بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17618
متن پرسش
با سلام: با توجه به صحبتها و هماهنگی هایی که پیش از این با جناب آقای توکلی داماد استاد داشتم. تقاضا داشتم استاد مصاحبه ای برای سایت خط امام انجام داده و به سوالات ذیل پاسخ فرمایند: کدامین وجوه از اندیشه و گفتمان امام (ره) امروز مورد غفلت قرار گرفته و به بازخوانی و توجه جدی به آن عمیقاً نیازمندیم؟ چرا؟ به صورت مصداقی با بازخوانی چه وقایع، رخدادها و جریاناتی می ‏توان این غفلت را برطرف کرد؟ چه راه‏ها و ابزارهایی در این زمینه داریم و چه وظایفی متوجه چه کسانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویکرد کلّی حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عبور از روحِ سکولاریته‌ی نظام غربی بود. به این معنا که حکم شریعت در همه‌ی مناسبات در میان باشد و جایی برای غیر حکم خدا مدّ نظرها قرار نگیرد. در حالی‌که در نظام آموزشی ما اعم از دانشگاه و آموزش و پرورش از این موضوع غفلت شده است و زیرساخت‌های مناسب برای رجوع به رهنمودهای دینی فراهم نگردیده، در آن حدّی که بعضاً اصالت به نظر اساتیدی داده می‌شود که بهره‌ی لازم از ایده‌های دینی و نگاه انسان‌شناسیِ دینی ندارند. و از آن مهم‌تر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به حضورِ تمدنی فکر می‌کردند بیرون از تمدن غربی و نه آن‌که ما بخواهیم دین‌داریِ خود را ذیل غرب داشته باشیم. عمده آن است که حدّ اقل به اسلامی فکر کنیم که تمدنی غیر از تمدن غربی را دنبال می‌کند و آن تمدن را اصیل نمی‌داند. 2- وقتی متوجه باشیم انسانی که اسلامْ مدّ نظر دارد غیر از نگاهی است که از طریق اومانیسم به اسلام می‌شود؛ کار شروع می‌گردد. انسانِ اسلامی که متوجه‌ی هدف‌داریِ نظام الهی است از طریق هماهنگی با نظام احسن خداوندی سعی در تربیت خود دارد. در حالی‌که در نظام سکولاریته انسان سعی دارد عالَم را بر اساس اهداف نفس امّاره‌ی خود تغییر دهد و این اساسی‌ترین مسئله‌ای است که باید مدّ نظر قرار داد. 3- حضرت امام و علمایی مانند علامه طباطبایی آثار گرانقدری برای عبور از غفلت‌های مذکور و رجوع به انسان اسلامی برای ما در میان گذارده‌اند، مثل کتاب «مصباح‌الهدایه» از حضرت امام و کتاب «رساله الولایه» از حضرت علامه طباطبایی. موفق باشید

16984
متن پرسش
با سلام: لطفا بگیند این نظر من درباره مقدار رزق و اختلاس ها چقدر درسته؟ در بین اطرافیان هر وقت صحبت دزدی از بیت المال میشه من میگم که این دزدی ها از رزق ما کم نمی کنه بلکه با کشف یک معدن و یا از جای نامعلوم دیگه ای جبران میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همین‌طور است که متوجه هستید و یقیناً بیش از رزقِ مقدّرشان از گلوی‌شان پایین نمی‌رود. ولی بحث موضع‌گیری ما نسبت به ظلمی است که واقع شده است و بحمداللّه حضرت حق، بی‌آبرویی را به‌جایِ آبرومندی نصیب آن‌ها نمود. موفق باشید

