بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3454
متن پرسش
ایرادی به سایت من چطوری جواب سوالم را بگیرم. ترتیبی در شماره جوابها نیست . من نمی فهمم آیا استاد جواب داده اند یا نه.راهی ندارم جز اینکه دانه دانه جوابها را چک کنم. چون عنوان جواب فرق می کند و نمی شود بدون باز کردن عنوان فهیمد این جواب سوال من است یا نه. لطفا گزینه ای قرار دهید که با انتخاب آن سوالها بر اساس شماره مرتب شوند یعنی همیشه تازه ترین جوابها در اختیار باشد تا سوال کننده جواب خود را پیدا کند . متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:بهترین کار آن است که زمان ارسال سوال حتما ایمیل خودرادرمکان مشخص شده قرار دهید تا جواب برای ایمیلتان نیز ارسال گردد."مدیریت سایت"
3204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم.استاد به نظر خودتان این مباحث شما جایگاهش در مرتبه ی زبان برای تبیین لزوم رجوع به ائمه و قران و خدا یک زبان ناقص یا به عبارتی حد واسط نیست؟چون که شما در تمام مباحثتان عموما برای شروع تبیین جایگاه هر حقیقتی ابتدا از خود انسان و اینکه انسان را از پوچی نجات میدهد بحث میکنید!البته به این بحث که باید از حقیقت انسان شروع کرد تا او را در مفاهیم متوقف نکنیم واقفم ولی به نظرم اینگونه شروع برای کسی که در وادی دنیاست خوبست(آشتی با خدا)ولی بعد از آن باید با زبانی حرف زد که از خدا شروع کرد و انسان با نظر به خدا خود را ببیند و تکلیف خود را روشن کند نه اینکه دائم خدا را نیز برای اینکه خودش به یک جایی برسد بخواهد و به عبارتی عبادتش مانند بردگان باشد!آیا این نوع از سخن گفتن متفاوت از نحوه ی رجوع امام خمینی به فلسفه نیست که میگفت ما هیچیم و هر چه هست تویی!ما اگر چنانچه خطا میکنیم نادانیم!البته در اینکه شما هم برهان صدیقین را گفتید و در تفسیر قران نیز از اینکه خدا همه کاره است میگویید واقفم ولی کتاب کربلا و آشتی و فعالیتها ی فرهنگی و چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و ...را به نظر میرسد که خود محوری مضمری پشت آن است و لازم است که از این ادبیات عبور کنیم و زبان جدیدی را تاسیس کنیم.خدا حفظتان کند به حق زهرای مرضیه.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر بتوانیم آرام‌آرام به زبانی که حضرت امام روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» سخن می‌گویند نزدیک شویم خیلی بهتر است. موفق باشید
3192
متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . . سوالی از محضرتون در رابطه با حضور در فضای مجازی داشتم،راستش رو بخواید،ما حدود 2 سالی هست که به صورت فعال در این فضا حضور داریم،یه توضیحاتی خدمتتون عرض میکنم بعد سوالم رو مطرح میکنم،بنده فضای مجازی کاری خودم رو به 2 بخش خصوصی و عمومی تقسیم کردم،در بخش خصوصی با تبلیغ سیر مطالعاتی شما و کلا مباحث مطالعاتی و راهنمایی دوستان در این زمینه فعالیت داشتم،که اکثرا با پیام خصوصی این فعالیت صورت میگرفت،الحمد لله مفید هم بوده و با دوستانی آشنایی پیدا کردم و اینها هم تغییرات شگرفی داشتند،حتی میشه گفت چند نفر نمازخون و عاشق نظام هم از همین آثار شما تربیت شدند،اما در بخش عمومی،کلا به تبیین بیانات رهبری عزیز میپردازم که این صحبتا رو در معرض دید عموم قرار میدم،حالا چه صحبتای خود ایشون،چه صحبتای بقیه بزرگان در رابطه با مقام و منزلت ایشون و رهنمود هاشون. . . حالا سوال،استاد واقعا هدفم قرار گرفتن ذیل فرمایش رهبری در فضای مجازی بوده و هست،اما در این 1 ماه اخیر بسیار فکرم مشغوله که دیگه کار بیشتر از این ،از دستم بر نمیاد،واقعا احساس میکنم این فضا فکرم رو به خودش مشغولتر میکنه،حالا نظر شما در رابطه با این حضور چیه؟آیا حضورم رو به کل در این فضا قطع کنم یا کمتر سر بزنم؟. . .ضمن عذر خواهی از مزاحمت های پی در پی. . .موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در این‌که امروزه چاره‌ای نداریم که از طریق این فضاها پیام انقلاب را به بقیه برسانیم حرفی نیست ولی همین‌طور که می‌فرمایید باید به اندیشه و روان و قلب خود برنامه بدهیم تا همه‌ی فکر و ذکر ما حضور در فضای مجازی نشود و این به عهده‌ی خودتان است. موفق باشید
2677
متن پرسش
سلام علیکم استاد در باره پاسخ سوال 2619 سوالی دیگر برایم پیش آمد که عرض می کنم . حضرتعالی فرمودید: معشوق از آن جهت محبوب است که عشق را به ما هدیه می‌کند. . لطفا این جمله را کمی شرح دهید و بفرمایید چرا عشق را بر تر و با اهمیت تر از معشوق دانسته اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این یک امر بدیهی است که انسان در رابطه با معشوق هم با عشق سر و کار دارد همین طور که در رابطه با آب به سیراب‌شدن نظر داریم. موفق باشید
1912
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز 2 سوال خدمتتان داشتم: - اول اینکه چرا هر چه برنامه ریزی می کنیم آن که می خواهیم نمی شود و پس از مدتی عمل به آن انسان را خسته می کند و منجر به ترک برنامه می شود و از طرفی هم احساس نیاز به برنامه شدیدا" وجود دارد؟ - دوم اینکه در بحث انسان شناسی و در قسمت رویای صادقه درست است که انسان فوق زمان و مکان است و می تواند بر فرض مثال 2 سال بعد را حاضر بیابد ولی در عین حال شخص که با توجه به بدن استکمال نیافته، چطور می تواند در صحنه ای حاضر شود که فیض آن مرحله را از خداوند نگرفته است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ دوباره برنامه‌ریزی کنید و با توجه به عدم موفقیت در برنامه‌ی قبلی واقع‌بینانه برنامه‌ریزی کنید و در برنامه‌ی خود جایی هم برای ورزش بگذارید تا در تصمیم‌گیری محکم‌تر شوید. 2ـ حضور تکوینی نفس ناطقه در صحنه‌‌های آینده غیر از حضور تشریعی اوست که باید با اراده و انتخاب به آن‌جا برسد. موفق باشید.
1603

