بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی سلامتی برای شما. شنیده ام اگر کسی مجبور به دزدی باشد می تواند در حد نیازش دزدی کند. آیا این مطلب درست است؟ از طرف دیگر در ضمن تفسیر یک سوره ای شنیدم حدیثی داریم که اگر یک مسلمانی از گرسنگی در حال مردن هم باشد سزاوار است که بمیرد ولی از کفار تقاضای نان نکند باطن این احکام چگونه است؟ لطفا مفصل شرح بفرمایید که کاربرد این دو حکم در فقه و نیز کاربرد عرفانی آن کجاست و در صورت امکان مثال بزنید. باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: یکی از تکالیف انسان این است که از جانش محافظت کند و اگر این تکلیف در مقام عمل، با تکلیف دیگری درگیر شد (که به اصطلاح اصولیون از آن به تزاحم تعبیر می‌شود) فقهاء با قواعدی که در مقام استنباط از آن استفاده می‌کنند، حکم این‌که کدام یک از این دو تکلیف باید مقدم شمرده شود را بیان می‌کنند. در مورد اولین قسمت سوال شما نیز انسان با دو تکلیف مواجه می‌شود؛ یکی وجوب حفظ نفس و دیگری حرمت تصرف در ملک دیگران بدون اذن. هنگامی که این دو تکلیف با هم تزاحم می‌کنند فقهاء تکلیف به حفظ نفس را به خاطر این‌که در قیاس با حرمت تصرف در ملک غیر، ملاک اهم دارد، مقدم داشته‌اند البته اگرچه تصرف در ملک دیگران بدون اجازه‌ی آن‌ها این‌جا جایز شمرده‌شده، منافات با حکم به ضمان ندارد. در مورد دومین قسمت سوال شما، باز دو تکلیف بر عهده‌ی انسان است که با هم تزاحم نموده‌اند. یکی حفظ نفس و دیگری عدم ایجاد تسلط کفار بر مؤمنین. اگر روایتی با مضمونی که نقل کردید ثابت و قابل استناد فقهی باشد می‌توان این‌چنین گفت که در آن روایت، ملاک تکلیف به حفظ نفس، کم اهمیت تر از تکلیف دیگر شمرده‌شده. موفق باشید
21792
متن پرسش
با سلام: در کتاب روح مجرد آمده است: افرادی که که بدون رهبر و دلیل، خودسرانه راه ریاضت پیش گرفته و بنای نمازهای مستحبی و روزه مداوم و ترک حیوانی و ذکر ورد و فکر خودسرانه، از مطالعه کتب یا از تبعیت و پیروی استاد غیر کامل و یا از روی انتخاب و اختیار خویش نموده اند ابدا نمی توانند از این منزل بار سفر بر بندند زیرا اولا این منزل بسیار جالب و زیباست و دل کندن و عبور کردن مشکل است و ثانیا عبور از آن مستلزم قربانی نفس در راه اوست و چگونه نفس حاضر برای قربانی خودش می شود؟ در کل در این کتاب نظر این است که بدون استاد کامل سیر و سلوک نتیجه ناخوشایندی خواهد داشت حال وظیفه ما چیست؟ با توجه به اینکه اولا استادی نمی شناسیم اگر هم باشد از کجا بفهیم او استاد کامل است و ما ار به سرمنزل مقصود خواهد رساند ؟ آیا ما باید به صورت مردم عادی زندگی کنیم و بیخیال سیر و سلوک شویم چون عادی بودن بهتر از منحرف شدن است؟ خواهشمند است راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته بیشتر مربوط به زمان مرحوم قاضی است و با ظهور انقلاب اسلامی و تحققِ تاریخی دیگر، شرایط طوری شده که حضرت آیت اللّه بهجت، موضوعِ «علمِ تو استاد توست» را به میان آوردند که بحث آن در جزوه‌ی «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )» در قسمت نوشتاری سایت هست. موفق باشید

لینک جزوه‌ی «شرح مختصر دستورالعمل آیه الله بهجت (رحمه الله )»

18689
متن پرسش
بسمه تعالی سلام: خدا قوت. لطفا بفرمایید از نظر شما هدف جوان و نوجوان حاضر در عصر تاریخ انقلاب اسلامی باید چه باشد؟ تشکر از الطافتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک درست انقلاب اسلامی در راستای برگرداندن معنویت به زندگی بشر و مقابله با استکبار. لذا در دو جبهه‌ی مطالعه‌ی معارف الهی و غرب شناسی باید تلاش کرد. موفق باشید