16001
متن پرسش
سلام استاد حکیم: 1. آیا مقام شهدا علی الخصوص شهدای مدافع حرم همان مقام فناء فی الله است که عرفایی مانند آیت الحق سید علی قاضی و علامه طباطبایی به آن رسیدند؟ 2. اگر اینطور است آیا بین عرفای عالم مثل علامه طباطبایی و حضرت امام که به لقاءالله رسیدند با شهدایی مانند سردار همدانیان یا شهید همت یا شهدای مدافع حرم در مقام اختلافی هست؟ ۳. اگر شهادت همان فناء و قرب حق است پس خوبست که ما هم راهی سوریه شویم و زودتر به هدف برسیم و این همه بدنبال معرفت و عبادت و استاد هم نباشیم و بقول خودتان ره صد ساله را یک شبه برویم و از طرفی به طلابی هم که دم از سلوک و عرفان می زنند بگوییم بیایید با هم هر طور شده به سوریه برویم تا زودتر به وصال یار برسیم؟ ۴. اگر طلبه ای مشتاق لقاء خدا باشد بهتر نیست آن را در حال حاضر در سوریه بدست آورد یا اینکه وظیفه ی دیگری دارد که انجام آن کمتر از مقام شهدا و شهادت نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لقاء الهی حاصل کار هر کسی است که با تمام وجود در بستر شریعت به همه‌چیز جز نظر به خدا پشت کند. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «فَمَنْ کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (سوره کهف، آیه110)؛ هرکس می‌خواهد به لقاء الهی برسد باید عمل صالح یعنی عمل مطابق شریعت انجام دهد و به هیچ چیز شرک نورزد. به آن معنا که بخواهد برای غیر خدا تأثیر مستقل قائل شود. در این راستا هراندازه انسان‌ها عمیق‌تر وارد عمل صالح شوند و از خود فانی و به حق باقی گردند، منوّر به لقاء الهی می‌شوند و راه برای همگان به صورت‌های مختلف گشوده است، چه آیت اللّه قاضی باشد و چه سردار همدانی! می‌ماند که ما در این مسیر، به حکم آیه‌ی مذکور در راستای انجام وظیفه‌ی الهی از هرگونه شرک و خودبینی و خودخواهی، خود را آزاد کنیم. موفق باشید    

15639
متن پرسش
سلام. 1. کسی را سراغ دارید که شرح بر مقالات شهید آوینی نوشته باشد؟ چون بعضی از مقالات ایشان واقعا درکش نیاز به توضیح دارد. 2. اگر زحمتی نیست این قسمت از مقاله «آزادی قلم» را توضیح بفرمایید. «... آزادی را باید به « صاحبان قلم » نسبت داد یا به « قلم »؟ انسان است که صاحب اراده است و قلم را هم اوست که به خدمت می گیرد... و اما این اشتباه که قلم را بدل از صاحب قلم می انگارند از سر صدفه نیست و در پس آن، صفتی از اوصاف عالم جدید وجود دارد: «اصالت ابزار». با صرف نظر از اینکه این آزادی چیست و حدود آن کدام است، در تعبیر «آزادی قلم»، قلم است که مُرید و مختار انگاشته شده و هم اوست که باید آزاد باشد...»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه 2- غرب تحت عنوان «آزادی قلم» اجازه می‌دهد هر حرفی نوشته شود. مرحوم شهید آوینی متذکر می‌گردد تا صاحبان قلم، از خودخواهی‌ها و منیّت‌ها و کینه‌ها و جهل‌ها و شهوت‌ها آزاد نباشند، چگونه قلم که یک ابزار است می‌تواند آزاد باشد و آزادگی را ترسیم کند؟ موفق باشید

14734
متن پرسش
سلام علیکم: چرا در کشور ما که امروز به باند و حزب بازی کشیده شده که حال ما را بهم زده اند اینقدر انتخابات باید باشد؟ کجا عامه ی مردم توان و فکر انتخاب اصلح را دارند، همانطور که در انتخابات قبل اصلح رو به قعر جدول فرستادند و آنچه با هوسشان می خورد را انتخاب کردند، کاش می شد فعلا که سطح بینش مردم و اکثر کاندیداها از فهم و درک انقلاب و اهدافش پایین است مراجعی خاص و انقلابی خودشان افراد اصلح را روانه مجالس می کردند نه مردمی مثل منطقه ما که با یک قوطی روغن می توان رأیشان را به نفع دیگری تغییر داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رشد مردم بسیار مهم است و همین امور موجب شده که مردم ما از نظر سیاسی در رشد بالایی قرار داشته باشند وگرنه دشمن، با فریب مردم، مردم را رو در روی انقلاب قرار می‌دهد. موفق باشید

14242
متن پرسش
سلام استاد: خداوند به بنده فرزند پسری عطا نموده که تصمیم داریم نام او را طاها بگذاریم. اما در جایی خواندم که چون طاها مانند یاسین از حروف مقطعه قرآن است اشکال دارد که به عنوان اسم برای فرزند برگزیده شود و فرزند را طاها نام نهاد. 1. آیا چنین چیزی صحت دارد و انتخاب اسم طاها برای فرزند اشکال و یا حتی کراهت دارد؟ 2. اگر این چنین است که گذاشتن اسم طاها درست نیست، آیا محمد طاها و یا امیرطاها هم همان اشکال و یا کراهت را دارد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این رابطه اطلاعات مطمئنی ندارم. موفق باشید

