایشان می گفتند هر روز هم که استفاده کنید باز نیاز بدنتان است. نظر حضرتعالی چیست؟ 2- آیا با وجود کم بودن میزان گوشت، باز هم 2 روز 1 وعده بیشتر نشود؟ ملتمس دعای خیرتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه بنده عرض کردم مطابق روایت است و مربوط به افرادی است که مشکل خاصی نداشته باشند. اگر مشکل خاصی در میان باشد موضوع فرق می‌کند. موفق باشید
8557
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد مقام معظم رهبری رای و مشارکت مردم را در مشروعیت نظام جمهوری اسلامی موثر می دانند. لطفا توضیح دهید چگونه؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یعنی اگر مردم اصل نظامی که ولیّ فقیه در آن حاکم باشد را نخواهند، نظر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» آن است که آن حاکمیت مشروع نیست و ولیّ فقیه نباید حاکمیت خود را ادامه دهند، هرچند مردم در این مورد به وظیفه‌ی شرعی خود عمل نکرده‌اند. موفق باشید
7376

تبلیغبازدید:

متن پرسش
سلام استاد.شخصی روحانی مراتب سیر و سلوک را میگذراند و با آثار عرفا مانوس است و افرادی چون سیدعلی آقا قاضی را مد نظر دارد .حال اگر ایشان بخواهد برای تبلیغ به کشورهای اروپایی برود چه کند ؟ ایشان خودش هم رغبت ندارد . آخر در بلاد کفر که تا سرت را بالا کنی به تصاویر مبتذل و فضاهای نابه هنجار می افتی و با آن همه فسق و فجور چطور باسیره سیدعلی آقا قاضی جورد در می آید ؟ به نظر شما نظر امام زمان چیست ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم نظر مبارک حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در این مورد چیست. ولی اگر آن فرد در خود این توانایی را می‌بیند که ماوراء فضاهای نامناسب غرب، نظر به وظیفه‌ی خود که تبلیغ اسلام است بیندازد، برود. وگرنه، نه. موفق باشید
3866
متن پرسش
سلام.ببخشیدبنظرشماکسی که فلسفه می خواند تابه تفسیرقرآن برسدتاپایان مقطع دکتری فلسفه راادامه دهد؟یعنی لازم است جزدرفلسفه ی صدرایی درسایرمکاتب فلسفی هم تبحریابد؟ متشکرم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه یک نوع تفکر است و تفکر صدرایی قدرت تدبّر در قرآن را در انسان رشد می‌دهد و اگر در مطالعه‌ی مکاتب فلسفی دیگر گرفتار پوزیتیویسم نشویم امکان رشدیافتن تفکر در آن‌ها نیز هست. موفق باشید
19353
متن پرسش
با سلام: نظر استاد عزیز را در مورد مطلب زیر که در سایت نامبرده شده آمده جویا هستم. با تشکر «به گزارش افکارنیوز، درباره اصل «اسم اعظم»، باید گفت: بسیاری از اندیشمندان دینی معتقدند که «اسم اعظم» صرف دانستن و گفتن یک لفظ نیست، بلکه فراتر از لفظ دارای حقیقتی است که در اثر خودسازی، تهذیب نفس، عبادت و توفیقات الهی در وجود افراد پیدا می‌شود و در پرتو این حالت، خداوند قدرت و مقام والایى به آنها خواهد داد. در آیات و روایات زیادی به وجود اسم اعظم اشاره شده، و آمده است که اسم اعظم در اختیار پیامبران الهی و امامان معصوم (ع) بوده و افراد والا مقامی مانند آصف بن برخیا که توانست تخت بلقیس را از مسافت طولانی برای حضرت سلیمان (ع) حاضر نماید نیز دارای بخشی از اسم اعظم بوده‌اند.[1] با این حال؛ روایاتی وجود دارند که به فرازهایی اشاره کرده و اعلام می‌دارند که اسم اعظم در میان این فرازها وجود دارد که نمونه‌ای از آنها را با قطع نظر از سند در این‌جا ذکر می‌کنیم: امام سجاد (ع) فرمودند: «بیست سال از خداوند درخواست کردم؛ به من اسم اعظم را تعلیم دهد. پس در شبى ایستاده بودم و نماز می‌خواندم. چشم‌هاى من به خواب رفت و دیدم که جدّم رسول خدا (ص) از روبه‌رو می‌آمد. وقتی نزدیک من شد؛ بین دو چشم مرا بوسید و گفت: از خداوند متعال چه خواسته بودی؟! گفتم: اى جدّ بزرگوارم! از خداوند خواستم تا اسم اعظم خود را نشانم دهد. پیامبر (ص) فرمودند: اى پسرم! این دعا را بنویس. گفتم کجا بنویسم؟ فرمودند: با انگشت خود بر کف دستت بنویس؛ دعا این است: "یَا اللهُ یَا اللهُ یَا اللهُ وَحْدَکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ أَنْتَ الْمَنَّانُ‏ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ‏ وَ ذُو الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ وَ ذُو الْعِزِّ الَّذِی لَا یُرَامُ‏ وَ إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِیمُ‏ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِینَ؛ اى خدا! اى خدا! اى خدا! تو یگانه‌اى، تو یگانه‌اى، شریکى براى تو نیست، تو بخشنده، پدید آورنده آسمان‌ها و زمین، صاحب بزرگى و بخشش، صاحب نام‌هاى بزرگ و صاحب عزتی که مغلوب نمی‌گردد. خداى شما خداى یگانه است، نیست خدایى مگر او که بخشنده مهربان است‏ و رحمت خدا باد بر محمّد و بر همه آل او". سپس آنچه خواهی دعا کن». پس آن‌گاه امام سجاد (ع) فرمودند: «قسم به کسى که محمّد را به راستى به پیامبرى فرستاد؛ این دعا را تجربه نمودم و همان‌گونه بود که آن‌حضرت فرمودند». زید بن على گفته که من نیز تجربه نمودم چنان بود که پدرم على بن الحسین گفت."
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی حضرت سجاد«علیه‌السلام» با آن آمادگی روحیه‌ی خاص‌شان و وقتی جناب زیدبن علی آن مرد متقی و فقیه و شجاع، آمادگی لازم جهت تجلی اسم اعظم را یافتند، آن دعا می‌تواند بستر آن تجلی را فراهم کند، نه آن‌که هرکس با هر روحیه‌ای آن دعا را بخواند، منوّر به اسم اعظم می‌شود! موفق باشید

