بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2575
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله در بحث رزق و روزی از طرفی طبق مبانی دینی خودمان روزی دست خداست؛ از طرف دیگر ما باید با تدبیر و برنامه ریزی در زندگی جلو برویم. حالا رابطه بین این دست خدا بودن رزق با برنامه ریزی چیست؟! فرض بفرمائید شخصی است که درآمدش کفاف خودش و همسرش را به زور می دهد. حال آیا این شخص اگر با استناد به آیات:«وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فی‏ کِتابٍ مُبینٍ»(هود:6) و مثلا آیه:«وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبیراً»(اسراء:31) مثلا صاحب 5 تا 6 تا 10 تا بچه شود با این حساب که همان خدائی که بچه ها را داده، روزیشان را نیز می دهد؛ آیا این کار درست است یا خیر؟! اگر این کار درست است مثلا ما می بینیم خیلی از خانوده هائی که صاحب بیشتر از 5 یا 6 فرزند هستند؛ وضع زندگی چندان خوبی ندارند. خوب با این وضع یعنی اگر این شخص تنها 1 یا 2 فرزند نیز داشت باز هم وضع خانواده اش این بود یا نه در آن حالت وضعشان بهتر بود؟! یا مثلا فرد مجردی که به قول معروف آه ندارد با ناله سودا کند و نه خانه ای دارد؛ نه ماشینی دارد؛ نه شغل و منبع درآمدی دارد؛ نه پدری با وضع خوب دارد که بتواند پدر خرجش را بدهد؛ اگر همچین فردی با استناد به آیه:«وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیم‏»(نور:32) برود ازدواج کند آیا کار درستی است یا خیر؟! یعنی در واقع این آیات می خواهد این را بگوید را منظور دیگری دارد!؟ یا مثلا احادیثی داریم که رزق هر کس چیز مشخص و معینی است که بخواهد یا نخواهد به دستش می رسد. خوب اگر این احادیث واقعا همین منظوری دارد که ما از آن می فهمیم پس رزق من مثلا فلان مقدار است و این از قبل مشخص و معین شده. خوب پس چه کار بکنم چه نکنم چه کار فکری بکنم چه کار یدی چه هر کار دیگری این مقدار رزق به من می رسد. آیا این نتیجه گیری درست است!؟ اگر این نتیجه گیری درست است پس یعنی اگر من بیکار هم باشم و هیچ کاری نیز نکنم آن رزق مشخص و معین به من می رسد. آیا درست است؟! یا مثلا اگر رزق مشخص است پس میزان کار افراد نباید در میزان رزق تأثیری بگذارد. پس اگر مثلا چه من نوعی روزی 8 ساعت کار بکنم چه روزی 10 ساعت چه مثلا روزی 15 ساعت آن رزق من مشخص و معین است و با افزایش کار اصلا رزق من اضافه نمی شود. در صورتی که می بینیم ظاهرا خلاف این است. فرض بفرمائید کاسبی باشد که مثلا امروز را تا ساعت 7 بعد از ظهر کار کرد و میزان مشخصی درآمد کسب کرد. خوب این فرد اگر 2 ساعت بیشتر کار کند در این 2 ساعت باز هم مشتری هائی سراغ او می آیند پس در نتیجه درآمد شخص اضافه می شود. پس رزقش نیز اضافه می شود. حال این مسأله چگونه قابل توضیح و تبیین است؟! یا یکبار حدیثی دیدم که روزی حضرت علی ع به میثم فرمودند خرماهایت را چند می فروشی؟! میثم مثلا گفت کیلوئی 10 تومان می خرم کیلوئی 12 تومان می فروشم(اعداد از خودم است چون اصل روایت را یادم نیست.) حضرت ع به او فرمودند امروز را با همان قمیتی که خریدی بفروش. در پایان روز بعد میثم دید که درآمدش نسبت به روز قبل تغییر نکرده است. سپس حضرت ع به او فرمودند که اگر ترس این را نداشتم که کافر شوی می گفتم به کمتر از قیمت خرید بفروش تا ببینی حتی در آن صورت نیز درآمدت تغییری نمی کند. حال اولا متن عربی این حدیث را می خواستم در صورت وجود. ثانیا اگر حدیث صحیح است چگونه قابل تبیین است!؟ فرض بفرمائید میثم امروز 100 کیلو خرما خرید کیلوئی 10 تومان که می شود 1000 تومان. فردا اینها را خواست کیلوئی 8 تومان(کمتر از قیمت خرید) بفروشد. خوب اینجا میثم برای خرید این خرماها 1000 تومان داده در صورتی که اگر همه اش را بفروشد 800 تومان گیرش می آید. خوب این یعنی ضرر. فردا با این میزان پول تنها 80 کیلو خرما می تواند بخرد نه 100 کیلو. روز بعد 64 کیلو. روز بعد حدود 51 کیلو. روز بعد حدود 40 کیلو. روز بعد 32 کیلو. روز بعد 24 کیلو. و همینطور هر روز کمتر از دیروز می شود. خب بعد فرض کنیم میثم هر روز میزان خورد و خوراک میثم و خانواده اش مثلا روزی 100 تومان باشد. خب در اینصورت پس از چند روز فروش به قیمت کمتر از خرید طوری می شود که دخل میثم