14195

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مشکل کتاب تفسیر سوره کهف حل نشد؟ زمان چاپ کتاب مشخص نشده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنوز دوستان به این نتیجه نرسیده‌اند که آیا لازم است بحث سوره‌ی کهف کتاب شود؟ یا به همین شکل کافی است. موفق باشید

13745
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامي: 1. بنده به دليل عدم اطمينان به نمايندگان مراجع تقليد، در خصوص نحوه هزينه شدن پولهاي خمس، دچار شك شده ام. چرا نمي شود خود انسان عينا در همان راهي كه آن نمايندگان قصد هزينه كردن پول خمس را دارند خودش و با دست خودش هزينه كند؟ 2. اينكه بگويند شما فقط پول را بدهيد و هزينه كردنش با ما، آيا درست است؟ 3. آيا اجازه مي‌دهيد پول خمس را شخصا به جنابعالي تقديم نمايم تا در راه مربوطه اش هزينه كنيد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پول‌هایی که در مورد خمس به مراجع عظام پرداخت می‌شود عموماً در مسیر پرورش طلاب دین صرف شهریه‌ی آن‌ها می‌شود و نمایندگان آن‌ها عموماً آن پول‌ها را خدمت مراجع محترم می‌دهند یا از طرف آن‌ها مأمورند در همین مسیر خرج کنند. موفق باشید

13582

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: امسال هم قصد پياده روي اربعين داريد؟ در سايت حج و زيارت براي اين منظور ثبت نام كرده ايد؟ امكان دارد كه ما هم در خدمت شما باشيم؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز مانند سال گذشته در کاروانی که زحمت رفتن به کربلا را به عهده گرفته بودند؛ امسال نیز ثبت نام کردم. شماره تلفن عزیزان عبارت از: 09136032342 می‌باشد. موفق باشید

13419

تمدن اسلامیبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید: بنده مسئول موسسه اسلام شناسی در عصر مدرن هستم ـ که رسالتش تلاش در راستای تحقق تمدن اسلامی است ـ که در حال حاضر به پژوهش پیرامون چیستی (تعریف)، چرایی(ضرورت شکل گیری)، و چگونگی (نحوه تحقق) تمدن اسلامی از منظر اشخاص و مراکز فعال در این عرصه اشتغال دارم. از این رو تقاضامندم حقیر را در دست یابی به دیدگاه های استاد مساعدت نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «تمدن‌زایی شیعه » و «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» در این رابطه نوشته شده است. إن‌شاءاللّه با مطالعه‌ی آن متون، الهامات لازم برایتان پیش آید. موفق باشید

13027
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: فایل صوتی رهایی از بد گمانی را گوش دادم مشخص شد که نباید به مومنان بدبین بود و یا اگر موردی هم دیدیم با دلایل مختلف حمل بر صحت کنیم ولی بعضی مواقع ما عیب و یا گناهی را در مومنی می شناشیم مثلا یقین داریم بعضا غیبت می کند. در حدیث داریم «إن الله سبحانه یحب ان یکون نیت الانسان لانسان جمیلا» این برداشت درست است که اگر ما بدی از کسی سراغ داریم نباید نظر به بدی او بکنیم بلکه نظر به ایمان او بکنیم تا رابطه ما با او در عشق و صفا بماند؟ در حدیث دیگر می فرمایند با بدی شخص بد باشید نه با خودش. راه بد بودن با بدی چگونه است است همین که ما در باطن با بدی او بد باشیم کفایت می کند و نیازی نیست که او را با بدی اش در نظر داشت؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا بدی در جان مؤمن ریشه ندارد و پس از مدتی تلاش می‌کنند از آن عمل بد جدا شود. پس ما نباید او را عین عمل بدش قلمداد کنیم. موفق باشید

12695

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اینکه دولت دارد توافق نامعلوم را بنام خود می زند که صریحا در نامه آقای روحانی به رهبری حفظه الله هم اشاره شده بود را چگونه می بینید؟ از آنجا که مردم توان تفکیک خیلی از مسائل را ندارند و خود بخود انتخابات آتی ریاست جمهوری مستقیما تحت الشعاع دو قلم جنسی است که با این توافق ارزان شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جواب‌ سؤال‌های 12682 و 12684 و 12691 و 12702 عرایضی داشته‌ام. إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

