بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2397

تشیع عرفابازدید:

متن پرسش
طبق عقیده ما شیعیان راه صحیح سلوک منحصر در تشیع و راه ائمه اطهار است ؛ ولی در تاریخ عرفان ما نام افرادی همچون : ابوهاشم کوفی ؛ معروف کرخی‌ ، بایزید بسطامی ، سری سقطی، جنید بغدادی ، ذوالنون مصری ،سهل تستری ، شبلی و ..... به عنوان عارف و ولی الهی آمده است و کراماتی نیز برایشان نقل شده ‌؛ و بعضا نکات عمیق عرفانی در آثارشان دیده می شود ، ولی با اینکه حتی نام شیعانی که تقیه می کرده اند در کتب رجال شیعی ذکر شده است ،نام این افراد در کتب رجال شیعه دیده نمی شود و برخی از اعمال آنها خلاف شیوه سلوک ائمه و تشیع است ،و برخی ازاین افراد حتی خلفای غاصب را نیز مدح می کرده اند . آیا این افراد شیعه بوده اند و تقیه می کرده اند یا انکه اصلا عارف نبوده اند و اشتباه به عنوان عارف معرفی می شوند و کرامات آنها از طریق قوای شیطانی بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آیت‌الله‌جوادی معتقدند این‌ها عموماً از نظر عقیدتی شیعه‌اند ولی از نظر فقهی نه. در کتب رجال کسی را شیعه می‌دانند که از نظر فقهی شیعه باشد. موفق باشید
1606

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز وعالم استاد چند وقتی است که احساس می کنم خیلی از خدای خودم دور شدم واصلا حال مناجات وشب زنده داری وتوسل به اهلبیت ندارم وتوی جلسات دعا هم که می شینم می بینم خوب نمی تونم ارتباط بر قرار کنم واز این مسأله هم شدیدا رنج می برم چون حقیقتا واز عمق جان عاشق انس شبانه روزی با امام زمان علیه السلام ومناجات با خداهستم ولی نمی دانم چرا نمی تونم به این محبوب دلم برسم خیلی از این قضیه ناراحت هستم ونمی خوام اینطور باشم البته فکر می کنم بعضی وقتها به خودم سخت می گیرم حالا نمی دانم درست فکر می کنم لطفا راهنمایی ام کنیم که آیا سخت گیری بی مورد هم دارم واصلا سخت گیری در امور معنوی چیست؟ بسیار ممنون از لطف شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: سعی کنید از طریق کتاب‌های حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» معارف خود را عمیق‌تر کنید تا إن‌شاءالله به نتایج خوبی برسید. از کتاب آداب الصلات می‌توانید شروع کنید. به جز در ترک حرام و انجام واجبات در سایر امور به خودتان سخت‌گیری نکنید. در انجام مستحبات اگر قلب همراهی کرد انجام دهید. موفق باشید
1539

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم 1-شیوه ی(روش) صحیح مطالعه از نظر دین اسلام(یا در کلام ائمه معصومین و قرآن) چگونه است ؟(اگر از تجربیات شخصی خود هم بگوییدمتشکر میشوم و لطفا راهکار ارائه دهید یعنی فقط نام بردن یکسری از کلیات نباشد مثل اینکه:مطالعه باید عمقی باشد با ید نگاهمان از ظواهر عبور کرده و باطن را بنگردو...در واقع چگونگی رسیدن به این حالت را بیان کنید)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده در جواب جنابعالی آنچه می‌دانسته‌ام در بحث «روش مطالعه» در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» عرض کرده‌ام فکر می‌کنم بتوانید با مطالعه‌ی آن کتاب جواب خود را بگیرید. موفق باشید
1473

