بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9915

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: آیا هر جا توصیه به خواندن آیت الکرسی شده مثلا هنگام خروج از منزل یا وقت خواب یا بعد از نماز، فقط همان آیه ی اصلی مد نطر است یا باید تا «هم فیها خالدون» خوانده شود؟ با تشکر.
متن پاسخ
مه تعالی: سلام علیکم: اگر گفته نشود تا «هم فیها خالدون»، منظور همان آیه‌ی اول است. موفق باشید
7806
متن پرسش
سلام علیکم شما در جواب سئوال عوامل خلقت در چنین زمان و مکانی فرمودید که در عین ثابته انتخاب کرده ام با توجه به عهدی که در سور ه اعراف به آن اشاره شده و ما در جواب «قالوا بلی» گفته ایم : 1- آیا این به همان و اینکه طوعا او کرها جواب داده ایم مربوط می باشد؟ 2- در اینصورت با توجه به اینکه ذره ای جبر و یا ظلم در خلقت خدا راه ندارد خلق اولیه (نوری) ما چگونه بوده است و براستی باید برای ابتدا به خیربودنمان و عاقبت به خیربودنمان را از خدا بخواهیم و شکرگزار باشیم؟ 3- لطفا برای اینکه بصورت تفصیلی اطلاعات بیشتری داشته باشم منابع مطالعاتی را راهنمایی فرمایید تا بدان رجوع نمایم. از مرحمت و توجه شما بسیار متشکرم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- عهد ما در «قالُوا بَلى‏» نظر به جنبه‌ی فطری و گرایش توحیدی ما دارد و این‌که همه‌ی مخلوقات طوعا او کرها تحت حاکمیت و دعوت الهی قرار می‌گیرند مربوط به جنبه‌ی تکوینی موجودات است و عین ثابته‌ی انسان‌ها جنبه‌ی د یگری غیر از آن دو جنبه است و به وجه امکانی آن‌ها برمی‌گردد که باید در مباحث عین ثابته در قسمت مباحث عرفانی دنبال فرمایید. 2- همین‌که ما در ذات خود ممکن الوجود هستیم و جنبه‌ی امکانی ما انسان ها ، ما را در گذرگاه‌های متفاوت برای انتخاب یکی از آن‌ها قرار می‌دهند ما در ذات خود مختار هستیم واز ابتدا تا انتها ،خودمان باید زندگی خود را انتخاب کنیم و در همین راستا از خداوند تقاضای حُسن عاقبت می‌کنیم. 3- این مباحث بیشتر در عرفان نظری به‌خصوص در فصّ شیثی از فصوص الحکم محیی‌الدین به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفته ولی ساده تر از آن را به صورت علم کلام در کتاب «انسان و سرنوشت» شهید مطهری می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید
7355
متن پرسش
باسلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار.استاد من درحال نوشتن مقاله ای تحت عنوان ارتباط غیر کلامی خالق ومخلوق درقرآن هستم.فهرست مطالب من به طور خلاصه اینگونه است:کلیات شامل مفهوم ارتباط غیر کلامی،ارتباط غیرکلامی درقرآن،انواع ارتباط غیرکلامی،اهداف ارتباط غیرکلامی.فصل1:ارتباط غیر کلامی خداوند باانسان که شامل ارتباط غیر کلامی درآینه احساس،ارتباط غیر کلامی درآینه فطرت،ارتباط غیر کلامی درآینه عقل،ارتباط غیرکلامی دراینه قلب.فصل2:ارتباط غیرکلامی انسان باخداوند که زیرمجموعه هایش مانندفصل قبلی است.فصل3و4هم موانع ارتباط وراه های برون رفت ازآن است.استادچون روی این موضوع کار نشده من برای اینکه بحثم مستند به علم باشددرتبیین موضوعم میخواهم درمورد اینکه انسان موجودی دوبعدی است وازطریق نفس خود می تواند انواع ارتباط غیرکلامی(فطری ،حسی،عقلی وقلبی)باخود ،بامحیط اطرافش،وباموجودات ماوراوخداوندداشته باشد.یعنی میخوام سطوح انواع ارتباط غیرکلامی رامشخص کنم وبگم مثلااولین پل ارتباط انسان باخداوند ازطریق حواس 5گانه اش است.سوال من ازشما این هست که ایاروح ونفس باهم فرق میکنه واینکه دررتبه بندی این چهارنوع ارتباط غیرکلامی اول انسان ازطریق حس بعد باتکامل نفس ازطریق عقل ودرنهایت ازطریق قلب ارتباط باخداونددارد.دراینجا فطرت درکدام مرتبه قرار میگیرد.ایاهرکدام ازحس وعقل وقلب خودمراتب دارند.نمی دونم توانستم مطلبم رادرست بیان کنم.باتشکرازلطفتون.