12495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم در مورد مفهوم زمان از نظر عرفا بیشتر بدونم. چون تقریبا همه ی عرفا به ذهنی بودن زمان و موهومی بودن اون اشاره کردند لطفا منبعی معرفی کنید تا بیشتر در این مورد تحقیق کنم. اگر ممکنه خوتون هم توضیحاتی را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین بر همان مبنای نگاه عرفا نسبت به زمان مطرح است. هنر جناب صدرا آن است که توانسته است آن نگاه را با روش عقلی به صحنه بیاورد. موفق باشید

12092
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم استاد عزیز: عطف به سوال شماره 12082، بی نهایت سپاسگزارم از پاسخ جامع شما، مخصوصا شعر پر از اشارات لطیف. از خداوند طلب نزول بهترین خیرها را برای شما دارم. استاد گرامی ابیات ابتدایی این غزل زیبا زبان حال بنده است: «ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها / زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم/ زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد / زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود / چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا من در جحیم اولی ترم جنت نشاید مر مرا...» باورش برایم مشکل است، بیشتر انتظار توهم داشتم تا واقعیتی آمیخته با حجاب. چون با اینهمه گستاخی، سرکشی و گناه؛ چشم بستن بر الطاف بی نهایت و معارفی که تکلیف آور هست، چگونه امکان دارد که نگاهی با این عمق روزی بنده سرکشی بشود؟ از آموزه های شما بزرگان یاد گرفتم که اگر دنبال حرکت و نگرش صحیح هستی اول قدم : انجام واجبات و ترک محرمات، تذهیب و تزکیه است. من که واجب را به توفیق خودشان انجام می دهم ولی گناه را با ختیار خودم؛ من که قدرت ترک گناه ندارم جز اینکه خودشان مانع گناهم شوند، پس چطور......؟ من که دائم مبتلا هستم چطور.....؟ در بین افرادی که معارف روزیشان نشده نگاه می کنم، دریاهای عظمت بندگی پیدا می کنم. اگر معارف روزیشان بود چه بندگی ها می کردند!!! بخودم نگاه می کنم؛ با همه لطفی که به بنده شده ،چشمانم را بر حقایق بسته و مست دنیا و زندگی و فریبها هستم!!! حالا چطور باور کنم که نگاهی وجودی حتی آلوده با حجاب و یا حتی توهم و حتی برای لحظه ای روزی بنده شده؟ حق نگهدار شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند ابتدای راه نشان می‌دهد که باید کجا رفت و بعد ما باید آن‌چه را در ابتدا یافته‌ایم در آخر به آن برسیم. إن‌شاءاللّه بحث صوتی «شکوفایی مراقبه در ماه رجب» که روی سایت در قسمت ماه رجب هست، تذکر خوبی خواهد بود. موفق باشید

11984
متن پرسش
سلام: استاد من یه سوالی برام پیش اومده. وقتی فلسفه غرب را نگاه می کنیم مشاهده می کنیم انسانهایی با استفاده از نام فیلسوف خزعبلات و اراجیف تحویل مردم داده اند که کاملا اراجیف بودن سخنانشان و متوهم بودن و مشکل روانی داشتن این افراد واضح است، چرا ما هم اینگونه افراد را (مثل دیوید هیوم و ...) در صف فیلسوفان که حقیقت یاب و حقیقت گو بوده اند غلمداد می کنیم و به آنها لقب فیلسوف می دهیم در صورتی که آنها سوفیست و مغالطه گر و بیمار هستند؟ چرا تفکرات بیمار اینگونه افراد را در کتابهایمان می آوریم و بعد رویش بحث هم می کنیم و توضیح واضحات می دهیم؟ چرا خود به دست خود افرادی که اینگونه کتب را می خوانند به وادی شک هدایت می کنیم و بعد در صدد رفع شک آنها بر می آییم؟ آیا نباید در کتبی مثل کتب فلسفی مراقب بود و احتیاط کرد و هر مطلبی را نیاورد؟ متاسفانه من چندین بار دیده ام کسانی را که با نیت کسب یقین و حقیقت وارد وادی فلسفه شده اند و با خواندن تفکرات بیمار اینگونه مغالطه گرها مثل هیوم و... خود در وادی خطرناک شک و الحاد گرفتار شده اند، متاسفانه در کتب فلسفی اینگونه تفکرات به جای اینکه در آخر کتاب و یا بعد از اینکه خواننده کتاب یک کلیت و نظم فکری پیدا کرد بیاید در همان ابتدای کتاب این تفکرات بیمار آورده شده و ذهن برخی از افراد را مشکوک می کند و به هم می ریزد. آیا لازم است ما در فلسفه بیاییم بگوییم افرادی بوده اند مثلا فلان امر بدیهی را شک یا انکار کرده اند و بعد در صدد توجیه و توضیح و رفع آن افکار بیمار و پوچ در آییم؟ به نظر بنده این برای کتب فلسفی ایراد است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه شرایط امروز دنیا آن است که ما نمی‌توانیم چشم خود را نسبت به حرف‌های چنین افرادی ببندیم. علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» چون ملاحظه می‌کنند چنین حرف‌هایی در سطح جامعه و بین جوانان تحصیل‌کرده‌ی ما مطرح می‌شود، احساس وظیفه می‌کنند جواب دهند و چه خوب است قبل از آن‌که ذهن افراد گرفتار آن شبهات شود ما آن شبهات را به طور صحیح مطرح کنیم و اشکالات آن‌ها را بنمایانیم تا ذهن مردم از آلوده‌شدن به آن‌ها مصون باشد. موفق باشید