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده چرا در جبهه اصولگرایات با اینکه جبهه متحد زیر نظر علمای بزرگی مثل آیت الله مهدوی کنی است و جبهه پایداری هم زیر نظر نخبه سیاسی بزرگی همچون آیت الله مصباح است چرا این دو با هم اتحاد نمی کنند آیا این اتحاد نداشتن آنها برای خود اصولگرایان مضر نیست؟ برای ما که بین این دو گروه افراد که هردو هم در خط سالمی هم هستند ما چگونه باید انتخاب درست داشته باشیم؟ واز بین این دو گروه کدام مطمئن تر هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: اگر جبهه‌های اصول‌گرا با سلیقه‌های مختلف در صحنه باشند که همه در ذیل اسلام و انقلاب و امام و رهبری قرار داشته باشند، پدیده‌ی مبارکی است. بنده پیشنهاد می‌کنم ما خوب‌تران هر گروه را و خوب‌تران بیرون از آن دو گروه را انتخاب کنیم. چون فکر می‌کنم حتی ممکن است گروه‌های اصول‌گرا مخدودیت‌هایی داشته باشند که نتوانند همه‌ی خوبان را در لیست خود جای دهند. موفق باشید
735

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام؛راهکار بیشنهادی شما برای اگاهی به مسایل زمانه ازجنبه مذهبی،سیاسی و...؛وایجاد درک صحیح برای«اسیب سناسی» مسایلی که با ان روبرو میشویم چیست؟ (البته متناسب با نیاز جوان امروزی ،و با درنظر گرفتن شرایط اینده جهان جواب دهید)
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی توجه و پیگیری سخنان رهبری فوق العاده در فهم درست مسائل زمانه به شما کمک می‌کند. سعی بفرمایید با دقت زیاد سخنان رهبری را دنبال کنید.
20965
متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی توفیقات روزافزون برای استاد گرامی، چند سوال داشتم از شما 1. شما در کتاب از برهان تا عرفان درباره برهان صدیقین گفته اید که این برهان مدعی است برای اثبات وجود خداوند نیاز به هیچ مقدمه و واسطه ای نیست. و بالاتر از برهان امکان و وجوب است. در حالی که اگر به متن برهان صدیقین که توسط شما تقریرشده دقت کنیم؛ می بینیم که در این برهان هم ابتدا کار را از موجود و نه وجود شروع می کنیم. و گفته شده که "موجودات" اطراف ما یا باید عین وجود باشند و یا به عین وجودی ختم بشوند. بنده اصل برهان صدیقین ملاصدرا را در اسفار ندیده ام. ولی طبق تقریر شما، ادعای برهان با خود برهان ناسازگاری دارد و باز هم در اینجا پای موجود و نظر به موجود در میان است. یعنی نظر به موجود، تقدم دارد بر نظر به وجود. خواستم در این زمینه توضیحاتی بفرمایید. 2. شما در کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم و البته به طور پراکنده در بقیه گفته ها و آثار خود و به تاسی از فلسفه اسلامی، از دوگانه هستی و چیستی سخن گفته اید و چیستی را جنبه عدمی شیء و ماهیت را حد وجود دانسته اید. این نگاه، برکات و ثمرات خود را دارد. بنده هم مدتی با آن اقناع می شدم. اما به نظر می رسد چنین نگاهی تا حدی نادقیق و زمخت می باشد. طبق این نگاه، دیگر فرقی میان یک پیراهن و یا فرش خوش رنگ و دل انگیز با یک پیراهن و یا تصویر زشت و بدرنگ نیست. چرا که در هر دو، زنگ جنبه عدمی شیء هست؛ بر طبق مثال منشور و نور بی رنگ. در حالی که بنده فکر می کنم سیطره چنین نگاهی باعث می شود تا ما نتوانیم بسیاری از زیبایی ها و ظرافت های عالم ماده را ببینیم. چرا که این امور، جنبه عدمی آن هاست و ما باید به وجود و هستی شان نظر بیندازیم. مثلا ما می توانیم از رنگ سبز درختان در جنگل، به طراوت خود وجود منتقل بشویم. در حالی که هستی درخت با هستی یک شیء معمولی تر، تفاوتی ندارد. نمی دانم تا چه حد این اشکال بنده را وارد می دانید و راه حل شما برای رفع این مشکل چیست؟ شاید نیاز باشد دیوار میان چیستی و هستی اشیاء برداشته شود. 3. در بحث تشکیک وجود، کل عالم ماده یک مرتبه از وجود به حساب می آید. در حالی که به نظر می رسد این نگاه هم در عین راه گشا بودن، زمخت و ناپخته است. درست است که به اعتبار مجرد نبودن، تمام عالم ماده را می توان یک مرتبه از وجود به حساب آورد؛ اما شاید بتوان از منظرهای دیگر این نگاه را زیر سوال برد. مثلا از منظر عدم تعین. یعنی به این اعتبار که وجود امری بی تعین و بی صورت است؛ به نظرم باید میان مثلا نور بی رنگ و سنگ و یا نور آبی تفاوت قائل شد. چرا که نوربی رنگ مادی امری بی صورت و بی تعین است و همین امر باعث شده که ظرفیت بالایی برای تمثیل های عرفانی داشته باشد. یعنی خود عالم ماده را نمی توان یک دست دید. می خواستم نظر شما در این رابطه را نیز جویا شوم. 4. فکر می کنم بر خلاف گفته شما که تفکر اصالت وجودی ملاصدرا را بالاترین تفکر می دانید؛ تفکری بالاتر از آن هم وجود دارد و البته خودتان هم با این تفکر آشنایی کافی دارید و آن هم تفکر معنوی-تاریخی است که در واقع در آن اصالت نه با وجود، که با "ظهور تاریخی وجود" است و به واقع آن چه که در صحنه است، نه وجود، که "تقدیر وجود" است. به نظرم این تفکر، حقیقی ترین تفکر است و فکر می کنم تعلق و یا شاید تعصب شما به تفکر ملاصدرا این اجازه را به شما نداده که به این ضعف بنیادی و اساسی حکمت متعالیه و فلسفه اسلامی - که در نهایت بیرون از تاریخ متافیزیک نیست - ؛ به طور جدی اشاره کنید. فکر می کنم ناتوانی اصحاب فلسفه اسلامی در شنیدن ندای وجود در این تاریخ و بیرون از تاریخ بودن قریب به اتفاق آن ها، خود گواه محکمی بر ضعف بنیادین تفکر صدرایی و فلسفه اسلامی باشد. 5. در مورد نسبت حرکت جوهری و حرکت مکانی سوالی داشتم. آیا می توان گفت حرکت مکانی به این دلیل در عالم ماده وجود دارد که در ذات این عالم حرکت هست. (یا ذاتش عین حرکت هست.) آیا عقلا محال است که مرتبه ای از وجود در صحنه باشد؛ که حرکت جوهری داشته باشد؛ اما حرکت مکانی نداشته باشد؟ و همیچنین برعکس آن. یعنی آیا عقلا محال است که در مرتبه ای از وجود، ما حرکت جوهری نداشته باشیم؛ اما حرکت مکانی داشته باشیم؟ این سوال را از این جهت می پرسم که شما در ابتدای جزوه حرکت جوهری تان گفته بودید که بحث جرکت جوهری می تواند در این زمانه سرعت و شتاب، تحلیل خوبی در مورد حرکت و نسبت آن با ذات عالم ماده به ما بدهد. یعنی به نوعی خواسته بودید میان حرکت مکانی و حرکت جوهری، ارتباط برقرار کنید. 6. در برهان صدیقین و فضای عرفانی، برای نشان دادن نسبت میان مخلوقات (عالم) با خداوند، از مثال دریا و موج استفاده می شود. اما بنده فکر می کنم با توجه به عدم تشکیک ذاتی وجود، این مثال چندان به صواب نیست. نسبت میان حق و خلق را شاید بتوان به مانند نسبت میان "معنای عقلی" و "کلماتی" است که ما بر زبان می آوریم. یعنی وجود، امری "مطلقا دیگر" است و وجود و موجود، از دو جنس اند در نهایت. اگر چه وجود با مخلوقات هست، اما یگانه با آن ها نیست. همانند معنای عقلی که همراه با کلمات هست. اما یگانه با آن نیست. در حالی که مثال موج و دریا خیلی نمی تواند این "دیگر بودن وجود" را بنمایاند. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که از موجود، نظر به وجودِ‌ مطلق شود دیگر هیچ مقدمه‌ی عقلانی در میان نیست و به تعبیر علامه‌ی طباطبایی در تقریر «برهان صدیقین» در کتاب «اصول فلسفه»، «کافی است سوفسطائی نباشیم» یعنی همین‌که به واقعیت اطراف آگاه هستیم، می‌توانیم عین وجود را بیابیم  2- عنایت داشته باشید در آن‌جا که گفته می‌شود ماهیت، حدّ وجود است؛ نمی‌خواهد ماهیت را به عنوان مظهر وجود نفی کند 3- عالم ماده از نظر وجود، پایین‌ترین مرتبه‌ی وجود است ولی از نظر مظهریت کمال، یکسان نیست. مثل شدیت مظهریتِ چشم نسبت به کف پا در نشان‌دادن حالات نفس. ملاصدرا تحت عنوان «تفاوت مشهدبودنِ مخلوقات» این بحث را دنبال کرده است 4- اگر صدرا در وجودشناسی درست درک شود، اتفاقاً بهترین مبنا برای فهم وجود در آینه‌ی تاریخ سخن او خواهد بود در آن حدّ که هایدگر نیز از بحث هستی و زمان در شخصیت متأخر خود به هستی و تاریخ نظر می‌کند، یعنی وجود حقیقی در آینه‌ی تاریخ خود را به شکل حضوری و آزاد از انتزاعیات نشان می‌دهد و این از برکات تفکر صدرایی است به شرطی که با نگاهِ مشائی‌گری، صدرا را مطالعه نکنیم 5- اساساً وقتی حرکتِ مکانی یک حرکت عرضی باشد، مسلم ذاتی که محلِ پذیرش چنین حرکتی است که باید عین حرکت باشد در میان است 6- ذات حق، تشکیکی نیست ولی وجود، تشکیکی است و بحث در مورد وجود است، نه ذاتِ حق. موفق باشید   