18551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام: استاد لطفا سوال 18539 رو جواب بدید. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی به ایمیل‌تان جواب داده شد. موفق باشید

14520
متن پرسش
با سلام: بنده به توفیق الهی تا صوت سوم جلسات تفسیر حمد امام که شرح فرمودین رو گوش کردم آیا برداشتهای بنده صحیحه؟ در مورد تشکیک در وجود: 1. کل عالم وجود به مراتب گوناگون دارای وجود هست که مرتبه اعلی عین الوجوده که الله هست و این عین الوجود تجلی میکنه و مراتب مادون ایجاد میشه که ضعیف تر از عین الوجود هستن و هر مرتبه ای گر چه تجلی مرتبه مافوق هست اما به این لحاظ که ضعیفتره عین مرتبه مافوق نیست و از جهت اینکه وجوده نازله اون مرتبه مافوق هست به تمام کمالات که نازله کمالات مافوق هست. از hین جهت مرتبه مادون هم همون مافوق هست اما به نازله، یعنی وجودات نداریم بلکه همه یه وجود هستند اما به تشکیک و شدت و ضعف، در نظام طولی. اما از آنجایی که وجود تجلی میکنه مراتب نازله وجود به هر حال عین الوجود نیستن بلکه مرتبط ولو به نحو عین الربط به عین الوجود هستن. 2. برداشت من از صحبت عرفا. یک وجود بیشتر در صحنه نیست که این وجود البته تجلی میکنه، به این معنا که اسم جامع الله تجلی میکنه. اما این بار در تجلی الله مراتب مادون ایجاد نمیشه بلکه الله یک تجلی واحد میکنه گرچه آسمان و زمین و ... هم ظهور دارند اما اینها صور اسماء هستند و جلوات اسم الله هستن که در هر کدوم از این جلوات عارف کامل اسم الله رو به جامعیت میتوانه ببینه. حالا این آسمان و زمینی که ما با چشم سر می بینیم اشتباه ندیدیم اینها سراب نیست اما در حد خودمون دیدیم اگه بالاتر بریم اسماء الهی رو در اینها بیشتر و بیشتر مشاهده می کنیم... به چشم دل نه به چشم سر.. و البته این آسمان و زمین در واقع و تکوین هم میتونیم بگیم که اسم الله هست که به این صور متجلی شده... به صورت سنگ .. انسان یا...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه متوجه امر هستید. جلوتر بروید تا به جامعیتِ لازم که جمع بین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور است، دست یابید. موفق باشید