10644
متن پرسش
سلام علیکم: 1- طلبه ی پایه ی 3 هستم با کلی سوالات فلسفی و معرفت شناسی، برای حل اینها چه کنم؟ آیا به دنبال فلسفه بروم (در صورتی که فعلا مشغول کتاب المنطق هستم)؟ و اگر فلسفه را پیشنهاد می کنید خب عده ای در برابر این جریان مخالف خواندن فلسفه هستند در این صورت حد وسط این دو جریان چیست؟ 2- برای حل این سوالات فلسفی آیا با رفتن به سراغ روایات قابل حل نیست همانطور که عده ای مدعی چنین چیزی هستند؟ 3- فلسفه را با چه سیری پیشنهاد می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در روزگاری زندگی می‌کنیم که عمده اشکالاتی که بشر امروز نسبت به مباحث دینی می‌گیرد با عقل فلسفی همراه است و شما چاره‌ای ندارید که با عقل فلسفی جواب دهید، حتی متدینین ما شبهاتی و یا سؤالاتی دارند که تنها با عقل فلسفی قانع می‌شوند 2- فیلسوفان برزگ اسلامی مثل صدرالمتألهین و علامه طباطبایی بر اساس تدبّر در آیات و روایات مباحث فلسفی خود را تنظیم کرده‌اند، لذا همان‌طور که در علم اصول شما با اصولِ تفکر فقهی روبه‌رو می‌شوید که حاصل تدبّر در سخنان معصوم است. فلسفه‌ی اسلامیِ ما حاصل تدبّر عالمان است در اصول عقاید و لذا می‌بینید برهان صدیقین ملاصدرا حاصل صدها روایت توحیدی است. 3- در نهایت بعد از چندسال درس‌ خارج خواندن با رجوع به اسفار وارد فلسفه می‌شوید ولی فعلاً در مرحله‌ی اول، سیری که روی سایت هست قسمت معرفت نفس و کتاب «از برهان تا عرفان» و «معاد» همراه با سی‌دی شروع خوبی است، در مرحله‌ی بعد به طوری که به دروس رسمی لطمه نخورد بدایة و نهایة شروع خوبی است. موفق باشید
10111
متن پرسش
سلام استاد: امیدوارم حالتون خوب باشه. من کتاب آشتی با خدا رو دارم مطالعه می کنم و به دو سوال برخوردم، می خواستم بدونم نفس اصلش بد هست یا نه؟ اگر آره پس چرا ما نماز می خوانیم، عبادت می کنیم، ذکر میگیم و امثال اینها. مگر شما نمیگید اعضای بدن یک وسیله هستند و این نفس ماست که میگه میشنوه و میبینه؟ ممنون میشم که جوابمو بدهید. بعد سوال دومم اینه که معنی هستی و چیستی رو میشه عامیانه تر از داخل کتاب برایم باز کنید. یعنی چی خدا هم هستی هم چیستی؟ نفس ما انسانها هستیه آیا چیستی هم هست؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نفسی که در این جاها بحث می‌شود ربطی به نفس امّاره که در مباحث اخلاقی بحث می‌شود، ندارد. نفس در این‌جا یعنی نفس ناطقه‌ی انسان که بدنش را تدبیر می‌‌کند و خودِ انسان محسوب می‌شود 2- چیستی هرکس همان خصوصیات اوست و هستی آن احساسی است که خارج از بدن در خود احساس می‌کند. إن‌شاءاللّه با ادامه‌ی مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوت آن و با مطالعه‌ی کتاب «از برهان تا عرفان» قسمت برهان صدیقین، همراه با شرح صوت آن، جواب سؤالاتتان را خواهید گرفت. موفق باشید
9910
متن پرسش