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله ... جناب استاد، ضمن تشکر فراوان به خاطر زحمات بی دریغی که در راه احیاء فرهنگ اسلامی متحمل میشوید، سوالی که بنده داشتم مربوط به برخی ایده هایی می شود که در بحث تولید علوم اسلامی ذهنم را مشغول کرده و اگر بدانم اصل آن صحیح است انشاء الله تحقیقات جدی تری را در این زمینه آغاز خواهم کرد. لذا از اینکه موارد مطرح شده از جانب بنده بدلیل عدم تسلط بر این مباحث ناشیانه هستند عذرخواهی می کنم و امیدوارم نظرات شما برای بنده راهگشا باشد .... در بخش های ابتدایی دعای کمیل اینطور می خوانیم که: «و باسمائک التی ملات ارکان کل شیء» ؛ حال در ابتدا سوالم را مطرح می کنم و بعد توضیحات بیشتر را در ادامه برای روشن شدن موضوع عرض می کنم: 1- آیا "کل شیء" شامل قواعد و اصول علمی جاری در عالم هم میشود؟! 2-و آیا اگر جواب مثبت باشد، میتوان بدون در نظر گرفتن این اسماء، به علوم حقیقی در تبیین قواعد علمی عالم دست یافت؟ ..... برای توضیح بیشتر مثالی می زنم. یکی از مشهورترین قواعد ریاضی، قواعد مثلثاتی است و همه دانشجویان می دانند که یک دور کامل، شامل 360 درجه میشود. حال اگر سوال کنیم که چرا این تقسیم بندی بر 360 بنا نهاده شده و مثلا 100 یا 400 درجه نشده، جواب خاصی نخواهیم شنید. اما از آنجایی که اصل این علم برخاسته از مبانی معرفتی الهی است، می توان توضیح داد که این تقسیم بندی بر اساس اسماء الهی بنا شده است و از لطائف آن این است که اسم شریف «رفیع الدرجات» شامل "رفیع" که عدد آن 360 است و همچنین "درجات" که جمع درجه است ساخته شده است. بر این اساس رفیعترین درجه که در یک دور کامل اتفاق می افتد باید هماهنگ با این اسم الهی باشد و همچنین اسم «محیط» بر اساس قواعد خاص عددی بر عدد 360 بنا شده و محیط دایره باید هماهنگ با آن درجه بندی شود. و یا در مورد دیگر، اینکه سور قرآن 114 سوره است به این دلیل است که کتاب جامع الهی باید عدد سوره هایش هماهنگ با اسم شریف «جامع» باشد که برابر 114 است. یعنی میتوان توضیح داد که تمام عالم و قواعد چینش آن بر اساس اسماءالله بنا شده اند. از اینرو اگر بشر بخواهد فارغ از اسماءالله نظمی در عالم ایجاد کند، آن نظم باطل خواهد بود. بعنوان مثال تقسیم بندی دمای آب از صفر تا صد درجه چون یک قرارداد بشری است و در ایجاد آن هیچ رجوعی به اسماء الله نشده است، یک قرارداد باطل است و در علوم اسلامی حتی این درجه بندی نیز بر اساس دیگری انجام خواهد گرفت. بر این اساس میخواستم بدانم که آیا قواعد علمی آفرینش نیز جزء «کل شیء» هستند که اسماء الهی ارکان آن ها را پر کرده باشد و آیا علوم دانشگاهی امروز و قواعد آن (مثل فرمول های نیوتون) که فارغ از این اسماء ایجاد شده اند را میتوان بر اساس تفکر رایج، قواعدی دانست که بخشی از پدیده های هستی را به درستی تحلیل می کنند؟ .... با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: تصوری که بنده از اسماء الهی دارم آن است که هرگاه حضرت حق با صفت خاص در عالم ظاهر شوند، آن نوع حضور را، حضور ذات حق به اسم خاص می‌گویند. ولی نمی‌دانم چرا می‌فرمایید 360 درجه نمود اسم رفیع‌الدرجات است یا عدد 114 نمود اسم جامع است. موفق باشید
1088

