بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16355
متن پرسش
استاد عزیز سلام: استادی داشتیم که در جواب دانشجویی که در مورد چگونگی ازدواج فرزندان حضرت آدم و حوا و اینکه آیا خواهر و برادران در آن تک مورد فقط با هم از دواج کرده اند، جواب داد که ادیان در هر دوره از زمان حضرت آدم (ع) تا پیامبر اسلام (ص) تکامل یافته و زدواج برادر و خواهر با ازدیاد جمعیت و انسانهای بعدی حرام شده. استاد آیا ازدواج فرزندان حضرت آدم (ع) و حوا (ع) اصلا صحت دارد؟ و دوم اینکه آیا پاسخ استادمان صحیح است یا نه؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به نظر علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌توان گفت که حرمت ازدواج با خواهر یک موضوعِ تشریعی است و نه تکوینی. و به همین جهت در آن زمان این حرمت، تشریع نشده بود. ولی این حرف که آن استاد در رابطه با حرمت ازدواج برادر و خواهر زده است، کاملاً حرف بی‌مورد غلطی است و عملاً نظر خود را بر دینِ خدا تحمیل کردن است. موفق باشید

16001
متن پرسش
سلام استاد حکیم: 1. آیا مقام شهدا علی الخصوص شهدای مدافع حرم همان مقام فناء فی الله است که عرفایی مانند آیت الحق سید علی قاضی و علامه طباطبایی به آن رسیدند؟ 2. اگر اینطور است آیا بین عرفای عالم مثل علامه طباطبایی و حضرت امام که به لقاءالله رسیدند با شهدایی مانند سردار همدانیان یا شهید همت یا شهدای مدافع حرم در مقام اختلافی هست؟ ۳. اگر شهادت همان فناء و قرب حق است پس خوبست که ما هم راهی سوریه شویم و زودتر به هدف برسیم و این همه بدنبال معرفت و عبادت و استاد هم نباشیم و بقول خودتان ره صد ساله را یک شبه برویم و از طرفی به طلابی هم که دم از سلوک و عرفان می زنند بگوییم بیایید با هم هر طور شده به سوریه برویم تا زودتر به وصال یار برسیم؟ ۴. اگر طلبه ای مشتاق لقاء خدا باشد بهتر نیست آن را در حال حاضر در سوریه بدست آورد یا اینکه وظیفه ی دیگری دارد که انجام آن کمتر از مقام شهدا و شهادت نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لقاء الهی حاصل کار هر کسی است که با تمام وجود در بستر شریعت به همه‌چیز جز نظر به خدا پشت کند. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «فَمَنْ کانَ یرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (سوره کهف، آیه110)؛ هرکس می‌خواهد به لقاء الهی برسد باید عمل صالح یعنی عمل مطابق شریعت انجام دهد و به هیچ چیز شرک نورزد. به آن معنا که بخواهد برای غیر خدا تأثیر مستقل قائل شود. در این راستا هراندازه انسان‌ها عمیق‌تر وارد عمل صالح شوند و از خود فانی و به حق باقی گردند، منوّر به لقاء الهی می‌شوند و راه برای همگان به صورت‌های مختلف گشوده است، چه آیت اللّه قاضی باشد و چه سردار همدانی! می‌ماند که ما در این مسیر، به حکم آیه‌ی مذکور در راستای انجام وظیفه‌ی الهی از هرگونه شرک و خودبینی و خودخواهی، خود را آزاد کنیم. موفق باشید    

15910
متن پرسش
با سلام: تازگی افرادی را می بینم که صحبت از اخلاق و رفتاری خوب می کنند ولی نه برای دین و نه به نیت رضایت خدا، بلکه برای اینکه می گویند چون محبوبیت خودشان را بین مردم دوست دارند! آیا این اخلاق و رفتار برای آنها در قیامت فایده ای خواهد داشت؟ دوم اینکه در مورد اشیایی که در خارج از ذهن ما موجودند مثلا میز، فرمودید که در اصل میز بودن عدم است و اعتباری است که ذهن ما ساخته، آیا درباره ی ظلمت ها وبدی های عالم هم می توان این حرف را زد. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً برای چنین افرادی در قیامت خیری نیست زیرا به حضرت حق رجوع نکرده‌اند تا از حضرت حق بهره بگیرند 2- همین‌طور است که می‌فرمایید. مرحوم شهید مطهری در کتاب شریف «عدل الهی» این موضوع را تبیین نموده‌اند. موفق باشید