سلام حضرت استاد وقتتان بخیر: 1. فرمودید نشاط حقیقی پایدار است و بعد از چند سال همچنان در جان انسان شعله می کشد، چون این نشاط به خاطر تجلی حضرت حق بر قلب انسان است و خدا هم پایدار است پس نشاط هم پایدار است و میزان پایداری آن به میزان حضور خدا در اعمالمان بستگی دارد ولی استاد اگر کسی اشکال گرفت پس چرا نشاط زیارت نماند چه؟ اگر بگوییم به خاطر گناه، ممکن است بگویند این هم مثل نشاط مجلس لهو ناپایدار شد، پس از کجا معلوم که آن نشاط حقیقی است؟ یعنی نشاط حقیقی هم دارای ناپایداری هست؟ در عین اینکه 10 سال بعد از یاد آن به شعف آییم. اگر هم از مسیر مستقیم منحرف شویم که بکلی می رود و چیزی نمی ماند پس از کجا معلوم حقیقی است؟ 2- انسان چون مظهر اسماء الله بود شیطان به آن سجده نکرد، آیا شیطان علاوه بر انسان مانع به نتیجه رسیدن گیاه و جماد و نبات هم می شود؟ بالاخره اینها هم مظهر خدایند و به مقصد رسیدنشان یعنی ظهور کامل خدا (با شدت وجودی پیدا کردن) 3- مشکل دوستم که 15 سال بود به پسری علاقه دارد و نشاط از او گرفته شده و مبارزه با خیال را آنقدر سخت می بیند که فکر می کند غیر ممکن است چکار کنند استاد؟ سپاس بسیار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انسان‌ها یک حقیقت اصلی دارند به نام فطرت و هر آنچه در مسیر فطرت خود انجام دهند حقیقت شان آن‌اعمال را تصدیق می‌کند ولی اگر اعمالی خلاف فطرت و مطابق نفس امّاره انجام دهند، حقیقت آن‌ها از آن گریزان است و به همین جهت اگر به زیارت امام معصوم رفتید که انعکاس فطرت شما است و بعد امورات روزمرّه صفای آن زیارت را به حاشیه برد، همواره به دنبال آن هستید. بر عکس اعمال نفس امّاره که وقتی به خود آیید می‌خواهید از آن اعمال فرار کنید 2- إن‌شاءاللّه مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک می‌کند. موفق باشید
8569
متن پرسش
سلام. در جایی حدیثی از پیامبر (ص) خوندم که خداوند به افراد توبه کننده چیزهایی میدهد که به دیگران نمیدهد اگر این حدیث درسته منظور چه چیزهاییست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: توبه در بعضی موارد به معنای رجوع به حق است مطلقاً، نه به معنای توبه از گناه. چون می‌فرماید: «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً» یعنی همه‌تان توبه کنید نه فقط آن‌هایی که گناه کرده‌اند. موفق باشید
8474
متن پرسش
سلام استاد خداوند توفیق داد خیلی از کتاب های شما رو خوندم جای یک کتاب یا جزوه رو خالی دیدم البته با نگاه دانشجویی و ناقص خودم . استاد یک کتاب یا جزوه ای مستقل در مورد لطافت نفس بنویسید . تاثیر نفس برطبیعت و تاثیر طبیعت بر نفس البته به صورت پراکنده در کتاب هاتون نوشته شده ولی مستقل و تفصیلی باشه اهمیت مطلب روشن تر میشه و اثر اون بیشتره ان شاء الله ولایت امیرالمومنین و شفاعت پیامبر و درک توحید نسیب ما و شما بشود
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه به لطف الهی دعایتان در حق‌مان مستجاب شود. شاید آنچه انتظار دارید در مباحث عرفانی ظهور کند. موفق باشید
7076
متن پرسش
اسلام علیکم حدودچندسال است که بین جوانهای شهرمااختلاف ودعواست به حدی که جوانهامسجدراترک کرده وزمینی رادرنظرگرفته اندتامسجدی جدابسازند به حرف هیچ کس هم گوش نمیدهنداگر ممکن است راهنمایی بفرماییدکه وظیفه ماچیست؟التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با صمیمیت تمام به آن‌ها دعای مکارم را تذکر دهید که برای تحقق جامعه‌ی اسلام و نظر به تمدن اسلامی باید در ذیل اسلام و ولایت از ضعف‌های همدیگر بگذریم تا نور و رحمت خدا که تنها در جمع مسلمین تجلی می‌کند بر قلب تک‌تک آن‌هایی که تلاش بر اتحاد دارند تجلی می‌کند. موفق باشید