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد .شما فرمودید فیلم حاله نور را خودتان ببینید و بعد قضاوت کنید .بنده فیلم را مشاهده کردم و دیدم شایعات!!! شبیه فیلم است . آیا شما خودتان فیلم را دیده اید???
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده خودم فیلم را به صورت کامل در همان زمان که آقای احمدی‌نژاد خدمت آیت‌الها جوادی«حفظه‌الهد» رسیده بودند، مشاهده کردم. آقای احمدی‌نژاد می‌فرمایند یک آقایی از حضار آمد و گفت: گویا حاله‌ای از نور در اطراف شما بود که همه سکوت کردند و به سخنان شما گوش دادند و ایشان هم می‌گویند من نیز چنین احساس کردم، ولی نگفتند من هم حاله‌ای از نور دیدم که شایع کردند آقای احمدی‌نژاد ادعا کرده حاله‌ای از نور اطراف من را گرفته بود. موفق باشید
21768
متن پرسش
با سلام و احترام: درباره سوال 21751، فرمودين زينت معنوی منظوره. با سرچ دیدم این تفسیر از آیه با معارف همخوانی داره و آیت الله جوادی هم فرمودن «هرچه جداي از جان آدمي است زينت او نيست». از طرفی به نظرتون میشه گفت چون آیات قرآن چهل هزار بطن دارن، و قرآن ظاهری داره و باطنی، تفسیر باطنی قرآن، نفی کننده ی تفسیر مادی و ظاهری نیست؟ چون درباره آیه مسجد که ذکر کردین، از بچگی شنیده بودیم میگفتن برا مسجد رفتن مثلا طلا همراه کنید یا لباس نو بپوشید ثواب داره یعنی معنی ظاهری آیه زينت در مسجد که فرمودين رو هم می گرفتن. بله من حضور داشتم در مناظره شون و به خاطر حجم بالای مطالب، این مطلب پاسخ داده نشد. تو جلسه برا همین روش دقیق شدم. ممنون میشم توضیح بدید معنی ظاهری آیه رو نمی گیریم درباره مسجد و زينت لباس؟ همینطور آقای سوزنچی تو همون مناظره گفتن روایاتی درباره صور مختلف حجاب که امروزه هست مثل فوکول و...، در اسلام داریم. شما اطلاعی دارید از کجا پيدا کنم این روایات رو؟ شخصی ازم پرسید ممکنه حفظ کردن حجاب، به صورت کلی سفارش شده و مثلا در حد چن تار مو که معمولا بیرون میذارن اشکالی نداشته باشه؟ جایی اومده چن تار مو هم اشکال داره؟ چه جوابی بدم؟ شرمنده وقتتونو می گیرم، با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی آیت اللّه جوادی در تفسیر مفصل آیه‌ی مذکور، آن روایات که می‌فرماید باید معطر و پاکیزه وارد مسجد شد؛ ربطی به این آیه ندارد و این آیه وجه معنوی را زینت انسان می‌داند. پس نباید گفت چون خداوند خواسته زینت‌ها را ظاهر کنیم و حجاب، مانع اظهار زیبایی‌ها است قرآن نظر به حجاب زن ندارد؛ همان‌طور که آقای سوزن‌چی بر آن تأکید دارند باید به موضوع تاریخیِ حجاب نیز نظر داشت زیرا واژه‌ها در معنایِ تاریخیِ خود اشارات اصلی خود را دارا هستند. و البته این‌که معنای حجاب در این دوران چگونه باید باشد، حرف دیگری است. مثل این‌که ما نمی‌توانیم امروز مانتو و شلوار را بی‌حجابی بدانیم. ولی در هرحال اصلِ موضوع که هویت زن نباید در حضور اجتماعی‌اش عامل تحریک شهوت شود؛ علاوه بر آن‌که یک موضوع شرعی است، یک موضوع اخلاقی است و ظرائف بسیاری در آن نهفته است که در هر صورت به‌راحتی نمی‌توان سخن آقای ترکاشوند را پذیرفت که می‌فرمایند مویِ سر حکم حجاب را ندارد؛ زیرا به فرمایش آقای سوزن‌چی این در موردی می‌تواند باشد که همراه با لذت نگردد «مع عدم تلذذ» و اگر هم کنیزان و یا اهل کتاب لازم نبوده است موی سر خود را بپوشانند، به جهت نحوه‌ی زندگی آن‌ها در آن شرایط بوده که با کارهای سطح پایین عموماً جذابیتی در آن‌ها پیش نمی‌آمده. و خود ما تا چندسال پیش در اصفهان می‌دیدیم که زنان یهودی در محله‌ی «جویباره» با آن‌که از نظر ثروت وضع خوبی داشتند، به جهت خساست‌شان از نظر ظاهر چه اندازه غیر جذاب ظاهر می‌شدند که البته امروز موضوع، متفاوت شده است. موفق باشید

18721
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد گران قدر: استاد موضوعی ذهنم را مشغول کرده و آن مطرح کردن بحث تمدن ذیل شخصیت و عرفان امام خمینی و انقلاب اسلامی است. راستش لازمه این تمدن جامعه ای سرشار از صدق و راستی، عدالت و معنویت، همبستگی قلبی و خودسازی تک تک افراد جامعه به دور از فاصله طبقاتی هست، که طرح این بحث توسط یک شخص که استاد بزرگوارمان باشید به مانند یک دست می ماند که صدایی ندارد و نیاز به یک جریان سازی ملی دارد، و مانند حرکت مدرس ها و شیخ فضل الله نوری ها کم رنگ جلوه کردن و به هدف غایی نرسیدن آن دور از انتظار نیست. تمدنی که باید همه دلبستگی ها و راحتی ها و تکنولوژی ها را دور زد و تقریبا از صفر شروع کرد، عرفانی که نیاز یا حداقل پیش زمینه دست یافتن به آن به مراتب بسیار سخت تر از زمانی شده که بزرگان عرفان ما در نجف اگر طلبه ای آن کرامات را نداشت متعجب می شدن و امروزه داشتن آن جای تعجب شده، دست یافتن به این تمدن را بسیار دور دست نمایانده. خواستم بدانم این هدف که بیشتر به رؤیا شبیه است، چگونه آن گرمی و روحیه دست یافتن به اینگونه تمدنی را در ما یا بهتر بگم در بچه حزب اللهی ها حفظ کند و ما را در حرکت به جلو تشویق کند؟ زمانی که دولت یا رسانه یا سیستم آموزش یک ملت با این هدف کاملا بیگانه باشند و کوچک ترین خبر از این بیداری نداشته باشند و در خواب زمستانی باشند...، برای نابودی زحمت دانشمندانمان و بتن کردن تمام دانشمان جشن و مدال فتح بگیرند و حتی تشویق به تدریس آن در دروس ابتدایی کنند، از رسانه و دولتی که مرگ هاشمی را بزرگ تر از مرگ یک امام زاده جلوه دهند، چه انتظاری ما داشته باشیم؟ پوزش می طلبم بابت اطاله کلام، ممنونم از بذل توجه گرانقدرتان.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید وقتی تاریخی شروع شود تا منجر به تمدن گردد سال‌ها در قبض و بسط خواهد بود تا از یک طرف آرام‌آرام و با افتان و خیزان‌ها از عهد قبلی به‌در آید؛ و از طرف دیگر آرام‌آرام و با افتان و خیزان‌ها به سوی هدف مدّ نظر جلو رود. بخواهند و نخواهند تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است، جلو می‌رود. و هر اندازه نسبت به درست‌جلورفتن حساس‌تر باشیم با آسیب کم‌تری روبه‌رو می‌شویم ولی همان‌طور که رهبری انقلاب اخیراً در صحبت با مردم آذربایجان فرمودند: «اگر با همین سبک حرکت و به تعبیر رایج با همین فرمان جلو برویم، قطعاً پیروزی متعلق به ملت ایران است». پس بحث در پیداکردن راه نیست، بحث در بهترطی‌کردنِ راه است. و بحث «سلوک ذیل شخصیت امام» راه نمی‌گشاید، بلکه متذکر راهی است که گشوده شده تا با دقت بیشتر طی کنیم و خود را نسبت به راهی که گشوده شده، بیگانه نپنداریم. قبلاًها عرض شد این دولت، میهمان ناخوانده‌ای است که از جنس اهداف انقلاب اسلامی نمی‌باشد و باید حضور انقلاب را در جای دیگر جستجو کرد، نه در آینه‌ی حرکات چنین دولتی. اگر انقلاب اسلامی رویداد حقیقت در این تاریخ است‌. باید درستی انقلاب اسلامی را به افراد معرفی کرد. مردم به‌خوبی متوجه‌ می‌شوند چگونه حقیقت در این دوران پوشیده می‌شود وقتی آمریکا و آل ‌سعود که پدیدآورنده‌ی داعش و جبهة‌النصره هستند تا با ایران مقابله کنند، ایران را به عنوان بزرگ‌ترین کشور تروریست معرفی می‌کنند؛ مردم، وارونگی تاریخی را به عنوان حقیقت تاریخ احساس می‌کنند و عملاً متوجه می‌شوند علاج واقعه‌ی فلاکتِ این زمانه، رجوع به حقیقتی است که انقلاب اسلامی در مقابل آن‌ها گشوده است. موفق باشید   