به خرجش نمی رسد. یا مثلا اگر در فروش با سود میثم می توانست مقداری پول پس انداز کند در این صورت دیگر نمی تواند پس اندازی داشته باشد. خلاصه هر طور آدم فکر می کند نمی تواند این حدیث را توجیه کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آیه‌ی مورد اشاره و روایات مربوط به رزق متذکر این نکته‌اند که در شرایط طبیعی به وظیفه‌ی خود عمل کنید و حرص بیجا نزنید. آنچه برای شما مقدر شده به شما می‌رسد ولی این بدین معنی نیست که اعمال ما عامل تنگی و بسط رزق نگردد. به ما فرموده‌اند ترک رحم موجب تنگی رزق می‌شود و یا خوشرویی موجب بسط رزق می‌گردد. آری روایات بر آن تأکید دارد که سراسر زندگی خود را صرف پول‌درآوردن نکنید، خداوند دنیا را این‌طور نساخته که شما نتوانید با یک فعالیت متوسط رزق منطقی مورد نیازتان را به‌دست آورید. اگر بیشتر حرص زدید عمر خودتان را ضایع کرده‌اید و با ثروت زیادتر به رزق بیشتر نرسیده‌اید. به نظرم روایاتی که در کتاب «جایگاه رزق در هستی» آمده این نکات را روشن می‌کند ولی همان دینی که آن آیات و آن روایات را فرموده به افراد مجردی که توان تأمین لباس و مسکن و غذا برای همسری که باید انتخاب کنند ندارند فرموده است. بی گدار به آب نزنید بلکه «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» باید آن‌هایی که نمی‌توانند همسری بیابند عفت بورزند تا خداوند از فضل خود امکانات لازم را برایشان برساند. در ضمن روایتی که در رابطه با جناب میثم فرمودید پیدا نکردم ولی در هرحال آن را در رابطه با موضوعات سرّی و تصرفات غیبی بدانید که بین حضرت علی«علیه‌السلام» و میثم بوده و نباید آن را به عموم سرایت داد و با محاسبات بازاری بررسی کرد. موفق باشید
2526
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشی .....ایا اینکه می گویند حضرت محمد شهید شده است درست است؟؟این اطلاعاتمو از کتاب مخفی یهود نبوئت هیلد علی موسوی مطلق
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با توجه به این‌که در روایت داریم رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرموده‌اند: «ما مِنْ نَبِیٍّ اَوْ وَصِیٍّ إلاّ شهیداً» هیچ نبی و وصیّ‌ای نیست مگر این‌که شهید خواهد شد می‌توان قول به شهادت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» را پذیرفت. البته شیعه معتقد نیست که یهودی ها حضرت را شهید کرده اند. موفق باشید
2056
متن پرسش
با سلام اگر ما طبق قران قائل باشیم اولین انسانی که روی زمین امده است حضرت ادم و حوا بوده اند و حضرت ادم را به عنوان یک نبی که علم الاسما کلهاست در نظر بگیریم چگونه باید مسائلی که در مورد قبائل اولیه که تا این اواخر هم وجود داشته اند و مطالبی از ان دست که در ج اول تاریخ ویل دورانت درباره انها امده است را توجیه کنیم .مثلا سیر به سخن امدن انسان سیر زندگی در غارها و دوره شکار انتقال به کشاورزی ویل دورانت در ان کتاب معتقد است اکثر چیزها را مانند روشن کردن اتش ساخت خانه ذخیره کردن غذا و غیره را انسان اولیه از حیوانات یا طبیعت اموخته حال جالب این است که در قران هم اشاره میکند قابیل دفن میت را از کلاغ اموخت کلا تحلیل مطالب در مورد انسان اولیه با عنایت به داستان ادم و فطرت الهی چگونه می باشد.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فرهنگ مدرنیته معتقد بر تاریخ خطی است و می‌گوید همچنان بشر از توحش به سوی تمدّن جلو آمده تا نتیجه بگیرد، بشر امروز و فرهنگ مدرنیته کامل‌ترین تمدّن است و در همین رابطه به دروغ گفته‌اند انسان‌های اولیه وحشی بود‌ه‌اند در حالی‌که اولین انسان پیامبر است و اگر انسان‌های گذشته سعی می‌کرده‌اند به طور طبیعی زندگی کنند چون برکات زندگی طبیعی را می‌دانستند و در مسیر فطری قدم بر می‌داشتند و چون قابیل از مسیر فطرت خود خارج شد درمانده گشت و خداوند کلاغی را مأمور کرد تا به او بیاموزاند چگونه جسد برادرش را دفن کند. به همین جهت گفته می‌شود انسان‌های گذشته بر اساس الهامات الهی و اشراقات طبیعی زندگی خود را مدیریت می‌کردند. به قول شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» آیا می‌توان گفت بشر امروز با این‌همه جنگ و جنایت از جهت فضائل اخلاقی از بشر پانصدسال پیش بالاتر است؟ موفق باشید
1902

