باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سن مبارک حضرت حدود 60 سال بوده و این سنِ پیرمردی حساب نمیشود 2- در مورد موضوع اشک در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» در صفحهی 228 و در کتاب «کربلامبارزه با پوچیها» صفحهی 158 و در کتاب «راز شادی امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه» صفحهی 121 عرایضی شده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی با طرح موضوع نامحرمبودنِ جنس مخالف، متوجه بوده که عموماً انسانها در ارتباط با جنس مخالف گرفتار تحریک قوهی واهمه میشوند و بدین لحاظ است که خداوند تأکید دارد کمترین ارتباط را انسان با جنس مخالف داشته باشد مگر در حدّ ضرورت عقلی و شرعی. حال شما در نظر بگیرید وقتی کسی عکس غیر محجوب جنس مخالف را بنگرد قوهی واهمهی او چه بلایی بر سرش میآورد و چگونه او را از عالیترین رابطه با عالم قدس و معنا محروم مینماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این کارها روشی است برای آنکه ببینند چه اندازه آدمهای ساده در دنیا وجود دارد. زیرا ما در روایات خود داریم برای کمعقلی انسان همین بس که بیدلیل به دنبال هر حرفی میرود و آن را میپذیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر انسان مؤمن در برزخ و قیامت، به آن شکل است که از جزئیات به کلیات و نوامیس سیر میکند و با شوق وجودی با حقایق مرتبط میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد فکر خاصی نداشتهام. شاید کتاب «تحریفات» مرحوم شهید مطهری الهاماتی به شما بدهد. سری هم به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث در عرفان نظری و فصوصالحکم بحث میشود. کتاب «عرفان نظری» استاد یزدانپناه در این مورد کتاب خوبی است ولی خوبتر از آن، آن است که شما به عنوان یک طلبه در حال حاضر گِردِ این مطالب نگردید، وگرنه از دروس اصلی بدون آنکه ملکهتان شود، از دروس عبور میکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکنالوجودبودن، ذاتیِ هر ممکنالوجودی است و آن ممکنالوجودی که در ذات خود دارای وجوه و ابعاد متنوعی است – مثل انسان – حتماً در همان مقام ذاتی خود، با اختیار روبهرو میشود تا آنکه کدام بُعد از ابعاد خود را انتخاب کند. و از آنجایی که امکانِ ممکنالوجود، ذاتیِ آن است ظرفیتهای متفاوت مربوط به خود آن ذات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سیدیها را باید در قم دنبال کنید. خود حضرت آقا در مؤسسهی امام خمینی مشغولاند. شاید از آن طریق بتوانید جلو روید 2- استفاده از «منازلالسائرین» بستگی به خودتان دارد که در سیر منازلی که خواجه میفرمایند کشیک نفس بکشید یا نه! در حالیکه خواجه چیزی کم نگذاشته. موفق باشید
سلام: لطفا در چند سطر عظمت پیاده روی اربعین را بیان بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً عرایضی در قسمت صفحهی اول سایت قرار گرفته. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با حضرت زینب«سلاماللّهعلیها» داشتهام. فکر میکنم بتواند مفید باشد. کتاب «آفتاب در حجاب» جناب آقای شجاعی نکاتی دارد. از یادداشتهایی که در بایگانی خود داشتم، خدمتتان ارسال میدارم. موفق باشید
فاطمه صغرا مي گويد: من بر در خيمه ايستاده بودم و به پدرم و اصحاب او نگاه مي كردم كه با بدنهاى بىسر نظير قربانيها بر روى رمل افتادهاند و اسبان بر فراز اجسادشان جولان مي زدند. من با خودم فكر مي كردم كه آيا بعد از پدرم از دست بنى اميه چه بر سر ما خواهد آمد!؟ آيا ما را بقتل مي رسانند، يا اسير مي كنند؟
ناگاه ديدم مردمى كه بر اسب خود سوار است زنان را با كعب نيزه خود مي راند و آن زنان به يك ديگر پناهنده مي شدند. كليه چادر و دستبند زنان را ربوده بودند. آن زنان فرياد مي زدند: وا جداه، وا ابتاه، وا عليا، وا قلة ناصراه، وا حسناه!! آيا فريادرسى نيست كه بفرياد ما برسد، آيا كسى نيست كه از ما دفاع نمايد!؟ قلب من از اين منظره دلخراش دچار خفقان شد و اعضايم بلرزه افتادند. لذا از خوف اينكه مبادا آن مرد نزد من بيايد از طرف راست و چپ خود را به عمهام ام كلثوم مي رساندم.
من در همين حال بودم كه ناگاه ديدم آن مرد متوجه من گرديد. من از او فرار كردم - گمان مي كردم كه از دست او سالم خواهم بود. ناگاه ديدم وى مرا دنبال كرد و من از خوف او از خود بيخود شدم، ناگاه ديدم كعب نيزه در ميان كتف من قرار گرفته است! من بصورت بروى زمين سقوط كردم و او گوشم را پاره كرد و گوشواره و مقنعه مرا غارت كرد و خون ها همچنان بصورت و سر من فرو مي ريختند و آفتاب سرم را مي گداخت.
