بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16644
متن پرسش
سلام علیکم: همانطور که در نظر بزرگان داریم محبت ایمانی به جنس مخالف بلامانع است و روی این مورد سوالی نداریم ولی به نظر می رسد این محبت با حساسیتی همراه است مثلا خوبی جنس مخالف (چه مرد به زن و چه زن به مرد) ممکن است برای ما با حساسیت همراه باشد یا مثلا اگر کسی در قالب وظیفه بخواهد برای جنس مخالف وظیفه ای انجام دهد آن کار را با حساسیت انجام می دهد حال سوال این است این حساسیت ها (فارغ از هرگونه بحث شهوانی) طبیعی است؟ و لطمه ای به ارزش محبت ایمانی یا وظیفه ای که ما در قبال جنس مخالف انجام می دهیم نمی زند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی با طرح موضوع نامحرم‌بودنِ جنس مخالف، متوجه بوده که عموماً انسان‌ها در ارتباط با جنس مخالف گرفتار تحریک قوه‌ی واهمه می‌شوند و بدین لحاظ است که خداوند تأکید دارد کم‌ترین ارتباط را انسان با جنس مخالف داشته باشد مگر در حدّ ضرورت عقلی و شرعی. حال شما در نظر بگیرید وقتی کسی عکس غیر محجوب جنس مخالف را بنگرد قوه‌ی واهمه‌ی او چه بلایی بر سرش می‌آورد و چگونه او را از عالی‌ترین رابطه با عالم قدس و معنا محروم می‌نماید. موفق باشید  

16574

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در انتهای سخنرانی‌ نکته پنجم از «ده نکته» فرموده بودید (موقع رحلت امام خمینی (ره) یک روح برزخی به شما گفت حضرت عزرائیل که آمد جان امام را بگیرد امام گفتند من که اینجام) و در واقع هیچ سختی جان کندنی نداشتند با این حال چگونه امیرالمومنین که قابل قیاس با امام هم نیستند در لحظات آخر عمر شریفشان می فرمایند (ای ملائکه با من با مدارا رفتار کنید) و همچنین جریان‌جان دادن حضرت موسی (ع) که با اینکه در بین انیبای قبل از خود اسهل الموت بودند جان دادنشان را به زنده زنده پوست کندن گوسفند تشبیه کردند آیا به این روایات و صحتشان اشکال وارد است یا این دو با هم قابل جمع است؟ ممنون میشوم اگر توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در آن مناجات، برای خود و برای آموزش ما زمینه‌ی بهترین قبض را از طریق عزرائیل در راستای قبض روح از نفس ناطقه‌شان فراهم می‌کنند، وگرنه حضرت عزرائیل با نظر به مقام نوریِ حضرت جهت قبض، از حضرت اذن می‌گیرند. ظاهراً آن روایت مربوط به یکی از یاران رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باید باشد و یا پیام بسیار عمیق توحیدی دارد که قبضِ از مقام توحیدِ فعلی به مقام توحیدِ ذاتی است. با این‌همه جایگاه عرفانی حضرت امام را نباید کم گرفت. موفق باشید

16262
متن پرسش
با سلام: من کتابهای زیبا و عمیق شما را مطالعه کرده ام. در مورد تعداد آسمانها که هفت است و بزرگان آن را با هفت مرتبه درونی انسانها تطابق داده اند، برایم سوال پیش آمده که در برشمردن تجلی خداوند مرتبه عقل و خیال و حس را گفته اند که می شود سه تا، آیا این سه مرتبه جزو هفت آسمان حساب نمی شود؟ لطفا کمی توضیح دهید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم هفت آسمان، به عنوان هفت‌مرتبه‌ی واقعی از مراتب وجود، مدّ نظر دین است. که البته می‌توان در سیر اَنفسی، آن را با هفت‌مرتبه از روح تطبیق داد که جناب کاشانی در مقدمه‌ی بسیار عالمانه‌ی خود بر «منازل‌السائرین» خواجه عبداللّه آن هفت‌مرتبه‌ی انفسی را متذکر شده‌اند. به این صورت که وَجه نفسِ یل‌البدن را یک‌مرتبه گرفته‌اند و وَجه نفسِ یل‌القلب را مرتبه‌ی دیگر، که با احتساب نفس، می‌شود سه‌مرتبه. و در مورد قلب نیز، وجه یل‌الروح را در نظر گرفته‌اند که با احتساب خود قلب، که دومرتبه حساب می‌شود و همین دو مرتبه برای روح هست با در نظرگرفتن وجهِ یل‌السرّی آن. و با احتساب خودِ سرّ، جمعاً می‌شود هفت مرتبه. موفق باشید

