بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام چندی پیش از حضرتعالی سوالی پرسیدم که به علت جواب خصوصی شماره نداشت سوال و جواب این بود: {باعرض سلام در روایتی خواندم که کسی که برای کسب روزی خود و خانواده اش مسافرت کند روز قیامت در سایه عرش خداست بنده جوانی هستم که تازه ازدواج کردم و مهندس هستم بخاطر اینکه در اجتماع نمی توانستم حلال و بی غل و غش کار کنم و یا مجبور بودم که وقت بیشتری را به کار اختصاص دهم و به مطالعات نمی رسیدم کاری دولتی را انتخاب کردم که بیش از صد کیلومتر با محل زندگی ام فاصله داردو هرروز این مسیر را در طول سه ساعت رفت و آمد دارم (البته این مدت را به گوش دادن سخنرانی می گذارنم و توجهی به مسیر ندارم ) علاوه بر این مسایل همسرم واقعا توان زندگی در آن شهر را ندارد و بنده نمی توانم که مکان زندگی ام را تغییر دهم نیت اینهمه تلاش و خستگی من در همه حال رضای خدا بوده اما گاهی افکاری که به ذهن من خطور می کند که اینها خستگی کمال ساز نیست و سختی کمال سوزند و تو باید زندگی ات را به محل کارت ببری هرچند که همسرت راضی نباشد و مدام این فکر اذیتم می کند که تو هیج اجری در نزد خدا نداری لطفا مرا راهنمایی کنید و این سوال مرا در سایتتان قرار ندهید باتشکر جواب استاد: باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) اگر با این کار فضای بندگی برای خودتان و همسرتان فراهم می‌شود امید داشته باشید که إن‌شاءالله مورد رضایت خدا است، در ضمن از خدا بخواهید که هرطور مصلحت می‌داند فاصله‌ی بین کار و محل زندگی‌تان را کوتاه کند. موفق باشید } در همین رابطه میخواستم بدانم آیا این مسافرت همه روزه من شامل حدیث ابتدایی میشود؟ ثانیا اینکه اگر از خدا خواستیم و تغییری صورت نگرفت میتوان نتیجه گرفت که مصلحت و رضای خدا در این است که من اینگونه کارکنم؟ ثالثا اینکه اگر بنده این کار را رها کنم با این عقیده که روزی من ثابت است و دنبال کاری راحت تر بروم کاری درست انجام داده ام یا نه؟ ضمن عرض تشکر از شما خواهشمندم جواب این سوال را هم خصوصی به بنده بدهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به این که شما تلاش می‌کنید که یک خانواده را اداره کنید إن‌شاءالله مأجور هستید. شما دعا کنید و راضی به آن باشید که پیش می‌آید حتی اگر تغییری حاصل نشد شما دعای خود را انجام داده‌اید. فکر نمی‌کنم اجازه داشته باشیم بی‌دلیل محل درآمد خود را رها کنیم. موفق باشید
2367

ملاصدرابازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در سایت های ضد فلسفه مطلبی از ملا صدرا نقل میکنند که ایشان در تفسیر سوره واقعه فرموده بعد از اینکه عمری را صرف اموختن حکمت کردم دیدم دستم تهیست رو به قران اوردم الی اخر . ملاصدرا در چند جای اسفار اشاره میکند که خداوند این مطلب را به ما الهام کرد یا در اثر توسل به حضرت معصومه این مطلب برای من حل شد خوب ایا خداوند پوچی را به ایشان الهام کرده است ؟ و مگر اسفار ملا صدرا جز تفسیر ایه علم الاسما قران است خداوند در قران به طور سربسته فرموده ما اسما را به انسان اموختیم خوب یه عده اهل همت فکر و قلب خود را بکار گرفتند ببینند حقیقت این اسما چیست ایا این جدای از قران است یا سایر مطالب که در اسفار و کتب عرفا امده است توضیحی بفرمایید منظور ملاصدرا چیست از انچه در سوره واقعه فرموده است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هر عارف سالکی در سیر خود وقتی آنچه را دارد را با آن‌چه ربوبیت حضرت حق اقتضاء می‌کند خود را دست خالی می‌بیند، و حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که در آخر عمر می‌فرمایند: «دو رکعت نماز برای خدا نخواندم» به همین معنا است که وقتی به خودشان و دانش خودشان رجوع می‌کنند احساس می‌نمایند هیچ‌چیز ندارند و وقتی به الطاف الهی، مثل قرآن، نظر می‌کنند امیدوار می‌شوند. جمله‌ی او بدین معنی نیست که ملاصدرا از آن‌چه کرده پشیمان است به دلیل آن‌که تمام تفاسیر خود را بر مبنای همان دانشی می‌نویسد که در حکمت متعالیه به آن رسیده است. موفق باشید
1603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده چرا در جبهه اصولگرایات با اینکه جبهه متحد زیر نظر علمای بزرگی مثل آیت الله مهدوی کنی است و جبهه پایداری هم زیر نظر نخبه سیاسی بزرگی همچون آیت الله مصباح است چرا این دو با هم اتحاد نمی کنند آیا این اتحاد نداشتن آنها برای خود اصولگرایان مضر نیست؟ برای ما که بین این دو گروه افراد که هردو هم در خط سالمی هم هستند ما چگونه باید انتخاب درست داشته باشیم؟ واز بین این دو گروه کدام مطمئن تر هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر جبهه‌های اصول‌گرا با سلیقه‌های مختلف در صحنه باشند که همه در ذیل اسلام و انقلاب و امام و رهبری قرار داشته باشند، پدیده‌ی مبارکی است. بنده پیشنهاد می‌کنم ما خوب‌تران هر گروه را و خوب‌تران بیرون از آن دو گروه را انتخاب کنیم. چون فکر می‌کنم حتی ممکن است گروه‌های اصول‌گرا مخدودیت‌هایی داشته باشند که نتوانند همه‌ی خوبان را در لیست خود جای دهند. موفق باشید
1473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله ... جناب استاد، ضمن تشکر فراوان به خاطر زحمات بی دریغی که در راه احیاء فرهنگ اسلامی متحمل میشوید، سوالی که بنده داشتم مربوط به برخی ایده هایی می شود که در بحث تولید علوم اسلامی ذهنم را مشغول کرده و اگر بدانم اصل آن صحیح است انشاء الله تحقیقات جدی تری را در این زمینه آغاز خواهم کرد. لذا از اینکه موارد مطرح شده از جانب بنده بدلیل عدم تسلط بر این مباحث ناشیانه هستند عذرخواهی می کنم و امیدوارم نظرات شما برای بنده راهگشا باشد .... در بخش های ابتدایی دعای کمیل اینطور می خوانیم که: «و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء» ؛ حال در ابتدا سوالم را مطرح می کنم و بعد توضیحات بیشتر را در ادامه برای روشن شدن موضوع عرض می کنم: 1- آیا "کل شیء" شامل قواعد و اصول علمی جاری در عالم هم میشود؟! 2-و آیا اگر جواب مثبت باشد، میتوان بدون در نظر گرفتن این اسماء، به علوم حقیقی در تبیین قواعد علمی عالم دست یافت؟ ..... برای توضیح بیشتر مثالی می زنم. یکی از مشهورترین قواعد ریاضی، قواعد مثلثاتی است و همه دانشجویان می دانند که یک دور کامل، شامل 360 درجه میشود. حال اگر سوال کنیم که چرا این تقسیم بندی بر 360 بنا نهاده شده و مثلا 100 یا 400 درجه نشده، جواب خاصی نخواهیم شنید. اما از آنجایی که اصل این علم برخاسته از مبانی معرفتی الهی است، می توان توضیح داد که این تقسیم بندی بر اساس اسماء الهی بنا شده است و از لطائف آن این است که اسم شریف «رفیع الدرجات» شامل "رفیع" که عدد آن 360 است و همچنین "درجات" که جمع درجه است ساخته شده است. بر این اساس رفیعترین درجه که در یک دور کامل اتفاق می افتد باید هماهنگ با این اسم الهی باشد و همچنین اسم «محیط» بر اساس قواعد خاص عددی بر عدد 360 بنا شده و محیط دایره باید هماهنگ با آن درجه بندی شود. و یا در مورد دیگر، اینکه سور قرآن 114 سوره است به این دلیل است که کتاب جامع الهی باید عدد سوره هایش هماهنگ با اسم شریف «جامع» باشد که برابر 114 است. یعنی میتوان توضیح داد که تمام عالم و قواعد چینش آن بر اساس اسماءالله بنا شده اند. از اینرو اگر بشر بخواهد فارغ از اسماءالله نظمی در عالم ایجاد کند، آن نظم باطل خواهد بود. بعنوان مثال تقسیم بندی دمای آب از صفر تا صد درجه چون یک قرارداد بشری است و در ایجاد آن هیچ رجوعی به اسماء الله نشده است، یک قرارداد باطل است و در علوم اسلامی حتی این درجه بندی نیز بر اساس دیگری انجام خواهد گرفت. بر این اساس میخواستم بدانم که آیا قواعد علمی آفرینش نیز جزء «کل شیء» هستند که اسماء الهی ارکان آن ها را پر کرده باشد و آیا علوم دانشگاهی امروز و قواعد آن (مثل فرمول های نیوتون) که فارغ از این اسماء ایجاد شده اند را میتوان بر اساس تفکر رایج، قواعدی دانست که بخشی از پدیده های هستی را به درستی تحلیل می کنند؟ .... با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تصوری که بنده از اسماء الهی دارم آن است که هرگاه حضرت حق با صفت خاص در عالم ظاهر شوند، آن نوع حضور را، حضور ذات حق به اسم خاص می‌گویند. ولی نمی‌دانم چرا می‌فرمایید 360 درجه نمود اسم رفیع‌الدرجات است یا عدد 114 نمود اسم جامع است. موفق باشید
1324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام چندماه پیش توسخنرانیتون ازنداشتن زبان دین به روز ومتناسب بانیازهای جوانان صحبت کردید. نظرتون درمورد زبان دین ازمنظرحکمت متعالیه وبه کل فیلسوفان اشلامی چیه؟میشه درموردش پایان نامه نوشت؟باتوجه به این که این موارددر فلسفه دین درغرب بیشتر کارشده میشه اینهارادرموردفیلسوفان اسلامی هم گفت
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اولاً: نظرتان را به جواب سؤال 1323 جلب می‌کنم. ثانیاً: نوشتن پایان‌نامه در این امر کار بسیار ارزشمندی است که همه‌جا قابل بحث است ولی کار سختی است چون مقدمات آن هنوز فراهم نشده. آقای دکتر داوری در کتاب «شاعران در عسرت» به تبعیت از هایدگر می‌خواهند حرف‌هایی در این رابطه بزنید. موفق باشید
22474
متن پرسش
سلام علیکم: حوصله ام از مقدمه ها به سر آمده پس بر من خُرده مگیرید این گونه پا برهنه دویدن در شروع را. بارها پیش از این تقلا کردیم صدایمان به گوش پیرمردی که در گوشمان می خواند «جوان شدن سر پیری را» برسانیم اما نه! هنوز هم نمی دانم او از کدام جوان شدن سر پیری گفت آنجا که ندانست ما دیگر امید به یکدلی را در سر هم نمی پرورانیم. خوب می دانیم پای انتظار مان نباید از گلیم انصاف تعدی کند و انتظار کوبیدن و از نو ساختن اندیشه ای سالخورده انتظاری بیخود و خارج از عدل است اما آیا آن پیر ِ جوان می داند امروز از شاخه های درخت اندیشه اش چه میوه ای به بار نشسته که ناامیدی مان از فردایی مشترک را به همراه داشته است؟ و آیا می داند این شاخه ها امروز دست و پای فهم مریدان و پیروانش را در هر ماجرایی بسته است؟ اندیشه کهنه اش خوش است اما قدمتی که نو را نشناسد، پیراهن در کدام وادی پاره کرده است که جدیدی که شبیه به کهنگی اش نباشد را به جا هم نمی آورد؟ نه. آن پیر ِ جوان خیال شنیدن صدای مان را ندارد. او با پاسخی مسجل با ما سخن می گوید و از سکوت و تردید و بازخوانی چندباره ابا دارد و گویی پیرمان که سر پیری خیال جوانی داشت در دروازه ای ایستاده است که از گل نخوردن های زبان انقلاب بیشتر دلهره به دل راه داده است تا پیش رفتن و شکافتن. امید است پیر جوان مان بداند ما در تلاش محض مفاهمه و تقلا برای پیدا کردن نقطه ای مشترک و یا کوبیدن سنگ بنای یک گفتگو، سخن آغاز نکرده ایم، که در خبری محض خبر با او خواهیم گفت: آنچه او دیروز کاشته است، آنطور پیش می رود که نقطه نگاه ها به فردا را مُکَدر ساخته است. امروز شاخه های اندیشه ی ساحت تان می شناسد و یا می داند خبر را؟ تکفیر و یا جدال خاصیت نشناختن و ندیدن است. آیا آن پیر جوان از آفت تکفیر و جدالی که در پستوی درخت کهنه اش به بار نشسته است، مطلع است؟ ما دست تنبیه به سوی شما دراز می کنیم که درشت گویی هایم را پشت دستی بزنید اما رسوا شدنمان می ارزد اگر آن پیر جوان بداند امروز آن درخت از دور چگونه می نماید و چرا اکنون در سینه مان هم دیگر با طاهرزاده ای که روزی مأمن تازه نفسانی گریخته و آواره بود، سخن نمی گوییم و تنها به نگاهی از دور بسنده می کنیم و با خویش زمزمه می کنیم گذار و هجرت را. ما از سایه ی پر مِهر آن درخت کهنه هجرت کردیم، مرثیه ی وداع مان را سرودیم و حالا یادداشتی را در پناه کَرم میزبان جا می گذاریم تا شاید بداند چرا ما این چنین کوتاه در سایه ی بزرگی اش سکنی گزیدیم. بدرود پیر جوان مهربان مان.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: صدای وداع جنابعالی از این حقیر را شنیدم. آری! «کز سنگ ناله خیزد روزِ وداعِ یاران» و این در حالی است که اصیل‌ترین همسُخنی در این تاریخ در بستر انقلاب اسلامی و اشارت‌های آن به ظهور می‌آید. آیا در سخنان اینجانب نظر به آن ذات نشده است؟ و یا آن ذات، ذات اصیلی نیست؟ می‌دانید که در طریقت امثال این حقیر، وداع با اشخاص مهم نیست، اما مهم آن است که بگویی با چه وداع کرده‌ای که این‌چنین زیبا، این وداع را به زبان آوردی و به زیبایی قصه‌ی وداعِ خود را سرودی. سرودِ وداع تو، هرچند وداع با من است؛ سرودِ زیبایی است. این بلبل‌زبانی، دل‌کندن از چیست که این‌چنین با طراوات است؟ می‌پذیرم که به قول حافظ:

میلِ من سوی وصال و قصدِ او سوی فراق

ترکِ کام خود گرفتم تا بر آید کامِ دوست

از این جهت من به این وداع راضی هستم. وقتی در این جنگل تاریک، تو راهی به سوی روشنی‌گاه بیابی و رهسپارِ آن شوی، ولی:

خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو

ای حیات دوستان در بوستان بی‌من مرو

چون حریف شاه باشی ای طرب بی‌من منوش

چون به بام شه روی ای پاسبان بی‌من مرو

لااقل وقتی با روزنه‌هایی از حقیقت آشنا شدی، اگر هم ما را شایسته‌ی همراهیِ با خود نمی‌دیدی لااقل گزارشی و خبری از آن‌چه یافته‌ای به ما هم می‌دادی! موفق باشید 

15289
متن پرسش
با سلام: در جریان آتش دیدن حضرت موسی (ع) در صحرای طوی چرا در اینجا حضرت موسی (ع) آتش می بینند؟ و اینکه آنجایی که ندا می آید که ای موسی من خدای تو هستم آیا صرفا یک گفته بوده یا شهود چیزی بوده؟ و در آخر لطفا بفرمایید که حمل عرش خدا توسط فرشتگان در قیامت یعنی چه؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1. حضرت موسی«علیه‌السلام» در مظهریت آتش، کلامِ الهی را شنیدند 2. فرشتگان، مظهر تدبیرات الهی در این عالم‌اند و بدین معنا عرش الهی را حمل می‌کنند. بحث «عرش» به صورتی نسبتاً مبسوط در شرح آیه‌ی 54 سوره‌ی اعراف شده است. خوب است که به صوت آن مباحث رجوع فرمایید، زیرا مطلب در حدّ یک سؤال و جواب روشن نمی‌شود. موفق باشید

