بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9279

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بخشی از صحبت های علامه طباطبایی (ره) در مورد نفس: «نفس خود را مى یابد که منقطع از غیر خداست و حال آن که غیر متذکر چنین درکى ندارد و همین متذکر هم قبل از تذکرش نفس خود را بسته و مربوط به عالم مى یافت ...» غیر متذکر چنین درکی ندارد یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور موجوداتی است که علم به خدا ندارند مثل جمادات. موفق باشید
9225
متن پرسش
سلام استاد. من با توجه به نگاهی که به کتب اخلاقی انداختم، متوجه شدم که دچار ضعف نفس هستم و این موضوع بسیار مرا آزار می دهد. از جمله آثاری که فکر می کنم ناشی از این نقص در من وجود داره شامل: وسواس، عدم پذیرش مسئولیت، کم رویی (در برقراری ارتباط با دیگران یا حتی در گرفتن حق خود)، احساس عدم توانایی در حل مشکلات، برخورد انفعالی یا پرخاشگرانه با رفتارهای ناخوشایندی که می بینم، دست کم گرفتن خود، ترس، زود رنجی و اظطراب و ... می شود. اما مسائلی که با آنها رو به رو هستم:1- اصلا تعریف عزت نفس چیه؟ یه جا دیدم که گفته بود یعنی انسان به واسطه بندگی خدا زیر بار اراده و اهانت دیگران نرود. یا جای دیگر خواندم که عزت یعنی اینکه انسان فقر و ثروت و سلامتی و بیماری و ... برای او یکسان باشد. یا جای دیگه دیدم که: انسان فقط بنده ی خدا باشد یا جاههای دیگه عزت داشتن به معنی محترم بودن گرفتند. یه جای دیگه عزت رو در مقابل کفار گفته بود یعنی اگر یک مومن به ما توهین کرد عزت ما زیر سوال نمی ره؟ من که کامل گیج شدم .بین اینها ارتباط وجود داره ولی اون چیزی که در روان شناسی تعریف می کنند به حال من نزدیکتره و نمی دونم چرا اون عزتی که دین تعریف می کنه، آنچنان به دلم نمیشینه. 2- خیلی جاهها می بینم 3- چگونه این صفت رو در خودمون اصلاح کنیم؟ 4- اصلا اگر کسی به ما توهین کرد، ما باید چکار کنیم؟ (مومن یا دشمن)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر کسی خود را به عنوان انسانی تعریف کند که مقصدش قرب إلی اللّه است به نظرم تعریف‌هایی که از عزت نفس کردید همگی وجوهی از موضوع است و قابل جمع‌اند، بی‌خودی گیج شده‌اید. دعای مکارم‌الأخلاق حضرت سجاد«علیه‌السلام» در این راستا کارگشاست. این حقیر هم آن دعا را شرح کرده‌ام و صوت آن روی سایت هست. موفق باشید
8640
متن پرسش
با عرض سلام و ادب. نمیدانم از چه بگم یا چه جوری مطرح کنم. استاد بعضی اوقات به خصوص از وقتی این ترم حوزه نرفتم برای این که فرصت بهتر شدن پیدا کنم. ولی احساس خاصی، سنگینی روح، خفگی، نمیدانم از گناه است یا ظرفیت روحی من کوچک، دیگه از عبادت خسته، تو مستحبات مثل نماز شب نماز جماعت.. گویا یه چیزی از درون نهیب می زند این همه انجام پس چی شد بعد 3 سال هنوز همان خانه اول هستی بقیه را نگاه و از آنجا که تو اعمال مداومت خوب هست این وقفه یه روز یا ساعتی مشکل ایجاد نمی شود در روند؟ اعتکاف هم ثبت نام کردم ولی دقیقه 90 به خاطر مریضی زنانه توفیق نشد برود آیا این سلب را نتیجه گناه بدانیم؟ تو کارهای اجباری آیا گناه نوشته می شود مثل عروسی اقوام با وجود نوار ... حتی اگر نیت را عوض کرد پس چرا اون درد ایجاد نمی شود چون مجلس گناه است؟ آیا فکر شهوت انگیز که بدون اراده ماهی یه بار یا دوبار موقع مریضیم ایجاد می شود گناه است؟ چون بعضی علما فکر را هم گناه حساب می کنند. تکلیف چیست با وجود دعا ... این حالت تا طی نشود روح آزاد نمی شود. اگر گناهی صورت گرفت غیر ارادی مثل جنابت یعنی شک داشته باشید هست یا نیست با چه عملی پاک می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک راه نورانی یعنی شریعت الهی را جلو ما گشوده‌اند تا ما با امیدواری تمام آن را طی کنیم. این اُفت و خیزها هم طبیعی است، بی‌خودی خود را ملامت نکنید وبا امید فراوان و پشت‌کار جلو بروید بدون آن‌که نیاز باشد خود را منزوی نمایید. موفق باشید.