14004
متن پرسش
1. در برهان صدیقین فرمودید خدا عین هستی و عین کمال است هدایت و رحمت کمال است پس خدا عین رحمت و هدایت است و ضلالت و غضب عدم هدایت و رحمت است پس وجه کمالی نیست که ما به خدا نسبت می دهیم در حالی که قرآن می فرماید خدا گمراه می کند و خدا غضب می کند آیا می شود این نکته را با معرفت النفس اینگونه فهمید که نفس عین دیدن است و وقتی عضو بینائی از بین رفت می گوئیم کور شدم در حالی که نفس عین بینائی است و از آن کوری صادر نمی شود حالا در رابطه ی خدا و انسان وقتی می گوئیم خدا گمراه کرد و یا غضب کرد یعنی انسان مشکل دارد که نمی تواند هدایت و رحمت الهی را بگیرد و می گوئیم خدا غضب کرد یا قضیه این نیست و غضب و گمراهی کمالی در خداست و آن را جلوه می کند مثل سایر اسماء کمالی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام و ملاصدرا می‌فرمایند «با توجه به این‌که خداوند عین کمال است پس وقتی رحمت خود را از انسان بگیرد عملا به او غضب کرده‌است و یا وقتی نور هدایت را از انسان بگیرد عملا او در گمراهی خواهد بود ولی این نوع گمراه کردن خدا، ابتدایی نیست بلکه به تبع عصیان انسان است که خداوند هدایت را از او سلب می‌کند. موفق باشید

13048
متن پرسش
سلام: بنده بجز کارهای طلبگی یک برنامه ای دارم آن هم تفکر زیاد روی انقلاب اسلامی است. چند وقت پیش روی تفکر امام (ره) کار می کردم که چه ارادتی به ملاصدرا داشتند. و این انقلاب را ظهور تفکر ملاصدرا می دانم، درحد عقل ناچیزم. چند وقت است که این جریان ملاصدرا کوبی در ایران بیشتر شده که مرا مجبور به مطالعه روی افرادی که توهین می کنند به ملاصدرا و‌... کرد. من با مطالعه و تفکر اندکی به این نتیجه رسیدم که: برای ار بین بردن انقلاب اسلامی یک بار حمله کردند نشد. یک بار تحریم کردند نشد. یک بار فتنه کردند و نشد و این بار آمده اند و می خواهند ریشه تفکر امام را بزنند، نمی دانم تا چه حد درست تشخیص دادم. ولی من با چند تن از آنها صحبت کردم دیدم اصلا امام را کافر می دانند ولی زیاد بروز نمی دهند چون می دانند با جواب قاطعانه روبرو می شوند. البته ناگفته نماند تعداد کمی از آنها هستند که اینطور نیستند و به امام و آقا ارادت دارند، ولی متاسفانه بعضی هایشان اینطور نیستند اصلا... نظر شما چیست استاد؟ راهنمایی بفرمایید چگونه منِ طلبه ضد حمله ی این حمله را بزنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که عده‌ای به جهت عدم آگاهی در مورد ملاصدرا اشتباه می‌کنند و دشمن هم از این‌ها استفاده می‌نماید، حرفی نیست. ولی فراموش نکنید این افراد در بیرون تاریخ به‌سر می‌برند و مسئله‌ی حضور تاریخی ملاصدرا در آینده‌ی تمدن اسلامی محکم‌تر از این حرف‌ها است که با این بادها بلرزد. وظیفه‌ی ما است تا با تبیین درستِ ملاصدرا به تحقق هرچه بهتر تمدن نوین اسلامی کمک نماییم. موفق باشید

12704
متن پرسش
سلام: در معراج السعادة آمده است كه عزلت يا مخالطه با مردم به فراخور حال افراد است، براي برخي مخالطه با مردم بهتر است و براي برخي عزلت نشيني، و برداشت من از كتاب اين بود كه عزلت نشيني در مقام بالاتري است. چطور تشخيص دهم كه براي بنده عزلت بهتر است يا مخالطه با مردم و ورود به اجتماع؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری در شرایطی که محیط نامساعد باشد و یا ضرورتی برای مخالطه با مردم نباشد، انزوا ترجیح دارد ولی از وظیفه‌ی خودمان در خدمت‌گذاری به مردم نباید غفلت کنیم. موفق باشید