سپس آن مرد بسوى خيمهها برگشت و من همچنان غش كرده بودم.
ناگاه ديدم عمهام نزد من آمد و در حالى كه گريه مي كند مي گويد برخيز تا برويم، من نمي دانم بر سر دختران و برادر عليل تو چه آمده است، من برخاستم و گفتم:
اى عمه؟ آيا پارچهاى هست كه من سر خود را از نظر بينندگان بوسيله آن بپوشانم؟ فرمود: دختر جان! عمهات مثل تو مي باشد! من نگاه كردم و سر او را نيز باز ديدم، پشت او بوسيله ضربه سياه شده بود.
نگاهي به حضرت زینب(س)
عبدالمجید معادیخواه
عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بیحد و حصر درونی زینب(س) آزاد شود؛ از همین روست که حادثهای میآفریند که هر صحنهای از آن نیاز به کتابها بحث و بررسی دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بینظیر هنری است.
سخن در اهمیت تاریخنگاری آنقدر موضوع نخنمایی شدهاست که دیگر حتی در کتابهای درسی هم از این موضوع گفتاری نمیرود. اما با این حال نمیدانم از چه روست که متولیان امر و پژوهندگان تاریخ برای خروج از وضعیت اسفبار فعلی در مورد تاریخ تلاشی نمیکنند.
این مسأله، که موضوع جدیدی نیست، در دورههای پیشین نیز وجود داشتهاست و در گاهی موارد آنقدر وضعیت نگران کننده است که ما حتی از چند نسل پیشتر از خود هم نگارشی از زاویه نگاه "تاریخ اسلام" نداریم.
اما اگر بخواهیم به زندگانی حضرت زینب(س) از منظر تاریخ نگاهی بیندازیم، مطمئنا باید به سراغ بیت زهرا(س) برویم. میخواهم در اینجا ادعایی را مطرح کنم که شاید برای بسیاری از مخاطبان به نوعی تازه و عجیب بنمایاند.
اگر بتوان رسالت پیامبر اکرم(ص) را به دو وظیفه مهم و اساسی تقسیم کرد، حتما وظیفه اول ایجاد جامعه و فرهنگ جدید است.
ازآنجاکه انجام این مهم، بخش اعظم آن به عهده خود جامعه هدف است، اگر کمکاری و کوتاهی در انجام آن باشد، از سوی مردم است؛ وگرنه پیامبر(ص) رسالت خود را به خوبی انجام دادهاست.
اما وظیفه دوم در نگاه اول چندان مهم و با ارزش به نظر نمیآید، درحالی که شاید همتراز با آن باشد. ایجاد خانواده نمونه که کفه دوم این ترازوست، به نظر من ارزش و اهمیت آن، هموزن با کفه نخست است.
چرا که آثار جامعه سالم، نمونه و اخلاقمند، با نبود ولی خدا به مرور رو به اضمحلال میگذارد. اما اگر خانواده نمونه باشد، میتواند جامعه را به سمت جامعه نمونه رهنمون کند.
پیامبر اکرم(ص) خانوادهای تحویل جامعه اسلامی داد که از هر نظر بهترین است. خانوادهای که در آن علی(ع) و فاطمه(س) پس از نبی اکرم(ص) دو رکن اساسی و مهم آن هستند، بسیار واضح است که تکتک اعضای آن از اثرگذارترین افراد تاریخ خواهند شد.
ازآنجاکه ایجاد خانواده نمونه کاملا دراختیار رسولالله بودهاست، این وظیفه به خوبی انجام شد و شاید برکات و ثمرات این نقش دوم پیامبر، ایجاد جامعه و فرهنگ جدید را به سرنوشت خود رساندهاست.
ولی باید دید پیامبر(ص) چه عملی انجام داد که سبب شد تا خانوادهای نمونه را برای همه تاریخ به همگان معرفی کند؟ به نظر من خداوند در درون همه انسانها نیروهای شگفت و حیرت انگیزی نهاده که با آزاد شدن آنها بسیاری از ناممکنها، ممکن میشود.
پیامبر(ص) مهمترین کاری که کرد، آزاد کردن همین نیروهای شگفت انگیز است. حتی آن رستگاری و فلاحی که قرآن از آن یاد کرده، درنتیجه آزاد شدن همین نیروهای حیرت انگیز درونی است.
عاشورا محملی است برای آنکه نیروهای بیحد و حصر درونی زینب(س) آزاد شود؛ از همین روست که حادثهای میآفریند که هر صحنهای از آن نیاز به کتابها بحث و بررسی دارد و الهام بخش خلق تابلوهای بینظیر هنری است.
زینب(س) بار سنگین این حادثه را به دوش میکشد. مهمترین وظیفهاش رساندن پیام عاشورا به گوش تمام جهانیان است. او به خوبی از عهده وظیفه پیامرسانی اش برمیآید.
او قهرمان این عرصه است. اما این انسان بینظیر تاریخ را نباید صرفا فردی که در روز عاشورا به ناگاه زینب شد، پنداشت. مطمئنا پرورش او عقبه و متأخرهای داردکه سبب میشود زینب، زینب(س) شود. او ثمره همان خانواده نمونه است که برای خلق حادثهای عظیم چون عاشورا تربیت شدهاست.