13825
متن پرسش
سلام علیکم: نظر شما درباره آقای مصطفی حسینی طباطبائی چیست؟ آیا نظرات و مطالب ایشون قابل استناد و اعتماد هست؟ نظر شما در مورد رشاد خلیفه چیست؟ آیا کتابی در خصوص رد عقاید او وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده عزیزان را نمی‌شناسم. اگر بتوانید با نور توحید از طریق معارف اسلامی مثل خطبه‌های توحیدی نهج‌البلاغه آشنا شوید و از طرفی انقلاب اسلامی را مظهر اراده‌ی الهی بدانید، هرکس را در این فضا می‌توانید ارزیابی کنید. به همان شکل که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «إِنَّ دِينَ اللَّهِ لَا يُعْرَفُ بِالرِّجَالِ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِّ وَ اعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَهُ»، دین از طریق افراد شناخته نمی‌شود بلکه از طریق حق شناخته می‌شود لذا حق را که همان توحید و اراده‌ی الهی در زمانه است را بشناس و ذیل آن افراد را شناسایی کن که کدام اهل حق‌اند و کدام اهل حق نیستند. موفق باشید

12962
متن پرسش
سلام: آیا این جمله درست است: «نور همه جا هست اما همه اش همه جا نیست این نور پراکنده شده است مقداری نور آن جاست مقداری اش هم اینجاست»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نورانیت نور به خودی خود تقسیم‌بردار نیست، هرچند در نگاه محدود علم تجربی آن را به عنوان مجموعه‌ی فوتون‌ها تجربه می‌کنند زیرا حدّ و برداشت علم تجربه از نور، در این محدوده است. موفق باشید

11989
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز لطفا لینک کتاب 10 نکته از معرفت نفس را اصلاح کنید دانلود نمی شه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فایل ورد آن بر روی سایت جهت استفاده کاربران گرامی قرار گرفت. مدیریت سایت

11762
متن پرسش
با سلام: سوالی خدمتتان داشتم به نظر بنده تیم مذاکراتی حداقل 6 تا از خطوط قرمز رهبری را رد کرده است؟ آیا هم دلی و هم زبانی ایجاب می کند که بنده از این توافق حمایت کنم؟ آیا نقد محترمانه و منصفانه دولت و ناراحت بودن از عبور دولت از خطوط قرمز رهبری ایراد دارد؟ آیا باید به عبور دولت از خطوط قرمز رهبری خوشبین بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گله‌ی بنده از آن آقایانی است که تصور خود از عبور دولت از خطوط قرمز های رهبری را منطقی می‌دانند، در حالی‌که بنده نتوانستم ادعاهای آقایان را نسبت به عبور دولت از خط قرمزها بپذیرم. گویا به جای همدلی و همزبانی با دولت، برعکس آن عمل می کنند و محذورات دولت و انقلاب را در نظر نمی گیرند و این یکی از ضعف‌های عمده‌ی جریان اصول‌گرایی است که معتقد است «هرکس با ما نیست، بر ما است» و عملاً جریان اصول‌گرای ما به جای آن‌که جبهه‌ای جهت تقویت مبانی انقلاب باشد، به یک حزب تبدل می‌شود. موفق باشید