11104
متن پرسش
سلام و خدا قوت: تشکر به خاطر جواب سوالی که در مورد کتاب عین الحیات و کتب شیخ صدوق پرسیده بودم که پاسخ شما تاکید روی فهم روایات بود حال برای فهمیدن روایات چه باید کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فهم روایات مثل فهم قرآن مقدماتی نیاز است که از همه مهم‌تر نگاه توحیدی است، همان نگاهی که مبنای سخنان ائمه«علیهم‌السلام» بوده است. پیشنهاد می‌کنم خطبه‌های توحیدی نهج‌البلاغه مثل خطبه‌ی اول را مدّ نظر قرار دهید. برهان صدیقین و مباحث معرفت نفس نیز برای ابتدای کار خوب است. موفق باشید
9937
متن پرسش
سلام استاد: حضرت آقا: «وظیفه امر به معروف لسانی بر همه واجب است.» حالا سوالی داشتم: ما در جامعه دقیقا چه کار می توانیم بکنیم؟ (البته اگر نخواهیم فقط ذهنی نباشد) به هر کی می گویم می گه که کار فرهنگی و.... با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جایی که امکان امر به معروف زبانی هست و طوری می‌توان ارتباط برقرار کرد که طرف مقابل آن تذکر را حمل بر صمیمیت نماید، نباید کوتاهی کرد. موفق باشید
9850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در یکی از جلسات از حضرت علی (ع) نقل کردید (یا شاید پیامبر(ص)) در مقابله با شخصی که به ایشان فحش داده بود فرمودند جواب فحش یا فحش است یا عفو که حضرت علی (ع) عفو فرموده بود. این مسئله برای من قابل فهم نیست که جواب فحش می تواند فحش باشد. یک شخص خیلی مذهبی نه مثلا به عنوان یک فرد مسلمان و با ایمان عادی چطور می تواند در قبال برخی از فحش ها که حتی انسان از فکر کردن به آن حیا می کند بر زبان جاری کند؟ حالا فحش بد هم نه، چطور خداوند اجازه داده بر زبان فرد مسلمان کلماتی که به عنوان توهین به طرف مقابل تلقی می شد جاری شود؟ لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم منظور حضرت آن نیست که با همان کلمات جواب او را بدهند، بلکه به جای عفو نهایتاً می‌توان گفت این حرف‌ها مربوط به خودت باید باشد و نه مربوط به من. موفق باشید
8545
متن پرسش
با سلام. ولادت آقا امیر المومنین علیه السلام بر شما استاد عزیز و همه شهدا و شیعیان مبارک. از اونجایی که به حقیقت گویی شما ایمان دارم، خواستم سوالی رو خیلی واضح و صریح عرض بفرمایید. در عصر کنونی که رهبری این جامعه با حضرت آقا هست، اهداف انقلاب و نظام و کلا حقایق به وسیله اکثریت مردم (عوام) پیش میرود و یا به وسیله اقلیت مردم است؟ منظور از اقلیت ، خواص با بصیرتی هست که گوش به فرمان رهبری هستند. حقیر فکر میکنم که گزینه دوم درست یاشه. یعنی در عصر کنونی این عوام نیستند که در تداوم اهداف انقلاب نقش بسزایی داشته باشند ( البته نه این که اصلا نقش ندارند. حضور میلیونی در راهپیمایی ها، حضور میلیونی در انتخابات مختلف و..)اما با عقل ناقصم وقتی به قضیه دقیق نگاه میکنم میبینم گاهی اوقات حضرت آقا حتی یک تنه کاری رو پیش میبرند و یا حتی با همان اقلیتی که مصداق کم من فئة القلیل هستند اهداف نظام و انقلاب رو پیش میبرند. و به نظرم متاسفانه همین مظلوم بودن آقا در بین اکثریت مردم، خود حاکی از این باشد که شخص رهبری مثل پدری دلسوز به همراه همان اقلیت با بصیرت که همگی در صراط حق هستند نقش بسیار مهمتری در این زمینه دارند. مانند سیدالشهدا علیه السلام که با همان اقلیت هفتاد و دو نفر، انقلابی ماندگار را در طول تاریخ ثبت کردند. هر چند که بنده اصلا قصد تخریب اکثریت رو ندارم ولی به نظر میاد که شخص رهبری و مردم با بصیرت قلیلی که واقعا گوششان به دو لب آقا هست نقش بسزاتری ایفا میکنند. شرمنده که اظهار نظر کردم. منتظر نظرتان. یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همیشه همین‌طور بوده. لطف کار آن است که اکثر مردم در مقابل نظرات رهبری مقاومت ندارند و ایشان را خیرخواه خود می‌دانند. هیچ‌وقت نباید از مردم انتظار داشت در زوایای این موضوعات وارد شوند. موفق باشید
7983
متن پرسش
باسلام درباره آیت الله وحید نقل شده :(وی با تأکید بر اینکه همه چیز در قرآن و روایات است به طلاب توصیه کرد که وقت خود را صرف قرآن و روایات کنند و خاطرنشان کرد: بنده سال‌ها نزد فیلسوف بزرگ مرحوم میرزا مهدی آشتیانی و مرحوم میرزا ابوالقاسم الهی که فیلسوف خراسان بود، فلسفه را تلمذ کردم چون از اول عاشق این رشته بودم اما بعد از مدتی فهمیدیم آنچه گمشده فقط در کتاب و سنت است).آیا واقعا همین کتاب و سنت نیاز بشر به فلسفه را بازگو میکنند یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همه‌ی حقیقت را باید در قرآن و روایات جستجو کرد و هراندازه عقل و قلبِ انسان بیشتر رشد کرده باشد از قرآن و روایات بیشتر می‌توان استفاده کرد. فلسفه و عرفان می تواند قدرت فهم قرآن و روایات را بیشتر ‌کند. نمونه‌اش حضرت امام و علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما». موفق باشید
5665
متن پرسش