تفکرو تقلیدبازدید:

متن پرسش
سلام استاد چی کار کنم من تازه فهمیدم دیگران رو خودم می دونم زندگیم شده تقلید اصلا از خودم انگاری هیچی ندارم . کتاب هم خوندم مخصوصا کتاب های انسان شناسی یک و دو و جوان و انتخاب بزرگ رو هم خوندم ولی نمی دونم چرا اینجوریم . چیکار کنم .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: هر اندازه انسان با اندیشه و تفکر جلو برود به خودش نزدیک می‌شود و در آن صورت اگر هم از کسی تقلید کند به اعتبار آن‌که عقل او پذیرفته است که مثل آن کس عمل کند که در این صورت تقلیدی واقع نشده. موفق باشید
1124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام خدمت شما کتاب زن آنگونه که باید باشد شما رو مطالعه کردم بسیار عالی بود و همه این مسائل به نوعی تو زندگی من جای خالیش رو شدیداً احساس می‌کنم جوری که شب و روز من تفکر و گریه و چاره جویی شده . من پنج سال پیش با آقایی نامزد کردم و علی رغم علاقه‌ای که برای تشکیل خانواده اسلامی داشتم تو این موضوع شکست خوردم و در آستانه جدایی هستیم البته ما به صورت موقت با هم ازدواج کردیم و خانواده من و ایشان خبری از این مسئله ندارند و علاوه بر این من مجبورم به دلائلی به دور از خانواده‌ام زندگی کنم و با اتفاقاتی که افتاده و آرزوی تشکیل خانواده توحیدی که در درونم شعله میکشه نمی‌دونم چه جوری از این بحران بیرون بیام و خودم رو به اون هدف واقعی‌ام برسونم. لطفاً اگر امکان ارتباط با شما وجود داره می‌خواستم ازتون راهنمایی بخوام. با سپاس
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر شرایط شما طوری است که نمی‌توانید خانواده‌ای تشکیل دهید به آن شکل که در کتاب مذکور گفته شده، بدانید خداوند از طریق دیگر انواری را به قلب شما می‌رساند که به صورتی دیگر با نور توحیدی حضرت حق مرتبط شوید. تلاش کنید شرایطی را که خداوند برای ارتباط با خودش برایتان فراهم کرده بشناسید و استفاده کنید. بگو: خدایا! هرچه تو برای من پسندیدی، من پسندیدم. پس مرا آنچنان گردان تا پسند تو گردم و در سایه‌ی قرب با تو به‌سر ببرم. موفق باشید
1020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام.استاد چگونکی دستیابی به مراحل عالی عقل عملی وعقل نظری را بطورهمراه با روایات برایمان شرح دهید؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با تدبّر در اصول عقاید حقّه مثل معرفت به اسماء الهی و معرفت به معاد و نبوت و امامت، عقل نظری رشد می‌کند و با متخلّق‌شدن به اخلاق فاضله، عقل عملی متعالی می‌گردد و با جمع آن دو عقل، نفس ناطقه‌ی انسان به تعادلی می‌رسد که می‌تواند راه قرب الهی را برای خود هموار گرداند. موفق باشید
853

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1- فعل امام عین وحی است آیا یعنی همان وحی است به نازله ، مثل عقل و خیال و لفظ که لفظ همان عقل است اما به نازله ؟ 2- تفاوت مقام نبوت با امامت با ولایت با عصمت چیست ؟ 3- مظهر مقام عقل کل در مقابل نفس کل یعنی چه ؟ ( کتاب زن ص 47 ) 4- چرا اصطلاح تشکیک را در مورد موجودات مادی مثل نور هم به کار می بریم ؟ میدانم که وجود نور و حتی ماهیتش حقیقی است چون بشر در آن نقشی نداشته اما علت سؤال من دو گانگی است که در موجودات مادی مطرح است به دلیل اشغال مکان ، اما در وجود وحدت است ؟ 5- جامع ابعاد با جامع اسماء چه فرقی دارد ؟ حال انسان به خاطر کدام جامعیت مقام ارزشمندی پیدا کرده است ؟ 6- زمینی که حضرت آدم درآن خلق شدند با زمینی که به آن هبوط کردند جه فرقی دارد ؟ 7- مگر اصل وحقیقت انسان روح یا نفس نیست پس چرا ملایکه باید بر خاک سجده می کردند آن هم خاکی که هنوز روح بر آن دمیده نشده بوده ؟ در ضمن چرا ملایکه باید بر خاک آدم سجده می کردند نه بر حوا ؟ و دیگر اینکه چرا خاک آدم زودتر از حوا خلق می شود ؟ 8- یعنی چه انسان باید آزاد باشد مشغول هیچ چیز نباشد ، آیا مثلاً در حال نماز یعنی فعالانه ذکر بگوییم حتی اگر چه نفهمیم چه می گوییم چون نباید به نماز هم مشغول شد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: 1- وقتی طبق آیه‌ی 73 سوره‌ی انبیاء گفته می‌شود فعل امام عین وَحی است یعنی جان امام در قبضه‌ی وَحی الهی است و حرکات امام مطابق آن نوری است که جان امام را قبضه کرده و نباید تصور کرد که آن فعل نازله‌ی وَحی است 2- نبوت مأموریتی است جهت ارائه‌ی وَحی الهی و امامت مأموریتی است جهت تبیین وَحی و هر دو در کار خود معصوم هستند و در کنف الهی قرار دارند تا در مأموریت خود موفق شوند و بشریت از دینداری صحیح محروم نگردد، ولی ولایت از یک جهت مقامی است که نبی و امام در راستای قرب الهی به‌دست آورده‌اند و به خدا نزدیک شده‌اند و از جهت دیگر به معنی ظهور ولایت الهی است بر مخلوقات تا حکم خدا را بر خلق إعمال کنند 3- ظاهراً همین نور که ما می‌بینیم یک حقیقتی است که نفس ناطقه آن را درک می‌کند و نه چشم مادی و لذا می‌توان همان خاصیتی که در موجودات مجرد هست یعنی تشکیک را نیز برای آن لحاظ کرد. (در کتاب حقیقت نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام») به این موضوع پرداخته شده 5- در واژه‌ی جامع اسماء، نظر به جنبه‌ی فعلی موجود می‌‌باشد ولی در واژه جامع ابعاد نظر به ظرفیت پذیرش موجود می باشد 7- قسمت هفتم سؤال‌تان را در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» دنبال کنید تا روشن شود در بهشتِ برزخی نزولی موضوع خاک و این حرف‌ها نیست. ملائکه با حقیقت آدم یعنی آدمیت روبه‌رو شدند که فوق حضرت آدم و حوا است و این دو بزرگوار مصداق‌های بعدی آن حقیقت هستند 8- موضوع را در کتاب «عالم انسان دینی» و کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» دنبال بفرمایید. موفق باشید
763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد. کلاس های دانشگاهی من با جلسات هفتگی شما تداخل دارد. پیشنهاد شما چیست؟ کدام را رها کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: باید در سر کلاس‌های دانشگاه حاضر شوید تا از نظر رشته‌ی علمی خود شخصیت دست دومی نباشید. سی‌دی جلسات را بگیرید و با سی‌دی جلو بروید. موفق باشید
21662
متن پرسش
سلام علیکم: چرا آیه 55 سوره مائده را به ولایت امام علی علیه السلام نسبت می دهند در حالیکه افعال به صورت جمع است نه مفرد؟! (مانند یقیمون، یؤتون، هم، راکعون) آیا این آیه اشاره به ولایت جمیع مؤمنین که نماز می خوانند و زکات با تواضع و بدون منت (راکعون) می دهند نیست؟ (شاید مراد از راکعون نوعی از تواضع باشد.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این رابطه بحثی در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» که بر روی سایت است؛ شده، عیناً خدمتتان ارسال می‌دارم:

قرآن جهت امر ولايت جامعه در آيه‏ ى 55 سوره‏ ى مائده مى ‏فرمايد: «انَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَالَّذينَ امَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوة وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ و هُمْ راكِعُون‏» تنها و تنها ولى شما خدا و رسول او و آن‏هايى هستند كه ايمان آورده و نماز برپا مى‏ دارند و در حالى كه در ركوع هستند، زكات مى ‏دهند. اولًا: شيعه و سنى معترفند كه مصداق آيه حضرت على (ع) است. (حضرت آيت الله حسينى طهرانى در درس‏هاى 72 تا 75 كتاب «امام شناسى» جلد 5 به طور مفصل راجع به اين آيه بحث كرده‏ اند). ثانياً: چنين كارى در اسلام، سنتى خاص نبوده كه فرد ديگر هم انجام داده باشد، و مستحب هم نيست. ثالثاً: كلمه‏ ى «انَّما» حصر است، يعنى «فقط». پس معنى آيه چنين مى‏ شود كه در همان راستاى ولايت خاص خداوند و رسول‏ الله (ص)، آن فردى هم كه در ركوع زكات داد، «ولى» مسلمين است و فقط همين ‏ها ولى مسلمين‏ اند.

سؤال: آيا نبايد اميرالمؤمنين (ع) محو حق بودند و توجهى به سائل نمى‏ كردند؟ و يا لااقل اگر خدا مى‏ خواست ولايت ايشان را به مردم اطلاع دهد، در رابطه با آن وقتى كه تير را از پايشان درآوردند و ايشان متوجه نشدند، اين كار را مى‏ كرد؟

جواب: اين مقام كه در عين حضور قلب با حق، هيچ‏ چيز از ايشان پنهان نيست، فوق مقامى است كه فقط ناظر به حق است. اين مقام «صَحْو» يا بقاء بالله و هوشيارى بعد از «مَحْو» است. يعنى آنچنان غرق حق ‏اند كه با چشم حق ناظر بر خلق‏ اند، و لذا اين مقام بالاتر از مقام «محو» يا فناء فى الله است. اين مقام بقاء بعد از فنا است كه در روايات ما تحت عنوان قرب نوافل مشهور است كه خداوند مى‏ فرمايد وقتى بنده‏ ى من از طريق نوافل به من نزديك شد من چشم او مى‏ شوم و از طريق من مى ‏بيند و من گوش او مى ‏شوم و از طريق من مى‏ شنود.[1] و حضرت در اين مقام قرار داشتند.

سؤال: چرا خداوند در آيه ‏ى مورد بحث فرمود: «الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوة» يعنى به صيغه‏ ى جمع آورد. اگر منظور فقط اميرالمؤمنين (ع) بود بايد به صيغه‏ ى «مفرد» مى‏ آورد؟

جواب: اين روش را خداوند در جاهاى ديگر كه مشخصاً مصداق آن يك فرد بوده نيز به‏ كار برده است. مثل آيه‏ ى مباهله كه صيغه را جمع آورد ولى پيامبر (ص) يك مصداق بيشتر براى آن نياوردند، يعنى به جاى انْفُسَكُمْ كه در آيه آمده و مى ‏فرمايد: جانهايتان را جهت مباهله با مسيحيان نجران بياوريد، رسول خدا (ص)، فقط على (ع) را آوردند. و يا در آيه‏ ى 8 سوره‏ ى منافقون كه مى ‏فرمايد: «يَقُولون لَئِنْ رَجَعْنا الَي الْمَدينةِ لَيُخْرِجَنَّ الْاعَزُّ مِنها الْاذَل» مى ‏گويند چون به مدينه برگشتيم آن كس كه عزيز بود را خوار مى‏ كنيم. در حالى كه گوينده ‏ى اين سخن فقط عبدالله بن‏ابَى بوده ولى قرآن فعل را به صورت جمع به كار مى ‏برد.

زمخشرى از علماء اهل سنت در تفسير كشاف اين نوع سخن گفتن را صحيح دانسته و آيه‏ ى مورد بحث را در شأن على (ع) مى‏ داند. و فقهاى اهل سنت نيز حركت جزئى در نماز را جايز مى ‏دانند و استناد مى‏ كنند به حركت على (ع) در نماز در دادن انگشتر به سائل. موفق باشید 


[1] ( 1)- به مصباح الشريعه، ص 11. فتوحات( 14 جلدى) جلد 3، ص 262 رجوع شود.