8515
متن پرسش

سلام علیکم استاد. حدیث داریم که در روز قیامت اگر نماز مورد قبول واقع شد همه اعمال مورد قبول قرار می گیرد و اگر نماز مورذ قبول واقع نگردد سایر اعمال قبول نیست. آیا قبولی نماز منحصر در حضور قلب است یعنی اگر کسی در طول عمری نمازش را خوانده باشد ولی حضور فلب نداشته باشد نماز و حتی سایر اعمالش قبول نمی شود؟ 2. بنده چندبن نماز قضا دارم ولی هنوز قضا نکرده ام آیا اعمال دیگری که انجام داده ام چه واجب و چه مستحب مورد قبول واقع نشده است؟ با سپاس

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- همین‌که اراده می‌کنید با نماز از حکم خدا تبعیت کنید و روی‌هم‌رفته عزم شما آن است که با خدا ملاقات کرده باشید؛ إن‌شاءاللّه نمازتان قبول است. باید سعی کرد کیفیت آن را بیشتر کرد 2- ربطی به هم ندارد، آن اعمال‌تان قبول است. إن‌شاءاللّه تصمیم بگیرید قضای نمازهایتان را اداء کنید. اعتکاف فرصت خوبی است. موفق باشید

8474
متن پرسش
سلام استاد خداوند توفیق داد خیلی از کتاب های شما رو خوندم جای یک کتاب یا جزوه رو خالی دیدم البته با نگاه دانشجویی و ناقص خودم . استاد یک کتاب یا جزوه ای مستقل در مورد لطافت نفس بنویسید . تاثیر نفس برطبیعت و تاثیر طبیعت بر نفس البته به صورت پراکنده در کتاب هاتون نوشته شده ولی مستقل و تفصیلی باشه اهمیت مطلب روشن تر میشه و اثر اون بیشتره ان شاء الله ولایت امیرالمومنین و شفاعت پیامبر و درک توحید نسیب ما و شما بشود
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: إن‌شاءاللّه به لطف الهی دعایتان در حق‌مان مستجاب شود. شاید آنچه انتظار دارید در مباحث عرفانی ظهور کند. موفق باشید
8175
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشی خدمت استاد گرامی و مسئولین سایت استاد یه سواله چند وقته ذهنم را مشغول کرده و آن اینکه : اگر إن شاءلله دوران ما دوران ظهور باشد ، ماندن و دوران ظهور را درک کردن بهتر است یا الان به شهادت رسیدنو رفتن ؟ یعنی دوران بین شهادت و درک دوران ظهور تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تنها با انجام وظیفه در این دوران است که ما نور ظهور مولایمان را درک می‌کنیم، حتی اگر آن وظیفه شهادت در زیر سایه‌ی فرامین رهبری عزیزی چون حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» باشد. مواظب باش راه را گم نکنی. موفق باشید
7428

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام چرا ادامه دانلود شرح صوتی کتاب معاد را نمیگذارید؟50 به بعد را کی میگذارید؟متشکرم
متن پاسخ
به نام خدا باسلام خدمت کاربران گرامی، با توجه به مشکلات سایت موجود وپیگیری طراحی وجایگزینی سایت جدید ،انشاالله این نقیصه برطرف خواهد شد.باتشکر.مدیریت سایت
6444
متن پرسش
سلام.بحمدالله چند وقتی می باشد بحث معرفت النفس را به صورت ارائه وبحث با حدود10نفرآغازکرده ایم.برکات زیادی داشته وبرخی از خلا ها حس می شود که هربار از روزنه ای به این مطلب برخورد می کنیم که مغز و ذهن انسان به هر نحو حقیقت انسان است بنده هم تذکراتی را که شما برای جواب به این سوال در کتاب شرح10 نکته مطرح کرده بودید بارها مطرح کردم از جمله جواب اینکه شما فرمودید که انسان همین نسبت دادن حقیقت نفس به مغز را به منتان نسبت می دهید یا اینکه ما شخصی هستیم که مغزهم داریم ومغایرت مردک ومدرک ومثالهایی که زدید و...اما به گمانم دوستان با این تذکرات هنوز برایشان خلا معرفتی ایجاد شده وجلوی سیرشان را می گیرد .