18241
متن پرسش
با سلام و خدا قوت: لطفا راجع به این سوال که چند وقتی است ذهن دختر 9 ساله ام را و (همینطور دوستانش در مدرسه) درگیر کرده است: پاسخی قابل فهم کودکانه یا منبعی برای مطالعه خودم بفرمایید: خدا از کی (چه زمانی) بوده است؟ خدا چطور بوجود آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی ان که هر دو بر روی سایت هست، روشن کنید که خداوند فوق زمان و مکان است و عین بودن و هستی است. پس بنابراین به‌وجودآمدنی برای او نیست که بحثِ چگونه به‌وجودآمدن برایش باشد، عینِ بودن است. موفق باشید

17791
متن پرسش
بسمه تعالی. محضر مبارک استاد طاهر زاده سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد شخصیت آیت ا... صافی گلپایگانی و آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در فقه، از ارادتمندانِ ایشان هستم ولی در فلسفه و عرفان، حرف حضرت امام را بیشتر می‌فهمم. موفق باشید

16899

تعقل حقیقیبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: سوالی هست که از عزیزانی پرسیده ام و همچنین در سایت تا جایی که توانستم جستجو کردم، اما جواب مناسبی پیدا نکردم. سوال: در قرآن کریم انسان بسیار به تفکر تشویق شده است اما چرا خداوند در قرآن از واژه قلب برای اندیشیدن استفاده کرده بجای آنکه بفرمایید با سر خود بیندیشید؟ به عنوان مثال می فرماید: مهر بر قلب آنها نهادیم. مگر مردم آن زمان هم نمی دانسته اند که انسان با مغز می اندیشد؟ کما اینکه الان می دانیم انسان با مغز می اندیشد. فقط یک نکته: از بعد عرفانی آن منظورم نیست، بلکه منظورم همین وازه اندیشیدن با عقل (مغز) است و چرا خداوند نفرمودند که مهر بر عقل (مغز) آنها می زنیم؟ پیشاپیش از پاسخگویتان سپاسگزارم. یا علی
متن پاسخ

بسمه تعالي. سلام عليكم: انديشه‌ي واقعي انديشه‌اي است كه انسان با حقايق مأنوس شود نه آنكه فقط به حقايق دانا گردد لذا قرآن مي‌فرمايد: «أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها»  (حج:46) يعني آيا آن‌هايي كه منكر نبوتند سيري در تاريخ و جغرافياي زمين كرده‌اند تا قلب‌هايي پيدا كنند كه به كمك قلب‌هايشان تعقل نمايند. اين نشان مي‌دهد كه تعقل حقيقي تعقلي است كه با شعور قلبي انجام گيرد وگرنه انسان فقط با مفاهيم حقايق مرتبط مي‌باشد. موفق باشيد