18688
متن پرسش
چیست بی معنا ترین؟ کدامست توخالی ترین؟ تو خالی ترین مفهوم، «من» است. به‌ راستی چرا وصف ذاتی «من» نزد کانت، استعلایی ست؟ آیا منِِِ شبه متعالی کانت، جز سایه‌ای موهوم و شبحی گریزان است؟ این بنیاد، عین بی بنیادی ست. در توضیح این‌که چرا در دوره‌ی جدید، فلسفه به «روش»، تقلیل یافت، می‌توان چنین گفت: «انسان در سودای فهم محض و پیراسته از پیش‌داوری، خواست به «خود» اتکا کند که «هیچ» را شهود کرد و در تجربه ی عدمی بی‌معنا، هراسناک به «روش» پناه برد، تا بی‌معناترین را بپوشاند.»
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: از پریروز که با این سؤال کشنده‌ی شما روبه‌رو شده‌ام، نه می‌توانم آن را نادیده بگیرم و فراموشش کنم، و نه می‌توان به‌راحتی با آن روبه‌رو شوم و با چنگال‌های خود آن را تکه پاره کنم.
چگونه در چنین ظلماتی که روش‌مندی‌های عقلِ ریاضی همه‌چیز را در سیطره‌ی خود گرفته، می‌توان ندا سر داد که پدیدارها در چنبره‌ی این روش‌ها، هیچ رویی از خود نمی‌نمایانند؟!
منِ استعلایی، انسان را در جزیره‌ی تنگ و محدود خود خلاصه می‌کند تا هرچه هست تصور انسان باشد نه چیز دیگر.
کجاست آن حضوری که انسان در بیکرانگیِ خود در همه‌ی عالم و با همه‌ی مخلوقات، یگانه باشد و با آن‌ها به‌سر برد؟!
خلیفه‌ی الهی حامل همه‌ی اسماء الهی است و هر مخلوقی از مخلوقات، حامل اسمی از اسماء الهی می‌باشد که همه‌ی آن نزد خلیفة اللّه است و از این جهت، خلیفة اللّه به گستردگی همه‌ی عالَم در عالَم حاضر است. و این شاید همان معنایی است که یوگیِ آلمانی تحت عنوان «در جهان‌بودگی» بنای گفتنش را دارد. در حالی‌که قابیل، که همان منِ استعلایی است، هابیل را، یعنی این منِ گسترده در همه‌ی عالم را به قتل رساند و دربه‌در به دنبالِ دفن‌کردن آن است!
آیا آن منِ استعلایی، برادر آن منِ گسترده که با همه و همه‌جا هست، نیست؟! برادر هستند و برادر نیستند. برادراند چون هر دو یک چیز را مدّ نظرها می‌آورند، ولی چگونه قاتل و مقتول برادر باشند که یکی می‌خواهد دیگری را دفن کند؟
آدم وقتی در مقابل این سؤال شما قرار می‌گیرد با ظلماتی سهمگین روبه‌رو می‌شود، ظلماتِ زندان تنگ و تاریکِ «روش»؛ اگر بخواهد بگوید ما را با «روش» کاری نیست، انبوه اشکالات بر سرت ریخته می‌شود که می‌خواهی بدون برنامه زندگی کنی. و اگر بخواهی متذکر شوی که در چارچوب‌بردنِ پدیده و گشتل‌کردنِ آن، عملاً رابطه‌ی خود را با عالَم و آدم قطع کرده‌ای؛ خیره‌خیره به تو می‌نگرند در حدّی که گویا حرف قابل فهمی با آن‌ها در میان نگذاشته‌ای. حال وقتی در ذهن انسان چنین مسائلی می‌گذرد نمی‌داند باید تکلم کند یا این‌که چون از عهده‌ی ظهورِ ابعاد مختلف سؤال و جواب برنمی‌آید، سکوت نماید. و چند کلمه‌ای تند و تیز جواب دهد به‌خصوص اگر مثل من پیرمردی کم‌حوصله باشد، راهی نمی‌بیند مگر آن‌که به رسم فردیدی، جواب‌های تندی مطرح نماید تا او را متهم به کم‌حوصلگی و عصبانیت کنند. تازه، دیوانه‌شدن نیچه‌ای و گیج و منگ‌شدنِ هولدرلینی پیشکش! گویا زمانه زمانه‌ای است که سخن‌گفتن هردم‌بیلی شده است و لذا چاره‌ای جز سکوت نمی‌ماند مگر آن‌که گشایشی در بستر زبان آیات و روایات فراهم شود، اما نه زبانی که باز، حجابِ ظهور آیات و روایات گردد. موفق باشید

 

18503
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: ۱. با توجه به فشار های روحی که دنیای مدرن ایجاد کرده است جایگاه تفریح و تفرج و استراحت در زندگی دینی کجاست؟ عنایت داشته باشید که به هر حال هر چند انسان به خاطر وسعت روحش و مجرد بودن روح به نظر می رسد که روح انسان خستگی ناپذیر باشد ولی بعضا انسان احساس می کند روحش خسته است نه جسم، و نیاز دارد که به زادگاه بنیادینش یعنی آغوش طبیعت پناه ببرد. ۲. اگر کسی دچار خستگی روحی و دلمردگی می شود می تواند به این معنی باشد که از سلوک الی الله فاصله گرفته است و در یک فضای غیر الهی قدم گذارده است؟ یا اینکه با توجه به ارتباط تنگاتنگ جسم و روح خستگی روحی متاثر از خستگی جسم است و یک مسئله ی طبیعی است و برای سالکین بزرگ هم پیش می آید؟ ۳. با توجه به مطالب بالا نظر شما در رابطه ی با توسعه گردشگری و طبیعت گردی در نظام اسلامی چیست؟ آیا این امر می تواند تسهیل کننده ی اهداف بزرگ انقلاب باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم در هر حال ،حضور در دامن طبیعت نیاز روح انسان است. گویا انسان‌ها عهدی تکوینی با طبیعت دارند که با حضور در طبیعت، آن عهد زنده می‌شود، می‌ماند که هرچه طبیعت طبیعی باشد و کم‌تر دست‌کاری شده باشد؛ زنده‌بودنِ عهد ما با طبیعت بیشتر است. موفق باشید

