سلام علیکم استاد. حدیث داریم که در روز قیامت اگر نماز مورد قبول واقع شد همه اعمال مورد قبول قرار می گیرد و اگر نماز مورذ قبول واقع نگردد سایر اعمال قبول نیست. آیا قبولی نماز منحصر در حضور قلب است یعنی اگر کسی در طول عمری نمازش را خوانده باشد ولی حضور فلب نداشته باشد نماز و حتی سایر اعمالش قبول نمی شود؟ 2. بنده چندبن نماز قضا دارم ولی هنوز قضا نکرده ام آیا اعمال دیگری که انجام داده ام چه واجب و چه مستحب مورد قبول واقع نشده است؟ با سپاس
باسمهتعالی: سلامعلیکم: 1- همینکه اراده میکنید با نماز از حکم خدا تبعیت کنید و رویهمرفته عزم شما آن است که با خدا ملاقات کرده باشید؛ إنشاءاللّه نمازتان قبول است. باید سعی کرد کیفیت آن را بیشتر کرد 2- ربطی به هم ندارد، آن اعمالتان قبول است. إنشاءاللّه تصمیم بگیرید قضای نمازهایتان را اداء کنید. اعتکاف فرصت خوبی است. موفق باشید
بباسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتهی آیت اللّه جوادی در تفسیر مفصل آیهی مذکور، آن روایات که میفرماید باید معطر و پاکیزه وارد مسجد شد؛ ربطی به این آیه ندارد و این آیه وجه معنوی را زینت انسان میداند. پس نباید گفت چون خداوند خواسته زینتها را ظاهر کنیم و حجاب، مانع اظهار زیباییها است قرآن نظر به حجاب زن ندارد؛ همانطور که آقای سوزنچی بر آن تأکید دارند باید به موضوع تاریخیِ حجاب نیز نظر داشت زیرا واژهها در معنایِ تاریخیِ خود اشارات اصلی خود را دارا هستند. و البته اینکه معنای حجاب در این دوران چگونه باید باشد، حرف دیگری است. مثل اینکه ما نمیتوانیم امروز مانتو و شلوار را بیحجابی بدانیم. ولی در هرحال اصلِ موضوع که هویت زن نباید در حضور اجتماعیاش عامل تحریک شهوت شود؛ علاوه بر آنکه یک موضوع شرعی است، یک موضوع اخلاقی است و ظرائف بسیاری در آن نهفته است که در هر صورت بهراحتی نمیتوان سخن آقای ترکاشوند را پذیرفت که میفرمایند مویِ سر حکم حجاب را ندارد؛ زیرا به فرمایش آقای سوزنچی این در موردی میتواند باشد که همراه با لذت نگردد «مع عدم تلذذ» و اگر هم کنیزان و یا اهل کتاب لازم نبوده است موی سر خود را بپوشانند، به جهت نحوهی زندگی آنها در آن شرایط بوده که با کارهای سطح پایین عموماً جذابیتی در آنها پیش نمیآمده. و خود ما تا چندسال پیش در اصفهان میدیدیم که زنان یهودی در محلهی «جویباره» با آنکه از نظر ثروت وضع خوبی داشتند، به جهت خساستشان از نظر ظاهر چه اندازه غیر جذاب ظاهر میشدند که البته امروز موضوع، متفاوت شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویکرد کلّی حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» عبور از روحِ سکولاریتهی نظام غربی بود. به این معنا که حکم شریعت در همهی مناسبات در میان باشد و جایی برای غیر حکم خدا مدّ نظرها قرار نگیرد. در حالیکه در نظام آموزشی ما اعم از دانشگاه و آموزش و پرورش از این موضوع غفلت شده است و زیرساختهای مناسب برای رجوع به رهنمودهای دینی فراهم نگردیده، در آن حدّی که بعضاً اصالت به نظر اساتیدی داده میشود که بهرهی لازم از ایدههای دینی و نگاه انسانشناسیِ دینی ندارند. و از آن مهمتر حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» به حضورِ تمدنی فکر میکردند بیرون از تمدن غربی و نه آنکه ما بخواهیم دینداریِ خود را ذیل غرب داشته باشیم. عمده آن است که حدّ اقل به اسلامی فکر کنیم که تمدنی غیر از تمدن غربی را دنبال میکند و آن تمدن را اصیل نمیداند. 2- وقتی متوجه باشیم انسانی که اسلامْ مدّ نظر دارد غیر از نگاهی است که از طریق اومانیسم به اسلام میشود؛ کار شروع میگردد. انسانِ اسلامی که متوجهی هدفداریِ نظام الهی است از طریق هماهنگی با نظام احسن خداوندی سعی در تربیت خود دارد. در حالیکه در نظام سکولاریته انسان سعی دارد عالَم را بر اساس اهداف نفس امّارهی خود تغییر دهد و این اساسیترین مسئلهای است که باید مدّ نظر قرار داد. 3- حضرت امام و علمایی مانند علامه طباطبایی آثار گرانقدری برای عبور از غفلتهای مذکور و رجوع به انسان اسلامی برای ما در میان گذاردهاند، مثل کتاب «مصباحالهدایه» از حضرت امام و کتاب «رساله الولایه» از حضرت علامه طباطبایی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از مباحث موجب تفصیل مبحث دیگری میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جبر به همان معنایی که فرمودهاند در میان نیست ولی طبق همان سخن، تفویض هم که به معنای به خودواگذشتهشدن باشد نیز نیست. و جمع این دو کار مشکلی است و هنر شیعه در جمع این دو است که نه جبر است و نه تفویض. عرایضی در جزوهی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست شده است، خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همینطور است که متوجه هستید و یقیناً بیش از رزقِ مقدّرشان از گلویشان پایین نمیرود. ولی بحث موضعگیری ما نسبت به ظلمی است که واقع شده است و بحمداللّه حضرت حق، بیآبرویی را بهجایِ آبرومندی نصیب آنها نمود. موفق باشید
