باسمه تعالی: سلام علیکم: صدای وداع جنابعالی از این حقیر را شنیدم. آری! «کز سنگ ناله خیزد روزِ وداعِ یاران» و این در حالی است که اصیلترین همسُخنی در این تاریخ در بستر انقلاب اسلامی و اشارتهای آن به ظهور میآید. آیا در سخنان اینجانب نظر به آن ذات نشده است؟ و یا آن ذات، ذات اصیلی نیست؟ میدانید که در طریقت امثال این حقیر، وداع با اشخاص مهم نیست، اما مهم آن است که بگویی با چه وداع کردهای که اینچنین زیبا، این وداع را به زبان آوردی و به زیبایی قصهی وداعِ خود را سرودی. سرودِ وداع تو، هرچند وداع با من است؛ سرودِ زیبایی است. این بلبلزبانی، دلکندن از چیست که اینچنین با طراوات است؟ میپذیرم که به قول حافظ:
میلِ من سوی وصال و قصدِ او سوی فراق
ترکِ کام خود گرفتم تا بر آید کامِ دوست
از این جهت من به این وداع راضی هستم. وقتی در این جنگل تاریک، تو راهی به سوی روشنیگاه بیابی و رهسپارِ آن شوی، ولی:
خوش خرامان میروی ای جان جان بیمن مرو
ای حیات دوستان در بوستان بیمن مرو
چون حریف شاه باشی ای طرب بیمن منوش
چون به بام شه روی ای پاسبان بیمن مرو
لااقل وقتی با روزنههایی از حقیقت آشنا شدی، اگر هم ما را شایستهی همراهیِ با خود نمیدیدی لااقل گزارشی و خبری از آنچه یافتهای به ما هم میدادی! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- برادران ایمانی یعنی انسانهایی که در بستر شریعت قدم گذاشتهاند و آرزوهای دنیایی آنها را بازی نداده. اولاً: چنین انسانهایی نیازهای منطقی دارند که رفع آنها چندان مشکل نیست و برکات خاص خود را دارد ثانیاً: چنین افرادی چندان هم زیاد نیستند 2- ما فکر میکنیم رزقمان از طریق برنامههایمان به ما میرسد! چرا به این فکر نباشیم که خدا از طریق رزق ما را مقرر کرده و اگر در جای دیگری بودیم باز به نحوی آن را تأمین میکرد. یعنی بر اساس حسابهای ما نیست، بر اساس رزّاقیت اوست 3- سنتهای خوب را جاریکردن، غیر از ادعاکردن و بعد زیر آن زدن است 4- وقتی حبّ الهی آمد، دیگر جایی برای مال و فرزند نمیماند، نه آنکه مال و فرزند انسان از بین برود. گفت: «دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی / دیوانهی تو هر دو جهان را چه کند؟». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند میداند اهلالبیت «علیهمالسلام» آمادگی پذیرش آن عصمتِ موهبی را جهت هدایت مردم دارند. لذا از قبل آنها را جهت این امر تربیت میکند. در رابطه با مددهایی که به پیامبر خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» میشود داریم:
1- «مددهاي قبل از بعثت: مددهاي قبل از بعثت موجب ميشود تا اولاً: با حفظ رسول خدا - از هرگونه لغزشي که عرف جامعه از پيامبر خدا انتظار ندارند - در قبل از بعثت، كارنامهي نبي جهت انجام مأموريتش از هرگونه ضعفي پاك باشد و در مأموريتي كه بناست به عهدهي آن حضرت گذاشته شود به بهترين نحو موفق شود. و چون خدا ميداند اين شخص با پاي خود و با انتخاب خود - در عين اين که مسير ولايت را طي ميكند - شايستهي ابلاغ دين ميگردد، مواظبتهايي را قبل از بعثت نسبت به او اِعمال ميکند تا در تحقق نبوتش به كارش آيد و موانع راه از قبل برطرف شده باشد. ثانياً: از طريق آن مددها که قبل از بعثت به پيامبر خدا ميشود، نفس آن حضرت ظرفيت پذيرش حقايق عظيم موجود در وَحي را پيدا ميكند تا وَحي را كامل بگيرد و کامل برساند. در همين رابطه حضرت علي (ع) ميفرمايند: «...وَ لَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ اَنْ كانَ فَطيماً اَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَريقَ الْمَكارِم و مَحاسِنَ اخلاقِ العالَمِ، لَيْلَهُ وَ نهارَهُ»[1] از همان لحظهاي كه پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشتهي خود را مأمور تربيت آن حضرت كرد تا شب و روز، او را به راههاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيكو راهنمايي كند.