- با سلام یک سوال داشتم؛ همان طوری که بار فکری و عملی و تئوری انقلاب بر دوش حضرت امام و علامه طباطبایی است، در غرب چگونه است؟ یعنی اگر من بخواهم از لحاظ تئوری و فکری و نظری غرب را بشناسم دقیقا باید چه کتبی را بخوانم؟ چه اندیشمندانی غرب را معرفی کردند؟ اگه لطف بفرمایید خود کتب آنها و نویسندگانشان را مصداقا معرفی فرمایید ممنون میشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: کتاب‌های مرحوم شهید آوینی و مرحوم مددپور و آقای رنه‌گنون و آقای دکتر داوری خوب است. موفق باشید
4787
متن پرسش
باسمه تعالی- سلام علیکم، با آرزوی سلامتی و توفیق روزافزون برای حضرتعالی در ترویج معارف دینی ، چندی پیش انتقادی در مورد کاربرد عبارت "اصولگرایان حزبی" مطرح کردم و چون حضرتعالی آنرا پذیرفتید فهمیدم که به خطا نرفته ام. اما بعد از آن مشاهده کردم که به جای آن از عبارت "اصولگرایان سیاسی" استفاده می فرمایید که به نظر می رسد انتقاد شدیدتری به آن وارد باشد. به خصوص وقتی در پاسخ شماره4729 فرموده اید ". . . خطر اصولگرایی سیاسی به عنوان یکی از عواملی که انقلاب را گرفتار بن بست می کند. . ." بر آن شدم تا ابهام و ایرادم را مطرح کنم. تعجب حقیر از این است که مگر ما اصولگرایی غیر سیاسی هم داریم؟ اگر منظور از اصولگرایی گرایش یا اعتقاد به اصولی است که ریشه در منابع فقهی و دینی دارد، حتما از فروع آن اقتصاد ، فرهنگ، سیاست و حقوق و . . . است، به نحوی که جدا کردن آن ها و به طریق اولی در تقابل دانستن آن ها امکان ناپذیر است. اتفاقا علت اصلی کاربرد عبارت "اصولگرایی" این است که حتی الامکان از تفرق مسلمانان و حد اقل شیعیان جلوگیری شود و همه را حول اصول متفق فیه متحد نماید، حال اگر خود اصولگرایان را شقه شقه کنیم بر خلاف مقتضای آن نام گذاری عمل کرده ایم. و ممکن است عده ای هم ما را به این دلیل که اصولگرای فرهنگی هستیم نپذیرند و بعضی دیگر را با دیگر عناوین. آن طور که حقیر فهمیده ام اصولگرایی به مثابه درختی است که ریشه های آن منابع فقهی است و شاخه های آن فروعی چون : اقتصاد، سیاست ، حقوق ، فرهنگ، دفاع و . . . که اگر چه به ظاهر جدا ولی چون از طریق یک تنه به ریشه ها متصل و وابسته اند پس عین هم بوده و تفکیک نا پذیرند. همانگونه که شهید مدرس هم فرموده اند : سیاست ما عین دیانت ما است. اما من مدعی اصولگرایی هستم که در عمل یا سیاست زده ام، یا سیاسی کارم، یا قدرت طلبم ، یا اصلا اصولگرا نیستم اما منافعم ایجاب نموده که خود را در دایره اصولگرایان وارد کنم. بنابراین به نظر می رسد نه تنها سیاسی بودن را نباید به عنوان مذمتی برای بعضی اصولگرایان بکار بریم بلکه باید اصولگرایی منهای سیاست را مذمت نماییم ، همان طور که در مورد گروه هایی مثل انجمن حجتیه کرده ایم. اگر آنچه گفته شد درست باشد، شاید راه حل در این باشد که به جای این که با یک عبارت و یا یک اصطلاح افراد و گروه های مختلف و یا حتی متعارض را وصف کنیم، با توصیف در یک جمله و بنا به مورد با ذکر اوصاف دقیق و مشخص (مثل سیاست زده ، سیاسی کار، قدرت طلب یا . . ) آن ها را متمایز و نظر و اراده خود را تبیین نماییم و یا این که بدون ورود در علت یا منشا اشتباه و خطا ی افراد و گروه ها اظهار نظر نماییم تا باعث ایجاد شائبه ای نشود.با تشکر از بذل محبت و عذر خواهی از تصدیع اوقات شریف و التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور از اصول‌گرایی سیاسی آن نوع اصول‌گرایی است که خود را در حصار سیاسی‌بازی متوقف کرده است در حالی‌که اگر بر اساس رهنمودهای دین خدا عمل می‌کرد در عین آن‌که سیاست عین دیانت است ولی دیگر به آن اصول‌گرایی سیاسی اطلاق نمی‌شد. مثل آن‌که به حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» اصول‌گرا می‌گویند و برای آن‌که اصول‌گرایی سیاسی را از اصول‌گرایی اصیل جدا کنیم. مقام معظم رهبری در تاریخ 29/3/ 85 شاخصه‌های اصول‌گرایی را به‌کار بردند تا بتوان بین اصول‌گرایی حقیقی با اصول‌گرایی ادعایی فرق گذاشت. موفق باشید
3575
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر درباره نظریه داروین اطلاع کاملی ندارم. اما بعضی موارد آن قابل قبول است و جامعه مذهبی در این باره بد عمل کرده است. اسناد علمی درباره تکامل حیوانات وجود دارند. مانند فسیل های یافته شده. در ضمن این نظریه نشان دهنده قدرت خداوند است. چرا که قدرت و حکمت خدا درخور خلقتی عظیم و مطابق با قوانین همین جهان است. من فکر می کنم خداوند قبل از همه و بیش از همه قوانین این دنیا را رعایت می کند. فرض کنید این نظریه را رد کنیم. پس خلقت چگونه انجام شده است؟ آیا ناگهان تمام موجودات چشم باز کرده اند و خود را در کنار بقیه دیده اند؟ این که نشدنی است چرا که زمین هم از یک جایی ساخته شده و قبل از آن وجود نداشته است. ضمن اینکه تولید موجودات ذره بینی از عناصر بی جان در آزمایشگاه انجام شده است و این با آفرینش موجودات از گِل تطابق دارد. ضمنا یافته های علمی نشان می دهد که DNA های انسان و میمون شباهت بسیار زیادی دارد. در این نظریه بخشی وجود دارد که گویای این است که دنیا در 6 مرحله آفریده شده است که با قرآن تطابق دارد. فقط نمی دانم داستان خلقت انسان در قرآن را باید چه کار کرد! یک سوال اساسی بنده در همینجاست. آیا می توان گفت نمادین است یا مطابق با فهم بشری گفته شده؟ این البته اعتقادات بنده است و من قصد قبولاندن باورهای خودم به بقیه را ندارم. ولی برخورد مذهبی ها را در ارتباط با این نظریه هم نمی پسندم. چرا که باور مردم به سمت قبول این نظریه رفته ولی افراد مذهبی این را نمی پسندند که خود این داستان باعث شکاف می شود. نظر شما راجع به گفته های بنده چیست؟ ایا جنابعالی نیز این قسمتهای نظریه داروین را قبول دارید؟ در هر صورت (جواب بله یا خیر) تضادهای گفته شده را چگونه حل خواهید کرد؟ این داستان ذهن من را مشغول کرده و به نظرات شما استاد گرامی بسیار محتاجم. با تشکر فراون امین قراباغی ایمیل:a.qarabaqi@gmail.com
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اطلاع دارید که موضوع تکاملی که داروین مطرح می کند یک موضوع مفصلی است که در قالب یک سؤال و جواب نمی‌گنجد. با توجه به این‌که رشته‌ی دانشگاهی بنده زمین‌شناسی است در چند جلسه‌ی اول تفسیر سوره‌ی سجده دلایل ضعف نظریه‌ی تکامل انواع را مطابق آخرین نظریه‌های علمی عرض کرده‌ام و تناقضاتی که این نظریه در خود دارد. از طرفی امروزه حتی آن‌هایی که تکامل انواع را قبول دارند این نظریه که انسان‌ها از نسل میمون هستند را هیچ دانشمند پالئونتولوژی نمی‌پذیرد و به‌کلی مردود است. شهید مطهری در مباحثی که در مورد تکامل انواع داشتند می‌فرمایند: پذیرفتن تکامل انواع هیچ ضرری با مبانی عقیده‌ی توحیدی نمی‌زند اشکال در خود معتقدین به این عقیده است که دلایل کافی علمی جهت اثبات نظریه‌ی خود ندارند. موفق باشید
2641
متن پرسش
سلام علیکم! از طرفی در قرآن کریم داریم:«لا یُکَلِّفُ‏ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» یعنی خدا بالاتر از توان کسی را به او تحمیل نمی کند. از طرف دیگر هم طبق آیات قرآن هم طبق مشاهدات خودمان در طول کل تاریخ در تمامی زمانها و مکانها غالب و اکثری مردم دین درست و حسابی ندارند. حال بیائید یک مثال بزنم. فرض بفرمائید امتحانی از مثلا 1000 نفر گرفته شود. این 1000 نفر نیز تماما افراد تنبل نیستند. بلکه در این 1000 نفر هم افراد تنبل هستند هم افراد با استعداد و باهوش هم افراد درس خوان و اهل مطالعه هستند هم افرادی که اهل مطالعه و درس نیسند. خلاصه همه طور دانش آموزی در بین این 1000 نفر هستند. اما در امتحان مثلا 950 نفر یا 970 نفر در این امتحان می افتند. خب شما در این حالت می گوئید این 950 نفر هیچکدام درس نخوانده اند یا نه می گوئید امتحان فوق العاده سخت بوده که این تعداد افتاده اند؟!!! به احتمال قوی در اینجا حالت دوم است چون نمی شود این تعداد دانش آموز که همگی افتاده اند همگی با هم تنبلی کرده باشند و هیچکدام درس نخوانده باشند. دانش آموزانی که در بین آنها درس خوان نیز بوده در بین آنها با استعداد نیز بوده اما با اینهمه این تعداد افتاده اند. حال بیائیم به اصل بحث. خدا دارد امتحانی از ما می گیرد که اکثریت مردم در طول کل تاریخ و در تمامی زمانها و مکانها نمره خوبی در این امتحان نگرفته اند و خیلی ها نیز افتاده اند. خوب در این حالت امتحان فوق العاده سخت بوده یا نه همگی درس نخوانده اند!؟ اگر همگی نخوانده اند چرا؟! در این بین افراد عاقل هستند بی عقل نیز هستند با استعداد هستند بی استعداد نیز هستند. پس چرا این اتفاق می افتد!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در آیه‌ای که به آن اشاره فرموده‌اید سخن از آن است که آنچه به شما تکلیف کرده‌ایم در حدّ وسع و توان شما بوده است، پس اگر برایتان مشکل است به جهت آن است که از استعدادهای خود درست استفاده نکرده‌اید. از طرفی آنچه را خداوند تکلیف فرموده است بر این اساس است که انسان‌ها به مرور به مرحله کمالی آن اعمال برسند. ابتدا نماز را شروع کنند سپس به معانی آن توجه نمایند و سپس به حضور قلب برسند. حال چگونه می‌توانیم بگوییم 95٪ مردم در امتحان مردود شده‌اند؟ مگر فقط صورت کمالی دین را باید در نظر بگیرید؟ فکر می‌کنم اکثراً دین‌داراند ولی در سطوح مختلف و به همین جهت اگر به آن‌ها بگویید بی‌دین هستید ناراحت می‌شوند. موفق باشید
1818
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی در مورد ذات خدا میفرمایند دست انسان اعم از انبیاء و اولیاء و غیره از شناخت ان کوتاه است و در تعریف اسم میگویند ظهور ذات خداست به صفت خاص یعنی همان ذات که دست ما از شناختش کوتاه است ظهور پیدا میکند و خود را نشان میدهد ایا همین معرفت به ذات نیست همین که ما مییابیم ان ذات کریم است مگر این خود معرفت به ذات باری تعالی نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام آری با نظر به «اسم» به ذات نظر می‌شود ولی در محدوده‌ی اسم خاص، ولی ذات در مقام خودش اجازه‌ی حضور به غیر نمی‌دهد که «عنقا را بلند است آشیانه». موفق باشید
1551