15375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی سلام 1. در بحث عدل الهی فرمودید: هر معلولی به علت خاص خودش مربوط است مثلا سیری در گرو غذا خوردن است. حال چند فرض پیش می آید یعنی اینکه معجزه ای شود و غذا در بدن ایجاد شود و سیری احساس شود باز هم در این مورد غذا علت سیری بود اما گاهی وقتها مثلا تجربه کرده ایم بدون غذا خوردن احساس سیری می کنیم مثلا طرف گرسنه است خبر ناگواری می شنود و احساس سیری می کند پس در این مورد خبر ناگوار احساس سیری ایجاد کرد نه غذا پس سیری در گرو علت خاص خودش که غذا خوردن است نیست یا مثل تولد بچه، که علت به وجود آمدن بچه نطفه پدر و مادر است،حال چگونه قضیه حضرت آدم (ع) و عیسی (ع) را توجیح می کنید در این دو مورد معلول از علت خاص خودش عدول کرده است؟ 2. شما در بحث عدل فرمودید: اگر آتش باشد حتما می سوزاند در بحث معجزه حضرت ابراهیم (ع) آتش گلستان می شود یعنی وجود عوض شود ولی در سر بریدن حضرت اسماعیل (ع) چاقو هست، تیزی هست ولی بریدن اتفاق نمی افتد در حالی که نمی شود چاقوی تیز باشد و نبرد در حالی که در بحث معجزه فرمودید قاعده کن فیکون مطرح است به عکس جادو و چشم بندی، و واقعیت عوض می شود در حالی که در بحث سربریدن اسماعیل (ع) چاقو سنگ را می برد ولی سر حضرت را نمی برید در حالی که علت که چاقو است هست ولی بریدن نیست این ضرورت علت و معلول را زیر سوال می برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال رابطه‌ای بین علت و معلول برقرار است. آری! اگر علت، تغییر کند و یا شرایطی در کنار علت به‌وجود آید، معلولِ دیگری حاصل می‌شود. به این معنا که همیشه در شرایط حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» اگر آتشی فراهم شود، آن آتش نمی‌سوزاند و همچنین در سایر موارد. و در مورد خبرِ ناگوار و رفع گرسنگی، موضوع به غفلت از گرسنگی برمی‌گردد، نه آن‌که آن خبر، علتِ سیری شده باشد! موفق باشید

14942

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد فاضل و گرانقدر، عارف بزرگ امام خمینی (قدس سره الشریف) جملاتی دارند به این مضمون که انسان تا زمانی که خود را اصلاح نکرده باشد. نباید دیگران را اصلاح کند. من طلبه تا زمانی که خود را اصلاح نکرده ام نباید به کارهای تبلیغی و اصلاح دیگران فکر کنم. سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همین‌طور است، مگر آن‌که ما در زیر سایه‌ی قرآن و معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» سخنان آنان را اظهار کنیم بدون هیچ ادعایی. موفق باشید

13794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت همانطور که خدمتتان عرض کرده بودم: مقاله ای برای جشنواره علامه حلی می خواهم بنویسم با موضوع معرفت نفسی. چیزی به ذهنم آمده که نمی دانم درست بشود یا خیر؟ اینکه بیایم مساله معرفت نفس را با ترتیبی که در کتاب ده نکته آمده تبیین کنم با زبان خودم . و با اضافات جملات بزرگان و اضافات حدیث. فقط اگر آن قسمتی که کاربرد ابزاری تن را می گویید انتقال بدهم به آخر مقاله، بهتر نمی شود؟ چون موضوع مقاله ام طوری است که خواننده ابزاری بودن تن را می طلبد. حال من ابزاری بودن تن را بگذارم آخر سر تبیین کنم و تمام مقاله را با رویکرد آن قسمت آخر بنویسم چطور است؟ لطفا راهنمایی بفرمایید که چینش را چه کنم تا ابزاری بودن تن تبیین شود؟ اگر نکته ای هم صلاح دانستید بفرمایید تا استفاده کنیم. استاد بنده خویشتن پنهان و صوتها را هم گوش دادم و رجوع هایی به جلد 8 و 9 اسفار کرده ام. التماس دعای فراوان. یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم ابتکار خوبی است. شروع کنید إن‌شاءاللّه نتیجه می‌گیرید. موفق باشید