6863
متن پرسش
سلام استاد گرامی--استادنمی دانم چگونه سوالم را بپرسم..من در گذشته از زمانی که در نوجوانی در اردوی راهیان نور شرکت کردم به طور کلی مسیر زندگیم عوض شد و به لطف خدا در مسیر حق وارد شدم گرچه فراز و فرود زیاد داشته ام ولی حداقل ظواهر دین را به خوبی رعایت کرده ام دراین مسیر به مرور با استادانی چون حاج آقا پناهیان و دولابی و استادصفایی و شهید مطهری و..آشنا شده و از آثارشان بهره برده ام...در برهه ای از زندگی هم حقیقتا خدا لطف کرده و به طرز عمیقی طعم شیرین بندگی خویش و خدا داشتن را که انسان را ازهر لذتی مستغنی می کند چشیده ام گرچه ادامه نیافت به دلیل ضعیف بودن نفس خودم یا نداشتن پایه فکری لازم...حالا بعد از حدود شش سال که در این مسیرم به این نتیجه رسیده ام که خیلی از احساسات انقلابی ام که میخواستیم و فکرمیکردیم می توانیم دنیا را تغییر بدهیم فقط-احساسات- بوده است و آدمی در این جهان خیلی نمی تواند کاری بکند و حتی خیلی در سرنوشت خودش هم موثر نیست و فقط وظیفه اش درست امتحان دادن است...دچار نوعی یاس و سستی در عمل شده ام و دیگر دلیلی برای مبارزه با نفس نمی یابم..مگر چقدر تاثیر خواهد داشت..مگر من به کجا خواهم رسید..اصلا خدا که می تواند به هرشکلی که صلاحم است مسیر زندگی مرا تعیین کند پس من چکاره ام...احساس می کنم در جهان معلقم... به هیچ احساس یا تفکری وصل نیستم--از تفکرم که فکر میکردم تنها راه درست مسیر من است پشیمانم...فکر میکنم هرمسیری که فرد را به توحید برساند کافی است...داعیه ی شیعه و انقلاب که مطلق گرا هستند درست نیست...اصلا چرا ما باید خوب شویم و... ببخشید که طولانی شد و تشکر از لطف بی حدتان.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید هر مسیری که فرد را به توحید برساند کافی است و این تنها هدف زندگی ما بر روی زمین است و حقیقتاً توحید و اُنس با حق عالی‌ترین نوع زندگی است و در قیامت بهره‌های فراوانی دارد. سعی کنید حجاب‌های بین خود را برطرف کنید و قدم‌قدم جلو بروید. بنده به این نتیجه رسیده‌ام با شیعه‌بودن و نظر به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» که مظاهر کامل اسماء الهی هستند این کار ممکن است و در راستای نظر به سیره‌ی امامان معصوم است که انقلاب اسلامی را ارزش می‌نهم و معتقدم در این روش مسیر اُنس با خدا ممکن است. موفق باشید
6128
متن پرسش
به نام خدا و با عرض سلام استاد این که می فرمایید شخص در عین ثا بته اش که در علم خداست شخصیت خود را انتخاب کرده و در عین ثا بته اش اراده کرده است یعنی چه مگر علم خدا جای اراده کردن ماست بله می توان گفت که خدا در علمش می داند این شخص چه انتخابهای در دنیا می کند و لی این که مثلا شخص در علم خدا انتخاب کرده زنا زاده با شد اصلا مفهوم نیست مگر انجا ما وجود تعین یافته شخصیه خارجیه داریم اگر طرفی بر چه اساسی شخص انتخاب می کند زنازا ده باشد مگر نتیجه ای نفعی یا لذتی از این انتخاب می برد که چنین انتخاب شومی که در دنیا سر افکنده و در اخرت عموما گرفتار عذاب باشدرا بکند و اساسا اگر کسی انجا که نه پیامبر و هادی است و نه دار امتحان است انتخاب کند اگر بتوانیم چنین انتخابی را بپذیریم چه ارزشی دارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در