روز عاشورا رزمندگان سپاه امام حسین(ع) یک به یک به میدان نبرد رفتهاند تا نوبت به خود اباعبدالله(ع) میرسد؛ تا این زمان مدیریت جریان با اباعبدالله است.
ایشان هنگام آماده شدن برای حضور در میدان از خواهر بزرگوارشان میخواهند تا از این پس مدیریت خانواده، اهل بیت و وقایع پس از آن را به عهده بگیرد.
نخستین آزمایش مدیریتی زینب در همین جا همین لحظه شکل میگیرد. حضرت از خواهرشان میخواهند تا در زمان جهاد، اجازه ندهند احدی از زنان کاروان کربلا از خیمهها بیرون بیاید.
زینب این وظیفه را به بهترین وجه انجام میدهد؛ تنها برای ثانیههایی رقیه، دختر کوچک امام حسین به دلیل عشق و علاقه وافری که به پدر دارد، از خیمه خارج میشود؛ ولی پس از زمان کوتاهی به نزد عمه برمیگردد؛ آنهم به حالت عذرخواهی.
نمیدانم نام آن را چه میتوان نهاد؟ من به آن معجزه میگویم. زنان اهل بیت(ع) امام و پیشوای خود را در میدان نبردی سخت درمییابند؛ ولی باید در خیمهها باقی بمانند.
تنها زینب است که میتواند این شور عظیم و غیرقابل مهار را تا زمانی که ذوالجناح از میدان بازمیگردد، مدیریت کند؛ پس از این بسیاری وقایع بر خاندان امام جاری میشود که در تمام آنها زینب به تنهایی مرجع حل و فصل مسائل کاروان و زنان اهل بیت است.
گویا در منابع تاریخی ما تنها یک مورد را آوردهاند که ایشان از امام سجاد(ع) استمدادمیطلبند؛ آن، وقتی است که دشمن خیمهها را به آتش کشانده و حضرت زینب دچار استیصال شدهاند.
امر بر ایشان دایر است میان بیرون رفتن از خیمه (که برابر است با مواجهه با حملههای ددمنشانه لشکریان کوفه به زنان و کودکان) و ماندن در خیمهها و سوختن در آتش سوزان چادرها.
پس از رتق و فتق امور حادثه عاشورا نوبت به مجالس کوفه و شام(دمشق) و دربارهای عبیدالله و یزید میرسد. آیا کسی غیر از زینب کبری(س) میتواند چنین خطابههایی آتشین در رد خلافت خلفای جور و تأیید اهل بیت(ع) بگوید؟
سخن در عبرت از عاشورا فراوان است؛ هر صحنهای از آن سرشار از درسهاست. برای مخاطبان پیامرسان کربلا، زینب کبری(س).
تنها یک صحنه از آن (همین مدیریت زینب(س) در مورد بازماندگان واقع) نمادی است از حقانیت شیعه در احترام به حقوق زن؛ این وظیفه ماست تا با واشکافی تاریخی واقعه، مخاطبان را با مباحثی غیر از عزا بر خاندان اهل بیت آشنا کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» جواب خود را مییابید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته هیچ مجتهدی معصوم نیست، به گفتهی خودشان کسی که متخصص امری باشد نسبت به بقیه در آن امر کمتر اشتباه دارد و عاقلانه آن است که انسانها در هر امری به متخصص آن رجوع کند، در عین آنکه میداند احتمال اشتباه هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مشکلی است. اگر بتوانید شرایط ازدواج ایشان را با کسی که از نظر سنی از او بزرگتر باشد، فراهم کنید بیشتر به او خدمت کردهاید تا اینکه با او ازدواج کنید و بعد از مدتی به جهت نداشتن جذبهی لازم او در چشم شما تحقیر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری همهی عالم واسطه و وسیلهی ظهور ارادهی حضرت حق هستند ولی بالاخره شایستگی آن را داشتهاند که حضرت حق از آن طریق با ما ارتباط داشته باشد و بدین لحاظ ارزش و احترام واسطهها را پاس میداریم و در روایت داریم چون پدر و مادر واسطهی وجود شما از طرف خداوند هستند، باید مورد احترامتان باشند 2- در هر صورت مبنای کلی هر انسان موحدی آن است که همهچیز از آن خدا است و لذا غفلتهای جزئیه او را از آن حضور کلی خارج نمیکند هرچند که به طور عادی به واسطهها، بیشتر نظر داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هدایت امامان و علماء به معنای تذکر قلبی است تا انسانها با رجوع به فطرت خود که مُهرِ خدایی دارد به خدا رجوع کند، به همان معنایی که به رسول خود فرمود: «وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنينَ» و پيوسته تذكّر ده، زيرا تذكّر مؤمنان را سود مىبخشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینکه حضرت عیسی«علیهالسلام» در خود احساس بندگی میکنند - حال در هر عالَمی که باشند - و بخواهند حق ربوبیت ربّ را بهجا آورند، باید مطابق نور محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» این کار را انجام دهند. موفق باشید