13758
متن پرسش
سلام استاد: با آرزوی توفیقات روز افزون برای شما: در مبحث غرب شناسی و مدرنیته شما تاکید شدید دارید که غرب باعث دوری بشر از خدا و مادی گرایی شده است. در حالی که اگر غرب نبود افراد دیگر و حتی از کشور خودمان برای راحتی و آسایش ملت ماشین تولید می کردند و جاده می ساختند و تکنولوژی پیشرفت می کرد؟ ثانیا در زمان گذشته جمعیت کم بود ولی اکنون جمعیت خیلی زیاد شده و اجبارا نیاز به جاده و وسیله حمل و نقل دارد و نمی شود به سبک قدیم زندگی کرد. البته من قبول دارم که غرب باعث مادی گرایی و حسی شدن انسان ها شده و همه روایات را در زمینه مادی ترجمه می کند ولی این را متوجه نمی شوم بالاخره با گذشت زمان نیاز به وسیله و ابزار جدید است و نمی شود با حالت گذشته زیست. این همه کوبیدن غرب توسط دستگاه فکری شما به چه معناست؟ لطفا مسئله را روشن کنید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات به طور مفصل بحث شده است و نقد مدرنیته بیشتر به فرهنگی است که در درون این تکنیک‌ها نهفته است و مسلّم با وجود چنین تکنیک‌هایی به جای این‌که انسان‌ها در گستره‌ی زمین، پراکنده باشند و در دل طبیعت با طبیعت زندگی کنند، شهرها را شلوغ و پر ازدحام می‌کنند و این بدین معنا نیست که ما امروز بتوانیم به این تکنولوژی که بیشتر در شرایط تقابل با طبیعت است، به راحتی عبور کنیم و به تکنیکی برسیم که در مقام تعامل با طبیعت می‌باشد. در کتاب «شیعه و تمدن‌زایی» عرایضی شده است. شاید مفید افتد. موفق باشید

12779

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد شنیدم مختار کیّس بود. مومن کیّس (زیرک) است. آیا راهی وجود دارد من به مقام کیس بودن برسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کیس در این‌جا به معنی سیاستمدار است ولی کیس در متون دینی ما به معنای هوشیاری است که همه‌ی جوانب را در نظر بگیرد که مصداق کامل آن اهل‌البیت«علیهم‌السلام»اند و در تاریخ امروز، امثال حضرت امام کیس واقعی هستند و با تأمل در سیره‌ی آن‌ها و نظر به معارف اسلامی انسان منوّر به کیس‌بودن می‌شود. موفق باشید

12263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: من خانمی 29 ساله هستم که مشغول گذراندن طرح پزشکی عمومی می باشم و از آنجایی که روحم با معنویات ارضا شده و در پی رشد وجود هستم، ادامه تحصیل و خواندن تخصص زمان و تمرکز کافی برایم نمی گذارد به خصوص که خانم در خانواده نقش مهمی را هم دارد، از جنابعالی خواستار راهنمایی در این باب هستم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده به دوستانی که در موقعیت شما بودند همیشه این بوده است که اگر تخصص مورد نظر شما چندان ضروری نیست به تخصص‌هایی مشغول شوید که چندان ذهن و فکر شما را مشغول نکند و در کنارش بتوانید موضوعات معرفتی و وظایف خانوادگی را دنبال کنید. موفق باشید

12164
متن پرسش
با سلام خدمت شما: استاد گرامی ما می دانیم و می بینیم که جهان دارای نظم سازماندهی شده و قوانین محکم و تخلف ناپذیر است و تا کنون از این امر تخلفی نشده، حال سوال پیش می آید که چه تضمینی هست که در آینده این نظم پا برجا باشد؟ و چرا باید نظم حاکم بر جهان را ابدی و همیشگی و تخلف ناپذیر بدانیم؟ آیا ممکن است که خداوند روزی نظم و قوانین را برهم بزند و بی نظمی ایجاد شود؟ اگر این اتفاق نمی افتد مربوط به کدام صفت خداوند است که این کار را نمی کند؟ یعنی این بی نظمی اگر اتفاق بیفتد با کدام صفت خداوند منافات دارد که می فهمیم هیچ وقت این اتفاق نمی افتد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق عین اَحدیت است یعنی همه‌ی صفات او در یگانگی مطلق هستند و نظم یعنی یگانگی بین اعضاء، و چون عالَم تجلی نور احدیت حضرت حق است در ذات خود عین نظم است و مخلوقیت و منظم‌بودن عالم یکی است. مثل آن‌که وقتی شما صحبت می‌کنید در عین آن‌که صوت یک نوع بازدم است، عین معنا است. موفق باشید    