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد اگر فلسفه به این جایی که رسیده نمی رسید، ما می تونستیم از احادیث توحیدی ائمه برداشت هایی که الان داریم رو داشته باشیم؟ اگر فلسفه نداشتیم چه می شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: امامان به شیعیان خود فرموده‌اند:«عَلَیْنَا إِلْقَاءُ الْأُصُولِ إِلَیْکُمْ وَ عَلَیْکُمُ التَّفَرُّع‏» جز این نیست که بر ما است اصول و ریشه‏ها و پایه‏ها را بسوى شما بیافکنیم و براى شما بیان کنیم و بر شما است که شعبه شعبه و دسته دسته نموده مطالب را از آن ها بیرون آورید و علماء دین از جمله فلاسفه‌ی اسلامی و فقها تلاش کرده‌اند با تدوین علم فقه و فلسفه و کلام،شرایط تبیین سخنان ائمه را فراهم کنند. موفق باشید
967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با سلام حضور استاد گرامی کلیت سوال درباره ایمان وراه تقویت آن تا رسیدن به یقین کامل است: * پشتوانه ایمان چیست؟یعنی برای آنکه بدانیم آنچه که آن را واقعی میدانیم حقیقتا واقعی است(در حالی آن غیب است) چه راهی هست؟آیا استدلال عقلی ما را بی نیاز میکند؟( یا باید بکند )و یا اینکه نه؛باید ایمان ما به شهود ختم شود؟ آیا این انتظار نابجایی است؟ *ما در توسلمان به اهل بیت علیهم السلام می توانیم انتظار پاسخ بگونه ای داشته باشیم که ما مطمئن کند که اوهست و همانگونه است که ما میشناسیمش و اصلا زمانی که او را مخاطب خود قرار داده ایم واقعا او مخاطب ما است,شاید ما گمان میکنیم که او را مخاطب قرار داده ایم و با او ارتباط داریم ولی خود را فریب داده و مثلا با خود سخن میکنیم و اگر اشک میریزیم ناشی ازچیز دیگری است(مثلا خستگی یا مشکلات روزمره یا..) *آیا ایمان امری ارادی است یعنی ما سعی کنیم با افزایش علم(عقلی و نقلی) و عمل در حد خودمان باور مندتر بشویم و میشویم؟ با تشکر از دقت نظر و وقتی که صرف میکنید التماس دعا
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی قلب انسان حقیقت را می‌شناسد، باید از طریق عقل متوجه آن حقیقت شد و با تزکیه و رعایت احکام شرعی، قلب را آماده کرد که با حقایق مأنوس شود. گفت: «اول قدم آن است که او را یابی...دوم قدم آن است که با او باشی» اگر معرفت کافی به جایگاه اهل‌البیت«علیهم‌السلام» یعنی انسان‌های کامل داشته باشیم و انسانیت را بشناسیم می‌توانیم نظر آن ذوات مقدس را بر قلب خود احساس کنیم و به‌خصوص در زیارت آن‌ها تأثیر آن‌ها را در اصلاح خود به‌خوبی دریافت نماییم. پس از آن‌که عقل را در تشخیص حقیقت به میدان آوردیم و تزکیه‌ی لازم را انجام دادیم نور ایمان خود به خود تجلی می‌کند. موفق باشید
23384
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: حقیر تا الان فکر می کردم صنعت هسته ای مقداریش به خاطر منافع استکبار قبل از انقلاب و عمده آن و بومی کردن آن با مجاهدتهای شهدای هسته ای و همکارانشان صورت گرفته و همینطور فکر می کردم صنایع موشک سازی و بومی کردنش با مجاهدتهای شهید بزرگوار و پارسای بی ادعا شهید تهرانی مقدم. انجام گرفته است و شاهد آن جمله معروف از طرف شناگران درون استخر فرح پهلوی بودیم که روزگار امروز روزگار گفتگوست نه موشک و همچنین عکس العمل رهبری به این گفته که گوینده یا خائن است یا... اما زهی خیال باطل! در مراسم سالمرگ مالک پسته های لب خندان هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور حسن روحانی گفت صنعت هسته ای و صنعت موشکی فرزندان هاشمی رفسنجانی است! استاد لطفا تا دیر نشده به درگاه خدای متعال توبه کنید از اینکه تا الان می خواستید افکار ما را از زحمات شبانه روزی! رفسنجانی منحرف کنید! اعتراف کنید به چه هدفی این بلا را سر ما در اوردید؟ آیا شما هنوز نمی بینید غیر از وجود خدای متعال همه چیز و همه کس به هاشمی برمی گردد؟ از خلقت آدم و حوا گرفته تا اختراع برق و لیزر و نانو و ماهواره و سلولهای بنیادین و .... واقعا انصاف هم خوب چیزیست! در عوض به جبران پنهان کاریهایتان خودتان چند مورد دیگر از زحمات هاشمی نام ببرید. حالا اگر در کنار زحماتش مک فارلینی و پسرخائنی و خطبه مانور تجملی و نامه بی سلام و و والسلامی به رهبری و فتنه هشتاد و هشتی و روز تاسوعا تفریح در سد لتیانی و برجامی و پالرمویی و fatf ای و مجلس ششمی و سران فتنه ای و فراهم کننده جام زهری و تمام کننده جنگی و .... دیدید اینها هیچ موقع! ربطی به هاشمی عزیزتر از جان ندارد همش مربوط به آقایان کم فعالیت و نا اگاه به زمانه و خسته و متمایل به غرب و کدخدایی مثل رئیسی، احمدی نژاد، قالیباف، جلیلی، رائفی پور، طاهرزاده، قاسم سلیمانی، حسن زاده، خوشوقت، مجتبی تهرانی، قرائتی، صیاد شیرازی، باقری، باکری، همت، جهان آرا، احمد کاظمی، محسن حججی و فرزندانشان و اذنابشان و رهبری دارد. دیگر خود دانید! خدایتان ببخشایدتان و ببخشایدمان غفرالله لنا و لکم. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای رفیق عزیز! معلوم است که از دست طرف خیلی حرص خورده‌ای؟!! بخواهی و نخواهی تا بوده است، دنیا همین‌طور بوده است. اهل دنیا زلالی و مصفای علی «علیه‌السلام» را در تحقق اسلام ندیدند. «از همه‌ محروم‌تر خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». موفق باشید