14141
متن پرسش
سلام: آقای شبستری جواب نقد شما را چرا نداده اند؟ ایشان که تا نقدی می آمد سریعا جواب می دادن؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این آقایان بنا دارند در فضای ژورنالیستی بحث کنند، نه در فضای علمی آن‌طور که بنده سعی کردم سخنان ایشان را نقد علمی کنم. حتی وقتی بنده در یک جلسه‌ی خصوصی همراه با چند نفر از دوستان آقای سروش موضوع قبض و بسط را به میان آوردم تا بحث کنیم؛ ایشان گفتند من نسبت به ادامه‌ی این بحث‌ها ملول هستم، در حالی‌که همان موضوعات را حاضر بودند با آب و تاب در روزنامه‌ها و مجله‌ها به امید آن‌که بیشتر مردم عادی تحت تأثیر قرار دهند، مطرح کنند. موفق باشید

12772
متن پرسش
با عرض سلام: اسم واسع الهی با عالم ماده که حرکت دارد را درک می کنم ولی نسبت به عالم مجردات که ثابت هستد درکش برایم سخت است؟ مثلا در خطبه 91 نهج البلاغه حضرت می فرمایند فرشتگان به واسطه اطاعت فراوان حق برعلمشان افزوده می شود. این مورد چگونه تبیین می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی اسمِ واسع الهی تنها تکامل‌بخشیدن و تبدیل قوه به فعل نیست، بلکه به معنای دادنِ وجود بعد از وجود است که در آیه‌ی «کلّ یومٍ هو فی شأن» متذکر می‌شود. علاوه بر آن شاید افزوده‌شدن علمِ فرشته‌گان در رابطه با رفعِ مواتع تجلی آن‌ها باشد مثل آن‌که شما در ماه رمضان آماده‌ی نزول ملائکة‌اللّه می‌شوید. موفق باشید

12585
متن پرسش
سلام: چرا نسخه ی اندروید کتاب ها بر داشته شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به جهت اصلاح و تکمیل آنها. با تشکر. مدیریت سایت

12405
متن پرسش
با سلام و تشکر از پاسختان. من راجع به بسته شدن بخت سوال کرده بودم. می خواستم بگم پس تکلیف دعاهایی که در منزل پیدا کردیم چیست؟ من خودم نمیتونم قبول کنم که کسی راحت این کار رو انجام بده و خداوند هم اجازه بده که اون شخص به هدفش برسه. ولی یعنی سرکتاب باز کردن هم راست نیست؟ فهمیدنش سخته! چه جوری بفهمم چی راسته و چی دروغ؟ من دختر درس خوانده و پایبند به دینم هستم ولی سنم کم کم داره زیاد میشه فکر می کردم بخاطر دعاها نمیتونم ازدواج کنم. راستش خانواده ام خوبن از هر نظر. ایمان، فرهنگی، مالی،.... حتی قیافه م هم مشکلی نداره ولی... نمیدونم چی بگم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال اگر ذهن‌تان را از این مسائل آزاد کردید حقیقت بیشتر برای شما آشکار می‌شود و معلوم می‌شود که مصلحت وجود این مشکل کجاست. موفق باشید