14520
متن پرسش
با سلام: بنده به توفیق الهی تا صوت سوم جلسات تفسیر حمد امام که شرح فرمودین رو گوش کردم آیا برداشتهای بنده صحیحه؟ در مورد تشکیک در وجود: 1. کل عالم وجود به مراتب گوناگون دارای وجود هست که مرتبه اعلی عین الوجوده که الله هست و این عین الوجود تجلی میکنه و مراتب مادون ایجاد میشه که ضعیف تر از عین الوجود هستن و هر مرتبه ای گر چه تجلی مرتبه مافوق هست اما به این لحاظ که ضعیفتره عین مرتبه مافوق نیست و از جهت اینکه وجوده نازله اون مرتبه مافوق هست به تمام کمالات که نازله کمالات مافوق هست. از hین جهت مرتبه مادون هم همون مافوق هست اما به نازله، یعنی وجودات نداریم بلکه همه یه وجود هستند اما به تشکیک و شدت و ضعف، در نظام طولی. اما از آنجایی که وجود تجلی میکنه مراتب نازله وجود به هر حال عین الوجود نیستن بلکه مرتبط ولو به نحو عین الربط به عین الوجود هستن. 2. برداشت من از صحبت عرفا. یک وجود بیشتر در صحنه نیست که این وجود البته تجلی میکنه، به این معنا که اسم جامع الله تجلی میکنه. اما این بار در تجلی الله مراتب مادون ایجاد نمیشه بلکه الله یک تجلی واحد میکنه گرچه آسمان و زمین و ... هم ظهور دارند اما اینها صور اسماء هستند و جلوات اسم الله هستن که در هر کدوم از این جلوات عارف کامل اسم الله رو به جامعیت میتوانه ببینه. حالا این آسمان و زمینی که ما با چشم سر می بینیم اشتباه ندیدیم اینها سراب نیست اما در حد خودمون دیدیم اگه بالاتر بریم اسماء الهی رو در اینها بیشتر و بیشتر مشاهده می کنیم... به چشم دل نه به چشم سر.. و البته این آسمان و زمین در واقع و تکوین هم میتونیم بگیم که اسم الله هست که به این صور متجلی شده... به صورت سنگ .. انسان یا...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه متوجه امر هستید. جلوتر بروید تا به جامعیتِ لازم که جمع بین تشکیک در وجود و تشکیک در ظهور است، دست یابید. موفق باشید

14228
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه تا آنجا که اطلاع دارم برای درمان بیماریهای روحی از جمله وسواس به روانشناسانان زیاد اعتماد ندارید و می فرمایید آنها بعد باطنی انسان را نمی شناسند. از طرفی در برخی موارد در پاسخ سوالات برای درمان افسردگی سایت انشا را معرفی می کنید. سایت انشا همانطور که مستحضرید، مباحث روانشناسی را بررسی می کند. از جمله درمان بیماریهای روحی، من طلبه و در مقطع ارشد مشاوره مشغول به تحصیل هستم. آیا با ادامه تحصیل من در این رشته موافقید؟ هدف من درمان بیماریهای روحی خود و مریضی ها است. آیا این رشته به من کمک می کند؟ یا به رشته دیگری بروم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این درست است که روان‌شناسی همه‌ی ابعاد انسان را نمی‌تواند مدّ نظر قرار دهد ولی بعضی از بیماری‌های روحی و از جمله بعضی از وسواس‌ها مربوط به ابعاد نازله‌ی روان انسان است که روان‌شناسی در این حوزه‌ها می‌تواند کمک کند. موفق باشید

13911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض سلام خدمت استاد گرامی داشتم. دو سوال از محضر شریفتان داشتم. همانگونه که به شما عرض کرده بودم (بنده اسفار و فصوص و کتب از این دست را خوانده ام و در مدز تدریس نیز هستم. الان هم غرق در فتوحات هستم) شما هم فرمودید برای درک بهتر حال به کتاب منازل السائرین رجوع کنم با شرح استاد یزدان پناه. 1. آیا در سایتها هست یا باید از قم تهیه کنم؟ 2. استاد رابطه منازل السائرین با عرفان عملی در چیست؟ خوف از آن دارم که این هم بشود اطلاعات. نتواند حال را ثابت نگه دارد. چون الان مشکل من در این است که حال ثابت ندارم. احساس رکود می کنم. و بعضا قبض و بسط بسیار آزار دهنده است. همانطور که گفتم بیست سال است گناه نکرده ام ولی این قبض و بسط ها هنوز هست. اوایل می گفتم اشکال ندارد قهر و آشتی های اوست. ولی این اواخر ترس دارم که نکند کلا محجوب شده باشد که این چنینم؟ التماس دعای رفع موانع داریم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سی‌دی‌ها را باید در قم دنبال کنید. خود حضرت آقا در مؤسسه‌ی امام خمینی مشغول‌اند. شاید از آن طریق بتوانید جلو روید 2- استفاده از «منازل‌السائرین» بستگی به خودتان دارد که در سیر منازلی که خواجه می‌فرمایند کشیک نفس بکشید یا نه!‍ در حالی‌که خواجه چیزی کم نگذاشته. موفق باشید