20431
متن پرسش
هو العالم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: در مبحث تراریخته سوال و شبهه ای پیش آمده است برایمان! و آن اینکه آیا فناوری نانو و اتمی و رویان و ... هم با همان استدلال ایراد پیدا می کنند!؟ یعنی در فناوری نانو و اتمی از مواد بیش اندازه از ظرفیتشان استفاده می شود و باعث بهم ریختن نظم طبیعت می شود! البته جوابی بعضی از دوستان دادند که به خاطر شرایط زمانه مجبور به استفاده و پیشرفت در این زمینه هستیم که بسیار درست است! اما از نظر تمدنی و نگاه عمیق می خواستیم ببینیم این موارد هم ایراد دارد یا نه؟ در مورد نانو بعضی گفتند چون در موادی که جمادات هستند و حیات ظاهری ندارند هست مانند آهنگری ست! ولی خب طبق تعریف علمی نانو تکنولوژی که گفته می شود «به کارگیری خواص جدیدی از مواد و سیستمهایی در این ابعاد (بسیار کوچک) است که اثرات فیزیکی جدیدی - عمدتاً متأثر از غلبه خواص کوانتومی بر خواص کلاسیک» است به نظر میاد نظم ماده را و عالم را شاید تغییر دهد (البته حقیر علم این موضوع را دقیق ندارم فقط بردداشت خود را از این علم گفتم) در مورد رویان هم به نظر میاد مانند قضیه اهدای عضو نفس ناطقه با رحم و نطفه هماهنگی کاملی ندارد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وقت با دنیا باید رقابت کنیم، که البته نباید عقب باشیم. ولی یک وقت در مسیرِ شکل‌دادن به تمدنی هستیم که بیرون از امیال انسان‌های مدرن است. فکر می‌کنم در مورد فناوری نانو و حتی انرژی اتمی اگر موضوع ما، موضوعِ دوم باشد ما نیاز چندانی به آن‌ها نداریم. موفق باشید