12263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: من خانمی 29 ساله هستم که مشغول گذراندن طرح پزشکی عمومی می باشم و از آنجایی که روحم با معنویات ارضا شده و در پی رشد وجود هستم، ادامه تحصیل و خواندن تخصص زمان و تمرکز کافی برایم نمی گذارد به خصوص که خانم در خانواده نقش مهمی را هم دارد، از جنابعالی خواستار راهنمایی در این باب هستم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده به دوستانی که در موقعیت شما بودند همیشه این بوده است که اگر تخصص مورد نظر شما چندان ضروری نیست به تخصص‌هایی مشغول شوید که چندان ذهن و فکر شما را مشغول نکند و در کنارش بتوانید موضوعات معرفتی و وظایف خانوادگی را دنبال کنید. موفق باشید

12203
متن پرسش
موسیقی آرام، مثل ویالون، انسان را از خدا دور می کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موسیقی نهایتاً انسان را در موطن خیال تغذیه می‌کند و اگر کسی بخواهد به حقایق بالاتر از خیال سیر کند نباید در موسیقی متوقف شود. موفق باشید

12164
متن پرسش
با سلام خدمت شما: استاد گرامی ما می دانیم و می بینیم که جهان دارای نظم سازماندهی شده و قوانین محکم و تخلف ناپذیر است و تا کنون از این امر تخلفی نشده، حال سوال پیش می آید که چه تضمینی هست که در آینده این نظم پا برجا باشد؟ و چرا باید نظم حاکم بر جهان را ابدی و همیشگی و تخلف ناپذیر بدانیم؟ آیا ممکن است که خداوند روزی نظم و قوانین را برهم بزند و بی نظمی ایجاد شود؟ اگر این اتفاق نمی افتد مربوط به کدام صفت خداوند است که این کار را نمی کند؟ یعنی این بی نظمی اگر اتفاق بیفتد با کدام صفت خداوند منافات دارد که می فهمیم هیچ وقت این اتفاق نمی افتد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق عین اَحدیت است یعنی همه‌ی صفات او در یگانگی مطلق هستند و نظم یعنی یگانگی بین اعضاء، و چون عالَم تجلی نور احدیت حضرت حق است در ذات خود عین نظم است و مخلوقیت و منظم‌بودن عالم یکی است. مثل آن‌که وقتی شما صحبت می‌کنید در عین آن‌که صوت یک نوع بازدم است، عین معنا است. موفق باشید    

12092
متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم استاد عزیز: عطف به سوال شماره 12082، بی نهایت سپاسگزارم از پاسخ جامع شما، مخصوصا شعر پر از اشارات لطیف. از خداوند طلب نزول بهترین خیرها را برای شما دارم. استاد گرامی ابیات ابتدایی این غزل زیبا زبان حال بنده است: «ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها / زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم/ زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد / زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود / چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا من در جحیم اولی ترم جنت نشاید مر مرا...» باورش برایم مشکل است، بیشتر انتظار توهم داشتم تا واقعیتی آمیخته با حجاب. چون با اینهمه گستاخی، سرکشی و گناه؛ چشم بستن بر الطاف بی نهایت و معارفی که تکلیف آور هست، چگونه امکان دارد که نگاهی با این عمق روزی بنده سرکشی بشود؟ از آموزه های شما بزرگان یاد گرفتم که اگر دنبال حرکت و نگرش صحیح هستی اول قدم : انجام واجبات و ترک محرمات، تذهیب و تزکیه است. من که واجب را به توفیق خودشان انجام می دهم ولی گناه را با ختیار خودم؛ من که قدرت ترک گناه ندارم جز اینکه خودشان مانع گناهم شوند، پس چطور......؟ من که دائم مبتلا هستم چطور.....؟ در بین افرادی که معارف روزیشان نشده نگاه می کنم، دریاهای عظمت بندگی پیدا می کنم. اگر معارف روزیشان بود چه بندگی ها می کردند!!! بخودم نگاه می کنم؛ با همه لطفی که به بنده شده ،چشمانم را بر حقایق بسته و مست دنیا و زندگی و فریبها هستم!!! حالا چطور باور کنم که نگاهی وجودی حتی آلوده با حجاب و یا حتی توهم و حتی برای لحظه ای روزی بنده شده؟ حق نگهدار شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند ابتدای راه نشان می‌دهد که باید کجا رفت و بعد ما باید آن‌چه را در ابتدا یافته‌ایم در آخر به آن برسیم. إن‌شاءاللّه بحث صوتی «شکوفایی مراقبه در ماه رجب» که روی سایت در قسمت ماه رجب هست، تذکر خوبی خواهد بود. موفق باشید