پس نتيجه ميگيريم خداوند با علم به شايستگيهاي پيامبر (ص) از ابتدا پيامبر خود را پرورانده تا مستعد دريافت بزرگترين پيام براي بندگانش بشود و از طريق نفس مقدس آن حضرت ما بتوانيم به دين خدا دست يابيم.
2. مددهاي بعد از نبوت: مددهاي بعد از نبوت عبارت است از كمكهاي خاصي که به پيامبر ميشود جهت حفظ او و موفقيت او تا مردم از پيامبري پيامبر محروم نشوند. اگر این مددها نبود هدايت بشر مختل يا منقطع ميگشت و در همين راستا خداوند جان پيامبر (ص) را از خطرات حفظ ميكند و يا توطئهها را خنثي و يا شايعات را به آن حضرت خبر ميدهد ولي در همهي اين احوالات وظيفهاي را که به عهدهي مسلمانان و يا شخص پيامبر است به خود آنها واگذار ميکند.
بر اساس همان مبنايي که خداوند براي انسانها پيامبر ميفرستد، جهت تبيين و ادامهي دين، امامان را مأمور ميکند، در اين حالت هم فقط کسي را که به مقام قرب الهي رسيده است براي امامت تجهيز مينمايد. همین قیاس را برای امام نیز میتوان در نظر گرفت. موفق باشید
[1]- نهج البلاغه، خطبهي 193. (خطبه قاصعه - 234).
باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت به جهت ریشهی تاریخیاش بارِ فرهنگیِ خاصی را به همراه دارد و موجب ایجاد رفتارهای معنوی در جامعه میشود، هرچند افرادِ غیر ملبسی مثل جناب آقای ازغدی هم در جای خود، در ارائهی معارف اسلامی میتوانند موفق باشند. ولی نقش ایجاد رفتارهای اجتماعی در حدّ گستردهی آن از طریق روحانیون ممکن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وظیفهی ما است که طوری زندگی خود را شکل دهیم که نسبت به رشد فکری و رعایت حقوق خانواده کوتاهی نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حضرت معصومه و حضرت زینب«سلاماللّهعلیهما» ذیل نور حضرت زهرا«سلاماللّهعلیها» قرار دارند و به نور آن حضرت، در این تاریخ که تاریخِ محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» است ظهور کردند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که تشخیص دادهاید آن نوع روایات که تذکراتی است برای رابطهی بهتر با همدیگر، و یا حتی همان روایات کلامی، در ابتدای امر نیاز به معارف عمیقتری ندارد، هرچند اگر با معارف عرفانی و حِکمی، همان موضوعات نیز دنبال شود، جنبهی تبیین بر جنبهی جدال ترجیح داده میشود. موفق باشید
با عرض سلام و احترام: لطفا سوالات با کدهای پیگیری 16062و کد 16053 رو پاسخ بدهید. در انتظار پاسخشان به سر می برم. هم چنین قسمت دوم سوالی جامونده به این شرح: «چرا همانطور که فیلم آوینی، یادآور عالَم برتر و حقایق هست، تصویر (فیلم) یک درخت، ما را با حقیقت آن درخت مرتبط نکند؟ مطالبی که در کتاب سلوک بیان فرمودید را خواندم و سوالم این است که چه چیزی فیلم شهید آوینی را متمایز می کند از آنچه که درباره ی نسبت تصویر یک درخت با خود آن درخت در کتاب سلوکتون فرمودید. و چه اتفاقی می افتد که فیلم آوینی، باعث ارتباط دو روح می شود (روح ما و روح انقلاب)؟» با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از سؤالات جواب داده شد و سؤال دیگر هنوز برای جوابدادن، نیاز به فرصت دارد. در جواب به این نکتهی اخیر باید بدانید هراندازه که انسان از غلبهی ماهیات بر ذهنش آزاد شود به همان اندازه مظاهرِ اسماء الهی انسان را به عهد قلبیاش با حضرت حق منتقل میکند. فیلمهای شهید آوینی با نظر به عهد قدسی که شهداء به تاریخ آوردند؛ نقش بسزایی در این امر داشت و لذا میتوان شهداء را مقدمهی انتقال انسان به عهد قدسی دانست در حدّی که انسان به جایی برسد که در معراج خود، جبرائیل را پشت سر بگذارد و «آینه بشکست و رخ یار دید». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در نسبت به همدیگر و بهخصوص نسبتِ بین زن و مرد و بالأخص در نسبت بین زن و شوهر؛ از طریق نفوذ فرهنگِ مدرنیته آنچنان بههم ریختهایم که حقیقتاً یکی «ونوسی» و دیگری «مریخی» است. و این همان دورهی هبوط تاریخیِ ما است. در حالیکه ذیل شریعت الهی در سیری که خداوندِ خالق زن و مرد فراهم کرده بود، به خوبی انسانها همدیگر را درک میکردند و زن و شوهر، ماوراء فرهنگ فمینیستی نسبت به همدیگر و نسبت به جامعهی خود احساس مسئولیت داشتند. عمده آن است که برای برگشت به عهدِ قدسیِ خود، با نگاه فرهنگ مدرنیته به عالَم و آدم ننگریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولین مخلوق فوقِ سایر مخلوقات است و بر بقیهی مخلوقات ولایت دارد و نفس ناطقهی رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» با آن روحْ متحد است. کتاب «مبانی معرفتی مهدیت» به صورت کتاب تدوین شده است نه به صورت صوت 2- مقام حقیقت محمدیه مقام اتحاد با نور اللّه یعنی مقام واحدیت است و مقام احدیت باطنِ حقیقت محمدیه است. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» از آن جهت که خواستهاند مقام خلافت الهی را روشن کنند این موضوع را تا حدّی به صورت مبسوط طرح کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه بهجت به آن معنایی که آیت اللّه قاضی شاگرد داشتند، عمل نمیکردند. بلکه روح و روحیهای از عرفان و اخلاق را به مخاطبانشان متذکر میگشتند. عرایضی در جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نباید چشمهای خود از ظلمها و ضعفها بست و یا نسبت به آنها اعتراض و انتقاد نکرد! ولی نباید همچون کودکان که متوجهی موقعیتها نیستند، فقط به آرزوهای خود چشم دوخت و نفهمید ما در کجای تاریخ خود هستیم و ضعفهای درونی خود را نبینیم و همواره فریاد بزنیم چرا گرفتار این مشکلات هستیم؟! نظام اسلامی در درون خود با شکلدادنِ انتخابات راه را گشوده است ولی آیا مردم ما هنوز به آن حکمتی که نیاز است، رسیدهاند که چه کسی را انتخاب کنند و چه انتظاری از منتخبین خود داشته باشند که همچون کودکان نازپروده فقط به فکر میل خود نباشند؟ مسئله عمیقتر از آن است که با تصور نفی نظام اسلامی مشکل حلّ شود. کارهای ماندهی بسیاری در پیش است تا انسان ترازِ انقلاب به صحنه آید و تفکر و تعالی ظهور کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد به تفاسیر رجوع فرمایید بهخصوص تفسیر قیّم المیزان، اگر سؤالی پیش آمد در خدمتتان هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر چند برخی مولفین کتب روایی مثل مرحوم کلینی (مولف کافی) و مرحوم شیخ صدوق (مولف من لا یحضره الفقیه) در صدد تألیف کتبی بوده اند که روایات آن راحجت می دانسته اند و یا مرحوم شیخ طوسی (مولف تهذیب و استبصار) در صدد جمع آوری مستندات فتاوی شیعی بوده است ولی این مطلب به این معنی نیست که آن چه این بزرگواران معتبر می دانسته اند، نزد تمامی علمای شیعه معتبر باشد به همین خاطرنمیتوان صد در صد به هر حدیثی اعتماد کرد. باید با نگاه اجتهادی و با تطبیق با قرآن به احادیث نگاه کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما کاری به واژهی طرف مقابل نداشته باشید و حساس هم نباشید، ولی در مقابل، شما واژهی سلام علیکم را بهکار ببرید. موفق باشید