18017
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: اینکه بزرگان ما مثل علامه حسن زاده و ... می گویند بدون ائمه نمی شود به مقامات و معارف رسید پس چطور محیی الدین ابن عربی با اینکه شیعه نبوده (آیت الله جوادی: محیی الدین بسیار به شیعه نزدیک بوده: یعنی شیعه نبوده) به این گونه معارف می رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که حضرت آیت اللّه جوادی می‌فرمایند محی‌الدین از نظر عقاید شیعه است و عمیقاً با معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» ارتباط داشته. منتها به جهت شرایط خود سختْ تقیّه می‌کرده است. کتاب «جدال با مدعی» از دکتر حسین غفاری نکات دقیقی مطابق با اسناد معتبر در این مورد آورده‌اند. موفق باشید

17822
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد هم چنان که جنابتان در جزوه «چگونه تفکر به تاریخ برمی گردد» فرمودید که بنده در کتب و جزواتم از ادبیات خاص و حضوری و غیر آکادمیک بهره می برم و جنابتان هم اعتراف نمودید که ارتباط گیری با چنین ادبیاتی سخت می باشد و واقعا هم همین طور هست چرا که این حقیر بعد از مطالعه نیمی از آثار شما باز هم درک و فهم آن بدون تدبر و تامل برایم سخت می باشد لذا پیرامون این بحث چندین سئوال از محضر منور دارم. 1. فلسفه استفاده از چنین ادبیات خاص چیست در حالی که آگاه هستید ارتباط گیری با چنین مفاهیمی زمان بر و نیاز به تامل دارد؟ 2. آیا استفاده از چنین مفاهیمی در آینده نظام آموزشی ما جایگاهی دارد و می توان از این شیوه در نظام آموزشی بهره برد؟ 3. استاد بنده و امثال بنده حتما با مطالعه مستمر و جدی آثار شما با این ادبیات که اگر خطا نکنم حضوری هست بعد از چند مدتی انس می گیریم. اما با عامه مردم که یقینا نمی توانند آن را فهم کنند چکار کنیم البته بجز کتاب های همچون «آشتی با خدا» یا «چه یاز به نبی»؟ آیا پیشنهادی دارید برای ارائه مطالب معرفتی؟ 4. حضرتعالی در مواردی فرمودید که ما نباید در روش ارائه ی دین جنبه ی «احساساتی» جوانان را هدف قرار دهیم بلکه باید فطرت انسان ها را متذکر شویم، ولی به نظر عقل ناقص بنده اگر این دو با هم جمع شوند بهتر است چون دیده شده گاها هدف قرار دادن احساسات انسان ها هم اثربخش بوده. به طور کلی در مورد بحث احساسات نکات لازم را بفرمایید؟ چون به نظرم خیلی خیلی مهم است. 5. در ارائه معارف دین به روش «حکمی» نکاتی را در پاورقی جزوه «راه های افزایش دین باوری در جوانان» فرمودید بنده دقیقا متوجه نشدم لطف کنید نکات تکمیلی و مهم آن را بفرمایید؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هر فکری تنها با زبان و واژه‌های خود ظهور می‌کند و اگر با واژه‌های تفکر قبلی ارائه شود، عملاً در حجاب فهمِ گذشته قرار می‌گیرد 2- چاره‌ای جز این نیست اگر بخواهیم به تاریخ جدید خود که انقلاب اسلامی ظهور داده است وارد شویم 3- مردم ما علاوه بر تفکر آکادامیک، دارای شعور وجودی هستند و در صورتی‌که ما حقایق را به روشِ وجودی با آن‌ها در میان بگذاریم به سرعت با ما هم‌زبان می‌شوند به همان شکل که با حضرت امام هم‌زبان شدند 4- حرف درستی است زیرا احساس پاک، نظر به واقعیاتی دارد که فطرت آن واقعیات را می‌شناسد 5- در این مورد خوب است آرام‌آرام با کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» مأنوس گردید. موفق باشید  