قرآن نداریم: «إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون‏» چون خدا چیزی را اراده کرد که خلق کند به آن چیز می‌گوید بشو و آن چیز موجود می‌شود. پس معلوم است آن شیئ در آن حدّ که مورد خطاب الهی قرار گیرد در علم خدا موجود بوده، از طرفی خداوند خلق هرچیزی را به آن چیز می‌دهد و در این رابطه حضرت موسی و هارون«علیهماالسلام» در معرفی خداوند می‌فرمایند: «رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏» پروردگارمان آن کسی است که خلقت مخصوص به هرچیزی را به آن چیز می‌دهد و سپس آن چیز را پس از آن‌که خلقت‌اش را به آن داد، هدایت می‌کند. از این لحاظ خلقت آن کسی که می‌خواهد مرد باشد و مثلاً در چنین شرایطی مثلاً در تهران به دنیا بیاید را به او می‌دهد و با این مبنا باید متوجه بود اگر کسی زنازاده شد، خداوند خلقت او را به او داده است و این‌که چرا چنین انتخابی را کرده مربوط به خودش می‌شود مثل انتخاب‌های شومی که سایر انسان‌ها در این دنیا می‌کنند. در هر صورت چون انسان‌ها در آن مقام، در مقام امکان هستند جهت رجحان یک طرفِ امکان دارای انتخاب می‌باشند و چون این انتخاب و اختیار همچنان ادامه دارد هرلحظه می‌توانند خود را تغییر دهند. موفق باشید
5452
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید در پاسخ به سوال شماره 5166 فرموده اید که " بنده سخت معتقدم اگر طلبه‌ی فلسفه‌خوان از فقه بهره‌ی کافی نداشته باشد بیش از آن‌که مفید باشد مضر خواهد بود". سوال داشتم که اولا، آیا این مضر شدن مخصوص طلبه است یا برای غیر طلبه هم هست و ثانیا، دلیل این مضر بودن و ضررهای مترتب بر آن را توضیح بفرمایید و ثالثا، مقدار فقه خواندن چقدر باید باشد تا این ضرر پیش نیاید؟ در حد لمعه یا مکاسب یا خارج فقه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد طلبه که نقش تبیین دین را به عهده دارد بحث فقه و فقه‌دانی از دو زاویه مهم است یکی از آن جهت که باید جایگاه حرکات و گفتار خود را در فقه بداند و دیگر آن‌که سخنانی که می‌گوید و راهنمایی‌هایی که در امور دین مثل عقاید و اخلاق دارد مرز فقهی آن‌ها را نیز مشخص کند و همواره در فضای فقهی عمل کند. ولی برای غیر طلبه موضوع تا این اندازه حساس نیست در عین آن‌که هیچ‌کس نباید در مسیر فلسفه و عرفان از تقیّد به فقه و احکام الهی کوچک‌ترین فاصله‌ای داشته باشد. در مورد طلبه‌ای که نقش تبیین دین را به عهده می‌گیرد خارج فقه نیاز است در آن حدّی که فضای استنباط فقها را بشناسد. موفق باشید
4422
متن پرسش
به نام خدا-با عرض سلام و خسته نباشید خدا خیرتان دهد-استاد شما میفرمایید که باید دائم به یاد خدا بود خواستم بپرسم مثلا در هنگام درس خواندن چگونه میتوان به یاد خدا بود؟یا مثلا در کلاس درس؟یا وقتی مشغول به کاری هتیم که نیاز به تمرکز دارد چگونه میتوان به یاد خدا بود؟مگر میتوان همزمان به دو چیز توجه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عزم کلی ما آن است که حرام و حلال الهی را در هرکاری رعایت کنیم امام معصوم فرمودند این به معنای آن است که همیشه به یاد خدا هستیم. آری می‌توان هم‌زمان به چند چیز توجه داشت ولی درطول همدیگر. همان‌طور که هم فکر می‌کنید و هم سخن می‌گویید. موفق باشید
نمایش چاپی