16110
متن پرسش
سلام: متن زیر درباره شهدای مدافع حرم ناظر به مباحث شما تنظیم گشته است. لطفا ضمن رد یا تایید، از جایگاه تاریخی مدافعان حرم برایمان بگویید. مدت ها بود بر سر این مساله با خود درگیر بودم که امروز کدام وظیفه برای من در اولویت است؟ دفاع از حرم اهل البیت علیهم السلام در شام و عراق یا دفاع از مرزهای فکری _ فرهنگی انقلاب اسلامی در کشور خودم؟ و عموما پس از اندک تاملی، براحتی خودم را قانع می نمودم که الیوم، دفاع از انقلاب اسلامی در عرصه جنگ نرم به مراتب از جنگ سخت در میدان نبرد با جریانات تکفیری ضروری تر است. این کشمکش و جنگ درونی تقریبا اغلب اوقات با من بود تا اینکه... این اواخر، هجمه ی تبلیغاتی سنگین جریانات رسانه ای رذل مآب جبهه استکبار به مدافعین حرم اهل البیت علیهم السلام، توجه و حساسیت مرا نسبت به علت و چرایی این جنگ رسانه ای کثیف بر انگیخت. البته این حساسیت با علم به این واقعیت شکل می گرفت که استکبار، تا وقتی دفع ضرر و یا کسب منفعت برایش مطرح نباشد، حاضر نیست حتی یک سِنت از جیب نامبارکش هدر برود. پس دقیقا این سوال برای من بوجود آمد: مخارج و هزینه های هجمه ی رسانه ای غرب بر ضد مدافعین حرم، در راستای جلب کدام منفعت و یا دفع کدام مضرت برای استکبار قابل تفسیر است؟ لذا در پی پاسخ به این سوال به جستجوی اثرات و ثمرات جانفشانی مدافعین حرم در پاسداری از حریم اهل البیت علیهم السلام پرداختم تا شاید علت بغض مستکبرین از ایشان را در یابم. و الحمدلله، در نتیجه ی کاوش این ثمرات، یافتم آنچه را که باید... همه ما خوب می دانیم که بعد از فتنه سال 88، نگاه برخی اقشار و بخصوص برخی جوانان و نخبگان پایتخت نسبت به نظام مقدس اسلامی، بدبینانه و فضای فتنه آلود آن مقطع، بین این عزیزان با حقیقت انقلاب زاویه ایجاد نمود. و این دل چرکی که مطلوب دشمنان انقلاب در پیاده سازی استراتژی نفوذ بود ادامه داشت و تبلیغات مسموم رسانه های استکبار نیز روز بروز این شکاف را عمیق تر می نمود. این ماجرا ادامه داشت تا آنجا که خون سرخ مدافعین حرم، تاثیر خود را در صفحات شخصی جوانان و نخبگان این مرز و بوم در فضای مجازی گذاشته و تقریبا تمامی تیپ های فکری و فرهنگی به نوعی ارادت خود را نسبت به این شهدا ابراز داشتند. ابراز ارادت نسبت به شهدایی که ذیل ولایت، جان در کف، کیلومتر ها آن طرف تر از مرزهای جغرافیایی ایران، از مرزهای عقیدتی اسلام و انقلاب دفاع می کنند، واقعیتی به شدت تلخ و مرگبار برای جریان نفوذ نرم و موذیانه ی مستکبرین در حریم انقلاب اسلامی و صاحبان حقیقی آن یعنی مردم ایران است. مدافعین حرم، پیش از آنکه مدافع حرم اهل البیت باشند، مدافع حریم فکری فرهنگی اهل البیت اند که تجلی حقیقی آن در این زمانه، انقلاب اسلامی ست. این عزیزان مدافعان حقیقت انقلاب در برابر جریان نفوذند. و مگر این شهدا چه کرده اند جز دفاع از حرم اهل البیت و دفاع از مظلومان دیار شام و عراق؟! بزرگی می فرمود: این بچه ها (مدافعین حرم) رفتند تا از حرم حضرت زینب دفاع کنند اما سرنوشت تاریخ را تغییر دادند. حقیقت آن است که مدافعین حرم، اثری غیرقابل وصف در جهت توجه دادن قلوب به افق تمدنیِ انقلاب اسلامی داشته و دارند. امروز به برکت خون شهدای معرکه ی برون مرزیِ شام، اقشار مختلف مردم و نخبگان، از دانشجو و هنرمند و ورزشکار گرفته تا عموم ملت، با وجهه ای از انقلاب تحت عنوان «دفاع از مظلوم در اقصی نقاط عالم» بطور ملموس آشنا شده و عظمت انقلاب به عنوان یک حقیقت تمدنساز را به برکت خون این مردانِ مرد، با تمام وجود احساس نموده اند. و کیست آنکه نداند نظر به بعد تمدنی انقلاب اسلامی، بلای جان نفوذی های استکبار که همه ی وجود منحوس خود را ذیل تمدنی دیگر و در افق غرب جستجو می کنند است. خون شهدای حرم، قبله ی جان ملت و نخبگان را ماورای دعواها و فتنه های سیاسی، مشکلات اقتصادی، فساد و دیاثت های خیانت بار، متوجه حقیقت تمدنی انقلاب نموده و تمام آرزوهای این قوم منافق در دلسردی ملت و انحراف کشتی آرمان های انقلاب را نقش بر آب می نماید. درود خدا بر آن عزیزانی که با نثار خون خویش، هم افق جدیدی در پیش دیدگان مردمان زمانه ی ما گشوده و انقلاب را بیمه نمودند و هم به دفاع از حرم اهل البیت پرداختند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به خوبی متوجه‌ی جایگاه تمدنیِ شهدای مدافع حرم شده‌اید. آری! سیاستمداران ما بعضاً نتوانسته‌اند روح انقلاب را آن‌طور که شایسته‌ی انقلاب است در صحنه‌های سیاسی جهان به میدان آورند تا معلوم شود انقلاب اسلامی راهی است غیر از راه تمدن غربی. شهدای مدافع حرم از یک طرف، و حزب اللّه لبنان از طرف دیگر در سوریه نشان دادند که فرهنگ دیگری غیر از تمدن غربی به صحنه آمده است و این رساترین و روشن‌ترین حضور تمدن اسلامی در این تاریخ است و بدیهی است که تمدن غربی با تمام عواملش در مقابل شما بایستد.  موفق باشید