یاحق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار ارزنده‌ای است زیرا آن‌قدر که خداوند بدون کلام با ما سخن می‌گوید با کلمات با ما سخن نگفته. گفتگوهایی که اگر دریاها مرکب شود و اشجار قلم شود تا کلمات او را بنویسند تمام نمی‌شود. خداوند با کلمات شروع کرد تا ما را آماده کند و استعداد یافتن حقایق را با ابزاری ماوراء این کلمات در ما ایجاد نماید. به قول مولوی: «باقی این نکته آید بی‌زبان .... در دل آن‌کس که دارد نور جان». اگر بخواهیم یک دستگاه کلی داشته باشید و مبتنی بر آن، کار را شروع کنید چهار قسم «جسم، نفس، قلب و روح » را در نظر بگیرید. که نفس یک طرفش به جسم است و وجه گرایش به دنیا در آن قوت دارد و یک وجه آن گرایش به قلب دارد و وجه معرفت وجودی به حقایق در آن غلبه دارد و قلب مقام معرفت به حقایق است، حال در وجهی که نظر به نفس دارد، وجه توهّم‌زای قلب است و وجهی که نظر به روح دارد، وجه طلب حق و لقاء، حقِ آن است و روح مقام مشاهده‌ی حق است که باز آن وجهی از روح که نظر به قلب دارد وجه محدودشدن آن به معارف حقه است و آن وجهی که نظر به سرّ دارد، وجهی است که از مشاهده‌ی حق بالاتر می‌رود و مقام فناء در حق برایش پیش می‌آید. امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» در همین رابطه دعایی دارند به این شکل: «اللّهمّ نَوِّر ظاهرى بطاعتک، و باطنى بمحبّتک، و قلبى بمعرفتک، و روحى بمشاهدتک، و سرّى باستقلال اتّصال حضرتک یا ذا الجلال و الاکرام» که باطن در این دعا همان نفس ناطقه است که باطن بدن است و فطرت آن زمینه‌ی بالقوه‌ای است که استعداد حضور انسان را در همه‌ی این مراتب در خود دارد. موفق باشید
7169
متن پرسش
سلام علیکم استاد . از زحمات شما سپاسگزاریم : استاد بحث شما به جای حصول , حضور به مخاطب عرضه میکند . در برهان صدیقین و حرکت جوهری , معاد , معرفت النفس و... مخاطب را درگیر الفاظ نمیکنید و مباحث بیشتر پای رفتن میدهند تا پای دانستن. استاد چه کنیم مباحث بقیه هم مثل مطالب شما شود . نمیدانم این تنبلی از جانب ماست که میخواهیم مباحث صاف و پوست کنده بیان شود یا در واقع باید همین طور باشد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما باید تلاش کنیم مطالب را در خودمان حضوری کنیم. بعضی از اساتید بزرگ مسئولیت خود را تدوین معارف اسلامی می‌دانند آن‌طور که بشود در جهان بشری ارائه داد و پایه‌ی تمدن نوین اسلامی را شکل داد. موفق باشید
6555
متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد درادامه سیروسلوک فردی دومقوله می باشدکه گریبان گیربنده شده است یکی فکرمشغول ودیگری خیال مغشوش که اگرچه خاستگاه انان نفس ناطقه می باشدولی فکرازعقل است وخیال از دل (به نظر بنده)باتوجه به مباحث معرفت نفس چگونه مشوددرطهارت انان کوشیدضمناازاینکه امکانی برای برقراری ارتباط با شمابرای ماشهرستانی ها فراهم اورده اید کمال تشکررادارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که نفس ناطقه یک وجه به سوی حق دارد – با توجه به این‌که حق عین وحدت و یگانگی است – و یک وجه به سوی بدن و امور مادی دارد که عین حرکت و کثرت است و لذا هراندازه حجاب‌های بین انسان و پروردگارش برطرف شود از اغتشاش فکری و خیالی آزاد می‌شود. عمده آن است که با رویکرد عبور از کثرت به وحدت عبادات خود را انجام دهیم. موفق باشید
4109
متن پرسش
سلام استاد. دلم خوش بود می توانم هر سوالی که در ذهن دارم از شما بپرسم و شما سوالات را سانسور نمی کنید....اما خیلی ناراحت شدن وقتی دیدم در جواب سوالی گفته بودید برخی سوالات را صلاح نیست در سایت بگذارید و .... کاش تغییر مشی نمی دادید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چطور سوالی که آبروی افراد در آن به خطر می‌افتد یا موجب گسترش دروغ یا تهمت است در سایت بگذاریم؟ موفق باشید.