17800
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد این که حضرتعالی می فرمایید که ما تا نگاه تمدنی به انقلاب نداشته باشیم معضلات فرهنگی حل و فصل نمی گردد را اینگونه برداشت کردم. گویا خود جنابتان فرمودید که ما برای در اختیار گرفتن لگام «خیالات » و «وهمیات» خود باید حداقل 15 سال مجاهدت کنیم خب طبیعی است که شاید عموم مردم نتوانند این مسیر را به سلامت پشت سر بگذارند پس باید زندگی را برای مردم ساخت که تمام ابعاد عینی مثل معماری اسلامی که انسان را متذکر عالم قدس می کند را شکل بدهیم تا اگر فردی هم بیکار در منزل خویش نشسته باز با نظر به معماری منزلش او را متذکر عالم غیب کند و به طور کلی و اساسی مردم راحت تر و سریع تر به مقصد حقیقی خود نائل می گردند! آیا این برداشت حقیر صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده این نگاه، نگاه دقیقی است و حقیقتاً وقتی عالم ناسوت به عالم ملکوت متصل گشت، بسیاری از رذائل از جمله حرص به دنیا از بین می‌رود. و در همین رابطه داریم که در زمان حضرت علی«علیه‌السلام» بیکاری و بی‌خانمانی در جامعه رخت بربسته بود. موفق باشید

17591
متن پرسش
استاد عزیز سلام: هر چه گشتم آخرش نتونستم بفهمم چرا خلیفه اول و دوم حکومت رسول الله را غصب کردن نه بنی هاشمی بود و نه یارانی... خوب مگه خلیفه اول و دوم کی بودن؟ چی بودن؟ کجا بودن؟ چه کاره بودن که نفر دوم و سوم الان جهان اسلام هستن؟ خواهشا منو از برزخ خلیفه اول و دوم در بیاربن که چه کاره بودن؟ دست حمایتی و پنهانی که طرفداران اینا بودن رو بگید... از خلیفه سوم به بعد همه چیز معلومه اما اولی دومی رو نفهمیدم. تو رو خدا منو کمک کنین تا ولایت رو بهتر بفهمم. شرح ۳۳ احزاب و حزوه غدیر و ... از جنابعالی رو گشتم چیزی نفهمیدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جريان صحيفه که در بحارالانوار، ج 8 ص 33 و شرح نهج البلاغه ابن ‏ابى‏ الحديد ج 4 ص 454 آمده، توجه شود كه چگونه عده‌ای پس از ماجراى غدير خم به اين نتيجه رسيدند پس از رحلت رسول‏ خدا «صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» با تمام قدرت بر ضد حكومت على (ع) مبارزه كنند و پيمان نامه‏اى با امضاء 34 نفر تهيه و آن ‏را به ابوعبيده ‏جرّاح دادند مبنى بر اين كه محمد رسالت خود را انجام داد و كسى را جانشين قرار نداد و اختيار حكومت را به عهده ملت گذارد تا رهبرى ملت موروثى نشود. عرایضی در این رابطه در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» شده است مبنی بر آن‌که جریانی بسیار منسجم و دقیق، سقیفه را بر اساس آن صحیفه مدیریت کردند. موفق باشید

17191
متن پرسش
سلام علیکم: ناظر به سوال 16938 سوال 1) فقط «مسلمان ها» عشق را گم کرده اند؟ یا همه مردم اعم از مسلمان ها و غیر مسلمان ها؟ چه چیزی باعث شده «مسلمان ها» عشق را گم کنند؟ نسبت «گم کردن عشق» و «اسلام» برام سواله که مسلمونها اینطوری شدن. سوال 2) منشأ حب پیامبر به زن چه بوده؟ سوال 3) این که فرمودید: بهترین شما کسانی اند که بهترین برای همسرانتان باشند، واقعا معنی اش چیه؟ خیلی جمله ی عجیبیه. رضایت زن از مرد هم دخیل هست؟ کیفیت و کمیت بهترین برای همسر بودن را میشه بیان کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- وقتی در مسیر دینداری تنها محدود به ظاهر دین شویم و ترس از جهنم و طمع بهشت مد نظرمان باشد عشق به خدا و عشق به زیباییهای عالم گم می شود 2- عرایضی در مورد قسمت دوم و سوم سوال در کتاب «زن آن گونه که باید باشد» شده است. موفق باشید

16043
متن پرسش
سلام وقتتون بخیر خسته نباشید: تشکر از راهنماییهای مفیدتون و وقتی که به ما اختصاص میدین. ان شالله که جمیع خیر دنیا و آخرت نصیبتون شه و عاقبت بخیر شین. ببخشید اگر امکان داره در مورد متن زیر توضیحی مرقوم بفرمایید، تشکر استاد. آیت الله جوادی آملی (نقل به مضمون): راه خانمها برای رسیدن به خدا از آقایون کوتاهتر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم محی الدین نیز در رابطه با درک مطالب عرفانی نیز چنین عقایدی دارد زیرا دین بیش از آنکه حصولی و استدلالی باشد حضوری و قلبی است و زنان از این جهت استعداد بیشتری دارند اگر بتوانند آن را به صحنه آورند. موفق باشید

15714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز جناب استاد با توجه به روایتهای ذیل مرد متاهل اگر بخواهد می تواند متعه کند اگر چه در شهر خودش باشد و با همسرش اقامت داشته باشد برای مرد مستحب است نکاح متعه انجام دهد دوست ندارم مردی از شما از دنیا برود مگر این که حداقل یک بار هم که شده متعه کند خداوند هر شراب مست کننده را بر شیعیان ما حرام کرده در عوض آن متعه را برای آنها قرار داده است و موارد بسیاری دیگر چرا جامعه ما این مسئله را بد می داند و اساسا نظر حضرتعالی در این باره چیست ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که خلیفه‌ی دوم می‌گوید: «مُتْعَتان‏ كانَتا عَلى عَهْدِ رَسُولِ اللّه (ص) أَنَا أَنْهى عَنْهُما وَ أَعاقبِ عَلَيْهِما»[1] «دو متعه در زمان پيغمبر (ص) حلال بود من حرام كردم و عامل به آن دو را كيفر مى‏كنم». برای مقابله با این سخن، چنین توصیه‌هایی می‌شد. در حالی‌که در حالِ حاضر ما در چنین شرایط تاریخی قرار نداریم و برعکس، اگر بخواهیم چنین اعمالی را دنبال کنیم خانواده‌ها از هم پاشیده می‌شود. موفق باشید