9613

در تکفیربازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: قبلا به طور شفاهی در مورد تفاوت تکفیر و نقد سوال پرسیده بودم با عرض معذرت لطفا یک بار دیگر کتبی بیان بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که در تکفیر شخصِ تکفیرکننده که فعلاً در یک نوع سلفی‌گری ظهور کرده، قدرت فهم سخن مقابل خود را از دست می‌دهد و همین‌که می‌یابد سخن رقیبش غیر از سخن اوست او را تکفیر می‌کند. ولی در نقد سخن طرف مقابل، ابتدا انسان تلاش می‌کند سخن رقیب را بفهمد و سپس سعی می‌کند ضعف‌های آن را روشن کند. کتاب آقای دکتر علی اصغر مصلح تحت عنوان «ادراکات اعتباریث علامه و فلسفه‌ی فرهنگ» نکات خوبی دارد. موفق باشید
8748
متن پرسش
سلام علیکم اسعد الله ایامکم در آیه «و ما رمیت اذ رمیت و لاکن الله رمی» جایگاه اختیار پیامبر (ص) کجاست؟ یعنی در کدام مرحله پیامبر (ص) اختیار کردند که تیر بیاندازند؟ 2. آیا مقام معنوی پیامبر (ص) که در شرح این آیه فرمودید مختص خود پیامبر (ص) است یا اهل البیت (ع) هم دارای چنین مقامی هستند؟ سایر مومنین هم می توانند به این مقام به نازله برسند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- با تمام وجود خود رسول اللّه«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» اختیار کردند ولی اختیارشان با اراده‌ی الهی تطبیق کامل دارد به طوری که اختیارشان به وسعت اراده‌ی الهی گسترش یافته. 2- رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل البیت«علیهم‌السلام» از این جهت همه در مقام بقای بعد از فنا هستند، حتی در زیر سایه‌ی این بزرگان، کُمَّلینی مثل حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نیز این‌چنین‌اند. موفق باشید
8375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد در زمینه ی فقهی و مسائل شرعی شما آیت الله جوادی آملی را اعلم تر میدانید یا آیت الله وحید خراسانی را ؟در ضمن به مسائل سیاسی اشان هم هیچ کاری ندارم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نظردادن در این مورد برای من مشکل است، کسی باید نظر دهد که درس هر دو بزرگوار را رفته باشد و جوانب موضوعات فقهی را می‌شناسد. موفق باشید
7602
متن پرسش
سلام فرق عصمت انبیا با عصمت اهل بیت(14 معصوم ) در چیست؟؟ در کتاب"مبانی نظری امامت و نبوت" نوشته شده بود که هردو موهبتی است. خودتون گفتید که عصمت درجه دارد.میخوام بدونم درچه عصمت اهل بیت با دیگر انبیا چه فرقی دارد؟؟ 2-آیا جریان آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) بعد از ایراد خطبه ایشان در مسجد مدینه است؟؟ آیا سقیفه درست در روز دوشنبه که پیامبر رحلت کرد،تشکیل شد یا فردای آن روز سه شنبه؟؟؟ آیا جمله حضرت زینب در عصر عاشورا که همه را متوجه روز دوشنبه میکند،مربوط به رحلت پیامبر است یا تشکیل سقیفه؟؟ ممنون یاعلی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- درجه ی عصمت انبیاء به درجه ی توحیدی است که در کتاب آسمانی آن‌ها هست و از آن جایی که قرآن عالی‌ترین درجه ی توحید را داراست و قلب مبارک ائمه منطبق بر قرآن است عصمت ائمه از عصمت همه ی انبیاء شدیدتر است 2- بلی 3- هنوز رسول خدا (ص) را دفن نکرده بودند و علی(علیه السلام) مشغول غسل حضرت بودند که عازبن براء خبر آورد که ابابکر خلیفه شد. در حالی که عصر روز سه شنبه یعنی روز بعد از رحلت و غسل رسول اللَه (ص) آن حضرت را دفن کردند. 4- معلوم است که اشاره ی حضرت زینب(س) به روز دوشنبه است که سقیفه کار خود را کرد. موفق باشید
7401