15397

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بهترین ترجمه صحیفه ی سجادیه از کیست؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ترجمه‌ی آقای حجت‌الاسلام شیخ حسین انصاریان با ویرایش استاد حسین ولیّ، خوب است. موفق باشید

14469
متن پرسش
با سلام حضرت استاد: 1. شما در یکی از فرمایشاتتون این طور فرمودین که پیامبر اکرم (ص) اولین مخلوق حق تعالی هست از بین تجلیات خلقی، آیا منظور شما همین روح متشخص و جزئی پیامبر (ص) هست که در زمین به بدن مادی ایشون تعلق گرفته؟ و چون به این بدن مادی تعلق گرفته حقایق مافوق رو تا حدودی فراموش کرده.. فرمودین در مبانی مهدویت اینو توضیح دادین اما من صوتش رو توی سایت ندیدم. 2. آیا میتونیم حقیقت محمدیه رو همون تعین اول و حضرت احدیت بدونیم به این اعتبار که همین یک ظهور تجلی میکنه و ظهورات حقی و خلقی بعدی رو ظاهر میکنه و به عبارت دیگه حقیقت محمدیه همون احدیت و واحدیت و مادون رو تشکیل میده؟ و در واقع حقیقت محمدیه همه مراتب هست از احدیت به مادون اما به نزول حضرت احدیت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین مخلوق فوقِ سایر مخلوقات است و بر بقیه‌ی مخلوقات ولایت دارد و نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با آن روحْ متحد است. کتاب «مبانی معرفتی مهدیت» به صورت کتاب تدوین شده است نه به صورت صوت 2- مقام حقیقت محمدیه مقام اتحاد با نور اللّه یعنی مقام واحدیت است و مقام احدیت باطنِ حقیقت محمدیه است. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» از آن جهت که خواسته‌اند مقام خلافت الهی را روشن کنند این موضوع را تا حدّی به صورت مبسوط طرح کرده‌اند. موفق باشید

13735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید بنده در رشته روانشناسی در یکی از دانشگاه های آمریکا مشغول به تحصیل هستم. با استادی کار می کنم که خانمی است که شاید به دلیل حجاب اسلامی و تاکید بنده بر عدم حضور در جلساتی که مشروبات الکلی وجود دارد و غیره، مدام بر ارزش های اسلامی و حکومت حاکم بر ایران توهین می کند. حتی یک بار گفت که حکومت شما یک حکومت شیطانی است. مدام مسائلی مانند تسخیر لانه جاسوسی در ایران را دستاویز قرار می دهد و گوشه کنایه می زند. بنده اکنون مرحله اولیه تحصیلم را دارم به پایان می رسانم و با دشواری هایی امکان عوض کردن این استاد شاید برایم وجود داشته باشد ولی از آنجا که این خانم استاد برجسته ای در زمینه کاری بنده به حساب می آید و کلیه مسیر تحصیلی ام دچار تغییر می شود بسیار بر این امر مردد هستم. از طرفی شکنجه روحی می شوم و احساس می کنم عزت من تحت شعاع قرار گرفته و از سوی دیگر اگر بتوانم با توجه به سطح علمی او شرایط را تحمل کنم، شاید بتوانم خدمات ارزنده ای ان شاءالله بعد از بازگشت به میهن داشته باشم. نمی دانم در این امر باید کدام را در نظر بگیرم. عزت یک مسلمان و یا وضعیت علمی آینده ام. می ترسم از سر خودخواهی و هوای نفس تصمیمی بگیرم که متضرر شوم. لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این افراد به جهت جهل و نادانی‌شان این‌طور قضاوت می‌کنند. بدون این‌که لازم باشد کلاس را ترک کنید، در فرصتی مناسب او را دعوت کنید به ایران تا خودش راحت‌تر قضاوت کند. موفق باشید