11452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: خداوند آن پدیده اولیه را از چه چیزی خلق کرد؟ در عبارت مبدا و معاد منظور از مبدا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برهان صدیقین متوجه می‌شوید خداوند عین وجود است و اولین تجلی او وجود است منتها در موطن مخلوقیت. مبدأ یعنی حضرت حق و معاد یعنی برگشت به حضرت حق. موفق باشید

10543
متن پرسش
سلام علیکم در کتاب حقیقت نوری اهل بیت چنین آمده: اهل بیت علیهم السلام عین کمال اند! آیا این مطلب با عینیت کمال خداوند تناقض ندارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین کمال از جهت انسانی غیر از عین کمال از جهت وجودی است. امامان«علیهم‌السلام» به عنوان انسان‌های معصوم عین آن کمالی هستند که هر انسانی باید به آن برسد و لذا در جایی دیگر عرض شده آن‌ها عین‌الانسان‌اند. موفق باشید
9988
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: 1- وجه التفاتی شهود فرد (مثل شهود قلبی مرگ) ماده اش چیست؟ 2- آیا صورت های خیالی حقه و نورانی می توانند ماده وجه التفاتی شهود افراد باشند؟ 3- غیر از صورت های خیالی نورانی چه چیز دیگری می تواند وجه التفاتی شهود قرار گیرد؟ 4- آیا اصطلاح خواطر رحمانی معادل کامل صورت های خیالی حقه است؟ یا صورت های خیالی حقه قسمی از خواطر رحمانی به حساب می آیند؟ خداوند بر توفیقات شما بیفزاید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در امور مجرد از جمله شهودی اموری که نفس ناطقه دارد بحث ماده و صورت معنا ندارد و تنها بحث حضور نفس در مراتب مختلف عالم مطرح است و احساس حضوری نفس در آن مراتب 2- صورت‌های حقه‌ی نورانی همان حضور نفس است در آن مرتبه‌ای که آن صُوَر بر نفس تجلی می‌کنند که اصطلاحاً گفته می‌شود بر قلب سالک تجلی کرده. ولی حقیقت قضیه آن است که نفس وقتی در آن مرتبه قرار گیرد یک نحوه یگانگی و اتحاد با آن حقایق نورانی پیدا می‌کند 3- عرض کردم اساساً بین شهود حقایق و حضور نفس در آن مرتبه دوگانگی مطرح نیست. تنها باید سالک تلاش کند از کثرات منصرف شود تا به آن حضور دست یابد 4- حرف خوبی است تنها بحث در شدت و ضعف درجه‌ی صورت‌های حقه‌ی خیالی است که مراتب بالاتر آن را خواطر رحمانی تشکیل می‌دهد. موفق باشید
9185