11128
متن پرسش
سلام: من یک مرتبه دیگه سوال فرستادم. درخواست کرده بودم راهنمایی کنید که چطور می تونم با خیالم مواجه بشم. خیالات زیادی دارم و مرتب در فکر هستم هر فکری دیگران در مورد من می کنند و هر برخوردی تصمیم دارند بکنند را در خیالاتم می بینم و از قبل اکثرا با خبر هستم. فضای فکرم پر از این افکار است. البته با آقای موسویان صحبت کردم و یک مقدار این مشکلم حل شد اما هنوز قسمت عمده این امر باقی هست. برای اینکه خودم رو تغییر بدم احتیاج به کمک دارم. اصلا نمی دونم این حد از خیالات آیا خوبه یا نه؟ یعنی هر چیزی در خیالم بیاد معمولا می‌دونم که اتفاقی هست که قراره بیافته. آیا این مسئله بدی هست و من نباید اجازه بدم ذهنم مشغول این ها باشه؟ نمی دونم چه کار باید بکنم. لطفا راهنمایی کنید. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به این نوع خیالات و افکار توجه داشت وگرنه قوه‌ی واهمه همه‌ی شخصیت شما را اشغال می‌کند. موفق باشید
10350
متن پرسش
گاهی همه ی عالم و آدم دست به دست هم می دن تا آدم رو هدایت کنن ولی آدم حالش به هم می خوره. و گاهی تو نیمه های شب خوندن سوال 10307 سایتتون آدم رو متحول می کنه و آدم توبه می کنه و پشیمون می شه از بد بودن. زمونه ای که توش بد بودن خوبه. فقط استاد طاهرزاده زندگی رو زیبا می کنه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً زمانه گناه‌آلود است و باید بسیار امیدوار بود که با فروریختن پرده‌ی آلوده‌ی گناه، عصمت به جوانان معصوم ما برگردد. اگر باید به آینده امیدوار بود که باید بود، به جهت دل نورانی این جوانانی است که گرفتار گناه‌اند ولی آلوده به آن نیستند و دلشان در جای دیگری است، خدا کند شیطان آن‌ها را مأیوس نکند. کار حُرّ، آن شخصیت عجیب، آن زاده‌ی آدم، آن مخزن تحول و توبه، همان کار انقلابی بود که افکار را از اسارت عادت دوران آزاد کرد و جرأت روبه‌رویی با مرگ را و نهراسیدن از آن را به بشریت برگرداند و مرزهای حقیقت را برای او باز نمود و روشن کرد آن منبع لیاقت با همه‌ی انسان‌ها هست، پس از هیچ‌کس مأیوس نشوید و هیچ‌کس هم از خود مأیوس نگردد، هرچند دشمن همه‌ی اطراف شما را گرفته باشد و مرگ از هر سو بر شما ببارد، باز زندگی و آزادگی در اختیار شماست و نه در اختیار دشمن. خداوند با «توبه» ،حرّ را در صدر نشاند و افتخار آزادگی را به کشته‌ای غرق به خون داد. پس ما نیز باید از زیر بار سنگین گناه برخیزیم، هرچند آن گناه به سنگینی کوه باشد. با یک حرکت خود را از طوری به طور دیگر درآوریم. موفق باشید
9164
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و تشکر پرسیدم: «چگونه میتوان از طریق «غایت مفقود، محال است.»، وجود امام زمان حیّ را ثابت کرد؟»، شما در جواب فرمودید: «وقتی نبوت به صورتی کامل در شخص حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» ظهورکرد، ولایت که باطن نبوت است، باید در شخص ولیّ کامل ظهورکند.». اگر مصداق این ولی کامل پیغمبر باشد، کاملاً حرف متینی است. ولی اگر قرار باشد مصداقش امام دیگری باشد، این که «آن ولی کامل بدون هیچ انقطاعی از آن پیغمبر خواهدبود» صرفاً یک ادعاست؛ احتمال دارد ظهور باطن نبوت استمرار نداشته باشد، و شما دلیلی بر استحالة چنین احتمالی نیاوردید و این که بعدش فرمودید: «و در راستای ظهور نبوت، آن ولایت همچنان در اشخاص مختلف به ظهور خود ادامه می‌دهد.»، همان تکرار مدعای شماست. ادبیات فرمایش شما در این پاسخ، از آن استدلال اولی که حقیر در صدد اشکال بر آن بودم، بسیار فاصله گرفته. طوری نیست، با همین ادبیات بحث را ادامه میدهیم: چه اشکالی دارد که پس از ظهور کامل نبوت، باطن نبوت (ولایت) ابتدا در حضرت علی ظهورکند، آنگاه ظهور این باطنْ استمرار نداشته و هزار سال بدون امام باشیم آنگاه امامی به دنیا بیاید که دوباره آن باطن را در مرتبة اعلایش ظاهرکند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی ندارد وقتی زمینه‌ی ظهور ولایت کامل فراهم شد در حالی‌که نبوت ختم شده، ادامه‌ی آن ولایت در سایر ائمه«علیهم‌السلام» ادامه نیابد. موفق باشید
9080
متن پرسش
سلام علیکم: پیرو سوالات قبلی یه اشکالی در فهم این جمله «آهنگ ملکوتی قرآن انسان را به مقام جامعیت نظام الهی منتقل می‌کند» پیش اومد. اگه امکان داره کمی توضیح بدید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر جا وحدت و نظم هست، زیبایی هم آن‌جا هست و صوت زیبا، صوتی است که پر از نظم است و نظم مطلق، در مقام وحدتِ مطلقِ احدی است و اگر صوتی از آن عالَم تجلّی کند، نهایت زیبایی و نظم و آهنگین بودن را در خود دارد و اگر تلاش شود قرآن با همان حالت آ‌هنگین خوانده شود قلب‌های آماده و آشنا به عالم ملکوت را به آن عالم منتقل می‌کند. موفق باشید
5281
متن پرسش
سلام. درآیاتی که ماجرای آدم دربهشت نزولی را مطرح می‌کند خداوند خطاب به آن می گویند که بخورید هرچه می خواهید فقط به این درخت نزدیک نشوید. محل اشکال اینجا می باشد که مگر این‌گونه نبوده است که آدم تماما نظر به احد داشته و ذوب در توجه الهی بوده است پس چگونه است که می خورد اصلا جنس این خوردن وآن خوراکی ها در بهشت نزولی چیست؟ چون در کتاب هدف حیات زمینی آدم فرموده اید که آن چنان در رویت حق بوده اند و در حقایق عالم غیب مستغرق بوده اند که اصلا متوجه نقص‌هایشان نبوده اند.این توصیف با امر به خوردن کمی سنخیت ندارند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک مرحله، مرحله‌ی مقام تعلیم اسماء و اظهار اسماء به ملائکه است که آن‌جا حتی آدم و حوایی مطرح نیست فقط آدم به عنوان خلیفه‌ی الهی مطرح است که مأمور نمایش اسماء می‌باشد، آدم در این مرحله مستغرق انوار الهی است، مرحله‌ی پایین‌تر که به جای بحث خلیفه‌ی الهی آدم، بحث آدمیت مطرح است و حضور جنبه‌ی مثالی آدم ابوالبشر در بهشت مطرح است در این مرحله است که شیطانی که از مرحله‌ی قبل رانده شده حضور دارد و سعی در اغوای آدم و حوا می‌کند که اگر تحت تأثیر او قرار نمی‌گرفتند گرفتار آن نقص‌ها و سوآت نمی‌شدند. در تفسیر سوره‌ی اعراف این موضوع کمی بیشتر باز شده. موفق باشید
3946
متن پرسش
سلام علیکم: بنده با مشورت حضرت عالی ( سوال 3782) در حال خواندن بدایه الحکمه هستم و می‌خواستم بدانم برای اینکه با نظرات و مبنای حضرت علامه بیشتر آشنا بشوم چه کتاب هایی رو مطالعه کنم.(با توجه به اینکه در بسیاری موارد نظرات خود علامه مورد نقد قرار گرفته و امکان دارد با نظر خاص خود علامه آشنا نشوم) سوال بعدی اینکه پیشنهاد شما برای شروع مطالعه کتاب ((اصول فلسفه و روش رئالیسم حضرت علامه طباطبایی ره)) چه زمانی است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با ادامه‌ی بدایه و نهایه و سپس اسفار مطالب روشن می‌شود. کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» را بعد از بدایه به‌راحتی می‌توانید مطالعه کنید. موفق باشید
3785
متن پرسش