13463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد نظر شما در مورد دروس «طهارت نفس» آقای صمدی املی را می خواستم اشتباهی نوشتم «معرفت نفس»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهم‌رفته خوب است منتها باید در حدّ وسع عمل کرد که به زحمت نیفتید. مضافاً که مدرنیته بعضاً بلایی بر سر مزاج‌های ما آورده است که درمان طبیعی به تنهایی جواب نمی‌دهد. موفق باشید

13389
متن پرسش
سلام خدمت آقای طاهرزاده: من یه جوان حداقل به ظاهر هیئتی و کاملا ولایی هستم. یه سوالی در خصوص توسل به ائمه، به خصوص امام حسین (ع) بد جوری ذهن منو درگیر کرده، من تا مدت ها به این فکر می کردم که تا وقتی خدا هست و می شنوه، چه لزومی داره از ائمه بخوایم، مگه اونا از خدا مهربون ترن؟ مگه شنوا ترن؟ مگه از خدا به ما نزدیک ترن؟ بسیار درگیر این سوال بودم که به جواب های قانع کننده ای رسیدم، حداقل قانع کننده برای من. جوابی که من براش پیدا کردم اینه که خدا قبل از این که رحمان و رحیم باشه، عادل و عدل مطلق هست، مثلا اگه دعای من به انداره ای تاثیر داشته باشه که دعای مثلا آیت الله بهجت داره، خب این عدالت نیست، به این دلیله که ما به اهل بیت توسل می کنیم و در واقع طبق خواسته ی خدا تو قران ائمه رو وسیله قرار میدیم، گناهامون باعث میشه که دعاهایمان به خدا نرسه؛ این جوابی بود که پیدا کردم اولین سوالم از شما این هست که این جوابی که من برای سوالم پیدا کردم و این طرز تفکرم درست هست یا خیر؟!! اما سوالم دوم از حضرتعالی آنجا به وجود آمد که در دعاها، مثلا دعاهای ماه رمضان و بقیه ی دعاها، دیدم که ما مستقیما با خدا حرف می زنیم، من موندم! بالاخره حرفای ما به خدا میرسه یا نه؟! اگه میرسه دیگه چرا به اهل بیت (ع) توسل کنیم، خدا که از همه بخشنده و مهربون تره و برای رفاقت بهترینه. اگه گناهامون زیاده و دعاهامون اثر نداره، چرا سر سجاده و دعاهای دیگه مثل کمیل و ابوحمزه و .... مستقیما با خدا حرف بزنیم؟! برای رفاقت امام حسین رو انتخاب کنیم یا خدا؟ حقیقتشو بهتون بگم من میدونم هر کدام باید جایگاه خودشونو تو فکر و عقیده ما داشته باشن، اما در عمل جایگاه ها رو قاطی می کنم و جوابی براش ندارم، مثلا موقعی که ناراحتم یا مثلا وقتی که خدایی نکرده گناهی مرتکب میشم، با امام حسین حرف بزنم بگم آقا جان هیئت را هم دادی یا حضرت زهرا اشک بهم هدیه دادی اما من نامردی کردم ... یا اینکه با خدا حرف بزنم، خدایا این همه نعمت دادی اما من ... احساس می کنم چون جوان هستم این دغدغه ها سراغم میاد، شدیدا بدنبال حقیقت هستم خیییلی ممنون میشم منو از سردرگمی نجات بدید و برایم دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «یار نزدیک‌تر از من به من است / این عجب بین که من از وی دورم». آری! خداوند که مغلوب هیچ حجابی نیست به ما نزدیک است ولی ما از نظر شخصیت خود به جهت حجاب‌هایی که داریم به او نزدیک نیستیم و در سیر نزدیکی به او، انسان‌های معصوم را مدّ نظر قرار می‌دهیم. ولی در سخن‌گفت با خداوند که در ادعیه مطرح است با نزدیکی او به خودمان روبه‌رو هستیم و این دو با یکدیگر فرق می‌کند. نکته‌ای را که یافته‌اید دنبال کنید تا نتایج خوبی بگیرید. پیشنهاد بنده آن است که سعی کنید با معارف معرفت نفسی و یا برهان صدیقین، مأنوس شوید تا خودتان بتوانید جواب این‌گونه سؤالات را داشته باشید. موفق باشید