13770

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: لطفا بفرمایید با توجه به ناامن بودن کشور عراق و خطر حمله داعش، نظرتان در خصوص حضور بانوان در راهپیمایی اربعین را بفرمایید؟ آیا لزومی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جواب سؤال‌کنندگان در چند مورد شده است. خوب است به آن جواب‌ها رجوع فرماییدمثل جواب 13306و 13631. موفق باشید

13477
متن پرسش
جناب استاد طاهرزاده با سلام: چگونه می توان افکار مزاحم و سمج را تحت کنترل خود درآورد به گونه ای که به محض ورود این افکار توان کنترل و توجه نکردن و دورکردن این افکار را داشته باشیم؟ با سپاس. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» جواب خود را می‌یابید. متن کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

12352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پدری دارم 45 ساله کارگر. با اعتقادات سالم و تقریبا خوب. ولایی و... حتی مرا خودش فرستاد طلبگی ولی خودش نماز نمی خواند و کمی زود عصبانی می شود. چکار کنم که نماز خوانش کنم و مهربانتر...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سعی کنید با پدرتان مدارا کنید و با مهربانی‌های زیاد إن‌شاءاللّه انگیزه‌ی نمازخوانی در او ایجاد می‌شود، ولی مستقیماً در مورد این‌که بخواهید او را نمازخوان کنید، وارد نشوید. موفق باشید

12339
متن پرسش
سلام وقت بخیر استاد: در جلد اول، فصل ۱۹ از کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» در کلامی از مولا علی (ع) اشاره شده که دنیا مسافرخانه و مومن مسافر هست! استاد همونطور که خودتون هم میدونین خوب این نگاه خیلی عظیمی هست! نگاهی که شهدا داشتند! با چنین بصیرتی شهدا اون همه سختی رو تحمل می کردن حالا سوال من اینه چطور میشه به این نگاه ایمان قلبی پیدا کرد! ماها که برای گذشتن از منافع خیلی کوچیک خودمون هزار جور توجیه و کلاه شرعی درست می کنیم! تنبلیمون میاد خیلی عبادات و کارها رو بکنیم، روح عبادت و نشاط رو توی بسیاری از عباداتمون حتی نمازمون نداریم، از دینداری به جای اصلش فقط به ظاهر پرداختیم چه شکلی میتونیم به روح ایمان برسیم؟! به این اصل بزرگ که دنیا مسافرخانه هست و ماها مسافر! ممنون میشم استاد پاسخ روان و جامع و در حد بنده بدین! یعنی کاملا صریح با راهکار عملی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را نباید سؤال کنید، باید عمل نمایید. به خود نهیب بزنید که غفلت نکنید. سؤال در این موارد حجابی است که شما را از عمل باز می‌دارد. مگر وقتی خداوند به شما می‌فرماید راست بگویید، سؤال می‌کنید؟! یا سعی می‌کنید راست بگویید؟ موفق باشید

11762
متن پرسش
با سلام: سوالی خدمتتان داشتم به نظر بنده تیم مذاکراتی حداقل 6 تا از خطوط قرمز رهبری را رد کرده است؟ آیا هم دلی و هم زبانی ایجاب می کند که بنده از این توافق حمایت کنم؟ آیا نقد محترمانه و منصفانه دولت و ناراحت بودن از عبور دولت از خطوط قرمز رهبری ایراد دارد؟ آیا باید به عبور دولت از خطوط قرمز رهبری خوشبین بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گله‌ی بنده از آن آقایانی است که تصور خود از عبور دولت از خطوط قرمز های رهبری را منطقی می‌دانند، در حالی‌که بنده نتوانستم ادعاهای آقایان را نسبت به عبور دولت از خط قرمزها بپذیرم. گویا به جای همدلی و همزبانی با دولت، برعکس آن عمل می کنند و محذورات دولت و انقلاب را در نظر نمی گیرند و این یکی از ضعف‌های عمده‌ی جریان اصول‌گرایی است که معتقد است «هرکس با ما نیست، بر ما است» و عملاً جریان اصول‌گرای ما به جای آن‌که جبهه‌ای جهت تقویت مبانی انقلاب باشد، به یک حزب تبدل می‌شود. موفق باشید