سلام استاد. درود بر شما به گرمای پاسخهاتان. استاد مدتی است هر زمان احساس می کنم قلبم زنگار گرفته روایت فتح را می بینم، با شهدا مانوس می شوم و اشک می ریزم و خدا می داند جقدر احساس می کنم زلال می شوم، استاد نمی دانم چرا اینقدرصدا و کلام و جنس حرفهای شهید آوینی قلبم را روشن می کند و اشکم را جاری. استاد خوب ما، ایا این ارتباطات تاثیری در روحانیت قلب دارد یا ما داریم راه را اشتباه می رویم و باید مستقیم سراغ امام حسین برویم. به نظرم می رسد من به ان شدت هنوز ظرفیت ارتباط مستقیم با خود سیدالشهداء را ندارم. استاد من اصلا نه جبهه ها را دیده ام و در زمانی که جنگ تمام شد کودک بودم اما نمیدانم چرا اینقدر قلبم در انجا حضور دارد. استاد راهنماییم کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی با ملکوت حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» آشنا شده بود و از آن زاویه به شهدایی نظر می‌اندازد که ظهور ملکوت حضرت روح الله هستند. حضرت روح اللهی که با سیر و سلوک خود عالی‌ترین آشنایی را با اهل‌البیت«علیهم‌السلام» پیدا کرده، پس به‌حمدالله قصه‌ی شما قصه‌ی رجوع کامل به حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» است مواظب باشید جاده را گم نکنید. جاده‌ی روایت فتح به نور رسول خدا«صلواة‌الهل‌علیه‌وآله» ختم می‌شود. موفق باشید

3193
متن پرسش
با سلام و سپاس حضور استادگرانقدر. در ابتدای صحیفه سجادیه در بخش مقدماتی ذکر شده است هیچ قیامی قبل از قیام مهدی امت نیست مگر آنکه منجر به شکست است و ... و خلاصه مردم را از انقلاب قبل از قیام مهدی برحذر داشتند(ازمتن اینگونه برداشت می شود)پس استاد انقلاب اسلامی چگونه پیروز شد؟ مگر انقلاب ما مورد تائید ائمه اطهار نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان‌طور که بزرگان دین این روایت را معنا کرده‌اند این روایت می‌فرماید هرکس قبل از ظهور حضرت مهدی ، به نام مهدیِ این امت قیام کند قیامش محکوم به شکست است. موفق باشید
نمایش چاپی