 


[1] ( 1)- على‏رضا كهنسال، نهج‏الحق و كشف‏الصدق، ص 281. تفسير كبير فخر رازى، ضمن تفسير آيه‏ى‏\i« فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُن ..».\E

14704

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: فرق موت با فوت در قرآن چيست؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر نوع مردن از جمله رحلت را موت گویند ولی فوت به معنای از بین‌رفتن است. موفق باشید

14216

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در سئوال 14186 فرمودید: به طوری‌که دختر حضرت امام می‌فرمودند از یک طرف حضرت امام به ما سخت می‌گرفتند در رعایت حفظ حریم محرم و نامحرم؛ و از طرف دیگر اجازه می‌دادند در مباحث مربوط به مسائل اجتماعی و انقلاب، ساعت‌ها با مردان نامحرم به بحث بنشینیم. می شود اگر حضور ذهن دارید منبع این سخنان رامعرفی کنید؟ قسمت دوم جمله رو می شود شرح دهید؟!!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اصل مطلب در مصاحبه‌ای که دختر حضرت امام داشتند و سایت رجانیوز حدود دو سال پیش آورده بود؛ ملاحظه کردم 2- نمی‌دانم ابهامی که می‌فرمایید در جمله‌ی دوم هست، چیست؟ موفق باشید

14213
متن پرسش
سلام علیکم: مباحث استاد مرحوم مهندسی و مرحوم صفایی می تواند کمک کند به ما؟ این دو استاد مورد تاییدند؟ آخر من نمی شناسم. یه بار خواستم در مورد عالم ذر تحقیق کنم رفتم تو سایت دروس حوزه دیدم فقط یک نفر درس عالم ذر داشته. دانلود کردم گوش دادم. هر چی بلد بودم هم قاطی شد. صوت آقای سیدان بود. بخاطر همون می ترسم. این دو نفر اونجوری که نیستن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند مرحوم صفائی را که با دلسوزیِ تمام نکات خوبی را برای ما به ارث گذاشته است. مرحوم مهندسی را نمی‌شناسم، ولی افراد مورد اطمینان از ایشان به‌خوبی یاد می‌کنند. موفق باشید

13781

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: نظرتان پیرامون آیت الله علی عابدی شاهرودی چیست؟ می توان در زمینه فلسفه و عرفان نظری از ایشان بهره گرفت؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده آثار ایشان را مطالعه نکرده‌ام، ولی ذکر خیر ایشان را شنیده‌ام. موفق باشید

12953
متن پرسش
سلام و خدا قوت استاد: چرا تفسیر هایی که شما از قرآن فرمودید که بیشتر هم بر پایه المیزان است چاپ نمی شوند؟ یا حداقل به عنوان شرحِ تفسیر المیزان چاپ نمی شود که بیشتر استفاده کنیم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  کار بزرگ و سنگینی است فعلاً در مورد سوره‌ی کهف کار شد و بر روی سایت قرار گرفت. موفق باشید