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: در جواب سوال 9162 فرموده اید (همان موقعی که کودک قدرت تمیز دارد افقی را در مقابل‌اش به عنوان زندگی آرمانی تعریف کرد که هرگز خود را بازی‌خورده‌ی تمدن غربی احساس نکند.) استاد چگونه؟ راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نشان‌دادن زندگی بزرگان دین، با داستان پیامبران و امامان«علیهم‌السلام» با عمده‌کردن زندگی دینی و قیامت و ابدیت. موفق باشید
8569
متن پرسش
سلام. در جایی حدیثی از پیامبر (ص) خوندم که خداوند به افراد توبه کننده چیزهایی میدهد که به دیگران نمیدهد اگر این حدیث درسته منظور چه چیزهاییست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: توبه در بعضی موارد به معنای رجوع به حق است مطلقاً، نه به معنای توبه از گناه. چون می‌فرماید: «تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً» یعنی همه‌تان توبه کنید نه فقط آن‌هایی که گناه کرده‌اند. موفق باشید
7900
متن پرسش
به نام خدا با سلام و ارادت خدمت استاد با توجه به اینکه در اومانیسم و سوبژکتیویته محوریت انسان مطرح است تفاوت های این دو دیدگاه در چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌که ما در اومانیسم محور حقیقت را ذهن انسان بدانیم و معتقد باشیم محور حق و باطل و هست و نیست ذهن انسان است بدون نظر به خارج،عملاً گرفتار سوبژکتیویته می‌شویم. سلسله مباحث دکتر محمد رجبی تحت عنوان «غربشناسی -فرهنگستان سال 90-91» نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید
6355
متن پرسش
سلام.حضرت استاد نکاتی چند درباره نوشته ی شما پیرامون نقد سخنان علی اصغرغروی درروزنامه بهاردارم. 1.آیا برخورد قضایی وامنیتی با این سنخ سخنان درست می باشد وآیا باروش امام صادق(ع)با ابن ابی العوجاها میسازد؟ 2.واین که فرمودید انکار مهدویت توسط دکترسروش گمان کنم بازخورد وظهوری که کلام ایشان در بین جامعه وقشری ازآن دارد مهدویت را در ابعاد نظام سازی وتمدن سازی کمرنگ می کند واین را می شود ازدیدگاهی که ایشا نسبت به ظهور مهدی(ع)دارند که با ظهور ایشان انقلاب معرفتی ایجاد می گردد ونه یک انقلاب بیرونی وخارجی بیشترهماهنگباشد.والا ایشان به صورت صریح مهدویت را انکار نکرده اند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده بیشتر آن بود که عزیزان متوجه جایگاه این سخنان باشند و تلاشی راکه در بسط فرهنگ مدرنیته در این سخنان نهفته است بیابند و نباید با مشغول‌شدن به مفردات این سخنان از اشاراتی که در آن سخنان است غافل باشیم وگرنه از آن بصیرتی که نیاز امروز ما است محروم می‌شویم. موفق باشید
5615
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار داشتم زندگی یک شهید دفاع مقدس را می خواندم که مسیحی بودند و همان روزی که یاد گرفتند نماز بخوانند در جبهه شهید می شوند. استاد من به این زیاد فکر کردم چی میشه این بندگان خدا انقدر عاقبت بخیر میشن. این شهید که کلا یک روز نماز خونده . یادمه آقای رحیم پور ازغدی داستان یکی از سران جاهلیت را تعریف می کرد که در جنگ احد ایمان آورده همانجا هم شهید شده. بدون حتی یک نماز و یک روزه! آخه این مسئله بنظرم فراتر از عاقبت بخیریه، شهید شده! ما با این همه ادعای مسلمانی دعا میکنیم دم مرگ کافر از دنیا نریم عاقبت بخیر شدیم! یا مثلا زهیر که شیعه نبوده چه کار کرده با اینکه از دست سیدالشهدا فرار می کرد تا چشم تو چشم نشه، ارباب میان دنبالشون و جلسه خصوصی باهاش میذاره و یک حرفایی رد و بدل شده که شب عاشورا میگه هزار بار کشته بشم وزنده بشم و باز به راهت فدا بشم. یا حرُ که دیگه اساسا مسبب عطش شد، حضرت لقب حریت بهش دادند و الخ. یک جوابی که مدتها پیش در مورد حر شنیده ام، استادی می گفتند "ادب" او باعث شده بوده. احترامی که به حضرت زهرا س داشتند. در بین این شخصیتها که داستانشان را گفتم هم بنظرم این ادب مشهوده. مثلا در داستان همان شهید مسیحی هم متانت و حجب و حیاشون بیان شده. اگر فقط ادبه، باید شرایط خاصی داشته باشه، چه شرایطی؟ اگر دلیل دیگر هست چیه؟ متشکرم از توجه و پاسخگوییتان خدا بر توفیقاتتان بیفزاید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید با حق و حقیقت صادقانه برخورد کرد و در هرحال انصاف را رعایت کرد حتی اگر رعایت انصاف به ضرر ما باشد تا در هر شرایطی که با حق روبه‌رو شدیم بتوانیم آنچه حق است را انتخاب کنیم. موفق باشید
5452
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید در پاسخ به سوال شماره 5166 فرموده اید که " بنده سخت معتقدم اگر طلبه‌ی فلسفه‌خوان از فقه بهره‌ی کافی نداشته باشد بیش از آن‌که مفید باشد مضر خواهد بود". سوال داشتم که اولا، آیا این مضر شدن مخصوص طلبه است یا برای غیر طلبه هم هست و ثانیا، دلیل این مضر بودن و ضررهای مترتب بر آن را توضیح بفرمایید و ثالثا، مقدار فقه خواندن چقدر باید باشد تا این ضرر پیش نیاید؟ در حد لمعه یا مکاسب یا خارج فقه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد طلبه که نقش تبیین دین را به عهده دارد بحث فقه و فقه‌دانی از دو زاویه مهم است یکی از آن جهت که باید جایگاه حرکات و گفتار خود را در فقه بداند و دیگر آن‌که سخنانی که می‌گوید و راهنمایی‌هایی که در امور دین مثل عقاید و اخلاق دارد مرز فقهی آن‌ها را نیز مشخص کند و همواره در فضای فقهی عمل کند. ولی برای غیر طلبه موضوع تا این اندازه حساس نیست در عین آن‌که هیچ‌کس نباید در مسیر فلسفه و عرفان از تقیّد به فقه و احکام الهی کوچک‌ترین فاصله‌ای داشته باشد. در مورد طلبه‌ای که نقش تبیین دین را به عهده می‌گیرد خارج فقه نیاز است در آن حدّی که فضای استنباط فقها را بشناسد. موفق باشید
5434