3082

عفاف و حجاببازدید:

متن پرسش
باسلام و خسته نباشید. به نظر شما اگر قرار باشد بحث عفاف و حجاب را با جمعی که خیلی در فضای مباحث دینی نیستند مطرح کنیم ، چگونه باید به بحث ورود پیدا کرد که هم پذیرش بیشتری داشته باشد و هم دچار آسیب های رایج در این بحث و دلزدگی هایی که به خاطر بیان اشتباه بوده ؛ نشویم؟آیا امکان یک جلسه حضوری برای بحث در این زمینه درحد یک جمع پنج ، شش نفره ی هسته مرکزی این کار را دارید؟با تشکر از راهنمایی شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده نمی‌توانم به شکل حضوری در خدمتتان باشم. شاید بحث «عالَم عفاف» در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» مفید واقع شود. می‌توانید آن قسمت را از کتاب از طریق سایت کپی کنید. موفق باشید
1710
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام .ببخشید ما در جلسه هفتگی مان ابتدا ده نکته و سپس برهان صدیقین و حرکت جوهری را کار کردیم . بعد فرمودید معاد را کار کنیم . سوال بنده اینست : با توجه به اینکه بنده معاد را قبلا کار کرده ام ولی مباحث بسیاری( از جمله به فعلیت رساندن باورهای دینی و آداب الصلوه امام و...) هست که هنوز توفیق نداشته ام ، گرچه خوب می دانم که اگر بارها هم این مباحث کار شود ، باز کم است ، ولی عمر ما هم کوتاه است . حال لطفا راهنمایی بفرمایید آیا نظرتان هنوز معاد است یا موضوع دیگری؟با امید عاقبت به خیری برای حضرتعالی
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اگر معاد را کار کرده‌اید، خوب است که آداب‌الصلات را کار کنید. موفق باشید
1590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم همسری دارم که عالم مرا درک نمی کند و خیلی از لحاظ روحی مرا اذیت میکند گاهی با خودم میگویم شاید طلاق بتواند از این مشکلات مرا رها کند و بتوانم راحت تر به عبادات و کارهای دینی ام بپردازم اما وقتی به او و مشکلات و عواقب طلاق برای او فکر میکنم از تصمیم منصرف میشوم جون ما علی رغم درک نکردن هم همدیگر را دوست داریم وقتی فکر میکنم که او علی رغم دوست داشتن مرا اذیت میکند به یاد رابطه خودم با امام زمان علیه السلام میفتم که با این همه گناه مرا رد نمی کند و طلاقم نمی دهد به امید رحمت خدا بر این مشکلات صبر میکنم ا اما احساس میکنم که این کار کاری نیست که مورد رضایت خدا باشد، خدا میخواهد من باروجی آرام به عبادات و دین شناسی بپردازم عاجزانه از شما تقاضای کمک و دعای خیر دارم اگر میشود جواب مرا بصورت عمومی در پرسش و پاسخ ها قرار ندهید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: چرا عالم دینی خود را این‌قدر تنگ کرده‌اید که جایی برای دل‌سپردن و خوش‌بودن با همسرتان نگذاشته‌اید؟ رضایت خدا در آن است که در عین ایجاد فضای اُنس با خدا، فضای اُنس با همسرتان را در خود ایجاد کنید تا دارای شخصیتی گسترده باشید. انسان نباید عالَم دینی خود را طوری شکل دهد که به نحوی از نظر روحی ناقص شود و از لذات حلال خود را کنار بکشد، این کار موجب سرخوردگی می‌شود و پس از مدتی شوق عبادات و حضور در عبادات از بین می‌رود و فقط قالب عبادات می‌ماند و عادت ما به حفظ قالب عبادات. موفق باشید