21710

صله‌ی رحمبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: صله رحم در زبان شریعت چه معنایی دارد؟ استاد عزیز با توجه به زندگی امروزی که کاربردی هم باشد لطفا توضیح بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایات متعدد داریم که «رحِم» در عرش مستقر است و حضرت حق می‌فرماید قطع رحم مساوی قطع با من است و رحمت الهی از طریق صله‌ی رحم برای انسان جریان می‌یابد. به همین دلیل نباید طوری عمل کرد که تصور قطع رحم پیش آید. موفق باشید

20143
متن پرسش
سلام علیکم استاد: بنده آدم زود رنجی هستم. مثلا اگر کسی خواسته باشد اذیت کند یا مثلا خواسته باشد شوخی طعنه آمیز کند یا مسخره کند یا .....ناراحت می شوم. اینقدر ظرفیت ندارم که به خاطر این مسائل الکی، ناراحت نشوم. استاد از این قضیه که چرا شرح صدر ندارم رنج می برم. خواهش می کنم اگر ذکری، دعایی، آیه قرآنی یا.... هست راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مولوی: «مر سفیهان را رباید هر هوی / زان‌که نبودشان گرانیِ قوا» هر اندازه انسان با معارف الهیه و مسائل عقلی بیشتر آشنا شود، کم‌تر این امور وَهمی و خیالی او را در اختیار می‌گیرد. موفق باشید

19502
متن پرسش
سلام علیکم: لطفاً راهکار های عَملی غلبه بر آتش شَهوت به مَنِ پسرِ جوان توضیح دهید چون این آتش شَهوت دین و دنیای من را سوزاند و تا حدی پیش رفته که حتی باعث شده ترک واجبات مثل: نماز نخواندن و انجام محرمات مثل: نگاه به نامحرم کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌دانید نگاه به نامحرم، کارها دست انسان می‌دهد. در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی جهت رفع این مشکل مطرح شده است. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

18738

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: نظر جنابعالی نسبت به کاندیداتوری حجت السلام ابراهیم ریسی تولیت استان قدس رضوی چیست!؟ و چه کتب و مطالب رو برای انتخابات پیش رو معرفی می کنید؟ خدا شما رو برای نظام و انقلاب حفظ کند. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده جناب آقای رئیسی برای ریاست جمهوری حیف‌اند. نظام اسلامی از ایشان بهره‌های بهتری می‌تواند ببرد همین‌طور که هم‌اکنون کار ایشان اساسی‌تر از یک کار اجرایی پر از تنگناها است. در مورد انتخابات، بیشتر رهنمودهای رهبر انقلاب کتابِ واقعی است. موفق باشید