به عنوان مثال جای سوا برایشان است که شما فرمودید اگر دست انسان قطع شود از من اش کم نمی شود ولی می گویند اگر مغز ما را بردارند چی ؟یا سرمان قطع شود؟می توان رابطه ی ویژه وخاصی را به مغز وذهن با نفس ناطقه نسبت داد؟ ممنون از راهنمایی هایتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان بدن خود با تمام اعضایش احساس می‌کند دلیل بر آن است که خودش غیر از بدنش است، حال چه این بدن دست باشد و چه مغز، هرچند بعضی قسمت‌های بدن طوری است که اگر از بین برود دیگر نفس نمی‌تواند به تدبیر خود ادامه دهد، مثل قطع سر، ولی این دلیل بر آن نیست که سر یا مغز ما خودمان هستیم. موفق باشید
5999
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی برای اینکه یاد معاد و اهمیت معاد در جامعه زیاد شود چه کار فرهنگی میتوان انجام داد . با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید معاد را خوب تبیین کرد و معرفت نفس در این مسیر شروع خوبی است. موفق باشید
3633

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام در مورد انتخابات می خواستم بپرسم آیا این که ما همه همه افراد را بدون در نظر گرفتن شرط خاصی (فقط سن) لایق رای دادن بدانیم درست است؟ مثلا کسی که سنش بالاست و نمی تواند به دنبال وظیفه رفته اصلح را شناسایی کند، چه؟ حتا به دنبال شناسایی احزاب هم نمی تواند برود؟ کسی که سیاست اصلا برایش مهم نیست و حقیقتا به دنبال شناخت حق نیست و شاید اگر حق برایش محرز شود قبول کند، اما خود به دنبال حق نمی رود و با دادن رای ای -که فقط دادنش برایش مهم است- سرنوشت کشور را به جایی می برد، چه؟ آیا بهتر نیست شرایط طوری باشد که نظام اسلامی معطل این عده نماند و نظر این عده چندان تاثیری نداشته باشد؟ چون ما دیگر فقط یک کشور بین همه کشورها نیستیم می خواهیم با داشتن بهترین افراد تمدن سازی کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم این شرایط شرایط ایدآلی نیست ولی در حال حاضر چاره‌ای نیست تا جامعه إن‌شاءالله به آن بصیرت لازم برسد و یا خبرگان جامعه نقش اصلی را داشته باشند. موفق باشید
3157

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم ورحمة الله جوانی 17 ساله هستم بسیار شهوت بالای دارم ونمی توانم جلوی خودم را بگیرم ومر تکب گناه می شوم(فیلم های شهوت انگیز نگاه میکنم) لطفا من را در این برطرف کردن این مشکل راهنمایی کنید.وچون به مسائل دینی هم اعتقاد دارم این مشکل بسیار عذابم می دهد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هیچ راهی جز نگاه‌نکردن به این فیلم‌ها ندارید، مثل این است که انسان برای پرت‌نشدن از کوه خود را به پرتگاه‌های خطرناک وارد کند. موفق باشید
2660
متن پرسش
با سلام خدمت استاد معظم عذرخواهی رهبری از قصورشان در موردمسئله جمعیت دربجنورد چگونه با مباحثی که پیرامون اشراقی بودن شخصیت رهبری داشته اید قابل جمع است؟ واینکه حضرت امام در کتاب ولایت فقیه میفرمایند:« ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است و واقیعتی جز جعل[قرارداد] ندارد»(امام خمینی، ولایت فقیه، ص53) چگونه با بحث مذکور قابل جمع است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قسمت اول سوال را در جواب شماره‌ی 2644 دنبال بفرمایید. ولی همین طور که می‌فرمایید اثبات ولایت فقیه یک موضوع کلامی است که از طریق استدلال و مبتنی بر متون دینی ثابت می‌شود و از این جهت گفته می‌شود «ولایت فقیه از امور اعتباری عقلایی است» و این غیر از شخص زعیم جامعه‌ی اسلامی در زمان غیبت است که در عین فقیه‌بودن مؤیَّد به تأییدات خاص الهی است که این تأییدات جنبه‌ی اشراقی دارند. موفق باشید