16116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: خسته نباشید. ببخشید آیا ذوالقرنین در قرآن کریم منظور همان کورش کبیر است؟ مثلا علامه طباطبایی فرمودند که ایشان از هر شخص دیگری نزدیک ترند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه‌ی طباطبایی در این مورد خودشان نظری ندارند ولی تا اندازه‌ای نظر «سراحمدخان هندی» را که در مورد کورش تحقیق کرده است، به ذوالقرنین نزدیک می‌دانند. با این‌همه باید متوجه باشیم ذوالقرنین قرآن، انسان معصومی است و لذا باید کورشی را دنبال کنیم که ماوراء شخصیت تاریخی کورشی است که تاریخ به ما معرفی کرده است. موفق باشید

15082

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده در ارتباط با ظهور حضرت ولی عصر (عج) به یک مشکل اساسی خوردم، اگر بلا و مصیبت عامل پرورش روح است و موجب می شود آدم با بلا و مصیبت ترقی پیدا می کند چه نیازی به ظهور حضرت حجت (عج)؟! عذر می خواهم، می دانم شاید این سوال خیلی در ظاهر امر دم دستی و سطح پایین به نظر برسد و بنده می دانم واسطه فیض آسمان و زمین وقتی در صحنه حضور یابد خیلی اتفاق های دیگری برای رشد انسان می افتد، و من قبل ها در کتابهای شما بزرگوار آنها را مطالعه نمودم ولی نمی دانم اگر می گویند به اصطلاح شیعه آل علی (ع) قرار نیست آب خوش از گلویش پایین رود و همین بلا و مصیبت ها آدمی را بالا می برد دیگر چه نیازی به حضرت حجت (عج) که ایشان بیایند و مصیبت های عالم را کم نمایند؟ کشتار فجیع در سوریه، بوسنی و.... موجب می شود مقام مسلمانان بالا رود چرا باید با این فجایع مبارزه شود، شاید این تفکر، تفکر انجمن حجتیه ای باشد ولی وقتی کسی در جوانی عزیزی مثل مادر یا هر کس دیگر را از دست دهد و یا آدمهایی را اطرافش می بیند که زجر بیماری و.... می کشند و در جواب همه این سوال ها می گویند اینها یا کفاره گناهان است یا مقام و ترقی برای مومن! به این نتیجه می رسد! آیا این درست است که فکر کنیم اینها بازی روزگار است که گاهی مسلمانان بر کافران پیروز می شوند و گاهی بالعکس و دنیا در این کشاکش است و در این کشاکش مسلمانان مقام و ترقی می یابند و نیازی دیگر به وجود منجی نیست؟ به نظر شما با این استدلال داعش در حق مسلمانان لطف نمی کند؟ عذر می خواهم این سوال رو پرسیدم اما چه کنم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود تلاش کنید با رشد معارف اسلامی این نوع سؤالات را با عمق بیشتری حلّ کنید. ابتدا کتاب «دعای ندبه؛ زندگی در فردایی نورانی» و سپس مباحث «مکارم الاخلاق» را که روی سایت هست را دنبال بفرمایید. موفق باشید

15024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خمت استاد گرامی: آیا سفر معراج پیامبر (ص) مربوط به سفر سوم می شود و آیا می شود گفت در سفر دوم علم به اعیان ثابته حاصل می شود و بعد در سفر سوم اعیان خارجی متناسب با اعیان ثابته ای که علم به آنها حاصل شده رویت می شود که ملکوت اشیا را شامل شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف خوبی است. باید تفصیل داده شود. موفق باشید

14228
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فرزانه تا آنجا که اطلاع دارم برای درمان بیماریهای روحی از جمله وسواس به روانشناسانان زیاد اعتماد ندارید و می فرمایید آنها بعد باطنی انسان را نمی شناسند. از طرفی در برخی موارد در پاسخ سوالات برای درمان افسردگی سایت انشا را معرفی می کنید. سایت انشا همانطور که مستحضرید، مباحث روانشناسی را بررسی می کند. از جمله درمان بیماریهای روحی، من طلبه و در مقطع ارشد مشاوره مشغول به تحصیل هستم. آیا با ادامه تحصیل من در این رشته موافقید؟ هدف من درمان بیماریهای روحی خود و مریضی ها است. آیا این رشته به من کمک می کند؟ یا به رشته دیگری بروم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این درست است که روان‌شناسی همه‌ی ابعاد انسان را نمی‌تواند مدّ نظر قرار دهد ولی بعضی از بیماری‌های روحی و از جمله بعضی از وسواس‌ها مربوط به ابعاد نازله‌ی روان انسان است که روان‌شناسی در این حوزه‌ها می‌تواند کمک کند. موفق باشید