17744
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد بنده دارای کارشناسی رشته حقوق قضایی هستم و به این امید دارم این رشته را إن شاءالله ادامه میدم که به فضل الهی یک تحولی عظیم در «نظام حقوقی و قضایی» در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی ایجاد نمایم البته چنین بینشی که این حقیردارم تاسی از بیانات جنابعالی می باشد که مکررا فرمودید که مسائل و معضلات کشور ما با بخش نامه و چند قانون تصحیح نمی شود بلکه باید زیر ساخت ها را از نو تعریف نمود! و ازطرفی هم این حقیر در حال مطالعه جهت شرکت در آزمون کارشناسی ارشد می باشم و علی رغم این که با انگیزه هایی همچون کسب روزی حلال و غیره درس می خوانم و تلاش می کنم، شدیدا احتیاج دارم به انگیزه ی متعالی تر از این انگیزه ها و غرض از این مکاتبه این است که بنده را کمک کنید تا إن شاءالله تعالی با نظر به «نظام سازی» درس بخوانم لذا چندین سئوال از محضر مبارک دارم. 1. آیا «نظام حقوقی و قضا» ی کشور ما نیاز به اصلاح دارد؟ 2. در جاهایی از نظام حقوقی و قضایی ما وجود روش ها و نهادهایی به چشم می خورد که الهام از نظریات حقوق دانان فرانسوی است و از نظر عقلی و تجربی ثابت شده که این شیوه راهگشا و کارساز هست و البته به نفع جامعه آیا باز بایدحقوق دانان کشور ما با نقد این شیوه های بیگانه، نظرات اسلامی را جایگزین آن ها کرد؟ 3. استاد عزیز آیا قوانین ما اعم از قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی که عمدتا مقتبس از فقه ما هست نیاز به اصلاحات اساسی دارد؟ 4. یکی از منابع آزمونی ما متون فقه هست البته ابوابی خاص مانند دیات، قصاص، جهاد، قضاوت، متاجر،... حال بفرمایید این ابواب را با چه رویکردی مطالعه کنم تا به آن هدف عالیه نظام که تحقق تمدن اسلامی است نائل شد؟ استاد عزیز نمی دانم با این سئوالات متوجه گشتید که بنده دنبال چه پاسخ یا به عبارتی بهتر دستورالعملی از جنابتان هستم ولی به طور کلی بنده از شما میخوام که به طور مشخص بفرمایید که در نظام حقوقی و قضایی ما چه تغییراتی و اصلاحاتی باید صورت بگیرد که متناسب تمدن نوین اسلامی باشد و کار اصلی این بنده را با توجه به این که در این رشته تحصیل می کنم را تشرح نمایید؟ ببخشید مزاحم شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم نظام حقوقی ما نیاز به اصلاح دارد ولی به روش حکیمانه و با فرایندی زمان‌بر. و این‌که باید در روش از همه‌ی دنیا استفاده کرد، در عینِ رجوع به مبانی فقهی. و حتماً باید مباحث قانون مجازات اسلامی پس از یک مدتی با توجه به شرایط پیش‌آمده بازخوانی شود. آن‌چه در جهت‌گیریِ کلی به جنابعالی پیشنهاد می‌شود، تلاشی است در راستایِ درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی و در این رویکرد است که هرکس آن نوع احساس مسئولانه‌ی تعالی‌بخش را به‌دست می‌آورد. در این رابطه معتقدم شرح صوتی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» می‌تواند متذکر امر باشد. موفق باشید

17719

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده وقتتون بخیر: استاد دو تا سوال داشتم اگه میشه مثل همیشه راهنماییم کنید تشکر. 1. استاد کسی که مرتکب گناه میشه و متوجه میشه که از خدا دور شده چیکار باید انجام بده تا هرچه زودتر به خدا برسه؟ (یعنی حضور خدا رو درک بکنه، قبلا کمی درک می کرد اما با انجام گناه دیگر نمی تواند.) 2. استاد میشه خواهشا نظر خودتان را راجع به بازاریابی شبکه ای بیان بفرمایید؟ تقریبا 50 الی 60 درصد دانشجوهای دانشگاه ما جذب این شرکت ها شده اند. متأسفانه نتونستم نظر آیت آلله خامنه ای رو پیدا بکنم. احساس می کنم این بازاریابی های شبکه ای اشکالی دارند اما نمی توانم اشکالشان را پیدا کنم. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین که متذکر این امر شده‌اید، تذکری است از طریق ملائکة اللّه، پس با امیدواری تمام و رعایت تقوا راه رجوع به خدای کریم را در مقابل خود بگشایید. 2- بنده در این امر صاحب‌نظر نیستم ولی اهل فن آن را مشکل‌دار و مشکل‌زای می‌دانند. موفق باشید

نمایش چاپی