2522
متن پرسش
باسلام علت کاهل نمازی چیست؟ من باوجود اینکه به همه چیز اعتقاد دارم و همه ی موارد دینی را رعایت میکنم اما خیلی وقت است که در نمازم کاهلی میکنم و خیلی ناراحتم چه کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: کتاب «آداب الصلواة» حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» إن‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید
2411
متن پرسش
سلام . استاد پرسشی از حضورتان داشتم.شما در کتبتان اشاره کرده اید به گفته های ملاصدرا در خصوص وقت مردن، که مثال ساختن در را میزدند که در که ساخته شد نجار تیشه را دور می اندازد و یا اینکه تیشه می شکند ومجبور می شود بیاندازدش و ... استاد سوال من این است که وقتی که تیشه می شکند یعنی مثلا یک نفر در اثر تصادف بدنش دیگر از کار بیفتد و روح ، بدن را ترک کند سیر تکامل این روح چه می شود؟ این روح که کامل نشده است.سپاس
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در کتاب «خویشتن پنهان» به این بحث پرداخته شده به آن‌جا رجوع فرماییدو به موضوع تقدیری که خداوند برای هرکس تعیین فرموده توجه کنید. موفق باشید
2006
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی من دختر مجردی هستم که در منزل پدری زندگی می کنم.مدتی است سیر آثار شما را آغاز کرده ام و به مطالعه درسهایم و کار فرهنگی علاقه دارم. اما والدینم کار فرهنگی ومطالعات آثار شما را کار جانبی و حتی غیر ضروری می دانند و مرا سفارش به راه اندازی کسب و کار کرده اند. من اعتقادم بر این است که دختر تا زمانی که در منزل پدر است تامین مخارج معمول اوبا ایشان است و لزومی به کارکردن برای من نیست از طرفی درگیری با مسائل مادی من را از توجه بیشتر و عمیقتر به فعالیتهای دینی که دارم بازمی دارد. لطفا مرا راهنمایی کنید آیا باید به خواسته والدینم عمل کنم یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر کاری شرافتمندانه‌ای در میان باشد که همه‌ی وقت شما را نگیرد اشکال ندارد. موفق باشید
1347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بنام خدا باسلام وتشکر از وقتی که میذارید - بنده کمی لکنت زبان دارم و میخواهم انشاالله حوزه برم هر چند به امر پژوهش علاقه مندم ولی خوب فکر کنم یک طلبه نباید تیلیغ هم کنه! نمیدانم چکارکنم البته میتونم در جمع صحبت کنم اما کمی ناخوداگاه اذیت میشم - برای شناسایی استعداد وسپس تثبیت وتقویت باید چکار کنم آخه میگن هر کسی علاوه بر کسی که دارای استعدادهای گوناگون هست اما در یک زمینه موثر واقه میشه، مثلا ملاصدرا تفسیر هم بلد بود اما تو فلسفه موثر بوده یا امام خمینی رحمه الله شعرهای خوبی هم میگفته اما او را بعنوان شاعر نمیشناسن. لطفا راهنمایی کنید - برای دوری از خیال ووهم باید چکار کنم حتی در نماز هم بصورت ناخوداگاه( بیشتر زمانی که دغدغه یا مشکل ...دارم) به سراغم میاد باز به خودم میام وای دوباره همون آش و همون کاسه، برای حضور قلب در نماز چکار کنم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنا نیست تا در این دنیا هستیم از خطورات ذهنی آزاد شویم بنابراین است که وقتی خطورات آمد آن‌ها را ذنبال نکنیم تا در جنگ با شیطان پیروز شویم. در مورد قسمت اول سؤال‌تان خودتان می‌دانید که چگونه طلبگی را ادامه دهید که اگر تبلیغ عمومی برایتان مشکل است بتوانید به عنوان مدرس تدریس کنید و یا به عنوان پژوهشگر به نویسندگی مشغول شوید. موفق باشید