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد آیا ممکن است فایلهای صوتی سخنرانی های موجود در سایت را با فرمت mp3 در اختیار علاقمندان قرار دهید چون من نرم افزار های مبدل مختلفی را برای تیدیل فرمت سخنرانیهای شما به mp3 امتحان کردم اما موفق به این کار نشدم لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
مسئول محترم سایت
4948
متن پرسش
با سلام وعرض خدا قوت سوال دوست عزیزی را مطرح می کنم : با توجه به معصوم بودن ائمه هدی این استغفار های آنها برای چیست ؟ در ضمن شرکت در جلسات شما در یافت کردایم که استغفار برای ما لرفع است (گناهان امده است ومی خواهیم برطرف شود )ولی برای ائمه هدی لدفع است .( می خواهند که نیاید ) در جای دیگر فرموده باشید . که ائمه هدی چون به اسمی مشغول می شوند به اسمهای دیگر مشغول نیستند لذا استغفار می کنند . خوب این با مقام انها که در مقام چون امیر المومنین که (که در مقام دیدن خدا قبل وبعد از هرشی ئ است )مقام الله بینی است در تضاد است . اگر هم موارد دیگری وجود دارد بفرمایید . لطف بفرمایید که هرجا در تبین سوال از شما غلط بیان شده است هم عفو و اصلاح بفرمایید . شاگرد کوچک شما صادقیان ملتمس دعای شما هستم .
متن پاسخ
.- باسمه تعالی: سلام علیکم: آری همان‌طور که متوجه هستید استغفار ائمه علیهم‌السلام نظر به اسم غفار حضرت حق است و چون آن اسم بر قلب مبارک آن‌ها تجلّی کند، جایی برای رفع گناه نمی‌یابد بلکه آن‌ها را حفظ می‌کند تا گناهی سراغ آن‌ها نیاید و لذا استغفار آن‌ها موجب بقاء عصمت آن‌ها خواهد شد و این، غیر از آن است که در نظر به حضرت حق با تجلّی یک اسمی طلب تجلّی اسم دیگر داشته‌باشند و یا با تجلی اسم الله طلب شدت آن اسم جامع را بکنند که عرض کردم راز اشک‌ها و ناله‌های اولیای معصوم طلب هرچه بیشتر جمال محبوبشان است، و این که در صلوات ماه شعبان یکی از مقامات آن‌ها را «مختلف الملائکه» می‌نامید از این زاویه است که هر ملکی مظهر تجلی اسمی از اسماء الهی است که یکی جانشین دیگری می‌شود و اسمی خلف اسم دیگری قرار می‌گیرد . بنده این حالت را تحت عنوان استغفار به کار نمی برم. موفق باشید.
4766
متن پرسش
سلام استاد.خوشحالم از این طریق من که در مشهد هستم هم می تونم ازتون سوال کنم. سوال من این است که با توجه به رابطه ی من و تن و اینکه با ورزش باعث تقویت اراده می شویم. ورزشی مثل زیبایی اندام هم توجیه پذیر است؟ اگر انسان با هدف زیباتر بودن در جلوی همسر یا داشتن یک پارامتر مثبت در نگاه جنس مخالف برای ازدواج اینگونه به تن بپردازد توجیه پذیر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» عرض شد در ورزش باید رویکرد ما حاکمیت اراده بر تن باشد تا تن میل خود را بر روح ما حاکم نکند. ولی با رویکرد زیبابودن برای همسر از جهت دیگر کار خوبی است نه از جهت حاکمیت اراده بر تن. موفق باشید
4422
متن پرسش
به نام خدا-با عرض سلام و خسته نباشید خدا خیرتان دهد-استاد شما میفرمایید که باید دائم به یاد خدا بود خواستم بپرسم مثلا در هنگام درس خواندن چگونه میتوان به یاد خدا بود؟یا مثلا در کلاس درس؟یا وقتی مشغول به کاری هتیم که نیاز به تمرکز دارد چگونه میتوان به یاد خدا بود؟مگر میتوان همزمان به دو چیز توجه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی عزم کلی ما آن است که حرام و حلال الهی را در هرکاری رعایت کنیم امام معصوم فرمودند این به معنای آن است که همیشه به یاد خدا هستیم. آری می‌توان هم‌زمان به چند چیز توجه داشت ولی درطول همدیگر. همان‌طور که هم فکر می‌کنید و هم سخن می‌گویید. موفق باشید
3785
متن پرسش