13108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: اگر ممکن است مایلم منظور امیرالمومنین را از حکمت 238 نهج البلاغه بدانم: زن همه اش بدی و شر است و بدتر از آن این است که از داشتن وی گریزی نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مطابق شواهد روایی عرض شد، بعضاً از جملات خود حضرت روشن می‌شود که زن به معنای مظهر شهوت است و در این رابطه می‌فرمایند شرّ است که شهوت به خودی خود اگر در کنترل شریعت قرار نگیرد، چنین تبعاتی را به همراه دارد و از آن جهت می‌فرمایند از آن گریزی نیست که انسان نباید شهوت را سرکوب نماید بلکه باید آن را کنترل کند. موفق باشید

12813
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: بنده از فرمایشات شما این‌گونه برداشت کرده‌ام: «استفاده از ادواتی که مکتب مدرنیته به سبب رسیدن به هدف خود آن‌ را ایجاد کرده است، در جهت ساخت تمدن اسلامی منتهی به ظهور، نه تنها سودی ندارد بلکه در صورت تداوم در به‌کارگیری این ادوات در امور فرهنگی، بعد از مدتی جهت آن فعالیت تماماً به سمت مدرنیته سوق پیدا خواهد کرد.» با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان که توصیه به استفاده‌ی هنری حق شناسانه با ابزاری همچون کاریکاتور، تئاتر و غیره دارند، چند سوال در ذهن بنده مطرح گردید که استدعا دارم پاسخ دهید. 1. آیا ادوات فوق الذکر اساساً از مصادیق مدرنیته محسوب می‌شود؟ 2. استفاده از این اداوات که حضرت آقا توصیه فرموده‌اند به جهت عبور از زمانه‌ی مدرنیته است یا به طور کلی استفاده از آنها در جهت انتقال معنا مفید است؟ 3. با توجه به اینکه هر معنایی از دریچه‌ی خیال به نفس آدمی وارد می‌گردد و از آنجا که خیال در ابتدا جز صورت نمی‌شناسد، آیا استفاده از ادوات مصور (کاریکاتور، کتاب تصویردار، کتاب مصور، تئاتر، فیلم، سریال) در امر تبلیغ جهت انتقال معنا و ایجاد صورت ذهنی به منظور برداشتن قدم اول سیر معنوی، میسر می‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از دو موضوع نباید غافل بود؛ یکی این‌که تکنولوژی فرهنگ خود را می‌آورد، دیگر این‌که ما در دورانِ گذار که نمی‌توانیم از خود شروع کنیم لااقل با خودآگاهی لازم از تکنولوژی استفاده نموده و در جهت اهداف خود در آن تصرف کنیم. از این دو نکته گذشته، بحث سومی پیش می‌آید که آیا مواردی که مطرح فرموده‌اید از جمله مواردی است که اساساً غربی است و یا مربوط به فرهنگ انسان و انسانیت است. فکر می‌کنم بتوانیم تا حدّی موارد فوق‌الذکر را از روح غربی‌اش خارج کنیم، در آن صورت دیگر موضوع عبور از مدرنیته در میان نیست، بلکه برگشت به اصالت هنرهای فوق‌الذکر خواهد بود. و در مورد مسئله‌ی خیال عنایت داشته باشید که: «آدمی را فربهی هست از خیال/ گر خیالاتش بُود صاحب‌جمال» بنابراین اگر هنرهایی که نام بردید بتواند از طریق صورت‌ها ما را متذکر معانی متعالی نماید چیز بدی نیست. موفق باشید

12605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در جایی فرموده بودید که آیت الله جوادی فرموده اند: «همان طور که خداوند باید امام و نبی را تربیت کند باید ولی فقیه را نیز برای اداره جامعه تربیت کند و در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خیمینی» تحت عنوان سنت الهی پرورش زعیم الهی آن را موضوع علم کلام دانسته اید. می خواستم آدرس مطلب آقای جوادی را بدانم که متاسفانه پیدا نکردم و ثانیا در کدام کتب کلامی در این باره به نحو صریح پرداخته شده است و آیا در ذیل برهان لطف می گنجد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی مکرر در این مورد سخن گفته‌اند. شاید بتوانید در سلسله مباحث ایشان که مجلس خبرگان منتشر کرده، مطلب را دنبال کنید. موفق باشید