1256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی و تبریک عید سعید فطر.استاد شما در بحث معاد فرمودید که انسان در برزخ و قیامت به واسطه قلبش با حقایق ارتباط برقرار می کند با قوه خیالش صورت می سازد و با قوه واهمه بین این صورتها و معانی ارتباط برقرار می کند حال سئوال این است که آیا این حرف را در مورد عالم ماده هم می توان گفت یعنی بگوییم عالمی در بیرون هست که جنسش ماده است و ما با قلبمان با آن ارتباط برقرار می کنیم با خیالمان صورت می سازیم که همان صورتهای بینایی شنوایی بویایی و ... می باشد و با واهمه مان بین این صوری که با خیال از طریق حواس پنج گانه ساختیه ایم و معانی ارتباط برقرار می کنیم . و آیا می توان گفت که بنابراین هر انسانی در عالمی زندگی می کند که خودش می سازد و به همین دلیل است که افراد مختلف برداشتهای مختلفی از دنیا دارند مثلا یکی به درخت که نگاه می کند آوند و ... می بیند و یکی دیگر حیات و ... می بیند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: آری حرف درستی است ولی در قیامت آنچه در درون است از قلب بیرون می‌آید ولی در دنیا ما متأثر از بیرون هستیم حال اگر با ملاک‌های الهی و با نظر به وجود مطلق به مخلوقات ننگریم و آن‌ها را مستقل ببینیم به انحراف می‌افتیم و به جای حقیقت‌بینی، گرفتار وَهم می‌شویم. موفق باشید
1032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام لطفا" بفرمایید که 1)آیا این سیر مطالعاتی که فرمودهایدبعدها اضافه هم می شود ؛خیال ما راحت باشد که داریم روی یک سیری وقت وعمر خود را می گذاریم که تغییر وتحول چندانی ندارد به عبارت بهتر اعتماد داشته باشیم که اهداف مطالعه ی ما معلوم است و می دانیم که می خواهیم چه بخوانیم وچه بدانیم ؟ 2)بنده چندی پیش به خواندن بعضی از قسمت های کتاب معراج السعاده و گناهان کبیره آقای دستغیب اقدام کردم اما از آنجایی که بنده هم منظم این کتاب ها را مطالعه نکردم وهمچنین لغات غامضی در آن وجود داشت به خصوص در معراج السعاده کمی از آن دور شدم ودیگر می ترسم حتی به آن ها نزدیک شوم چون حجمشان بالاست ودرمن این تفکر در من القا می شود که تو که کتابهای بسیار کم غیر درسی راخواندی چطور می توانی این کتاب حجیم رابخوانی از شما استاد درخواست دارم کتابی در زمینه ی تهذیب نفس وآشنایی با گناهان کبیره به من معرفی کنید که در سطح سواد دانشجویی باشد ثانیا" چگونه آن کتاب را مطالعه کنیم ؛روی چه بخش هایی بیشتر متمرکز شویم ووچقدر از وقت مان را به آن اختصاص دهیم . ((لطفا" فقط جوابش را به ایمیلم ارسال کنید وآنرا در سایت نگذارید _ممنونم))
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی 1- سیر مطالعاتی که پیشنهاد شده کلیاتی است از معارف اسلامی و مسلّم به آن معنا تغییر نمی‌کند که جهت آن عوض شود. ممکن است اگر یک بحث به صورت اجمال مطرح‌شده به صورت تفصیل در آید. 2- کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» کمک‌تان می‌کند و اگر در فهم بعضی از مطالب آن مشکل داشتید بنده شرح داده‌ام می‌توانید از سی‌دی آن استفاده کنید. موفق باشید