سلام استاد. درود بر شما به گرمای پاسخهاتان. استاد مدتی است هر زمان احساس می کنم قلبم زنگار گرفته روایت فتح را می بینم، با شهدا مانوس می شوم و اشک می ریزم و خدا می داند جقدر احساس می کنم زلال می شوم، استاد نمی دانم چرا اینقدرصدا و کلام و جنس حرفهای شهید آوینی قلبم را روشن می کند و اشکم را جاری. استاد خوب ما، ایا این ارتباطات تاثیری در روحانیت قلب دارد یا ما داریم راه را اشتباه می رویم و باید مستقیم سراغ امام حسین برویم. به نظرم می رسد من به ان شدت هنوز ظرفیت ارتباط مستقیم با خود سیدالشهداء را ندارم. استاد من اصلا نه جبهه ها را دیده ام و در زمانی که جنگ تمام شد کودک بودم اما نمیدانم چرا اینقدر قلبم در انجا حضور دارد. استاد راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی با ملکوت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آشنا شده بود و از آن زاویه به شهدایی نظر می‌اندازد که ظهور ملکوت حضرت روح الله هستند. حضرت روح اللهی که با سیر و سلوک خود عالی‌ترین آشنایی را با اهل‌البیت«علیهم‌السلام» پیدا کرده، پس به‌حمدالله قصه‌ی شما قصه‌ی رجوع کامل به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» است مواظب باشید جاده را گم نکنید. جاده‌ی روایت فتح به نور رسول خدا«صلواة‌الهل‌علیه‌وآله» ختم می‌شود. موفق باشید

نمایش چاپی