533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در تفسیر سوره مریم: 1- برای فهم معنای تمثل راهنمایی بفرمایید. آیا موقعی که خواب می بینیم آنچه دیده ایم همان تمثل حقایق است؟ چطور صور خیالی که انسان در ذهن درست می کند از تمثل واقعی قابل تفکیک است؟ آیا حرف سوفسطایی ها نیز از همین جا نشات گرفته که در موجودات شک می کنند، یا حرف آنها چیز دیگری است؟ 2- در "فناداها من تحتها ... " چه دلیلی بر اینکه کلام حضرت عیسی علیه السلام است وجود دارد. ظاهرا به جبرییل بیشتر منطبق است. 3- در "... و کنت نسیا منسیا" این کلام حضرت مریم با عبودیت چگونه قابل جمع است؟ یا با آیه "الا ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون" یا با علم حضرت مریم به حکمت الهی و... ؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- این‌که فرمود: « فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا» پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شکل] بشرى خوش‏اندام بر او نمایان شد.(سوره‌ی مریم، آیه‌ی 17). نشان می‌دهد که حضرت جبرائیل به صورت مثالی برای حضرت ظاهر شده و نقش و تأثیری درونی داشته. آری صُوَری که در خواب می‌بینیم جنس صورت‌های مثالی است ولی معلوم نیست تمثل حقایق باشد، بلکه در بسیاری موارد قوه‌ی واهمه‌ی انسان بر اساس صورت محسوساتی که در خود ذخیره دارد آن‌ها را می‌سازد که بحث آن در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر در عالم» آمده. تمثل واقعی را باید با مقایسه‌ی سخنان قرآن و ائمه«علیهم‌السلام» از تمثل‌های غیر واقعی تفکیک کرد و کار ساده‌ای نیست. سوفسطایی از درک یک امر بدیهی محروم شده و آن این‌که نفس ناطقه‌ی انسان به طور بدیهی می‌پذیرد که آنچه درک می‌کند ریشه در واقعیت دارد. 2- بعد که موضوع تمثّل تمام شد، می‌فرماید: «فَأجائَهَاالْمخاض» پس از مدتی درد زایمان به سراغش آمد و لذا با حرف «ف» موضوع را از موضوع قبل مجدا می‌کند و لذا ذهن راحت‌تر می‌پذیرد که گوینده آن سخن همان فرندی باشد که زاییده شده، چون موضوع جبرائیل دیگر منتفی است و اگر سخن، سخن جبرائیل بود باید آن را ذکر می‌کرد به‌خصوص که موضوع سخن‌گفتن حضرت عیسی«علیه‌السلام» موضوع آیات است و حضرت مریم«سلام‌الله‌علیها» هم چون سابقه سخن‌گفتن او را دانسته اشاره می‌کند که از او بپرسید و می‌فهماید که او خواهد با شما سخن بگوید و به همین جهت مردم گفتند: «کَیفَ نُکَلّمُ مَن کان فی الْمَهدِ صبیّاً» چگونه با کسی سخن بگوییم که کودک گهواره‌ای است. 3- حضرت مریم«سلام‌الله‌علیها» نگران آبروی خود بودند که به عنوان یک راهبه،متهم به خلاف شرع شوند و موضوع جهل مردم است، به همین جهت حضرت علی«علیه‌السلام» در آن‌جا که قرآن می‌فرماید: حضرت موسی«علیه‌السلام» از کار ساحران ترسیدند، می‌فرمایند: ترس حضرت موسی«علیه‌السلام» از جهل مردم بود که نکند بین «معجزه» و «سحر» فرق نگذارند و این خوف، خوف مذمومی نیست. آن خوفی مذموم است که انسان برای غیر خدا نقش قائل باشد و اولیاء الهی چنین خوفی را ندارند، هرچند در شرایط عادی باید خطر احتمالی را از خود دفع کنند، کاری که حضرت موسی«علیه‌السلام» در هنگامی که با مار روبه‌رو شدند انجام دادند. موفق باشید
19419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز و گرامی سلام: در خصوص استخاره آیا در امور مادی نیز می توان استخاره کرد و از استخاره طلب موفقیت در یک امر مادی را داشت یا اینکه در امور مادی نیز اگر عمل به استخاره با زیان مادی همراه بود چون خیر معنوی در آن وجود داشته استخاره صحیح بوده است. به بیان دیگر آیا در استخاره همواره باید طلب خیر معنوی فارغ از سود و زیان مادی داشت یا می توان طلب خیر مادی هم کرد. آرزوی سلامتی شما را دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از مشورت با اهل هر موضوعی، اگر انسان به نتیجه نرسید می‌تواند استخاره کند و اگر بعد از استخاره باز عقلاً متوجه شد باید در آن کار تجدید نظر کند باید بداند پشت به استخاره، پشت به قرآن نیست. آری! در نهایت اگر عمل به استخاره با ضرر مادی همراه بود باید امید داشته باشد مصلحتی در کار بوده است. موفق باشید