12373
متن پرسش
استاد گرامی سلام علیکم: اینجانب 39 ساله، کارمند و دارای مدرک لیسانس هستم. می خواهم به صورت غیر حضوری و اگر بشود حضوری بعد از ساعت اداری کارم به حوزه بروم. آیا با توجه به شرایطم در دروس حوزوی موفق می شوم یا اینکه همان سیر مطالعاتی که شما ارائه کرده اید را ادامه بدهم؟ باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانید ادبیات عرب را که در واقع زبان متون دینی است به نحوی کار کنید و سپس با مباحث معرفتی، زمینه‌ی فکری خود را آماده‌ی اُنس با قرآن و روایت کنید به مقصود خود خواهد رسید. موفق باشید

11989
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد عزیز لطفا لینک کتاب 10 نکته از معرفت نفس را اصلاح کنید دانلود نمی شه. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فایل ورد آن بر روی سایت جهت استفاده کاربران گرامی قرار گرفت. مدیریت سایت

11327
متن پرسش
سلام علیکم در بحث ورزش در کتاب جوان و انتخاب بزرگ سوالاتی برام پیش اومده که مطرح میکنم. 1. ارتباط کنترل بر بدن در مورد زنده و مرده با نتیجه ای که میگیرید مشخص نیست. یعنی چون ما زنده ایم کنترل ما بیشتر از مرده است لذا زنده تر بودن یعنی کنترل بیشتر. چطور همچین رابطه ای شکل میگیره؟ 2. بر فرض قبول وجود ارتباط، منظورتون از زنده بودن چیه؟ یعنی شخصی مثل هاوکینگ که هیچ کنترلی بر بدن خودش نداره زنده تر از خیلیا نیست؟ 3. ارتباط ورزش با کنترل بر بدن مشخص نیست. به عبارتی چرا ورزش رو بهترین وسیله برای کنترل بر بدن میدونید؟ جایگاه روزه و مشابهات اون چیه؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفس انسان یک حقیقت دارای شدت و ضعف است، مثل نور. و لذا اگر تعلق آن به بدن کم شود از جهت حیات شدت بیشتری پیدا می‌کند 2- هرکس به اندازه‌ای که بر بدن خود و امیال خود حاکم باشد، به همان اندازه زنده‌تر است به‌خصوص وقتی بر اساس احکام الهی بر امیال خود حاکم باشد 3- این قسمت در کتاب عرض شده دوباره مطالعه فرمایید. در ضمن کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن در این رابطه نکات خوبی را در اختیار شما می‌گذارد. موفق باشید
10607
متن پرسش
با عرض سلام: همانطور که داریم می بینیم کشورمان چند سالی است که گرفتار خشک سالی است، آیا این موضوع مقطعی است و یا با مطالبی که در مورد پیر شدن انسان و کم شدن قوای جسمانی که باعث انتقال او به عالم غیب می شود گفته اید، یک نوع روند است؟ و باید از آن استقبال کرد و نباید از آن ناراحت شد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باید این نوع زندگی را که ما در آن گرفتار انواع اسراف هستیم تغییر دهیم. موفق باشید
8748
متن پرسش
سلام علیکم اسعد الله ایامکم در آیه «و ما رمیت اذ رمیت و لاکن الله رمی» جایگاه اختیار پیامبر (ص) کجاست؟ یعنی در کدام مرحله پیامبر (ص) اختیار کردند که تیر بیاندازند؟ 2. آیا مقام معنوی پیامبر (ص) که در شرح این آیه فرمودید مختص خود پیامبر (ص) است یا اهل البیت (ع) هم دارای چنین مقامی هستند؟ سایر مومنین هم می توانند به این مقام به نازله برسند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- با تمام وجود خود رسول اللّه«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» اختیار کردند ولی اختیارشان با اراده‌ی الهی تطبیق کامل دارد به طوری که اختیارشان به وسعت اراده‌ی الهی گسترش یافته. 2- رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» و اهل البیت«علیهم‌السلام» از این جهت همه در مقام بقای بعد از فنا هستند، حتی در زیر سایه‌ی این بزرگان، کُمَّلینی مثل حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» نیز این‌چنین‌اند. موفق باشید
8345
متن پرسش
با سلام حضور استاد عزیز و گرانقدرم بنده زنی28 ساله ام حدود1سال پیش ازدواج کردم.قبل از ازدواج در مورد همسرم کاملا تحقیق کردیم و همه وی را تایید کردن در مورد خانواده اش زیاد تحقیق نکردیم.باشوهرم از لحاظ عقیدتی مشکل ندارم ولی با خانواده اش در تضاد کامل هستم.3خواهر و پدر و مادرش بی قید و بندن فجیع آرایش میکنن واجبات رو انجام نمیدن ب راحتی دروغ میگن غیبت میکنن تهمت میزنن یکی از خواهراشم شوهر داره ولی با مردانامحرم ارتباط جنسی داره ب تازگی متوجه شدم 3 خواهر و مادرش دستشون کج و دزدی میکنن.من خیلی پرهیز میکنم از لقمه ی حرام .چون نمیدونم غذاشون از کجا تهیه شده رفت و امدمو ب خونشون کم کردم.مدام ب من میگن برا شام و ناهار بیا خونمون و من هر دفه طفره میرم.با توجه ب اینکه والدین در قران شامل پدر و مادر همسر هم میشه من از شما تقاضا دارم به بنده راهنمایی کنین من در چه حد باید با این خانواده رفت و امد کنم؟ ارادتمند استاد عزیز و گرانقدرم هستم با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موارد را سعی بفرمایید از دفتر مرجع تقلیدتان سؤال بفرمایید. ظاهراً در این موارد سخت‌گیری نمی‌کنند و اجازه می‌دهند ارتباط‌ها برقرار باشد. موفق باشید
7837
متن پرسش
سلام علیکم آیا ارتباطی بین افسردگی و رفاه زدگی هست؟هرچقدر تکنولوژی پیشرفت میکند افسردگیها و خودکشی ها و دیگر کشیها و گرایش به نیهیلیسم افزایش می یابد آیا بین این دو رابطه ای هست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتما هست؛ زیرا رفاه‌زدگی ما را در پایین‌ترین ساحت‌های عالم یعنی عالم ماده متوقّف می‌کند و از عالم بی‌‌کرانه‌ی معنویت محروم می‌نمایاند. موفق باشید
7376