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم شروح دکتر ابراهیمی دینانی بر اشعار حافظ و ... را چگونه ارزیابی میکنید آیا وقت بگذاریم روی آنها ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر دینانی زحمت کشیده‌اند و انسان مفیدی در این امور هستند. موفق باشید
7083
متن پرسش
سلام استادچندماهی است توی این دوتامشکل بدگیرکردم چه کارکنیم که جایگاه خودمون رو توی این دنیایی که خیلی وضعیتش خیلی بهم ریختس بدونیم کجاست تا بعدنشویم هرسخنرانی وهرکسی ادعایی میکنددرباره تحصیل و کار وآینده من سریع فکرمیکنم آهان باید همین کارو بکنم ومدام پوپی روی پوچی و ایجاد وظایف وهمی؟ ساکن تهرانم وضعییت بیرون اصلاجالب نیس چه کارکنم بااین حرف که مگه چه اشکالی داره بی حجابی ونگاه عادی شده افرادبه نامحرماین بدترمیشه وقتی همین وضع توی فامیل وتلویزیون و..هم هست یاجمله رییس جمهورمون مهم عفت است درسته شایدبی حجاب باشند؟! باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مباحثی که در مدرسه‌ی معصومیه‌ی قم عرض شد و صوت آن روی سایت هست کمک کند. آن‌جا روشن شد بخواهیم و نخواهیم تاریخی با حضور امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در این عصر شروع شده که آن تاریخ رجوع به معنویت و بندگی خدا است حال اگر کسی خود را وارد این تقدیر بزرگ الهی نکند گرفتار رنج بی‌تاریخی می‌شود و پوچی تا عمق استخوانش نفوذ می‌کند. موفق باشید
5119
متن پرسش
سلام علیکم.آقای استاد چرا گفته می شود فرهنگ مدرنیته قتلگاه حقیقت صمدی انسان هست؟مگر انسان چیست که این همه بالا می برید او را و می گوید حقیقت صمدی؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور این باشد که انسان با روح خلیفه‌اللهی خود و با سعه‌ی وجودی که دارد باید تمام مناسبات را در همان اساس معنی کند در حالی که مدرنیته صرفا با بعد نفس اماره‌ی انسان، انسان را در مناسبات عالم وارد می‌کند. موفق باشید
3545
متن پرسش
سلام. استاد بزرگوار؛ در روایاتی خوانده ام اگر کودکی صدای نفس والدین را در حین مسایل جنسی بشنود، حتما در زندگیش زنا می شود؛ متاسفانه در کودکی به علت اینکه خانه ما کوچک بود گاهی اصواتی به گوش ما بچه ها میخورد، حالا باید چه خاکی به سرمان بریزیم. ما یعنی آخرش در زندگی به زنا دچار می شویم؟اگر به خدا توکل کرده و از او بخواهیم این طور نشودچه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این‌ها بالإقتضاء است و نه علت حقیقی و لذا به نور الهی آثارش مرتفع می‌شود. موفق باشید
2577
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید من در دانشگاه ازاد اسلامی واحد دزفول درس میخوانم اولا اینجا محیط مختلط است دوما حجاب افتضاح است خوب چه لزومی دارد محیط مختلط باشد که مسئولینش به عذاب قبر به حق امام زمان دچار شوند سوما من با قرار گرفتن در همچنین محیطی حس و حال معنوی ام از دست میرود ونفسم جمعیت خاطر را از دست میدهد ؟/ سوال دوم ایا ان دنیا هم دست ادمیزاد اداره میشود یا خداوند بزرگ جهان پس از مرگ /چرا رهبری در مورد این قضیه اقدامی نمیکنند ؟خداوند نابود کند انسانهای که فقط به فکر مادیات هستند با این دانشگاه ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی انسان چاره‌ای از حضور در این مراکز نداشته باشد باید مواظب بود نگاهی به این افراد نیندازد که در حافظه و خاطره‌ اش بماند. مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» وظیفه دارند رهنمودهای اصلی را بدهند و مسئولین هستند که باید آن‌ها را به قانون در آورند و اجرایی کنند. موفق باشید
1320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام شمادرموردادراکات اعتباری علامه ونقشی که می توانددردیدگاههای ایشان درفلسفه اخلاق یافلسفه دین بگذارد،اطلاعاتی دارید؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در حدّ مقالات 6 و 7 اصول فلسفه اطلاع دارم و سخنان آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در رابطه با نظرگاه علامه«رحمة‌الله‌علیه» در کتاب «شریعت در آینه‌ی معرفت» . موفق باشید
1121