16032
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: 1. با توجه به مباحث کتاب مصباح الهدایه و با نظر به سوال 15246 که فرمودید: زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» حقیقتاً مظهر مشیت الهی هستند. برای حضرت فاطمه (س) آن حورة النسیه مقام یل الخلقی به چه معناست؟ و با توجه به «الیه راجعون» عقل آیا مقام یل الخلقی حضرت نیز برمی گردد؟ به چه معنا؟ 2. در این جایگاه رابطه بین مظهر مشیت مطلقه (فاطمه الزهرا(س)) و ظهور مشیت مطلقه به اعتبار مظهریت (عقل اول) چیست؟ بین مظهر و ظهور بودن چه ارتباطی است و از نظر مقامی کدام یک بالاتر است؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» در مقام قلبی و باطنی خود مظهر مشیت الهی هستند و شخصیت ایشان نمادی از آن‌چیزی است که حضرت حق در این عالَم به ظهور می‌رساند و لذا وجهِ خلقی ایشان، آینه‌ی نمایش وجهِ حقّانی ایشان است. موفق باشید

15871
متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهر زاده ی عزیز: بنده 18 سال دارم و طبق تاکیدات شما در کتاب «ادب خیال، عقل و قلب» به انس با قرآن از طریق خواندن و تفکر کردن در تفسیر المیزان علامه طباطبایی (ره)، می خواستم بپرسم که آیا این تفسیر برای سن ما هم خوب دست با باید ما از تفاسیر دیگر که ساده تر هستند استفاده کنیم مثل تفاسیر «نور» و «نمونه» و یا....؟! خیلی ممنون و متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحثی که در قسمت سیر مطالعاتی سایت هست را، به عنوان مقدمه دنبال کنید و سپس تفسیر «المیزان» را شروع فرمایید، نتیجه‌ی بیشتری می‌گیرید. ولی سعی کنید در هر حال با تفسیر المیزان مسائل خود را دنبال فرمایید. موفق باشید

14220
متن پرسش
با عرض سلام: 1. استاد شاید شما هم حاشیه هایی که در مورد یک برنامه ورزشی ایجاد شده است را در روزنامه ها و سایت های خبری خونده باشید. اگر مطلع هستید به نظر شما ما باید چه رویکردی را داشته باشیم که نظام سر چنین مسائل بی ارزشی دچار حاشیه نشود. 2. واقعا ناراحت هستم که برنامه هایی که نه اطلاعات مفید در اختیار مردم می گذارد نه سبب رشد فکری و دینی جامعه است این قدر اهمیت داده می شود و مورد استقبال واقع میشه برای رهایی مردم از چنین برنامه هایی که سبب تخدیر مردم می شود چه کار باید کرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل اصلی آن است که ما ورزش را بیش از اندازه برجسته کرده ایم و به اسم تفریح جوانان راهی این‌چنین آشفته‌ای را در مقابل آن‌ها قرار دهیم که بیشتر توهّمات آن‌ها را رشد می‌دهد. موفق باشید

12625
متن پرسش
با سلام: استاد بنده بدجور غرق گناهم و هرکاری می کنم که از بند گناه رها شم نمیشه، یعنی تصمیم می گیرم اما دوباره فورا به گناه آلوده میشم، احساس می کنم چون طرز تفکرم درباره گناه و اثرات گناه و لطف و غضب الهی غیر واقعی هست راحت گناه می کنم و مطمئنم که خدا میبخشه و...، نمیدونم چطوری نگاهم را به آثار و مضرات شوم گناه عوض کنم که دیدم نسبت به آثار شوم انجام گناه واقعی بشه، اما یه چیز رو که خوب فهمیدم گناه باعث قوی شدن وهم و خیالات و کمرنگ شدن عقل و قلبم میشه و این رو با تمام وجود درک کردم، مشکلی که دارم اینه که زیاد به خدا حسن ظن دارم یا بهتره بگم حسن ظن غیر واقعی دارم، جوری که فکر می کنم هر گناهی بکنم خدا میبخشه، در کل میدونم خطاکارم میدونم یه جای کارم میلنگه میدونم اشکال در عقیده و طرز تفکرخودمه، اما نمیدونم چطور خودم و عقیدم رو تغییر بدم و طرز تفکرم رو واقعی کنم که دیگه سمت گناه نرم و شیرینی گناه برام تبدیل شه به تلخی زهر