تبلیغبازدید:

متن پرسش
سلام استاد.شخصی روحانی مراتب سیر و سلوک را میگذراند و با آثار عرفا مانوس است و افرادی چون سیدعلی آقا قاضی را مد نظر دارد .حال اگر ایشان بخواهد برای تبلیغ به کشورهای اروپایی برود چه کند ؟ ایشان خودش هم رغبت ندارد . آخر در بلاد کفر که تا سرت را بالا کنی به تصاویر مبتذل و فضاهای نابه هنجار می افتی و با آن همه فسق و فجور چطور باسیره سیدعلی آقا قاضی جورد در می آید ؟ به نظر شما نظر امام زمان چیست ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نمی‌دانم نظر مبارک حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در این مورد چیست. ولی اگر آن فرد در خود این توانایی را می‌بیند که ماوراء فضاهای نامناسب غرب، نظر به وظیفه‌ی خود که تبلیغ اسلام است بیندازد، برود. وگرنه، نه. موفق باشید
5552
متن پرسش
سلام پایگاه اطلاع رسانی بنیاد حکمت اسلامی صدرا چطور سایتی است؟تحقیقات آنان چطوری است؟با مبانی فکری امام و علامه طباطبایی در تضاد نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سایت ارزشمندی است 2- مبانی فکری حضرت امام و علامه از جهت فلسفی یکی است. موفق باشید
5303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم ... وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ... با عرض سلام و ادب وعرض تسلیت بمناسبت ایام سوگواری امیرالمومنین علیه السلام... امسال که پس از اتمام دوره سربازی با مدرک کارشناسی کامپیوتر تصمیم ورود به حوزه را گرفتم ، سومین باری هست که قصد ورود به این راه را دارم منتها تفاوت آشکار امسال با سالهای قبل در اینه که امسال خداوند کریم مرا به یک نکته بسیار مهمی آشنا کرد که سرمایه خوبی شد که با قوت و قدرت در این راه وارد بشم و اونهم درک جایگاه صدق وعده های خداوندی است که در قرآن کریم به اونها اشاره شده که البته این توفیق رو بسیاربسیار مدیون اشاره های مکرر مقام معظم رهبری در توجه دادن به این موضوع هستم که باعث شد نسبت به اهمیت این باب حساس بشم و دیگه ترسی نداشته باشم از اینکه نکنه خدای ناکرده در این راه کم بیارم و شرمنده خدا و اهل بیت بشم. برادر، من در سن 27 سالگی می خوام وارد این راه بشم و حساسیت های خاصی برای خودم دارم از جمله اینکه منطبق بر عرایض فوق ، اراده الهی اینگونه جاری شده که من به عنوان تکلیف و احساس وظیفه قدم در این راه بگذارم و بخواهم در مسیر انبیاء و رسالت الهی گام بردارم. اهمیت این موضوع برام به حدیه که نمی توانم ساده از کنارش بگذرم. رو این حسابه که فکر می کنم باید در مسیر طلبگی مخصوصا در سالهای نخستین این راه، نسبت به نکاتی توجه داشته باشم که منطبق بر روش انبیاء و مقتضیات زمان باشه. با توجه به صحبت های مقام معظم رهبری در اینکه اولویت امروز کشور، جنگ نرمه می خوام بگم که البته برای من اجتهاد مهمه و بسیار مطلوب، اما مهمتر اینه که در این مسیر به وظیفه عمل کنم و بتوانم مبلغ خوب و موثری باشم باذن الله . اینها رو گفتم که بگم برای منِ نوعی در آغاز راه یه چیزهایی خیلی مهمترازخود درس و تحصیله. حقیقت، من از روحانیتی که از جامعه غریبه است و گرفتار ریا و خودبزرگ بینی شده بیزارم و نمی خوام در این مسیر گرفتار این آفات بشم. لذا