11020
متن پرسش
ﺳﻼﻡ ﺁﻗﺎﯼ ﻃﺎﻫﺮﺯﺍﺩﻩ: یک باﺭ ﺍﺯ شما ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﻭلی نفهمیدم ﺍین ﺷﺮﺡ آخر ﺑﺮﻫﺎﻥ صدیقین را چگونه بفهمیم؟ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ده جلسه ﻫر چی ﺩﺭس ﺩﺍﺩﯾﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﺧﺮ ﮐﻪ ﺯﺩﯾﺪ ﺯﯾﺮ ﻫﻤﻪ چی. ﺗﺸﮑﺮ ﺑﺎﺑﺖ ﺟﻮﺍﺏ به ﺳﻮﺍﻝ ها
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تشکیک در وجود یک مدل است جهت تدریس. وقتی متوجه شدید مراتب است مرحله‌ی بعد توجه به تشکیک در ظهور است یعنی همان تشکیک را در عالمِ ظهور دارید ولی آن تشکیک، ظهور حق است به انداز‌ای که شما در مقام توحید هستید و هر اندازه توحید شما شدید تر شد، حضرت حق بیشتر از طریق این مخلوقات ظهور می‌کند زیرا تمام مخلوقات به حق موجود‌اند. موفق باشید
10655
متن پرسش
سلام و عرض ارادت: استاد، من نمیتونم بپذیرم که انقلاب داره رو به جلو حرکت میکنه، الان جمهوری اسلامی به بزرگترین دشمن انقلاب اسلامی تبدیل شده، چرا از این موضوع داره غفلت میشه و داریم شعار میدیم؟ چرا واقع بینی نداریم؟ حجم عظیم فساد، ناکارآمدی ، ‌رابطه بازی و بی عدالتی که الان در سیستم اجرایی، قضایی و مقننه ما بوجود اومده کمر انقلاب رو شکسته! این ناکارآمدی باعث شده با تحریم ها زمین بخوریم و خیلی راحت مذاکره با امریکا رو قبول کنیم! استاد هرچی رو بشه توجیه کرد و شعار داد، وضعیت الان گل و بلبل شنیدن با امریکا و کری و اشتون رو نمیشه توجیه کرد. این صحبت ها رو آقا توی نماز جمعه سال 76 داشتند، با توجه به وضعیت الان، به نظر شما هیچ حرفی باقی میمونه؟! «نماز جمعه بیست و ششم دی ماه سال 76 : هدف اینها چیست؟ هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتوری خبری امریکایی از این حرفها چیست که مرتّب می گویند: ایران میخواهد مذاکره کند؟ هدف، چند چیز است: 1- یکی این‌که اینها می خواهند آن چیزی را که تا امروز وسیله وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که می دانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنی آمریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئی هم داشتند، کنار می گذاشتند و متّحد می شدند. مقابله با آمریکا، یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است. اینها می خواهند با این جنجالها، همین وسیله وحدت را، به وسیله اختلاف تبدیل کنند. این علیه آن، آن علیه این. این بگوید مذاکره، آن بگوید مذاکره چه فایده‌ای دارد؛ آن یکی بگوید چه ضرری دارد؟ یک عدّه از این طرف بحث کنند، یک عدّه از آن طرف بحث کنند! و اینها هم این وحدت عظیم ملی را که ملت ایران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. 2- هدف دوم این است که می خواهند با تکرار این قضیه - مذاکره و رابطه با آمریکا - قضیه‌ای را که در چشم ملت ایران، به دلایلی منطقی، یکی از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. می خواهند قبح این را از بین ببرند؛ مثل کاری که سرِ قضیه اسرائیل با اعراب کردند. یک روز بود که دولتهای عرب، صحبت کردن با اسرائیل، رابطه با اسرائیل و حتّی آوردن اسم اسرائیل را یکی از کارهای بسیار زشت می دانستند. اینها با مطرح کردن و پیش کشیدن این قضیه، آنها را یکی یکی از صفوف ملت عرب خارج کردند و بار را به گردن او انداختند. بتدریج کاری کردند که قبح این قضیه ریخت؛ حتّی دولتهایی که در مرزهای اسرائیل نیستند و هیچ خطر و ضرری هم از اسرائیل نمی بینند، در خانه خودشان نشسته‌اند و صحبت از مذاکره با اسرائیل می کنند! واقعاً چه لزومی دارد؟ اما می کنند؛ چون قبحش ریخته است. 3- هدف سوم این است که اصل مذاکره با ایران، برای امریکا به عنوان ابرقدرت، بسیار مهم است... ابرقدرت، یعنی آن قدرتی که از همه قدرتهای سیاسی دنیا بالاتر است و می تواند اراده خود را بر آنها تحمیل کند... حال ابرقدرتی با این همه ادّعا، با این همه باد و بروت جهانی و سیاسی، یک جا هست که برایش ارزش و اعتبار و احترامی قائل نمی شوند؛ آن یک جا کجاست؟ جمهوری اسلامی ایران. برای آمریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می کنیم! می گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه‌ای هم که زیر بار نمی رفت، زیر بار آمد؛ این‌جا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهّم است. 4- نکته دوم برای این‌که مذاکره با ایران برای امریکا اهمیت دارد، این است که حرکت جمهوری اسلامی و ملت ایران موجب شد که احساسات اسلامی در هر گوشه دنیا بیدار شود؛ در آسیا، در آفریقا و حتّی در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامی خودشان را سرِ دست گیرند و مبارزه‌ای را به نحوی شروع کنند. اگر جمهوری اسلامی با امریکا پشت میز مذاکره بنشیند، آمریکاییها خیالشان از این جهت راحت می شود؛ به هرجایی در دنیا می گویند: شما برای چه تلاش می کنید؟ شما که مثل ایران نخواهید شد، به پای ایران که نخواهید رسید! هر چه بشوید، یک ملت و یک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پیدا نخواهید کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و این‌جا پای میز مذاکره آمدند؛ شما دیگر چه می گویید!؟ یعنی با تسلیم ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران به نشستن پای میز مذاکره با آمریکا، خیال آمریکا از بسیاری از این مبارزات دنیای اسلام آسوده خواهد شد. این سؤال امروز در ذهن بسیاری از مسؤولان کشورهای اسلامی و غیر اسلامىِ به اصطلاح خودشان جهان سومی وجود دارد و برای دستگاه آمریکا موجب زحمت جدّی شده است؛ خارج شدن از حالت تبعیت و تسلیم، به خاطر وجود جمهوری اسلامی، که جمهوری اسلامی هست، هیچ اعتنایی هم به امریکا نمی کند و آمریکا نمی تواند هیچ کار مهمّی با آن انجام دهد. چرا؛ گاهی اوقات هارت و هورت می کنند؛ مثلاً قانون «داماتو» یی می گذرانند، قانون هم بعد از چند ماه به خودی خود منسوخ می شود؛ کار اساسی نمی توانند بکنند. پس، چرا ما خودمان را بیخودی معطّل کردیم و اسیر امریکا شدیم؟ امریکا در پی یک جواب است؛ باید کاری کند که به آنها این‌طور تفهیم شود که: «دیدید، این محاصره اقتصادی و همین فشارهایی که ما علیه جمهوری اسلامی به خرج دادیم، بالأخره جمهوری اسلامی را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بیاید و زانو بزند و از آن پایگاه و از آن گردن برافراشته‌ای که داشت، بناچار پایین آید!». این را به دولتهایی که پیرو و تابعش هستند، تفهیم کند که: «نخیر؛ این‌طور هم نیست که شما خیال کنید کسی که با ما نباشد، می تواند از آسیب در امان بماند. جمهوری اسلامی هم بالاخره مجبور شد بیاید»! اینها می خواهند با شایعه مذاکره جمهوری اسلامی - که بگویند جمهوری اسلامی تسلیم شد؛ طرف ما آمد و مجبور شد کنار بیاید و با ما مذاکره کند - این‌طور وانمود کنند که در این مصاف، بالاخره قطب اسلامی شکست خورد و مجبور به عقب‌نشینی شد و قطب استکبار در این مصاف پیروز گردید. بالاخره امریکا از این‌که شایع شود جمهوری اسلامی تسلیم شده است تا با آمریکا مذاکره کند و پشت میز مذاکره بنشیند - یعنی از حرفها و ادّعاهای خود نسبت به استکبار دست بردارد - بیشترین استفاده را می کند. آمریکایی ها مستکبرند. آدم مستکبر و دولت مستکبر، دنبال سبز کردن حرف خودش است. بنابراین، این‌طور نیست که رابطه‌برای کشور ما فایده‌ای داشته باشد؛ که اگر رابطه نباشد یا مذاکره نباشد، این مشکلات به وجود خواهد آمد و اگر این مذاکره و رابطه انجام شد، مشکلات از بین خواهد رفت؛ نه. نه امریکا برای ایجاد مشکلات آن‌چنان دستش باز است و نه رابطه و مذاکره این چنین معجزه‌گریای برای رفع مشکلات دارد. هیچکدام از اینها نیست؛ بسته به توان ملت است، بسته به عُرضه یک حکومت است، بسته به اقتدار و عزّت‌خواهی ماست که بتوانیم در مقابل امریکا بایستیم و برطبق اراده و برطبق مصالح کشورمان اقدام کنیم. رابطه و مذاکره، برای ملت ایران و برای نهضت جهانی مضّر است. اولین ضرر این است که آمریکایی ها با ورود در این میدان، این‌طور تفهیم خواهند کرد که جمهوری اسلامی از همه حرفهای دوران امام و دوران جنگ و دفاع مقدّس و دوران انقلاب صرف‌نظر کرده و گذشته است. اوّلین چیزی که امریکاییها ادّعا می کنند، این است. اوّلین مطلبی که در دنیا شایع می کنند، این است که انقلاب اسلامی تمام شد و پایان گرفت؛ کما این‌که هنوز هیچ چیز نشده، همین حرفها را زمزمه می کنند!»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موضوع با شما موافقم که قصد آمریکا در مذاکره با انقلاب اسلامی همین است که جنابعالی و سایر اندیشمندان انقلاب اسلامی متوجه شده‌اند، ولی عنایت داشته باشید ما در شرایطی بحمداللّه هستیم که یقیناً آمریکا را ناکام خواهیم گذاشت و انقلاب اسلامی چهره‌ی دیگری از فرهنگ مقابل با استکبارش را به نمایش می‌گذارد. زیرا انقلاب اسلامی در سر تا سر جهان یک لحظه در دفاع از جریان‌های ضد استکباری کوتاه نیامده، درست در حین مذاکره با آمریکا در تقویت حماسه‌ی یمن نقش خود را بازی می‌کند که حیات خلوت سعودی بود. درست در حین مذاکره تلاش دارد کرانه‌ی باختری را مسلح کند و در قدس انتفاضه‌ی دوم را راه بیندازد. از طرفی ما باید جای این فکر را که مدعی است می‌توان در مذاکره با آمریکا مسائل انقلاب را حل کرد روشن می‌کردیم. فراموش نکنید ما در عین آن‌که از جهتی نسبت به انقلاب اسلامی در زمانِ «فانی» زندگی می‌کنیم و هر روز همان‌طور که در ابتدای سخن فرمودید با انواع ظلم‌ها و بی‌عدالتی‌ها روبه‌روییم، نسبت به انقلاب اسلامی در زمانِ «باقی» زندگی می‌کنیم و حقیقتی که انقلاب اسلامی در تاریخ ما وارد کرده و در ذیل نگاه قدسی در حال عبوردادن بشریت است از فرهنگ استکباری به حاکمیت مهدوی. نگاهی که شیعه در به میدان‌آمدنِ سقیفه داشت و سقیفه را همه‌ی اسلام ندانست. انقلاب اسلامی در «زمان باقی» با هدایت‌های رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» راه‌هایی را گشوده که مذاکره با آمریکا به محاکمه با آمریکا تبدیل می‌شود و با روشن‌شدن قصد ایران در عدم داشتن تسلیحات اتمی، این آمریکا است که در جای متهم قرار می‌گیرد و انقلاب اسلامی یک گام جلو می‌رود. عنایت داشته باشید ماوراء تبلیغات غربی، متفکران جهان حرف انقلاب اسلامی را به‌خوبی می‌فهمند و این متفکران هستند که راهنمای افکار مردمشان خواهند بود. اجازه بدهید از ذکر نمونه‌ها صرف نظر کنیم. موفق باشید
8440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. وقتی حرف از شهدا میاد انگار از بزرگترین حسرتهای جهان خلقت صحبت میشه. جبهه، شهادت، جهاد، دفاع، اسلام، امام حسین علیه السلام و... این جوان گنه کار که فقط با گناه های جورواجور خون به دل شهدا کرده ام، وقتی خبر آمدن شهدای حرم زینبیه سلام الله را میشنوم واژه حسرت برایم خیلی وسیع میشود. خیلی دوست دارم برم برای دفاع، برای رفتن پیش شهدا، برای رفتن در آغوش امام حسین، برای سربازی حضرت زینب، ولی نمیدانم واقعا تکلیف هست یا نه؟ هر چند که از ایران فقط افراد نظامی را میفرستند ولی افراد دیگر با رفتن به عراق یا لبنان، از آن مناطق با آموزشهای مختلف راهی سوریه میشوند. به نظر شما رفتن به سوریه بدون گفتن به اولیا صحیح است یا نه؟ چون اذن اولیا، میشود گفت محال است. نمیدانم، نمیدانم... یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ظاهراً سوریه از این جهت مشکل ندارد که ضرورت باشد به آن جا بروید. موفق باشید
7920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام صلواتی که ما میفرستیم فقط برای خود ما مفید است؟مگر میشود ما برای واسطه فیض باعث نزول فیض الهی شویم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این موضوع در کتاب «صلوات بر پیامبر عامل قدسی‌شدن روح» بحث شده. موفق باشید
6749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دینداران عافیت طلب چه کسانی هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی که دین را برای دنیای خود می‌خواهند و مقصد و هدف آن‌ها دنیا است و نه خدا. موفق باشید
3082