و بفهمم که با گناه چه چیزهایی که از دست میدم، لطفا بنده را راهنمایی کنید تا بتوانم دیدم را نسبت به آثار گناه و محرومیتهایی که از انجام گناه گریبان گیرم میشه واقعی کنم، یه چیزی هم که در مورد خودم فهمیدم اینه که خوف خیلی بیشتر روی من تاثیر داره تا رجاء،مثلا احادیث و روایات که جنبه خوف آن زیاد است بیشتر روی نفس من تاثیر داره تا روایات و احادیث دیگر با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نظر داشته باشید که با ارتکاب گناه به هر شکلی که باشد از رسیدن به برکات فوق‌العاده‌ی توحید عقب می‌افتید. همه‌ی کمالات در توحیدِ حضرت حق به شکل جامعیتِ غیر قابل توصیفی هست و چگونه انسان که معتقد به توحید است راضی می‌شود با لذت‌های محدود زودگذر از آن لذت غیر قابل توصیف توحیدی خود را محروم کند؟ سعی کنید در شرایطی که نفس امّاره حاکم نیست شرایط گناه‌کردن را از زندگی خود دور کنید. مثل این‌که اگر فیلترشکنی دارید و یا سی‌دی‌های فاسدی در اختیار دارید، همه را از بین ببرید. موفق باشید

10597
متن پرسش
سلام استاد: این درست است که می گویند ملاصدرا زن را جزء انسان نیاورده و حیوان محسوب کرده؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بسیار بد فهمیده‌اند. ملاصدرا با نظر به توصیه‌های اخلاقی که در روایات هست مبنی بر رعایت کسانی که در زیردست انسان هستند و می‌فرمایند رعایت زنان خود و کنیزان و غلامان و حیوانات را بکنند سخن گفته و این ادبیات مربوط به آن زمان بوده، نه آن‌که بخواهد زنان را جزو حیوانات بیاورد. مبنای فلسفه‌ی ملاصدرا آن است که نفس ناطقه، زن و مرد ندارد و زن و مرد مربوط به بدن است و روح زن و مرد از نظر رتبه و درجه‌ی وجودی یکسان است. موفق باشید
9951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در خصوص سوال شماره ۹۹۳۲ باید عرض کنم قسم اول سوال بنده مربوط به قرآن بود که متاسفانه کلمه قرآن رو فراموش کردم ذکر کنم. سوال این بود که کدامیک از ترجمه های قرآن کریم مورد تایید جنابعالی هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز باید گفت: هرکدام از تفاسیر حُسن خود را دارد. واقعاً نمی‌توان راحت نظر داد. البته بنده هنوز ترجمه‌ی جناب آقای دکتر حداد را ندیده‌ام. موفق باشید
9773
متن پرسش
سلام علیکم: قاعده ی 1: استاد در بحث علت و معلول اثبات شد که معلول عین ربط به علت است و معلول چون وجود استقلالی ندارد باید مدام از علت فیض بگیرد. حال اگر معلول فعلی را انجام دهد این فعل به نفس او باز می گردد و چون نفس معلول قائم به خویش نیست پس فعل او هم قائم به نفس خویش نیست. و نمی توان فعل او را جدا و مستقل از علت اصلی اش که خداوند است تصور کرد. پس می توان گفت تمام افعال به خدا باز می گردد. قاعده 2 : از طرفی هم خداوند عین وجود است و عین وجود نیز عین کمال و عین خیر است. عین خیر که بود دیگر شر معنا نمی دهد. مثل اینکه در دریا که عین تری است خشکی معنا نمی دهد. در نور ظلمت معنا نمی دهد. پس می توان نتیجه گرفت که شر از جنس عدم است. آیت الله جوادی هم در قسمتی از تفاسیرشان فرموده بودند که شر از جنس عدم است. پس شر هم مثل جهل است. حال سوال: از طرفی گفته می شود تمام افعال در عالم هستی به خدا باز می گردد و از طرفی از خداوند شر نمی رسد و می گویند شر عدمی است. پس باید هرچه در عالم رخ می دهدخیر باشد و بگوییم هیچ شری در عالم نیست. و سوال پیش می آید افعالی که در عالم رخ می دهد مثل حمله ی اسرائیل به غزه فعل خدا هست یا فعل خدا نیست؟ اگر فعل خدا هست پس باید خیر محض باشد. ولی در ظاهر ما آن را شر می پنداریم. می شود توضیحی بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید خداوند عین وجود است و از وجود جز وجود صادر نمی‌شود، ولی هر وجودی در هر مرتبه‌ای که باشد به جهت آن مرتبه‌اش خاصیت خاص خود را دارد که آن خاصیت را نباید به خدا نسبت داد، بلکه باید به آن مرتبه نسبت داد مثل حرکتی که در جوهر ماده هست و به همین جهت نمی‌گوییم خدا عین حرکت است. در مورد انسان هم وجود انسان از خدا است ولی این انسان در این مرتبه‌ی وجودی دارای اختیار است که این مربوط به خودش است و لذا هر فعلی که در اثر اختیار او انجام می‌شود مربوط به خودش می‌باشد. موفق باشید
9108
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد گرامی: از پاسخی که جنابعالی درباره سخنان هاشمی درباره مناظر زیبا دادید شگفت زده شدم. آخر جناب استاد حتی در اوایل انقلاب و اوج تندرویها هم کمتر کسی پیدا می شد به یک زن با عفت محجبه زیبا رو که با حجاب درست اسلامی وارد جامعه می شد بگوید چون قیافه تو زیباست از خانه بیرون نیا و یا روی صورتت را بپوشان چه برسد به حالا. کدام مسلمان انقلابی را می شناسید (به قول هاشمی عساکر) که به زنی که دارای قیافه زیباست ولی حجاب کاملا اسلامی دارد امر به معروف کنند و از میدان بدرش کنند؟ آیا شما در حال حاضر سراغ دارید که نیروی انتظامی یا برادران بسیج یا گروههای امر به معروف که اتفاقا خیلی ها هم آموزش دیده اند و منکر و معروف برایشان شرح داده شده با چنین زنانی که دارای پوشش کاملا اسلامی هستند برخورد کنند؟ از طرفی بر فرض آن نظر را بپذیزیم باز هم اشکال اساسی به صحبتهای هاشمی باقی است. مگر زنان زیبا روی باحجاب مناظری هستند که باید مردم استفاده کنند که ایشان می گوید مناظر خوب را از دست مردم بدر کنند. با عرض معذرت به نظرم بدون تعمق در سخنان ایشان وجهی را مطرح نموده اید که به هیچ وجه در سخنان ایشان نمی گنجد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضایی که آقای هاشمی آن سخنان را مطرح می‌کنند و به فرمایش شما بحث امر به معروف در میان است مسلّم به زنان محجبه اگر هم دارای آرایش عرفی باشند، کسی امر به معروف نمی‌کند زیرا جای امر به معروف نیست، پس می‌ماند وَجه دیگر موضوع که عده‌ای خلاف عرف جامعه‌ی اسلامی بخواهند هنجارشکنی کنند که وظیفه‌ی دولت و ملت مشخص است. آنچه بنده خواستم به بهانه‌ی آن سؤال عرض کنم نکته ای است که که رفقای متدین ما عنایت داشته باشند در نحوه‌ی زینت‌داشتن زن در جامعه و یا مصداق زینت در بین فقها تفاوت نظر هست و نسبت به این موضوع حساس باشند که تا آن‌جا که ممکن است آن‌جایی که فقه اجازه داده، سخت‌گیری نکنند، هرچند ممکن است مرجع تقلید خودشان آن را اجازه نداده باشد. موفق باشید
9076
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به آیه قرآن که کسانی که خدا و رسول (ص) را آزار دهند مورد لعن قرار داده است آیا اولی و دومی که موجبات شدیدترین آزار را با غصب خلافت و آن همه ظلم به حضرت زهرا (س) و دیگر شیعیان و حتی اهل سنت فراهم نمودند و خود حضرت زهرا (س) در جریان عیادت آن دو به آنها فرمود من از شما ناراضی هستم و بعد از هر نمازم شما را لعن می کنم مصداق لعن قرار نمی گیرند؟ گرچه در این زمان بنا به مصالحی نباید آشکار ا انجام داد. انگار از بعضی مباحث بوی آن می اید که آنها ذاتا شامل لعن نمی شوند. با تشکر از استاد گرامی.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیره‌ی اهل‌البیت«علیهم‌السلام» سعی بر آن است که به این شکل عمل نشود هرچند همواره به عمل آن‌ها انتقاد داشتند و هیچ‌وقت از حقی که باید اداء می‌شد کوتاه نمی‌آمدند. موفق باشید
8983
متن پرسش