یک سری نکاتی را تحت عنوان ادب طلبگی برای خودم آماده کردم که میخوام خودم را ملزم به رعایت اینها در سالهای نخستین کنم. می خواستم ببینم نظر شما در باره این نکات و کل صحبت هایی که عرض شد چیه؟! آیا نکته ای هست که در آغاز راه من ازش غافل باشم ؟! آیا موضوع مهمتری هست که باید متوجه باشم؟! خلاصه می خواستم بنده رو از راهنمایی و نصیحت لازم محروم نکنید... یاعلی ادب طلبگی با توجه به مقتضیات زمان : 1- ایمان و اتقان کامل به هدف و این راه 2- توسل دائمی به اهل البیت (ع) در سایه معرفت ناب به آنها 3- تهجد و قیام شب 4- استقامت و پشتکار 5- خلوص ویقین 6- شجاعت و شهامت 7- تعیین افق و نظام حرکتی در حوزه 8- خود شناسی و مبارزه با نفس 9- قطع تعلقات دنیایی 10- سکوت 11-انس با قرآن کریم و حفظ آن درمدت 3 الی 4 سال 12-ورزیدگی بدنی و تناسب اندام 13-کسب تسلط به زبان انگلیسی و عربی 14-ازدواج و عقل معاش (قناعت ، تدبیر در سایه توکل ) 15- شما بفرمائید ...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) شروع کنید إن‌شاءالله نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید حاصل می‌شود. نکات خوبی را مدّ نظر قرار داده‌اید. موفق باشید
2867
متن پرسش
با سلام نظر جنابعالی در مورد کتاب های اقای سید حسین نصر چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: از نظر نقد غرب نکات خوبی دارند. موفق باشید
1320

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام شمادرموردادراکات اعتباری علامه ونقشی که می توانددردیدگاههای ایشان درفلسفه اخلاق یافلسفه دین بگذارد،اطلاعاتی دارید؟باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده در حدّ مقالات 6 و 7 اصول فلسفه اطلاع دارم و سخنان آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» در رابطه با نظرگاه علامه«رحمة‌الله‌علیه» در کتاب «شریعت در آینه‌ی معرفت» . موفق باشید
1196

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وعرض خسته نباشید بنده 2 سوال دارم 1- شما عوامل رکود مسلمانان در قرون گذشته را چه می دانید و عواملی اصلی و حوادثی که در بیداری اسلامی چه در ایران( انقلاب اسلامی)و چه در کشورهای خاورمیانه موثر بود را چگونه تحلیل می کنید و آینده این انقلاب ها را چگونه ارزیابی می کنید. 2- من هر چند وقت یکبار دچار حالتی می شوم که حوصله انجام اعمال مستحبی را ندارم و این حالت همواره بعد از مدتی که در این امور فعال هستم صورت می گیرد و این موضوع خیلی بنده را اذیت می کند می خواستم بدانم این نتیجه انجام گناه خاصی است که اعمال از من سلب توفیق می شود یا عامل دیگری در مین است ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- دویست ساله‌ی اخیر حاکمان جهان اسلام سخت تحت تأثیر غرب قرار گرفتند و یک نوع از خودباختگی از خود نشان دادند و با رویکردی که حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» نشان دادند سرنوشت جهان اسلام إن‌شاءالله تغییر می‌کند. 2- نمی‌توان علت آن را حتماً ارتکاب گناه دانست، شاید قلب توان ادامه‌ی آن را ندارد. به ما دستور داده‌اند در این موارد به خود فشار نیاورید و به انجامواجبات بسنده کنید. موفق باشید
نمایش چاپی