10145
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام: ان شاءالله در آستانه سفر به عتبات هستم خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید آنجا چگونه باشم، به حضرت معصومین چه بگویم.........
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ چیز به اندازه‌ی زیارت نامه‌های آن بزرگان عامل ارتباط صحیح با آن‌ها نیست. بر روی محتوای زیارت‌ نامه‌ها تأمّل بفرمایید. موفق باشید
9135
متن پرسش
در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» در بحث «نحوة حضور حضرت حجت» میفرمایید که: «ما به آنها (مسیحیها که معتقدند منجیِ عالم بعداً به دنیا میآید) می‌گوییم؛ چیزی که غایت عالم است، اگر محقق نباشد، جهان چگونه دارد به سوی آن پیش می‌رود؟!»، و میفرمایید که دلیلتان این است که: «غایت مفقود محال است». آیا منظور از غایت، همان غایت خارجی است؟ یا منظورتان «علت فاعلی» است که در نفس فاعل محقق است و همان آرزو و علم و ارادة فاعل است؟ صورت اول (که منظور غایت خارجی است)، واضح است که مقصود نیست؛ چرا که اگر غایت در خارج موجود بود، فاعل اصلاً به سمت آن حرکت نمیکرد. خصوصاً (از اینجا هم مطمئن میشویم که منظورتان این نیست) که بعد میفرمایید: «هر غایت حقیقی باید در عالم غیب محقق باشد.». احتمالاً مقصود شما صورت دوم (که منظور علت فاعلی است) میباشد؛ چرا که بعد در مثال مولوی میفرمایید: «پس میوه اول است، اما در عالم غیب و در عالم ذهنِ باغبان.». اگر منظورتان از غایت این باشد، نیازی نیست امام زمان (عج) در بیرون محقق باشد، و کافی است که بعداً به دنیا بیایند، کما این که قبل از ولادت پیغمبر اسلام (ص)، با این که «پیغمبر در دنیا» محقق نبودند، جهان به سمتش پیش رفت. ممکن است بگویید: «ولی مقام پیغمبر (که قبل از خلقت حضرت آدم (ع) به وجود آمده بود) موجود بود»، خُب همین جواب را ما میتوانیم اینجا بدهیم؛ که مقام امام زمان (عج) موجود است، اما خود حضرت به دنیا نیامده اند و بعداً در این دنیا محقق میشوند. لذا از طریق عقلی نمیتوان وجود امام حیّ را ثابت کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که سایر پیامبران متوجه وجود مقدس رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» بودند و از آن حضرت در راستای نبوتشان بهره می‌گرفتند ما در آن کتاب نظرها را متوجه حضور انسان کامل در هستی کرده‌ایم با توجه به این نکته که حقیقت محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در طول تاریخ در جمال انبیاء ظهور خارجی داشته تا آن‌که ظهور تامّ و تمام آن در جمال محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به صحنه آمد. در مورد حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» نیز قضیه از این قرار است که حقیقت ولایت محمدی که در جمال علی«علیه‌السلام» با همه‌ی انبیاء سراً حاضر است – مثل حقیقت محمدی که با همه‌ی انبیاء بود- با ظهور حقیقت محمدی، در جمال علی‌بن‌ابی‌طالب ظاهر شد و از آن‌جایی که بر عکس نبوت که ختم شد، این ظهور باید در حوزه‌ی عمل به ظهور تامّ برسد، ولایت در ائمه«علیهم‌السلام» ادامه پیدا کرد و به حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» ختم شد و بدین لحاظ حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» وجود خارجی دارند، زیرا با ظهور محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» که ولایت نیز ظهور کرد زمینه‌ی ظهور تامّ و تمام ولایت کلی فراهم شد ولی به غایت خود که اِعمال ولایت الهی به صورت بالفعل در کل جهان است، محقق نشده؛ به همان معنایی که ولایت مهدی صورت ولایت کامل الهی است که باید در نهایت عالم بالفعل محقق شود ولی نبوت یک مأموریت است که با نبی خاتم به انتها می‌رسد. بنابر این از یک طرف بحث ختم نبوت است و از طرف دیگر بحث ختم ولایت. ختم نبوت با ظهور بالفعل نبی مکرم محقق شد ولی ختم ولایت که با حضور حضرت امیرالمومنین به نحو محمدی شروع شد، با ظهور مهدی به انتهای خود می‌رسد در حالی که با ظهور علی علیه‌السلام آن ولایت، حامل خاص در شخص خاص پیدا کرد و همان با ائمه علیهم السلام ادامه پیدا کرد و به مهدی علیه‌السلام رسید. در این راستا قاعده‌ای را که متذکّر می‌شود هر حقیقتی صورت خاص مناسب خود را در عالم مادون دارد فراموش نشود و از این لحاظ حقیقت ولایتی که با نور محمد«صلوات‌الها‌علیه‌وآله» از طریق امیرالمومنین«علیه‌السلام» ظاهر شد حتما آن ولایت در حال حاضر صورت خاص در انسان خاص را می‌طلبد و این غیر از صورت ولایتی است که در انبیاء گذشته و در کنار آن‌ها سرّاً محقق بود. موفق باشید
8749
متن پرسش
سلام علیکم. خواستم نظر شما را در مورد سخترانی حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانیِ اسلامی در مراسم اختتامیه همایش ملی فرهنگ و تکنولوژی در تاریخ 23 اردیبهشت 93 در دانشگاه صنعتی شریف بدانم. متن سخنرانی: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930224000869
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نکات بسیار ارزنده‌ای را فرموده‌اند و به طوری بسیار ظریف و عالمانه نشان داده‌اند چگونه رابطه‌ای بین هر نوع تکنیک و فرهنگ سازندگان آن تکنیک هست. و چقدر خوب است که ملت ما به این خودآگاهی برسند تا معنای درستی از آن تمدن نوین اسلامی که باید در افق نگاهشان داشته باشند، پیدا کنند. موفق باشید
7715
متن پرسش
باعرض سلام وطول عمرباعزت برای استاد ازباب اینکه بدانیدما شاگردان خوبی برای شماهستیم واخذنظرحضرت عالی درخصوص سیر(صعودی)انسان دردنیا وبرزخ (برازخ)تاقیامت واینکه درکتاب معادفرمودید نگرانی معصومین علیهم السلام ازبرزخ شیعیان شان می باشدبنده به زعم خودم اینگوه برداشت می کنم همانطورکه برای وروددردنیا بایستی جنین به مراحل رشدتکاملی خویش برسدتاشان حیات دردنیا راکسب نماید وچنانچه ناقص بدنیا بیایدمحکوم به زوال ونابودی است پس دربرزخ هم برای ورودبه قیامت بایستی لیاقت وشایستگی ورودبه ان نشه راپیداکندتا وارد شودواین می شودکه برزخ عده ای سالیان طولانی طول می کشدتاکامل شوندوبعضی همین حالا دربهشتندآیا صحیح است؟ضمنادرخصوص استفاده از فایل صوتی معادازپنجاه به بعدوجزوات تفسیرقران ونهج البلاغه درسایت تغییری که قولش راداده بودیدصورت نگرفته است باتشکرفراوان انشائ اله ایام نوروزسفرکربلا درپیش دارم جهت فیض بیشترازان مکان مقدس خوشحال می شوم توصیه ای بفرمایید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بحمداللّه مطلب درست برداشت شده منتها در عین آن‌که عده‌ای از جهاتی همین حالا در قیامت هستند از جهت دیگر تا حشر اولین و آخرین محقق نشود آن حساب نهایی که مخصوص قیامت است واقع نمی‌شود. در مورد فایل‌های صوتی از جلسه‌ی 50 به بعد معاد فرمودید؛ دوستان باید سعی بفرمایند دی‌وی‌دی آن را تهیه کنند چون در حال حاضر قرار دادن آن‌ها روی سایت مقدورشان نیست تا ببینیم در سایت جدید چه می‌شود کرد. زیارت مولایمان حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» می‌روید یادتان باشد مفتخر به توفیقی می‌شوید که دیگر بین شما و حضرت حق گناهی باقی نمی‌ماند و لذا عباداتتان قلبی می‌شود، آن‌ها را رها نکنید التماس دعا. موفق باشید
نمایش چاپی