781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز سوالی داشتم در مورد حق الناس در برزخ که به هر دلیلی انسانی چه از منظر مادی و چه از منظر حقوق معنوی مورد ظلم قرار می گیرد ، این وضعیت در برزخ چگونه است و صورتهایی که برای مظلوم و ظالم بوجود می آید چگونه است ؟ با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: عدم رعایت حق‌النّاس شخصیت انسان را گرفتار نگاه کسانی می‌کند که حق آن‌ها را ضایع کرده و به همان اندازه مانع سیر انسان به سوی رحمت الهی می‌شوند. این حالت در مراحل مختلف برزخ و قیامت صورت‌های مختلفی دارد که همه یک نوع ممانعت را در خود دارند، حال یا به صورت زنجیر است که نمی‌گذارد برود، یا به صورت کوه است که نمی‌تواند صعود کند، یا به صورت رودخانه است که نمی‌تواند عبور نماید. موفق باشید
705

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم با توجه به پاسخ کد 690 و اینکه وظیفه تک تک افراد با یکدیگر متفاوت است 2 سوال هز خدمتتان داشتم: 1- بنده نیز شرایط شبیه سوال مورد نظر را داشتم، البته بنده کار را یک سره کردم و از دانشگاه انصراف داده و وارد حوزه قم شدم و در کنار برکات فراوانش اما از جهاتی نیز به شدت ضربه خورده و توی ذوقم خورده است و همیشه توی ذهنم بوده که تحصیلات و مطالعات علوم دانشگاهی را در کنار حضور در حوزه از سر بگیرم، لذا تقاضامندم راهنمایی شما هستم و خواهشمندم شماره تلفن یکی یا دو تا از کسانی که بین حوزه و دانشگاه را جمع کرده و موفق بوده اند را به ایمیل بنده ارسال بفرمایید 2- با توجه به اینکه علوم دانشگاهی خواستگاهشان در غرب است و اصلا خود نظام دانشگاهی یک ابزار غربی است و بنا بر سخنان شما، علوم آن هم علومی است در راستای تخریب طبیعت و بلکه انسانیت، آیا باز هم جمع علوم حوزوی با این علوم یک نکته مثبت قلمداد می شود یا ترک آنها بهتر است؟ به عبارت دیگر بنده در علوم دانشگاهی بسیار موفق هستم ولی در حوزه موفقیت آنچنانی کسب نخواهم کرد حال کدام بهتر است ورود به دانشگاه و صعود از پله های ترقی آن یا ورود به حوزه و چشم پوشی از آن موفقیت ها؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: اگر فعلا وارد حوزه‌ی علمیه شده‌اید با توجه به وسعت علومی که در کنار فقه و اصول در حوزه مطرح است سعی بفرمایید خلاء خود را با تفسیر و عرفان و حکمت پر کنید که امروز جامعه‌ی ما نیاز مبرم به آن‌ها دارد إلاّ این‌که روح شما نتوانسته است به‌راحتی با علوم حوزوی هماهنگ شود. تلفن جناب آقای مقدادی را خدمتتان می‌دهم، امید است از تجربیات ایشان بتوانید استفاده کنید. موفق باشید.09133114830
21768
متن پرسش
با سلام و احترام: درباره سوال 21751، فرمودين زينت معنوی منظوره. با سرچ دیدم این تفسیر از آیه با معارف همخوانی داره و آیت الله جوادی هم فرمودن «هرچه جداي از جان آدمي است زينت او نيست». از طرفی به نظرتون میشه گفت چون آیات قرآن چهل هزار بطن دارن، و قرآن ظاهری داره و باطنی، تفسیر باطنی قرآن، نفی کننده ی تفسیر مادی و ظاهری نیست؟ چون درباره آیه مسجد که ذکر کردین، از بچگی شنیده بودیم میگفتن برا مسجد رفتن مثلا طلا همراه کنید یا لباس نو بپوشید ثواب داره یعنی معنی ظاهری آیه زينت در مسجد که فرمودين رو هم می گرفتن. بله من حضور داشتم در مناظره شون و به خاطر حجم بالای مطالب، این مطلب پاسخ داده نشد. تو جلسه برا همین روش دقیق شدم. ممنون میشم توضیح بدید معنی ظاهری آیه رو نمی گیریم درباره مسجد و زينت لباس؟ همینطور آقای سوزنچی تو همون مناظره گفتن روایاتی درباره صور مختلف حجاب که امروزه هست مثل فوکول و...، در اسلام داریم. شما اطلاعی دارید از کجا پيدا کنم این روایات رو؟ شخصی ازم پرسید ممکنه حفظ کردن حجاب، به صورت کلی سفارش شده و مثلا در حد چن تار مو که معمولا بیرون میذارن اشکالی نداشته باشه؟ جایی اومده چن تار مو هم اشکال داره؟ چه جوابی بدم؟ شرمنده وقتتونو می گیرم، با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه جوادی در تفسیر مفصل آیه‌ی مذکور، آن روایات که می‌فرماید باید معطر و پاکیزه وارد مسجد شد؛ ربطی به این آیه ندارد و این آیه وجه معنوی را زینت انسان می‌داند. پس نباید گفت چون خداوند خواسته زینت‌ها را ظاهر کنیم و حجاب، مانع اظهار زیبایی‌ها است قرآن نظر به حجاب زن ندارد؛ همان‌طور که آقای سوزن‌چی بر آن تأکید دارند باید به موضوع تاریخیِ حجاب نیز نظر داشت زیرا واژه‌ها در معنایِ تاریخیِ خود اشارات اصلی خود را دارا هستند. و البته این‌که معنای حجاب در این دوران چگونه باید باشد، حرف دیگری است. مثل این‌که ما نمی‌توانیم امروز مانتو و شلوار را بی‌حجابی بدانیم. ولی در هرحال اصلِ موضوع که هویت زن نباید در حضور اجتماعی‌اش عامل تحریک شهوت شود؛ علاوه بر آن‌که یک موضوع شرعی است، یک موضوع اخلاقی است و ظرائف بسیاری در آن نهفته است که در هر صورت به‌راحتی نمی‌توان سخن آقای ترکاشوند را پذیرفت که می‌فرمایند مویِ سر حکم حجاب را ندارد؛ زیرا به فرمایش آقای سوزن‌چی این در موردی می‌تواند باشد که همراه با لذت نگردد «مع عدم تلذذ» و اگر هم کنیزان و یا اهل کتاب لازم نبوده است موی سر خود را بپوشانند، به جهت نحوه‌ی زندگی آن‌ها در آن شرایط بوده که با کارهای سطح پایین عموماً جذابیتی در آن‌ها پیش نمی‌آمده. و خود ما تا چندسال پیش در اصفهان می‌دیدیم که زنان یهودی در محله‌ی «جویباره» با آن‌که از نظر ثروت وضع خوبی داشتند، به جهت خساست‌شان از نظر ظاهر چه اندازه غیر جذاب ظاهر می‌شدند که البته امروز موضوع، متفاوت شده است. موفق باشید

17618
متن پرسش
با سلام: با توجه به صحبتها و هماهنگی هایی که پیش از این با جناب آقای توکلی داماد استاد داشتم. تقاضا داشتم استاد مصاحبه ای برای سایت خط امام انجام داده و به سوالات ذیل پاسخ فرمایند: کدامین وجوه از اندیشه و گفتمان امام (ره) امروز مورد غفلت قرار گرفته و به بازخوانی و توجه جدی به آن عمیقاً نیازمندیم؟ چرا؟ به صورت مصداقی با بازخوانی چه وقایع، رخدادها و جریاناتی می ‏توان این غفلت را برطرف کرد؟ چه راه‏ها و ابزارهایی در این زمینه داریم و چه وظایفی متوجه چه کسانی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رویکرد کلّی حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عبور از روحِ سکولاریته‌ی نظام غربی بود. به این معنا که حکم شریعت در همه‌ی مناسبات در میان باشد و جایی برای غیر حکم خدا مدّ نظرها قرار نگیرد. در حالی‌که در نظام آموزشی ما اعم از دانشگاه و آموزش و پرورش از این موضوع غفلت شده است و زیرساخت‌های مناسب برای رجوع به رهنمودهای دینی فراهم نگردیده، در آن حدّی که بعضاً اصالت به نظر اساتیدی داده می‌شود که بهره‌ی لازم از ایده‌های دینی و نگاه انسان‌شناسیِ دینی ندارند. و از آن مهم‌تر حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به حضورِ تمدنی فکر می‌کردند بیرون از تمدن غربی و نه آن‌که ما بخواهیم دین‌داریِ خود را ذیل غرب داشته باشیم. عمده آن است که حدّ اقل به اسلامی فکر کنیم که تمدنی غیر از تمدن غربی را دنبال می‌کند و آن تمدن را اصیل نمی‌داند. 2- وقتی متوجه باشیم انسانی که اسلامْ مدّ نظر دارد غیر از نگاهی است که از طریق اومانیسم به اسلام می‌شود؛ کار شروع می‌گردد. انسانِ اسلامی که متوجه‌ی هدف‌داریِ نظام الهی است از طریق هماهنگی با نظام احسن خداوندی سعی در تربیت خود دارد. در حالی‌که در نظام سکولاریته انسان سعی دارد عالَم را بر اساس اهداف نفس امّاره‌ی خود تغییر دهد و این اساسی‌ترین مسئله‌ای است که باید مدّ نظر قرار داد. 3- حضرت امام و علمایی مانند علامه طباطبایی آثار گرانقدری برای عبور از غفلت‌های مذکور و رجوع به انسان اسلامی برای ما در میان گذارده‌اند، مثل کتاب «مصباح‌الهدایه» از حضرت امام و کتاب «رساله الولایه» از حضرت علامه طباطبایی. موفق باشید

17572
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: من احساس می کنم که اگر تفسیر سوره ی آل عمران از جنابتان را کار کنم از مطالعه ی سایر کتب و جزواتتان در این سایت بی نیاز خواهم شد چون به نظر تمامی سخنان شما به یک نور واحد اشاره دارد و از آن سرچشمه می گیرد و البته باید عرض کنم که من از کتب شما مباحث مقدماتی مثل معرفت النفس و آشتی با خدا و رزق را هم مطالعه نموده ام و جلسات تفسیر روز های شنبه را هم چند جلسه ایی تا کنون شرکت کرده ام و تا حدودی با سیستم فکریتان آشنایی دارم و بر همین اساس فکر می کنم که تفسیر سوره آل عمران مرا از سایر کتب شما بی نیاز می کند و اگر روی این تفسیر تمرکز کنم بهره ی بیشتری از مطالعه ی سیر مطالعاتی کتب خواهم برد حال نظر شما چیست؟ آیا چنین کنم یا که باید سیر مطالعاتی را هم قدم به قدم کامل کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از مباحث موجب تفصیل مبحث دیگری می‌شود. موفق باشید

17241
متن پرسش
با سلام: یکی از منبری های غیر روحانی شهر خودمان اصفهان، در بحث مشیت الهی به موضوع جبر و اختیار گریزی زدند و با استفاده از بیت زیر که نمی دانم از کجاست گفتند ما در عالم چیزی به اسم جبر نداریم و اصلا جبر و اجبار توهین به خداست و وقتی ما علت چیزی را نمیفهیم برای توجیه جهلمان می گوییم در عالم جبر وجود دارد. ایشان می گفتند حتی وجود ما و اینکه ما انسان هستیم نیز به اخیار خودمان است. و با اشاره به حدیث لا جبر و لا تفویض گفتند این (لا) لای نفی جنس است و ما در عالم اصلا ً از جنس جبر و تفویض چیزی نداریم. بیت شعر: تا نباشد فاعل و قابل قرین / هیچ موجودی نمی گردد مبین . قابل در اینجا یعنی قبول کننده فعل فاعل. آیا این مطالب به نظرتان صحیح است؟ کمی توضیح دهید. این شعر می دانید از کیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! جبر به همان معنایی که فرموده‌اند در میان نیست ولی طبق همان سخن، تفویض هم که به معنای به خودواگذشته‌شدن باشد نیز نیست. و جمع این دو کار مشکلی است و هنر شیعه در جمع این دو است که نه جبر است و نه تفویض. عرایضی در جزوه‌ی «جبر و اختیار» که بر روی سایت هست شده است، خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید

16984
متن پرسش
با سلام: لطفا بگیند این نظر من درباره مقدار رزق و اختلاس ها چقدر درسته؟ در بین اطرافیان هر وقت صحبت دزدی از بیت المال میشه من میگم که این دزدی ها از رزق ما کم نمی کنه بلکه با کشف یک معدن و یا از جای نامعلوم دیگه ای جبران میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همین‌طور است که متوجه هستید و یقیناً بیش از رزقِ مقدّرشان از گلوی‌شان پایین نمی‌رود. ولی بحث موضع‌گیری ما نسبت به ظلمی است که واقع شده است و بحمداللّه حضرت حق، بی‌آبرویی را به‌جایِ آبرومندی نصیب آن‌ها نمود. موفق باشید

نمایش چاپی