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی.انشاءالله هشتم شعبان عازم عمره دانشجویی هستم. خواهش میکنم توصیه هایی به بنده در خصوص این سفر بفرمایید. این سفر برای من خیلی مهمه، اگر کتاب یا جزوه ای هم معرفی کنید خیلی ممنون میشوم. تعجیل در فرج آقا صلوات یاعلی مدد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با آرزوی توفیق کامل. دو جزوه در سایت هست مطالعه فرمایید، یکی حقیقت حج و دیگری وظیفه‌ی حجاج پس از برگشت. مطالبی دارد که در حین اعمال به کارتان می‌آید. التماس دعا. موفق باشید
30326
متن پرسش
سلام: نظر شما در مورد این شرح از غزل حافظ چیست؟ اهل عرفان مانند مرحوم حاج اسماعیل دولابی و آیت الله یعقوبی قائنی در شرح این بیت حافظ که «نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش» می گویند: منظور رجب و شعبان و رمضان است. در نظر اولیه، این سخن حافظ در همین غزل که «منتظر رحمت می باش» با توصیفات مکرر از این سه ماه که گفته می شود مملو از رحمت و غفران الهی هستند سازگار است. اما باید شواهد بیشتری برای این تأویل عرفانی یافت. معنای اولیه این بیت این است که سه ماه می بخور و بقیه سال از می پرهیز کن و بیش از این زیاده روی نکن. اما اگر پارسایی را نزد حافظ بهتر درک کنیم باید گفت معنای کامل این است که سه ماه می بخور و بقیه سال اثرات این می پرستی را از باطن به ظاهر بیاور. منظور از پارسایی در اینجا زهد ریایی نیست که در تقابل با رندی است بلکه وقتی حافظ در پایان این غزل می گوید: «معاشر رندان پارسا می‌باش» منظورش پارسایی است که با رندی سازگار است بلکه از «عشق و می» ناشی می شود. در طریقت حافظ شریعت و مقام ظاهر دو معنا دارد یکی در تقابل با طریقت است و دیگری ادامه و وامدار طریقت است. یکی زهد است و دیگری پارسایی. پارسایی باید طوری تعریف شود که با رندی سازگار باشد و آن ظهور و بروز آن جلوه از رند است که ظاهر را نگه می دارد و از طریقت به شریعت می رسد. معمولاً شارحان مراقبات رجبیه به مقایسه این سه ماه با هم می پردازند ولی حافظ و عرفایی دیگر، علاوه بر این مقایسه، به مقایسه این سه ماه با بقیه سال توجه می کنند. اگر یک سال را به چهار سفر سه ماهه تقسیم کنیم یک سفر سه ماهه از آن «می پرستی» است و می توان اسفار اربعه را در سال تعریف کرد و نگذاشت که همه سال فقط در سفر اول صرف شود. بلکه عرفان کامل آن است که سالک فقط در مقام مستی نماند و دوباره به پارسایی برگردد. این همان مقام رندان پارساست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است. بنده هم در عرایض خود نسبت به سه ماه مذکور همین مطلب از آن غزل را شاهد آوردم. آری! «سه ماه میّ خور و نُه ماه پارسایی کن». موفق باشید

نمایش چاپی