عفاف و حجاببازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. به نظر شما اگر قرار باشد بحث عفاف و حجاب را با جمعی که خیلی در فضای مباحث دینی نیستند مطرح کنیم ، چگونه باید به بحث ورود پیدا کرد که هم پذیرش بیشتری داشته باشد و هم دچار آسیب های رایج در این بحث و دلزدگی هایی که به خاطر بیان اشتباه بوده ؛ نشویم؟آیا امکان یک جلسه حضوری برای بحث در این زمینه درحد یک جمع پنج ، شش نفره ی هسته مرکزی این کار را دارید؟با تشکر از راهنمایی شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده نمی‌توانم به شکل حضوری در خدمتتان باشم. شاید بحث «عالَم عفاف» در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مفید واقع شود. می‌توانید آن قسمت را از کتاب از طریق سایت کپی کنید. موفق باشید
2719
متن پرسش
با سلام به خدمت استاد عزیز سوالی داشتم فردی هستم که قصد ادامه تحصیل در معارف اسلامی داشتم می خواستم ببینم که به نظر شما دانشگاه بهتر است یا حوزه
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در یکی از سی‌دی‌ها بحثی داشته‌ام تحت عنوان «حوزه یا دانشگاه»، شاید به کارتان بیاید. موفق باشید
2677
متن پرسش
سلام علیکم استاد در باره پاسخ سوال 2619 سوالی دیگر برایم پیش آمد که عرض می کنم . حضرتعالی فرمودید: معشوق از آن جهت محبوب است که عشق را به ما هدیه می‌کند. . لطفا این جمله را کمی شرح دهید و بفرمایید چرا عشق را بر تر و با اهمیت تر از معشوق دانسته اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این یک امر بدیهی است که انسان در رابطه با معشوق هم با عشق سر و کار دارد همین طور که در رابطه با آب به سیراب‌شدن نظر داریم. موفق باشید
1633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد اینکه می فرمایید در امور مستحبی به خود سخت نگیرید آیا این باعث تنبلی در مستحبات نمی شود واینکه آدم نسبت به آنها بی تفوات شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: وقتی انسان مقیّد به انجام واجبات الهی باشد پس عملاً وظیفه‌ی خود را انجام داده است و دیگر جای نگرانی برای او نیست. می‌ماند که اگر در راستای انجام واجبات، قلب او آمادگی جذب بیشتر انوار الهی را پیداکرد می‌شناسد که دین از طریق مستحبات جواب این جذبه را داده است، همچنان‌که برای پایداری در نور انجام وظایف سعی می‌کند گرفتار مکروهات نگردد. بنابراین جایی برای تنبلی نمی‌ماند. تنبلی به این معنا است که انسان در انجام واجبات کوتاهی کند. موفق باشید
735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام؛راهکار بیشنهادی شما برای اگاهی به مسایل زمانه ازجنبه مذهبی،سیاسی و...؛وایجاد درک صحیح برای«اسیب سناسی» مسایلی که با ان روبرو میشویم چیست؟ (البته متناسب با نیاز جوان امروزی ،و با درنظر گرفتن شرایط اینده جهان جواب دهید)
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی توجه و پیگیری سخنان رهبری فوق العاده در فهم درست مسائل زمانه به شما کمک می‌کند. سعی بفرمایید با دقت زیاد سخنان رهبری را دنبال کنید.
نمایش چاپی