با سلام: وقتی خیلی عصبانی هستیم چطور کنترلش کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» به ما دستور داده‌اند در حالت غضب، اگر ایستاده‌اید، بنشنید و اگر نشسته‌اید دراز بکشید. زیرا غضب، ریشه در کبر دارد و هرچه به زمین نزدیک‌تر شوید از کبر، بیشتر فاصله می‌گیرید و در حالت غضب همین نکته را فراموش نکنید که گرفتار کبر شده‌اید تا از آن راحت شوید. موفق باشید
7781
متن پرسش
باسلام 1.طلا داشتن برای زن سبقه دینی دارد و زینتی است که موکد است؟نداشته باشد چه اتفاقی می افتد؟چون امروزه 1 مورد اجباری برای زنان شده که نداشتنش افت است.چون نقره هم برای مردان حلال است ولی اینطور نیست که دنبال آن باشند.2.در اقتصاد چرا طلا اینقدر مهم شده که زندگی عوام الناس بر اساس آن میچرخد؟نبود چه میشد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: طلانداشتن برای زن هیچ اشکالی ندارد برعکس، گفته‌اند اگر به عنوان زینت داشته باشد عیب ندارد. 2- طلا به عنوان یک وسیله‌ی ارزش‌گذاری اقتصادی مطرح است و نه ارزش‌گذاری انسانی. آری برای این‌که امور اقتصادی جامعه در گردش باشد باید یک چیزی را ملاک قرار داد تا داد و ستد آسان‌تر انجام گیرد و تنها رابطه‌ی کالا به کالا در میان نباشد. موفق باشید
6749

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دینداران عافیت طلب چه کسانی هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کسانی که دین را برای دنیای خود می‌خواهند و مقصد و هدف آن‌ها دنیا است و نه خدا. موفق باشید
6099
متن پرسش
سلام.آیا در جریان داستان حضرت موسی و حضرت خضر،جناب خضر بر حضرت موسی ولایت داشت؟آیا حضرت موسی در آن زمان پیامبر بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر تشریعی در همان زمان هم حضرت موسی«علیه‌السلام» به عنوان پیامبر آن زمان بر حضرت خضر ولایت داشتند ولی از جهت تکوینی حضرت خضر توانایی‌هایی داشتند که اگر حضرت موسی«علیه‌السلام» از خود آمادگی نشان می‌دادند از آن جهت تصرفاتی در حضرت موسی«علیه‌السلام» می‌کردند که ربطی به نبوت حضرت موسی«علیه‌السلام» نداشت، بلکه علوم خاصی بود برای شخص خود حضرت موسی«علیه‌السلام». موفق باشید
5825
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز بنده کتاب معاد شما را مطالعه کردم چند سوال برایم پیش امد میخواستم از شما بپرسم 1-اینکه بعضی از انسان های مخلص در همین دنیا برزخ خود را میگذرانند به چه معناست؟ یعنی دیگر بعد از مرگ وارد بهشت برزخی میشوند ودیگر عذاب نمی بینند(بعد از مرگ برزخ این افراد به چه شکل است) 2-میتوان این گونه گفت که دربرزخ از انسان حساب رسی کلی است ودر قیامت جزیی ودقیق میشود ؟کمی توضیح دهید 3- اینکه میگویند که مثلا هر کس که نسبت دیگران غضب داشته باشد در قیامت شکل حیوانی میشود یعنی اینکه هر صفت انسان شکلی رابه خود میگیرد یا اینکه مجموعه صفات انسان فقط یک چهره دارد ؟کمی توضیح دهید میخواهم از زبان خودتان بشنوم باتشکر از شما استاد گرامی
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- در کتاب روشن شده زندگی در برزخ یعنی زندگی در شرایطی که اعتباریات دنیایی و حرص و شهوت دنیایی در آن شرایط حاکم نیست و انسان‌هایی که در این دنیا خود را از اعتباریات دنیایی آزاد کنند متوجه حضور برزخی خود می‌شوند و عملاً بعد از مرگ همان زندگی زیبای دنیایی را دارند با شدت بیشتر و حجاب کمتر 2- همین‌طور است، در سی‌دی شرح کتاب معاد شرح داده شده 3- عالم مجردات ظرفیت ظهور چند صفت را به صورت‌های مختلف دارد یعنی طرف در عین آن‌که انسان است، گرگ و مورچه هم هست، مثل آن‌که شما در نفس خود هم گوینده‌اید و هم شنونده و هم متفکر. موفق باشید
نمایش چاپی