13800
متن پرسش
سلام: حکم جهاد ابتدایی در ولایت مطلقه فقیه چگونه حل می شود استاد؟ منظورم این است که چگونه در منبر برای مردم تبیین کنم که جا بیفتد؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی برای مخاطبین روشن کنید که فقیه حکم خدا را کشف و اظهار می‌کند و چیزی از خود بر آن نمی‌افزاید و رعایت حکم خدا واجب است؛ عملاً توانسته‌اید بفرمایید که فقیه اگر به این نتیجه رسید که حکم خدا در این شرایط، جهاد ابتدایی است؛ حتماً آن حکم را اظهار می‌دارد و وظیفه‌ی ما است که حکم خدا را تبعیت کنیم و در همین رابطه حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند همه‌ی اختیاراتی که رسول‌اللّه«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» دارند، فقیه دارد. موفق باشید

13556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در بعضی اذکار و منجمله در زیارت عاشورا که صد بار لعن و سلام داریم در روایت آمده که می توانی ذکر را بگویی و بعد بگویی تسع و تسعین مره و یا مأه مره. اولا چرا دو نحوه وارد شده و ثانیا از نظر ریاضی بهتر نیست که مأه مره بگوییم؟ چون مره یعنی تکرار و به عبارتی یعنی آن یک مرتبه که گفته ایم را ضربدر عدد مذکور کرده ایم و بنابراین اگر ضربدر صد کنیم مقصود از ذکر حاصل شده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که شما چگونه آن ذکر را تصور کنید. اگر وقتی آن ذکر را گفتید، آن را یک‌بار در نظر بگیرید، می‌گویید علاوه بر آن یک‌بار، نود و نه بار دیگر هم رویش. ولی اگر معنای آن ذکر را با گفتن آن ذکر در نظر بگیرید، می‌گویید آن معنا، صدبار باشد. موفق باشید

12352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پدری دارم 45 ساله کارگر. با اعتقادات سالم و تقریبا خوب. ولایی و... حتی مرا خودش فرستاد طلبگی ولی خودش نماز نمی خواند و کمی زود عصبانی می شود. چکار کنم که نماز خوانش کنم و مهربانتر...؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سعی کنید با پدرتان مدارا کنید و با مهربانی‌های زیاد إن‌شاءاللّه انگیزه‌ی نمازخوانی در او ایجاد می‌شود، ولی مستقیماً در مورد این‌که بخواهید او را نمازخوان کنید، وارد نشوید. موفق باشید

12339
متن پرسش
سلام وقت بخیر استاد: در جلد اول، فصل ۱۹ از کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» در کلامی از مولا علی (ع) اشاره شده که دنیا مسافرخانه و مومن مسافر هست! استاد همونطور که خودتون هم میدونین خوب این نگاه خیلی عظیمی هست! نگاهی که شهدا داشتند! با چنین بصیرتی شهدا اون همه سختی رو تحمل می کردن حالا سوال من اینه چطور میشه به این نگاه ایمان قلبی پیدا کرد! ماها که برای گذشتن از منافع خیلی کوچیک خودمون هزار جور توجیه و کلاه شرعی درست می کنیم! تنبلیمون میاد خیلی عبادات و کارها رو بکنیم، روح عبادت و نشاط رو توی بسیاری از عباداتمون حتی نمازمون نداریم، از دینداری به جای اصلش فقط به ظاهر پرداختیم چه شکلی میتونیم به روح ایمان برسیم؟! به این اصل بزرگ که دنیا مسافرخانه هست و ماها مسافر! ممنون میشم استاد پاسخ روان و جامع و در حد بنده بدین! یعنی کاملا صریح با راهکار عملی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این را نباید سؤال کنید، باید عمل نمایید. به خود نهیب بزنید که غفلت نکنید. سؤال در این موارد حجابی است که شما را از عمل باز می‌دارد. مگر وقتی خداوند به شما می‌فرماید راست بگویید، سؤال می‌کنید؟! یا سعی می‌کنید راست بگویید؟ موفق باشید

11754
متن پرسش
سلام جناب استاد طاهرزاده: اگر در قیامت جسم باشد باید حرکت هم باشد و به تبع زمان نیز باید وجود داشته باشد. درست است؟ توضیح دهید. بنده در بحث حرکت جوهری هستم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی جسم مادی از آن جهت که ذات ماده حرکت است، حرکت است ولی لازمه‌ی جسم برزخی و قیامتی حرکت نیست. موفق باشید

11130
متن پرسش
با سلام و احترام من خواهان راه ارتباطی با جناب استاد طاهرزاده هستم. در رابطه با رساله دکتری خویش، سوالاتی از ایشان داشتم. خواهش می کنم در این زمینه مرا یاری کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا اطلاع دارند که بنده در مورد پایان‌نامه‌ها و موضوعات پایان‌نامه هیچ ورودی نمی‌توانم داشته باشم. حتی در زمانی هم که در دانشگاه بودم در این موارد ورودی نداشتم. موفق باشید
10882

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم انشاالله موفق و موید باشید. فایل های صوتی نقد مدرنیته شماره های 17 و 18 و 19 و 20 خراب است لطفا اعلام نمایید که فایل های سالم را روی سایت قرار دهند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
10814
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید و التماس دعای مخصوص خدمت استاد عزیز: 1) در مورد سیر مطالعاتی که در سایت پیشنهاد داده‌اید، پایان سیر علم حضوری است؟ یا به نتیجه‌ای دیگر می‌انجامد؟ 2) آیا می‌توان توصیفی از مسیر سیر و حضور خداوند بفرمایید مثلا در بحث حضور قلب در نماز چگونه بفهمیم الان که با حضور در نمازیم حضرت حق را مشاهده می‌کنیم و نه چیز دیگر را؟ 3) استاد چیزی که دراین مدت حدود دوسال مطالعه‌ی آثار شما و دیگرعزیزان پی برده‌ام این‌که صبر بر طاعت از رموز موفقیت است فکر نکنیم خواندن صرف مطالب چندین صفحه در روز و هرچه بیشتر ما را زودتر به مقصد می‌رساند بلکه به قول اساتید اخلاق حداقل استمرار برعمل دریک سال نتیجه‌بخش می‌باشد. این را نوشتم برای تنویر افکار عزیزان استفاده‌کننده از سایت و در صورت امکان توضیح بیشتر از سوی حضرتعالی. با تشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که محور مباحث معرفت نفس است و سعی بر آن است که با نگاه وجود به نفس نظر کرد، جهت اصلی مباحث حضوری است و یا در نهایت به حالت حضوری ختم می‌شود 2- در مباحث معرفت نفس با «وجود» خودتان که تجلی نور وجود حضرت حق است آشنا می‌شوید و آرام‌آرام راه نظر به وجود مطلق إن‌شاءاللّه پیش می‌آید. راه ساده‌ای نیست، ولی عملی است 3- همین‌طور است که می‌فرمایید. فراموش نکنید خداوند است که باید به سراغ ما بیاید و با صبر بر طاعت، زمینه‌ی رضایت او فراهم می‌شود. موفق باشید
10511

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه در آیه ۴۳ سوره ال عمران «یَامَرْیَمُ اقْنُتِى لِرَبِّکِ وَاسْجُدِى وَارْکَعِى مَعَ الْرَّ اکعین» با توجه به معنای ظاهری آیه این چه جور نمازیست که اول قنوت بعد سجده بعد رکوع آمده است. در حالی که در نماز رکوع قبل سجده است. چون ما معتقدیم حتی ترتیب کلمات قرآن کریم بی حکمت نیست. آیا نماز خاصی منظور است؟ آیا قنوت و سجده و رکوع معنا دیگری می دهند؟ لطفا توضیح دهید. از هر کسی که پرسیدم جواب قانع کننده ای به من نداده است؟ با تشکر از شما استاد گران قدر. خدا شما را حفظ کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازم نیست این دستورات به صورت نماز باشد، بلکه یک دستورالعمل سلوکی است که حضرت در زندگی خود در آن ورود کنند و در مقابل حضرت حق نهایت خضوع و قنوت را داشته باشند و نیز اهل سجده باشند و با نمازگزاران نماز بگذارند. موفق باشید
10393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: هر چند وقتی که شهدای گمنام را تفحص می کنند، از چه طریقی هویت ایرانی بودنشان معلوم می شود؟ آیا امکان ندارد که استخوانهای مردم عراق با استخوانهای ایرانی اشتباه شود؟ اگر بخواهند از طریق dna متوجه شوند هزینه آن بسیار بالاست. این سوالی بود که شخصی از بنده پرسید و گفت که این شهدای گمنامی را که هر چند وقت یکبار استخوانشان پیدا می شود را قبول ندارد، چون ممکن با استخوانهای عراقی اشتباه شود. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اخیراً مسئولان بنیاد شهید شرح دادند که با برنامه‌ای که از طریق گرفتن dna خانواده‌ها شکل داده‌اند این کار را می‌کنند. بنده در همین حدّ اطلاع دارم. موفق باشید
نمایش چاپی